خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
492 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
☘️دیالوگ راه نجات است اما دیالوگ با چه کسی؟
✍️ محمدحسین ناجی


امروز مطلبی خواندم از دکتر محسن رنانی

https://news.1rj.ru/str/Renani_Mohsen/453

به ایشان تبریک می گویم از اینکه جسارت نقد خود را نشان داده است و این به تنهایی درس بزرگی برای جامعه ایرانی است. ازینرو که جامعه ما با چنین شیوه ای نه آشناست و نه به سادگی به آن تن می دهد.

اما همانگونه که روزهای بحران بارها تاکید می کردم من برای دیالوگ شرایطی قائلم.

یکی از مهمترین شرایط تحقق دیالوگ این است که دو طرف خود را در یک سطح بنشانند.
اگر یک طرف حتی پله ای بالاتر نشسته باشد دیالوگ معنا نخواهد داشت؛ این پله ممکن است پله ای روانی باشد ، ممکن است پله ای منزلتی باشد یا پله ای مالی یا قدرتی یا حتی علمی!

باید توجه داشت که دیالوگ حتی با مذاکره متفاوت است هم به لحاظ اهداف و هم به لحاظ روشها و طبیعتا به لحاظ نتایجی که می توان از آن متوقع بود

هیئت حاکمه فعلی به لحاظ بافت ایدئولوژیک به هیچرو نه صلاحیت برای دیالوگ دارد و نه آمادگی برای آن .
دیالوگ با قبول احتمال خطا ولو با کمترین درصد در مواضع فعلی از سوی هر دو طرف می تواند آغاز شود

آن گفتگویی که برای تسلیم طرف مقابل به خواستهای خود آغاز می شود هرچه باشد دیالوگ نیست و این سیستم فاقد چنان شرطی است حتی اگر شخص گفت و گو کننده خود جناب رهبری باشد. می پرسید چرا؟
چون ایشان از موضع ولی فقیه با شما طرف گفت و گو خواهد بود و در ذهنش این پیشفرض با شدت تمام جولان می دهد که من ولی فقیه هستم و طرف مقابل باید از من حرف بشنود و به خواست من تسلیم شود.

اگر طرف گفت و گو نمایندگان نظام هم باشند نتیجه فرقی نخواهد کرد.زیرا همانها هم آنگونه می اندیشند یا اینکه مجبورند از طرف آن تفکر و مرام و به نمایندگی از آن طرز تلقی سخن بگویند.

و برای همین همان روزها هم بنده اگر از دیالوگ سخن می گفتم تصریح می کردم که مقصود من دیالوگ با نظام نیست بلکه بین مردم برای یافتن اجماع در ابعاد مشکل و نیز راه حل های ممکن است.
🟧 سیاست 🟧 هفت

ما باید بخشی از راه حل باشیم و گرنه بخشی از مشکلیم

✍️ محمدحسین ناجی


به وقت بازجویی فرصتی کوتاه پیش آمد تا با یکی از ماموران امنیتی که چندین سال پیش در یکی از برخوردهایی که برای ادای توضیحاتی احضار شده بودم و انسانی شریف و ماموری کاردان و فهیم و شایسته بود آشنا شده بودم، صحبتی کوتاه بکنم.

ایشان که از روی دلسوزی و انساندوستی تلاش می کرد مرا متوجه عواقب رفتارم بکند نکاتی را متذکر شدند و من نهایتا سوالی را متوجه ایشان کردم و هنوز منتظر پاسخ هستم.

به ایشان عرض کردم که: من می خواهم بخشی از راه حل باشم و تمام تلاشم و نوشته هایم معطوف به این هدف است.

از شما می پرسم به نظر شما برای اینکه من بتوانم بخشی از راه حل مشکلاتی باشم که کشورم و مردم سرزمینم و هموطنانم گریبانگیر آن هستند ، چه باید بکنم؟

ایشان سوالم را بی پاسخ گذاشتند و پاسخش را به بعد موکول کردند.

به باور من: این مهمترین سوالی است که هر یک از هموطنانم باید از خودشان بپرسند:
اینکه چگونه باید زندگی کنند و زندگی خود را چگونه مدیریت کنند که بخشی از راه حل باشند؟

اما ادعایم در این نوشتار بالاتر از این است:
ادعا این است که:

هر کسی از اهل این سرزمین که بخشی از راه حل مشکلات کشور نیست ، بخشی از مشکل کشور است حتی اگر خودش این حس را نداشته باشد.

یکی از پیشفرضهای نفرین شده ی اکثریت مردم این سرزمین که هر روز با آن زندگی می کنند و نفس می کشند این است که:

مشکلات کشور ربطی به من ندارد و من فقط قربانی این مشکلات هستم.

احساس مردم این است که اداره مملکت به دست افرادی است که ربطی به او ندارند و او در بودن آنها در آن مسند و استحکام وضعیت آنها بی تأثیر است و آگاهانه یا نا آگاهانه از این واقعیت غفلت می ورزند که سکوتشان بخشی از علت بقای وضعیت فعلی است.

هر پدیده ای هم در ایجاد و هم در بقا نیازمند علت است و سکوت و انفعال هر یک از ما بخشی از علت بقای وضعیتی است که نامطلوبش می دانیم.

این نکته را جدی بگیریم و لااقل لحظاتی در موردش تامل کنیم.

