تفکر نقادانه -9
✍🏼 محمدحسین ناجی
❓تفکر یعنی چه؟
❓آیا حیوانات هم تفکر می کنند یا تفکر مخصوص انسان است؟
❓آیا برای تفکر علم به جهل ، کنجکاوی برای دانستن شرط لازم است؟
❓تفکر در انسانها صرفا از طریق زبان تحقق می پذیرد؟
❓زبان چیست؟
❓کاربرد های زبان چیست؟
❓چرا انسان به زبان و واژه ها پناه برد؟
❓واژه چگونه معنی می یابد؟
❓آیا معنا برای هر واژه ای ذاتی است ؟ یا در اصل هیچ رابطه ای در ابتدا بین واژه ای خاص و معنایی خاص وجود نداشت؟
❓اگر چنین است این رابطه چگونه ایجاد شد؟
❓چگونه می شود که ما پیامهای همدیگر را از طریق زبان می فهمیم و دریافت می کنیم؟
❓انسان به چه نوع پیامهای متفاوتی برای ارسال نیازمند است؟
❓کدامین پیامها می توانند مورد تصدیق یا تکذیب طرف مقابل قرار بگیرند؟ یعنی مخاطب بتواند بگوید این درست یا نادرست است؟
❓به این نوع پیام چه می گوییم؟
❓چه پیامهای دیگری در زندگی به هم می فرستیم؟
❓اجزای تشکیل دهنده یک زبان چیست؟
❓برای فهم یک زبان چه شرایطی لازم است؟
❓آیا ما می توانیم از طریق زبان و به طور جمعی فکر کنیم؟
❓این کار چه فایده ای می تواند داشته باشد؟
❓تفکر فردی بهتر است یا تفکر جمعی؟
❓چرا ما معمولا جمعی فکر نمی کنیم؟
❓چگونه باید جمعی فکر کنیم؟
❓آیا این کار قواعدی هم دارد؟
❓چگونه می توانیم از بی خطا بودن تفکرات خود مطمئن شویم؟
❓آیا تفکر جمعی می تواند در این زمینه کمکی بکند؟
❓چرا و به چه دلیل اکثر انسانها گمان می کنند که حق با آنهاست؟
❓به چه طریقی می توانیم مطمئن شویم که حق با ماست؟
❓چرا فهمیدن این نکته که حق با ماست مهم است؟
❓چه راهی برای فهمیدن خطاهای فکری خود به ذهنتان می رسد؟
✍🏼 محمدحسین ناجی
❓تفکر یعنی چه؟
❓آیا حیوانات هم تفکر می کنند یا تفکر مخصوص انسان است؟
❓آیا برای تفکر علم به جهل ، کنجکاوی برای دانستن شرط لازم است؟
❓تفکر در انسانها صرفا از طریق زبان تحقق می پذیرد؟
❓زبان چیست؟
❓کاربرد های زبان چیست؟
❓چرا انسان به زبان و واژه ها پناه برد؟
❓واژه چگونه معنی می یابد؟
❓آیا معنا برای هر واژه ای ذاتی است ؟ یا در اصل هیچ رابطه ای در ابتدا بین واژه ای خاص و معنایی خاص وجود نداشت؟
❓اگر چنین است این رابطه چگونه ایجاد شد؟
❓چگونه می شود که ما پیامهای همدیگر را از طریق زبان می فهمیم و دریافت می کنیم؟
❓انسان به چه نوع پیامهای متفاوتی برای ارسال نیازمند است؟
❓کدامین پیامها می توانند مورد تصدیق یا تکذیب طرف مقابل قرار بگیرند؟ یعنی مخاطب بتواند بگوید این درست یا نادرست است؟
❓به این نوع پیام چه می گوییم؟
❓چه پیامهای دیگری در زندگی به هم می فرستیم؟
❓اجزای تشکیل دهنده یک زبان چیست؟
❓برای فهم یک زبان چه شرایطی لازم است؟
❓آیا ما می توانیم از طریق زبان و به طور جمعی فکر کنیم؟
❓این کار چه فایده ای می تواند داشته باشد؟
❓تفکر فردی بهتر است یا تفکر جمعی؟
❓چرا ما معمولا جمعی فکر نمی کنیم؟
❓چگونه باید جمعی فکر کنیم؟
❓آیا این کار قواعدی هم دارد؟
❓چگونه می توانیم از بی خطا بودن تفکرات خود مطمئن شویم؟
❓آیا تفکر جمعی می تواند در این زمینه کمکی بکند؟
❓چرا و به چه دلیل اکثر انسانها گمان می کنند که حق با آنهاست؟
❓به چه طریقی می توانیم مطمئن شویم که حق با ماست؟
❓چرا فهمیدن این نکته که حق با ماست مهم است؟
❓چه راهی برای فهمیدن خطاهای فکری خود به ذهنتان می رسد؟
خرد سنجشگر
تفکر نقادانه -9 ✍🏼 محمدحسین ناجی ❓تفکر یعنی چه؟ ❓آیا حیوانات هم تفکر می کنند یا تفکر مخصوص انسان است؟ ❓آیا برای تفکر علم به جهل ، کنجکاوی برای دانستن شرط لازم است؟ ❓تفکر در انسانها صرفا از طریق زبان تحقق می پذیرد؟ ❓زبان چیست؟ ❓کاربرد های زبان چیست؟…
توضیحا خدمت دوستان عرض می کنم که کتابی در دست مطالعه داشتم و به نظرم رسید که سوال انگیزی را تمرین کنم.
Forwarded from The Book Shelf | Premium Ebooks
Introducing the alpha version of our desktop launcher for Windows & macOS! 🚀
Our team has been working hard to improve accessibility to our library, and this launcher will save you the trouble of searching for a working website link, handling everything for you. Plus, it can operate over the TOR network, ensuring you'll always have access to the library while maintaining your privacy. As a bonus, users accessing the library through the desktop app get a 1-month premium membership! Currently, this is just a launcher, but we plan to develop it into a full-fledged desktop application soon ✨
Forget about searching for available domains and remembering your personal domains, just install our desktop launcher:
⬇️ Download Z-Library app for Windows
⬇️ Download Z-Library app for macOS
⚠️ Please note that since it's an alpha version, some issues may occur.
⚠️ Upon the first launch of the application, you may encounter a warning message regarding an unverified developer. This is expected, as we don't yet have a Developer account on these platforms.
A new version of our Android app is also available now!
We have improved the app's stability, added operation over the TOR network, and introduced multiple authorization methods (using a QR code or a token found on the Z-Access page).
⬇️ Download Z-Library app for Android
————————————————————————
If you encounter any issue please contact our Support team support@z-lib.se
Our team has been working hard to improve accessibility to our library, and this launcher will save you the trouble of searching for a working website link, handling everything for you. Plus, it can operate over the TOR network, ensuring you'll always have access to the library while maintaining your privacy. As a bonus, users accessing the library through the desktop app get a 1-month premium membership! Currently, this is just a launcher, but we plan to develop it into a full-fledged desktop application soon ✨
Forget about searching for available domains and remembering your personal domains, just install our desktop launcher:
⬇️ Download Z-Library app for Windows
⬇️ Download Z-Library app for macOS
⚠️ Please note that since it's an alpha version, some issues may occur.
⚠️ Upon the first launch of the application, you may encounter a warning message regarding an unverified developer. This is expected, as we don't yet have a Developer account on these platforms.
A new version of our Android app is also available now!
We have improved the app's stability, added operation over the TOR network, and introduced multiple authorization methods (using a QR code or a token found on the Z-Access page).
⬇️ Download Z-Library app for Android
————————————————————————
If you encounter any issue please contact our Support team support@z-lib.se
Forwarded from Mansoureh Sharifzadeh
با سلام،
هر موقع که فرصت کنم، بتدریج به سوالات پاسخ میدهم.
@mansahand
تفکر نقادانه -9
✍🏼 محمدحسین ناجی
❓تفکر یعنی چه؟
تفکر یعنی مشورت با خود بر اساس دانسته ها، تجربیات و مشاهداتی که در طول زندگی بدست آورده ایم.
❓آیا حیوانات هم تفکر می کنند یا تفکر مخصوص انسان است؟
بر اساس، مشاهدات، به نظر می رسد که حیوانات هم تفکر می کنند چون در مواجهه شدن با اتفاقات جدید، راهکارهای قابل توجهی بدست می آورند.
مثل؛ سگها، گربه ها، میمونها و حتی دلفین ها.
❓آیا برای تفکر علم به جهل ، کنجکاوی برای دانستن شرط لازم است؟
نمی دانم تخصصی است.
❓تفکر در انسانها صرفا از طریق زبان تحقق می پذیرد؟
خیر، انسانها به طور ذهنی به تفکر می پردازند و حاصل تفکرات خود را به زبان می آورند.
❓زبان چیست؟
زبان، شیوه ای است که مردم با هم ارتباط بر قرار می کنند و افکار و عقاید و تفکرات خود را به گوش دیگران می رسانند.
❓کاربرد های زبان چیست؟
کاربرد زبان در ایجاد ارتباطات است و بیان نظریات و عقاید و عواطف.
❓چرا انسان به زبان و واژه ها پناه برد؟
انسان به زبان و واژه پناه برد تا بتواند افکار و نظریات خود را در معرض دید عموم قرار دهد.
این ابراز نظریات و به ظهور رسیدن آن از طریق نقاشی و موسیقی و کارهای هنری هم قابل انتقال است.
هر موقع که فرصت کنم، بتدریج به سوالات پاسخ میدهم.
