خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
491 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
🔥🔥🔥🔥🔥🔥


با پیشرفت تکنولوژی ارتباطات و رشد سریع فضای مجازی، امکان پیوند ذهنی - روانی گسترده ای برای انسانهای عصر حاضر فراهم آمده است.
اقتضای تحولات سریع ، ناهنچاریهای فرهنگی است که از فقدان آشنایی انسانها با شرایط و امکانات نوین حاصل می شود.
همان شرایطی پیش آمده که اگر در دوره پارینه سنگی افراد با بیداری از خواب با پدیده ای مثل ماشین مواجه می شدند.
در چنین شرایطی هیچکس حتی نمی تواند تصویر درستی از امکانات موجود و استفاده مطلوب داشته باشد.
چاره چیست؟
عمده ترین کار طراحی روشهای متعدد و انداختن آن در میدان تجربه و آزمایش
از این میان موثرین و مفیدترین راهکارها خود را نشان خواهند داد.
تلاش حاضر در همین راستا صورت می پذیرد.


🔥🔥🔥🔥🔥🔥


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
متدلوژی دیالوگ – 12

✍️✍️✍️✍️✍️✍️✍️✍️


❇️ با عذرخواهی از بی نظمی ها و کاستی هایی که در پیگیری این سلسله نوشتار عارض می شود از حضرت حق استدعا دارم که آمادگی روحی و روانی و جسمانی لازم نصیبم کند تا شاید بتوانم توفیق تحریر این سری مقالات را پیدا کنم.


چند روز قبل در مقدمه کوتاهی وجه ضرورت این تئوری پردازی را از یکی از جهات بیان کردم.


♻️ اختراعات بشر غالبا به یکی از دو صورت ممکن رخ می دهد:

💠 الف-در وجه غالب، برخی از انسانهای هوشمند و مستعد با قدرت خیال خود شرایطی را که پیدایشش می تواند راحتی و فراخی در زندگی فردی و اجتماعی انسانها ایجاد کند را تجسم میکند و سپس از هر راه حل ممکن نسبت به آفرینش آن شرایط اقدام میکند.
مثلا با تخیل اینکه در شرایط گرمای تابستان اگر وسیله ای باشد که موجب برودت هوای اطراف انسانها شود موجب آسایش بیشتر وی در فصل تابستان خواهد شد، به این فکر می افتد که چنین وسیله ای را بسازد و در این مسیر به تدریج وسایل متعددی بدین منظور اختراع میکند و هر روز نسبت به بهینه کردن آن تلاش میکند. مثلا ابتدا بادبزن می سازد و سپس موفق به اختراع پنکه می شود و سپس کولر آبی وانگهی کولر گازی و...


💠💠 ب- در برخی شرایط عکس این وضعیت رخ می دهد، ابتدا موفق به اختراع یا کشفی می شود و سپس به این فکر می افتد که از این امکانات برای بهتر کردن شرایط زیست خود کمک بگیرد.
مثلا موفق به اختراع برق می شود و سپس تلاش میکند که از این اختراع برای بهبود زندگی کمک بگیرد.

مساله اکتشافات و اختراعات وسایل ارتباط جمعی و کامپیوتر و سپس اینترنت از جهتی نمونه ای از نوع دوم امکانات و مواهب بشری است.

🔆 بعد از دستیابی بشر به چنین امکانات ارتباطی ، مدیران جامعه جهانی احساس کردند که این امکانات دارای قدرت فوق العاده ای در راه دستیابی به مقاصد جهانی خود است و برای آن برنامه ریزی های مفصل و دقیقی انجام دادند.

🔆🔆 از سوی دیگر مصلحان و روشنفکران هم از این پدیده شگفت انگیز غافل نبودند و درک کردند که می توانند و باید از این امکانات برای بهبود زندگی بشر و بلکه بهبود شرایط زیست در کره زمین و ایجاد شرایط مقاومت در قبال حریصان غارتگری که برای سیر کردن حس آز و طمع خود از هیچ غارت و یغمایی کوتاه نمی ایند باید برنامه ریزی شایسته ای بکنند تا از این امکانات در جهت آگاهی مردم و متحد کردن آنها در جهت منافع اکثریت محروم ، بهترین بهره را ببرند.


✳️ طراحی دیالوگ به معنای جدید آن و تفکر نقادانه به عنوان متدلوژی این سبک از گفتگو، یکی از راه حلهایی است که مصلحان و روشنفکران در سطح جهانی مطرح کرده اند.

🔴 این نکته لازم به ذکر است که ممکن است این تئوری ها از طرف متفکران مختلفی به شکل های متفاوتی ارائه شده باشد یا ارائه شود.

✔️ این طبیعت روش علمی است.

تئوری ابتدا با قوه خیال انسان طراحی می شود و سپس در مقام عمل به بوتۀ آزمایش گذاشته می شود و هر طرحی کارآیی بیشتری از خود نشان دهد شانس بقای بیشتری می یابد و روز به روز تکمیل می شود و نقصهایش جبران و اصلاح می شود.