شماره پیشین:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3826
خرد سنجشگر pinned «🟧 سیاست 🟧 هفت ما باید بخشی از راه حل باشیم و گرنه بخشی از مشکلیم ✍️ محمدحسین ناجی به وقت بازجویی فرصتی کوتاه پیش آمد تا با یکی از ماموران امنیتی که چندین سال پیش در یکی از برخوردهایی که برای ادای توضیحاتی احضار شده بودم و انسانی شریف و ماموری کاردان و…»
🟧 سیاست 🟧 هشت

✍️ محمدحسین ناجی

همه ی ما محتاج امپاتی و همدلی هستیم


راستش را بخواهید من در عین حال که منتقد شدید فرهنگ عمومی کشورم و وضعیت موجود کشور ،
بحران ناکارآمدی،
فساد سیستماتیک بوروکراسی ،
توسعه دزدی های علنی و زیرپوستی ،
رشوه خواری و رشوه پردازی ،
سیستم اداری درِپشتی ،
فاصله ی وحشتناک طبقاتی و توزیع ناعادلانه ی ثروت عمومی ،
آپارتاید مرکزنشینی ،
تبعیض جنسیتی و ظلم فاحش علیه زنان ،
ظلم متزاید مذهبی و آپارتاید مذهب محور ،
دیکتاتوری ای به نام سیستم ولایت فقیه ،
حاکمیت اقلیت بسیار محدودی صرفا به بهانه ی ولایت محوری ،
حاکمیت تزویر برای بهره بردن از نعمت ولایت ،
پایمال نمودن آینده ی کشور و فرصت سوزی در رقابت علمی و تکنولوژیک با جهانی که با سرعتی غیرقابل تصور رو به رشد و پیشرفت است،
پیشکش ذخایر زیرزمینی مشترک با همسایگان به دلایل واهی و با سیاست خارجی ضدملی
و دهها مورد دیگر و
سکوت منفعلانه ی اکثریت مردم
هستم و آنها را شریک جرم در این همه ضایعه می دانم . اما از سوی دیگر آنها را هم به چشم قربانی تاریخی یک فرهنگ می دانم که چشم بسته از آبا و اجداد خود تحویل گرفته اند و بسان همان بسته ی ژنتیک داخل رحمی ، اما بیرون از رحم به آنها تزریق شده است.
حتی آن ماموری که امثال بنده را به عنوان معارضه با نظام به پرس و جو می کشد و به چشم خائن به ما می نگرد خود قربانی همین وضعیت است تنها گناهش این است که دست قضا او را در آن پست نشانده است.
وقتی در اثنای این بحران با تمام وجود از مخاطبین می خواستم که فحاشی نکنید چون می دانستم که این فحش باز به خودمان باز می گردد و ما همه مشمول این فحشها می شویم.
هیچکس مستحق خشونت نیست ، چون آن اختیار و آزادی ظاهری که ذهن ساده لوح گمان می کند برای هیچ انسانی عطا نشده است.

جمله ام خیلی طولانی شد

راستش را بخواهید من در عین انتقاد از هموطنانم ، آنها را مستحق امپاتی و همدلی و درک وضعیت روانی و ذهنی و نیز اقتصادی و اجتماعیشان می دانم.
ما ضرورت دارد که با مهربانی پای صحبت همدیگر بنشینیم و حرفهای همدیگر را با صمیمیت بشنویم و با صمیمیت نقد کنیم و به ضعفهای خود اعتراف کنیم و به هم راه حل پیشنهاد کنیم تا شاید فردا یک قدم پیشتر باشیم.
همین

شماره پیشین:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3828
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کافی است به اشک های حلقه زده در چشمان این هموطنمان بنگرید


برای من مایه ی شرمساری است که هموطنم از زندگی دلخواهش در وطن خویش محروم است حال آنکه عشقش به زندگی در ایران از ذره ذره احساسش جاری است.

از سوی دیگر بسیار متاسفم که مدیران کشور مضمون این هشدار را در نمی یابند.
پیام داد می زند که این وضعیت ماندگار نیست و عدالت روزی باز می گردد.
کتاب-صعود-چهل-ساله (1).pdf
17 MB
جهت امتثال امر دادیار محترم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان تبریز این کتاب را به دوستان معرفی می کنم.
@hadanmoosavi
هادی موسوی:

سهم کشورهای دنیا از ۵۰۰ شرکت بزرگ دنیا.
آمریکا به تنهایی، نیمی از این شرکتها را دارد.
سهم ایران، ۰ درصد.
البته ما ابرقدرت منطقه و جهان هستیم و دنیا برای انجام هر کاری با ما هماهنگ میکنه.
ضمنا آمریکا در حال فروپاشی است.
تازه، نجفی هم زنش رو کشته.


@A_pajhohi
🔘🔘🔘خلیج فارس یا ع ر ب ی🔘🔘🔘

✍🏼 محمدحسین ناجی


با تمام وجود آرزو می کردم و می کنم که هیئت حاکمه نظام با همه ارکانش برایشان این مساله آن حد از جدیت را داشته باشد که جلسه ای تشکیل دهند تا به این سوال پاسخ یابند که کدامین عملکردشان این فرصت را پیش آورد و منزلت ایران تا این حد در منطقه تنزل یافت که همسایه ای که با تجاوز و تحمیل جنگی هشت ساله خسارات عظیم انسانی و مالی بیشماری به سرزمینمان وارد کرد ، اما بعد از خاتمه جنگ از بیشترین لطف و محبت اقتصادی و نظامی ایران منتفع شد تا آن حد که سقوطش توسط داعشیان را ما مانع شدیم، امروز آشکارا دست به اقدامی می زند که می داند توهین به ایران و عزت ملی ماست.
بررسی عوامل این تجری و توهین ضرورت اجتناب ناپذیر یک حاکمیت ملی و وطندوست و متعهد به منافع ملی است.
کاش این امر به دقت تحلیل شود و خطاهایی که دست به دست هم داده اند و ما را تا این حد در جهان و منطقه منزوی و بدون حامی کرده اند روشن شود و بتوانیم با اصلاح روشها و سیاستها عزت ملی خود را بازگردانیم.
خرد سنجشگر
🟧سیاست🟧 شش سیاست کاری انفرادی نیست ✍🏼 محمدحسین ناجی این مملکت به این زودیها سامان نمی یابد مدتی پیش یکی از فعالان سیاسی شناخته شده ی شهر که عضو هیأت علمی دانشگاه هستند و استادیار طی تماسی تلفنی از روی لطف و محبت و نیکخواهی متذکر شدند که طبق شنیده…
🌷دفاع از پیشگامان راه دفاع از حقوق مدنی هموطنان
یک وظیفه ملی است
🌷
✍🏼 محمدحسین ناجی


