#تحلیل_کوتاه
🔹دکتر محمد یونس، عالیترین مقام در دولت موقت بنگلادش، در روزهای پایانی ماه گذشته میلادی با پرواز اختصاصی ارسالی توسط چین به پکن سفر نمود و با مقامات مختلف چینی، اعم از شی جین پینگ، دیدار و گفتگو کرد. انتخاب پکن به عنوان اولین مقصد سفر دکتر یونس از سوی بسیاری، گامی حساب شده برای تنظیم مناسبات خارجی بنگلادش پس از تغییر دولت شمرده میشود.
🔸تظاهرات موسوم به انقلاب ژوئیه ۲۰۲۴ در بنگلادش منجر به سقوط دولت اقتدارگرای شیخ حسینه پس از ۱۵ سال شد و این کشور در حال حاضر بوسیله دولت انتقالی محمد یونس اداره میشود. با روی کار آمدن دولت انتقالی گزارشهای مفصلی از فساد، اختلاس، عددسازی و دستکاری آمارهای رسمی در دوره قبل منتشر شده که روایتهای مرسوم درباره رشد و پیشرفت بنگلادش را با تشکیک جدی مواجه نموده است.
🔸علیرغم سابقه تعامل مثبت با چین، سیاست خارجی بنگلادش به طور سنتی هندمحور تلقی میشده و اکنون، به نظر میرسد که دولت برآمده از انقلاب، قصد تعدیل آن را دارد. در حالی که شیخ حسینه رابطه بسیار خوبی با هند داشت و در نهایت نیز به هند متواری شد، تعاملات ابتدایی هند و بنگلادش پس از انقلاب ژوئیه محدود و بسیار سرد بوده است.
🔸 بسیاری از مخالفان حسینه، هند را به خاطر پشتیبانی از وی سرزنش میکنند و در جریان ناآرامیهای سال گذشته نیز اخبار ناخوشایندی درباره برخوردها با اقلیت هندو در بنگلادش منتشر شد. تاکید مکرر بنگلادش بر موضوع استرداد شیخ حسینه و محدودیتهای ویزایی وضع شده علیه شهروندان بنگلادشی توسط هند دو نمونه عینی این اختلاف به شمار میروند.
🔸با این وجود، به نظر نمیرسد که دولت موقت بنگلادش قصد داشته باشد برای همسایهای تا این اندازه مهم شمشیر از رو ببندد. در آستانه سفر محمد یونس به چین، رسانههای هندی مدعی شدند که وی ابتدا نسبت به سفر به هند ابراز تمایل نموده اما پاسخ مناسبی دریافت نکرده است. دولت هند این ادعاها را رد یا تایید نکرد.
🔸بعدتر و در حاشیه اجلاس بیمستک (BIMSTEC) در بانکوک، نارندرا مودی و محمد یونس برای اولین بار با یکدیگر دیدار کردند. اما مسئله استرداد شیخ حسینه و وضعیت اقلیتها تا اندازه زیادی بر سایر جوانب این دیدار سایه افکنده بود. تا آنجا که روایت سخنگوی دولت بنگلادش از محتوای گفتگوها از سوی مقامات هندی تکذیب شد.
🔸علاوه بر هند، به نظر میرسد که دولت موقت بنگلادش در تعاملات خود با ایالات متحده نیز دچار چالش شده باشد. برخلاف موضع نسبتا بیطرفانه جو بایدن، دونالد ترامپ و اطرافیان وی انتقادات بسیاری را علیه دولت موقت در بنگلادش مطرح میکنند و به تازگی نیز تعرفه ۳۷ درصدی علیه صادرات این کشور ذیل برنامه تعرفههای متقابل ترامپ اعمال شده است. با این وجود، بنگلادش تلاش نموده تا رفتاری ریسکگریزانه در قبال آمریکا بروز دهد. از همین روست که پیش از سفر به پکن، محمد یونس پذیرای فرماندهان نظامی عالی رتبه آمریکا بود و پس از وضع تعرفه نیز طی نامهای تقاضای تعویق تعرفه برای مذاکره را با ترامپ مطرح ساخت.
🔸فارغ از ملاحظات ژئوپلیتیک، در خصوص این سفر باید توجه داشت که دولت موقت به دنبال تامین اعتبار و جلب سرمایهگذاری در حوزههای کلیدی است و در چنین بستری چین، با توجه به امکانات مالی و موقعیت منطقهای خود، مناسبترین نامزد شراکت و همکاری به شمار میرود. تجارت چین و بنگلادش ناترازی قابلتوجهی دارد و در براساس آخرین برآوردهای آماری بنگلادش بیش از ۲۲.۹ میلیارد از چین وارد نموده و در مقابل تنها ۶۷۷ میلیون دلار به این کشور پهناور صادرات داشته است.
🌐 https://institutetehran.com/art/342
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹با استقرار مجدد ترامپ در کاخ سفید و تلاش او برای تکمیل کار ناتمام خود در دوره اول یعنی رسیدن به «توافقی بهتر از برجام» دور جدیدی از کشمکشها میان آمریکا و ایران با ترکیبی از دیپلماسی و نمایش قدرت آغاز شده است. از یک سو نامه ترامپ به ایران و پاسخ ایران به آن منجر به مذاکرات غیرمستقیم در عمان شده است و از سوی دیگر تحرکاتی نظامی از سوی طرفین مانند اعزام بمب افکنها و ناوهای جنگی B-2 آمریکایی به منطقه و انتقال سامانههای موشکی تاد و پاتریوت به اسرائیل یا افزایش سطح آماده باش نیروهای رزمی ایران در حال انجام است.
🔸در همین رابطه نخست وزیر اسرائیل در سفری غیرمنتظره راهی واشنگتن شد و با ترامپ دیدار کرد. ارتباط سفر نتانیاهو به مذاکرات به دو گونه قابل تفسیر است؛ نخست تلاش آمریکا برای جلوگیری از اخلالگری اسرائیل در مذاکرات، دوم هماهنگی برای یک اقدام مشترک به ویژه در صورت شکست مذاکرات.
💢تجربه دوره پیشین و تعجیل برای توافق از طریق تهدید نظامی
🔸ترامپ فرصت باقی مانده تا پایان مهلت انقضای مکانیسم ماشه در برجام را بهترین زمان برای توافق میبیند. به همین دلیل در نظر ترامپ دیگر تکیه بر فشار اقتصادی برای وادار کردن ایران به یک توافق در این زمان محدود کارآمد نخواهد بود و او رو به تهدیدات نظامی آورده است. ترامپ ممکن است سابقه واکنش ایران به ترور سردار سلیمانی و همچنین عدم پاسخ ایران به آخرین حمله اسرائیل را نشاندهنده کم خطر بودن اقدام نظامی تفسیر کند.
💢جنگ منطقهای و درو کردن حواصل جنگ
🔸همچنین با توجه به وضعیت غزه، لبنان و سوریه به گمان مقامات آمریکا پس از ضربهها به جبهه مقاومت اکنون بهترین زمان برای درو کردن حواصل نهایی حمایتهای خود از رژیم صهیونیستی در توافقی با ایران است و ایران بیش از هر زمان دیگری برای امتیاز دادن آماده است.
💢مهار ایران لازمه شکست چین در جنگ تجاری
🔸مهار چین بزرگترین اولویت سیاست خارجی آمریکا است. در حالی که پشت کردن آمریکا به نظام تجارت آزاد با وضع تعرفههای سنگین یکی از مهمترین ابزارها در این راستا بوده است، بدون متوقف کردن روند گسترش نفوذ چین در منطقه، کنترل بر منابع و معابر حیاتی انرژی و آسوده خاطر شدن از خاورمیانه، آمریکا شانس کمی برای موفقیت در جنگ تجاری با چین خواهد داشت. عملیاتهای انصارالله در دریای سرخ نشان داده است که آمریکا بدون مهار ایران و گروههای همسو نمیتواند چنین برنامهای را پیش ببرد.
💢جنگ اوکراین، نزدیکی به روسیه و ارعاب ایران
در حالی که تفکیک موضوعات یکی از فنون مذاکراتی برای تسهیل توافق محسوب میشود ترامپ به شیوهای عجیب تلاش میکند موضوعات مختلف را به یکدیگر گره بزند. براین اساس در مذاکرات مربوط به پایان جنگ اوکراین بحث میانجیگری روسیه بین ایران و آمریکا مطرح شد. تاکتیکی که میتوانست با هدف القای مصالحه آمریکا و روسیه بر سر ایران و ارعاب ایران برای امتیاز دادن صورت گرفته باشد.
💢تمرکز بر کوچکترین حلقه از یک ائتلاف رو به رشد
🔸در یک دید کلانتر آمریکا خود را با یک ائتلاف جهانی در حال ظهور علیه نظم آمریکا-محور میبیند که سه ضلع مهم آن چین، روسیه و ایران هستند. به نظر میرسد ایالات متحده برای شکستن این ائتلاف رو به رشد جهانی تمرکز خود را بر ضعیفترین حلقه یعنی ایران معطوف کرده است.
💢یمن استخوان در گلو و عراق کانون بازی سیاسی
در حالی که آمریکا به دنبال این بوده است که اول جبهههای یمن و عراق را فیصله دهد آنگاه از موضع بالاتری با ایران مذاکره کند اما حملات به یمن تاکنون مثمر ثمر نبوده است. به نظر میرسد اما عراق آبستن تحولات پیچیدهای در گیرودار کشمکش ایران و آمریکا باشد.
💢سمت و سوی کشمکش
🔸 انگیزهها و عوامل ذکرشده در ترکیب با موانع پیشروی آمریکا، سرانجام این منازعه را تعیین میکند. اگرچه برخلاف دور قبل اهرم فشار آمریکا علیه ایران کمتر اقتصادی و بیشتر تهدید به اعمال زور است اما تداوم فروش نفت ایران مانع از تاثیرگذاری حاد فشار اقتصادی علیه ایران میشود به گونهای که تسلیم شود. تهدید به زور نیز رویکرد جدیدی در سیاست آمریکا در قبال ایران نیست و انتظار نتیجه متفاوت بیهوده است. علاوه براین اقدام نظامی علیه ایران در شرایط تغییرات سیستمی در نظم بینالملل مملو از ابهامات پرخطری است که اگر نه ترامپ، دیگر ردههای تصمیمگیر سیاسی و نظامی آمریکا به خوبی به آنها واقفاند.
🌐 https://institutetehran.com/art/343
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10🔥1👏1👌1
♦️توافق با ایران: کل راهبرد خاورمیانهای ترامپ
▪️شورای آتلانتیک
📝آلن پینو
#تهران_ریویو
🔸آیا استراتژی ترامپ در خاورمیانه یک طرح جامع است یا حملات اخیر ایالات متحده به شبهنظامیان حوثی در یمن صرفا اقدامی واکنشی است؟ برخی تحلیلگران سیاست خارجی ترامپ را آشفته و نامنظم میدانند اما اگر هدف اصلی تضمین توافق هستهای با ایران و مهار نفوذ آن باشد، اقدامات ایالات متحده در یمن، سوریه و لبنان میتواند بهعنوان بخشی از این طرح تلقی شود. با این حال، حمایت از تصمیم نتانیاهو برای از سرگیری جنگ در غزه نابخردانه بوده و ممکن است به تضعیف حمایتهای منطقهای که ترامپ برای مقابله با ایران به آن نیاز دارد منجر شود.
💢یمن: تماما مرتبط به ایران
🔹ایالات متحده ایران را مسئول تسلیح و آموزش حوثیها میداند و ترامپ به ایران درباره عواقب احتمالی عدم توقف اقدامات حوثیها هشدار داده است. موفقیت در خنثی کردن تهدید حوثیها منجر به کاهش نفوذ فعالترین نیروی نیابتی ایران که علیه منافع آمریکا و اسرائیل اقدام کرده، میشود. این حملات همچنین میتواند به پذیرفتن مذاکره درباره مسائل هستهای و منطقهای توسط ایران کمک کند.
💢ایران: گفتوگو یا خطر جنگ
🔹حملات ایالات متحده علیه حوثیها، هشدار ترامپ را تقویت میکند که اگر پیشرفتهای هستهای ایران متوقف نشود، ممکن است تاسیسات هستهای ایران هدف اقدام نظامی قرار گیرد. ایالات متحده و اسرائیل تمرینات هوایی مشترکی انجام دادهاند و برای حملات احتمالی آماده میشوند. ضربه به سامانههای دفاع هوایی ایران توسط اسرائیل نیز حمله نظامی به این کشور را تسهیل خواهد نمود. علاوه بر این، ایالات متحده فشار اقتصادی بر ایران را با اجرای دقیقتر تحریمها افزایش میدهد و شبکههای دور زدن تحریمها از جمله ناوگان نفتکش سایه و شرکتهای خریدار نفت ایران در چین را هدف قرار میدهد.
💢سوریه و لبنان: ثبات به مهار ایران کمک میکند
🔹دولت ترامپ در حالی که درگیر اقدامات نظامی در یمن و تهدید ایران است، تلاشهایی نیز برای ارتقای ثبات در سوریه و لبنان داشته است. مقامات نظامی ایالات متحده به میانجیگری توافق ۱۰ مارس بین دولت سوریه و کردها کمک کردند. هدف این توافق ادغام کردها در ارتش سوریه، ایجاد ثبات در دولت و تامین منابع انرژی برای آن بود. این توافق همچنین از بیثباتی جلوگیری میکند که ممکن است به ایران و نیروهای نیابتی آن اجازه دهد حضور خود را در سوریه تقویت کنند. همچنین، فرستاده ایالات متحده در لبنان به دنبال حل و فصل مسائل بین لبنان و اسرائیل، از جمله اختلافات مرزی و اطمینان از عدم قدرتگیری مجدد حزبالله است.
💢غزه: حمایت آمریکا از اسرائیل تلاشهای مقابله با ایران را تضعیف میکند
🔹با این وجود، حمایت دولت ترامپ از تصمیم نتانیاهو برای از سرگیری جنگ در غزه ممکن است هدف بزرگتر آن برای مقابله با ایران را تضعیف کند. حملات هوایی و عملیات زمینی اسرائیل میتواند خطر ایجاد یک درگیری طولانی با حماس، تشدید اختلافات داخلی در اسرائیل و منحرف کردن توجهات از ایران را به همراه داشته باشد. حمایت ایالات متحده از جنگ ممکن است روابط آن با کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات را که نگران تلفات فلسطینیها و خرابیهای غزه هستند، تحت تاثیر قرار دهد و تلاشها برای متحد کردن منطقه علیه ایران را پیچیدهتر کند. علاوه بر این، جنگ ممکن است میانجیگری ایالات متحده برای عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل را دشوارتر کند، زیرا عربستان سعودی اعلام کرده است که تا زمانی که درگیری ادامه دارد، چنین اقداماتی را مدنظر نخواهد داشت.
💢چه چیزهایی ممکن است اشتباه پیش برود؟ خیلی چیزها.
✅سرکوب حوثیها ممکن است به راحتی امکانپذیر نباشد و همچنین ممکن است ایران از ادامه مذاکرات هستهای عقبنشینی کند. تلاشها برای ایجاد ثبات در لبنان و سوریه نیز ممکن است با شکست روبرو شود. همچنین درگیری در غزه میتواند به یک باتلاق طولانیمدت برای اسرائیل تبدیل شود و همکاریهای منطقهای ایالات متحده را مختل کند. موفقیت در خاورمیانه مستلزم سازگاری با اتفاقات سریع است. با وجود داشتن یک راهبرد منسجم اگر اوضاع به خوبی پیش نرود، دولت ممکن است مجبور به اتخاذ تصمیمات بداهه شود. باید برای آن آماده باشد.
🔁 مطالب مرتبط
مذاکرات در مسقط؛ منازعه ایران و آمریکا به کجا میکشد؟
یمن و چالش حملات آمریکا
دو پروندۀ اصلی آمریکا در سوریه جدید
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/344
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️شورای آتلانتیک
📝آلن پینو
#تهران_ریویو
🔸آیا استراتژی ترامپ در خاورمیانه یک طرح جامع است یا حملات اخیر ایالات متحده به شبهنظامیان حوثی در یمن صرفا اقدامی واکنشی است؟ برخی تحلیلگران سیاست خارجی ترامپ را آشفته و نامنظم میدانند اما اگر هدف اصلی تضمین توافق هستهای با ایران و مهار نفوذ آن باشد، اقدامات ایالات متحده در یمن، سوریه و لبنان میتواند بهعنوان بخشی از این طرح تلقی شود. با این حال، حمایت از تصمیم نتانیاهو برای از سرگیری جنگ در غزه نابخردانه بوده و ممکن است به تضعیف حمایتهای منطقهای که ترامپ برای مقابله با ایران به آن نیاز دارد منجر شود.
💢یمن: تماما مرتبط به ایران
🔹ایالات متحده ایران را مسئول تسلیح و آموزش حوثیها میداند و ترامپ به ایران درباره عواقب احتمالی عدم توقف اقدامات حوثیها هشدار داده است. موفقیت در خنثی کردن تهدید حوثیها منجر به کاهش نفوذ فعالترین نیروی نیابتی ایران که علیه منافع آمریکا و اسرائیل اقدام کرده، میشود. این حملات همچنین میتواند به پذیرفتن مذاکره درباره مسائل هستهای و منطقهای توسط ایران کمک کند.
💢ایران: گفتوگو یا خطر جنگ
🔹حملات ایالات متحده علیه حوثیها، هشدار ترامپ را تقویت میکند که اگر پیشرفتهای هستهای ایران متوقف نشود، ممکن است تاسیسات هستهای ایران هدف اقدام نظامی قرار گیرد. ایالات متحده و اسرائیل تمرینات هوایی مشترکی انجام دادهاند و برای حملات احتمالی آماده میشوند. ضربه به سامانههای دفاع هوایی ایران توسط اسرائیل نیز حمله نظامی به این کشور را تسهیل خواهد نمود. علاوه بر این، ایالات متحده فشار اقتصادی بر ایران را با اجرای دقیقتر تحریمها افزایش میدهد و شبکههای دور زدن تحریمها از جمله ناوگان نفتکش سایه و شرکتهای خریدار نفت ایران در چین را هدف قرار میدهد.
💢سوریه و لبنان: ثبات به مهار ایران کمک میکند
🔹دولت ترامپ در حالی که درگیر اقدامات نظامی در یمن و تهدید ایران است، تلاشهایی نیز برای ارتقای ثبات در سوریه و لبنان داشته است. مقامات نظامی ایالات متحده به میانجیگری توافق ۱۰ مارس بین دولت سوریه و کردها کمک کردند. هدف این توافق ادغام کردها در ارتش سوریه، ایجاد ثبات در دولت و تامین منابع انرژی برای آن بود. این توافق همچنین از بیثباتی جلوگیری میکند که ممکن است به ایران و نیروهای نیابتی آن اجازه دهد حضور خود را در سوریه تقویت کنند. همچنین، فرستاده ایالات متحده در لبنان به دنبال حل و فصل مسائل بین لبنان و اسرائیل، از جمله اختلافات مرزی و اطمینان از عدم قدرتگیری مجدد حزبالله است.
