اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.89K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🔵جایگاه بندر چابهار در میانه تنش پاکستان و افغانستان

#اکوتهران
#چابهار #لجستیک

🔸تنش اخیر میان پاکستان و طالبان منجر با بسته‌شدن مرزهای زمینی، توقف تردد و اعمال محدودیت‌های شدید تجاری از سوی اسلام‌آباد بر کابل شد و طالبان فشار لجستیکی بی‌سابقه‌ای را از این ناحیه تجربه کرد. در این میان، کابل بار دیگر بر اهمیت بندر چابهار و قابلیت ویژه آن برای تامین نیازهای افغانستان متمرکز شده است. این تنش‌ها ایران را در یک وضعیت دوگانه قرار داده است: از یک‌ طرف، فرصتی تاریخی برای تثبیت مسیر ترانزیتی چابهار و کسب میلیون‌ها دلار درآمد پدیدار شده است و از طرف دیگر، این تهدید وجود دارد که تهران، ناخواسته وارد بازی امنیتی کابل، دهلی و اسلام‌آباد شود.

🔹افغانستان برای خروج از انزوای ژئوپلیتیک و دسترسی به دریا گزینه‌های محدودی دارد. پاکستان با توجه به اختلافات طرفین، از این ناحیه بر کابل فشار ساختاری وارد می‌کند و در لحظه‌های بحرانی مرزهای تورخم و اسپین بولدک را مسدود می‌کند. بدین ترتیب، امکان حمل بار از کراچی/گوادر به افغانستان از میان می‌رود. در این چارچوب، چابهار تنها مسیر جایگزینی است که برای طالبان وجود دارد. طالبان به روشنی متوجه شده اند که تکیه کامل بر پاکستان، به‌خصوص در دوره‌های تشدید تنش، می‌تواند به چشم اسفندیار آنها مبدل شود و استفاده از چابهار نه در سطح تاکتیکی، که در سطح راهبردی برای طالبان اهمیت یافته است.

💢چالش‌های زیرساختی

🔹فعالسازی کامل این ظرفیت ممکن است از ناحیه محدودیت‌های زیرساختی چابهار با چالش مواجه شود. این بندر علیرغم همه تلاش‌ها، هنوز با ظرفیت بالقوه خود فاصله دارد. علیرغم اینکه اتصال ریلی چابهار به زاهدان حدود 80 درصد پیشرفت داشته است و مسیر زمینی دوم میلک نیز در دست احداث است، کمبود زیرساخت‌های لجستیکی در چابهار همچنان مشهود است و با افزایش حجم بار ورودی کمبود تجهیزات تخلیه و بارگیری، انبار و سردخانه احساس خواهد شد‌. با رفع این چالش‌ها و رقابتی کردن قیمت‌ها، چابهار شانس قابل‌توجهی برای بدل شدن به مسیر اصلی ترانزیت افغانستان خواهد داشت. چنین تحولی، ایران را به تحقق یکی از اهداف توسعه‌ای مهم خود در استان سیستان و بلوچستان نزدیک خواهد کرد.

💢چابهار و رقابت سه پایتخت

🔹همزمان، شرایط پیچیده‌ای از حیث ژئوپلیتیک بر روابط منطقه‌ای حاکم است. دشمنی هند و پاکستان یک حقیقت تاریخی است و هند از دیرباز برای اتصال بدون واسطه به افغانستان در چارچوب رقابت برای نفوذ منطقه‌ای کوشیده است. در واقع، تمایل هند به حضور در چابهار در چارچوب همین کوشش قابل درک است. اکنون و در سایه تنش‌های متاخر دهلی و اسلام‌آباد، هند پیوند خود را با طالبان تحکیم نموده است. برای کابل و دهلی، عبور هر یک کامیون بیشتر از چابهار می‌تواند نویدبخش تضعیف مزیت انحصاری پاکستان در ترانزیت باشد. هند موفق شده است معافیتی شش ماهه برای چابهار اخذ کند و با تنش میان کابل و اسلام آباد، ممکن است تمایل بیشتری برای فعالسازی بندر چابهار از خود نشان دهد.

🔹تقویت محور دهلی-کابل در رابطه ایران و پاکستان معنی مشخصی خواهد داشت و تهران به‌خوبی می‌داند که اسلام‌آباد نسبت به افزایش نقش هند در محیط مُکران به‌شدت حساس است. چنین تحولی از سوی اسلام آباد (و راولپندی) کوششی صرفا اقتصادی نخواهد بود و اثر آن در تغییر توازن ژئوپلیتیک منطقه‌ای جدی گرفته خواهد شد. تقویت این ادراک نزد پاکستان، هزینه‌های امنیتی مشخصی را برای ایران به دنبال خواهد داشت. علاوه بر این، باید توجه داشت که ایران پس از جنگ دوازده روزه ملاحظه امنیتی اختصاصی خود را درباره هند پیدا کرده است. ناگفته پیداست که ایران نمی‌تواند در توسعه چابهار بر افغانستان تکیه داشته باشد؛ چرا که در صورت بهبود احتمالی روابط میان کابل-اسلام‌آباد بخشی از بار افغانستان دوباره به پاکستان هدایت خواهد شد. به بیان دیگر، راهبرد توسعه بندر چابهار نبایست با پیش‌فرض تداوم این خصومت تدوین شود.

💢جمع‌بندی

بهترین رویکرد برای ایران، ظرفیت‌سازی هدفمند بدون ورود به رقابت ژئوپولیتیکی دهلی، کابل و اسلام‌آباد است. بدین معنی که توسعه زیرساخت‌ لجستیکی در چابهار، ارائه تسهیلات گمرکی و لجستیکی و فراهم‌سازی امکان عملیات شرکت‌های خارجی نه منحصر به ترانزیت افغانستان، که در مقیاس وسیع‌تر و با دخالت دادن همه دولت‌های آسیای میانه دنبال شود. ایران همواره چابهار را یک بندر چندملیتی و باز خوانده است. هدایت ناگزیر بخشی از بار افغانستان به این بندر فرصت مناسبی خواهد بود تا از مسیر دیپلماسی فشرده و ارائه مشوق‌های مناسب، بار سایر کشورهای آسیای میانه نیز، به انتخاب، راهی چابهار شود.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/723
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍101👎1👏1
♦️آیا دمشق به سمت تحویل اویغورها به چین گام برمی‌دارد؟
▪️الخنادق

#رویة_العربیة
#سوریه #چین

🔸سیاست خارجی سوریه به‌سرعت در حال تغییر است. ظرف چند هفته، احمد الشرع و وزیر خارجه‌اش میان واشنگتن و پکن در رفت‌وآمد بودند. الشرع در واشنگتن با ترامپ توافق‌نامه‌هایی درباره «مبارزه با تروریسم» امضا کرد، در حالی‌که وزیر خارجه‌اش در تلاش بود روابط با چین را ترمیم کند. این دیدارها مسائلی را به سطح آورد که دولت جدید مدت‌ها از مواجهه با آن طفره می‌رفت، از جمله حضور جنگجویان اویغور در سوریه. پکن آنان را تهدیدی امنیتی و ابزاری خطرناک در جنگ تبلیغاتی می‌داند که آمریکا علیه این کشور به کار می‌برد.

🔹در اینجا پرسشی بنیادی مطرح می‌شود: آیا سوریه می‌تواند برای گشودن فصل تازه‌ای در روابط اقتصادی و سیاسی، امتیازهای چشمگیری حتی تا حد تحویل اویغورها به چین بدهد؟ یا اینکه دمشق به‌دنبال راه‌حلی کم‌هزینه‌تر خواهد بود؟

💢تحول سوریه پس از سفر به واشنگتن

🔹سفر احمد الشرع به آمریکا نقطه عطفی در رویکرد دمشق به روابط بین‌المللی‌اش بود. دولت آمریکا پیشنهاد جدیدی برای همکاری ارائه داد که بر بازتعریف تروریسم مطابق با دستور کار منطقه‌ای واشنگتن استوار است، و سوریه نیز وارد این گفتمان شد. این نزدیکی معادلات را به‌هم ریخته است. از یک‌سو، سوریه می‌کوشد مشروعیت خود در غرب را بازسازی کرده و تصویری تازه از خود ارائه دهد. از سوی دیگر، آگاه است که این رویکرد، چین را نگران کرده است؛ کشوری که سال‌ها در چارچوبی مبتنی بر ثبات با دمشق تعامل داشته است. از همین رو، سفر وزیر خارجه سوریه به چین بلافاصله پس از سفر به واشنگتن صورت گرفت تا این نگرانی مهار گردد.

💢 نگرانی‌های چین

🔹از نظر چین حضور جنگجویان اویغور در سوریه تنها یک مسئله امنیتی نیست بلکه به مقابله با کارزارهای غربی که پکن را به «نقض حقوق اقلیت اویغور» متهم می‌کنند نیز گره خورده است. بنابراین، حضور جنگجویان اویغور خارج از کنترل چین، می‌تواند به رقبای پکن در محافل بین‌المللی دستاویز بیشتری بدهد. برآوردها حاکی از حضور حدود سه هزار جنگجو در شمال سوریه است که برخی از آنان در کنار گروه‌های تروریستی نظیر داعش جنگیده‌اند. از نظر پکن، هر نظام سیاسی که به این افراد میدان فعالیت رسانه‌ای و نظامی بدهد، عملاً در شکل‌گیری تهدید علیه امنیت ملی چین سهیم است. آنچه امروز بیش از همه چین را نگران کرده ادغام تدریجی این جنگجویان در محیط سوری طی سال‌های گذشته است که برخورد با آنان را، به دلیل افراط‌گرایی و باورهای تندروانه شکل‌گرفته در میانشان، پیچیده‌تر می‌سازد.

💢چین چه می‌خواهد؟

🔹موضع چین روشن است: یا تحویل جنگجویان اویغور، یا ارائه تضمین‌های سختگیرانه برای جلوگیری از هرگونه فعالیت آنان در داخل سوریه. از منظر پکن، این خواسته پیش‌شرطی برای هرگونه گفت‌وگو درباره سرمایه‌گذاری یا بازسازی است. چین که ده‌ها میلیارد دلار در کشورهای منطقه سرمایه‌گذاری کرده، سوریه را پایگاه راهبردی مهمی برای پروژه‌های زیربنایی خود می‌داند اما در عین حال حاضر نیست منافع ملی‌اش را به خطر بیندازد.

🔹در حالی‌که دمشق رسماً اعلام کرده هیچ جنگجوی خارجی را تحویل نخواهد داد، هم‌زمان از ایجاد سازوکار سه‌جانبه سوری–ترکی–چینی برای کنترل مرزها و فعالیت‌های مرتبط با جنگجویان اویغور خبر داده است. این نشان‌دهنده نرمش در مسیر حل‌وفصل است و نه رد کامل درخواست‌ها. با وجود نزدیکی جدید به واشنگتن، سوریه نمی‌تواند روابط با کشوری را که ظرفیت عظیم سرمایه‌گذاری و سابقه گسترده در پروژه‌های زیربنایی آن دارد را به خطر اندازد. دمشق همچنین می‌داند که پکن نفوذ دیپلماتیک قابل توجهی در نهادهای بین‌المللی دارد و پیش‌تر از حق وتوی خود برای حمایت از رژیم سابق استفاده کرده است.

💢سناریوها درباره اویغورها

1️⃣ عدم تحویل همراه با تضمین‌های امنیتی سخت‌گیرانه: این محتمل‌ترین سناریو است. دولت کنونی تلاش خواهد کرد تحرکات اویغورها را تحت کنترل قرار دهد و مانع استفاده از خاک سوریه برای هرگونه فعالیت ضدچینی شود، بدون آنکه وارد مواجهه مستقیم با گروه‌های حاضر در شمال گردد.

2️⃣ تسویه سه‌جانبه: ممکن است ترکیه نقشی در انتقال یا خنثی‌سازی برخی از جنگجویان در ازای تفاهمات سیاسی یا امنیتی ایفا کند؛ سناریویی که احتمال دارد پکن در صورت تضمین توقف فعالیت‌های ضدچینی، بپذیرد.

3️⃣ تحویل کامل: این گزینه بعید به‌نظر می‌رسد، زیرا در واقع سود چندانی برای دمشق ندارد. داده‌ها نشان می‌دهد دمشق اویغورها را به چین تحویل نخواهد داد، اما آماده ارائه امتیازاتی است که پکن را راضی کند و مسیر همکاری اقتصادی و سرمایه‌گذاری گسترده را بگشاید.