بعد از انتشار پست( سیاست-شش) و نوعی گلایه از تنها ماندنم در سالن دادگاه
دو نفر از عزیزانم از من گلایه کردند که ما اظهار آمادگی کردیم که در کنارتان باشیم و شما خود نپذیرفتید.

درست هم می گویند خصوصا سمانه برادرزاده ام بیش از یک بار زنک زد و شدیدا نگرانم بود و همسرش هم همچنین

و باز درست می گویند که من قبول نکردم اما:
علت اینکه قبول نکردم چه بود؟
اول اینکه این مساله مشکل من بود و من به هیچرو راضی نبودم که کسی از این امر رنج و زحمتی متحمل شود.

دوم اینکه محاورات در جامعه ما شکل خاصی دارد و هرگز راهی برای تشخیص تعارف و جدیت نیست و طبیعی است که پاسخ باید به گونه ای باشد که فرد مقابل در محذور قرار نگیرد. البته من این را به عنوان قاعده عام می گویم و نه برای آن دو عزیز

اما آیا این حرفها منافاتی با نوشته ام دارد؟ هرگز

آنچه من از جامعه ام توقع دارم و آرزو دارم روزی شاهدش باشم این است که افراد صرفا از آن روی که برای یک نفع عمومی هزینه می دهند حمایتش کنند و نه از آن روی که همخونند یا فامیل
مگر حتما من باید درخواست کمک می کردم که کسی خود را ملزم کند که وقت و انرژی صرف کند؟
اگر آن دو عزیز علیرغم میل من می آمدند من از آنها گله مند می شدم؟ یا بهشان افتخار می کردم که علیرغم مخالفت من مرا تنها نگذاشته اند؟
من آرزو دارم روزی برسد که در چنین شرایطی نزدیکان فرد مبتلا به غیر از دهها نفر از همراهان را بسیج کنند و سالن دادگاه را پر کنند تا روشن شود که او تنها نیست و از طرف صدها نفر سخن می گوید.
این افسانه نیست، یکی از صحنه های مکرری است که در کشور همسایه مان ترکیه همه روزه اتفاق می افتد و این یکی از نشانه های تفاوتهای فرهنگ سیاسی و مدنی دو کشور است.
به هر حال من از آن دو عزیز بزرگوار متشکرم.
🔺 هرکسی کار خودش
بارش به انبار خودش

✍🏼 محمدحسین ناجی


این اولین اصل در نرم افزار وجودی ماست:
خودخواهی و ترجیح خود

این را به سادگی در رفتار کودکان چند ساله هم می توان سراغ گرفت.

چند کودک در کنار هم و تنها یک اسباب بازی
هرکسی می کوشد آن را آنِ خودش کند زور می زند جیغ می کشد یا حتی از حربه ی گریه و زاری بهره می برد

اما تنها یک عامل می تواند این را منسوخ کند، فهم اینکه بعضی کارها هستند که هیچ کس به تنهایی از عهده آن بر نمی آید اما با همکاری و اتفاق آن کار شدنی است.
این را حتی حیوانات هم با شعور اندک خویش نسبت به انسان می توانند درک کنند و اجرا کنند.
مشاهده شده است که مورچگانی که لانه شان را آب گرفته با چسبیدن به همدیگر و ساختن یک پشته و با تغییر متناوب موقعیت و بالا آمدن آنهایی که در زیرند و جایگزین شدن دیگران آنقدر روی آب دوام آورده اند که به یک خشکی منتهی شوند. من خود ، این را در یک مستند مشاهده کرده ام.
اما اینکه انسانهای این سرزمین طی چند سال یا چند قرن تجربه، این را بفهمند خدا می داند.
Winter is coming


✍🏼 محمدحسین ناجی

خطاب من به محافظه کاران است و به بیانی دیگر به آن دسته از مذهبیان سنتی که به هر دلیل و بهانه ای از جناح حاکم کنونی طرفداری می کنند سیاست های اعمال شده را تایید و تشویق می کنند.


آقایان

آدمخوارها در راهند

صدای پاهای یام یام ها دور و نزدیک به گوش می رسد

آنها هم لباسهایی به رنگ لباس شما پوشیده اند لباس استقلال ، آزادی و انسانیت
اما با اسب تروا می آیند که در درونش جهانخواران نهان شده اند
امثال جاسوس اکبری نشان داد که در درون همین حاکمیت هم چه بسا اکبری های زیادی به نفع استکبار عمل می کنند.

به شعارها اعتماد نکنید و به نتایج سیاستها خوب فکر کنید

سیاست علم نتیجه گیری است علم پیشبرد منافع و مصالح کشور

اگر به درستی مشکلات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی کشور را در نیابید و راه درمانش را تشخیص نتوانید یا اعمال نکنید
اگر به سخنگویان جنگ طلبهای داخلی اعتماد کنید و بر اسب لجام گسیخته ی خشونت تکیه کنید
اگر آغوش دوستی و مهربانی به اکثریت مردم باز نکنید ترسم که صرفه ای نبرد کشور از عناد
Forwarded from بارِ هستی
اي بره ي گرگ نما! جايي ميان تو و دشت های سبز، لب چاهی نشسته ام. تصويري كه در قعر چاه است مرا مي ترساند. اينجا خالي از ادم. گرگی تشنه در قعرچاه و تو در رویای دشت ها...

