#تحلیل_کوتاه
🔹تحولات ژئوپولیتیکی اخیر و روند چند قطبی شدن جهان، بستر مناسبی برای بازنگری در ساختارهای بینالمللی فراهم آورده است. در این میان، بریکس به عنوان گروهی از کشورهایی با اقتصادهای در حال رشد و نگرش های سیاسی متنوع، نقش اساسی در تغییر الگوهای جهانی بر عهده دارد. در اوت ۲۰۲۳، این گروه تصمیم به دعوت از ۶ کشور جدید برای عضویت گرفت که از بین آنها مصر، اتیوپی، ایران و امارات متحده عربی بهطور رسمی از اول ژانویه ۲۰۲۴ به بریکس پیوستند، در حالی که آرژانتین این پیشنهاد را رد کرده و عربستان سعودی همچنان در حال بررسی آن است.
🔸اندونزی، با سابقهای از دموکراسی پویا و سیاست بیطرفی بین شرق و غرب، میتواند بهعنوان پلی میان کشورهای عضو بریکس و سایر بازیگران جهانی عمل کند. ترکیب نگرشهای متفاوت اعضای بریکس و افزایش همبستگی در این بلوک، میتواند الگوهای تصمیمگیری بینالمللی را دگرگون کرده و موجب بازتعریف قواعد در سازمانهایی مانند سازمان ملل و نهادهای مالی بینالمللی شود؛ این امر به تقویت صدای کشورهای در حال توسعه در محافل بینالمللی نیز کمک خواهد کرد. از آنجایی که اندونزی در سازمانهایی همچون آ.سه.آن نقش مؤثری ایفا میکند، پیوستن آن به بریکس میتواند منجر به انتقال تجارب و راهکارهای موفق این کشور به سایر اعضا شود.
🔸اندونزی بهعنوان بزرگترین کشور جنوب شرق آسیا با جمعیتی بالغ بر ۲۸۳ میلیون نفر(معادل ۷.۵ درصد از جمعیت کل بریکس) و تولید ناخالص داخلی تقریباً ۱.۴ تریلیون دلار(۳.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی کل بریکس)، وزن قابل توجهی به این بلوک اضافه کرده است. قابل ذکر است که تجارت اندونزی با اعضای بریکس در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱۵۰ میلیارد دلار رسیده است. در حالی که بریکس اکنون حدود ۴۵ درصد از جمعیت جهان و بیش از ۳۶ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی(بر اساس شاخص برابری قدرت خرید) را شامل میشود، گروه G7 تنها ۱۰ درصد از جمعیت و ۳۰ درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد. این ارقام نشانگر تغییر در ساختار قدرت جهانی و تلاش بریکس برای ارائه یک الگوی جایگزین در برابر تسلط غرب هستند.
🔸عضویت اندونزی بهعنوان یک قدرت کلیدی در مجمعالجزایر هند و اقیانوس آرام میتواند موازنه قدرت در حوزه این منطقه را دگرگون کند. حضور در بریکس، میتواند اندونزی را به همکاریهای امنیتی نزدیک تر با کشورهایی مانند چین و روسیه سوق دهد که این امر ممکن است به کاهش نفوذ آمریکا و متحدان آن (یعنی استرالیا و ژاپن) در این کشور ختم شود. افزون بر این، حضور اندونزی در بریکس وزن سیاسی این بلوک را در مقابل نهادهایی نظیر سازمان ملل، گروه ۲۰ و مجمع شرق آسیا افزایش خواهد داد.
🔸با توجه به اینکه ایالاتمتحده و اتحادیه اروپا از شرکای اقتصادی مهم اندونزی محسوب میشوند، عضویت این کشور در بریکس ممکن است توسط این قدرتها به عنوان گرایشی به سمت چین و روسیه تفسیر شده و به تعدیل سیاستهای آنها بیانجامد. گرچه ورود اندونزی میتواند موقعیت این کشور را به عنوان رهبر غیر رسمی آ.سه.آن تقویت کند، اما ممکن است برخی کشورهای همسایه مانند ویتنام و فیلیپین که از یک سو روابط نزدیکی با غرب دارند و از دیگر سو اختلافاتی با چین در دریای چین جنوبی دارند را به سمت چارچوبهای جایگزین سوق دهد.
🔸در مجموع، پیوستن اندونزی از منظر جمعیتی و اقتصادی، قدرت بریکس را افزایش داده و ایجاد نظم جهانی چندقطبی را تسریع خواهد کرد. همچنین، بهعنوان نماینده مهم کشورهای در حال توسعه، اندونزی فرصتی برای تقویت همکاریهای اقتصادی و سیاسی میان کشورهای جنوب فراهم میآورد. یکی از اهداف اصلی بریکس، کاهش وابستگی به دلار آمریکا و ایجاد سیستمهای مالی جایگزین است؛ در این راستا، حضور اندونزی میتواند به تسریع مباحث مرتبط با دلارزدایی و توسعه زیرساختهای پرداخت مستقل از سیستمهای غربی کمک کند.
🌐https://institutetehran.com/art/291
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎3👏2
🔵 محتوای توافق معدنی آمریکا و اوکراین چیست؟
#اکوتهران
🔸ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، پس از اظهارنظرهای تند رفت و برگشتی و فراز و نشیبهای ماه گذشته، رهسپار واشنگتن شده تا به احتمال قوی توافق معدنی آمریکا و اوکراین را برای آنچه دونالد ترامپ تضمین بازگشت پول کمکهای آمریکا خوانده، امضا نماید. با توجه به انتشار متن اولیه این توافق، در این یادداشت به صورت فشرده به محور و شمول آن پرداخته و به منظور درک جامعتر، به ذخایر اوکراین نیز اشاره میکنیم.
💢محور توافق
🔹محور اصلی توافق معدنی ایالات متحده و اوکراین ایجاد یک «صندوق سرمایهگذاری بازسازی» به صورت مشارکتی به منظور جمعآوری و سرمایهگذاری مجدد درآمدهای اوکراین از منابع استخراج نشده این کشور است. در متن اولیهای که به تازگی در رسانهها منتشر شده، آمده است که این صندوق به صورت مشترک توسط نمایندگان ایالات متحده و اوکراین اداره خواهد شد و ایالات متحده دارنده سهم و سود اکثریت در صندوق مذکور خواهد بود.
🔹هیچ یک از طرفین اجازه واگذاری یا فروش سهم خود را بدون اجازه کتبی طرف مقابل نخواهند داشت و با امضای این توافق، اوکراین متعهد میشود که ۵۰ درصد از درآمدهای آتی خود از هرگونه فعالیتهای معدنی و استخراجی جدید را به منابع این صندوق تزریق نماید. در متن توافق بر سرمایهگذاری سالانه منابع در اوکراین تاکید شده است. با این حال، بسیاری از جزئیات در خصوص الگوی اداره، سرمایهگذاری و هزینهکرد منابع صندوق به مذاکرات آتی و متن توافقی موکول شده که درباره صندوق تنظیم خواهد شد.
💢 شمول توافق
در سومین بند از متن اولیه تنها درباره حدود کلی توافق صحبت شده و جزئیات آن به مذاکرات توافق تشکیل صندوق موکول شده است. بر این اساس، کلیه داراییهای مستقیم و غیرمستقیم دولت اوکراین در حوزه ذخایر معدنی، هیدروکربنی، نفت، گاز طبیعی، سایر منابع استخراجی و زیرساختهای مرتبط با داراییهای منابع طبیعی (مانند پایانههای گاز مایع و زیرساختهای بندری) در شمول توافق دو کشور قرار دارند. منابع درآمدی فعلی اوکراین، که ذیل بودجه عمومی قرار دارند، از این توافق مستثنا شده است.
💢 ذخایر معدنی و استخراجی اوکراین
🔹براساس برآورد مجمع جهانی اقتصاد اوکراین حدود ۲۰ هزار ذخیره معدنی از ۱۱۶ گونه مختلف دارد و تا پیش از جنگ، تنها ۱۵ درصد از این ذخایر فعالانه استخراج میشدند. از این حیث، حوزه صنایع استخراجی اوکراین را باید ثروتی دست نخورده شمرد. بخش مهمی از ذخایر معدنی اوکراین در مناطق دونتسک، دنیپروپتروفسک و لوهانسک واقع شده که بدین ترتیب، بخشی از این منابع تحت کنترل روسیه هستند.
🔹با این وجود، اوکراین کماکان ذخایر قابل توجهی از منابع معدنی را در اختیار خود دارد. منابع اوکراینی مجموع داراییهای معدنی موجود در کل قلمروی اوکراین را-با احتساب نفت، گاز و ذغال سنگ- بیش از ۲۶ هزار میلیارد دلار برآورد میکنند. این رقم البته باید با احتیاط نقل شود؛ چرا که هنوز در خصوص غلظت و توجیهپذیری استخراج بسیاری از ذخایر کشف شده اوکراین برآورد دقیقی وجود ندارد.
🔹به هر تقدیر اوکراین صاحب دومین ذخیره گاز طبیعی در اروپاست و هم اکنون نیز چهارمین تولیدکننده گاز در این قاره به شمار میرود. اوکراین ذخایر معدنی قابلتوجهی در حوزه مس، روی، سرب، نقره، نیکل، کبالت و منگنز دارد. این کشور حدود ۴۵۰ هزار تن ذخایر شناخته شده لیتیوم دارد که به سبب وقوع جنگ هنوز استخراج آن را آغاز نکرده است و از میان ذخایر اصلی لیتیوم، معدن کیرووهراد در مناطق تحت کنترل اوکراین واقع شده است. گفته میشود که مجموع ذخایر لیتیوم اوکراین حدود یک سوم از کل لیتیوم موجود در اروپا است.
🔹این کشور همچنین حدود ۱۹ میلیون تن ذخایر اثبات شده گرافیت دارد که اوکراین را در زمره پنج کشور برتر در تامین گرافیت قرار میدهد. حدود ۷ درصد از ذخایر تیتانیوم جهان نیز در اوکراین ذخیره شده و بدین ترتیب اوکراین بیشترین معادن تیتانیوم اروپا را دارد. این کشور پیش از جنگ پنجمین تولید کننده گالیوم و یکی از تامینکنندگان اصلی گاز نئون بوده است. در کنار این موارد، ذخایر اوکراین در ۱۷ عنصر کمیاب نیز همواره مورد توجه بوده است و ممکن است میلیاردها دلار ارزش داشته باشد.
💢جمعبندی
هرچند که توافق کنونی انحصار عجیبی در داراییهای ملی اوکراین برای آمریکا ایجاد میکند، به نظر میرسد که این چارچوب از پیشنهاد اولیه آمریکا چند قدمی دور شده باشد. علاوهبر این، بخش قابلتوجهی از مسائل به توافق آتی تشکیل صندوق محول شده و اوکراین امیدوار خواهد بود که تا زمان امضای توافق صندوق، چند قدم دیگر از پیشنهاد «استعماری» آمریکا فاصله بگیرد.
🔄مطالب مرتبط:
▫️مسکو، کییف و تهران، منتظر تحقق برنامه ترامپ برای پایان نبرد اوکراین
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/292
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، پس از اظهارنظرهای تند رفت و برگشتی و فراز و نشیبهای ماه گذشته، رهسپار واشنگتن شده تا به احتمال قوی توافق معدنی آمریکا و اوکراین را برای آنچه دونالد ترامپ تضمین بازگشت پول کمکهای آمریکا خوانده، امضا نماید. با توجه به انتشار متن اولیه این توافق، در این یادداشت به صورت فشرده به محور و شمول آن پرداخته و به منظور درک جامعتر، به ذخایر اوکراین نیز اشاره میکنیم.
💢محور توافق
🔹محور اصلی توافق معدنی ایالات متحده و اوکراین ایجاد یک «صندوق سرمایهگذاری بازسازی» به صورت مشارکتی به منظور جمعآوری و سرمایهگذاری مجدد درآمدهای اوکراین از منابع استخراج نشده این کشور است. در متن اولیهای که به تازگی در رسانهها منتشر شده، آمده است که این صندوق به صورت مشترک توسط نمایندگان ایالات متحده و اوکراین اداره خواهد شد و ایالات متحده دارنده سهم و سود اکثریت در صندوق مذکور خواهد بود.
🔹هیچ یک از طرفین اجازه واگذاری یا فروش سهم خود را بدون اجازه کتبی طرف مقابل نخواهند داشت و با امضای این توافق، اوکراین متعهد میشود که ۵۰ درصد از درآمدهای آتی خود از هرگونه فعالیتهای معدنی و استخراجی جدید را به منابع این صندوق تزریق نماید. در متن توافق بر سرمایهگذاری سالانه منابع در اوکراین تاکید شده است. با این حال، بسیاری از جزئیات در خصوص الگوی اداره، سرمایهگذاری و هزینهکرد منابع صندوق به مذاکرات آتی و متن توافقی موکول شده که درباره صندوق تنظیم خواهد شد.
💢 شمول توافق
در سومین بند از متن اولیه تنها درباره حدود کلی توافق صحبت شده و جزئیات آن به مذاکرات توافق تشکیل صندوق موکول شده است. بر این اساس، کلیه داراییهای مستقیم و غیرمستقیم دولت اوکراین در حوزه ذخایر معدنی، هیدروکربنی، نفت، گاز طبیعی، سایر منابع استخراجی و زیرساختهای مرتبط با داراییهای منابع طبیعی (مانند پایانههای گاز مایع و زیرساختهای بندری) در شمول توافق دو کشور قرار دارند. منابع درآمدی فعلی اوکراین، که ذیل بودجه عمومی قرار دارند، از این توافق مستثنا شده است.
💢 ذخایر معدنی و استخراجی اوکراین
🔹براساس برآورد مجمع جهانی اقتصاد اوکراین حدود ۲۰ هزار ذخیره معدنی از ۱۱۶ گونه مختلف دارد و تا پیش از جنگ، تنها ۱۵ درصد از این ذخایر فعالانه استخراج میشدند. از این حیث، حوزه صنایع استخراجی اوکراین را باید ثروتی دست نخورده شمرد. بخش مهمی از ذخایر معدنی اوکراین در مناطق دونتسک، دنیپروپتروفسک و لوهانسک واقع شده که بدین ترتیب، بخشی از این منابع تحت کنترل روسیه هستند.
🔹با این وجود، اوکراین کماکان ذخایر قابل توجهی از منابع معدنی را در اختیار خود دارد. منابع اوکراینی مجموع داراییهای معدنی موجود در کل قلمروی اوکراین را-با احتساب نفت، گاز و ذغال سنگ- بیش از ۲۶ هزار میلیارد دلار برآورد میکنند. این رقم البته باید با احتیاط نقل شود؛ چرا که هنوز در خصوص غلظت و توجیهپذیری استخراج بسیاری از ذخایر کشف شده اوکراین برآورد دقیقی وجود ندارد.
🔹به هر تقدیر اوکراین صاحب دومین ذخیره گاز طبیعی در اروپاست و هم اکنون نیز چهارمین تولیدکننده گاز در این قاره به شمار میرود. اوکراین ذخایر معدنی قابلتوجهی در حوزه مس، روی، سرب، نقره، نیکل، کبالت و منگنز دارد. این کشور حدود ۴۵۰ هزار تن ذخایر شناخته شده لیتیوم دارد که به سبب وقوع جنگ هنوز استخراج آن را آغاز نکرده است و از میان ذخایر اصلی لیتیوم، معدن کیرووهراد در مناطق تحت کنترل اوکراین واقع شده است. گفته میشود که مجموع ذخایر لیتیوم اوکراین حدود یک سوم از کل لیتیوم موجود در اروپا است.
🔹این کشور همچنین حدود ۱۹ میلیون تن ذخایر اثبات شده گرافیت دارد که اوکراین را در زمره پنج کشور برتر در تامین گرافیت قرار میدهد. حدود ۷ درصد از ذخایر تیتانیوم جهان نیز در اوکراین ذخیره شده و بدین ترتیب اوکراین بیشترین معادن تیتانیوم اروپا را دارد. این کشور پیش از جنگ پنجمین تولید کننده گالیوم و یکی از تامینکنندگان اصلی گاز نئون بوده است. در کنار این موارد، ذخایر اوکراین در ۱۷ عنصر کمیاب نیز همواره مورد توجه بوده است و ممکن است میلیاردها دلار ارزش داشته باشد.
💢جمعبندی
هرچند که توافق کنونی انحصار عجیبی در داراییهای ملی اوکراین برای آمریکا ایجاد میکند، به نظر میرسد که این چارچوب از پیشنهاد اولیه آمریکا چند قدمی دور شده باشد. علاوهبر این، بخش قابلتوجهی از مسائل به توافق آتی تشکیل صندوق محول شده و اوکراین امیدوار خواهد بود که تا زمان امضای توافق صندوق، چند قدم دیگر از پیشنهاد «استعماری» آمریکا فاصله بگیرد.
🔄مطالب مرتبط:
▫️مسکو، کییف و تهران، منتظر تحقق برنامه ترامپ برای پایان نبرد اوکراین
🌐https://institutetehran.com/art/292
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤1👏1👌1
♦️نشست قطری-هندی؛ تلاشی برای غلبه بر تفاوتها
◼️مرکز الدراسات العربية الاوراسية- مصر
📝مصطفی شلش
#رویة_العربیة
🔸شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، طی یک سفر رسمی ۱۷-۱۸ فوریه ۲۰۲۵ و همزمان با نشست مشترک هیئت تجاری هند و قطر به دهلینو سفر کرد. مقامات ارشد دو کشور در این نشست در خصوص زمینههای تجارت، انرژی، زیرساخت و فناوری گفتوگو کردند.
🔹 هند دومین شریک تجاری بزرگ قطر است و حجم تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱۴ میلیارد دلار رسید که عمدتاً بر واردات گاز طبیعی هند از قطر متمرکز است. با تشدید تحریمهای آمریکا علیه نفت روسیه، قطر انرژی قراردادی پنجساله برای تأمین سالانه ۱۲ محموله گاز به شرکت هندی گیل امضا کرد. پیشازاین نیز، قطر انرژی و شرکت پترونت هند توافقی ۲۰ ساله به ارزش ۷۸ میلیارد دلار امضا کرده بودند که باعث صرفهجویی ۶ میلیارد دلاری برای هند شده بود.
