۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
توي شلوغي خيابون دستمو محكم تر گرفت، سرشو آورد پايين نزديک گوشم گفت: به اندازه‌ي همه‌ي آدمايي كه الان اينجان دوست دارم، سرمو چرخوندم دور تا دورمون پُر از آدم بود، لبخند زدم، دستشو محكم‌تر گرفتم.
كل مسير من يه لبخند روي صورتم بود و باهم حرف مي‌زديم، نزديک خونه ازش خداحافظي كردم.
آخرهاي شب، گوشيمو از زير بالشت در آوردم رفتم توي صفحه‌ي چت‌مون صداش كردم، گفت: جانم؟
گفتم: بيشتر آدما شب‌ها ميرن خونشون، اون خيابونه كه ظهر توش بوديم الان حتما خلوته خلوته، اگه يه روزي شب اومد سراغمون اگه "دوست دارم‌ها" داشتن ميرفتن خونه‌هاشون، دستمو محكم بگير، تا هر وقت كه شد، يه كارتن خوابم هميشه حتي شب‌ها توي خيابون دلمون بمونه بسه، فقط كافيه تا صبح بشه دست همو ول نكنيم، شبت بخير...

#مرآجان
درد بی درمان شنیدی؟
حال من یعنی همین!
بی تو بودن، درد دارد!
می زند من را زمین
می زند بی تو مرا،
این خاطراتت روز و شب
درد پیگیر من است،
صعب العلاج یعنی همین!

#فریدون_مشیری
بسی گفتند: دل از عشق برگیر
که نیرنگ است و افسون است و جادوست

ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است
اما نوشداروست ...

#فریدون_مشیری
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
میبینی چقدر بَدَم؟
@Deep_Mo
بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود
میدانی، خیلی از چیزها برای ندانستن هستند و همینکه دانسته باشییشان دیگر تمام میشوند، و تمام لذت مطلوبشان در همین گیجی ندانسته بودنشان خلاصه شده است، و شاید ظریف‌تر از آن باشند که بشود به زمختی آدم بودنمان درکش کرده باشیم، که تنها میشود از آن بی‌دلیل لذت برد و همین، که به قول سهراب، کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم.
‏مرا تو راحت ِ جانی و تو را من نگران..
گناه کیست که من با توام و توبا دگران؟

#فاضل نظری
‏دیده ازبهر تو خونبارشد ای مردم چشم ؛
مردمی کن مشو ازدیده خونبار جدا
گاهی دوستت دارم
و گاهی دوست ترت میانگین
را که بگیری
برایت
جان میدهم..‌..

#امید_آذر
خواب دیدم ما را بُریدند
و به کارخانه‌ چوب بُری بردند
آنکه عاشق بود، پنجره شد
آنکه بی رحم بود، چوبه‌ی دار،
از من اما دری ساختند برای گذشتن...
تام: عاشق سامر شدم.
عاشق لبخندشم.
عاشق موهاشم.
عاشق زانوهاشم.
عاشق اون خال گردنش هستم که شبیه قلبه.
عاشق جمع کردن لبش هستم که بعضی اوقات قبل از حرف زدن انجام میده.
عاشق صدای خنده شم.
عاشق طرز نگاه کردنش توی خوابم.

500 Days of Summer (2009)
[You're just too good to be true]