💢غزه: حمایت آمریکا از اسرائیل تلاشهای مقابله با ایران را تضعیف میکند
🔹با این وجود، حمایت دولت ترامپ از تصمیم نتانیاهو برای از سرگیری جنگ در غزه ممکن است هدف بزرگتر آن برای مقابله با ایران را تضعیف کند. حملات هوایی و عملیات زمینی اسرائیل میتواند خطر ایجاد یک درگیری طولانی با حماس، تشدید اختلافات داخلی در اسرائیل و منحرف کردن توجهات از ایران را به همراه داشته باشد. حمایت ایالات متحده از جنگ ممکن است روابط آن با کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات را که نگران تلفات فلسطینیها و خرابیهای غزه هستند، تحت تاثیر قرار دهد و تلاشها برای متحد کردن منطقه علیه ایران را پیچیدهتر کند. علاوه بر این، جنگ ممکن است میانجیگری ایالات متحده برای عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل را دشوارتر کند، زیرا عربستان سعودی اعلام کرده است که تا زمانی که درگیری ادامه دارد، چنین اقداماتی را مدنظر نخواهد داشت.
💢چه چیزهایی ممکن است اشتباه پیش برود؟ خیلی چیزها.
✅سرکوب حوثیها ممکن است به راحتی امکانپذیر نباشد و همچنین ممکن است ایران از ادامه مذاکرات هستهای عقبنشینی کند. تلاشها برای ایجاد ثبات در لبنان و سوریه نیز ممکن است با شکست روبرو شود. همچنین درگیری در غزه میتواند به یک باتلاق طولانیمدت برای اسرائیل تبدیل شود و همکاریهای منطقهای ایالات متحده را مختل کند. موفقیت در خاورمیانه مستلزم سازگاری با اتفاقات سریع است. با وجود داشتن یک راهبرد منسجم اگر اوضاع به خوبی پیش نرود، دولت ممکن است مجبور به اتخاذ تصمیمات بداهه شود. باید برای آن آماده باشد.
🔁 مطالب مرتبط
مذاکرات در مسقط؛ منازعه ایران و آمریکا به کجا میکشد؟
یمن و چالش حملات آمریکا
دو پروندۀ اصلی آمریکا در سوریه جدید
🌐https://institutetehran.com/art/344
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11👎2👏2❤1
#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هستهای
🔹با آغاز ریاست جمهوری ترامپ، یک نام در تیم سیاست خارجه او پر رنگ شده است: استیو ویتکاف. با گذشت بیش از سه ماه از مراسم سوگند ریاست جمهوری، ویتکاف نقش فعالی در سیاست خارجه آمریکا داشته است. نخست به عنوان فرستاده ویژه رئیسجمهور در امور خاورمیانه به اسرائیل سفر کرد تا توافق آتشبس در غزه را نهایی کند؛ سپس در مذاکرات آتشبس با روسیه در عربستان حضور پیدا کرد و اکنون نیز گفته میشود مسئول اصلی مذاکرات عمان با ایران خواهد بود. اما ویتکاف کیست؟ و چه مواضعی دارد که ترامپ پروندههای خارجی مهم آمریکا را به او میسپارد؟
🔸استیو ویتکاف فاقد هرگونه سابقه دیپلماتیک است که در گذشته بیشتر به عنوان تاجر و سرمایهگذار شناخته میشد. او نخستین بار در دهه ۱۹۸۰ میلادی و هنگامی که در یک شرکت حقوقی به عنوان وکیل حوزه املاک شاغل بود با ترامپ آشنا شد و تا امروز با یکدیگر رابطه دوستانهای داشتهاند. او بعدها وارد حوزه سرمایهگذاری و ساختوساز در نیویورک شد و بنگاه املاک خود با نام گروه ویتکاف را تأسیس کرد.
💢ویتکاف و پولهای قطر
🔸شاید بتوان نخستین نشانه حضور ویتکاف در عرصه سیاست را به انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا بازگرداند؛ هنگامی که قطر لابی فراوانی در کارزار انتخاباتی ترامپ انجام داد. به گفته برخی منابع، لابیگران قطری فهرستی از ۲۵۰ فرد تأثیرگذار بر ترامپ را تهیه کرده بودند که نام ویتکاف نیز در میان آنها بود و حتی در جریان انتخابات، ویتکاف با مقامات قطری دیدار نیز داشت. علاوه بر این، ویتکاف در سال ۲۰۱۷ به ثروتمندان قطری کمک شایانی کرد تا فرصتهای سرمایهگذاری جدیدی در آمریکا بیابند.
🔸این ارتباط با دادههای رسمی همخوانی دارد. این اطلاعات نشان میدهد که در سال ۲۰۱۷، میزان پولی که از سمت لابی قطر خرج شد نسبت به ۲۰۱۶ چهار برابر رشد کرد. تعداد کارگزاران (لابیگران) خارجی رسمی قطری نیز افزایش یافت. ارتباط تجاری ویتکاف با قطر پس از دوره نخست ترامپ پایان نیافت. به عنوان مثال سال گذشته ویتکاف هتل لین پارک منهتن را به قیمت ۶۲۳ میلیون دلار به یک صندوق سرمایهگذاری دولتی قطری فروخت. یک صندوق اماراتی در ابوظبی نیز در معامله شرکت داشت. تمامی این موارد نشاندهده روابط نزدیک ویتکاف با دولتهای خلیج فارس است. با این حال در مجموع، فعالیت سیاسی ویتکاف پیش از ۲۰۲۴ به شدت محدود بود.
💢انتخابات ۲۰۲۴ و پس از آن
🔸در انتخابات ۲۰۲۴، ویتکاف نقش پررنگی در تأمین مالی کارزار انتخاباتی ترامپ ایفا کرد. او خود ۲ میلیون دلار به ترامپ کمک کرد و توانست اهداکنندگان دیگری را نیز جذب کند. همچنين پس از اینکه ترامپ به عنوان نامزد نهایی جمهوریخواهان انتخاب شد، ویتکاف توانست میان او و ران دسانتیس، دیگر نامزد جمهوریخواه آشتی برقرار کند. او تلاش مشابهی میان ترامپ و نیکی هیلی انجام داد که به نتیجه نرسید. با این وجود، چنین اقداماتی نشاندهنده نزدیکی او به ترامپ و اعتمادی است که رئیس جمهور به او دارد. پس از پیروزی ترامپ، او تبدیل به یکی از مهرههای کلیدی سیاست خارجه تبدیل شد. فعالیتهای اخیر او، ویتکاف را به اصلیترین چهره کابینه ترامپ در امور خاورمیانه تبدیل کرده است.
💢مواضع و رویکردها در قبال ایران
🔸فعالیتهای ویتکاف در سه ماه گذشته تصویر اولیهای از او را شکل داده است. علیرغم یهودیبودن، همچون جمهوریخواهان سنتی و نومحافظهکار به خاورمیانه و اسرائیل نگاه نمیکند؛ چراکه همچون آنان در حزب جمهوریخواه بالا نیامده است. او حامی اسرائیل است، با این حال برخی اظهارنظرهای او (امکان مشارکت سیاسی حماس به شرط غیرمسلحشدن) برخی از جمهوریخواهان طرفدار اسرائیل را نگران کرده است. تاکنون سخنان او در مورد اسرائیل و ایران به تندی افرادی نظیر روبیو، هگزت و والتز نبوده است. مهمترین اظهارنظر او در مورد ایران به مصاحبه اخیرش با تاکر کارلسون باز میگردد. او ضمن اشاره به حل مسئله هستهای، بر رسیدن به توافق با ایران تأکید کرد که با چاشنی تهدید نظامی تلویحی همراه بود؛ اما مجموعاً ویتکاف رویکرد متفاوتی به نسبت تندروهای کابینه در قبال ایران دارد.
🔄مطالب مرتبط:
▫️مایک والتز؛ یک نظامی در لباس مشاور امنیت ملی
🌐 https://institutetehran.com/art/345
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14👏2👌2❤1
🔵 آنچه پکن از جنگ تجاری با آمریکا میخواهد
▪️اندیشکده بروکینگز
📝جاناتان زین
#اکوتهران
🔸از زمان استقرار ترامپ بهعنوان رئیس جمهور، طی چند رفت و برگشت تعرفههای متقابلی از سوی واشنگتن و پکن بر تجارت دوجانبه اعمال شده است. همچنین اعمال کنترلهای صادراتی بر مواد معدنی حیاتی و قراردادن برخی از شرکتهای آمریکایی در فهرست نهادهای غیرقابل اعتماد چین از جمله واکنشهای پکن بود. هرچند اعمال متقابل تعرفه پیام عزم و اراده طرف چینی برای مقابله با اقدامات آمریکا را منعکس نموده است بهنظر نمیرسد پنجره مذاکراتی با دولت ترامپ مسدود شده باشد.
🔹نتیجه نگرانکننده جنگ تجاری پکن و واشنگتن، تشدید تنشها نیست؛ بلکه دستیابی به «توافقی بزرگ» است که فراتر از تجارت، مسائل فناوری و امنیتی را شامل شود. چین و آمریکا تمایلی به رسیدن به نقطه بحران ندارند، اما خطر اصلی توافقی است که به چین اجازه دهد بدون مزاحمت آمریکا نفوذ خود را گسترش دهد. در مذاکرات احتمالی، پکن سه سطح از مسائل را برای کاهش سیاستهای رقابتی آمریکا مطرح خواهد کرد.
🔹نخست، چین احتمالاً به دنبال کاهش نظارت بر سرمایهگذاریهای چینی در ایالات متحده خواهد بود—نظارتی که در دوران دولت ترامپ تشدید شد—و همچنین کاهش محدودیتهای سرمایهگذاری آمریکا در چین که در دولت بایدن اعمال شد. چین خواهان بازگشت به دوران اوباما است، زمانی که سرمایهگذاری مستقیم خارجی دوجانبه به اوج خود رسید.
🔹دوم، چین احتمالاً در مذاکرات خواستار لغو محدودیتهای فناوری خواهد شد که دولت اول ترامپ اعمال کرد و سپس بایدن آنها را گسترش داد. با وجود این محدودیتها، شرکتهای چینی مانندDeepSeek همچنان درحوزههایی مانند هوش مصنوعی، آمریکا را به چالش کشیدهاند، که توانمندی و استحکام چین را به نمایش میگذارد.
🔹سوم، پکن ممکن است تلاش کند تا تعهدات امنیتی آمریکا را در مناطق مورد مناقشه مانند تنگه تایوان و دریای چین جنوبی تضعیف کند. چین ممکن است از تردیدهای ترامپ درباره تعهدات امنیتی آمریکا بهرهبرداری کرده و او را به کاهش تعهدات دفاعی در مقابل شرکای منطقهای در ازای وعدههای اقتصادی آتی ترغیب کند.
🔹شی جینپینگ در مذاکرات با ترامپ از مزیتهایی برخوردار است. چراکه در طول ۲۵ سال گذشته رابطه ایالات متحده و چین با یک عدم تعادل جدی تعریف شده است. صرفنظر از اینکه ایالات متحده رقابت یا همکاری با چین را اولویت قراردهد، بهطور مداوم در مدیریت مسائلی مانند برنامه هستهای کره شمالی و ایران تا جنگ اوکراین، از چین درخواست کمک کرده است و این درخواستها همگام با گسترش نفوذ جهانی چین بهدلیل نقش سازنده چینیها، افزایش مییابد. در این دور مذاکرات، چین احتمالاً رویکرد «نه امتیاز؛ نه تشدید تنش» را دنبال خواهد کرد، همانطور که در جنگ تجاری قبلی امتیازات محدودی داد و با جلوگیری از توسعه جنگ، مانع تاثیرگذاری آن بر چشمانداز اقتصاد کلان خود گردید.
🔹شی و تیم او احتمالاً به خوبی از این نکته آگاه هستند که جنگ تجاری اول با اصرار ترامپ مبنی بر اینکه تیمش توافقی را منعقد کند، به پایان رسید. در نهایت، برخلاف جنگ تجاری اول، احتمالاً مقامات آمریکایی این بار با چهرهای مشابه «لیو هه» در سمت چینیها روبهرو نخواهند شد. مذاکرهکننده از سوی چین، احتمالا «هه لیفنگ»، معاون نخستوزیر است که وفادارانه از شی پیروی میکند. «هه لیفنگ» از تمایلات اصلاحطلبانه «لیو هه» برخوردار نیست و بیشتر تمرکز او بر اجرای سیاستهای اقتصادی شی است تا اصلاح آنها.
🔹اندیشکده بروکینگز با در نظر گرفتن این چالشها آمریکا را به رعایت بر چهار اصل در مذاکرات با پکن دعوت نموده است:
1️⃣ آمریکا باید اهداف کلیدی خود را مشخص کند؛ این اهداف میتواند شامل سرکوب مواد اولیه فنتانیل، اصلاح عدم توازن تجاری یا وادار کردن چین به اصلاحات ساختاری باشد.
2️⃣ همچنین دولت ترامپ باید از همان ابتدا به صراحت به همتایان چینی خود اعلام کند که مسائل مربوط به امنیت ملی، در دستور کار مذاکرات قرار ندارند.
3️⃣ دولت ترامپ باید آماده ترک میز مذاکرات در صورت تکرار توافق ضعیف مرحله اول باشد.
4️⃣ دولت ترامپ باید جزئیات مذاکرات با چین را به مشاوران بسپارد و تنها در مرحله نهایی وارد عمل شود.
✅ در نتیجه دولت ترامپ باید آگاه باشد که در مذاکرات با چین، حتی زمانی که «برنده» به نظر میرسد، در واقع ممکن است بازنده باشد. زیرا چین ممکن است به دنبال خریدن وقت باشد تا مذاکرات را با دولت بعدی بر اساس شرایط خود از سر بگیرد.
🔄مطالب مرتبط
▫️دنیایی که ترامپ میخواهد: قدرت آمریکا در عصر جدید ملیگرایی
▫️برنامه اقتصادی چین برای سال پیشرو
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/346
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️اندیشکده بروکینگز
📝جاناتان زین
#اکوتهران
🔸از زمان استقرار ترامپ بهعنوان رئیس جمهور، طی چند رفت و برگشت تعرفههای متقابلی از سوی واشنگتن و پکن بر تجارت دوجانبه اعمال شده است. همچنین اعمال کنترلهای صادراتی بر مواد معدنی حیاتی و قراردادن برخی از شرکتهای آمریکایی در فهرست نهادهای غیرقابل اعتماد چین از جمله واکنشهای پکن بود. هرچند اعمال متقابل تعرفه پیام عزم و اراده طرف چینی برای مقابله با اقدامات آمریکا را منعکس نموده است بهنظر نمیرسد پنجره مذاکراتی با دولت ترامپ مسدود شده باشد.
🔹نتیجه نگرانکننده جنگ تجاری پکن و واشنگتن، تشدید تنشها نیست؛ بلکه دستیابی به «توافقی بزرگ» است که فراتر از تجارت، مسائل فناوری و امنیتی را شامل شود. چین و آمریکا تمایلی به رسیدن به نقطه بحران ندارند، اما خطر اصلی توافقی است که به چین اجازه دهد بدون مزاحمت آمریکا نفوذ خود را گسترش دهد. در مذاکرات احتمالی، پکن سه سطح از مسائل را برای کاهش سیاستهای رقابتی آمریکا مطرح خواهد کرد.
🔹نخست، چین احتمالاً به دنبال کاهش نظارت بر سرمایهگذاریهای چینی در ایالات متحده خواهد بود—نظارتی که در دوران دولت ترامپ تشدید شد—و همچنین کاهش محدودیتهای سرمایهگذاری آمریکا در چین که در دولت بایدن اعمال شد. چین خواهان بازگشت به دوران اوباما است، زمانی که سرمایهگذاری مستقیم خارجی دوجانبه به اوج خود رسید.
🔹دوم، چین احتمالاً در مذاکرات خواستار لغو محدودیتهای فناوری خواهد شد که دولت اول ترامپ اعمال کرد و سپس بایدن آنها را گسترش داد. با وجود این محدودیتها، شرکتهای چینی مانندDeepSeek همچنان درحوزههایی مانند هوش مصنوعی، آمریکا را به چالش کشیدهاند، که توانمندی و استحکام چین را به نمایش میگذارد.
🔹سوم، پکن ممکن است تلاش کند تا تعهدات امنیتی آمریکا را در مناطق مورد مناقشه مانند تنگه تایوان و دریای چین جنوبی تضعیف کند. چین ممکن است از تردیدهای ترامپ درباره تعهدات امنیتی آمریکا بهرهبرداری کرده و او را به کاهش تعهدات دفاعی در مقابل شرکای منطقهای در ازای وعدههای اقتصادی آتی ترغیب کند.
🔹شی جینپینگ در مذاکرات با ترامپ از مزیتهایی برخوردار است. چراکه در طول ۲۵ سال گذشته رابطه ایالات متحده و چین با یک عدم تعادل جدی تعریف شده است. صرفنظر از اینکه ایالات متحده رقابت یا همکاری با چین را اولویت قراردهد، بهطور مداوم در مدیریت مسائلی مانند برنامه هستهای کره شمالی و ایران تا جنگ اوکراین، از چین درخواست کمک کرده است و این درخواستها همگام با گسترش نفوذ جهانی چین بهدلیل نقش سازنده چینیها، افزایش مییابد. در این دور مذاکرات، چین احتمالاً رویکرد «نه امتیاز؛ نه تشدید تنش» را دنبال خواهد کرد، همانطور که در جنگ تجاری قبلی امتیازات محدودی داد و با جلوگیری از توسعه جنگ، مانع تاثیرگذاری آن بر چشمانداز اقتصاد کلان خود گردید.
🔹شی و تیم او احتمالاً به خوبی از این نکته آگاه هستند که جنگ تجاری اول با اصرار ترامپ مبنی بر اینکه تیمش توافقی را منعقد کند، به پایان رسید. در نهایت، برخلاف جنگ تجاری اول، احتمالاً مقامات آمریکایی این بار با چهرهای مشابه «لیو هه» در سمت چینیها روبهرو نخواهند شد. مذاکرهکننده از سوی چین، احتمالا «هه لیفنگ»، معاون نخستوزیر است که وفادارانه از شی پیروی میکند. «هه لیفنگ» از تمایلات اصلاحطلبانه «لیو هه» برخوردار نیست و بیشتر تمرکز او بر اجرای سیاستهای اقتصادی شی است تا اصلاح آنها.