🔹طی این سفر، هند و قطر تصمیم گرفتند روابط خود را به سطح «مشارکت استراتژیک» ارتقا دهند. این توافق منجر به کنار گذاشته شدن برخی اختلافات گذشته میان دو کشور شد و بر اساس آن، قطر متعهد شد ۱۰ میلیارد دلار در هند سرمایهگذاری کند. همچنین دو برابر شدن حجم تجارت دوجانبه به ۲۸ میلیارد دلار در پنج سال آینده نیز از جمله اهداف این توافق است. همچنین، مذاکراتی برای امضای یک معاهده جدید سرمایهگذاری دوجانبه نیز انجام شد و هند، تمایل خود را برای کمک به قطر در تحقق اهداف چشمانداز ۲۰۳۰ اعلام کرده است.
🔹روابط هند و قطر طی یک دهه اخیر با چالشهایی روبهرو بوده است. نارندا مودی، نخستوزیر هند طی سفرهای خود به دوحه در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ بر استیفای حقوق کارگران هندی مشغول به کار در قطر و اصلاح قوانین کار مرتبط با آنها تاکید نمود. همچنین مذاکراتی برای کاهش ۵۰ درصدی قیمت گاز و حلوفصل جریمه یک میلیارد دلاری شرکت هندی «پیترونت» انجام داده بود.
🔹در سال ۲۰۲۳، در جریان اجلاس تغییرات اقلیمی امارات (COP28)، گفتوگوهای هند و قطر منجر به کاهش احکام اعدام کهنه سربازان هندی زندانی در قطر شد. از هشت زندانی، هفت نفر آزاد شدند و یک تن دیگر نیز در فوریه ۲۰۲۴ پیش از سفر نخستوزیر هند به دوحه از بند رها شد. بحران دیپلماتیک قطر با کشورهای عربی (۲۰۱۷-۲۰۲۱) چالشهایی برای روابط هند و قطر ایجاد کرد زیرا بیش از ۸۰۰ هزار هندی در قطر کار میکنند و هند به گاز طبیعی این کشور وابسته است. با این وجود، دولت هند در این دوره موضع متعادلی اتخاذ کرد و خواستار گفتوگو و حل مسالمتآمیز بحران شد.
🔹قطر پس از قطع روابط تجاری با همسایگان خود در خلیج فارس در دوران محاصره، به تقویت ارتباط با شرکای خارج از منطقه، مانند هند، پرداخت. در سال ۲۰۱۷، دو خط کشتیرانی مستقیم به هند راهاندازی کرد و طی سه سال، اصلاحاتی در زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی خود ایجاد نمود. ازجمله این اصلاحات، گسترش دسترسی به خدمات آموزشی و درمانی رایگان برای غیر شهروندان و ارائه اقامت دائم به برخی مهاجران بود. همچنین، لغو محدودیتهای ویزا برای بیش از ۸۰ کشور، ازجمله هند، منجر به افزایش سفرهای بینالمللی شد.
🔹قطر در عرصه بینالمللی نقشآفرینی فعالی را در پیش گرفته است. تأسیس دفتر طالبان در دوحه یک نمونه آشکار از این موضوع بود که امکان توافق آمریکا با این گروه را فراهم کرد و زمینهساز نخستین تماس رسمی هند با طالبان در سال ۲۰۲۱ شد. همچنین، واسطهگری قطر به همراه مصر در جنگ ۱۵ ماهه غزه منجر به آتشبس در ژانویه ۲۰۲۵ شد.
✅ با در نظر گرفتن تحولات منطقه، هند باید روابط خود با قطر را مانند دیگر کشورهای شورای همکاری خلیجفارس تقویت کند و بر حفظ منافع خود در روابط دوجانبه تمرکز نماید. هرچند در سپتامبر ۲۰۲۳، اعلامیه هند و شرکای آن در خلیج فارس مبنی بر ایجاد کریدور اقتصادی بین هند و خاورمیانه، قطر را نادیده گرفت، اما با حل بیشتر مسائل دوجانبه، اکنون فرصت خوبی برای گشایش و تقویت روابط واقعی بین هند و قطر فراهمشده است
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/294
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️مرکز الدراسات العربية الاوراسية- مصر
📝مصطفی شلش
#رویة_العربیة
🔸شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، طی یک سفر رسمی ۱۷-۱۸ فوریه ۲۰۲۵ و همزمان با نشست مشترک هیئت تجاری هند و قطر به دهلینو سفر کرد. مقامات ارشد دو کشور در این نشست در خصوص زمینههای تجارت، انرژی، زیرساخت و فناوری گفتوگو کردند.
🔹 هند دومین شریک تجاری بزرگ قطر است و حجم تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱۴ میلیارد دلار رسید که عمدتاً بر واردات گاز طبیعی هند از قطر متمرکز است. با تشدید تحریمهای آمریکا علیه نفت روسیه، قطر انرژی قراردادی پنجساله برای تأمین سالانه ۱۲ محموله گاز به شرکت هندی گیل امضا کرد. پیشازاین نیز، قطر انرژی و شرکت پترونت هند توافقی ۲۰ ساله به ارزش ۷۸ میلیارد دلار امضا کرده بودند که باعث صرفهجویی ۶ میلیارد دلاری برای هند شده بود.
🔹طی این سفر، هند و قطر تصمیم گرفتند روابط خود را به سطح «مشارکت استراتژیک» ارتقا دهند. این توافق منجر به کنار گذاشته شدن برخی اختلافات گذشته میان دو کشور شد و بر اساس آن، قطر متعهد شد ۱۰ میلیارد دلار در هند سرمایهگذاری کند. همچنین دو برابر شدن حجم تجارت دوجانبه به ۲۸ میلیارد دلار در پنج سال آینده نیز از جمله اهداف این توافق است. همچنین، مذاکراتی برای امضای یک معاهده جدید سرمایهگذاری دوجانبه نیز انجام شد و هند، تمایل خود را برای کمک به قطر در تحقق اهداف چشمانداز ۲۰۳۰ اعلام کرده است.
🔹روابط هند و قطر طی یک دهه اخیر با چالشهایی روبهرو بوده است. نارندا مودی، نخستوزیر هند طی سفرهای خود به دوحه در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ بر استیفای حقوق کارگران هندی مشغول به کار در قطر و اصلاح قوانین کار مرتبط با آنها تاکید نمود. همچنین مذاکراتی برای کاهش ۵۰ درصدی قیمت گاز و حلوفصل جریمه یک میلیارد دلاری شرکت هندی «پیترونت» انجام داده بود.
🔹در سال ۲۰۲۳، در جریان اجلاس تغییرات اقلیمی امارات (COP28)، گفتوگوهای هند و قطر منجر به کاهش احکام اعدام کهنه سربازان هندی زندانی در قطر شد. از هشت زندانی، هفت نفر آزاد شدند و یک تن دیگر نیز در فوریه ۲۰۲۴ پیش از سفر نخستوزیر هند به دوحه از بند رها شد. بحران دیپلماتیک قطر با کشورهای عربی (۲۰۱۷-۲۰۲۱) چالشهایی برای روابط هند و قطر ایجاد کرد زیرا بیش از ۸۰۰ هزار هندی در قطر کار میکنند و هند به گاز طبیعی این کشور وابسته است. با این وجود، دولت هند در این دوره موضع متعادلی اتخاذ کرد و خواستار گفتوگو و حل مسالمتآمیز بحران شد.
🔹قطر پس از قطع روابط تجاری با همسایگان خود در خلیج فارس در دوران محاصره، به تقویت ارتباط با شرکای خارج از منطقه، مانند هند، پرداخت. در سال ۲۰۱۷، دو خط کشتیرانی مستقیم به هند راهاندازی کرد و طی سه سال، اصلاحاتی در زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی خود ایجاد نمود. ازجمله این اصلاحات، گسترش دسترسی به خدمات آموزشی و درمانی رایگان برای غیر شهروندان و ارائه اقامت دائم به برخی مهاجران بود. همچنین، لغو محدودیتهای ویزا برای بیش از ۸۰ کشور، ازجمله هند، منجر به افزایش سفرهای بینالمللی شد.
🔹قطر در عرصه بینالمللی نقشآفرینی فعالی را در پیش گرفته است. تأسیس دفتر طالبان در دوحه یک نمونه آشکار از این موضوع بود که امکان توافق آمریکا با این گروه را فراهم کرد و زمینهساز نخستین تماس رسمی هند با طالبان در سال ۲۰۲۱ شد. همچنین، واسطهگری قطر به همراه مصر در جنگ ۱۵ ماهه غزه منجر به آتشبس در ژانویه ۲۰۲۵ شد.
🌐https://institutetehran.com/art/294
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🤔1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹«ترور در صیدا جنوب لبنان بیش از آنکه به غزه یا لبنان مرتبط باشد، به وضعیت کرانه باختری مرتبط است.» این سخنان یکی از روسای سابق امان (اطلاعات ارتش اسرائیل) در واکنش به ترور محمد شاهین از فرماندهان قسام در لبنان بود.
🔸با آغاز آتشبس غزه در ۱۹ ژانویه، ارتش رژیم صهیونیستی در ۲۱ ژانویه از شروع یک عملیات بزرگ در کرانه باختری با عنوان دیوار آهنین خبر داد و نتانیاهو هدف عملیات را اقدامی علیه «محور ایران» نامید. عملیاتهای ارتش صهیونیستی از اردوگاه جنین شروع شد و در یک ماه گذشته چندین اردوگاه فلسطینی در کرانه باختری مانند طوباس، طولکرم و ... را در ادامه درگیر خود کرد. براساس گزارش آنروا در یک ماه گذشته ۴۰ هزار فلسطینی از اردوگاههای کرانه باختری آواره شدهاند که حدود ۲۰ هزار نفرشان تنها مختص جنین است.
🔸این عملیات بازتابهای فراوانی در داخل سرزمینهای اشغالی هم به همراه داشته است. از جمله اینکه رئیس جنبشی متشکل از ۵۵۰ افسر ارتش در بیانیه ای دولت نتانیاهو را متهم کرد که برخلاف خواست عمومی اسرائیلیها عمل میکند و تحت نفوذ یک اقلیت افراطی قرار دارد که قصد دارد کرانه باختری را ضمیمه کند و تسلط نظامی در غزه را افزایش دهد.
🔸در خصوص تحولات اخیر کرانه باختری چند نکته وجود دارد:
💢کلان پروژه، الحاق کرانه باختری
🔸با آمدن ترامپ به کاخ سفید، بار دیگر مسئله الحاق کرانه باختری به اسرائیل بسیار جدیتر در حال دنبال شدن است. ترامپ در جلسه جنجالی با نتانیاهو در کنار کوچاندن مردم و تسلط آمریکا بر نوارغزه، پروژه الحاق کرانه باختری را هم مطرح و حمایت کرد. منظور از الحاق، رسمی شدن اشغال و حاکمیت رژیم اسرائیل بر حدود ۴۰ درصد از کرانه باختری است که اکنون پر از مجمع جزائر شهرکهای اسرائیلینشین است.
🔸این ایده در سال ۱۹۶۸ توسط ژنرال ایگال آلون مطرح شد. او دنبال الحاق بخشهایی از کرانه باختری، مانند دره اردن و مناطق قدس و الخلیل به اسرائیل و الحاق مناطق باقی مانده به کشور اردن بود! این ایده سالها در قالبهای مختلف مانند تقسیم کرانه باختری به سه قسمت در توافق اسلو و کشیدن دیوار حائل از سال ۲۰۰۰ همواره دنبال شده است. اکنون نیز عملیات دیوار آهنین به دنبال برداشتن نقطهثقلهای شکلگرفته مقاومت در کرانه به عنوان مانع اصلی پروژه الحاق است.
💢حضور نظامی و امنیتی در کرانه باختری
🔸یکی از ویژگیهای اقدامات یک ماه اخیر رژیم، حضور گسترده نظامی در اردوگاهها و نخستین استقرار نظامی در شهرکهای اسرائیلی درون شمال کرانه باختری از سال ۲۰۰۲ است. این اقدام در کنار ساخت شهرکهای جدید در شمال و در حاشیه الخلیل نشان میدهد که عملیات دیوار آهنین جزئی از یک پروژه کلان برای تغییر وضعیت جمعیتی کرانه باختری با پیوست اجتماعی حمایت از اقدامات تروریستی اسرائیلیهای ساکن کرانه باختری است. هیئت مقاومت در برابر دیوار و شهرکسازی اعلام کرد در ژانویه ۲۰۲۵، بیش از ۲۱۶۰ حمله توسط شهرکنشینان و نظامیان اسرائیلی علیه فلسطینیان انجام شده که شامل تیراندازی، تخریب اراضی و مصادره اموال بوده است.
💢حداقلیترین هدف: راضی کردن اسموتریچ
برخی تحلیلگران اسرائیلی هم آغاز عملیات در کرانه باختری بلافاصله پس از آتشبس در نوارغزه را رشوهای به اسموتریچ به عنوان جدیترین شخصیت درون کابینه در مواجهه با کرانه باختری(پس از استعفای بنگویر) میدانند. برای اسموتریچ بواسطه بدنه اجتماعی سبد رای حزبش، وضعیت کرانه باختری و حمله به آن و بازنگه داشتن پروژه الحاق این منطقه بسیار حائز اهمیت است.
💢نیروهای امنیتی کرانه باختری
یکی از اقدامات مهم و تعیینکننده کنونی کرانه باختری، اقدامات نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان به مدیریت ماجد فرج است. نیروهای امنیتی تشکیلات در ۳ ماه گذشته اقدامات و درگیریهای مستقیم زیادی علیه گروههای مقاومت به ویژه در اردوگاه جنین انجام دادند و نیروهای مقاومت در کرانه اعم از وابسته به جهاد اسلامی و حماس تا جای ممکن از هر گونه درگیری مستقیم و گرفتن تلفات دوری کردند تا مسئله مانند تجربه سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ در کرانه و نوار غزه به جنگبین فلسطینی تبدیل نشود.
💢جمع بندی
🌐https://institutetehran.com/art/293
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2👌2
Forwarded from اطلاع رسانی دانشکده حقوق و علوم سیاسی (Ali Mohebi)
✅ مرکز مطالعات عالی بین المللی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با همکاری خانه اندیشه ورزان، موسسه حامی علوم انسانی و انجمن های علمی علوم سیاسی، مطالعات منطقهای و روابط بینالملل دانشگاه تهران برگزار می کند:
نخستین همایش ملی دوسالانه دانشجویی علوم سیاسی
مکان: دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
تاریخ برگزاری: ۲۳ و ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
مهلت ارسال مقالات: ۲۵ اسفند ۱۴۰۳
اعطای جوایز نقدی به مقالههای برتر به همراه چاپ در نشریات معتبر
آدرس سایت همایش
جهت کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر پیام دهید:
@politicalawardadmin
@politics_law
نخستین همایش ملی دوسالانه دانشجویی علوم سیاسی
مکان: دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
تاریخ برگزاری: ۲۳ و ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
مهلت ارسال مقالات: ۲۵ اسفند ۱۴۰۳
آدرس سایت همایش
جهت کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر پیام دهید:
@politicalawardadmin
@politics_law
👍7👏2❤1
◾️ فارن افرز
📝 پراتاپ بانو مهتا
#روندهای_استراتژیک
🔸ملیگرایی به عنوان یک ایدئولوژی و نیروی سیاسی، جهان مدرن را شکل داده است. مارتین دلانی، فعال ضد بردهداری آمریکایی، اشاره کرد که حقوق هیچ مردمی بدون تشکیل یک ملت مورد احترام قرار نمیگیرد. او از مهاجرت سیاهپوستان به آفریقا حمایت کرد تا آنها نیز بتوانند پروژه ملیگرایی خود را پیش ببرند. ملیگرایی به تدریج به اصلیترین شکل سیاسی برای مطالبه حقوق تبدیل شد، اگرچه تضمینی برای احترام به حقوق فردی نبود. امپریالیستهای اروپایی با انکار ملیت جوامع تحت سلطه، استعمار را توجیه میکردند. جان استوارت میل، فیلسوف بریتانیایی، استدلال میکرد که ملتهای متمدن وظیفهای نسبت به استقلال جوامعی که ملیت برای آنها "شر قطعی" است، ندارند.
💢ملیگرایی: قدرت و چالشها
🔹ملیگرایی دولتهای ملی را در سراسر جهان گسترش داد؛ دموکراسی را ممکن ساخت؛ سلسله مراتب اجتماعی را از بین برد؛ افراد را به شهروندان تبدیل کرد؛ فرهنگ، زبان و هویت را شکل داد و حتی به عنوان رقیبی برای دین عمل کرد. پس از جنگ سرد، جهانیسازی و فناوریهای جدید نوید کاهش اهمیت ملتها را دادند. اما بحران مالی ۲۰۰۸ و ظهور رهبران ملیگرا مانند ترامپ و نارندرا مودی نشان داد که ملیگرایی همچنان قدرتمند است.
🔹ملیگرایی شهروندان را توانمند میکند و در مسائلی مانند مهاجرت، کنترل مرزها و جنگها تأثیرگذار است. حتی تلاشها برای مقابله با تغییرات آبوهوایی تحت تأثیر ملیگرایی قرار گرفتهاند. فریدریش لیست، نظریهپرداز ملیگرایی اقتصادی، معتقد بود ملتها بین فرد و بشریت قرار دارند، اما امروزه به نظر میرسد هم فرد و هم بشریت تحت سلطه ملتها هستند.
💢ملیگرایی در جهان امروز
🔹اریک استورم در کتاب خود نشان میدهد که ملیگرایی تقریباً در هر نقطهای از جهان اجتنابناپذیر شده و استدلال میکند که ملتها ذاتی نیستند، بلکه ساختارهایی اجتماعی هستند که تحت تأثیر عوامل فردی، نیروهای اجتماعی، شرایط سیاسی و انتخابهای سیاستی شکل میگیرند. هویتهایی مانند یونانی یا ترک طبیعی نیستند، بلکه ساختهشدهاند.
🔹از نظر استورم، قدرت ملیگرایی در همهجایی بودن آن نهفته است. تقریباً هیچ فعالیت فرهنگی وجود ندارد که به نوعی بر اساس خطوط ملی سازماندهی نشده باشد: هنر، ادبیات، موسیقی، آشپزی، پوشش، استانداردسازی زبانها و مدیریت موزهها همگی تحت تأثیر ملیگرایی هستند. ملیگرایی چنان در زندگی روزمره نفوذ کرده که رهبرانی مانند مودی و ترامپ به راحتی میتوانند از آن بهرهبرداری کنند.
