سامی آهی کشید، گرد و خاک صورتش رو پاک کرد، انگار میخواست خودش رو از واقعیت موجود پاک کنه. گفت :«امان از قانون بیخاصیت... تا وقتی بهش باور نداشته باشی، فقط لکه مرکبه روی کاغذ. ما تو ایران دیگه به ته خط رسیدیم. شاید توی درهی مرکزی کالیفرنیا هنوز یه امیدی داشته باشه. ولی چه بر سر زمین میاد؟ زمین با قانون کاری نداره. وقتی فرو بریزه، دیگه نمیتونه آب ذخیره کنه. نمیتونی چیزی رو ذخیره کنی که زمین نتونه نگهش داره. و این کاری که شماها میکنید، یک چک بیمحل میشه که نسل بعد نمیتونه پاسش کنه—چونکه دیگه قطرهای تو حساب نمیمونه!»
بعد هم، با صدایی به خشکی خاک زیر پایش گفت: «واقعیت اینه که وقتی زمین شروع به فرو ریختن کنه، نه قانون، نه شعار، نه کنفرانس، نه دادگاه، نه حتی یارانهی کود شیمیایی نمیتونه دوباره برش گردونه سر جاش.»
ـــــــ
اصل داستان به زبان انگلیسی
https://nikkowsar.substack.com/p/you-cant-pump-forever
بعد هم، با صدایی به خشکی خاک زیر پایش گفت: «واقعیت اینه که وقتی زمین شروع به فرو ریختن کنه، نه قانون، نه شعار، نه کنفرانس، نه دادگاه، نه حتی یارانهی کود شیمیایی نمیتونه دوباره برش گردونه سر جاش.»
ـــــــ
اصل داستان به زبان انگلیسی
https://nikkowsar.substack.com/p/you-cant-pump-forever
abangan
از چاه تا چاله: رقابت جهانی در مسابقات فرونشست… از ایران مرکزی تا درهی مرکزی کالیفرنیا
نیک آهنگ کوثردر حاشیهای داغ و خاکگرفتهی شهر اصفهان، صدای خفهی موتور پمپ غیرمجاز، مثل نفسهای آخر یک بیمار روی دستگاه تنفسی بخش آیسییوی بیمارستان، در محلهای میپیچید که معلوم نبود تعداد ساکنانش بیشتر است یا ترکهای ناشی از فرونشست!
شهر تاریخی اصفهان،…
شهر تاریخی اصفهان،…
👍6
یادداشت جدید نیک آهنگ کوثر درباره وضعیت نگران کننده آب ایران.
Forwarded from BBCPersian
🖋نیک آهنگ کوثر، تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست
🔻هر سال با نزدیک شدن به فصل گرما، کمبود آب در ایران بیش از پیش چهره واقعی خود را نشان میدهد. کاهش شدید منابع آب زیرزمینی، فرونشست زمین در دشتهای کلیدی، کاهش جریان رودخانهها، و شور شدن آبهای آشامیدنی در برخی استانها، همگی حکایت از تابستانی دشوار دارند.
تیتر روزنامهها و سایتهای خبری هم این روزها همه از نگرانیهای عمده در این زمینه حکایت دارند: «گذر از تنشآبی به شرایط بحرانی»؛ معاون وزیر نیرو: «سال آبی بسیار سختی پیش رو داریم»؛ «در پیش بودن قطعی ۱۰ ساعته آب آشامیدنی برای برخی مناطق سمنان»؛ «آخرین وضعیت سدهای تهران: فقط ۱۸ درصد آب دارند»؛ «کم آبی سدها تأمین برق را دشوار کرده است».
کارشناسان برآورد میکنند منابع آب زیرزمینی ایران که سال ۱۳۹۴ حدود ۱۳۰ میلیارد متر مکعب تخمین زده شده بود بشدت کاهش یافته است.
بیشتر بخوانید:
https://bbc.in/434h25L
📸Getty Images /Tasnim/Isna/Mehr
@BBCPersian
🔻هر سال با نزدیک شدن به فصل گرما، کمبود آب در ایران بیش از پیش چهره واقعی خود را نشان میدهد. کاهش شدید منابع آب زیرزمینی، فرونشست زمین در دشتهای کلیدی، کاهش جریان رودخانهها، و شور شدن آبهای آشامیدنی در برخی استانها، همگی حکایت از تابستانی دشوار دارند.