🔹اندیشکده بروکینگز با در نظر گرفتن این چالشها آمریکا را به رعایت بر چهار اصل در مذاکرات با پکن دعوت نموده است:
1️⃣ آمریکا باید اهداف کلیدی خود را مشخص کند؛ این اهداف میتواند شامل سرکوب مواد اولیه فنتانیل، اصلاح عدم توازن تجاری یا وادار کردن چین به اصلاحات ساختاری باشد.
2️⃣ همچنین دولت ترامپ باید از همان ابتدا به صراحت به همتایان چینی خود اعلام کند که مسائل مربوط به امنیت ملی، در دستور کار مذاکرات قرار ندارند.
3️⃣ دولت ترامپ باید آماده ترک میز مذاکرات در صورت تکرار توافق ضعیف مرحله اول باشد.
4️⃣ دولت ترامپ باید جزئیات مذاکرات با چین را به مشاوران بسپارد و تنها در مرحله نهایی وارد عمل شود.
🔄مطالب مرتبط
▫️دنیایی که ترامپ میخواهد: قدرت آمریکا در عصر جدید ملیگرایی
▫️برنامه اقتصادی چین برای سال پیشرو
🌐https://institutetehran.com/art/346
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏2👌2
#مقاله_تحلیلی
#مذاکرات_هستهای
📝دکتر رحمن قهرمانپور
🔹دیدار مقامات ایرانی و امریکایی در عمان در فروردین ماه ۱۴۰۴ بار دیگر این پرسش را پیش می کشد که آیا دو طرف می توانند به یک توافق جامع و پایدار برسند؟ و آیا امکان توافقی شبیه برجام و از جنس آن وجود دارد؟ یا مطالبات و خواستههای متفاوت و متضاد دو طرف چنین اجازهای را به آنها نمی دهد؟
💢شرایط کلی حاکم بر روابط ایران و آمریکا
🔸بستر حاکم بر مذاکرات به اندازه خود مذاکره اهمیت دارد و در مورد ایران و آمریکا این بستر مملو از بی اعتمادی است که هم جنبه تاریخی دارد و هم در چهار دهه اخیر تشدید شده است. به بیان ساده تر ، شرایط موجود در روابط ایران و آمریکا باعث می شود نسبت به حصول توافق گسترده و پایدار مردد باشیم. سرنوشت برجام هم نشان داد حتی در صورت رسیدن به توافق، حفظ و استمرار آن کاری بسیار دشوار است. گروههای سیاسی داخلی متعددی در هر دو کشور مخالف توافق پایدار و عادی سازیاند، اسرائیل آشکارا در مسیر توافق سنگ اندازی می کند و تجربه برخورد آمریکا با کشورهای مخالف هم تصمیم گیران ایرانی را در اعتماد کردن به واشنگتن دچار تردید جدی می کند.چشم انداز آتی مذاکرات را هم باید در این بستر تحلیل کرد.
💢ترامپ و دیپلماسی اجبار در برابر ایران
🔸دیدار روز شنبه را بیشتر از آنکه یک مذاکره بدانیم باید نوعی دیدار دوجانبه برای ارزیابی متقابل طرفین از همدیگر بدانیم. آمریکا به عمان میآید تا بی واسطه بداند آیا ایران واقعا به دنبال رسیدن به یک توافق هست یا می خواهد زمان بخرد؟ ایران هم به مسقط میرود تا بداند خواستههای واقعی ترامپ از ایران چیست و آیا او از خواسته های افراطی خود که در رسانه ها مطرح کرده کوتاه می آید یا نه؟
🔸سیاست ترامپ در مقابل ایران در چارچوب آن چیزی است که اصطلاحاً دیپلماسی زور یا اجبار نامیده می شود و منظور از آن تلفیق دیپلماسی و قدرت نظامی است. در سال های اخیر در مراکز قدرت در واشنگتن این باور تقویت شده است که دلیل ناکامی آمریکا در رسیدن به یک توافق هستهای پایدار با ایران در گذشته عدم استفاده از تهدید نظامی موثر علیه ایران بود.
🔸این عده معتقدند که موفقیت دیپلماسی اجبار آمریکا در برابر ایران نیازمند آن است که آمریکا به صورت جدی استفاده از قدرت نظامی را در دستور کار قرار دهد. یعنی به موازات اقدامات دیپلماتیک، تهدید نظامی را هم معتبر جلوه دهد. تمدید حضور ناوهای جنگی آمریکا در دریای مدیترانه و تقویت حضور نظامی آن در پایگاه جزیره دیگو گارسیا در اقیانوس هند و تهدیدات مکرر ترامپ درباره امکان حمله به تاسیسات هسته ای ایران را باید در این راستا یعنی معتبر کردن تهدید نظامی دانست. با این حال استفاده بیش از حد از زور نظامی میتواند انگیزه طرف مقابل( یعنی ایران) را برای توافق کاهش دهد.
💢عدم قطعیتهای موجود در رسیدن به توافق
🔸در حال حاضر سه عدم قطعیت اصلی درباره توافق ایران و آمریکا در ماه های آینده وجود دارد. عدم قطعیت اول به ترامپ و شیوه رفتار او برمیگردد . او تصور می کند بزرگترین مزیتش در پیشبینی ناپذیر بودن است و همواره سعی میکند طرف مقابل را غافلگیر بکند. این در حالی است که این خصلت رفتاری او باعث محتاط تر شدن مقامات ایران می شود.
🔸عدم قطعیت دوم به عملکرد لابی طرفدار اسرائیل و نتانیاهو برمیگردد. نتانیاهو خواهان توافق میان ایران و آمریکا نیست و همه تلاش خود را به کار میگیرد تا در این مسیر اخلال ایجاد کرده و مانع توافق شود. عدم قطعیت سوم به آن چیزی برمیگردد که میتوان تنگنای هویتی و ایدئولوژیک در ایران دانست . جمهوری اسلامی ایران مقابله با نظام سلطه و در راس آن آمریکا را به عنوان یکی از اهداف اصلی سیاست خارجی خود تعریف کرده است. در نتیجه کوتاه آمدن در برابر آمریکا به نوعی در تعارض با این هدف سیاست خارجی است. در همین راستا اصرار ایران بر انجام مذاکرات غیر مستقیم را باید جدی گرفت. جمهوری اسلامی می خواهد با حفظ اصول خود وارد مذاکرات شود و تصویر پذیرش مذاکرات از موضع ضعف را تقویت نکند. این سیاست ایران را می توان نشانه از این تنگنای هویتی دانست.
💢نتیجهگیری
به نظر میرسد که شرایط برای رسیدن به یک توافق بلند مدت و پایدار در روابط ایران و آمریکا فراهم نیست و ما در ماههای آینده شاهد این نوع توافق نخواهیم بود. اما در عین حال ایران و حتی ترامپ خواهان جنگ نیستند. نتیجه این دو گزاره آن است که به احتمال زیاد یک توافق محدود بین دو طرف شکل خواهد گرفت.
🌐https://institutetehran.com/art/347
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11❤2👏2👌2
◾️ نیویورک تایمز
📝 توماس فریدمن
#روندهای_استراتژیک
🔸در سفری به شانگهای، دو انتخاب داشتم: دیدن سرزمین فردا در دیزنیلند (بخشی فانتزی و تخیلی درباره آینده)، یا بازدید از سرزمین فردای واقعی در پردیس تحقیقاتی هواوی. من هواوی را انتخاب کردم. آنجا با محیطی روبرو شدم که عظمت فناوری چین و تغییر مرکز ثقل نوآوری جهانی از آمریکا به شرق را نشان میداد. این مجموعه ۱۰۴ ساختمان و آزمایشگاه دارد که برای ۳۵ هزار کارمند در کمتر از چهار سال ساخته شدهاند. امکاناتی همچون صدها کافه و مراکز سلامت برای جذب نخبگان داخلی و خارجی طراحی شدهاند.
💢تأثیر تحریمها بر نوآوری چین
🔹تحریمهای آمریکا از ۲۰۱۹ برای محدود کردن دسترسی هواوی به فناوریهای آمریکایی طراحی شده بود اما چین نهتنها عقبنشینی نکرد، بلکه نوآوریهای شگفتانگیزی ایجاد کرد از جمله: گوشیهای پیشرفته، سیستمعامل بومی هونگمنگ، خودروهای برقی، ماشینهای خودران و معدنکاری هوشمند. در ۲۰۲۴، هواوی با نصب ۱۰۰ هزار شارژر سریع در چین، در مقابل تنها ۲۱۴ شارژر نصبشده در آمریکا، قدرت خود را در نوآوری نشان داد.
💢چالشهای فرهنگی و سیاسی آمریکا
🔹آمریکا گرفتار مباحثی شده که توانایی آن در نوآوری را تضعیف کردهاند. بهجای تمرکز بر فناوری، مشغول موضوعاتی چون حضور ورزشکاران تراجنسیتی است. همچنین، استراتژیهای اقتصادی مانند تعرفهگذاری و جدایی از زنجیرههای جهانی، ناکارآمد بودهاند. در مقابل، چین با تمرکز بر هوش مصنوعی و فناوری پیشرفته، موفقیتهایی چشمگیر داشته است.
💢کیفیت نوآوریهای چین
🔹چین با ارتقای کیفیت ساخت و هوشمندی در طراحی، به یکی از قطبهای نوآوری جهانی تبدیل شده است. برای مثال، استفاده از اپهای بومی مانند ویچتپی در پرداختها، نشاندهنده پیشرفت زیرساختهای دیجیتال است.
💢نقد سیاستهای اقتصادی گذشته آمریکا
🔹با تعرفهگذاری و بستن مرزها نمیتوان صنایع پیچیده را تقویت کرد. محصولات پیشرفتهای مانند آیفون یا خودرو حاصل همکاریهای جهانیاند. حتی تسلا هم ناچار به واردات برخی قطعات است. فقط در صنایعی مانند فولاد، تعرفهها شاید جواب دهند، نه در فناوریهای پیشرفته.
💢پیام چین به آمریکا
🔹چین با این پیشرفت های شگرف میگوید دیگر کشور درجه دوم نیست. این کشور با فناوری بومی خود به استقلالی بزرگ دست یافته است. افزایش دوبرابری سود هواوی در ۲۰۲۴ نشاندهنده همین پیشرفت است.
💢نقد سیاستمداران آمریکایی
🔹بسیاری از سناتورهای آمریکایی به جای پژوهش درباره چین، به شعارهای ملیگرایانه بسنده کردهاند. این رویکرد باعث عقبماندن آمریکا از تحولات جهانی میشود.
💢پیشنهاد برای آینده
🔹آمریکا باید الگوی جدیدی برای بازسازی صنعتی خود در پیش گیرد: ساخت در آمریکا با کارگران آمریکایی و سرمایه و فناوری چینی. این مدل میتواند به ایجاد کارخانههای پیشرفته منجر شود و صنعت داخلی را تقویت کند.
💢الگوی پیشنهادی
🔹ترکیب تعرفهها با جذب نوآوریهای چین، راهی برای پیشرفت است. کشورهایی که از فرصتها استفاده میکنند، آینده فناوری را در اختیار خواهند داشت. چین توانسته از تحریمها فرصتی برای رشد بسازد، در حالی که آمریکا گرفتار حاشیهها شده است. آینده آمریکا نیازمند تحولی بنیادی در سیاستهای اقتصادی و نوآوری است تا در رقابت جهانی باقی بماند.
🌐https://institutetehran.com/art/348
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13👏4👌2❤1
#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هستهای
📝عرفان علمشاهی
🔹امروز برای اولین بار ایران و آمریکای جمهوریخواه با یکدیگر وارد مذاکراتی بر سر موضوع هستهای میشوند تا رسیدن به توافق را امکانسنجی کنند. جمهوریخواهان تاکنون تندترین مواضع را علیه ایران و خواستههایی غیرقابل پذیرش در خصوص مسائل غیرهستهای داشتهاند. این مواضع در دولت کنونی آمریکا نیز یافت میشوند؛ اما طبق برخی نشانهها و سخنان، توافقی صرفاٌ هستهای به نحوی که خطوط قرمز هر دو طرف رعایت شود محتمل است. علیرغم این نکته امتیازهای درخواستی آمریکا در هالهای از ابهام قرار دارد.
💢آنچه جمهوریخواهان تندرو میخواهند
🔸درست است که غالب جمهوریخواهان همیشه طرفدار یک معامله جامع (در خصوص برنامه هستهای، موشکی و منطقهای ایران) بودهاند؛ اما در صورت محدودشدن مذاکرات به مسئله هستهای نیز پیشنهاداتی خواهند داشت. بستهشدن پرونده هستهای ایران یک بار برای همیشه، اصلیترین خواسته تندروها است. مایک والتز، مشاور امنیت ملی ترامپ، از بین بردن تمام تأسیسات هستهای ایران را میخواهد. تام کاتن و لیندسی گراهام، دو سناتور جمهوریخواه نیز اجرای مدل لیبی (نابودی کامل تأسیسات هستهای) را مطرح کردهاند. مارک دوبویتز، رئیس بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) هم چنین چیزی را پیشنهاد کرده است. در سطحی دیگر، اندیشکدههایی همچون اتحاد علیه ایران هستهای پیشنهاد به صفر رساندن غنیسازی روی میز گذاشتهاند.
🔸در این چارچوب، برخی تحلیلگران آمریکایی پیشنهاد کردهاند که کنسرسیومی منطقهای یا بانک سوختی بینالمللی برای تأمین سوخت هستهای مورد نیاز ایران تشکیل شود و به این نحو نیازی به غنیسازی داخل ایران وجود نداشته باشد. با این حال باید در خصوص این گزینه یک نکته را ملاحظه کرد. نابودی برنامه هستهای، ایران را به یک نقطه غیرقابل بازگشت میرساند، در حالی که مشخص نیست در آینده واشنگتن چقدر به تعهدات اقتصادی خود پایبند خواهد بود. بنابراین نابودی کامل به هیچ وجه مطلوب ایران نیست.
💢آنچه ممکن است میانهروها بخواهند
🔸انتخاب استیو ویتکاف به عنوان مذاکرهکننده آمریکا از این جهت اهمیت دارد که مواضع او در خصوص مسائل خاورمیانه تا حدی نسبت به سایر جمهوریخواهان تفاوت دارد. او اخیرا بیان کرد که با توافق و راستیآزمایی، ایران به سلاح هستهای دست نخواهد یافت. این نکته برخی جمهوریخواهان را نگران کرد؛ چراکه تقاضای آنها نابودی برنامه هستهای ایران است. صحبت اخیر ویتکاف با وال استریت زورنال، حاوی موضع پیچیدهتری بود. او تقاضای اولیه آمریکا را برچیدن کامل دانست اما گفت که راه مصالحه نیز باز است. همچنین ممکن است او نیز تقاضای موشکی و منطقهای از ایران داشته باشد. در هر صورت یکی از گزینههای احتمالی در حوزه هستهای، برقراری نظارتها و محدودیتها خواهد بود. در این صورت کمیت و کیفیت آنها و آینده برجام مطرح میشود.
💢آینده برجام
🔸به سه دلیل، احتمال بالایی وجود دارد که مذاکرات به احیای برجام ختم نشود. نخست، جمهوریخواهان تندرو یا میانهرو متفقالقول خواهند بود که توافق هستهای جدید باید فراتر از برجام باشد. حتی اگر ترامپ نابودی کامل برنامه هستهای را نخواهد، باز هم تعهداتی بیشتری را خواهد خواست تا نشان دهد بهتر از اوباما با ایران معامله کرده است. دوم، وضعیت کنونی تحریمها و برنامه هستهای ایران بسیار متفاوت از ۲۰۱۵ است و بازگشت به تعهدات برجام مطلوب طرفین نیست. سوم، نشانهها تاکنون حاکی از کنارگذاشتهشدن اروپا توسط آمریکا بوده است. طبق برخی منابع، ترامپ اروپا را در جریان برنامه خود برای مذاکرات قرار نداده بود. ویتکاف نیز پیش از سفر به عمان به روسیه سفر داشت و با پوتین دیدار کرد و احتمالاً در خصوص ایران نیز با او سخن گفته؛ اما گویا با رهبران اروپایی صحبت نشده است.
🔄مطالب مرتبط:
▫️تاجری در لباس یک دیپلمات؛ استیو ویتکاف کیست؟
▫️آیا ایران و آمریکا در ماههای پیش رو به توافق میرسند؟
🌐https://institutetehran.com/art/349
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤4🔥2
♦️آنچه باید درباره مذاکرات آمریکا با ایران بر سر برنامه هستهای آن بدانیم!
▪️نیویورکتایمز
📝 لارا جیکس
🔸ترامپ بهصورت یکجانبه از توافق ۲۰۱۵ با ایران خارج شد و در دور نخست ریاست جمهوری خود تحریمهای شدیدی بر ایران اعمال کرد که باعث شده است دو طرف با سطح بالایی از بیاعتمادی وارد مذاکره روز شنبه شوند. ترامپ اینبار به دنبال توافقی است که هم مهارت مذاکراتی خود را به رخ بکشد و هم از تشدید تنش میان ایران و اسرائیل به یک درگیری فراگیر در خاورمیانه جلوگیری نماید. عراقچی وزیر خارجه ایران نیز در مقاله هفته گذشته خود در واشنگتنپست نوشت که مقامات ایرانی علیرغم بدبین بودن به مذاکرات، «آماده تعامل جدی با هدف امضاء یک توافق هستند.»
💢 اهداف مذاکره شنبه
🔹اهداف نشست شنبه حداقلی و انعکاسی از شکاف موجود میان دو طرف است: توافق بر سر چارچوبی برای مذاکرات و جدول زمانی. به گفته دو مقام ایرانی که خواستار عدم افشاء نام خود بودند، هیئت ایرانی قصد دارد اعلام کند حاضر است درباره کاهش غنیسازی خود و اجازه نظارت خارجی مذاکره کند اما موضوع برچیدن برنامه هستهای ایران که مورد تاکید مقامات دولت ترامپ است به هیچ وجه در دستور کار نیست.
🔹کارشناسان پیشبینی میکنند یک مصافحه (مثلا دست دادن) یا یک مواجهه کوتاه دیگر، بدون اینکه مذاکره مستقیمی صورت بگیرد، راهی برای جلب رضایت دو طرف و ارسال ژست حسن نیت خواهد بود.