💢ریشههای تاریخی ملیگرایی
🔹 استورم ریشههای ملیگرایی را در انقلابهای آتلانتیک قرن هجدهم میداند. ایدههای انقلاب فرانسه و تأکید آن بر حاکمیت مردمی به سرعت گسترش یافت. جنگهای ناپلئونی نیز با الهامبخشی به ساخت دولتها و نوشتن قانوناساسی، به رشد ملیگرایی کمک کرد. مقاومت در برابر سلطه خارجی نیز نقش مهمی در شکلگیری هویتهای ملی، مانند لهستان یا کشورهای مستعمره، داشت.
🔹از سال ۱۸۱۵ به بعد، ملیگرایی رمانتیک که ملت را به عنوان یک وطن فرهنگی تصور میکرد، در مناطق آلمانیزبان اروپا ریشه دواند. در قرن نوزدهم، ملیگرایی فرهنگی در اروپای مرکزی جذابیت زیادی داشت، جایی که نهادهای سیاسی کمتر توسعه یافته بودند و نمیتوانستند کانون هویت ملی باشند. استورم این ایده قدیمی را به چالش میکشد که ملیگرایی نیاز به یک طبقه متوسط تجاری دارد. در واقع، در کشورهایی مانند آلمان و ژاپن، ملیگرایی اغلب توسط نخبگان اشرافی یا اقتدارگرا پیش برده شد.
💢ملیگرایی در عصر جهانیسازی
🔹استورم روایت متعارف را دنبال میکند که بحران ژئوپلیتیک جنگ جهانی اول و سپس استعمارزدایی، سیستم دولتملتها را در سراسر جهان تثبیت کرد. اگرچه به نظر میرسد تغییرات نئولیبرالی دهه ۱۹۷۰ و افزایش تجارت، جریانهای مالی جهانی و مهاجرت، ملیگرایی را تضعیف کرد اما استورم استدلال میکند که حتی در این دوره، کشورها از فناوریهای جهانیسازی برای انتشار فرهنگ ملی خود استفاده میکردند، نه برای از بین بردن آن.
🔹در روایت استورم، دولتملت قابل شبیهسازی است، اما کشورها محتوای یکسانی از ملت ندارد. ملیگرایی در کشورهایی مختلف به شکلهای بسیار متفاوتی ظاهر میشود. به عنوان مثال، ملیگرایی روسیه تحت رهبری پوتین محصول شکاف بین تصور کشور از خود و قدرت واقعی آن است، در حالی که ملیگرایی آمریکایی پس از جنگ سرد با اعتماد به نفس و امید به جهان نگاه میکرد. این تفاوتها برای درک نحوه تصور کشورها از گذشته، پروژههای فرهنگی آنها و رفتارشان در عرصه ژئوپلیتیک اهمیت دارد.
🌐https://institutetehran.com/art/295
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👌2
#تحلیل_کوتاه
🔹گزارش CNN از تمایل عربستان برای میانجیگری میان ایران و آمریکا، تحلیلها و گمانهزنیهای مختلفی از امکان و احتمال چنین رویدادی را به میان آورده است. این موضوع بویژه با میانجیگری ریاض میان آمریکا و روسیه بر سر اوکراین و همچنین نشست مشترک رهبران عرب درباره جنگ غزه که روز جمعه ۲۱ فوریه در عربستان برگزار شد، میتواند روند میانجیگری پادشاهی سعودی را به تنش ایران و آمریکا هم مرتبط سازد.
🔸این شبکه آمریکایی ۱۴ فوریه در گزارشی با اشاره به تمایل عربستان برای میانجیگری میان ایران و آمریکا نوشت: ریاض منافع و نگرانیهای همزمانی برای پرداختن به این مسئله دارد. پادشاهی سعودی نگران است پس از تضعیف متحدان منطقهای ایران که برای مدتها به عنوان عامل بازدارنده تلقی میشدند، تهران در راه دستیابی به تسلیحات هستهای گام بردارد. عربستان امیدوار است بتواند از روابط نزدیک خود با دونالد ترامپ برای ایجاد پل دیپلماتیک میان ایران و آمریکا استفاده کند.
🔸البته در گزارش سیانان مشخص نشده است که آیا عربستان سعودی در این زمینه پیشنهاد رسمی ارائه کرده است یا خیر، اما اقدامات ریاض در راستای تقویت روابط با ایران را میتوان تضمینی برای گذاشتن یک صندلی جدید بر سر میز مذاکره دید.
🔸اما آنچه می تواند این میانجیگری را عملی سازد، میزبانی عربستان از دو طرح صلح بزرگ در سطح منطقهای و جهانی یعنی صلح غزه با حضور رهبران عرب و بویژه صلح اوکراین میان روسای جمهور آمریکا و روسیه در ریاض است. موفقیت این میانجیگری شانس عربستان بهعنوان بازیگر اقتصادی بهتازگی بیطرف در منازعه ایران و آمریکا را افزایش میدهد.
🔸عربستان در سیاست خارجی جدید خود به دنبال تنوع بخشیدن به متحدان در سطح منطقهای و بینالمللی است و برای دستیابی به آن انعطاف پذیری و عملگرایی را در زمانهایی که لازم باشد به کار خواهد گرفت. همچنین نگرانیهای ریاض از افزایش سطح تهدیدات در منازعه ایران و آمریکا می تواند یکی از انگیزههای جدی ریاض برای میانجیگری در این کشمکش بزرگ باشد.
🔸از این زاویه می توان احتمال میانجیگری عربستان را حول دو محور اصلی تبیین کرد:
💢ادراک تهدید از منازعه ایران و آمریکا
🔸پروژه اقتصادی عربستان تحت عنوان چشم انداز ۲۰۳۰ را باید نقشه راه سیاست خارجی ریاض در برهم کنش منطقه ای مورد ارزیابی قرار داد. این تغییر اولویت باعث تغییر چشم انداز خاورمیانهای پادشاهی شده و در نتیجه نسبت معناداری با مقوله امنیت و ثبات در غرب آسیا دارد. تصاعد تنش میان ایران و آمریکا و از کنترل خارج شدن آن به شکل سناریوی حمله به تاسیسات هستهای ایران و متقابلا پاسخ ایران میتواند فضای پر از عدم قطعیتی را متوجه منطقه و در راس آنها عربستان و شورای همکاری خلیج فارس کند. این مسئله بخصوص با توجه به سطح پیشرفته برنامه هستهای ایران و در چشم انداز قرار نداشتن مذاکرات و توافق میان تهران و واشنگتن، میتواند انگیزههای ریاض برای میانجیگری را تشدید کند. بویژه که اعلام تمایل به میانجیگری میان ترامپ و ایران راهی است تا سعودی به طور ضمنی نشان دهد همراه سیاست فشار حداکثری علیه تهران نیست.
💢جایگاهیابی در صلح سازی
🔸دومین انگیزه ریاض از احتمال میانجیگری میان ایران و آمریکا به مقوله صلحسازی و جایگاهیابی در فرآیندهای دیپلماسی منطقه ای مرتبط است. فراتر رفتن از محدودیتهای سنتی قدرت میتواند از مسیر چانه زنی در شکافها و کشمکشهای بینالمللی میسر شود و برای یک کشور اعتبار و پرستیژ بینالمللی به همراه آورد. تصویری که کشورها تلاش میکنند با ایجاد مدل های نرمافزاری؛ ضمن بهبود تصویر جهانی از خود، زمینه ارتقای سایز قدرت در مقوله قدرت نرم را فراهم آورند.
🔄مطالب مرتبط:
▫️کنفرانس العلا و چالش های نوظهورِ اقتصادهای نوظهور
▫️دولتهای خلیج فارس و بازگشت فشار حداکثری ترامپ علیه ایران
▫️سیاستهای احتمالی ترامپ در قبال ایران
🌐https://institutetehran.com/art/296
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👏3👌3
#تحلیل_کوتاه
🔹 ارتش روسیه با وجود فشارها و تلفات سنگین، به آرامی در حال تصرف مناطق شرقی اوکراین و بازپسگیری کورسک است. از سوی دیگر، با روی کار آمدن ترامپ و تغییر سیاستهای آمریکا نسبت به اوکراین، مذاکرات اولیهای بین آمریکا و روسیه در عربستان برای صلح انجام شد. یکی از مهمترین چالشهای این مذاکرات، عدم مشارکت اوکراین و کشورهای اروپایی در آن بود. کنفرانس امنیتی مونیخ تفاوتها در دیدگاه اروپاییها و آمریکاییها در خصوص صلح را نمایانتر کرد و با تحقیر اخیر زلنسکی در آمریکا این اختلاف نظر به اوج خود رسیده است.
💢وضعیت میدانی
🔸در شرق اوکراین، روسیه از سه محور شمال شرقی (منطقه خارکیف و لیمان)، شرق (محور پوکروفسْک) و جنوب شرقی (محور اوریخیو) به پیشروی آرام خود ادامه میدهد. در محور پوکروفسک، ارتش اوکراین به دلیل شکستهای متعدد، سه بار فرمانده این محور را تغییر داده است، اما همچنان نتوانسته مانع پیشروی نیروهای روسی شود. در حال حاضر، ارتش روسیه به دروازههای شهر راهبردی پوکروفسک نزدیک شده و انتظار میرود در ماههای آینده این شهر تحت تصرف روسیه درآید. در محور کورسک نیز نیروهای روسی پیشروی اندکی داشته و روستای سِردیلْکوو را بازپسگرفتهاند؛ اما شهر اصلی این منطقه، یعنی سودژا، همچنان تحت کنترل نیروهای اوکراینی قرار دارد.
💢مواضع سیاسی و مذاکرات صلح
🔸اظهارات مقامات در کنفرانس مونیخ نشاندهنده اختلافات عمیق بین اروپا و آمریکا در مورد چگونگی تحقق صلح در اوکراین بود. در حالی که اروپاییها از لزوم قدرتمند بودن اوکراین برای تحقق صلح پایدار سخن گفتند، آمریکاییها ضرورت پذیرش شکست و واگذاری مناطق اشغال شده برای تحقق صلح را یادآور شدند. زلنسکی، بعد از یک مقاومت کوتاه در برابر قرارداد پیشنهادی آمریکا در مورد معادن اوکراین، از احتمال واگذاری منابع و معادن غنی اوکراین به آمریکا در ازای دریافت تضمینهای امنیتی سخن گفته است با این حال مقامات آمریکایی بر لزوم واگذاری این معادن به منظور جبران هزینههای انجام شده تأکید دارند. همچنین، اروپاییها و زلنسکی بر ضرورت ایجاد نیروی نظامی قوی و توان دفاعی «اروپایی» تأکید کردند که نشاندهنده از دست رفتن امید آنها به حمایت ایالات متحده است.
🔸مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا، با درک نگرانی اروپاییها از حذف شدنشان از روند صلح به آنها اطمینان داده بود که مذاکرات فعلی آمریکا و روسیه در خصوص روابط دو جانبه و همچنین جدیت روسیه در مذاکرات صلح است و اگر مذاکرات «واقعی» صلح آغاز شود، اوکراین و کشورهای اروپایی نیز در آن حضور خواهند داشت. اما رویدادهای اخیر این گمان را تقویت کرده که هدف اصلی مذاکرات روسیه و آمریکا در ریاض، رسیدن به توافقی کلی درباره آتشبس در اوکراین بدون حضور طرفهای اوکراینی و اروپایی بود.
💢اهداف و پیامدهای نشست ریاض
🔸دیدار هیئتهای آمریکایی و روسی در شرایطی انجام شد که زلنسکی نیز همزمان در عربستان حضور داشت اما در مذاکرات شرکت نکرد. به نظر میرسد مهمترین هدف این دیدار تعیین خطوط کلی توافق و اعمال منافع آمریکا و روسیه بدون توجه به اوکراین و اروپا بوده است. این دیدار اگرچه انتظار چندانی از این دیدار نمیرفت نویدبخش آغاز مذاکرات صلح بود اما اکنون با جنجال دیدار زلنسکی با ترامپ اوضاع بسیار پیچیدهتر شده است. دیدار هيئتها در ریاض افزایش احساس تهدید اروپاییها از سوی روسیه و آمریکا را در پی داشت و با رفتار اخیر آمریکایی ها با زلنسکی این احساس تشدید شده است؛ چرا که آنها گمان میکنند آمریکا دیگر حمایتی از آنها نمیکند.
🔸دیدار ریاض و دیدار ترامپ و زلنسکی نمادی از تلاش آمریکا برای تغییر رئیسجمهور اوکراین و آمادهسازی این کشور برای پذیرش شکست است. مقامات آمریکایی پیشتر بر لزوم پذیرش از دست رفتن مناطق تحت کنترل روسیه و برگزاری انتخابات ریاستجمهوری در اوکراین تأکید کردهاند که بیانگر تلاش آنها برای ایجاد تغییراتی در عرصه سیاسی اوکراین است.
💢جمعبندی
🔁مطالب مرتبط
▫️کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۵
▫️محتوای توافق معدنی آمریکا و اوکراین چیست؟
▫️حامیان اصلی اوکراین در اروپا کدام کشورها بودهاند؟
🌐https://institutetehran.com/art/297
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏2👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹پس از دستور اعمال تعرفههای ۲۵ درصدی آمریکا بر وارادات آلومینیوم و فولاد توسط ترامپ در ۱۰ فوریه که از ۱۲ مارس اجرایی خواهد شد، رئیس اتحادیه اروپا هشدار داد که این اتحادیه آماده است تا واکنشهای محکم و تلافیجویانهای نشان دهد. اروپاییها که از سال گذشته نگران انتخاب مجدد ترامپ به عنوان رئیسجمهور بودند، گزینههای مختلفی برای مقابله با جنگ تعرفهای احتمالی بررسی کرده بودند. هرچند اولویت اولیه آنها مذاکره و تلاش برای کاهش تنشها و تعرفهها بود، اما از این موضوع آگاه بودند که وقوع جنگ تجاری با ترامپ اجتنابناپذیر است و بنابراین خود را برای این وضعیت آماده کردهاند. برخی از گزینههای احتمالی برای مقابله به مثل به شرح زیر است:
💢تعرفههای تلافیجویانه
🔸در سال ۲۰۱۸، ترامپ تعرفههایی بر فولاد و آلومینیوم اعمال کرده بود که فشار زیادی بر صنایع اروپا وارد کرد. در پاسخ، اروپا اقدام به تحریم موتورسیکلتهای هارلیدیویدسون، شلوارهای جین و نوشیدنیهای الکلی آمریکایی نمود. اگرچه این اقدامات بازدارنده نبودند، اما پیامی به آمریکا ارسال کرد مبنی بر اینکه اروپا توانایی اعمال تعرفههای تلافیجویانه را دارد. اکنون، با توجه به تجربه دوره قبل، اروپاییها خود را برای مواجهه با تعرفههای تلافیجویانه آماده کردهاند و به عنوان مثال، ممکن است اقدام به اعمال تعرفه بر صنایع ماشینسازی، محصولات صنعتی و کشاورزی آمریکایی کنند. هرچند که احتمال یک تقابل سنگین در این حوزه پایین است، کشورهای اروپایی اما گزینههای مختلفی دارند که میتواند صنایع، اقتصاد و زیست مردم آمریکا را تحت فشار قرار دهد.
💢قانون ابزار ضد اجبار
🔸در اواخر سال ۲۰۲۳ اتحادیه اروپا قانونی به نام ابزار ضد اجبار (Anti-coercion instrument) تصویب کرد که به موجب آن در صورت اعمال سیاستهای اقتصادی به هدف تغییر سیاستهای اتحادیه اروپا، این اتحادیه پس از مشورت با اعضاء اقدامات تلافیجویانهای علیه کشور ثالث اعمال خواهد کرد تا آن کشور در دستیابی به هدف خود ناکام بماند. گرچه این قانون بیشتر برای چین و روسیه آماده شده بود اما امکان کاربست آن در برابر آمریکا را نیز وجود دارد. در این قانون ابزارهای متنوعی تعریف شده که در صورت ناموفق بودن مذاکره برای مقابله با سیاستهای اقتصادی طرف مقابل به کار رود. اعمال محدودیت در سرمایهگذاری شرکتهای کشور ثالث، ممنوعیت خریدهای دولتی از آن کشور، محدودیت و هدف قرار دادن شرکتهای فناوری آن کشور و ممنوعیت ارائه خدمات برای آنها از جمله ابزارهایی است که اتحادیه اروپا میتواند از آنها برای تلافیجویی استفاده کند.
💢تقویت روابط با کشورهای جهان جنوب
🔸اتحادیه اروپا از زمان جنگ اوکراین روند چندقطبی شدن نظم جهانی را به خوبی احساس کرد. بر همین اساس هم پیشبینی میکرد که روابطش با چین و آمریکا در آینده دچار تنش شود و از این رو، به دنبال گسترش و تنوعبخشی به اقتصاد خود از طریق تقویت روابط با کشورهای جهان جنوب بوده است. این اتحادیه اکنون به طور ویژه تمرکز خود را بر تقویت روابط با هند، اتحادیه مرکوسور در آمریکای جنوبی و کشورهای جنوب شرق آسیا معطوف کرده است تا بتواند کمبودهای ناشی از کاهش روابط اقتصادی با چین و آمریکا را از طریق این کشورها جبران کند. شروع مذاکرات با هند از سال ۲۰۲۲ برای قرارداد تجارت آزاد با این کشور از جمله مصادیق این رویکرد است. به جز این مورد، اتحادیه اروپا تاکنون اقدامات مختلفی برای حفظ و تقویت این روابط انجام داده و انتظار میرود در صورت تداوم اعمال تعرفه بر کالاهای اروپایی، کالاهایی که پیش از این به آمریکا ارسال میشد، به این مناطق از جهان منتقل شود.
💢جمعبندی
🔁مطالب مرتبط
▫️اتحاد فراآتلانتیک رو به احتضار است. پس از آن چه چیزی در انتظار اروپا است؟
▫️رویکرد ضدلیبرالی ترامپ: تاثیر منفی راهبرد «اول آمریکا» بر مزیت آمریکا
🌐https://institutetehran.com/art/298
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2😁1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹پارلمان عراق در حالی قانون عفو عمومی را تاریخ ۲۱ژانویه ۲۰۲۵ به تصویب رساند که گمانهزنیها از سمت مخالفان این قانون در خصوص آزادی تروریستها در حال تقویت است. عفو عمومی در عراق از معدود قوانینی است که موافقت روسای چهار گانه عراق را به طور کامل کسب کرده بود. یکی مهمترین عواملی که مسبب این حمایت بود فعالیتهای حزب تقدم برای تبدیل کردن این قانون به موضوع حیثیتی در خیابانهای عراق بود.
