خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
494 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
Forwarded from مهران صولتی
🔹 چرا " نقد کردن" در جامعه ایران بسیار کمرنگ است؟

@solati_mehran

مهران صولتی

🔹 اپیزود اول: یکی از اساتید گرامی دانشگاه را می شناسم که از هر تلاشی برای گسترش فرهنگ نقد چشم نمی پوشد. آخرین فایل های سخنرانی اش را در تلگرام به اشتراک می گذارد و از همکارانش مصرانه می خواهد که او را نقد کنند. به نظر می رسد کم کم دارد ناامید می شود!

🔹 اپیزود دوم: یک تشکل سیاسی - صنفی قرار است که با یکی از مسئولین مربوطه جلسه ای داشته و درباره مشکلات سازمان مربوطه گفتگو کنند. طی فراخوانی از اعضای خود می خواهند که انتقادات یا پیشنهادات خود را ارائه نمایند. استقبال از فراخوان به غایت اندک بود!

برای کمرنگ بودن نقد و نقادی در ایران می توان دلایل زیر را ذکر کرد:

🖌 رونق نقد و نقادی پیش از هر چیز وابسته به کارکردی بودن انتقادات است. اینکه فرد احساس کند می تواند با نقد وضع موجود گام هر چند کوچکی در تغییر و برون رفت از شرایط کنونی بردارد. به نظر می رسد در ایران گسترش فرهنگ نقادی ارتباط مستقیمی با بهبود وضعیت سیاسی کشور دارد. در دوره هایی که فضا از امید به تغییر سرشار می شود(۸۰-۷۶)، اوضاع بسیار متفاوت از روزگاری است که به نظر می رسد نوعی شرایط تعلیق سیاسی بر کشور حاکم است(۹۶-۹۲)

🖌 گسترش فرهنگ نقادی همچنین نیازمند آموزش و جامعه پذیری مناسب است. اینکه خانواده، مدرسه و جامعه چگونه می توانند در عمل موجبات پرورش نسلی جستجوگر حقیقت و پایبند به ویژگی هایی از جمله خردورزی، مداراجویی و جسارت متفاوت اندیشیدن را در نسل های آتی فراهم آورند. در وضعیت کنونی به نظر می رسد خانواده ها بیشتر درگیر مساله شکاف نسلی، مدرسه درگیر کنکور زدگی و جامعه هم ناامیدانه راهی برای خروج از بحران های عدیده جستجو می کند!

🖌 رونق نقادی اگر چه کاری بلندمدت و نیازمند انباشت تجربیات خردورزانه است ولی زیستن در جامعه ای که با پدیده " تلنبار شدن مسائل حل نشده" مواجه است، به طور جدی می تواند انگیزه های انتقادی برای اصلاح را کاهش دهد. در اینجاست که " نقد کردن" به "نق زدن" تبدیل و در جامعه فراگیر می شود! ناامیدی از زمانه به یک پز روشنفکرانه بدل شده و تلاش بلند مدت برای اصلاح برخی رویه ها نشانه بلاهت تلقی می شود!

🔹 نکته پایانی: در جامعه کوتاه مدت و پیش بینی ناپذیری چون ایران دشوار است که دیگران را به صبوری ورزیدن برای نقد و نقادی فراخواند. می دانیم که آرامش و امنیت خاطر برای شهروندان و نخبگان فراهم نیست و ناامیدی از تغییر معنادار اوضاع بیش از همیشه خود را نمایان ساخته است. اما نقد کردن، امیدآفرین نیز هست. هیچ معجزه ای در انتظار نیست. حتی با یک نقد کوتاه هم می شود در زمره بهبود خواهان درآمد...