💢 خطر اصلی چیست؟
🔹موضوع اصلی کاهش قدرت محدودکننده برجام، با انقضای مهمترین بند تنبیهی و محدودکننده آن در اکتبر ۲۰۲۵ است. ذیل برجام، طرفین توافق نمودند در ازای محدودیتهای اعمالی بر برنامه هستهای ایران، تحریمهای بینالمللی علیه ایران لغو شود. پس از خروج ترامپ از توافق، ایران بهصورت پیوسته غنیسازی اورانیوم خود را افزایش داده چنانکه برخی کارشناسان معتقدند بهزودی میتواند سلاح هستهای بسازد. از سوی دیگر، اقتصاد ایران نیز تحت تحریمهای آمریکا شرایط سختی را پشت سر میگذارد و ترامپ همین هفته گذشته اقدامات دیگری برای هدف قرار دادن تجارت نفت ایران در دستور کار قرار داد.
🔹تمایل قطعی ایران این است که مذاکرات را تا حد امکان طولانی کند که هم هرگونه حمله نظامی احتمالی اسرائیل را به تعویق بیاندازد و هم بتواند از ضربالاجل ۱۸ اکتبر که اختیارات سازمان ملل برای اسنپبک و اعمال فوری تحریمها منقضی میشود، عبور نماید.
🔹هرچند توافق جدید میتواند به سرعت قابل دسترس باشد اما ایران تنها به اندکی فراتر از آنچه در توافق ۲۰۱۵ پذیرفته است، تن خواهد داد. چنین نتیجهای باعث عصبانیت اسرائیل خواهد شد که خواستار برچیده شدن تاسیسات هستهای ایران، تحت نظارت آمریکا است. همچنین این دستاورد برای ترامپ که پیش از این بهدنبال محدود ساختن برنامه موشکی و منطقهای ایران و دستیابی به توافقی بهتر از توافق دموکراتها بود نیز خوشایند نخواهد بود.
💢 دیپلماسی یا منازعه؟
🔹پیشبینی الیوت آبرامز، نماینده دوره نخست ترامپ در امور ایران این است که اسرائیل در نهایت به ایران حمله خواهد کرد. از پاییز گذشته، اسرائیل موشکهای دوربرد بسیار دقیقی که توانمندی تخریب اهداف زیرزمینی را دارند برای حمله هوایی به ایران آماده کرده است. دولت ترامپ نیز تجهیزات نظامی فوقالعادهای از جمله دو ناو هواپیمابر، بمبافکنهای رادارگریز B-2، جتهای جنگنده و همچنین پدافند هوایی در برد مناسب را برای حمله مستقر کرده است.
🔹مشاوران ترامپ به او هشدار دادهاند که جنگ جدید در منطقه باعث نادیده گرفتن تهدیدهای بالقوه دیگر، مانند چین خواهد شد و احتمال تبدیل او به رئیسجمهور صلح را از بین خواهد برد. ترامپ قصد دارد ماه آینده به قطر، عربستان سعودی و امارات سفر کند و آنچه از تمام رهبران عرب منطقه خواهد شنید مخالفت با جنگ است.
✅ با این وجود، ترامپ گفته برای بدترین شرایط آماده است. «اگر نیاز به اقدام نظامی باشد، ما ارتش را داریم و بدیهی است که اسرائیل رهبری حمله را بر عهده خواهد داشت.» ایران هم آمادگی پولادین خود را به نمایش گذاشته است. وزیر امور خارجه ایران نوشته است «به حرفهای من دقت کنید: ایران دیپلماسی را ترجیح میدهد اما میداند چگونه از خود دفاع کند. ما بهدنبال صلح هستیم اما هرگز تسلیم را نخواهیم پذیرفت.»
✅ اندیشکده تهران✅
🌐 https://institutetehran.com/art/350
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️نیویورکتایمز
📝 لارا جیکس
🔸ترامپ بهصورت یکجانبه از توافق ۲۰۱۵ با ایران خارج شد و در دور نخست ریاست جمهوری خود تحریمهای شدیدی بر ایران اعمال کرد که باعث شده است دو طرف با سطح بالایی از بیاعتمادی وارد مذاکره روز شنبه شوند. ترامپ اینبار به دنبال توافقی است که هم مهارت مذاکراتی خود را به رخ بکشد و هم از تشدید تنش میان ایران و اسرائیل به یک درگیری فراگیر در خاورمیانه جلوگیری نماید. عراقچی وزیر خارجه ایران نیز در مقاله هفته گذشته خود در واشنگتنپست نوشت که مقامات ایرانی علیرغم بدبین بودن به مذاکرات، «آماده تعامل جدی با هدف امضاء یک توافق هستند.»
💢 اهداف مذاکره شنبه
🔹اهداف نشست شنبه حداقلی و انعکاسی از شکاف موجود میان دو طرف است: توافق بر سر چارچوبی برای مذاکرات و جدول زمانی. به گفته دو مقام ایرانی که خواستار عدم افشاء نام خود بودند، هیئت ایرانی قصد دارد اعلام کند حاضر است درباره کاهش غنیسازی خود و اجازه نظارت خارجی مذاکره کند اما موضوع برچیدن برنامه هستهای ایران که مورد تاکید مقامات دولت ترامپ است به هیچ وجه در دستور کار نیست.
🔹کارشناسان پیشبینی میکنند یک مصافحه (مثلا دست دادن) یا یک مواجهه کوتاه دیگر، بدون اینکه مذاکره مستقیمی صورت بگیرد، راهی برای جلب رضایت دو طرف و ارسال ژست حسن نیت خواهد بود.
💢 خطر اصلی چیست؟
🔹موضوع اصلی کاهش قدرت محدودکننده برجام، با انقضای مهمترین بند تنبیهی و محدودکننده آن در اکتبر ۲۰۲۵ است. ذیل برجام، طرفین توافق نمودند در ازای محدودیتهای اعمالی بر برنامه هستهای ایران، تحریمهای بینالمللی علیه ایران لغو شود. پس از خروج ترامپ از توافق، ایران بهصورت پیوسته غنیسازی اورانیوم خود را افزایش داده چنانکه برخی کارشناسان معتقدند بهزودی میتواند سلاح هستهای بسازد. از سوی دیگر، اقتصاد ایران نیز تحت تحریمهای آمریکا شرایط سختی را پشت سر میگذارد و ترامپ همین هفته گذشته اقدامات دیگری برای هدف قرار دادن تجارت نفت ایران در دستور کار قرار داد.
🔹تمایل قطعی ایران این است که مذاکرات را تا حد امکان طولانی کند که هم هرگونه حمله نظامی احتمالی اسرائیل را به تعویق بیاندازد و هم بتواند از ضربالاجل ۱۸ اکتبر که اختیارات سازمان ملل برای اسنپبک و اعمال فوری تحریمها منقضی میشود، عبور نماید.
🔹هرچند توافق جدید میتواند به سرعت قابل دسترس باشد اما ایران تنها به اندکی فراتر از آنچه در توافق ۲۰۱۵ پذیرفته است، تن خواهد داد. چنین نتیجهای باعث عصبانیت اسرائیل خواهد شد که خواستار برچیده شدن تاسیسات هستهای ایران، تحت نظارت آمریکا است. همچنین این دستاورد برای ترامپ که پیش از این بهدنبال محدود ساختن برنامه موشکی و منطقهای ایران و دستیابی به توافقی بهتر از توافق دموکراتها بود نیز خوشایند نخواهد بود.
💢 دیپلماسی یا منازعه؟
🔹پیشبینی الیوت آبرامز، نماینده دوره نخست ترامپ در امور ایران این است که اسرائیل در نهایت به ایران حمله خواهد کرد. از پاییز گذشته، اسرائیل موشکهای دوربرد بسیار دقیقی که توانمندی تخریب اهداف زیرزمینی را دارند برای حمله هوایی به ایران آماده کرده است. دولت ترامپ نیز تجهیزات نظامی فوقالعادهای از جمله دو ناو هواپیمابر، بمبافکنهای رادارگریز B-2، جتهای جنگنده و همچنین پدافند هوایی در برد مناسب را برای حمله مستقر کرده است.
🔹مشاوران ترامپ به او هشدار دادهاند که جنگ جدید در منطقه باعث نادیده گرفتن تهدیدهای بالقوه دیگر، مانند چین خواهد شد و احتمال تبدیل او به رئیسجمهور صلح را از بین خواهد برد. ترامپ قصد دارد ماه آینده به قطر، عربستان سعودی و امارات سفر کند و آنچه از تمام رهبران عرب منطقه خواهد شنید مخالفت با جنگ است.
🌐 https://institutetehran.com/art/350
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👏2❤1👌1
#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هستهای
🔹در حالی که مذاکرات در مسقط آغاز شد و پیشتر رهبر انقلاب اسلامی ایران مذاکره با آمریکا را فاقد تاثیر در رفع مشکلات کشور دانسته بود این سوال مطرح است که ایران در مذاکرات به دنبال چیست؟
💢نقد کردن تنها مزیت باقی مانده برجام
🔸مهمترین هدف ایران از مذاکرات را باید نقد کردن تنها مزیت باقیمانده از برجام برای ایران یعنی لغو تحریمهای سازمان ملل دانست. قرار داشتن در سال آخر امکان استفاده از مکانیسم ماشه راهی جز مذاکره برای ایران باقی نگذاشته است. گرچه آمریکا نمیتواند این مکانیسم را فعال کند کشورهای اروپایی هشدار دادهاند اگر تا تیرماه توافق هستهای جدیدی حاصل نشود آن را فعال میکنند. در این صورت قطعنامههای شورای امنیت علیه احیا خواهد شد که شامل ممنوعیت غالب فعالیتهای هستهای مانند غنیسازی، غیرقانونی اعلام کردن برنامه موشکی، امکان بازرسی کشتیهای ایران در آبهای بینالمللی و ... است.
💢تغییرات بینالمللی و شانس رهایی از تحریمهای آمریکا
🔸گرچه تصمیمگیران ایران براساس تضادهای ماهوی بین اهداف دو کشور به این نکته واقفاند که سیاست آمریکا در قبال ایران به راحتی تغییر نمیکند اما وضعیت اقتصادی و آسیبهای بلندمدت تحریمها باعث میشود آنها هر شانسی برای رفع تحریم را بیازمایند. چه این که از نظر طیفی از تصمیمگیران این بار رقابتهای سیستمی در نظم بینالملل به ویژه جنگ تجاری آمریکا و چین این شانس را افزایش داده است.
🔸شایان ذکر است یکی از دلایلی که برای شکست برجام بیان میشد این بود که پس از توافق، رقبای اقتصادی آمریکا بازار ایران را تصاحب کردند و آمریکا انتفاع اقتصادی از آن نداشت. به نظر میرسد طرح مباحثی مانند پیشنهاد ورود آمریکا به بازار ایران برای جبران این نقیصه ادراکشده مطرح میشود. علیرغم چنین هدف بلندپروازنهای از آنجا که به نظر نمیرسد کشورهای اروپایی بدون رضایت و هماهنگی با آمریکا از قید فعالسازی مکانسیم ماشه بگذرند پایان اسنپبک و نه تحریمهای آمریکا هدف محدودتری است که با توجه به کارتهای ایران ممکن است در مذاکرات قابل حصول به نظر برسد.
💢آمادگی برای شرایط مرگ برجام
🔸هدف مذاکرات صرفاً آزمودن یک شانس نیست و دلایل متعدد دیگر نیز وجود دارد. جوهر همه دلایل دیگر را نیز باید آمادگی برای شرایط مرگ برجام دانست. در این رابطه پرهیز از جنگ مستقیم و جلوگیری از مشروعیت یافتن اتخاذ چنین گزینهای از سوی آمریکا مهمترین دلیل محسوب میشود.
💢مدیریت افکار عمومی داخلی و خارجی
🔸این احتمال را نباید نادیده گرفت که ممکن است تصمیم پیشینی آمریکا به جنگ امکان هرگونه توافقی را سلب کند. ممکن است طرح مذاکره از سوی آمریکا صرفاً با هدف ایجاد بهانه کافی برای مبادرت به حمله پس از شکست مذاکرات صورت گرفته باشد. در چنین سناریویی ایالات متحده دو هدف میتواند دنبال کند. نخست تحمیل یک توافق به ایران پس از حمله به مراکز هستهای و تضعیف کارتهای بازی ایران. دوم تعقیب هدف تغییر رژیم با یک عملیات ترکیبی. براین اساس ایران به دنبال این است که در سطح جهانی و داخل، مسئول تشدید تنش شناخته نشود.
💢اختلاف در جبهه مقابل
🔸اگرچه مدت زمان اندک باقی مانده تا پایان مکانیسم ماشه و امکان فعالسازی آن از دلایل مهم نیاز فوری به مذاکره بوده است نکته دیگر این است که گذشت زمان منجر به تثبیت دولت ترامپ در داخل آمریکا و روابط آن با دولتهای خارجی میشود. یکی از اهداف ایران میتواند ایجاد شکاف میان تیم تاجرمسلک ترامپ و تندروهای ساختار حاکمیتی آمریکا، شکاف میان آمریکا و رژیم صهیونیستی و همچنین جلوگیری از اتحاد و وحدت رویه اروپا و آمریکا علیه ایران باشد.
💢امحای روایت تضعیف ایران
🔸یکی از اهداف ایران استفاده از این فضا برای از بین بردن روایت تضعیف ایران است و تاکنون با اقداماتی مانند انتخاب عمان به جای امارات به عنوان میانجی در این راستا گام برداشته است. عدم واگذاری امتیاز قابلتوجه در یک توافق احتمالی و طرح مطالباتی مانند خاورمیانه عاری از سلاح هستهای میتواند روایت برساخته «ایران تضعیف شده» که دارای پیامدهای سیاسی و امنیتی منفی است را به حاشیه ببرد.
💢نتیجه
🔄مطالب مرتبط
▫️آمریکا در مذاکرات امروز مسقط به دنبال چیست؟
🌐 https://institutetehran.com/art/351
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👎2❤1👌1
#تحلیل_کوتاه
📝امیرمحسن شاهشرقی
🔹در هفتهای که گذشت گزارشهایی غیررسمی از فرود چندین فروند هواپیمای باری C17 ایالات متحده در پایگاه هوایی بگرام در افغانستان مخابره شد. پلتفرمهای ردیابی پرواز نیز تردد این هواپیماها را تایید میکنند. براساس گزارشهای منتشر شده علاوه بر انتقال تجهیزات و تسلیحات، چندین مقام امنیتی آمریکایی همچون معاون سازمان سیا نیز در جریان این تحول مهم به بگرام سفر کرده اند. با این حال، ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان، ادعاها درباره حضور نیروهای ایالات متحده در پایگاه بگرام را شایعه خوانده و تاکید کرده است که افغانستان اجازه چنین اقدامی را به هیچ کشوری نخواهد داد.
💢مختصات پایگاه هوایی بگرام
🔸پایگاه هوایی بگرام در نزدیکی چاریکار، مرکز ولایت پروان، واقع شده است و کمتر از دو ساعت با کابل فاصله دارد. این پایگاه در دهه ۵۰ میلادی توسط شوروی ساخته شد و پس از اشغال افغانستان توسط شوروی در سال ۱۹۷۹ نقش عملیاتی برجستهتری یافت. ایالات متحده در جریان حمله به افغانستان در سال ۲۰۰۱ کنترل این پایگاه را به دست گرفت و به بازسازی و گسترش آن مبادرت نمود.
🔸این پایگاه دو باند فرود با قابلیت پذیرش کلیه هواپیماهای نظامی و بمبافکنهای راهبردی برخوردار است و در مقطعی از جنگ افغانستان، این پایگاه پذیرای دهها هزار نیروی ائتلاف به رهبری آمریکا بود. علاوه بر این، بازداشتگاه مخوفی نیز در این پایگاه وجود دارد که از آن با عنوان گوانتاناموی افغانستان یاد میشود.
💢تقویت دسترسی عملیاتی آمریکا
🔸خروج از افغانستان علیرغم کاهش هزینههای سرسامآور جنگ، دسترسی نظامی-امنیتی ایالات متحده را نیز در منطقه کاهش داده است. با ترک بگرام، عملیاتهای هوایی ایالات متحده در منطقه اکنون بر پایگاههای هوایی خلیج فارس همچون العدید اتکا دارد و از این حیث، اشراف عملیاتی این کشور در آسیای مرکزی اُفت قابلتوجهی داشته است.
🔸در مسیر جبران این عدم دسترسی، جمهوریهای پنجگانه آسیای مرکزی با توجه به متغیر چین، روسیه و ایران در معادلات منطقهای بعید است با واگذاری پایگاه به آمریکا موافقت کنند. در مقابل، موقعیت شکننده و توانایی محدود عملیاتی طالبان بستری مناسب برای تقویت ردپای آمریکا در آسیای میانه فراهم میکند. احتمال شناسایی رسمی، تداوم کمکهای اقتصادی و تعهدات پنهان امنیتی مبتنی بر توافق دوحه مولفههای قدرتمندی است که ممکن است طالبان را به سوی اعطای چنین امتیازی سوق دهد.
💢رقابت ژئوپلیتیک آمریکا با چین
🔸دونالد ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی خود بر این نکته تاکید داشت که بازگشت به بگرام در راستای مهار چین به عنوان مهمترین هدف راهبردی آمریکا ضرورت دارد. وی در موقعیتهای مختلف با اشاره به وسعت و امکانات این پایگاه، از فاصله یک ساعته این پایگاه با تاسیسات نظامی چین در سین کیانگ به عنوان مزیتی مهم صحبت نموده و مدعی حضور نیروهای نظامی چین در این پایگاه پس از خروج آمریکا شده است.
🔸پس از خروج آمریکا، روابط گستردهای میان چین و طالبان برقرار شده است. چین نسبت به ادغام افغانستان در طرح کمربند-جاده اشتیاق فراوانی نشان داده است و همزمان، تسلط بر منابع نفتی و معدنی افغانستان را دنبال میکند. براساس برآوردها، افغانستان بیش از هزار میلیارد دلار ذخایر معدنی مختلف در اختیار دارد که در میان آنها میتوان به وجود یکی از بزرگترین ذخایر لیتیوم جهان نیز اشاره نمود. عنصر کمیاب لیتیوم، با توجه به جایگاه برجسته در صنایع «های تک» یکی از حوزههای محوری در رقابت ژئوپلیتیک چین و آمریکا به شمار میرود.
🔸در واقع، علیرغم تجربه برخی تهدیدات امنیتی، چین بیش از هر بازیگر دیگری از غیاب آمریکا در افغانستان منتفع شده است. تحلیلگران معتقدند که فارغ از حضور یا عدم حضور نظامی در حال حاضر، چین مایل به تثبیت نفوذ امنیتی خود در افغانستان است و به ظرفیتهای پایگاه بگرام به عنوان یک سنگر راهبردی در آسیای مرکزی توجه دارد. از این منظر، برای ایالات متحده بازگشت به این پایگاه پیروزی مهمی در رقابت با چین به شمار میرود.