يك قلپ از ان اتش سر می کشم. و حال بنشين و تماشا كن كه چگونه بخار مي شوم. كه گاهی مي رقصم و گاهی مي چرخم.
گاهی از شادي مي گریم و گاه به غم مي خندم. من را نظاره كن. "من را نظاره كن" که در تکاپوی تو شدن چگونه بي من شدم. من را ببين که خالي از من و لبریز از تو خود را به موج ها سپرده ام. و حال اين تويي كه سرريز مي شوي و من می مانم : همچون ليوان شيشه اي لب پر.

ادمك، نقاب را بردار. باور كردن ات سخت مي شود گاهی. هیچ كس بازي روي صحنه را بيشتر از ساعتي جدي نمي گیرد".
آتشی جانسوز
بر خرمن رویای من
هر لحظه در جولان

برگها لبریز شعله
سازها خاموش

زخمه ها زخمی
داد ما بیداد
باد سوزانی
ز سوی مرکز نفرت
به اطراف نهان و نرم یک خواهش
شتابان می کند یورش
با زبان بی زبانی
می کند فریاد

لاک پشتی تو
نسخه ی انبوه وحشت
این چنین باشد:
لاک بر سر کن و یا سر زیر لاک خویشتن بگذار
در کنارت
گرچه ماهی ها
طعمه ی یک مرغ ماهی خور
کار تو
باید که حفظ جان خود باشد
همین کافی است

م.ناجی
🔘واقعیت هایی که با چشم غیرمسلح دیده نمی شود🔘

🔷‼️🔷
قطار تکنولوژی با سرعت نور در حرکت است و ما هر لحظه می بازیم

✍🏼 محمدحسین ناجی


🟤 برای آخرین نسل یعنی نسل زد ( Z ) این سخن شاید غیر طبیعی بنماید اما نسل ما فسیلها یا نسل بعد از ما هم تا حدودی این واقعیت را از نزدیک و بالعیان تجربه کرده اند که شتاب تغییرات در نوع زندگی انسان و امکاناتش غیرقابل تصور است.

🟣 می خواهم ادعا کنم که تغییراتی که در امکانات زندگی انسان در صد سال اخیر محقق شده است بسیار بیشتر از میزان رشد امکاناتش از زمان ظهور انسان تا مشروطیت بوده است!
اگر این ادعا کمابیش مقرون به صحت باشد می توان تصور کرد که زندگی انسان بعد از 50 سال ممکن است اصلا شباهتی به زندگی امروزش نداشته باشد.

🟢 کشف راز و رمزهای جهان میکرو و قدرتهای فوق تصور ذرات ریز و امواج و اشعه ها و گشوده شدن دروازه فیزیک کوانتوم انقلاب عظیم و غیرقابل تصوری را پیش روی انسان قرار داده است.

🔺اگر به این واقعیت مقدمه دیگری را بیفزاییم نتیجه روشنتر می شود.

🟡 تحلیلگران باریک بین ترک بر این باورند که سبب عمده ی انقراض امپراطوری پهناور و قدرتمند عثمانی جاماندن آنها از بهره های انقلاب صنعتی بود. امپراطوری عثمانی نتوانست پا به پای دیگر قدرتهای بزرگ زمانه از تکنولوژی حاصل از انقلاب صنعتی بهره مند شود و قافیه را باخت و تا مرز انهدام پیش رفت و نهایتا با رهبری آتاتورک توانست بخش کوچکی از سرزمین پهناور عثمانی را سرپا نگهدارد.
🔺ایران هم از غایبین عرصه ی این رقابت بود.

🔵 اما امروزه در آستانه ی شروع مرحله ی چهارم انقلاب صنعتی(Fourth Industrial Revolution) هستیم.

⚫️ امروز نظام جمهوری اسلامی در ظاهر به یک جنگ ایدئولوژیک با جهان مشغول است. در تحلیل ساده لوحانه در ذهن خود جنگ نابرابر امام سوم شیعیان را با امویان تمثیل می کنند اما با نهایت تأسف و با ابراز نگرانی عمیق باید گفت که :به نتایج چنین سیاستی واقف نیستند یا برایشان مهم نیست.
در آن شرایط و در کربلا در بدترین تحلیل چند صد نفر شهید می شدند اما در شرایط ما چه بسا یک ملت نابود شوند.
حتی اگر جنگی اتفاق نیفتد و حتی اگر مردم از نداری خوار و ذلیل نشوند ، کمترین خسارتش فلاکتی است که حاصل جاماندن از قطار تکنولوژی فوق مدرن انقلاب چهارم صنعتی است .
آقایان
کسانی را که عواقب سیاست های جاری را به شما متذکر می شوند را دشمن مپندارید.
یک ایرانی غیور هرگز به ملت خود پشت نمی کند اما از ساده ترین اثرات دوقطبی سازی که شما راه انداخته اید همین است که دو برادر هم گاهی به هم شمشیر می کشد.
وظیفه همه ایرانیان شریف است که به هر زبانی نتایج و تبعات سیاستهای جاری را به متصدیان امر و صاحبان قدرت بازگویند و گرنه در هر خسارتی شریک جرمند.
Forwarded from بارِ هستی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌍🌍🌍🌍🌍🌍🌍🌍