تیتر روزنامهها و سایتهای خبری هم این روزها همه از نگرانیهای عمده در این زمینه حکایت دارند: «گذر از تنشآبی به شرایط بحرانی»؛ معاون وزیر نیرو: «سال آبی بسیار سختی پیش رو داریم»؛ «در پیش بودن قطعی ۱۰ ساعته آب آشامیدنی برای برخی مناطق سمنان»؛ «آخرین وضعیت سدهای تهران: فقط ۱۸ درصد آب دارند»؛ «کم آبی سدها تأمین برق را دشوار کرده است».
کارشناسان برآورد میکنند منابع آب زیرزمینی ایران که سال ۱۳۹۴ حدود ۱۳۰ میلیارد متر مکعب تخمین زده شده بود بشدت کاهش یافته است.
بیشتر بخوانید:
https://bbc.in/434h25L
📸Getty Images /Tasnim/Isna/Mehr
@BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران، میگوید در شرایط کمآبی کشور، صادرات محصولات آببر مانند سیبزمینی و هندوانه، به معنای خروج منابع آبی ارزشمند از کشور است. او خواستار تدوین الگوی کشت متناسب با اقلیم و منابع آبی ایران شد. گفتگو با نیک آهنگ کوثر، تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست:
👍1
۱- اگر نگاه این بود که محصولاتی که کم آب میبرند و درآمد بالا دارند را صادر و محصولاتی که تولیدشان منابع آب ما را نابود میکند وارد کنند، اسم حکومت جمهوری اسلامی نبود.
شعور بالا در #تجارت_در_خدمت_آب است.
۲- اگر مثلا در آذربایجان غربی، تولید انگور دیم و شراب توسعه پیدا میکرد و بهجایش با آبی که سهم دریاچه ارومیه است چغندر تولید نمیکردند، وضع شمال غربی ایران بسیار بهتر بود.
اگر روی تولید داروهای گیاهی بیشتر سرمایهگذاری میشد که آب کمتری میبرند، وضع بهتر نبود؟
۳- کشوری مثل ایران که با تبخیر شدید، خشکسالی و نشست زمین روبرو است، نباید با لجاجت به تولید و صادرات همهچیز اصرار کند.
وقتی محصولی را ارزانتر و با آب کمتر میتوان وارد کرد، این یعنی نجات آب، نه خیانت به کشاورز.
۴- واردات هدفمند گندم، برنج، یونجه یا سویا
از کشورهای پرآب یعنی #واردات_مجازی_آب
صادرات زعفران دیم یا گیاهان دارویی یعنی
بیشترین درآمد با کمترین مصرف آب.
از خودتان بپرسید:
در ۱۰ سال آینده،
میخواهیم آب داشته باشیم یا
پسته، سیب، پرتقال، هندوانه و گوجه صادر کنیم؟
۵- آیا میدانید که "در سال ۱۴۰۳، ۹۰٪ از وزن و ۷۷٪ از ارزش صادرات محصولات کشاورزی و غذایی ایران به ۱۵ کشور همسایه اختصاص یافته است؟"
آیا میدانید صادرات محصولات کشاورزی ایران در ۱۴۰۳ نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۳۵ درصد افزایش یافته؟
این منطق صادرات، خدمت است یا خیانت یا خباثت؟
شعور بالا در #تجارت_در_خدمت_آب است.
۲- اگر مثلا در آذربایجان غربی، تولید انگور دیم و شراب توسعه پیدا میکرد و بهجایش با آبی که سهم دریاچه ارومیه است چغندر تولید نمیکردند، وضع شمال غربی ایران بسیار بهتر بود.
اگر روی تولید داروهای گیاهی بیشتر سرمایهگذاری میشد که آب کمتری میبرند، وضع بهتر نبود؟
۳- کشوری مثل ایران که با تبخیر شدید، خشکسالی و نشست زمین روبرو است، نباید با لجاجت به تولید و صادرات همهچیز اصرار کند.
وقتی محصولی را ارزانتر و با آب کمتر میتوان وارد کرد، این یعنی نجات آب، نه خیانت به کشاورز.
