سوفسطائیان
کار تعلیم خود را
به وسیله آموزش و پرورش جوانان
و با ارائه درسهای عمومی در شهرها پیش می بردند؛
اما چون استادان سیار و مردانی دارای تجربه وسیع و
نماینده واکنش تا اندازه ای شکاکانه و سطحی بودند،
این تصور شایع شد که:
آنان جوانان را از خانه های خود جدا می کنند و گرد هم می آورند
و آنگاه پیش روی آنان قواعد اخلاق سنتی و عقاید دینی را سخت به انتقاد می گیرند.
بنابراین سنت پرستان سختگیر به سوفسطائیان با سوء ظن می نگریستند،
هر چند جوانان حامیان پرشور آنان بودند.
نه اینکه:
تمایلات خارج از قاعده سوفسطائیان همگی، سست کننده زندگی یونانی
بود؛
وسعت دید آنان به طور کلی
ایشان را
طرفداران «پان هلنیسم» (اتحاد اقوام یونانی)
ساخته بود،
نظریه ای که در یونان دولتشهری سخت مورد نیاز بود.
بلکه
تمایلات شکاکانه آنان
بود که بیشترین توجه را جلب می کرد،
به خصوص که به جای عقاید دیرین
که سعی در فرو ریختن آن داشتند
هیچ چیز واقعا جدید و استواری نمی گذاشتند
بر این امر باید این حقیقت را افزود که:
آنان برای تعلیمی که می دادند پاداش و مزد می گرفتند.
این کار، هر چند فی نفسه مشروع بود،
با عرف فلاسفه پیشتر یونان مغایرت داشت،
و با عقیده یونانی درباره شایست و ناشایست امور
موافق نبود.
این امر در نظر افلاطون تنفر آور بود،
و گزنفون می گفت که :
سوفسطائیان در برابر مزد خود به قصد فریب سخن می گویند و می نویسند و هیچ کمکی به کسی نمی کنند.
سهم سوفسطائیان در شکوفائی تفکر فلسفی
از آنچه گفته شد روشن است که
سوفیسم
سزاوار محکومیت قطعی نیست.
سوفیسم
با برگرداندن توجه متفکران به خود انسان،
یعنی فاعل متفکر و صاحب اراده،
همچون مرحله واسطه ای به کار مهم افلاطونی- ارسطویی مدد رسانید.
با عرضه وسیله ای برای تعلیم و تربیت،
کاری ضروری در حیات سیاسی یونان انجام داد،
در حالی که
تمایلات «پان هلنیسی» اش
یقینا مایه اعتبار و سرافرازی آن است.
و حتی تمایلات شکاکانه و نسبی آن،
که روی هم رفته تا اندازه زیادی نتیجۀ
شکست فلسفه پیشین از یک سو
و نتیجۀ
تجربه وسیعتر حیات انسانی
از سوی دیگر بود،
لااقل به طرح مسائل نوی کمک کرد،
ولو آنکه خود سوفیسم قادر به حل این مسائل نبود.
تصور باطلی نیست بازشناختن تاثیر سوفیسم در درام یونانی،
مثلا در سرود سوفوکلس برای پیشرفت آدمی در آنتیگونه و
در بحثهای نظری که در نمایشنامه های اریپیدس آمده است و
نیز در آثار مورخان یونانی، مثلا در محاوره مشهور ملیان در صفحات توسیدید.
ظهور معنای ناپسند «سوفسطائی»
_________________________
مدتی طول کشید تا کلمه «سوفسطائی» معنی ناپسندی به خود گرفت.
این نام را هرودت درباره سلن و فیثاغورس،
آندروتیون درباره حکمای سبعه و سقراط،
لوسیاس درباره افلاطون به کار برده اند.
به علاوه،
سوفسطائیان متقدم احترام و اعتباری در میان عامه مردم به دست آوردند،
و چنانکه مورخان خاطر نشان کرده اند،
کم نبوده است مواردی که
آنها را به عنوان «سفیران» شهرهایشان انتخاب کرده اند،
واقعیتی که با شهرتشان به شیادی چندان مطابقت ندارد.
تنها به طور ثانوی و بعدی بود که کلمه «سوفسطائی» رنگ و بوی بدی کسب کرد،
چنانکه نزد افلاطون؛
و در زمانهای بعد ظاهرا این کلمه دوباره معنای خوب خود را باز یافت
و در مورد استادان بلاغت و نثر نویسان امپراطوری
به دور از معنای زبان باز و فریبکار که به آن داده بودند به کار رفت.