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/724
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍81👏1👌1💔1
🌐ابتکار وایمار پلاس؛ شکاف یا افزایش نقش اروپا در ناتو

#مقاله_تحلیلی
#اروپا #ناتو

📝 میلاد رضائی

🔹بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵، همراه با انتقادات تند و تیز او از ناتو و متهم کردن متحدان اروپایی به عدم پرداخت سهم عادلانه هزینه‌های دفاعی و تهدید به خروج آمریکا از این پیمان بود. لفاظی‌های ترامپ و البته نادیده گرفتن منافع و خواسته‌های اروپا در ساز و کارهای پیشنهادی او برای پایان جنگ اوکراین، منجر به واکنش اروپا و عزم این این کشورها برای تامین منافع خود بر اساس همکاری‌های چند جانبه درون قاره‌ای گشته است. امری که این سوال را ایجاد میکند که آیا برنامه‌های اروپا برای ایجاد ائتلاف و تقویت نظامی خود، به معنای ناکارآمدی ناتو و شکاف در این ائتلاف است یا خیر.

💢ابتکارات سیاسی اروپا

🔸مهم‌ترین خواسته‌ی اروپا در مذاکرات آمریکا با روسیه، حضور نیروهای ناتو در اوکراین به عنوان تضمین آتش‌بس و عدم الحاق سرزمین‌های این کشور به روسیه است. خواسته‌هایی که جایی در برنامه‌های ترامپ ندارد. به دنبال این نگرانی‌ها، کشورهای اروپایی اعم از فرانسه، آلمان، لهستان، انگلستان، اسپانیا، ایتالیا و به علاوه کمیسیون اتحادیه اروپا در قالب برنامه وایمارپلاس گردهم آمدند تا درباره آینده اوکراین به گفت و گو و تصمیم برسند. این رویداد که اولین بار در می 2025 در لندن برگزار شد، در فوریه با حضور دبیر کل ناتو و وزیر خارجه اوکراین در رم تکرار شد تا اهدافی مانند تضمین حمایت از اوکراین، تقویت امنیت قاره و افزایش هزینه‌های دفاعی و توان صنعت نظامی مورد بحث قرار گیرد.

💢ابتکارات نظامی

1️⃣طرح السا

🔸ابتکارات نظامی اروپا را باید در ذیل تحولات سیاسی دانست. پس از نشست‌های وایمارپلاس، طرح السا (ELSA) به عنوان جدیدترین برنامه اروپا معرفی شد. این طرح ابتکاری مشترک میان شش کشور اروپایی شامل بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، لهستان و سوئد است که با هدف تقویت ظرفیت دفاعی و صنعتی اروپا برای تولید پایدار مهمات و تجهیزات نظامی شکل گرفته است. اهمیت طرح ELSA در این است که برای نخستین‌بار چند کشور عضو اتحادیه اروپا به‌صورت هماهنگ و ساختارمند به ایجاد زنجیره تأمین مهمات با ظرفیت بالا می‌پردازند، چیزی که قدمی مهم در مسیر دستیابی به خودمختاری استراتژیک، کاهش وابستگی به تولیدات خارج از قاره، و افزایش تاب‌آوری صنعتی دفاعی اتحادیه به شمار می‌رود.

2️⃣قطب‌نمای استراتژیک

🔸در مارس آن سال، اتحادیه اروپا سند «قطب‌نمای استراتژیک» را تصویب کرد این سند اهدافی چون ایجاد انسجام راهبردی میان کشورهای عضو، تقویت بازدارندگی در برابر تهدیدات روسیه، و ارتقای ظرفیت‌های دفاعی مستقل از ناتو را دنبال می‌کند. مهم‌ترین بخش این سند مسئله سرمایه‌گذاری کشورهای اروپایی است که بر توسعه ظرفیت‌های تسلیحاتی مشترک و تقویت صنعت نظامی اروپا تاکید می‌کند.

3️⃣سپر هوایی اروپا و نیروی واکنش سریع

🔸در اکتبر 2022، آلمان برنامه «سپر هوایی اروپا» را مطرح کرد؛ ابتکاری با حضور 15 کشور اروپایی به دنبال ایجاد شبکه یکپارچه دفاع هوایی، خرید مشترک سامانه‌های راداری و موشکی، و بازدارندگی مؤثر در برابر تهدیدات موشکی و هوایی روسیه طراحی شده است. هم‌چنین تصمیم گرفته شد یک «نیروی واکنش سریع» با ظرفیت اعزام تا 5000 نیرو تشکیل شود. این نیرو قرار است امکان مداخله اتحادیه اروپا در بحران‌ها بدون وابستگی مستقیم به ناتو را افزایش دهد.

جنگ اوکراین اروپا را متوجه این واقعیت کرد که برای دفاع از خود نمی‌تواند کاملاً به آمریکا تکیه کند، چرا که هم ادراک تهدید میان اروپا و آمریکا می‌تواند متفاوت باشد و هم فوریت و نحوه مقابله با آن. در ضمن باید گفت که این کشورها به دلیل عقب‌ماندگی در تولید تسلیحات و وابستگی به حمایت نظامی ایالات متحده، حداقل حالا‌ حالاها نمی‌توانند از استقلال استراتژیک، به معنای واقعی صحبت کنند. به همین دلیل این ابتکارات اگر چه ریشه در اختلافات و نگرانی‌های متفاوت دوسوی آتلانتیک دارد، نباید آن را شکاف در ناتو نامید و انتظار کاهش اهمیت و عاملیت این ائتلاف را حداقل در آینده‌ی نزدیک داشت.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/725
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
12👍4👌1
🌐رقابت الجزایر و مراکش در منطقه ساحل و تأثیر آن بر تحولات مالی

#تحلیل_کوتاه
#آفریقا #مالی

📝احمد بروایه

🔸مراکش و الجزایر همواره منطقه ساحل و صحرا را به‌عنوان یکی از مناطق رقابت ژئوپلیتیک و راهبردی در محیط پیرامونی خود می‌دیده‌اند و تلاش داشته‌اند علاوه بر افزایش حضور در این منطقه، با نفوذ طرف مقابل مقابله کنند. مراکش طی سال‌های اخیر تلاش کرده با حضور فعال در محیط پیرامونی خود در آفریقا، علاوه بر ترویج ایده مشروعیت دینی پادشاهی خود و کسب تأیید برای نگاه خود در حل مسئله صحرا، به منافع اقتصادی دست پیدا کرده و الجزایر را نیز در این منطقه منزوی سازد. مهم‌ترین نقطه عطف این سیاست را می‌توان حمله مراکش به مواضع جبهه پولیساریو در اطراف گذرگاه مرزی کرکرات در سال 2020 و سیطره بر این معبر راهبردی دانست. علاوه بر این، موفقیت مراکش در پیشبرد دستور کار خود برای مشروعیت بخشی به الحاق صحرای باختری در محافل جهانی به معنای انزوای الجزایر قلمداد می‌شود.

🔹این مسئله سبب شد که الجزایر تلاش کند با اتخاذ سیاست فعالانه‌تر در محیط پیرامونی و دور شدن از سیاست سنتی عدم مداخله، خطرات ناشی از ناامنی در مرزها را مدیریت کرده و از انزوای سیاسی و دیپلماتیک خود جلوگیری کند. تغییرات سیاسی رخ داده در الجزایر در سال 2019 و تغییر قانون اساسی این کشور و ایجاد زیرساخت قانونی برای حضور در خارج از مرزها را می‌توان یکی از نقاط عطف مهم در این رویکرد الجزایر دانست.

🔹پس از جنگ داخلی سال 2012 مالی، الجزایر به عنوان یکی از ضامنان توافق صلح میان دولت مرکزی و گروه‌های تجزیه‌طلب طوارق، نقش مهمی در این کشور داشت. این موضوع سبب شد بسیاری از سیاستمداران و نیروهای نظامی و امنیتی مالی الجزایر را به حمایت از گروه‌های تجزیه‌طلب و تروریستی متهم کنند. کودتا در سال‌های 2021 و 2022 مالی سبب شد که این مسئله به رویکردی غالب در دولت این کشور بدل گردد.

🔹از سوی دیگر، الجزایر رویکردهای دولت جدید مالی در دشمنی با فرانسه، استفاده از گروه واگنر و سیاست خصمانه با مخالفان به خصوص عدول از توافقات صلح پیشین را تهدیدی برای ثبات مرزهای جنوبی خود و همچنین جایگاه خود در این کشور می‌دانست. این مسئله سبب شد که روابط میان الجزیره و باماکو همواره پر تنش باشد. حضور برخی از رهبران جدایی طلب طوارق در خاک الجزایر و همچنین استقبال الجزیره از امام محمد دیکو، رهبر مذهبی با نفوذ مالی و از معارضان کودتا سبب تشدید تنش‌ها شده است. این مسئله از آن جا اهمیت دارد که برخی جناح‌های جماعت نصره الاسلام و المسلمین که پایتخت مالی را محاصره کرده‌اند انتقال قدرت به شیخ محمود دیکو را پیش شرط مذاکره با دولت مالی می‌دانند.

🔹روابط خصمانه الجزایر و مالی فرصت مناسبی برای مراکش فراهم آورد تا بتواند با حضور در مالی، دایره نفوذ خود را در کشورهای ساحل و صحرا گسترش دهد. در این راستا مراکش و مالی طی سال‌های اخیر همکاری دوجانبه خود را در حوزه‌های مختلف اقتصادی، آموزشی، دینی، امنیتی و نظامی افزایش دادند. همچنین این احتمال وجود داشت که نظامیان حاکم بر مالی، در سایه دشمنی با فرانسه، روابط با مراکش را به مثابه کانالی برای ارتباط با واشنگتن و نفوذ بر آن می‌دیدند. با این وجود به‌نظر می‌رسد گزینه‌های رباط در تأثیرگذاری بر رویدادهای مالی محدود هستند. مراکش روابط بسیار عمیق و راهبردی با ایالات‌متحده و فرانسه دارد. این امر سبب خواهد شد که کاهش نفوذ پاریس و واشنگتن در این منطقه در نهایت در راستای منافع راهبردی مراکش نباشد.

🔹روابط خصمانه پاریس و باماکو و همچنین رویکرد ضد روسی آمریکا در آفریقا سبب می‌شود که مراکش قدرت مانور بالایی برای تأثیرگذاری بر روند حوادث نداشته باشد. سفر ناموفق رودولف عطالله، فرستاده دولت آمریکا به مالی در ژوئن 2025 و عدم موفقیت وی در دیدار با رئیس جمهور و وزیر دفاع این کشور نشانه‌ای از توانایی محدود واشنگتن در تأثیرگذاری بر مالی باشد که در رویکرد مراکش نسبت به مالی نیز تأثیرگذار خواهد بود.

با توجه به وضعیت سیاسی و میدانی مالی می توان گفت که الجزایر و مراکش به این کشور به عنوان میدانی برای رقابت در منطقه ساحل و صحرا می‌نگرند اما انگیزه و سطح حضور هر یک بسیار متفاوت است. الجزایر مالی را منطقه‌ای حیاتی برای حفاظت از امنیت ملی و همچنین مقابله با تهدیدات خارجی می‌بیند و از این رو حضور همه جانبه امنیتی-اطلاعاتی، نظامی، اقتصادی و سیاسی در این کشور دارد در حالی که مراکش حضور در باماکو را فضایی برای گسترش حوزه نفوذ در آفریقا می‌بیند و بنابراین رویکرد خود را بر حضور کم هزینه و بدون خطر شکست راهبردی استوار کرده است.

مطالب مرتبط:
▫️باماکو در آستانه فروپاشی؛ رقابت قدرت‌ها در سایه تهدیدات جهادی

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/726
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍73👏1
🔵چین با ایده «سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی» به دنبال چیست؟

#اکوتهران
#چین #هوش_مصنوعی

📝مصطفی یوسفی

🔸در نشست انجمن جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۵ در شانگهای، لی چیانگ، نخست وزیر چین ایده تأسیس سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی یا به اختصار WAICO را مطرح کرد و شی جی‌پینگ نیز در اجلاس سران آپک در پاییز 2025، تشکیل این سازمان را گامی برای تبدیل هوش مصنوعی به کالای عمومی جهانی توصیف کرد. اما این سازمان چیست؟

🔹سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی یک پلتفرم چندجانبه برای هماهنگ سازی توسعه و حاکمیت هوش مصنوعی است. ویژگی‌های اصلی آن عبارت‌اند از:

1️⃣پلتفرم به اشتراک گذاری فناوری و سازوکار جبران الگوریتمی: این سازمان در پی ایجاد یک پلتفرم مبادله فناوری و سازوکاری تحت عنوان سازوکار تنظیم برابری است که بخشی از درآمدهای هوش مصنوعی را برای کاهش شکاف دیجیتال و حمایت از کشورهای در حال توسعه تخصیص می دهد.

