گفت‌آب؛ دیالوگ‌های محیط زیستی درباره آب – Telegram
گفت‌آب؛ دیالوگ‌های محیط زیستی درباره آب
804 subscribers
55 photos
168 videos
41 files
117 links
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آبانگان ۳۴۳-۳
چه بلایی سر آب انتقالی از کارون می‌آید؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا باید هر دروغی درباره آب ژرف را باور کرد؟ چرا سند و مدرک نمی‌خواهید؟
👍2
https://www.abanganiran.org/single-post/testimonies-of-irans-silenced-waters

شهادت‌نامه‌های آب‌های خاموش‌شده‌ی ایران‌زمین

نیک‌آهنگ کوثر


می‌گویند زمین فراموش می‌کند. این یاوه را باور نکنید، چرا که اکنون، پس از دهه‌ها سکوت، آنچه از رودها، دریاچه‌ها و تالاب‌های ایران باقی مانده، چنان گرد و خاکی راه انداخته که هیچکس نمی‌تواند نشنیده و نادیده‌اش بگیرد.

من زاینده‌رود بودم، زنده‌رود.


و امروز، خشکه‌رو‌دی‌ام در هیبت شبح.

شیخ بهایی برای نجاتم برخاست، تا طومار عدالت نگاشته شود،

تا میراثم به ناحق تقسیم نگردد.

و امروز، تنها ردی کم‌رنگ از من در اعماق زمین مانده،

همان‌هم رو به خاموشی است.

صدایم را نمی‌شنوند، و طومارم را در سکوت در هم پیچیده‌اند.

ماده‌پرستان، مادی‌هایم را خشکاندند.

سی‌وسه‌پل، بی‌من، تنها جاده‌ای‌ست از سنگ و خاطره.

از کارون آبی آوردند که پاینده بمانم، اما به فنا رفتم.


من گاوخونی‌ام. روزگاری تالاب بودم، اینک بیابان.


نَفَس بیابان بودم. گرد و غبار را در آغوش می‌گرفتم، گرما را مهار می‌کردم،

پناهگاه جنبندگانِ تشنه‌ی صحرا بودم.

اما سیاست‌های کور و دزدان آب، زاینده‌رود را خفه کردند، و تیرآهنِ پروژه‌های توسعه، در قلب من فرود آمد.

اکنون بادهایی که از تنِ خشکیده‌ام عبور می‌کنند،

با خود سم و هلاکت و فلاکت به جان شهرها می‌پاشند.

من بهای فراموشی عقل‌ام.

من بهای خیانتی‌ام که نامش را «پیشرفت و توسعه» گذاشتند.


من کبودانم، آن‌که روزگاری دریاچه‌ی ارومیه خوانده می‌شد.


چشمِ فیروزه‌ای ایران بودم، و اینک چشمی کور.

چشمِ شورِ دولت سازندگی، جز شوربختی به ارمغان نیاورد.

قربانیان این شوربختی، میلیون‌ها زیستمندِ خاموش‌اند.

سدسازان، چاه‌کنان، و راه‌زنان و آب‌دزدان، مرا به تاراج بردند، برای چه؟ برای یک دلار بیشتر؟

اکنون با آبی دزدیده از زاب کوچک می‌خواهند جانم دهند،اما به چه قیمتی؟

سیاست‌های دزدانِ آب و نیرو، قرارگاه خاتم، مهاب‌قدس و شرکای‌شان،

پرندگان مهاجر را راندند، و مردمان اطراف را در آستانه کوچ گذاشتند.

مهاجرت، دیگر نه انتخاب، که اجبار است.


من رود کُر بودم.


بر نقشه‌ها هنوز آبی‌ام، اما در حقیقت، خشکیده‌، خاموش، و بی‌جانم.

روزی داریوش کبیر بر من نگریست و در زلالم، آینده‌ای برای ایران دید.

امروز اما، تنها در سکوت و ناامیدی، نظاره‌گر فروپاشی خویشم.

چاه‌های بی‌اجازه و سدهای به‌ظاهر مجاز، خونم را مکیدند،

و مرودشت، با من، جان باخت.

نباید قربانیِ عطش برنج‌کاری می‌شدم،

اما شالی‌زارهای کامفیروز و کربال، عزیزتر شدند از من،

و از هزاران پرنده‌ای که زندگی‌شان به جریان من بسته بود.