#نقد
#فرهنگ_نقادی

@solati_mehran
Forwarded from Deleted Account
زبان یک سیستم قراردادی منظم از آواها یا نشانه‌هایکلامی یا نوشتاری بوده که توسط انسانهای متعلق به یک گروه اجتماعی یا فرهنگی خاص برای نمایش و فهمارتباطات و اندیشه‌ها به کار برده می‌شود.] دانش مطالعه و بررسی زبان زبان‌شناسی نامیده می‌شود.
Forwarded from Deleted Account
کارکرد اصلی زبان ایجاد ارتباط یعنی انتقال اطلاعات از شخصی به شخص دیگر است. هر سیستم ارتباطی منحصربفردی یک زبان نامیده می‌شود. اینکه دو سیستم باید چه مقدار با هم تفاوت داشته باشند تا زبان‌های متفاوتی محسوب شوند را نمی‌توان به طور دقیق بیان کرد. اما به طور کلی اگر زبان دو نفر برای یکدیگر قابل فهم نباشد دو زبان متفاوت محسوب می‌شود.
Forwarded from Deleted Account
وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمين‏ ــــ و از آيات او آفرينش آسمانها و زمين، و تفاوت زبانها و رنگهاى شماست؛ در اين نشانه‏هايى است براى عالمان » (الروم:22)
حضرت آدم (ع) در بهشت به زبان عربی سخن می گفت ؛ که چون به زمین آمد زبانش نیز تنزّل یافت و سریانی شد. از آن به بعد به مرور تغییراتی به حسب مناطق مختلف در زبان ایجاد شد و کم کم گویشهای مختلف زبان سریانی پدید آمدند ؛ و این گویشها چنان از هم دور شدند که عملاً هر کدام زبان جداگانه ای تقلی گشتند.
Forwarded from Deleted Account
زبانها عمدتاً در یک سیر طبیعی و در اثر دور شدن مردم از یکدیگر و پیدایش اقوام گوناگون پدید آمده اند
Forwarded from Deleted Account
با اینکه زبانها در گذر زمان شکل می گیرند و عوامل بیرونی در پدید آمدن آنها نقش دارند امّا خود همین تغییر زبانها در گذر زمان یک روند شگفت انگیزی است که زبانشناسان را به حیرت می اندازد. لذا اهل تفکّر اگر در حقیقت این امر و کثرت زبانها به تفکّر پردازند تصدیق خواهند نمود که مدبّری دانا از پشت صحنه این روند پیدایش زبانها را تدبیر می کند.
همچنین تفکر در جامعه ما را به این حقیقت می رساند که خداوند می خواهد بشر را از همه جهت به کثرت بکشاند تا آنها دنبال جهت وحدت بین خود بگردند ؛ و جهت وحدتی نخواهند یافت مگر در فطرت انسانی
Forwarded from Hosein
از دوستان عضو گروه دعوت میکنم که به این سخنرانی گوش کنند و اگر آماده بودند طی یک جلسه در مورد موضوع بحث که همان سخن یاوه است و تحلیل مفهومی آن و اثرات شیوع آن در جامعه بحث بکنیم.
به نظر می رسد نکته مهمی است در آسیب شناسی جامعه ما نیز، گرچه این کتاب ابتدائا در مورد جامعه امریکایی نوشته شده است ولی موضوعیتش در جامعه ما نیز به خوبی ملموس است.
Forwarded from Reza
Forwarded from Existentialist (A.nazeri)
ادای احترام سربازان حاضر در جنگ جهانی اول به 8 میلیون اسبی که در این جنگ کشته شدند!!

@existentialistt
Existentialist
ادای احترام سربازان حاضر در جنگ جهانی اول به 8 میلیون اسبی که در این جنگ کشته شدند!! @existentialistt
🔐🔐🔐🔐🔐🔐🔐🔐🔐


تاملی کوتاه


🔐🔐🔐🔐🔐🔐🔐


چه عکس زیبایی!!!
مگر نه؟

و چه توضیح زیباتر و احترام و شکوه برانگیزی!!

اطمینان زیادی دارم که با من همعقیده خواهید بود و با نویسنده ی این سطور

اما
عاملی باعث می شود که با تردید بسیار و با دستی لرزان این عکس با این توضیح را با دوستانم به اشتراک بگذارم.

گمان می کنم که حدس می زنید چرا.
و شاید ناگفته با من همرای باشید.


اگر می خواستم خود عکس را بدون تفسیر زیرین آن و به عنوان یک اثر هنری،با دوستانم به اشتراک بگذارم کاری اسانتر داشتم. به عنوان کاری که با طراحی هنرمندانه شخص یا اشخاصی با ذوق و خوش سلیقه و با زحمت و همکاری عده زیادی از ارتشیان یک کشور که از عکس نمی توان_ یا لااقل بنده نمی توانم_ تشخیص داد که دقیقا متعلق به ارتش کدامین کشور هستند

اما وقتی مطلب زیرش به آن اضافه می شود ممکن است در مقابل سوالاتی قرار بگیرم که جوابش را نمی دانم یا از جوابش مطمئن نیستم.

