♦️آیا ائتلاف چهارجانبه جایگزین نیروهای آمریکایی در منطقه میشود؟
◼️ابعاد للدراسات الإستراتيجية-تركيه
#رویة_العربیة
🔹ترکیه از ابتدای سال ۲۰۲۵ تلاشهای جدی را برای تشکیل یک ائتلاف چهارجانبه شامل عراق، اردن و سوریه آغاز کرده است. هدف اصلی این ائتلاف، هماهنگی برای جلوگیری از ظهور مجدد گروه داعش در منطقه است، چرا که نگرانیهای بینالمللی و منطقهای درباره بازگشت این گروه پس از تغییرات در حکومت سوریه و توقف کامل عملیاتهای روسیه در بیابانهای سوریه افزایش یافته است.
🔹به نظر میرسد آنکارا هدف دیگری را نیز از طریق این هماهنگی چهارجانبه بین کشورهای منطقه دنبال میکند، و آن متقاعد کردن ایالات متحده به توانایی این کشورها در پر کردن خلأ قدرت آمریکا و ارائه جایگزینی برای همکاری واشنگتن با نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) است. این اقدام با بهانه نگرانیها از بازگشت داعش انجام میشود.
🔹قرار است نشستهای امنیتی چهارجانبه بین این کشورها در آوریل ۲۰۲۵ برگزار شود تا فرآیند تشکیل این ائتلاف به طور کامل مورد بحث قرار گیرد. با این حال، اجرای این طرح در عمل ممکن است به دلیل موانع احتمالی با دشواریهایی همراه باشد. عراق و سوریه دو کشور کلیدی در این ائتلاف محسوب میشوند، زیرا داعش ابتدا از عراق شروع به فعالیت کرد و سپس فعالیت آن به سوریه گسترش یافت. بیشتر شبکههای این گروه در مرزهای سوریه و عراق فعال هستند. با این حال، به نظر نمیرسد توافقات امنیتی بین عراق و سوریه به شکل مطلوبی پیش برود، اگرچه دیدارهای اولیه انجام شده است اما بسیاری از گروههای حشدالشعبی که با ایران مرتبط هستند، با توسعه روابط بین بغداد و دمشق در سایه حکومت جدیدی که جایگزین رژیم اسد شده، مخالفاند.
🔹از سوی دیگر، فشارهای ایالات متحده بر گروههای عراقی مورد حمایت ایران ممکن است اراده دولت عراق را تقویت کند و موانع پیش روی مشارکت بغداد در ائتلاف چهارجانبه را برطرف سازد. اخیراً دولت ترامپ خواستار انحلال گروههای عراقی شده است که خارج از چارچوب دولت فعالیت میکنند و از حمایت ایران برخوردارند. این اقدام با هدف کاهش نفوذ تهران در عراق اتخاذ شده است.
✅ ائتلاف چهارجانبه ممکن است با نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه هماهنگ شود، اما در این صورت، واشنگتن ممکن است نقش خود را در منطقه بازتعریف کند و بر اساس آن، به کشورهای منطقه در مبارزه با داعش تکیه نماید و تمرکز بیشتری بر کاهش نفوذ ایران داشته باشد. بنابراین، احتمالاً نیروهای آمریکایی عملیات بازتعریف موقعیت خود در سوریه را انجام داده و تمرکز خود را بر مرزهای سوریه و عراق قرار دهند. علاوه بر آن آمریکا پایگاههای خود را در عراق حفظ خواهد کرد.
🔁مطالب مرتبط
▫️ایران محور رویکرد ترامپ در قبال عراق
▫️شتاب و ابهام در توافق کردی- عربی در سوریه
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/329
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️ابعاد للدراسات الإستراتيجية-تركيه
#رویة_العربیة
🔹ترکیه از ابتدای سال ۲۰۲۵ تلاشهای جدی را برای تشکیل یک ائتلاف چهارجانبه شامل عراق، اردن و سوریه آغاز کرده است. هدف اصلی این ائتلاف، هماهنگی برای جلوگیری از ظهور مجدد گروه داعش در منطقه است، چرا که نگرانیهای بینالمللی و منطقهای درباره بازگشت این گروه پس از تغییرات در حکومت سوریه و توقف کامل عملیاتهای روسیه در بیابانهای سوریه افزایش یافته است.
🔹به نظر میرسد آنکارا هدف دیگری را نیز از طریق این هماهنگی چهارجانبه بین کشورهای منطقه دنبال میکند، و آن متقاعد کردن ایالات متحده به توانایی این کشورها در پر کردن خلأ قدرت آمریکا و ارائه جایگزینی برای همکاری واشنگتن با نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) است. این اقدام با بهانه نگرانیها از بازگشت داعش انجام میشود.
🔹قرار است نشستهای امنیتی چهارجانبه بین این کشورها در آوریل ۲۰۲۵ برگزار شود تا فرآیند تشکیل این ائتلاف به طور کامل مورد بحث قرار گیرد. با این حال، اجرای این طرح در عمل ممکن است به دلیل موانع احتمالی با دشواریهایی همراه باشد. عراق و سوریه دو کشور کلیدی در این ائتلاف محسوب میشوند، زیرا داعش ابتدا از عراق شروع به فعالیت کرد و سپس فعالیت آن به سوریه گسترش یافت. بیشتر شبکههای این گروه در مرزهای سوریه و عراق فعال هستند. با این حال، به نظر نمیرسد توافقات امنیتی بین عراق و سوریه به شکل مطلوبی پیش برود، اگرچه دیدارهای اولیه انجام شده است اما بسیاری از گروههای حشدالشعبی که با ایران مرتبط هستند، با توسعه روابط بین بغداد و دمشق در سایه حکومت جدیدی که جایگزین رژیم اسد شده، مخالفاند.
🔹از سوی دیگر، فشارهای ایالات متحده بر گروههای عراقی مورد حمایت ایران ممکن است اراده دولت عراق را تقویت کند و موانع پیش روی مشارکت بغداد در ائتلاف چهارجانبه را برطرف سازد. اخیراً دولت ترامپ خواستار انحلال گروههای عراقی شده است که خارج از چارچوب دولت فعالیت میکنند و از حمایت ایران برخوردارند. این اقدام با هدف کاهش نفوذ تهران در عراق اتخاذ شده است.
🔁مطالب مرتبط
▫️ایران محور رویکرد ترامپ در قبال عراق
▫️شتاب و ابهام در توافق کردی- عربی در سوریه
🌐https://institutetehran.com/art/329
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎7👍4👏4
#تحلیل_کوتاه
🔹در میانه اقدامات جنجالی دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ که توجهات بسیاری را جلب کرده است، حزب دموکرات با چالشهای مخصوص به خود دستوپنجه نرم میکند که مهمترین آنها، آینده رهبری حزب است. اگرچه این موضوع از زمان شکست کامالا هریس از ترامپ برجسته شد؛ اما در حقیقت ریشه در رقابت دو جناح درونی حزب (ترقیخواهان و میانهروها) و تغییرات اجتماعی رخ داده در جامعه آمریکا (به خصوص رأیدهندگان لیبرال) دارد. وضعیت نامساعد حزب در نظرسنجیهای پس از انتخابات ۲۰۲۴، نشاندهنده این است که مردم و حتی رأیدهندگان دموکرات نگاه مثبتی به حزب ندارند. به همین دلایل، نخبگان و استراتژیستهای حزب در حال عیبیابی شکست خود و چگونگی بازسازی حزب هستند.
🔸پاسخ به این پرسش که چرا دموکراتها در ۲۰۲۴ از ترامپ شکست خوردند در آینده حزب اثرگذار است. برخی علت شکست را در خروج دیرهنگام بایدن از رقابتها میدانند. برخی دیگر به دنبال دلایل عمیقتری هستند. به عنوان مثال، دو ضعف عمده دموکراتها در انتخابات، جذب کمتر رأی مردان (با اختلاف ۱۲٪ نسبت به ترامپ) و فاصله گرفتن از نمادها و ایدههای «مردانگی» بود که نتیجه منطقی لیبرالتر و ترقیخواهانهتر شدن حزب است. همچنین، ترامپ سهم قابل توجهی از رأی جوانان را به دست آورد که به عقیده برخی به دلیل حضور او و اطرافیانش در پادکستهای جو روگان بود. شاید به همین خاطر است که گوین نیوسام، یکی از گزینههای دموکراتها برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ پادکست خود را راه انداخته است. در مجموع جوانان بیشتر به سمت تفکرات لیبرال گرایش دارند؛ اما انتخابات اخیر ضعف نسبی دموکراتها را نشان داد. از همه مهمتر، نامنسجم و تکراریبودن ایدههای هریس در برابر ترامپ، عامل اثرگذاری در شکست دموکراتها بود.
🔸پرسش دیگر به چگونگی پاسخ حزب دموکرات به اقدامات ترامپ مربوط میشود. پیروزی مجدد ترامپ نشان داد که صرف پوپولیستبودن عامل پیروزیاش نبوده است؛ بلکه برنامههای او که توسط جناح راست افراطی جمهوریخواهان حمایت میشود نشان میدهد ترامپ چارچوب فکری منسجمی برای تحول در سیاست، جامعه و اقتصاد آمریکا دارد. پاسخ ترقیخواهانه (که مایل به چپ افراطی است) طبیعتاٌ میتواند آلترناتیو جذابی برای رأیدهندگان باشد؛ مخصوصاً اگر اقدامات ترامپ به شکست و بحران اقتصادی منجر شود.
🔸پاسخ به این دو پرسش در میان دو جناح حزب دموکرات متفاوت است و رقابت اصلی نیز بر سر همین مورد است. اگر دموکراتها بخواهند عناصری جمهوریخواهانه (نظیر مردانگی) را برای پیروزی مجدد به خود جذب کنند، به معنای بقای سلطه میانهروها خواهد بود. اما اگر حزب به لحاظ فرهنگی لیبرالتر شود، ترقیخواهی جدید برای نخستین بار رهبری حزب را به دست میآورد. در واکنش به ترامپ، ترقیخواهان واکنشهای رادیکالتری را مدنظر دارند. گردهماییهای پیاپی سندرز و الکساندریا کورتز در شهرهای آمریکا برای تحریک مردم به مقابله با ترامپ مصداقی از این دست واکنشها است. این دو در سخنرانیهای خود آلترناتیو مخصوصی را در مقابل برنامههای ترامپ ارائه میکنند که علاوهبر سیاستهای فرهنگی لیبرال، حمایتگری بالای دولت در اقتصاد را نیز شامل میشود. بخش دیگری از حملات ترقیخواهان، شخص چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنا را هدف قرار داده است. موافقت او با لایحه بودجه مدنظر جمهوریخواهان و ترامپ موجی از انتقادات درونحزبی را برانگیخت.
🔸مسئله دیگر که احتمالاً به نفع ترقیخواهان حزب خواهد بود، از دستدادن رأی مسلمانان و شکست در ایالت میشیگان در انتخابات ۲۰۲۴ است. اگرچه در مجموع مسئله غزه جزو عوامل اصلی شکست دموکراتها محسوب نمیشود؛ اما برای ایالت میشیگان مهمترین عامل بوده است. تجربه شکست در میشیگان میتواند باعث شود دموکراتها در سیاستهای خود در قبال اسرائیل تا حدودی بازنگری کنند و به قشر مسلمان این ایالت اهمیت بیشتری دهند که این به معنای نزدیکتر شدن به ترقیخواهان خواهد بود.
🔁مطالب مرتبط:
▫️ لسآنجلس در طوفان آتش درگیریهای حزبی
▫️ترامپ، ونس و حلقه فکری راست جدید
🌐https://institutetehran.com/art/330
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2👌1
🔵 مدل رشد روسی در میانه بحران اوکراین
◾️اندیشکده او.آر.اف
📝الکساندر دینکین
#اکوتهران
🔸رئیس یکی از موسسات تحقیقاتی آکادمی علوم روسیه در یادداشتی برای اندیشکده مطرح هندی او.ار.اف، سعی نموده تا روایت خود را از تابآوری اقتصاد روسیه در خلال جنگ اوکراین ارائه کند. استدلال محوری نگارنده این است که روسیه از جنگ اوکراین بدینسو با 16 هزار تحریم در بخشهای حیاتی اقتصاد مواجه شده، داراییهایش در خارج کشور مصادره شده و خطوط لوله صادرات نفت آن به صورت فیزیکی مورد تهاجم قرار گرفته است؛ با این وجود، توانسته است از اقتصاد خود در مقابل شوکهای بیرونی محافظت کند.
🔹نمود این تابآوری را میتوان در نرخ رشد یافت. علیرغم کاهش 1.2 درصدی تولید ناخالص داخلی در سال 2022، اقتصاد روسیه در سالهای 2023 و 2024 رشدی 4.1 درصدی را به ثبت رسانده که نرخی بالاتر از اتحادیه اروپا و ایالات متحده به حساب میرود. علاوه بر این، آمارهای بانک جهانی نشان میدهد که از حیث برابری قدرت خرید روسیه در زمره پنج اقتصاد برتر دنیا قرار میگیرد.
🔹به باور نگارنده تابآوری اقتصاد روسیه در مقابل شوکهای بیرونی را میتوان با سه دلیل توضیح داد. این سه دلیل اصلی عبارتند از اصلاحات اقتصادی سی ساله گذشته، انباشت تجربه جدی در گذر سالیان در راهبردهای ضدشوک و مقاوم در برابر فشار و محاسبه غلط غرب درباره توانایی خود برای منزوی ساختن اقتصاد روسیه. در همین راستا، نکات متعددی در متن مورد اشاره قرار گرفته که مهمترین موارد آن در ادامه جمعبندی میشود.
1️⃣روسیه در انرژی، منابع معدنی، مواد غذایی، محصولات زراعی و منابع آب خودکفایی دارد و بستر مناسبی نیز از نظرگاه فناوری، از واکسنسازی گرفته تا فناوری هایپرسونیک و مدلسازی هوش مصنوعی برای خود فراهم ساخته است. این مزایا در سایه بحران کنونی، امکان چرخش سیاست صنعتی روسیه به سمت خدمات را فراهم ساخته است.
2️⃣تولیدکنندگان نفت چرخشی سریع در روندهای صادرات نفت ایجاد کردند. همین مسئله در خصوص تجارت نیز صادق بوده است. در حالی که در سال 2021 قریب به 100 درصد از صادرات نفت خام روسیه به اروپا بود، تا پایان سال 2022 حدود 80 درصد از این نفت به بازارهای آسیایی سرازیر شد. اگر در سال 2021 سه شریک اصلی تجاری روسیه کشورهای چین، آلمان و هلند بودند، در سال 2023 سه کشور چین، هند و ترکیه در صدر شرکای تجاری روسیه قرار گرفتند. روسیه اکنون یکی از معدود کشورهایی است که تراز تجاری مثبت با چین دارد. به شکلی متناقض، این کشور کماکان دومین صادرکننده الانجی به اتحادیه اروپاست.
3️⃣ قوانین بودجهای روسیه در دوره بحران تسهیل شده اند و این رفتار مالی از سوی دولت، منجر به افزایش درآمد و متعاقب آن افزایش تقاضا در بخشهای مختلف، از جمله بخش اعتبارات شده است. در واقع، روسیه مدیریت تورم را نه تنها از طریق مدیریت تقاضا بلکه افزایش عرضه و اعطای آزادی بیشتر به کارآفرینان دنبال نموده است. یکی از روندهای سیاستی که در این راستا مورد توجه قرار گرفته، بازگرداندن موفقیتآمیز شرکتهای کلیدی مستقر در خارج به داخل روسیه است که از آن با عنوان راهبرد برونسپاریزدایی یا de-offshorization یاد میشود.
🔹این یادداشت استدلال میکند که در سال 2025، اقتصاد طرف عرضه در روسیه چشم انداز پایداری دارد و هدف اصلی این کشور مقابله با پدیده برافروختگی (Overheating) اقتصادی خواهد بود. این برافروختگی در دو مولفه کلیدی اشتغال تقریبا کامل (بیکاری 2.3 درصد در سال 2024) و فشار تورمی (9.5 درصد در سال 2024) قابل مشاهده است و برای مهار آن، روسیه نیازمند تعدیل روند رشد و تورم است. در این راستا، نرخ رشد مورد انتظار روسیه برای سال جاری 1.5 تا 2 درصد هدفگذاری شده است.
✅ در موضوع تورم نیز مسیر اصلاح نرخ یک مسیر بلندمدت تصویر شده و در سال جاری رقم 7 الی 8 درصد مورد انتظار خواهد بود. نگارنده همچنین درباره محدودیتهای ناشی از مخارج بالای بودجهای، به رشد درآمدهای دولت روسیه خوشبین است و به این نکته اشاره میکند که در دسامبر 2024 این درآمدها نسبت به ماه مشابه سال گذشته 28 درصد افزایش داشته اند.
🔁مطالب مرتبط:
▫️مدل رشد جدید در خلیج فارس
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/331
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️اندیشکده او.آر.اف
📝الکساندر دینکین
#اکوتهران
🔸رئیس یکی از موسسات تحقیقاتی آکادمی علوم روسیه در یادداشتی برای اندیشکده مطرح هندی او.ار.اف، سعی نموده تا روایت خود را از تابآوری اقتصاد روسیه در خلال جنگ اوکراین ارائه کند. استدلال محوری نگارنده این است که روسیه از جنگ اوکراین بدینسو با 16 هزار تحریم در بخشهای حیاتی اقتصاد مواجه شده، داراییهایش در خارج کشور مصادره شده و خطوط لوله صادرات نفت آن به صورت فیزیکی مورد تهاجم قرار گرفته است؛ با این وجود، توانسته است از اقتصاد خود در مقابل شوکهای بیرونی محافظت کند.
🔹نمود این تابآوری را میتوان در نرخ رشد یافت. علیرغم کاهش 1.2 درصدی تولید ناخالص داخلی در سال 2022، اقتصاد روسیه در سالهای 2023 و 2024 رشدی 4.1 درصدی را به ثبت رسانده که نرخی بالاتر از اتحادیه اروپا و ایالات متحده به حساب میرود. علاوه بر این، آمارهای بانک جهانی نشان میدهد که از حیث برابری قدرت خرید روسیه در زمره پنج اقتصاد برتر دنیا قرار میگیرد.
🔹به باور نگارنده تابآوری اقتصاد روسیه در مقابل شوکهای بیرونی را میتوان با سه دلیل توضیح داد. این سه دلیل اصلی عبارتند از اصلاحات اقتصادی سی ساله گذشته، انباشت تجربه جدی در گذر سالیان در راهبردهای ضدشوک و مقاوم در برابر فشار و محاسبه غلط غرب درباره توانایی خود برای منزوی ساختن اقتصاد روسیه. در همین راستا، نکات متعددی در متن مورد اشاره قرار گرفته که مهمترین موارد آن در ادامه جمعبندی میشود.
1️⃣روسیه در انرژی، منابع معدنی، مواد غذایی، محصولات زراعی و منابع آب خودکفایی دارد و بستر مناسبی نیز از نظرگاه فناوری، از واکسنسازی گرفته تا فناوری هایپرسونیک و مدلسازی هوش مصنوعی برای خود فراهم ساخته است. این مزایا در سایه بحران کنونی، امکان چرخش سیاست صنعتی روسیه به سمت خدمات را فراهم ساخته است.
2️⃣تولیدکنندگان نفت چرخشی سریع در روندهای صادرات نفت ایجاد کردند. همین مسئله در خصوص تجارت نیز صادق بوده است. در حالی که در سال 2021 قریب به 100 درصد از صادرات نفت خام روسیه به اروپا بود، تا پایان سال 2022 حدود 80 درصد از این نفت به بازارهای آسیایی سرازیر شد. اگر در سال 2021 سه شریک اصلی تجاری روسیه کشورهای چین، آلمان و هلند بودند، در سال 2023 سه کشور چین، هند و ترکیه در صدر شرکای تجاری روسیه قرار گرفتند. روسیه اکنون یکی از معدود کشورهایی است که تراز تجاری مثبت با چین دارد. به شکلی متناقض، این کشور کماکان دومین صادرکننده الانجی به اتحادیه اروپاست.
