اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.9K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐آمریکا در مذاکرات امروز مسقط به دنبال چیست؟

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌ای
📝عرفان علمشاهی

🔹امروز برای اولین بار ایران و آمریکای جمهوری‌خواه با یکدیگر وارد مذاکراتی بر سر موضوع هسته‌ای می‌شوند تا رسیدن به توافق را امکان‌سنجی کنند. جمهوری‌خواهان تاکنون تندترین مواضع را علیه ایران و خواسته‌هایی غیرقابل پذیرش در خصوص مسائل غیرهسته‌ای داشته‌اند. این مواضع در دولت کنونی آمریکا نیز یافت می‌شوند؛ اما طبق برخی نشانه‌ها و سخنان، توافقی صرفاٌ هسته‌ای به نحوی که خطوط قرمز هر دو طرف رعایت شود محتمل است. علی‌رغم این نکته امتیازهای درخواستی آمریکا در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

💢آنچه جمهوری‌خواهان تندرو می‌خواهند

🔸درست است که غالب جمهوری‌خواهان همیشه طرفدار یک معامله جامع (در خصوص برنامه هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای ایران) بوده‌اند؛ اما در صورت محدودشدن مذاکرات به مسئله هسته‌ای نیز پیشنهاداتی خواهند داشت. بسته‌شدن پرونده هسته‌ای ایران یک بار برای همیشه، اصلی‌ترین خواسته تندروها است. مایک والتز، مشاور امنیت ملی ترامپ، از بین بردن تمام تأسیسات هسته‌ای ایران را می‌خواهد. تام کاتن و لیندسی گراهام، دو سناتور جمهوری‌خواه نیز اجرای مدل لیبی (نابودی کامل تأسیسات هسته‌ای) را مطرح کرده‌اند. مارک دوبویتز، رئیس بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD) هم چنین چیزی را پیشنهاد کرده است. در سطحی دیگر، اندیشکده‌هایی همچون اتحاد علیه ایران هسته‌ای پیشنهاد به صفر رساندن غنی‌سازی روی میز گذاشته‌اند.

🔸در این چارچوب، برخی تحلیل‌گران آمریکایی پیشنهاد کرده‌اند که کنسرسیومی منطقه‌ای یا بانک سوختی بین‌المللی برای تأمین سوخت هسته‌ای مورد نیاز ایران تشکیل شود و به این نحو نیازی به غنی‌سازی داخل ایران وجود نداشته باشد. با این حال باید در خصوص این گزینه یک نکته را ملاحظه کرد. نابودی برنامه‌ هسته‎‌ای، ایران را به یک نقطه غیرقابل بازگشت می‌رساند، در حالی که مشخص نیست در آینده واشنگتن چقدر به تعهدات اقتصادی خود پایبند خواهد بود. بنابراین نابودی کامل به هیچ وجه مطلوب ایران نیست.

💢آنچه ممکن است میانه‌روها بخواهند

🔸انتخاب استیو ویتکاف به عنوان مذاکره‌کننده آمریکا از این جهت اهمیت دارد که مواضع او در خصوص مسائل خاورمیانه تا حدی نسبت به سایر جمهوری‌خواهان تفاوت دارد. او اخیرا بیان کرد که با توافق و راستی‌آزمایی، ایران به سلاح هسته‌ای دست نخواهد یافت. این نکته برخی جمهوری‌خواهان را نگران کرد؛ چراکه تقاضای آن‌ها نابودی برنامه هسته‌ای ایران است. صحبت اخیر ویتکاف با وال استریت زورنال، حاوی موضع پیچیده‌تری بود. او تقاضای اولیه آمریکا را برچیدن کامل دانست اما گفت که راه مصالحه نیز باز است. همچنین ممکن است او نیز تقاضای موشکی و منطقه‌ای از ایران داشته باشد. در هر صورت یکی از گزینه‎‌های احتمالی در حوزه هسته‌ای، برقراری نظارت‌ها و محدودیت‌ها خواهد بود. در این صورت کمیت و کیفیت آن‌ها و آینده برجام مطرح می‌شود.

💢آینده برجام

🔸به سه دلیل، احتمال بالایی وجود دارد که مذاکرات به احیای برجام ختم نشود. نخست، جمهوری‌خواهان تندرو یا میانه‌رو متفق‌القول خواهند بود که توافق هسته‌ای جدید باید فراتر از برجام باشد. حتی اگر ترامپ نابودی کامل برنامه‌ هسته‌ای را نخواهد، باز هم تعهداتی بیشتری را خواهد خواست تا نشان دهد بهتر از اوباما با ایران معامله کرده است. دوم، وضعیت کنونی تحریم‌ها و برنامه‌ هسته‌ای ایران بسیار متفاوت از ۲۰۱۵ است و بازگشت به تعهدات برجام مطلوب طرفین نیست. سوم، نشانه‌ها تاکنون حاکی از کنارگذاشته‌شدن اروپا توسط آمریکا بوده است. طبق برخی منابع، ترامپ اروپا را در جریان برنامه خود برای مذاکرات قرار نداده بود. ویتکاف نیز پیش از سفر به عمان به روسیه سفر داشت و با پوتین دیدار کرد و احتمالاً در خصوص ایران نیز با او سخن گفته؛ اما گویا با رهبران اروپایی صحبت نشده است.

از یک سو برچیدن کامل یا توقف هرگونه فعالیت مرتبط با غنی‌سازی خواسته غیرقابل پذیرشی است و از سوی دیگر توافقی در اندازه برجام یا کمتر از آن نیز بعید است برای طرف آمریکایی پذیرفتنی باشد. بنابراین به نظر می‌رسد توافقی که در آن ضمن حفظ برنامه هسته‌ای، محدودیت‌ها و نظارت‌ها نسبت به برجام افزایش یابند و ایران امتیاز اقتصادی دریافت کند می‌تواند نقطه‌ای تعادلی باشد که هر دو طرف بپذیرند. هرچند که فشار اسرائیل و جمهوری‌خواهان تندرو این امر را دشوار خواهد کرد. با این حال دستان ایران نیز در مذاکرات بسته نیست. ایران می‌تواند با استفاده توأمان از تهدید و ابراز تمایل به مذاکره خواسته‌های طرف مقابل را تعدیل کند.

🔄مطالب مرتبط:
▫️تاجری در لباس یک دیپلمات؛ استیو ویتکاف کیست؟
▫️آیا ایران و آمریکا در ماه‌های پیش رو به توافق می‌رسند؟

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/349
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍94🔥2
♦️آنچه باید درباره مذاکرات آمریکا با ایران بر سر برنامه هسته‌ای آن بدانیم!
▪️نیویورک‌تایمز
📝 لارا جیکس

🔸ترامپ به‌صورت یکجانبه از توافق ۲۰۱۵ با ایران خارج شد و در دور نخست ریاست جمهوری خود تحریم‌های شدیدی بر ایران اعمال کرد که باعث شده است دو طرف با سطح بالایی از بی‌اعتمادی وارد مذاکره روز شنبه شوند. ترامپ این‌بار به دنبال توافقی است که هم مهارت مذاکراتی خود را به رخ بکشد و هم از تشدید تنش میان ایران و اسرائیل به یک درگیری فراگیر در خاورمیانه جلوگیری نماید. عراقچی وزیر خارجه ایران نیز در مقاله هفته گذشته خود در واشنگتن‌پست نوشت که مقامات ایرانی علی‌رغم بدبین بودن به مذاکرات، «آماده تعامل جدی با هدف امضاء یک توافق هستند.»

💢 اهداف مذاکره شنبه

🔹اهداف نشست شنبه حداقلی و انعکاسی از شکاف موجود میان دو طرف است: توافق بر سر چارچوبی برای مذاکرات و جدول زمانی. به گفته دو مقام ایرانی که خواستار عدم افشاء نام خود بودند، هیئت ایرانی قصد دارد اعلام کند حاضر است درباره کاهش غنی‌سازی خود و اجازه نظارت خارجی مذاکره کند اما موضوع برچیدن برنامه هسته‌ای ایران که مورد تاکید مقامات دولت ترامپ است به هیچ وجه در دستور کار نیست.

🔹کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند یک مصافحه (مثلا دست دادن) یا یک مواجهه کوتاه دیگر، بدون اینکه مذاکره مستقیمی صورت بگیرد، راهی برای جلب رضایت دو طرف و ارسال ژست حسن نیت خواهد بود.

💢 خطر اصلی چیست؟

🔹موضوع اصلی کاهش قدرت محدودکننده برجام، با انقضای مهم‌ترین بند تنبیهی و محدودکننده آن در اکتبر ۲۰۲۵ است. ذیل برجام، طرفین توافق نمودند در ازای محدودیت‌های اعمالی بر برنامه هسته‌ای ایران، تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران لغو شود. پس از خروج ترامپ از توافق، ایران به‌صورت پیوسته غنی‌سازی اورانیوم خود را افزایش داده چنان‌که برخی کارشناسان معتقدند به‌زودی می‌تواند سلاح هسته‌ای بسازد. از سوی دیگر، اقتصاد ایران نیز تحت تحریم‌های آمریکا شرایط سختی را پشت سر می‌گذارد و ترامپ همین هفته گذشته اقدامات دیگری برای هدف قرار دادن تجارت نفت ایران در دستور کار قرار داد.

🔹تمایل قطعی ایران این است که مذاکرات را تا حد امکان طولانی کند که هم هرگونه حمله نظامی احتمالی اسرائیل را به تعویق بیاندازد و هم بتواند از ضرب‌الاجل ۱۸ اکتبر که اختیارات سازمان ملل برای اسنپ‌بک و اعمال فوری تحریم‌ها منقضی می‌شود، عبور نماید.

🔹هرچند توافق جدید می‌تواند به سرعت قابل دسترس باشد اما ایران تنها به اندکی فراتر از آن‌چه در توافق ۲۰۱۵ پذیرفته است، تن خواهد داد. چنین نتیجه‌ای باعث عصبانیت اسرائیل خواهد شد که خواستار برچیده شدن تاسیسات هسته‌ای ایران، تحت نظارت آمریکا است. همچنین این دستاورد برای ترامپ که پیش از این به‌دنبال محدود ساختن برنامه موشکی و منطقه‌ای ایران و دستیابی به توافقی بهتر از توافق‌ دموکرات‌ها بود نیز خوشایند نخواهد بود.

💢 دیپلماسی یا منازعه؟

🔹پیش‌بینی الیوت آبرامز، نماینده دوره نخست ترامپ در امور ایران این است که اسرائیل در نهایت به ایران حمله خواهد کرد. از پاییز گذشته، اسرائیل موشک‌های دوربرد بسیار دقیقی که توانمندی تخریب اهداف زیرزمینی را دارند برای حمله هوایی به ایران آماده کرده است. دولت ترامپ نیز تجهیزات نظامی فوق‌العاده‌ای از جمله دو ناو هواپیمابر، بمب‌افکن‌های رادارگریز B-2، جت‌های جنگنده و همچنین پدافند هوایی در برد مناسب را برای حمله مستقر کرده است.

🔹مشاوران ترامپ به او هشدار داده‌اند که جنگ جدید در منطقه باعث نادیده گرفتن تهدیدهای بالقوه دیگر، مانند چین خواهد شد و احتمال تبدیل او به رئیس‌جمهور صلح را از بین خواهد برد. ترامپ قصد دارد ماه آینده به قطر، عربستان سعودی و امارات سفر کند و آن‌چه از تمام رهبران عرب منطقه خواهد شنید مخالفت با جنگ است.

با این وجود، ترامپ گفته برای بدترین شرایط آماده است. «اگر نیاز به اقدام نظامی باشد، ما ارتش را داریم و بدیهی است که اسرائیل رهبری حمله را بر عهده خواهد داشت.» ایران هم آمادگی پولادین خود را به نمایش گذاشته است. وزیر امور خارجه ایران نوشته است «به حرف‌های من دقت کنید: ایران دیپلماسی را ترجیح می‌دهد اما می‌داند چگونه از خود دفاع کند. ما به‌دنبال صلح هستیم اما هرگز تسلیم را نخواهیم پذیرفت.»

اندیشکده تهران

🌐 https://institutetehran.com/art/350
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👏21👌1
🌐ایران با چه اهدافی وارد مذاکره با آمریکا شده است؟

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌ای

🔹در حالی که مذاکرات در مسقط آغاز شد و پیش‌تر رهبر انقلاب اسلامی ایران مذاکره با آمریکا را فاقد تاثیر ‏در رفع مشکلات کشور دانسته بود این سوال مطرح است که ایران در مذاکرات به دنبال چیست؟

💢نقد کردن تنها مزیت باقی مانده برجام

🔸مهم‌ترین هدف ایران از مذاکرات را باید نقد کردن تنها مزیت باقی‌مانده از برجام برای ‏ایران یعنی لغو تحریم‌های سازمان ملل دانست. قرار ‏داشتن در سال آخر امکان استفاده از مکانیسم ماشه راهی جز مذاکره برای ایران باقی نگذاشته است. ‏گرچه آمریکا نمی‌تواند این مکانیسم را فعال کند کشورهای اروپایی هشدار داده‌اند ‏اگر تا تیرماه توافق هسته‌ای جدیدی حاصل نشود آن را فعال می‌کنند. در این صورت قطعنامه‌های شورای امنیت علیه احیا خواهد شد که شامل ممنوعیت غالب فعالیت‌های هسته‌ای مانند ‏غنی‌سازی، غیرقانونی اعلام کردن برنامه موشکی، امکان بازرسی کشتی‌های ایران در آب‌های بین‌المللی و ... است.‏

💢تغییرات بین‌المللی و شانس رهایی از تحریم‌های آمریکا

🔸گرچه تصمیم‌گیران ایران براساس تضادهای ماهوی بین اهداف دو کشور به این نکته واقف‌اند که ‏سیاست آمریکا در قبال ایران به راحتی تغییر نمی‌کند اما وضعیت اقتصادی و آسیب‌های بلندمدت تحریم‌ها باعث ‏می‌شود آنها هر شانسی برای رفع تحریم را بیازمایند. چه این که از نظر طیفی از تصمیم‌گیران این بار رقابت‌های ‏سیستمی در نظم بین‌الملل به ویژه جنگ تجاری آمریکا و چین این شانس را افزایش داده است.‏

🔸شایان ذکر است یکی از دلایلی که برای شکست برجام بیان می‌شد این بود که پس از توافق، رقبای اقتصادی ‏آمریکا بازار ایران را تصاحب کردند و آمریکا انتفاع اقتصادی از آن نداشت. به نظر می‌رسد طرح مباحثی مانند ‏پیشنهاد ورود آمریکا به بازار ایران برای جبران این نقیصه ‏ادراک‌شده مطرح می‌شود. علی‌رغم چنین هدف بلندپروازنه‌ای از آنجا که به نظر نمی‌رسد کشورهای اروپایی ‏بدون رضایت و هماهنگی با آمریکا از قید فعال‌سازی مکانسیم ماشه بگذرند پایان اسنپ‌بک و نه تحریم‌های ‏آمریکا هدف محدودتری است که با توجه به کارت‌های ایران ممکن است در مذاکرات قابل حصول به نظر ‏برسد.‏

💢آمادگی برای شرایط مرگ برجام

🔸هدف مذاکرات صرفاً آزمودن یک شانس نیست و دلایل متعدد دیگر نیز وجود دارد. جوهر همه ‏دلایل دیگر را نیز باید آمادگی برای شرایط مرگ برجام دانست. در این رابطه پرهیز از جنگ مستقیم و جلوگیری ‏از مشروعیت یافتن اتخاذ چنین گزینه‌ای از سوی آمریکا مهم‌ترین دلیل محسوب می‌شود.‏