سوالاتی از قبیل:

⭐️از کجا می دانی که تعداد اسبهایی که در جنگ جهانی اول کشته شده اند 8میلیون بوده است؟
-⭐️ از کجا فهمیدی یا مطمئن شدی که این عکس از اتفاقی گرفته شده است که بعد از جنگ جهانی اول و به آن دلیلی که نوشته شده است گرفته شده است؟
منبع خبر کیست یا کدامین کتاب یا نشریه است؟
-⭐️از کجا به موثق بودن خبر پی بردی؟
⭐️از کجا بفهمیم که این طراحی و مراسم مربوط به حادثه یا بزرگداشت امری دیگر نیست؟
⭐️از کجا مطمئن شویم که تحریفی در تفسیر این عکس رخ نداده است؟
⭐️و............

اینها و سوالاتی از این دست ، مربوط می شود به اموری که در پی مستند بودن یک خبر یا گزارش است و در جهت فهمیدن درست یا نادرست بودن مضمون

چیزی که متاسفانه اکثرا در مطالبی که ما با دوستان خود یا با دیگران به طور کلی به اشتراک می گذاریم نادیده گرفته می شود .
چیزی که بر اثر تکرار بیش از حد و تقریبا عمومی خطا، خطا بودن آن به کلی نادیده گرفته می شود و الا در موارد معدودی که مضمون خبر مساله ای باشد که خلاف عقیده ی ما بوده یا ناخوشایندما باشد، مورد تردی قرار نمی گیرد
گویی می توان هرچیزی را که مخالف نظر ما نباشد را می توان بدون پرسش از منبع آن قبول کرد یا جزو مقبولات حسابش کرد و به راحتی از کنار عیب بزرگش عبور کرد.

ایا با این کار، اگر این حس در ما ایجاد نشود که به شعور ما بی حرمتی می شود ، چیزی در ما کم نیست؟
کسی که از ما چنین توقعی دارد که بی پرسش از منبع یا موثق بودن منبع مطلبش را بپذیریم یکی از پیشفرضهایش بلاهت ما نیست؟🤔😢🤔😢😩
املای درست بول شیت به اینگونه است و فردی که عوان سخنرانی اقای بهبهانی را به انگلیسی نوشته در املای آن دچار خطا شده است.
📚 @mylibraries
سخت ترین کار دنیا 
اینه که بخوای
با کسی بحث کنی
که از اول به خودش قول داده:
هیچی نفهمه...!

#مارک_تواین
Forwarded from فلسفه برای زندگی (Sun Messenger)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کانال_خرد_سنجشگر
#دانشKnowledge_اطلاعاتinformation
#م_ناجی


امروزه بین دو مفهوم دانش(knowledge) و اطلاعات ( information) تمایز قایل می شوند.
کسی می داند که چه فرقی بین این دو مفهوم می تواند باشد؟

پاسخ اول:

دانش اطلاعات تخصصی در یک زمینه اس اما اطلاعات داده های پردازش شده اند

==============
پاسخ دوم:

ﺩﺍﺩﻩ ‏( Data ‏) : ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﻭ ﺣﺮﻭﻑ ﻭ ﻋﻼﺋﻢ ﻭ
ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﯼ ﺩﺭ ﺭﺍﯾﺎﻧﻪ ﻭﺍﺭﺩ
ﻣﯿﮕﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﭘﺮﺩﺍﺯﺵ ﻓﺎﻗﺪ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺴﺘﻨﺪ . ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﯼ
ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺻﻔﺮ ﻭ ﯾﮏ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ
ﻧﻤﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﭘﺮﺩﺍﺯﺵ ﻓﺎﻗﺪ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ‏( Information ‏) : ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﮔﻔﺘﻪﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻃﯽ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﺵ ﻣﯿﮕﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﻣﯿﮕﺮﺩﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺸﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺑﺮ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﻨﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﭘﺮﺩﺍﺯﺵ ﺷﺪﻩ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺩﺍﻧﺶ‏ (knowledge) : ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩٔ
ﺟﻬﺎﻥ ﻃﺒﯿﻌﺖ، ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﺗﻮﺿﯿﺤﺎﺕ ﻭ ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽﻫﺎﯼ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﺷﺪﻧﯽ
_______________________________
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
پاسخ بنده:

با سلام

از پاسخهایتان ممنونم.

اما توصیه ام به دوستان گرامی این است که برای فهم دقیق مفاهیم همیشه به خاستگاه آنها و نحوه ی تولد و پیدایش آنها در عرصه فرهنگ بشری توجه نمایند.