من بختگان بودم.


دریاچه‌ای بودم که به تالاب بدل شد، و تالابی که بخت از آن برگشت،

و سرانجام، به بیابان سپرده شد.

اکنون گورستانی‌ام از نمک.

بر من گرد مرگ پاشیدند، و گناه را به گردن خشکسالی انداختند.

اما من با اقلیم نمُردم، این سیاست بود که مرا کُشت.

و اینک، جازموریان، پریشان، و کم‌جان، بی‌جان شده‌اند و کسی نیست که شهادت‌نامه‌شان را به دست قاضیان و ستانندگان داد برساند.

هیچ‌کس نیست؟
واقعاً هیچ‌کس نیست؟

هیچ‌کس نیست که صدای مرگِ آرامِ مرا در این سرزمین بشنود؟
💔3😢1🕊1
Forwarded from Dr. AliBeitollahi (Ali Beitollahi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تقاضایی کارشناسی، دوستانه، صمیمانه و عاجزانه از همه و بویژه ساکنین تهران:
در مصرف آب صرفه جویی کنیم.🙏⚘️
t.me/Dr_AliBeitollahi
👍2😢1
*از چاه تا چاله: رقابت جهانی در مسابقات فرونشست… از ایران مرکزی تا دره‌ی مرکزی کالیفرنیا*

https://www.abanganiran.org/single-post/you-cant-pump-forever

نیک آهنگ کوثر

در حاشیه‌‌ای داغ و خاک‌گرفته‌ی شهر اصفهان، صدای خفه‌ی موتور پمپ غیرمجاز، مثل نفس‌های آخر یک بیمار روی دستگاه تنفسی بخش آی‌سی‌یوی بیمارستان، در محله‌ای می‌پیچید که معلوم نبود تعداد ساکنانش بیشتر است یا ترک‌های ناشی از فرونشست!

شهر تاریخی اصفهان، حالا دارد در خودش فرو می‌ریزد. نه از شرم، نه از عشق، بلکه از اعتیادی قدیمی به آب‌های زیرزمینی و نشست بیش از حد زمین.

وسط این روزگار ویران و داغ، آب پمپاژ شده شالیزار کوچکی را سیراب می‌کرد. چه منظره‌ای عجیبی، یک سبزی تند فسفری میان منطقه‌ای به شدت خشکیده.

قدیم‌ها که زاینده‌رود هنوز سر پا بود، با اعتماد به نفس از طریق مادی‌ها به باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی شهر آب می‌رساند. اما حالا که رودخانه به خط تیره‌ای روی نقشه تبدیل شده، صدای پمپ‌های دیزلی مثل خُرخُر آخرِ یک تمدن در گوش شهر می‌پیچد.

سامان، دبیر زمین‌شناسی که دوستانش به طنز «سامی» صدایش می‌زدند سراغ کشاورزی رفت که بالای سر شالیزار بود. سامی می‌خواست با صبر و تحمل مفهوم «فرونشست» را به جمال توضیح بدهد: «جمال جان! وسط شهر هم برنج می‌کارن؟ اون هم با آب زیرزمینی؟ اون چاه باید وقتی شلوار لوله‌تفنگی مد بود بسته می‌شد! زمین زیر پامون داره فرو می‌ریزه، تو هنوز فکر می‌کنی سنه ۵۲ئه! چیزی به اسم فرونشست شنیدی برادر من؟»

جمال، با بیلی در دست و قیافه‌ای حق به‌جانب که انگار وسط تعطیلاتش مزاحم شده‌اند، فقط لبخند زد... لبخندی که مخصوص آدم‌هایی ا‌ست که با خیال راحت، تا قیامت می‌خواهند تا آخرین قطره آبخوان را هزینه آبیاری ‌کنند.

جمال گفت: «آی معلم! خیال کردی فقط ما تو اصفهون برنج می‌کاریم؟ نه جونِ دل، همه جا همین‌جوراس! اون ور دنیا تو کالیفرنیا هم واسه خودشون کارخونه‌ی خشکوندن آب راه انداختن. تازه اونا که تکنولوژی هم دارن!»