3️⃣ قوانین بودجهای روسیه در دوره بحران تسهیل شده اند و این رفتار مالی از سوی دولت، منجر به افزایش درآمد و متعاقب آن افزایش تقاضا در بخشهای مختلف، از جمله بخش اعتبارات شده است. در واقع، روسیه مدیریت تورم را نه تنها از طریق مدیریت تقاضا بلکه افزایش عرضه و اعطای آزادی بیشتر به کارآفرینان دنبال نموده است. یکی از روندهای سیاستی که در این راستا مورد توجه قرار گرفته، بازگرداندن موفقیتآمیز شرکتهای کلیدی مستقر در خارج به داخل روسیه است که از آن با عنوان راهبرد برونسپاریزدایی یا de-offshorization یاد میشود.
🔹این یادداشت استدلال میکند که در سال 2025، اقتصاد طرف عرضه در روسیه چشم انداز پایداری دارد و هدف اصلی این کشور مقابله با پدیده برافروختگی (Overheating) اقتصادی خواهد بود. این برافروختگی در دو مولفه کلیدی اشتغال تقریبا کامل (بیکاری 2.3 درصد در سال 2024) و فشار تورمی (9.5 درصد در سال 2024) قابل مشاهده است و برای مهار آن، روسیه نیازمند تعدیل روند رشد و تورم است. در این راستا، نرخ رشد مورد انتظار روسیه برای سال جاری 1.5 تا 2 درصد هدفگذاری شده است.
🔁مطالب مرتبط:
▫️مدل رشد جدید در خلیج فارس
🌐https://institutetehran.com/art/331
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎4👌2❤1
◾️ فارن افرز
📝 زکریا مامپیلی
#روندهای_استراتژیک
🔸در اجلاس بریکس ۲۰۲۴، رهبران چین و روسیه از کشورهای «جهان جنوب» خواستند تا جایگزینی برای نظم جهانی تحت سلطه غرب ایجاد کنند. این اصطلاح، که در بیانیههای رسمی چین و روسیه تکرار شده، نشاندهنده اتحاد کشورهای درحالتوسعه است. اما کارشناسانی مانند جوزف نای این مفهوم را گمراهکننده میدانند، درحالیکه برخی دیگر آن را واقعیتی ژئوپلیتیکی میشمارند. علاوه بر این، این اصطلاح به ابزاری برای کشورهای غیرغربی تبدیل شده است تا در مواجهه با نفوذ غرب، مشروعیت بینالمللی کسب کنند.
💢ابهام در تعریف «جهان جنوب»
🔹از نظر جغرافیایی، «جهان جنوب» شامل بسیاری از کشورهای نیمکره جنوبی است، اما کشورهایی مانند استرالیا و نیوزیلند را نیز در برمیگیرد که توسعهیافته محسوب میشوند. بنابراین، این مفهوم بیش از یک تعریف جغرافیایی، اشارهای به تجارب تاریخی مشترک، استعمار، و وابستگی اقتصادی دارد.
🔹اصطلاح «جهان جنوب» ادامهای از تقسیمبندیهای تاریخی مانند «شرق و غرب»، «جهان اول و سوم»، و «مدرن و سنتی» است که طی قرنها برای توجیه برتری اقتصادی و سیاسی برخی کشورها بهکار رفته است. درعینحال، کشورهای مختلفی از این مفهوم استفاده میکنند تا موقعیت خود را در نظام بینالمللی تقویت کنند، حتی اگر معیارهای سنتی آن را نداشته باشند.
💢ریشههای تاریخی و استعماری
🔹این مفهوم از سیاستهای استعماری قرن نوزدهم نشأت میگیرد، زمانی که قدرتهای اروپایی از «حکومت غیرمستقیم» برای کنترل جوامع بومی استفاده کردند. فردریک لوگارد، فرماندار بریتانیایی در نیجریه، این شیوه را توسعه داد و معتقد بود که جوامع سنتی فاقد توانایی خودگردانی هستند.
🔹این رویکرد باعث شکلگیری سیستمهای حقوقی دوگانه شد که در آن قوانین استعماری برتری داشتند. در نتیجه، حتی پس از پایان استعمار، این نگاه در سیاستهای جهانی باقی ماند و به بازتولید مفاهیمی مانند «جهان جنوب» انجامید. این اصطلاح در دوران جنگ سرد، با تغییراتی مفهومی، به بخشی از گفتمان بینالمللی تبدیل شد.
💢تداوم استفاده از اصطلاح «جهان جنوب» در سیاست جهانی
🔹 پس از جنگ جهانی دوم، آلفرد ساوی اصطلاح «جهان سوم» را برای توصیف کشورهای غیرمتعهد ابداع کرد، اما این مفهوم بهمرور جای خود را به «جهان جنوب» داد.
🔹در دهههای اخیر، قدرتهایی مانند چین و روسیه از این اصطلاح برای جلب حمایت کشورهای درحالتوسعه و مقابله با نفوذ غرب استفاده کردهاند. بااینحال، بسیاری از کشورهای «جهان جنوب» همچنان از نظر اقتصادی و سیاسی وابسته به ساختارهای جهانی تحت سلطه غرب باقی ماندهاند. در این میان، برخی از این کشورها به دنبال ایجاد سازمانها و پیمانهای جدید هستند که به کاهش این وابستگی کمک کند.
💢چالشهای پیشروی کشورهای «جهان جنوب»
🔹با وجود تمایل برای استقلال بیشتر، کشورهای درحالتوسعه با مشکلاتی مانند وابستگی اقتصادی به غرب، نابرابری در زنجیره تأمین جهانی، و مداخلات ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگ روبهرو هستند.
🔹درحالیکه برخی کشورها مانند هند و برزیل در تلاش برای افزایش نفوذ خود هستند، همچنان ساختارهای اقتصادی جهانی مانع پیشرفت مستقل بسیاری از کشورهای «جهان جنوب» میشود. علاوه بر این، رقابت میان کشورهای این دسته نیز گاهی مانع اتحاد و همکاری واقعی میشود، زیرا هر یک اهداف ملی خاص خود را دنبال میکنند.
💢نتیجهگیری: آیا «جهان جنوب» یک مفهوم واقعی است؟
🔹اصطلاح «جهان جنوب» بیش از آنکه یک واقعیت جغرافیایی یا اقتصادی باشد، یک ابزار گفتمانی است که در طول تاریخ برای توجیه نظم جهانی نابرابر بهکار رفته است.
🔹درحالیکه برخی کشورها از این مفهوم برای ایجاد اتحاد و چالش در برابر غرب استفاده میکنند، باید توجه داشت که این اصطلاح همچنان ریشه در تفکرات استعماری دارد و ممکن است بیش از آنکه به وحدت بینالمللی کمک کند، به تثبیت همان تقسیمبندیهای قدیمی بین شمال و جنوب جهانی منجر شود.
🌐https://institutetehran.com/art/332
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11❤2
🔵ابزارهای اقتصادی اروپا در برابر روسیه
◾️اکونومیست
#اکوتهران
🔸اکونومیست در آخرین شماره خود به این پرسش پرداخته است که اگر آمریکا تحریمهای روسیه را لغو کند و همزمان، اروپا به تحریمها ادامه دهد چه اتفاقی میافتد؟ در حال حاضر، روسیه به تنهایی بیش از مجموع شش کشور پس از خود تحریم دارد. از فوریه ۲۰۲۲ بدینسو، ایالات متحده به تنهایی نزدیک به ۶۵۰۰ تحریم علیه روسیه وضع نموده است. بسیاری از این تحریمها، چهرههای نزدیک به پوتین را هدف قرار داده و بخشی از آنها نیز دسترسی روسیه را به فناوریها و بازارهای غربی و پرداخت دلاری محدود ساخته است. در حالی که آمریکا تمایل بسیاری به لغو تحریمهای روسیه نشان داده، به نظر میرسد که لغو تحریمهای روسیه برای اروپا همچنان یک تابو محسوب میشود. استدلال محوری این یادداشت این است که اتحادیه اروپا به تنهایی قادر است دسترسی روسیه را به تجارت، نظامهای پرداخت و سرمایهگذاری خارجی به شدت محدود نماید.
🔹در حوزه تجارت، پایان تحریمهای آمریکا ممکن است تجارت دوجانبه را تسهیل کند. با این وجود، حتی پیش از جنگ نیز تجارت روسیه و آمریکا حدود ۳۵ میلیارد دلار بود. این در حالی است که تجارت روسیه و اروپا پیش از جنگ به بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار میرسید و تداوم تحریمهای اروپا مانع برگشت این تجارت گسترده خواهد بود.
🔹صادرات نفت روسیه در حال حاضر نیز به ۳.۵ میلیون بشکه در روز رسیده که بالاتر از رقم سال ۲۰۲۱ است و بعید است برطرف شدن تحریمهای آمریکا تاثیر چندانی در تجارت نفتی روسیه داشته باشد. در خصوص LNG هم لغو تحریمها علیه پروژههای کلیدی روسیه ممکن است در چشمانداز بلندمدت به تغییر مسیر صادراتی منجر شود؛ اما کماکان، نباید فراموش کرد که علیرغم تمایل روسیه به فروش گاز، این اروپاست که تصمیم میگیرد مجدد از روسیه خرید کند یا نه.
🔹در حوزه پرداختهای خارجی، حذف بانکهای روسی از ویزا و مسترکارت و همچنین سوئیفت، به عنوان محور تسویه پرداختهای دلاری، به چالشی مهم برای روسیه مبدل شده است. روسیه در بازگرداندن وجوه خود از هند و چین، دو خریدار اصلی نفت، مشکلاتی دارد و همین مسئله موجب تضعیف روبل شده است. از طرف دیگر، داراییهای بانک مرکزی روسیه به ارزش بیش از ۲۷۴ میلیارد دلار در غرب بلوکه شده است.
🔹در این راستا، باید توجه داشت که تحریم اروپا کماکان دسترسی روسیه به سوئیفت را، در بلژیک، محدود خواهد کرد. همزمان، تعلیق عضویت روسیه در FATF و نفس دوگانگیهای تحریمی کافی خواهد بود که خدماتدهی به طرفهای روسی توسط بانکها تا اندازه زیادی معلق بماند. داراییهای بلوکه شده روسیه نیز بیشتر در اروپاست.
🔹در حوزه سرمایهگذاری خارجی، روسیه با کاهش ۴۷ درصدی از جنگ اوکراین بدین سو مواجه شده و مالکیت خارجی اوراق بدهی دولت روسیه تقریبا به صفر رسیده است. بخش واقعی اقتصاد روسیه نیز نیاز مبرمی به سرمایهگذاری دارد. به عنوان مثال، پروژه عظیم وستوک اویل در شمال روسیه به تنهایی نیازمند بیش از ۱۱۰ میلیارد دلار برای احداث ۱۵ شهرک، سه فرودگاه و ۳۵۰۰ کیلومتر شبکه توزیع برق است.
🔹علیرغم اینکه ممکن است کسب و کارهایی با دارایی سبک به روسیه بازگردند، تداوم تحریمهای اروپا مانع بازگشت سرمایهگذاریهای کلان خواهد شد. انتقال پول و دارایی به روسیه از طریق شبکه بانکی کماکان چالش برانگیز خواهد بود. علاوه بر این، تحریمها ممکن است با عدم وفاداری به مفاد توافق یا تغییر رئیسجمهور در آمریکا بازگردند. در نهایت اینکه همه این ریسکها برای دسترسی به اقتصادی مطرح میشود که حتی از اقتصاد ایالت تگزاس کوچکتر است.
🔹بنابر این، گشایش ناشی از لغو تحریمهای آمریکا به تنهایی بعید است اقتصاد روسیه را متحول کند. رگولاتورهای اروپایی کماکان میتوانند بانکهای خارجی را در صورت وجود هرگونه ارتباط میان عملیاتهای اروپایی خود با روسیه تحت پیگرد کیفری قرار دهند. مضاف بر اینکه بسیاری از انتقالهای غیراروپایی به نحوی از دوبلین، فرانکفورت و لندن گذر میکنند. اروپا همچنین میتواند در صورت از میان رفتن سقف قیمتی، شرکتها و موسسات خود را از هرگونه مشارکت در فروش نفت روسیه باز دارد.
✅ در یک جمعبندی باید گفت که اروپا همواره اهمیت بیشتری برای روسیه نسبت به آمریکا داشته است و همین مسئله کارتهای خوبی برای بازی در اختیار این قاره قرار میدهد. لذا اگر اروپا در فرآیند نادیده گرفته یا تهدید شود، ممکن است وسوسه شود تا از این کارتها استفاده کند.
🔁مطالب مرتبط:
▫️چگونه اروپا بدون کمک آمریکا میتواند از خود دفاع کند؟
▫️ابزارهای اروپا برای مقابله با جنگ تجاری ترامپ
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/333
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️اکونومیست
#اکوتهران
🔸اکونومیست در آخرین شماره خود به این پرسش پرداخته است که اگر آمریکا تحریمهای روسیه را لغو کند و همزمان، اروپا به تحریمها ادامه دهد چه اتفاقی میافتد؟ در حال حاضر، روسیه به تنهایی بیش از مجموع شش کشور پس از خود تحریم دارد. از فوریه ۲۰۲۲ بدینسو، ایالات متحده به تنهایی نزدیک به ۶۵۰۰ تحریم علیه روسیه وضع نموده است. بسیاری از این تحریمها، چهرههای نزدیک به پوتین را هدف قرار داده و بخشی از آنها نیز دسترسی روسیه را به فناوریها و بازارهای غربی و پرداخت دلاری محدود ساخته است. در حالی که آمریکا تمایل بسیاری به لغو تحریمهای روسیه نشان داده، به نظر میرسد که لغو تحریمهای روسیه برای اروپا همچنان یک تابو محسوب میشود. استدلال محوری این یادداشت این است که اتحادیه اروپا به تنهایی قادر است دسترسی روسیه را به تجارت، نظامهای پرداخت و سرمایهگذاری خارجی به شدت محدود نماید.
🔹در حوزه تجارت، پایان تحریمهای آمریکا ممکن است تجارت دوجانبه را تسهیل کند. با این وجود، حتی پیش از جنگ نیز تجارت روسیه و آمریکا حدود ۳۵ میلیارد دلار بود. این در حالی است که تجارت روسیه و اروپا پیش از جنگ به بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار میرسید و تداوم تحریمهای اروپا مانع برگشت این تجارت گسترده خواهد بود.
🔹صادرات نفت روسیه در حال حاضر نیز به ۳.۵ میلیون بشکه در روز رسیده که بالاتر از رقم سال ۲۰۲۱ است و بعید است برطرف شدن تحریمهای آمریکا تاثیر چندانی در تجارت نفتی روسیه داشته باشد. در خصوص LNG هم لغو تحریمها علیه پروژههای کلیدی روسیه ممکن است در چشمانداز بلندمدت به تغییر مسیر صادراتی منجر شود؛ اما کماکان، نباید فراموش کرد که علیرغم تمایل روسیه به فروش گاز، این اروپاست که تصمیم میگیرد مجدد از روسیه خرید کند یا نه.
🔹در حوزه پرداختهای خارجی، حذف بانکهای روسی از ویزا و مسترکارت و همچنین سوئیفت، به عنوان محور تسویه پرداختهای دلاری، به چالشی مهم برای روسیه مبدل شده است. روسیه در بازگرداندن وجوه خود از هند و چین، دو خریدار اصلی نفت، مشکلاتی دارد و همین مسئله موجب تضعیف روبل شده است. از طرف دیگر، داراییهای بانک مرکزی روسیه به ارزش بیش از ۲۷۴ میلیارد دلار در غرب بلوکه شده است.
🔹در این راستا، باید توجه داشت که تحریم اروپا کماکان دسترسی روسیه به سوئیفت را، در بلژیک، محدود خواهد کرد. همزمان، تعلیق عضویت روسیه در FATF و نفس دوگانگیهای تحریمی کافی خواهد بود که خدماتدهی به طرفهای روسی توسط بانکها تا اندازه زیادی معلق بماند. داراییهای بلوکه شده روسیه نیز بیشتر در اروپاست.
🔹در حوزه سرمایهگذاری خارجی، روسیه با کاهش ۴۷ درصدی از جنگ اوکراین بدین سو مواجه شده و مالکیت خارجی اوراق بدهی دولت روسیه تقریبا به صفر رسیده است. بخش واقعی اقتصاد روسیه نیز نیاز مبرمی به سرمایهگذاری دارد. به عنوان مثال، پروژه عظیم وستوک اویل در شمال روسیه به تنهایی نیازمند بیش از ۱۱۰ میلیارد دلار برای احداث ۱۵ شهرک، سه فرودگاه و ۳۵۰۰ کیلومتر شبکه توزیع برق است.
🔹علیرغم اینکه ممکن است کسب و کارهایی با دارایی سبک به روسیه بازگردند، تداوم تحریمهای اروپا مانع بازگشت سرمایهگذاریهای کلان خواهد شد. انتقال پول و دارایی به روسیه از طریق شبکه بانکی کماکان چالش برانگیز خواهد بود. علاوه بر این، تحریمها ممکن است با عدم وفاداری به مفاد توافق یا تغییر رئیسجمهور در آمریکا بازگردند. در نهایت اینکه همه این ریسکها برای دسترسی به اقتصادی مطرح میشود که حتی از اقتصاد ایالت تگزاس کوچکتر است.
🔹بنابر این، گشایش ناشی از لغو تحریمهای آمریکا به تنهایی بعید است اقتصاد روسیه را متحول کند. رگولاتورهای اروپایی کماکان میتوانند بانکهای خارجی را در صورت وجود هرگونه ارتباط میان عملیاتهای اروپایی خود با روسیه تحت پیگرد کیفری قرار دهند. مضاف بر اینکه بسیاری از انتقالهای غیراروپایی به نحوی از دوبلین، فرانکفورت و لندن گذر میکنند. اروپا همچنین میتواند در صورت از میان رفتن سقف قیمتی، شرکتها و موسسات خود را از هرگونه مشارکت در فروش نفت روسیه باز دارد.
🔁مطالب مرتبط:
▫️چگونه اروپا بدون کمک آمریکا میتواند از خود دفاع کند؟
▫️ابزارهای اروپا برای مقابله با جنگ تجاری ترامپ
🌐https://institutetehran.com/art/333
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2👌2
♦️تعرفههای ترامپ و افزایش تولید اوپک پلاس؛ آیا بازار نفت به سمت آشفتگی حرکت میکند؟
◼️خلیج انلاین- لندن
📝یوسف حمود
#رویة_العربیة
🔹در بازار پرتلاطم نفت، جایی که اقتصاد و سیاست به هم گرهخوردهاند، میزان تولید نفت خام نقشی کلیدی در تعادل اقتصاد جهانی ایفا میکند. هر تصمیم اوپکپلاس نهتنها بر نوسان قیمتها تأثیر میگذارد، بلکه پیامدهای آن تا دورترین نقاط جهان از واشنگتن و پکن تا پایتختهای اروپایی امتداد خواهد یافت.