همانگونه که مستحضرید مفهوم دانش که در زبان فنی و ترمینولوژی فلسفی فارسی به معرفت مشهورتر است عنوانی است که از بیست و پنج قرن پیش برای انسان شناخته شده است و به حالتی خاص در ذهن و روان انسان اطلاق می شود که به واسطه ی آن گویی بخشی از موارد مورد توجه انسانی زیر نور قرار گرفته و نوعی وضوح و روشنایی بر آن تابیده می شود که ما به آن شناخت، برطرف شدن جهل و ظهور و بروز چیزی بر انسان اطلاق می کنیم. معرفت و دانش
یعنی عنوانی برای تحقق چیزی است در وجود انسان و تنها در رابطه با شناسنده معنی می یابد. یعنی محل تحقق و موطن صدق آن انسان و به طور دقیقتر ذهن و روان انسان است و بدون وجود او و یا با قطع نظر از او معرفت و دانش نیز منتفی شده و بی مصداق خواهد بود.
اما مستحضرید که خصوصا بعد از ظهور کامپیوتر و رایانه ها در زندگی انسان و حتی قبل از آن ( البته به صورت محدودتری) کتابها و نوشته ها و مجلات حاوی یک سری نوشته هایی بودند و هستند که درست است که در مواجهه با انسانها و شخص خواننده ی آنهاست که فواید آنها مشخص و بالفعل می شود اما مسلما در ذات خود چیزی هستند که مواجهه با آنها و غیر آنها نتایجش متفاوت می شود.
یعنی بین کاغذ سفید با کاغذی که در آن چیزی نوشته شده است یک تفاوت ذاتی وجود دارد همان تفاوتی که بین نوشته ی یک بی سواد که به طور شانسی حروف را در کنار هم می چیند با نوشته ی یک دانشمند که از کلمات و حروف برای بیان یک مساله ی تحقیق شده از کلمات بهره می برد.
به طوری که کوچکترین تغییر در مضمون آنها معنایی کاملا متفاوت بل متضادی را می تواند به فردی که با آنها مواجه می شود منتقل کند.
و طبیعتا چون وجود آنها در خارج از ذهن و روان انسانهاست دیگر عنوان معرفت و دانش بر آنها اطلاق نمی شود و باید با واژه یا ترم یا اصطلاح دیگری مورد اشاره قرار گیرند.
به نظر می رسد در ترمینولوژی جدید و خصوصا بعد از پیدایش رایانه ها از واژه های داده و اطلاعات از آنها نامبرده می شود.


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
چرا تلگرام را بی اجازه ما بستید؟

چرا برای بستن تلگرام کسی از ما اجازه نگرفت؟ ما با نوشتن زندگی می کنیم.

فیلتر کردن تلگرام یعنی در مقابل اخبار یکی دو کانال خبر ساز یا شایعه ساز، این همه نویسنده مستقل و کانون اثرگذار مردمی را به هیچ بگیریم. یعنی اثر فعالیت این همه دوست، سودش به نظام، از تبلیغات سیاسی دشمن کمتر است. بیان دیگری از این اقدام این است که فیلترکنندگان خود افرادی اهل مطالعه نیستند و فرهنگ را در مویرگهای جامعه رصد نمی کنند. از دور چشمشان فقط به تبلیغات دشمن است و از قوای درونی فرهنگ و ظرفیت های درونی مقاومت و حتی حمله نرم آن بی خبر اند. از دید ایشان، بود و نبود این همه محتویات فکری و کار و بار پر رونق آنها علی السویه است. مهم نیست و جدیتی ندارد. مهم فقط و فقط دشمن است. ما از دید ایشان، نه قبل از توطئه و نه بعد از آن، هیچ سهمی در ساخت، ترمیم و مدیریت فرهنگ نداریم.

افسران نرم، فعلا، لای جرز دیوار، فعلا مجال فیلترینگ توسط افسران سخت است.

خدا را شکر که استقامت و صبوری ما در برابر بی تدبیری و ولنگاری فرهنگی مسئولان فرهنگ ناشناس، در سالهای گذشته، روز به روز بیشتر شده و دیگر به این سادگی از میدان به در نمی رویم.

