تو درخت نیستی که، انسانی! اگر مکانی به مذاقت خوش نیومد، حرکت کن و جابه جا شو. اگر حرفی یا شخصی حوصله ات رو سر برد، حرکت کن و جابه جا شو. گاهی آدم ها فکر می کنند باید توی اون کوره بمونند و همین سرنوشتشونه، نه جانم تو درخت نیستی.
در دنیایی دیگر، دایره ها و نواهای موسیقی، خطوط خالص و دقیقشان را حفظ می کنند.
تهوع، ص ۲۴۰- ژان پل سارتر- ترجمه ی امیر جلال الدین اعلم- چاپ یازدهم- نشر نیلوفر
تهوع، ص ۲۴۰- ژان پل سارتر- ترجمه ی امیر جلال الدین اعلم- چاپ یازدهم- نشر نیلوفر
گفت، آدم ها باید قلق خودشون رو بلد باشن، لوکیشن نقطه ی عطف انگیزشون رو بدونند و یک دل خوشی داشته باشن، دل خوشیِ تو چیه؟
گفتم، مگه توی دنیا قراره خوش بگذره؟
گفتم، مگه توی دنیا قراره خوش بگذره؟
چه زمانی از این رنجِ بی پایانِ آشنا، رهایی خواهم یافت؟
با مرگ کدام یک از شما، از ارتعاش و سختی این زمینِ نحس، کاسته می شود؟
با مرگ کدام یک از شما، از ارتعاش و سختی این زمینِ نحس، کاسته می شود؟