2️⃣ترویج نوآوری و توسعه فراگیر: هدف این طرح تسهیل جریان استعداد، داده و فناوری میان کشورهاست و به طور خاص بر توسعه فراگیر و ارتقای ظرفیت کشورهای جنوب جهانی برای ساخت اکوسیستم‌های بومی هوش مصنوعی تأکید می‌کند.

3️⃣تدوین استانداردهای مشترک و حکمرانی هماهنگ: این سازمان تلاش دارد استانداردها و مقررات مشترکی درباره امنیت داده، شفافیت الگوریتمی و مدیریت ریسک ایجاد کند. گزارش‌ها به تشکیل یک برنامه ۱۳ بندی برای پژوهش مشترک و توسعه داده‌های آموزشی با کیفیت اشاره می‌کنند.

🔹چین اعلام کرده است که مقر این سازمان احتمالاً در شانگهای خواهد بود و همه کشورها و بخش خصوصی می‌توانند به صورت برابر در آن عضو شوند. این طرح می‌خواهد مکمل تلاش‌های سازمان ملل باشد و بر سه اصل مشورت، همکاری و اشتراک گذاری تاکید می‌کند.

💢نسبت WAICO با سیاست‌های کلی چین

🔹طرح WAICO بخشی از یک چارچوب گسترده‌تر در سیاست خارجی چین است که طی آن تلاش می‌کند نظم بین‌المللی را بازطراحی کند. چین از سال ۲۰۲۱ مجموعه‌ای از ابتکارها مانند ابتکار توسعه جهانی، ابتکار امنیت جهانی و ابتکار تمدن جهانی را ارائه کرده و از ۲۰۲۳ ابتکار جهانی حکمرانی هوش مصنوعی را نیز افزوده است. علاوه براین، چین در ژوئیه ۲۰۲۵ برنامه‌ای منتشر کرد که هدف آن استفاده از هوش مصنوعی برای توسعه انسان، ایجاد زیرساخت دیجیتال، تسهیل نوآوری، ارائه داده با کیفیت و تدوین استانداردهای جهانی است. به عقیده بسیاری از تحلیلگران چین هوش مصنوعی را همانند طرح کمربند و راه، بخشی از «زیرساخت های ژئوسیاست» می‌بیند و می‌خواهد با توسعه زیرساخت پردازش و داده در کشورهای شریک، نفوذ خود را مانند ابتکار کمربند و جاده گسترش دهد.

💢چین در پی نهادسازی جهانی

🔹ایده WAICO بخشی از الگوی چین برای ایجاد نهادهای جدید موازی با نظام‌های موجود است. این الگو در بانک سرمایه گذاری زیربنایی آسیا، مجمع کمربند و جاده و مؤسسه IOMed نیز دیده می‌شود و هدف آن کاهش وابستگی به ساختارهای تحت رهبری غرب است. ابتکار حاکمیت جهانی چین به دنبال اصلاح یا جایگزینی نهادهای غرب محور است و WAICO به دنبال جلوگیری از انحصار فناوری، ترویج تبادل فناوری و ایجاد سازوکارهای شناخت متقابل استانداردهاست.

🔹برای این منظور، چین با تعریف معیارها و فرآیندهای ارزیابی مدل، در صدد است نقشی مشابه سازمان تجارت جهانی در عرصه AI برای خود متصور باشد. همچنین از طریق ارائه حمایت‌های مالی و دسترسی به فناوری برای کشورها باعث شکل گیری وابستگی آن‌ها به خود شود. علاوه براین، با مشارکت دادن شرکت‌ها، دانشگاه‌ها و نهادهای دولتی، چین می‌تواند سازوکارهایی تعریف کند که به صورت تدریجی به نهادهای بین‌المللی معادل تبدیل شوند. شباهت این سازوکار با الگوهای سازمان جهانی بهداشت یا سازمان تجارت جهانی، بیانگر هدف بلندمدت چین برای نهادسازی است.

💢جمع‌بندی

ایده سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی نمایانگر جاه‌طلبی چین برای نقش‌آفرینی مرکزی در حکمرانی آینده هوش مصنوعی است. این طرح با ابتکارهای گسترده‌تر شی جین پینگ همسو است و می‌کوشد شکاف میان کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه را کاهش دهد. در عین حال، نقدها درباره عدم شفافیت، خطر وابستگی و دوپارگی استانداردها نشان می دهد که موفقیت WAICO به میزان مشارکت فراگیر و هم‌افزایی با نهادهای موجود بستگی دارد. کشورها و بازیگران جهانی با درک دقیق از منافع و چالش‌ها می‌توانند از این طرح برای شکل دهی آینده‌ای منصفانه، ایمن و نوآورانه برای هوش مصنوعی استفاده کنند.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/727
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍71👎1👏1
🌐پیروز طرح ۲۸ ماده‌ای ترامپ کیست؟ پوتین یا زلنسکی؟!

#مقاله_تحلیلی
#آمریکا
#روسیه #اوکراین

📝میلاد رضائی

🔹 پس از افشای فسادهای گسترده در دولت اوکراین و تضعیف موقعیت داخلی زلنسکی، ترامپ از طرح صلحی رونمایی کرد که هدف آن پایان جنگ و بازتعریف روابط روسیه و ناتو بود. زلنسکی مخیر است که در انتهای هفته با سفر به واشنگتن این طرح را بپذیرد یا راه خود را از ایالات متحده جدا کند. هرچند این پیشنهاد نسبت به گفت‌وگوهای پیشین، گام عملی به‌سوی توقف جنگ است، اما اوکراین و اروپا آن را خیانت‌بار خواندند.

💢مفاد سیاسی - امنیتی

1️⃣پیروزی دیپلماتیک روسیه
🔸مفاد طرح را می‌توان تا حدود بسیاری آرمان‌گرایانه، اما پیروزی دیپلماتیک روسیه دانست؛ چرا که گسترش ناتو را ریشه اختلافات معرفی کرده است. این طرح برای اوکراین به نسبت طرح‌های پیشین، حاوی نکات منفی بسیار و مثبت حداقلی است. مهم‌ترین دغدغه اوکراین، ارائه تضمین امنیتی است که در آینده بار دیگر مورد حمله روسیه قرار نگیرد. اوکراین نه تنها باید در قانون اساسی خود ذکر کند که هرگز به ناتو نخواهد پیوست، بلکه هیچ نیرویی تحت ناتو هم قرار نیست که در اوکراین مستقر شود.

2️⃣کاهش نیروی‌های نظامی اوکراین
🔸در این طرح عنوان شده که نیروهای مسلح اوکراین تا ۶۰۰ هزار نفر محدود خواهد شد. نکته اینجاست که اگرچه هم‌اکنون نیروهای اوکراینی تا ۸۵۰ هزار نفر می‌رسند؛ اما پیش از آغاز جنگ، این نیروها ۲۵۰ هزار نفر بوده و این نه تنها محدودیت، بلکه افزایشی قابل توجه است. امری که با هدف اعلامی روسیه در مورد غیرنظامی‌سازی اوکراین در تضاد اساسی است.

3️⃣واگذاری دونتسک و لوهانسک
🔸نکته مثبت برای اوکراین این است که این ‌بار اجباری در به رسمیت شناختن این سرزمین‌ها به عنوان خاک روسیه ندارد؛ اما همچنان باید به طور کامل از دونستک و لوهانسک عقب‌نشینی کند و خرسون و زاپووریژیا، در همان مناطق درحال درگیری فریز شوند. با این حال به دلیل مفاد پیشین در مورد عدم تعرض، این عقب‌نشینی به نوعی پذیرفتن این واقعیت جدید است؛ اگرچه که در میدان جنگ هم امیدی به بازگشت به این سرزمین‌ها نیست.

💢مفاد فرهنگی

🔸طرح ترامپ بر اجرای برنامه‌های آموزشی مشترک در مدارس و جوامع روسیه و اوکراین تمرکز دارد تا درک متقابل فرهنگی، تحمل‌پذیری و حذف نژادپرستی را تقویت کند؛ اوکراین ملزم به پذیرش قوانین اتحادیه اروپا در حوزه مدارای مذهبی و حفاظت از حقوق اقلیت‌های زبانی است. در هر دو کشور، ایدئولوژی و فعالیت‌های نازی‌گرایانه به طور کامل ممنوع و رد می‌گردد و اوکراین ملزم به رعایت حقوق روس‌زبانان این کشور می‌شود.

💢اوکراین و اروپا: خواسته‌های حداکثری، ابزارهای حداقلی

🔸آمریکا معتقد است که دولت اوکراین ناچار به پذیرش طرح است؛ اما او و دوستان اروپایی‌اش نظر دیگری دارند. استامر، مکرون و مرتس در بیانیه‌ای مشترک تأکید کردند که رئیس‌جمهور آمریکا نمی‌تواند بدون رضایت آن‌ها درباره ناتو و اتحادیه اروپا تصمیم بگیرد. اروپایی‌ها با این منطق که روسیه هزینه بسیاری در جنگ پرداخته و روند کندی نیز در پیشروی دارد، معقتدند که با تسلیح اوکراین و ادامه تحریم‌ها، روسیه زمین‌گیر خواهد شد.

🔸اروپایی‌ها همه چیز را با هم میخواهند: ادامه گسترش ناتو، امکان اعزام نیرو به اوکراین، عدم عقب نشینی اوکراین و حتی مطالبه‌ی غرامت از روسیه. خواسته‌هایی که متناسب با ابزارهایشان و شرایط جنگ نیست. در طرف دیگر ونس، معاون ترامپ، با لحنی تحقیرآمیز اظهار کرد که:«صلح توسط سیاستمداران شکست‌خورده‌ای که در دنیای خیالی زندگی می‌کنند ساخته نمی‌شود، منتقدان این طرح... با خیال‌پردازی تصور می‌کنند که با پول، سلاح یا تحریم‌های بیشتر، پیروزی در دسترس است.»

جمع‌بندی

🔸زلنسکی رویکرد طرح را پذیرفته و گفته است که مسائل حساس طرح را با ترامپ به بحث می‌گذارد. به نظر می‌رسد اروپایی‌ها نیز دنبال اصلاحاتی در طرح هستند. اگر اوکراین این طرح را نپذیرد طرح نامعلوم بعدی، می‌تواند خیلی برای اوکراین بدتر باشد. از طرفی روسیه پایداری قاطعی در خواسته‌های خود اعم از به رسمیت شناخته شدن تصرفات خود، بی‌طرفی کامل اوکراین و غیرنظامی‌سازی این کشور نشان داده و دلیلی برای عقب‌نشینی از خواسته‌های خود نمی‌بیند.

🔸طرح ترامپ تا به اینجا مهم‌ترین اقدام برای پایان جنگ است اما به دلایل متعددی شانس کمی برای موفقیت دارد. این طرح پرابهام که حاصل توافق مشترک روسیه و آمریکا است، از اروپا و اوکراین نه اظهار نظر، بلکه فقط امضا می‌خواهد اما پایان جنگ اوکراین در این مقطع را نمی‌توان بدون توافق روسیه و ناتو در مورد آینده مناسبات تصور کرد و با توجه به مخالفت شدید اروپایی‌ها، پذیرش آن دور از انتظار است.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/728
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍124👏1
🌐سیاست خارجی کانادا در دوران رقابت قدرت‌های بزرگ

#تحلیل_کوتاه
#کانادا #آمریکا
#چین

🔹مارک کارنی، نخست‌وزیر جدید کانادا با دوران جدیدی مواجه است که می‌تواند تغییرات مهم و اجتناب‌ناپذیری را در سیاست‌خارجی این کشور ایجاد کند. ویژگی نخست دوران جدید، بازگشت ترامپ به قدرت است که بازگشت شعار اول آمریکا، تضعیف ائتلاف‌بندی‌های دیرین در دوسوی آتلانتیک و جنگ تعرفه‌ای را به همراه دارد. دومین ویژگی، تشدید رقابت هژمونیک میان چین و آمریکا در نقاط مختلف جهان، به خصوص نیمکره غربی است. سیاست خارجی اتخاذشده از سمت کارنی را می‌توان در چارچوب این ویژگی‌ها توضیح داد.

💢افزایش بودجه نظامی

🔸کارنی در این ماه جزئیات بودجه دفاعی ۶۴ میلیارد دلاری کانادا را منتشر کرد؛ بودجه‌ای که ۹ میلیارد دلار نسبت به سال گذشته افزایش داشته و نشان‌دهنده قصد او برای بازنگری اساسی در هزینه‌های دفاعی اتاوا است. این طرح که نیازمند تأیید پارلمان است، شامل ۸۱ میلیارد دلار دیگر برای ارتش کانادا در پنج سال آینده خواهد بود. کانادا در حال حاضر تنها کشور عضو ناتو است که به هیچکدام از دو تعهد الزامی این پیمان (افزایش سهم بودجه نظامی از تولید ناخالص داخلی تا حداقل ۲٪ و اختصاص حداقل ۲۰٪ از بودجه نظامی به تحقیق و توسعه) عمل نکرده و به همین دلیل از سمت آمریکا تحت فشار بوده است تا خود را به میزان سهم کشورهای اروپایی در ناتو برساند.

