به محض اینکه کوچیک ترین حس تراست ایشوزی بهم بدن، دیگه هیچوقت هیچوقت نمیتونم دوباره بهشون اعتماد کنم، حتی اگر اون اولین و آخرین بار بوده باشه
نه رغبتی به زندگی دارم و نه شوقی برای هر چه غیر از آن است. هر چه خوش آید پیش آید پیش میروم. نه اینکه هدف نداشته باشم، نه اینکه برنامه ای برای اهدافم نچیده باشم، نه. همهی اینها را دارم و سعیم را میکنم تا بهشان برسم اما انگار هیچ چیز شگفت زدهام نمیکند. نه خوشحالم و نه غمگین. نه افسردهام و نه پر انرژی، فقط هستم و یا به قول دکارت "من فکر می کنم، پس هستم." بودنم را از روی همین فکر کردن تشخیص میدهم. همه چیز تکراری شده و لذت سابق را ندارد، حتی غم.
روزها انقدر کدر و دلگیر شدن که دارم شک میکنم یکی یه سطل رنگ برداشته و همه جارو خاکستری کرده
Raindrops.
Video
به احمقانه ترین شکل ممکن دلتنگ کسی هستم که هیچ خیابانی را با او قدم نزدهام اما او در تمام خاطرات من راه میرود.
Forwarded from I'll DIE YOUNG 🪱
واقعاً دلم آدمِ امن میخواد. واقعی. حمایتگر. قابل اعتماد. صمیمی. که آره من کنارتم. با هم درستش میکنیم. باهم میرسیم. باهم پیشرفت میکنیم. اگه بخوام گریه کنم توی بغلش باشه. اگه بخوام بخندم کنار هم باشیم. باهم رفیق باشیم. اگه هرچی شد پشت هم باشیم. موندگار،همیشگی.
Vodka was easier to swallow, smoke was easier to inhale than to admit the fact that I needed help