🔹در این معادله پیچیده، اوپکپلاس سرانجام تصمیم به افزایش تولید نفت برای ماه مه گرفت؛ اقدامی غافلگیرکننده که از پیشبینیهای قبلی خود اوپکپلاس نیز فراتر رفت. همزمان با این خبر، قیمت نفت ۳ درصد کاهش یافت، اتفاقی که تحت تأثیر اعلام تعرفههای جدید توسط دونالد ترامپ بر واردات نیز تشدید شد. حالا این پرسش اساسی مطرح است: پیامدهای این تصمیم برای بازار جهانی نفت چه خواهد بود؟
💢تصمیمات اوپک پلاس
🔹کشورهای عضو «اوپک پلاس» در سوم آوریل ۲۰۲۵ طی اقدامی که ماهها انتظار آن میرفت، موافقت کردند تولید نفت را در ماه مه افزایش دهند. پیشتر قرار بود اوپکپلاس تولید نفت خود در ماه مه را به میزان ۱۳۵ هزار بشکه در روز افزایش دهد اما هشت کشور مشارکت کننده در کاهش تولید «اوپک پلاس» با افزایش به میزان ۴۱۱ هزار بشکه در روز موافقت نمودند. این افزایش در حالی صورت میگیرد که اوپک پلاس برای حمایت از بازار و جلوگیری از کاهش قیمت، همچنان کاهش اضافی ۳.۶۵ میلیون بشکهای در روز مصوب سال ۲۰۲۳ را تا پایان سال آینده را اجرا میکند.
💢تصمیمات ترامپ
🔹کاهش ۳ درصدی قیمت نفت علاوه بر تصمیم اوپکپلاس با تحول دیگری نیز همزمان شد. به بیان دیگر، این افت قیمت میتواند متأثر از اعلامیه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، درباره اعمال تعرفههای گمرکی جدید بر کالاهای وارداتی بوده باشد. ترامپ روز چهارشنبه، دوم آوریل، فرمانی اجرایی امضا کرد که بر اساس آن، تعرفههای گمرکی متقابلی نسبت به سایر کشورها اعمال خواهد شد. قرار است این تعرفهها که شامل افزایش ۱۰ درصدی تعرفه بر تمامی واردات و تعرفههای بیشتر برای برخی شرکای تجاری است از امروز پنج آوریل اجرایی شود.
💢نوسانات شدید
🔹پژوهشگران اقتصادی معتقدند که افزایش تولید نفت در شرایط کنونیِ نوسانات شدید اقتصاد جهانی، بهویژه با اعمال تعرفههای جدید آمریکا و کاهش قیمت نفت، ریسکهای قابلتوجهی دارد. این تصمیم در حالی اتخاذ شده که تقاضای جهانی به دلیل رکود در چین و اروپا رو به کاهش است و سیاستهای تجاری ترامپ بر بازارها تأثیر گذاشته است.
🔹بازارها انتظار داشتند اوپکپلاس بااحتیاط بیشتری عمل کند، اما تصمیم اخیر نشاندهنده تلاش تولیدکنندگان برای حفظ سهم خود از بازار است. بااینحال، اگر قیمتها به زیر سطوح هدف برسند، ممکن است کشورهای تولیدکننده مجبور به بازنگری در سیاستهای خود شوند. ادامه این روند، همراه با تنشهای ژئوپلیتیک و نوسانات اقتصادی، میتواند قیمت نفت را بیشتر کاهش دهد، مگر آنکه بهبودی در سمت تقاضا بهوجود بیاید. برای جلوگیری از سقوط قیمتها، تولیدکنندگان نیازمند استراتژیهای هوشمندانهتر برای حفظ ثبات بازار هستند.
💢تصمیمات گذشته
🔹تحلیل کارشناسان نشان میدهد که تصمیم اوپک پلاس برای افزایش تولید ممکن است باعث کاهش قیمت نفت در کوتاهمدت شود. رئیسجمهور آمریکا از اوپک پلاس خواسته با افزایش تولید، قیمتها را پایین بیاورد. از سال ۲۰۲۲، این گروه با مجموعهای از کاهش تولید تلاش کرده تا از قیمتها حمایت نماید. هرچند برخی از این اقدامات موثر بوده اما همزمان با انتقاد مصرفکنندگان بزرگ روبهرو شده است.
✅ گفتنی است در سال ۲۰۲۳، توافق برای کاهش ۳.۶۵ میلیون بشکهای عرضه در روز ابتدا باعث افزایش قیمتها شد، ولی با کاهش تقاضا و افزایش ذخایر، قیمتها دوباره افت کرد. به نظر میرسد ثبات بلندمدت بازار نفت به عوامل پیچیدهای وابسته است که لازم است کشورهای اوپکپلاس این عوامل را بهخوبی در نظر داشته باشند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/334
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️خلیج انلاین- لندن
📝یوسف حمود
#رویة_العربیة
🔹در بازار پرتلاطم نفت، جایی که اقتصاد و سیاست به هم گرهخوردهاند، میزان تولید نفت خام نقشی کلیدی در تعادل اقتصاد جهانی ایفا میکند. هر تصمیم اوپکپلاس نهتنها بر نوسان قیمتها تأثیر میگذارد، بلکه پیامدهای آن تا دورترین نقاط جهان از واشنگتن و پکن تا پایتختهای اروپایی امتداد خواهد یافت.
🔹در این معادله پیچیده، اوپکپلاس سرانجام تصمیم به افزایش تولید نفت برای ماه مه گرفت؛ اقدامی غافلگیرکننده که از پیشبینیهای قبلی خود اوپکپلاس نیز فراتر رفت. همزمان با این خبر، قیمت نفت ۳ درصد کاهش یافت، اتفاقی که تحت تأثیر اعلام تعرفههای جدید توسط دونالد ترامپ بر واردات نیز تشدید شد. حالا این پرسش اساسی مطرح است: پیامدهای این تصمیم برای بازار جهانی نفت چه خواهد بود؟
💢تصمیمات اوپک پلاس
🔹کشورهای عضو «اوپک پلاس» در سوم آوریل ۲۰۲۵ طی اقدامی که ماهها انتظار آن میرفت، موافقت کردند تولید نفت را در ماه مه افزایش دهند. پیشتر قرار بود اوپکپلاس تولید نفت خود در ماه مه را به میزان ۱۳۵ هزار بشکه در روز افزایش دهد اما هشت کشور مشارکت کننده در کاهش تولید «اوپک پلاس» با افزایش به میزان ۴۱۱ هزار بشکه در روز موافقت نمودند. این افزایش در حالی صورت میگیرد که اوپک پلاس برای حمایت از بازار و جلوگیری از کاهش قیمت، همچنان کاهش اضافی ۳.۶۵ میلیون بشکهای در روز مصوب سال ۲۰۲۳ را تا پایان سال آینده را اجرا میکند.
💢تصمیمات ترامپ
🔹کاهش ۳ درصدی قیمت نفت علاوه بر تصمیم اوپکپلاس با تحول دیگری نیز همزمان شد. به بیان دیگر، این افت قیمت میتواند متأثر از اعلامیه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، درباره اعمال تعرفههای گمرکی جدید بر کالاهای وارداتی بوده باشد. ترامپ روز چهارشنبه، دوم آوریل، فرمانی اجرایی امضا کرد که بر اساس آن، تعرفههای گمرکی متقابلی نسبت به سایر کشورها اعمال خواهد شد. قرار است این تعرفهها که شامل افزایش ۱۰ درصدی تعرفه بر تمامی واردات و تعرفههای بیشتر برای برخی شرکای تجاری است از امروز پنج آوریل اجرایی شود.
💢نوسانات شدید
🔹پژوهشگران اقتصادی معتقدند که افزایش تولید نفت در شرایط کنونیِ نوسانات شدید اقتصاد جهانی، بهویژه با اعمال تعرفههای جدید آمریکا و کاهش قیمت نفت، ریسکهای قابلتوجهی دارد. این تصمیم در حالی اتخاذ شده که تقاضای جهانی به دلیل رکود در چین و اروپا رو به کاهش است و سیاستهای تجاری ترامپ بر بازارها تأثیر گذاشته است.
🔹بازارها انتظار داشتند اوپکپلاس بااحتیاط بیشتری عمل کند، اما تصمیم اخیر نشاندهنده تلاش تولیدکنندگان برای حفظ سهم خود از بازار است. بااینحال، اگر قیمتها به زیر سطوح هدف برسند، ممکن است کشورهای تولیدکننده مجبور به بازنگری در سیاستهای خود شوند. ادامه این روند، همراه با تنشهای ژئوپلیتیک و نوسانات اقتصادی، میتواند قیمت نفت را بیشتر کاهش دهد، مگر آنکه بهبودی در سمت تقاضا بهوجود بیاید. برای جلوگیری از سقوط قیمتها، تولیدکنندگان نیازمند استراتژیهای هوشمندانهتر برای حفظ ثبات بازار هستند.
💢تصمیمات گذشته
🔹تحلیل کارشناسان نشان میدهد که تصمیم اوپک پلاس برای افزایش تولید ممکن است باعث کاهش قیمت نفت در کوتاهمدت شود. رئیسجمهور آمریکا از اوپک پلاس خواسته با افزایش تولید، قیمتها را پایین بیاورد. از سال ۲۰۲۲، این گروه با مجموعهای از کاهش تولید تلاش کرده تا از قیمتها حمایت نماید. هرچند برخی از این اقدامات موثر بوده اما همزمان با انتقاد مصرفکنندگان بزرگ روبهرو شده است.
🌐https://institutetehran.com/art/334
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👎1👏1💔1
#تحلیل_کوتاه
🔹چهارشنبه گذشته، ترامپ در روزی تحت عنوان «روز آزادسازی» تعرفههای گستردهای را بر کالاهای وارداتی به آمریکا اعمال کرد. تمامی کشورهای ذکر شده در فرمان اجرایی ترامپ حداقل مشمول ۱۰٪ تعرفه میشوند و برای کالاهای صادراتی برخی از آنها نرخهای بالاتری در نظر گرفته شده است. به عنوان مثال، ۲۰٪ تعرفه بر کالاهای اتحادیه اروپا، ۵۴٪ بر کالاهای صادراتی چین به آمریکا، ۴۶٪ بر ویتنام و ۳۰٪ بر آفریقای جنوبی اعمال شد. این میزان از تعرفه، نشان از غلبه جریان راست افراطی در حزب جمهوریخواه است که ضدیت شدیدی با تجارت آزاد دارد. چنین رویکردی علاوه بر اقتصاد میتواند به روابط آمریکا با متحدانش نیز آسیب وارد کند.
🔸آغاز مجدد تنش تعرفهای آمریکا قابل پیشبینی بود؛ هرچند شاید نه به این شدت و در این مقیاس. ترامپ پیشتر در کارزار انتخاباتی خود وعده آن را داده بود. استیو بَنِن، استراتژیست جمهوریخواه و از نزدیکان ترامپ از همان دوره اول افزایش نرخ تعرفه را به دولت ترامپ توصیه کرد و هنوز هم پشتیبان آن است. رابرت لایتزیر، نماینده تجاری پیشین آمریکا (۲۰۱۷_۲۰۲۱) و نویسنده کتاب «هیچ تجارت آزادی وجود ندارد» نیز از مشوقان ترامپ برای اعمال تعرفه بر کالاهای صادراتی بوده است. در میان جمهوریخواهان کنگره نیز وضع چنین تعرفههایی طرفدار دارد. برای نمونه گروهی از نمایندگان با نام «کمیته پارلمانی آزادی» (Freedom Caucus) متشکل از برخی جمهوریخواهان انزواگرا به شدت با تجارت آزاد مخالفت میکنند.
🔸حمایت چنین افرادی نشاندهندۀ این است که دولت ترامپ در حوزۀ تجارت خارجی به نسبت سایر حوزهها به جمهوریخواهان انزواگرا که به نظم اقتصاد بینالمللی لیبرال بدبین هستند، نزدیکتر است. افزون بر این، با توجه به خطر افزایش کسری بودجه به دلیل سیاستهای کاهش مالیات و افزایش بودجه نظامی، یکی از استدلالهای انجمن آزادی در دفاع از افزایش نرخ تعرفه، جبران این کسری است؛ هرچند چنین پاسخی جای تردید دارد. البته تنها اقتصاد توضیحدهنده این تعرفهها نیست. گاهی ترامپ صرف نظر از ملاحظات اقتصادی از تعرفه برای اهداف سیاسی نیز استفاده میکند (همچون تهدید کلمبیا برای پذیرش مهاجرین غیرقانونی).
🔸تعرفههای اینچنینی چه آثاری به همراه دارند؟ تاکنون واکنش بازارهای مالی به تعرفههای ترامپ به شدت منفی بوده است. هر سه شاخص اصلی بورس آمریکا روز جمعه چهارم آوریل، بیش از پنج درصد سقوط کرد. همچنین تعرفههای اعمالشده میتوانند به شرکتهای چندملیتی آمریکایی که در کشورهای دیگر محصولات خود را تولید میکنند آسیب وارد کند. در کوتاهمدت نیز اعمال چنین تعرفههایی به دلیل بالابردن قیمت کالاها، رفاه مصرفکنندگان آمریکایی را کاهش میدهد.
🔸آسیبهای ناشی از تعرفه به این موارد ختم نمیشوند. تعرفههای اعلامی توسط ترامپ بسیاری از متحدان کلیدی آمریکا را نیز در بر گرفته است. علاوه بر تعرفه ۲۰ درصدی بر کالاهای اتحادیه اروپا، متحدان آمریکا در شرق آسیا نیز در امان نماندند و ترامپ ۲۴٪ بر کالاهای ژاپنی، ۳۲٪ تایوانی و ۲۶٪ کره جنوبی تعرفه اعمال کرد. با توجه به چرخش ترامپ به سمت روسیه در مناقشه اوکراین، اکنون کشورهای جنوب شرق آسیا به شکلی فزاینده با این پرسش مواجه هستند که ترامپ تا چه میزان در چارچوب سیاست مهار چین از آنها حمایت خواهد کرد.
🔸هرچند هنوز روابط سیاسی-نظامی آمریکا با کشورهای مذکور مستحکم است؛ اما تداوم تقابل تعرفهای قطعاً به این روابط آسیب خواهد زد یا حتی باعث وخیمترشدن آن خواهد شد. بهعنوان نمونه، افزایش حمایت افکار عمومی کرهجنوبی از ساخت سلاح هستهای در کنار تمایل ترامپ به بهبود روابط با کرهشمالی و کمتوجهی اشخاصی نظیر پیت هگزت به اتحاد میان آمریکا و کرهجنوبی، به روابط دو کشور آسیب زده است و اکنون ممکن است تعرفههای جدید روابط را بدتر کند.
🔄مطالب مرتبط:
▫️گزینههای اروپا برای پاسخ به وضع تعرفههای جدید توسط ترامپ
▫️مودی در مهمانخانه ریاست جمهوری آمریکا
🌐https://institutetehran.com/art/335
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌3👎1👏1
♦️ضربه نظامی به ایران چه معنایی برای خاورمیانه دارد؟
◾️فارن پالیسی
📝مهسا روحی و همکاران
🔸یک ضربه نظامی از سوی آمریکا یا اسرائیل به ایران میتواند پیامدهای عمیقی بر امور داخلی این کشور، راهبرد کشورهای خلیج فارس متحد با آمریکا و همچنین پویاییهای بزرگتر منطقهای داشته باشد.
💢 ترغیب بیشتر ایران برای رسیدن به سلاح هستهای
🔹حملات هماهنگ آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای نظامی، هوایی و هستهای ایران، اگرچه نسبت به حملات یکجانبه اسرائیل میتواند خسارات قابل توجهی به این کشور وارد کند، اما ممکن است در بلندمدت توانایی توقف برنامه هستهای ایران را نداشته باشد. صرفنظر از توقف موقت برنامه هستهای با چنین حملهای، ضروری است که هزینههای جلوگیری از تسلیح هستهای ایران در بلندمدت در نظر گرفته شود.
🔹برای جلوگیری از هستهای شدن، آمریکا نیازمند یک تعهد نظامی پایدار است که ممکن است به درگیریهای منطقهای منجر شود و رهبران ایران را به تسریع در اهداف هستهای خود بهطور مخفیانه ترغیب کند.این وضعیت همچنین خطر ایجاد یک برنامه هستهای غیرقابل کشف را افزایش میدهد. در نهایت، این اقدام ممکن است در نظر رهبران ایران تنها راه مؤثر برای تأمین امنیت بلندمدت در برابر حملات آینده، هستهای شدن تلقی شود و نگرانیهای جدی درباره امکانسنجی و سازگاری پایدار در چارچوب اولویتهای امنیت ملی ایالات متحده، چه در سطح منطقهای و چه جهانی، ایجاد کند.
💢محدودیت بیشتر توانایی و قابلیتهای آمریکا در آسیا
🔹یک حمله هوایی تمام عیار علیه برنامه هسته ای ایران ممکن است اولویت های امنیت ملی ایالات متحده را در درازمدت تضعیف کند. این اقدام مستلزم استقرار نیرو، انجام عملیات نظامی مستمر و تخصیص منابع قابل توجهی است. اختصاص مداوم این منابع از تمرکز بر اولویتهای اصلی ایالات متحده، به ویژه مقابله با ظهور و نفوذ چین، میکاهد. انحراف داراییهای نظامی و اطلاعاتی به خاورمیانه، تواناییهای ایالات متحده را در دیگر نقاط تحت فشار قرار میدهد و بازدارندگی این کشور را در برابر سایر دشمنان جهانی تضعیف میکند.
💢تقویت روابط سعودی-ایرانی
🔹نخبگان حاکم سعودی میدانند که اگرچه ایران ممکن است تضعیف شده به نظر برسد، اما قطعا ضعیف نیست. واکنش کشورهای خلیج فارس به ویژه عربستان به این حمله احتمالی مشخص نیست؛ اما چه از آن حمایت کنند و چه اجازه دسترسی به حریم هوایی خود را ندهند، مقامات سعودی احتمالاً این اقدام را محکوم خواهند کرد، بدون آنکه به حق دفاع ایران اشارهای داشته باشند. آنها همچنین تلاش خواهند کرد تا نقش خود را به عنوان میانجی بین ایران و آمریکا تقویت کنند تا از تبادل آتش دور بمانند. در نتیجه، یک حمله به ایران ممکن است دو طرف را به یکدیگر نزدیکتر کند.
💢یکدست شدن ایران در اثر تهدید خارجی
🔹با وجود افزایش شدید مخالفتها با نظام ایران در سالهای اخیر، یک حمله به این کشور احتمالاً منجر به تضعیف معارضین داخلی خواهد شد. در چنین شرایطی، نظام ایران از این موقعیت بهرهبرداری کرده و حامیان خود و جناحهای میانهرو را زیر پرچم روایت تهدید خارجی و ضرورت دفاع از حاکمیت ملی گرد هم خواهد آورد.
🔁 مطالب مرتبط
ایران بر سر دو راهی؛ مذاکره یا تشدید تنش نظامی
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/336
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️فارن پالیسی
📝مهسا روحی و همکاران
🔸یک ضربه نظامی از سوی آمریکا یا اسرائیل به ایران میتواند پیامدهای عمیقی بر امور داخلی این کشور، راهبرد کشورهای خلیج فارس متحد با آمریکا و همچنین پویاییهای بزرگتر منطقهای داشته باشد.
💢 ترغیب بیشتر ایران برای رسیدن به سلاح هستهای
🔹حملات هماهنگ آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای نظامی، هوایی و هستهای ایران، اگرچه نسبت به حملات یکجانبه اسرائیل میتواند خسارات قابل توجهی به این کشور وارد کند، اما ممکن است در بلندمدت توانایی توقف برنامه هستهای ایران را نداشته باشد. صرفنظر از توقف موقت برنامه هستهای با چنین حملهای، ضروری است که هزینههای جلوگیری از تسلیح هستهای ایران در بلندمدت در نظر گرفته شود.
🔹برای جلوگیری از هستهای شدن، آمریکا نیازمند یک تعهد نظامی پایدار است که ممکن است به درگیریهای منطقهای منجر شود و رهبران ایران را به تسریع در اهداف هستهای خود بهطور مخفیانه ترغیب کند.این وضعیت همچنین خطر ایجاد یک برنامه هستهای غیرقابل کشف را افزایش میدهد. در نهایت، این اقدام ممکن است در نظر رهبران ایران تنها راه مؤثر برای تأمین امنیت بلندمدت در برابر حملات آینده، هستهای شدن تلقی شود و نگرانیهای جدی درباره امکانسنجی و سازگاری پایدار در چارچوب اولویتهای امنیت ملی ایالات متحده، چه در سطح منطقهای و چه جهانی، ایجاد کند.