🔸با نگاهی به تاریخچه بودجه نظامی کانادا، می‌توان دریافت که سهم این بودجه تا چه اندازه تحت تأثیر تحولات بین‌المللی بوده است. در دهه ۱۹۷۰ میلادی و با اتخاذ سیاست تنش‌زدایی با شوروی از سوی آمریکا، سهم بودجه نظامی از جی‌دی‌پی به طور مداوم کاهش یافت و از ۲.۲٪ به ۱.۷٪ در ۱۹۸۱ افت کرد. پس از آن و با ورود ریگان به کاخ سفید و تشدید مجدد جنگ سرد، این رقم به ۲٪ افزایش یافت؛ اما با فروپاشی شوروی مجدداً روند کاهشی آغاز شد و در سال ۲۰۱۴ به زیر ۱٪ هم رسید و تا زمان قدرت‌گیری ترامپ در ۲۰۱۶ اندکی افزایش یافت. تشدید منازعه چین و آمریکا و سپس فشارهای ترامپ و بایدن برای اینکه سایر اعضای ناتو سهم‌ بیشتری در بودجه پیمان را بپذیرند، باعث شد کانادا همچون دوران ریگان سیاست افزایش بودجه نظامی را انتخاب کند. به همین دلیل، کانادا در سال ۲۰۲۴ سهم بودجه نظامی از جی‌دی‌پی را تا ۱.۴٪ افزایش یافت.

💢سیاست نزدیکی به چین؟

🔸آبان‌ماه امسال، آنیتا ناند، وزیر امور خارجه کانادا بیان کرد که چین یک «شریک راهبردی» برای این کشور است، هرچند او مشخص نکرد که منظور او از این نوع شراکت چیست؛ اما می‌توان دریافت که چنین شراکتی ماهیت اقتصادی داشته باشد نه نظامی-امنیتی. یک هفته پس از سخنان ناند، کارنی در دیدار با شی بیان کرد که «ما اکنون در روابط خود به یک نقطه عطف رسیده‌ایم؛ نقطه عطفی که فرصت‌هایی برای خانواده‌های کانادایی و کسب‌وکارهای کانادایی ایجاد می‌کند.» چنین سخنانی سابقه‌دار نیست، چه اینکه سه سال پیش، ملانیا جولی، وزیر وقت امور خارجه گفته بود چین «به طور فزاینده‌ای مخل» نظم بین‌المللی است.

🔸مواضع مثبت جدید مقامات کانادایی در قبال چین را نمی‌توان شکاف با آمریکا یا ناتو دانست -اگرچه روابط دو کشور به دلیل سیاست‌های تعرفه‌ای ترامپ اندکی متشنج شد. در حقیقت، وابستگی امنیتی و اقتصادی کانادا به آمریکا به اندازه‌ای بالا است که نمی‌توان تا سال‌های آینده چشم‌اندازی برای تحول در وضعیت موجود تصور کرد. آمریکا مبدأ تقریباً ۵۰٪ کالاهای وارداتی به کانادا و مقصد صادراتی ۷۶٪ از کالاهای کانادایی است، این در حالی است که این ۷۶٪ تنها ۱۲٪ از مجموع واردات به آمریکا را شکل می‌دهد. این آمار حکایت از وابستگی اقتصادی شدید کانادا به آمریکا دارد. به همین دلیل، کانادا انعطاف‌پذیری بالایی در مذاکرات تعرفه‌ای و تجاری با آمریکا از خود نشان می‌دهد. البته با توجه به وابستگی بالای اقتصادی به آمریکا، مقامات کانادایی قصد دارند با تقویت روابط تجاری با چین تا حدی از فشار آمریکا بکاهند.

در عصر رقابت قدرت‌های بزرگ، دولت کارنی با افزایش بودجه نظامی تلاش دارد فشارهای آمریکا و ناتو را مدیریت کند، در حالی که به‌دلیل وابستگی اقتصادی-امنیتی عمیق به واشنگتن، امکان فاصله‌گیری راهبردی از آمریکا را ندارد. با این حال، او می‌کوشد با تقویت بستر همکاری اقتصادی با چین، بخشی از فشارهای ناشی از سیاست‌های تعرفه‌ای آمریکا را کاهش دهد و مانور محدودی در برابر آمریکا امروز داشته باشد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/731
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎1👏1
♦️ظهور دوباره آیمک؛ بازتعریف پس از طوفان الاقصی
▪️نشنال اینترست

#تهران_ریویو
#آیمک #غرب_آسیا

🔹پس از دو سال رکود و تغییر اولویت‌ها، پروژه «کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC)» دوباره در حال ظهور است. اگر این ابتکار توسط امضاکنندگان منطقه‌ای آن به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند از قالب رقابت‌های ژئوپلیتیکی و ژئواقتصادی فراتر رود و به شبکه‌ای فرامنطقه‌ای و فراگیر در سراسر آسیا، خاورمیانه و اروپا تبدیل شود.

💢خاستگاه‌ها و بلندپروازی‌های IMEC


🔸این طرح در نشست سران گروه بیست در سال ۲۰۲۳ به‌عنوان یک شبکه بلندپروازانه دریایی–ریل معرفی شد که قرار است هند را از طریق خلیج فارس و شرق مدیترانه به اروپا متصل کند. کابل‌های زیر دریا قرار بود اتصال دیجیتال را تسهیل کنند و خطوط لوله هیدروژن نیز اهداف اقلیمی اعضا را پیش ببرند و به‌عنوان جایگزینی با انتشار صفر برای خطوط لوله گاز طبیعی عمل کنند.

💢از کریدور تا شبکه: دگرگونی IMEC

🔸فقدان یک برنامه اجرایی دقیق، باعث تفسیر این پروژه به‌عنوان ابتکاری آشکارا ضدچینی شد که به‌منزله وزنه‌ای در برابر «ابتکار کمربند و جاده» چین (BRI) و ابزاری برای تقویت نقش هند در مهار نفوذ پکن در منطقه عمل می‌کرد.

🔸باتوجه به نقش کلیدی بندر حیفا در این طرح، تشدید جنگ غزه در سال ۲۰۲۳، شتاب این پروژه را متوقف کرد. در طول این وقفه، پروژه از طریق هماهنگی‌های غیررسمی به تحول خود ادامه داد. با توجه به اینکه قدرت‌های میانه نظیر هند و کشورهای خلیج فارس کمتر از گذشته مایل‌اند در رقابت میان قدرت‌های بزرگ جانب‌گیری کنند، به‌تدریج مفهوم IMEC صیقل یافت و ناظر به این مسئله بازتعریف شد. دگرگونی آیمک در مرحله دوم آن را می‌توان از خلال دیدگاه‌های هند و ایتالیا، به‌عنوان مبداء و مقصد این کریدور بهتر درک کرد.

💢هند: احیای مسیر تاریخی ادویه

🔸برای هند، آیمک فرصتی است تا ظرفیت خود را به‌عنوان یک مرکز صنعتی جهانی محقق کند. نخستین گام، جایگزینی چین در زنجیره‌های تأمین کلیدی است. مذاکرات توافق تجارت آزاد میان هند و اتحادیه اروپا می‌تواند این تغییر را تسهیل کرده و به هند کمک کند نقشی برجسته‌تر در منطقه ایفا کند.

🔸هند با جهت‌دهی زیرساخت‌ها و اصلاحات به سمت آیمک، توسعه داخلی را به ظرفیت رو به بیرون تبدیل می‌کند. معاهدات سرمایه‌گذاری دوجانبه با اسرائیل و امارات نیز امنیت جریان سرمایه را افزایش می‌دهند. هم‌زمان، پروژه‌های بزرگ زیرساختی همچون «کریدور باری اختصاصی غرب»، «بزرگراه دهلی–بمبئی» و «کریدورهای NICDC» قلب صنعتی هند را به بازارهای آسیای غربی و اروپا متصل می‌سازند.

💢ایتالیا: بازگرداندن مرکزیت مدیترانه

🔸همانند هند، ایتالیا نیز آیمک را ابزاری برای احیای مرکزیت ژئوپلیتیکی و ژئواقتصادی خود می‌بیند. ایتالیا نیز قصد دارد نقش مدیترانه را به‌عنوان حلقه اتصال اروپا، آفریقا و آسیا بازتعریف کند. این چشم‌انداز، آیمک را یک شبکه منطقه‌ای یکپارچه می‌بیند که آسیا، غرب آسیا، اروپای شرقی و بالکان (از طریق بندر تریسته) و همچنین آفریقا را (با پیوند دادن آیمک به طرح ماتئی) به هم متصل می‌کند.

🔸برای ایتالیا تعامل با بازیگران منطقه‌ای اشکال مختلفی به‌خود گرفته است که از جمله آن توافق‌هایی با عربستان به ارزش تقریبی ۱۰ میلیارد یورو است. در فوریه، ایتالیا و امارات شراکتی ۴۰ میلیارد دلاری امضا کردند که تریسته(بندری در شمال شرقی ایتالیا) را در موقعیتی مناسب برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی قابل‌توجه قرار می‌دهد.

💢جذابیت IMEC: اتصال متوازن

🔸از نظر سیاسی، چارچوب تحلیلی غرب که آیمک را هم‌زمان به‌عنوان ابزاری در برابر «ابتکار کمربند و جاده» چین و وسیله‌ای برای عادی‌سازی روابط عربی–اسرائیلی معرفی می‌کرد، دیگر قابل دوام نیست. کشورهایی مانند هند و امارات روابط نزدیکی با پکن دارند، درحالی‌که روند عادی‌سازی اسرائیل با کشورهای خلیج فارس همچنان به پیشرفت در مسیر تشکیل دولت فلسطین گره خورده است.

موفقیت IMEC به اندازه کیفیت زیرساخت‌ها، به ساخت روایت نیز وابسته است. این طرح نباید به‌عنوان رقیبی انحصاری یا مستقیم برای BRI معرفی شود، بلکه باید به‌صورت یک شبکه مکمل و فراگیر که ادغام منطقه‌ای را تقویت می‌کند، چارچوب‌بندی گردد. موفقیت IMEC در تبدیل آن از یک خط منفرد به یک شبکه متنوع و تاب‌آور نهفته است که چندین مرکز اروپایی و منطقه‌ای را از طریق ریل و دریا به هم پیوند می‌دهد. منطق راهبردی آن نیز نه بر تقابل، بلکه بر ادغام تحول‌آفرین و تنوع‌سازی بنا شده است. هدف آن نیز ایجاد مسیرهای متعدد و سازگار برای تجارت، فناوری و انرژی است به‌گونه‌ای که پایداری جهانی بر پایه افزونگی بنا شود، نه رقابت قدرت‌ها.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/732
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🔥1👏1
🌐 حزب الله چگونه به ترور فرمانده ارشد خود پاسخ می‌دهد؟

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
#حزب_الله

📝محمدعلی حسن‌نیا

🔸ضاحیه بیروت بعد از یکسال دوباره با شلیک موشک هواپیماهای اسرائیلی به لرزه درآمد. هدف، هیثم علی طباطبایی فرمانده ارشد نظامی حزب الله لبنان بود. وی جزء با نفوذترین و یکی از مهم‌ترین فرماندهان دو دهه اخیر مقاومت لبنان محسوب می‌شد. او که به فرمانده در سایه معروف بود، تاثیر زیادی بر توان نظامی، رزمی و راهبردی حزب الله لبنان داشت.

💢هیثم طباطبایی که بود؟

🔹هیثم علی طباطبایی از فرماندهان نظامی حزب الله، از پدری ایرانی و مادری لبنانی متولد شده و در یگان رضوان، فرماندهی یگان واکنش سریع را برعهده داشت. هیثم علی زمانی به‌عنوان فرمانده یگان جنگ در الخلیل در صورت لزوم برای ورود به اراضی اشغالی شناخته می‌شد. او بعد از شهادت ابراهیم عقیل به عنوان فرمانده ارکان نظامی حزب الله لبنان(فرمانده ارتش مقاومت) منصوب شده بود و در کنار حاج محمد حیدر دو بال راهبردی و نظامی این جنبش محسوب می‌شدند.

