خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
491 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
Forwarded from Hosein
دالگورکی.pdf
6.9 MB
اخیرا کتابی خواندم از ماموریت یک جاسوس روس تزاری در ایران که به کسوت روحانی درآمده تا جایی که به دین سازی هم موفق شده.

توصیه می کنم برای شناخت بیشتر سیاست و انسان نگاهی به آن بیندازید:
☘️🔷🔷🔷🔷🔷☘️


انسانها وقتی می فهمند خواب بودند که بیدار شوند
و وقتی می فهمند که به خطا رفته اند که راه جدیدی یافته باشند



ازینرو

ما هرگز در لحظه و حال قادر نیستیم درک کنیم که در خوابیم یا بیدار اما همیشه خود را بیدار فرض می کنیم و بعد از بیداری دیگر است می فهمیم که پیش از این در خواب بودیم
و هرگز این امکان را نداریم که در حال واقف شویم که بر خطا هستیم و بنا بر تنظیمات کارخانه خود را بر صواب فرض می کنیم. همیشه فهم اشتباه به معنای فهم اشتباه در گذشته است

پس ما همواره در معرض این هستیم که در خواب بوده باشیم و برخطا

ازینرو ضرورت دارد همیشه در گوشه ای از ذهنمان احتمال خواب و خطا در حال را زنده نگهداریم

مراد این است که وقتی کسی می گوید من اشتباه کردم یعنی در زمانی پیشتر حتی اگر یک لحظه قبل بوده است اشتباه کرده است . یعنی فهم اشتباه مربوط به حال است و اشتباه را وقتی متوجه می شویم که در زمانی قبل مرتکب شده باشیم یعنی هیچ وقت فرد متوجه اشتباه باورهای حالش نمی شود و وقتی متوجه می شود که دیگر باوری وجود ندارد یعنی بد از تغییر باور است که ما مرتکب خطایش می شویم و بلکه دلیل فهم اشتباه توجه به تغییر باور است و تغییر باور قبلی به دلیل این بوده است که دلایلی حاصل شده که درستی باور قبلی را زیر سوال برده است

اگر دقت شود فعل اشتباه در مورد خود همیشه ماضی است کسی در مورد باورهایش هرگز نمی گوید من اشتباه می کنم و الا باوری حاصل نمی شد
بله انسان محتاط ممکن است بگوید شاید من اشتباه می کنم اما این به همان معناست که بنده در این نوشته مدعی شدم اما همینکه می گوید شاید یعنی الان باور ندارم که در اشتباه هستم.

✍️ م . ناجی

☘️🔷🔷🔷🔷🔷☘️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ضرورت نگاه بدبینانه به گزاره های تاریخی
پای تاریخ هم چوبین بود

🔸⚫️⚫️⚫️🔸


این پیام را یکی از اساتید دانشگاه و متخصص محرز در تاریخ اسلام برای من فرستاده

خبری است مربوط به عصر حاضر بلکه همین روزها

خبر در مورد شعری است که مدعی است از فروغ فرخزاد است.

من تا شعر را دیدم حدس زدم که باز جعلی در کار است و دست به تفحص گشودم و دریافتم که حدسم صائب است.
https://loveziba.com/poets-site/ayeh/

و این شعری از فردی به نام مهدی مختارزاده است.

در گروه یکی از دوستان مدعی شده بود که:

می دانستید پیامبر بالغ بر هزارها روایت در مورد تربیت کودک دارند و مباحث و موضوعاتی از آن مورد تحقیق روانشناسی غرب.
و عجیب روانشناسی شده!

و وقتی سوال کردم مطمئنید؟

آنچنان با اطمینان پاسخ مثبت داد که گویی شخصا از پیامبر شنیده است.

بیخ گوشمان و در عصر حاضر خبرها به غلط منتشر می شود با این وصف حساب چهارده قرن پیش کلی پاک است.