«مخصوصا به واسطه مخالفت سقراط و افلاطون است که
سوفسطائیان چنان شهرت بدی یافتند که
این کلمه اکنون معمولا به این معنی است که،
با استدلال باطل، حقیقتی مردود یا مشکوک جلوه کند،
یا چیز باطلی به کرسی اثبات بنشیند و
قابل قبول نمایانده شود.»
از سوی دیگر،
نظریه نسبیت سوفسطائیان،
تشویقی که آنان از جدل و مناظره می کردند
نداشتن معیارهای ثابت،
قبول مزد، و
تمایلات موشکافانه بعضی از سوفیستهای متأخر
اندازه زیادی نشان می دهد که چرا کلمه «سوفسطائی» معنی ناپسندی به خود گرفته است.
در نظر افلاطون،
آنان «دکاندارانی هستند با کالاهای معنوی»؛ و
سقراط در رساله پروتاگوراس این طور معرفی شده که
از هیپوکراتس،
که می خواست از پروتاگوراس تعلیم بگیرد. می پرسد:
«آیا از اینکه خود را همچون یک سوفسطائی به یونانیان نشان دهی شرمنده نمی شود؟»
و هیپوکراتس پاسخ می دهد:
«آری، به راستی، سقراط، اگر باید آنچه را می اندیشم به زبان آورم.»
اما ما باید به یاد داشته باشیم که افلاطون می کوشد جنبه بد سوفسطائیان را نمایان کند،
تا اندازه زیادی به دلیل اینکه
وی سقراط را در پیش چشم داشت که
آنچه را در سوفیسم نیکو بود به درجه ای به مراتب عالیتر از دست آوردهای خود سوفیستها بسط و توسعه داده بود.
فن سوفسطائی
کار تعلیم خود را
به وسیله آموزش و پرورش جوانان
و با ارائه درسهای عمومی در شهرها پیش می بردند؛
اما چون استادان سیار و مردانی دارای تجربه وسیع و
نماینده واکنش تا اندازه ای شکاکانه و سطحی بودند،
این تصور شایع شد که:
آنان جوانان را از خانه های خود جدا می کنند و گرد هم می آورند
و آنگاه پیش روی آنان قواعد اخلاق سنتی و عقاید دینی را سخت به انتقاد می گیرند.
بنابراین سنت پرستان سختگیر به سوفسطائیان با سوء ظن می نگریستند،
هر چند جوانان حامیان پرشور آنان بودند.
نه اینکه:
تمایلات خارج از قاعده سوفسطائیان همگی، سست کننده زندگی یونانی
بود؛
وسعت دید آنان به طور کلی
ایشان را
طرفداران «پان هلنیسم» (اتحاد اقوام یونانی)
ساخته بود،
نظریه ای که در یونان دولتشهری سخت مورد نیاز بود.
بلکه
تمایلات شکاکانه آنان
بود که بیشترین توجه را جلب می کرد،
به خصوص که به جای عقاید دیرین
که سعی در فرو ریختن آن داشتند
هیچ چیز واقعا جدید و استواری نمی گذاشتند
بر این امر باید این حقیقت را افزود که:
آنان برای تعلیمی که می دادند پاداش و مزد می گرفتند.
این کار، هر چند فی نفسه مشروع بود،
با عرف فلاسفه پیشتر یونان مغایرت داشت،
و با عقیده یونانی درباره شایست و ناشایست امور
موافق نبود.
این امر در نظر افلاطون تنفر آور بود،
و گزنفون می گفت که :
سوفسطائیان در برابر مزد خود به قصد فریب سخن می گویند و می نویسند و هیچ کمکی به کسی نمی کنند.
سهم سوفسطائیان در شکوفائی تفکر فلسفی
از آنچه گفته شد روشن است که
سوفیسم
سزاوار محکومیت قطعی نیست.
سوفیسم
با برگرداندن توجه متفکران به خود انسان،
یعنی فاعل متفکر و صاحب اراده،
همچون مرحله واسطه ای به کار مهم افلاطونی- ارسطویی مدد رسانید.