نقطۀ آبی


خانه ما وقتی خوب بنگریم چیزی نیست جز یک نقطۀ آبی در عمق بیکران هستی پهناور

جایی که ما به قطعۀ بسیار کوچک آن مباهات می کنیم و به داشتن ذره ای از آن به دیگران فخر می فروشیم، آن هم داشتن آن در قطعه بسیار کوچکی از زمان که در مقیاس حقیقی یک اپسیلون است یعنی چیزی نزدیک به هیچ، چیزی که تن به تنۀ صفر می ساید
خود را یک بار دیگر در آینۀ این فیلم کوتاه بنگریم


🌍🌍🌍🌍🌍🌍🌍🌍
🟧 سیاست 🟧 نه (9)

✍️ محمدحسین ناجی

✳️ می توانیم نجات یابیم


استیصال نقطه ی تسلیم انسان است به مرگ و نابودی

☑️ امروزه وقتی از نمای دور یا واید شات( wide shut ) نگاهی به مردم ایران بکنیم و وضعیت روانی انسانها را با رنگهایی خاص نشان دهیم یکی دو رنگ به صورت واضحی بر دیگر رنگها غلبه دارد رنگی که نماینده نارضایتی از وضعیت موجود است و رنگی که نشانگر استیصال و یأس و نومیدی و به تعبیر دیگر (بی چاره گی) است.

☑️ این رنگها رنگهای روشن و شادی نیستند و هر یک به نوبه ی خود رنگهایی هستند که سمپتوم های یک بیماری گسترده ی اجتماعی تلقی می شوند.

🔺مهمتر از همه اجتماع این دو رنگ با هم است.
رنگ نارضایتی به تنهایی یک سمپتوم خطرناک نمی تواند باشد ، بلکه در شرایط خاصی می تواند نشانگر یک انرژی پتانسیل و بالقوه برای یک تغییر بزرگ و گسترده تلقی شود.
☑️ نارضایتی از وضع موجود اولین شرط تغییر است چه در ابعاد زندگی فردی انسانها و چه در زندگی جمعی آنها
برای مثال ناخرسندی از فقدان مهارتی مثل رانندگی ، زمینه ی مناسبی فراهم می کند که فرد به دنبال یادگیری رانندگی و تهیه مقدمات آن باشد.
ناراضی بودن از وضعیت معیشت خود در مقایسه با همسایگان و بستگان خود ، او را به تلاشی جدی وامی دارد تا این فاصله ی طبقاتی را به نحوی پر کند.

☑️ اما وقتی این دو رنگ در کنار هم می نشیند که فرد در تلاشهای ممکن خود برای از بین بردن این مشکل و عامل ناخرسندی با بن بست مواجه شود و راههایی را که ظرفیت ذهنی- روانی و عینی او برایش ممکن می نمود امتحان کرده و در رسیدن به نتیجه با بن بست مواجه شود و تلاشهایش ثمر ندهد و به تدریج این احساس در وی پدید آید که فلاکت تقدیر اوست و به هرصورتی باید با آن بسازد.

☑️ یکی از مهمترین موانع فکری کشورهای مسلمان در راه پیشرفت و رشد اجتماعی باور به قضا و قدر بود و اینکه هر اتفاقی که می افتد به خواست خداست. این باور قرنها از سوی سلاطین و حکام و خلفا و نیز روحانیونی که به عنوان بخشی از دربار و دیوان شناخته شده بودند ، تبلیغ شده و به صورت بسیار عمیق و گسترده ای در ذهن و روان اکثریت مردم جای گرفته بود و امروزه نیز به شدت از سوی بخش بزرگی از روحانیت خصوصا آنهایی که منافعشان با نظام حاکم گره خورده است ترویج می شود و مورد دفاع قرار می گیرد.
🔺 در همین زلزله ی اخیر کشور ترکیه هم خود اردوغان زلزله را در چارچوب پلان و نقشه تقدیر خداوند اعلام کرده و از این اصل برای پوشاندن کثافتکاریهای خود در اعلام عفو عمومی برای تخلفات عمرانی در قبال گرفتن پول بهره گرفت و هم وزارت معارف آن را قضای الاهی خواند.
☑️ همین تفکر در ذهن و روان بسیاری از مردم همچنان تعیین کننده است و سبب می شود که از نقش حکومتها در بسامان کردن وضعیت اقتصادی و اجتماعی غافل شوند و توقعاتشان از نهاد حکومت به شدت تقلیل پیدا کند و بلکه حاکم شدن آن عده را هم به خواست خدا منتسب کنند و هیچیک این سوال را از خود نپرسند که اگر حاکمان به خواست خدا به حکمرانی می رسند پس چرا 50 سال پیش علما بر علیه نظام پهلوی شوریدند اگر رضا شاه یا محمدرضا به خواست خدا بر ایران سلطنت می کردند.
✋🏼 دوستان من
بیاییم کمی علمی تر به تحولات اجتماعی بنگریم.

☑️ حتی اگر بخواهیم از زاویه دینی هم به مساله بنگریم قرآن نقش انسانها در تغییر وضعیت زندگی خویش را تأیید می کند بلکه پارامتر اصلی در تغییر شرایط معیشتی- اجتماعی انسانها را تغییراتی می داند که خود انسانها ایجاد می کنند.
در سوره رعد آمده است:
«إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ»

خدا سرگذشت و اوضاع هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه خود آنها پیشگام این تغییرات باشند.

پس اولین گام در راه اصلاح اوضاع اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... جامعه اصلاح ذهنیت افراد جامعه نسبت به نقش خودشان در شکل گیری مناسبات انسانی در زمینه های مختلف است.