م. ناجی
Forwarded from hirad
ذهن خطابردار و نحوه پردازش آن

ذهن هایی که خطای بسیار بالایی دارید معمولا پردازش و تحلیل نادرستی دارند
به گونه ای که سئوالاتی رو در خود پرورش می دهد از رخدادی و به گمان خود واقعی هستند این نحوه از سئوالات معمولا انکاری هستند یعنی حقیقتی رو انکار می کند

در حالی که خالق آن سئوال ها خود اوست و ذهن مقایسه گر و سلیقه ای.
به دنبال آن سئوالات خودساخته
پاسخی نیز در خور پذیرش خود و نه غیر به آن می دهد یا می یابد.

و برای سنجش و معیار درستی و نادرستی همچنان فهم خود را محور می داند حتی اگر کثیری از افراد مخالف او فکر کند اما همچنان بر داشته ذهنی خود تکیه می کند در نتیجه خارج از این بن بست فکری هیچ چیزی برای آن نیست

ذهن غیر منعطف و خود معیار بزرگترین معزل هاست در واقع این ذهن نمی پذیرد حقیقت شاید به گونه ای دیگر باشد و شاید واقف به حقیقت باشد اما مایل نیست به آن رجوع کند و صرفا تخیلات خود را قبول دارد
و از نتایج دیگر این است که نادرست را درست می پندارد و بر آن نیز متعصب است نوعی خود محوری.

تاحدودی مانند فیزیکدانی که فکر می کند این فیزیک است که مطلبی رو برای او اثبات یا انکار می کند غافل از اینکه تماما از مفروضات فلسفی و ساخت و پرداخته های ذهن اوست نه فیزیک...

.................

..: ادم هایی است که متعصب و دگم هستن ذهنشون نسبت به حقیقت منعطف نیست و تنها ارزیابی و باور ذهنی خودشون رو قبول دارند حتی اگر اشتباه باشد.
و هر کسی تا یه حدی مبتلا به این ماجراست اما برخی خیلی افراطی هستند.

..: فرد تحت فشار چارچوب فکری و اندیشه های و پیش فرض های ذهنی خودش همه چیز رو میسنجد نه بی طرفانه و آزاد از آن چارچوب.

چگونه شکل می گیرد؟

..: شاید بشود گفت خود فرد و سبک اندیشه ورزی فرد و دیگری عادت ذهن هست که دوست دارد کارها بر حسب الگو های تکراری باشد.

منظور از سبک اندیشه؟
..: منطق و سبک اندیشیدن کمک میکند. گاهی فرد دنبال حقیقت هست گاهی فرد دنبال تحمیل درک خود به دیگران و ثابت کردن این هست که من درست می گویم و می فهم و لا غیر، گاهی فرد فقط تقلید و تبعیت انجام میدهد یا به خاطر عدم توانایی اندیشیدن صحیح یا به خاطر ترس مواجه با حقایق و باورهای مخالف و ...

الگوی فکری؟
..:مثلا برنامه و نظم رو مایل است چون انرژی زیادی صرف نمیکند اگر داده ی دو تا دو تا میدی میفهمد چهاره. به همین دلیل در تحلیل امور سعی میکند هر کدوم ببره در قالبی که قبلا در آن هست پس زود نتیجه بگیرد و نظر بدهد ممکنه این قالب رو خودش ساخته باشد نه دیگری.

در اینجا آزاد اندیشی چه نقشی دارد آیا فرد آزاد اندیش است؟

..: آزاد اندیشی واقعا امری سخت هست چون انسان تحت تاثیر محیط/ تربیت/احساسات/ پیش فرض های و نظام فکری خودش و... هست. اگر بتواند تا حدی از این موارد دور بشود یا تاثیر اینها رو کنترل کند که در فهم امور دچار خطا نشود بلکه بتواند به مرتبه ایی از حقیقت که برای این فرد قابل دسترسی است دست پیدا کنه.

با این بیان آیا درست متوجه شدیم یعنی هر گونه الگو فکری و تکراری که بوده و به جبر برایش بوده رو از بین ببرد به گونه ای که فردی آزاد اندیش محسوب شود به بیانی همه در اینجا همه جبرها از بین برده شده است!
اما فکر می کنم این شخص هنوز درگیر جبر بزرگی به نام ذهن و تعصبات آن است چون دیگه هیچ چیز رو قبول نمی کند و فقط باورهای نو و خودساخته خود را می پذیرد و تحمیل آن به دیگران!!!
و وادار ساختن دیگران از دست کشیدن از باورهایشان به بهانه یک عنوان شکیل و بی محتوا!!!!()

این چه آزاد اندیشی چیست؟


..: این هم باز جبر و نوعی الگوی فکری است😊

چگونه؟
..:چون باز به هیچ حرفی توجه نکند و نظر خود را به دیگران تحمیل می کند و دیگران را وادار به دست کشیدن از باورهای خود می کند همچنان دارد به چارچوبی شکل میدهد به نام ذهن هم برای خود و هم برای دیگری...