💢مدیریت افکار عمومی داخلی و خارجی

🔸این احتمال را نباید نادیده گرفت که ممکن است تصمیم پیشینی آمریکا به جنگ امکان هرگونه توافقی را سلب ‌‏‌کند. ممکن است طرح مذاکره از سوی آمریکا صرفاً با هدف ایجاد بهانه کافی برای ‏مبادرت به حمله پس از شکست مذاکرات صورت گرفته باشد. در چنین سناریویی ایالات متحده دو هدف ‏می‌تواند دنبال کند. نخست تحمیل یک توافق به ایران پس از حمله به مراکز هسته‌ای و تضعیف کارت‌های بازی ‏ایران. دوم تعقیب هدف تغییر رژیم با یک عملیات ترکیبی. براین اساس ایران ‏به دنبال این است که در سطح جهانی و داخل، مسئول تشدید تنش شناخته نشود.‏

💢اختلاف در جبهه مقابل

🔸اگرچه مدت زمان اندک باقی مانده تا پایان مکانیسم ماشه و امکان فعال‌سازی آن از دلایل مهم نیاز فوری ‏به مذاکره بوده است نکته دیگر این است که گذشت زمان منجر به تثبیت دولت ترامپ در داخل ‏آمریکا و روابط آن با دولت‌های خارجی می‌شود. یکی از اهداف ایران می‌تواند ایجاد شکاف میان تیم ‏تاجرمسلک ترامپ و تندروهای ساختار حاکمیتی آمریکا، شکاف میان آمریکا و رژیم صهیونیستی و همچنین ‏جلوگیری از اتحاد و وحدت رویه اروپا و آمریکا علیه ایران باشد.‏

💢امحای روایت تضعیف ایران

🔸یکی از اهداف ایران استفاده از این فضا برای از بین بردن روایت تضعیف ایران است و تاکنون با ‏اقداماتی مانند انتخاب عمان به جای امارات به عنوان میانجی در این راستا گام برداشته است. عدم ‏واگذاری امتیاز قابل‌توجه در یک توافق احتمالی و طرح مطالباتی مانند خاورمیانه عاری از سلاح هسته‌ای ‏می‌تواند روایت برساخته «ایران تضعیف شده» که دارای پیامدهای سیاسی و امنیتی منفی است را به ‏حاشیه ببرد.‏

💢نتیجه


هرچند جمهوری اسلامی ایران چشم‌انداز روشنی از حل مسائل پیچیده تحریمی با دولت ترامپ ندارد اما پنجره باز شده برای دیپلماسی را فرصتی می‌داند که با تفکیک میان پرونده‌های چندجانبه امنیتی خود و فاصله‌گذاری مجدد میان برنامه هسته‌ای، منطقه‌ای و موشکی، با یک رویکرد حداقلی و تضمین عدم ساخت بمب به طرف آمریکایی، از انباشت فشار امنیتی روی خود بکاهد.

🔄مطالب مرتبط
▫️
آمریکا در مذاکرات امروز مسقط به دنبال چیست؟

اندیشکده تهران

🌐 https://institutetehran.com/art/351
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👎21👌1
🌐بازگشت به بگرام: آیا رویای ترامپ در آستانه تحقق است؟

#تحلیل_کوتاه
📝امیرمحسن شاه‌شرقی

🔹در هفته‌ای که گذشت گزارش‌هایی غیررسمی از فرود چندین فروند هواپیمای باری C17 ایالات متحده در پایگاه هوایی بگرام در افغانستان مخابره شد. پلتفرم‌های ردیابی پرواز نیز تردد این هواپیماها را تایید می‌کنند. براساس گزارش‌های منتشر شده علاوه بر انتقال تجهیزات و تسلیحات، چندین مقام امنیتی آمریکایی همچون معاون سازمان سیا نیز در جریان این تحول مهم به بگرام سفر کرده اند. با این حال، ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان، ادعاها درباره حضور نیروهای ایالات متحده در پایگاه بگرام را شایعه خوانده و تاکید کرده است که افغانستان اجازه چنین اقدامی را به هیچ کشوری نخواهد داد.

💢مختصات پایگاه هوایی بگرام

🔸پایگاه هوایی بگرام در نزدیکی چاریکار، مرکز ولایت پروان، واقع شده است و کمتر از دو ساعت با کابل فاصله دارد. این پایگاه در دهه ۵۰ میلادی توسط شوروی ساخته شد و پس از اشغال افغانستان توسط شوروی در سال ۱۹۷۹ نقش عملیاتی برجسته‌تری یافت. ایالات متحده در جریان حمله به افغانستان در سال ۲۰۰۱ کنترل این پایگاه را به دست گرفت و به بازسازی و گسترش آن مبادرت نمود.

🔸این پایگاه دو باند فرود با قابلیت پذیرش کلیه هواپیماهای نظامی و بمب‌افکن‌های راهبردی برخوردار است و در مقطعی از جنگ افغانستان، این پایگاه پذیرای ده‌ها هزار نیروی ائتلاف به رهبری آمریکا بود. علاوه بر این، بازداشتگاه مخوفی نیز در این پایگاه وجود دارد که از آن با عنوان گوانتاناموی افغانستان یاد می‌شود.

💢تقویت دسترسی عملیاتی آمریکا

🔸خروج از افغانستان علیرغم کاهش هزینه‌های سرسام‌آور جنگ، دسترسی نظامی-امنیتی ایالات متحده را نیز در منطقه کاهش داده است. با ترک بگرام، عملیات‌های هوایی ایالات متحده در منطقه اکنون بر پایگاه‌های هوایی خلیج فارس همچون العدید اتکا دارد و از این حیث، اشراف عملیاتی این کشور در آسیای مرکزی اُفت قابل‌توجهی داشته است.

🔸در مسیر جبران این عدم دسترسی، جمهوری‌های پنج‌گانه آسیای مرکزی با توجه به متغیر چین، روسیه و ایران در معادلات منطقه‌ای بعید است با واگذاری پایگاه به آمریکا موافقت کنند. در مقابل، موقعیت شکننده و توانایی محدود عملیاتی طالبان بستری مناسب برای تقویت ردپای آمریکا در آسیای میانه فراهم می‌کند. احتمال شناسایی رسمی، تداوم کمک‌های اقتصادی و تعهدات پنهان امنیتی مبتنی بر توافق دوحه مولفه‌های قدرتمندی است که ممکن است طالبان را به سوی اعطای چنین امتیازی سوق دهد.

💢رقابت ژئوپلیتیک آمریکا با چین

🔸دونالد ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی خود بر این نکته تاکید داشت که بازگشت به بگرام در راستای مهار چین به عنوان مهم‌ترین هدف راهبردی آمریکا ضرورت دارد. وی در موقعیت‌های مختلف با اشاره به وسعت و امکانات این پایگاه، از فاصله یک ساعته این پایگاه با تاسیسات نظامی چین در سین کیانگ به عنوان مزیتی مهم صحبت نموده و مدعی حضور نیروهای نظامی چین در این پایگاه پس از خروج آمریکا شده است.

🔸پس از خروج آمریکا، روابط گسترده‌ای میان چین و طالبان برقرار شده است. چین نسبت به ادغام افغانستان در طرح کمربند-جاده اشتیاق فراوانی نشان داده است و همزمان، تسلط بر منابع نفتی و معدنی افغانستان را دنبال می‌کند. براساس برآوردها، افغانستان بیش از هزار میلیارد دلار ذخایر معدنی مختلف در اختیار دارد که در میان آنها می‌توان به وجود یکی از بزرگترین ذخایر لیتیوم جهان نیز اشاره نمود. عنصر کمیاب لیتیوم، با توجه به جایگاه برجسته در صنایع «های تک» یکی از حوزه‌های محوری در رقابت ژئوپلیتیک چین و آمریکا به شمار می‌رود.

🔸در واقع، علیرغم تجربه برخی تهدیدات امنیتی، چین بیش از هر بازیگر دیگری از غیاب آمریکا در افغانستان منتفع شده است. تحلیلگران معتقدند که فارغ از حضور یا عدم حضور نظامی در حال حاضر، چین مایل به تثبیت نفوذ امنیتی خود در افغانستان است و به ظرفیت‌های پایگاه بگرام به عنوان یک سنگر راهبردی در آسیای مرکزی توجه دارد. از این منظر، برای ایالات متحده بازگشت به این پایگاه پیروزی مهمی در رقابت با چین به شمار می‌رود.

💢جمع‌بندی

در صورت تایید گزارش‌های منتشره، باید مدعی شد که مهم‌ترین رویای ترامپ در خصوص افغانستان محقق شده است. ایالات متحده از حضور بیست ساله در افغانستان با هزینه دو هزار میلیارد دلاری و تلفات حداقل ۲۴۰۰ نفری سرخورده است و در صورت بازگشت به این پایگاه، به دنبال پیاده‌سازی یک الگوی جدید از مداخله راهبردی با هدف مهار رقبای منطقه‌ای و در راس آن، مهار نفوذ رو به رشد چین خواهد بود.

🔄مطالب مرتبط
▫️سفر خلیلزاد به کابل؛ آیا آمریکا به صحنه سیاست افغانستان بازخواهد گشت؟
▫️چین در حال گسترش نفوذ خود در منابع معدنی است
اندیشکده تهران

🌐 https://institutetehran.com/art/352
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍81👏1
🔵عواقب جنگ تعرفه‌ای برای اقتصاد چین

#اکوتهران
#جنگ‌_تعرفه‌ای
#شرق_آسیا

🔸توقف ۹۰ روزه تعرفه‌های متقابل در مورد اکثر کشورها نشان می‌دهد که واکنش شدید بازارهای جهانی از جمله بازار آمریکا به تعرفه‌های گسترده وضع شده، به تجدیدنظر در شدت و الگوی جنگ تعرفه‌ای انجامیده است. با این وجود، جنگ تعرفه‌ای میان چین و آمریکا تداوم دارد و نرخ تعرفه متقابل در رفت و برگشت‌های متعدد در طرف آمریکا به ۱۴۵ درصد و در طرف چین به ۱۲۵ درصد رسیده است.

🔹علیرغم وجود تنش‌های تجاری و ژئوپلیتیکی، چین در سال گذشته ۴۳۸.۹ میلیارد دلار کالا به ایالات متحده صادر نموده و این رقم، چیزی نزدیک به ۳ درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور است. حدود ۵۰ درصد از این صادرات را موبایل، محصولات الکترونیکی و ماشین‌آلات تشکیل می‌دهند که بخشی از آن‌ها در آخرین تحول، توسط ایالات متحده از تعرفه معاف شده اند. با این وجود، تعرفه‌های ۱۴۵ درصدی در بقیه بخش‌ها نیز عواقب متعددی برای اقتصاد چین دارد که مواردی از آن در ادامه مورد بحث قرار می‌گیرد.

💢کاهش رقابت‌پذیری و عواقب ثانویه

🔹تعرفه‌ها رقابت‌پذیری چین در بازار آمریکا را کاهش خواهند داد. چین مجبور به جبران این صادرات از دست رفته در بازارهای دیگر است. در این راستا، چین به شرکای آسیایی خود و کشورهای جنوب جهانی توجهی ویژه دارد. قدرت خرید در این بازارها متفاوت از بازار کشورهای توسعه یافته است و چین مجبور به تمرکز بر محصولات ارزان‌تر خواهد بود. قیمت کمتر، خواه در بازارهای جایگزین یا در بازارهای ایالات متحده، به معنای حاشیه سود پایین‌تر است و کاهش حاشیه سود تمایل به سرمایه‌گذاری جدید را کاهش می‌دهد. کاهش سرمایه‌گذاری بالاخص در صنایعی که پیشران آنها تحقیق و توسعه است، عواقب بسیاری دارد.

💢فشار بر یوآن

🔹فشارهای تعرفه‌ای نرخ تبدیل یوآن را تحت فشار قرار خواهند داد. از یک طرف، کاهش تجارت منجر به افت تقاضا برای یوآن در بازارها خواهد شد. از طرف دیگر، عدم اطمینان ناشی از جنگ تعرفه‌ای به خروج سرمایه و افزایش عرضه در یوآن می‌انجامد. با تشدید تنش‌ها و اعمال تعرفه‌های متقابل از دو طرف، روز سه شنبه یوآن به پایین‌ترین نرخ خود در مقابل دلار از زمان بحران مالی ۲۰۰۸ تاکنون رسید و در مقابل، دلار هنگ کنگ به بالاترین نرخ تبدیل در مقابل دلار آمریکا در چهار سال گذشته دست یافت. تحلیلگران معتقدند که این تقویت، ناشی از انتقال سرمایه از چین به بازار هنگ کنگ است. کاهش ارزش یوآن در سال ۲۰۱۵ به خروج سرمایه بیش از ۷۰۰ میلیارد دلاری ظرف یکسال انجامید.

🔹بانک مرکزی چین (PBoC) برای شش نشست متوالی اجازه داده تا نرخ مرجع و رسمی تبدیل یوآن با کاهش مواجه گردد و بسیاری معتقدند که کاهش عامدانه ارزش پول و براه انداختن جنگ ارزی، برای مقابله با عواقب جنگ تعرفه‌ای در دستور کار قرار خواهد داد. این کاهش می‌تواند بخشی از اثرات تعرفه در رقابت‌پذیری چین در بازار آمریکا را جبران کند. در همین راستا، وزیر خزانه‌داری آمریکا نسبت به کاهش عامدانه ارزش یوآن به چین هشدار داده و این اقدام را مالیات گرفتن از باقی جهان خوانده است.

🔹با این وجود، کاهش عامدانه ارزش پول ملی ممکن است ثبات مالی را با مشکل مواجه نماید. کاهش ارزش پول ملی در هزینه‌ تمام شده اعتبار و واردات مواد اولیه، بالاخص انرژی و تجهیزات پیشرفته، تاثیر منفی دارد و در نهایت، روابط چین با سایر شرکای تجاری خود را، بالاخص شرکای آسیایی، با مشکل مواجه می‌کند. از همین روست که تحلیلگران مداخله چین در نرخ ارز را در راستای مدیریت فشار دانسته و با حرکت به سمت جنگ ارزی مرتبط نمی‌دانند.

💢کاهش رشد اقتصادی

🔹نرخ رشد هدف برای دولت چین در سال جاری معادل ۵ درصد است. عوامل مورد اشاره در بالا در کنار سایر عوامل منجر به اُفت رشد قابل توجه در چین خواهند شد. پیش از اعلام معافیت‌های تحریمی درباره کامپیوتر و تلفن همراه، گلدمن ساکس در برآورد اعلامی خود به مشتریان مدعی شده بود که آخرین دور از تعرفه‌های ایالات متحده می‌تواند ۲.۴ درصد از تولید ناخالص داخلی بکاهد.

💢جمع‌بندی

معافیت‌های تازه، به طور قطع از دامنه عواقب اقتصادی تعرفه‌ها خواهند کاست. با این وجود، افت تقاضای خارجی و حرکت به سوی بازارهای با قدرت خرید کمتر، کاهش سرمایه‌گذاری و افت بودجه تحقیق و توسعه، فشار بر نرخ ارز و خروج سرمایه از جمله عواقبی است که جنگ تجاری در سال ۲۰۲۵ برای اقتصاد چین خواهد داشت.