۴- واردات هدفمند گندم، برنج، یونجه یا سویا
از کشورهای پرآب یعنی #واردات_مجازی_آب
صادرات زعفران دیم یا گیاهان دارویی یعنی
بیشترین درآمد با کمترین مصرف آب.
از خودتان بپرسید:
در ۱۰ سال آینده،
میخواهیم آب داشته باشیم یا
پسته، سیب، پرتقال، هندوانه و گوجه صادر کنیم؟
۵- آیا میدانید که "در سال ۱۴۰۳، ۹۰٪ از وزن و ۷۷٪ از ارزش صادرات محصولات کشاورزی و غذایی ایران به ۱۵ کشور همسایه اختصاص یافته است؟"
آیا میدانید صادرات محصولات کشاورزی ایران در ۱۴۰۳ نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۳۵ درصد افزایش یافته؟
این منطق صادرات، خدمت است یا خیانت یا خباثت؟
👍9
یادداشت جدید نیک آهنگ کوثر در مورد مافیای آب، که از سوی اندیشکده شورای آتلانتیک منتشر شده است:
https://www.atlanticcouncil.org/blogs/menasource/feeding-the-water-mafia-sanctions-relief-and-irans-water-crisis/
https://www.atlanticcouncil.org/blogs/menasource/feeding-the-water-mafia-sanctions-relief-and-irans-water-crisis/
Atlantic Council
Feeding the ‘water mafia’: Sanctions relief and Iran’s water crisis
Trump comments mark the first time a US president acknowledges a "water mafia": a connected network responsible for ecological catastrophes.
❤6
سیر کردن #مافیای_آب سیری ناپذیر: رفع تحریم و بحران آب
ادامه در زیر همین پست
(ترجمه مقاله نیک آهنگ کوثر در شورای اتلانتیک)
https://atlanticcouncil.org/blogs/menasource/feeding-the-water-mafia-sanctions-relief-and-irans-water-crisis/
با اوجگیری دما و شدت گرفتن بحران آب و برق در ایران، نگاه بسیاری از مقامهای حکومتی دوباره به سوی رفع تحریمها و احتمال توافق با ایالات متحده دوخته شده است. استدلال آنها ساده است: آزادسازی داراییهای بلوکهشده میتواند کمبودها را جبران و کشور را تثبیت کند. اما واقعیت پیچیدهتر از آن است. تجربهی تلخ چهار دهه گذشته نشان داده که بدون اصلاحات عمیق و ساختاری، تزریق پول فقط حکم مسکّن موقتی دارد—و در عمل، سقوط را شتاب میبخشد.
در همین هفته، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، در اظهاراتی کمسابقه، انگشت اتهام را مستقیماً به سوی ساختاری فاسد درون حکومت ایران نشانه رفت. او از شبکهای یاد کرد که بسیاری از ایرانیان سالهاست آن را میشناسند: «مافیای آب». گروهی که به گفتهی ترامپ، «زمینهای حاصلخیز را به بیابان خشک تبدیل کرده، بستر رودخانهها را تهی ساخته و ثروت را از مردم ربوده است.» برای میلیونها ایرانی که از پیامدهای تخریب محیطزیست و کمآبی ناگزیر به مهاجرت داخلی یا خارجی شدهاند، این نخستین بار بود که یک رئیسجمهور آمریکا، با صراحتی کمنظیر، آنچه را فعالان محیط زیست و افشاگران سالهاست فریاد میزنند، به زبان آورد.
مافیای آب: شبکهای در سایه اما قدرتمند
دههها است که از اصطلاح «مافیای آب» در فضای رسانهای و دانشگاهی ایران استفاده میشود. روزنامهنگاران، دانشمندان و کنشگران مدنی از آن برای توصیف شبکهای از مدیران دولتی، پیمانکاران، و شرکتهای مشاور وابسته به نهادهای نظامی و شبهنظامی استفاده میکنند که با اتکا به رانت سیاسی، پروژههای پرهزینه، ناکارآمد و اغلب مخرب را به اجرا میگذارند. این مافیا در تاریکی رشد کرده—پشت درهای بستهی تصمیمگیری، در فرایندهای فاقد شفافیت و تحت عنوان «توسعه» و «امنیت ملی». سدسازیهای بیرویه، انتقالهای بینحوضهای آب، و برداشت بیحساب از سفرههای زیرزمینی، نشانههایی آشکار از این الگوست.