@mansahand
تفکر نقادانه -9
✍🏼 محمدحسین ناجی
❓تفکر یعنی چه؟
تفکر یعنی مشورت با خود بر اساس دانسته ها، تجربیات و مشاهداتی که در طول زندگی بدست آورده ایم.
❓آیا حیوانات هم تفکر می کنند یا تفکر مخصوص انسان است؟
بر اساس، مشاهدات، به نظر می رسد که حیوانات هم تفکر می کنند چون در مواجهه شدن با اتفاقات جدید، راهکارهای قابل توجهی بدست می آورند.
مثل؛ سگها، گربه ها، میمونها و حتی دلفین ها.
❓آیا برای تفکر علم به جهل ، کنجکاوی برای دانستن شرط لازم است؟
نمی دانم تخصصی است.
❓تفکر در انسانها صرفا از طریق زبان تحقق می پذیرد؟
خیر، انسانها به طور ذهنی به تفکر می پردازند و حاصل تفکرات خود را به زبان می آورند.
❓زبان چیست؟
زبان، شیوه ای است که مردم با هم ارتباط بر قرار می کنند و افکار و عقاید و تفکرات خود را به گوش دیگران می رسانند.
❓کاربرد های زبان چیست؟
کاربرد زبان در ایجاد ارتباطات است و بیان نظریات و عقاید و عواطف.
❓چرا انسان به زبان و واژه ها پناه برد؟
انسان به زبان و واژه پناه برد تا بتواند افکار و نظریات خود را در معرض دید عموم قرار دهد.
این ابراز نظریات و به ظهور رسیدن آن از طریق نقاشی و موسیقی و کارهای هنری هم قابل انتقال است.
✳️ تفکر نقادانه- 9 مکرر
✍🏼محمدحسین ناجی
این متنی است که ابتدا برای شماره نه نوشته بودم ولی یک باره فکری به سرم زد.
🔷 با خود گفتم به جای مطرح کردن مطلب، آن را صرفا به شکل سوالهایی متسلسل مطرح کن تا محیط اطراف خود و مخاطبین را بسنجی و واکنشها را مطالعه کنی و با این زمینه ی ذهنی عده ای سوال در همین زمینه را عرضه کردم.
دو واکنش فعال ملاحظه شد.
✔️یک واکنش شدیدا انفعالی و پرخاشگرانه و تحقیر آمیز مبنی بر دزدی از کانت و.....
✅ و واکنش دوم فعال و همکارانه از طرف دوست بزرگوارم سرکار خانم شریفزاده ، از ایشان به سهم خود تشکر می کنم.
اصل مطلب را با تغییراتی خدمت دوستان تقدیم می کنم.
******************************
❇️ تفکر در پیشرفته ترین حالت شناخته شده اش که مخصوص انسان است از طریق زبان شکل می گیرد و زبان از واحد های کوچک معناداری به نام واژه یا کلمه تشکیل می شود.
🔸 وقتی می گوییم معنادار نه بدین معناست که در خود خود چیزی به نام معنا حمل می کنند بلکه مراد این است که عده ای خاص از مردم که اهل زبان نامیده می شوند به تدریج در طول تاریخ رشد خود در جهت بهبود ارتباط همکارانه از واژه های خاصی برای اشاره به معناهای خاصی استفاده کردند مثلا برای نشان دادن حیوان خاص از کلمه (اسب) استفاده کردند و در ذهن آن مردم حک شد که وقتی واژه ی اسب را می شنوند برایشان اسبی که سوارش می شوند تداعی می شود.
🔹مردم با ترکیب این واژه ها مقصود خود را به دیگران ابراز می کنند و وقتی هم در درون خود به چیزهای خاصی می خواهند بیندیشند از همین واژه ها یاری می گیرند.
🔸 پس تفکر کلامی در درون ذهن ما هم مثل گفت و گو با دیگران از طریق همین واژه ها ممکن می شود. پس اگر ما احکام و رابطه های گفت و گو با دیگران را تمرین کنیم در ضمن آن تفکر در درون ذهن یا همان گفت و گو با خود را هم تمرین کرده ایم.
در ضمن وقتی از گفت و گو با دیگران سخن بگوییم غیر از یاد گیری تفکر به فهم دقیقتر قواعد گفت و گو هم پرداخته ایم.
🔹 امروزه عمده ترین راه ارسال و دریافت پیام از طریق همین واژه هاست خصوصا که چند هزار سال است که انسان با کشف خط یا زبان مکتوب توانسته است پیامهای خود را در تاریخ هم ماندگار کند.
حتی با ظهور هوش مصنوعی، بشر از همین اختراع شگفت انگیز برای ارتباط بین ماشینها و دادن دستورات خاص به آنها الهام گرفت و زبانهای جدیدی در عرصه کامپیوتر و هوش مصنوعی پدیدار شد.
🟢 پیامهای ارسالی از انسان هم اقسام متعددی دارد و ویتگنشتاین در بازنگری دوباره به زبان و تجدیدنظر در آرای خود تز ( بازی های زبانی) را با توجه به همین نکته مطرح کرد؛ این نکته که در فهم یک پیام ابتدا باید مشخص کرد که این واژه ها حامل چه نوع پیامی هستند وانگاه به فهم پیام نویسنده کوشید.
در حالت کلی می توان دو نوع اصلی پیام را از هم جدا کرد:
🔺پیام خبری : پیامی که حاوی گزارش از چیزی است و به آن گزاره یا قضیه گفته می شود.
مثل: دوش می آمد و رخساره بر افروخته بود
🔺 پیام غیر خبری( انشائی): پیام غیر خبری در واقع شامل تمام انواع دیگر پیام است غیر از خبر
اگر چند نمونه از پیامهای انشائی را بخواهیم معرفی کنیم:
◻️ سؤال یا پرسش: در اینگونه پیامها قصدمان این است که چیزی را از مخاطب جویا شویم یا بخواهیم
یا از درستی یا نادرستی خبری بپرسیم
مثل: راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟ مانده خاکستر گرمي، جايي؟
یا: به کجا چنین شتابان؟
◽️ امر : اینکه کاری را از کسی طلب کنیم.
مثل: برو ای زاهد خودبین
یا نهی: کسی را از کاری منع کنیم.
مثل: عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
پیامهای انشایی به اینها محدود نیست و هر هدفی می تواند در ساختار زبان بیان شود مثل تعجب ، تمسخر، تحقیر، ارعاب ، تشجیع
و همچنین مدح و ستایش انسانی یا کاری
مثل: تعالیالله چه روی است آن! که گوئی آفتاب استی
آفرین بر عشق کل اوستاد
و ذم یا نکوهش کاری یا انسانی
مثل: که خاک بر سر جانی که خاک پای تو نیست
اما مشکل اینجاست که تشخیص دقیق نوع پیام همیشه آسان نیست و شرایط روانی و پیش زمینه های ذهنی انسانها در فهم پیام مخاطب دخیل هستند و سبب می شوند که انسان پیام مخاطبش را بد تعبیر کند و این آغاز سوء تفاهمهاست و برای همین است که روباه به شازده کوچولو گفت:
زبان سرچشمه سوء تفاهم هاست. ولی تو هر روز می توانی قدری جلوتر بنشینی.
اگر به گفت و گوهای متقابل در شبکه های اجتماعی کمی با دقت بنگریم آثار این برداشتهای نادرست و بد فهمی ها و سوء تفاهمها را خواهیم دید.
ازینرو باید در این زمینه کمی با هم تمرین کنیم و از همدیگر برای فهم هم یاری بجوییم.
اولین نکته ی مهم که در این میان تعیین کننده است اهمیت دادن به همدیگر است.
یادمان باشد هرکس به اندازه ای به دیگران ارزش می دهد که به خود.
هرکس که ارزش جان را می داند هیچ جانی را نمی تواند له کند یا بیازارد حتی اگر به قدر یک مورچه باشد.
✍🏼محمدحسین ناجی
این متنی است که ابتدا برای شماره نه نوشته بودم ولی یک باره فکری به سرم زد.
🔷 با خود گفتم به جای مطرح کردن مطلب، آن را صرفا به شکل سوالهایی متسلسل مطرح کن تا محیط اطراف خود و مخاطبین را بسنجی و واکنشها را مطالعه کنی و با این زمینه ی ذهنی عده ای سوال در همین زمینه را عرضه کردم.
دو واکنش فعال ملاحظه شد.
✔️یک واکنش شدیدا انفعالی و پرخاشگرانه و تحقیر آمیز مبنی بر دزدی از کانت و.....
✅ و واکنش دوم فعال و همکارانه از طرف دوست بزرگوارم سرکار خانم شریفزاده ، از ایشان به سهم خود تشکر می کنم.
اصل مطلب را با تغییراتی خدمت دوستان تقدیم می کنم.
******************************
❇️ تفکر در پیشرفته ترین حالت شناخته شده اش که مخصوص انسان است از طریق زبان شکل می گیرد و زبان از واحد های کوچک معناداری به نام واژه یا کلمه تشکیل می شود.
🔸 وقتی می گوییم معنادار نه بدین معناست که در خود خود چیزی به نام معنا حمل می کنند بلکه مراد این است که عده ای خاص از مردم که اهل زبان نامیده می شوند به تدریج در طول تاریخ رشد خود در جهت بهبود ارتباط همکارانه از واژه های خاصی برای اشاره به معناهای خاصی استفاده کردند مثلا برای نشان دادن حیوان خاص از کلمه (اسب) استفاده کردند و در ذهن آن مردم حک شد که وقتی واژه ی اسب را می شنوند برایشان اسبی که سوارش می شوند تداعی می شود.