🔄مطالب مرتبط
▫️
برنامه اقتصادی چین برای سال پیش‌رو
▫️سیاست تجاری ترامپ در قبال چین؛ گذشته، حال و آینده

اندیشکده تهران

🌐 https://institutetehran.com/art/353
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍41🔥1👏1
🌐ایران برای ایجاد توازن مذاکراتی با آمریکا چه کارت‌هایی رو کرد؟

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌ای

🔹در ابتدای روی کار آمدن دولت ترامپ به نظر می‌رسید با توجه به تصویر ایران تضعیف شده (ضربات به محور مقاومت، اقتصاد شکننده و حمله اسرائیل به سامانه‌های پدافندی ایران) جمهوری‌خواهان تندرو فشارها را بر ایران افزایش داده تا ضمن نابودی کامل برنامه‌ هسته‌ای، پرونده‌های غیرهسته‌ای را نیز مختومه کنند. حتی در نامه ترامپ به ایران نیز برخی خواسته‌های غیرهسته‌ای بیان شده بود. این سوال مطرح است که ایران از چه کارت‌هایی استفاده کرد که آمریکا خواسته‌های خود را تعدیل کرده و ترامپ ویتکاف را به عنوان عنصر میانه‌رو در تیم خود برای مذاکره درباره توافق هسته‌ای به مسقط بفرستد؟

💢عمان و مذاکرات غیرمستقیم

🔸ایران با انتخاب عمان به عنوان میانجی و اصرار بر مذاکره غیرمستقیم نشان داد که علی‌رغم تهدیدها بر آنچه می‌خواهد پافشاری خواهد کرد. ترامپ نامه خود را از طریق امارات به ایران تحویل داد؛ اما ایران جواب نامه را به واسطه عمان داد و در نهایت عمان میانجی مذاکرات شد. همچنین در روزهای منتهی به مذاکرات اظهارنظرهای متضاد از سوی مقامات دو کشور در خصوص مستقیم یا غیرمستقیم بودن مذاکرات منتشر شد. در حالی که ترامپ به طور مداوم بر مستقیم بودن مذاکرات تأکید می‌کرد، در نهایت عراقچی و ویتکاف به صورت غیر مستقیم با یکدیگر گفتگو کردند.


💢میانه‌روها و ابراز تمایل به مذاکره

🔸کارت دیگر ابراز تمایل به مذاکره بود تا جریان طرفدار دیپلماسی با ایران دست برتر را در کابینه داشته باشند. در حالی که دو جریان میانه‌رو (از جمله استیو ویتکاف) و تند‎‌رو (همچون مایک والتز، مارکو روبیو) بر سر چگونگی حل مسئله ایران اختلاف دارند، ایران در کنار تهدید، به مذاکره تمایل نشان داد تا اینگونه ترامپ از گروه نخست برای پیگیری پرونده ایران استفاده کند. از آنجا که ویژگی دیگر این گروه تأکید بیشتر آن‌ها بر مذاکره هسته‌ای (و نه معامله جامع) است، ایران به نوعی گروهی را وارد فرایند دیپلماسی کرد که می‌توانند خواسته‌های آمریکا را تعدیل کنند.

💢تهدید هسته‌ای و سیاست ابهام

ایران در روزهای گذشته نشان داد که در واکنش به اقدام نظامی علیه تأسیسات هسته‌ای پاسخ متفاوتی می‌تواند بدهد. به عنوان مثال، علی شمخانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در حساب ایکس خود عنوان کرد که در صورت حمله نظامی آمریکا، ایران مواد غنی‌شده را به مکان‌های امن و نامشخص منتقل می‌کند. علی لاریجانی، مشاور رهبری نیز در گفتگوی تلوزیونی خود آمریکا را تهدید کرد که اگر آمریکا به ایران حمله کند، ایران نیز مجبور به ساخت سلاح هسته‌ای خواهد شد.

🔸چنین تهدیدهایی بر ملاحظات حمله نظامی افزود. نمی‌توان گفت تهدیدات آمریکا توخالی و پوچ بودند؛ اما باید در نظر گرفت که اقدام نظامی علیه ایران با خطرات و ابهاماتی همراه بود که مطلوبیت آن را برای دولت ترامپ کاهش می‌داد. نابودی تأسیسات هسته‌ای ایران نیازمند شدت بالا و گستردگی زیاد است و خطر واکنش تلافی‌جویانه شدید ایران را دارد که می‌تواند جنگ را به تمام منطقه بکشاند. علاوه بر این، با اقدام نظامی ممکن است ایران به صورت پنهانی به سمت ساخت سلاح هسته‌ای حرکت کند. افزایش ریسک اقدام نظامی اجازه نداد آمریکا از خطوط قرمز ایران عبور کند تا مذاکره شکل بگیرد.

💢کارت کنترل جریان انتقال انرژی

🔸سردار تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه چندی پیش تلویحاً به احتمال بسته‌شدن تنگه هرمز در صورت هرگونه اقدام نظامی اشاره کرد. این مورد از جهت اولویت مسئله امنیت جریان انتقال انرژی برای دولت ترامپ اهمیت دارد. چت‌های افشاشده از تیم امنیت ملی ترامپ نشان داد که ونس، معاون ترامپ نگران بود درگیری با انصارالله یمن قیمت جهانی انرژی را افزایش دهد. در واقع بازیگری اخیر انصارالله، امکان بازی ایران با کارت انرژی را بیش از پیش معتبر کرده است.

💢کارت منطقه‌ای

🔸از سرگیری عملیات انصارالله علیه اسرائیل پس از عدم ورود این رژیم به مرحله دوم آتش بس‌غزه و مقاومت آن در برابر حملات پرتکرار آمریکا عاملی دیگر بوده که نشان داد کارت منطقه‌ای هنوز قابلیت بازی دارد.

به هر صورت بهبود توازن میان دو کشور به نفع ایران نشانه مثبتی است. اما نمی‌توان در مورد آینده مذاکرات مطمئن بود. عوامل متعددی وجود دارد که می‌تواند در میانه راه مذاکرات را بر هم بزنند. حضور جمهوری‌خواهان تندرو، لابی اسرائیل و تلاش‌های نتانیاهو می‌توانند به روند مذاکرات آسیب بزنند یا به نحوی بر مواضع تیم مذاکره‌کننده اثر بگذارند که مذاکرات فرو بپاشد.

🔄مطالب مرتبط:
▫️ایران با چه اهدافی وارد مذاکره با آمریکا شده است؟
▫️آمریکا در مذاکرات امروز مسقط به دنبال چیست؟

اندیشکده تهران

🌐 https://institutetehran.com/art/354
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍133👎1🙏1
♦️ایران گوشه رینگ است، نباید به توافق هسته‌ای اکتفاء کرد!
◾️
وال استریت ژورنال
📝جان کری، توماس کاپلان

#تهران_ریویو
#مذاکرات_هسته‌ای

🔹مذاکرات هسته‌ای با ایران آغاز شده است و دونالد ترامپ فرصتی استثنایی دارد تا به توافقی برسد که جهان و منطقه را امن‌تر می‌کند؛ البته اگر تهران با آن موافقت کند. ما درباره توافق هسته‌ای ایران در سال ۲۰۱۵ اختلافات عمیقی داشتیم اما امروز بر سر این نکته، نظر مشترک داریم که اکنون پنجره‌ای کوتاه برای وقوع امری بعید وجود دارد. ایران، که اغلب استاد سوءمحاسبه و رفتار نادرست ژئوپلیتیکی است، خود را در موقعیتی دشوار قرار داده و همین وضعیت، به‌طور متناقضی، احتمال آغاز ابتکار صلح را افزایش می‌دهد.

🔸ده سال پس از توافق هسته‌ای، موازنه قدرت تغییرات اساسی کرده است. ائتلافی که چالش‌ها و فرصت‌های توافق ۲۰۱۵ را ایجاد کرد دیگر وجود ندارد. اروپا با تهران در ارتباط است؛ تحریم‌های هسته‌ای چندجانبه‌ای که تهران را پای میز مذاکره آورد از میان رفته‌اند و بر نخواهند گشت و روابط تهران با مسکو و پکن به واسطه موضوع اوکراین و جنگ تجاری تغییر شکل داده است. به طور خلاصه، این تحولات دو طرف (و نه هشت طرف) را به سمت یک توافق جدید می‌کشاند.

🔸از همه مهم‌تر، با توجه به شکل‌گیری پویایی جدید منطقه‌ای در ۱۸ ماه گذشته، ایران انگیزه‌های زیادی دارد تا نگاهش به منافع خود را تغییر دهد. پروژه‌ امپراتوری ایران تکه تکه شده است. گروه‌های نیابتی اصلی ایران یعنی حماس و حزب‌الله از کار افتاده‌اند. دولت وابسته به ایران، بشار اسد در سوریه سرنگون شده و به دنبال حمله موشکی ضعیف به اسرائیل، آسمان ایران در برابر دولت یهود بی‌دفاع شده است. به عبارت دیگر، در زمانی که جمهوری اسلامی از همیشه بیشتر به بمب هسته‌ای نزدیک است، دست پایین‌تر را در مذاکرات دارد. در حالی که برخی استدلال می‌کنند که اکنون زمان تمرکز بر یک توافق هسته‌ای جدید است، ما باور داریم که امتیازات گسترده‌تر نیز قابل حصول هستند. توافق جدید می‌تواند و باید فراتر از مذاکرات قبلی برود.

🔸آقای ترامپ می‌تواند به دنبال توافقی باشد که برای همیشه از برنامه مخرب هسته‌ای ایران جلوگیری کند. اول، ایران باید از غنی‌سازی فراتر از کاربردهای غیرنظامی منع شود و مکان‌های هسته‌ای نیز نابود یا پلمپ شوند . همچنین تعیین سقف سخت‌گیرانه‌ای بر میزان مواد شکافت‌پذیر در اختیار ایران، همراه با یک رژیم بازرسی جامع برای تضمین پایبندی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. این تعهدات باید پایدار و قابل راستی‌آزمایی باشند. تهران باید محدودیت‌های سفت و سختی را بر برنامه موشک‌های بالستیک خود بپذیرد و به حمایت از گروه‌های نیابتی خاتمه دهد.

🔸اما باید مشوق‌هایی نیز وجود داشته باشد. اگر تهران ثابت کند که به مفاد این توافق جدید پایبند است، تمام تحریم‌های هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای فلج‌کننده می‌توانند رفع شوند و به رسمیت شناخته‌شدن و روابط کامل با ایالات متحده می‌تواند به این موارد افزوده شود. سنا باید این وضعیت بازبینی‌شده را از طریق یک معاهده الزام‌آور قانونی به تصویب برساند تا به این ترتیب، یکی از نگرانی‌های اصلی ایران درباره امکان لغو هرگونه توافق اجرایی توسط دولت‌های بعدی برطرف شود. به طور تاریخی، بسیاری از دموکرات‌ها از راه‌حل صلح‌آمیز برای تهدید هسته‌ای ایران حمایت کرده‌اند و آقای ترامپ نیز با توجه به روابط عمیق با سناتورهای جمهوری‌خواه می‌تواند اکثریت دوسوم لازم برای تصویب این قانون را شکل دهد.

🔸وضعیت ژئوپلیتیکی، گزینه بهتری برای ایران ندارد. رهبر عالی ایران این فرصت را دارد که پیش از مواجه نظامی با آمریکا و اسرائیل از راهبرد نیابتی خود روی گرداند. آقای خامنه‌ای چندین بار اعلام کرده است که به دلایل اخلاقی و مذهبی مخالف سلاح هسته‌ای است. اگر واقعاً قصدی برای ساخت سلاح وجود ندارد، چرا در ازای اطمینانی که همراه با یک توافق می‌آید، از جنگی با عواقب فاجعه‌بار برای منطقه جلوگیری نشود؟

تهران با یک انتخاب روبروست. تمدنی که از روزگار باستان، نقش مهمی در شکل‌دادن به بازی شطرنج داشته، اکنون در لحظه‌ای حیاتی قرار دارد. با وجود آن‌که بسیاری از مهره‌های کلیدی از صفحه خارج شده‌اند، فرصتی به ایران داده شده تا با ایالات متحده به توافقی دست یابد که می‌تواند از جنگی با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی جلوگیری کند. اگر مذاکرات کنونی پیشرفت قابل‌توجهی نداشته باشد، گزینه‌های نظامی مانند اکنون در دسترس خواهد بود. با در نظر گرفتن این مخاطرات، تمایل آقای ترامپ به پیگیری دیپلماسی اقدامی سنجیده است. برای ایران نیز استفاده از این فرصت عاقلانه خواهد بود.

🔄مطالب مرتبط:

▫️آمریکا در مذاکرات امروز مسقط به دنبال چیست؟

اندیشکده تهران

🌐 https://institutetehran.com/art/355
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎20👍82🔥2👌2🤔1
🌐چین، روسیه و اتحادیه اروپا چگونه به مذاکرات ایران-آمریکا می‌نگرند؟

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌ای
📝علی محبی

🔹اتحادیه اروپا، روسیه و چین از جمله بازیگران کلیدی در پرونده هسته‌ای ایران به شمار می‌روند که هرچند در مذاکرات فعلی میان آمریکا و ایران نقش آن‌ها کمتر به چشم می‌خورد، اما تمایل دارند که در این زمینه تأثیرگذار باشند. مذاکرات ایران و آمریکا می‌تواند تأثیرات مهمی بر معادلات جهانی بگذارد و به همین جهت شناخت منافع، خطوط قرمز و دیدگاه‌های این کشورها در مذاکرات هسته‌ای اهمیت بسیاری دارد.

💢چین

🔸 یکی از ارکان تبادلات اقتصادی چین مخصوصا در حوزه تأمین منابع انرژی منطقه غرب آسیا است. به همین جهت، حفظ صلح و ثبات در این منطقه و مخصوصا ایران برای چین از اهمیت بالایی برخوردار است. هرچند چین توافق جامع ایران با غرب را مطابق با منافع خود نمی‌داند، زیرا این امر می‌تواند به نزدیکی ایران به غرب و دوری از چین منجر شود، اما در عین حال موافق توافق‌های محدودتر است. توافق محدود حتی می‌تواند منجر به بهبود و راحتی بیشتری در تبادلات اقتصادی با ایران شود و چین برای تبادل تجاری با ایران مجبور به هزینه دادن نمی‌شود.

🔸همچنین، چین به مسئله غیرهسته‌ای ماندن ایران توجه ویژه‌ای دارد، زیرا خطر هسته‌ای شدن ایران می‌تواند به افزایش مسابقه تسلیحاتی در میان کشورهای دیگر، به‌ویژه کره جنوبی و ژاپن، منجر شود. از این رو، یکی از منافع چین در مذاکرات هسته‌ای، تضمین عدم دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای است. به‌طور کلی، چین به دنبال غیرهسته‌ای ماندن ایران، کاهش تنش‌ها برای حفظ ثبات در منطقه و افزایش تبادلات تجاری و در عین حال تلاش برای حفظ فاصله‌ای میان ایران با غرب است.

💢روسیه

🔸نگاه و منافع روسیه نیز شباهت زیادی به چین دارد. در سال‌های اخیر، حجم تبادلات تجاری-سیاسی-نظامی روسیه با ایران به طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. روسیه نیز یک توافق جامع میان ایران با غرب را تهدیدی برای روابط و منافع خود می‌داند که می‌تواند به کاهش روابط اقتصادی-سیاسی-نظامی میان دو کشور منجر شود و رقابت در عرصه فروش منابع نفت و گاز را تشدید کند. همچنین، خروج ایران از تحریم‌ها وضعیت روسیه را برای دور زدن تحریم‌ها دشوارتر می‌کند. از طرف دیگر، تشدید تنش‌ها و هسته‌ای شدن ایران نیز با منافع روسیه در تضاد است. بنابراین، شرایط مطلوب برای روسیه شامل غیرهسته‌ای ماندن ایران و کاهش تنش‌ها از طریق یک توافق محدود است که ترجیحاً بهتر است از طریق واسطه‌گری و نقش‌آفرینی خود به هدف بهبود روابط با ترامپ انجام شود.

💢اتحادیه اروپا

🔸اتحادیه اروپا یکی از بازیگران مهم در پرونده هسته‌ای ایران بوده است. اروپا امروزه با توجه به شکست‌های دیپلماتیک متعدد در اوکراین و غرب آسیا و تنش‌های فزاینده با آمریکا، در حال بازنگری نقش خود در عرصه بین‌الملل است. مسئله ایران ارتباط نزدیکی با موضوعات آمریکا و جنگ اوکراین دارد و بنابراین یکی از اولویت‌های سیاست خارجی اتحادیه اروپا محسوب می‌شود. مطلوب‌ترین وضعیت برای اروپایی‌ها حصول توافق جامعی است که نه تنها تضمین کند ایران غیرهسته‌ای باقی بماند بلکه نفوذ ایران در منطقه را محدود کرده، بازارهای ایران را به روی محصولات اروپایی باز کند و روابط با روسیه و چین را کاهش دهد.