سخنان ترامپ، هرچند تند و مستقیم بود، اما واقعیت تلخ را روشن کرد: بحران آب در ایران صرفاً بحران کمبود نیست؛ بحران چپاول است.
تجربه برجام: دلار آمد، اصلاح نه
بازگشت میلیاردها دلار به ایران پس از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ میتوانست نقطهی آغاز اصلاحات بنیادین در حوزهی آب و محیطزیست باشد. اما آنچه در عمل رخ داد، بازتولید همان چرخهی معیوبی بود که سالهاست به نابودی منابع طبیعی کشور سرعت بخشیده است.
پروژههای پرهزینه و ناکارآمدی که پشت درهای بسته طراحی شده بودند، ناگهان جان تازه گرفتند. سدسازیهای میلیاردی و طرحهای انتقال آب بینحوضهای، بدون توجه به پیامدهای محیط زیستی، یکی پس از دیگری اجرا شدند. تخلیهی بیرویهی سفرههای زیرزمینی شتاب بیشتری گرفت و فرونشست زمین به تهدیدی گسترده در دشتهای مرکزی بدل شد. در این میان، کشاورزی همچنان با الگوی پرمصرف و غیرپایدار ادامه یافت و اولویتهای محیط زیستی، مطابق معمول، به حاشیه رانده شدند.
تزریق پول بدون اصلاح، نسخهی سقوط
در نظام جمهوری اسلامی، این تصور که هر بحرانی را میتوان با پول حل کرد، نهتنها غلط، بلکه خطرناک است. طی چهار دهه گذشته—بهویژه پس از جنگ ایران و عراق—ورود منابع مالی بدون شفافیت، پاسخگویی یا مشارکت عمومی، نهتنها به بهبود شرایط نینجامیده، بلکه خود به عاملی برای فساد گسترده، تشدید تخریب محیط زیستی، و گسترش نارضایتی اجتماعی تبدیل شده است. بودجههایی که باید صرف بازسازی، تابآوری و اصلاح ساختارها میشد، به جیب پیمانکاران وابسته به قدرت رفت—و پروژههایی را تأمین مالی کرد که نه توسعهمحور بودند، نه مردممحور، و نه پایدار.
نهادهای نظارتی و قانونگذاری، از جمله مجلس، سالهاست به نهادهایی نمایشی بدل شدهاند؛ بیشتر در خدمت ظاهرِ پاسخگوییاند تا عملِ نظارت. اعتراضات عمومی، بهویژه در استانهایی که قربانی کمآبیاند، با سرکوب پاسخ داده میشود نه با راهحل. اکنون نیز که احتمال کاهش تحریمها در جریان مذاکرات با آمریکا مطرح است، بازوی اقتصادی سپاه پاسداران—قرارگاه خاتمالانبیاء—در حال آمادهسازی برای گسترش نفوذ خود است. این قرارگاه که سالهاست پروژههای بزرگ عمرانی کشور را در اختیار دارد، آماده است تا با استفاده از شعارهایی چون «توسعه» و «محرومیتزدایی»، امپراتوری خود را وسعت دهد. اما این پروژهها، بدون ملاحظات محیط زیستی و شفافیت لازم، تنها فساد را تعمیق، ناکارآمدی را تثبیت و فروپاشی محیط زیستی را تسریع میکنند.
ادامه در زیر همین پست
(ترجمه مقاله نیک آهنگ کوثر در شورای اتلانتیک)
https://atlanticcouncil.org/blogs/menasource/feeding-the-water-mafia-sanctions-relief-and-irans-water-crisis/
با اوجگیری دما و شدت گرفتن بحران آب و برق در ایران، نگاه بسیاری از مقامهای حکومتی دوباره به سوی رفع تحریمها و احتمال توافق با ایالات متحده دوخته شده است. استدلال آنها ساده است: آزادسازی داراییهای بلوکهشده میتواند کمبودها را جبران و کشور را تثبیت کند. اما واقعیت پیچیدهتر از آن است. تجربهی تلخ چهار دهه گذشته نشان داده که بدون اصلاحات عمیق و ساختاری، تزریق پول فقط حکم مسکّن موقتی دارد—و در عمل، سقوط را شتاب میبخشد.