☑️ اولین گام این است که با تمام وجود باور کنیم که نحوه ی برخورد تک تک ما در برخورد با اتفاقاتی که در جامعه می افتد نقش اصلی را در تثبیت وضعیت موجود یا اصلاح آن یا بدتر کردن وضع موجود بازی می کند.
باید توجه داشته باشیم که موظفیم در هر موردی از خود بپرسیم که وظیفه ی اجتماعی من در برخورد با عمل خاصی که از حکومت یا یک مامور سرزد چیست و چگونه باید برخورد کنم که به بهبود جامعه ام منجر شود
اگر قانونی تصویب می شود باید بدانم که من هم در تثبیت آن نقش دارم و اگر به نفع کشورم نیست باید به هر نحو در مقابلش موضع بگیرم و............

ادامه دارد


آدرس شماره قبل:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3830
⚫️یک گله و یک مشت چوپان⬛️


نگاه دین سنتی و اسلام سنتی به انسان نگاه گوسفندی و گله ای است.

انسانها را به عنوان یک گله ی رام و بی اراده و بی فکر که صرفا باید توسط اقلیتی به نام چوپان کنترل و نیز استثمار شوند تلقی می کنند و این اقلیت چوپان در واقع سیستمی است متشکل از قدرتمندان ، صاحبان اقتدار نظامی ، قارونهای زمانه و صاحبان سرمایه و نیز متصدیان روان مردم یعنی روحانیان
🟧 سیاست 🟧 ده ( 10 )

✍️ محمدحسین ناجی


جهان در تمام ابعاد آن اعم از جهان بی زبان و جهان با زبان همه بر حساب و کتاب استوار است

دوستان هموطنم

همچنانکه پیشتر هم بیان شد ، برای اینکه بتوانیم جهان عینی اطراف خود و از جمله نظم اجتماعی را که در آن قرار گرفته ایم و در کل آن را حکومت می نامیم تغییر دهیم ، ابتدا باید برخی انگاره ها و پیشفرضهای ذهنی خود را دگرگون کنیم.
باید بکوشیم که پیشفرضهای نادرستی را که در ذهنمان ریشه دوانده اند بیابیم و آنها را تغییر دهیم.
از جمله:
✳️ هیچ نظمی تقدیر و غیر قابل تغییر نیست

از قدیم و ندیم عادت کرده ایم که شرایطی را که به نظر ما غیر قابل تغییر جلوه می کند ، به راحتی بپذیریم و نامش را تقدیر یا خواست خدا بنامیم.
این یک انگاره ی نادرست و بی دلیل است که حاکمان و قدرتمندان کوشیده اند به دست کسانی که نفوذ فرهنگی و روانی بین مردم دارند مثل جادوگران و روحانیان و ... در ذهن مردم فرو کنند و آنها را به این باور وادار کنند که سرنوشت هرکس از بدو تولدش تعیین شده است و کسی نمی تواند سرنوشته اش را و آنچه بر پیشانی او حک شده است تغییر دهد.

اگر هم کسی با تلاش و کوشش و ابتکار و خلاقیتش توانسته باشد زندگی خویش را متحول کند با این ادعا مواجه شده است که سرنوشتش چنان بوده است و الا خودش قادر نبود چنان کاری بکند!

حتی اگر بپذیریم که آینده هرکسی بر پیشانیش نوشته شده است وقتی کسی نمی تواند آنچه بر پیشانی کسی نوشته است را بخواند از کجا می توان فهمید که آنچه نوشته شده است چیست؟ چرا فرض نکنیم که سرنوشت ما این است که بتوانیم بر شرایط نامطلوب اطراف خود چیره شویم و آنها را به نفع خود تغییر دهیم؟ از کجا می توانیم مطمئن شویم که تغییر نگاهمان نسبت به زندگی نمی تواند زندگی ما و اطرافیان ما را دستخوش تغییرات وسیعی قرار دهد؟
از کجا می توانیم بفهمیم که سرنوشت امریکائیها این بوده که منشأ خلاقیتها و ابتکارات تکنولوژیک باشند و ما جهان سومیها ریزه خوار سفره آنها؟
چرا اینگونه فکر نکنیم که همین افکار سنتی و جبرگرایانه عامل اصلی عقب ماندگی ما شده است؟

چرا اینگونه نیندیشیم که این فکر ارتجاعی از این سبب بر رگ جان و روان ما تزریق شده است که به راحتی تن به نظمهای پوسیده ای بدهیم که جز فقر و بدبختی و فلاکت برای ملت و غارت دسترنج مردم برای حاکمان ما حاصلی ندارد؟

برای اینکه زندگی اجتماعی ما تغییر یابد ابتدا باید انگاره هایی از این دست را از ذهن و روان خویش بیرون رانیم و ایمان بیاوریم که ما قادر به اصلاح سرنوشت فردی و اجتماعی خویش هستیم.
ما هم می توانیم بسان ملل دیگری مثل ژاپن به سرعت دروازه های علم و تکنولوژی و هنر و فرهنگ را به روی فرزندانمان باز کنیم و زندگی شایسته تری برای نسلهای بعد این سرزمین تدارک ببینیم.

برای شروع اینکار کمی جسارت لازم است. باید بتوانیم در مقابل کسانی که تلاش می کنند مانع این تغییرات فکری شوند مقاومت کنیم و اجازه ندهیم که از حربه ی دین و مذهب برای عقب نگهداشتن ما بهره ببرند.
پیامبران در واقع مترقی ترین افراد زمانه ی خود بودند و اگر امروزه کسی بخواهد از دین برای منحط نگهداشتن جامعه ای بهره بگیرد باید دریافت که راه او راه پیامبران نیست .