🔸با این حال، از آنجایی که دستیابی به چنین توافقی دشوار به نظر می‌رسد و خطر تشدید تنش‌ها افزایش یافته، اروپا به دنبال استفاده از مکانیسم ماشه برای دستاوردسازی در سیاست خارجی خود از طریق حضور در مذاکرات و تضمین غیرهسته‌ای شدن ایران و کاهش تنش‌ها است. همچنین موفقیت در یک توافق اولیه با ایران را فرصتی برای ایجاد تعاملات بیشتر به هدف محدودسازی بیشتر در موضوعاتی مانند حقوق بشر می‌بیند. بنابراین، اتحادیه اروپا پرونده هسته‌ای ایران را فرصتی برای تقویت دستاوردهای دیپلماتیک خود و افزایش حضور در عرصه بین‌الملل و منطقه‌ تلقی می‌کند.

جمع‌بندی
چین، روسیه و اتحادیه اروپا به صورت مشترک به دنبال نقش‌آفرینی در مذاکرات، حفظ ثبات در منطقه و جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران هستند، زیرا این امر می‌تواند رقابت تسلیحاتی را در آسیا تشدید کند. چین و روسیه نگران نزدیکی ایران به غرب و پیامدهای آن برای روابط خود با تهران هستند، در حالی که اتحادیه اروپا به دنبال تقویت نفوذ خود و کاهش تأثیرات روسیه و چین در ایران است. در نهایت، موفقیت یا شکست مذاکرات هسته‌ای نه تنها بر امنیت منطقه تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواند معادلات قدرت جهانی را نیز دستخوش تغییر کند.


🔄مطالب مرتبط
▫️
آیا ایران و آمریکا در ماه‌های پیش رو به توافق می‌رسند؟
▫️
آمریکا در مذاکرات امروز مسقط به دنبال چیست؟

اندیشکده تهران

🌐 https://institutetehran.com/art/356
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👌2👏1💔1
♦️مروری بر سیاست‌های هفت سال گذشته چین در راه ابریشم قطبی
◾️اندیشکده رند
📝استفان پزارد – اَبی تینگستاد


#تهران_ریویو

🔹هفت سال از زمانی که چین سند سیاستی قطب شمال خود را منتشر کرد می‌گذرد که در آن، چین خود را «دولت نزدیک به قطب» توصیف کرد. در آن زمان تصور بر این بود که انتشار این سند نشانۀ آشکاری از تمایل چین است تا در منطقه‌ای که به دلیل گرمایش اقلیمی تغییرات بزرگی را طی می‌کند موقعیتی کسب کند. در این هفت سال، کارت‌های چین در قطب شمال متنوع بوده‌اند. بنابراین، سیاست‌گذاران آمریکایی باید همچنان به اقدامات و منافع چین در این منطقه اهمیت دهند و اولویت بالایی برای آن قائل باشند.

🔸اولین ابراز تمایل چین نسبت به قطب شمال به امضای معاهدۀ سوالبارد در ۱۹۲۵ باز می‌گردد. چین مدت‌ها است که به تحقیقات علمی در این منطقه علاقه‌مند بوده است. به این منظور این کشور در سال ۲۰۰۴ ایستگاه تحقیقاتی رودخانه زرد را در مجمع‌الجزایر سوالبارد (واقع در شمال نروژ) تأسیس کرد. چین به بزرگترین صادرکننده کالا به آلاسکا نیز تبدیل شده و براساس پیمان‌های پیش از ۲۰۱۸ در حوزۀ گاز طبیعی روسیه سرمایه‌گذاری کرده است. تفاوت اقدامات چین قبل و پس از ۲۰۱۸، برنامه منسجمی است که اکنون این کشور برای قراردادن قطب شمال در چارچوب ابتکار کمربند-جاده به وسیله مفهوم راه ابریشم قطبی دارد.

🔸افزون بر این موارد، چین روابط خود را با روسیه در ابعاد اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی ارتقا داده است. راه ابریشم قطبی با تأکید بر مسیر دریایی در امتداد بنادر شمالی روسیه توانسته است به صورت محدود کاربرد عملی پیدا کند. شرکت‌های چینی جزو استفاده‌کنندگان مداوم این مسیر محسوب می‌شوند که نه تنها گاز طبیعی را به بازارهای چین می‌رسانند بلکه به بسط فرصت‌های دریانوردی نیز توجه دارند. در تحولی تقریباً غیرقابل انتظار میان دو کشوری که رقیب تاریخی یکدیگر بوده‌اند، روسیه مجرایی برای تضمین حضور امنیتی و نظامی چین در این منطقه است. به عنوان مثال دو کشور در آوریل ۲۰۲۳، در مورمانسک توافق همکاری میان گاردهای ساحلی خود امضا کردند. همچنین دو کشور، گشت‌های ساحلی مشترکی را در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ نزدیک آلاسکا برگزار کردند.

🔸آمریکا نگرانی جدی نسبت به فعالیت‌های جدید چین به کمک روسیه دارد. راهبرد قطب شمال اخیر وزارت دفاع که در جولای ۲۰۲۴ منتشر شد هنگامی که محیط راهبردی ایالات متحده را مورد بحث قرار می‌داد برای اولین بار به فعالیت‌های ارتش آزادی‌بخش خلق به دنبال فعالیت‌های روسیه و همکاری این دو کشور در این منطقه اشاره کرد. به رغم پیشروی آهستۀ جاه‌طلبی‌های چین در قطب شمال، این کشور آشکارا تهدید بالقوه‌‍ای در این منطقه است.

🔸با این وجود، فعالیت‌های چین در قطب شمال حتی پس از ۲۰۱۸ به لحاظ جغرافیا، بازه و شدت محدود هستند. در حالی که شرکت‌های چینی سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی متعددی برای بهره‌برداری از منابع طبیعی قطب شمال انجام داده‌اند و در حال خرید زمین هستند، موفقیت آن‌ها محدود بوده است. همچون اکتشاف نفت در منطقه دِرِکی نزدیک ایسلند یا میدان سنگ آهن ایسوا در گرینلند، فقدان سودآوری (یا سود قابل انتظار در آینده) دلیلی برای توقف فعالیت‌های چین بوده است. در مواقع دیگر، دولت‌های مجاور قطب تلاش‌های چین برای سرمایه‌گذاری را پس زده‌اند، نظیر تعلیق پروژه ساخت کریدور قطبی برای اتصال اروپا به قطب شمال توسط نروژ، فنلاند و استونی. با این حال، فعالیت‌های چین در قطب شمال به صفر نرسیده‌ است‌.

چین، منطقه‌ قطب شمال را نه به‌عنوان یک اولویت راهبردی، بلکه به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری بلندمدت می‌بیند. هرچند بسیاری از جاه‌طلبی‌های چین در قطب شمال هنوز محقق نشده‌اند، این کشور به‌تدریج در حال تقویت ظرفیت‌های خود برای فعالیت در منطقه‌ای است که تنها معدودی از کشورها توانایی حضور در آن را دارند. چین با بهره‌گیری از تمام ابزارهای قدرت نرم -از سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی گرفته تا دیپلماسی علمی- در تلاش است خود را به‌عنوان یکی از ذی‌نفعان مشروع در قطب شمال تثبیت کند. ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری به همکاری با متحدان قطبی خود نیاز دارد تا بتواند محیط پهناور و در حال تغییر قطب شمال را به‌دقت پایش و در برابر فعالیت‌های نگران‌کننده چین ایستادگی کند. آمریکا همچنین باید نظام حکمرانی منطقه‌ای را که چین امیدوار است روزی به نفع خود تغییر دهد، حفظ نماید.

🔁مطالب مرتبط:
▫️برنامه اقتصادی چین برای سال پیش‌رو
▫️‏«جنگ‌های سه گانه» چین؛ استراتژی پیروزی بدون درگیری نظامی
▫️تلاش آمریکا برای مهار چین در آمریکای لاتین

اندیشکده تهران

🌐 https://institutetehran.com/art/357
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👏1👌1
🌐مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم؛ کدام روش مطلوب‌تر است؟

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌‌ای
📝سید محمدجواد داوودی

🔹در دیپلماسی بین‌المللی، انتخاب بین مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم صرفاً یک مسئله‌ فنی نیست؛ بلکه اغلب بازتابی از سطح اعتماد، ماهیت مناقشه و محدودیت‌های طرفین است. تصمیم ایران و ایالات متحده برای از سرگیری مذاکره به صورت غیرمستقیم بهانه‌ای شد تا به بررسی مزایا و معایب روش‌های مستقیم و غیرمستقیم مذاکره بپردازیم. مذاکرات مستقیم معمولاً راه‌حلی سریع‌تر است که ابهام کمتری دارد، اما پیچیدگی‌های روابط ایران و آمریکا در حال حاضر باعث شده که مذاکره‌ی غیرمستقیم گزینه‌ واقع‌گرایانه‌تری باشد.

🔸مذاکرات مستقیم به معنای گفتگوی رو در رو میان نمایندگان دو طرف است. در این روش سرعت تبادل نظرات بالاتر است. از آنجا که در این نوع مذاکره پیام‌ها بی‌واسطه منتقل می‌شوند، احتمال سوء برداشت کمتر است و بین مذاکره‌کنندگان اعتماد شکل می‌گیرد. با این حال چنین مذاکراتی به حداقلی از اعتماد و احترام نیاز دارد. مثال اوکراین تمایلی به مذاکره‌ مستقیم با روسیه ندارد؛ زیرا معتقد است مذاکره‌ مستقیم به اشغالگری روسیه مشروعیت می‌بخشد. همچنین هنگامی که تنش بالا باشد، مذاکره مستقیم نتیجه‌ معکوس می‌دهد و به برخوردهای هیجانی منتهی می‌شود. در اواخر مذاکرات کمپ دیوید بین اسرائیل و مصر، چیزی نمانده بود که دیدار پرتنش بین سادات و موشه دایان به مذاکرات پایان دهد.

🔸در مقابل، مذاکرات غیرمستقیم با کمک میانجی صورت می‌گیرد. این روش زمانی انتخاب می‌شود که اعتماد بین طرفین پایین است یا اینکه مذاکره‌کنندگان حاضر نیستند هزینه‌ی سیاسی دیدار مستقیم را بپذیرند. این نوع مذاکره کندتر و مبهم‌تر است؛ اما در کنار هزینه‌ی سیاسی کمتر، برای سنجش طرف مقابل، کاهش تنش‌ها و رسیدن به سازش فرصت دیپلماتیک ارزشمندی ایجاد می‌کند. توافق مبادله‌ اسرا و توافق غلات بین روسیه و اوکراین و توافق آتش‌بس بین اسرائیل و حماس از جمله توافق‌هایی هستند که با کمک میانجی‌ها شکل گرفته‌اند.

🔸در مذاکرات غیرمستقیم نقش میانجی بسیار حائز اهمیت است. یک میانجی مورد اعتماد و ماهر می‌تواند با ابتکارات خود بسیاری ازموانع را از سر راه بردارد؛ به عنوان مثال در مذاکره میان طرف‌های متخاصم، احتمال زیادی وجود دارد که گفتگوها به لفاظی و شعار بیانجامد یا طرفین با گرفتارشدن در «معمای زندانی» از نشان‌دادن انعطاف خودداری کنند. در این شرایط دو طرف در دیدار با میانجی معتمد خواسته‌های اصلی خود را به دور از تهدیدها و شعارها مطرح می‌کنند.

🔸تجربیات گذشته و تنش کنونی بین ایران و آمریکا باعث شد تا ایران در برابر اصرار ترامپ پس از بازگشت به قدرت از مذاکره‌ مستقیم امتناع کرده و بر روش غیرمستقیم تأکید کند. لفاظی‌های مکرر و ضد و نقیض ترامپ از یکسو و درگیری‌های منطقه‌ای اخیر از سوی دیگر باعث شد تا سطح اعتماد و احترام بین طرفین به پایین‌ترین سطح نزول کند. هزینه‌ سیاسی بالای مذاکره‌ مستقیم عامل دیگری برای تهران بوده است. نشستن بر سر میز با نماینده‌ی ترامپ، درحالی که دولت او کارزار فشار حداکثری علیه ایران به راه انداخته است، در خارج نشانه‌ ضعف و در داخل پشت کردن به آرمان‌ها تلقی خواهد شد. از سوی دیگر، رد کامل مذاکره همزمان با اصرار ترامپ بر گفتگو ایران را به عنوان کشوری جنگ‌طلب نشان می‌دهد. در این شرایط به نظر می‌رسد مذاکره‌ی غیرمستقیم راه‌حل میانه و گزینه‌ی معقولی باشد.

🔸انتخاب عمان به عنوان میانجی نیز اهمیت دارد. سابقه‌ موفق عمان باعث افزایش اعتماد طرفین به میانجی و افزایش احتمال موفقیت مذاکرات می‌شود. همچنین میانجیگری عمان به اشکال مختلف باعث کاهش هزینه‌ی سیاسی مذاکره برای ایران می‌شود. در حالی که امارات پیام ترامپ را به ایران منتقل کرد، ایران پاسخ خود را به طرف عمانی داد؛ بنابراین برگزاری مذاکرات غیرمستقیم در عمان نشان‌دهنده‌ موفقیت ایران در پافشاری بر خواسته‌های خود است. علاوه بر این، عمان این امکان را فراهم می‌کند که تا جای ممکن مذاکرات از جار و جنجال رسانه‌ای که باعث افزایش هزینه‌ی سیاسی و فشار بر مذاکره‌کنندگان برای دستیابی به نتایج می‌شود دور بماند.

در مجموع علی‌رغم مزایای خاص مذاکرات مستقیم، شرایط کنونی باعث شده که مذاکره‌ غیرمستقیم هم از بعد سیاسی و هم بعد فنی و نتیجه‌بخشی، معقول‌ترین گزینه شود. تنش‌های منطقه‌ای، سطح پایین اعتماد و حساسیت‌های سیاسی فضای مناسبی را برای مذاکرات مستقیم در این مرحله ایجاد نمی‌کند. در چنین شرایطی مذاکره‌ غیرمستقیم با میانجی‌گری کشوری قابل اعتماد مانند عمان واقع‌گرایانه‌ترین مسیر برای پیشبرد دیپلماسی بوده است.

🔄مطالب مرتبط:
▫️آیا ایران و آمریکا در ماه‌های پیش رو به توافق می‌رسند؟

اندیشکده تهران

🌐 https://institutetehran.com/art/358
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13👏2👌21
🌐 اکوادور در مسیر السالوادور؛ پیروزی نوبوآ و آینده معضل تبهکاری و ناامنی

#تحلیل_کوتاه
#آمریکای_لاتین
#انتخابات_اکوادور

📝عرفان علمشاهی

🔹نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳ آوریل اکوادور، نشان داد ممکن است این کشور مسیر السالوادور را طی کند. دنیل نوبوآ نامزدی جوان و میانه‌رو و مایل به محافظه‌کاری در حالی به قدرت رسید که کشور در حال غرق‌شدن در هرج‌ومرج و خشونت است و مردم امید دارند دولت جدید بتواند نظم را برقرار سازد. با شمارش حدوداً ۹۸٪ آرا، نوبوآ با ۵۶٪ توانست لوئیسیا گونزالس (با ۴۴٪) را در دور دوم انتخابات شکست دهد. پیروزی او با حمایت ائتلاف اقدام دموکراتیک ملی (متشکل از دو حزب چپ PID و راست MOVER) محقق شد. مسئله گسترش خشونت و ناامنی عامل بسیار مهمی در ائتلاف این دو حزب بوده است که مهم‌ترین دستور کار نوبوآ نیز خواهد بود.