فرهنگ بر شانه های خسته و اراده های #آتش_به_اختیار ماست.
در تصمیمات خطیر، قدری با ما مشورت کنید

حامد صفایی پور
خرد سنجشگر
چرا تلگرام را بی اجازه ما بستید؟ چرا برای بستن تلگرام کسی از ما اجازه نگرفت؟ ما با نوشتن زندگی می کنیم. فیلتر کردن تلگرام یعنی در مقابل اخبار یکی دو کانال خبر ساز یا شایعه ساز، این همه نویسنده مستقل و کانون اثرگذار مردمی را به هیچ بگیریم. یعنی اثر فعالیت…
این یک سوال ساده نیست.

اگر سوالی ساده بود با تحریم تلگرام به ذهن اکثر استفاده کنندگان از آن خطور می کرد.
مراد از اینکه سوالی ساده نیست یعنی سوالی است که پیشفرضهایی پشت سر آن نهان است که هنوز برای اکثریت افراد جامعه مدنی ایران جا نیفتاده است.
حتی نه تنها برای آحاد مردم بلکه حتی با فرهنگ قانونی یا هنجارهای پذیرفته شده از سوی حاکمان هم هنوز فاصله ها دارد.
نگاهی که این سوال را مطرح میکند این پیشفرض را دارد که اگر دولت بر پلتفرمی صحه نهاد و آن را موجه و قانونی شناخت با این کار خود حقوقی را بر علیه خود و به نفع کاربران آن پلتفرمی پذیرفته است که به این سادگی حق ندارد از کنار آنها سبکسرانه و غیرمسوولانه بگذرد و نسبت به منافع اعضای جامعه مدنی بی تفاوت بماند.
و حتی اگر ضرورتهایی در شرایط خاص ایجاب می کرد که دست به اقداماتی بزند محدود کردن کابران و اعضای جامعه مئنی آخرین تمهیداتی از این دست باید باشد و نه ابتدایی ترین اقدامات
و حتی بر فرض ، هیچ راه حلی جز محدود کردن کاربران نداشت باید مسوولیت عواقب ناشی از این اقدام را بپذیرد و اگر غرامتی متوجه مردم بود آنها را مسوولانه بپذیرد و متقبل شود و جبران کند.
Forwarded from ...
آرزو فیلمبردار:
خداوند روح رجب علی خیاط رارحمت کند چه خوب گفته:





بند ۴ و ۷ قابل تامل است . داره سرمان میاد.
Forwarded from Hosein
دیگر شاید خود تبدیل به نوعی مرض شده باشد یا آنگونه دیده شود.
به همه چیز به دید نقادانه می نگرم و سعی میکنم رابطه ی بین مدعا و دلیل را ارزیابی کنم.

با دیدن این پست سوالی در ذهنم فی الفور می جهد:

آیا صدق جزئی یک مدعا، کلیتش را ثابت میکند؟

یعنی اگر کسی مدعی ارتباطی بین دو پدیده شد با ظهور اولین نمونه از صدق آن، درستی مدعا به کلی ثابت می شود؟

مثلا در مورد این پست:

اگر ما بر فرض ملاحظه کردیم که ظلمی از طرف حکومتی سر می زند و از سوی دیگر ملاحظه ی خشکسالی می کنیم این تقارن یا حتی تعاقب دلیل درستی این گزاره خواهد بود که اگر حکومتی ظلم کند خشکسالی پدید می آید؟

اگر چنین رابطه ای درست است پس چرا در مورد ظلم حکومت و ظهور بیماری ایدز یا پیشرفت تکنولولوژی رسانه چنین ادعایی درست نباشد؟
#آقای_سرگشته
#بخش_بیست_و_هفت
#کانال_خرد_سنجشگر
#آگاهی_منشاء_عمل_است_آیا
#م_ناجی