⚪️✔️ من هم در حد توان خود سعی میکنم طرحی عملی برای یک ارتباط ذهنی- روانی خصوصا در حوزۀ فضای اینترنتی ( مجازی) و شبکه های اجتماعی موجود در موبایلها و کامپیوترها را معرفی کنم و در معرض نقد و حک و اصلاح اندیشمندان قرار دهم.

به این امید که راهی باشد هموار در جهت تامین سعادت جمعی انسانها.

🌺🌴🌺🌴🌺🌴🌺🌴


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
خرد سنجشگر pinned «متدلوژی دیالوگ – 12 ✍️✍️✍️✍️✍️✍️✍️✍️ ❇️ با عذرخواهی از بی نظمی ها و کاستی هایی که در پیگیری این سلسله نوشتار عارض می شود از حضرت حق استدعا دارم که آمادگی روحی و روانی و جسمانی لازم نصیبم کند تا شاید بتوانم توفیق تحریر این سری مقالات را پیدا کنم. »
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🏦🏦🏦🏦🏦🏦

پول و جنگ

🏦🏦🏦🏦🏦🏦
متدلوژی دیالوگ – 13

💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟

📕
یافتن بهترین روش گفتگو وظیفه ی تک تک ماهاست
📕


💎 اشاره کردیم که هدف ما از طرح این مباحث، طراحی نوعی از ارتباط کلامی است که بتواند بیشترین قابلیت را در جهت ایصال به منافع جمعی انسانها داشته باشد.

💎 مراد این است که وقتی امکاناتی خاص در اختیار انسان امروزی است که برایش تازگی دارد و قبلا از این امکانات محروم بوده و از این جهت برایش جاذبه ی خاصی دارد و مشتاقانه از آن استقبال میکند و برایش از وقت و انرژی و پول و اندوخته مالی هزینه میکند، این یک هدف بسیار مطلوب و معقول است که به او کمک شود تا از این سرمایه گذاری بیشترین سود اعم از بهره ی شخصی و منافع اجتماعی را به دست آورد.


❇️این در واقع رسالتی است که مصلحان اجتماعی و روشنفکران مسوول در طول تاریخ بشر بر عهده داشته اند.❇️

🙏 از همینروست که من از همراهان متفکر خود توقع دارم که نسبت به اصل کار و هدف مربوط حساس باشند و خود را در پیشبرد این پروژه مسوول بدانند و نیز سهیم.🙏

🔴 ما انسانها باید همواره به این نکته توجه داشته باشیم که زندگی امروز ما مرهون تلاشهای میلیونها انسان در طول تاریخ تمدن بشری است و ما نیز وظیفه داریم در حد توان خود بر این سرمایه چیزی بیفزاییم.

🔴 گمان نکنیم که اصلاح زندگی بشر، صرفا بر عهده افراد خاصی است و ما از این دایره بیرونیم، هرگز

هیچکس از این دایره بیرون نیست .

هیچکس نمی تواند در مواجهه با خود دلیلی برای خود دست و پا کند که او را از این مسوولیت مستثنا سازد و حکم به تبرئه اش دهد.

⬅️ چون اگر چنین حکمی بود برای همه موجود بود و اگر چنین حکمی برای همه وجود داشت، بشر هنوز در غار زندگی می کرد.

🔵 برای التزام به این حکم اخلاقی، نیازی به هیچ پیشفرض مابعد الطبیعتی نیست. کافی است که یک فرد خودش را حیوانی مدنی بداند و به قاعده زرین(طلایی) اخلاق پایبند بداند.

🔶  قاعده زرین می گوید با دیگر انسانها به گونه ای رفتار کن که دوست داری دیگران با تو همان کنند.
🔶

🔵 هر انسانی می تواند در عمل از این قاعده عدول کند، چه بسا انسانهایی که چنین اند و ازینرو توانسته اند سعادت خود را به قیمت تباه کردن زندگی دیگران بناکنند، پامال کردن حقوق دیگران را حق طبیعی خود بدانند و بتوانند برخلاف مابقی حیوانات از گوشت همنوعان خود تغذیه کنند! اما گمان می رود که این افراد هم اگر بتوانند خود را در محکمه وجدان خویش به داوری کشانند، خود را محکوم این دادگاه خواهند یافت. زیرا آنها پاسخشان منفی خواهد بود اگر از آنها سوال شود که آیا راضی هستند انسان دیگری با آنها چنین معامله ای بکند و کاخ خوشبختی اش را بر ویرانه های سعادت او بنا کند.


🔸🔷🔸 امروز که ما این فرصت را داریم که فارغ از محدودیتهای مکانی(جغرافیایی) به راحتی با هم روبرو شویم و با همنوعان خود همسخن شویم، این همسخنی را طوری تنظیم کنیم که بهترین سود ممکن را از این فرصت بدست آوریم.

🔅 بیاییم و بازی دیالوگ و هم سخنی را به یک بازی برد- برد بدل کنیم به طوری که در پایان گفتگو هر دو طرف مکالمه از این فرصت به دست آمده ممنون باشیم و از اینکه دوست و همفکر دیگری کسب کرده ایم شادمانه صحن سخن را ترک کنیم.