با عرضه وسیله ای برای تعلیم و تربیت،
کاری ضروری در حیات سیاسی یونان انجام داد،
در حالی که
تمایلات «پان هلنیسی» اش
یقینا مایه اعتبار و سرافرازی آن است.
و حتی تمایلات شکاکانه و نسبی آن،
که روی هم رفته تا اندازه زیادی نتیجۀ
شکست فلسفه پیشین از یک سو
و نتیجۀ
تجربه وسیعتر حیات انسانی
از سوی دیگر بود،
لااقل به طرح مسائل نوی کمک کرد،
ولو آنکه خود سوفیسم قادر به حل این مسائل نبود.
تصور باطلی نیست بازشناختن تاثیر سوفیسم در درام یونانی،
مثلا در سرود سوفوکلس برای پیشرفت آدمی در آنتیگونه و
در بحثهای نظری که در نمایشنامه های اریپیدس آمده است و
نیز در آثار مورخان یونانی، مثلا در محاوره مشهور ملیان در صفحات توسیدید.
ظهور معنای ناپسند «سوفسطائی»
_________________________
مدتی طول کشید تا کلمه «سوفسطائی» معنی ناپسندی به خود گرفت.
این نام را هرودت درباره سلن و فیثاغورس،
آندروتیون درباره حکمای سبعه و سقراط،
لوسیاس درباره افلاطون به کار برده اند.
به علاوه،
سوفسطائیان متقدم احترام و اعتباری در میان عامه مردم به دست آوردند،
و چنانکه مورخان خاطر نشان کرده اند،
کم نبوده است مواردی که
آنها را به عنوان «سفیران» شهرهایشان انتخاب کرده اند،
واقعیتی که با شهرتشان به شیادی چندان مطابقت ندارد.
تنها به طور ثانوی و بعدی بود که کلمه «سوفسطائی» رنگ و بوی بدی کسب کرد،
چنانکه نزد افلاطون؛
و در زمانهای بعد ظاهرا این کلمه دوباره معنای خوب خود را باز یافت
و در مورد استادان بلاغت و نثر نویسان امپراطوری
به دور از معنای زبان باز و فریبکار که به آن داده بودند به کار رفت.
«مخصوصا به واسطه مخالفت سقراط و افلاطون است که
سوفسطائیان چنان شهرت بدی یافتند که
این کلمه اکنون معمولا به این معنی است که،
با استدلال باطل، حقیقتی مردود یا مشکوک جلوه کند،
یا چیز باطلی به کرسی اثبات بنشیند و
قابل قبول نمایانده شود.»
از سوی دیگر،
نظریه نسبیت سوفسطائیان،
تشویقی که آنان از جدل و مناظره می کردند
نداشتن معیارهای ثابت،
قبول مزد، و
تمایلات موشکافانه بعضی از سوفیستهای متأخر
اندازه زیادی نشان می دهد که چرا کلمه «سوفسطائی» معنی ناپسندی به خود گرفته است.
در نظر افلاطون،
آنان «دکاندارانی هستند با کالاهای معنوی»؛ و
سقراط در رساله پروتاگوراس این طور معرفی شده که
از هیپوکراتس،
که می خواست از پروتاگوراس تعلیم بگیرد. می پرسد:
«آیا از اینکه خود را همچون یک سوفسطائی به یونانیان نشان دهی شرمنده نمی شود؟»
و هیپوکراتس پاسخ می دهد:
«آری، به راستی، سقراط، اگر باید آنچه را می اندیشم به زبان آورم.»
اما ما باید به یاد داشته باشیم که افلاطون می کوشد جنبه بد سوفسطائیان را نمایان کند،
تا اندازه زیادی به دلیل اینکه
وی سقراط را در پیش چشم داشت که
آنچه را در سوفیسم نیکو بود به درجه ای به مراتب عالیتر از دست آوردهای خود سوفیستها بسط و توسعه داده بود.
فن سوفسطائی
Forwarded from Hosein
با سلامو صبح به خیر
خدمت دوستان و خصوصا آنهایی که قصد دارند در بحث جدل شرکت کنند پیشنهاد میکنم که مقاله ای را که در مورد زمینه تاریخی- فکری که باعث ظهور و بروز اهمیت صنعت جدل و خطابه در کانال و گروه قرار گرفته ، مظالعه کنند.