پیشرفتهایی که بشر در قرنهای اخیر در بهره گیری از مواهب طبیعی داشته است نشانگر این است که عقلانیت و فهم دقیق جهان می تواند ما را در زیست بهتر یاری کند. اگر ما کمی بیشتر درنگ کنیم فاصله ی بین ما و دیگر ساکنان زمین آنچنان عظیم خواهد شد که ممکن است به محو ما از این کره خاکی منجر شود.
پس هرچه زودتر باید مدیریت جامعه ی خویش را طوری سامان دهیم که بتوانیم در یک رقابت نزدیک با مردم دیگر کشورها برای رشد علمی و تکنولوژیک، هنری و فرهنگی قرار بگیریم
جز این چاره ای نداریم.


آدرس شماره پیشین:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3847
🟧 سیاست 🟧 یازده ( 11 )

✍️ محمدحسین ناجی


✳️ فهم زبان تغییر اولین گام برای تغییر است

🔴 نوشتیم که دستگاه پروپاگاندای حاکمان و سلطه گران که همان روحانیان و جادوگران و متنفذان معنوی هر جامعه هستند می کوشند توده مردم را محکوم به شرایط و وضع موجود نشان دهند و این را سرنوشت محتوم مردم قلمداد کنند و به آنها القا کنند که این وضعیت حاصل خواست خدا یا خدایان است و نمی توان بر آن معترض بود و وظیفه انسانها این است که شرایط موجود را بپذیرند و خود را با آن وفق دهند و به وضعیت موجود شکرگزار باشند؛ از حاکمان موجود سپاسگزار باشند که اجازه نداده اند وضعیت از این بدتر شود و باید در مقابل آنها خاضع و فروتن و تسلیم باشند و شب و روز برای بقا و سربلندی آنها دعا کنند و نیز هر شب برای داشته هایشان نماز شکر گزارند و هر روز بر علیه عاصیان و ناشکرها مبارزه کنند

🔔 این امر یکی از عوامل اصلی رام شدگی انسانها و گوسفندوارگی آنهاست.

🟣 عامل دیگری هم در این امر دخیل است و آن جاهل بودن انسانها به زبان تغییر است.
حتما برای تک تک ما این حادثه پیش آمده است که یکی از وسایل مورد کاربردمان از کار افتاده است و بعد از چندین بار تلاش برای به تعمیر مایوس شده و از آن قطع امید کرده ایم ولی بعدا فردی کار بلد تنها با یک تغییر کوچک آن را تعمیر کرده و دستگاه مثل روز اول به کار افتاده است.

🗯 اشکال کار در چه بود؟

در اینکه ما زبان تغییر دستگاه را بلد نبودیم و در واقع زبان دستگاه را نمی دانستیم. تمام اجزای عالم هر یک زبان خاص خود را دارند ، هر یک به گونه ی خاصی می توانند با ما سخن بگویند .

♦️ فرق عالمان تجربی با دیگر انسانها در آن است که آنها زبان بیشتر اشیا و موجودات را می دانند و ازینرو در مواقع لازم می توانند از آنها برای مقاصد خاصی کمک بگیرند.
مثلا طبیبان می توانند زبان بدن انسان را بدانند و با چند کلمه سخن گفتن با بدن تشخیص دهند که بدن از ما چه می خواهد و مثلا با دادن یک شربت گیاهی خواست بدن را تأمین کنند و دردی از انسانی پایان یابد.

🟢 جامعه انسانی هم در واقع زبان خاص خود را دارد

برای تغییر و اصلاح یک جامعه باید زبان تغییرش را بدانیم و اگر ندانیم هزاران تقلا و دادن هزینه های گزاف چه بسا شرایط را نه تنها بهتر نکرده بلکه وضعیت را بدتر از قبل کند.
درست مثل هزینه هایی که ملت ما پس از دوران قیام مشروطیت و در دوران حکومت پهلوی و نیز انقلاب 57 و .... داده است و در یک مقایسه ی ساده می توان درک کرد که شرایط امروز جامعه مان از ابعاد مختلف با توجه به هزینه های مادی و معنوی ، انسانی و مالی چندان پیشرفتی نداشته است و در ابعادی شاید به قهقرا هم رفته باشد.

پس یکی از عوامل یأس یک ملت و باور به اینکه انسانها قادر به تغییر وضعیت معیشت اجتماعی خویش نیستند این است که جاهل به قواعد تغییر اجتماعی اند و ازینرو نتیجه های مورد انتظار را از تلاشهای بی برنامه و غریزی خویش نمی گیرند و نهایتا به لحاظ روانی از تغییرات مفید و اصلاح جامعه مایوس می شوند.
انسان و جامعه هم مثل تمام موجودات دیگر قانونمند هستند و تغییرات آنها بر حسب قواعد مشخصی پیش می رود و رهبران و نخبگان و پیشروان جامعه اگر از این قواعد بی خبر باشند یا بر اساس این قواعد عمل نکنند در بهبود نظم اجتماعی و فراهم کردن شرایط بهتر برای آحاد ملت شکست خواهند خورد.

🟡🔹🟡 جوانان غیور کشورم

شما مدیران آینده این کشورید
این کشور مال شما و آینده ی شماست.
خوب و بد نظم اجتماعی این کشور حاصل بینش و عمل شماست و نتیجه اش هم در اختیار فرزندان شما
این شمایید که باید با دقت زاید الوصفی زبان تغییر جامعه را یاد بگیرید و برای ساختن یک محیط ایده آل و مطلوب از همین الان برنامه ریزی کنید.
نباید منتظر باشید که دیگران برای شما نسخه بنویسند و دستور کار تعیین کنند.
از این امر مطمئن باشید که اکثریت افراد منتسب به نسلهای پیشین از داشتن افقی درخور شما و فرزندانتان محرومند.
نمی خواهم بگویم که از آنها قطع امید کنید، آنها هم سرمایه های این کشورند اما می خواهم بگویم که به امید آنها ننشینید؛ خودتان دست به کار شوید و از آنها در جهت اهدافتان یاری بخواهید.
این کمترین کاری است که باید بکنید.