✍️ م. ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
خرد سنجشگر pinned «متدلوژی دیالوگ – 13 💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟 📕 یافتن بهترین روش گفتگو وظیفه ی تک تک ماهاست 📕 💎 اشاره کردیم که هدف ما از طرح این مباحث، طراحی نوعی از ارتباط کلامی است که بتواند بیشترین قابلیت را در جهت ایصال به منافع جمعی انسانها داشته باشد. 💎 مراد این است که…»
Forwarded from Hosein
با سلام و عرض ادب خدمت تمام دوستان عضو

به نظر می رسد یکی از کارهای مهمی که دوستان متفکر و تیزبین گروه باید به آن توجه کنند و روی آن مطالعه کنند، آسیب شناسی گفت و گوهایی است که هر یک از شما در گروههای که عضو هستید مشاهده می کنید.

شخصا بسیار خوشحال خواهم شد که در این زمینه از دوستانم بیاموزم
متدلوژی دیالوگ – 14

🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧
اهمیت زبان در تکامل بشر و ضرورت بهره برداری از این امکانات گسترده ارتباطی

🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧

🔸می دانیم که گفتگو به معنای عام خودش یعنی هرگونه ارتباط کلامی در واقع کاملترین شکل از ارتباط است که موجودات زنده به آن دست یافته اند.

🔹 اینکه حیوانات دیگر هم توانسته اند ارتباط آوایی با هم داشته باشند ، تجربیات ما از رفتار برخی حیوانات نشان می دهد که پاسخ این سوال منفی نیست.

🔸 خود من بارها شاهد بوده ام که وقتی بچه کلاغی از لانه بیرون افتاده و کلاغ مادر نسبت به جان فرزندش احساس خطر کرده یا وقتی کلاغی مجروح یا بیمار در گوشه ای افتاده و نیاز به کمک دارد، یک کلاغ با آواز خویش و با قارقار خاصی در عرض چند دقیقه صدها کلاغ را دور هم جمع کرده است.در حالی که قارقار کلاغ در شرایط عادی چنین نتیجه ای به دنبال ندارد.
جالب است که وقتی شرایط عادی می شود مثل وقتی که میتینگی بین انسانها تمام شده باشد همگی با هم آن محیط را ترک میکنند.

🔹 حقیقت هرچه باشد لااقل احساس ما انسانها این است که زبان انسانی به درجه ای از تکامل رسیده است که این حد از کمال در بین جانداران موجود در روی کرۀ خاکی ما نظیر ندارد.

🔸حال از اینکه زبان ما بسیار کامل است چه نتیجه ای بگیریم؟

🔷 اولین نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که بین ما و زبان یک رابطه ی دیالکتیکی در جریان است.

🔻 یعنی انسانها در طول زندگی خویش و در طی نسلها به توسعه و گسترش و تکامل زبان دست یازیده اند و متقابلا تکامل زبان، خود، سبب تکمیل و تکامل و پیشرفت انسان شده است و می شود.انسان زبان را توسعه می دهد و زبان انسان را

🔷 دیگر اینکه زبان مهمترین ابزار رشد و تکامل انسان است و انسان اگر توانسته است تفوق خود را بر این کرۀ خاکی ماه مان! تحمیل کند ، تنها با کمک زبان میسر بوده است .

🔴 اگر زبان تا این اندازه اهمیت دارد ، شما حساب کنید که این پیشرفت معجزه وار در توسعه ارتباطات تا چه اندازه می تواند راه تکامل و پیشرفت انسانها را هموارتر کند البته اگر این انسان بتواند از این فرصت و این امکانات بی نهایت وسیع به خوبی بهره برداری کند.

🔻 اگر ملاحظه میکنیم که انسانها جذابیت فوق العاده در این امکانات حس میکنند در واقع ناشی از درک شهودی این قابلیت است اگرچه در عمل و به واسطه ی استفاده ی نادرست ممکن است در عمل، نتیجه مهمی را شاهد نباشند.
🔶🔹🔶 دعوت این است که بیایید به وقت نشستن پشت کامپیوتر یا وقتی گوشی موبایل به دست ماست و ما درگیر ارتباط با دیگران، حتما به روش و نتیجه هم حساس باشیم

🔸✔️🔸 امروز دیگر گرفتن گوشی از دست نوزاد هم به سختی ممکن است. پس چاره ای نیست که بهره برداری از این ارتباطات را هم یاد بگیریم و هم یاد بدهیم.

زبان می تواند ما ها به هم پیوند زند و ما را در تشخیص و حل مشکلات هم دست و همداستان بکند و بر عکس می تواند طوری کند که خودمان مشکل همدیگر شویم!

✍️ م. ناجی

🌱🌺🌱🌺🌱🌺


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
خرد سنجشگر pinned «متدلوژی دیالوگ – 14 🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧 اهمیت زبان در تکامل بشر و ضرورت بهره برداری از این امکانات گسترده ارتباطی 🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧 🔸می دانیم که گفتگو به معنای عام خودش یعنی هرگونه ارتباط کلامی در واقع کاملترین شکل از ارتباط است که موجودات زنده به آن دست یافته اند. 🔹 اینکه…»
Forwarded from Hosein
🔴بیایید از خط کشی عابر پیاده از خیابان بگذریم🔴


می دانید که چرا ما درگیر فساد کلان هستیم؟
چون هیچکدام یاد نگرفته ایم از خط کشی عبور کنیم.
همین بی توجهی کافی است که روح لاابالی و متجاوز ما را نشان دهد.
مدنیت با توجه به حقوق دیگران آغاز می شود.
همین فردی که دلبخواهی از هر کجای خیابان رد می شود می تواند تمام خطکشی ها را موقعیت های مختلف زندگی چه در مقام وزارت و چه در مقام قضاوت و چه در مقام طبابت بگذرد.