اگر کمی با تامل نگریسته شود ، ملاحظه خواهد شد که در یک سیر دورانی تاریخی ، امروزه تقریبا شرایطی مشابه شرایط سوفسطائیان بر عرصه ی تفکر و فرهنگ جهان حاکم شده است. اقتداری را که افلاطون و ارسطو سعی کرده بودند بر قوای شناسایی انسان ثابت کنند ، شدیدا مورد تردید قرار گرفته و استحقاق سوفسطائیان در تردیدهایشان کم و بیش ظاهر گشته است.
در این شرایط نقش فنون و مهارتهای زبانی در حاکمیت یک فکر و اندیشه بر روان و ذهن انسان بسی پررنگتر شده است.
و کمابیش ضرورتهای همان دوره را می توان بر این دوره تاریخی تسری داد.
خدمت دوستان و خصوصا آنهایی که قصد دارند در بحث جدل شرکت کنند پیشنهاد میکنم که مقاله ای را که در مورد زمینه تاریخی- فکری که باعث ظهور و بروز اهمیت صنعت جدل و خطابه در کانال و گروه قرار گرفته ، مظالعه کنند.
اگر کمی با تامل نگریسته شود ، ملاحظه خواهد شد که در یک سیر دورانی تاریخی ، امروزه تقریبا شرایطی مشابه شرایط سوفسطائیان بر عرصه ی تفکر و فرهنگ جهان حاکم شده است. اقتداری را که افلاطون و ارسطو سعی کرده بودند بر قوای شناسایی انسان ثابت کنند ، شدیدا مورد تردید قرار گرفته و استحقاق سوفسطائیان در تردیدهایشان کم و بیش ظاهر گشته است.
در این شرایط نقش فنون و مهارتهای زبانی در حاکمیت یک فکر و اندیشه بر روان و ذهن انسان بسی پررنگتر شده است.
و کمابیش ضرورتهای همان دوره را می توان بر این دوره تاریخی تسری داد.
Forwarded from خرد سنجشگر
زمینه های ظهور و بروز جدل و خطابه.pdf
148.4 KB
زمینه های ظهور و بروز صنعت جدل و خطابه در یونان باستان
چگونه فلسفه رو به زبان آورد.pdf
51.2 KB
نحوه پیدایش زبان در زندگی انسان و نحوه ورود زبان به بحث های فلسفی
‼️تنها یک آدرس درست ممکن است به مقصد برسد‼️
به نظر می رسد تنها یک آدرس درست است که احتمال به مقصد رسیدن دارد. آدرس نادرست و غلط تنها بر اثر یک تصادف و اتفاق و حادثه می تواند به مقصد برسد یا بر اثر یک خطای دیگر!
اما آدرس درست ، اگر درست جهت یابی شود و درست راهبری شود ، امکان رسیدنش به مقصد بسیار بالاست.
تنها با خردورزی و غلبه بر هیجانات است که انسان امکان تصمیم گیری درست را بر خویشتن باز می گذارد.
بیاییم عاقلانه نقد کنیم و عاقلانه راه بپیماییم و حریفان و رقیبان را هم مجبور کنیم تن به این قاعده بازی بدهند والا اگر تن به بازی رقیب یا حریف دهیم و در زمین او بازی کنیم از قبل شکست را پذیرفته ایم
به نظر می رسد تنها یک آدرس درست است که احتمال به مقصد رسیدن دارد. آدرس نادرست و غلط تنها بر اثر یک تصادف و اتفاق و حادثه می تواند به مقصد برسد یا بر اثر یک خطای دیگر!
اما آدرس درست ، اگر درست جهت یابی شود و درست راهبری شود ، امکان رسیدنش به مقصد بسیار بالاست.
تنها با خردورزی و غلبه بر هیجانات است که انسان امکان تصمیم گیری درست را بر خویشتن باز می گذارد.
بیاییم عاقلانه نقد کنیم و عاقلانه راه بپیماییم و حریفان و رقیبان را هم مجبور کنیم تن به این قاعده بازی بدهند والا اگر تن به بازی رقیب یا حریف دهیم و در زمین او بازی کنیم از قبل شکست را پذیرفته ایم
Reza
Kaveh Behbahani – Bull Sheet
به نظر می رسد ترجمه ی مناسب برای bull sheet چرند، چرت، چرندو پرند یا چرت و پرت است یا واژه ای دیگر که در عرف ما زیاد واژه ی شایسته ای نیست!
مدتهاست که من و سرگشته از هم بی خبریم.