🔹مردم با ترکیب این واژه ها مقصود خود را به دیگران ابراز می کنند و وقتی هم در درون خود به چیزهای خاصی می خواهند بیندیشند از همین واژه ها یاری می گیرند.
🔸 پس تفکر کلامی در درون ذهن ما هم مثل گفت و گو با دیگران از طریق همین واژه ها ممکن می شود. پس اگر ما احکام و رابطه های گفت و گو با دیگران را تمرین کنیم در ضمن آن تفکر در درون ذهن یا همان گفت و گو با خود را هم تمرین کرده ایم.
در ضمن وقتی از گفت و گو با دیگران سخن بگوییم غیر از یاد گیری تفکر به فهم دقیقتر قواعد گفت و گو هم پرداخته ایم.
🔹 امروزه عمده ترین راه ارسال و دریافت پیام از طریق همین واژه هاست خصوصا که چند هزار سال است که انسان با کشف خط یا زبان مکتوب توانسته است پیامهای خود را در تاریخ هم ماندگار کند.
حتی با ظهور هوش مصنوعی، بشر از همین اختراع شگفت انگیز برای ارتباط بین ماشینها و دادن دستورات خاص به آنها الهام گرفت و زبانهای جدیدی در عرصه کامپیوتر و هوش مصنوعی پدیدار شد.
🟢 پیامهای ارسالی از انسان هم اقسام متعددی دارد و ویتگنشتاین در بازنگری دوباره به زبان و تجدیدنظر در آرای خود تز ( بازی های زبانی) را با توجه به همین نکته مطرح کرد؛ این نکته که در فهم یک پیام ابتدا باید مشخص کرد که این واژه ها حامل چه نوع پیامی هستند وانگاه به فهم پیام نویسنده کوشید.
در حالت کلی می توان دو نوع اصلی پیام را از هم جدا کرد:
🔺پیام خبری : پیامی که حاوی گزارش از چیزی است و به آن گزاره یا قضیه گفته می شود.
مثل: دوش می آمد و رخساره بر افروخته بود
🔺 پیام غیر خبری( انشائی): پیام غیر خبری در واقع شامل تمام انواع دیگر پیام است غیر از خبر
اگر چند نمونه از پیامهای انشائی را بخواهیم معرفی کنیم:
◻️ سؤال یا پرسش: در اینگونه پیامها قصدمان این است که چیزی را از مخاطب جویا شویم یا بخواهیم
یا از درستی یا نادرستی خبری بپرسیم
مثل: راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟ مانده خاکستر گرمي، جايي؟
یا: به کجا چنین شتابان؟
◽️ امر : اینکه کاری را از کسی طلب کنیم.
مثل: برو ای زاهد خودبین
یا نهی: کسی را از کاری منع کنیم.
مثل: عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
پیامهای انشایی به اینها محدود نیست و هر هدفی می تواند در ساختار زبان بیان شود مثل تعجب ، تمسخر، تحقیر، ارعاب ، تشجیع
و همچنین مدح و ستایش انسانی یا کاری
مثل: تعالیالله چه روی است آن! که گوئی آفتاب استی
آفرین بر عشق کل اوستاد
و ذم یا نکوهش کاری یا انسانی
مثل: که خاک بر سر جانی که خاک پای تو نیست
اما مشکل اینجاست که تشخیص دقیق نوع پیام همیشه آسان نیست و شرایط روانی و پیش زمینه های ذهنی انسانها در فهم پیام مخاطب دخیل هستند و سبب می شوند که انسان پیام مخاطبش را بد تعبیر کند و این آغاز سوء تفاهمهاست و برای همین است که روباه به شازده کوچولو گفت:
زبان سرچشمه سوء تفاهم هاست. ولی تو هر روز می توانی قدری جلوتر بنشینی.
اگر به گفت و گوهای متقابل در شبکه های اجتماعی کمی با دقت بنگریم آثار این برداشتهای نادرست و بد فهمی ها و سوء تفاهمها را خواهیم دید.
ازینرو باید در این زمینه کمی با هم تمرین کنیم و از همدیگر برای فهم هم یاری بجوییم.
اولین نکته ی مهم که در این میان تعیین کننده است اهمیت دادن به همدیگر است.
یادمان باشد هرکس به اندازه ای به دیگران ارزش می دهد که به خود.
هرکس که ارزش جان را می داند هیچ جانی را نمی تواند له کند یا بیازارد حتی اگر به قدر یک مورچه باشد.
خرد سنجشگر
✳️ تفکر نقادانه- 9 مکرر ✍🏼محمدحسین ناجی این متنی است که ابتدا برای شماره نه نوشته بودم ولی یک باره فکری به سرم زد. 🔷 با خود گفتم به جای مطرح کردن مطلب، آن را صرفا به شکل سوالهایی متسلسل مطرح کن تا محیط اطراف خود و مخاطبین را بسنجی و واکنشها را مطالعه…
غیر از انواع پیامهایی که در متن آمده، چه نوع پیام دیگری به ذهنتان می رسد؟
خرد سنجشگر
✳️ تفکر نقادانه- 9 مکرر ✍🏼محمدحسین ناجی این متنی است که ابتدا برای شماره نه نوشته بودم ولی یک باره فکری به سرم زد. 🔷 با خود گفتم به جای مطرح کردن مطلب، آن را صرفا به شکل سوالهایی متسلسل مطرح کن تا محیط اطراف خود و مخاطبین را بسنجی و واکنشها را مطالعه…
یک نمونه تمرین
آیا این پیام یک پیام خبری است یا انشایی؟
کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دَهَم
که دل چه میکشد از روزگارِ هجرانش
پاسخ:
برای فهم اینکه این پیام خبری است یا انشایی ، ابتدا باید تلاش کرد مقصود نویسنده از پیام را فهمید و سپس در جمله یا جملاتی روشن به بیان امروزی روایت کرد.
وقتی شروع به کار می کنیم ممکن است با یک ابهام مواجه باشیم .
هر ابهامی در درون خود بیش از یک احتمال را می پرورد
یعنی ذهن عرفی ما ادراک می کند که با این لحن و این الفاظ بیش از یک پیام ممکن است فرستاده شود.
این بدان معناست که معادله ما بیش از یک پاسخ می تواند داشته باشد.
برای فهم این متن باید با نوعی از سوال کردن آشنا بوده باشیم که به آن استفهام انکاری گفته می شود و در آن گوینده در قالب سوالی می خواهد مضمون پرسش را انکار کند
مثلا در قران آمده است که:
آیا دانایان با نادانان برابرند؟
منظورش واقعا این نیست که پاسخ آن را بداند بلکه می خواهد بگوید که آن دو دسته برابر نیستند.
این متن را هم دوگونه می شود معنا کرد:
الف_ آیا همنفسی وجود دارد که من به او از درد و رنجی که دلم در روزگار هجران او کشیده است به طور مفصل سخن بگویم؟
ب- همنفسی وجود ندارد که توانای گوش دادن به درد و رنجهای بیشمار من در هجران او باشد
یا
همدمی که به درد و رنجهای من در روزگار هجران او گوش کند نیست.
با معنی اول خبری نیست ولی با معنی دوم خبری است
و حتی محتمل است که با معنی دوم از احتمال دوم هم انشایی بوده باشد و مرادش اینگونه باشد:
افسوس که همدمی ندارم که به درد و رنجهای من در روزگار هجران او گوش کند .
و شاعر نمی خواهد خبری دهد و صرفا تاسف و افسوس خود را اظهار می کند.
آیا این پیام یک پیام خبری است یا انشایی؟
کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دَهَم
که دل چه میکشد از روزگارِ هجرانش
پاسخ:
برای فهم اینکه این پیام خبری است یا انشایی ، ابتدا باید تلاش کرد مقصود نویسنده از پیام را فهمید و سپس در جمله یا جملاتی روشن به بیان امروزی روایت کرد.
وقتی شروع به کار می کنیم ممکن است با یک ابهام مواجه باشیم .
هر ابهامی در درون خود بیش از یک احتمال را می پرورد
یعنی ذهن عرفی ما ادراک می کند که با این لحن و این الفاظ بیش از یک پیام ممکن است فرستاده شود.
این بدان معناست که معادله ما بیش از یک پاسخ می تواند داشته باشد.
برای فهم این متن باید با نوعی از سوال کردن آشنا بوده باشیم که به آن استفهام انکاری گفته می شود و در آن گوینده در قالب سوالی می خواهد مضمون پرسش را انکار کند
مثلا در قران آمده است که:
آیا دانایان با نادانان برابرند؟
منظورش واقعا این نیست که پاسخ آن را بداند بلکه می خواهد بگوید که آن دو دسته برابر نیستند.
این متن را هم دوگونه می شود معنا کرد:
الف_ آیا همنفسی وجود دارد که من به او از درد و رنجی که دلم در روزگار هجران او کشیده است به طور مفصل سخن بگویم؟
ب- همنفسی وجود ندارد که توانای گوش دادن به درد و رنجهای بیشمار من در هجران او باشد
یا
همدمی که به درد و رنجهای من در روزگار هجران او گوش کند نیست.
با معنی اول خبری نیست ولی با معنی دوم خبری است
و حتی محتمل است که با معنی دوم از احتمال دوم هم انشایی بوده باشد و مرادش اینگونه باشد:
افسوس که همدمی ندارم که به درد و رنجهای من در روزگار هجران او گوش کند .
و شاعر نمی خواهد خبری دهد و صرفا تاسف و افسوس خود را اظهار می کند.