💢نوبوآ و باندهای مواد مخدر

🔸جغرافیای سیاسی عامل اصلی در وضعیت کنونی اکوادور بوده است. این کشور از شرق و غرب در همسایگی کلمبیا و پرو است که تولیدکنندگان کوکائین‌ در آن‌ها سواحل اکوادور را بهترین مسیر برای قاچاق مواد مخدر به آمریکای شمالی و اروپا می‌بینند. این مسیر در سال‌های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در سال ۲۰۱۹ سهم مسیر اکوادور در قاچاق کوکائین به اروپا تنها ۹٪ بود. در سال ۲۰۲۱ این نرخ به ۳۳٪ رسید. اکنون به گفته نوبوآ در ۲۰۲۳، این نرخ به ۷۰٪ رسیده است. تبدیل‌شدن اکوادور به محور انتقال مواد مخدر، باب ورود باندهای تبهکاری و کارتل‌ها و در نتیجه گسترش خشونت در کشوری شد که زمانی جزو امن‌ترین کشورهای آمریکای لاتین به حساب می‌آمد.

🔸به دنبال پیروزی نوبوآ در انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری ۲۰۲۳، او علیه کارتل‌ها اعلان جنگ کرد. اقدامات او تا حدی نتیجه‌بخش بود که در پیروزی ۲۰۲۵ او نقش داشت. او نرخ قتل در این کشور را از ۴۸ (۲۰۲۳) به ۳۸ (۲۰۲۴) به ازای هر صدهزار نفر رساند؛ هرچند هنوز هم رقم بسیار بالایی است. حال او باید پیش از آنکه اوضاع بیش از حد از کنترل خارج شود به مبارزه خود با کارتل‌ها ادامه دهد.

💢راهبرد نزدیکی به ترامپ

🔸مسئله کارتل‌ها و امنیت، روابط با ایالات متحده را برای اکوادور حائز اهمیت می‌کند. نوبوآ در دو سال گذشته تلاش کرده بود روابط شخصی خود را با دونالد ترامپ تقویت کند. پس از آنکه ترامپ چندین کارتل را در آمریکای لاتین، تروریستی اعلام کرد، نوبوآ از او خواست کارتل‌های اکوادوری (لوس لوبوس، لوس تیگِرونس و ...) را نیز به لیست اضافه کند. نوبوآ می‌داند کشورش به تنهایی نمی‌تواند این گروه‌ها را مهار کند، بنابراین نیازمند کمک و نزدیکی به ایالات متحده است. البته او از نیروی نظامی کشورهای اروپایی و برزیل نیز درخواست کمک کرده بود.

🔸برای نزدیکی بیشتر روابط اکوادور و آمریکا، نوبوآ می‌تواند دست بر روی یکی از دغدغه‌های اصلی ترامپ بگذارد: مهاجرین غیرقانونی. افزایش هرج‌و‌مرج و خشونت در اکوادور قطعاً مهاجرت از این کشور را به سمت همسایگان، مخصوصاٌ آمریکا افزایش خواهد داد. نوبوآ می‎تواند با استفاده از این مسئله نیز توجه ترامپ را جلب کند. راست گرایان در آرژانتین و السالوادور هر کدام به نحوی توانستند خود را به ترامپ نزدیک کنند؛ نوبوآ نیز می‌تواند در این مسیر قدم بگذارد. البته کمک‌ها صرفاً به ابعاد امنیتی و سیاسی محدود نمی‌شوند و او می‌تواند از ایالات متحده برای بهبود وضعیت اقتصادی اکوادور کمک بگیرد یا خود را از جنگ تعرفه‌ای با آمریکا خارج کند.

💢رهایی از بحران‌های اقتصادی

🔸برای حل معضل امنیت، نوبوآ نمی‌تواند به وضعیت کنونی اقتصاد کشور بی‌توجه باشد. طبق آمار سال ۲۰۲۲، نرخ مشارکت اقتصادی در کل کشور ۶۶٪ است که نشان می‌دهد ۳۴٪ از نیروی کار کشور حتی به دنبال یافتن شغل نیز نیستند (یا مشغول فعالیت‌های پنهان و غیرقانونی مثل کار در کارتل‌ها هستند.) با وجود اینکه نرخ بیکاری در این کشور پایین (۴٪) است؛ اما تنها ۳۴٪ شاغلین از درآمد کافی برخوردار هستند. تداوم چنین وضعیت اقتصادی می‌تواند مردم را بیش‌ از پیش به سمت فعالیت‌های غیرقانونی سوق دهد.

علی‌رغم اینکه ناامنی و خشونت در اکوادور در سال گذشته بسیار تشدید شده است، اما این کشور به نسبت آنچه که السالوادور پیش از بوکله تجربه کرد یا وضعیت کنونی کشوری همچون هائیتی هنوز وارد مرحله وخامت نشده است. در صورتی که نوبوآ نتواند امنیت را به اکوادور باز گرداند، شاید بدترین سناریو، نظیر همسایه‌اش کلمبیا رخ دهد که برای دو دهه درگیر مبارزه با گروه‌های شبه‌نظامی بود. گسترش فعالیت‌ باندها در آمریکای لاتین مسیری برای ورود گروه‌های شبه‌نظامی (مارکسیست) است؛ مخصوصاً که گرایش چپ در اکوادور همچنان قدرتمند است.

🔁مطالب مرتبط:
▫️چالش‌های رئیس‌جمهور آینده اکوادور: بدهی، خشکسالی و تبهکاری

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/359
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏2👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥آمریکا بالاخره چه می‌خواهد؟ برچیده شدن صنعت هسته‌ای یا عدم دستیابی به بمب؟!

#تهران_مدیا
#مذاکرات_هسته‌ای

🔸در حالی که به نظر می‌رسید پس از دور اول مذاکرات مسقط، آمریکا به محدودیت برنامه هسته‌ای ایران بسنده کند، ویتکاف در مصاحبه‌ دو روز پیش خود با فاکس نیوز اعلام کرد که تنها خواسته‌های آمریکا، بازگشت ایران به غنی‌سازی 3.6 درصدی و راستی‌آزمایی برنامه موشکی ایران است. اما تغییر مواضع او ادامه یافت و روز گذشته در حساب ایکس خود گفت "هرگونه توافق نهایی باید چارچوبی برای صلح، ثبات و رفاه خاورمیانه باشد که به معنی این است که ایران باید برنامه غنی‌سازی و تسلیحاتی هسته‌ای خود را متوقف و نابود کند." جالب توجه این‌که تمی بروس، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز در کنفرانس خبری روز سه‌شنبه، موضع اخیر ویتکاف را عینا تکرار نمود.

🔸با وجود اینکه ایران پیش از آغاز مذاکرات خط قرمزهای خود (حفظ برنامه هسته‌ای و عدم مذاکره در خصوص مسائل غیرهسته‌ای) را مشخص کرده بود؛ چنین مواضعی می‌تواند مذاکرات را به شکست برساند. این تغییر مواضع نشان‌دهنده فشار لابی اسرائیل، نئوکان‌ها و تندروهای داخل کابینه برای سخت‌کردن شرایط برای ایران است. اخیراً نیز اکسیوس به اختلاف‌نظر داخل کابینه بر سر چگونگی مواجه با مذاکرات هسته‌ای اشاره کرده است. مطابق این گزارش، استیو ویتکاف و جی.دی.ونس، ریسک اقدام نظامی علیه ایران را بالا می‌دانند و به نظرشان یک توافق در دسترس با ایران مطلوب‌تر است. اما گروه دیگر شامل مایک والتز و مارکو روبیو خواهان نابودی برنامه هسته‌ای ایران هستند و از اقدام نظامی حمایت جدی می‌کنند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🤔32💯1
🌐چرا عمان به عنوان میانجی انتخاب شد؟

#مذاکرات‌_هسته‌ای
#غرب_آسیا
#مقاله_تحلیلی

📝جواد میرگلوی‌بیات


🔹در حالی که آمریکا تلاش داشت مذاکرات با ایران را از مسیر امارات دنبال کند ایران عمان را به عنوان میانجی انتخاب کرد. در این رابطه برخی نکات حايز اهمیت است:

💢امارات به مثابه جعبه پاندورای اسراییل و غرب!‏

🔸امارات را باید یکی از برندگان بهار عربی دانست. امارات توانست در این مدت نفوذ و ‏بازیگری خود را از لیبی تا یمن، از سوریه تا مصر، از کردستان عراق تا شرق افریقا و... گسترش ‏دهد. این کشور توانست رفته رفته خود را از زیر چتر عربستان خارج کند و تبدیل به یکی از بازیگران مهم ‏جهان عرب شود، اما این جایگاه امارات بدون کمک غرب ممکن نبود و نمی‌توان برای امارات سیاست ‏ورزی مستقل قائل بود.

🔸در این مدت ارتباط ابوظبی با تل‌آویو روزبه‌روز بهبود یافت. امروز در منطقه پرونده‌ای نیست که اسرائیل در آنجا کنش‌گری داشته باشد و امارات نقشی برای ‏خود قائل نباشد به نوعی که امارات را می‌توان جعبه پاندورای اسرائیل دانست. رابطه امارات با ترامپ نیز رابطه محکمی است. لذا ترامپ سعی کرد که به جای ‏عمان که مایل نبود پیام‌های تهدید واشنگتن را به تهران برساند، و با توجه به این که عمان ‏در طوفان‌الاقصی مواضع تقریبا نزدیک به محور مقاومت اتخاذ کرده بود، امارات را به جای نقش ‏سنتی عمان انتخاب کند، مساله‌ای که مورد پذیرش اسرائیل و لابی آن در آمریکا نیز قرار می‌گرفت.‏

💢چرا عمان؟

🔸یوسف بن علوی وزیر خارجه سابق عمان، در خاطرات خود می‌گوید که عمان هیچ وقت ‏حامل پیام تهدید آمریکا به ایران نبوده است، و از ماجرای تماس کلینتون با سلطان قابوس ‏صحبت می‌کند که سلطان قابوس به کلینتون می‌گوید اگر نامه حاوی ‏تهدید است این کشور مایل به انتقال آن به تهران نیست، مساله‌ای که در ‏مصاحبه‌ای توسط خاتمی، رئیس‌جمهور وقت ایران تایید شد.

🔸به احتمال زیاد سلطنت عمان یکی از گزینه‌های واشنگتن برای ارسال نامه به تهران بوده است، ولی ‏چون مقامات عمان حدس می‌زدند که این نامه حاوی تهدید و یک بازی امنیتی است و نتایج مثبتی ‏نخواهد داشت از حمل آن به تهران سر باز زدند. از سوی دیگر در سوابق میانجی‌گری عمان بین ‏ایران و آمریکا، برای آنها مهم بوده که نتایج به نفع صلح و ثبات منطقه و مورد رضایت ایران قرار ‏بگیرد. آنها زمانی که احساس کنند طرف غربی صادق نیست بلافاصله کنار می‌کشند ‏و اعتبار خود را در تهران خراب نمی‌کنند، مساله‌ای که برای مثال قطر در ماجرای پول‌های مسدود ‏شده در کره جنوبی نتوانست آن را به اتمام برساند.‏

💢سازوکار میانجی‌گری عمان!‏

🔸دکترین میانجی‌گری یکی از اصول سیاست خارجی عمان است. برای تحقق این دکترین، سلطنت عمان باید در بسیاری از مسائل منطقه ‏که به طور مستقیم ربطی به منافع آن ندارد بیطرف باقی بماند و خود را درگیر چالش‌های بی‌شمار ‏منطقه نکند. این امر مستلزم این است که آنها به دنبال نفوذ در کشورهای دیگر نروند، رسانه‌های ‏خود را مانند رسانه‌های قطر، عربستان، امارات و حتی کویت تقویت نکنند و از حاشیه رسانه‌ای ‏فاصله بگیرند. آن‌ها مسقط را به محیطی امن تبدیل کرده‌اند، چراکه امنیت و فراغ خاطر همه بازیگران برای آن‌ها مهم است. این نکات باعث شد ایران به جای امارات، ‏سلطنت عمان را به عنوان واسطه انتخاب کند.

🔸عمان در چندین دوره مذاکرات مهم میان ایران و غرب و با کشورهای منطقه نشان داد ‏که ‏دیپلماسی سری از اصول اصلی دکترین میانجی‌گری آنهاست. خاطرات سیاست‌مداران ‏ایرانی و غربی و عربی نشان می‌دهد که عمان تا چه حدی اجازه درز اخبار مذاکرات پشت پرده و ‏شنود آن را نمی‌داده است. در این دور از مذاکرات نیز شاهد این بودیم که تا زمانی که ترامپ آن را ‏علنی اعلام نکرد، هیچ کسی از مذاکرات شنبه گذاشته خبر نداشت. همچنین اثبات شد که مسقط چگونه می‌تواند محیط امن و پاکیزه برای دو طرف ‏فراهم آورد.

💢دلالت‌ها و چشم‌انداز

🔸انتخاب عمان یک ابتکار عمل از جانب ایران بود که شروط خود را علنی به افکار ‏عمومی و همچنین فضای نخبگانی سیاست‌مداران کشورهای مختلف برساند. ایران با این کار نشان ‏داد که فضای تهدید به هیچ وجه نباید حاکم بر مذاکرات باشد؛ عمان محل گفتگوهای سازنده است. انتخاب عمان تاکید بر این نکته نیز بود که مساله منطقه‌ای به هیچ وجه نباید مورد مذاکره قرار ‏بگیرد، چرا که اساسا انصارالله در خود مسقط فعال است.

علاوه بر این عمان برای اقناع آمریکا از ظرفیت دیپلماتیک خود نیز استفاده و سعی می‌کند که دو ‏طرف را به هم نزدیک کند، مساله‌ای که شاید در ابوظبی اتفاق نمی‌افتاد و ممکن بود منافع اسراییل ‏و خود امارات مانع بسیاری از دستاوردهای رضایت‌بخش این مذاکرات باشد.‏

🔗برای مشاهده متن کامل اینجا کلیک کنید🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/360
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍152👏2👌1
🔵 باختن در جنگ تجاری آسان است
◾️فارن افرز
📝آدام اس. پوزن

#اکوتهران
#جنگ_تجاری
#آمریکا

🔸در سال ۲۰۱۸، دونالد ترامپ در توئیت مشهوری نوشت در شرایطی که ایالات متحده در مبادله با تقریبا همه کشورها میلیاردها دلار زیان می‌بیند، جنگ تجاری خوب است و پیروزی در آن آسان. هنگامی که در روزهای گذشته تعرفه‌های بیش از صددرصدی علیه چین، جنگ تجاری را به سطحی جدید و خطرناک‌تر منتقل نمود، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از استدلال مشابهی استفاده کرد. بسنت با تشبیه شرایط کنونی به بازی پوکر، مدعی شد که تشدید تنش توسط چین اشتباه بود. چرا که چین کارتی برای بازی کردن ندارد و صادرات آمریکا به چین تنها یک پنجم واردات از چین است.

🔹به نظر می‌رسد که رویکرد تیم ترامپ با الهام از مفهوم تسلط بر تشدید تنش (escalation dominance) اتخاذ شده باشد. این ایده که برگرفته از نظریه‌های نظامی است، دلالت بر این نکته دارد که یکی از طرفین مناقشه قادر است تنش را به سطحی برساند که طرف مقابل توان رویاروی و تشدید متقابل تنش را نداشته باشد. با این حال، این منطق بالاخص در حوزه اقتصاد نادرست است و برخلاف عقیده تیم ترامپ، چین در جنگ تجاری دارای تسلط بر تشدید تنش است.

🔹نخستین دلیل قابل ذکر این است که چین کالاهایی را برای ایالات متحده تامین می‌کند که جایگزینی آن پرهزینه و سخت است. قطع دسترسی به این محصولات وارداتی بدون جایگزین توجیه‌پذیر به اختلالات جدی در اقتصاد آمریکا می‌انجامد. در حالی که کاهش وابستگی اقتصادی به چین ممکن است یک هدف بلندمدت باشد، به راه انداختن جنگ تمام عیار تجاری بدون ایجاد توانمندی‌های داخلی و تضمین روش‌های تامین جایگزین یک قمار پرهزینه و خطرناک است.

