گفت‌آب؛ دیالوگ‌های محیط زیستی درباره آب – Telegram
گفت‌آب؛ دیالوگ‌های محیط زیستی درباره آب
806 subscribers
55 photos
168 videos
41 files
117 links
Download Telegram
*از چاه تا چاله: رقابت جهانی در مسابقات فرونشست… از ایران مرکزی تا دره‌ی مرکزی کالیفرنیا*

https://www.abanganiran.org/single-post/you-cant-pump-forever

نیک آهنگ کوثر

در حاشیه‌‌ای داغ و خاک‌گرفته‌ی شهر اصفهان، صدای خفه‌ی موتور پمپ غیرمجاز، مثل نفس‌های آخر یک بیمار روی دستگاه تنفسی بخش آی‌سی‌یوی بیمارستان، در محله‌ای می‌پیچید که معلوم نبود تعداد ساکنانش بیشتر است یا ترک‌های ناشی از فرونشست!

شهر تاریخی اصفهان، حالا دارد در خودش فرو می‌ریزد. نه از شرم، نه از عشق، بلکه از اعتیادی قدیمی به آب‌های زیرزمینی و نشست بیش از حد زمین.

وسط این روزگار ویران و داغ، آب پمپاژ شده شالیزار کوچکی را سیراب می‌کرد. چه منظره‌ای عجیبی، یک سبزی تند فسفری میان منطقه‌ای به شدت خشکیده.

قدیم‌ها که زاینده‌رود هنوز سر پا بود، با اعتماد به نفس از طریق مادی‌ها به باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی شهر آب می‌رساند. اما حالا که رودخانه به خط تیره‌ای روی نقشه تبدیل شده، صدای پمپ‌های دیزلی مثل خُرخُر آخرِ یک تمدن در گوش شهر می‌پیچد.

سامان، دبیر زمین‌شناسی که دوستانش به طنز «سامی» صدایش می‌زدند سراغ کشاورزی رفت که بالای سر شالیزار بود. سامی می‌خواست با صبر و تحمل مفهوم «فرونشست» را به جمال توضیح بدهد: «جمال جان! وسط شهر هم برنج می‌کارن؟ اون هم با آب زیرزمینی؟ اون چاه باید وقتی شلوار لوله‌تفنگی مد بود بسته می‌شد! زمین زیر پامون داره فرو می‌ریزه، تو هنوز فکر می‌کنی سنه ۵۲ئه! چیزی به اسم فرونشست شنیدی برادر من؟»

جمال، با بیلی در دست و قیافه‌ای حق به‌جانب که انگار وسط تعطیلاتش مزاحم شده‌اند، فقط لبخند زد... لبخندی که مخصوص آدم‌هایی ا‌ست که با خیال راحت، تا قیامت می‌خواهند تا آخرین قطره آبخوان را هزینه آبیاری ‌کنند.

جمال گفت: «آی معلم! خیال کردی فقط ما تو اصفهون برنج می‌کاریم؟ نه جونِ دل، همه جا همین‌جوراس! اون ور دنیا تو کالیفرنیا هم واسه خودشون کارخونه‌ی خشکوندن آب راه انداختن. تازه اونا که تکنولوژی هم دارن!»

پسر جمال، مهدی، با موبایلی در دست و مغزی پر از نقشه‌های ماهواره‌ای، از ناکجا سبز شد و گفت: «بابا راست میگه! من خودم تو ناسا دیدم، با چشای خودم! این کورکورانا سالی ۳۰-۴۰ سانت می‌رن پایین، حالا شما بگو ما بدیم؟ والا با این ماهواره‌هاشون فقط دارن نگاه می‌کنن، کاری نمی‌کنن!»

سامی با ژستی که مخصوص معلم‌هایی ا‌ست که یک بار دیگر هم باید به بچه‌ها یاد بدهند زمین گرد است، عینکش را تنظیم کرد و گفت: «فرقش اینه که اونا قانون دارن! سال ۲۰۱۴ یه چیزی تصویب کردن به اسم SGMA—قانون مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی. هر حوضه باید تا ۲۰۴۰ پایدار بشه. کشاورزا باید ثبت کنن چقدر پمپاژ می‌کنن، سازمان‌ها باید برنامه بدن، و وقتی بارون میاد، اگه بیاد، باید بره تو سفره‌ی آب زیرزمینی، نه که ول شه بره به فنا. سیستمش کامل نیست، ولی حداقل اداش رو در میارن.»