پسر جمال، مهدی، با موبایلی در دست و مغزی پر از نقشه‌های ماهواره‌ای، از ناکجا سبز شد و گفت: «بابا راست میگه! من خودم تو ناسا دیدم، با چشای خودم! این کورکورانا سالی ۳۰-۴۰ سانت می‌رن پایین، حالا شما بگو ما بدیم؟ والا با این ماهواره‌هاشون فقط دارن نگاه می‌کنن، کاری نمی‌کنن!»

سامی با ژستی که مخصوص معلم‌هایی ا‌ست که یک بار دیگر هم باید به بچه‌ها یاد بدهند زمین گرد است، عینکش را تنظیم کرد و گفت: «فرقش اینه که اونا قانون دارن! سال ۲۰۱۴ یه چیزی تصویب کردن به اسم SGMA—قانون مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی. هر حوضه باید تا ۲۰۴۰ پایدار بشه. کشاورزا باید ثبت کنن چقدر پمپاژ می‌کنن، سازمان‌ها باید برنامه بدن، و وقتی بارون میاد، اگه بیاد، باید بره تو سفره‌ی آب زیرزمینی، نه که ول شه بره به فنا. سیستمش کامل نیست، ولی حداقل اداش رو در میارن.»

میزان کلی فرونشست در دره سن‌واکین کالیفرنیا بین ۷ مه ۲۰۱۵ تا ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶، بر اساس داده‌های پردازش‌شده در آزمایشگاه پیشرانه جت ناسا (JPL)- آژانس فضایی اروپا / ناسا - JPL / C

میزان کلی فرونشست در دره سن‌واکین کالیفرنیا بین ۷ مه ۲۰۱۵ تا ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶، بر اساس داده‌های پردازش‌شده در آزمایشگاه پیشرانه جت ناسا (JPL)- آژانس فضایی اروپا / ناسا - JPL / C
جمال، همون پوزخند معروفش رو زد، پوزخندی که معمولاً ده ثانیه قبل از یک فاجعه‌ روی صورتش ظاهر می‌شه:«هه! خیال کردی ما از اونا عقب‌تریم؟ ما خودمون قبل از اون چشم‌سبزای فرنگی، قانون داشتیم آقاجون! همون دهه‌ی هشتاد، وزارت نیرو یه طرحی آورد به اسم تعادل‌بخشی. هی شعار داد: باید برداشت کم شه، سفره‌ی آب تثبیت شه، کشاورزا بیان وسط، الگوی کشت هم عوض شه... همه‌ش حرفای قشنگ، عمل؟ هیچی!»

حالا نوبت مهدی بود: «هیچی دیگه، همایش گرفتن، گزارش چاپ کردن، بنر زدن که آره “مدیریت بحران”! ولی موتور پمپ همه چاه‌های غیرمجاز همین‌جوری روشن موند، عین همین چاه خودمون آقا معلم! برنج هم که کاشتیم، خوب هم کاشتیم، به این سبزی و خوش‌رنگی! بگو ماشاالله!»

سامی صدایش در اومد: «پس ناظرا چی شدن؟»

جمال گفت: «خودِ همونا، فامیلاشون زمین داشتن آقا! برنج و یونجه می‌کاشتن که نگو! خب کی جرأت داشت چیزی بگه وقتی زاینده‌رود خودش رفت زیر زمین؟»
1👍1
سامی آهی کشید، گرد و خاک صورتش رو پاک کرد، انگار می‌خواست خودش رو از واقعیت موجود پاک کنه. گفت :«امان از قانون بی‌خاصیت... تا وقتی بهش باور نداشته باشی، فقط لکه مرکبه روی کاغذ. ما تو ایران دیگه به ته خط رسیدیم. شاید توی دره‌ی مرکزی کالیفرنیا هنوز یه امیدی داشته باشه. ولی چه بر سر زمین میاد؟ زمین با قانون کاری نداره. وقتی فرو بریزه، دیگه نمی‌تونه آب ذخیره کنه. نمی‌تونی چیزی رو ذخیره کنی که زمین نتونه نگهش داره. و این کاری که شماها می‌کنید، یک چک بی‌محل میشه که نسل بعد نمی‌تونه پاسش کنه—چونکه دیگه قطره‌ای تو حساب نمی‌مونه!»

بعد هم، با صدایی به خشکی خاک زیر پایش گفت: «واقعیت اینه که وقتی زمین شروع به فرو ریختن کنه، نه قانون، نه شعار، نه کنفرانس، نه دادگاه، نه حتی یارانه‌ی کود شیمیایی نمی‌تونه دوباره برش گردونه سر جاش.»