خرد سنجشگر
یک نمونه تمرین آیا این پیام یک پیام خبری است یا انشایی؟ کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دَهَم که دل چه میکشد از روزگارِ هجرانش پاسخ: برای فهم اینکه این پیام خبری است یا انشایی ، ابتدا باید تلاش کرد مقصود نویسنده از پیام را فهمید و سپس در جمله یا جملاتی…
یک تمرین برای خودآزمایی:
این کلام خبری است یا انشایی؟
ترا ز کنگره ی عرش می زنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتاده است؟
این کلام خبری است یا انشایی؟
ترا ز کنگره ی عرش می زنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتاده است؟
تفکر نقادانه-10
✍🏼 محمدحسین ناجی
✅آیا گفتار بدون قصد و اراده پیام کلامی شمرده می شود؟
✅چه شرط یا شروطی در احراز مقصود و مراد فرستنده پیام کلامی شرط است؟
✅اصل چریتی چیست؟
✴️ در شماره قبل در مورد انواع پیامهای کلامی که انسان می تواند ارسال کند حرف زدیم.
نکته مهمی که باید تاکید کرد این است که گفتار هم مثل هر عمل ارادی دیگر از کردارها و رفتار آدمی محسوب می شود و آن را صرفا برای اهمیت خاصش از دیگر کردارها جدا کرده اند و قسیم کردار قرار داده اند و در مقام بیان مثلا می گویند پندار و گفتار و کردار (چنانکه گویی گفتار از جنس کردار نیست)
✴️وقتی گفتار جزو رفتارهای آدمی است طبیعی است که قصد و اراده هم در آن شرط است.
ازینروست که سخنانی که از دهان انسانی صادر شود و بی قصد بودنش روشن باشد بدان اعتنایی نمی شود.
مثلا اگر فردی در خواب بگوید که ( من فلان ملک را به تو بخشیدم) این نمی تواند دلیلی بر تملیک و واگذاری باشد و یا اگر کسی در خواب بگوید که ( من قاتل فلانی ام) این اقرار محسوب نمی شود.
✴️پس آنچه در گفتار اهمیت دارد احراز مقصود گوینده از سخنان اوست.
❇️ گرچه طبیعتا این قصد صرفا از طریق واژه ها بیان می شود ولی باز در این میان آگاهی گوینده به مفاد و معنای واژه ها هم شرط است.
مثلا اگر به یک خارجی از روی شیطنت یاد داده شود که خر به معنای بزرگ است و او در پیش شاه بگوید که ( شاه شما خر است!) شاه اگر کمی فهمیده باشد باید ابتدا از اینکه این فرد از مفاد گفته ی خود آگاه است یا نه جویا شود و به محض شنیدن دستور به قتل وی ندهد!
❇️ این دو نکته و ابهام ذاتی و ساختاری که در زبان و ترکیب واژه ها و نیازمندی آن به نشانه های غیر گفتاری اعم از زبان بدن و لحن سخن و... روشن می سازد که همه ما باید در تخمین مراد گوینده همیشه جانب احتیاط را نگهداریم و خصوصا در موراد مهم و بحث برانگیز ابتدا با طرح پرسش یا پرسشهایی از قصد و مراد گئینده مطمئن شویم.
✳️ چند تمرین در شماره گذشته نشان داد که ابهام به سادگی می تواند بخشی از هر گفتار باشد خصوصا در پیامهای نوشتاری یا گفتارهای غیر دیداری.
اگر در ابزارهای چت ویژگیهایی دیداری به نام ایموجی طراحی شده است برای کم کردن احتمال همین سوء تفاهم ها می باشد.
❇️ در ضمن نشان می دهد که نوشتار و گفتار غیر دیداری به مراتب سختتر و ظریفتر از گفت و گوهای رو در روست و به مهارت بیشتری نیازمند است.
هر یک از ما در طول تجربه های چت ، شاید بارها از این سوء تفاهم ها تجربه کرده و رنج برده ایم.
✴️ برای کم کردن عوارض زیانبار بدفهمی ها متخصصان تفکر نقادانه یک اصل اخلاقی را در این زمینه پیشنهاد کرده اند:
اصل( بهترین احتمال) یا ( The Principle of Charity ) که به آن اصل انتخاب احسن هم می گویند.
✅ مفاد آن این است که در بین احتمالاتی که از پیام کلامی مخاطب می رود معقولترین و مناسبترین آنها برگزیده شود.
🔰 طبیعی است که عمده کاربرد این اصل در مواردی است که گوینده حضور ندارد یا دسترسی به وی سخت است چون در مواردی که گوینده حضور دارد شاید بهترین انتخاب پرسش از خود وی بوده باشد و فرد موظف باشد درستی آنچه را که از کلام وی برداشت کرده است را قبل از تحلیل و ارزیابی از خود وی جویا شود و بعد از گرفتن تأییدیه به مرحله ی دوم قدم بگذارد..
✍🏼 محمدحسین ناجی
✅آیا گفتار بدون قصد و اراده پیام کلامی شمرده می شود؟
✅چه شرط یا شروطی در احراز مقصود و مراد فرستنده پیام کلامی شرط است؟
✅اصل چریتی چیست؟
✴️ در شماره قبل در مورد انواع پیامهای کلامی که انسان می تواند ارسال کند حرف زدیم.
نکته مهمی که باید تاکید کرد این است که گفتار هم مثل هر عمل ارادی دیگر از کردارها و رفتار آدمی محسوب می شود و آن را صرفا برای اهمیت خاصش از دیگر کردارها جدا کرده اند و قسیم کردار قرار داده اند و در مقام بیان مثلا می گویند پندار و گفتار و کردار (چنانکه گویی گفتار از جنس کردار نیست)
✴️وقتی گفتار جزو رفتارهای آدمی است طبیعی است که قصد و اراده هم در آن شرط است.
ازینروست که سخنانی که از دهان انسانی صادر شود و بی قصد بودنش روشن باشد بدان اعتنایی نمی شود.
مثلا اگر فردی در خواب بگوید که ( من فلان ملک را به تو بخشیدم) این نمی تواند دلیلی بر تملیک و واگذاری باشد و یا اگر کسی در خواب بگوید که ( من قاتل فلانی ام) این اقرار محسوب نمی شود.
✴️پس آنچه در گفتار اهمیت دارد احراز مقصود گوینده از سخنان اوست.
❇️ گرچه طبیعتا این قصد صرفا از طریق واژه ها بیان می شود ولی باز در این میان آگاهی گوینده به مفاد و معنای واژه ها هم شرط است.
مثلا اگر به یک خارجی از روی شیطنت یاد داده شود که خر به معنای بزرگ است و او در پیش شاه بگوید که ( شاه شما خر است!) شاه اگر کمی فهمیده باشد باید ابتدا از اینکه این فرد از مفاد گفته ی خود آگاه است یا نه جویا شود و به محض شنیدن دستور به قتل وی ندهد!
❇️ این دو نکته و ابهام ذاتی و ساختاری که در زبان و ترکیب واژه ها و نیازمندی آن به نشانه های غیر گفتاری اعم از زبان بدن و لحن سخن و... روشن می سازد که همه ما باید در تخمین مراد گوینده همیشه جانب احتیاط را نگهداریم و خصوصا در موراد مهم و بحث برانگیز ابتدا با طرح پرسش یا پرسشهایی از قصد و مراد گئینده مطمئن شویم.
✳️ چند تمرین در شماره گذشته نشان داد که ابهام به سادگی می تواند بخشی از هر گفتار باشد خصوصا در پیامهای نوشتاری یا گفتارهای غیر دیداری.
اگر در ابزارهای چت ویژگیهایی دیداری به نام ایموجی طراحی شده است برای کم کردن احتمال همین سوء تفاهم ها می باشد.
❇️ در ضمن نشان می دهد که نوشتار و گفتار غیر دیداری به مراتب سختتر و ظریفتر از گفت و گوهای رو در روست و به مهارت بیشتری نیازمند است.
هر یک از ما در طول تجربه های چت ، شاید بارها از این سوء تفاهم ها تجربه کرده و رنج برده ایم.
✴️ برای کم کردن عوارض زیانبار بدفهمی ها متخصصان تفکر نقادانه یک اصل اخلاقی را در این زمینه پیشنهاد کرده اند:
اصل( بهترین احتمال) یا ( The Principle of Charity ) که به آن اصل انتخاب احسن هم می گویند.
✅ مفاد آن این است که در بین احتمالاتی که از پیام کلامی مخاطب می رود معقولترین و مناسبترین آنها برگزیده شود.
🔰 طبیعی است که عمده کاربرد این اصل در مواردی است که گوینده حضور ندارد یا دسترسی به وی سخت است چون در مواردی که گوینده حضور دارد شاید بهترین انتخاب پرسش از خود وی بوده باشد و فرد موظف باشد درستی آنچه را که از کلام وی برداشت کرده است را قبل از تحلیل و ارزیابی از خود وی جویا شود و بعد از گرفتن تأییدیه به مرحله ی دوم قدم بگذارد..