میزان کلی فرونشست در دره سن‌واکین کالیفرنیا بین ۷ مه ۲۰۱۵ تا ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶، بر اساس داده‌های پردازش‌شده در آزمایشگاه پیشرانه جت ناسا (JPL)- آژانس فضایی اروپا / ناسا - JPL / C

میزان کلی فرونشست در دره سن‌واکین کالیفرنیا بین ۷ مه ۲۰۱۵ تا ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶، بر اساس داده‌های پردازش‌شده در آزمایشگاه پیشرانه جت ناسا (JPL)- آژانس فضایی اروپا / ناسا - JPL / C
جمال، همون پوزخند معروفش رو زد، پوزخندی که معمولاً ده ثانیه قبل از یک فاجعه‌ روی صورتش ظاهر می‌شه:«هه! خیال کردی ما از اونا عقب‌تریم؟ ما خودمون قبل از اون چشم‌سبزای فرنگی، قانون داشتیم آقاجون! همون دهه‌ی هشتاد، وزارت نیرو یه طرحی آورد به اسم تعادل‌بخشی. هی شعار داد: باید برداشت کم شه، سفره‌ی آب تثبیت شه، کشاورزا بیان وسط، الگوی کشت هم عوض شه... همه‌ش حرفای قشنگ، عمل؟ هیچی!»

حالا نوبت مهدی بود: «هیچی دیگه، همایش گرفتن، گزارش چاپ کردن، بنر زدن که آره “مدیریت بحران”! ولی موتور پمپ همه چاه‌های غیرمجاز همین‌جوری روشن موند، عین همین چاه خودمون آقا معلم! برنج هم که کاشتیم، خوب هم کاشتیم، به این سبزی و خوش‌رنگی! بگو ماشاالله!»

سامی صدایش در اومد: «پس ناظرا چی شدن؟»

جمال گفت: «خودِ همونا، فامیلاشون زمین داشتن آقا! برنج و یونجه می‌کاشتن که نگو! خب کی جرأت داشت چیزی بگه وقتی زاینده‌رود خودش رفت زیر زمین؟»
1👍1
سامی آهی کشید، گرد و خاک صورتش رو پاک کرد، انگار می‌خواست خودش رو از واقعیت موجود پاک کنه. گفت :«امان از قانون بی‌خاصیت... تا وقتی بهش باور نداشته باشی، فقط لکه مرکبه روی کاغذ. ما تو ایران دیگه به ته خط رسیدیم. شاید توی دره‌ی مرکزی کالیفرنیا هنوز یه امیدی داشته باشه. ولی چه بر سر زمین میاد؟ زمین با قانون کاری نداره. وقتی فرو بریزه، دیگه نمی‌تونه آب ذخیره کنه. نمی‌تونی چیزی رو ذخیره کنی که زمین نتونه نگهش داره. و این کاری که شماها می‌کنید، یک چک بی‌محل میشه که نسل بعد نمی‌تونه پاسش کنه—چونکه دیگه قطره‌ای تو حساب نمی‌مونه!»

بعد هم، با صدایی به خشکی خاک زیر پایش گفت: «واقعیت اینه که وقتی زمین شروع به فرو ریختن کنه، نه قانون، نه شعار، نه کنفرانس، نه دادگاه، نه حتی یارانه‌ی کود شیمیایی نمی‌تونه دوباره برش گردونه سر جاش.»

ـــــــ
اصل داستان به زبان انگلیسی
https://nikkowsar.substack.com/p/you-cant-pump-forever
👍6
یادداشت جدید نیک آهنگ کوثر درباره وضعیت نگران کننده آب ایران.
Forwarded from BBCPersian
🖋نیک آهنگ کوثر، تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست

🔻هر سال با نزدیک شدن به فصل گرما، کمبود آب در ایران بیش از پیش چهره واقعی خود را نشان می‌دهد. کاهش شدید منابع آب زیرزمینی، فرونشست زمین در دشت‌های کلیدی، کاهش جریان رودخانه‌ها، و شور شدن آب‌های آشامیدنی در برخی استان‌ها، همگی حکایت از تابستانی دشوار دارند.

تیتر روزنامه‌ها و سایت‌های خبری هم این روزها همه از نگرانی‌های عمده در این زمینه حکایت دارند: «گذر از تنش‌آبی به شرایط بحرانی»؛ معاون وزیر نیرو: «سال آبی بسیار سختی پیش رو داریم»؛ «در پیش بودن قطعی ۱۰ ساعته آب آشامیدنی برای برخی مناطق سمنان»؛‌ «آخرین وضعیت سدهای تهران: فقط ۱۸ درصد آب دارند»؛ «کم آبی سدها تأمین برق را دشوار کرده است».

کارشناسان برآورد می‌کنند منابع آب زیرزمینی ایران که سال ۱۳۹۴ حدود ۱۳۰ میلیارد متر مکعب تخمین زده شده بود بشدت کاهش یافته است.