💢محدودیت بیشتر توانایی و قابلیتهای آمریکا در آسیا
🔹یک حمله هوایی تمام عیار علیه برنامه هسته ای ایران ممکن است اولویت های امنیت ملی ایالات متحده را در درازمدت تضعیف کند. این اقدام مستلزم استقرار نیرو، انجام عملیات نظامی مستمر و تخصیص منابع قابل توجهی است. اختصاص مداوم این منابع از تمرکز بر اولویتهای اصلی ایالات متحده، به ویژه مقابله با ظهور و نفوذ چین، میکاهد. انحراف داراییهای نظامی و اطلاعاتی به خاورمیانه، تواناییهای ایالات متحده را در دیگر نقاط تحت فشار قرار میدهد و بازدارندگی این کشور را در برابر سایر دشمنان جهانی تضعیف میکند.
💢تقویت روابط سعودی-ایرانی
🔹نخبگان حاکم سعودی میدانند که اگرچه ایران ممکن است تضعیف شده به نظر برسد، اما قطعا ضعیف نیست. واکنش کشورهای خلیج فارس به ویژه عربستان به این حمله احتمالی مشخص نیست؛ اما چه از آن حمایت کنند و چه اجازه دسترسی به حریم هوایی خود را ندهند، مقامات سعودی احتمالاً این اقدام را محکوم خواهند کرد، بدون آنکه به حق دفاع ایران اشارهای داشته باشند. آنها همچنین تلاش خواهند کرد تا نقش خود را به عنوان میانجی بین ایران و آمریکا تقویت کنند تا از تبادل آتش دور بمانند. در نتیجه، یک حمله به ایران ممکن است دو طرف را به یکدیگر نزدیکتر کند.
💢یکدست شدن ایران در اثر تهدید خارجی
🔹با وجود افزایش شدید مخالفتها با نظام ایران در سالهای اخیر، یک حمله به این کشور احتمالاً منجر به تضعیف معارضین داخلی خواهد شد. در چنین شرایطی، نظام ایران از این موقعیت بهرهبرداری کرده و حامیان خود و جناحهای میانهرو را زیر پرچم روایت تهدید خارجی و ضرورت دفاع از حاکمیت ملی گرد هم خواهد آورد.
🔁 مطالب مرتبط
ایران بر سر دو راهی؛ مذاکره یا تشدید تنش نظامی
🌐https://institutetehran.com/art/336
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎1👏1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹عراق با هدف بازسازی پس از سالها جنگ و بیثباتی و همچنین تنوعبخشی به اقتصاد خود، در سالهای اخیر روابط اقتصادی دوجانبهای را با ترکیه را توسعه داده است. پیوندهای دیرینه دو کشور، پایهای استوار برای گسترش همکاریها در زمینههای مختلف، بهویژه اقتصاد، تجارت و زیرساخت، فراهم آورده است.
💢تجارت دوجانبه عراق و ترکیه
🔸حجم تجارت میان ترکیه و عراق در سال ۲۰۲۲به ۲۴ میلیارد دلار رسید و عراق به سومین شریک بزرگ صادراتی ترکیه تبدیل شد. در سال ۲۰۲۳، این رقم با کاهش جزئی به حدود ۲۰ میلیارد دلار رسید. به گفته سفیر عراق در آنکارا، حجم تجارت غیرنفتی دو کشور در سال ۲۰۲۴ از ۱۵ میلیارد دلار فراتر رفت که بیانگر تنوعبخشی به مبادلات تجاری و کاهش وابستگی به نفت است. عمده صادرات ترکیه به عراق شامل محصولات کشاورزی، مصالح ساختمانی و ماشینآلات است، در حالی که عراق عمدتاً نفت و فرآوردههای سوختی به ترکیه عرضه میکند.
💢پروژه جاده توسعه
🔸پروژه جاده توسعه طرحی بلندپروازانه است که هدف آن ایجاد یک مسیر تجاری از بصره در جنوب عراق به ترکیه و سپس اروپا است. این پروژه شامل احداث بزرگراه و خط آهن به طول حدود ۱۲۰۰ کیلومتر است که بندر بزرگ فاو در جنوب شرقی عراق را به منطقه مرزی فیشخابور (محل تلاقی مرزهای ترکیه، عراق و سوریه) متصل میکند و در نهایت به شبکه حملونقل اروپا (از بصره تا لندن) میپیوندد. هزینه این پروژه بین ۱۷ تا ۲۴ میلیارد دلار تخمین زده شده و پیشبینی میشود فاز اول آن تا سال ۲۰۲۸ تکمیل شود.
💢همکاری در زمینه زیرساخت
🔸امضای ۲۷ سند همکاری در زمینههای مختلف، از جمله حملونقل و زیرساخت، طی سفر رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، به عراق در آوریل ۲۰۲۴، زمینهساز پروژههای مشترک و افزایش سرمایهگذاریهای دوجانبه شدهاند. شرکتهای ترکیهای تاکنون بیش از ۱۱۰۱ پروژه به ارزش تقریبی ۳۵ میلیارد دلار را در عراق اجرا کردهاند. عراق سومین بازار بزرگ برای شرکتهای ساختمانی ترکیه در جهان است. پروژههایی نظیر متروی بغداد، توسعه مناطق حومهای پایتخت، و ساخت بیمارستانها، مدارس و واحدهای مسکونی از اولویتهای شرکتهای ترکیهای در عراق به شمار میروند.
🔸یکی از نمونههای برجسته این همکاری، افتتاح بیمارستان الشعب در استان بغداد در روزهای پایانی سال ۲۰۲۴ بود. ساخت این بیمارستان ۲۵۰ تختخوابی از سال ۲۰۱۳ متوقف شده بود و تکمیل آن پس از بیش از یک دهه، دستاوردی مهم برای محمد شیاع السودانی، نخستوزیر کنونی عراق، محسوب میشود. این بیمارستان، اولین مرکز درمانی مجهز ساختهشده در بغداد پس از سقوط رژیم بعث و اولین بیمارستان از سال ۱۹۸۶ در این شهر است. ۷۵ درصد کادر پزشکی آن از اتباع ترکیه و مابقی از کادر عراقی و عربی تشکیل شدهاند.
💢حضور نظامی ترکیه در عراق
🔸ترکیه به بهانه تأمین امنیت مسیر جاده توسعه و مقابله با تهدیدات گروههای مسلح، بهویژه حزب کارگران کردستان (پکک)، فعالیتهای نظامی خود را در شمال عراق گسترش داده است. بر اساس گزارش کمیسیون امنیت و دفاع پارلمان عراق، تعداد پایگاههای نظامی ترکیه در این منطقه تا سال ۲۰۲۴ به ۸۰ پایگاه میرسید که البته گفته شده است اکنون به ۴۰ پایگاه کاهش یافته است. این حضور نظامی بارها از سوی نمایندگان پارلمان عراق، بهویژه از احزاب بدر و الصادقون (شاخه سیاسی عصائب اهل الحق)، محکوم شده، اما حجم بالای سرمایهگذاری ترکیه و پروژههای نیمهتمام در عراق، دست بغداد را برای واکنش جدی بسته است.
💢چالش قاچاق سوخت
🔸یکی دیگر از مسائل تأثیرگذار بر روابط دو کشور، قاچاق سوخت از اقلیم کردستان عراق به ترکیه است. پس از صدور حکم توقف صادرات نفت عراق از طریق خط لوله جیهان به ترکیه توسط دادگاه وابسته به اتاق بازرگانی بینالمللی، مقامات اقلیم کردستان برای حفظ استقلال اقتصادی خود از بغداد، به قاچاق نفت روی آوردند. این موضوع به حدی جدی شد که اوپک به دلیل ناهمخوانی گزارشهای رسمی وزارت نفت عراق با واقعیت، به نماینده این کشور اعتراض کرد. با این حال، مذاکرات فشرده میان بغداد و اربیل در ماههای اخیر پیشرفتهایی داشته و انتظار میرود این چالش از طریق آغاز صادرات نفت شمال به ترکیه از خط لوله جیهان بهزودی حلوفصل شود.
🌐https://institutetehran.com/art/337
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2👏2
🔵آیا تعرفههای ترامپ اقتصاد هند را از مسیر خود خارج میکند؟
◾️پروجکت سیندیکیت
📝شاشی تارور
#اکوتهران
🔸 اعمال تعرفههای «متقابل» دولت ایالات متحده بر واردات از هند میتواند تأثیرات منفی شدیدی بر صادرات کلیدی هند، از جمله مواد شیمیایی، فلزات، قطعات خودرو و داروها داشته باشد و ممکن است منجر به از دست رفتن مشاغل و تضعیف ثبات مالی در این کشور شود.
🔹در دهلی نو، جنگ تعرفهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در هفتههای اخیر به یکی از موضوعات داغ خبری تبدیل شده است. تأثیر اقتصادی این تصمیم بر هند که مازاد تجاری با ایالات متحده دارد، میتواند چشمگیر باشد. هند در سال ۲۰۲۴ کالاهایی به ارزش نزدیک به ۷۴ میلیارد دلار به ایالات متحده صادر کرده است و برآوردها نشان میدهد که تعرفههای جدید ترامپ میتواند سالانه تا ۷ میلیارد دلار برای این کشور هزینه داشته باشد.
🔹اما پیامدهای این اقدام بسیار فراتر از این ارقام است. یک تحلیل نشان میدهد که هند در حال حاضر عملاً تعرفهای معادل ۹.۵ درصد بر کالاهای آمریکایی وضع کرده است، در حالی که عوارض آمریکا بر واردات از هند تنها ۳ درصد بود. با اعمال متقابل تعرفه، بسیاری از صادرکنندگان هندی که اکنون از مزایای هزینهای برخوردارند، با چالش جدی مواجه خواهند شد. محصولات هندی کمتر رقابتی خواهند شد و این موضوع میتواند منجر به کاهش درآمدهای صادراتی و از دست رفتن مشاغل، بهویژه در صنایع کاربر شود.
🔹تعرفههای متقابل میتواند دسترسی هند به بازار ایالات متحده را بهطور قابل توجهی محدود کند. برای مثال تعرفه ۲۵ درصدی ترامپ بر قطعات خودرو بدون شک به هند، به عنوان یک تولیدکننده بزرگ، آسیب خواهد زد. با این حال، صادرکنندگان هندی نسبت به همتایان خود در مکزیک و چین آسیبپذیرتر نیستند. با اعمال تعرفههای آمریکا بر تمامی کشورها، هزینهها برای همه افزایش خواهد یافت.
🔹خطر بزرگتر برای هند، تأثیر طولانیمدت بالقوه بر صنعت خودروسازی ایالات متحده است که به شدت به قطعات وارداتی وابسته است. اگر تعرفههای ترامپ منجر به احیای تولید داخلی و کاهش شدید واردات شود، تأمینکنندگان هندی ناگزیر آسیب خواهند دید. با پیشبینی کاهش صادرات و تأثیر آن بر رشد تولید ناخالص داخلی هند، دولت مودی تلاش ناموفقی نمود تا با ارائه امتیازات پیشگیرانهای همچون کاهش تعرفه بر برخی محصولات آمریکایی دولت ترامپ را آرام کند.
🔹دولت مودی به سرعت سعی کرده این تصور را که در برابر فشار ایالات متحده تسلیم شده است، کماهمیت جلوه دهد. اما اظهارات ترامپ ناگزیر موجب بررسی عمیقتری در میان سیاستگذاران هندی خواهد شد. هند مدتهاست که از تعرفهها برای حمایت از صنایع داخلی خود، بهویژه کشاورزی، خودرو و الکترونیک استفاده میکند. کاهش تعرفهها ممکن است این صنایع را در معرض رقابت شدید واردات قرار دهد و مشاغل محلی را تهدید کند.
🔹از طرف دیگر ترجیح عمیق هند بر استفاده از سیاستهای حمایتی، که ریشه در تاریخ استعماری آن دارد، به آسانی کنار گذاشته نخواهد شد. همچنین با توجه به اینکه تعرفهها منبع مهمی از درآمد دولت هستند، کاهش ناگهانی آنها میتواند ثبات مالی را مختل کند؛ به ویژه زمانی که هند باید اولویتهای اقتصادی خود مانند سرمایهگذاری در زیرساختها و تأمین مالی برنامههای رفاهی ضروری را در نظر بگیرد.
✅ در ماههای آینده، هند گزینهای جز بررسی کاهش تعرفههای استراتژیک در بخشهای منتخب نخواهد داشت و باید در عین حال درباره مزایای تجاری گستردهتر و دسترسی بهتر به بازار ایالات متحده مذاکره کند. به طور قطع، حفظ حاکمیت اقتصادی هند و در عین حال ارائه امتیازات معنادار برای حفظ روابط تجاری قوی با ایالات متحده نیازمند هنر توازنسازی خواهد بود.
🔄مطالب مرتبط
▫️مودی در مهمانخانه ریاست جمهوری آمریکا
▫️فشار حداکثری و سرنوشت توافق چابهار
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/338
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️پروجکت سیندیکیت
📝شاشی تارور
#اکوتهران
🔸 اعمال تعرفههای «متقابل» دولت ایالات متحده بر واردات از هند میتواند تأثیرات منفی شدیدی بر صادرات کلیدی هند، از جمله مواد شیمیایی، فلزات، قطعات خودرو و داروها داشته باشد و ممکن است منجر به از دست رفتن مشاغل و تضعیف ثبات مالی در این کشور شود.
🔹در دهلی نو، جنگ تعرفهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در هفتههای اخیر به یکی از موضوعات داغ خبری تبدیل شده است. تأثیر اقتصادی این تصمیم بر هند که مازاد تجاری با ایالات متحده دارد، میتواند چشمگیر باشد. هند در سال ۲۰۲۴ کالاهایی به ارزش نزدیک به ۷۴ میلیارد دلار به ایالات متحده صادر کرده است و برآوردها نشان میدهد که تعرفههای جدید ترامپ میتواند سالانه تا ۷ میلیارد دلار برای این کشور هزینه داشته باشد.
🔹اما پیامدهای این اقدام بسیار فراتر از این ارقام است. یک تحلیل نشان میدهد که هند در حال حاضر عملاً تعرفهای معادل ۹.۵ درصد بر کالاهای آمریکایی وضع کرده است، در حالی که عوارض آمریکا بر واردات از هند تنها ۳ درصد بود. با اعمال متقابل تعرفه، بسیاری از صادرکنندگان هندی که اکنون از مزایای هزینهای برخوردارند، با چالش جدی مواجه خواهند شد. محصولات هندی کمتر رقابتی خواهند شد و این موضوع میتواند منجر به کاهش درآمدهای صادراتی و از دست رفتن مشاغل، بهویژه در صنایع کاربر شود.
🔹تعرفههای متقابل میتواند دسترسی هند به بازار ایالات متحده را بهطور قابل توجهی محدود کند. برای مثال تعرفه ۲۵ درصدی ترامپ بر قطعات خودرو بدون شک به هند، به عنوان یک تولیدکننده بزرگ، آسیب خواهد زد. با این حال، صادرکنندگان هندی نسبت به همتایان خود در مکزیک و چین آسیبپذیرتر نیستند. با اعمال تعرفههای آمریکا بر تمامی کشورها، هزینهها برای همه افزایش خواهد یافت.
🔹خطر بزرگتر برای هند، تأثیر طولانیمدت بالقوه بر صنعت خودروسازی ایالات متحده است که به شدت به قطعات وارداتی وابسته است. اگر تعرفههای ترامپ منجر به احیای تولید داخلی و کاهش شدید واردات شود، تأمینکنندگان هندی ناگزیر آسیب خواهند دید. با پیشبینی کاهش صادرات و تأثیر آن بر رشد تولید ناخالص داخلی هند، دولت مودی تلاش ناموفقی نمود تا با ارائه امتیازات پیشگیرانهای همچون کاهش تعرفه بر برخی محصولات آمریکایی دولت ترامپ را آرام کند.
🔹دولت مودی به سرعت سعی کرده این تصور را که در برابر فشار ایالات متحده تسلیم شده است، کماهمیت جلوه دهد. اما اظهارات ترامپ ناگزیر موجب بررسی عمیقتری در میان سیاستگذاران هندی خواهد شد. هند مدتهاست که از تعرفهها برای حمایت از صنایع داخلی خود، بهویژه کشاورزی، خودرو و الکترونیک استفاده میکند. کاهش تعرفهها ممکن است این صنایع را در معرض رقابت شدید واردات قرار دهد و مشاغل محلی را تهدید کند.
🔹از طرف دیگر ترجیح عمیق هند بر استفاده از سیاستهای حمایتی، که ریشه در تاریخ استعماری آن دارد، به آسانی کنار گذاشته نخواهد شد. همچنین با توجه به اینکه تعرفهها منبع مهمی از درآمد دولت هستند، کاهش ناگهانی آنها میتواند ثبات مالی را مختل کند؛ به ویژه زمانی که هند باید اولویتهای اقتصادی خود مانند سرمایهگذاری در زیرساختها و تأمین مالی برنامههای رفاهی ضروری را در نظر بگیرد.
🔄مطالب مرتبط
▫️مودی در مهمانخانه ریاست جمهوری آمریکا
▫️فشار حداکثری و سرنوشت توافق چابهار
🌐https://institutetehran.com/art/338
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌2❤1👏1
♦️دیپلماسی مصر در آفریقا (۱۹۵۲ - ۲۰۲۵)؛ شکستهای گذشته و فرصتهای آینده
◼️المركز الديمقراطى العربى للدراسات الإستراتيجية والسياسية والإقتصادية-مصر
📝حمدي سيد محمد محمود
#رویة_العربیة
🔹از سال ۱۹۵۲، دیپلماسی مصر نقش مهمی در قاره آفریقا ایفا کرده است و با چالشها و فرصتهای متعددی نیز روبرو بوده است. مصر پس از انقلاب ژوئیه، تحت رهبری جمال عبدالناصر، دوره جدیدی از روابط با آفریقا را آغاز کرد. ناصر از جنبشهای آزادیبخش در کشورهای آفریقایی حمایت و به آنها کمکهای نظامی، سیاسی و رسانهای مینمود. قاهره در دوران ناصر میزبان رهبران آفریقایی بود و به نیروهای جنبشهای آزادیبخش آموزش نظامی میداد. همچنین در سال ۱۹۶۳ سازمان وحدت آفریقا را تأسیس کرد که موجب تقویت نفوذ مصر در قاره شد.
🔹با این حال، دیپلماسی مصر با اشتباهات راهبردی همراه بود که تأثیرات بلندمدتی داشت. تمرکز بیشازحد بر گفتمان سیاسی و غفلت از بعد اقتصادی، باعث شد مصر نتواند پیوندهای محکمی ایجاد کند که بتواند نفوذش را پس از پایان مبارزات آزادیبخش نیز حفظ کند. همچنین، نزدیکی به بلوک شرق باعث فاصله گرفتن برخی کشورهای آفریقایی متحد غرب، مانند اتیوپی و کنیا، از مصر شد. این موضوع مانع از نفوذ همهجانبه و فراگیر مصر در آفریقا شد.
🔹با به قدرت رسیدن انور سادات در سال ۱۹۷۰، روابط مصر با آفریقا دچار تغییرات اساسی شد. سادات تمرکز خود را به روابط با ایالات متحده و اسرائیل معطوف کرد و از کشورهای آفریقایی فاصله گرفت. امضای توافقنامه کمپ دیوید در سال ۱۹۷۹ این انزوا را تشدید کرد و به قطع روابط بسیاری از کشورهای آفریقایی با مصر انجامید. اسرائیل نیز از این خلأ استفاده کرد تا روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود را بهویژه در شرق آفریقا گسترش دهد. این تغییر مسیر همچنین باعث غفلت مصر از مسئله آبهای نیل شد و اتیوپی توانست بدون هماهنگی با قاهره، پروژههای آبی خود را آغاز کند.