بیایید در این گروه تمرین عبور از خط کشی بکنیم.
تمرین رفتار روشمند و منضبط

☘️🙏☘️
Forwarded from Hosein
🔵 هنر تبادل نظر 🔵

راستی تا به حال فکر کرده اید که چرا ما نخواسته ایم یا نتوانسته ایم از همدیگر بیاموزیم؟
در هر مجال گفتگو اغلب به فکر افاضه هستیم و یاد دادن تا گوش کردن و آموختن

این صفت تقریبا فراگیر است و خلاف آن در شرایط استثنایی مثلا در کلاس درس اتفاق می افتد
یکی از تبعات اصلی این خصلت این است که ما گوش دادن را کمتر بلدیم هرگز تلاش نمیکنیم حرفهای مخاطب را به دقت و امانت بشنویم و تنها چیزی را که دوست داریم از بینش انتخاب میکنیم
.

از سوی دیگر همواره از نقدد شدن می هراسیم و هر اشکالی که بر ما گرفته می شود را چون تیری که به سوی ما پرتاب شده می نگریم اما به گونه دیگری هم می توان اندیشید

این نوشته های مونتنی را با هم مرور کنیم:

هیچ اظهار نظری در عالم مرا دچار حیرت نمی‌کند، هیچ اعتقادی هر اندازه که با اعتقاد من معارض باشد آزرده ام نمی سازد و هیچ اندیشه‌ای هرچه هم بی مغز و عجیب و غریب باشد به نظرم چنان نمی نماید که با فرآورده عقل انسانی جور نباشد
پس، از داوری های متضاد نه یکه میخورم نه برمی آشوبم. تنها مرا بیدار می کنند و ورزش می دهند.(....)

✔️چون راه مخالفت با من در پیش گیرند، دقّت مرا بر می انگیزند، نه خشم مرا.

من به کسی که با من مخالفت کند و به من چیز بیاموزد نزدیک می شوم. من حقیقت را با آغوش باز پذیرا می‌شوم و آن را در دست هر که باشد می نوازم و از هر اندازه دورجای او را ببینم که به من نزدیک می شود، شادمانه به سوی او می شتابم و سلاح‌های شکست خورده خود را به پایش می افکم ، به شرط آنکه قیافه زیاده آمرانه و تحکم آمیز به خود نگیرند.
از انتقادهایی که به نوشته‌ام می‌شود پشتیبانی می‌کنم. این نوشته ها را بارها بیشتر از سر ادب که به خاطر اصلاح تغییر داده‌ام، چون خوش دارم با آسان تسلیم شدن حتی به زیان خود با آزادی کسانی که اندرزم می دهند روی موافق نشان دهم و آن را تشویق کنم

تتبعات، مونتنی...32-
☘️🌺☘️🌺☘️🌺☘️🌺☘️

روزی برای سلطان محمود غزنوی كبكی آوردن كه لنگ بود.
فروشنده برای فروشش زر و زيوری زياد درخواست می‌کرد.
سلطان حكمت قيمت زياد كبک لنگ رو جويا شد
فروشنده گفت:
وقتی دام پهن می‌كنيم برای كبک‌ها، اين كبک را نزديک دام‌ها رها می‌كنيم. آوازی خوش سر می‌دهد و كبک‌های ديگر به سراغش می‌آيند و در اين حين در دام گرفتار می‌شوند.

هر بار كه كبک را برای شكار ببريم حتما تعدادی زياد كبک گرفتار دام می‌شوند
سلطان امر به خريدن كرد و خواستار كبک شد.

چون زر به فروشنده دادن و كبک به سلطان، سلطان تيغی بر گردن كبک لنگ زد و سرش را جدا كرد
فروشنده كه ناباوارنه سر قطع شده و تن بی جان كبک را می‌ديد گفت:
اين همه كبک، اين را چرا سر بريديد؟؟؟

سلطان گفت هركس ملت و قوم خود را بفروشد بايد سرش جدا شود.



☘️🌺☘️🌺☘️🌺☘️🌺☘️


کسی می تواند استدلال سلطان را استاندارد سازی کند؟
Forwarded from Hosein
تا به حرف درنیاییم
تا سخن نگوییم
تا اندیشه خود را در قالب کلمات به دیگران عرضه نکنیم
تا اندیشه خود را با قلاب واژه ها صید نکنیم
روی آزادی وجودی را نخواهیم دید