در همین هفته، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، در اظهاراتی کمسابقه، انگشت اتهام را مستقیماً به سوی ساختاری فاسد درون حکومت ایران نشانه رفت. او از شبکهای یاد کرد که بسیاری از ایرانیان سالهاست آن را میشناسند: «مافیای آب». گروهی که به گفتهی ترامپ، «زمینهای حاصلخیز را به بیابان خشک تبدیل کرده، بستر رودخانهها را تهی ساخته و ثروت را از مردم ربوده است.» برای میلیونها ایرانی که از پیامدهای تخریب محیطزیست و کمآبی ناگزیر به مهاجرت داخلی یا خارجی شدهاند، این نخستین بار بود که یک رئیسجمهور آمریکا، با صراحتی کمنظیر، آنچه را فعالان محیط زیست و افشاگران سالهاست فریاد میزنند، به زبان آورد.
مافیای آب: شبکهای در سایه اما قدرتمند
دههها است که از اصطلاح «مافیای آب» در فضای رسانهای و دانشگاهی ایران استفاده میشود. روزنامهنگاران، دانشمندان و کنشگران مدنی از آن برای توصیف شبکهای از مدیران دولتی، پیمانکاران، و شرکتهای مشاور وابسته به نهادهای نظامی و شبهنظامی استفاده میکنند که با اتکا به رانت سیاسی، پروژههای پرهزینه، ناکارآمد و اغلب مخرب را به اجرا میگذارند. این مافیا در تاریکی رشد کرده—پشت درهای بستهی تصمیمگیری، در فرایندهای فاقد شفافیت و تحت عنوان «توسعه» و «امنیت ملی». سدسازیهای بیرویه، انتقالهای بینحوضهای آب، و برداشت بیحساب از سفرههای زیرزمینی، نشانههایی آشکار از این الگوست.
سخنان ترامپ، هرچند تند و مستقیم بود، اما واقعیت تلخ را روشن کرد: بحران آب در ایران صرفاً بحران کمبود نیست؛ بحران چپاول است.
تجربه برجام: دلار آمد، اصلاح نه
بازگشت میلیاردها دلار به ایران پس از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ میتوانست نقطهی آغاز اصلاحات بنیادین در حوزهی آب و محیطزیست باشد. اما آنچه در عمل رخ داد، بازتولید همان چرخهی معیوبی بود که سالهاست به نابودی منابع طبیعی کشور سرعت بخشیده است.
پروژههای پرهزینه و ناکارآمدی که پشت درهای بسته طراحی شده بودند، ناگهان جان تازه گرفتند. سدسازیهای میلیاردی و طرحهای انتقال آب بینحوضهای، بدون توجه به پیامدهای محیط زیستی، یکی پس از دیگری اجرا شدند. تخلیهی بیرویهی سفرههای زیرزمینی شتاب بیشتری گرفت و فرونشست زمین به تهدیدی گسترده در دشتهای مرکزی بدل شد. در این میان، کشاورزی همچنان با الگوی پرمصرف و غیرپایدار ادامه یافت و اولویتهای محیط زیستی، مطابق معمول، به حاشیه رانده شدند.
تزریق پول بدون اصلاح، نسخهی سقوط
در نظام جمهوری اسلامی، این تصور که هر بحرانی را میتوان با پول حل کرد، نهتنها غلط، بلکه خطرناک است. طی چهار دهه گذشته—بهویژه پس از جنگ ایران و عراق—ورود منابع مالی بدون شفافیت، پاسخگویی یا مشارکت عمومی، نهتنها به بهبود شرایط نینجامیده، بلکه خود به عاملی برای فساد گسترده، تشدید تخریب محیط زیستی، و گسترش نارضایتی اجتماعی تبدیل شده است. بودجههایی که باید صرف بازسازی، تابآوری و اصلاح ساختارها میشد، به جیب پیمانکاران وابسته به قدرت رفت—و پروژههایی را تأمین مالی کرد که نه توسعهمحور بودند، نه مردممحور، و نه پایدار.