💢چرا اسرائیل حمله کرد؟

🔹یکی از عمده دلایل حمله تل آویو به ضاحیه و ترور هیثم طباطبایی تغییر دکترین حزب الله لبنان بود. این جنبش بعد از ضربات متعدد نظامی و امنیتی در جنگ با اسرائیل به تغییر دکترین سوق پیدا کرد. تغییر از بازدارندگی آشکار به بازسازی پنهان. در یکسال اخیر تمام همت حزب الله این بود که بتواند دوباره توان موشکی، پهپادی، رزمی و لجستیکی خود اعم از نظامی و غیر را تقویت کند. اسرائیل هم بارها با ضربات نظامی سعی کرد جلوی این روند را بگیرد. اما این ضربات به تنهایی کافی نبود و دست به ترور ارشدترین فرمانده نظامی این حزب زدند. ببر همین اسا باید توجه کرد که دلیل اصلی حمله اسرائیل، تلاش این رژیم برای ممانعت یا دستکم کند کردن روند بازسازی حزب الله است.

💢چه گزینه های در پیش است؟

🔹اسرائیل در پی این حمله سه گزینه دارد: ادامه وضع موجود، ورود به جنگ تمام‌عیار، انجام عملیات زمینی متمرکز در جنوب لبنان. هر کدام از این گزینه‌ها برای مقابله با حزب الله لبنان دارای تبعات خاص خود است. اگر وضع موجود ادامه پیدا کند قطعاً حزب الله می‌تواند روند بازسازی رو جلو ببرد. اگر وارد جنگ تمام عیار هوایی و ترور شود، قطعنامه آتش بس را نقض کامل کرد و باید منتظر پیامدهای ورود حزب الله باشد. در صورتی که به عملیات زمینی روی بیاورد با تجربه‌های تلخ قبلی روبرو خواهد شد و در مجموع پیروزی بزرگی کسب نخواهد کرد.

🔹بنابراین اسرائیل از این فرصت بزرگ «آزادی عمل» استفاده خواهد کرد و هر جا اثری از حزب الله و فرماندهان آن مشاهده کند ضربه را وارد می‌کند. اما این ضربات کوتاه مدت و میان مدت هستند و در مقابل، عزم حزب الله برای بازسازی جدی است.

💢حزب الله چه می‌کند؟

🔹این جنبش با گزینه‌های محدودی روبرو است. جنبش مقاومت لبنان امروز در وضعیتی نیست که بتواند وارد یک جنگ تمام عیار شود. بعد از 7 اکتبر و ضربات متعددی که به حزب الله وارد شد، هم در درون هم در بیرون دچار فرسایش جدی شده است. حزب الله در درون با ترور فرماندهان و کاهش اثرات بازدارندگی مواجه است. در هاله بیرونی هم دولت، و در راس آنها نخست وزیر و رئیس جمهور خواستار خلع سلاح حزب الله هستند و اگر جنگ دوباره‌ای صورت بگیرد بهانه‌ای در دست مخالفان خواهد بود که روند تسلیم سلاح را بُرنده‌تر می‌کند.

🔹بر این اساس، حزب‌الله در دو سطح موازی حرکت می‌کند: اول در مواضعی که علناً بیان می‌کند و دوم در «پشت صحنه» با آماده‌سازی زیرساخت‌های نظامی و تدارکات ویژه برای غافلگیری‌هایی که «دیگر نیازی به افشای آنها ندارد».

🔹از سوی دیگر، اسرائیل قصد دارد بر اساس یک دکترین قاطع عمل کند که مطابق آن «نمی‌خواهد هیچ گروه قدرتمندی در جبهه‌هایش باقی بماند» و بنابراین به سیاستی ادامه می‌دهد که در آن هیچ توافق احتمالی با لبنان را «مگر اینکه شامل برچید شدن ساختار نظامی حزب‌ الله» باشد، قبول نخواهد کرد.

💢آینده و سناریوهای آن:


1️⃣در یک سناریو حزب الله لبنان به روند بازسازی ادامه می‌دهد و اسرائیل هم به سیاست گاه بی گاه ترور و حمله به مناطق مختلف ادامه خواهد داد. این موضوع تا مسیری جلو می‌رود و بعد از رسیدن بازدارندگی حزب الله با یک عملیات یا حادثه متوقف خواهد شد.

2️⃣حزب الله در بین دو راهی موجود، یک مسیر را انتخاب و پاسخ را در پیش بگیرد که البته بعد از آن جنگ تمام عیار حتمی خواهد بود.

3️⃣حزب الله شگفتانه‌ای رو کند و روند جنگ بر اثر همین موضوعات یا تغییرات پیش‌بینی نشده‌ای در منطقه یا درون اسرائیل به راهی دیگر کشیده شود.

مطالب مرتبط:
▫️دلیل تهدیدات جدید اسرائیل علیه حزب الله چیست؟
▫️زیرساخت‌های عملیاتی ایران و حزب‌الله در جنوب سوریه!

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/734
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍64👏1
🔵تحلیلی بر تاب‌آوری اقتصادی روسیه در میانه جنگ و تحریم

#اکوتهران
#روسیه

🔸با گذشت نزدیک به چهار سال از آغاز جنگ اوکراین، اقتصاد روسیه علیرغم وضعیت جنگی و تحریم‌های وسیع اروپا و ایالات متحده با بحران بنیادین مواجه نشده است. جنگ اوکراین بدون شک تبعات گسترده‌ای در میان‌مدت و بلندمدت برای اقتصاد روسیه خواهد داشت و کمتر تحلیلگری ممکن است این جنگ را برای اقتصاد روسیه موهبت بداند. با این وجود، مدیریت تبعات اقتصادی جنگ توسط روسیه و نمایش تاب‌آوری در مقابل فشارهای بیرونی و داخلی را می‌بایست متغیری تعیین‌کننده در کیفیت پیشنهاد آتش‌بسی دانست که پوتین از سوی ترامپ و ویتکاف دریافت کرده است.

💢بحران‌های اقتصاد روسیه

🔹اقتصاد روسیه با شروع و تداوم جنگ از چند ناحیه کلیدی تحت فشار قرار گرفت. تحریم و شرایط جنگی موجب افت تقاضای داخلی و خارجی در اقتصاد روسیه شد و همزمان، دسترسی این کشور را به مواد اولیه و تجهیزات سخت‌تر کرد. چشم‌انداز کاهش درآمد ارزی و قطع دسترسی به دلار و یورو ارزش روبل را با نوسان جدی مواجه کرد.

🔹در این میان، مشکل مزمن کمبود نیروی کار روسیه نیز با اخراج مهاجران غیرقانونی، مهاجرت بخشی از نیروی کار به خارج روسیه و اعزام بخشی دیگر به جبهه، تشدید شد. در مجموع، تقریبا تمامی برآوردها از ورود روسیه به یک رکود تورمی حکایت می‌کرد. با این حال، ابتکارات سیاستی کرملین توانسته‌ است ثباتی نسبی بر اقتصاد روسیه درگیر جنگ حاکم سازد.

💢ابتکارات کلان کرملین

🔹سیاست اقتصادی روسیه در جریان جنگ اخیر را اصطلاحا «کینزگرایی نظامی» خوانده‌اند که عنوانی برازنده نیز به نظر می‌رسد؛ چرا که نخبگان روسیه با اتخاذ این سیاست، افزایش تقاضای دولتی در صنایع تسلیحاتی و جنگی را به مثابه موتور محرکه رشد اقتصادی در نظر گرفتند و از همین رو بودجه دفاعی روسیه از قریب به 79 میلیارد دلار در سال 2022 به بیش از 140 میلیارد دلار در سال 2024 رسید.

🔹این افزایش قابل‌توجه خریدهای نظامی داخلی با بکارگیری ظرفیت مازاد سایر واحدهای صنعتی در تولید، برای روسیه دو منفعت بنیادین داشت: از یک طرف، نیاز تسلیحاتی دولت روسیه در جبهه‌ها فراهم شد و از طرف دیگر، مانع تعطیلی و ورشکستگی واحدهای صنعتی بی‌کار مانده شد. این اقدامات، در کنار پرداخت‌های گشاده‌دستانه به سربازان و خانواده آنها موجب افزایش تقاضای کل در اقتصاد روسیه شد و بر اثر رکودی جنگ غلبه کرد.

🔹روندهای پیش‌گفته، بالاخص در شرایط جنگ و تحریم، آثار تورمی مشهودی نیز داشته است. در فاصله ژانویه 2022 تا ژانویه 2025 نرخ تورم روسیه به طور متوسط بالاتر از هدف‌گذاری بانک مرکزی و معادل 9.4 درصد بوده است. در ماه‌های اخیر نیز روسیه برای مقطعی وارد تورم دو رقمی شد. در عین حال، نرخ بیکاری به عدد بی‌سابقه 2.2 رسیده است و در صنایع نظامی، رقابت بر سر نیروی کار به افزایش 20 تا 60 درصدی دستمزد پیشنهادی انجامیده است. با این وجود، برآوردها حاکی از روند کاهشی تورم در ماه اخیر هستند. اقدام به ظاهر متناقض اما حساب شده بانک مرکزی روسیه در افزایش نرخ بهره، نقش بسزایی در حفظ ارزش روبل و تضعیف روند تورمی ایفا کرده است.

💢جمع‌بندی

علیرغم تجربه چهار سال جنگ و تحریم‌های گسترده، روسیه هنوز از پرتگاه رکود تورمی و بحران‌زدگی فاصله جدی دارد. با اتخاذ رویکرد انبساطی در حوزه مالی و مداخلات پویا در حوزه پولی، این کشور در سه سال گذشته موفق شده تاب‌آوری اقتصادی خود را برای ادامه جنگ به نمایش بگذارد و از این طریق، بر معادلات و محاسبات دشمنان خود تاثیر بگذارد. این تاثیرگذاری البته مختص دشمن نیست و مشاهده این تاب‌آوری به طور قطع اعتماد به نفس بیشتری به کارگزاران روسیه در مذاکرات صلح اوکراین اعطا کرده است.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/735
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍72👏1💯1
🌐فروش اف-۳۵ به عربستان سعودی؛ آیا اسرائیل برتری هوایی خود را حفظ خواهد کرد؟

#مقاله_تحلیلی
#عربستان #اسرائیل

📝سیدرضا میرطاهر

🔹در جریان سفر محمد بن سلطان به واشنگتن در ۲۷ آبان (۱۸ نوامبر) دونالد ترامپ، تضمین رسمی امنیت نظامی ایالات متحده برای عربستان سعودی را اعلام کرد و این کشور را به عنوان «متحد اصلی غیرناتو» معرفی کرده و توافقنامه جدیدی برای دفاع استراتژیک با ریاض رونمایی کرد. به این معنی که واشنگتن اکنون در سطح جدیدی به دفاع از عربستان سعودی متعهد شده، سطحی از همکاری که قبلاً فقط برای متحدانی مانند ژاپن، اسرائیل و کره جنوبی محفوظ بود.

💢فروش اف-۳۵

🔸ترامپ در آستانه سفر ولیعهد سعودی به واشنگتن اعلام کرد که جنگنده‌های اف-۳۵ را در اختیار ریاض خواهد گذاشت. وی تاکید کرد که با وجود برخی نگرانی‌ها مبنی بر دسترسی چین به این تسلیحات پیشرفته آمریکایی، جنگنده‌های اف-۳۵ را به عربستان سعودی خواهد فروخت. بدین ترتیب عربستان مبدل به اولین کشور عرب شد که به این جنگنده نسل پنجمی دست پیدا کرد. عربستان با برنامه خرید ۶۰ جنگنده اف-۱۵ ایی ایکس و ۴۸ جنگنده اف-۳۵ در چارچوب طرح نوسازی چشم‌انداز ۲۰۳۰، معیار جدیدی برای قدرت هوایی خود تعیین کرده است. این قرارداد بزرگ ۱۴۲ میلیارد دلاری شامل موارد دیگری هم می‌شود که تاکنون افشا نشده‌اند. هرچند خرید ۴۸ جنگنده‌ اف-۳۵ از یک مرحله‌ مهم بررسی در پنتاگون عبور کرده، اما هنوز نیاز به تأیید در سطوح بالاتر دارد.

💢موضع دوگانه واشنگتن

🔸نکته مهم ماهیت و کیفیت اف-۳۵ های سفارشی عربستان است. مقامات آمریکایی در ۲۸ آبان (۱۹ نوامبر) گفتند که جنگنده‌های رادارگریز اف-۳۵ که ایالات‌متحده به عربستان خواهد فروخت، پیشرفته‌تر از نمونه‌های مورد استفاده اسرائیل نخواهد بود. بدین ترتیب به رغم فروش اف-۳۵ به عربستان، اما این جنگنده‌ها به منظور حفظ «برتری کیفی نظامیِ» قانونی اسرائیل، کاهش قابلیت خواهند داشت و شامل تسلیحات پیشرفته در خدمت رژیم صهیونیستی، قابلیت‌های جنگ الکترونیک یا موشک‌های نسل بعد بسیار دوربرد (AIM-260) نخواهند بود.