💢جمعبندی
🔄مطالب مرتبط
▫️سفر خلیلزاد به کابل؛ آیا آمریکا به صحنه سیاست افغانستان بازخواهد گشت؟
▫️چین در حال گسترش نفوذ خود در منابع معدنی است
🌐 https://institutetehran.com/art/352
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤1👏1
🔵عواقب جنگ تعرفهای برای اقتصاد چین
#اکوتهران
#جنگ_تعرفهای
#شرق_آسیا
🔸توقف ۹۰ روزه تعرفههای متقابل در مورد اکثر کشورها نشان میدهد که واکنش شدید بازارهای جهانی از جمله بازار آمریکا به تعرفههای گسترده وضع شده، به تجدیدنظر در شدت و الگوی جنگ تعرفهای انجامیده است. با این وجود، جنگ تعرفهای میان چین و آمریکا تداوم دارد و نرخ تعرفه متقابل در رفت و برگشتهای متعدد در طرف آمریکا به ۱۴۵ درصد و در طرف چین به ۱۲۵ درصد رسیده است.
🔹علیرغم وجود تنشهای تجاری و ژئوپلیتیکی، چین در سال گذشته ۴۳۸.۹ میلیارد دلار کالا به ایالات متحده صادر نموده و این رقم، چیزی نزدیک به ۳ درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور است. حدود ۵۰ درصد از این صادرات را موبایل، محصولات الکترونیکی و ماشینآلات تشکیل میدهند که بخشی از آنها در آخرین تحول، توسط ایالات متحده از تعرفه معاف شده اند. با این وجود، تعرفههای ۱۴۵ درصدی در بقیه بخشها نیز عواقب متعددی برای اقتصاد چین دارد که مواردی از آن در ادامه مورد بحث قرار میگیرد.
💢کاهش رقابتپذیری و عواقب ثانویه
🔹تعرفهها رقابتپذیری چین در بازار آمریکا را کاهش خواهند داد. چین مجبور به جبران این صادرات از دست رفته در بازارهای دیگر است. در این راستا، چین به شرکای آسیایی خود و کشورهای جنوب جهانی توجهی ویژه دارد. قدرت خرید در این بازارها متفاوت از بازار کشورهای توسعه یافته است و چین مجبور به تمرکز بر محصولات ارزانتر خواهد بود. قیمت کمتر، خواه در بازارهای جایگزین یا در بازارهای ایالات متحده، به معنای حاشیه سود پایینتر است و کاهش حاشیه سود تمایل به سرمایهگذاری جدید را کاهش میدهد. کاهش سرمایهگذاری بالاخص در صنایعی که پیشران آنها تحقیق و توسعه است، عواقب بسیاری دارد.
💢فشار بر یوآن
🔹فشارهای تعرفهای نرخ تبدیل یوآن را تحت فشار قرار خواهند داد. از یک طرف، کاهش تجارت منجر به افت تقاضا برای یوآن در بازارها خواهد شد. از طرف دیگر، عدم اطمینان ناشی از جنگ تعرفهای به خروج سرمایه و افزایش عرضه در یوآن میانجامد. با تشدید تنشها و اعمال تعرفههای متقابل از دو طرف، روز سه شنبه یوآن به پایینترین نرخ خود در مقابل دلار از زمان بحران مالی ۲۰۰۸ تاکنون رسید و در مقابل، دلار هنگ کنگ به بالاترین نرخ تبدیل در مقابل دلار آمریکا در چهار سال گذشته دست یافت. تحلیلگران معتقدند که این تقویت، ناشی از انتقال سرمایه از چین به بازار هنگ کنگ است. کاهش ارزش یوآن در سال ۲۰۱۵ به خروج سرمایه بیش از ۷۰۰ میلیارد دلاری ظرف یکسال انجامید.
🔹بانک مرکزی چین (PBoC) برای شش نشست متوالی اجازه داده تا نرخ مرجع و رسمی تبدیل یوآن با کاهش مواجه گردد و بسیاری معتقدند که کاهش عامدانه ارزش پول و براه انداختن جنگ ارزی، برای مقابله با عواقب جنگ تعرفهای در دستور کار قرار خواهد داد. این کاهش میتواند بخشی از اثرات تعرفه در رقابتپذیری چین در بازار آمریکا را جبران کند. در همین راستا، وزیر خزانهداری آمریکا نسبت به کاهش عامدانه ارزش یوآن به چین هشدار داده و این اقدام را مالیات گرفتن از باقی جهان خوانده است.
🔹با این وجود، کاهش عامدانه ارزش پول ملی ممکن است ثبات مالی را با مشکل مواجه نماید. کاهش ارزش پول ملی در هزینه تمام شده اعتبار و واردات مواد اولیه، بالاخص انرژی و تجهیزات پیشرفته، تاثیر منفی دارد و در نهایت، روابط چین با سایر شرکای تجاری خود را، بالاخص شرکای آسیایی، با مشکل مواجه میکند. از همین روست که تحلیلگران مداخله چین در نرخ ارز را در راستای مدیریت فشار دانسته و با حرکت به سمت جنگ ارزی مرتبط نمیدانند.
💢کاهش رشد اقتصادی
🔹نرخ رشد هدف برای دولت چین در سال جاری معادل ۵ درصد است. عوامل مورد اشاره در بالا در کنار سایر عوامل منجر به اُفت رشد قابل توجه در چین خواهند شد. پیش از اعلام معافیتهای تحریمی درباره کامپیوتر و تلفن همراه، گلدمن ساکس در برآورد اعلامی خود به مشتریان مدعی شده بود که آخرین دور از تعرفههای ایالات متحده میتواند ۲.۴ درصد از تولید ناخالص داخلی بکاهد.
💢جمعبندی
✅ معافیتهای تازه، به طور قطع از دامنه عواقب اقتصادی تعرفهها خواهند کاست. با این وجود، افت تقاضای خارجی و حرکت به سوی بازارهای با قدرت خرید کمتر، کاهش سرمایهگذاری و افت بودجه تحقیق و توسعه، فشار بر نرخ ارز و خروج سرمایه از جمله عواقبی است که جنگ تجاری در سال ۲۰۲۵ برای اقتصاد چین خواهد داشت.
🔄مطالب مرتبط
▫️برنامه اقتصادی چین برای سال پیشرو
▫️سیاست تجاری ترامپ در قبال چین؛ گذشته، حال و آینده
✅ اندیشکده تهران✅
🌐 https://institutetehran.com/art/353
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
#جنگ_تعرفهای
#شرق_آسیا
🔸توقف ۹۰ روزه تعرفههای متقابل در مورد اکثر کشورها نشان میدهد که واکنش شدید بازارهای جهانی از جمله بازار آمریکا به تعرفههای گسترده وضع شده، به تجدیدنظر در شدت و الگوی جنگ تعرفهای انجامیده است. با این وجود، جنگ تعرفهای میان چین و آمریکا تداوم دارد و نرخ تعرفه متقابل در رفت و برگشتهای متعدد در طرف آمریکا به ۱۴۵ درصد و در طرف چین به ۱۲۵ درصد رسیده است.
🔹علیرغم وجود تنشهای تجاری و ژئوپلیتیکی، چین در سال گذشته ۴۳۸.۹ میلیارد دلار کالا به ایالات متحده صادر نموده و این رقم، چیزی نزدیک به ۳ درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور است. حدود ۵۰ درصد از این صادرات را موبایل، محصولات الکترونیکی و ماشینآلات تشکیل میدهند که بخشی از آنها در آخرین تحول، توسط ایالات متحده از تعرفه معاف شده اند. با این وجود، تعرفههای ۱۴۵ درصدی در بقیه بخشها نیز عواقب متعددی برای اقتصاد چین دارد که مواردی از آن در ادامه مورد بحث قرار میگیرد.
💢کاهش رقابتپذیری و عواقب ثانویه
🔹تعرفهها رقابتپذیری چین در بازار آمریکا را کاهش خواهند داد. چین مجبور به جبران این صادرات از دست رفته در بازارهای دیگر است. در این راستا، چین به شرکای آسیایی خود و کشورهای جنوب جهانی توجهی ویژه دارد. قدرت خرید در این بازارها متفاوت از بازار کشورهای توسعه یافته است و چین مجبور به تمرکز بر محصولات ارزانتر خواهد بود. قیمت کمتر، خواه در بازارهای جایگزین یا در بازارهای ایالات متحده، به معنای حاشیه سود پایینتر است و کاهش حاشیه سود تمایل به سرمایهگذاری جدید را کاهش میدهد. کاهش سرمایهگذاری بالاخص در صنایعی که پیشران آنها تحقیق و توسعه است، عواقب بسیاری دارد.
💢فشار بر یوآن
🔹فشارهای تعرفهای نرخ تبدیل یوآن را تحت فشار قرار خواهند داد. از یک طرف، کاهش تجارت منجر به افت تقاضا برای یوآن در بازارها خواهد شد. از طرف دیگر، عدم اطمینان ناشی از جنگ تعرفهای به خروج سرمایه و افزایش عرضه در یوآن میانجامد. با تشدید تنشها و اعمال تعرفههای متقابل از دو طرف، روز سه شنبه یوآن به پایینترین نرخ خود در مقابل دلار از زمان بحران مالی ۲۰۰۸ تاکنون رسید و در مقابل، دلار هنگ کنگ به بالاترین نرخ تبدیل در مقابل دلار آمریکا در چهار سال گذشته دست یافت. تحلیلگران معتقدند که این تقویت، ناشی از انتقال سرمایه از چین به بازار هنگ کنگ است. کاهش ارزش یوآن در سال ۲۰۱۵ به خروج سرمایه بیش از ۷۰۰ میلیارد دلاری ظرف یکسال انجامید.
🔹بانک مرکزی چین (PBoC) برای شش نشست متوالی اجازه داده تا نرخ مرجع و رسمی تبدیل یوآن با کاهش مواجه گردد و بسیاری معتقدند که کاهش عامدانه ارزش پول و براه انداختن جنگ ارزی، برای مقابله با عواقب جنگ تعرفهای در دستور کار قرار خواهد داد. این کاهش میتواند بخشی از اثرات تعرفه در رقابتپذیری چین در بازار آمریکا را جبران کند. در همین راستا، وزیر خزانهداری آمریکا نسبت به کاهش عامدانه ارزش یوآن به چین هشدار داده و این اقدام را مالیات گرفتن از باقی جهان خوانده است.
🔹با این وجود، کاهش عامدانه ارزش پول ملی ممکن است ثبات مالی را با مشکل مواجه نماید. کاهش ارزش پول ملی در هزینه تمام شده اعتبار و واردات مواد اولیه، بالاخص انرژی و تجهیزات پیشرفته، تاثیر منفی دارد و در نهایت، روابط چین با سایر شرکای تجاری خود را، بالاخص شرکای آسیایی، با مشکل مواجه میکند. از همین روست که تحلیلگران مداخله چین در نرخ ارز را در راستای مدیریت فشار دانسته و با حرکت به سمت جنگ ارزی مرتبط نمیدانند.
💢کاهش رشد اقتصادی
🔹نرخ رشد هدف برای دولت چین در سال جاری معادل ۵ درصد است. عوامل مورد اشاره در بالا در کنار سایر عوامل منجر به اُفت رشد قابل توجه در چین خواهند شد. پیش از اعلام معافیتهای تحریمی درباره کامپیوتر و تلفن همراه، گلدمن ساکس در برآورد اعلامی خود به مشتریان مدعی شده بود که آخرین دور از تعرفههای ایالات متحده میتواند ۲.۴ درصد از تولید ناخالص داخلی بکاهد.
💢جمعبندی
🔄مطالب مرتبط
▫️برنامه اقتصادی چین برای سال پیشرو
▫️سیاست تجاری ترامپ در قبال چین؛ گذشته، حال و آینده
🌐 https://institutetehran.com/art/353
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1🔥1👏1
#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هستهای
🔹در ابتدای روی کار آمدن دولت ترامپ به نظر میرسید با توجه به تصویر ایران تضعیف شده (ضربات به محور مقاومت، اقتصاد شکننده و حمله اسرائیل به سامانههای پدافندی ایران) جمهوریخواهان تندرو فشارها را بر ایران افزایش داده تا ضمن نابودی کامل برنامه هستهای، پروندههای غیرهستهای را نیز مختومه کنند. حتی در نامه ترامپ به ایران نیز برخی خواستههای غیرهستهای بیان شده بود. این سوال مطرح است که ایران از چه کارتهایی استفاده کرد که آمریکا خواستههای خود را تعدیل کرده و ترامپ ویتکاف را به عنوان عنصر میانهرو در تیم خود برای مذاکره درباره توافق هستهای به مسقط بفرستد؟
💢عمان و مذاکرات غیرمستقیم
🔸ایران با انتخاب عمان به عنوان میانجی و اصرار بر مذاکره غیرمستقیم نشان داد که علیرغم تهدیدها بر آنچه میخواهد پافشاری خواهد کرد. ترامپ نامه خود را از طریق امارات به ایران تحویل داد؛ اما ایران جواب نامه را به واسطه عمان داد و در نهایت عمان میانجی مذاکرات شد. همچنین در روزهای منتهی به مذاکرات اظهارنظرهای متضاد از سوی مقامات دو کشور در خصوص مستقیم یا غیرمستقیم بودن مذاکرات منتشر شد. در حالی که ترامپ به طور مداوم بر مستقیم بودن مذاکرات تأکید میکرد، در نهایت عراقچی و ویتکاف به صورت غیر مستقیم با یکدیگر گفتگو کردند.
💢میانهروها و ابراز تمایل به مذاکره
🔸کارت دیگر ابراز تمایل به مذاکره بود تا جریان طرفدار دیپلماسی با ایران دست برتر را در کابینه داشته باشند. در حالی که دو جریان میانهرو (از جمله استیو ویتکاف) و تندرو (همچون مایک والتز، مارکو روبیو) بر سر چگونگی حل مسئله ایران اختلاف دارند، ایران در کنار تهدید، به مذاکره تمایل نشان داد تا اینگونه ترامپ از گروه نخست برای پیگیری پرونده ایران استفاده کند. از آنجا که ویژگی دیگر این گروه تأکید بیشتر آنها بر مذاکره هستهای (و نه معامله جامع) است، ایران به نوعی گروهی را وارد فرایند دیپلماسی کرد که میتوانند خواستههای آمریکا را تعدیل کنند.
💢تهدید هستهای و سیاست ابهام
ایران در روزهای گذشته نشان داد که در واکنش به اقدام نظامی علیه تأسیسات هستهای پاسخ متفاوتی میتواند بدهد. به عنوان مثال، علی شمخانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در حساب ایکس خود عنوان کرد که در صورت حمله نظامی آمریکا، ایران مواد غنیشده را به مکانهای امن و نامشخص منتقل میکند. علی لاریجانی، مشاور رهبری نیز در گفتگوی تلوزیونی خود آمریکا را تهدید کرد که اگر آمریکا به ایران حمله کند، ایران نیز مجبور به ساخت سلاح هستهای خواهد شد.
🔸چنین تهدیدهایی بر ملاحظات حمله نظامی افزود. نمیتوان گفت تهدیدات آمریکا توخالی و پوچ بودند؛ اما باید در نظر گرفت که اقدام نظامی علیه ایران با خطرات و ابهاماتی همراه بود که مطلوبیت آن را برای دولت ترامپ کاهش میداد. نابودی تأسیسات هستهای ایران نیازمند شدت بالا و گستردگی زیاد است و خطر واکنش تلافیجویانه شدید ایران را دارد که میتواند جنگ را به تمام منطقه بکشاند. علاوه بر این، با اقدام نظامی ممکن است ایران به صورت پنهانی به سمت ساخت سلاح هستهای حرکت کند. افزایش ریسک اقدام نظامی اجازه نداد آمریکا از خطوط قرمز ایران عبور کند تا مذاکره شکل بگیرد.
💢کارت کنترل جریان انتقال انرژی
🔸سردار تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه چندی پیش تلویحاً به احتمال بستهشدن تنگه هرمز در صورت هرگونه اقدام نظامی اشاره کرد. این مورد از جهت اولویت مسئله امنیت جریان انتقال انرژی برای دولت ترامپ اهمیت دارد. چتهای افشاشده از تیم امنیت ملی ترامپ نشان داد که ونس، معاون ترامپ نگران بود درگیری با انصارالله یمن قیمت جهانی انرژی را افزایش دهد. در واقع بازیگری اخیر انصارالله، امکان بازی ایران با کارت انرژی را بیش از پیش معتبر کرده است.
💢کارت منطقهای
🔸از سرگیری عملیات انصارالله علیه اسرائیل پس از عدم ورود این رژیم به مرحله دوم آتش بسغزه و مقاومت آن در برابر حملات پرتکرار آمریکا عاملی دیگر بوده که نشان داد کارت منطقهای هنوز قابلیت بازی دارد.
🔄مطالب مرتبط:
▫️ایران با چه اهدافی وارد مذاکره با آمریکا شده است؟
▫️آمریکا در مذاکرات امروز مسقط به دنبال چیست؟
🌐 https://institutetehran.com/art/354
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13❤3👎1🙏1
♦️ایران گوشه رینگ است، نباید به توافق هستهای اکتفاء کرد!
◾️وال استریت ژورنال
📝جان کری، توماس کاپلان
#تهران_ریویو
#مذاکرات_هستهای
🔹مذاکرات هستهای با ایران آغاز شده است و دونالد ترامپ فرصتی استثنایی دارد تا به توافقی برسد که جهان و منطقه را امنتر میکند؛ البته اگر تهران با آن موافقت کند. ما درباره توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۵ اختلافات عمیقی داشتیم اما امروز بر سر این نکته، نظر مشترک داریم که اکنون پنجرهای کوتاه برای وقوع امری بعید وجود دارد. ایران، که اغلب استاد سوءمحاسبه و رفتار نادرست ژئوپلیتیکی است، خود را در موقعیتی دشوار قرار داده و همین وضعیت، بهطور متناقضی، احتمال آغاز ابتکار صلح را افزایش میدهد.
🔸ده سال پس از توافق هستهای، موازنه قدرت تغییرات اساسی کرده است. ائتلافی که چالشها و فرصتهای توافق ۲۰۱۵ را ایجاد کرد دیگر وجود ندارد. اروپا با تهران در ارتباط است؛ تحریمهای هستهای چندجانبهای که تهران را پای میز مذاکره آورد از میان رفتهاند و بر نخواهند گشت و روابط تهران با مسکو و پکن به واسطه موضوع اوکراین و جنگ تجاری تغییر شکل داده است. به طور خلاصه، این تحولات دو طرف (و نه هشت طرف) را به سمت یک توافق جدید میکشاند.