معیار درستی و نادرستی؟
..: برخی امور عقلی، برخی امور شهودی، حسی و ... /

ادامه دارد....
فلسفه تاریخ دکتر معصومی همدانی
1️⃣درس‌گفتارهای تاریخ_علم (۱/۱)
دکتر_معصومی_همدانی

فلسفه_تاریخ


معرفت_شناسی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Audio
2️⃣درس‌گفتارهای تاریخ_علم (۲/۱)
دکتر_معصومی_همدانی

لزوم تعیین معیار برای تفکیک علم از غیر علم در بررسی تاریخ علم


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
☘️🔴☘️🔴☘️🔴☘️



🔆کلمات قصار🔆


زنده بودن و زندگی کردن دست ما نیست.

اما احساس زندگی و نوع تلقی از زندگی تا حدودی در حوزه ی اختیار ماست و می توانیم آن را به تدریج عوض کنیم البته تا دیر نشده!
⚫️◽️⚫️◽️⚫️◽️⚫️

دست از سر و موی زن ایرانی بردارید

⚫️◽️⚫️◽️⚫️◽️⚫️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴کاوه ی آینده ایران زن است🔴


من از مردی خویش شرمنده ام

که در جامعه ی خودم نمی توانم از حقوق زنان این سرزمین دفاع کنم☹️
امروزه دسترسی به اطلاعات و ابزارهای ارتباطی ، نقش هوا را در حیات فکری و معنوی انسانها بازی می کند.

هیچ قانونگزاری حق ندارد انسانها را از آب و هوا محروم کند.
🟩اعتراضات اخیر، نشانه های روشن پارادایم شیفت فرهنگی🟩



هر رفتار فردی یا الگوهای رفتار اجتماعی ، همه و همه بر اساس مقدمات و پیشفرضهایی در ذهن محقق می شوند و خود را در عمل نشان می دهند.
به آن پیشفرضهای بنیادی که اغلب هم به طور واضح خود را نشان نمی دهند و درک و تثبیت آنها نیاز به تعمق و تحلیل دارد پارادایم می گوییم.
برای مثال یکی از پارادایمهای دوره برده داری این بود که یک انسان یا برده زاییده می شود و یا اشرافی و آزاد
به تعبیر دیگر یک برده نمی تواند سرنوشتی غیر از بردگی داشته باشد.

مثالی دیگر از اسلام فقاهتی ، اینکه در این حوزه یکی از پارادایمها این است که هر انسان بنده ی خداست و خدا تکلیف اعمال وی را مشخص می کند بنابر این رفتار انسان باید در چارچوب احکام شرعی عمل کند.

اگر با دقت به هر نظام اخلاقی یا هر اعتقاد و دینی بنگریم می توانیم پارادایمهایی را که در اصل ستون فقرات آن نظام فکری هستند را استخراج کنیم.

با توجه به این نکته می توان فهمید که هر انقلابی در هر حوزه ای اعم از حوزه ی معرفت یا جامعه یا حکومت در واقع با تغییرات و دگردیسی در پارادایمها همراه است که به آن پارادایم شیفت گفته می شود.

یکی از مهمترین پارادایمهای جوامع سنتی این است که توده مردم در آن جوامع رعیت محسوب می شوند و یکی از مشخصه های رعیت بودن این است که آحاد مردم دارای تکالیف و وظایف و حد و حدود خاصی هستند که باید حتما آن را رعایت کنند.وظایف هر دسته از این مردم از قبل تعیین شده و باید به دقت رعایت شود.
لااقل فرق مهم یک جامعه سنتی با یک جامعه مدرن در همین پارادایم است.
پارادایم جایگزین در یک جامعه مدرن این است که هر عضو این جامعه یک شهروند محسوب می شود و دارای حق و حقوق تعریف شده ای است که می تواند آنها را مطالبه کند.

