Reza
Kaveh Behbahani – Bull Sheet
به نظر می رسد ترجمه ی مناسب برای bull sheet چرند، چرت، چرندو پرند یا چرت و پرت است یا واژه ای دیگر که در عرف ما زیاد واژه ی شایسته ای نیست!
مدتهاست که من و سرگشته از هم بی خبریم.
سرگشته در عوالم خود گرفتار و من در دنیای خود اسیر
گاهی دلم برایش تنگ می شود اما جز من گویا کسی دلش برای او تنگ نمی شود.
دنیاست دیگر
هر کسی در قفس خود می پرد
هرکسی در دام خود می جهد
و هرکسی در پیله ی خود می تند
تا چه از این رهگذر به کیسه قفس فروش و دام گستر و ابریشم پوش برافتد!
سرگشته در عوالم خود گرفتار و من در دنیای خود اسیر
گاهی دلم برایش تنگ می شود اما جز من گویا کسی دلش برای او تنگ نمی شود.
دنیاست دیگر
هر کسی در قفس خود می پرد
هرکسی در دام خود می جهد
و هرکسی در پیله ی خود می تند
تا چه از این رهگذر به کیسه قفس فروش و دام گستر و ابریشم پوش برافتد!
❓مسابقه ی هوش و فراست مخاطب❓
گاهی یک پیام در شبکه اجتماعی برای افزودن آگاهی مخاطبین پخش می شود.
.
.
گاهی یک پیام در یک شبکه اجتماعی برای ایجاد سوال در مخاطب مطرح می شود
.
.
.
. گاهی یک پیام برای سنجش میزان درک و شعور مخاطب، برای سنجش هوش و توجه او
.
.
.
. گاهی هم اثبات بی توجهی و بی خردی و مصرف چشم بسته ی اطلاعاتی که به او عرضه می شود.
اما معمول مخاطبین هرگز به فکر پالایش پیامها و فهم نوع آن نیستند.
پیامی را به عنوان نمونه اما بدون ذکر منبع و کانال یا گروهی که در آن نشر یافته ذکر میکنم.
به نظر شما این پیام از کدامین نوع آن است؟
مساحت ایران 1%از مساحت جهان است ..
جمعیت ایران هم 1% از جمعیت جهان است ...
منابع ایران 9% از منابع در جهان است ..
پس بنابراین رفاه ایرانیان باید 900 % سایر کشورها باشد اما نیست.
میدونید چرا؟!
منم نمیدونم. .
شما هم زیاد پیگیر نشو و نپرس .
فقط خواهرم حجابتو رعایت کن...
❓❓❓❓❓❓❓❓❓
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
گاهی یک پیام در شبکه اجتماعی برای افزودن آگاهی مخاطبین پخش می شود.
.
.
گاهی یک پیام در یک شبکه اجتماعی برای ایجاد سوال در مخاطب مطرح می شود
.
.
.
. گاهی یک پیام برای سنجش میزان درک و شعور مخاطب، برای سنجش هوش و توجه او
.
.
.
. گاهی هم اثبات بی توجهی و بی خردی و مصرف چشم بسته ی اطلاعاتی که به او عرضه می شود.
اما معمول مخاطبین هرگز به فکر پالایش پیامها و فهم نوع آن نیستند.
پیامی را به عنوان نمونه اما بدون ذکر منبع و کانال یا گروهی که در آن نشر یافته ذکر میکنم.
به نظر شما این پیام از کدامین نوع آن است؟
مساحت ایران 1%از مساحت جهان است ..
جمعیت ایران هم 1% از جمعیت جهان است ...
منابع ایران 9% از منابع در جهان است ..
پس بنابراین رفاه ایرانیان باید 900 % سایر کشورها باشد اما نیست.
میدونید چرا؟!
منم نمیدونم. .
شما هم زیاد پیگیر نشو و نپرس .
فقط خواهرم حجابتو رعایت کن...
❓❓❓❓❓❓❓❓❓
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Forwarded from مهران صولتی
🔹 چرا " نقد کردن" در جامعه ایران بسیار کمرنگ است؟
@solati_mehran
✍ مهران صولتی
🔹 اپیزود اول: یکی از اساتید گرامی دانشگاه را می شناسم که از هر تلاشی برای گسترش فرهنگ نقد چشم نمی پوشد. آخرین فایل های سخنرانی اش را در تلگرام به اشتراک می گذارد و از همکارانش مصرانه می خواهد که او را نقد کنند. به نظر می رسد کم کم دارد ناامید می شود!