🔸از همه مهمتر، با توجه به شکلگیری پویایی جدید منطقهای در ۱۸ ماه گذشته، ایران انگیزههای زیادی دارد تا نگاهش به منافع خود را تغییر دهد. پروژه امپراتوری ایران تکه تکه شده است. گروههای نیابتی اصلی ایران یعنی حماس و حزبالله از کار افتادهاند. دولت وابسته به ایران، بشار اسد در سوریه سرنگون شده و به دنبال حمله موشکی ضعیف به اسرائیل، آسمان ایران در برابر دولت یهود بیدفاع شده است. به عبارت دیگر، در زمانی که جمهوری اسلامی از همیشه بیشتر به بمب هستهای نزدیک است، دست پایینتر را در مذاکرات دارد. در حالی که برخی استدلال میکنند که اکنون زمان تمرکز بر یک توافق هستهای جدید است، ما باور داریم که امتیازات گستردهتر نیز قابل حصول هستند. توافق جدید میتواند و باید فراتر از مذاکرات قبلی برود.
🔸آقای ترامپ میتواند به دنبال توافقی باشد که برای همیشه از برنامه مخرب هستهای ایران جلوگیری کند. اول، ایران باید از غنیسازی فراتر از کاربردهای غیرنظامی منع شود و مکانهای هستهای نیز نابود یا پلمپ شوند . همچنین تعیین سقف سختگیرانهای بر میزان مواد شکافتپذیر در اختیار ایران، همراه با یک رژیم بازرسی جامع برای تضمین پایبندی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. این تعهدات باید پایدار و قابل راستیآزمایی باشند. تهران باید محدودیتهای سفت و سختی را بر برنامه موشکهای بالستیک خود بپذیرد و به حمایت از گروههای نیابتی خاتمه دهد.
🔸اما باید مشوقهایی نیز وجود داشته باشد. اگر تهران ثابت کند که به مفاد این توافق جدید پایبند است، تمام تحریمهای هستهای، موشکی و منطقهای فلجکننده میتوانند رفع شوند و به رسمیت شناختهشدن و روابط کامل با ایالات متحده میتواند به این موارد افزوده شود. سنا باید این وضعیت بازبینیشده را از طریق یک معاهده الزامآور قانونی به تصویب برساند تا به این ترتیب، یکی از نگرانیهای اصلی ایران درباره امکان لغو هرگونه توافق اجرایی توسط دولتهای بعدی برطرف شود. به طور تاریخی، بسیاری از دموکراتها از راهحل صلحآمیز برای تهدید هستهای ایران حمایت کردهاند و آقای ترامپ نیز با توجه به روابط عمیق با سناتورهای جمهوریخواه میتواند اکثریت دوسوم لازم برای تصویب این قانون را شکل دهد.
🔸وضعیت ژئوپلیتیکی، گزینه بهتری برای ایران ندارد. رهبر عالی ایران این فرصت را دارد که پیش از مواجه نظامی با آمریکا و اسرائیل از راهبرد نیابتی خود روی گرداند. آقای خامنهای چندین بار اعلام کرده است که به دلایل اخلاقی و مذهبی مخالف سلاح هستهای است. اگر واقعاً قصدی برای ساخت سلاح وجود ندارد، چرا در ازای اطمینانی که همراه با یک توافق میآید، از جنگی با عواقب فاجعهبار برای منطقه جلوگیری نشود؟
✅ تهران با یک انتخاب روبروست. تمدنی که از روزگار باستان، نقش مهمی در شکلدادن به بازی شطرنج داشته، اکنون در لحظهای حیاتی قرار دارد. با وجود آنکه بسیاری از مهرههای کلیدی از صفحه خارج شدهاند، فرصتی به ایران داده شده تا با ایالات متحده به توافقی دست یابد که میتواند از جنگی با پیامدهای غیرقابل پیشبینی جلوگیری کند. اگر مذاکرات کنونی پیشرفت قابلتوجهی نداشته باشد، گزینههای نظامی مانند اکنون در دسترس خواهد بود. با در نظر گرفتن این مخاطرات، تمایل آقای ترامپ به پیگیری دیپلماسی اقدامی سنجیده است. برای ایران نیز استفاده از این فرصت عاقلانه خواهد بود.
🔄مطالب مرتبط:
▫️آمریکا در مذاکرات امروز مسقط به دنبال چیست؟
✅ اندیشکده تهران✅
🌐 https://institutetehran.com/art/355
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️وال استریت ژورنال
📝جان کری، توماس کاپلان
#تهران_ریویو
#مذاکرات_هستهای
🔹مذاکرات هستهای با ایران آغاز شده است و دونالد ترامپ فرصتی استثنایی دارد تا به توافقی برسد که جهان و منطقه را امنتر میکند؛ البته اگر تهران با آن موافقت کند. ما درباره توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۵ اختلافات عمیقی داشتیم اما امروز بر سر این نکته، نظر مشترک داریم که اکنون پنجرهای کوتاه برای وقوع امری بعید وجود دارد. ایران، که اغلب استاد سوءمحاسبه و رفتار نادرست ژئوپلیتیکی است، خود را در موقعیتی دشوار قرار داده و همین وضعیت، بهطور متناقضی، احتمال آغاز ابتکار صلح را افزایش میدهد.
🔸ده سال پس از توافق هستهای، موازنه قدرت تغییرات اساسی کرده است. ائتلافی که چالشها و فرصتهای توافق ۲۰۱۵ را ایجاد کرد دیگر وجود ندارد. اروپا با تهران در ارتباط است؛ تحریمهای هستهای چندجانبهای که تهران را پای میز مذاکره آورد از میان رفتهاند و بر نخواهند گشت و روابط تهران با مسکو و پکن به واسطه موضوع اوکراین و جنگ تجاری تغییر شکل داده است. به طور خلاصه، این تحولات دو طرف (و نه هشت طرف) را به سمت یک توافق جدید میکشاند.
🔸از همه مهمتر، با توجه به شکلگیری پویایی جدید منطقهای در ۱۸ ماه گذشته، ایران انگیزههای زیادی دارد تا نگاهش به منافع خود را تغییر دهد. پروژه امپراتوری ایران تکه تکه شده است. گروههای نیابتی اصلی ایران یعنی حماس و حزبالله از کار افتادهاند. دولت وابسته به ایران، بشار اسد در سوریه سرنگون شده و به دنبال حمله موشکی ضعیف به اسرائیل، آسمان ایران در برابر دولت یهود بیدفاع شده است. به عبارت دیگر، در زمانی که جمهوری اسلامی از همیشه بیشتر به بمب هستهای نزدیک است، دست پایینتر را در مذاکرات دارد. در حالی که برخی استدلال میکنند که اکنون زمان تمرکز بر یک توافق هستهای جدید است، ما باور داریم که امتیازات گستردهتر نیز قابل حصول هستند. توافق جدید میتواند و باید فراتر از مذاکرات قبلی برود.
🔸آقای ترامپ میتواند به دنبال توافقی باشد که برای همیشه از برنامه مخرب هستهای ایران جلوگیری کند. اول، ایران باید از غنیسازی فراتر از کاربردهای غیرنظامی منع شود و مکانهای هستهای نیز نابود یا پلمپ شوند . همچنین تعیین سقف سختگیرانهای بر میزان مواد شکافتپذیر در اختیار ایران، همراه با یک رژیم بازرسی جامع برای تضمین پایبندی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. این تعهدات باید پایدار و قابل راستیآزمایی باشند. تهران باید محدودیتهای سفت و سختی را بر برنامه موشکهای بالستیک خود بپذیرد و به حمایت از گروههای نیابتی خاتمه دهد.
🔸اما باید مشوقهایی نیز وجود داشته باشد. اگر تهران ثابت کند که به مفاد این توافق جدید پایبند است، تمام تحریمهای هستهای، موشکی و منطقهای فلجکننده میتوانند رفع شوند و به رسمیت شناختهشدن و روابط کامل با ایالات متحده میتواند به این موارد افزوده شود. سنا باید این وضعیت بازبینیشده را از طریق یک معاهده الزامآور قانونی به تصویب برساند تا به این ترتیب، یکی از نگرانیهای اصلی ایران درباره امکان لغو هرگونه توافق اجرایی توسط دولتهای بعدی برطرف شود. به طور تاریخی، بسیاری از دموکراتها از راهحل صلحآمیز برای تهدید هستهای ایران حمایت کردهاند و آقای ترامپ نیز با توجه به روابط عمیق با سناتورهای جمهوریخواه میتواند اکثریت دوسوم لازم برای تصویب این قانون را شکل دهد.
🔸وضعیت ژئوپلیتیکی، گزینه بهتری برای ایران ندارد. رهبر عالی ایران این فرصت را دارد که پیش از مواجه نظامی با آمریکا و اسرائیل از راهبرد نیابتی خود روی گرداند. آقای خامنهای چندین بار اعلام کرده است که به دلایل اخلاقی و مذهبی مخالف سلاح هستهای است. اگر واقعاً قصدی برای ساخت سلاح وجود ندارد، چرا در ازای اطمینانی که همراه با یک توافق میآید، از جنگی با عواقب فاجعهبار برای منطقه جلوگیری نشود؟
🔄مطالب مرتبط:
▫️آمریکا در مذاکرات امروز مسقط به دنبال چیست؟
🌐 https://institutetehran.com/art/355
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎20👍8❤2🔥2👌2🤔1
#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هستهای
📝علی محبی
🔹اتحادیه اروپا، روسیه و چین از جمله بازیگران کلیدی در پرونده هستهای ایران به شمار میروند که هرچند در مذاکرات فعلی میان آمریکا و ایران نقش آنها کمتر به چشم میخورد، اما تمایل دارند که در این زمینه تأثیرگذار باشند. مذاکرات ایران و آمریکا میتواند تأثیرات مهمی بر معادلات جهانی بگذارد و به همین جهت شناخت منافع، خطوط قرمز و دیدگاههای این کشورها در مذاکرات هستهای اهمیت بسیاری دارد.
💢چین
🔸 یکی از ارکان تبادلات اقتصادی چین مخصوصا در حوزه تأمین منابع انرژی منطقه غرب آسیا است. به همین جهت، حفظ صلح و ثبات در این منطقه و مخصوصا ایران برای چین از اهمیت بالایی برخوردار است. هرچند چین توافق جامع ایران با غرب را مطابق با منافع خود نمیداند، زیرا این امر میتواند به نزدیکی ایران به غرب و دوری از چین منجر شود، اما در عین حال موافق توافقهای محدودتر است. توافق محدود حتی میتواند منجر به بهبود و راحتی بیشتری در تبادلات اقتصادی با ایران شود و چین برای تبادل تجاری با ایران مجبور به هزینه دادن نمیشود.
🔸همچنین، چین به مسئله غیرهستهای ماندن ایران توجه ویژهای دارد، زیرا خطر هستهای شدن ایران میتواند به افزایش مسابقه تسلیحاتی در میان کشورهای دیگر، بهویژه کره جنوبی و ژاپن، منجر شود. از این رو، یکی از منافع چین در مذاکرات هستهای، تضمین عدم دستیابی ایران به سلاحهای هستهای است. بهطور کلی، چین به دنبال غیرهستهای ماندن ایران، کاهش تنشها برای حفظ ثبات در منطقه و افزایش تبادلات تجاری و در عین حال تلاش برای حفظ فاصلهای میان ایران با غرب است.
💢روسیه
🔸نگاه و منافع روسیه نیز شباهت زیادی به چین دارد. در سالهای اخیر، حجم تبادلات تجاری-سیاسی-نظامی روسیه با ایران به طور بیسابقهای افزایش یافته است. روسیه نیز یک توافق جامع میان ایران با غرب را تهدیدی برای روابط و منافع خود میداند که میتواند به کاهش روابط اقتصادی-سیاسی-نظامی میان دو کشور منجر شود و رقابت در عرصه فروش منابع نفت و گاز را تشدید کند. همچنین، خروج ایران از تحریمها وضعیت روسیه را برای دور زدن تحریمها دشوارتر میکند. از طرف دیگر، تشدید تنشها و هستهای شدن ایران نیز با منافع روسیه در تضاد است. بنابراین، شرایط مطلوب برای روسیه شامل غیرهستهای ماندن ایران و کاهش تنشها از طریق یک توافق محدود است که ترجیحاً بهتر است از طریق واسطهگری و نقشآفرینی خود به هدف بهبود روابط با ترامپ انجام شود.
💢اتحادیه اروپا
🔸اتحادیه اروپا یکی از بازیگران مهم در پرونده هستهای ایران بوده است. اروپا امروزه با توجه به شکستهای دیپلماتیک متعدد در اوکراین و غرب آسیا و تنشهای فزاینده با آمریکا، در حال بازنگری نقش خود در عرصه بینالملل است. مسئله ایران ارتباط نزدیکی با موضوعات آمریکا و جنگ اوکراین دارد و بنابراین یکی از اولویتهای سیاست خارجی اتحادیه اروپا محسوب میشود. مطلوبترین وضعیت برای اروپاییها حصول توافق جامعی است که نه تنها تضمین کند ایران غیرهستهای باقی بماند بلکه نفوذ ایران در منطقه را محدود کرده، بازارهای ایران را به روی محصولات اروپایی باز کند و روابط با روسیه و چین را کاهش دهد.
🔸با این حال، از آنجایی که دستیابی به چنین توافقی دشوار به نظر میرسد و خطر تشدید تنشها افزایش یافته، اروپا به دنبال استفاده از مکانیسم ماشه برای دستاوردسازی در سیاست خارجی خود از طریق حضور در مذاکرات و تضمین غیرهستهای شدن ایران و کاهش تنشها است. همچنین موفقیت در یک توافق اولیه با ایران را فرصتی برای ایجاد تعاملات بیشتر به هدف محدودسازی بیشتر در موضوعاتی مانند حقوق بشر میبیند. بنابراین، اتحادیه اروپا پرونده هستهای ایران را فرصتی برای تقویت دستاوردهای دیپلماتیک خود و افزایش حضور در عرصه بینالملل و منطقه تلقی میکند.
چین، روسیه و اتحادیه اروپا به صورت مشترک به دنبال نقشآفرینی در مذاکرات، حفظ ثبات در منطقه و جلوگیری از هستهای شدن ایران هستند، زیرا این امر میتواند رقابت تسلیحاتی را در آسیا تشدید کند. چین و روسیه نگران نزدیکی ایران به غرب و پیامدهای آن برای روابط خود با تهران هستند، در حالی که اتحادیه اروپا به دنبال تقویت نفوذ خود و کاهش تأثیرات روسیه و چین در ایران است. در نهایت، موفقیت یا شکست مذاکرات هستهای نه تنها بر امنیت منطقه تأثیر میگذارد، بلکه میتواند معادلات قدرت جهانی را نیز دستخوش تغییر کند.
🔄مطالب مرتبط
▫️آیا ایران و آمریکا در ماههای پیش رو به توافق میرسند؟
▫️آمریکا در مذاکرات امروز مسقط به دنبال چیست؟
🌐 https://institutetehran.com/art/356
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👌2👏1💔1
♦️مروری بر سیاستهای هفت سال گذشته چین در راه ابریشم قطبی
◾️اندیشکده رند
📝استفان پزارد – اَبی تینگستاد
#تهران_ریویو
🔹هفت سال از زمانی که چین سند سیاستی قطب شمال خود را منتشر کرد میگذرد که در آن، چین خود را «دولت نزدیک به قطب» توصیف کرد. در آن زمان تصور بر این بود که انتشار این سند نشانۀ آشکاری از تمایل چین است تا در منطقهای که به دلیل گرمایش اقلیمی تغییرات بزرگی را طی میکند موقعیتی کسب کند. در این هفت سال، کارتهای چین در قطب شمال متنوع بودهاند. بنابراین، سیاستگذاران آمریکایی باید همچنان به اقدامات و منافع چین در این منطقه اهمیت دهند و اولویت بالایی برای آن قائل باشند.
🔸اولین ابراز تمایل چین نسبت به قطب شمال به امضای معاهدۀ سوالبارد در ۱۹۲۵ باز میگردد. چین مدتها است که به تحقیقات علمی در این منطقه علاقهمند بوده است. به این منظور این کشور در سال ۲۰۰۴ ایستگاه تحقیقاتی رودخانه زرد را در مجمعالجزایر سوالبارد (واقع در شمال نروژ) تأسیس کرد. چین به بزرگترین صادرکننده کالا به آلاسکا نیز تبدیل شده و براساس پیمانهای پیش از ۲۰۱۸ در حوزۀ گاز طبیعی روسیه سرمایهگذاری کرده است. تفاوت اقدامات چین قبل و پس از ۲۰۱۸، برنامه منسجمی است که اکنون این کشور برای قراردادن قطب شمال در چارچوب ابتکار کمربند-جاده به وسیله مفهوم راه ابریشم قطبی دارد.
🔸افزون بر این موارد، چین روابط خود را با روسیه در ابعاد اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی ارتقا داده است. راه ابریشم قطبی با تأکید بر مسیر دریایی در امتداد بنادر شمالی روسیه توانسته است به صورت محدود کاربرد عملی پیدا کند. شرکتهای چینی جزو استفادهکنندگان مداوم این مسیر محسوب میشوند که نه تنها گاز طبیعی را به بازارهای چین میرسانند بلکه به بسط فرصتهای دریانوردی نیز توجه دارند. در تحولی تقریباً غیرقابل انتظار میان دو کشوری که رقیب تاریخی یکدیگر بودهاند، روسیه مجرایی برای تضمین حضور امنیتی و نظامی چین در این منطقه است. به عنوان مثال دو کشور در آوریل ۲۰۲۳، در مورمانسک توافق همکاری میان گاردهای ساحلی خود امضا کردند. همچنین دو کشور، گشتهای ساحلی مشترکی را در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ نزدیک آلاسکا برگزار کردند.
🔸آمریکا نگرانی جدی نسبت به فعالیتهای جدید چین به کمک روسیه دارد. راهبرد قطب شمال اخیر وزارت دفاع که در جولای ۲۰۲۴ منتشر شد هنگامی که محیط راهبردی ایالات متحده را مورد بحث قرار میداد برای اولین بار به فعالیتهای ارتش آزادیبخش خلق به دنبال فعالیتهای روسیه و همکاری این دو کشور در این منطقه اشاره کرد. به رغم پیشروی آهستۀ جاهطلبیهای چین در قطب شمال، این کشور آشکارا تهدید بالقوهای در این منطقه است.