🔸در انتخابات ۲۰۲۳ مجالس استانی و انتخابات پارلمانی ۲۰۲۱ حزب تقدم بیش از سایر احزاب سنی وعده تصویب عفو عمومی را داده بود و به نوعی پیشتازی این حزب از سایر احزاب سنی، به تکاپو واداشتن خیابان در کنار کمپینسازیها در فضای مجازی و سایر بسترهای رسانهای مرهون همین قانون عفو عمومی بود. در مرحله بعدی و در واقع پس از پیروزی در دو انتخابات مذکور، حزب تقدم مسئله عفو عمومی را از حالت حزبی به بازی قومیتی تبدیل کرد. به عنوانی مسئله عفو عمومی دیگر محصور به دغدغه طرفداران حزب تقدم نبود بلکه به موضوع حیاتی برای سنیها تبدیل شد. این مرحله در زمانی به کار گرفته شد که جناح مقابل حزب تقدم و رقیب اصلی محمد الحلبوسی، حزب السیاده دنبال سیاستی رفته بود که بیشتر عنوان خود تخریبی را به خود اختصاص میداد.
🔸حزب السیاده به رهبری خمیس الخنجر در جایی که باید از موضوع عفو عمومی نهایت استفاده را میبرد در صدد موضوع حساس انحلال کمیته گرایش به حزب بعث (اجتثاث البعث) بر آمد. اصرار خمیس الخنجر بر این قانون سبب شد تا توسط همین کمیته احضار شود و برای مدتی از فعالیتهای سیاسی منع شود. در مقابل، حزب تقدم به دلیل اینکه عفو عمومی را به موضوع حیثیتی اهل سنت تبدیل کرده بود به تمام فراکسیونهای حاضر در پارلمان اعلام کرد تا زمانیکه قانون عفو عمومی در دستور کار پارلمان قرار نگیرد در جلسات آتی شرکت نخواهد کرد.
🔸تحریم جلسات پارلمان از سوی حزب تقدم به حدی جدی بود که پارلمان چندین جلسه به علت عدم کسب حدنصاب ساقط شده بود. در همین حین، حزب تقدم با استفاده از ابزارهای رسانهای خود عفو عمومی را از حالت قومیتی خارج کرد و آن را ابتدا به شیعیان و سپس به تمام عراقیها تعمیم داد. از این طریق، توانست مسئله تماما جناحی و قومیتی را آنچنان عادی جلوه دهد تا راه تصویب (و نه اجرا) را بدون دردسر و بحران بگذراند.
🔸برخلاف تصور آنچه که در رسانهها رواج داشت قانون عفو عمومی برای شیعیان نیز کاربردی است چون آزادی برخی متهمان از گروههای مقاومت و جریان صدر را ضمانت خواهد کرد. اما نباید اجرای این قانون را در چشمانداز کوتاه مدت تحلیل کرد. حتی با وجود تعهد احزاب و سران قبایل سنی و دستگاه قضایی عراق مبنی بر عدم آزادی تروریستها، دولت، ارتش، الحشد الشعبی و نهادهای امنیتی عراق موظف هستند تا رصد و پایش شبانهروزی به منظور پیشگیری از ایجاد و رشد گروهکهای تروریستی به واسطه برخی عفوشدگان را ادامه دهند.
🔸اجرای قانون عفو عمومی میتواند بستر مناسبی برای جلب آرا در انتخابات آتی را فراهم کند. در مناطق چند قومیتی عراق مانند استان کرکوک، موصل، دیالی که ممزوج از جمعیت فیلی، سنی، شیعی و مسیحی هستند زمین بازی احزاب شیعی خواهد بود. به عنوان مثال، در انتخابات ۲۰۲۳ مجالس استانی عراق به وضوح شاهد فعالیت جنبش الصادقون به رهبری قیس الخزعلی و جنبش بابلیون به رهبری ریان الکلدانی که برای جذب آرای خاکستری در مناطق چند قومیتی عراق تلاش میکردند، بودیم. بنابراین از طریق این قانون نیز گروهها و احزاب سیاسی شیعی میتوانند پایگاههای ثابت رای سایر احزاب را تضعیف کنند.
🔸روی مقابل این استدلال، ائتلاف دولت القانون به رهبری نوری المالکی و مجلس الاعلی به رهبری همام حمودی هستند که بارزترین مخالفان تصویب قانون عفو عمومی بودند. هر دو گروه ادعا داشتند تصویب چنین قانونی با توجه به شرایط کنونی منطقه، عراق را وارد بحران خواهد کرد. لذا هر دو حزب میتوانند آرای بخشی از مردمی که با نظرات رهبرانشان همپوشانی دارند، جذب کنند.
🌐https://institutetehran.com/art/299
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و کمیسیون نظامی این کمیته در سال 2003 مفهوم جنگهای سهگانه را به عنوان یکی از دستورالعملهای سیاسی ارتش این کشور تصویب کردند. در این دستورالعمل ذکر شده است که سه جنگ عبارت از جنگ افکار عمومی، جنگ روانی و جنگ قانونی است.
🔸جنگهای سه گانه هرکدام شباهت زیادی به یکدیگر دارند و ارتباط آنها به اندازهای نزدیک است که نمیتوان مرزهای روشنی بین آنها قائل شد. این سه جنگ با فرهنگ استراتژیک چین مبتنی بر تیان شیا (Tianxia) هماهنگ است. تیان شیا ریشه در نگاه تاریخی چین در زمان امپراتوری ژو دارد که بر عواملی مانند حکمرانی مشروع (جنگ افزار قانونی) و برتری فرهنگی به منظور اشاعه ارزشهای فرهنگی (جنگ افزار افکار عمومی) چین در جهت تقویت روحیه در داخل و کاهش روحیه دشمن استوار است. بر این اساس چین به دنبال این است که روایتهای بینالمللی را به نفع خود تغییر دهد؛ بر دولت و ارتش تایوان فشار روانی وارد کند و با استفاده از استدلالهای قانونی، مشروعیت بیشتری برای ادعاهای ارضی خود ایجاد کند.
🔸هدف از جنگ روانی تضعیف توانایی دشمن در انجام عملیات نظامی از طریق عملیاتهایی است که به هدف جلوگیری، شوک و کاهش روحیه نیروهای نظامی دشمن و جمعیتهای غیرنظامی حامی آنها انجام میشود و این کار با استفاده از تبلیغات از طریق تلویزیون، اینترنت و تاکتیکهای معمول شامل تهدید از طریق رزمایشها و نمایش قدرت نظامی صورت میگیرد. هدف از جنگ افکار عمومی تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی و بینالمللی است تا از این طریق از اقدامات نظامی چین حمایت کند و دشمن را از انجام اقداماتی که مغایر با منافع چین باشد منصرف کند.
🔸جنگ قانونی از قوانین بینالمللی و داخلی برای ادعای برتری قانونی یا تحقق منافع چین استفاده میکند. این استراتژی میتواند برای محدود کردن آزادی عمل دشمن و شکل دادن به فضای عملیاتی به کار رود. همچنین، از آن برای جلب حمایت بینالمللی و مدیریت تبعات سیاسی اقدامات نظامی چین استفاده میشود. این جنگ همچنین به جلوگیری از مداخله طرفهای سوم در یک منازعه و قرار دادن دشمن در وضعیت منفعل میپردازد.
🔸در جهت استفاده از جنگ قانونی در مقابل تایوان، چین اقدام به افتتاح نخستین مرکز داوری برای حلوفصل اختلافات دریایی و تاسیس نخستین دادگاه ویژه رسیدگی به پروندههای دریایی مرتبط با تایوان در استان فوجیان کرد. تحت تاثیر این عوامل چین مدل کینمن (Kinmen Model) را ارائه کرد که به کنترل و اعمال حاکمیت و حقوق اجرایی تدریجی در مناطقی خاص از تنگه تایوان، بهویژه جزایر کوچک نزدیک به سواحل چین را افزایش میدهد. این مدل نام خود را از جزایر کینمن گرفته است که در نزدیکی سواحل استان فوجیان چین قرار دارند اما تحت کنترل تایوان هستند.
مدل کینمن میتواند در آینده به جزایر ماتسو، پنگهو که تحت کنترل تایوان هستند و کل تنگه تایوان تعمیم داده شود. علاوه براین، اصلاحات در قانون گارد ساحلی چین 15 ژوئن2024 امکان توقیف کشتیهای خارجی در آبهای سرزمینی و مجاور چین و همچنین بازداشت اتباع خارجی مظنون را فراهم کرده است.
🔸همزمان با جنگ قانونی، چین از جنگ روانی نیز علیه تایوان استفاده میکند. تحت تاثیر این امر گارد ساحلی چین گشتهای خود را در اطراف تایوان افزایش داده و در اکتبر ۲۰۲۴ طی رزمایش نظامی «شمشیر مشترک بی۲۰۲۴» جزیره را محاصره کرد و در ادامه چین، سیاستمداران تایوانی مانند پوما شن (Puma Shen) و رابرت تساو (Robert Tsao) را تحریم کرد و آنها را در لیست «جداییطلبان تایوانی» قرار داد. همچنین هواپیماهای نظامی چین در سال 2024 بیشترین تعداد عبور از خط میانه را در مقایسه با هر سال دیگر ثبت کردند که این امر نشان از تلاش فزاینده چین در افزایش جنگ روانی بر علیه تایوان میباشد.
🔸همچنین در ارتباط با جنگ افکار عمومی بر علیه تایوان، چین از رسانههای خود برای تأکید بر «یک چین واحد» و مشروعیت خود در حاکمیت بر تایوان استفاده میکند و تلاش میکند افکار عمومی جهانی را به نفع خود متمایل کند و با تولیدات رسانهای مانند فیلم «نبرد در دریاچه چانگجین» (The Battle at Lake Changjin ) بر تجلیل از دستاوردهای حزب کمونیست چین و یکپارچکی چین و تایوان تاکید کند.
🌐https://institutetehran.com/art/300
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2👎2👌2
♦️وولفگنگ ایشینگر
📝فارن افرز
#تهران_ریویو
🔹جلسه فاجعهبار ولادیمیر زلنسکی با دونالد ترامپ و جی دی ونس در کاخ سفید لحظه فرارسیدن حقیقت برای ائتلاف غربی بود. ترامپ با پایاندادن به پشتیبانی آمریکا در جنگ نه فقط اوکراین را متزلزل ساخته؛ بلکه روابط فراآتلانتیک را به عنوان مفروض اساسی پس از جنگ جهانی دوم با پرسش مواجه کرده است. در پایتختهای اروپایی هراس رخنه کرده است. برخی از سیاستگذاران و تحلیلگران صحبت از پایان ناتو یا پایان غرب میکنند. آنها از مقاصد ایالات متحده وحشت کردهاند: آیا واشنگتن میخواهد بقای درازمدت اوکراین را به عنوان کشوری مستقل و آزاد تضعیف کند؟ آیا ترامپ تلاش میکند که راهبرد "معکوس کیسینجر" را اجرا کرده و به عکس کیسینجر که برای مهار شوروی به چین نزدیک شد، برای مهار چین به روسیه نزدیک شود؟
🔸چالش کنونی برای غرب دلهرهآور است؛ اما این ائتلاف در گذشته از تردیدهای قوی دیگری نیز نسبت به این ائتلاف عبور کرده است. پس از پایان پیمان ورشو، در اوایل دهه ۱۹۹۰ برخی طرفدار انحلال تدریجی ناتو بودند. با این حال از زمانی که روسیه در دو دهه گذشته در مسیر تجدیدنظرطلبی قرار گرفت (مخصوصاً از ۲۰۱۴ که کریمه را تصاحب و دونباس را اشغال کرد) ناتو نه تنها دوام بلکه گسترش یافته و امروز به لحاظ انسجام، تعداد اعضا و بازدارندگی تقویت شده است. با این حال دولت ترامپ مسئله اعتماد را بوجود آورده است و برای نخستین بار اروپاییها مطمئن نیستند که ایالات متحده به ناتو و نقش رهبری آمریکا در آن متعهد خواهد بود یا خیر.
🔸ایالات متحده از اینکه اروپا را رها کند تا با روسیه به توافق برسد، آگاه است. پس از الحاق کریمه به روسیه و اشغال شرق اوکراین در ۲۰۱۴، واشنگتن تصمیم گرفت تا مواجه با مسکو را به کشورهای اروپایی واگذار کند. ابزار کلیدی در این امر فرایند مینسک (گفتگوهایی برای آتشبس در شرق اوکراین) و به اصطلاح نورماندی چهار (Normandy Four) بود که از فرانسه، آلمان، روسیه و اوکراین تشکیل میشد و از ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲ چندین نوبت با یکدیگر ملاقات داشتند. متاسفانه فرایند مینسک و نورماندی شکست خورد و خلأ رهبری آمریکا روسیه را تشویق کرد تا تنش را شدت بخشد که در نهایت منجر به اشغال اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ شد.
🔸به نفع منافع اروپاست که از تعامل راهبردی ایالات متحده استقبال کند. این تعامل در راستای چرخش بزرگ واشنگتن از اروپا به سمت چین است؛ اما برای موفقیت، هر دو سوی آتلانتیک باید شکاف اعتماد میان خود را پر کنند. اگر چنین کاری انجام شود، تنها چالش اصلی پیداکردن راهی برای تضمینکردن و اجرای یک توافق بادوام در اوکراین خواهد بود. اول از همه، اوکراین باید در این توافق شرکت کند و نیاز دارد تا مطمئن شود نتیجه آن منصفانه است و بدعهدی نیست. بدون مشارکت فعال اوکراین و اروپاییها تلاش دولت ترامپ برای صلح قبل از اینکه آغاز شود فرو میپاشد. به همین دلیل به نفع آمریکا است که روابط خود را با زلنسکی و رهبری اوکراین بعد از جلسه ۲۸ فوریه در کاخ سفید بهبود بخشد.
🔸از همه مهمتر، نیازی وافر به شکل جدیدی از رهبری اروپایی احساس میشود. قدرتهای اروپا برای منافع امنیتی حیاتی خود و بازسازی این ائتلاف فرسوده باید نشان دهند که قادرند بار بیشتری را برای ارتقای قدرت جمعی ائتلاف بر دوش کشند. فرانسه، آلمان، لهستان و دیگر همسایگان موافق باید ابتکار دفاعی مهمی را راه اندازی کنند و گروهی مرکزی از قدرتها را شکل دهند که در مسائل امنیتی آماده باشد با یک صدای واحد صحبت کند. این اتحادیه دفاع اروپایی باید بر اساس نظام تصمیمگیری اکثریتی عمل کند و مشارکت نزدیک بریتانیا را نیز تا حد ممکن در بر میگیرد. اهداف اصلی این ابتکار میتواند شامل ایجاد بازار دفاعی واحد و منسجم و زنجیره عرضه، تجهیزات نظامی، تدارکات و توسعه و تمرین مشترک نیروهای نظامی باشد.
🔄مطالب مرتبط
▫️گزینههای اروپا برای پاسخ به وضع تعرفههای جدید توسط ترامپ
▫️وضعیت میدانی نبرد در اوکراین و طرحهای مذاکراتی روسیه و آمریکا
▫️اتحاد فراآتلانتیک رو به احتضار است. پس از آن چه چیزی در انتظار اروپا است؟
🌐https://institutetehran.com/art/301
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2👌1
♦️پشت پرده حمایت نتانیاهو از دروزیهای سوریه
◼️ مجله البیان- عربستان
📝حسن الرشیدی
#رویة_العربیة
🔸اسرائیل بهتازگی اعلام کرده که اجازه نخواهد داد نیروهای «هیئة تحریر الشام» یا «ارتش جدید سوریه» به جنوب دمشق پیشروی کنند. نتانیاهو خواستار خلع سلاح این نیروها در مناطق قنیطره، درعا و سویدا شده است. این موضعگیری در حالی صورت میگیرد که بحران جنگ غزه و فشارهای داخلی ناشی از آن همچنان ادامه دارد؛ از یک سو جناح راست افراطی بر تداوم جنگ و آوارهسازی فلسطینیان تأکید میکند، و از سوی دیگر بخش اعظم صهیونیستها خواهان ادامه توافق با حماس و آزادی اسرا هستند.
🔹همزمان، اسرائیل جنگی را در کرانه باختری علیه گروههای مقاومت فلسطینی به راه انداخته و شهرکنشینان شمال فلسطین نیز تا تعیین تکلیف جنگ با حزبالله، از بازگشت به خانههای خود خودداری میکنند. در میانه این بحرانها، نتانیاهو جبهه جولان را نیز دچار تنش کرده و در امور سوریه دخالت میکند. این در حالی است که حکومت جدید سوریه همواره تلاش داشته تا با پرهیز از درگیری مستقیم با اسرائیل، ثبات خود را حفظ کند؛ اما نکته تعجببرانگیز اینجاست که ارتش اسرائیل از زمان ورود نیروهای تحریر الشام به دمشق، اقدام به تضعیف قدرت نظامی سوریه کرده است. اسرائیل با اشغال منطقه حائل در بلندیهای جولان، دامنه تجاوزات خود را به اطراف دمشق، قنیطره و درعا گسترش داده است. اکنون، اسرائیل مسیر دمشق-بیروت و برخی راههای داخلی لبنان، ازجمله مسیر بقاع-جنوب را در کنترل خود دارد.
💢رژیم و واقعیت پیرامون
🔹از زمان تأسیس، این رژیم احساس کرده است که توسط دشمنان همسایه عربی احاطهشده که با موجودیت و پروژههای توسعهطلبانه و استعماری آن مخالف هستند؛ بنابراین، این رژیم تلاش کرده است تا این محاصره را تضعیف نموده و با شکست مواجه نماید. استراتژی امنیت ملی این رژیم بر دو اصل استوار است: اول، تقویت احزابی که از حمایت کشورهای هممرز با جهان عرب مانند ترکیه، ایران و اتیوپی برخوردار هستند و دوم، راهبرد درونی که بهعنوان «استراتژی تفرقهاندازی» شناخته میشود و با هدف کاشت بذر تفرقه، میان اقلیتهای قومی، مذهبی و دینی در داخل کشورهای عربی به کار بسته میشود.