🔹 اپیزود دوم: یک تشکل سیاسی - صنفی قرار است که با یکی از مسئولین مربوطه جلسه ای داشته و درباره مشکلات سازمان مربوطه گفتگو کنند. طی فراخوانی از اعضای خود می خواهند که انتقادات یا پیشنهادات خود را ارائه نمایند. استقبال از فراخوان به غایت اندک بود!
برای کمرنگ بودن نقد و نقادی در ایران می توان دلایل زیر را ذکر کرد:
🖌 رونق نقد و نقادی پیش از هر چیز وابسته به کارکردی بودن انتقادات است. اینکه فرد احساس کند می تواند با نقد وضع موجود گام هر چند کوچکی در تغییر و برون رفت از شرایط کنونی بردارد. به نظر می رسد در ایران گسترش فرهنگ نقادی ارتباط مستقیمی با بهبود وضعیت سیاسی کشور دارد. در دوره هایی که فضا از امید به تغییر سرشار می شود(۸۰-۷۶)، اوضاع بسیار متفاوت از روزگاری است که به نظر می رسد نوعی شرایط تعلیق سیاسی بر کشور حاکم است(۹۶-۹۲)
🖌 گسترش فرهنگ نقادی همچنین نیازمند آموزش و جامعه پذیری مناسب است. اینکه خانواده، مدرسه و جامعه چگونه می توانند در عمل موجبات پرورش نسلی جستجوگر حقیقت و پایبند به ویژگی هایی از جمله خردورزی، مداراجویی و جسارت متفاوت اندیشیدن را در نسل های آتی فراهم آورند. در وضعیت کنونی به نظر می رسد خانواده ها بیشتر درگیر مساله شکاف نسلی، مدرسه درگیر کنکور زدگی و جامعه هم ناامیدانه راهی برای خروج از بحران های عدیده جستجو می کند!
🖌 رونق نقادی اگر چه کاری بلندمدت و نیازمند انباشت تجربیات خردورزانه است ولی زیستن در جامعه ای که با پدیده " تلنبار شدن مسائل حل نشده" مواجه است، به طور جدی می تواند انگیزه های انتقادی برای اصلاح را کاهش دهد. در اینجاست که " نقد کردن" به "نق زدن" تبدیل و در جامعه فراگیر می شود! ناامیدی از زمانه به یک پز روشنفکرانه بدل شده و تلاش بلند مدت برای اصلاح برخی رویه ها نشانه بلاهت تلقی می شود!
🔹 نکته پایانی: در جامعه کوتاه مدت و پیش بینی ناپذیری چون ایران دشوار است که دیگران را به صبوری ورزیدن برای نقد و نقادی فراخواند. می دانیم که آرامش و امنیت خاطر برای شهروندان و نخبگان فراهم نیست و ناامیدی از تغییر معنادار اوضاع بیش از همیشه خود را نمایان ساخته است. اما نقد کردن، امیدآفرین نیز هست. هیچ معجزه ای در انتظار نیست. حتی با یک نقد کوتاه هم می شود در زمره بهبود خواهان درآمد...
#نقد
#فرهنگ_نقادی
@solati_mehran
@solati_mehran
✍ مهران صولتی
🔹 اپیزود اول: یکی از اساتید گرامی دانشگاه را می شناسم که از هر تلاشی برای گسترش فرهنگ نقد چشم نمی پوشد. آخرین فایل های سخنرانی اش را در تلگرام به اشتراک می گذارد و از همکارانش مصرانه می خواهد که او را نقد کنند. به نظر می رسد کم کم دارد ناامید می شود!
🔹 اپیزود دوم: یک تشکل سیاسی - صنفی قرار است که با یکی از مسئولین مربوطه جلسه ای داشته و درباره مشکلات سازمان مربوطه گفتگو کنند. طی فراخوانی از اعضای خود می خواهند که انتقادات یا پیشنهادات خود را ارائه نمایند. استقبال از فراخوان به غایت اندک بود!