بهترین شکل سخن گفتن، کلام نوشتاری است
هم ماندگار است
و هم فرصت می دهد ما کلمات خود را که تکه ای از وجودمان است دوباره ببینیم
خوب در آن نگاه کنیم
و اگر عیبی در آن دیدیم اصلاحش کنیم
خود را در آینه دیدن ابتدای خودشناسی است
واژه هایی که ما می نویسیم آینه هایی هستند که ما را به خودمان نشان می دهند
فرصت را غنیمت شماریم
اگر فرصتی برای بازنمایی وجود دارد به استقبالش برویم
از دیدن خود نهراسیم
همیشه فرصت شستن روی خود در دستان ماست
اما تا خود را نبینیم چگونه بدانیم لکه کجاست
مگر نه این است بدین منظور در مقابل هر روشویی آینه نهاده اند
این اتاق و این سالن برای تمرین نوشتن است
هم خود را در آینه نوشته های خود و نگاه دیگران بهتر بشناسیم و هم خود را به دوستانمان بشناسانیم
Forwarded from Hosein
گاف ترامپ

حمله 5شنبه بود نه 2شنبه!
Forwarded from Hosein
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
👥دیالوگ یا هم اندیشی سرگشته و سنجشگر

👬👬👬👬👬👬👬👬👬👬👬


🔅از آشنایی سرگشته با سنجشگر مدت زیادی می گذشت.

ابتدا در شبکه اجتماعی تلگرام با هم آشنا شدند، زمانهایی که هنوز در و دروازۀ این شبکه به روی همه ایرانیان باز بود، کسی مزاحم نمی شد و مردم فرصتی داشتند که بتوانند از طریق این شبکه ، گفتگو با یکدیگر را تمرین کنند.

طبیعی است که هر کاری که انسان در موردش تجربۀ کمی داشته باشد همیشه با نقصها و خطاهای زیادی همراه است.

🔅در زمینه گفتگو، آن هم در محیط مجازی همۀ مردم جهان خصوصا مردم ما و خصوصا آنهایی که سنین جوانی را پشت سر گذاشته بودند، تجربه چندانی نداشتند.

🔅 اینکه می گویم همه ی مردم جهان، به این دلیل است که تکنولوژی مدرنی که چنین ارتباطی را برای انسانها میسر کند و بتواند رابطۀ اینترنتی بین آحاد مردم را پشتیبانی کند کمتر از نیم قرن سابقه دارد و طبیعی است که در بدو تولد این فناوری هم، مردم بسیار کمی امکان بهره برداری از این تکنولوژی را داشتند و توسعه این امکانات برای اکثر مردم زمان قابل توجهی را طلب می کرد.

🔅 پس با توجه به عمر چندین ده یا صد هزار سالۀ تولد زبان و ارتباط کلامی بین انسانها، نیم قرن زمان بسیار کمی به شمار می آید، پس در حالتی که در زمینۀ یک مهارت عام با چنان دیرینه و شیوع قابل توجه، هنوز خطاها و نقصها و سوء تفاهمها باقی است ، ظهور و بروز خطا و اشتباه در این مورد کاملا طبیعی و قابل درک است، بخصوص از این جهت که هیچ نهادی هم به مسالۀ آموزش و تعلیم در این زمینه نپرداخته و حتی به آن توجه نکرده است و هرچه رخ داده است تجربیات شخصی افراد در این زمینه است، مساله ای که باعث شده است که افراد زرنگ خود را در این میدان به عنوان صیاد و افراد ساده لوح و صاف و صمیمی به عنوان صید آنها تلقی شوند ، و چه زیانهای خسارتباری را در این زمینه دیده یا شنیده ایم.

🔅 سرگشته نیز زمانی چشم به این دنیای جدید باز کرد که به عنوان یک صید به دام افتاده بود، آن موقع بود که فهمید با دنیایی کاملا نو مواجه است که با دنیای واقعی تفاوتهای گسترده ای دارد و برای همین است که اسمش را دنیای مجازی گذاشته اند.
این مساله در روزهای آغازین اینترنت شیوع بسیار گسترده ای داشت گرچه با پیشرفت تکنولوژی سعی می شود روز به روز این نقصها برطرف شود و زمینه های سوء استفاده از نا آگاهی مردم محدود گردد.

🔅آن زمانها راههای شناسایی هویت مخاطب بسیار سخت و بلکه گاهی ناممکن بود و دو راه بیشتر به روی مردم باز نبود یا باید حرفهای مخاطب را می پذیرفتی و به آن اعتماد می کردی و یا کلا از ورود به گفتگو خودداری میکردی.
ذهنهای عادی معمولا توان تفکیک انواع مدعاها را از هم ندارند ، اینکه چه مدعاهایی را می توان با درخواست دلیل از طرف مقابل ، از درستی اش مطمئن شد و چه مدعاهایی قابل اثبات از طریق کلمات نیستند و تمام کلماتی که برای اقناع از طرف گوینده بیان می شوند صرفا تنیدن تله های روانی برای زمینه سازی باور هستند و نه دلیل

❇️برای همین ، سرگشته تصمیم گرفت در همین زمینه بحثی را با سنجشگر شروع کند و زمینه ی یک همفکری و هم اندیشی متقابل را فراهم کند.
سنجشگر از پیشنهاد وی استقبال کرد ولی برای این همکاری شرایطی داشت.