نهادهای نظارتی و قانونگذاری، از جمله مجلس، سالهاست به نهادهایی نمایشی بدل شدهاند؛ بیشتر در خدمت ظاهرِ پاسخگوییاند تا عملِ نظارت. اعتراضات عمومی، بهویژه در استانهایی که قربانی کمآبیاند، با سرکوب پاسخ داده میشود نه با راهحل. اکنون نیز که احتمال کاهش تحریمها در جریان مذاکرات با آمریکا مطرح است، بازوی اقتصادی سپاه پاسداران—قرارگاه خاتمالانبیاء—در حال آمادهسازی برای گسترش نفوذ خود است. این قرارگاه که سالهاست پروژههای بزرگ عمرانی کشور را در اختیار دارد، آماده است تا با استفاده از شعارهایی چون «توسعه» و «محرومیتزدایی»، امپراتوری خود را وسعت دهد. اما این پروژهها، بدون ملاحظات محیط زیستی و شفافیت لازم، تنها فساد را تعمیق، ناکارآمدی را تثبیت و فروپاشی محیط زیستی را تسریع میکنند.
Atlantic Council
Feeding the ‘water mafia’: Sanctions relief and Iran’s water crisis
Trump comments mark the first time a US president acknowledges a "water mafia": a connected network responsible for ecological catastrophes.
👍1
حکمرانی آب در ایران، نه توسط نهادهای پاسخگو و شفاف، بلکه توسط «شورای عالی آب» هدایت میشود—نهادی که بهجای سیاستگذاری پایدار، به مهر تأیید منافع نخبگان بدل شده است. این شورا که تحت سلطهی وزارت نیرو قرار دارد، رئیسجمهور یا معاونش را تنها در نقش نمادین میبیند و در عمل، بیشتر یک پوشش قانونی برای منافع مافیای آب است. این شبکهی ریشهدار، متشکل از بوروکراتها، پیمانکاران، شرکتهای مشاور و نهادهای نظامی و شبهنظامی، بهدنبال سود است، نه حفظ منابع.
وزارت جهاد کشاورزی، بهعنوان بزرگترین مصرفکننده آب کشور، در تصمیمگیریهای کلیدی نقش تعیینکننده دارد. جامعهی مدنی، سازمانهای مردمنهاد، و ذینفعان محلی، عملاً از چرخه تصمیمگیری حذف شدهاند. سازمان حفاظت محیطزیست نیز—در بهترین حالت—به نهادی تشریفاتی تقلیل یافته است.
بیشتر پروژههای آبی در سالهای اخیر یا بدون ارزیابی محیطزیستی آغاز شدهاند، یا مجوزهای صوری گرفتهاند—آن هم از شرکتهایی که خود در پروژهها ذینفعاند. در موارد معدودی که دستگاه قضایی محلی تلاش به مداخله کرده، احکام صادره بهراحتی از سوی مقامات وفادار به قدرت سیاسی نقض شدهاند. مدافعان محیطزیست و افشاگرانی که در برابر این روند ایستادهاند، با تهدید، فشار امنیتی و تبعید روبهرو شدهاند.
توسعه یا تخریب در لباس مهندسی
شرکتهای مشاورهای قدرتمند، اغلب با روابط رانتی، طرحهایی را تصویب کردهاند که عملاً اکوسیستمهای کامل را نابود کردهاند: جوامع بالادست آواره شدهاند، جنگلها تخریب شده، میراث فرهنگی آسیب دیده، رودخانهها شور شده، سفرههای آب زیرزمینی تهی شده و فرونشست زمین به معضل ملی بدل شده است.
از تهران تا اصفهان، شهرهایی که زیر وزن بیتدبیری نهادی در حال فرورفتناند، گواه آنند که آنچه به نام «توسعه» عرضه میشود، در واقع جنایت محیط زیستی است که در پوشش زیرساخت فروخته میشود. و اگر تحریمها برداشته شود و سرمایه بدون نظارت وارد سیستم شود، مافیای آب بار دیگر فرصتی طلایی خواهد یافت تا دامنهی نفوذ خود را گسترش دهد و روند فروپاشی محیطزیستی ایران را شتاب بخشد.