برای کمرنگ بودن نقد و نقادی در ایران می توان دلایل زیر را ذکر کرد:
🖌 رونق نقد و نقادی پیش از هر چیز وابسته به کارکردی بودن انتقادات است. اینکه فرد احساس کند می تواند با نقد وضع موجود گام هر چند کوچکی در تغییر و برون رفت از شرایط کنونی بردارد. به نظر می رسد در ایران گسترش فرهنگ نقادی ارتباط مستقیمی با بهبود وضعیت سیاسی کشور دارد. در دوره هایی که فضا از امید به تغییر سرشار می شود(۸۰-۷۶)، اوضاع بسیار متفاوت از روزگاری است که به نظر می رسد نوعی شرایط تعلیق سیاسی بر کشور حاکم است(۹۶-۹۲)
🖌 گسترش فرهنگ نقادی همچنین نیازمند آموزش و جامعه پذیری مناسب است. اینکه خانواده، مدرسه و جامعه چگونه می توانند در عمل موجبات پرورش نسلی جستجوگر حقیقت و پایبند به ویژگی هایی از جمله خردورزی، مداراجویی و جسارت متفاوت اندیشیدن را در نسل های آتی فراهم آورند. در وضعیت کنونی به نظر می رسد خانواده ها بیشتر درگیر مساله شکاف نسلی، مدرسه درگیر کنکور زدگی و جامعه هم ناامیدانه راهی برای خروج از بحران های عدیده جستجو می کند!
🖌 رونق نقادی اگر چه کاری بلندمدت و نیازمند انباشت تجربیات خردورزانه است ولی زیستن در جامعه ای که با پدیده " تلنبار شدن مسائل حل نشده" مواجه است، به طور جدی می تواند انگیزه های انتقادی برای اصلاح را کاهش دهد. در اینجاست که " نقد کردن" به "نق زدن" تبدیل و در جامعه فراگیر می شود! ناامیدی از زمانه به یک پز روشنفکرانه بدل شده و تلاش بلند مدت برای اصلاح برخی رویه ها نشانه بلاهت تلقی می شود!
🔹 نکته پایانی: در جامعه کوتاه مدت و پیش بینی ناپذیری چون ایران دشوار است که دیگران را به صبوری ورزیدن برای نقد و نقادی فراخواند. می دانیم که آرامش و امنیت خاطر برای شهروندان و نخبگان فراهم نیست و ناامیدی از تغییر معنادار اوضاع بیش از همیشه خود را نمایان ساخته است. اما نقد کردن، امیدآفرین نیز هست. هیچ معجزه ای در انتظار نیست. حتی با یک نقد کوتاه هم می شود در زمره بهبود خواهان درآمد...
#نقد
#فرهنگ_نقادی
@solati_mehran
Forwarded from Deleted Account
زبان یک سیستم قراردادی منظم از آواها یا نشانههایکلامی یا نوشتاری بوده که توسط انسانهای متعلق به یک گروه اجتماعی یا فرهنگی خاص برای نمایش و فهمارتباطات و اندیشهها به کار برده میشود.] دانش مطالعه و بررسی زبان زبانشناسی نامیده میشود.
Forwarded from Deleted Account
کارکرد اصلی زبان ایجاد ارتباط یعنی انتقال اطلاعات از شخصی به شخص دیگر است. هر سیستم ارتباطی منحصربفردی یک زبان نامیده میشود. اینکه دو سیستم باید چه مقدار با هم تفاوت داشته باشند تا زبانهای متفاوتی محسوب شوند را نمیتوان به طور دقیق بیان کرد. اما به طور کلی اگر زبان دو نفر برای یکدیگر قابل فهم نباشد دو زبان متفاوت محسوب میشود.
Forwarded from Deleted Account
وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمين ــــ و از آيات او آفرينش آسمانها و زمين، و تفاوت زبانها و رنگهاى شماست؛ در اين نشانههايى است براى عالمان » (الروم:22)
حضرت آدم (ع) در بهشت به زبان عربی سخن می گفت ؛ که چون به زمین آمد زبانش نیز تنزّل یافت و سریانی شد. از آن به بعد به مرور تغییراتی به حسب مناطق مختلف در زبان ایجاد شد و کم کم گویشهای مختلف زبان سریانی پدید آمدند ؛ و این گویشها چنان از هم دور شدند که عملاً هر کدام زبان جداگانه ای تقلی گشتند.
حضرت آدم (ع) در بهشت به زبان عربی سخن می گفت ؛ که چون به زمین آمد زبانش نیز تنزّل یافت و سریانی شد. از آن به بعد به مرور تغییراتی به حسب مناطق مختلف در زبان ایجاد شد و کم کم گویشهای مختلف زبان سریانی پدید آمدند ؛ و این گویشها چنان از هم دور شدند که عملاً هر کدام زبان جداگانه ای تقلی گشتند.