✍️ م. ناجی


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from خرد سنجشگر
⭕️چگونه بحث کنیم؟⭕️(2)
- جوامع سنتی و خطابه و موعظه
- نصیحت و پند و اندرز
- تغییر الگو در جامعه امروزی


همچنانکه هر یک از شما تا حدودی از روابط انسانها در زمانهای قدیم آشنایی دارید، به واسطه ی امکانات کم ارتباطی میان روستاها و شهرها هر روستا یا شهری برای خود جامعه ای تقریبا مجزا و بسته به حساب می آمد و اکثر مردم و ساکنان شهر و روستا بی سواد بودند و ازینرو عالمان هر جامعه ای انگشت شمار و انگشت نما و متمایز بودند و به حسب اندک بودن مسایل مطرح برای افراد ، اشخاص در موارد لازم شخصا یا توسط یکی دیگر به عالمان ده یا شهر مراجعه می کردند و جواب سوالشان را می گرفتند.
در چنین شرایطی معلوم است که اهل سخن و کسانی که قدرت و جواز سخن گفتن داشتند معدود و محدود بودند و اکثریت مردم را اهل گوش و مقلدان تشکیل می دادند.
از مشخصات جوامع بسته، تک فرهنگی و تک صدایی بودن اکثرآنها بود و تنها در شهرهای بزرگ بود که میشد سراغی از اقلیت (اعم از دینی، فرقه ای یا قومی) گرفت.
در آن جوامع تریبونها در انحصار دسته ای خاص بود و تنها صدای آنها شنیده می شد.
به همین دلیل، از انواع ارتباط کلامی ممکن، آنچه مرسوم بود خطابه و وعظ بود که اختصاص به عالمان عمدتا دینی داشت و تا حدود کمی هم، نصیحت و پند دهی و اندرزگویی که کار افراد مسن و بزرگسال خطاب به کوچکترها بود.
همچنانکه می دانید هر دو نوع ارتباط را می توان از اقسام مونولوگ دانست.
مونولوگ، آن نوع از ارتباط کلامی است که در آن وظیفۀ گفتن و شنیدن به طور مشخص برای یک از طرفین تعیین شده است.
یعنی یک طرف همیشه گوینده است واز ابتدا می داند که فقط او گوینده است و طرف شنونده نیز از قبل می داند که تنها حق گوش دادن دارد و سوال کردن و هرگز حق گویندگی و اظهار نظر ندارد. کار او یاد گرفتن است و پذیرفتن و تسلیم، برخلاف طرف مقابل که کارش سخن گفتن است و توصیه کردن و درخواست پیروی و تبعیت.
یک طرف عالم است و عالم بودن مقبول و رسمیت یافته و طرف دیگر جاهل است و باید گوش کند و تمکین ورزد، یک طرف فاضل است و طرف دیگر نازل!
اما در جوامع مدرن به تدریج الگو تغییر یافته است.
مدرنیته با خود روح تفرد و تشخص وعاملیت ، احساس فردیت و سوژه بودن و مختار بودن و حق انتخاب داشتن را در اکثر افراد جامعه بیدار کرده است.
اکثر افراد در جوامع مدرن ، این احساس را پیدا کرده اند که همچون هر فرد دیگری حق دانستن دارند و حق فکر کردن و انتخاب کردن و تصمیم گرفتن.
دیگر تقسیم بندی قدیمی انسانها به متکلم و مستمع کارگر نیست و کاربردی ندارد.
هر مستمعی حق اظهارنظر برای خود قائل است. حق می داند که از علت درستی ادعای طرف مقابل سوال کند و منتظر باشد که طرف مقابل جواب قانع کننده ای به او بدهد. کمتر کسی می توان پیدا کرد که حرف دیگری را به صرف اینکه فلانی گفته است بپذیرد و در این مساله تا حدی زیاده روی شده است که حتی در مراکز و سازمانهایی که اطاعت از مافوق یک دیسیپلین است و رابطه ی سازمانی بر اساس تبعیت از مافوق تنظیم شده است مثل نیروهای نظامی، حتی در این مراکز هم به اشتباه و خطا، افراد گمان می کنند که حق سوال کردن از علت فرامین دارند و قدرت سرپیچی و نافرمانی از مافوق!
در چنین فضایی است که کم کم مونولوگ حتی در خانواده و مابین والد و فرزند رخت برمی بندد . پای منبر نشینی در واقع رو به تعطیلی می رود و تریبون و میکروفون مجبور است که به سرعت دست به دست شود به طوری که حق سخن گفتن برای اکثریت ایجاد شود.
ساختار و دکوراسیون و چینش صندلی ها از حالت ردیفی به حالت میزگرد تغییر یابد و همچون اتاق جلسه امکان سخن گفتن برای همه فراهم باشد.
این تغییر در میل و گرایش انسانها ، همچنانکه صورت و فرم روابط گفتاری انسانها را تغییر داده است، ضرورتا موجب تغییر محتوای گفتار انسانها هم شده است که آن را در بخشی جدا بررسی خواهیم کرد.