سرگشته در عوالم خود گرفتار و من در دنیای خود اسیر
گاهی دلم برایش تنگ می شود اما جز من گویا کسی دلش برای او تنگ نمی شود.
دنیاست دیگر
هر کسی در قفس خود می پرد
هرکسی در دام خود می جهد
و هرکسی در پیله ی خود می تند
تا چه از این رهگذر به کیسه قفس فروش و دام گستر و ابریشم پوش برافتد!
سرگشته در عوالم خود گرفتار و من در دنیای خود اسیر
گاهی دلم برایش تنگ می شود اما جز من گویا کسی دلش برای او تنگ نمی شود.
دنیاست دیگر
هر کسی در قفس خود می پرد
هرکسی در دام خود می جهد
و هرکسی در پیله ی خود می تند
تا چه از این رهگذر به کیسه قفس فروش و دام گستر و ابریشم پوش برافتد!
❓مسابقه ی هوش و فراست مخاطب❓
گاهی یک پیام در شبکه اجتماعی برای افزودن آگاهی مخاطبین پخش می شود.
.
.
گاهی یک پیام در یک شبکه اجتماعی برای ایجاد سوال در مخاطب مطرح می شود
.
.
.
. گاهی یک پیام برای سنجش میزان درک و شعور مخاطب، برای سنجش هوش و توجه او
.
.
.
. گاهی هم اثبات بی توجهی و بی خردی و مصرف چشم بسته ی اطلاعاتی که به او عرضه می شود.
اما معمول مخاطبین هرگز به فکر پالایش پیامها و فهم نوع آن نیستند.
پیامی را به عنوان نمونه اما بدون ذکر منبع و کانال یا گروهی که در آن نشر یافته ذکر میکنم.
به نظر شما این پیام از کدامین نوع آن است؟
مساحت ایران 1%از مساحت جهان است ..
جمعیت ایران هم 1% از جمعیت جهان است ...
منابع ایران 9% از منابع در جهان است ..
پس بنابراین رفاه ایرانیان باید 900 % سایر کشورها باشد اما نیست.
میدونید چرا؟!
منم نمیدونم. .
شما هم زیاد پیگیر نشو و نپرس .
فقط خواهرم حجابتو رعایت کن...
❓❓❓❓❓❓❓❓❓
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
گاهی یک پیام در شبکه اجتماعی برای افزودن آگاهی مخاطبین پخش می شود.
.
.
گاهی یک پیام در یک شبکه اجتماعی برای ایجاد سوال در مخاطب مطرح می شود
.
.
.
. گاهی یک پیام برای سنجش میزان درک و شعور مخاطب، برای سنجش هوش و توجه او
.
.
.
. گاهی هم اثبات بی توجهی و بی خردی و مصرف چشم بسته ی اطلاعاتی که به او عرضه می شود.
اما معمول مخاطبین هرگز به فکر پالایش پیامها و فهم نوع آن نیستند.
پیامی را به عنوان نمونه اما بدون ذکر منبع و کانال یا گروهی که در آن نشر یافته ذکر میکنم.
به نظر شما این پیام از کدامین نوع آن است؟
مساحت ایران 1%از مساحت جهان است ..
جمعیت ایران هم 1% از جمعیت جهان است ...
منابع ایران 9% از منابع در جهان است ..
پس بنابراین رفاه ایرانیان باید 900 % سایر کشورها باشد اما نیست.
میدونید چرا؟!
منم نمیدونم. .
شما هم زیاد پیگیر نشو و نپرس .
فقط خواهرم حجابتو رعایت کن...
❓❓❓❓❓❓❓❓❓
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Forwarded from مهران صولتی
🔹 چرا " نقد کردن" در جامعه ایران بسیار کمرنگ است؟
@solati_mehran
✍ مهران صولتی
🔹 اپیزود اول: یکی از اساتید گرامی دانشگاه را می شناسم که از هر تلاشی برای گسترش فرهنگ نقد چشم نمی پوشد. آخرین فایل های سخنرانی اش را در تلگرام به اشتراک می گذارد و از همکارانش مصرانه می خواهد که او را نقد کنند. به نظر می رسد کم کم دارد ناامید می شود!