🔹این مقایسه میان بازی پوکر و تجارت محکوم به شکست است؛ چرا که پوکر یک بازی با حاصل جمع صفر است. تجارت یک بازی با حاصل جمع مثبت است و در آن دو طرف منافع کسب می‌کنند. در تجارت، کشورها کالایی را وارد می‌کنند که تولید آن‌ها در داخل مقرون به صرفه یا ممکن نیست. محدود کردن این تبادلات درآمد واقعی و قدرت خرید ملی را کاهش خواهد داد.

🔹این ادعا که آسیب‌پذیری ایالات متحده به سبب کسری تجاری کمتر است نیز با حقیقت انطباق ندارد. براساس ارقام سال ۲۰۲۴، ایالات متحده ۱۹۹.۲ میلیارد دلار کالا و خدمات به چین صادر نموده و در مقابل ۴۶۲.۵ میلیارد دلار واردات داشته است. دولت ترامپ عقیده دارد که این عدم تعادل به معنی ضرر بیشتر برای چین است. این در حالی است که چین، به عنوان دارنده مازاد، پول بیشتر از ناحیه صادرات را از دست خواهد داد و ایالات متحده کالاها و خدماتی را از دست می‌دهد که قادر نیست در داخل به صورت کارآمد تولید کند. پول ماهیتی انعطاف‌پذیر دارد و بازتخصیص آن در اقتصاد ساده‌تر از بازسازی زنجیره تامین است.

🔹علاوه بر این، مدل اقتصادی چین به‌اتکای نرخ پس‌انداز بیشتر و مازادهای تجاری انعطاف‌پذیری بیشتری دارد. اگر چین فروش در ایالات متحده را از دست دهد، می‌تواند این محصولات را به بازار داخل یا سایر بازارهای جهان هدایت کند. در مقابل، ایالات متحده، به‌اتکای مخارج بالاتر از پس انداز و کسری در حساب جاری، با کمبود مادی و ملموس بالاخص در صنایعی مواجه خواهد شد که به واردات از چین وابسته‌اند.

🔹در این چارچوب مواد موثره دارویی، نیمه‌رساناهای ارزان‌ قیمت مصرفی در صنایع خودروسازی و الکترونیک، و عناصر کلیدی بخش تولید و صنایع دفاعی قرار دارند. شوک عرضه ناگهانی ناشی از قطع تجارت با چین می‌تواند به رکود تورمی دامن بزند. رکود تورمی یکبار در دهه ۷۰ و یکبار در دوره کووید-۱۹ مشاهده شد و در چنین موقعیتی سیاست‌گذار باید میان مدیریت تورم و مقابله با بیکاری انتخاب کند.

رویکرد یکسویه ترامپ همچنین ریسک از میان بردن اعتماد سرمایه‌گذاران را به همراه دارد. سیاست‌های تجاری نامنظم به عدم اطمینان دامن زده و موجب کاهش سرمایه‌گذاری خارجی و افزایش بهره می‌شوند. در بلندمدت، ظرفیت و توان تولیدی ایالات متحده کاهش یافته و اهرم چین تقویت خواهد شد. در نهایت، حتی اگر این سیاست یک تاکتیک مذاکراتی است، باید تاکید داشت که تاکتیک خطرناکی است. این الگو در واقع نسخه اقتصادی جنگ ویتنام است: مناقشه‌ای با برنامه‌ریزی ضعیف که ایالات متحده را در باتلاقی پرهزینه گیر خواهد انداخت و اعتبار آن را در داخل و بیرون از میان خواهد برد.

🔄مطالب مرتبط
▫️
عواقب جنگ تعرفه‌ای برای اقتصاد چین
▫️
نتایج معکوس جنگ آمریکا علیه فناوری چین

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/361
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👎3👏21
🌐گروسی در تهران؛ سرنوشت مکانیسم ماشه چه خواهد شد؟

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌ای

🔹سفر رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به تهران نقطه اتصال دو روند کلیدی به شمار می‌رود: ‏نخست، نظارت و راستی‌آزمایی فنی در حوزه هسته‌ای چه در چارچوب تعهدات ایران ذیل ان‌پی‌تی و چه در ‏چارچوب سازوکارهای حقوقی برجام. دوم، تحولات سیاسی در عرصه بین‌المللی و مذاکرات دوجانبه ایران و ‏آمریکا.‏

💢‏مکانیسم ماشه و گزارش سال دهم برجام

🔸با توجه به زمان اندک باقی‌مانده تا پایان مکانیسم ماشه (اکتبر 2025) و هشدارکشورهای اروپایی برای فعال‌سازی ‏آن در صورت عدم حصول یک توافق تا ماه ژوئن، گزارش جامع مدیرکل آژانس بین‌المللی در سال دهم برجام ‏از اهمیت زیادی برخوردار است. بنا به اعلام گروسی این گزارش پیش از ماه ژوئن منتشر خواهد شد. درصورت ‏منفی بودن این گزارش کشورهای اروپایی بهانه لازم را برای فعال کردن ماشه بدست می‌آورند و در صورت ‏مثبت بودن می‌توان به عدم فعال‌سازی آن امیدوارتر بود. بنابراین سفر گروسی از حیث تاثیر بر این گزارش مهم ‏است.

💢اختلافات فنی و تقاضای آژانس برای تضمین‌های معتبر

🔸در حال حاضر، فارغ از ملاحظات سیاسی برخی موضوعات فنی میان ایران و آژانس (چه در چارچوب پادمان و ‏چه در چارچوب برجام) وجود دارد که نوع تعامل ایران با آژانس درباره آن‌ها بر گزارش مدیرکل تاثیر خواهد ‏داشت:‏

1️⃣نظارت و نصب تجهیزات: ایران پس از توقف اجرای پروتکل الحاقی، برخی از این تجهیزات نصب شده ‏نظیر دوربین‌های نظارتی در مراکز کلیدی مانند نطنز و فردو را از کار انداخته بود. آژانس خواستار ‏نصب مجدد این تجهیزات است.

2️⃣مکان‌های اعلام‌نشده و کشف ذرات اورانیوم: آژانس خواهان توضیح درباره یافتن ذرات اورانیوم با غنای ‏بالا در مکان‌هایی مانند تورقوزآباد و آباده است که به‌طور رسمی به آژانس اعلام نشده‌اند. ایران مدعی ‏است هیچ مکانی که باید تحت موافقت‌نامه پادمان جامع(‏CSA‏) اعلام شود وجود ندارد.‏

3️⃣ناهمخوانی در موازنه مواد هسته‌ای (‏SRD‏): یک موضوع مورد اختلاف ایران و آژانس ناهمخوانی در ‏میزان اورانیوم موجود در پسمان جامد ارسال شده از‎ JHL ‎به‎ UCF ‎بوده است. پس از نامه ایران در فوریه ‏سال گذشته آژانس در نامه رسمی خود به ایران تأیید کرد که ناهمخوانی مذکور‎ ‌‏«حل و فصل» شده ‏است اما بر خلاف این نتیجه، در گزارش‌های بعدی‎ ‎از کلمه «اصلاح شده» استفاده کرده است‎.‎

🔸در همین رابطه گروسی گفته است ایران باید تضمین‌های معتبری برای ماهیت صلح آمیز برنامه هسته‌ای ارائه دهد. ‏برای دستیابی به گزارشی مثبت که به انقضای دائمی مکانیسم ماشه منجر شود، ایران ممکن است اقداماتی مانند ‏موافقت با نصب مجدد دوربین‌ها و سایر تجهیزات نظارتی آژانس، بازگشایی ایستگاه‌های لرزه‌نگاری در ‏چارچوب ‏CTBT و تعامل بیشتر با آژانس را دنبال کند.‏

💢مذاکرات با آمریکا

🔸سفر گروسی بی‌ارتباط با مذاکرات جاری ایران و آمریکا نیست. هر توافقی نیازمند راستی‌آزمایی تعهدات ‏هسته‌ای ایران از سوی آژانس خواهد بود. اگر چه ممکن است آمریکا بخواهد ناظران خود را به ایران بفرستند اما ‏به احتمال زیاد مورد موافقت ایران قرار نخواهد گرفت. بر همین اساس گروسی برای حضور در دور بعدی ‏مذاکرات ایران و آمریکا دعوت شده است. در عین حال گروسی نقش مهمی در هماهنگی دو مسیر برجام و ‏مذاکرات ایران و آمریکا خواهد داشت.

💢اهمیت این سفر برای ایران

🔸با توجه به نکات فوق سفر گروسی از دو جهت برای ایران اهمیت دارد. نخست ارائه گزارش مثبت که بهانه فنی ‏فعال‌سازی ماشه را بگیرد و دوم هماهنگی مسیر حقوقی برجام با مسیر مذاکرات با آمریکا. همچنین ایران تلاش ‏خواهد کرد آژانس در مورد تهدیدات نظامی آمریکا یا رژیم صهیونیستی علیه صنعت هسته‌ای ایران موضع‌گیری ‏کند و از حمله احتمالی به تاسیسات خود پیشاپیش مشروعیت‌زدایی کند.

💢نتیجه‌گیری

🔸دو سناریو اصلی را می‌توان در نظر گرفت: نخست؛ دستیابی به تفاهم با آژانس، صدور گزارش مثبت، پایان خطر ‏مکانیسم ماشه و باز شدن مسیر برای مذاکرات سازنده با اروپا و آمریکا. دوم؛ صدور گزارش منفی از سوی ‏آژانس، فعال‌سازی مکانیسم ماشه توسط اروپا، بازگشت تحریم‌های سازمان ملل و فروپاشی احتمالی مذاکرات. ‏در این سناریو، گفتمان تهدیدمحور علیه ایران تقویت شده و احتمال اقدامات نظامی یا امنیتی علیه ایران در دستور ‏کار قرار می‌گیرد.‏

با این وجود باید در نظر داشت گزارش جامع گروسی از فعالیت‌های هسته‌ای ایران متاثر از مذاکرات ایران و ‏آمریکا خواهد بود. اگر آمریکا به دنبال توافق باشد تلاش خواهد کرد آژانس گزارش مثبت منتشر کند و مانع ‏فعال‌سازی مکانسیم ماشه شود و اگر اهداف دیگری دنبال کند فشار خواهد آورد آژانس گزارش منفی منتشر ‏کند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/362
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍145👌2
🌐عصر یکجانبه‌گرایی آمریکا؛ دگرگونی نظم جهانی توسط یک ابرقدرت یاغی
◾️فارن افرز
📝مایکل بکلی

#روندهای_استراتژیک

🔸در دهه‌های اخیر، سیاست خارجی آمریکا همواره در نوسان میان دو الگو بوده است: رهبری در نظم جهانی لیبرال یا عقب‌نشینی و تمرکز بر داخل. اما آنچه اکنون در حال وقوع است، انتخاب راه سومی است که پیش‌تر به‌ندرت به‌صورت جدی مطرح می‌شد: آمریکا به‌مثابه یک ابرقدرت یاغی و یک‌جانبه‌گرا در حال بازتعریف نقش خود در عرصه بین‌الملل است.

💢توانایی‌های منحصربه‌فرد آمریکا در نظم جهانی

🔹آمریکا همچنان دارای ظرفیت‌هایی است که هیچ قدرتی در جهان قابل رقابت با آن نیست. دلار در قلب اقتصاد جهانی قرار دارد و از نظر نظامی، فناوری و ژئوپلیتیک دارای مزیت‌های عظیمی است. حجم بازار مصرفی آمریکا به‌اندازه مجموع بازارهای چین و اتحادیه اروپاست. این واقعیت به واشنگتن اجازه می‌دهد تا با استفاده از تحریم‌های مالی و تجاری، بازیگران بین‌المللی را وادار به تبعیت کند. آمریکا هنوز تنها کشوری است که توانایی نظامی مداخله در نقاط دورافتاده جهان را داراست و حضور نظامی آن، به‌ویژه در آسیا و اروپا، پایه‌های اصلی موازنه قوا را شکل داده است.

💢چرا آمریکا از نظم لیبرال فاصله می‌گیرد؟

🔹نظم لیبرالی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، زمانی بهترین بستر برای قدرت‌نمایی و نفوذ نرم آمریکا بود. اما امروزه، شرایط بنیادین تغییر کرده است. دشمنان سابق آمریکا در دوران جنگ سرد یا فروپاشیده‌اند یا در چارچوب نظام جهانی ادغام شده‌اند. در همین حال، متحدان سنتی آمریکا، به‌جای مشارکت فعال در تأمین امنیت جهانی، عمدتاً از مزایای حمایت آمریکا بهره‌مند شده‌اند بدون آن‌که هزینه‌های قابل توجهی بپردازند. این وضعیت باعث شده آمریکا در بسیاری از بحران‌های جهانی احساس تنهایی کند و هزینه‌هایی به‌مراتب فراتر از متحدانش متحمل شود.

💢بحران در نهادهای بین‌المللی

🔹نهادهای بین‌المللی که ابتدا با هدف ترویج همکاری و جلوگیری از جنگ‌های بزرگ تأسیس شدند، به‌تدریج به صحنه‌هایی از رقابت سیاسی و حتی سنگ‌اندازی علیه منافع آمریکا تبدیل شده‌اند. سازمان‌هایی مانند سازمان تجارت جهانی، سازمان ملل و بانک جهانی، امروز دیگر ابزار کارآمدی برای اعمال قدرت آمریکا نیستند، بلکه گاهی بیش از آن‌که به تحقق اهداف آمریکا کمک کنند آن را محدود می‌کنند.

💢فشارهای داخلی بر سیاست خارجی


🔹جهانی‌شدن طی دو دهه گذشته، باعث کاهش مشاغل تولیدی و افزایش نابرابری شده است. بسیاری از مناطق صنعتی آمریکا، دچار رکود اقتصادی و بی‌ثباتی اجتماعی شده‌اند. همین مناطق در عرصه سیاسی فعال شده و خواستار بازنگری در سیاست‌های تجاری و بین‌المللی شده‌اند. نتیجه این فشارها، ظهور جریان‌های پوپولیستی و ملی‌گرا در داخل آمریکا بوده که سیاست خارجی سنتی لیبرال را به چالش کشیده‌اند.

💢تغییرات جمعیتی و مزیت‌های نسبی


🔹در سطح جهانی، تغییرات جمعیتی به‌گونه‌ای است که آینده را برای بسیاری از کشورها تاریک‌تر می‌کند. جمعیت در حال کار در اکثر کشورهای توسعه‌یافته، به‌ویژه چین، در حال کاهش است و بحران سالمندی به تهدیدی جدی تبدیل شده است. در مقابل، ایالات متحده یکی از معدود کشورهایی است که همچنان دارای رشد مثبت جمعیت نیروی کار است. این ویژگی می‌تواند در دهه‌های آینده به یکی از بزرگ‌ترین مزایای رقابتی آمریکا بدل شود. افزون بر آن، آمریکا در حوزه فناوری پیشرفته، هوش مصنوعی و صنایع نظامی همچنان دست بالا را دارد. اما این مزیت‌ها الزاماً به بازگشت به سیاست‌های لیبرال منتهی نخواهند شد. برعکس، ممکن است باعث شود که آمریکا بیش‌ازپیش به‌تنهایی بر مسیر خود پافشاری کند.

💢بازگشت نظامی‌گری در دولت‌های اقتدارگرا

🔹یکی از نشانه‌های پررنگ عصر جدید، افزایش هزینه‌های نظامی در کشورهای غیرلیبرال است. روسیه در حال بسیج گسترده برای تداوم جنگ در اوکراین است. چین نیز به‌سرعت بودجه نظامی خود را افزایش داده و تمرکز ویژه‌ای بر مدرن‌سازی نیروهای مسلح دارد. کره شمالی، به توسعه زرادخانه اتمی و موشکی خود ادامه می‌دهد. در سوی مقابل، کشورهای دموکراتیک، توان لازم برای سرمایه‌گذاری گسترده در حوزه نظامی را ندارند. این عدم توازن می‌تواند به بی‌ثباتی و رقابت‌های خطرناک منجر شود.