🔹بن گوریون، اولین نخستوزیر اول اسرائیل طی پیامی که به رهبران ارتش و دستگاههای امنیتی خود، بر لزوم استفاده از نقاط ضعف کشورهای عربی، بهویژه در روابط گروهها و اقلیتها، تأکید کرده است. مطابق دستور او، دستگاههای اسرائیلی موظفند ارتباطات خود را با سران اقلیتهای منطقه برقرار کنند. «آبا ایبان»، وزیر امور خارجه اسبق اسرائیل نیز در کتاب خود گفته است عربها همیشه در تفرقه زندگی کردهاند و وحدتهایشان بیشتر به زور اسلحه بوده است.
🔹اکنون آن استراتژی در حال احیاء است. یک روز پس از سقوط اسد، نتانیاهو با ارسال پیامی به دروزیهای سوریه دست دوستی بهسوی آنها دراز کرد و آنها را برادران دروزی خود و برادران دروزیهای اسرائیل خواند. این اقدام یادآور سیاستهای اسرائیل در دهه ۱۹۷۰ است که به حمایت از تشکیل یک دولت دروزی بهعنوان «دولت حائل» میان اسرائیل و سوریه اشاره داشت. همچنین، وزیر خارجه اسرائیل، در ارزیابی تحولات پس از جنگ لبنان و سقوط نظام سوریه، بر لزوم گسترش روابط اسرائیل با اقلیتهای منطقهای چون کردها و دروزیها تأکید کرد و این ارتباطات را از نظر سیاسی و امنیتی مفید دانست.
💢نقش و برنامههای دروزیها
🔹دروزیهای سوریه، حدود سه درصد از جمعیت، معادل ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر هستند که عمدتاً در مناطق سویدا، ارتفاعات جولان و اطراف دمشق سکونت دارند. با آغاز اعتراضات سوریه، دروزیها به دو گروه حامی و مخالف اسد تقسیم شدند. پس از سقوط سوریه و به قدرت رسیدن احمد شرع، دروزیها در ابتدا موضع مشکوکی نسبت به حکومت جدید داشتند و حتی از ورود نیروهای دولت جدید به مناطقشان جلوگیری کردند. در این شرایط، ولید جنبلاط، رهبر دروزیهای لبنان، شیخ عقل، رهبر دروزیهای مخالف اسد را به دمشق برد تا با احمد شرع دیدار کند.
✅ آنچه باعث ابهام بیشتر در فهم جهتگیری دروزیهای سوریه میشود، اقدامات و اظهارات رهبر آنها است. یک روز پیش از سخنان نتانیاهو، شورای نظامی در سویدا، متشکل از تعدادی از گروههای مسلح برگزار و پرچم دروزیها در این استان به اهتزاز درآمد. همچنین در ویدئویی که اخیرا از رهبر دروزیهای سوریه منتشر شده است، شیخ عقل بهصورت ضمنی از دولت سوریه انتقاد کرده و اعلام میکند مردم سوریه با بازگشت فساد و استبداد تحت هر عنوانی مخالف هستند. بهنظر میرسد وقایع روزهای آتی بیش از پیش نیت دروزیها و ارتباط آنها با اسرائیل را آشکار کند.
🔄مطالب مرتبط
▫️شبهخودگردانی کشورها و مناطق فاقد حکمرانی
▫️ اسرائیل و سوریه مطلوب
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/302
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️ مجله البیان- عربستان
📝حسن الرشیدی
#رویة_العربیة
🔸اسرائیل بهتازگی اعلام کرده که اجازه نخواهد داد نیروهای «هیئة تحریر الشام» یا «ارتش جدید سوریه» به جنوب دمشق پیشروی کنند. نتانیاهو خواستار خلع سلاح این نیروها در مناطق قنیطره، درعا و سویدا شده است. این موضعگیری در حالی صورت میگیرد که بحران جنگ غزه و فشارهای داخلی ناشی از آن همچنان ادامه دارد؛ از یک سو جناح راست افراطی بر تداوم جنگ و آوارهسازی فلسطینیان تأکید میکند، و از سوی دیگر بخش اعظم صهیونیستها خواهان ادامه توافق با حماس و آزادی اسرا هستند.
🔹همزمان، اسرائیل جنگی را در کرانه باختری علیه گروههای مقاومت فلسطینی به راه انداخته و شهرکنشینان شمال فلسطین نیز تا تعیین تکلیف جنگ با حزبالله، از بازگشت به خانههای خود خودداری میکنند. در میانه این بحرانها، نتانیاهو جبهه جولان را نیز دچار تنش کرده و در امور سوریه دخالت میکند. این در حالی است که حکومت جدید سوریه همواره تلاش داشته تا با پرهیز از درگیری مستقیم با اسرائیل، ثبات خود را حفظ کند؛ اما نکته تعجببرانگیز اینجاست که ارتش اسرائیل از زمان ورود نیروهای تحریر الشام به دمشق، اقدام به تضعیف قدرت نظامی سوریه کرده است. اسرائیل با اشغال منطقه حائل در بلندیهای جولان، دامنه تجاوزات خود را به اطراف دمشق، قنیطره و درعا گسترش داده است. اکنون، اسرائیل مسیر دمشق-بیروت و برخی راههای داخلی لبنان، ازجمله مسیر بقاع-جنوب را در کنترل خود دارد.
💢رژیم و واقعیت پیرامون
🔹از زمان تأسیس، این رژیم احساس کرده است که توسط دشمنان همسایه عربی احاطهشده که با موجودیت و پروژههای توسعهطلبانه و استعماری آن مخالف هستند؛ بنابراین، این رژیم تلاش کرده است تا این محاصره را تضعیف نموده و با شکست مواجه نماید. استراتژی امنیت ملی این رژیم بر دو اصل استوار است: اول، تقویت احزابی که از حمایت کشورهای هممرز با جهان عرب مانند ترکیه، ایران و اتیوپی برخوردار هستند و دوم، راهبرد درونی که بهعنوان «استراتژی تفرقهاندازی» شناخته میشود و با هدف کاشت بذر تفرقه، میان اقلیتهای قومی، مذهبی و دینی در داخل کشورهای عربی به کار بسته میشود.
🔹بن گوریون، اولین نخستوزیر اول اسرائیل طی پیامی که به رهبران ارتش و دستگاههای امنیتی خود، بر لزوم استفاده از نقاط ضعف کشورهای عربی، بهویژه در روابط گروهها و اقلیتها، تأکید کرده است. مطابق دستور او، دستگاههای اسرائیلی موظفند ارتباطات خود را با سران اقلیتهای منطقه برقرار کنند. «آبا ایبان»، وزیر امور خارجه اسبق اسرائیل نیز در کتاب خود گفته است عربها همیشه در تفرقه زندگی کردهاند و وحدتهایشان بیشتر به زور اسلحه بوده است.
🔹اکنون آن استراتژی در حال احیاء است. یک روز پس از سقوط اسد، نتانیاهو با ارسال پیامی به دروزیهای سوریه دست دوستی بهسوی آنها دراز کرد و آنها را برادران دروزی خود و برادران دروزیهای اسرائیل خواند. این اقدام یادآور سیاستهای اسرائیل در دهه ۱۹۷۰ است که به حمایت از تشکیل یک دولت دروزی بهعنوان «دولت حائل» میان اسرائیل و سوریه اشاره داشت. همچنین، وزیر خارجه اسرائیل، در ارزیابی تحولات پس از جنگ لبنان و سقوط نظام سوریه، بر لزوم گسترش روابط اسرائیل با اقلیتهای منطقهای چون کردها و دروزیها تأکید کرد و این ارتباطات را از نظر سیاسی و امنیتی مفید دانست.
💢نقش و برنامههای دروزیها
🔹دروزیهای سوریه، حدود سه درصد از جمعیت، معادل ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر هستند که عمدتاً در مناطق سویدا، ارتفاعات جولان و اطراف دمشق سکونت دارند. با آغاز اعتراضات سوریه، دروزیها به دو گروه حامی و مخالف اسد تقسیم شدند. پس از سقوط سوریه و به قدرت رسیدن احمد شرع، دروزیها در ابتدا موضع مشکوکی نسبت به حکومت جدید داشتند و حتی از ورود نیروهای دولت جدید به مناطقشان جلوگیری کردند. در این شرایط، ولید جنبلاط، رهبر دروزیهای لبنان، شیخ عقل، رهبر دروزیهای مخالف اسد را به دمشق برد تا با احمد شرع دیدار کند.
🔄مطالب مرتبط
▫️شبهخودگردانی کشورها و مناطق فاقد حکمرانی
▫️ اسرائیل و سوریه مطلوب
🌐https://institutetehran.com/art/302
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👏2👌2❤1
🔵مدل رشد جدید در خلیج فارس
◼️پروجکت سیندیکیت
📝فریس السلیمان و استفن هرتوگ
#اکوتهران
🔸کشورهای خلیج فارس متاثر از تحولات ژئوپلتیک و پویاییهای بازار در موقعیت بسیار مناسبی قرار گرفتهاند. طی سه سال گذشته، صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF) توافقهای مختلفی با شرکتهای چندملیتی بزرگ برای راهاندازی تاسیسات تولیدی جدید در این کشور امضا کرده است. با این حال، باوجود ثروت نفتی کافی برای جذب سرمایهگذاران جهانی، تلاشهای قبلی در زمینه سیاست صنعتی چندان موفق نبوده است. آیا این بار تفاوت خواهد کرد؟
🔹بهبود زیرساختها و ظرفیتهای دولتی و همچنین کاهش هزینه انرژیهای تجدیدپذیر، نشانههایی است که موفقیت این سیاست صنعتی را امکانپذیر میکند. اما شاید مهمتر از همه، توانایی رو به رشد پادشاهیهای خلیج فارس در درک چشمانداز ژئواکونومیکی در حال تغییر است تا بتوانند در زنجیرههای ارزش جهانی جایگاهی پیدا کنند.
🔹به جز شرکتهای چینی، مایکروسافت به تازگی قراردادی به ارزش ۱.۵ میلیارد دلار برای سرمایهگذاری در شرکت فناوری دولتی G42 در امارات متحده امضا کرده است و شرکت کشتیساز ایتالیایی Fincantieri نیز همکاری مشترکی با یک شرکت اماراتی برای صادرات کشتیهای دریایی به شرکای غیرناتو تشکیل داده است.
💢 شکلگیری سرمایهداری دولتی
🔹این تحولات در شرایط تبدیل کشورهای منطقه به کارآفرینانی فعال رخ میدهد؛ پدیدهای که به ویژه در عربستان و امارات مشهود است. صندوقهای ثروت دولتی این کشورها در راستای سیاست صنعتی شدن و نوسازی از طریق یک مدل دولتی-سرمایهداری مشخص، دهها شرکت را در بخشهای مختلف تأسیس یا خریداری کردهاند. این شرکتها به شرکای مطلوبی برای بازیگران صنعتی خارجی تبدیل شدهاند که به دنبال ورود به بازار خلیج فارس هستند. اما با وجود منابع و ظرفیتهای عظیم دولت، باید دید در بازار انضباط کافی برای ایجاد یک استراتژی صنعتی پایدار و صادراتمحور وجود دارد یا خیر.
🔹گسترش مدل سرمایهداری دولتی در کنار تحولات ژئوپلتیک کنونی میتواند فرصتهای جدیدی را فراهم کند. چندقطبی شدن و ظهور بلوکهای جایگزینی مانند بریکس به قدرتهای متوسطی مانند عربستان و امارات این امکان را داده است که در مذاکرات قویتر ظاهر شوند و به زنجیرههای ارزش جهانی که قبلاً برایشان دست نیافتنی بود، دسترسی پیدا کنند. این پویایی جدید را میتوان در مذاکرات تجاری بین شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا و بریتانیا مشاهده کرد. میزبانی اخیر عربستان از مذاکرات مقدماتی بین هیئتهای آمریکایی و روسی، نشانهای از نقش محوری این کشورها در دولت دوم ترامپ است.
🔹این تغییرات در نظام بینالمللی، در کنار یک استراتژی صنعتی قویتر برای جذب شرکتهای چندملیتی، موجب تسریع تغییر در جریان داراییها شده است. با افزایش رقابت انرژی سبز، اتوماسیون، هزینه پایین سرمایه و تغییرات ژئواکونومیکی، سواحل غربی عربستان به یک مرکز نوظهور برای تولید خودروهای برقی تبدیل شده است. شرکتهایی مانند Foxconn، Hyundai و Lucid در حال سرمایهگذاری در تأسیسات تولیدی هستند تا بازارهای خلیج فارس، آفریقا و اروپا را در اختیار بگیرند.
🔹به همین ترتیب لنوو نیز اخیراً اقدام به راهاندازی یک مرکز تولیدی در عربستان سعودی کرده است. همچنین شاهد افزایش قابل توجهی در تعهدات سرمایهگذاری برای توسعه زیرساختهای دیجیتالی منطقه، بویژه دیتاسنترهای سبز هستیم؛ چرا که هزینههای پایین انرژی خورشیدی، زمین فراوان و اتصال سریع به بازارهای مختلف جذابیت این سرمایهگذاریها را افزایش داده است.
🔹انرژیهای تجدیدپذیر اکنون با سرعت بیشتری در اکثر مناطق به کار گرفته میشوند و این روند به کشورهای خلیج فارس کمک میکند تا بخشهای مهمی از زنجیرههای ارزش را بومیسازی کنند. در حال حاضر دو شرکت چینی تولیدکننده پنل خورشیدی در جهان، در حال برنامهریزی برای راهاندازی خطوط مونتاژ در عربستان سعودی با همکاری صندوق سرمایهگذاری عمومی هستند.
✅ با این حال، اتکا به این نوع استراتژی صنعتی بدون خطر نیست. در سطح جهانی هنوز مشخص نیست که سیاستهای صنعتی جدید چگونه عمل خواهند کرد. ایالات متحده و اروپا ممکن است اقداماتی انجام دهند تا مانع ورود محصولات چینی به بازارهای خود شوند. همچنین برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس ممکن است با چالشهایی مواجه شوند که منجر به کاهش در سرمایه و تخصص مدیریتی آنها گردد. با این وجود، ماهها و سالهای آینده میتواند بهترین فرصت برای این منطقه جهت توسعه یک مدل رشد پایدار پسانفتی باشد.
🔄مطالب مرتبط
▫️کنفرانس العلا و چالش های نوظهورِ اقتصادهای نوظهور
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/303
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️پروجکت سیندیکیت
📝فریس السلیمان و استفن هرتوگ
#اکوتهران
🔸کشورهای خلیج فارس متاثر از تحولات ژئوپلتیک و پویاییهای بازار در موقعیت بسیار مناسبی قرار گرفتهاند. طی سه سال گذشته، صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF) توافقهای مختلفی با شرکتهای چندملیتی بزرگ برای راهاندازی تاسیسات تولیدی جدید در این کشور امضا کرده است. با این حال، باوجود ثروت نفتی کافی برای جذب سرمایهگذاران جهانی، تلاشهای قبلی در زمینه سیاست صنعتی چندان موفق نبوده است. آیا این بار تفاوت خواهد کرد؟
🔹بهبود زیرساختها و ظرفیتهای دولتی و همچنین کاهش هزینه انرژیهای تجدیدپذیر، نشانههایی است که موفقیت این سیاست صنعتی را امکانپذیر میکند. اما شاید مهمتر از همه، توانایی رو به رشد پادشاهیهای خلیج فارس در درک چشمانداز ژئواکونومیکی در حال تغییر است تا بتوانند در زنجیرههای ارزش جهانی جایگاهی پیدا کنند.
🔹به جز شرکتهای چینی، مایکروسافت به تازگی قراردادی به ارزش ۱.۵ میلیارد دلار برای سرمایهگذاری در شرکت فناوری دولتی G42 در امارات متحده امضا کرده است و شرکت کشتیساز ایتالیایی Fincantieri نیز همکاری مشترکی با یک شرکت اماراتی برای صادرات کشتیهای دریایی به شرکای غیرناتو تشکیل داده است.
💢 شکلگیری سرمایهداری دولتی
🔹این تحولات در شرایط تبدیل کشورهای منطقه به کارآفرینانی فعال رخ میدهد؛ پدیدهای که به ویژه در عربستان و امارات مشهود است. صندوقهای ثروت دولتی این کشورها در راستای سیاست صنعتی شدن و نوسازی از طریق یک مدل دولتی-سرمایهداری مشخص، دهها شرکت را در بخشهای مختلف تأسیس یا خریداری کردهاند. این شرکتها به شرکای مطلوبی برای بازیگران صنعتی خارجی تبدیل شدهاند که به دنبال ورود به بازار خلیج فارس هستند. اما با وجود منابع و ظرفیتهای عظیم دولت، باید دید در بازار انضباط کافی برای ایجاد یک استراتژی صنعتی پایدار و صادراتمحور وجود دارد یا خیر.
🔹گسترش مدل سرمایهداری دولتی در کنار تحولات ژئوپلتیک کنونی میتواند فرصتهای جدیدی را فراهم کند. چندقطبی شدن و ظهور بلوکهای جایگزینی مانند بریکس به قدرتهای متوسطی مانند عربستان و امارات این امکان را داده است که در مذاکرات قویتر ظاهر شوند و به زنجیرههای ارزش جهانی که قبلاً برایشان دست نیافتنی بود، دسترسی پیدا کنند. این پویایی جدید را میتوان در مذاکرات تجاری بین شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا و بریتانیا مشاهده کرد. میزبانی اخیر عربستان از مذاکرات مقدماتی بین هیئتهای آمریکایی و روسی، نشانهای از نقش محوری این کشورها در دولت دوم ترامپ است.
🔹این تغییرات در نظام بینالمللی، در کنار یک استراتژی صنعتی قویتر برای جذب شرکتهای چندملیتی، موجب تسریع تغییر در جریان داراییها شده است. با افزایش رقابت انرژی سبز، اتوماسیون، هزینه پایین سرمایه و تغییرات ژئواکونومیکی، سواحل غربی عربستان به یک مرکز نوظهور برای تولید خودروهای برقی تبدیل شده است. شرکتهایی مانند Foxconn، Hyundai و Lucid در حال سرمایهگذاری در تأسیسات تولیدی هستند تا بازارهای خلیج فارس، آفریقا و اروپا را در اختیار بگیرند.
🔹به همین ترتیب لنوو نیز اخیراً اقدام به راهاندازی یک مرکز تولیدی در عربستان سعودی کرده است. همچنین شاهد افزایش قابل توجهی در تعهدات سرمایهگذاری برای توسعه زیرساختهای دیجیتالی منطقه، بویژه دیتاسنترهای سبز هستیم؛ چرا که هزینههای پایین انرژی خورشیدی، زمین فراوان و اتصال سریع به بازارهای مختلف جذابیت این سرمایهگذاریها را افزایش داده است.