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from Hosein
❤️🌺❤️🌺❤️🌺❤️
ترویج فرهنگ مهمان نوازی
❤️🌺❤️🌺❤️🌺❤️
Forwarded from Hosein
ضعف سیاسی و دیپلماتیک ترامپ گاهی به شدت به چشم فرو می رود!
Forwarded from خرد سنجشگر
🌿مقام گفتار و اقسام آن🌿
ــــــــــــــــــــــــــــ

اگر انسان را موجودی مختار و صاحب اختیار بدانیم ، در واقع این بدان معنی خواهد بود که انسان این توانایی را دارد که لااقل در شرایط خاصی –فی الجمله- برخی از افعالی را که از وی سر می زند تحت کنترل خود داشته باشد و در نحوۀ شکل گیری آن و نوع عملی که از وی سر می زند دخالت کند و آن را در جهت خاصی که می پسندد سامان دهد.
به عبارت دیگر انسان در مورد کارهایی که در حوزۀ اختیار وی قرار دارد، حق انتخاب دارد و عملا بیش از یک گزینه برای آن کار پیش روی او قرار دارد و می تواند از بین آن گزینه های متعدد یکی را برگزیده ، اراده کند و به منصه ی ظهور و تحقق برساند.
همین توانایی انتخاب و ترجیح، مبنای مسوولیتی است که در او به خاطر انتخابهایش به او متوجه می شود.
به تعبیر دیگر اگر انسان فاقد قوۀ اختیار بود، دیگر پرسش و بازخواست از وی در مقابل کارهایی که از وی سر می زد فاقد وجاهت عقلانی بود و معنا و مبنای قابل قبولی نداشت که او را به خاطر کاری که از وی سر زده تحسین یا تقبیح کرد.
از لوازم عقلانی قبول قدرت اختیار در انسان ، این است که هر انسان یا جامعه انسانی در پی یافتن ملاک و معیارهایی باشد که به لحاظ مصالح فردی یا اجتماعی انسانها باید برای هر نوع عمل ارادی که ممکن است در شرایط و موقعیتهای گوناگون از وی سر بزند .
یکی از مهمترین اعمال ارادی که از انسان به نحو گسترده ای از انسان سر می زند فعل سخن گفتن یا گفتار است.
این کار به لحاظ گستردگی و وفور کارکرد و نیز اهمیت نقشی که در زندگی اجتماعی وی دارد آنچنان تعیین کننده است که به تدریج به عنوان قسیم بقیه ی رفتارهایی که از انسان سر می زند قرار گرفته و اعمال ارادی انسان در همان ابتدا به دو بخش مهم کردار و گفتار تقسیم شده است گرچه در نگاه عمیق به مساله گفتار ، خود قسمی از کردار محسوب می شد اما برای مشخص شدن اهمیت آن و گشودن بخشی مستقل برای بررسی آن ، گفتار را نه به عنوان قسمی از کردار بلکه به عنوان قسیم کردار مطرح کرده اند.
برای بررسی آداب گفتار تقسیمهای مختلفی برای وی می توان در نظر گرفت که بعد از مشخص کردن هر یک از اقسام نسبت به بررسی جزئیات هر یک به صورت مستقل اقدام شود.
از مهمترین تقسیماتی که برای گفتار لحاظ شده است تقسیم گفتار به لحاظ مقام و موقعیتی است که فرد در مقام یک سخنگو در آن قرار می گیرد و آن مقام موجب تعین اهداف خاصی می شود که در آن وضعیت ، باید فرد گوینده به دنبال تحقق آن اهداف و کسب نتایج تعریف شده باشد. که بنده از این تقسیم به عنوان مقامهای تخاطب یاد می کنم.
مقامهای مختلفی برای سخن گفتن و تخاطب مطرح کرده اند.
استاد ملکیان در درس تحلیل فلسفی مقام هایی را که برای گوینده بیان کرده اند عبارتند از:
ا- تدریس
2- مذاکره
3- مباحثه
4-اطلاع رسانی
5- نقد
و سپس به تعریف هرکدام از آنها پرداخته و پیشفرضهایی را که فرد گوینده در هر کدام از مقامها در سخن گفتن دارند یا باید داشته باشند را بیان کرده اند.
به نظر می رسد که مقام تخاطب منحصر به این 5 نوع نباشد و بتوان قسم های دیگری هم در کنار این 5 قسم پیدا کرد.
روشن است که حصر تقسیم در این تقسیم بندی حصر عقلی نیست ، بلکه حصر استقرایی است و این مقامها از جست و جو در میان گفتارهای گوناگونی که در زمانهای مختلف و در جوامع گوناگون بین انسانها رخ داده یا می دهد یافت شده است و ازینرو ممکن است با آشنا شدن انسان با جوامع جدید یا موقعیتهای جدید و سبک گفتگوهای متفاوت تعداد اقسام تغییر یابد.چه بسا که در زمانهای آتی انواع نوینی بر آن اضافه شود.
از دیگر مقامهایی که ممکن است در کنار 5 قسم ذکر شده ، مطرح شوند و احکام و خصوصیاتشان مورد بررسی قرار بگیرد عباتند از:
- مقام گپ زدن
-مقام مصاحبه
-مقام مجادله
-مقام سخنرانی و خطابه
- مقام مناظره
-مقام دیالوگ
-مقام مدافعه(قضایی)
-مقام بازجویی
-مقام وعظ و نصیحت
-مقام هزل، طنز، شوخی یا تمسخر
-.................
که البته ممکن است به حسب تغییر در تعریف بتوان برخی از آنها را مندرج در دیگری کرده یا برعکس بین صور مختلف آن جدایی افکند.