🔹در دوران حسنی مبارک (۱۹۸۱-۲۰۱۱)، روابط مصر با آفریقا یکی از بدترین دورههای خود را تجربه نمود. مبارک قاره آفریقا را تقریباً نادیده گرفت و از بحرانهای مهم منطقهای مانند نسلکشی رواندا (۱۹۹۴) و جنگهای داخلی در کنگو و سودان فاصله گرفت. این غیبت باعث تضعیف جایگاه مصر در سازمان وحدت آفریقا و اتحادیه آفریقا شد و این فرصت را در اختیار کشورهایی مانند نیجریه و آفریقای جنوبی گذاشت تا رهبری همکاریهای مشترک آفریقایی را بر عهده بگیرند. بزرگترین اشتباه مبارک، برخورد منفعلانه با مسئله سد النهضه اتیوپی بود. مصر نفوذ روزافزون اتیوپی در منطقه حوضه نیل را نادیده گرفت و به سیاستهای واکنشی و بدون استراتژی پیشگیرانه برای حفظ منافع آبی خود بسنده کرد. علاوه بر این، سرمایهگذاریهای مصر در قاره آفریقا بسیار محدود بود و در مقایسه با کشورهایی مانند چین و ترکیه، نفوذ اقتصادی مصر تقریباً به صفر رسید.
🔹پس از انقلاب ۲۰۱۱، مصر دچار بیثباتی داخلی شد که اجازه نمیداد این کشور برای بازپسگیری نقش خود در آفریقا اقدام قابل توجهی کند. با این حال، در دوران عبدالفتاح السیسی، مصر تلاش کرد تا مسیر پیشین را اصلاح کند. از جمله این تلاشها میتوان به بازپسگیری کرسی مصر در اتحادیه آفریقا در سال ۲۰۱۹ و تقویت همکاریهای اقتصادی و امنیتی با کشورهای آفریقایی اشاره کرد. با این وجود، مصر همچنان با چالشهای بزرگی روبرو است که از جمله آن میتوان به ناتوانی در جلوگیری از تکمیل سد النهضه و ضعف در سرمایهگذاریهای اقتصادی در قاره آفریقا اشاره نمود. همچنین، مصر نتوانسته است قدرت نرم خود را از طریق آموزش، فرهنگ و رسانه تقویت کند، در حالی که کشورهایی مانند ترکیه و کشورهای خلیج فارس نفوذ فرهنگی خود را در آفریقا گسترش دادهاند و این زنگ خطری برای مصر بهعنوان قدرتی تاریخی در قاره آفریقا بهشمار میرود.
💢نتیجه گیری
✅ مصر برای بازگرداندن نفوذ خود در آفریقا نیازمند اتخاذ سیاستی پویاتر و جامعتر است. این کشور باید همکاریهای اقتصادی خود را با کشورهای آفریقایی، بهویژه در حوزههای کشاورزی، انرژی و زیرساختها، تقویت کند و از موقعیت جغرافیایی خود برای گسترش مبادلات تجاری استفاده نماید. همچنین، مصر باید راهبردهای مؤثرتری برای حفظ منافع آبی خود تدوین کند و به راهحلهای دیپلماتیک ناکارآمد در پرونده سد النهضه اکتفا نکند. علاوه بر این، سرمایهگذاری بیشتر بر روی قدرت نرم، از طریق حمایت از بورسیههای تحصیلی، تقویت حضور رسانهای و سازماندهی برنامههای فرهنگی و ورزشی، میتواند به مصر کمک کند تا جایگاه خود را بهعنوان قدرت منطقهای تأثیرگذار در آفریقا بازسازی کند.
✅ اندیشکده تهران ✅
🌐 https://institutetehran.com/art/339
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️المركز الديمقراطى العربى للدراسات الإستراتيجية والسياسية والإقتصادية-مصر
📝حمدي سيد محمد محمود
#رویة_العربیة
🔹از سال ۱۹۵۲، دیپلماسی مصر نقش مهمی در قاره آفریقا ایفا کرده است و با چالشها و فرصتهای متعددی نیز روبرو بوده است. مصر پس از انقلاب ژوئیه، تحت رهبری جمال عبدالناصر، دوره جدیدی از روابط با آفریقا را آغاز کرد. ناصر از جنبشهای آزادیبخش در کشورهای آفریقایی حمایت و به آنها کمکهای نظامی، سیاسی و رسانهای مینمود. قاهره در دوران ناصر میزبان رهبران آفریقایی بود و به نیروهای جنبشهای آزادیبخش آموزش نظامی میداد. همچنین در سال ۱۹۶۳ سازمان وحدت آفریقا را تأسیس کرد که موجب تقویت نفوذ مصر در قاره شد.
🔹با این حال، دیپلماسی مصر با اشتباهات راهبردی همراه بود که تأثیرات بلندمدتی داشت. تمرکز بیشازحد بر گفتمان سیاسی و غفلت از بعد اقتصادی، باعث شد مصر نتواند پیوندهای محکمی ایجاد کند که بتواند نفوذش را پس از پایان مبارزات آزادیبخش نیز حفظ کند. همچنین، نزدیکی به بلوک شرق باعث فاصله گرفتن برخی کشورهای آفریقایی متحد غرب، مانند اتیوپی و کنیا، از مصر شد. این موضوع مانع از نفوذ همهجانبه و فراگیر مصر در آفریقا شد.
🔹با به قدرت رسیدن انور سادات در سال ۱۹۷۰، روابط مصر با آفریقا دچار تغییرات اساسی شد. سادات تمرکز خود را به روابط با ایالات متحده و اسرائیل معطوف کرد و از کشورهای آفریقایی فاصله گرفت. امضای توافقنامه کمپ دیوید در سال ۱۹۷۹ این انزوا را تشدید کرد و به قطع روابط بسیاری از کشورهای آفریقایی با مصر انجامید. اسرائیل نیز از این خلأ استفاده کرد تا روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود را بهویژه در شرق آفریقا گسترش دهد. این تغییر مسیر همچنین باعث غفلت مصر از مسئله آبهای نیل شد و اتیوپی توانست بدون هماهنگی با قاهره، پروژههای آبی خود را آغاز کند.
🔹در دوران حسنی مبارک (۱۹۸۱-۲۰۱۱)، روابط مصر با آفریقا یکی از بدترین دورههای خود را تجربه نمود. مبارک قاره آفریقا را تقریباً نادیده گرفت و از بحرانهای مهم منطقهای مانند نسلکشی رواندا (۱۹۹۴) و جنگهای داخلی در کنگو و سودان فاصله گرفت. این غیبت باعث تضعیف جایگاه مصر در سازمان وحدت آفریقا و اتحادیه آفریقا شد و این فرصت را در اختیار کشورهایی مانند نیجریه و آفریقای جنوبی گذاشت تا رهبری همکاریهای مشترک آفریقایی را بر عهده بگیرند. بزرگترین اشتباه مبارک، برخورد منفعلانه با مسئله سد النهضه اتیوپی بود. مصر نفوذ روزافزون اتیوپی در منطقه حوضه نیل را نادیده گرفت و به سیاستهای واکنشی و بدون استراتژی پیشگیرانه برای حفظ منافع آبی خود بسنده کرد. علاوه بر این، سرمایهگذاریهای مصر در قاره آفریقا بسیار محدود بود و در مقایسه با کشورهایی مانند چین و ترکیه، نفوذ اقتصادی مصر تقریباً به صفر رسید.
🔹پس از انقلاب ۲۰۱۱، مصر دچار بیثباتی داخلی شد که اجازه نمیداد این کشور برای بازپسگیری نقش خود در آفریقا اقدام قابل توجهی کند. با این حال، در دوران عبدالفتاح السیسی، مصر تلاش کرد تا مسیر پیشین را اصلاح کند. از جمله این تلاشها میتوان به بازپسگیری کرسی مصر در اتحادیه آفریقا در سال ۲۰۱۹ و تقویت همکاریهای اقتصادی و امنیتی با کشورهای آفریقایی اشاره کرد. با این وجود، مصر همچنان با چالشهای بزرگی روبرو است که از جمله آن میتوان به ناتوانی در جلوگیری از تکمیل سد النهضه و ضعف در سرمایهگذاریهای اقتصادی در قاره آفریقا اشاره نمود. همچنین، مصر نتوانسته است قدرت نرم خود را از طریق آموزش، فرهنگ و رسانه تقویت کند، در حالی که کشورهایی مانند ترکیه و کشورهای خلیج فارس نفوذ فرهنگی خود را در آفریقا گسترش دادهاند و این زنگ خطری برای مصر بهعنوان قدرتی تاریخی در قاره آفریقا بهشمار میرود.
💢نتیجه گیری
🌐 https://institutetehran.com/art/339
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🔥2👌2
#تحلیل_کوتاه
🔹دور جدید حملات آمریکا به یمن وارد چهارمین هفته خود شده و روند حملات دو طرف با شیبی نسبتاً ثابت در جریان است. به این ترتیب که آمریکا تقریباً به صورت روزانه مناطق مختلفی در استانهای شمالی را بمباران میکند که به گفته عبدالملک الحوثی رهبر یمن تعداد آن در برخی روزها به بیش از ۹۰ مورد حمله میرسد. یمنیها نیز تقریباً روزانه ناوگروههای آمریکا را مورد حمله قرار میدهند و تنها طی یک ماه، ۳۴ حمله با ۱۲۵ موشک بالستیک و پهپاد انجام دادند.
🔸از ۲۲ اسفند ماه که با پیام سخنگوی نیروهای مسلح یمن مهلت ۴ روزه رهبر انصارالله به رژیم صهیونیستی به پایان رسید تاکنون ۲۱ اطلاعیه (طی ۲۷ روز) از سوی یحیی سریع منتشر شده که بیانگر شدت حملات یمن علیه آمریکا و اسرائیل است و میتوان در چهار بخش عمده آنها را دسته بندی نمود:
1️⃣حملات مکرر به ناوگروه هری ترومن
2️⃣حملات موشکی و پهپادی به اراضی اشغالی فلسطین با تمرکز بر تل آویو
3️⃣حملات متعدد به فرودگاه بن گوریون
4️⃣حملات علیه کشتیرانی رژیم صهیونیستی در دریای سرخ و باب المندب
🔸حاصل این حملات را میتوان در سه گزاره خلاصه نمود:
1️⃣استمرار حملات یمن خود فی نفسه دستاورد است و نشان دهنده ناکارآمدی حملات پر سر و صدای آمریکاست.
2️⃣در بحث توازن قوا در منطقه نیز عملاً یمنیها با حملات خود در برابر رژیم صهیونیستی صف آرایی نمودند و حتی با ایده ایجاد محاصره هوایی پس از محاصره دریایی سعی کردند تا حد امکان رژیم را تحت فشار قرار دهند.
3️⃣پنتاگون اخیراً اعلام کرده قصد خروج ناو گروه هری ترومن از دریای سرخ را دارد و بناست ناوگروه جدید وارد منطقه شود که این جابجایی یقیناً با حملات یمن ارتباط مستقیم دارد.
🔸اما در طرف مقابل آمریکا پس از سه هفته هنوز موفق نشده به هدف خود که توقف حملات یمن و به تعبیری نابودی ماشین جنگی انصارالله بود دست یابد. تبلور این واقعیت را میتوان در گزارش سی ان ان مشاهده کرد که به نقل از مقام ارشد پنتاگون اعتراف میکند حملات آمریکا علیرغم هزینه یک میلیارد دلاری دستاورد مورد نظر (توقف حملات یمن و نابودی زیر ساختهای موشکی) را در بر نداشته است.
💢چشمانداز این حملات چیست؟
🔸به نظر می رسد فرسایشی شدن این کارزار تبعات متعددی برای دو طرف این منازعه داشته باشد. آمریکاییها که دور جدید حملات را با سر و صدای زیاد و تهدیدهای تند ترامپ آغاز کردند انتظار دستاوردهای چشمگیر و سریع داشتند و بعید به نظر میرسد امکان استمرار حملات در بلند مدت را داشته باشند. چرا که فارغ از هزینههای متنوع این حملات و امکان غرق شدن شناورهای شان، موضوع زمان به طور کامل به ضرر آنهاست. اما در طرف مقابل یمنیها تجربه جنگ تحمیلی هشت ساله با ائتلاف سعودی را دارند و در عمل نشان دادهاند که برای کارزارهای طولانی مدت آمادگی دارند.
🔸همچنین بررسی مناطقی که توسط آمریکا بمباران شده اولاً حکایت از نبود اشراف اطلاعاتی در طرف آمریکایی دارد و دوماً نشان میدهد که در روی زمین هدفهای قابل ملاحظهای وجود ندارد. در غیر این صورت این بمبارانها تاکنون توانسته بود دستکم سرعت حملات یمن را کم کند ولی شاهدیم تقریباً هر روز (به صورت متوسط) حملات از سوی یمن انجام شده است.
💢جمعبندی
🔸بر این اساس میتوان این گونه نتیجه گرفت که کارزار آمریکا علیه یمن لااقل از حیث نظامی تا اینجای کار شکست خورده است، گرچه تلاش شده از حیث تبلیغاتی برای آن با هیاهو دستاورد سازی شود که مثال بارز آن آخرین پُست رئیس جمهور آمریکاست که به دروغ مدعی بمباران تجمع فرماندهان حوثی شد ولی پس از بررسی مشخص شد پهپادها یک تجمع آشکار غیر نظامیان را مورد هدف قرار دادهاند. شاید بر همین مبنا برخی از تحلیلگران معتقدند که استقرار چند فروند بمب افکن سنگین بی – 2 و بی – 52 در جزیره دیگوگارسیا جدای از بحث حمله احتمالی ایران، به منظور بمباران گسترده و سنگین مناطق مختلف یمن صورت گرفته است که البته این اقدام نیز اتفاق جدیدی نیست و چند ماه پیش مناطقی از یمن با بمب افکنهای بی – 2 بمباران شده است.
🔄مطالب مرتبط
▫️یمن و چالش حملات آمریکا
🌐 https://institutetehran.com/art/340
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👌5👎3❤2
♦️متحدین آسیایی آمریکا نگران هستند ترامپ آنها را کنار بگذارد
◾️اکونومیست
#تهران_ریویو
🔸در حالی که آمریکا اوکراین را رها کرده و به متحدان اروپایی بیتوجه میکند، متحدان آسیایی آمریکا از خود میپرسند که آیا روابط آنها با این کشور دگرگون یا به حاشیه رانده میشود یا خیر. چین با افزودن بر قدرت خود این نگرانی را تشدید و در هفتههای اخیر مانورهای نظامی واقعی را در اطراف تایوان در خلیج تونکین و دریای تاسمان (میان استرالیا و نیوزلند) برگزار کرده است. تایوان در ۲۵ فوریه یک کشتی چینی را شناسایی کرد که در حال قطع کردن کابلهای اعماق دریا بود.
🔹متحدان آسیایی آمریکا بر سر دو نظریه رقیب با یکدیگر اختلافنظر دارند. طبق یکی از نظریهها، آسیا با اروپا تفاوت دارد؛ زیرا چین تهدید بزرگتری از روسیه است. بنابراین آمریکا به متحدان آسیایی خود بیش از متحدان اروپایی نیاز دارد. این متحدان از زنجیره نخست جزایر یعنی ژاپن، تایوان و فیلیپین دفاع خواهند کرد تا به بهترین نحو چین را مهار کنند. درون دولت ترامپ، شخصیتهای ضدچینی همچون مارکو روبیو و مایک والتز به عنوان وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی حضور دارند. آنها به دوستان آسیایی خود درباره تعهد آمریکا به منطقه آسیا-اقیانوسیه اطمینان دادهاند.
🔹در نگاهی متضاد با نظریه اول، ترامپ هنوز به چین اهمیت کافی نمیدهد. او فکر میکند که تمامی متحدان باری بر دوش آمریکا هستند و بنابراین به تهدید، تحریم و تقاضای پرداخت حق دفاع از آنها روی آورده است. در دوره نخست، او تهدید کرد که نیروهای آمریکایی را از کره جنوبی خارج میکند. ترامپ طرح تعرفه بر ریز تراشهها را پیشنهاد داد و ادعا کرد که تایوان از صنعت نیمههادی آمریکا سرقت میکند. ترامپ برخلاف جو بایدن، از بیان اینکه از تایوان دفاع میکند امتناع کرد. البته او ممکن است در حال ایجاد ابهام راهبردی باشد، مگر اینکه واقعاً گمان کند که این جزیره ارزش دفاع کردن ندارد.
🔹ترامپ حتی زمانی که جنگ تجاری با چین را تشدید کرده است صحبت از رسیدن به توافق با شی جین پینگ و حلکردن مشکلات جهانی به کمک یکدیگر میکند. او در فکر برگزاری یک اجلاس سهجانبه با شی و ولادیمیر پوتین است تا ذخایر هستهای و هزینههای دفاعی به صورت متقابل کاهش یابند. اکنون پرسش این است که آیا ترامپ قلمرو تحت سلطه آمریکا را در زنجیره نخست جزایر میبیند یا در عمق آسیا-اقیانوسیه؟ به عقیدۀ دنی روی، پژوهشگر اندیشکده غرب-شرق، واقع در هونولولو (پایتخت هاوایی) ترامپ بیشتر به دنبال اجتناب از جنگ است تا حفظ تفوق آمریکا در همسایگی چین. او علاقه دارد که سه قدرت بزرگ، محیط خارجی نزدیک به خود را تصاحب کنند و به یکدیگر آسیب نرسانند.
🔹نگاه متحدان آسیایی از نگرانی تا هشیار بودن متغیر است. یک مقام تایوانی اعتراف کرد که شبها نمیتواند بخوابد. ریچارد هیداریان از دانشگاه فیلیپین بیان میکند که آمریکا قابل اتکا نیست. سنگاپور که در مسیر تجاری دریایی قرار دارد وحشت کرده است. ویلیام چونگ، پژوهشگر مؤسسۀ ISEAS-Yusof Ishak در سنگاپور میگوید که تضمین دولت ترامپ بیشتر شبیه یک یادداشت اداری است و هیچ کس نمیداند هنگامی که ترامپ توجه خود را به این منطقه معطوف کند چه اتفاقی خواهد افتاد؟
🔹یک راهحل برای این نااطمینانی این است که کشورها دور از چشم ترامپ باشند. ایشیبا شیگرو، نخست وزیر ژاپن در سوم مارس گفت که قصد ندارد در تنش میان اوکراین و آمریکا سمت یک طرف را بگیرد. راهحل دیگر این است که رئیسجمهور آمریکا را آرام نگه داشته شود. آقای ایشیبا وعده داده است که میزان سرمایهگذاری مستقیم ژاپن در آمریکا را از حدوداً ۸۰۰ میلیارد دلار در ۲۰۲۳ به یک تریلیون دلار برساند. تایوان به عنوان برزگترین تولیدکننده تراشه اعلام کرد که ۱۰۰ میلیارد دلار در آمریکا برای ساخت تأسیسات جدید سرمایهگذاری خواهد کرد. اقدامات دیگر تایوان حاکی از افزایش هزینههای دفاعی و خرید تسلیحات آمریکایی و گاز طبیعی مایع است.
✅ برخی کشورهای آسیایی از این وضعیت ناراحت و گلایهمند هستند؛ چراکه معتقدند اینگونه سرمایهگذاریها در آمریکا تفاوتی با تعظیمکردن جلوی چین ندارد؛ حداقل شی جین پینگ معاهدههای تجاری مطلوبتری را به همسایگانش پیشنهاد میدهد.