💢جمع‌بندی نهایی

ایالات متحده در حال عبور از یک دوران تاریخی است. اگرچه هنوز قدرتمندترین کشور جهان باقی مانده، اما شیوه استفاده از این قدرت دستخوش تحول شده است. دوران رهبری لیبرال و چندجانبه‌گرا به‌پایان نزدیک شده و جای خود را به رویکردی منفعت‌محور، خودمختار و در مواردی تهاجمی داده است. این مسیر نه‌تنها روابط آمریکا با متحدانش را تغییر خواهد داد، بلکه نظم جهانی را نیز وارد فاز جدیدی از رقابت، عدم اطمینان، و شاید حتی رویارویی خواهد کرد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/363
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍92👏2
🌐مذاکره در رم؛ هدف ترامپ از انتخاب ایتالیا چیست؟

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌ای
#‌اروپا

📝علی محبی

🔹 رم پایتخت ایتالیا، به درخواست طرف آمریکایی به عنوان محل برگزاری دور دوم مذاکرات با ایران انتخاب شد. انتخاب رم از سوی آمریکا تصادفی نیست. هفته گذشته، ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا، به کاخ سفید سفر کرد تا درباره موضوع تعرفه‌ها با ترامپ گفت‌وگو کند. ونس، معاون ترامپ، نیز جمعه گذشته در رم با ملونی دیدار کرد. این رویدادها نشان‌دهنده نقش جدید ایتالیا در روابط آمریکا با اروپاست. در ادامه به دلایل توجه خاص ترامپ به ایتالیا پرداخته خواهد شد.

💢تقویت اتحاد با راست‌گرایان اروپا

🔸ایتالیا تحت رهبری حزب راست افراطی و محافظه‌کار «برادران ایتالیا» قرار دارد و از نظر ایدئولوژیک به تفکر و رویکرد ترامپ نزدیک است. ترامپ به دلیل خصومت با دولت‌های لیبرال در فرانسه و آلمان، سعی دارند با حمایت از هم‌فکران خود در اروپا، نقش آنها را در این قاره تقویت کند. متقابلاً ملونی نیز ارتباط مؤثر و خوبی با ترامپ دارد و در نظر او، ایتالیا کشوری است که تهدید کمتری برای صنایع آمریکایی به شمار می‌رود و بر همین اساس تلاش دارد روابط خود با آمریکا را تقویت کرده و از نفوذ آلمان و فرانسه در اروپا بکاهد.

💢تفرقه بینداز و حکومت کن

🔸مسئله دیگری که ترامپ در روابط با ایتالیا دنبال می‌کند، ایجاد اختلاف بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا است. ترامپ پیش‌تر اعلام کرده بود که اتحادیه اروپا برای تضعیف آمریکا تشکیل شده و بنابراین او به دنبال تضعیف این اتحادیه است. اعمال تعرفه بر محصولات اروپایی و انجام مذاکرات با ایتالیا به جای تروئیکای اروپایی نشان‌دهنده تلاش او برای ایجاد اختلافات بیشتر بین کشورهای اروپایی است. سفر ملونی به آمریکا نیز نگرانی بیشتری را در میان اروپایی‌ها ایجاد کرده است؛ چرا که او خود را به عنوان نماینده اتحادیه اروپا در مذاکرات تعرفه‌ای معرفی کرده، اما احساس می‌شود او ممکن است فقط به دنبال منافع ایتالیا باشد و این موضوع وحدت اروپا در برابر ترامپ را به خطر بیندازد.

💢نمایندگی رم به عنوان رهبر جدید اروپا

🔸از زمانی که ملونی در سال ۲۰۲۲ به قدرت رسید، ایتالیا به دنبال تغییر مسیر اتحادیه اروپا و به دست گرفتن رهبری آن است. ملونی که به سیاست‌های محافظه‌کارانه در زمینه اقتصاد و مهاجرت مشهور است، تلاش کرده تا اتحادیه اروپا را با سیاست‌های خود همسو کند. اکنون که بریتانیا از اتحادیه اروپا خارج شده و آلمان و فرانسه با چالش‌های سیاسی فراوانی روبرو هستند، ملونی بهترین فرصت را برای رهبری ایتالیا در اتحادیه اروپا می‌بیند و تقویت روابط با آمریکا را ابزاری مؤثر در این راستا می‌داند. سخنان بعضا متملقانه ملونی درباره ترامپ در دیدار با او و همچنین سفر ونس به ایتالیا، نمونه‌هایی از تلاش‌ها برای تقویت روابط و ارتقاء جایگاه ایتالیا در بین کشورهای اتحادیه اروپا است.

💢اتحاد رم و واشنگتن؛ فرصت یا تهدید برای ایران؟

🔸به طور خاص‌تر انتخاب رم به عنوان محل مذاکرات علاوه بر بحث تعدیل فاصله مکانی که هیئت‌های دیپلماتیک طرفین باید بپیمایند به تعدیل اثر تبلیغاتی پذیرش میانجیگری عمان به عنوان انتخاب ایران و همچنین کنترل بیشتر آمریکا بر جریان رسانه‌ای با اهداف تبلیغاتی و جنگ روانی می‌انجامد. با این وجود تغییر در جبهه‌بندی آمریکا در اروپا که موجب پویایی‌های سیاسی در میان کشورهای اتحادیه شده است فرصت‌هایی نیز برای ایران ایجاد می‌کند.

🔸به دلیل پیشینه مثبت روابط سیاسی ایران و ایتالیا و عمل‌گرایی این کشور در برابر کشورهای غیراروپایی، ایتالیا نسبت به دیگر کشورهای اروپایی می‌تواند میانجی‌گری انعطاف‌پذیرتر برای ایران باشد و این می‌تواند فرصتی مناسب برای تقویت روابط اقتصادی-سیاسی دوجانبه نیز باشد. همچنین کاهش روابط آمریکا با تروئیکای اروپایی موجب کاهش اثرپذیری آنها از آمریکا در نوع تعامل با ایران و افزایش توان مانور ایران در برقراری روابط با آنها می‌شود.

💢جمع‌بندی

نزدیکی آمریکا به ایتالیا از یک سو موجب افتراق بیشتر در اتحادیه اروپا و تقویت جایگاه هم‌ایدئولوژی‌های ترامپ می‌شود و از سوی دیگر، ایتالیا به عنوان متحد قابل اعتمادتر برای آمریکا می‌تواند جایگاه خود را در اتحادیه اروپا ارتقاء دهد. در مذاکرات کنونی نیز این وضعیت اگرچه ممکن است تهدیداتی مانند متاثر شدن روابط ایران و ایتالیا از روابط ایران-آمریکا و افزایش فشار تبلیغاتی علیه ایران در مذاکرات داشته باشد اما در عین حال می‌تواند فرصتی برای تقویت روابط ایران با ایتالیا و بازیگری بهتر در مقابل اروپا فراهم آورد.

🔄مطالب مرتبط
▫️لحظه حقیقت برای اروپا و اتحاد فراآتلانتیک
▫️ کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۵: تنش‌ها و چالش‌های نوین در روابط اروپا و آمریکا

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/364
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍113👏2
🌐 ماموریت خالد بن سلمان در تهران

#تحلیل_کوتاه
#سیاست_خارجی
#عربستان

📝کامران کرمی

🔹سفر خالد بن سلمان وزیر دفاع عربستان سعودی و هیئت بلندپایه به تهران را می‌توان نقطه عطف روابط احیا شده ‏ایران و عربستان بر اساس توافق پکن ارزیابی کرد. خالد که حامل پیام پادشاه عربستان برای رهبر انقلاب بود، ‏دیدارهای سطح بالایی را با مقامات ارشد جمهوری اسلامی برگزار کرد که نشان‌دهنده فرش قرمز ایران برای ‏میزبانی از این مقام ارشد سعودی بود. فارغ از جایگاه خالد بن سلمان در سلسله مراتب قدرت در عربستان و ‏نزدیکی وی به برادرش محمد بن سلمان ولیعهد سعودی که سفر او را ویژه می‌کند، چارچوب این سفر را می‌توان ‏در چند سطح متداخل و همپوشان مورد تبیین قرار داد.‏

💢منطقه‌ای- بین‌المللی

🔸این سفر اثبات این گزاره است که رویکرد سیاسی عربستان برای ثبات بخشی به اوضاع منطقه و تنش‌زدایی از ‏بحران‌ها یک انتخاب تاکتیکی نبوده، بلکه یک تصمیم استراتژیک است. از منظر ساختاری این سفر بازتاب ‏تغییر اولویت‌های عربستان با تعریف کلان پروژه ۲۰۳۰ است که تقارن بین امنیت و توسعه در منطقه‌ غرب آسیا و ‏زیرسیستم خلیج فارس هسته اصلی آن را تشکیل می دهد. خروجی این الگو را می‌توان در گذار عربستان از ‏استراتژی دنباله‌روی از آمریکا به بی‌طرفی فعال و سازنده در منازعات از جمله کشمکش آمریکا و اسرائیل با ایران ‏مشاهده کرد.‏

🔸از زاویه این تغییر کلان است که سفر خالد بن سلمان مخابره این پیام از تهران به واشنگتن بود که ریاض بخشی ‏از پروژه فشار حداکثری و به هیچ وجه مجرای حمله به ایران نخواهد بود. همچنین پادشاهی سعودی از تلاش‌ها ‏برای یافتن راه‌حل دیپلماتیک در مسئله هسته‌ای حمایت می‌کند و خواهان جنگ نیست.‏ به عبارت دیگر ریاض با ‏نشان دادن استقلال تصمیم‌گیری در سیاست خارجی این پیام را مخابره می‌کند که عربستان ‏بخشی از کارزار نظامی غرب نخواهد بود، اما از هر گونه توافق که منجر به صلح و ثبات در خلیج ‏فارس شود نه تنها استقبال کرده بلکه خود بخشی از آن خواهد بود.‏

🔸از این زاویه، فرضیه تضعیف توافق پکن و احتمال نزدیکی موقت عربستان به ایران (در هماهنگی با آمریکا) ‏برای خنثی کردن اهرم منطقه‌ای ایران (کنترل بر جریان انرژی و ...) گزاره قابل اتکایی نیست، چرا ‏که نگاه ریاض به توافق پکن یک نگاه استراتژیک و نه تاکتیکی است. اگرچه در پویایی‌های کنونی عربستان بعنوان بازیگری که در خط مقدم درگیری احتمالی ایران و آمریکا قرار دارد، تلاش می‌کند ‏همزمان با نزدیکی به ایران سطح هماهنگی‌های خود با سایر طرف‌های منازعه از جمله آمریکا را هم افزایش ‏دهد.‏

💢زیرمنطقه‌ای

🔸با توجه به مسئولیت خالد در پرونده‌های منطقه‌ای و حضور محمد بن سعید آل جابر سفیر عربستان در یمن در ‏هیئت همراه وی، پرونده یمن دستورکار دیگر عربستان در تهران بوده است. تلقی ریاض این است که ایران بر ‏اساس توافق پکن، باید بر انصارالله فشار آورده تا نسبت به امنیت آبراه دریای سرخ اهتمام بیشتری از خود نشان ‏دهد. مسئله‌ای که در ارتباط با صلح ریاض با حوثی‌ها در سال 2023 قرار دارد و تداوم وضع موجود می‌تواند این ‏دستورکار را تغییر دهد. ترسیم خطوط جدید در ارتباط با یمن در فضای حملات هوایی آمریکا و تدارک ‏هم‌پیمانان ائتلاف عربی برای حمله زمینی به صنعا، نقطه‌ای است که رایزنی با تهران را محور برنامه‌های خالد قرار ‏داده است.

🔸فرضیه احتمالی نزدیکی به ایران از سوی عربستان برای مدیریت پاسخ‌های انصارالله نیز بیانگر این مسئله ‏است که عربستان در رایزنی با ایران از یکسو تلاش می‌کند تا همراهی تهران برای فشار بر انصارالله را کسب کند ‏و یا مانع از واکنش تند ایران به تحولات یمن گردد. همزمان، ریاض ضمن همراهی پشت پرده با آمریکا، به ‏انصارالله این سیگنال را مخابره می‌کند که همچنان به اصول آتش‌بس متعهد است، اما تبدیل این زمینه به یک ‏صلح پایدار نیازمند توقف عملیات نظامی در دریای سرخ است.‏

💢دوجانبه

تغییر اولویت‌های داخلی و منطقه‌ای عربستان، فرصت مغتنمی برای تهران و ریاض بوجود آورده ‏تا بر ‏اساس تجربه چند دهه تنش، دو مقوله امنیت و توسعه را به یکدیگر پیوند زده و ضمن منتفع شدن متوازن از روابط دوجانبه، صفحه‌ای جدید ‏از روابط همسایگی را پایه‌گذاری کنند و با حرکت به سمت مدل امنیت جمعی در منطقه‌، الگویی از همکاری توام با ‏رقابت سازنده را جایگزین منازعه و کشمکش کنند.‏ در این رهگذر، بعد اقتصادی و تجارت حلقه مفقوده روابط ‏ایران و عربستان است و دو طرف همراستا با اعتمادسازی در سطح سیاسی و امنیتی، باید زمینه قوام‌بخشی به ‏روابط در لایه‌های غیر سیاسی را نیز فراهم کنند.

🔁مطالب مرتبط
▫️ضربه نظامی به ایران چه معنایی برای خاورمیانه دارد؟
▫️امکان یا امتناع میانجیگری عربستان میان تهران و واشنگتن

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/365
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍144👏2
🌐 اختلاف در کابینه؛ کدام نگاه در برنامه هسته‌ای غلبه خواهد کرد؟

#مقاله_تحلیلی
#مذاکرات_هسته‌ای

📝محمدعلی شفیعی

🔹پس از خروج دولت دونالد ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸، تحولات متعددی در زمینه برنامه هسته‌ای ایران رخ داد. با این وجود ایران چه در دولت بایدن و چه در دولت ترامپ تأکید کرده است که حاضر به توقف برنامه غنی‌سازی اورانیوم نیست. در مقابل نیز دولت جدید آمریکا خواهان محدودسازی هر چه بیشتر ظرفیت هسته‌ای ایران و حتی تعطیلی ‏کامل برنامه هسته‌ای است. ‏در دور جدید مذاکرات بین ایران و ایالات متحده یکی از موضوعاتی که باید مدنظر داشت، نوع نگاه دولت ترامپ به این مذاکرات است.

🔸 درحال حاضر دو گروه با دو رویکرد متفاوت در خصوص مسئله هسته‌ای ایران در دولت آمریکا وجود دارد. گروه حامیان مذاکره که از گفتگو و سازش برای دستیابی به توافق هسته‌ای حمایت می‌کند. آن‌ها معتقدند که دیپلماسی می‌تواند از تشدید تنش‌ها جلوگیری کرده و ثبات منطقه را تضمین کند. اعضای کلیدی این گروه عبارت‌اند از ۱- جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهور ۲- استیو ویتکاف، فرستاده ویژه به خاورمیانه ۳- جان راتکلیف، مدیر سازمان سیا.

🔸در مقابل گروه اقدام حداکثری است که از رویکرد سخت‌گیرانه، از جمله گزینه‌های نظامی، حمایت می‌کند. این گروه که نزدیکی بیشتری به لابی‌های صهیونیسم در ایالات متحده دارد، معتقد است اصل مذاکره به معنای تبادل امتیاز بین طرفین بی‌معنی است و ایران باید بپذیرد تمام برنامه هسته‌ای خود را تعطیل کند؛ اورانیوم با خلوص ۶۰% و ۲۰% باید از ایران خارج شود؛ برنامه موشکی ایران تحت نظارت قرار گیرد و ‏حمایت از گروه‌های مقاومت به طور کامل قطع شود. در غیر این صورت باید با ابزار نظامی برنامه ‏هسته‌ای و توانایی موشکی آن را از بین برد. اصطلاح «الگوی لیبی برای برنامه هسته‌ای ایران» نیز اصطلاحی است که توسط افراد حامی این تفکر مورد استفاده قرار ‏می‌گیرد‏. اعضای کلیدی این گروه عبارت‌اند از: ۱- مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ۲- مایک والتز، مشاور امنیت ملی و ۳- پیت هگزث، وزیر دفاع.