🔸با این وجود، فعالیتهای چین در قطب شمال حتی پس از ۲۰۱۸ به لحاظ جغرافیا، بازه و شدت محدود هستند. در حالی که شرکتهای چینی سرمایهگذاریهای زیرساختی متعددی برای بهرهبرداری از منابع طبیعی قطب شمال انجام دادهاند و در حال خرید زمین هستند، موفقیت آنها محدود بوده است. همچون اکتشاف نفت در منطقه دِرِکی نزدیک ایسلند یا میدان سنگ آهن ایسوا در گرینلند، فقدان سودآوری (یا سود قابل انتظار در آینده) دلیلی برای توقف فعالیتهای چین بوده است. در مواقع دیگر، دولتهای مجاور قطب تلاشهای چین برای سرمایهگذاری را پس زدهاند، نظیر تعلیق پروژه ساخت کریدور قطبی برای اتصال اروپا به قطب شمال توسط نروژ، فنلاند و استونی. با این حال، فعالیتهای چین در قطب شمال به صفر نرسیده است.
✅ چین، منطقه قطب شمال را نه بهعنوان یک اولویت راهبردی، بلکه بهعنوان یک سرمایهگذاری بلندمدت میبیند. هرچند بسیاری از جاهطلبیهای چین در قطب شمال هنوز محقق نشدهاند، این کشور بهتدریج در حال تقویت ظرفیتهای خود برای فعالیت در منطقهای است که تنها معدودی از کشورها توانایی حضور در آن را دارند. چین با بهرهگیری از تمام ابزارهای قدرت نرم -از سرمایهگذاریهای اقتصادی گرفته تا دیپلماسی علمی- در تلاش است خود را بهعنوان یکی از ذینفعان مشروع در قطب شمال تثبیت کند. ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری به همکاری با متحدان قطبی خود نیاز دارد تا بتواند محیط پهناور و در حال تغییر قطب شمال را بهدقت پایش و در برابر فعالیتهای نگرانکننده چین ایستادگی کند. آمریکا همچنین باید نظام حکمرانی منطقهای را که چین امیدوار است روزی به نفع خود تغییر دهد، حفظ نماید.
🔁مطالب مرتبط:
▫️برنامه اقتصادی چین برای سال پیشرو
▫️«جنگهای سه گانه» چین؛ استراتژی پیروزی بدون درگیری نظامی
▫️تلاش آمریکا برای مهار چین در آمریکای لاتین
✅ اندیشکده تهران✅
🌐 https://institutetehran.com/art/357
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️اندیشکده رند
📝استفان پزارد – اَبی تینگستاد
#تهران_ریویو
🔹هفت سال از زمانی که چین سند سیاستی قطب شمال خود را منتشر کرد میگذرد که در آن، چین خود را «دولت نزدیک به قطب» توصیف کرد. در آن زمان تصور بر این بود که انتشار این سند نشانۀ آشکاری از تمایل چین است تا در منطقهای که به دلیل گرمایش اقلیمی تغییرات بزرگی را طی میکند موقعیتی کسب کند. در این هفت سال، کارتهای چین در قطب شمال متنوع بودهاند. بنابراین، سیاستگذاران آمریکایی باید همچنان به اقدامات و منافع چین در این منطقه اهمیت دهند و اولویت بالایی برای آن قائل باشند.
🔸اولین ابراز تمایل چین نسبت به قطب شمال به امضای معاهدۀ سوالبارد در ۱۹۲۵ باز میگردد. چین مدتها است که به تحقیقات علمی در این منطقه علاقهمند بوده است. به این منظور این کشور در سال ۲۰۰۴ ایستگاه تحقیقاتی رودخانه زرد را در مجمعالجزایر سوالبارد (واقع در شمال نروژ) تأسیس کرد. چین به بزرگترین صادرکننده کالا به آلاسکا نیز تبدیل شده و براساس پیمانهای پیش از ۲۰۱۸ در حوزۀ گاز طبیعی روسیه سرمایهگذاری کرده است. تفاوت اقدامات چین قبل و پس از ۲۰۱۸، برنامه منسجمی است که اکنون این کشور برای قراردادن قطب شمال در چارچوب ابتکار کمربند-جاده به وسیله مفهوم راه ابریشم قطبی دارد.
🔸افزون بر این موارد، چین روابط خود را با روسیه در ابعاد اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی ارتقا داده است. راه ابریشم قطبی با تأکید بر مسیر دریایی در امتداد بنادر شمالی روسیه توانسته است به صورت محدود کاربرد عملی پیدا کند. شرکتهای چینی جزو استفادهکنندگان مداوم این مسیر محسوب میشوند که نه تنها گاز طبیعی را به بازارهای چین میرسانند بلکه به بسط فرصتهای دریانوردی نیز توجه دارند. در تحولی تقریباً غیرقابل انتظار میان دو کشوری که رقیب تاریخی یکدیگر بودهاند، روسیه مجرایی برای تضمین حضور امنیتی و نظامی چین در این منطقه است. به عنوان مثال دو کشور در آوریل ۲۰۲۳، در مورمانسک توافق همکاری میان گاردهای ساحلی خود امضا کردند. همچنین دو کشور، گشتهای ساحلی مشترکی را در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ نزدیک آلاسکا برگزار کردند.
🔸آمریکا نگرانی جدی نسبت به فعالیتهای جدید چین به کمک روسیه دارد. راهبرد قطب شمال اخیر وزارت دفاع که در جولای ۲۰۲۴ منتشر شد هنگامی که محیط راهبردی ایالات متحده را مورد بحث قرار میداد برای اولین بار به فعالیتهای ارتش آزادیبخش خلق به دنبال فعالیتهای روسیه و همکاری این دو کشور در این منطقه اشاره کرد. به رغم پیشروی آهستۀ جاهطلبیهای چین در قطب شمال، این کشور آشکارا تهدید بالقوهای در این منطقه است.
🔸با این وجود، فعالیتهای چین در قطب شمال حتی پس از ۲۰۱۸ به لحاظ جغرافیا، بازه و شدت محدود هستند. در حالی که شرکتهای چینی سرمایهگذاریهای زیرساختی متعددی برای بهرهبرداری از منابع طبیعی قطب شمال انجام دادهاند و در حال خرید زمین هستند، موفقیت آنها محدود بوده است. همچون اکتشاف نفت در منطقه دِرِکی نزدیک ایسلند یا میدان سنگ آهن ایسوا در گرینلند، فقدان سودآوری (یا سود قابل انتظار در آینده) دلیلی برای توقف فعالیتهای چین بوده است. در مواقع دیگر، دولتهای مجاور قطب تلاشهای چین برای سرمایهگذاری را پس زدهاند، نظیر تعلیق پروژه ساخت کریدور قطبی برای اتصال اروپا به قطب شمال توسط نروژ، فنلاند و استونی. با این حال، فعالیتهای چین در قطب شمال به صفر نرسیده است.
🔁مطالب مرتبط:
▫️برنامه اقتصادی چین برای سال پیشرو
▫️«جنگهای سه گانه» چین؛ استراتژی پیروزی بدون درگیری نظامی
▫️تلاش آمریکا برای مهار چین در آمریکای لاتین
🌐 https://institutetehran.com/art/357
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👏1👌1
#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هستهای
📝سید محمدجواد داوودی
🔹در دیپلماسی بینالمللی، انتخاب بین مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم صرفاً یک مسئله فنی نیست؛ بلکه اغلب بازتابی از سطح اعتماد، ماهیت مناقشه و محدودیتهای طرفین است. تصمیم ایران و ایالات متحده برای از سرگیری مذاکره به صورت غیرمستقیم بهانهای شد تا به بررسی مزایا و معایب روشهای مستقیم و غیرمستقیم مذاکره بپردازیم. مذاکرات مستقیم معمولاً راهحلی سریعتر است که ابهام کمتری دارد، اما پیچیدگیهای روابط ایران و آمریکا در حال حاضر باعث شده که مذاکرهی غیرمستقیم گزینه واقعگرایانهتری باشد.
🔸مذاکرات مستقیم به معنای گفتگوی رو در رو میان نمایندگان دو طرف است. در این روش سرعت تبادل نظرات بالاتر است. از آنجا که در این نوع مذاکره پیامها بیواسطه منتقل میشوند، احتمال سوء برداشت کمتر است و بین مذاکرهکنندگان اعتماد شکل میگیرد. با این حال چنین مذاکراتی به حداقلی از اعتماد و احترام نیاز دارد. مثال اوکراین تمایلی به مذاکره مستقیم با روسیه ندارد؛ زیرا معتقد است مذاکره مستقیم به اشغالگری روسیه مشروعیت میبخشد. همچنین هنگامی که تنش بالا باشد، مذاکره مستقیم نتیجه معکوس میدهد و به برخوردهای هیجانی منتهی میشود. در اواخر مذاکرات کمپ دیوید بین اسرائیل و مصر، چیزی نمانده بود که دیدار پرتنش بین سادات و موشه دایان به مذاکرات پایان دهد.
🔸در مقابل، مذاکرات غیرمستقیم با کمک میانجی صورت میگیرد. این روش زمانی انتخاب میشود که اعتماد بین طرفین پایین است یا اینکه مذاکرهکنندگان حاضر نیستند هزینهی سیاسی دیدار مستقیم را بپذیرند. این نوع مذاکره کندتر و مبهمتر است؛ اما در کنار هزینهی سیاسی کمتر، برای سنجش طرف مقابل، کاهش تنشها و رسیدن به سازش فرصت دیپلماتیک ارزشمندی ایجاد میکند. توافق مبادله اسرا و توافق غلات بین روسیه و اوکراین و توافق آتشبس بین اسرائیل و حماس از جمله توافقهایی هستند که با کمک میانجیها شکل گرفتهاند.
🔸در مذاکرات غیرمستقیم نقش میانجی بسیار حائز اهمیت است. یک میانجی مورد اعتماد و ماهر میتواند با ابتکارات خود بسیاری ازموانع را از سر راه بردارد؛ به عنوان مثال در مذاکره میان طرفهای متخاصم، احتمال زیادی وجود دارد که گفتگوها به لفاظی و شعار بیانجامد یا طرفین با گرفتارشدن در «معمای زندانی» از نشاندادن انعطاف خودداری کنند. در این شرایط دو طرف در دیدار با میانجی معتمد خواستههای اصلی خود را به دور از تهدیدها و شعارها مطرح میکنند.
🔸تجربیات گذشته و تنش کنونی بین ایران و آمریکا باعث شد تا ایران در برابر اصرار ترامپ پس از بازگشت به قدرت از مذاکره مستقیم امتناع کرده و بر روش غیرمستقیم تأکید کند. لفاظیهای مکرر و ضد و نقیض ترامپ از یکسو و درگیریهای منطقهای اخیر از سوی دیگر باعث شد تا سطح اعتماد و احترام بین طرفین به پایینترین سطح نزول کند. هزینه سیاسی بالای مذاکره مستقیم عامل دیگری برای تهران بوده است. نشستن بر سر میز با نمایندهی ترامپ، درحالی که دولت او کارزار فشار حداکثری علیه ایران به راه انداخته است، در خارج نشانه ضعف و در داخل پشت کردن به آرمانها تلقی خواهد شد. از سوی دیگر، رد کامل مذاکره همزمان با اصرار ترامپ بر گفتگو ایران را به عنوان کشوری جنگطلب نشان میدهد. در این شرایط به نظر میرسد مذاکرهی غیرمستقیم راهحل میانه و گزینهی معقولی باشد.
🔸انتخاب عمان به عنوان میانجی نیز اهمیت دارد. سابقه موفق عمان باعث افزایش اعتماد طرفین به میانجی و افزایش احتمال موفقیت مذاکرات میشود. همچنین میانجیگری عمان به اشکال مختلف باعث کاهش هزینهی سیاسی مذاکره برای ایران میشود. در حالی که امارات پیام ترامپ را به ایران منتقل کرد، ایران پاسخ خود را به طرف عمانی داد؛ بنابراین برگزاری مذاکرات غیرمستقیم در عمان نشاندهنده موفقیت ایران در پافشاری بر خواستههای خود است. علاوه بر این، عمان این امکان را فراهم میکند که تا جای ممکن مذاکرات از جار و جنجال رسانهای که باعث افزایش هزینهی سیاسی و فشار بر مذاکرهکنندگان برای دستیابی به نتایج میشود دور بماند.
🔄مطالب مرتبط:
▫️آیا ایران و آمریکا در ماههای پیش رو به توافق میرسند؟
🌐 https://institutetehran.com/art/358
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13👏2👌2❤1
#تحلیل_کوتاه
#آمریکای_لاتین
#انتخابات_اکوادور
📝عرفان علمشاهی
🔹نتایج انتخابات ریاستجمهوری ۱۳ آوریل اکوادور، نشان داد ممکن است این کشور مسیر السالوادور را طی کند. دنیل نوبوآ نامزدی جوان و میانهرو و مایل به محافظهکاری در حالی به قدرت رسید که کشور در حال غرقشدن در هرجومرج و خشونت است و مردم امید دارند دولت جدید بتواند نظم را برقرار سازد. با شمارش حدوداً ۹۸٪ آرا، نوبوآ با ۵۶٪ توانست لوئیسیا گونزالس (با ۴۴٪) را در دور دوم انتخابات شکست دهد. پیروزی او با حمایت ائتلاف اقدام دموکراتیک ملی (متشکل از دو حزب چپ PID و راست MOVER) محقق شد. مسئله گسترش خشونت و ناامنی عامل بسیار مهمی در ائتلاف این دو حزب بوده است که مهمترین دستور کار نوبوآ نیز خواهد بود.
💢نوبوآ و باندهای مواد مخدر
🔸جغرافیای سیاسی عامل اصلی در وضعیت کنونی اکوادور بوده است. این کشور از شرق و غرب در همسایگی کلمبیا و پرو است که تولیدکنندگان کوکائین در آنها سواحل اکوادور را بهترین مسیر برای قاچاق مواد مخدر به آمریکای شمالی و اروپا میبینند. این مسیر در سالهای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در سال ۲۰۱۹ سهم مسیر اکوادور در قاچاق کوکائین به اروپا تنها ۹٪ بود. در سال ۲۰۲۱ این نرخ به ۳۳٪ رسید. اکنون به گفته نوبوآ در ۲۰۲۳، این نرخ به ۷۰٪ رسیده است. تبدیلشدن اکوادور به محور انتقال مواد مخدر، باب ورود باندهای تبهکاری و کارتلها و در نتیجه گسترش خشونت در کشوری شد که زمانی جزو امنترین کشورهای آمریکای لاتین به حساب میآمد.
🔸به دنبال پیروزی نوبوآ در انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری ۲۰۲۳، او علیه کارتلها اعلان جنگ کرد. اقدامات او تا حدی نتیجهبخش بود که در پیروزی ۲۰۲۵ او نقش داشت. او نرخ قتل در این کشور را از ۴۸ (۲۰۲۳) به ۳۸ (۲۰۲۴) به ازای هر صدهزار نفر رساند؛ هرچند هنوز هم رقم بسیار بالایی است. حال او باید پیش از آنکه اوضاع بیش از حد از کنترل خارج شود به مبارزه خود با کارتلها ادامه دهد.
💢راهبرد نزدیکی به ترامپ
🔸مسئله کارتلها و امنیت، روابط با ایالات متحده را برای اکوادور حائز اهمیت میکند. نوبوآ در دو سال گذشته تلاش کرده بود روابط شخصی خود را با دونالد ترامپ تقویت کند. پس از آنکه ترامپ چندین کارتل را در آمریکای لاتین، تروریستی اعلام کرد، نوبوآ از او خواست کارتلهای اکوادوری (لوس لوبوس، لوس تیگِرونس و ...) را نیز به لیست اضافه کند. نوبوآ میداند کشورش به تنهایی نمیتواند این گروهها را مهار کند، بنابراین نیازمند کمک و نزدیکی به ایالات متحده است. البته او از نیروی نظامی کشورهای اروپایی و برزیل نیز درخواست کمک کرده بود.
🔸برای نزدیکی بیشتر روابط اکوادور و آمریکا، نوبوآ میتواند دست بر روی یکی از دغدغههای اصلی ترامپ بگذارد: مهاجرین غیرقانونی. افزایش هرجومرج و خشونت در اکوادور قطعاً مهاجرت از این کشور را به سمت همسایگان، مخصوصاٌ آمریکا افزایش خواهد داد. نوبوآ میتواند با استفاده از این مسئله نیز توجه ترامپ را جلب کند. راست گرایان در آرژانتین و السالوادور هر کدام به نحوی توانستند خود را به ترامپ نزدیک کنند؛ نوبوآ نیز میتواند در این مسیر قدم بگذارد. البته کمکها صرفاً به ابعاد امنیتی و سیاسی محدود نمیشوند و او میتواند از ایالات متحده برای بهبود وضعیت اقتصادی اکوادور کمک بگیرد یا خود را از جنگ تعرفهای با آمریکا خارج کند.
💢رهایی از بحرانهای اقتصادی
🔸برای حل معضل امنیت، نوبوآ نمیتواند به وضعیت کنونی اقتصاد کشور بیتوجه باشد. طبق آمار سال ۲۰۲۲، نرخ مشارکت اقتصادی در کل کشور ۶۶٪ است که نشان میدهد ۳۴٪ از نیروی کار کشور حتی به دنبال یافتن شغل نیز نیستند (یا مشغول فعالیتهای پنهان و غیرقانونی مثل کار در کارتلها هستند.) با وجود اینکه نرخ بیکاری در این کشور پایین (۴٪) است؛ اما تنها ۳۴٪ شاغلین از درآمد کافی برخوردار هستند. تداوم چنین وضعیت اقتصادی میتواند مردم را بیش از پیش به سمت فعالیتهای غیرقانونی سوق دهد.
🔁مطالب مرتبط:
▫️چالشهای رئیسجمهور آینده اکوادور: بدهی، خشکسالی و تبهکاری
🌐https://institutetehran.com/art/359
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏2👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥آمریکا بالاخره چه میخواهد؟ برچیده شدن صنعت هستهای یا عدم دستیابی به بمب؟!
#تهران_مدیا
#مذاکرات_هستهای
🔸در حالی که به نظر میرسید پس از دور اول مذاکرات مسقط، آمریکا به محدودیت برنامه هستهای ایران بسنده کند، ویتکاف در مصاحبه دو روز پیش خود با فاکس نیوز اعلام کرد که تنها خواستههای آمریکا، بازگشت ایران به غنیسازی 3.6 درصدی و راستیآزمایی برنامه موشکی ایران است. اما تغییر مواضع او ادامه یافت و روز گذشته در حساب ایکس خود گفت "هرگونه توافق نهایی باید چارچوبی برای صلح، ثبات و رفاه خاورمیانه باشد که به معنی این است که ایران باید برنامه غنیسازی و تسلیحاتی هستهای خود را متوقف و نابود کند." جالب توجه اینکه تمی بروس، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز در کنفرانس خبری روز سهشنبه، موضع اخیر ویتکاف را عینا تکرار نمود.