ـــــــ
اصل داستان به زبان انگلیسی
https://nikkowsar.substack.com/p/you-cant-pump-forever
👍6
یادداشت جدید نیک آهنگ کوثر درباره وضعیت نگران کننده آب ایران.
Forwarded from BBCPersian
🖋نیک آهنگ کوثر، تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست

🔻هر سال با نزدیک شدن به فصل گرما، کمبود آب در ایران بیش از پیش چهره واقعی خود را نشان می‌دهد. کاهش شدید منابع آب زیرزمینی، فرونشست زمین در دشت‌های کلیدی، کاهش جریان رودخانه‌ها، و شور شدن آب‌های آشامیدنی در برخی استان‌ها، همگی حکایت از تابستانی دشوار دارند.

تیتر روزنامه‌ها و سایت‌های خبری هم این روزها همه از نگرانی‌های عمده در این زمینه حکایت دارند: «گذر از تنش‌آبی به شرایط بحرانی»؛ معاون وزیر نیرو: «سال آبی بسیار سختی پیش رو داریم»؛ «در پیش بودن قطعی ۱۰ ساعته آب آشامیدنی برای برخی مناطق سمنان»؛‌ «آخرین وضعیت سدهای تهران: فقط ۱۸ درصد آب دارند»؛ «کم آبی سدها تأمین برق را دشوار کرده است».

کارشناسان برآورد می‌کنند منابع آب زیرزمینی ایران که سال ۱۳۹۴ حدود ۱۳۰ میلیارد متر مکعب تخمین زده شده بود بشدت کاهش یافته است.

بیشتر بخوانید:
https://bbc.in/434h25L
📸Getty Images /Tasnim/Isna/Mehr
@BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسعود پزشکیان، رئیس ‌جمهوری ایران، می‌گوید در شرایط کم‌آبی کشور، صادرات محصولات آب‌بر مانند سیب‌زمینی و هندوانه، به‌ معنای خروج منابع آبی ارزشمند از کشور است. او خواستار تدوین الگوی کشت متناسب با اقلیم و منابع آبی ایران شد. گفتگو با نیک آهنگ کوثر، تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست:
👍1
۱- اگر نگاه این بود که محصولاتی که کم آب می‌برند و درآمد بالا دارند را صادر و محصولاتی که تولیدشان منابع آب ما را نابود می‌کند وارد کنند، اسم حکومت جمهوری اسلامی نبود.
شعور بالا در #تجارت_در_خدمت_آب است.


۲- اگر مثلا در آذربایجان غربی، تولید انگور دیم و شراب توسعه پیدا می‌کرد و به‌جایش با آبی که سهم دریاچه ارومیه است چغندر تولید نمی‌کردند، وضع شمال غربی ایران بسیار بهتر بود.
اگر روی تولید داروهای گیاهی بیشتر سرمایه‌گذاری می‌شد که آب کمتری می‌برند، وضع بهتر نبود؟

۳- کشوری مثل ایران که با تبخیر شدید، خشکسالی و نشست زمین روبرو است، نباید با لجاجت به تولید و صادرات همه‌چیز اصرار کند.

وقتی محصولی را ارزان‌تر و با آب کمتر می‌توان وارد کرد، این یعنی نجات آب، نه خیانت به کشاورز.

۴- واردات هدفمند گندم، برنج، یونجه یا سویا
از کشورهای پرآب یعنی #واردات_مجازی_آب
صادرات زعفران دیم یا گیاهان دارویی یعنی
بیشترین درآمد با کمترین مصرف آب.
از خودتان بپرسید:
در ۱۰ سال آینده،
می‌خواهیم آب داشته باشیم یا
پسته، سیب، پرتقال، هندوانه و گوجه صادر کنیم؟

۵- آیا می‌دانید که "در سال ۱۴۰۳، ۹۰٪ از وزن و ۷۷٪ از ارزش صادرات محصولات کشاورزی و غذایی ایران به ۱۵ کشور همسایه اختصاص یافته است؟"

آیا می‌دانید صادرات محصولات کشاورزی ایران در ۱۴۰۳ نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۳۵ درصد افزایش یافته؟

این منطق صادرات، خدمت است یا خیانت یا خباثت؟
👍9