خرد سنجشگر
تفکر نقادانه-10 ✍🏼 محمدحسین ناجی ✅آیا گفتار بدون قصد و اراده پیام کلامی شمرده می شود؟ ✅چه شرط یا شروطی در احراز مقصود و مراد فرستنده پیام کلامی شرط است؟ ✅اصل چریتی چیست؟ ✴️ در شماره قبل در مورد انواع پیامهای کلامی که انسان می تواند ارسال کند حرف…
The Principle of Charity demands that one interprets a speaker's statement(s) in the most rational way possible. In other words, when ascribing to this principle, you must consider the strongest possible interpretation of your fellow interlocutor's argument before subjecting it to evaluation
خرد سنجشگر pinned «یک نمونه تمرین آیا این پیام یک پیام خبری است یا انشایی؟ کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دَهَم که دل چه میکشد از روزگارِ هجرانش پاسخ: برای فهم اینکه این پیام خبری است یا انشایی ، ابتدا باید تلاش کرد مقصود نویسنده از پیام را فهمید و سپس در جمله یا جملاتی…»
خرد سنجشگر pinned «✳️ تفکر نقادانه- 9 مکرر ✍🏼محمدحسین ناجی این متنی است که ابتدا برای شماره نه نوشته بودم ولی یک باره فکری به سرم زد. 🔷 با خود گفتم به جای مطرح کردن مطلب، آن را صرفا به شکل سوالهایی متسلسل مطرح کن تا محیط اطراف خود و مخاطبین را بسنجی و واکنشها را مطالعه…»
کوچه ی علی چپ
تاکسیرانی قزوین: ارائه خدمات به افراد «بیحجاب» ممنوع است
شاید از اولین گروههایی که بعد از ظهور قانون در ایران این شبهه را مطرح کردند که ( ایا هر قانونی محترم است؟) روحانیون بودند.
این شبهه راه حلی بود برای ترغیب عوام الناس برای شکستن قانون و ترویج بی قانونی
در مراحل بعد تئوریهای مارکسیستی هم به کمک روحانیون آمد و با تئوری انقلاب ، قانون شکنی و شکستن احترام مدنیت و قانون مداری در یک همکاری مشترک زمینه های شکست تلاشهای رژیم پهلوی برای تثبیت ولو صوری قانون مداری را فراهم آوردند.
بعد از انقلاب همین آقای خمینی بود که برای ترمیم تخریبات حاصل فتوا به واجب بودن رعایت قانون دادند اما اشاره نکردند که علت این فتوا در واقع این است که مطمئن است فرمان قانون در دستان پر قدرت خودش است و اجازه نخواهد داد چیزی غیر از منویات خودش قانون گردد.
الان هم تنها مواردی که نیاز دارند از حرمت قانون حرف می زنند و در غیر اینصورت حتی مصوبات قانون اساسی هم ارزش ذاتی ندارد و می تواند زیر پای گذاشته شود.
واقعا وحشتناک است که یک حکومت می تواند عده ای از هموطنان را به بهانه های واهی از حقوق اجتماعی خویش یا ساده ترین امور رفاهی مثل بهره مندی از تاکسی محروم کند
تفکر نقادانه برای همه حتی روحانیان و متصدیان حکومت هم ضروری است و گرنه زمان علیه بی عدالتی پیش می رود و خواهد رفت.
تاکسیرانی قزوین: ارائه خدمات به افراد «بیحجاب» ممنوع است
شاید از اولین گروههایی که بعد از ظهور قانون در ایران این شبهه را مطرح کردند که ( ایا هر قانونی محترم است؟) روحانیون بودند.
این شبهه راه حلی بود برای ترغیب عوام الناس برای شکستن قانون و ترویج بی قانونی
در مراحل بعد تئوریهای مارکسیستی هم به کمک روحانیون آمد و با تئوری انقلاب ، قانون شکنی و شکستن احترام مدنیت و قانون مداری در یک همکاری مشترک زمینه های شکست تلاشهای رژیم پهلوی برای تثبیت ولو صوری قانون مداری را فراهم آوردند.
بعد از انقلاب همین آقای خمینی بود که برای ترمیم تخریبات حاصل فتوا به واجب بودن رعایت قانون دادند اما اشاره نکردند که علت این فتوا در واقع این است که مطمئن است فرمان قانون در دستان پر قدرت خودش است و اجازه نخواهد داد چیزی غیر از منویات خودش قانون گردد.
الان هم تنها مواردی که نیاز دارند از حرمت قانون حرف می زنند و در غیر اینصورت حتی مصوبات قانون اساسی هم ارزش ذاتی ندارد و می تواند زیر پای گذاشته شود.
واقعا وحشتناک است که یک حکومت می تواند عده ای از هموطنان را به بهانه های واهی از حقوق اجتماعی خویش یا ساده ترین امور رفاهی مثل بهره مندی از تاکسی محروم کند
تفکر نقادانه برای همه حتی روحانیان و متصدیان حکومت هم ضروری است و گرنه زمان علیه بی عدالتی پیش می رود و خواهد رفت.
تفکر نقادانه – 11
✍🏼 محمدحسین ناجی
(انسانها برده ی مطیع باورهای خود هستند)
✳️ بیایید در فرصت کوتاهی به گشت و گذاری در اندرون ذهن خود بپردازیم.
در جای دنج و آرامی چشمان خود را بسته و سفر آغاز می کنیم.
✴️در ذهن خود چه ها داریم؟
♦️- یک بخش بزرگ را شاید خاطرات ما از لحظه های شیرین و تلخ زندگی ، تجربیات شعف انگیز یا دردناکی که در برهه های خاص زندگی علامتهای خاص خود را با رنگهای متالیک متمایز کرده اند و از درون خود همواره پیامهای خاصی را به ما ارسال می کنند.
♦️- چیزهایی که در دوره های تحصیلی اصلی یا جانبی خود آموخته ایم و حفظ کرده ایم و در جعبه ی حافظه نگهداشته ایم.
♦️- باورهایی که از دوران کودکی به مرور کسب کرده ایم.
♦️- احساسات و عواطفی که نسبت به اشخاص یا اشیا یا مکانها و ...ی خاص در دلمان نقش بسته اند
♦️- برنامه ها و طرحهایی که برای آینده دور و نزدیک خود بدانها امید بسته ایم
♦️-تردیدها یا تهدیدهایی که احتمالا در دور و نزدیک خود حس می کنیم.
و چیزهایی از این قبیل
🟢 نکته ی قابل توجه این است که همه ی آنها را یکجا نمی توانیم تخیل کنیم و ظرفیت ذهنمان آنها را به نوبت از مونیتور خیال می گذراند و بسیاری حتی در حال حاضر آن زیرها قایم شده باشند.
🟣چشمها را باز می کنیم و یکی از نزدیکانمان از یک میوه ی استوایی سوالی می پرسد.
در یک لحظه کامپیوتر ذهنمان فعال می شود و با سرعتی باورنکردنی به کاوش می پردازد.
بله چندی پیش در یک برنامه تلویزیونی چیزی شنیده ام! راستی چی می گفت؟ در درون با خودتان حرف می زنید و تلاش می کنید آن مطالب را بازیابی کنید و نهایتا پاسخی می دهید.
آن دوست هم با یک تشکر و لبخند راهش را می گیرد و می رود.
❎ کمی بعدش ناگهان یکی به در ذهن شما می کوبد، آن من تازه واردتان است که تازه باهاش آشنا شدید.
من نقاد شماست.
با سلامی و علیکی می گوید :
🔺تو مطمئنی اون میوه ای که در آن برنامه دیدی همینی بود که دوستت ازش سوال می کرد؟
🔺اون یه جور دیگه بود اااا
🔺رنگش خرمایی بود ولی اینی که دوستت سوال می کرد صورتی بود شاید اصلا ربطی به هم نداشته باشند.
🔺پسرجان این دوستت مرض فشار خون بالا داره ، اون میوه شاید براش مضر باشه . اون به حرفات اعتماد کرد و با خوشحالی رفت که اونارو بخوره
😳تو اولش سعی می کنی انکار کنی و می گی : نه بابا شکل و شمایلش دقیقا همان بود شاید یه کمی که رسیده تر بشه رنگش برگرده خرمایی بشه
اما واقعا یه چیزی مثل خوره کم کم شروع می کنه به خوردن درونت.
🟣من نقادت می گه لااقل یه کمی با احتیاط حرف می زدی ؛ مثلا می گفتی احتمالا یا می گفتی تا جایی که در یادم مونده یا می گفتی مطمئن نیستم اون باشه ولی یه چیزی شبیه این ولی....
یا اصلا می گفتی نمی دونم
🟣بعدش ادامه می ده: درسته که اونم چیزی از تو بیش نداشت با اولین حرفی که از تو شنید قانع شد و قبول کرد نخواست کمی در مورد اطراف مساله اطلاعات بخواد؛ اگه می پرسید شاید خاطراتت بیشتر زنده می شد و متوجه تفاوتها هم می شدی
🟢 اگر کمی به محاورات روزمره خود بیندیشیم زندگی ما پر است از این گفت و گوهای غیر دقیق و نتیجه گیری های غیرعلمی و بدون ارزیابی متقابل؛
ظاهرا در یک جو مدرن و خیلی متفاوت با صد سال قبل زندگی می کنیم ولی روال کار همچنان عوامانه پیش می رود و ما توجهی به ارزیابی اطلاعات دریافتی روزانه نداریم و به راحتی مطالب را با اعتماد به منابع خاص آن هم عمدتا اعتمادی بی مبنا و صرفا از طریق تقلید از اطرافیان یا تعدا عضو کانال یا شهرت فرد در آن شبکه یا با توجه به تعداد لایکهایی که جمع کرده می خوانیم و حافظه ما به طور خودکار آن را به بایگانی می فرستد
🟡 بعد از چند روز حتی منبع هم حذف می شود و تنها خود مطلب به عنوان یک پیام تایید شده برای ذهن ما تعریف می شود و طبیعتا ذهن ما در محاسبات خود آن را دخالت می دهد و مبنای تصمیم های مربوط به آن قرار می دهد.