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔰مراد ما از گفتگوی مدرن چیست؟

🔰 چه عنوان و اسمی برای آن مناسبتر است؟

🔸 یکی از خصوصیات مهم عصر مدرنیته، توجه انسان مدرن به محدودیتهای قوای ادراکی خود است.

🔹 از زمان یونان باستان ، که قدیمیترین آثار فلسفی موجود مربوط به آن دوران است تا قبل از رنسانس و عصر روشنگری، تفکر حاکم که برگرفته و ملهم از افکار ارسطو بود ، این بود که بشر هیچ تردیدی در این موضوع نداشت که بشر قادر به درک و فهم جهان است به همان صورتی که هست.
برای همین تلاش تمام متفکرین معطوف بود به شناخت جهان و فهم درست از آن

🔸برای اولین بار کانت فیلسوف آلمانی بود که سوال فلسفه را تغییر داد.
او توانست این جسارت را به خود بدهد و از خود بپرسد که:

🔺ما که این همه مدت در تلاش برای فهم جهان بوده ایم، از کجا می دانیم که ما توان فهم این جهان را به آن صورتی که هست دارا هستیم؟
چطور می توانیم مطمئن شویم که آنچه ما در مورد جهان می گوییم درست است؟
و نتیجه گرفت که ما قبل از پرداختن به شناخت جهان، باید قوای معرفتی خود را بشناسیم، باید بفهمیم که برای فهم جهان از چه ابزارهایی بهره مند هستیم و آیا این ابزارها توان کافی برای واقع نمایی را دارا هستند یا نه؟

بعد از او بود که تفکر فلسفی در غرب عمیقا دچار تحول شد و آن جزمیت سابق و اعتماد بی حد به ذهن و عقل، جای خود را به تردیدهای جدی داد و بشر کم کم به این نتیجه رسید که فهم حقیقت به آن سادگی که تصور می شد نیست و ما برای کشف حقیقت باید به طور سیستماتیک از هم یاری بگیریم .
حتی برخی تا به این حد پیش رفتند که مدعی شدند که حقیقت چیزی جز اجماع بشر بر روی یک مطلب نیست!
در سایه ی این تحولات روز به روز نیاز به بشر به یاری گرفتن از نیروی فکر دیگر انسانها خصوصا به صورت رودر رو فزونی گرفت.
تا عصرحاضر که از آن به عصر انفجار اطلاعات هم تعبیر می شود.
🔶 اطلاعات وسیعی در اختیار ذهنهای ناپرورده و تعلیم ندیده قرار گرفت و با پردازشهای سطحی، ناقص و احیانا نادرست در سراسر جهان منتشر شد.

⚠️ این مساله بشر را در معرض تهدیدی جدی قرار داد. اینکه ما با یک طبقه و قشر وسیعی از انسانها مواجه شویم که نمی دانند ولی به شدت بر این باورند که می دانند.
این در واقع نوع جدیدی از عوام بود که قبلا سابقه نداشت، عوانهایی جهانی که به گمان خویش بسیار می دانند و روشنفکرند و جز سخن خود، حرف کسی را نمی پذیرند.

🔷 از سوی دیگر این وضعیت فرصت بسیار مناسبی بود برای دستگاه قدرت که از این وضعیت برای جریان سازی به نفع مقاصد خود بهره ببرد و هرچه را که می خواهد به عنوان واقعیت بر این عوام نوین القا کند.
بخصوص با بهره گیری از افکار پوزیتیویستی دانشمندان علوم تجربی در اوایل قرن بیست، هرچه را که دوست داشتند به نام علم یا مبارزه با خرافات و... ترویج کنند یا در عالم سیاست و اقتصاد فرهنگ مصرف و مقاصد کاپیتالیسم حریص و طماع را در جان و روان مردم بکارند.
🔴 این وضعیت وحشتناک تنها یک پادزهر داشت:

تقویت نیروی تفکر ، قدرت تحلیل و ارزیابی بشر و تشخیص درست از نادرست که از این فن به تفکر نقادانه تعبیر می شد.

و یک امکان بزرگ دیگر اینکه به این انسان نوین تفهیم شود که همیشه در معرض خطاست و نباید به یافته های خود به عنوان یافته های خود نگاه کند بلکه باید همیشه با تردید آنها را به عنوان تزریقات مسموم نگاه کند تا زمانی که با کنکاش کافی از درستی آنها مطمئن شود.
در این راه باید به این انسان تفهیم شود که دیگران بهتر از خود وی می توانند او را نقد کنند و اشکالات افکارش را باز نمایند.

و اینکه هیچکس از این جکم مستثنا نیست

این رویکرد انسان جدید را متقاعد کرد که باید نوع جدیدی از گفت و شنود را طراحی کند برای همین مقصود به طوری که هیچ یک از طرفین گفت و شنود از نقد شدن اذیت نشوند و از نقد شدن استقبال کنند و از فهم جمعی حقیقت لذت ببرند.

و مراد ما از گفتگوی مدرن این نوع از گفتگوست.

✍️ م . ناجی