🔸از سوی دیگر ترامپ در دیدار بن‌سلمان مدعی شد که اف-۳۵هایی که عربستان دریافت خواهد کرد «کاملاً مشابه» نمونه‌های اسرائیلی است. وی خطاب به بن سلمان گفت: «می‌دانم که [اسرائیل] دوست دارد شما هواپیماهایی با قابلیت کم‌تر دریافت کنید. من فکر می کنم هر دو در سطحی هستند که باید بهترین‌ها را دریافت کنند. ما قرار است یک معامله داشته باشیم. آن‌ها قصد خرید اف-۳۵ها را دارند.»

💢موضع مبهم تل آویو

🔸اسرائیل ظاهرا با فروش اف-۳۵ به عربستان مخالفتی ندارد اما اصرار دارد که هرگونه انتقال این جنگنده‌ها منوط به عادی‌سازی روابط دو جانبه باشد. یک مقام اسرائیلی به سایت اکسیوس گفت: برخلاف تحویل اف-۳۵ به ترکیه که ما شدیداً مخالف آن هستیم، نگرانی کمتری درباره تحویل چنین جنگنده‌ای به عربستان داریم، آنهم اگر این موضوع بخشی از همکاری امنیتی منطقه‌ای و توافق ابراهیم باشد.

🔸این در حالی است که نیروی هوایی رژیم صهیونیستی طی یک سند رسمی ارائه شده به مقامات سیاسی، مخالفت صریح خود را با فروش این جنگنده به عربستان اعلام کرده است. بر اساس این سند، در صورت دستیابی دیگر کشورهای خاورمیانه به این جنگنده رادارگریز پیشرفته، برتری هوایی اسرائیل می‌تواند تضعیف شود.

💢تاثیر بر برتری هوایی رژیم صهیونیستی

🔸فروش جنگنده‌های نسل پنجم اف-۳۵ به عربستان سعودی، یکی از مهم‌ترین تحولات نظامی و ژئوپولیتیکی خاورمیانه در سال‌های اخیر محسوب می‌شود. این جنگنده‌ها با قابلیت‌های پنهانکاری (Stealth)، حسگرهای پیشرفته و توانایی اجرای عملیات مشترک با سامانه‌های آمریکایی، می‌توانند به‌طور چشمگیری توان هوایی ریاض را ارتقا دهند.

🔸با این حال، باید توجه داشت که برتری اسرائیل صرفاً به داشتن اف-۳۵ محدود نمی‌شود. اسرائیل علاوه بر تعداد بیشتر این جنگنده‌ها، خلبانان بسیار باتجربه و دارای سطح آموزشی بالا و نیز تجربه عملیاتی گسترده در استفاده از آن‌ها در مأموریت‌های واقعی دارد. همچنین، اسرائیل شبکه‌ای پیچیده از سامانه‌های دفاع هوایی، اطلاعاتی و سایبری را در اختیار دارد که مکمل توان هوایی آن است.

💢سخن آخر

فروش اف-۳۵ به عربستان سعودی بدون شک توازن قدرت هوایی را در غرب آسیا تغییر خواهد داد و برتری مطلق اسرائیل را کاهش می‌دهد. اما این برتری به‌طور کامل از بین نخواهد رفت، زیرا رژیم صهیونیستی همچنان از مزیت‌های کیفی، تجربه رزمی و حمایت ویژه آمریکا برخوردار است. در واقع، این معامله بیش از آنکه برتری اسرائیل را از میان ببرد، آن را وارد مرحله‌ای تازه از رقابت و بازتعریف موازنه قدرت هوایی می‌کند.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/733
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
6👍4👏1
🌐از مکزیکوسیتی تا سانتیاگو؛ چپ‌گرایان تا چه اندازه در اقتصاد آمریکای لاتین موفق بوده‌اند؟

#مقاله_تحلیلی
#آمریکای_لاتین

🔹آمریکای لاتین طی بازه‌ای دو ساله از ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ شاهد موج‌ گسترده‌ای از راست‌گرایی بود. این پیروزی‌های متوالی معانی گوناگونی می‌توانند داشته باشند. شکست‌های اقتصادی دولت‌های چپ و ترقی‌خواه در کشورهایی نظیر آرژانتین و بولیوی است. اما آیا تجربه این کشورها تصویر درستی از مجموع عملکرد اقتصادی چپ‌ها در این منطقه ارائه می‌دهند؟ در کشورهایی نظیر کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا، توسعه‌نیافتگی با حکومت‌های اقتدراگرایانه احزاب چپ همراه گشته است و در کشورهایی دیگر همچون مکزیک و برزیل سوسیال‌دموکرات‌ها توسعه‌یافته‌ترین اقتصادهای منطقه را ساخته‌اند. در مجموع، چپ‌ها کارنامه‌های متضادی از خود در کشورهای لاتین‌تبار بر جای گذاشته‌اند.

💢سوسیال‌دموکرات‌های در حال توسعه‌

🔸چپ‌گرایان در برزیل و مکزیک راهبردهای خود را حول اصلاح نظام سرمایه‌داری و تحقق عدالت اجتماعی از طریق فرآیندهای دموکراتیک تنظیم کرده‌اند و به همین دلیل آنان را می‌توان سوسیال‌دموکرات خواند. آن‌ها برنامه‌های خود را صرفاً متمرکز بر سیاست‌های رفاهی نکرده‌اند، بلکه بخش خصوصی را به عنوان عنصر مهمی در رشد اقتصادی می‌بینند که به معنای پذیرش اقتصاد سرمایه‌دارانه و ایجاد تعدیل‌هایی درون آن است.

1️⃣برزیل

🔸نقش اصلی حرکت برزیل روی ریل توسعه در قرن بیست‌ویکم را تاکنون لوئیس لولا دسلیوا، رئیس‌جمهور کنونی از حزب کارگر ایفا کرده و توسط دیگر رؤسای جمهور همچون دیلما روسف -از همین حزب- و سایرین دنبال شد. عملکرد حزب کارگر باعث شده است که برزیل سریع‎ترین رشد اقتصادی را در میان کشورهای منطقه از سال ۲۰۰۵ داشته باشد. نرخ فقر نیز در جامعه برزیل از حدوداً ۱۸٪ در سال ۲۰۰۱ به ۶.۵٪ در سال ۲۰۱۶ کاهش یافت و در سال ۲۰۲۳ نیز ۳.۸٪ بود.

2️⃣مکزیک

🔸در مکزیک ما با دو دوره کاملاً مجزا روبرو هستیم که در آن جامعه مکزیک تدریجا از برنامه‌های طرفدار بازار آزاد به برنامه‌های دولت‌گرا متمایل شده است. چگونه راست‌گرایان قدرت خود را در مکزیک از دست دادند؟ حزب اقدام ملی در برخی آمارهای اقتصادی کلان عملکرد قابل قبولی از خود برجای گذاشت. اما نتوانست تحولی اساسی در کاهش نرخ فقر و نابرابری درآمد (مخصوصاً در مناطق شهری) داشته باشد. حزب مورنا در مکزیک با شعار «تحول چهارم» بهبود معیشت قشر فقیر را هدف خود اعلام کرد که منجر به محبوبیت حزب شد.

💢سوسیال‌دموکرات‌های شکست خورده

🔸برزیل و مکزیک، دو نمونه موفقیت چپ‌گرایان در آمریکای لاتین هستند؛ اما نمونه‌های شکست این جریان در این منطقه فراوان هستند. آرژانتین، السالوادور و اکوادور نمونه‌های اصلی ناکامی برنامه‌های اقتصادی چپ‌ها هستند.

🔸آرژانتین نمونه‌ای خاص در شکست چپ‌گرایان است. تا پیش از خاویر میلی، چپ‌گرایان (پرونیست‌ها) قدرت اصلی کشور را از سال ۲۰۰۰ در دست داشتند. اما پرونیست‌ها نتوانستند در مقایسه با برزیل و مکزیک اقتصاد آرژانتین را به سمت توسعه سوق دهند. عمکلرد بسیار بد فرناندز در آخرین دوران ریاست جمهوری او عامل دیگر شکست چپ‌گرایان بود. تورم در دوران او به طور انفجاری افزایش پیدا کرد و از ۵۳٪ در دسامبر ۲۰۱۹ به بیش از ۲۰۰٪ در دسامبر ۲۰۲۳ رسید.

💢اقتدارگرایان چپ

🔸در منطقه کارائیب، تعدادی از دولت‌های چپ هستند که سیاست را نیز در کشورهای خود منحصراً دست خود دارند و مانع از فعالیت‌های مشارکتی مردم می‌شوند. کوبا، نیکاراگوئه و در شدت خفیف‌تری ونزوئلاً جزو این دسته هستند.

1️⃣کوبا

🔸در کوبا ۷۵ سال است که حزب کمونیست حکمفرمایی می‌کند و نظام سیاسی این کشور را تک‌حزبی نگاه داشته است. تاکنون تخمین‌های مختلفی از وضعیت اقتصادی کوبا منتشر شده است. برخی گزارش‌ها از فقر شدید در این کشور خبر می‌دهند. طبق گزارش دیده‌بان حقوق بشر کوبا، نزدیک به ۹۰٪ مردم در فقر به سر می‌برند.

2️⃣ونزوئلا

🔸ونزوئلا از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ به طور متوالی رشد اقتصادی منفی داشت. در دو سال ۲۰۱۹و ۲۰۲۰ رشد اقتصادی این کشور به ترتیب منفی ۲۷ و ۳۰ درصد بود که اقتصاد کشور را به مرز فروپاشی رساند. چنین وضعیتی باعث شد در سال ۲۰۲۴ بیش از ۷ میلیون نفر ونزوئلا را ترک کنند.

عملکرد چپ‌گرایان در آمریکای لاتین قرن بیست‌ویکم کارنامه‌ای متناقض بوده است. سوسیال‌دموکرات‌هایی که به دنبال تعدیل در اقتصاد سرمایه‌داری بودند، اولویت‌ را به توسعه اقتصادی دادند و سطحی از امنیت داخلی را فراهم کردند، توانستند اقتصادهای قدرتمند منطقه را بسازد. اما در کشورهایی نظیر آرژانتین، السالوادور، شیلی، نیکاراگوئه، کوبا و ونزئلا عملکرد بسیار بدی داشته‌اند.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/736
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎3👌2
🌐 انتخابات زودهنگام در قرقیزستان؛ آیا گردش قدرت تداوم می‌یابد؟

#تحلیل_کوتاه
#قرقیزستان
#آسیای_مرکزی

🔹مجلس قرقیزستان، قریب به یک سال پیش از موعد مقرر، دست به انحلال خود و برگزاری انتخابات زودهنگام زده است و مقرر است در پایان ماه جاری میلادی این انتخابات برگزار شود. جلوگیری از همزمانی انتخابات ریاست‌جمهوری و پارلمان، مهم‌ترین دلیلی است که از سوی نمایندگان برای این اقدام مطرح شده است. در صورت تداوم مجلس سابق، انتخابات مجلس برای نوامبر ۲۰۲۶ و ریاست‌جمهوری در نیمه ژانویه ۲۰۲۷ برگزار می‌شد. منتقدان اما انتخابات زودهنگام را، با توجه به اصلاحات گسترده در قانون انتخابات، اقدامی برای تحکیم قدرت رئیس‌جمهور صدر جباروف دانسته‌اند.

🔸قرقیزستان از زمان استقلال تاکنون سه انقلاب را تجربه کرده است و ریاست جمهوری صدر جباروف، محصول سومین انقلاب قرقیزستان در سال ۲۰۲۰ است که با انتخابات پارلمانی و طرح اتهام تقلب از سوی مخالفان آغاز شد. جباروف علیرغم سابقه نمایندگی مجلس و رهبری جنبش ملی‌سازی معدن طلای «کومتُر»، در زمان اعتراضات ۲۰۲۰ با اتهام آدم‌ربایی زندانی بود. در جریان اعتراضات، وی از زندان آزاد شد و به سرعت از دادگاه حکم برائت گرفت.

🔸جباروف ابتدا به نخست‌وزیری رسید و سپس، با استعفای رئیس‌جمهور به طور موقت بر کرسی وی تکیه زد. در سال ۲۰۲۱ جباروف به طور همزمان انتخابات ریاست‌جمهوری و رفراندوم قانون اساسی برگزار کرد. این رفراندوم در حقیقت برای تبدیل قرقیزستان به یک نظام ریاستی با اختیارات گسترده‌تر برای مقام رئیس‌جمهور طراحی و انجام شد. از آن زمان تاکنون، صدر جباروف و متحد نزدیک وی، کامچی‌بیگ تاشیف، موقعیت خود را بیش از پیش تثبیت کرده‌اند.