در مجموع می توان گفت ذهن بیشتر ما انسانها پر است از اطلاعات ارزیابی نشده که درستی یا نادرستی آنها تست نشده اما ذهن ما به طور کلی به آنها اعتماد دارد.
☑️ چون ذهن هیچ اطلاعاتی را که به آن اعتماد ندارد را به سطح باور نمی رساندو نظر شخصی خویش یا نظر ارجح تلقی نمی کند.
باید به این نکته حیاتی توجه داشته باشیم که اطلاعات غلط یا ارزیابی نشده چه بسا روزی منشا ضرر ، خطر یا اشتباهی در ما یا دیگری خواهد شد و تا آن روز نرسیده ما وظیفه داریم سیستم ارزیابی را در خود چنان تقویت کنیم که روز به روز به طرف حافظه ای عاری از داشته های ارزیابی نشده یا خطا حرکت کنیم.
این اولین وظیفه ی بزرگ تفکر نقادانه نسبت به خود ماست.
✍🏼 محمدحسین ناجی
(انسانها برده ی مطیع باورهای خود هستند)
✳️ بیایید در فرصت کوتاهی به گشت و گذاری در اندرون ذهن خود بپردازیم.
در جای دنج و آرامی چشمان خود را بسته و سفر آغاز می کنیم.
✴️در ذهن خود چه ها داریم؟
♦️- یک بخش بزرگ را شاید خاطرات ما از لحظه های شیرین و تلخ زندگی ، تجربیات شعف انگیز یا دردناکی که در برهه های خاص زندگی علامتهای خاص خود را با رنگهای متالیک متمایز کرده اند و از درون خود همواره پیامهای خاصی را به ما ارسال می کنند.
♦️- چیزهایی که در دوره های تحصیلی اصلی یا جانبی خود آموخته ایم و حفظ کرده ایم و در جعبه ی حافظه نگهداشته ایم.
♦️- باورهایی که از دوران کودکی به مرور کسب کرده ایم.
♦️- احساسات و عواطفی که نسبت به اشخاص یا اشیا یا مکانها و ...ی خاص در دلمان نقش بسته اند
♦️- برنامه ها و طرحهایی که برای آینده دور و نزدیک خود بدانها امید بسته ایم
♦️-تردیدها یا تهدیدهایی که احتمالا در دور و نزدیک خود حس می کنیم.
و چیزهایی از این قبیل
🟢 نکته ی قابل توجه این است که همه ی آنها را یکجا نمی توانیم تخیل کنیم و ظرفیت ذهنمان آنها را به نوبت از مونیتور خیال می گذراند و بسیاری حتی در حال حاضر آن زیرها قایم شده باشند.
🟣چشمها را باز می کنیم و یکی از نزدیکانمان از یک میوه ی استوایی سوالی می پرسد.
در یک لحظه کامپیوتر ذهنمان فعال می شود و با سرعتی باورنکردنی به کاوش می پردازد.
بله چندی پیش در یک برنامه تلویزیونی چیزی شنیده ام! راستی چی می گفت؟ در درون با خودتان حرف می زنید و تلاش می کنید آن مطالب را بازیابی کنید و نهایتا پاسخی می دهید.
آن دوست هم با یک تشکر و لبخند راهش را می گیرد و می رود.
❎ کمی بعدش ناگهان یکی به در ذهن شما می کوبد، آن من تازه واردتان است که تازه باهاش آشنا شدید.
من نقاد شماست.
با سلامی و علیکی می گوید :
🔺تو مطمئنی اون میوه ای که در آن برنامه دیدی همینی بود که دوستت ازش سوال می کرد؟
🔺اون یه جور دیگه بود اااا
🔺رنگش خرمایی بود ولی اینی که دوستت سوال می کرد صورتی بود شاید اصلا ربطی به هم نداشته باشند.
🔺پسرجان این دوستت مرض فشار خون بالا داره ، اون میوه شاید براش مضر باشه . اون به حرفات اعتماد کرد و با خوشحالی رفت که اونارو بخوره
😳تو اولش سعی می کنی انکار کنی و می گی : نه بابا شکل و شمایلش دقیقا همان بود شاید یه کمی که رسیده تر بشه رنگش برگرده خرمایی بشه
اما واقعا یه چیزی مثل خوره کم کم شروع می کنه به خوردن درونت.
🟣من نقادت می گه لااقل یه کمی با احتیاط حرف می زدی ؛ مثلا می گفتی احتمالا یا می گفتی تا جایی که در یادم مونده یا می گفتی مطمئن نیستم اون باشه ولی یه چیزی شبیه این ولی....
یا اصلا می گفتی نمی دونم
🟣بعدش ادامه می ده: درسته که اونم چیزی از تو بیش نداشت با اولین حرفی که از تو شنید قانع شد و قبول کرد نخواست کمی در مورد اطراف مساله اطلاعات بخواد؛ اگه می پرسید شاید خاطراتت بیشتر زنده می شد و متوجه تفاوتها هم می شدی
🟢 اگر کمی به محاورات روزمره خود بیندیشیم زندگی ما پر است از این گفت و گوهای غیر دقیق و نتیجه گیری های غیرعلمی و بدون ارزیابی متقابل؛
ظاهرا در یک جو مدرن و خیلی متفاوت با صد سال قبل زندگی می کنیم ولی روال کار همچنان عوامانه پیش می رود و ما توجهی به ارزیابی اطلاعات دریافتی روزانه نداریم و به راحتی مطالب را با اعتماد به منابع خاص آن هم عمدتا اعتمادی بی مبنا و صرفا از طریق تقلید از اطرافیان یا تعدا عضو کانال یا شهرت فرد در آن شبکه یا با توجه به تعداد لایکهایی که جمع کرده می خوانیم و حافظه ما به طور خودکار آن را به بایگانی می فرستد
🟡 بعد از چند روز حتی منبع هم حذف می شود و تنها خود مطلب به عنوان یک پیام تایید شده برای ذهن ما تعریف می شود و طبیعتا ذهن ما در محاسبات خود آن را دخالت می دهد و مبنای تصمیم های مربوط به آن قرار می دهد.
در مجموع می توان گفت ذهن بیشتر ما انسانها پر است از اطلاعات ارزیابی نشده که درستی یا نادرستی آنها تست نشده اما ذهن ما به طور کلی به آنها اعتماد دارد.
☑️ چون ذهن هیچ اطلاعاتی را که به آن اعتماد ندارد را به سطح باور نمی رساندو نظر شخصی خویش یا نظر ارجح تلقی نمی کند.
باید به این نکته حیاتی توجه داشته باشیم که اطلاعات غلط یا ارزیابی نشده چه بسا روزی منشا ضرر ، خطر یا اشتباهی در ما یا دیگری خواهد شد و تا آن روز نرسیده ما وظیفه داریم سیستم ارزیابی را در خود چنان تقویت کنیم که روز به روز به طرف حافظه ای عاری از داشته های ارزیابی نشده یا خطا حرکت کنیم.
این اولین وظیفه ی بزرگ تفکر نقادانه نسبت به خود ماست.
♦️کتابخوانی جمعی♦️
کتاب: ذهن فریبکار شما (1)
پیشگفتار
بیش تر چیزهایی که ما به یاد می آوریم و باور داریم، یا مخدوش است یا کاملا اشتباه. به نظر می رسد مغز ما پیوسته در حال تولید مشاهده ها، خاطره ها و باورهای گمراه کننده است؛ با وجود این ما همچنان تمایل داریم درستی تجربیات خود را مسلم فرض کنیم. شما در این دوره با ترفندهای مغز برای گمراه کردن و سوق دادن ما به سمت نتیجه گیری هایی آشنا می شوید که ارتباط چندانی با واقعیت ندارند. همچنین راهبردهایی را به شما معرفی میکنیم که می توان از آنها برای مبارزه با فریب های ذهن بهره برد. در واقع در این دوره به بررسی «فراشناخته می پردازیم؛ یعنی اندیشیدن دربارهی خود تفکر.
در اولین بخش این دوره، شیوهی ادراک جهان پیرامون خود را بررسی می کنیم. هر چیزی که فکر میکنیم می بینیم، می شنویم و تجربه میکنیم، نه ثبت مستقیم جهان خارج که برساخته و تفسیری از جهان است. اطلاعات فیلتر، تحریف و مقایسه و بخش های خالی با داده های غیرواقعی پر می شود و در نهایت در بطن روایتی قرار می گیرد که با فرضیات ما دربارهی جهان سازگار است. تجربیات و افکار ما نیز از فیلتر «ایگو» و نیازهای هیجانی مختلف ما می گذرد و پالایش می شود.
از سوی دیگر، هر چیزی که تجربه میکنیم یا به آن فکر میکنیم تبدیل به خاطره می شود، خاطره ای که بر ساخته می شود، تغییر میکند و با خاطرات دیگر تلفیق می شود. ما طوری به خاطرات خود استناد میکنیم که انگار گذشته به دقت در آنها ثبت و ضبط شده است، در حالی که شواهد نشان می دهد حتی به شفاف ترین و مطمئن ترین خاطرات هم باید مشکوک بود. ما خاطرات را بیش از آنکه بازیابی کنیم، بازسازی و به روزرسانی می کنیم و اطلاعات را در هر بار دسترسی تغییر می دهیم. فضاهای خالی را هم مغز ما با ساختن اطلاعات مورد نیاز پر میکند.