🔸با وجود اینکه ایران پیش از آغاز مذاکرات خط قرمزهای خود (حفظ برنامه هستهای و عدم مذاکره در خصوص مسائل غیرهستهای) را مشخص کرده بود؛ چنین مواضعی میتواند مذاکرات را به شکست برساند. این تغییر مواضع نشاندهنده فشار لابی اسرائیل، نئوکانها و تندروهای داخل کابینه برای سختکردن شرایط برای ایران است. اخیراً نیز اکسیوس به اختلافنظر داخل کابینه بر سر چگونگی مواجه با مذاکرات هستهای اشاره کرده است. مطابق این گزارش، استیو ویتکاف و جی.دی.ونس، ریسک اقدام نظامی علیه ایران را بالا میدانند و به نظرشان یک توافق در دسترس با ایران مطلوبتر است. اما گروه دیگر شامل مایک والتز و مارکو روبیو خواهان نابودی برنامه هستهای ایران هستند و از اقدام نظامی حمایت جدی میکنند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#تهران_مدیا
#مذاکرات_هستهای
🔸در حالی که به نظر میرسید پس از دور اول مذاکرات مسقط، آمریکا به محدودیت برنامه هستهای ایران بسنده کند، ویتکاف در مصاحبه دو روز پیش خود با فاکس نیوز اعلام کرد که تنها خواستههای آمریکا، بازگشت ایران به غنیسازی 3.6 درصدی و راستیآزمایی برنامه موشکی ایران است. اما تغییر مواضع او ادامه یافت و روز گذشته در حساب ایکس خود گفت "هرگونه توافق نهایی باید چارچوبی برای صلح، ثبات و رفاه خاورمیانه باشد که به معنی این است که ایران باید برنامه غنیسازی و تسلیحاتی هستهای خود را متوقف و نابود کند." جالب توجه اینکه تمی بروس، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز در کنفرانس خبری روز سهشنبه، موضع اخیر ویتکاف را عینا تکرار نمود.
🔸با وجود اینکه ایران پیش از آغاز مذاکرات خط قرمزهای خود (حفظ برنامه هستهای و عدم مذاکره در خصوص مسائل غیرهستهای) را مشخص کرده بود؛ چنین مواضعی میتواند مذاکرات را به شکست برساند. این تغییر مواضع نشاندهنده فشار لابی اسرائیل، نئوکانها و تندروهای داخل کابینه برای سختکردن شرایط برای ایران است. اخیراً نیز اکسیوس به اختلافنظر داخل کابینه بر سر چگونگی مواجه با مذاکرات هستهای اشاره کرده است. مطابق این گزارش، استیو ویتکاف و جی.دی.ونس، ریسک اقدام نظامی علیه ایران را بالا میدانند و به نظرشان یک توافق در دسترس با ایران مطلوبتر است. اما گروه دیگر شامل مایک والتز و مارکو روبیو خواهان نابودی برنامه هستهای ایران هستند و از اقدام نظامی حمایت جدی میکنند.
🌐https://institutetehran.com
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🤔3❤2💯1
#مذاکرات_هستهای
#غرب_آسیا
#مقاله_تحلیلی
📝جواد میرگلویبیات
🔹در حالی که آمریکا تلاش داشت مذاکرات با ایران را از مسیر امارات دنبال کند ایران عمان را به عنوان میانجی انتخاب کرد. در این رابطه برخی نکات حايز اهمیت است:
💢امارات به مثابه جعبه پاندورای اسراییل و غرب!
🔸امارات را باید یکی از برندگان بهار عربی دانست. امارات توانست در این مدت نفوذ و بازیگری خود را از لیبی تا یمن، از سوریه تا مصر، از کردستان عراق تا شرق افریقا و... گسترش دهد. این کشور توانست رفته رفته خود را از زیر چتر عربستان خارج کند و تبدیل به یکی از بازیگران مهم جهان عرب شود، اما این جایگاه امارات بدون کمک غرب ممکن نبود و نمیتوان برای امارات سیاست ورزی مستقل قائل بود.
🔸در این مدت ارتباط ابوظبی با تلآویو روزبهروز بهبود یافت. امروز در منطقه پروندهای نیست که اسرائیل در آنجا کنشگری داشته باشد و امارات نقشی برای خود قائل نباشد به نوعی که امارات را میتوان جعبه پاندورای اسرائیل دانست. رابطه امارات با ترامپ نیز رابطه محکمی است. لذا ترامپ سعی کرد که به جای عمان که مایل نبود پیامهای تهدید واشنگتن را به تهران برساند، و با توجه به این که عمان در طوفانالاقصی مواضع تقریبا نزدیک به محور مقاومت اتخاذ کرده بود، امارات را به جای نقش سنتی عمان انتخاب کند، مسالهای که مورد پذیرش اسرائیل و لابی آن در آمریکا نیز قرار میگرفت.
💢چرا عمان؟
🔸یوسف بن علوی وزیر خارجه سابق عمان، در خاطرات خود میگوید که عمان هیچ وقت حامل پیام تهدید آمریکا به ایران نبوده است، و از ماجرای تماس کلینتون با سلطان قابوس صحبت میکند که سلطان قابوس به کلینتون میگوید اگر نامه حاوی تهدید است این کشور مایل به انتقال آن به تهران نیست، مسالهای که در مصاحبهای توسط خاتمی، رئیسجمهور وقت ایران تایید شد.
🔸به احتمال زیاد سلطنت عمان یکی از گزینههای واشنگتن برای ارسال نامه به تهران بوده است، ولی چون مقامات عمان حدس میزدند که این نامه حاوی تهدید و یک بازی امنیتی است و نتایج مثبتی نخواهد داشت از حمل آن به تهران سر باز زدند. از سوی دیگر در سوابق میانجیگری عمان بین ایران و آمریکا، برای آنها مهم بوده که نتایج به نفع صلح و ثبات منطقه و مورد رضایت ایران قرار بگیرد. آنها زمانی که احساس کنند طرف غربی صادق نیست بلافاصله کنار میکشند و اعتبار خود را در تهران خراب نمیکنند، مسالهای که برای مثال قطر در ماجرای پولهای مسدود شده در کره جنوبی نتوانست آن را به اتمام برساند.
💢سازوکار میانجیگری عمان!
🔸دکترین میانجیگری یکی از اصول سیاست خارجی عمان است. برای تحقق این دکترین، سلطنت عمان باید در بسیاری از مسائل منطقه که به طور مستقیم ربطی به منافع آن ندارد بیطرف باقی بماند و خود را درگیر چالشهای بیشمار منطقه نکند. این امر مستلزم این است که آنها به دنبال نفوذ در کشورهای دیگر نروند، رسانههای خود را مانند رسانههای قطر، عربستان، امارات و حتی کویت تقویت نکنند و از حاشیه رسانهای فاصله بگیرند. آنها مسقط را به محیطی امن تبدیل کردهاند، چراکه امنیت و فراغ خاطر همه بازیگران برای آنها مهم است. این نکات باعث شد ایران به جای امارات، سلطنت عمان را به عنوان واسطه انتخاب کند.
🔸عمان در چندین دوره مذاکرات مهم میان ایران و غرب و با کشورهای منطقه نشان داد که دیپلماسی سری از اصول اصلی دکترین میانجیگری آنهاست. خاطرات سیاستمداران ایرانی و غربی و عربی نشان میدهد که عمان تا چه حدی اجازه درز اخبار مذاکرات پشت پرده و شنود آن را نمیداده است. در این دور از مذاکرات نیز شاهد این بودیم که تا زمانی که ترامپ آن را علنی اعلام نکرد، هیچ کسی از مذاکرات شنبه گذاشته خبر نداشت. همچنین اثبات شد که مسقط چگونه میتواند محیط امن و پاکیزه برای دو طرف فراهم آورد.
💢دلالتها و چشمانداز
🔸انتخاب عمان یک ابتکار عمل از جانب ایران بود که شروط خود را علنی به افکار عمومی و همچنین فضای نخبگانی سیاستمداران کشورهای مختلف برساند. ایران با این کار نشان داد که فضای تهدید به هیچ وجه نباید حاکم بر مذاکرات باشد؛ عمان محل گفتگوهای سازنده است. انتخاب عمان تاکید بر این نکته نیز بود که مساله منطقهای به هیچ وجه نباید مورد مذاکره قرار بگیرد، چرا که اساسا انصارالله در خود مسقط فعال است.
🌐https://institutetehran.com/art/360
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍15❤2👏2👌1
🔵 باختن در جنگ تجاری آسان است
◾️فارن افرز
📝آدام اس. پوزن
#اکوتهران
#جنگ_تجاری
#آمریکا
🔸در سال ۲۰۱۸، دونالد ترامپ در توئیت مشهوری نوشت در شرایطی که ایالات متحده در مبادله با تقریبا همه کشورها میلیاردها دلار زیان میبیند، جنگ تجاری خوب است و پیروزی در آن آسان. هنگامی که در روزهای گذشته تعرفههای بیش از صددرصدی علیه چین، جنگ تجاری را به سطحی جدید و خطرناکتر منتقل نمود، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، از استدلال مشابهی استفاده کرد. بسنت با تشبیه شرایط کنونی به بازی پوکر، مدعی شد که تشدید تنش توسط چین اشتباه بود. چرا که چین کارتی برای بازی کردن ندارد و صادرات آمریکا به چین تنها یک پنجم واردات از چین است.
🔹به نظر میرسد که رویکرد تیم ترامپ با الهام از مفهوم تسلط بر تشدید تنش (escalation dominance) اتخاذ شده باشد. این ایده که برگرفته از نظریههای نظامی است، دلالت بر این نکته دارد که یکی از طرفین مناقشه قادر است تنش را به سطحی برساند که طرف مقابل توان رویاروی و تشدید متقابل تنش را نداشته باشد. با این حال، این منطق بالاخص در حوزه اقتصاد نادرست است و برخلاف عقیده تیم ترامپ، چین در جنگ تجاری دارای تسلط بر تشدید تنش است.
🔹نخستین دلیل قابل ذکر این است که چین کالاهایی را برای ایالات متحده تامین میکند که جایگزینی آن پرهزینه و سخت است. قطع دسترسی به این محصولات وارداتی بدون جایگزین توجیهپذیر به اختلالات جدی در اقتصاد آمریکا میانجامد. در حالی که کاهش وابستگی اقتصادی به چین ممکن است یک هدف بلندمدت باشد، به راه انداختن جنگ تمام عیار تجاری بدون ایجاد توانمندیهای داخلی و تضمین روشهای تامین جایگزین یک قمار پرهزینه و خطرناک است.
🔹این مقایسه میان بازی پوکر و تجارت محکوم به شکست است؛ چرا که پوکر یک بازی با حاصل جمع صفر است. تجارت یک بازی با حاصل جمع مثبت است و در آن دو طرف منافع کسب میکنند. در تجارت، کشورها کالایی را وارد میکنند که تولید آنها در داخل مقرون به صرفه یا ممکن نیست. محدود کردن این تبادلات درآمد واقعی و قدرت خرید ملی را کاهش خواهد داد.
🔹این ادعا که آسیبپذیری ایالات متحده به سبب کسری تجاری کمتر است نیز با حقیقت انطباق ندارد. براساس ارقام سال ۲۰۲۴، ایالات متحده ۱۹۹.۲ میلیارد دلار کالا و خدمات به چین صادر نموده و در مقابل ۴۶۲.۵ میلیارد دلار واردات داشته است. دولت ترامپ عقیده دارد که این عدم تعادل به معنی ضرر بیشتر برای چین است. این در حالی است که چین، به عنوان دارنده مازاد، پول بیشتر از ناحیه صادرات را از دست خواهد داد و ایالات متحده کالاها و خدماتی را از دست میدهد که قادر نیست در داخل به صورت کارآمد تولید کند. پول ماهیتی انعطافپذیر دارد و بازتخصیص آن در اقتصاد سادهتر از بازسازی زنجیره تامین است.
🔹علاوه بر این، مدل اقتصادی چین بهاتکای نرخ پسانداز بیشتر و مازادهای تجاری انعطافپذیری بیشتری دارد. اگر چین فروش در ایالات متحده را از دست دهد، میتواند این محصولات را به بازار داخل یا سایر بازارهای جهان هدایت کند. در مقابل، ایالات متحده، بهاتکای مخارج بالاتر از پس انداز و کسری در حساب جاری، با کمبود مادی و ملموس بالاخص در صنایعی مواجه خواهد شد که به واردات از چین وابستهاند.
🔹در این چارچوب مواد موثره دارویی، نیمهرساناهای ارزان قیمت مصرفی در صنایع خودروسازی و الکترونیک، و عناصر کلیدی بخش تولید و صنایع دفاعی قرار دارند. شوک عرضه ناگهانی ناشی از قطع تجارت با چین میتواند به رکود تورمی دامن بزند. رکود تورمی یکبار در دهه ۷۰ و یکبار در دوره کووید-۱۹ مشاهده شد و در چنین موقعیتی سیاستگذار باید میان مدیریت تورم و مقابله با بیکاری انتخاب کند.
✅ رویکرد یکسویه ترامپ همچنین ریسک از میان بردن اعتماد سرمایهگذاران را به همراه دارد. سیاستهای تجاری نامنظم به عدم اطمینان دامن زده و موجب کاهش سرمایهگذاری خارجی و افزایش بهره میشوند. در بلندمدت، ظرفیت و توان تولیدی ایالات متحده کاهش یافته و اهرم چین تقویت خواهد شد. در نهایت، حتی اگر این سیاست یک تاکتیک مذاکراتی است، باید تاکید داشت که تاکتیک خطرناکی است. این الگو در واقع نسخه اقتصادی جنگ ویتنام است: مناقشهای با برنامهریزی ضعیف که ایالات متحده را در باتلاقی پرهزینه گیر خواهد انداخت و اعتبار آن را در داخل و بیرون از میان خواهد برد.
🔄مطالب مرتبط
▫️عواقب جنگ تعرفهای برای اقتصاد چین
▫️نتایج معکوس جنگ آمریکا علیه فناوری چین
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/361
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️فارن افرز
📝آدام اس. پوزن
#اکوتهران
#جنگ_تجاری
#آمریکا
🔸در سال ۲۰۱۸، دونالد ترامپ در توئیت مشهوری نوشت در شرایطی که ایالات متحده در مبادله با تقریبا همه کشورها میلیاردها دلار زیان میبیند، جنگ تجاری خوب است و پیروزی در آن آسان. هنگامی که در روزهای گذشته تعرفههای بیش از صددرصدی علیه چین، جنگ تجاری را به سطحی جدید و خطرناکتر منتقل نمود، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، از استدلال مشابهی استفاده کرد. بسنت با تشبیه شرایط کنونی به بازی پوکر، مدعی شد که تشدید تنش توسط چین اشتباه بود. چرا که چین کارتی برای بازی کردن ندارد و صادرات آمریکا به چین تنها یک پنجم واردات از چین است.
🔹به نظر میرسد که رویکرد تیم ترامپ با الهام از مفهوم تسلط بر تشدید تنش (escalation dominance) اتخاذ شده باشد. این ایده که برگرفته از نظریههای نظامی است، دلالت بر این نکته دارد که یکی از طرفین مناقشه قادر است تنش را به سطحی برساند که طرف مقابل توان رویاروی و تشدید متقابل تنش را نداشته باشد. با این حال، این منطق بالاخص در حوزه اقتصاد نادرست است و برخلاف عقیده تیم ترامپ، چین در جنگ تجاری دارای تسلط بر تشدید تنش است.
🔹نخستین دلیل قابل ذکر این است که چین کالاهایی را برای ایالات متحده تامین میکند که جایگزینی آن پرهزینه و سخت است. قطع دسترسی به این محصولات وارداتی بدون جایگزین توجیهپذیر به اختلالات جدی در اقتصاد آمریکا میانجامد. در حالی که کاهش وابستگی اقتصادی به چین ممکن است یک هدف بلندمدت باشد، به راه انداختن جنگ تمام عیار تجاری بدون ایجاد توانمندیهای داخلی و تضمین روشهای تامین جایگزین یک قمار پرهزینه و خطرناک است.
🔹این مقایسه میان بازی پوکر و تجارت محکوم به شکست است؛ چرا که پوکر یک بازی با حاصل جمع صفر است. تجارت یک بازی با حاصل جمع مثبت است و در آن دو طرف منافع کسب میکنند. در تجارت، کشورها کالایی را وارد میکنند که تولید آنها در داخل مقرون به صرفه یا ممکن نیست. محدود کردن این تبادلات درآمد واقعی و قدرت خرید ملی را کاهش خواهد داد.
🔹این ادعا که آسیبپذیری ایالات متحده به سبب کسری تجاری کمتر است نیز با حقیقت انطباق ندارد. براساس ارقام سال ۲۰۲۴، ایالات متحده ۱۹۹.۲ میلیارد دلار کالا و خدمات به چین صادر نموده و در مقابل ۴۶۲.۵ میلیارد دلار واردات داشته است. دولت ترامپ عقیده دارد که این عدم تعادل به معنی ضرر بیشتر برای چین است. این در حالی است که چین، به عنوان دارنده مازاد، پول بیشتر از ناحیه صادرات را از دست خواهد داد و ایالات متحده کالاها و خدماتی را از دست میدهد که قادر نیست در داخل به صورت کارآمد تولید کند. پول ماهیتی انعطافپذیر دارد و بازتخصیص آن در اقتصاد سادهتر از بازسازی زنجیره تامین است.
🔹علاوه بر این، مدل اقتصادی چین بهاتکای نرخ پسانداز بیشتر و مازادهای تجاری انعطافپذیری بیشتری دارد. اگر چین فروش در ایالات متحده را از دست دهد، میتواند این محصولات را به بازار داخل یا سایر بازارهای جهان هدایت کند. در مقابل، ایالات متحده، بهاتکای مخارج بالاتر از پس انداز و کسری در حساب جاری، با کمبود مادی و ملموس بالاخص در صنایعی مواجه خواهد شد که به واردات از چین وابستهاند.
🔹در این چارچوب مواد موثره دارویی، نیمهرساناهای ارزان قیمت مصرفی در صنایع خودروسازی و الکترونیک، و عناصر کلیدی بخش تولید و صنایع دفاعی قرار دارند. شوک عرضه ناگهانی ناشی از قطع تجارت با چین میتواند به رکود تورمی دامن بزند. رکود تورمی یکبار در دهه ۷۰ و یکبار در دوره کووید-۱۹ مشاهده شد و در چنین موقعیتی سیاستگذار باید میان مدیریت تورم و مقابله با بیکاری انتخاب کند.
🔄مطالب مرتبط
▫️عواقب جنگ تعرفهای برای اقتصاد چین
▫️نتایج معکوس جنگ آمریکا علیه فناوری چین
🌐https://institutetehran.com/art/361
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👎3👏2❤1