🔹 اپیزود دوم: یک تشکل سیاسی - صنفی قرار است که با یکی از مسئولین مربوطه جلسه ای داشته و درباره مشکلات سازمان مربوطه گفتگو کنند. طی فراخوانی از اعضای خود می خواهند که انتقادات یا پیشنهادات خود را ارائه نمایند. استقبال از فراخوان به غایت اندک بود!
برای کمرنگ بودن نقد و نقادی در ایران می توان دلایل زیر را ذکر کرد:
🖌 رونق نقد و نقادی پیش از هر چیز وابسته به کارکردی بودن انتقادات است. اینکه فرد احساس کند می تواند با نقد وضع موجود گام هر چند کوچکی در تغییر و برون رفت از شرایط کنونی بردارد. به نظر می رسد در ایران گسترش فرهنگ نقادی ارتباط مستقیمی با بهبود وضعیت سیاسی کشور دارد. در دوره هایی که فضا از امید به تغییر سرشار می شود(۸۰-۷۶)، اوضاع بسیار متفاوت از روزگاری است که به نظر می رسد نوعی شرایط تعلیق سیاسی بر کشور حاکم است(۹۶-۹۲)
🖌 گسترش فرهنگ نقادی همچنین نیازمند آموزش و جامعه پذیری مناسب است. اینکه خانواده، مدرسه و جامعه چگونه می توانند در عمل موجبات پرورش نسلی جستجوگر حقیقت و پایبند به ویژگی هایی از جمله خردورزی، مداراجویی و جسارت متفاوت اندیشیدن را در نسل های آتی فراهم آورند. در وضعیت کنونی به نظر می رسد خانواده ها بیشتر درگیر مساله شکاف نسلی، مدرسه درگیر کنکور زدگی و جامعه هم ناامیدانه راهی برای خروج از بحران های عدیده جستجو می کند!
🖌 رونق نقادی اگر چه کاری بلندمدت و نیازمند انباشت تجربیات خردورزانه است ولی زیستن در جامعه ای که با پدیده " تلنبار شدن مسائل حل نشده" مواجه است، به طور جدی می تواند انگیزه های انتقادی برای اصلاح را کاهش دهد. در اینجاست که " نقد کردن" به "نق زدن" تبدیل و در جامعه فراگیر می شود! ناامیدی از زمانه به یک پز روشنفکرانه بدل شده و تلاش بلند مدت برای اصلاح برخی رویه ها نشانه بلاهت تلقی می شود!
🔹 نکته پایانی: در جامعه کوتاه مدت و پیش بینی ناپذیری چون ایران دشوار است که دیگران را به صبوری ورزیدن برای نقد و نقادی فراخواند. می دانیم که آرامش و امنیت خاطر برای شهروندان و نخبگان فراهم نیست و ناامیدی از تغییر معنادار اوضاع بیش از همیشه خود را نمایان ساخته است. اما نقد کردن، امیدآفرین نیز هست. هیچ معجزه ای در انتظار نیست. حتی با یک نقد کوتاه هم می شود در زمره بهبود خواهان درآمد...
#نقد
#فرهنگ_نقادی
@solati_mehran
@solati_mehran
✍ مهران صولتی
🔹 اپیزود اول: یکی از اساتید گرامی دانشگاه را می شناسم که از هر تلاشی برای گسترش فرهنگ نقد چشم نمی پوشد. آخرین فایل های سخنرانی اش را در تلگرام به اشتراک می گذارد و از همکارانش مصرانه می خواهد که او را نقد کنند. به نظر می رسد کم کم دارد ناامید می شود!
🔹 اپیزود دوم: یک تشکل سیاسی - صنفی قرار است که با یکی از مسئولین مربوطه جلسه ای داشته و درباره مشکلات سازمان مربوطه گفتگو کنند. طی فراخوانی از اعضای خود می خواهند که انتقادات یا پیشنهادات خود را ارائه نمایند. استقبال از فراخوان به غایت اندک بود!