🔹انرژیهای تجدیدپذیر اکنون با سرعت بیشتری در اکثر مناطق به کار گرفته میشوند و این روند به کشورهای خلیج فارس کمک میکند تا بخشهای مهمی از زنجیرههای ارزش را بومیسازی کنند. در حال حاضر دو شرکت چینی تولیدکننده پنل خورشیدی در جهان، در حال برنامهریزی برای راهاندازی خطوط مونتاژ در عربستان سعودی با همکاری صندوق سرمایهگذاری عمومی هستند.
🔄مطالب مرتبط
▫️کنفرانس العلا و چالش های نوظهورِ اقتصادهای نوظهور
🌐https://institutetehran.com/art/303
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👎3❤2👏2🆒2👌1
#تحلیل_کوتاه
🔸پس از حدود ۴ دهه درگیریهای خشونتآمیز میان حزب کارگران کردستان موسوم به «پ.ک.ک» و دولت مرکزی ترکیه، سرانجام عبدالله اوجالان، رهبر زندانیِ ۷۵ ساله «پ.ک.ک» فرمان خلعسلاح و انحلال این سازمان را صادر کرد. فرمان مذکور در نتیجه ابتکار «دولت باغچلی» رهبر حزب ملیگرای افراطی حرکت ملی (متحد اصلی اردوغان) حاصل شده است. سرنگونی اسد در دسامبر ۲۰۲۴ فشار بیشتری بر کردهای ترکیه و سوریه وارد کرد تا تنشهای خود با ترکیه را حل کنند. بر این اساس از پائيز ۲۰۲۴ تا کنون سه دور نشست با حضور نمایندگان کُرد پارلمان ترکیه و اوجالان در جزیره ایمرالی برگزار شده است.
🔹روز پنج شنبه مورخ ۹ اسفند «حزب برابری و دموکراسی خلقها» به نمایندگی از رهبر «پ.ک.ک» بیانیه خلعسلاح و انحلال این سازمان را منتشر کرد. کنشگران سیاسی و اجتماعی کُرد در ترکیه از جمله اعضای این حزب امیدوارند که از طریق بیانیه خلع سلاح توسط اوجالان امتیازات سیاسی و اقتصادی قابل توجهی را از حکومت مرکزی آنکارا دریافت کنند. در همین راستا، احزاب کُرد قانونی در ساختار سیاسی ترکیه در پی آن هستند که پس از انتشار بیانیه مذکور مقامات آنکارا را به جایگزینی سیاستمداران و شهرداران وابسته به خود در شهرهای کردنشین ترغیب کنند.
🔹همچنین از فحوای بیانیه اوجالان این پندار شکل میگیرد که کردها به سمت حقوق فرهنگی و زبانی به جای کسب استقلال لزوماً سیاسی سوق یافتهاند. این در حالی است که رجب طیب اردوغان به دنبال خلع سلاح یکجانبه «پ.ک.ک» بوده و اعلامیه عبدالله اوجالان را به معنی آغاز گفتوگوهای صلح و اعطای امتیاز بیشتر به احزاب کردی نپذیرفته است. اردوغان همچنین هشدار داده است که در صورت نقض وعدهها، عملیات علیه «پ.ک.ک» بلافاصله ادامه خواهد یافت.
🔹جالب توجه این که اردوغان در جریان این مذاکرات، نقش چندانی ایفا نکرده و مسئولیت سیاسی این روند را به دولت باغچلی سپرده است تا نه تنها از ریسکهای سیاسی احتمالی در امان بماند بلکه دست خود را برای اعمال سیاست مشت آهنین علیه «پ.ک.ک» همچنان باز نگه دارد. افزایش سرکوب فعالان سیاسی کُرد در ترکیه در ماههای اخیر شاهدی بر این مدعا است.
🔹بیاینه اوجالان از زاویه منطقهای نیز بسیار حائز اهمیت است. توافق صورت گرفته با «پ.ک.ک» به نفع نیروهای طرفدار ترکیه در سوریه است. آنکارا پس از سقوط بشار اسد، در تلاش است که ثبات بیشتری در سوریه ایجاد کند. تحلیلگران بر این باورند که چنین توافقی میتواند نگرانیهای ترکیه را در مورد تروریسم و مهاجرتهای مرزی کاهش دهد تا آنکارا با تمرکز بیشتری به ساختار سازی و حمایت از نیروهای طرفدار خود در سوریه ادامه دهد.
🔹اوجالان به عنوان یک چریک پیر در صدور پیامهای طولانی و مبهم که میتوان به شیوههای مختلف تفسیر شود شهرت دارد. در همین راستا، مظلوم کوبانی فرمانده نیروهای کرد سوری بیان داشته است که بیانیه اوجالان مختص به «پ.ک.ک» در ترکیه است و به نیروهای کرد در سوریه ارتباطی ندارد. وی همچنین بیان داشته است که «اگر در ترکیه صلح برقرار شود، به معنای آن خواهد بود که دیگر هیچ بهانهای برای حمله به ما [از جانب ترکیه] در سوریه باقی نخواهد ماند.» این نکته دقیقا بر خلاف چیزی است که حزب حاکم در ترکیه از طریق صلح با «پ.ک.ک» دنبال میکند.
🔹با عنایت به آنچه بیان شد، امیدواری بیش از حد به سیاست اعلامی «پ.ک.ک» نمیتواند چندان واقعبینانه باشد. تنها زمانی خلع سلاح «پ.ک.ک» به واقعیت خواهد پیوست که سیاست اعمالی فرماندهان یگانهای وابسته به این گروه به شکل معناداری تغییر کند. توافقات قبلی دولت ترکیه و «پ.ک.ک» انتظارات هیچ کدام از طرفین را برآورد نکرده است.
🔹 اوجالان پیش از این نیز سه بار از نیروهای «پ.ک.ک» خواسته بود که سلاح های خود را بر زمین گذاشته و با دولت ترکیه صلح کنند. آخرین نسخه از توافق صلح میان دو طرف مربوط به سال ۲۰۱۵ است که حتی چند ماه نیز دوام نیاورد. تنها تفاوت بیانیه اوجالان در سال ۲۰۲۵ این است که وی دیگر سخنی از مطالباتی مانند خودمختاری، کنفدراسیون و فدراسیون به میان نیاورده است.
🔄مطالب مرتبط
▫️کردها حلقه اتصال سیاست داخلی و خارجی ترکیه پس از سقوط اسد
🌐https://institutetehran.com/art/304
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏3👎2👌1
♦️تحول در روابط روسیه-آمریکا و تاثیر آن بر آینده همکاری مسکو و تهران
◼️ مرصد المصری
📝علی عاطف
#رویة_العربیة
🔹پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴، بحثها در ایران درباره تأثیر این تحول بر روابط تهران و مسکو شدت یافته است. ترامپ و پوتین به همکاری برای حل بحرانهای جهانی از جمله جنگ اوکراین اشاره کردهاند. در ایران، برخی معتقدند که روسیه برای بهبود روابط با آمریکا، همکاری استراتژیک خود با ایران را کاهش خواهد داد، در حالی که گروهی دیگر باور دارند مسکو روابط خود با ترامپ را در عین حفظ منافعش در ایران متعادل میکند.
🔹رسانههای اصولگرا هشدار دادهاند که نزدیکی روسیه و آمریکا میتواند به همکاری تهران و مسکو آسیب بزند در مقابل رسانه اصلاح طلب اعلام کرده که مسکو منافع خود را فدای ایران نخواهد کرد و نزدیکی روسیه و آمریکا میتواند به همکاری تهران و مسکو آسیب بزند.
🔹با امضای توافقنامه مشارکت استراتژیک جامع بین دو کشور در ژانویه ۲۰۲۵، این سؤال مطرح است که تا چه حد نزدیکی مسکو و واشنگتن بر روابط ایران و روسیه تأثیر خواهد گذاشت.
💢انگیزههای بهبود موقت در روابط روسی –آمریکایی
🔹پس از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۱، روابط روسیه و آمریکا بین تنش و بهبود نوسان داشته است. در دوران ترامپ، روابط کمتر تنشزا بود، اما در دوره بایدن تنشها به اوج خود رسید. ترامپ تمایل به بهبود روابط با روسیه، بهویژه برای حل بحران اوکراین، دارد. او معتقد است که ادامه جنگ اوکراین میتواند منجر به جنگ جهانی سوم شود. با این حال، به نظر میرسد پس از پایان دوره ترامپ، تنشها در روابط مسکو و واشنگتن احتمالاً از سر گرفته خواهد شد.
🔹روسیه بعید است که روابط خود با ایران را فقط بهخاطر توافقات موقتی با آمریکا به خطر بیندازد. مسکو ممکن است سطح همکاریهای استراتژیک خود با ایران را کاهش دهد، اما این کاهش به بحران نمیانجامد. دولت ترامپ همچنین به روابط با ایران نیاز دارد، زیرا قصد دارد از دیپلماسی برای مدیریت بحران هستهای ایران استفاده کند. این موضوع در سفر وزیر خارجه روسیه به تهران در فوریه ۲۰۲۵ و انتقال پیام رهبران آمریکایی در خصوص مذاکرات هستهای به ایران منتقل شد.
💢ترجیح منافع راهبردی مشترک با ایران بر بهبود موقت روابط با آمریکا
🔹به نظر میرسد روسیه برای بهبود روابط با واشنگتن در دوره ترامپ، روابط خود با ایران را دچار بحران نکند، زیرا منافع استراتژیک آن با تهران عمیقتر از یک بهبود موقتی با آمریکا است. همچنین شواهد نشان میدهند که نزدیکی روسیه و آمریکا لزوماً به کاهش روابط مسکو و تهران منجر نخواهد شد.
💢همکاری نظامی
🔹جنگ اوکراین اهمیت همکاری نظامی میان روسیه و ایران را افزایش داده است. ایران پهپادهای نظامی، بهویژه مدل "شاهد"، و موشکهای دوربرد را به روسیه ارائه داده و همچنین به آموزش نیروهای روسی در استفاده از این سلاحها پرداخته است. این سلاحها تأثیر قابل توجهی در جنگ داشتهاند و بسیاری از گزارشها بر نقش مؤثر آنها در تغییرات میدان نبرد تأکید دارند.
💢همکاری اقتصادی
🔹معاون نخستوزیر روسیه، اعلام کرد که حجم تجارت بین دو کشور در ۹ ماه اول سال گذشته ۱۴.۷٪ افزایش یافته و به ۳.۳ میلیارد دلار رسیده است. چند هفته پس از این اظهارات، دو کشور توافقنامه همکاری استراتژیک جامعی را برای حداقل ۲۰ سال امضا کردند. این افزایش تجارت به دلیل تحریمهای خارجی و نیاز به حمایت از همکاری اقتصادی میان دو کشور، بهویژه با توجه به نزدیکی جغرافیایی آنها، است. علاوه بر این، ایران و روسیه در پروژههایی مانند "کریدور شمال-جنوب" و عضویت در سازمانهایی چون "بریکس" همکاری میکنند.
💢همکاری مشترک روسیه و ایران در مناطق مختلف جهان
🔹همکاری ایران و روسیه تنها به حوزههای اقتصادی و نظامی محدود نمیشود، بلکه به مناطق گستردهای مانند قفقاز، خاورمیانه و آسیای مرکزی نیز گسترش دارد. در این مناطق، دو کشور منافع سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی مشترکی دارند که باعث تقویت همکاریها، مشاورههای مشترک، و تبادل اطلاعات امنیتی میشود. این همکاریها به تقویت منافع ملی و جلوگیری از اختلافات در این مناطق کمک کرده و ضرورت حفظ روابط نزدیک بین دو کشور را نشان میدهد.
✅ بر این اساس، بهنظر میرسد شتاب روابط روسیه و ایران به طور کلی ادامه داشته باشد اما ممکن است برخی از جنبههای همکاریهای دو کشور در دوره آینده، اندکی تحت تأثیر قرار گیرد. همچنین انتظار میرود موضوع دستیابی به توافق هستهای میان ایران و غرب (عمدتاً ایالات متحده) در این زمینه کلیدی باشد، زیرا دستیابی به توافق به معنای تداوم شتاب روابط خواهد بود و از سوی دیگر عدم دستیابی به توافق ممکن است منجر به تنشهای «احتیاطآمیز» در روابط شود.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/305
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️ مرصد المصری
📝علی عاطف
#رویة_العربیة
🔹پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴، بحثها در ایران درباره تأثیر این تحول بر روابط تهران و مسکو شدت یافته است. ترامپ و پوتین به همکاری برای حل بحرانهای جهانی از جمله جنگ اوکراین اشاره کردهاند. در ایران، برخی معتقدند که روسیه برای بهبود روابط با آمریکا، همکاری استراتژیک خود با ایران را کاهش خواهد داد، در حالی که گروهی دیگر باور دارند مسکو روابط خود با ترامپ را در عین حفظ منافعش در ایران متعادل میکند.
🔹رسانههای اصولگرا هشدار دادهاند که نزدیکی روسیه و آمریکا میتواند به همکاری تهران و مسکو آسیب بزند در مقابل رسانه اصلاح طلب اعلام کرده که مسکو منافع خود را فدای ایران نخواهد کرد و نزدیکی روسیه و آمریکا میتواند به همکاری تهران و مسکو آسیب بزند.
🔹با امضای توافقنامه مشارکت استراتژیک جامع بین دو کشور در ژانویه ۲۰۲۵، این سؤال مطرح است که تا چه حد نزدیکی مسکو و واشنگتن بر روابط ایران و روسیه تأثیر خواهد گذاشت.
💢انگیزههای بهبود موقت در روابط روسی –آمریکایی
🔹پس از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۱، روابط روسیه و آمریکا بین تنش و بهبود نوسان داشته است. در دوران ترامپ، روابط کمتر تنشزا بود، اما در دوره بایدن تنشها به اوج خود رسید. ترامپ تمایل به بهبود روابط با روسیه، بهویژه برای حل بحران اوکراین، دارد. او معتقد است که ادامه جنگ اوکراین میتواند منجر به جنگ جهانی سوم شود. با این حال، به نظر میرسد پس از پایان دوره ترامپ، تنشها در روابط مسکو و واشنگتن احتمالاً از سر گرفته خواهد شد.
🔹روسیه بعید است که روابط خود با ایران را فقط بهخاطر توافقات موقتی با آمریکا به خطر بیندازد. مسکو ممکن است سطح همکاریهای استراتژیک خود با ایران را کاهش دهد، اما این کاهش به بحران نمیانجامد. دولت ترامپ همچنین به روابط با ایران نیاز دارد، زیرا قصد دارد از دیپلماسی برای مدیریت بحران هستهای ایران استفاده کند. این موضوع در سفر وزیر خارجه روسیه به تهران در فوریه ۲۰۲۵ و انتقال پیام رهبران آمریکایی در خصوص مذاکرات هستهای به ایران منتقل شد.
💢ترجیح منافع راهبردی مشترک با ایران بر بهبود موقت روابط با آمریکا
🔹به نظر میرسد روسیه برای بهبود روابط با واشنگتن در دوره ترامپ، روابط خود با ایران را دچار بحران نکند، زیرا منافع استراتژیک آن با تهران عمیقتر از یک بهبود موقتی با آمریکا است. همچنین شواهد نشان میدهند که نزدیکی روسیه و آمریکا لزوماً به کاهش روابط مسکو و تهران منجر نخواهد شد.
💢همکاری نظامی
🔹جنگ اوکراین اهمیت همکاری نظامی میان روسیه و ایران را افزایش داده است. ایران پهپادهای نظامی، بهویژه مدل "شاهد"، و موشکهای دوربرد را به روسیه ارائه داده و همچنین به آموزش نیروهای روسی در استفاده از این سلاحها پرداخته است. این سلاحها تأثیر قابل توجهی در جنگ داشتهاند و بسیاری از گزارشها بر نقش مؤثر آنها در تغییرات میدان نبرد تأکید دارند.
💢همکاری اقتصادی
🔹معاون نخستوزیر روسیه، اعلام کرد که حجم تجارت بین دو کشور در ۹ ماه اول سال گذشته ۱۴.۷٪ افزایش یافته و به ۳.۳ میلیارد دلار رسیده است. چند هفته پس از این اظهارات، دو کشور توافقنامه همکاری استراتژیک جامعی را برای حداقل ۲۰ سال امضا کردند. این افزایش تجارت به دلیل تحریمهای خارجی و نیاز به حمایت از همکاری اقتصادی میان دو کشور، بهویژه با توجه به نزدیکی جغرافیایی آنها، است. علاوه بر این، ایران و روسیه در پروژههایی مانند "کریدور شمال-جنوب" و عضویت در سازمانهایی چون "بریکس" همکاری میکنند.
💢همکاری مشترک روسیه و ایران در مناطق مختلف جهان
🔹همکاری ایران و روسیه تنها به حوزههای اقتصادی و نظامی محدود نمیشود، بلکه به مناطق گستردهای مانند قفقاز، خاورمیانه و آسیای مرکزی نیز گسترش دارد. در این مناطق، دو کشور منافع سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی مشترکی دارند که باعث تقویت همکاریها، مشاورههای مشترک، و تبادل اطلاعات امنیتی میشود. این همکاریها به تقویت منافع ملی و جلوگیری از اختلافات در این مناطق کمک کرده و ضرورت حفظ روابط نزدیک بین دو کشور را نشان میدهد.
🌐https://institutetehran.com/art/305
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌2👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹سقوط دولت بشار اسد در سوریه اگرچه ضربهای قابل ملاحظه به منافع روسیه در این کشور محسوب میشد، اما به معنای پایان سیاستهای خاورمیانهای مسکو نیست. تحولات اخیر نشان میدهد که روسیه، با اتخاذ رویکردی واقعگرایانه، در حال تلاش برای سازگاری با شرایط جدید و حفظ منافع خود در سوریه و منطقه است.
🔸غرب آسیا پس از چین، دومین منطقه مهم اقتصادی برای روسیه به شمار میرود. ترکیه، امارات متحده عربی، مصر و ایران به عنوان شرکای تجاری کلیدی برای مسکو مطرح هستند و پروژههای بزرگ روسیه مانند هاب گاز (در ترکیه یا ایران)، مسیرهای لجستیکی جدید (کریدور شمال-جنوب به اقیانوس هند) و ساخت نیروگاههای هستهای در ایران، ترکیه و مصر، گواه این اهمیت اقتصادی هستند. علاوه بر این، روسیه به دنبال ایفای نقش سیاسی مهمی در غرب آسیا است و تلاش دارد تا به عنوان یک قدرت تاثیرگذار در منطقه مطرح شود.