بیشتر بخوانید:
https://bbc.in/434h25L
📸Getty Images /Tasnim/Isna/Mehr
@BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسعود پزشکیان، رئیس ‌جمهوری ایران، می‌گوید در شرایط کم‌آبی کشور، صادرات محصولات آب‌بر مانند سیب‌زمینی و هندوانه، به‌ معنای خروج منابع آبی ارزشمند از کشور است. او خواستار تدوین الگوی کشت متناسب با اقلیم و منابع آبی ایران شد. گفتگو با نیک آهنگ کوثر، تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست:
👍1
۱- اگر نگاه این بود که محصولاتی که کم آب می‌برند و درآمد بالا دارند را صادر و محصولاتی که تولیدشان منابع آب ما را نابود می‌کند وارد کنند، اسم حکومت جمهوری اسلامی نبود.
شعور بالا در #تجارت_در_خدمت_آب است.


۲- اگر مثلا در آذربایجان غربی، تولید انگور دیم و شراب توسعه پیدا می‌کرد و به‌جایش با آبی که سهم دریاچه ارومیه است چغندر تولید نمی‌کردند، وضع شمال غربی ایران بسیار بهتر بود.
اگر روی تولید داروهای گیاهی بیشتر سرمایه‌گذاری می‌شد که آب کمتری می‌برند، وضع بهتر نبود؟

۳- کشوری مثل ایران که با تبخیر شدید، خشکسالی و نشست زمین روبرو است، نباید با لجاجت به تولید و صادرات همه‌چیز اصرار کند.

وقتی محصولی را ارزان‌تر و با آب کمتر می‌توان وارد کرد، این یعنی نجات آب، نه خیانت به کشاورز.

۴- واردات هدفمند گندم، برنج، یونجه یا سویا
از کشورهای پرآب یعنی #واردات_مجازی_آب
صادرات زعفران دیم یا گیاهان دارویی یعنی
بیشترین درآمد با کمترین مصرف آب.
از خودتان بپرسید:
در ۱۰ سال آینده،
می‌خواهیم آب داشته باشیم یا
پسته، سیب، پرتقال، هندوانه و گوجه صادر کنیم؟

۵- آیا می‌دانید که "در سال ۱۴۰۳، ۹۰٪ از وزن و ۷۷٪ از ارزش صادرات محصولات کشاورزی و غذایی ایران به ۱۵ کشور همسایه اختصاص یافته است؟"

آیا می‌دانید صادرات محصولات کشاورزی ایران در ۱۴۰۳ نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۳۵ درصد افزایش یافته؟

این منطق صادرات، خدمت است یا خیانت یا خباثت؟
👍9
سیر کردن #مافیای_آب سیری ناپذیر: رفع تحریم و بحران آب

ادامه در زیر همین پست

(ترجمه مقاله نیک آهنگ کوثر در شورای اتلانتیک)
https://atlanticcouncil.org/blogs/menasource/feeding-the-water-mafia-sanctions-relief-and-irans-water-crisis/

با اوج‌گیری دما و شدت‌ گرفتن بحران آب و برق در ایران، نگاه بسیاری از مقام‌های حکومتی دوباره به سوی رفع تحریم‌ها و احتمال توافق با ایالات متحده دوخته شده است. استدلال آن‌ها ساده است: آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده می‌تواند کمبودها را جبران و کشور را تثبیت کند. اما واقعیت پیچیده‌تر از آن است. تجربه‌ی تلخ چهار دهه گذشته نشان داده که بدون اصلاحات عمیق و ساختاری، تزریق پول فقط حکم مسکّن موقتی دارد—و در عمل، سقوط را شتاب می‌بخشد.

در همین هفته، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، در اظهاراتی کم‌سابقه، انگشت اتهام را مستقیماً به سوی ساختاری فاسد درون حکومت ایران نشانه رفت. او از شبکه‌ای یاد کرد که بسیاری از ایرانیان سال‌هاست آن را می‌شناسند: «مافیای آب». گروهی که به گفته‌ی ترامپ، «زمین‌های حاصلخیز را به بیابان خشک تبدیل کرده، بستر رودخانه‌ها را تهی ساخته و ثروت را از مردم ربوده است.» برای میلیون‌ها ایرانی که از پیامدهای تخریب محیط‌زیست و کم‌آبی ناگزیر به مهاجرت داخلی یا خارجی شده‌اند، این نخستین بار بود که یک رئیس‌جمهور آمریکا، با صراحتی کم‌نظیر، آن‌چه را فعالان محیط ‌زیست و افشاگران سال‌هاست فریاد می‌زنند، به زبان آورد.