☘️☘️☘️آگاهی منشاء عمل است ایا؟؟؟☘️☘️☘️



سرگشته دیگر خود را به آب زده بود.
نمی توان به کلمه ی آب بسنده کرد زیرا آب هم به آب حوض اطلاق می شود و هم به امواج سرکش اقیانوسهای وحشی
آنهم بی گدار به آب زدن
راستی می دونین گدار چیست و بی گدار به اب زدن به چه معناست؟
شاید در طول زندگی برای شما هم اتفاق افتاده باشد که بخواهید از رودخانه ای کوچک یا کم عمق عبور کنید.
ابتدا چشم روی سطح رودخانه می لغزد تا عریضترین بخش در آن حوالی را بیابد. چون به تجربه دریافته است که هرچه رودخانه عریضتر شود احتمال کم عمق شدنش بیشتر می شود.
سپس چشم در آنجا دنبال قلوه سنگ ها یا تکه های بزرگ سنگ که بر روی آب ظاهرند می گردد. چون می داند که احتمالا بتواند از آنها به عنوان جاپا بهره برد و در عبور بی خطر از رودخانه کمک بگیرد.
گاهی نقاطی از رودخانه به شکلی چیده شده اند که گویی برای گذر از رودخانه طراحی شده اند و از همین رو به تدریج به عنوان معبری برای گذر از رودخانه شناخته می شوند و مردم اهالی می دانند که برای گذر از رودخانه می توانند از آن مسیر و معبر بهره گیرند که به آن معبر گدار گفته میشد که من حدس می زنم همان است که در گذر زمان امروزه ما آن واژه را به شکل گذار به کار می گیریم.
گاهی شرایط به گونه ای است که انسان فرصت ندارد به دنبال گذار بگردد، یا حالش اقتضا نمی کند یا هیچ گذاری نمی شناسد اما باید عبور کند، در این وقتهاست که انسان بی گذار به آب می زند و تمام ریسکها و خطرهای بی گدار به آب زدن را می پذیرد
و گشتن دنبال گوهر معرفت چنین اقتضایی دارد . راه افتادن در اقیانوسی است که هیچ چشم اندازی نیست و از هرسمتی که بروی جز وحشت ترا نمی فزاید
از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت
البته او خود را در این راه بسی تنها حس می کرد.
کسی در اطرافش مثل او نمی اندیشید. آنچه سکه رایج سخن بود حرف اضافه کار و گرانی روزافزون و مشگلات مالی و مدلهای تازه به تازه ماشینهای لوکس و آخرین مدل موبایل و عکسهای شلخته و و حرفهای چند من یه غاز که روحش را می خراشید و گاهی او را از آمدن به این دنیا پشیمانش می کرد و خود را سوسکی تصور می کرد در گوشه ی یک آشپزخانه ی ویران که از شدت کثافت او را نشئه می کرد و از وسعت روزی دست به دعا و نیایش!
در آن لحظه ها بود که ادعاهای متکبرانه و نخوت آمیز و رقت برانگیز برخی گویندگان و نویسندگان که این بشر متعفن را اشرف مخلوقات اعلام می کننند و زینت حیات زمین و دردانه ی عالم.
موجودی که بر خلاف دیگر ساکنان زمین حتی به همنوعان خود نیز رحم نمیکند.
حتی گرگها هم چنین بی رحم و شقی نیستند و هرگز بر همنوع خود زخم نمی زنند و نه کفتارها و نه لاشخورها
در این میان سوالی بزرگ در اعماق ذهنش سوسو می زد:
این موجود زبان دان سخنگو که خود را متفکر می خواند و اگر لایه های درونی ذهنش را پیمایش کنی درخواهی یافت که به نظر خودش موجودی است که بر اساس فکر و آگاهی عمل میکند ، واقعا برچه مبنایی عمل می کند؟
در یک پیمایش سریع در صندوقچه ی آگاهی خودمان می توانیم به بسیاری از دانسته ها و آگاهی ها دست یابیم که هرکدام در ذات خود این توان را دارند که منشا رفتاری خاص در انسان باشند اما واقعیت این است که در یک موقعیت خاص ، تنها برخی آنها منشاء عمل می شوند و بسیاری از آنها عملا قدرت تاثیرگذاری بر عمل انسان را ندارند.
مثلا در لحظه ای که انسان با درگیر کردن خود با کاری، فرصت را از خود میگیرد که به موقع سرقراری برسد، او از ناشایست بودن خلف وعده خبر دارد و حتی به آن باور دارد اما در آن لحظه ، آن آگاهی خاص قدرت تاثیر در عمل را ندارد و یک آگاهی دیگر و یک باور دیگر و یک انگیزش دیگر عامل رفتار اوست.
سوالش این بود:
کدام آگاهی های انسان می توانند منشاء عمل واقع شوند ؟
یک آگاهی یا یک باور باید چه مشخصه یا مشخصاتی داشته باشد که بتواند منشاء عمل انسان قرار گیرد


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from ف2016/10/02ف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روستایی در شمال ترکیه که با لغت و زبان سوت باهم ارتباط برقرار میکنن .زیبایی روستا و زیباتر از آن نحوه ارتباط از راه دور بین افراد رو مشاهده کنید واقعا عالیه
🆔 @Riiiiiich