🔸در این بین از دست دادن سوریه به عنوان متحدی استراتژیک، برنامههای روسیه در منطقه را با چالش مواجه کرد. پایگاههای هوایی حمیمیم و طرطوس نقش حیاتی در لجستیک روسیه در سراسر خاورمیانه و آفریقا ایفا میکردند. همچنین، حضور نظامی روسیه و حمایت از دولت اسد، به افزایش اعتبار و نفوذ مسکو در منطقه کمک کرده بود و سوریه به عنوان یک ابزار چانهزنی با ایالات متحده به شمار میرفت. حتی در بحبوحه جنگ اوکراین، حضور روسیه در سوریه اهرمهای فشار قابل توجهی به مسکو در روابط با ترکیه و اسرائیل داده بود.
🔸با وجود چالشهای پیشرو، روسیه نشان داده است که در تطبیق با شرایط جدید، از انعطافپذیری بالایی برخوردار است. حفظ دو پایگاه نظامی در سوریه به اولویت اصلی روسیه تبدیل شده و مسکو در همین راستا، ارتباطاتی با رهبران جدید سوریه برقرار کرده و به دنبال کسب تضمینهای امنیتی است. رویکرد روسیه در قبال تحولات سوریه، مبتنی بر درک واقعگرایانه از روابط بینالملل است؛ یعنی، پذیرش این حقیقت که قدرت واقعی در سوریه اکنون در دست هیئت تحریر الشام است و بنابراین، تعامل با این گروه برای حفظ منافع روسیه ضروری است.
🔸چنانکه بلافاصله پس از سقوط دمشق، رسانههای دولتی روسیه از بهکارگیری اصطلاحات تند و تحقیرآمیز برای هیئت تحریر الشام خودداری کرده و از عبارت محترمانهتر "مخالفان مسلح سوریه" استفاده کردند. همچنین، پرچم دولت قدیم از سفارت سوریه در مسکو حذف و با پرچم جدید مخالفان جایگزین شد. این اقدامات، نشاندهنده آمادگی روسیه برای تعامل با دولت جدید است.
🔸در حال حاضر بخت روسیه برای باقی ماندن در سوریه، تا حد زیادی به میزان تغییرات هیئت تحریر الشام از یک گروه نزدیک به القاعده به یک نیروی عملگرا و آماده برای سازش بستگی دارد. از سوی دیگر، هیئت تحریر الشام نیز به حمایت روسیه نیازمند است. زیرا مسکو میتواند به این گروه کمک کند تا به رسمیت شناخته شود و روابط خود را با سایر کشورها گسترش دهد. علاوه بر این، تعامل با روسیه میتواند به هیئت تحریر الشام در کسب استقلال از ترکیه کمک کند.
🔸همچنین هیئت تحریر الشام به دنبال کنترل کامل بر تمام خاک سوریه است و در این راستا، با چالشهای ناشی از حضور ایالات متحده و حمایت این کشور از کردها و ساختارهای قبیلهای در شمال و شرق سوریه مواجه است. روسیه میتواند در این زمینه نقش تعادلدهندهای در برابر نفوذ آمریکایی ایفا کند و به هیئت تحریر الشام در تحقق اهدافش کمک کند.
🔁مطالب مرتبط
▫️سرنگونی اسد؛ برندگان و بازندگان
▫️ سوریه بدون اسد برای آمریکا چگونه خواهد بود؟
▫️اسرائیل و سوریه مطلوب
▫️سه مسیر احتمالی ایران در سوریه پسااسد
▫️مسیریابی بلوک ضداخوان در سوریه جدید
🌐https://institutetehran.com/art/306
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏1🤔1👌1
◾️ فارن افرز
📝 مایکل کیمیج
#روندهای_استراتژیک
🔸در حالی که جهانیسازی نقش فرد را در سیاست کمرنگ کرده بود، رهبران ملیگرا با استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی و الگوهای رهبری مقتدرانه، مفاهیمی مانند «ملتهای بزرگ» و «تمدنهای مفتخر» را دوباره زنده کردند. این تحولات نشاندهنده بازگشت رهبری شخصیتمحور و ملیگرایانه است که در تقابل با نظم لیبرال بینالمللی قرار دارد.
💢 موج نوین رهبران اقتدارگرا
🔹این تغییرات با بازگشت ولادیمیر پوتین به قدرت در روسیه (۲۰۱۲) و تثبیت جایگاهش به عنوان رهبری مقتدر آغاز شد. پوتین با شعار بازسازی «جهان روسی» و احیای جایگاه روسیه به عنوان ابرقدرت، الگویی برای دیگر رهبران شد.
🔹پس از او، شی جین پینگ در چین با اهداف تبدیل کشور به قدرت جهانی، نارندرا مودی در هند با ایدئولوژی ناسیونالیسم هندو، و رجب طیب اردوغان در ترکیه با تغییر نظام سیاسی به سمت خودکامگی، به قدرت رسیدند.
🔹 این روند در دیگر نقاط جهان نیز گسترش یافت: ژائیر بولسونارو در برزیل با شعارهای ضد محیط زیستی و ویکتور اوربان در مجارستان با تمرکز بر حاکمیت ملی، نمونههایی از تقویت گفتمان ملیگرایانه هستند.
💢 ترامپ و بازتعریف نظم جهانی
🔹نقطه عطف این تحولات، پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا بود. شعارهایی مانند «دوباره آمریکا را بزرگ کنیم» و «اول آمریکا»، روحیه پوپولیستی و ضدجهانیسازی را تقویت کرد.
🔹سیاستهای حمایتگرایانه ترامپ، مانند افزایش تعرفههای تجاری علیه چین و خروج از پیمان پاریس، نه تنها روابط اقتصادی جهانی را مختل کرد، بلکه الهامبخش رهبرانی شد که به دنبال کاهش وابستگی به نهادهای بینالمللی بودند.
🔹شکست ترامپ در ۲۰۲۰ تنها وقفهای کوتاه در این روند بود. بازگشت مجدد او نشان داد که نظامهای بینالمللی مبتنی بر قوانین، ائتلافهای چندجانبه، و نهادهای جهانی در حال کمرنگ شدن هستند. ترامپ و هماندیشانش بر احیای «شکوه گذشته» و افزایش اختیارات فراقانونی حکومتها تأکید دارند.
💢 ملیگرایی و تقابل تمدنها
🔹این رهبران با بهرهگیری از روایتهای تمدنی، اقدامات خود را توجیه میکنند. ترامپ در کنوانسیون جمهوریخواهان (۲۰۲۰) خود را «محافظ تمدن غرب» خواند، در حالی که کرملین از مفهوم «دولت-تمدن» برای توجیه سلطه بر اوکراین و بلاروس استفاده کرد.
🔹این رویکرد، ایده «غرب متحد» را تضعیف و جایگاه اروپا در عرصه جهانی را کاهش داده است. بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین و تحریمهای غرب علیه روسیه، وابستگی اروپا به گاز طبیعی را آشکار کرد و تلاش برای یافتن منابع جایگزین را تشدید نمود.
💢 جنگ اوکراین و بازگشت ژئوپلیتیک قدیم
🔹جنگ روسیه علیه اوکراین، بازگشت به ایدههای کهنهی تسخیر سرزمینها با نیروی نظامی را نشان میدهد. پوتین با استناد به «عظمت روسیه»، تجزیه اوکراین را الگویی برای جنگهای آینده میداند.
🔹این جنگ دیپلماسی بینالمللی را تحت تأثیر قرار داده است: گسترش گروه بریکس (با پیوستن کشورهایی مانند ایران و عربستان) و ائتلاف حامیان اوکراین (شامل استرالیا، ژاپن، و کره جنوبی) نشان میدهد چندجانبهگرایی هنوز زنده است، اما دیگر کارایی گذشته را ندارد.
🔹نقش ناتو در تقویت نظامی اوکراین و واکنشهای متناقض کشورهای غیرغربی (مانند هند و آفریقای جنوبی) به این جنگ، شکافهای جدیدی در نظم جهانی ایجاد کرده است.
💢 آیندهی پرابهام نظم جهانی
🔹همکاریهای استراتژیک (مانند پوتین و شی جین پینگ) یا رقابتهای پیچیده (هند و چین) نشان میدهد اتحاد پایدار میان کشورهای ملیگرا ناممکن است. منافع متضاد و تأکید بر «منحصربهفرد بودن» هر ملت، همگرایی را دشوار میسازد.
🔹آینده این نظم جدید به تحولات داخلی قدرتهای کلیدی مانند آمریکا، روسیه، و چین وابسته است. ملیگرایی نه تنها روابط بینالملل، بلکه مفاهیم دموکراسی، لیبرالیسم، و همکاری چندجانبه را به چالش کشیده است.
🌐https://institutetehran.com/art/307
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👏2👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹شهرهای لاذقیه و طرطوس در استانهای ساحلی سوریه در ۷۲ ساعت اخیر شاهد شدیدترین درگیریها در دهههای اخیر بود. این دو استان با جمعیت بیش از دو میلیون نفر و اکثریت علوی در طول دوران جنگ داخلی در سوریه درگیر جنگ و خرابی نبودند. در آن دوران با تشکیل گروههای حامی بشار اسد مانند دفاع الوطنی و شبحیه هرگز جنگ به داخل این دو استان کشیده نشد و فقط برخی مناطق شمالی کوهستانی لاذقیه گهگاهی دچار تنش میشد.
💢زمینههای اجتماعی و سیاسی
🔸بعد از سقوط بشار اسد توسط مخالفان سلفی و سنی مذهب با تجمع مخالفان حکومت جدید در لاذقیه و طرطوس اکنون این دو استان به مرکز مخالفان نظام حاکم در دمشق تبدیل شده است. بسیاری از فرماندهان نظامی و امنیتی نظام بشار اسد با برگشت به این دو استان پایگاهی برای مخالفت در سطح تظاهرات خیابانی و نظامی و امنیتی علیه حکومت احمد الشرع ایجاد کردند.
🔸ماجرای چند روز گذشته استانهای ساحلی را میتوان امتداد افزایش تنش در استانهای جنوبی و شرقی سوریه دانست. در استان دروزینشین سویدا چند هفتهای است که تنشها بین دروزیان و حکومت حاکم در دمشق شکل گرفته است. حتی انتخاب استاندار زن دروزی برای استان سویدا هم نمیتواند برای دروزیان مورد اعتماد باشد.
🔸تنشها در مناطق شرقی سوریه هم کماکان ادامه دارد. چند دوره مذاکره بین قسد و حکومت احمد الشرع به نتیجه دلخواه دمشق و آنکارا برای خلع سلاح کردها نرسید. چندین عملیات نظامی حکومت فعلی سوریه علیه کردها در مناطق دیرالزور و منبج و سد تشرین هم به نتیجه وافی برای آنها منجر نشد.
🔸اکنون محل سوم نقطه کانونی تنش در سوریه دو استان ساحلی است. علویان میدانند که در حکومت سنی مذهب با رگههای سلفی که سالها با آنها در نزاع خونین بودند قطعاً جایی نخواهند داشت. درچند ماه اخیر برخی رفتارهای تند حکومت الشرع با علویان طرطوس و لاذقیه به روند ناراضایتی آنها دامن زده است.
🔸از بازداشت خطیب مرقد حضرت زینب(س) تا دیگربازداشتهای خودسرانه در این دو استان سبب شد که روند تسلیح مخالفان علوی و بازماندههای نظام سابق به شدت افزایش یابد. قطعاً بااین روند سطح تنشها افزایش خواهد یافت و این دو استان به مامن بازماندههای نظام بعث و علویان معترض تبدیل میشود.
💢اما ماجرای دو روز اخیر چه بود؟
🔸در ۶مارس ۲۰۲۵، افراد مسلح به چندین پایگاه نیروهای موسوم به امنیتی عمومی در نزدیکی شهر بیت عنا در حومه لاذقیه حمله کرده و طی کمینی سنگین ۱۶ نفر از نیروهای تحریرالشام را کشتند. همین موضوع سبب شد که بلافاصله تمام شهر روند تنش بالا رفته و مناطق مختلف نظیر بیمارستان، مراکز نظامی و امنیتی و نیروی دریایی لاذقیه به کنترل مخالفان تحریرالشام و الشرع دربیاید.
🔸دومین منطقه جدی درگیری منطقه «جبله» در اطراف طرطوس است که به مرکز فرماندهی نیروهای مخالف تبدیل شد. بنظر می رسد مرکز فرماندهی این موضوع به دو دسته تقسیم میشود. بخشی از آنها نیروهای لشکر چهارم سابق سوریه به فرماندهی ماهر اسد و بخشی دیگر اطلاعات نیروی هوایی ارتش سوریه به رهبری ابراهیم حویجه است که به گفته تحریرالشام دستگیر شده است.
🔸از سوی دیگر برخی نیروهای سرهنگ سهیل حسن نیز در این درگیری ها مشاهده شدند که نشان میدهد روند تسلیح نیروهای وابسته به ارتش سابق سوریه که اکثرا از نیروهای ویژه و نخبه نظامی و امنیتی سوریه بودند در حال افزایش است و بنظر میرسد که ماهر اسد قصد دارد روند تبدیل این دو استان به مرکز ناآرامی را جدی کلید بزند.
🔸بنابراین روند تنش در سوریه ادامه پیدا خواهد کرد. این موضوع با تشکیل « شورای نظامی آزادسازی سوریه» تشدید میشود. بنظر میرسد چند ضلع از فرماندهان مانند؛ سهيل الحسن و غياث سليمان دلا فرماندهی این موضوع را برعهده دارند و ماهر اسد در پس پرده این مجلس است.
💢نتیجه گیری
🔸قیام مسلحانه فعلا سرکوب و روند قتل عام در جریان است. این گمانه وجود دارد که مقاومت ساحلی زودتر از موعد و قبل از تقویت کامل و البته بدون اطمینان از پشتیبانی خارجی دست به اسلحه برده است. سوریه از این مدل کانتون ها کم به خود ندیده است. کردها با اسلحه کامل و مستحضر به پشتیبانی آمریکا مقابل ترکیه ایستادهاند و دروزیان هم قصد دارند با کارت اسرائیل مقابل احمد الشرع بایستند. همین نیروهای تحریرالشام نیز در ادلب با پیشتبانی ترکیه علیه نظام بشار اسد ایستاده بودند.
🌐https://institutetehran.com/art/308
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14👏3👎2👌1
♦️توسعه و شکلگیری خاورمیانه جدید
◾️نشنال اینترست
📝الکساندر لنگلوئیس
#تهران_ریویو
🔹تاکنون تلاشهای شکستخورۀ فراوانی از طریق ریختن خونهای بیشمار برای ایجاد خاورمیانه جدید صورت گرفته است. اما واکنش منطقه به وقایع اخیر روند جدیدی را در ژئوپلتیک آن برجسته کرده که برخی آن را چرخش واقعی به سمت عملگرایی و همکاری نام نهادهاند. در واقع، حتی در میانه جنگ سایههای ایران و اسرائیل به عنوان رقبای سرسخت یکدیگر، اکثر رهبران منطقه پذیرفتهاند که خاورمیانهای که درگیر منازعات باشد با کلانراهبردها و منافع ملی آنها همخوانی ندارد.
🔸این تحول بینقص نیست. در حالی که منازعه در سودان در حال شدتگیری است؛ رقابت در ناحیههایی که به عنوان نبردگاه جهان عرب پذیرفته شده بودند همچنان یک مسئله است و در اغلب مواقع به قیمت حاکمیت ملی و جان مردم کشورهای عرب تمام میشود. این واقعیت هنوز مواردی همچون لبنان، سوریه، عراق، فلسطین، یمن، لیبی و تونس را در بر میگیرد. تلآویو و تهران نشان دادهاند که در ایجاد تنش مهارت دارند، همانطور که کشورهای حوزۀ خلیج فارس نظیر امارات هنوز از ترس حکومت اسلامگرایان با هرگونه نشانهای از دموکراسی مبارزه میکند.
🔸هیچ کس نباید انتظار تغییر ناگهانی این پویاییها را داشته باشد؛ اما ارتباط میان لحظاتی کوچک و منفرد در چند سال اخیر تغییرات بزرگی را نشان میدهد. این لحظات شامل پایان محاصره قطر، تلاش کشورهای خلیج فارس برای عادیسازی مجدد روابط با بشار اسد، آتشبس در یمن میان ائتلاف سعودی و حوثیها و توافق عادیسازی مجدد روابط میان ایران و عربستان سعودی میشود. هریک از این لحظات بازتاب تمایل عملگرایانه برای تمرکز بر توسعه از طریق همکاری هستند که خود ریشه در هراس از بهار عربی و فقدان آزادیها و فرصتهای فردی دارد که زمینهساز آن بود.
🔸این لحظات بسیار اهمیت دارند. آنها نمایانگر نقطۀ عطفی برای منطقه هستند تا از دورۀ منازعات و آشوبهای بهار عربی فاصله بگیرد؛ دورهای که در آن خودکامگان ضدانقلاب حتی برای مقابله با دورترین تهدیدها علیه حکومتشان از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. نکته مهم این تمرکز جدید، فاصلهگیری عملگرایانه کشورها از منازعه است، حتی زمانی که روابط آنها با دشمنان خودشان پیشرفت نکرده باشد. این رویکرد هنگامی ظاهر شد که رهبران منطقه دریافتند سیاستهای سختگیرانۀ آنها در حل مسائل شکست میخورد.
🔸حمله حماس در ۷ اکتبر، این چرخش عملگرایانه را متوقف کرد. بسیاری از تحلیلگران و رهبران به درستی نگران بودند که این حمله و پاسخ اسرائیل ممکن است منازعات منطقه را به سطوح غیر قابل باوری برساند. در حالی که منازعه میان ایران و اسرائیل آغاز شده، مقیاس کنونی آن کمتر از بدترین سناریوهای پیشبینیشده است. بخشی از این حداقل به دلیل فاصلهگرفتن برخی رهبران خاورمیانه از سیاستهای منطقهای با حاصل جمع صفر است.