🔄مطالب مرتبط
▫️ آسیبهایی که تعرفههای ترامپ به آمریکا وارد میکند
▫️تهدید ترامپ برای همکاری اطلاعاتی میان آمریکا و متحدین
✅ اندیشکده تهران✅
🌐 https://institutetehran.com/art/341
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️اکونومیست
#تهران_ریویو
🔸در حالی که آمریکا اوکراین را رها کرده و به متحدان اروپایی بیتوجه میکند، متحدان آسیایی آمریکا از خود میپرسند که آیا روابط آنها با این کشور دگرگون یا به حاشیه رانده میشود یا خیر. چین با افزودن بر قدرت خود این نگرانی را تشدید و در هفتههای اخیر مانورهای نظامی واقعی را در اطراف تایوان در خلیج تونکین و دریای تاسمان (میان استرالیا و نیوزلند) برگزار کرده است. تایوان در ۲۵ فوریه یک کشتی چینی را شناسایی کرد که در حال قطع کردن کابلهای اعماق دریا بود.
🔹متحدان آسیایی آمریکا بر سر دو نظریه رقیب با یکدیگر اختلافنظر دارند. طبق یکی از نظریهها، آسیا با اروپا تفاوت دارد؛ زیرا چین تهدید بزرگتری از روسیه است. بنابراین آمریکا به متحدان آسیایی خود بیش از متحدان اروپایی نیاز دارد. این متحدان از زنجیره نخست جزایر یعنی ژاپن، تایوان و فیلیپین دفاع خواهند کرد تا به بهترین نحو چین را مهار کنند. درون دولت ترامپ، شخصیتهای ضدچینی همچون مارکو روبیو و مایک والتز به عنوان وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی حضور دارند. آنها به دوستان آسیایی خود درباره تعهد آمریکا به منطقه آسیا-اقیانوسیه اطمینان دادهاند.
🔹در نگاهی متضاد با نظریه اول، ترامپ هنوز به چین اهمیت کافی نمیدهد. او فکر میکند که تمامی متحدان باری بر دوش آمریکا هستند و بنابراین به تهدید، تحریم و تقاضای پرداخت حق دفاع از آنها روی آورده است. در دوره نخست، او تهدید کرد که نیروهای آمریکایی را از کره جنوبی خارج میکند. ترامپ طرح تعرفه بر ریز تراشهها را پیشنهاد داد و ادعا کرد که تایوان از صنعت نیمههادی آمریکا سرقت میکند. ترامپ برخلاف جو بایدن، از بیان اینکه از تایوان دفاع میکند امتناع کرد. البته او ممکن است در حال ایجاد ابهام راهبردی باشد، مگر اینکه واقعاً گمان کند که این جزیره ارزش دفاع کردن ندارد.
🔹ترامپ حتی زمانی که جنگ تجاری با چین را تشدید کرده است صحبت از رسیدن به توافق با شی جین پینگ و حلکردن مشکلات جهانی به کمک یکدیگر میکند. او در فکر برگزاری یک اجلاس سهجانبه با شی و ولادیمیر پوتین است تا ذخایر هستهای و هزینههای دفاعی به صورت متقابل کاهش یابند. اکنون پرسش این است که آیا ترامپ قلمرو تحت سلطه آمریکا را در زنجیره نخست جزایر میبیند یا در عمق آسیا-اقیانوسیه؟ به عقیدۀ دنی روی، پژوهشگر اندیشکده غرب-شرق، واقع در هونولولو (پایتخت هاوایی) ترامپ بیشتر به دنبال اجتناب از جنگ است تا حفظ تفوق آمریکا در همسایگی چین. او علاقه دارد که سه قدرت بزرگ، محیط خارجی نزدیک به خود را تصاحب کنند و به یکدیگر آسیب نرسانند.
🔹نگاه متحدان آسیایی از نگرانی تا هشیار بودن متغیر است. یک مقام تایوانی اعتراف کرد که شبها نمیتواند بخوابد. ریچارد هیداریان از دانشگاه فیلیپین بیان میکند که آمریکا قابل اتکا نیست. سنگاپور که در مسیر تجاری دریایی قرار دارد وحشت کرده است. ویلیام چونگ، پژوهشگر مؤسسۀ ISEAS-Yusof Ishak در سنگاپور میگوید که تضمین دولت ترامپ بیشتر شبیه یک یادداشت اداری است و هیچ کس نمیداند هنگامی که ترامپ توجه خود را به این منطقه معطوف کند چه اتفاقی خواهد افتاد؟
🔹یک راهحل برای این نااطمینانی این است که کشورها دور از چشم ترامپ باشند. ایشیبا شیگرو، نخست وزیر ژاپن در سوم مارس گفت که قصد ندارد در تنش میان اوکراین و آمریکا سمت یک طرف را بگیرد. راهحل دیگر این است که رئیسجمهور آمریکا را آرام نگه داشته شود. آقای ایشیبا وعده داده است که میزان سرمایهگذاری مستقیم ژاپن در آمریکا را از حدوداً ۸۰۰ میلیارد دلار در ۲۰۲۳ به یک تریلیون دلار برساند. تایوان به عنوان برزگترین تولیدکننده تراشه اعلام کرد که ۱۰۰ میلیارد دلار در آمریکا برای ساخت تأسیسات جدید سرمایهگذاری خواهد کرد. اقدامات دیگر تایوان حاکی از افزایش هزینههای دفاعی و خرید تسلیحات آمریکایی و گاز طبیعی مایع است.
🔄مطالب مرتبط
▫️ آسیبهایی که تعرفههای ترامپ به آمریکا وارد میکند
▫️تهدید ترامپ برای همکاری اطلاعاتی میان آمریکا و متحدین
🌐 https://institutetehran.com/art/341
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤3👏2👌2
#تحلیل_کوتاه
🔹دکتر محمد یونس، عالیترین مقام در دولت موقت بنگلادش، در روزهای پایانی ماه گذشته میلادی با پرواز اختصاصی ارسالی توسط چین به پکن سفر نمود و با مقامات مختلف چینی، اعم از شی جین پینگ، دیدار و گفتگو کرد. انتخاب پکن به عنوان اولین مقصد سفر دکتر یونس از سوی بسیاری، گامی حساب شده برای تنظیم مناسبات خارجی بنگلادش پس از تغییر دولت شمرده میشود.
🔸تظاهرات موسوم به انقلاب ژوئیه ۲۰۲۴ در بنگلادش منجر به سقوط دولت اقتدارگرای شیخ حسینه پس از ۱۵ سال شد و این کشور در حال حاضر بوسیله دولت انتقالی محمد یونس اداره میشود. با روی کار آمدن دولت انتقالی گزارشهای مفصلی از فساد، اختلاس، عددسازی و دستکاری آمارهای رسمی در دوره قبل منتشر شده که روایتهای مرسوم درباره رشد و پیشرفت بنگلادش را با تشکیک جدی مواجه نموده است.
🔸علیرغم سابقه تعامل مثبت با چین، سیاست خارجی بنگلادش به طور سنتی هندمحور تلقی میشده و اکنون، به نظر میرسد که دولت برآمده از انقلاب، قصد تعدیل آن را دارد. در حالی که شیخ حسینه رابطه بسیار خوبی با هند داشت و در نهایت نیز به هند متواری شد، تعاملات ابتدایی هند و بنگلادش پس از انقلاب ژوئیه محدود و بسیار سرد بوده است.
🔸 بسیاری از مخالفان حسینه، هند را به خاطر پشتیبانی از وی سرزنش میکنند و در جریان ناآرامیهای سال گذشته نیز اخبار ناخوشایندی درباره برخوردها با اقلیت هندو در بنگلادش منتشر شد. تاکید مکرر بنگلادش بر موضوع استرداد شیخ حسینه و محدودیتهای ویزایی وضع شده علیه شهروندان بنگلادشی توسط هند دو نمونه عینی این اختلاف به شمار میروند.
🔸با این وجود، به نظر نمیرسد که دولت موقت بنگلادش قصد داشته باشد برای همسایهای تا این اندازه مهم شمشیر از رو ببندد. در آستانه سفر محمد یونس به چین، رسانههای هندی مدعی شدند که وی ابتدا نسبت به سفر به هند ابراز تمایل نموده اما پاسخ مناسبی دریافت نکرده است. دولت هند این ادعاها را رد یا تایید نکرد.
🔸بعدتر و در حاشیه اجلاس بیمستک (BIMSTEC) در بانکوک، نارندرا مودی و محمد یونس برای اولین بار با یکدیگر دیدار کردند. اما مسئله استرداد شیخ حسینه و وضعیت اقلیتها تا اندازه زیادی بر سایر جوانب این دیدار سایه افکنده بود. تا آنجا که روایت سخنگوی دولت بنگلادش از محتوای گفتگوها از سوی مقامات هندی تکذیب شد.
🔸علاوه بر هند، به نظر میرسد که دولت موقت بنگلادش در تعاملات خود با ایالات متحده نیز دچار چالش شده باشد. برخلاف موضع نسبتا بیطرفانه جو بایدن، دونالد ترامپ و اطرافیان وی انتقادات بسیاری را علیه دولت موقت در بنگلادش مطرح میکنند و به تازگی نیز تعرفه ۳۷ درصدی علیه صادرات این کشور ذیل برنامه تعرفههای متقابل ترامپ اعمال شده است. با این وجود، بنگلادش تلاش نموده تا رفتاری ریسکگریزانه در قبال آمریکا بروز دهد. از همین روست که پیش از سفر به پکن، محمد یونس پذیرای فرماندهان نظامی عالی رتبه آمریکا بود و پس از وضع تعرفه نیز طی نامهای تقاضای تعویق تعرفه برای مذاکره را با ترامپ مطرح ساخت.
🔸فارغ از ملاحظات ژئوپلیتیک، در خصوص این سفر باید توجه داشت که دولت موقت به دنبال تامین اعتبار و جلب سرمایهگذاری در حوزههای کلیدی است و در چنین بستری چین، با توجه به امکانات مالی و موقعیت منطقهای خود، مناسبترین نامزد شراکت و همکاری به شمار میرود. تجارت چین و بنگلادش ناترازی قابلتوجهی دارد و در براساس آخرین برآوردهای آماری بنگلادش بیش از ۲۲.۹ میلیارد از چین وارد نموده و در مقابل تنها ۶۷۷ میلیون دلار به این کشور پهناور صادرات داشته است.
🌐 https://institutetehran.com/art/342
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹با استقرار مجدد ترامپ در کاخ سفید و تلاش او برای تکمیل کار ناتمام خود در دوره اول یعنی رسیدن به «توافقی بهتر از برجام» دور جدیدی از کشمکشها میان آمریکا و ایران با ترکیبی از دیپلماسی و نمایش قدرت آغاز شده است. از یک سو نامه ترامپ به ایران و پاسخ ایران به آن منجر به مذاکرات غیرمستقیم در عمان شده است و از سوی دیگر تحرکاتی نظامی از سوی طرفین مانند اعزام بمب افکنها و ناوهای جنگی B-2 آمریکایی به منطقه و انتقال سامانههای موشکی تاد و پاتریوت به اسرائیل یا افزایش سطح آماده باش نیروهای رزمی ایران در حال انجام است.
🔸در همین رابطه نخست وزیر اسرائیل در سفری غیرمنتظره راهی واشنگتن شد و با ترامپ دیدار کرد. ارتباط سفر نتانیاهو به مذاکرات به دو گونه قابل تفسیر است؛ نخست تلاش آمریکا برای جلوگیری از اخلالگری اسرائیل در مذاکرات، دوم هماهنگی برای یک اقدام مشترک به ویژه در صورت شکست مذاکرات.
💢تجربه دوره پیشین و تعجیل برای توافق از طریق تهدید نظامی
🔸ترامپ فرصت باقی مانده تا پایان مهلت انقضای مکانیسم ماشه در برجام را بهترین زمان برای توافق میبیند. به همین دلیل در نظر ترامپ دیگر تکیه بر فشار اقتصادی برای وادار کردن ایران به یک توافق در این زمان محدود کارآمد نخواهد بود و او رو به تهدیدات نظامی آورده است. ترامپ ممکن است سابقه واکنش ایران به ترور سردار سلیمانی و همچنین عدم پاسخ ایران به آخرین حمله اسرائیل را نشاندهنده کم خطر بودن اقدام نظامی تفسیر کند.
💢جنگ منطقهای و درو کردن حواصل جنگ
🔸همچنین با توجه به وضعیت غزه، لبنان و سوریه به گمان مقامات آمریکا پس از ضربهها به جبهه مقاومت اکنون بهترین زمان برای درو کردن حواصل نهایی حمایتهای خود از رژیم صهیونیستی در توافقی با ایران است و ایران بیش از هر زمان دیگری برای امتیاز دادن آماده است.
💢مهار ایران لازمه شکست چین در جنگ تجاری
🔸مهار چین بزرگترین اولویت سیاست خارجی آمریکا است. در حالی که پشت کردن آمریکا به نظام تجارت آزاد با وضع تعرفههای سنگین یکی از مهمترین ابزارها در این راستا بوده است، بدون متوقف کردن روند گسترش نفوذ چین در منطقه، کنترل بر منابع و معابر حیاتی انرژی و آسوده خاطر شدن از خاورمیانه، آمریکا شانس کمی برای موفقیت در جنگ تجاری با چین خواهد داشت. عملیاتهای انصارالله در دریای سرخ نشان داده است که آمریکا بدون مهار ایران و گروههای همسو نمیتواند چنین برنامهای را پیش ببرد.
💢جنگ اوکراین، نزدیکی به روسیه و ارعاب ایران
در حالی که تفکیک موضوعات یکی از فنون مذاکراتی برای تسهیل توافق محسوب میشود ترامپ به شیوهای عجیب تلاش میکند موضوعات مختلف را به یکدیگر گره بزند. براین اساس در مذاکرات مربوط به پایان جنگ اوکراین بحث میانجیگری روسیه بین ایران و آمریکا مطرح شد. تاکتیکی که میتوانست با هدف القای مصالحه آمریکا و روسیه بر سر ایران و ارعاب ایران برای امتیاز دادن صورت گرفته باشد.
💢تمرکز بر کوچکترین حلقه از یک ائتلاف رو به رشد
🔸در یک دید کلانتر آمریکا خود را با یک ائتلاف جهانی در حال ظهور علیه نظم آمریکا-محور میبیند که سه ضلع مهم آن چین، روسیه و ایران هستند. به نظر میرسد ایالات متحده برای شکستن این ائتلاف رو به رشد جهانی تمرکز خود را بر ضعیفترین حلقه یعنی ایران معطوف کرده است.
💢یمن استخوان در گلو و عراق کانون بازی سیاسی
در حالی که آمریکا به دنبال این بوده است که اول جبهههای یمن و عراق را فیصله دهد آنگاه از موضع بالاتری با ایران مذاکره کند اما حملات به یمن تاکنون مثمر ثمر نبوده است. به نظر میرسد اما عراق آبستن تحولات پیچیدهای در گیرودار کشمکش ایران و آمریکا باشد.
💢سمت و سوی کشمکش
🔸 انگیزهها و عوامل ذکرشده در ترکیب با موانع پیشروی آمریکا، سرانجام این منازعه را تعیین میکند. اگرچه برخلاف دور قبل اهرم فشار آمریکا علیه ایران کمتر اقتصادی و بیشتر تهدید به اعمال زور است اما تداوم فروش نفت ایران مانع از تاثیرگذاری حاد فشار اقتصادی علیه ایران میشود به گونهای که تسلیم شود. تهدید به زور نیز رویکرد جدیدی در سیاست آمریکا در قبال ایران نیست و انتظار نتیجه متفاوت بیهوده است. علاوه براین اقدام نظامی علیه ایران در شرایط تغییرات سیستمی در نظم بینالملل مملو از ابهامات پرخطری است که اگر نه ترامپ، دیگر ردههای تصمیمگیر سیاسی و نظامی آمریکا به خوبی به آنها واقفاند.
🌐 https://institutetehran.com/art/343
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10🔥1👏1👌1
♦️توافق با ایران: کل راهبرد خاورمیانهای ترامپ
▪️شورای آتلانتیک
📝آلن پینو
#تهران_ریویو
🔸آیا استراتژی ترامپ در خاورمیانه یک طرح جامع است یا حملات اخیر ایالات متحده به شبهنظامیان حوثی در یمن صرفا اقدامی واکنشی است؟ برخی تحلیلگران سیاست خارجی ترامپ را آشفته و نامنظم میدانند اما اگر هدف اصلی تضمین توافق هستهای با ایران و مهار نفوذ آن باشد، اقدامات ایالات متحده در یمن، سوریه و لبنان میتواند بهعنوان بخشی از این طرح تلقی شود. با این حال، حمایت از تصمیم نتانیاهو برای از سرگیری جنگ در غزه نابخردانه بوده و ممکن است به تضعیف حمایتهای منطقهای که ترامپ برای مقابله با ایران به آن نیاز دارد منجر شود.
💢یمن: تماما مرتبط به ایران
🔹ایالات متحده ایران را مسئول تسلیح و آموزش حوثیها میداند و ترامپ به ایران درباره عواقب احتمالی عدم توقف اقدامات حوثیها هشدار داده است. موفقیت در خنثی کردن تهدید حوثیها منجر به کاهش نفوذ فعالترین نیروی نیابتی ایران که علیه منافع آمریکا و اسرائیل اقدام کرده، میشود. این حملات همچنین میتواند به پذیرفتن مذاکره درباره مسائل هستهای و منطقهای توسط ایران کمک کند.
💢ایران: گفتوگو یا خطر جنگ
🔹حملات ایالات متحده علیه حوثیها، هشدار ترامپ را تقویت میکند که اگر پیشرفتهای هستهای ایران متوقف نشود، ممکن است تاسیسات هستهای ایران هدف اقدام نظامی قرار گیرد. ایالات متحده و اسرائیل تمرینات هوایی مشترکی انجام دادهاند و برای حملات احتمالی آماده میشوند. ضربه به سامانههای دفاع هوایی ایران توسط اسرائیل نیز حمله نظامی به این کشور را تسهیل خواهد نمود. علاوه بر این، ایالات متحده فشار اقتصادی بر ایران را با اجرای دقیقتر تحریمها افزایش میدهد و شبکههای دور زدن تحریمها از جمله ناوگان نفتکش سایه و شرکتهای خریدار نفت ایران در چین را هدف قرار میدهد.
💢سوریه و لبنان: ثبات به مهار ایران کمک میکند
🔹دولت ترامپ در حالی که درگیر اقدامات نظامی در یمن و تهدید ایران است، تلاشهایی نیز برای ارتقای ثبات در سوریه و لبنان داشته است. مقامات نظامی ایالات متحده به میانجیگری توافق ۱۰ مارس بین دولت سوریه و کردها کمک کردند. هدف این توافق ادغام کردها در ارتش سوریه، ایجاد ثبات در دولت و تامین منابع انرژی برای آن بود. این توافق همچنین از بیثباتی جلوگیری میکند که ممکن است به ایران و نیروهای نیابتی آن اجازه دهد حضور خود را در سوریه تقویت کنند. همچنین، فرستاده ایالات متحده در لبنان به دنبال حل و فصل مسائل بین لبنان و اسرائیل، از جمله اختلافات مرزی و اطمینان از عدم قدرتگیری مجدد حزبالله است.
💢غزه: حمایت آمریکا از اسرائیل تلاشهای مقابله با ایران را تضعیف میکند
🔹با این وجود، حمایت دولت ترامپ از تصمیم نتانیاهو برای از سرگیری جنگ در غزه ممکن است هدف بزرگتر آن برای مقابله با ایران را تضعیف کند. حملات هوایی و عملیات زمینی اسرائیل میتواند خطر ایجاد یک درگیری طولانی با حماس، تشدید اختلافات داخلی در اسرائیل و منحرف کردن توجهات از ایران را به همراه داشته باشد. حمایت ایالات متحده از جنگ ممکن است روابط آن با کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات را که نگران تلفات فلسطینیها و خرابیهای غزه هستند، تحت تاثیر قرار دهد و تلاشها برای متحد کردن منطقه علیه ایران را پیچیدهتر کند. علاوه بر این، جنگ ممکن است میانجیگری ایالات متحده برای عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل را دشوارتر کند، زیرا عربستان سعودی اعلام کرده است که تا زمانی که درگیری ادامه دارد، چنین اقداماتی را مدنظر نخواهد داشت.