علاوه بر این، بسیاری خطاهای منطقی و سوگیری های شناختی، فرایند تفکر را تهدید می کنند؛ مگر این که به صورتی آگاهانه از این خطاها دوری کنیم. در این دوره، مغالطه های منطقی و سوگیری های شناختی را به دقت بررسی میکنیم و با نحوهی تأثیرگذاری نامحسوس آنها بر تفکر آشنا می شویم. همچنین با قواعد تجربی و اکتشافی نیز آشنا خواهید شد؛ میانبرهایی ذهنی که ما به هنگام تفکر از آنها استفاده میکنیم. این میانبرها هرچند در بسیاری موقعیت ها کارآمد هستند ولی ممکن است باعث گمراهی ما هم بشوند.
مغز ما نقاط ضعف و قوت جالب دیگری هم دارد که ممکن است بر تفکر ما تأثیر بگذارد. ما معمولا در تشخیص الگوها بسیار خوب عمل می کنیم - چنان که اغلب الگوهایی می بینیم که وجود خارجی ندارند. با این همه، بیش تر ما در حوزهی آمار و احتمالات ضعیف هستیم و این نا آشنایی با مفاهیم و روش های ریاضی اغلب ما را در معرض خطا و فریب خوردن در تفکر قرار میدهد. شاید بزرگ ترین نقطه ضعف ما، آسیب پذیری در مقابل هذیان باشد؛ یعنی احتمال حفظ باوری نادرست به رغم تمام شواهد و مدارک. پس از بررسی این موضوع که مغز ما چگونه واقعیت را تحریف می کند، به این مسئله می پردازیم که چگونه می توان با استفاده از مهارت ها و ابزارهای تفکر نقاد با فریب های ذهن مقابله کرد. فلسفه و به کار بردن تفکر نقاد و علم، ابزارهایی هستند که انسانها به آهستگی و با دقت طی چندهزار سال برای جبران کاستی های مغز به وجود آورده اند.
علاوه بر این در بخش دوم به تاریخ علم می پردازیم و به این که چگونه می توان تفاوت بین علم خوب، علم بد و شبه علم را تشخیص داد. در این بخش، نمونه های متعددی از شبه علم مطرح شده که درآنها تلاشهای متعدد برای رسیدن به اکتشافات جدید به بیراهه رفته . همچنین اشتباه های بزرگ علمی را بررسی می کنیم و درس هایی را که باید از این اشتباهها فراگرفت.
در بخش پایانی این دوره یاد می گیرید که چگونه تفکر نقاد، دانش علمی و دانش سازوکارهای خودفریبی را در زندگی روزمره به کار ببندید. همچنین، با نقش علم و تفکر نقاد در دموکراسی، ضرورت آموزش علم و چگونگی رویکرد شکاکانه به رسانه ها آشنا می شوید. این بخش از دوره در واقع راهنمایی برای جلوگیری از فریب خوردن و کلاهبرداری است.
هدف این است که در پایان دوره به درک جامعی از تفکر نقاد، مؤلفه های آن و همچنین ضرورت فراگیری این تفکر برسید. اگر به صورتی آگاهانه در روند تفکر دخالت نکنیم - چیزی که روان شناسان آن را حالت پیش فرض تفکر انسان مینامند - تحت تأثیر بازی های ادراک و حافظه قرار می گیریم و اسیر نیازهای هیجانی و سوگیری های خود می شویم.
مهارتهای کسب شده در این دوره به شماکمک میکند درسطح فراشناختی پیش بروید و دربارهخود فرآیند تفکر بیندیشید. مغز انسان، ابزاری عمومی است که ما به وسیلهی آن خودمان و جهانی را که در آن هستیم، درک می کنیم. با درک روشن و نقادانهی ماهیت شناخت در ذهن انسان و روش های تفکر، میتوانیم از اشتباه های متداول پرهیز کنیم و بهترین استفاده را از ذهن خودببریم
کتاب: ذهن فریبکار شما (1)
پیشگفتار
بیش تر چیزهایی که ما به یاد می آوریم و باور داریم، یا مخدوش است یا کاملا اشتباه. به نظر می رسد مغز ما پیوسته در حال تولید مشاهده ها، خاطره ها و باورهای گمراه کننده است؛ با وجود این ما همچنان تمایل داریم درستی تجربیات خود را مسلم فرض کنیم. شما در این دوره با ترفندهای مغز برای گمراه کردن و سوق دادن ما به سمت نتیجه گیری هایی آشنا می شوید که ارتباط چندانی با واقعیت ندارند. همچنین راهبردهایی را به شما معرفی میکنیم که می توان از آنها برای مبارزه با فریب های ذهن بهره برد. در واقع در این دوره به بررسی «فراشناخته می پردازیم؛ یعنی اندیشیدن دربارهی خود تفکر.
در اولین بخش این دوره، شیوهی ادراک جهان پیرامون خود را بررسی می کنیم. هر چیزی که فکر میکنیم می بینیم، می شنویم و تجربه میکنیم، نه ثبت مستقیم جهان خارج که برساخته و تفسیری از جهان است. اطلاعات فیلتر، تحریف و مقایسه و بخش های خالی با داده های غیرواقعی پر می شود و در نهایت در بطن روایتی قرار می گیرد که با فرضیات ما دربارهی جهان سازگار است. تجربیات و افکار ما نیز از فیلتر «ایگو» و نیازهای هیجانی مختلف ما می گذرد و پالایش می شود.
از سوی دیگر، هر چیزی که تجربه میکنیم یا به آن فکر میکنیم تبدیل به خاطره می شود، خاطره ای که بر ساخته می شود، تغییر میکند و با خاطرات دیگر تلفیق می شود. ما طوری به خاطرات خود استناد میکنیم که انگار گذشته به دقت در آنها ثبت و ضبط شده است، در حالی که شواهد نشان می دهد حتی به شفاف ترین و مطمئن ترین خاطرات هم باید مشکوک بود. ما خاطرات را بیش از آنکه بازیابی کنیم، بازسازی و به روزرسانی می کنیم و اطلاعات را در هر بار دسترسی تغییر می دهیم. فضاهای خالی را هم مغز ما با ساختن اطلاعات مورد نیاز پر میکند.
علاوه بر این، بسیاری خطاهای منطقی و سوگیری های شناختی، فرایند تفکر را تهدید می کنند؛ مگر این که به صورتی آگاهانه از این خطاها دوری کنیم. در این دوره، مغالطه های منطقی و سوگیری های شناختی را به دقت بررسی میکنیم و با نحوهی تأثیرگذاری نامحسوس آنها بر تفکر آشنا می شویم. همچنین با قواعد تجربی و اکتشافی نیز آشنا خواهید شد؛ میانبرهایی ذهنی که ما به هنگام تفکر از آنها استفاده میکنیم. این میانبرها هرچند در بسیاری موقعیت ها کارآمد هستند ولی ممکن است باعث گمراهی ما هم بشوند.
مغز ما نقاط ضعف و قوت جالب دیگری هم دارد که ممکن است بر تفکر ما تأثیر بگذارد. ما معمولا در تشخیص الگوها بسیار خوب عمل می کنیم - چنان که اغلب الگوهایی می بینیم که وجود خارجی ندارند. با این همه، بیش تر ما در حوزهی آمار و احتمالات ضعیف هستیم و این نا آشنایی با مفاهیم و روش های ریاضی اغلب ما را در معرض خطا و فریب خوردن در تفکر قرار میدهد. شاید بزرگ ترین نقطه ضعف ما، آسیب پذیری در مقابل هذیان باشد؛ یعنی احتمال حفظ باوری نادرست به رغم تمام شواهد و مدارک. پس از بررسی این موضوع که مغز ما چگونه واقعیت را تحریف می کند، به این مسئله می پردازیم که چگونه می توان با استفاده از مهارت ها و ابزارهای تفکر نقاد با فریب های ذهن مقابله کرد. فلسفه و به کار بردن تفکر نقاد و علم، ابزارهایی هستند که انسانها به آهستگی و با دقت طی چندهزار سال برای جبران کاستی های مغز به وجود آورده اند.
علاوه بر این در بخش دوم به تاریخ علم می پردازیم و به این که چگونه می توان تفاوت بین علم خوب، علم بد و شبه علم را تشخیص داد. در این بخش، نمونه های متعددی از شبه علم مطرح شده که درآنها تلاشهای متعدد برای رسیدن به اکتشافات جدید به بیراهه رفته . همچنین اشتباه های بزرگ علمی را بررسی می کنیم و درس هایی را که باید از این اشتباهها فراگرفت.
در بخش پایانی این دوره یاد می گیرید که چگونه تفکر نقاد، دانش علمی و دانش سازوکارهای خودفریبی را در زندگی روزمره به کار ببندید. همچنین، با نقش علم و تفکر نقاد در دموکراسی، ضرورت آموزش علم و چگونگی رویکرد شکاکانه به رسانه ها آشنا می شوید. این بخش از دوره در واقع راهنمایی برای جلوگیری از فریب خوردن و کلاهبرداری است.
هدف این است که در پایان دوره به درک جامعی از تفکر نقاد، مؤلفه های آن و همچنین ضرورت فراگیری این تفکر برسید. اگر به صورتی آگاهانه در روند تفکر دخالت نکنیم - چیزی که روان شناسان آن را حالت پیش فرض تفکر انسان مینامند - تحت تأثیر بازی های ادراک و حافظه قرار می گیریم و اسیر نیازهای هیجانی و سوگیری های خود می شویم.