💢ساختار مجلس قرقیزستان

🔸ساختار سیاسی قرقیزستان تک مجلسی است و الگوی انتخابات ۹۰ نماینده عضو این مجلس سال گذشته توسط جباروف اصلاح شده است. در الگوی پیشین انتخابات مجلس ۳۶ نماینده از حوزه‌های انتخابیه با یک نماینده وارد مجلس و مابقی از طریق روش انتخابات تناسبی حزبی برگزیده می‌شدند. در الگوی حاضر اما کشور قرقیزستان به ۳۰ حوزه انتخابیه تقسیم شده است و رای دهندگان در هر حوزه انتخابیه سه نماینده منصوب می‌کنند.

🔸رای‌گیری به روش موسوم به SNTV انجام می‌پذیرد. در این روش، هر شرکت‌کننده تنها می‌تواند به یک نفر رای دهد و پس از شمارش مجموع آرای ماخوذه، سه نفری که بیشترین رای را به خود اختصاص داده‌اند نماینده آن حوزه انتخابیه خواهند بود. براساس برآوردهای انجام‌شده، تعداد واجدین شرایط برای شرکت در این انتخابات ۴.۲ میلیون نفر است. قرقیزستان برای ارتقای مشارکت سیاسی زنان در ساختار تصمیم‌گیری، سهمیه جدیدی وضع نموده است که از آن با عنوان «سهمیه زنان» یاد می‌شود. براساس این سهمیه‌بندی در هر حوزه انتخابیه باید یک نفر از نمایندگان منتخب زن باشد.

💢چشم‌انداز

🔸سابقه جابجایی قدرت در قرقیزستان، این کشور را به دموکراتیک‌ترین جمهوری آسیای میانه مبدل نموده است و فرهنگ سیاسی این کشور برخلاف جمهوری‌های همسایه با تحزب و انتخابات گره خورده است. با این وجود، عمده تحلیلگران فضای رقابتی انتخابات اخیر را به مراتب محدود دانسته اند و اغلب جریان‌های شرکت‌کننده در انتخابات به صدر جباروف وفاداری نسبی دارند. در حال حاضر، حزب سوسیال دموکرات به رهبری الماس‌بیگ آتامبایف مهم‌ترین نیروی سیاسی اپوزیسیون به شمار می‌رود. آتامبایف در فاصله سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷ رئیس‌جمهور قرقیزستان بود و با توجه به مواجهه با حکم محکومیت یازده‌ساله در خانه، در تبعید به سر می‌برد.

علیرغم وجود تنها یک نامزد انتخاباتی وابسته به این حزب در انتخابات پیش‌رو، در روزهای گذشته دولت قرقیزستان چهره‌های نزدیک به این حزب را با اتهام تلاش برای برنامه‌ریزی آشوب خیابانی پس از انتخابات دستگیر کرده است. طرح ادعای دستکاری در انتخابات، به طور تاریخی بستر مناسبی برای قبضه قدرت سیاسی در قرقیزستان بوده است و به نظر می‌رسد که اتحاد جباروف-تاشیف با مهار هر چه بیشتر فعالان وابسته به حزب سوسیال‌دموکرات، به دنبال آنند که مانع تکرار این سنت سیاسی در قرقیزستان شوند.


اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/737
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍52👏1
♦️گینه بیسائو و ادامه سریال کودتاها در غرب آفریقا
▪️الجزیره

#رویة_العربیة
#آفریقا

🔹هفته گذشته گینه بیسائو شاهد انتخاباتی بود که طی آن «اومارو سیسوکو امبالو»، رئیس جمهور فراری گینه بیسائو و «فرناندو دیاس» رهبر اپوزیسیون برای سمت ریاست جمهوری به رقابت با یکدیگر پرداخته بودند. چند روز پس از انتخاباتی که در آن هر دو نامزد مدعی پیروزی بودند و در آستانه اعلام نتایج، صدای تیراندازی در شهر اصلی بیسائو شنیده شد. پس از آن، در صحنه‌ای که برای این منطقه بیش از حد تکراری شده، افسران نظامی در تلویزیون دولتی ظاهر شدند و اعلام کردند که قدرت را به دست گرفته‌اند.

💢علت کودتا


🔸ارتش گینه‌بیسائوو روز پنجشنبه، یک روز پس از به‌دست گرفتن قدرت و برکناری رهبری غیرنظامی، ژنرال «هورتا اینتا» را به‌عنوان رئیس‌جمهور موقت کشور منصوب کرد. اینتا در نخستین حضور عمومی خود به‌عنوان رئیس‌جمهور، با لباس نظامی و در حضور سایر مقامات نظامی، در مراسمی که از تلویزیون دولتی پخش شد ظاهر شد. وی مدعی شد این کودتا برای ناکام گذاشتن طرح «قاچاقچیان مواد مخدر» برای تسلط بر دموکراسی گینه ضروری بوده و تأکید کرد که دوره انتقالی بلافاصله آغاز می‌شود و یک سال ادامه خواهد داشت. در بیانیه تلویزیونی اعلام شد که امبالو «در واکنش به طرحی برای بی‌ثبات‌سازی کشور، که شامل سیاستمداران و قاچاقچیان برجسته مواد مخدر بوده» برکنار شده است. از سوی دیگر، وزارت خارجه سنگال در بیانیه‌ای اعلام کرد که «امبالو» رئیس‌جمهور برکنار‌شده گینه‌بیسائو، پس از مداخله «جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا» (اکوواس)، با یک هواپیمای خصوصی وارد سنگال شده است.

🔸البته اپوزیسیون مدعی شده است که امبالو برای فرار از شکست در انتخابات ریاست‌جمهوری شدیداً رقابتی روز یکشنبه، دست به طراحی یک کودتای ساختگی زده است. رقیب او، «فرناندو دیاس» که همچون امبالو مدعی پیروزی در انتخابات است، اعلام کرد که کودتای نظامی ساختگی بوده تا فرآیند انتخابات و اعلام نتایج انتخاباتی مسدود گردد. در همین راستا حزب مخالف «آفریقایی برای استقلال گینه و کیپ‌ورده» از مردم خواست علیه کودتا دست به اعتراض بزنند و خواستار انتشار نتایج انتخابات شوند. با این وجود، هیچ تحرک تشنج‌آمیزی در پایتخت دیده نمی‌شود فعالیت‌ها در پایتخت، بیسائو، عادی به‌نظر می‌رسد و کسب‌وکارها و حمل‌ونقل عمومی به‌تدریج در حال بازگشت به روال معمول بودند.

💢واکنش‌های خارجی به کودتا

🔸علی‌رغم اینکه قبضه قدرت توسط نظامیان در گینه بیسائو منجر به اعتراضات داخلی نشد اما وضعیت در خارج از این کشور متفاوت بود. «اتحادیه آفریقا» و سازمان «جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا» عضویت گینه بیسائو را در پی کودتای روز چهارشنبه به حالت تعلیق در آوردند و خواستار اعاده فوری نظم قانون اساسی در این کشور شدند و همچنین رهبران کودتا را تهدید به تحریم کردند. این الگویی است که در سایر کودتاهای منطقه نیز تکرار شده است. علاوه بر این، اتحادیه اروپا اعلام کرد که باید نظم قانون اساسی بازگردانده شود و روند شمارش آرا ادامه یابد و سازمان ملل نیز اعلام کرد که وضعیت گینه‌بیسائو را «با نگرانی شدید» دنبال می‌کند.

💢گینه بیسائو کجاست؟

🔸گینه‌بیسائو کشوری کوچک واقع در ساحل غربی آفریقا و یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. این کشور از زمان استقلال از پرتغال در بیش از پنج دهه پیش، بارها شاهد کودتا و تلاش برای کودتا بوده است. گینه بیسائو با جمعیت ۲.۲ میلیون نفر، به‌عنوان یکی از مراکز اصلی قاچاق مواد مخدر به‌ویژه کوکائین میان آمریکای لاتین و اروپا شناخته می‌شود که می‌توان آن را یکی از دلایل اصلی بحران‌های سیاسی این کشور است. مرکز و غرب آفریقا طی سال‌های گذشته شاهد بی‌ثباتی‌های گسترده‌ای بوده است چنانکه این نهمین کودتا در این منطقه طی پنج سال گذشته به‌شمار می‌رود.

💢دولت انتقالی جدید

🔸بر اساس اعلامیه‌ای که از تلویزیون دولتی گینه بیسائو پخش شد، دولت جدید قرار است بر دوره‌ یک‌ساله گذار و انتقال سیاسی نظارت کند. «اینتا» تا پیش از کودتا رئیس ستاد ارتش بود و از متحدان نزدیک رئیس‌جمهور برکنار‌شده به‌شمار می‌رفت. همین امر بر شایعات مبنی بر ساختگی بودن کودتا دامن می‌زند. همچنین اینتا روز جمعه با صدور حکمی «الیدیو ویِیِرا تیه»، وزیر پیشین دارایی، را به‌عنوان نخست‌وزیر و وزیر دارایی منصوب کرد.

گفتنی است ارتش روز پنجشنبه مقررات منع رفت‌وآمد شبانه را که یک روز قبل وضع شده بود، لغو کرد و خبر از بازگشایی همه گذرگاه‌های مرزی که از عصر چهارشنبه بسته شده بود داد. همچنین دستور داد مدارس، بازارها و مؤسسات خصوصی فوراً بازگشایی شوند؛ اقدامی که نشان‌دهنده بازگشت نسبی ثبات، با وجود وقوع کودتا است.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/738
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍52🔥1👏1
🌐صلح شکننده، وابستگی پایدار: آینده اروپا در نظم پسا ‌اوکراین

#تحلیل_کوتاه
#اروپا #اوکراین

🔹جنگ اوکراین را می‌توان نقطه عطفی در تاریخ معاصر اروپا دانست؛ جنگی که بنیان‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی اروپا را دگرگون ساخت. با گذشت بیش از سه سال از آغاز این جنگ و فرسایشی شدن آن، پرسش اصلی این است که پایان درگیری چه در قالب آتش‌بس، توافق صلح نسبی یا ادامه‌ی جنگ در سطحی محدود، چه پیامدهایی برای آینده اروپا به همراه خواهد داشت. پایان یا توقف این جنگ با چه ترکیبی از بازیگران و تحت چه شرایط میدانی و راهبردی، برای آینده اروپا بسیار تعیین‌کننده خواهد بود.

💢میان واشنگتن و مسکو: بن‌بست استقلال اروپا

🔸در صورت دستیابی به هرگونه آتش‌بس در اوکراین، ایالات متحده به‌تدریج از شدت حمایت‌های نظامی و سیاسی خود خواهد کاست و بدین‌ترتیب، بار اصلی بازسازی امنیتی اوکراین و تضمین ثبات در شرق اروپا بر دوش کشورهای اروپایی خواهد افتاد. هرچند توقف درگیری، تهدید فوری روسیه را کاهش می‌دهد، اما از سوی دیگر، این امر بحث‌های جدی‌تری درباره نحوه تأمین مالی دفاعی و تقسیم بار امنیتی در اروپا برخواهد انگیخت. با وجود تلاش‌های مکرر برای تحقق «خودکفایی راهبردی»، اروپا در میان‌مدت قادر به قطع وابستگی امنیتی خود به ایالات متحده نخواهد بود. نیاز به تسلیحات پیشرفته، اطلاعات نظامی و حضور بازدارنده آمریکا در شرق اروپا موجب می‌شود که پروژه استقلال راهبردی اروپا عملاً به سیاست «کاهش وابستگی» تقلیل یابد.

🔸هم‌زمان، نهادهای فراملی مانند اتحادیه اروپا و ناتو با رشد ملی‌گرایی دفاعی در کشورهایی چون لهستان، فرانسه و آلمان با چالش‌های جدیدی روبه‌رو خواهند شد. این روند، فرایند تصمیم‌گیری جمعی در عرصه امنیت و سیاست خارجی را دشوارتر خواهد ساخت و به تضعیف انسجام درونی قاره خواهد انجامید. حاصل چنین وضعیتی، اروپایی با قدرت پراکنده، امنیت شکننده و نفوذ محدود در نظام سیاسی جهانی است.

💢اروپا در حاشیه: بحران اعتبار و توان تأثیرگذاری

🔸در صورتی که اروپا نتواند پیش از شکل‌گیری هرگونه توافق صلح، ابتکار عمل دیپلماتیک را در اختیار گیرد و اوکراین نیز موفقیت میدانی چشمگیری کسب نکند، نقش این قاره در شرق اروپا و حتی در معادلات بین‌المللی به‌طور محسوسی تضعیف خواهد شد. تجربه اروپا در مواجهه با بحران‌های پیشین همانند الحاق کریمه نشان داده است که این قاره غالباً از فقدان انسجام در تصمیم‌گیری رنج می‌برد؛ در چنین شرایطی، اگر پایان جنگ اوکراین با کنشگری مستقیم آمریکا رقم بخورد، اعتبار اروپا به‌عنوان کنشگری بانفوذ و راه‌گشا در عرصه دیپلماسی جهانی بیش از پیش خدشه‌دار خواهد شد.