گذار از یک جامعه سنتی به یک جامعه مدرن با پارادیم شیفت همراه است و هرقدر این پارادایم شیفت نفوذ بیشتری یابد جامعه مدرنتر خواهد شد.

اعتراضات اخیر در واقع ظهور گوشه ای از مطالبات بحق نسل نو برای کسب حقوق مغفول خویش است و باید هر روز این میل و این خواست توسعه یابد و خود را بر حاکمان متحجر و مرتجع تحمیل کند.

باید توجه داشت که اصل این عصیان علیه حجاب نیست بلکه علیه تحمیل حجاب است و بر علیه نادیده گرفتن حق انتخاب انسانهاست.

✍🏼:م . ناجی
Forwarded from جریانـ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎙بازخوانی آهنگ «برای …» شروین حاجی‌پور، از سوی یک خوانندهٔ آلمانی که اگرچه #فارسی بلد نیست اما می‌خواسته احترام و پشتیبانی خود از مردم ایران را نشان دهد.
🔗منبع: اینستاگرام نیکو سانتوس
#موسیقی #صادرات_فرهنگی
#زن_زندگی_آزادی
در «جریانـ» باشید.
@Jaryaann
‼️✋🏼❗️✋🏼❗️✋🏼❗️✋🏼❗️✋🏼❗️✋🏼‼️