💢چه چیزهایی ممکن است اشتباه پیش برود؟ خیلی چیزها.
✅سرکوب حوثیها ممکن است به راحتی امکانپذیر نباشد و همچنین ممکن است ایران از ادامه مذاکرات هستهای عقبنشینی کند. تلاشها برای ایجاد ثبات در لبنان و سوریه نیز ممکن است با شکست روبرو شود. همچنین درگیری در غزه میتواند به یک باتلاق طولانیمدت برای اسرائیل تبدیل شود و همکاریهای منطقهای ایالات متحده را مختل کند. موفقیت در خاورمیانه مستلزم سازگاری با اتفاقات سریع است. با وجود داشتن یک راهبرد منسجم اگر اوضاع به خوبی پیش نرود، دولت ممکن است مجبور به اتخاذ تصمیمات بداهه شود. باید برای آن آماده باشد.
🔁 مطالب مرتبط
مذاکرات در مسقط؛ منازعه ایران و آمریکا به کجا میکشد؟
یمن و چالش حملات آمریکا
دو پروندۀ اصلی آمریکا در سوریه جدید
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/344
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️شورای آتلانتیک
📝آلن پینو
#تهران_ریویو
🔸آیا استراتژی ترامپ در خاورمیانه یک طرح جامع است یا حملات اخیر ایالات متحده به شبهنظامیان حوثی در یمن صرفا اقدامی واکنشی است؟ برخی تحلیلگران سیاست خارجی ترامپ را آشفته و نامنظم میدانند اما اگر هدف اصلی تضمین توافق هستهای با ایران و مهار نفوذ آن باشد، اقدامات ایالات متحده در یمن، سوریه و لبنان میتواند بهعنوان بخشی از این طرح تلقی شود. با این حال، حمایت از تصمیم نتانیاهو برای از سرگیری جنگ در غزه نابخردانه بوده و ممکن است به تضعیف حمایتهای منطقهای که ترامپ برای مقابله با ایران به آن نیاز دارد منجر شود.
💢یمن: تماما مرتبط به ایران
🔹ایالات متحده ایران را مسئول تسلیح و آموزش حوثیها میداند و ترامپ به ایران درباره عواقب احتمالی عدم توقف اقدامات حوثیها هشدار داده است. موفقیت در خنثی کردن تهدید حوثیها منجر به کاهش نفوذ فعالترین نیروی نیابتی ایران که علیه منافع آمریکا و اسرائیل اقدام کرده، میشود. این حملات همچنین میتواند به پذیرفتن مذاکره درباره مسائل هستهای و منطقهای توسط ایران کمک کند.
💢ایران: گفتوگو یا خطر جنگ
🔹حملات ایالات متحده علیه حوثیها، هشدار ترامپ را تقویت میکند که اگر پیشرفتهای هستهای ایران متوقف نشود، ممکن است تاسیسات هستهای ایران هدف اقدام نظامی قرار گیرد. ایالات متحده و اسرائیل تمرینات هوایی مشترکی انجام دادهاند و برای حملات احتمالی آماده میشوند. ضربه به سامانههای دفاع هوایی ایران توسط اسرائیل نیز حمله نظامی به این کشور را تسهیل خواهد نمود. علاوه بر این، ایالات متحده فشار اقتصادی بر ایران را با اجرای دقیقتر تحریمها افزایش میدهد و شبکههای دور زدن تحریمها از جمله ناوگان نفتکش سایه و شرکتهای خریدار نفت ایران در چین را هدف قرار میدهد.
💢سوریه و لبنان: ثبات به مهار ایران کمک میکند
🔹دولت ترامپ در حالی که درگیر اقدامات نظامی در یمن و تهدید ایران است، تلاشهایی نیز برای ارتقای ثبات در سوریه و لبنان داشته است. مقامات نظامی ایالات متحده به میانجیگری توافق ۱۰ مارس بین دولت سوریه و کردها کمک کردند. هدف این توافق ادغام کردها در ارتش سوریه، ایجاد ثبات در دولت و تامین منابع انرژی برای آن بود. این توافق همچنین از بیثباتی جلوگیری میکند که ممکن است به ایران و نیروهای نیابتی آن اجازه دهد حضور خود را در سوریه تقویت کنند. همچنین، فرستاده ایالات متحده در لبنان به دنبال حل و فصل مسائل بین لبنان و اسرائیل، از جمله اختلافات مرزی و اطمینان از عدم قدرتگیری مجدد حزبالله است.
💢غزه: حمایت آمریکا از اسرائیل تلاشهای مقابله با ایران را تضعیف میکند
🔹با این وجود، حمایت دولت ترامپ از تصمیم نتانیاهو برای از سرگیری جنگ در غزه ممکن است هدف بزرگتر آن برای مقابله با ایران را تضعیف کند. حملات هوایی و عملیات زمینی اسرائیل میتواند خطر ایجاد یک درگیری طولانی با حماس، تشدید اختلافات داخلی در اسرائیل و منحرف کردن توجهات از ایران را به همراه داشته باشد. حمایت ایالات متحده از جنگ ممکن است روابط آن با کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات را که نگران تلفات فلسطینیها و خرابیهای غزه هستند، تحت تاثیر قرار دهد و تلاشها برای متحد کردن منطقه علیه ایران را پیچیدهتر کند. علاوه بر این، جنگ ممکن است میانجیگری ایالات متحده برای عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل را دشوارتر کند، زیرا عربستان سعودی اعلام کرده است که تا زمانی که درگیری ادامه دارد، چنین اقداماتی را مدنظر نخواهد داشت.
💢چه چیزهایی ممکن است اشتباه پیش برود؟ خیلی چیزها.
✅سرکوب حوثیها ممکن است به راحتی امکانپذیر نباشد و همچنین ممکن است ایران از ادامه مذاکرات هستهای عقبنشینی کند. تلاشها برای ایجاد ثبات در لبنان و سوریه نیز ممکن است با شکست روبرو شود. همچنین درگیری در غزه میتواند به یک باتلاق طولانیمدت برای اسرائیل تبدیل شود و همکاریهای منطقهای ایالات متحده را مختل کند. موفقیت در خاورمیانه مستلزم سازگاری با اتفاقات سریع است. با وجود داشتن یک راهبرد منسجم اگر اوضاع به خوبی پیش نرود، دولت ممکن است مجبور به اتخاذ تصمیمات بداهه شود. باید برای آن آماده باشد.
🔁 مطالب مرتبط
مذاکرات در مسقط؛ منازعه ایران و آمریکا به کجا میکشد؟
یمن و چالش حملات آمریکا
دو پروندۀ اصلی آمریکا در سوریه جدید
🌐https://institutetehran.com/art/344
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11👎2👏2❤1
#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هستهای
🔹با آغاز ریاست جمهوری ترامپ، یک نام در تیم سیاست خارجه او پر رنگ شده است: استیو ویتکاف. با گذشت بیش از سه ماه از مراسم سوگند ریاست جمهوری، ویتکاف نقش فعالی در سیاست خارجه آمریکا داشته است. نخست به عنوان فرستاده ویژه رئیسجمهور در امور خاورمیانه به اسرائیل سفر کرد تا توافق آتشبس در غزه را نهایی کند؛ سپس در مذاکرات آتشبس با روسیه در عربستان حضور پیدا کرد و اکنون نیز گفته میشود مسئول اصلی مذاکرات عمان با ایران خواهد بود. اما ویتکاف کیست؟ و چه مواضعی دارد که ترامپ پروندههای خارجی مهم آمریکا را به او میسپارد؟
🔸استیو ویتکاف فاقد هرگونه سابقه دیپلماتیک است که در گذشته بیشتر به عنوان تاجر و سرمایهگذار شناخته میشد. او نخستین بار در دهه ۱۹۸۰ میلادی و هنگامی که در یک شرکت حقوقی به عنوان وکیل حوزه املاک شاغل بود با ترامپ آشنا شد و تا امروز با یکدیگر رابطه دوستانهای داشتهاند. او بعدها وارد حوزه سرمایهگذاری و ساختوساز در نیویورک شد و بنگاه املاک خود با نام گروه ویتکاف را تأسیس کرد.
💢ویتکاف و پولهای قطر
🔸شاید بتوان نخستین نشانه حضور ویتکاف در عرصه سیاست را به انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا بازگرداند؛ هنگامی که قطر لابی فراوانی در کارزار انتخاباتی ترامپ انجام داد. به گفته برخی منابع، لابیگران قطری فهرستی از ۲۵۰ فرد تأثیرگذار بر ترامپ را تهیه کرده بودند که نام ویتکاف نیز در میان آنها بود و حتی در جریان انتخابات، ویتکاف با مقامات قطری دیدار نیز داشت. علاوه بر این، ویتکاف در سال ۲۰۱۷ به ثروتمندان قطری کمک شایانی کرد تا فرصتهای سرمایهگذاری جدیدی در آمریکا بیابند.
🔸این ارتباط با دادههای رسمی همخوانی دارد. این اطلاعات نشان میدهد که در سال ۲۰۱۷، میزان پولی که از سمت لابی قطر خرج شد نسبت به ۲۰۱۶ چهار برابر رشد کرد. تعداد کارگزاران (لابیگران) خارجی رسمی قطری نیز افزایش یافت. ارتباط تجاری ویتکاف با قطر پس از دوره نخست ترامپ پایان نیافت. به عنوان مثال سال گذشته ویتکاف هتل لین پارک منهتن را به قیمت ۶۲۳ میلیون دلار به یک صندوق سرمایهگذاری دولتی قطری فروخت. یک صندوق اماراتی در ابوظبی نیز در معامله شرکت داشت. تمامی این موارد نشاندهده روابط نزدیک ویتکاف با دولتهای خلیج فارس است. با این حال در مجموع، فعالیت سیاسی ویتکاف پیش از ۲۰۲۴ به شدت محدود بود.
💢انتخابات ۲۰۲۴ و پس از آن
🔸در انتخابات ۲۰۲۴، ویتکاف نقش پررنگی در تأمین مالی کارزار انتخاباتی ترامپ ایفا کرد. او خود ۲ میلیون دلار به ترامپ کمک کرد و توانست اهداکنندگان دیگری را نیز جذب کند. همچنين پس از اینکه ترامپ به عنوان نامزد نهایی جمهوریخواهان انتخاب شد، ویتکاف توانست میان او و ران دسانتیس، دیگر نامزد جمهوریخواه آشتی برقرار کند. او تلاش مشابهی میان ترامپ و نیکی هیلی انجام داد که به نتیجه نرسید. با این وجود، چنین اقداماتی نشاندهنده نزدیکی او به ترامپ و اعتمادی است که رئیس جمهور به او دارد. پس از پیروزی ترامپ، او تبدیل به یکی از مهرههای کلیدی سیاست خارجه تبدیل شد. فعالیتهای اخیر او، ویتکاف را به اصلیترین چهره کابینه ترامپ در امور خاورمیانه تبدیل کرده است.
💢مواضع و رویکردها در قبال ایران
🔸فعالیتهای ویتکاف در سه ماه گذشته تصویر اولیهای از او را شکل داده است. علیرغم یهودیبودن، همچون جمهوریخواهان سنتی و نومحافظهکار به خاورمیانه و اسرائیل نگاه نمیکند؛ چراکه همچون آنان در حزب جمهوریخواه بالا نیامده است. او حامی اسرائیل است، با این حال برخی اظهارنظرهای او (امکان مشارکت سیاسی حماس به شرط غیرمسلحشدن) برخی از جمهوریخواهان طرفدار اسرائیل را نگران کرده است. تاکنون سخنان او در مورد اسرائیل و ایران به تندی افرادی نظیر روبیو، هگزت و والتز نبوده است. مهمترین اظهارنظر او در مورد ایران به مصاحبه اخیرش با تاکر کارلسون باز میگردد. او ضمن اشاره به حل مسئله هستهای، بر رسیدن به توافق با ایران تأکید کرد که با چاشنی تهدید نظامی تلویحی همراه بود؛ اما مجموعاً ویتکاف رویکرد متفاوتی به نسبت تندروهای کابینه در قبال ایران دارد.
🔄مطالب مرتبط:
▫️مایک والتز؛ یک نظامی در لباس مشاور امنیت ملی
🌐 https://institutetehran.com/art/345
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14👏2👌2❤1
🔵 آنچه پکن از جنگ تجاری با آمریکا میخواهد
▪️اندیشکده بروکینگز
📝جاناتان زین
#اکوتهران
🔸از زمان استقرار ترامپ بهعنوان رئیس جمهور، طی چند رفت و برگشت تعرفههای متقابلی از سوی واشنگتن و پکن بر تجارت دوجانبه اعمال شده است. همچنین اعمال کنترلهای صادراتی بر مواد معدنی حیاتی و قراردادن برخی از شرکتهای آمریکایی در فهرست نهادهای غیرقابل اعتماد چین از جمله واکنشهای پکن بود. هرچند اعمال متقابل تعرفه پیام عزم و اراده طرف چینی برای مقابله با اقدامات آمریکا را منعکس نموده است بهنظر نمیرسد پنجره مذاکراتی با دولت ترامپ مسدود شده باشد.
🔹نتیجه نگرانکننده جنگ تجاری پکن و واشنگتن، تشدید تنشها نیست؛ بلکه دستیابی به «توافقی بزرگ» است که فراتر از تجارت، مسائل فناوری و امنیتی را شامل شود. چین و آمریکا تمایلی به رسیدن به نقطه بحران ندارند، اما خطر اصلی توافقی است که به چین اجازه دهد بدون مزاحمت آمریکا نفوذ خود را گسترش دهد. در مذاکرات احتمالی، پکن سه سطح از مسائل را برای کاهش سیاستهای رقابتی آمریکا مطرح خواهد کرد.
🔹نخست، چین احتمالاً به دنبال کاهش نظارت بر سرمایهگذاریهای چینی در ایالات متحده خواهد بود—نظارتی که در دوران دولت ترامپ تشدید شد—و همچنین کاهش محدودیتهای سرمایهگذاری آمریکا در چین که در دولت بایدن اعمال شد. چین خواهان بازگشت به دوران اوباما است، زمانی که سرمایهگذاری مستقیم خارجی دوجانبه به اوج خود رسید.
🔹دوم، چین احتمالاً در مذاکرات خواستار لغو محدودیتهای فناوری خواهد شد که دولت اول ترامپ اعمال کرد و سپس بایدن آنها را گسترش داد. با وجود این محدودیتها، شرکتهای چینی مانندDeepSeek همچنان درحوزههایی مانند هوش مصنوعی، آمریکا را به چالش کشیدهاند، که توانمندی و استحکام چین را به نمایش میگذارد.
🔹سوم، پکن ممکن است تلاش کند تا تعهدات امنیتی آمریکا را در مناطق مورد مناقشه مانند تنگه تایوان و دریای چین جنوبی تضعیف کند. چین ممکن است از تردیدهای ترامپ درباره تعهدات امنیتی آمریکا بهرهبرداری کرده و او را به کاهش تعهدات دفاعی در مقابل شرکای منطقهای در ازای وعدههای اقتصادی آتی ترغیب کند.
🔹شی جینپینگ در مذاکرات با ترامپ از مزیتهایی برخوردار است. چراکه در طول ۲۵ سال گذشته رابطه ایالات متحده و چین با یک عدم تعادل جدی تعریف شده است. صرفنظر از اینکه ایالات متحده رقابت یا همکاری با چین را اولویت قراردهد، بهطور مداوم در مدیریت مسائلی مانند برنامه هستهای کره شمالی و ایران تا جنگ اوکراین، از چین درخواست کمک کرده است و این درخواستها همگام با گسترش نفوذ جهانی چین بهدلیل نقش سازنده چینیها، افزایش مییابد. در این دور مذاکرات، چین احتمالاً رویکرد «نه امتیاز؛ نه تشدید تنش» را دنبال خواهد کرد، همانطور که در جنگ تجاری قبلی امتیازات محدودی داد و با جلوگیری از توسعه جنگ، مانع تاثیرگذاری آن بر چشمانداز اقتصاد کلان خود گردید.
🔹شی و تیم او احتمالاً به خوبی از این نکته آگاه هستند که جنگ تجاری اول با اصرار ترامپ مبنی بر اینکه تیمش توافقی را منعقد کند، به پایان رسید. در نهایت، برخلاف جنگ تجاری اول، احتمالاً مقامات آمریکایی این بار با چهرهای مشابه «لیو هه» در سمت چینیها روبهرو نخواهند شد. مذاکرهکننده از سوی چین، احتمالا «هه لیفنگ»، معاون نخستوزیر است که وفادارانه از شی پیروی میکند. «هه لیفنگ» از تمایلات اصلاحطلبانه «لیو هه» برخوردار نیست و بیشتر تمرکز او بر اجرای سیاستهای اقتصادی شی است تا اصلاح آنها.
🔹اندیشکده بروکینگز با در نظر گرفتن این چالشها آمریکا را به رعایت بر چهار اصل در مذاکرات با پکن دعوت نموده است:
1️⃣ آمریکا باید اهداف کلیدی خود را مشخص کند؛ این اهداف میتواند شامل سرکوب مواد اولیه فنتانیل، اصلاح عدم توازن تجاری یا وادار کردن چین به اصلاحات ساختاری باشد.
2️⃣ همچنین دولت ترامپ باید از همان ابتدا به صراحت به همتایان چینی خود اعلام کند که مسائل مربوط به امنیت ملی، در دستور کار مذاکرات قرار ندارند.
3️⃣ دولت ترامپ باید آماده ترک میز مذاکرات در صورت تکرار توافق ضعیف مرحله اول باشد.
4️⃣ دولت ترامپ باید جزئیات مذاکرات با چین را به مشاوران بسپارد و تنها در مرحله نهایی وارد عمل شود.
✅ در نتیجه دولت ترامپ باید آگاه باشد که در مذاکرات با چین، حتی زمانی که «برنده» به نظر میرسد، در واقع ممکن است بازنده باشد. زیرا چین ممکن است به دنبال خریدن وقت باشد تا مذاکرات را با دولت بعدی بر اساس شرایط خود از سر بگیرد.
🔄مطالب مرتبط
▫️دنیایی که ترامپ میخواهد: قدرت آمریکا در عصر جدید ملیگرایی
▫️برنامه اقتصادی چین برای سال پیشرو
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/346
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️اندیشکده بروکینگز
📝جاناتان زین
#اکوتهران
🔸از زمان استقرار ترامپ بهعنوان رئیس جمهور، طی چند رفت و برگشت تعرفههای متقابلی از سوی واشنگتن و پکن بر تجارت دوجانبه اعمال شده است. همچنین اعمال کنترلهای صادراتی بر مواد معدنی حیاتی و قراردادن برخی از شرکتهای آمریکایی در فهرست نهادهای غیرقابل اعتماد چین از جمله واکنشهای پکن بود. هرچند اعمال متقابل تعرفه پیام عزم و اراده طرف چینی برای مقابله با اقدامات آمریکا را منعکس نموده است بهنظر نمیرسد پنجره مذاکراتی با دولت ترامپ مسدود شده باشد.