مافیای آب: شبکه‌ای در سایه اما قدرتمند
دهه‌ها است که از اصطلاح «مافیای آب» در فضای رسانه‌ای و دانشگاهی ایران استفاده می‌شود. روزنامه‌نگاران، دانشمندان و کنشگران مدنی از آن برای توصیف شبکه‌ای از مدیران دولتی، پیمانکاران، و شرکت‌های مشاور وابسته به نهادهای نظامی و شبه‌نظامی استفاده می‌کنند که با اتکا به رانت سیاسی، پروژه‌های پرهزینه، ناکارآمد و اغلب مخرب را به اجرا می‌گذارند. این مافیا در تاریکی رشد کرده—پشت درهای بسته‌ی تصمیم‌گیری، در فرایندهای فاقد شفافیت و تحت عنوان «توسعه» و «امنیت ملی». سدسازی‌های بی‌رویه، انتقال‌های بین‌حوضه‌ای آب، و برداشت بی‌حساب از سفره‌های زیرزمینی، نشانه‌هایی آشکار از این الگوست.

سخنان ترامپ، هرچند تند و مستقیم بود، اما واقعیت تلخ را روشن کرد: بحران آب در ایران صرفاً بحران کمبود نیست؛ بحران چپاول است.

تجربه برجام: دلار آمد، اصلاح نه
بازگشت میلیاردها دلار به ایران پس از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ می‌توانست نقطه‌ی آغاز اصلاحات بنیادین در حوزه‌ی آب و محیط‌زیست باشد. اما آن‌چه در عمل رخ داد، بازتولید همان چرخه‌ی معیوبی بود که سال‌هاست به نابودی منابع طبیعی کشور سرعت بخشیده است.

پروژه‌های پرهزینه و ناکارآمدی که پشت درهای بسته طراحی شده بودند، ناگهان جان تازه گرفتند. سدسازی‌های میلیاردی و طرح‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای، بدون توجه به پیامدهای محیط زیستی، یکی پس از دیگری اجرا شدند. تخلیه‌ی بی‌رویه‌ی سفره‌های زیرزمینی شتاب بیشتری گرفت و فرونشست زمین به تهدیدی گسترده در دشت‌های مرکزی بدل شد. در این میان، کشاورزی همچنان با الگوی پرمصرف و غیرپایدار ادامه یافت و اولویت‌های محیط زیستی، مطابق معمول، به حاشیه رانده شدند.

تزریق پول بدون اصلاح، نسخه‌ی سقوط
در نظام جمهوری اسلامی، این تصور که هر بحرانی را می‌توان با پول حل کرد، نه‌تنها غلط، بلکه خطرناک است. طی چهار دهه گذشته—به‌ویژه پس از جنگ ایران و عراق—ورود منابع مالی بدون شفافیت، پاسخگویی یا مشارکت عمومی، نه‌تنها به بهبود شرایط نینجامیده، بلکه خود به عاملی برای فساد گسترده، تشدید تخریب محیط زیستی، و گسترش نارضایتی اجتماعی تبدیل شده است. بودجه‌هایی که باید صرف بازسازی، تاب‌آوری و اصلاح ساختارها می‌شد، به جیب پیمانکاران وابسته به قدرت رفت—و پروژه‌هایی را تأمین مالی کرد که نه توسعه‌محور بودند، نه مردم‌محور، و نه پایدار.

نهادهای نظارتی و قانون‌گذاری، از جمله مجلس، سال‌هاست به نهادهایی نمایشی بدل شده‌اند؛ بیشتر در خدمت ظاهرِ پاسخگویی‌اند تا عملِ نظارت. اعتراضات عمومی، به‌ویژه در استان‌هایی که قربانی کم‌آبی‌اند، با سرکوب پاسخ داده می‌شود نه با راه‌حل. اکنون نیز که احتمال کاهش تحریم‌ها در جریان مذاکرات با آمریکا مطرح است، بازوی اقتصادی سپاه پاسداران—قرارگاه خاتم‌الانبیاء—در حال آماده‌سازی برای گسترش نفوذ خود است. این قرارگاه که سال‌هاست پروژه‌های بزرگ عمرانی کشور را در اختیار دارد، آماده است تا با استفاده از شعارهایی چون «توسعه» و «محرومیت‌زدایی»، امپراتوری خود را وسعت دهد. اما این پروژه‌ها، بدون ملاحظات محیط زیستی و شفافیت لازم، تنها فساد را تعمیق، ناکارآمدی را تثبیت و فروپاشی محیط زیستی را تسریع می‌کنند.
👍1