خشونت علیه زنان شریف مطالبه گر را متوقف کنید



‼️✋🏼❗️✋🏼❗️✋🏼❗️✋🏼❗️✋🏼❗️✋🏼‼️


@CriticalThinker
بیژن عبدالکریمی:
جناب دکتر کرامت ورز گرامی!
سلام. از دلنوشته های زیبایتان که برایم ارسال کردید بسیار سپاسگزارم. اما فقط می خواهم بر آنها بیفزایم که من، برخلاف شما، نه فقط هنوز از گفتگو ناامید نشده ام و نخواهم شد، حتی باید بگویم که چندی است گفتگو در سرزمین بسیار عزیز و گرانقدرتر از جانمان آغاز گردیده است. از گفتگو ناامید نشده ام چرا که راه دیگری ، جز خون و خونریزی و سو استفاده بیگانگان از شکاف های اجتماعی مان در پیش روی نداریم. از گفتگو ناامید نخواهم شد چرا که تفکر شکلی از گفتگو و حاصل گفتگوست و بدون تفکر در برهوت جهان کنونی چگونه راه خود را خواهیم یافت؟
گفتم گفتگو چندی است که آغاز شده است. لیکن این گفتگو برخلاف انتظار بسیاری از جوانان خشمگین و پراحساس امری نیست که میان ما با حاکمان سیاسی و فرماندهان نظامی و انتظامی باید صورت گیرد (هر چند یقین دارم که در میان خود آنان نیز ولوله ای برپاست و همه میکوشند در حد وسع شان از گیجی و نافهمی شرایط خارج شوند). این گفتگو امری است که باید میان خود ما، میان فرزندان ما و میان جریانات گوناگون اجتماعی صورت پذیرد و اندک زمانی است که این گفتگو همچون جریانات آبهای زیرزمینی در بطن حیات اجتماعی آغاز شده است و به برکت وجود نازنینانی چون شما به زودی، بسیار زودتر از انتظارات شما، کاریزی خواهیم داشت که این آبهای زیرزمینی را برای آبیاری نهال های امید در این سرزمین خشک فوران خواهد داد.
شهادت مرا در مقام یک معلم ساده، و به عنوان کسی که به جهت ویژگی های فردی، فکری، و اجتماعی اش در معرض بیشمار دعوت از سراسر کشور است بپذیرید که چندی است این گفتگو میان بسیاری از جوانان، دانشجویان، محافل و کانون های اجتماعی و فرهنگی، محفل های خصوصی، هیئت ها و تکایای عزاداری (که از سنت عزاداری عاشورایی در نقد نظام سیاسی استفاده می کنند)، طلبه ها، حوزه های عملیه، دانشجویان و اساتید دانشگاه امام صادق، اساتید و دانشجویان دانشگاه امام حسین، دانشگاه های حوزوی مفید یا ادیان و مذاهب، برادران اهل سنت، پژوهشکده های وابسته به سازمانها و نهادهای گوناگون و .... آغاز شده است.
در همان نشست بسیج دانشجویی دانشگاه علامه که در تاریخ 1401/7/18 برگزار گردید، دانشجویان دختر بدون حجاب در مجلس حضور یافتند و در مقابل روحانی مسئول نهاد رهیری دانشکده به ارائه سخنرانی پرداختند و ایشان سراپا گوش بودند تا ندای نسل جوان را بشنوند. در این نشست وقتی جوان نازنینی به نام امیرحسین در پشت تریبون قرار گرفت و از بی افقی جوانان در این کشور سخن گفت و سپس افزود که وی نه جزو پوزیسیون است نه اپوزیسیون، نه طرفدار حاکمیت است و نه مخالف حاکمیت، و با بغض از اندوهش به دلیل وقوع خون و خونریزی در کشور سخن گفت، همه، اعم از معترضین و بچه های بسیج با کف زدن های ممتد تشویقش کردند. وقتی خانم بهزاد پور، با سر برهنه در پشت تریبون قرار گرفت و با بغض از سرکوفتها و سرخوردگی هایش در مقام یک دختر، در کشور خودش سخن گفت، همه، اعم از دختران بی حجاب و دختران چادری، پسران معترضین و بچه های بسیج جملگی تحت تأثیر قرار گرفته وی را تشویق کردند. وقتی مسئول انجمن دانشجویی بسیج گزارش داد که در بیانیه شان حجاب اجباری و گشت ارشاد را محکوم کرده و در این هفته های اخیر در کنار نیروهای حراست دانشگاه کوشیده اند تا از ورود نیروهای امنیتی در صیانت از معترضین ممانعت کنند، مورد تشویق همه، اعم از بچه های بسیج و نیز معترضین حاضر در جلسه قرار گرفت. تنها کسانی که با منطق تفکر و منطق تاریخ آشنایند در این گونه موارد میتوانند نشانه هایی از یک رویداد تازه، یعنی «تولد ایران جدید» ببینند. اما رسانه های وابسته ای چون ایران اینترنشنال و من و تو کوشیدند تا این پیروزی ها را به منزله یک شکست بنمایانند. باید اعتراف کنم، روز 18 مهرماه سال 1401 یکی از زیباترین و پرشورترین روزهای تمام عمرم بوده اند. من با چشمان خود دیدم که فرزندانم، فرزندانی که چند دهه است به بهانه های گوناگون در مقابل هم قرار گرفته بودند، بالاخره آموختند با یکدیگر، علی رغم وجود اختلاف نظرها، با مهر و ادب با هم سخن بگویند و نمونه ای از این مهر و همدلی را نشان دهند.
امروز اگر احمقی در مقام وزیر، از بردن دانش آموزان دختر به مراکز بازپروری سخن میگوید یا آن احمق دیگری که از خوارج و قبیله هوازن هاست، از تفکیک جنسیتی اسنپ سخن می گوید، نه فقط ما، معترضین، بلکه دوستان پیشین شان نیز تو دهن شان می زنند و حتی برخی از پیگیری حقوقی و امنیتی آنان سخن میگویند که چرا در این شرایط حساس تاریخی، که جامعه و کشور از هر طرف با خطر رو به روست، این جاهلان احمق یا خائنان به انقلاب و کشور، بنزین بر روی آتش می ریزند!
ادامه در کانال
لذا باید بگویم، بر خلاف  احساس شما، من یقین داریم منطق گفتگو پیروز میدان بوده است، اما آنان که منافع خودشان  را در شکاف در میان این «ملت» می بییند نمیخواهند در این سرزمین، منطق گفتگو حاکم شده، خواهان استمرار خون و خونریزی هستند.  به همین دلیل است که رسانه های وابسته ای چون ایران اینترنشنال و من و تو می کوشند تا این پیروزی را به منزله یک شکست بنمایانند.
بنابراین از عزیزان فکور و دردمندی چون شما می خواهم که کماکان در جبهه دفاع از گفتگو و وفاق ملی دست از کوشش برندارند. بی تردید، این مسیر دشوارتر و طوالانی تر لیکن ماندگارتر و اثرگذار تر است.
بیژن عبدالکریمی
1401/7/21
✳️ از درسهایی که باید از خیزش اخیر جوانان گرفت




تأمل در مورد خیزش اخیر و درسهایش مهم است و باید جدی گرفته شود.