🔹نتیجه نگرانکننده جنگ تجاری پکن و واشنگتن، تشدید تنشها نیست؛ بلکه دستیابی به «توافقی بزرگ» است که فراتر از تجارت، مسائل فناوری و امنیتی را شامل شود. چین و آمریکا تمایلی به رسیدن به نقطه بحران ندارند، اما خطر اصلی توافقی است که به چین اجازه دهد بدون مزاحمت آمریکا نفوذ خود را گسترش دهد. در مذاکرات احتمالی، پکن سه سطح از مسائل را برای کاهش سیاستهای رقابتی آمریکا مطرح خواهد کرد.
🔹نخست، چین احتمالاً به دنبال کاهش نظارت بر سرمایهگذاریهای چینی در ایالات متحده خواهد بود—نظارتی که در دوران دولت ترامپ تشدید شد—و همچنین کاهش محدودیتهای سرمایهگذاری آمریکا در چین که در دولت بایدن اعمال شد. چین خواهان بازگشت به دوران اوباما است، زمانی که سرمایهگذاری مستقیم خارجی دوجانبه به اوج خود رسید.
🔹دوم، چین احتمالاً در مذاکرات خواستار لغو محدودیتهای فناوری خواهد شد که دولت اول ترامپ اعمال کرد و سپس بایدن آنها را گسترش داد. با وجود این محدودیتها، شرکتهای چینی مانندDeepSeek همچنان درحوزههایی مانند هوش مصنوعی، آمریکا را به چالش کشیدهاند، که توانمندی و استحکام چین را به نمایش میگذارد.
🔹سوم، پکن ممکن است تلاش کند تا تعهدات امنیتی آمریکا را در مناطق مورد مناقشه مانند تنگه تایوان و دریای چین جنوبی تضعیف کند. چین ممکن است از تردیدهای ترامپ درباره تعهدات امنیتی آمریکا بهرهبرداری کرده و او را به کاهش تعهدات دفاعی در مقابل شرکای منطقهای در ازای وعدههای اقتصادی آتی ترغیب کند.
🔹شی جینپینگ در مذاکرات با ترامپ از مزیتهایی برخوردار است. چراکه در طول ۲۵ سال گذشته رابطه ایالات متحده و چین با یک عدم تعادل جدی تعریف شده است. صرفنظر از اینکه ایالات متحده رقابت یا همکاری با چین را اولویت قراردهد، بهطور مداوم در مدیریت مسائلی مانند برنامه هستهای کره شمالی و ایران تا جنگ اوکراین، از چین درخواست کمک کرده است و این درخواستها همگام با گسترش نفوذ جهانی چین بهدلیل نقش سازنده چینیها، افزایش مییابد. در این دور مذاکرات، چین احتمالاً رویکرد «نه امتیاز؛ نه تشدید تنش» را دنبال خواهد کرد، همانطور که در جنگ تجاری قبلی امتیازات محدودی داد و با جلوگیری از توسعه جنگ، مانع تاثیرگذاری آن بر چشمانداز اقتصاد کلان خود گردید.
🔹شی و تیم او احتمالاً به خوبی از این نکته آگاه هستند که جنگ تجاری اول با اصرار ترامپ مبنی بر اینکه تیمش توافقی را منعقد کند، به پایان رسید. در نهایت، برخلاف جنگ تجاری اول، احتمالاً مقامات آمریکایی این بار با چهرهای مشابه «لیو هه» در سمت چینیها روبهرو نخواهند شد. مذاکرهکننده از سوی چین، احتمالا «هه لیفنگ»، معاون نخستوزیر است که وفادارانه از شی پیروی میکند. «هه لیفنگ» از تمایلات اصلاحطلبانه «لیو هه» برخوردار نیست و بیشتر تمرکز او بر اجرای سیاستهای اقتصادی شی است تا اصلاح آنها.
🔹اندیشکده بروکینگز با در نظر گرفتن این چالشها آمریکا را به رعایت بر چهار اصل در مذاکرات با پکن دعوت نموده است:
1️⃣ آمریکا باید اهداف کلیدی خود را مشخص کند؛ این اهداف میتواند شامل سرکوب مواد اولیه فنتانیل، اصلاح عدم توازن تجاری یا وادار کردن چین به اصلاحات ساختاری باشد.
2️⃣ همچنین دولت ترامپ باید از همان ابتدا به صراحت به همتایان چینی خود اعلام کند که مسائل مربوط به امنیت ملی، در دستور کار مذاکرات قرار ندارند.
3️⃣ دولت ترامپ باید آماده ترک میز مذاکرات در صورت تکرار توافق ضعیف مرحله اول باشد.
4️⃣ دولت ترامپ باید جزئیات مذاکرات با چین را به مشاوران بسپارد و تنها در مرحله نهایی وارد عمل شود.
🔄مطالب مرتبط
▫️دنیایی که ترامپ میخواهد: قدرت آمریکا در عصر جدید ملیگرایی
▫️برنامه اقتصادی چین برای سال پیشرو
🌐https://institutetehran.com/art/346
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏2👌2
#مقاله_تحلیلی
#مذاکرات_هستهای
📝دکتر رحمن قهرمانپور
🔹دیدار مقامات ایرانی و امریکایی در عمان در فروردین ماه ۱۴۰۴ بار دیگر این پرسش را پیش می کشد که آیا دو طرف می توانند به یک توافق جامع و پایدار برسند؟ و آیا امکان توافقی شبیه برجام و از جنس آن وجود دارد؟ یا مطالبات و خواستههای متفاوت و متضاد دو طرف چنین اجازهای را به آنها نمی دهد؟
💢شرایط کلی حاکم بر روابط ایران و آمریکا
🔸بستر حاکم بر مذاکرات به اندازه خود مذاکره اهمیت دارد و در مورد ایران و آمریکا این بستر مملو از بی اعتمادی است که هم جنبه تاریخی دارد و هم در چهار دهه اخیر تشدید شده است. به بیان ساده تر ، شرایط موجود در روابط ایران و آمریکا باعث می شود نسبت به حصول توافق گسترده و پایدار مردد باشیم. سرنوشت برجام هم نشان داد حتی در صورت رسیدن به توافق، حفظ و استمرار آن کاری بسیار دشوار است. گروههای سیاسی داخلی متعددی در هر دو کشور مخالف توافق پایدار و عادی سازیاند، اسرائیل آشکارا در مسیر توافق سنگ اندازی می کند و تجربه برخورد آمریکا با کشورهای مخالف هم تصمیم گیران ایرانی را در اعتماد کردن به واشنگتن دچار تردید جدی می کند.چشم انداز آتی مذاکرات را هم باید در این بستر تحلیل کرد.
💢ترامپ و دیپلماسی اجبار در برابر ایران
🔸دیدار روز شنبه را بیشتر از آنکه یک مذاکره بدانیم باید نوعی دیدار دوجانبه برای ارزیابی متقابل طرفین از همدیگر بدانیم. آمریکا به عمان میآید تا بی واسطه بداند آیا ایران واقعا به دنبال رسیدن به یک توافق هست یا می خواهد زمان بخرد؟ ایران هم به مسقط میرود تا بداند خواستههای واقعی ترامپ از ایران چیست و آیا او از خواسته های افراطی خود که در رسانه ها مطرح کرده کوتاه می آید یا نه؟
🔸سیاست ترامپ در مقابل ایران در چارچوب آن چیزی است که اصطلاحاً دیپلماسی زور یا اجبار نامیده می شود و منظور از آن تلفیق دیپلماسی و قدرت نظامی است. در سال های اخیر در مراکز قدرت در واشنگتن این باور تقویت شده است که دلیل ناکامی آمریکا در رسیدن به یک توافق هستهای پایدار با ایران در گذشته عدم استفاده از تهدید نظامی موثر علیه ایران بود.
🔸این عده معتقدند که موفقیت دیپلماسی اجبار آمریکا در برابر ایران نیازمند آن است که آمریکا به صورت جدی استفاده از قدرت نظامی را در دستور کار قرار دهد. یعنی به موازات اقدامات دیپلماتیک، تهدید نظامی را هم معتبر جلوه دهد. تمدید حضور ناوهای جنگی آمریکا در دریای مدیترانه و تقویت حضور نظامی آن در پایگاه جزیره دیگو گارسیا در اقیانوس هند و تهدیدات مکرر ترامپ درباره امکان حمله به تاسیسات هسته ای ایران را باید در این راستا یعنی معتبر کردن تهدید نظامی دانست. با این حال استفاده بیش از حد از زور نظامی میتواند انگیزه طرف مقابل( یعنی ایران) را برای توافق کاهش دهد.
💢عدم قطعیتهای موجود در رسیدن به توافق
🔸در حال حاضر سه عدم قطعیت اصلی درباره توافق ایران و آمریکا در ماه های آینده وجود دارد. عدم قطعیت اول به ترامپ و شیوه رفتار او برمیگردد . او تصور می کند بزرگترین مزیتش در پیشبینی ناپذیر بودن است و همواره سعی میکند طرف مقابل را غافلگیر بکند. این در حالی است که این خصلت رفتاری او باعث محتاط تر شدن مقامات ایران می شود.
🔸عدم قطعیت دوم به عملکرد لابی طرفدار اسرائیل و نتانیاهو برمیگردد. نتانیاهو خواهان توافق میان ایران و آمریکا نیست و همه تلاش خود را به کار میگیرد تا در این مسیر اخلال ایجاد کرده و مانع توافق شود. عدم قطعیت سوم به آن چیزی برمیگردد که میتوان تنگنای هویتی و ایدئولوژیک در ایران دانست . جمهوری اسلامی ایران مقابله با نظام سلطه و در راس آن آمریکا را به عنوان یکی از اهداف اصلی سیاست خارجی خود تعریف کرده است. در نتیجه کوتاه آمدن در برابر آمریکا به نوعی در تعارض با این هدف سیاست خارجی است. در همین راستا اصرار ایران بر انجام مذاکرات غیر مستقیم را باید جدی گرفت. جمهوری اسلامی می خواهد با حفظ اصول خود وارد مذاکرات شود و تصویر پذیرش مذاکرات از موضع ضعف را تقویت نکند. این سیاست ایران را می توان نشانه از این تنگنای هویتی دانست.
💢نتیجهگیری
به نظر میرسد که شرایط برای رسیدن به یک توافق بلند مدت و پایدار در روابط ایران و آمریکا فراهم نیست و ما در ماههای آینده شاهد این نوع توافق نخواهیم بود. اما در عین حال ایران و حتی ترامپ خواهان جنگ نیستند. نتیجه این دو گزاره آن است که به احتمال زیاد یک توافق محدود بین دو طرف شکل خواهد گرفت.
🌐https://institutetehran.com/art/347
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11❤2👏2👌2
◾️ نیویورک تایمز
📝 توماس فریدمن
#روندهای_استراتژیک
🔸در سفری به شانگهای، دو انتخاب داشتم: دیدن سرزمین فردا در دیزنیلند (بخشی فانتزی و تخیلی درباره آینده)، یا بازدید از سرزمین فردای واقعی در پردیس تحقیقاتی هواوی. من هواوی را انتخاب کردم. آنجا با محیطی روبرو شدم که عظمت فناوری چین و تغییر مرکز ثقل نوآوری جهانی از آمریکا به شرق را نشان میداد. این مجموعه ۱۰۴ ساختمان و آزمایشگاه دارد که برای ۳۵ هزار کارمند در کمتر از چهار سال ساخته شدهاند. امکاناتی همچون صدها کافه و مراکز سلامت برای جذب نخبگان داخلی و خارجی طراحی شدهاند.
💢تأثیر تحریمها بر نوآوری چین
🔹تحریمهای آمریکا از ۲۰۱۹ برای محدود کردن دسترسی هواوی به فناوریهای آمریکایی طراحی شده بود اما چین نهتنها عقبنشینی نکرد، بلکه نوآوریهای شگفتانگیزی ایجاد کرد از جمله: گوشیهای پیشرفته، سیستمعامل بومی هونگمنگ، خودروهای برقی، ماشینهای خودران و معدنکاری هوشمند. در ۲۰۲۴، هواوی با نصب ۱۰۰ هزار شارژر سریع در چین، در مقابل تنها ۲۱۴ شارژر نصبشده در آمریکا، قدرت خود را در نوآوری نشان داد.
💢چالشهای فرهنگی و سیاسی آمریکا
🔹آمریکا گرفتار مباحثی شده که توانایی آن در نوآوری را تضعیف کردهاند. بهجای تمرکز بر فناوری، مشغول موضوعاتی چون حضور ورزشکاران تراجنسیتی است. همچنین، استراتژیهای اقتصادی مانند تعرفهگذاری و جدایی از زنجیرههای جهانی، ناکارآمد بودهاند. در مقابل، چین با تمرکز بر هوش مصنوعی و فناوری پیشرفته، موفقیتهایی چشمگیر داشته است.
💢کیفیت نوآوریهای چین
🔹چین با ارتقای کیفیت ساخت و هوشمندی در طراحی، به یکی از قطبهای نوآوری جهانی تبدیل شده است. برای مثال، استفاده از اپهای بومی مانند ویچتپی در پرداختها، نشاندهنده پیشرفت زیرساختهای دیجیتال است.
💢نقد سیاستهای اقتصادی گذشته آمریکا
🔹با تعرفهگذاری و بستن مرزها نمیتوان صنایع پیچیده را تقویت کرد. محصولات پیشرفتهای مانند آیفون یا خودرو حاصل همکاریهای جهانیاند. حتی تسلا هم ناچار به واردات برخی قطعات است. فقط در صنایعی مانند فولاد، تعرفهها شاید جواب دهند، نه در فناوریهای پیشرفته.
💢پیام چین به آمریکا
🔹چین با این پیشرفت های شگرف میگوید دیگر کشور درجه دوم نیست. این کشور با فناوری بومی خود به استقلالی بزرگ دست یافته است. افزایش دوبرابری سود هواوی در ۲۰۲۴ نشاندهنده همین پیشرفت است.
💢نقد سیاستمداران آمریکایی
🔹بسیاری از سناتورهای آمریکایی به جای پژوهش درباره چین، به شعارهای ملیگرایانه بسنده کردهاند. این رویکرد باعث عقبماندن آمریکا از تحولات جهانی میشود.
💢پیشنهاد برای آینده
🔹آمریکا باید الگوی جدیدی برای بازسازی صنعتی خود در پیش گیرد: ساخت در آمریکا با کارگران آمریکایی و سرمایه و فناوری چینی. این مدل میتواند به ایجاد کارخانههای پیشرفته منجر شود و صنعت داخلی را تقویت کند.
💢الگوی پیشنهادی
🔹ترکیب تعرفهها با جذب نوآوریهای چین، راهی برای پیشرفت است. کشورهایی که از فرصتها استفاده میکنند، آینده فناوری را در اختیار خواهند داشت. چین توانسته از تحریمها فرصتی برای رشد بسازد، در حالی که آمریکا گرفتار حاشیهها شده است. آینده آمریکا نیازمند تحولی بنیادی در سیاستهای اقتصادی و نوآوری است تا در رقابت جهانی باقی بماند.
🌐https://institutetehran.com/art/348
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13👏4👌2❤1
#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هستهای
📝عرفان علمشاهی
🔹امروز برای اولین بار ایران و آمریکای جمهوریخواه با یکدیگر وارد مذاکراتی بر سر موضوع هستهای میشوند تا رسیدن به توافق را امکانسنجی کنند. جمهوریخواهان تاکنون تندترین مواضع را علیه ایران و خواستههایی غیرقابل پذیرش در خصوص مسائل غیرهستهای داشتهاند. این مواضع در دولت کنونی آمریکا نیز یافت میشوند؛ اما طبق برخی نشانهها و سخنان، توافقی صرفاٌ هستهای به نحوی که خطوط قرمز هر دو طرف رعایت شود محتمل است. علیرغم این نکته امتیازهای درخواستی آمریکا در هالهای از ابهام قرار دارد.
💢آنچه جمهوریخواهان تندرو میخواهند
🔸درست است که غالب جمهوریخواهان همیشه طرفدار یک معامله جامع (در خصوص برنامه هستهای، موشکی و منطقهای ایران) بودهاند؛ اما در صورت محدودشدن مذاکرات به مسئله هستهای نیز پیشنهاداتی خواهند داشت. بستهشدن پرونده هستهای ایران یک بار برای همیشه، اصلیترین خواسته تندروها است. مایک والتز، مشاور امنیت ملی ترامپ، از بین بردن تمام تأسیسات هستهای ایران را میخواهد. تام کاتن و لیندسی گراهام، دو سناتور جمهوریخواه نیز اجرای مدل لیبی (نابودی کامل تأسیسات هستهای) را مطرح کردهاند. مارک دوبویتز، رئیس بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) هم چنین چیزی را پیشنهاد کرده است. در سطحی دیگر، اندیشکدههایی همچون اتحاد علیه ایران هستهای پیشنهاد به صفر رساندن غنیسازی روی میز گذاشتهاند.
🔸در این چارچوب، برخی تحلیلگران آمریکایی پیشنهاد کردهاند که کنسرسیومی منطقهای یا بانک سوختی بینالمللی برای تأمین سوخت هستهای مورد نیاز ایران تشکیل شود و به این نحو نیازی به غنیسازی داخل ایران وجود نداشته باشد. با این حال باید در خصوص این گزینه یک نکته را ملاحظه کرد. نابودی برنامه هستهای، ایران را به یک نقطه غیرقابل بازگشت میرساند، در حالی که مشخص نیست در آینده واشنگتن چقدر به تعهدات اقتصادی خود پایبند خواهد بود. بنابراین نابودی کامل به هیچ وجه مطلوب ایران نیست.
💢آنچه ممکن است میانهروها بخواهند
🔸انتخاب استیو ویتکاف به عنوان مذاکرهکننده آمریکا از این جهت اهمیت دارد که مواضع او در خصوص مسائل خاورمیانه تا حدی نسبت به سایر جمهوریخواهان تفاوت دارد. او اخیرا بیان کرد که با توافق و راستیآزمایی، ایران به سلاح هستهای دست نخواهد یافت. این نکته برخی جمهوریخواهان را نگران کرد؛ چراکه تقاضای آنها نابودی برنامه هستهای ایران است. صحبت اخیر ویتکاف با وال استریت زورنال، حاوی موضع پیچیدهتری بود. او تقاضای اولیه آمریکا را برچیدن کامل دانست اما گفت که راه مصالحه نیز باز است. همچنین ممکن است او نیز تقاضای موشکی و منطقهای از ایران داشته باشد. در هر صورت یکی از گزینههای احتمالی در حوزه هستهای، برقراری نظارتها و محدودیتها خواهد بود. در این صورت کمیت و کیفیت آنها و آینده برجام مطرح میشود.
💢آینده برجام
🔸به سه دلیل، احتمال بالایی وجود دارد که مذاکرات به احیای برجام ختم نشود. نخست، جمهوریخواهان تندرو یا میانهرو متفقالقول خواهند بود که توافق هستهای جدید باید فراتر از برجام باشد. حتی اگر ترامپ نابودی کامل برنامه هستهای را نخواهد، باز هم تعهداتی بیشتری را خواهد خواست تا نشان دهد بهتر از اوباما با ایران معامله کرده است. دوم، وضعیت کنونی تحریمها و برنامه هستهای ایران بسیار متفاوت از ۲۰۱۵ است و بازگشت به تعهدات برجام مطلوب طرفین نیست. سوم، نشانهها تاکنون حاکی از کنارگذاشتهشدن اروپا توسط آمریکا بوده است. طبق برخی منابع، ترامپ اروپا را در جریان برنامه خود برای مذاکرات قرار نداده بود. ویتکاف نیز پیش از سفر به عمان به روسیه سفر داشت و با پوتین دیدار کرد و احتمالاً در خصوص ایران نیز با او سخن گفته؛ اما گویا با رهبران اروپایی صحبت نشده است.
🔄مطالب مرتبط:
▫️تاجری در لباس یک دیپلمات؛ استیو ویتکاف کیست؟
▫️آیا ایران و آمریکا در ماههای پیش رو به توافق میرسند؟
🌐https://institutetehran.com/art/349
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤4🔥2