🔸باید توجه داشت حتی گروه اول در صورت عدم دستیابی به توافق، گزینه نظامی را گزینه مطلوب می‌داند و این بدین معنا است که در هر صورت گزینه نظامی گزینه‌ای است که مدنظر اکثر دولتمردان آمریکایی قرار دارد؛ با این تفاوت که گروهی فرصت اندکی به دیپلماسی می‌دهند و گروه دیگری آن را بی‌فایده دانسته و شرایط ژئوپلیتیک منطقه را برای اقدام نظامی فراهم می‌دانند.

🔸پس از حمله نظامی ایالات متحده به یمن و تست بمب‌های سنگرشکن آمریکایی و هواپیماهای بمب‌افکن در این ‏کشور و تست های عملیاتی‌ای که صورت گرفته است، طبق گمانه‌زنی‌های ‏آمریکایی‌ها، احتمال حمله نظامی به ایران، کاهش شدیدی یافته است؛ زیرا با توجه به استفاده از توانمندی ‏حداکثری نظامی در قبال تأسیسات زیرزمینی یمن و ناممکن‌بودن انهدام آن‌ها، تأثیرگذاری این تسلیحات بر ‏تأسیسات ایران که از عمق و پیچیدگی بیشتری برخوردار است به شدت کمتر خواهد بود. در مقابل ایران نیز ‏امکان عکس‌العمل شدیدتری نسبت به یمنی‌ها داشته و همچنین وسعت سرزمینی و پراکندگی تأسیسات نظامی و ‏هسته‌ای ایران، امکان آسیب رساندن به آن‌ها را کاهش می‌دهد.

🔸علاوه بر این، باید به موضوع سیگنال‌گیت نیز توجه کرد. هر چند درز تصاویر گفت‌وگوهای مقامات آمریکایی ‏عواقب خاصی در فضای سیاسی و رسانه ای این کشور نداشت؛ اما تأییدی بر دسته‌بندی مذکور بود و منجر به ‏کاهش نسبی قدرت و تأثیرگذاری گروه دوم گردید.

🔸آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که ایران، نه تنها برای رفع تحریم مذاکره نمی‌کنند، بلکه مذاکره آن‌ها برای ‏رفع خطر حمله است، حمله‌ای که شاید تا چند ماه گذشته و پیش از حمله به یمن، محتمل بود؛ اما طبق نکاتی ‏که پیشتر گفته شد، احتمال آن در حال حاضر به شدت کاهش یافته است. لذا تیم مذاکره‌کننده ایرانی باید از ‏فرصت مذاکرات، جهت اصلاح اشتباه محاسباتی آمریکا و رژیم صهیونیستی استفاده کند.

مذاکره بر سر سرمایه‌گذاری در ایران که خواسته‌ای بالاتر از تحریم و حمله است، حتی اگر به نتیجه مشخصی ‏نیانجامد، علاوه بر این که نشان دهنده اعتماد جمهوری اسلامی ایران به قدرت خود است، منجر به اصلاح اشتباه ‏محاسباتی دولت ایالات متحده و رژیم صهیونیستی و کاهش فشارها بر ایران خواهد شد و نشان می‌دهد که ایران ‏به استحکام جایگاه و امنیت ملی خود اطمینان کامل دارد و به فکر توسعه اقتصادی و سیاسی است و به جای ‏مذاکره بر سر امنیت ملی، در سطحی بالاتر برای توسعه منافع ملی مذاکره می‌کند.‏


🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید🔗

🔁مطالب مرتبط
▫️آیا ایران و آمریکا در ماه‌های پیش رو به توافق می‌رسند؟
▫️آمریکا در مذاکرات امروز مسقط به دنبال چیست؟

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/366
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎31👏1😁1😐1
🌐 آیا خلع سلاح حزب‌الله ممکن است؟

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
#لبنان

📝محمدعلی حسن‌نیا

🔹در چند ماه اخیر و بعد از آتش بس جنگ بین لبنان و اسرائیل صحبت‌های زیادی در خصوص سلاح حزب الله لبنان و مقاومت در این کشور مطرح شده است که جنجال های زیادی به راه انداخت. بعد از اینکه جوزف عون رئیس‌جمهور لبنان اعلام کرده بود سلاح فقط باید در اختیار ارتش باشد، موجی از جنجال در فضای لبنان رخ داد.

🔸از سوی دیگر نماینده دونالد ترامپ در امور لبنان و معاون ویتکوف با سفر به لبنان به صراحت از دولت و ارتش این کشور خواست که حزب الله را خلع سلاح کند. البته پاتک‌های حزب الله انجام شد و ابتدا وفیق صفا، مسئول ارتباطات و هماهنگی این جنبش و از نفرات اصلی حزب الله در مصاحبه‌ای تاکید کرد خلع سلاح حزب الله بخشی از راهبرد این جنبش نیست و شروطی را برای این موضوع اشاره کرد که تقریباً انجام آن محال است. سپس شیخ نعیم قاسم در یک سخنرانی مهم تاکید کرد هر کس که خواهان خلع سلاح مقاومت است، در حال ارائه خدمتی رایگان به دشمن اسرائیلی است.

💢محرک‌های خلع سلاح چه گروه و افرادی هستند؟

1️⃣آمریکا: واشنگتن با هدایت‌های مورگان اورتگاس معاون ویتکاف فرستاده ویژه آمریکا در خاورمیانه، که در واقع جایگزین عاموس هوکشتاین فرستاده ویژه آمریکا در لبنان شده است قصد نابودی کامل حزب الله را دارد. این زن دیپلمات بارها به لبنان سفر کرده و هدف اصلی خود را پایان جنبش مقاومت لبنان اعلام کرده است. فعالیت اورتگاس در راستای قصد آمریکا برای عوض کردن معادله نظامی و امنیتی با تغییر معادله سیاسی در بیروت است.

2️⃣گروه‌های 14 مارس:
این ائتلاف از گروه های سیاسی ضد حزب الله لبنان همواره قصد داشتند راهی برای نابودی و خلع سلاح مقاومت پیدا کنند و وضعیت فعلی را بهترین زمان می دانند. افرادی مانند سمیر جعجع، اشرف ریفی، خاندان حریری و ... از این گروه هستند.

3️⃣اسرائیل و نظام فعلی سوریه: تل آویو و نظام فعلی حاکم بر دمشق به عنوان دشمنان خارجی حزب الله میخواهند قدرت این جنبش را برای همیشه تمام کنند و به همین دلیل بارها تهاجم های به لبنان برای این موضوع انجام دادند.

💢سناریوهای احتمالی

1️⃣جنگ داخلی: در سناریو اول حزب الله لبنان خلع سلاح را نمی‌پذیرد و به همین سطح تنش‌ها در لبنان افزایش می یابد و پیش‌بینی می شود اگر دولت و ارتش به سمت خلع سلاح با فشار و زور بروند عاقبتی جز جنگ داخلی رقم نخواهد خورد.

2️⃣ادغام در ارتش: این سناریو متحمل نیست ولی برخی در لبنان آن را مطرح کرده اند که حزب الله مانند حشد الشعبی باشد که رئیس جمهور لبنان آن را رد کرد. از طرفی حزب الله هم این قصد را ندارد.

3️⃣ادامه روند فعلی: این گزینه محتمل ترین گزینه خواهد بود. حزب الله لبنان سلاح های خود شامل موشک و پهپاد را تحویل ندهد و دولت لبنان هم به سمت زور برای خلع سلاح نرود اما مقاومت لبنان مسئله دفاع از حاکمیت این کشور را برعهده خود دولت قرار دهد.

💢راهبرد حزب‌الله چیست؟

🔸مقاومت لبنان بعد از جنگ سخت با اسرائیل و ترور فرماندهان و دبیرکل آن در شرایط بازسازی کامل یعنی بازسازی در رده های فرماندهی نظامی و مقامات امنیتی و سیاسی قرار دارد. همچنین مقاومت لبنان قصد دارد با درس گرفتن از جنگ اخیر دوباره توان خود را طی یک فرآیند بازیابی کند که همه این موارد زمان لازم دارد.

مقاومت لبنان فعلا در شرایط بازسازی به سمت ایجاد تنش نخواهد رفت و می خواهد با تمام قوا به ابعاد سیاسی یعنی انتخابات سال 2026 بپردازد و با گرفتن تمام کرسی های مورد نظر قدرت خود را دوباره به رخ بکشد که کار سختی هم در پیش دارد. با تمام این روندها خلع سلاح مقاومت اکنون مهم ترین باریکه درگیری بین جریان غربگرا و مقاومت در لبنان خواهد بود.


🔁مطالب مرتبط:
▫️معادله «الشّعب والجيش و المقاومة» پابرجاست
▫️ انتخاب جوزف عون به عنوان رئیس‌جمهور لبنان؛ پیشران‌ها و پیامدها

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/367
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7🤔2👏1👌1
🌐چهار چالش فنی که می‌تواند منجر به شکست مذاکرات هسته‌ای شود!

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌ای

📝احسان کیانی

🔹برگزاری دومین دور گفتگوهای هسته‌ای ایران و آمریکا و اعلام آغاز گفتگوهای فنی، نشان از پیشرفت مذاکرات دارد. در عین حال، مذاکرات فنی می‌تواند چالشی‌تر از گفتگوهای سیاسی باشد. زیرا معمولاً گفتگوهای سیاسی معطوف به تفسیر مقاصد طرفین از یکدیگر به پیش می‌رود ولی مذاکرات فنی، ناظر به شاخص‌های سنجش‌پذیرتر، کمّی‌تر و عینی‌تری است که ارزیابی چگونگی معامله مطالبات در این حوزه، سخت‌تر و پیچیده‌تر است. به نظر می‌رسد چهار چالش فنی اصلی در پرونده هسته‌ای و مورد بحث در مذاکرات آتی، از این قرار خواهند بود:

💢چرخه سوخت

🔸مسأله چرخه سوخت در خاک ایران که نه از اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل است و نه در مجموعه بازیگران دارای تسلیحات اتمی قرار دارد، موضوعی است که از نگاه آمریکا می‌تواند موجب تزلزل در معماری عدم اشاعه شود و به مرور دیگر بازیگران منطقه‌ای به‌ویژه عربستان، ترکیه و مصر را به سوی توسعه برنامه هسته‌ای خود سوق دهد.

🔸وجود چرخه سوخت، بدون تملک و مدیریت بازیگران بین‌المللی، اهرم فشاری برای ایران و چالشی است که همواره می‌تواند موجب نگرانی قدرت‌های بزرگ باشد. به همین دلیل جلوگیری از تعطیلی و برچیدن کامل تأسیسات هسته‌ای و نه تعلیق آن، خط قرمز ایران بوده است. شاید راه‌حل ایران برای عبور از این چالش، پذیرش پروتکل الحاقی و نظارت‌های گسترده‌تر بر تأسیسات هسته‌ای باشد. در عین حال که موضوع بی‌اعتمادی به بازرسان تابعه برخی دولت‌ها، همواره چالش‌برانگیز خواهد بود.

💢اورانیوم با غنای بالا

🔸موضوع وجود اورانیوم با غنای بالاتر از ۳.۶۷ درصد در ایران و ادعاهای آمریکا و اروپا مبنی بر نگرانی از استفاده از آن برای ساخت کلاهک اتمی، از دیگر چالش‌های فنی مذاکرات است. هدف ایران این است که ذخایر غنی‌شده به عنوان ضمانت توافق و البته تحت نظارت آژانس در داخل باقی بماند. اصرار طرف‌های غربی بر خروج اورانیوم به کشوری ثالث، اهرم فشار مهمی را از دست ایران خارج خواهد ساخت و به نظر می‌رسد ایران در صورت پذیرش این درخواست، اولاً بر انتخاب کشور ثالث هم‌سو با ایران مثلاً روسیه اصرار خواهد داشت و ثانیاً امتیاز اقتصادی نسبتاً برگشت‌ناپذیری را طلب خواهد کرد. زیرا بعید است که اورانیوم خارج‌شده نیز به کشور بازگردد. در صورت رد این درخواست، ممکن است ایران بپذیرد طی مراحلی گام‌به‌گام و متناظر با اخذ امتیازات اقتصادی، اورانیوم با غنای بالاتر را رقیق کرده یا از آن در تولید سوخت رأکتورهای هسته‌ای استفاده کرده و حجم آن را کاهش دهد.

💢سانتریفیوژها

🔸مسأله نسل جدید سانتریفیوژهای مورد استفاده برای غنی‌سازی، پیش‌تر راه‌حلی جز نابودی سانتریفیوژها نداشته و این رخدادی است که پذیرش آن برای تیم مذاکره‌کننده ایرانی اگر نه غیرممکن ولی دشوار است. به‌خصوص که تجربه بدعهدی طرف‌های غربی در برجام پیش روی تهران است. ولی به نظر می‌رسد در شرایط کنونی بتوان با پذیرش سرمایه‌گذاری خارجی در صنعت هسته‌ای و مشارکت در توسعه آن در حوزه تحقیق‌وتوسعه، از سطح بی‌اعتمادی کاست و طرف‌های دیگر را نیز به تداوم فعالیت برخی تاسیسات اقناع نمود.

💢راستی‌آزمایی

🔸شاید چالش‌برانگیزتر از موارد فوق، بحث راستی‌آزمایی کاهش سطح و حجم فعالیت هسته‌ای ایران و رفع ادعاهای مطروحه در این باره باشد. زیرا تفسیر فنی از گزاره سیاسی اطمینان‌بخشی نسبت به عدم ساخت تسلیحات هسته‌ای، با اختلاف‌نظرهای جدی از سوی ایران و آمریکا و به‌ویژه اسرائیل روبروست. از نظر حکومت اسرائیل، ایران تنها زمانی سلاح هسته‌ای ندارد که اصولا برنامه هسته‌ای‌اش به طور کامل برچیده شود.

🔸حل چالش راستی‌آزمایی بستگی به این دارد که آمریکا از نگاه اسرائیل فاصله بگیرد و به تفسیر ایران مبنی بر اولاً، کفایت بازرسی‌های آژانس و نه بازرسی‌های مستقل دیگر بازیگران و ثانیاً، کفایت بازرسی از تأسیسات هسته‌ای و نه سایت‌های نظامی نزدیک‌تر شود. به خصوص که جناح رادیکال‌تر دولت ترامپ مانند روبیو و والتز، بر محدودیت برنامه موشکی ایران برای جلوگیری از تهدید اسرائیل تاکید دارند. به تعبیر آنان، برای اطمینان کامل، باید بُرد موشک‌های ایران نیز کاهش یابد تا اصولاً موشکی نباشد که توان حمل یک کلاهک اتمی تا اسرائیل را داشته باشد.

💢جمع‌بندی

اینکه مذاکرات معطوف به این چالش‌ها چه روندی را طی کند، به مهارت تیم‌های مذاکره‌کننده بستگی دارد ولی به نظر می‌رسد فرآیند موازی و گام‌به‌گام اجرای تعهدات بتواند مسیر طرفین برای دست‌یابی به یک توافق موقت جهت کنترل تنش را بگشاید.

🔁مطالب مرتبط:
▫️ایران گوشه رینگ است، نباید به توافق هسته‌ای اکتفاء کرد!
▫️گروسی در تهران؛ سرنوشت مکانیسم ماشه چه خواهد شد؟

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/368
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👏1😱1👌1💔1