برای کمرنگ بودن نقد و نقادی در ایران می توان دلایل زیر را ذکر کرد:
🖌 رونق نقد و نقادی پیش از هر چیز وابسته به کارکردی بودن انتقادات است. اینکه فرد احساس کند می تواند با نقد وضع موجود گام هر چند کوچکی در تغییر و برون رفت از شرایط کنونی بردارد. به نظر می رسد در ایران گسترش فرهنگ نقادی ارتباط مستقیمی با بهبود وضعیت سیاسی کشور دارد. در دوره هایی که فضا از امید به تغییر سرشار می شود(۸۰-۷۶)، اوضاع بسیار متفاوت از روزگاری است که به نظر می رسد نوعی شرایط تعلیق سیاسی بر کشور حاکم است(۹۶-۹۲)
🖌 گسترش فرهنگ نقادی همچنین نیازمند آموزش و جامعه پذیری مناسب است. اینکه خانواده، مدرسه و جامعه چگونه می توانند در عمل موجبات پرورش نسلی جستجوگر حقیقت و پایبند به ویژگی هایی از جمله خردورزی، مداراجویی و جسارت متفاوت اندیشیدن را در نسل های آتی فراهم آورند. در وضعیت کنونی به نظر می رسد خانواده ها بیشتر درگیر مساله شکاف نسلی، مدرسه درگیر کنکور زدگی و جامعه هم ناامیدانه راهی برای خروج از بحران های عدیده جستجو می کند!
🖌 رونق نقادی اگر چه کاری بلندمدت و نیازمند انباشت تجربیات خردورزانه است ولی زیستن در جامعه ای که با پدیده " تلنبار شدن مسائل حل نشده" مواجه است، به طور جدی می تواند انگیزه های انتقادی برای اصلاح را کاهش دهد. در اینجاست که " نقد کردن" به "نق زدن" تبدیل و در جامعه فراگیر می شود! ناامیدی از زمانه به یک پز روشنفکرانه بدل شده و تلاش بلند مدت برای اصلاح برخی رویه ها نشانه بلاهت تلقی می شود!
🔹 نکته پایانی: در جامعه کوتاه مدت و پیش بینی ناپذیری چون ایران دشوار است که دیگران را به صبوری ورزیدن برای نقد و نقادی فراخواند. می دانیم که آرامش و امنیت خاطر برای شهروندان و نخبگان فراهم نیست و ناامیدی از تغییر معنادار اوضاع بیش از همیشه خود را نمایان ساخته است. اما نقد کردن، امیدآفرین نیز هست. هیچ معجزه ای در انتظار نیست. حتی با یک نقد کوتاه هم می شود در زمره بهبود خواهان درآمد...
#نقد
#فرهنگ_نقادی
@solati_mehran
Forwarded from Deleted Account
زبان یک سیستم قراردادی منظم از آواها یا نشانههایکلامی یا نوشتاری بوده که توسط انسانهای متعلق به یک گروه اجتماعی یا فرهنگی خاص برای نمایش و فهمارتباطات و اندیشهها به کار برده میشود.] دانش مطالعه و بررسی زبان زبانشناسی نامیده میشود.
Forwarded from Deleted Account
کارکرد اصلی زبان ایجاد ارتباط یعنی انتقال اطلاعات از شخصی به شخص دیگر است. هر سیستم ارتباطی منحصربفردی یک زبان نامیده میشود. اینکه دو سیستم باید چه مقدار با هم تفاوت داشته باشند تا زبانهای متفاوتی محسوب شوند را نمیتوان به طور دقیق بیان کرد. اما به طور کلی اگر زبان دو نفر برای یکدیگر قابل فهم نباشد دو زبان متفاوت محسوب میشود.
Forwarded from Deleted Account
وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمين ــــ و از آيات او آفرينش آسمانها و زمين، و تفاوت زبانها و رنگهاى شماست؛ در اين نشانههايى است براى عالمان » (الروم:22)
حضرت آدم (ع) در بهشت به زبان عربی سخن می گفت ؛ که چون به زمین آمد زبانش نیز تنزّل یافت و سریانی شد. از آن به بعد به مرور تغییراتی به حسب مناطق مختلف در زبان ایجاد شد و کم کم گویشهای مختلف زبان سریانی پدید آمدند ؛ و این گویشها چنان از هم دور شدند که عملاً هر کدام زبان جداگانه ای تقلی گشتند.
حضرت آدم (ع) در بهشت به زبان عربی سخن می گفت ؛ که چون به زمین آمد زبانش نیز تنزّل یافت و سریانی شد. از آن به بعد به مرور تغییراتی به حسب مناطق مختلف در زبان ایجاد شد و کم کم گویشهای مختلف زبان سریانی پدید آمدند ؛ و این گویشها چنان از هم دور شدند که عملاً هر کدام زبان جداگانه ای تقلی گشتند.