Forwarded from Deleted Account
زبانها عمدتاً در یک سیر طبیعی و در اثر دور شدن مردم از یکدیگر و پیدایش اقوام گوناگون پدید آمده اند
Forwarded from Deleted Account
با اینکه زبانها در گذر زمان شکل می گیرند و عوامل بیرونی در پدید آمدن آنها نقش دارند امّا خود همین تغییر زبانها در گذر زمان یک روند شگفت انگیزی است که زبانشناسان را به حیرت می اندازد. لذا اهل تفکّر اگر در حقیقت این امر و کثرت زبانها به تفکّر پردازند تصدیق خواهند نمود که مدبّری دانا از پشت صحنه این روند پیدایش زبانها را تدبیر می کند.
همچنین تفکر در جامعه ما را به این حقیقت می رساند که خداوند می خواهد بشر را از همه جهت به کثرت بکشاند تا آنها دنبال جهت وحدت بین خود بگردند ؛ و جهت وحدتی نخواهند یافت مگر در فطرت انسانی
همچنین تفکر در جامعه ما را به این حقیقت می رساند که خداوند می خواهد بشر را از همه جهت به کثرت بکشاند تا آنها دنبال جهت وحدت بین خود بگردند ؛ و جهت وحدتی نخواهند یافت مگر در فطرت انسانی
Forwarded from Hosein
از دوستان عضو گروه دعوت میکنم که به این سخنرانی گوش کنند و اگر آماده بودند طی یک جلسه در مورد موضوع بحث که همان سخن یاوه است و تحلیل مفهومی آن و اثرات شیوع آن در جامعه بحث بکنیم.
به نظر می رسد نکته مهمی است در آسیب شناسی جامعه ما نیز، گرچه این کتاب ابتدائا در مورد جامعه امریکایی نوشته شده است ولی موضوعیتش در جامعه ما نیز به خوبی ملموس است.
به نظر می رسد نکته مهمی است در آسیب شناسی جامعه ما نیز، گرچه این کتاب ابتدائا در مورد جامعه امریکایی نوشته شده است ولی موضوعیتش در جامعه ما نیز به خوبی ملموس است.
Forwarded from Existentialist (A.nazeri)
ادای احترام سربازان حاضر در جنگ جهانی اول به 8 میلیون اسبی که در این جنگ کشته شدند!!
@existentialistt
@existentialistt
Existentialist
ادای احترام سربازان حاضر در جنگ جهانی اول به 8 میلیون اسبی که در این جنگ کشته شدند!! @existentialistt
🔐🔐🔐🔐🔐🔐🔐🔐🔐
تاملی کوتاه
🔐🔐🔐🔐🔐🔐🔐
چه عکس زیبایی!!!
مگر نه؟
و چه توضیح زیباتر و احترام و شکوه برانگیزی!!
اطمینان زیادی دارم که با من همعقیده خواهید بود و با نویسنده ی این سطور
اما
عاملی باعث می شود که با تردید بسیار و با دستی لرزان این عکس با این توضیح را با دوستانم به اشتراک بگذارم.
گمان می کنم که حدس می زنید چرا.
و شاید ناگفته با من همرای باشید.
اگر می خواستم خود عکس را بدون تفسیر زیرین آن و به عنوان یک اثر هنری،با دوستانم به اشتراک بگذارم کاری اسانتر داشتم. به عنوان کاری که با طراحی هنرمندانه شخص یا اشخاصی با ذوق و خوش سلیقه و با زحمت و همکاری عده زیادی از ارتشیان یک کشور که از عکس نمی توان_ یا لااقل بنده نمی توانم_ تشخیص داد که دقیقا متعلق به ارتش کدامین کشور هستند
اما وقتی مطلب زیرش به آن اضافه می شود ممکن است در مقابل سوالاتی قرار بگیرم که جوابش را نمی دانم یا از جوابش مطمئن نیستم.
سوالاتی از قبیل:
⭐️از کجا می دانی که تعداد اسبهایی که در جنگ جهانی اول کشته شده اند 8میلیون بوده است؟
-⭐️ از کجا فهمیدی یا مطمئن شدی که این عکس از اتفاقی گرفته شده است که بعد از جنگ جهانی اول و به آن دلیلی که نوشته شده است گرفته شده است؟
منبع خبر کیست یا کدامین کتاب یا نشریه است؟
-⭐️از کجا به موثق بودن خبر پی بردی؟
⭐️از کجا بفهمیم که این طراحی و مراسم مربوط به حادثه یا بزرگداشت امری دیگر نیست؟
⭐️از کجا مطمئن شویم که تحریفی در تفسیر این عکس رخ نداده است؟
⭐️و............