سپاه پاسداران؛ پیمانکار اعظم، بازیگر پنهان
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از طریق قرارگاه خاتمالانبیاء، نهتنها به بزرگترین پیمانکار عمرانی کشور بدل شده، بلکه به یکی از ستونهای اصلی «مافیای آب» نیز تبدیل گردیده است. شبکهای که اعضای آن از میان مدیران ارشد وزارت نیرو، مشاوران سیاسی، و غولهای مهندسی و ساختوساز انتخاب شدهاند، زیر چتر حمایتهای نظامی و قضایی، با حاشیه امن کامل فعالیت میکند. در هر پروژه بزرگ سدسازی یا انتقال آب بینحوضهای، یا نام خاتمالانبیاء بهصورت رسمی به میان میآید، یا از طریق زنجیرهای از پیمانکاران فرعی، سود به جیب سپاه سرازیر میشود. تحریمهای بینالمللی، با وجود تأثیرات محدود، مانع از تداوم این چرخه نشدهاند؛ سپاه با استفاده از شرکتهای پوششی، گردش پول و عملیات عمرانی را در پسپرده حفظ کرده است.
رفع احتمالی تحریمها، نهتنها فعالیت این نهاد را متوقف نمیکند، بلکه کنترل آن را بر بودجههای عمرانی دولت گسترش میدهد. از زمان بازطراحی ساختار سپاه در سال ۱۳۶۸ به ابتکار اکبر هاشمی رفسنجانی و تأیید رهبر جمهوری اسلامی، قرارگاه خاتم مسوول اجرای پروژههایی شده که آسیبهای جبرانناپذیری بر پیکر طبیعت ایران وارد کردهاند.
نمونه بارز آن، سدهای کرخه و گتوند هستند که بخشهایی از طبیعت خوزستان را به نابودی کشاندهاند. طرحهای انتقال آب، از جمله پروژه گرمسیری، نهتنها تعادل اکولوژیکی کشور را به هم زدهاند، بلکه با تغییر مسیر رودخانههای مرزی، بذر تنشهای آتی با عراق را کاشتهاند. در دوران اجرای برجام نیز، ورود سرمایههای آزادشده نه به نفع محیطزیست، بلکه به سود ماشین تخریب عمل کرد.
ارزیابی محیط زیستی یا امضای صوری؟
در اغلب کشورهای جهان، اجرای پروژههای زیرساختی بزرگ منوط به انجام ارزیابی دقیق محیط زیستی است. اما در ایران، این فرآیند به فرمی تشریفاتی و گاه حتی مزاحم بدل شده است. شرکتهایی که خود در اجرای پروژهها ذینفعاند، مسوول تهیه گزارشهای ارزیابی هستند—گزارشهایی که عملاً نقش مهر تأیید برای پروژههای پرخطر را ایفا میکنند. در بسیاری از موارد، پروژهها حتی بدون ارزیابی آغاز میشوند. تنها پس از بالا گرفتن اعتراض عمومی یا فشار رسانهای، مسوولان دستپاچه به سراغ تهیه گزارشهای دیرهنگام میروند—در حالی که خسارت، پیشاپیش وارد شده است. فاجعهی سد گتوند گواهی گویاست: ورود لایههای نمکی به مخزن سد، بحرانی مزمن و ساخت دست بشر را پدید آورده که هنوز ادامه دارد.
وزارت جهاد کشاورزی، بهعنوان بزرگترین مصرفکننده آب کشور، در تصمیمگیریهای کلیدی نقش تعیینکننده دارد. جامعهی مدنی، سازمانهای مردمنهاد، و ذینفعان محلی، عملاً از چرخه تصمیمگیری حذف شدهاند. سازمان حفاظت محیطزیست نیز—در بهترین حالت—به نهادی تشریفاتی تقلیل یافته است.
بیشتر پروژههای آبی در سالهای اخیر یا بدون ارزیابی محیطزیستی آغاز شدهاند، یا مجوزهای صوری گرفتهاند—آن هم از شرکتهایی که خود در پروژهها ذینفعاند. در موارد معدودی که دستگاه قضایی محلی تلاش به مداخله کرده، احکام صادره بهراحتی از سوی مقامات وفادار به قدرت سیاسی نقض شدهاند. مدافعان محیطزیست و افشاگرانی که در برابر این روند ایستادهاند، با تهدید، فشار امنیتی و تبعید روبهرو شدهاند.