آدرس شماره پیشین:


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3849
🟧 سیاست 🟧 دوازده ( 12 )
🟡🔅باید عالمانه بیندیشیم 🔅🟡

✍️ محمدحسین ناجی

🟦 کار بزرگ نیروی بزرگ می طلبد

یا

🟧 با نیرویی اندک کارهای شگرف ممکن نیست.

یا

🟪 همیشه تناسبی بین کار و نیرو به لحاظ کیفیت و کمیت وجود دارد.



🔶 در شماره های پیشین به برخی از پیشفرضها و انگاره های فلسفی اشاره کردیم که از عوامل بازدارنده حرکتها و تغییرات اجتماعی اثرگذار هستندو باید به هر نحو ممکن از آنها خلاص شد.

🔷 از مهمترین آنها اعتقاد به اینکه تغییرات اجتماعی حاصل تقدیر خداوند است و انسان نمی تواند در آنها دخل و تصرف کند و باید به آنها سر سپُرَد و تن دهد و هیچ شکایتی از وضع و حال خود نداشته باشد.

🔸باید به این اصل هر نوع تفکر جبرگرایانه را هم افزود. مثلا اعتقاد به جبر تاریخ و اینکه مسیر تاریخ اعم از تاریخ طبیعت و تاریخ انسان از قبل مشخص است و مسیر از پیش تعیین شده ای را می پیماید و تلاشهای گاه و بیگاه انسانها برای تغییر اوضاع در واقع آب در هاون کوفتن است ، از این پیشفرضهای فلسفی ویرانگری است که نصیبش را فقط قدرتمندان و قلدران جامعه می برند و همیشه انسانهای ضعیفند که در میان چرخهای بیرحم این افکار خرد و خمیر و هلاک می شوند.

🔶از اصول مهمی که باور نکردن به آن نهایتا انسان را به یأس و نومیدی می کشاند وموجب می شود که از تلاشها و مجاهدتهایش برای بهتر کردن اوضاع معیشتی خویش نتیجه نگیرد این انگاره است که :
کار جهان بر اساس نظم و قواعد مشخصی بنا شده است و هر کاری نتایج خاص خود را دارد و ما برای رسیدن به نتایج مطلوب خود ابتدا باید دریابیم که توسط کدامین چرخه و کدامین فرآیند می توانیم به هدف مطلوب خود برسیم و گرنه بدون یافتن راه حل ممکن است هزاران سال تلاش بکنیم اما هرگز نتیجه دلخواه خود را نتوانیم کسب کنیم.

🔳 اگر امروز انسان می تواند فضاپیمایی را با موفقیت بر سطح کره ماه بنشاند به این دلیل است که با تلاشهای ماهها و سالهای صدها دانشمند نابغه توانسته است زبان تغییر و مکانیزم عمل بسیاری از اشیا را یاد بگیرد و با آنها رابطه برقرار کند.

✔️ جامعه انسانی هم بخشی از این جهان است و اگر ما بخواهیم نظم و نظام جامعه ی خود را تغییر دهیم و بهشت زندگی خویش را بر سرزمینمان بنا کنیم باید ابتدا قواعد تغییر انسانها و اینکه چگونه وبا طی چه مراحلی می توانیم به وضعیت آرمانی خویش برسیم دریابیم و سپس برای آماده سازی آن شرایط برنامه ریزی کنیم.

در این شماره و شماره های بعد تلاش خواهیم کرد که در حد وسع خویش آن قواعد و قوانینی را که مرتبط با اهداف اجتماعی ماست شناسایی کرده و مطرح کنیم.
در این شماره به یکی از این قواعد می پردازیم:

🟰تناسب کار و نیرو🟰

یکی از مهمترین قواعدی که در فیزیک با آن آشنا شده ایم و در مورد انسان و فعالیتهای اجتماعی هم صادق است این است که:

هر کاری به تناسب بزرگی و کوچکی کار ، به نسبت سادگی و پیچیدگیش نیازمند صرف نیروی مشخصی است، نیرویی که ضرورتا باید تأمین شود تا آن کار عملی شود گرچه همیشه این امکان هست که با یافتن روشهای مبتکرانه و طرق دیگر همان نتیجه را با نیرویی کمتر به دست آورد.

مثلا برای کندن زمینی به اندازه یک متر مکعب از یک مزرعه با بیل و کلنگ نیروی خاصی باید صرف شود که اینکار با یک صدم آن شدنی نیست و با نیروی مورد نظر هرگز نمی توان هزار مترمکعب از همان زمین را گودبرداری کرد.
پس باید همیشه در نظر داشته باشیم که برای یک فعالیت خاص اجتماعی ابتدا نیروی لازم برای به انجام رساندن آن کار را محاسبه کنیم و برای مثال اگر واحد کار را نیروی یک نفر فرض کنیم باید بدانیم که این فعالیت را با چند نفر می توانیم با موفقیت به انجام برسانیم.

طبیعی است که کاری را با صد نفر می تواند عملی شود اگر بخواهیم با سه نفر انجام دهیم این قاعده به ما می گوید که شکست شما در این فعالیت بسیار محتمل است. اگر افرادی به هر دلیل و علت این قاعده را نادیده بگیرند با نتایجی مواجه خواهند شد که چه بسا اثرات مخرب روانی و روحی وسیعی داشته باشد و فعالیتهای بعدی آنها را هم تحت تأثیر قرار دهد.

🔚 ادامه دارد

آدرس شماره پیشین:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3850