اما مهم این است که این امر در ذهن همه کسانی که علاقمند به این مرز و بوم هستند مطرح شود و در سفره ی جمعها به اشتراک گذاشته شده و هرچه بیشتر مورد کاوش و بحث قرار گیرد.

به سهم خود یکی از درسهایی محتمل را مطرح می کنم و دوست دارم در این مورد بیشتر یاد بگیرم.

از مهمترین اصول و بلکه ضروری ترین در عمل اجتماعی ، اصل ارتباط است.

هر کار جمعی نیازمند مدیریت کارآمد، ارتباط تنگاتنگ افراد مشارکت کننده در آن عمل است.

شاید برای نسل جوان تصور یک جامعه ی بدون موبایل کمی سخت باشد. موبایل از ملزومات غیرقابل حذف زندگی امروزی درآمده است و اینترنت موبایلی هم مکمل این دستگاه شده و ارتباط انسانها را به شدت تسهیل کرده ، گویی انسانها می توانند در عین اینکه در کنار هم نیستند، می توانند در کنار هم باشند.

فرض گرفتن وجود چنین ابزاری عملا انسانها را از تمهید و آماده کردن راههای ارتباط جایگزین غافل می کند .

در صحنه ی اعتراضات اخیر ، همین غفلت اثرات خود را به وضوح به نمایش گذاشت.
مشکلاتی که از قطع اینترنت و... بر سر راه معترضان ظاهر شد، گرچه اساسا این اعتراض به باور من شکلی خودجوش و مردمی و برخاسته از حس شخصی جوانها و امپاتی حاصل از ظهور خشونتهای حکومت شکل گرفت و به هیچرو از قبل برنامه ریزی شده نبود و جوانها شخصا برای دفاع از حقوق مسلم خود صدای اعتراض بلند کردند ، اما اگر همین جوانها از قبل با هم در مورد موانع اجتماعی رشد خود و محرومیتهایشان از حقوق حقه خود با هم سخن می گفتند و راههای کسب حقوق خود را مطالعه کرده و اقدامهای برنامه ریزی شده ای انجام می دادند ، هم اثراتش بسیار وسیعتر بود و هم خساراتش کمتر
ازینرو ما نیاز داریم که در کنار همصحبتی در فضای مجازی ، گفت و گو در فضای حقیقی را هم بسط دهیم تا مقدمه ای باشد برای همکاری جمعی در رفع مشکلات مشترک.

جامعه ایران هنوز قدمهای نخست خود را در یادگیری عمل مشترک جمعی می پیماید، اثرات همکاری و رفاقت را در کسب نتایج دلخواه هنوز درونی نکرده و اکثر مردم همچنان تحت تاثیر خودخواهی ذاتی ، حس رقابت را عملا ترجیح می دهند و حتی برای پیشی گرفتن ، اگر لازم باشد، به پای رقیب هم می پیچند.

مهمترین مهارتی که مردم ما برای رفع این معضل نیاز دارد مهارت گفت و گوی همگرا یا دیالوگ است
گفت و گویی که بتواند اشتراکات فکری ما را در مورد حل مشکلات مشترک اجتماعی بیشتر و بیشتر کند و ما را در رسیدن به راه حل مشترک یاری کند.

✍🏼 م . ناجی
چهار فایده گفت و گو .mp3
استاد مصطفی ملکیان
🔻چهار فایده گفت و گو

1️⃣دخالت دادن مردم در سرنوشت شان
2️⃣مردم درگفت و گو به طبیعی ترین شکل ممکن از یکدیگر می آموزند
3️⃣استفاده از فهم عرفی و عقل سلیم مردم
4️⃣گفت و گو همدلی و همدردی بین انسان ها را افزایش می دهد

درسگفتار اخلاق گفت و گو، فروردین۹٨، استاد مصطفى ملکيان