توسعه یا تخریب در لباس مهندسی
شرکتهای مشاورهای قدرتمند، اغلب با روابط رانتی، طرحهایی را تصویب کردهاند که عملاً اکوسیستمهای کامل را نابود کردهاند: جوامع بالادست آواره شدهاند، جنگلها تخریب شده، میراث فرهنگی آسیب دیده، رودخانهها شور شده، سفرههای آب زیرزمینی تهی شده و فرونشست زمین به معضل ملی بدل شده است.
از تهران تا اصفهان، شهرهایی که زیر وزن بیتدبیری نهادی در حال فرورفتناند، گواه آنند که آنچه به نام «توسعه» عرضه میشود، در واقع جنایت محیط زیستی است که در پوشش زیرساخت فروخته میشود. و اگر تحریمها برداشته شود و سرمایه بدون نظارت وارد سیستم شود، مافیای آب بار دیگر فرصتی طلایی خواهد یافت تا دامنهی نفوذ خود را گسترش دهد و روند فروپاشی محیطزیستی ایران را شتاب بخشد.
سپاه پاسداران؛ پیمانکار اعظم، بازیگر پنهان
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از طریق قرارگاه خاتمالانبیاء، نهتنها به بزرگترین پیمانکار عمرانی کشور بدل شده، بلکه به یکی از ستونهای اصلی «مافیای آب» نیز تبدیل گردیده است. شبکهای که اعضای آن از میان مدیران ارشد وزارت نیرو، مشاوران سیاسی، و غولهای مهندسی و ساختوساز انتخاب شدهاند، زیر چتر حمایتهای نظامی و قضایی، با حاشیه امن کامل فعالیت میکند. در هر پروژه بزرگ سدسازی یا انتقال آب بینحوضهای، یا نام خاتمالانبیاء بهصورت رسمی به میان میآید، یا از طریق زنجیرهای از پیمانکاران فرعی، سود به جیب سپاه سرازیر میشود. تحریمهای بینالمللی، با وجود تأثیرات محدود، مانع از تداوم این چرخه نشدهاند؛ سپاه با استفاده از شرکتهای پوششی، گردش پول و عملیات عمرانی را در پسپرده حفظ کرده است.
رفع احتمالی تحریمها، نهتنها فعالیت این نهاد را متوقف نمیکند، بلکه کنترل آن را بر بودجههای عمرانی دولت گسترش میدهد. از زمان بازطراحی ساختار سپاه در سال ۱۳۶۸ به ابتکار اکبر هاشمی رفسنجانی و تأیید رهبر جمهوری اسلامی، قرارگاه خاتم مسوول اجرای پروژههایی شده که آسیبهای جبرانناپذیری بر پیکر طبیعت ایران وارد کردهاند.
نمونه بارز آن، سدهای کرخه و گتوند هستند که بخشهایی از طبیعت خوزستان را به نابودی کشاندهاند. طرحهای انتقال آب، از جمله پروژه گرمسیری، نهتنها تعادل اکولوژیکی کشور را به هم زدهاند، بلکه با تغییر مسیر رودخانههای مرزی، بذر تنشهای آتی با عراق را کاشتهاند. در دوران اجرای برجام نیز، ورود سرمایههای آزادشده نه به نفع محیطزیست، بلکه به سود ماشین تخریب عمل کرد.
ارزیابی محیط زیستی یا امضای صوری؟
در اغلب کشورهای جهان، اجرای پروژههای زیرساختی بزرگ منوط به انجام ارزیابی دقیق محیط زیستی است. اما در ایران، این فرآیند به فرمی تشریفاتی و گاه حتی مزاحم بدل شده است. شرکتهایی که خود در اجرای پروژهها ذینفعاند، مسوول تهیه گزارشهای ارزیابی هستند—گزارشهایی که عملاً نقش مهر تأیید برای پروژههای پرخطر را ایفا میکنند. در بسیاری از موارد، پروژهها حتی بدون ارزیابی آغاز میشوند. تنها پس از بالا گرفتن اعتراض عمومی یا فشار رسانهای، مسوولان دستپاچه به سراغ تهیه گزارشهای دیرهنگام میروند—در حالی که خسارت، پیشاپیش وارد شده است. فاجعهی سد گتوند گواهی گویاست: ورود لایههای نمکی به مخزن سد، بحرانی مزمن و ساخت دست بشر را پدید آورده که هنوز ادامه دارد.