🔸در چارچوب این پویایی، شاهزادۀ سعودی، محمد بن سلمان و رئیسجمهور پیشین ایران، ابراهیم رئیسی اولین تماس تلفنی خود را پس از عادیسازی روابط انجام دادند. آنها بر اهمیت حفظ ثبات وضعیت و جلوگیری از گسترش منازعه تأکید کردند. از آن مهمتر، این تماس علنی اولین گفتگوی رسمی میان تهران و ریاض پس از سالها بود. سپس دو کشور وارد تعامل با یکدیگر و با دیگر دولتهای عرب و مسلمان در اجلاس چندجانبه سازمان همکاریهای اسلامی در خصوص مسئله غزه شدند.
🔸این موضوع بهویژه در سوریه مشهود است، جایی که منطقه به شدت به موفقیت دولت موقت جدید سوریه در انتقال کشور از حاکمیت بعثی علاقهمند است. کشورهای خلیج فارس به طور یکپارچه از این گذار حمایت کرده و از طریق سرمایهگذاری در بازسازی کشور، به ترویج این روند میپردازند و همچنان خواستار کاهش تحریمها هستند. حتی رقبای سنتی مانند ترکیه و قطر از یک سو و عربستان سعودی از سوی دیگر، مصمم به اطمینان از دریافت حمایت اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی مورد نیاز دمشق در شرایط کنونی هستند؛ هرچند که کشورهای خلیج فارس همچنان با دیده تردید به نفوذ ترکیه در سوریه مینگرند.
✅ در نهایت، تغییرات مثبت به زمان نیاز دارند و با چالشهایی همراه خواهند بود. این منطقه همچنان مانند بشکه باروتی آماده انفجار است و با مشکلاتی چون توسعهنیافتگی شدید، حضور گروههای تروریستی و شبهنظامیان، رقابتهای تسلیحاتی، درگیریهای آشکار و حکومتهای استبدادی ناپایدار مواجه است؛ اما با نگاهی دقیقتر، روشن است که رهبران منطقه امیدوارند خاورمیانه وارد دورهای جدید شود، دورهای که بر توسعه اقتصادی، تجارت و ثبات تأکید دارد.
🔄مطالب مرتبط
▫️سفر احمد الشرع به ریاض و پیامدهای آن
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/309
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️نشنال اینترست
📝الکساندر لنگلوئیس
#تهران_ریویو
🔹تاکنون تلاشهای شکستخورۀ فراوانی از طریق ریختن خونهای بیشمار برای ایجاد خاورمیانه جدید صورت گرفته است. اما واکنش منطقه به وقایع اخیر روند جدیدی را در ژئوپلتیک آن برجسته کرده که برخی آن را چرخش واقعی به سمت عملگرایی و همکاری نام نهادهاند. در واقع، حتی در میانه جنگ سایههای ایران و اسرائیل به عنوان رقبای سرسخت یکدیگر، اکثر رهبران منطقه پذیرفتهاند که خاورمیانهای که درگیر منازعات باشد با کلانراهبردها و منافع ملی آنها همخوانی ندارد.
🔸این تحول بینقص نیست. در حالی که منازعه در سودان در حال شدتگیری است؛ رقابت در ناحیههایی که به عنوان نبردگاه جهان عرب پذیرفته شده بودند همچنان یک مسئله است و در اغلب مواقع به قیمت حاکمیت ملی و جان مردم کشورهای عرب تمام میشود. این واقعیت هنوز مواردی همچون لبنان، سوریه، عراق، فلسطین، یمن، لیبی و تونس را در بر میگیرد. تلآویو و تهران نشان دادهاند که در ایجاد تنش مهارت دارند، همانطور که کشورهای حوزۀ خلیج فارس نظیر امارات هنوز از ترس حکومت اسلامگرایان با هرگونه نشانهای از دموکراسی مبارزه میکند.
🔸هیچ کس نباید انتظار تغییر ناگهانی این پویاییها را داشته باشد؛ اما ارتباط میان لحظاتی کوچک و منفرد در چند سال اخیر تغییرات بزرگی را نشان میدهد. این لحظات شامل پایان محاصره قطر، تلاش کشورهای خلیج فارس برای عادیسازی مجدد روابط با بشار اسد، آتشبس در یمن میان ائتلاف سعودی و حوثیها و توافق عادیسازی مجدد روابط میان ایران و عربستان سعودی میشود. هریک از این لحظات بازتاب تمایل عملگرایانه برای تمرکز بر توسعه از طریق همکاری هستند که خود ریشه در هراس از بهار عربی و فقدان آزادیها و فرصتهای فردی دارد که زمینهساز آن بود.
🔸این لحظات بسیار اهمیت دارند. آنها نمایانگر نقطۀ عطفی برای منطقه هستند تا از دورۀ منازعات و آشوبهای بهار عربی فاصله بگیرد؛ دورهای که در آن خودکامگان ضدانقلاب حتی برای مقابله با دورترین تهدیدها علیه حکومتشان از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. نکته مهم این تمرکز جدید، فاصلهگیری عملگرایانه کشورها از منازعه است، حتی زمانی که روابط آنها با دشمنان خودشان پیشرفت نکرده باشد. این رویکرد هنگامی ظاهر شد که رهبران منطقه دریافتند سیاستهای سختگیرانۀ آنها در حل مسائل شکست میخورد.
🔸حمله حماس در ۷ اکتبر، این چرخش عملگرایانه را متوقف کرد. بسیاری از تحلیلگران و رهبران به درستی نگران بودند که این حمله و پاسخ اسرائیل ممکن است منازعات منطقه را به سطوح غیر قابل باوری برساند. در حالی که منازعه میان ایران و اسرائیل آغاز شده، مقیاس کنونی آن کمتر از بدترین سناریوهای پیشبینیشده است. بخشی از این حداقل به دلیل فاصلهگرفتن برخی رهبران خاورمیانه از سیاستهای منطقهای با حاصل جمع صفر است.
🔸در چارچوب این پویایی، شاهزادۀ سعودی، محمد بن سلمان و رئیسجمهور پیشین ایران، ابراهیم رئیسی اولین تماس تلفنی خود را پس از عادیسازی روابط انجام دادند. آنها بر اهمیت حفظ ثبات وضعیت و جلوگیری از گسترش منازعه تأکید کردند. از آن مهمتر، این تماس علنی اولین گفتگوی رسمی میان تهران و ریاض پس از سالها بود. سپس دو کشور وارد تعامل با یکدیگر و با دیگر دولتهای عرب و مسلمان در اجلاس چندجانبه سازمان همکاریهای اسلامی در خصوص مسئله غزه شدند.
🔸این موضوع بهویژه در سوریه مشهود است، جایی که منطقه به شدت به موفقیت دولت موقت جدید سوریه در انتقال کشور از حاکمیت بعثی علاقهمند است. کشورهای خلیج فارس به طور یکپارچه از این گذار حمایت کرده و از طریق سرمایهگذاری در بازسازی کشور، به ترویج این روند میپردازند و همچنان خواستار کاهش تحریمها هستند. حتی رقبای سنتی مانند ترکیه و قطر از یک سو و عربستان سعودی از سوی دیگر، مصمم به اطمینان از دریافت حمایت اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی مورد نیاز دمشق در شرایط کنونی هستند؛ هرچند که کشورهای خلیج فارس همچنان با دیده تردید به نفوذ ترکیه در سوریه مینگرند.
🔄مطالب مرتبط
▫️سفر احمد الشرع به ریاض و پیامدهای آن
🌐https://institutetehran.com/art/309
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎2👌1
🔵برنامه اقتصادی چین برای سال پیشرو
#اکوتهران
🔸لی چیانگ در سخنرانی خود در پنج مارس ۲۰۲۵ به ارائه یک جمعبندی از برنامه دولت چین در قبال چالشهای اقتصادی پیشرو یعنی (۱) رکود طولانیمدت در بخش املاک، (۲) کاهش مزمن قیمتها و (۳) جنگ تجاری در حال تشدید با آمریکا پرداخت. نخست وزیر چین در این گزارش فهرستی از «ده مسئولیت اصلی دولت برای سال آینده» ارائه داد که در آن مسائلی چون نوسازی صنعتی، خودکفایی فناوری و گسترش تقاضای داخلی همچون سال گذشته مورد تاکید بود. همزمان، تحریک تقاضا و مخارج داخلی که سومین اولویت سال قبل بود به اولویت اصلی برای سال ۲۰۲۵ مبدل گردیده است.
🔹دولت چین قصد تثبیت بازار املاک را دارد، با اینحال، مالکان به قابلیت محافظت از ارزش دارایی خود اعتماد چندانی ندارند و پیشخرید کنندگان به تحویل به موقع خانه خود اطمینان ندارند. این نگرانیها به کاهش تقاضا و افت بیشتر قیمتها در بخش رکود زده مسکن دامن زده است.
🔹تشدید جنگ تجاری با آمریکا نیز این وضعیت را وخیمتر کرده است. یک روز پیش از سخنرانی لی، ترامپ تعرفههای جدید ۱۰ درصدی بر کالاهای چینی اعمال کرد که با احتساب تعرفههای پیشین، میانگین تعرفه واردات کالاهای چینی در آمریکا را به حدود ۳۴ درصد میرساند. در پاسخ، چین بر برخی کالاهای آمریکایی مانند مرغ و سویا تعرفه وضع کرد و چندین شرکت آمریکایی را به فهرست سیاه خود افزود. با اینحال، برای مقابله با تأثیر تعرفهها و کاهش قیمتها اقتصاد چین به محرکی بزرگتر نیاز دارد.
🔹بسیاری از اقتصاددانان انتظار داشتند که دولت یک بسته حمایتی معادل ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی یا بیشتر ارائه دهد. دولت چین هدف کسری بودجه امسال را از ۳ درصد تولید ناخالص داخلی در سال گذشته به ۴ درصد افزایش داده است. این افزایش علیرغم اینکه بخشی از هزینههای کلی دولت را تأمین میکند اما کفاف صندوقهای دولتی و نهادهای مالی وابسته به آنها را نمیدهد.
🔹این افزایش کسری بودجه پیام روشنی دارد. دولت چین بهطور سنتی سطح کسری را در حدود ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی حفظ میکرد و با رساندن آن به ۴ درصد نشان میدهد که برای حمایت از اقتصاد، ملاحظات مالی را کنار گذاشته است. همزمان، دولت مرکزی نظارت مالی بر دستگاههای منطقهای را کاهش خواهد داد و سهمیه انتشار اوراق قرضه ویژه توسط دولتهای محلی را از ۳.۹ به ۴.۴ تریلیون یوان افزایش میدهد.
🔹این اوراق که پیشتر فقط برای پروژههای زیربنایی استفاده میشدند، اکنون میتوانند برای خرید املاک فروختهنشده و زمینهای بلااستفاده نیز صادر شوند. افزون بر این، دولت مرکزی چین ۱.۸ تریلیون یوان اوراق ویژه منتشر خواهد کرد که ۵۰۰ میلیارد یوان آن برای تقویت سرمایه بانکها در نظر گرفته شده است.
🔹چین که در گذشته سرمایهگذاریهای هنگفتی در پروژههای زیربنایی انجام میداد، امسال تمرکز بیشتری بر افزایش مصرف و بهبود رفاه مردم خواهد داشت. بهعنوانمثال، ۳۰۰ میلیارد یوان برای طرح تعویض کالاهای قدیمی اختصاص داده شده است. همچنین، دولت حقوق کارمندان خود را افزایش میدهد و یارانه بیمه درمان را برای روستاییان و شهرنشینان محروم از پوشش بیمه شغلی افزایش میدهد.در مجموع حدود یکچهارم بسته محرک اقتصادی امسال مستقیماً به مصرف اختصاص دارد.
🔹دولت چین علاوه بر تقویت مصرف، یک صندوق هدایت سرمایه با ارزش معادل یک تریلیون یوان برای حمایت از فناوریهای نوظهور ایجاد خواهد کرد. در همین حال، بودجه دفاعی کشور نیز ۷.۲ درصد افزایش مییابد. پیشتر، هزینههای نظامی تقریباً متناسب با رشد اقتصادی و تورم افزایش پیدا میکرد و سهم آن از تولید ناخالص داخلی حدود ۱.۳ درصد باقی میماند. اما اکنون، با کاهش نسبی نرخ رشد اقتصادی و افت قیمتها، این نسبت تغییر خواهد کرد.
🔹محاسبات مالی مطرحشده در سخنرانی لی نشان میدهد که انتظار میرود چین در سال جدید حدود ۴.۹ درصد رشد کند. از آنجا که این میزان کمتر از هدف رشد واقعی (با تعدیل تورمی) است، دولت احتمالاً پیشبینی میکند که روند کاهش قیمتها ادامه خواهد داشت. بنابراین، حتی خود دولت چین نیز انتظار ندارد که اقدامات محرک اقتصادی بهطور قطعی بتوانند افت قیمتها را متوقف کنند و از همین رو به دنبال راه حلهای عمیقتر خواهد رفت.
🔄مطالب مرتبط
▫️آیا روند اوجگیری چین رو به اتمام است؟
▫️چالش مصرف در چین
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/310
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸لی چیانگ در سخنرانی خود در پنج مارس ۲۰۲۵ به ارائه یک جمعبندی از برنامه دولت چین در قبال چالشهای اقتصادی پیشرو یعنی (۱) رکود طولانیمدت در بخش املاک، (۲) کاهش مزمن قیمتها و (۳) جنگ تجاری در حال تشدید با آمریکا پرداخت. نخست وزیر چین در این گزارش فهرستی از «ده مسئولیت اصلی دولت برای سال آینده» ارائه داد که در آن مسائلی چون نوسازی صنعتی، خودکفایی فناوری و گسترش تقاضای داخلی همچون سال گذشته مورد تاکید بود. همزمان، تحریک تقاضا و مخارج داخلی که سومین اولویت سال قبل بود به اولویت اصلی برای سال ۲۰۲۵ مبدل گردیده است.
🔹دولت چین قصد تثبیت بازار املاک را دارد، با اینحال، مالکان به قابلیت محافظت از ارزش دارایی خود اعتماد چندانی ندارند و پیشخرید کنندگان به تحویل به موقع خانه خود اطمینان ندارند. این نگرانیها به کاهش تقاضا و افت بیشتر قیمتها در بخش رکود زده مسکن دامن زده است.
🔹تشدید جنگ تجاری با آمریکا نیز این وضعیت را وخیمتر کرده است. یک روز پیش از سخنرانی لی، ترامپ تعرفههای جدید ۱۰ درصدی بر کالاهای چینی اعمال کرد که با احتساب تعرفههای پیشین، میانگین تعرفه واردات کالاهای چینی در آمریکا را به حدود ۳۴ درصد میرساند. در پاسخ، چین بر برخی کالاهای آمریکایی مانند مرغ و سویا تعرفه وضع کرد و چندین شرکت آمریکایی را به فهرست سیاه خود افزود. با اینحال، برای مقابله با تأثیر تعرفهها و کاهش قیمتها اقتصاد چین به محرکی بزرگتر نیاز دارد.
🔹بسیاری از اقتصاددانان انتظار داشتند که دولت یک بسته حمایتی معادل ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی یا بیشتر ارائه دهد. دولت چین هدف کسری بودجه امسال را از ۳ درصد تولید ناخالص داخلی در سال گذشته به ۴ درصد افزایش داده است. این افزایش علیرغم اینکه بخشی از هزینههای کلی دولت را تأمین میکند اما کفاف صندوقهای دولتی و نهادهای مالی وابسته به آنها را نمیدهد.
🔹این افزایش کسری بودجه پیام روشنی دارد. دولت چین بهطور سنتی سطح کسری را در حدود ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی حفظ میکرد و با رساندن آن به ۴ درصد نشان میدهد که برای حمایت از اقتصاد، ملاحظات مالی را کنار گذاشته است. همزمان، دولت مرکزی نظارت مالی بر دستگاههای منطقهای را کاهش خواهد داد و سهمیه انتشار اوراق قرضه ویژه توسط دولتهای محلی را از ۳.۹ به ۴.۴ تریلیون یوان افزایش میدهد.
🔹این اوراق که پیشتر فقط برای پروژههای زیربنایی استفاده میشدند، اکنون میتوانند برای خرید املاک فروختهنشده و زمینهای بلااستفاده نیز صادر شوند. افزون بر این، دولت مرکزی چین ۱.۸ تریلیون یوان اوراق ویژه منتشر خواهد کرد که ۵۰۰ میلیارد یوان آن برای تقویت سرمایه بانکها در نظر گرفته شده است.
🔹چین که در گذشته سرمایهگذاریهای هنگفتی در پروژههای زیربنایی انجام میداد، امسال تمرکز بیشتری بر افزایش مصرف و بهبود رفاه مردم خواهد داشت. بهعنوانمثال، ۳۰۰ میلیارد یوان برای طرح تعویض کالاهای قدیمی اختصاص داده شده است. همچنین، دولت حقوق کارمندان خود را افزایش میدهد و یارانه بیمه درمان را برای روستاییان و شهرنشینان محروم از پوشش بیمه شغلی افزایش میدهد.در مجموع حدود یکچهارم بسته محرک اقتصادی امسال مستقیماً به مصرف اختصاص دارد.
🔹دولت چین علاوه بر تقویت مصرف، یک صندوق هدایت سرمایه با ارزش معادل یک تریلیون یوان برای حمایت از فناوریهای نوظهور ایجاد خواهد کرد. در همین حال، بودجه دفاعی کشور نیز ۷.۲ درصد افزایش مییابد. پیشتر، هزینههای نظامی تقریباً متناسب با رشد اقتصادی و تورم افزایش پیدا میکرد و سهم آن از تولید ناخالص داخلی حدود ۱.۳ درصد باقی میماند. اما اکنون، با کاهش نسبی نرخ رشد اقتصادی و افت قیمتها، این نسبت تغییر خواهد کرد.
🔹محاسبات مالی مطرحشده در سخنرانی لی نشان میدهد که انتظار میرود چین در سال جدید حدود ۴.۹ درصد رشد کند. از آنجا که این میزان کمتر از هدف رشد واقعی (با تعدیل تورمی) است، دولت احتمالاً پیشبینی میکند که روند کاهش قیمتها ادامه خواهد داشت. بنابراین، حتی خود دولت چین نیز انتظار ندارد که اقدامات محرک اقتصادی بهطور قطعی بتوانند افت قیمتها را متوقف کنند و از همین رو به دنبال راه حلهای عمیقتر خواهد رفت.
🔄مطالب مرتبط
▫️آیا روند اوجگیری چین رو به اتمام است؟
▫️چالش مصرف در چین
🌐https://institutetehran.com/art/310
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2👌1💔1