اینها و سوالاتی از این دست ، مربوط می شود به اموری که در پی مستند بودن یک خبر یا گزارش است و در جهت فهمیدن درست یا نادرست بودن مضمون
چیزی که متاسفانه اکثرا در مطالبی که ما با دوستان خود یا با دیگران به طور کلی به اشتراک می گذاریم نادیده گرفته می شود .
چیزی که بر اثر تکرار بیش از حد و تقریبا عمومی خطا، خطا بودن آن به کلی نادیده گرفته می شود و الا در موارد معدودی که مضمون خبر مساله ای باشد که خلاف عقیده ی ما بوده یا ناخوشایندما باشد، مورد تردی قرار نمی گیرد
گویی می توان هرچیزی را که مخالف نظر ما نباشد را می توان بدون پرسش از منبع آن قبول کرد یا جزو مقبولات حسابش کرد و به راحتی از کنار عیب بزرگش عبور کرد.
ایا با این کار، اگر این حس در ما ایجاد نشود که به شعور ما بی حرمتی می شود ، چیزی در ما کم نیست؟
کسی که از ما چنین توقعی دارد که بی پرسش از منبع یا موثق بودن منبع مطلبش را بپذیریم یکی از پیشفرضهایش بلاهت ما نیست؟🤔😢🤔😢😩
تاملی کوتاه
🔐🔐🔐🔐🔐🔐🔐
چه عکس زیبایی!!!
مگر نه؟
و چه توضیح زیباتر و احترام و شکوه برانگیزی!!
اطمینان زیادی دارم که با من همعقیده خواهید بود و با نویسنده ی این سطور
اما
عاملی باعث می شود که با تردید بسیار و با دستی لرزان این عکس با این توضیح را با دوستانم به اشتراک بگذارم.
گمان می کنم که حدس می زنید چرا.
و شاید ناگفته با من همرای باشید.
اگر می خواستم خود عکس را بدون تفسیر زیرین آن و به عنوان یک اثر هنری،با دوستانم به اشتراک بگذارم کاری اسانتر داشتم. به عنوان کاری که با طراحی هنرمندانه شخص یا اشخاصی با ذوق و خوش سلیقه و با زحمت و همکاری عده زیادی از ارتشیان یک کشور که از عکس نمی توان_ یا لااقل بنده نمی توانم_ تشخیص داد که دقیقا متعلق به ارتش کدامین کشور هستند
اما وقتی مطلب زیرش به آن اضافه می شود ممکن است در مقابل سوالاتی قرار بگیرم که جوابش را نمی دانم یا از جوابش مطمئن نیستم.
سوالاتی از قبیل:
⭐️از کجا می دانی که تعداد اسبهایی که در جنگ جهانی اول کشته شده اند 8میلیون بوده است؟
-⭐️ از کجا فهمیدی یا مطمئن شدی که این عکس از اتفاقی گرفته شده است که بعد از جنگ جهانی اول و به آن دلیلی که نوشته شده است گرفته شده است؟
منبع خبر کیست یا کدامین کتاب یا نشریه است؟
-⭐️از کجا به موثق بودن خبر پی بردی؟
⭐️از کجا بفهمیم که این طراحی و مراسم مربوط به حادثه یا بزرگداشت امری دیگر نیست؟
⭐️از کجا مطمئن شویم که تحریفی در تفسیر این عکس رخ نداده است؟
⭐️و............
اینها و سوالاتی از این دست ، مربوط می شود به اموری که در پی مستند بودن یک خبر یا گزارش است و در جهت فهمیدن درست یا نادرست بودن مضمون
چیزی که متاسفانه اکثرا در مطالبی که ما با دوستان خود یا با دیگران به طور کلی به اشتراک می گذاریم نادیده گرفته می شود .
چیزی که بر اثر تکرار بیش از حد و تقریبا عمومی خطا، خطا بودن آن به کلی نادیده گرفته می شود و الا در موارد معدودی که مضمون خبر مساله ای باشد که خلاف عقیده ی ما بوده یا ناخوشایندما باشد، مورد تردی قرار نمی گیرد
گویی می توان هرچیزی را که مخالف نظر ما نباشد را می توان بدون پرسش از منبع آن قبول کرد یا جزو مقبولات حسابش کرد و به راحتی از کنار عیب بزرگش عبور کرد.
ایا با این کار، اگر این حس در ما ایجاد نشود که به شعور ما بی حرمتی می شود ، چیزی در ما کم نیست؟
کسی که از ما چنین توقعی دارد که بی پرسش از منبع یا موثق بودن منبع مطلبش را بپذیریم یکی از پیشفرضهایش بلاهت ما نیست؟🤔😢🤔😢😩