مهارتهای کسب شده در این دوره به شماکمک میکند درسطح فراشناختی پیش بروید و دربارهخود فرآیند تفکر بیندیشید. مغز انسان، ابزاری عمومی است که ما به وسیلهی آن خودمان و جهانی را که در آن هستیم، درک می کنیم. با درک روشن و نقادانهی ماهیت شناخت در ذهن انسان و روش های تفکر، میتوانیم از اشتباه های متداول پرهیز کنیم و بهترین استفاده را از ذهن خودببریم
خرد سنجشگر
♦️کتابخوانی جمعی♦️ کتاب: ذهن فریبکار شما (1) پیشگفتار بیش تر چیزهایی که ما به یاد می آوریم و باور داریم، یا مخدوش است یا کاملا اشتباه. به نظر می رسد مغز ما پیوسته در حال تولید مشاهده ها، خاطره ها و باورهای گمراه کننده است؛ با وجود این ما همچنان تمایل داریم…
این نسخه ی اینترنتی توسط دوست عزیزم آقای علی نظری تهیه شده و در گروه مان خوانده شده است که برای بهره گیری بیشتر به اعضای محترم کانال هم تقدیم می شود.
بدینوسیله از ایشان سپاسگزاری می شود.🌹🙏🏻🍃
بدینوسیله از ایشان سپاسگزاری می شود.🌹🙏🏻🍃
خرد سنجشگر
♦️کتابخوانی جمعی♦️ کتاب: ذهن فریبکار شما (1) پیشگفتار بیش تر چیزهایی که ما به یاد می آوریم و باور داریم، یا مخدوش است یا کاملا اشتباه. به نظر می رسد مغز ما پیوسته در حال تولید مشاهده ها، خاطره ها و باورهای گمراه کننده است؛ با وجود این ما همچنان تمایل داریم…
بیش تر چیزهایی که ما به یاد می آوریم و باور داریم، یا مخدوش است یا کاملا اشتباه. به نظر می رسد مغز ما پیوسته در حال تولید مشاهده ها، خاطره ها و باورهای گمراه کننده است؛
شما در مورد این ادعا شواهدی از ذهن خود دارید که بتوانید در قبول این ادعا شما را همراهی کند؟
به نظر شما ، این ادعا بر اساس چه شواهدی بیان شده است
آیا برایتان اتفاق افتاده است که یکباره متوجه شوید که بخشی از خاطرات شما که فکر می کنید برایتان اتفاق افتاده، تنها بخشی از خوب و رویای شما بوده است ؟
شما در مورد این ادعا شواهدی از ذهن خود دارید که بتوانید در قبول این ادعا شما را همراهی کند؟
به نظر شما ، این ادعا بر اساس چه شواهدی بیان شده است
آیا برایتان اتفاق افتاده است که یکباره متوجه شوید که بخشی از خاطرات شما که فکر می کنید برایتان اتفاق افتاده، تنها بخشی از خوب و رویای شما بوده است ؟
خرد سنجشگر
♦️کتابخوانی جمعی♦️ کتاب: ذهن فریبکار شما (1) پیشگفتار بیش تر چیزهایی که ما به یاد می آوریم و باور داریم، یا مخدوش است یا کاملا اشتباه. به نظر می رسد مغز ما پیوسته در حال تولید مشاهده ها، خاطره ها و باورهای گمراه کننده است؛ با وجود این ما همچنان تمایل داریم…
از سوی دیگر، هر چیزی که تجربه میکنیم یا به آن فکر میکنیم تبدیل به خاطره می شود، خاطره ای که بر ساخته می شود، تغییر میکند و با خاطرات دیگر تلفیق می شود.
آیا تا به حال فکر کردید که حافظه ی ما در ثبت خاطرات گزینشی عمل می کند؟تنها چیزهایی را که به هر جهت برایش مهم است ثبت می کند و توجهی به بخشهایی که بی اهمیت می داند نمی کند؟
آزمایشی برایتان پیشنهاد می کنم:
به یک فیلم خاطره یا فیلم کوتاه ده دقیقه ای مورد علاقه نگاه کنید و سپس آنچه را از آن دریافت کرده اید بنویسید
یک بار دیگر بعد از یک هفته بی آنکه به فیلم یا یادداشت قبلی سر بزنید خاطرات مانده بر ذهن را بنویسید.
اگر حوصله داشتید آن را یک ماه بعد هم تکرار کنید
اما اگر حوصله تان نیست حال برگردید دو یادداشت خود را با هم مقایسه کنید و بعد هر دو را با خود فیلم.
نتیجه باید جالب باشد
🟩بررسی مبانی جامعه شناختی دو دوره و پارادایمها و روشها⬛️
این نوشته حاصل اندیشه و قلم یکی از دوستان است، دوستی که هم دوره ی پیشین و هم این دوره را تجربه کرده است.
دوست دارم از حیث مبانی جامعه شناسانه در دو دوره با فاصله ی زمانی تقریبا نیم قرن بررسی شود و در عین مشخص شدن پارادایمها ، عوامل ظهور آن نوع تفکر و عمل با دوره کنونی مقایسه گردد.
نظرات دوستانی که علاقمند باشند در ذیل همین نوشته در کانال تقدیم خواهد شد.
✖️🟰➗🟰✖️🟰➗🟰✖️
🏀 در قیاس شروین و پویان
سال ۱۴۰۱ وقتی جوان ایرانی چون شروین حاجیپور (۲۳ ساله) میخواست اعتراض کند ترانهٔ برای … را میسازد و از زن، زندگی، آزادی میگوید.
اما نیم قرن پیش، سال ۱۳۴۹ اگر جوانی میخواست اعتراض کند جزوه جنگ مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک و یا دوستش در رد تئوری بقا مینویسد و عملیات چریکی راه میاندازند. مسعود احمدزاده و امیر پرویز پویان هر دو موقع تشکیل سازمان چریکهای فدایی همسن شروین حاجیپور بودند.
اگر گفته شود هم کار شروین در سال گذشته کاری عقلانی و موفق بود و هم کار مسعود و امیرپرویز در ۵۲ سال قبل، عقلانی و موفق بود، چگونه میتوان این تضاد در روش اعتراض و مبارزه را توضیح داد؟
کار احمدزاده و پویان و کار جزنی و دوستانش و در بین مذهبیها کار حنیفنژاد و دوستانش در آن دوره عقلانی و در شکستن جو امنیتی آن زمان موفق بود. اما در چارچوب عقل آن دوره. تکرار همین کار در دوره بعد، مثلا بعد از انقلاب و خصوصا امروز غیرعقلانی و گاه حتی دیوانگی است.
طبعاً روش اعتراض و مبارزهٔ امروز برای دوره بعد غیرعقلانی و توخالی به حساب خواهد آمد.
نتیجه اینکه نمیتوان با عقل امروز کار دیروزیها را ارزشگذاری کرد. تنها میتوان با عقل آن دوره کار مردمان آن زمان را ارزیابی کرد. نقد گذشتگان البته برای این ضروری است که مبادا با عقلانیت دورههای گذشته برای امروز کار کنیم و کار آنها را امروز تکرار کنیم. بنابراین هر دوره باید دوره قبل را نقد کند و الا ما در عقلانیت دوره قبل محبوس شده و درجا میزنیم و عقلانیت جمعی ما تناورده نمیشود.
این نوشته حاصل اندیشه و قلم یکی از دوستان است، دوستی که هم دوره ی پیشین و هم این دوره را تجربه کرده است.
دوست دارم از حیث مبانی جامعه شناسانه در دو دوره با فاصله ی زمانی تقریبا نیم قرن بررسی شود و در عین مشخص شدن پارادایمها ، عوامل ظهور آن نوع تفکر و عمل با دوره کنونی مقایسه گردد.
نظرات دوستانی که علاقمند باشند در ذیل همین نوشته در کانال تقدیم خواهد شد.
✖️🟰➗🟰✖️🟰➗🟰✖️
🏀 در قیاس شروین و پویان
سال ۱۴۰۱ وقتی جوان ایرانی چون شروین حاجیپور (۲۳ ساله) میخواست اعتراض کند ترانهٔ برای … را میسازد و از زن، زندگی، آزادی میگوید.
اما نیم قرن پیش، سال ۱۳۴۹ اگر جوانی میخواست اعتراض کند جزوه جنگ مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک و یا دوستش در رد تئوری بقا مینویسد و عملیات چریکی راه میاندازند. مسعود احمدزاده و امیر پرویز پویان هر دو موقع تشکیل سازمان چریکهای فدایی همسن شروین حاجیپور بودند.
اگر گفته شود هم کار شروین در سال گذشته کاری عقلانی و موفق بود و هم کار مسعود و امیرپرویز در ۵۲ سال قبل، عقلانی و موفق بود، چگونه میتوان این تضاد در روش اعتراض و مبارزه را توضیح داد؟
کار احمدزاده و پویان و کار جزنی و دوستانش و در بین مذهبیها کار حنیفنژاد و دوستانش در آن دوره عقلانی و در شکستن جو امنیتی آن زمان موفق بود. اما در چارچوب عقل آن دوره. تکرار همین کار در دوره بعد، مثلا بعد از انقلاب و خصوصا امروز غیرعقلانی و گاه حتی دیوانگی است.
طبعاً روش اعتراض و مبارزهٔ امروز برای دوره بعد غیرعقلانی و توخالی به حساب خواهد آمد.
نتیجه اینکه نمیتوان با عقل امروز کار دیروزیها را ارزشگذاری کرد. تنها میتوان با عقل آن دوره کار مردمان آن زمان را ارزیابی کرد. نقد گذشتگان البته برای این ضروری است که مبادا با عقلانیت دورههای گذشته برای امروز کار کنیم و کار آنها را امروز تکرار کنیم. بنابراین هر دوره باید دوره قبل را نقد کند و الا ما در عقلانیت دوره قبل محبوس شده و درجا میزنیم و عقلانیت جمعی ما تناورده نمیشود.