🔸تداوم این وضعیت، وزن سیاسی اروپا در برابر قدرت‌های نوظهور نظیر چین را کاهش داده و ادراک «وابستگی ساختاری» سیاست خارجی اروپا را در نگاه بازیگران جهانی تقویت می‌کند. در نتیجه، توان مشارکت مؤثر اروپا در مدیریت بحران‌های بین‌المللی به‌طور فزاینده‌ای محدود خواهد شد. هرچند اروپا به حمایت مالی و نظامی از اوکراین پس از آتش‌بس ادامه می‌دهد، اما منافع دیپلماتیک و اقتصادی ناشی از این سیاست بیش از همه نصیب ایالات متحده خواهد شد.

💢واگرایی درون‌قاره‌ای و بحران رهبری اروپا

🔸جنگ اوکراین نه‌تنها انسجام سیاسی اروپا را تضعیف کرده، بلکه روند واگرایی درونی را تسریع بخشیده است. با پایان جنگ یا برقراری آتش‌بس، این شکاف‌ها به‌جای ترمیم، احتمالاً تشدید خواهند شد. اختلاف نظر میان اعضا بر سر نحوه تخصیص منابع دفاعی، مواجهه با بحران مهاجرت و تعیین سیاست انرژی، بازتاب بحرانی عمیق‌تر در مفهوم «رهبری اروپایی» است.

🔸فرانسه در تلاش است با تأکید بر استقلال راهبردی، نقش سنتی خود را بازیابد؛ در حالی که آلمان هنوز درگیر پیامدهای تغییر ناگهانی سیاست امنیتی خود پس از آغاز جنگ است. کشورهای شرق اروپا نیز میان وابستگی به واشنگتن، تداوم رویکرد تقابلی با روسیه و ضرورت همکاری‌های درون‌قاره‌ای سرگردان‌اند. در غیاب چشم‌اندازی روشن برای اجماع، این واگرایی ساختاری به درگیری‌های مزمن سیاسی و نهادی منجر خواهد شد که در نهایت به سود قدرت‌هایی چون روسیه و آمریکا تمام می‌شود.

💢جمع‌بندی

اروپا جدای از ضرورت اتخاذ ابتکار جدید و موثر برای حضور جدی‌تر در حل مسئله اوکراین، نیازمند بازطراحی ساختار اقتصادی-سیاسی‌اش است تا در عین بازدارندگی در برابر روسیه، خود را از وابستگی به آمریکا خارج و حضور مستقل و فعالی در عرصه بین‌الملل داشته باشد. در غیر این صورت، آینده سیاسی-اقتصادی اروپا پس از جنگ اوکراین تیره خواهد بود و هیچ چشم‌انداز استقلال راهبردی، مشارکت فعالانه و موثر در منازعات و کاهش اختلافات داخلی مشاهده نمی‌شود.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/739
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍82👏1
🌐 انتخابات هندوراس در میانه مداخلات ترامپ در آمریکای مرکزی

#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #هندوراس
#آمریکای_لاتین

🔹امروز انتخابات ریاست‌جمهوری هندوراس برگزار خواهد شد. آن‌چیزی که توجه رسانه‌ها به این انتخابات را افزایش داد، حمایت ترامپ از نامزد راست‌گرای حزب ملی، نصری آسفورا بود. او در تروث‌سوشیال از مردم هندوراس خواست که به آسفورا رأی بدهند؛ چراکه او «دوستدار واقعی آزادی» است. ترامپ همچنین رئیس جمهور سابق و هم‌حزب آسفورا، خوآن هرناندز (۲۰۱۴_۲۰۲۲) را عفو کرد. او کسی بود که در سال ۲۰۲۲ به اتهام قاچاق کوکائین به آمریکا دستگیر و در آمریکا به ۴۵ سال حبس محکوم شد. حمایت ترامپ از راست‌گرایان هندوراسی را باید در چارچوب کلان‌تری توضیح داد.

🔸ترامپ در آستانه انتخابات، می‌کوشد تا روابط خوب گذشته با هندوراس را احیا کند. تا پیش از پیروزی سیومارا کاسترو در انتخابات ۲۰۲۱ از حزب چپ‌گرای آزادی و بازسازی و پایان‌دادن به ۱۲ سال قدرت حزب ملی، این دو کشور روابط نزدیکی با یکدیگر داشتند. هندوراس همکاری‌های نظامی و امنیتی گسترده‌ای با آمریکا داشت و سیاست تقابل را در برابر دشمنان آمریکا در این منطقه برگزید که شامل مواضع تند علیه همسایه خود یعنی نیکاراگوئه و به رسمیت شناختن خوآن گایدو، از رهبران اپوزیسیون ونزوئلا به عنوان رئیس‌ جمهور این کشور می‌شد.

🔸ماه عسل روابط هندوراس با آمریکا با ورود کاسترو به پایان رسید. سال گذشته وقتی نیکولاس مادورو خودش را برنده انتخاباتی اعلام کرد که بیشتر رهبران آمریکای لاتین آن را جعلی می‌دانستند، کاسترو به او تبریک گفت. همچنین سال گذشته، دولتش رابطه با تایوان را قطع و به‌جای آن با چین رابطه برقرار کرد. در سال ۲۰۲۲ هم کاسترو «مناطق ویژه سرمایه‌گذاری» را در داخل کشور لغو کرد؛ اقدامی که باعث نگرانی برخی از سرمایه‌گذاران آمریکایی شد.

🔸سیاست‌های کاسترو از این فراتر هم رفت. پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ و آغاز زمزمه‌های اخراج مهاجران لاتین‌تبار از آمریکا، کاسترو تهدید کرد که اگر ترامپ به زور هندوراسی‌ها را اخراج کند، دیگر دلیلی برای وجود پایگاه‌های آمریکایی در هندوراس وجود نخواهد داشت. هرچند این اتفاق هنوز رخ نداده است؛ اما آمریکا نگران است پیروزی مجدد چپ‌گرایان در انتخابات امروز، منجر به گسست امنیتی هندوراس شود.

🔸کاسترو به دلیل محدودیت قانون اساسی، نمی‌تواند برای بار دوم در انتخابات شرکت کند –محدودیتی که یک بار با حکم دیوان عالی در دوران هرناندز لغو شده بود- و به همین دلیل، وزیر دفاعش، ریکسی مونکادا به عنوان نامزد حزب معرفی شده است. اما انتخابات به غیر از مونکادا و آسفورا نامزد سومی هم دارد: سالوادور ناسرالا، نامزدی میانه‌رو که البته ترامپ او را نیز کمونیست و هم‌دست با مونکادا می‌داند که قصدش شکست رأی راست‌گرایان است.

🔸طبق قانون اساسی، لزومی به کسب نصف آرا به اضافه یک برای پیروزی در انتخابات وجود ندارد و هر نامزدی که بیشتری درصد را کسب کند پیروز خواهد بود. نظرسنجی‌ها اختلاف بالایی با یکدیگر دارند که پیش‌بینی انتخابات را مشکل می‌کند. در برخی نظرسنجی‌ها آسفورا جایگاه نخست را دارد و در برخی دیگر ناسرالا یا مونکادا پیشتاز هستند. این یعنی رقابت میان این سه نفر بسیار نزدیک است. هر می‌توان احتمال پیروزی مونکادا را بیشتر دانست؛ زیرا طبق برخی نظرسنجی‌ها نرخ محبوبیت کاسترو، ۶۴ درصد بوده و به گزارش IMF او عملکرد اقتصادی نسبتاً خوبی داشته است.

🔸رقابت نزدیک سه نامزد اصلی انتخابات احتمال شکل‌گیری اختلاف بر سر نتایج را به همراه دارد. آنچه این احتمال را افزایش می‌دهد، مداخله آمریکا مجدد دولت ترامپ و به رسمیت‌شناختن آسفورا در صورت شکست است. قائم‌‎ مقام وزارت امور خارجه آمریکا نیز دو هفته پیش در توییتی اعلام کرد آمریکا به سرعت و با قاطعیت به هرکسی که صحت روند دموکراتیک در هندوراس را تضعیف کند پاسخ خواهد داد. این یعنی ممکن است آمریکا پس از انتخابات، نامزد اپوزیسیون را رئیس جمهور اعلام کرده و هندوراس را به ونزوئلای دیگر تبدیل کند.

در ادامه راهبرد ترامپ در پشتیبانی از راست‌گرایان در آمریکای لاتین، این بار ترامپ توجه خود را به سمت هندوراس معطوف کرده است تا اجازه ندهد سیاست‌های چهار سال گذشته چپ‌گرایان در نزدیکی به چین و دشمنان آمریکا در منطقه و همچنین گسست امنیتی از آمریکا تداوم یابد. آنچه که آینده این انتخابات را نگران‌کننده می‌کند، به رسمیت شناخته‌شدن آسفورا از جانب ترامپ علی‌رغم شکست احتمالی‌اش است که سیاست هندوراس را وارد دوران بی‌ثباتی می‌کند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/740
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍105🔥1
🌐کدام جریان محصول انقلاب ژوئیه بنگلادش را خواهد چید؟

#تحلیل_کوتاه
#جنوب_آسیا

🔸در ژوئیه 2024 مجموعه‌ای از اعتراضات گسترده دانشجویی در بنگلادش کلید خورد که در پی آن، انحصار پانزده ساله قدرت در دستان شیخ حسینه و حزب «عوامی لیگ» شکسته شد. فضای سیاسی بنگلادش پس از سقوط حسینه پرتنش است و در پانزده ماه گذشته، محمد یونس و کابینه وی مستنداتی را تحت عنوان «اعلامیه ژوئیه» و «منشور ژوئیه» برای کاهش اختلاف نظرها و ایجاد اجماع میان احزاب و جریان‌های فعال معرفی کرده‌اند. تحت فشار گروه‌های سیاسی و به منظور عبور از شرایط موقتی فعلی، دولت انتقالی محمد یونس مهیای برگزاری اولین انتخابات پارلمانی در فوریه 2026 می‌شود که مقرر است، علیرغم مخالفت‌های موجود، با رفراندوم اصلاحات قانون اساسی نیز همراه باشد.

🔹کمیسیون انتخابات مشارکت حزب عوامی لیگ را در انتخابات آتی با طرح لزوم رسیدگی قضایی به اقدامات رهبران حزب در جریان انقلاب ژوئیه ممنوع کرده است. بخشی از منتقدان، این اقدام را غیردموکراتیک و مساوی نادیده‌گرفتن هواداران نخست وزیر سابق دانسته اند. شیخ حسینه که فعلا به هند گریخته و غیابا به اعدام محکوم شده است، در شبکه‌های اجتماعی می‌کوشد تصویری متفاوت از تحولات ژوئیه 2024 به مخاطبان عرضه کند و مشروعیت انتخابات آتی را زیر سئوال ببرد. تلاش وی بعید است تاثیر معناداری داشته باشد.

🔹علیرغم شرایط پیچیده و راه دشوار پیش رو برای ایجاد ثبات در بنگلادش، قاطبه احزاب و جریان‌های موجود مشتاقانه چشم به 300 کرسی انتخابی مجلس و آزمودن بخت خود در تشکیل دولت دوخته‌اند. دو حزب ملی‌گرا (BNP) و جماعت اسلامی (JI) به عنوان قدرتمندترین جریان‌های مخالف بازمانده از دوره پیشین، مدعیان اصلی در انتخابات آتی به حساب می‌روند و حزب تازه تاسیس شهروند ملی (NCP) نیز سومین مدعی انتخابات به حساب می‌رود. در کنار ائتلاف‌های تشکیل شده توسط سه حزب پیش‌گفته، ائتلاف چپ‌گرایان و برخی احزاب کوچکتر نیز در انتخابات فوریه حاضرند.

💢حزب ملی‌گرا


🔹حزب ملی‌گرای بنگلادش به رهبری خالده ضیا و فرزند وی، طارق رحمان، به زعم اغلب تحلیل‌گران می‌تواند بیشترین تعداد کرسی، اما نه اکثریت کرسی‌ها را، به خود اختصاص دهد. ضیا از پیشگامان مبارزه با حکومت نظامی در دهه 80 بوده است و برای مقطعی نیز نخست‌وزیر بنگلادش بود؛ اما با تحکیم قدرت شیخ حسینه به حاشیه رانده شد و در سال‌های اخیر با اتهامات مالی به حبس افتاد. با توجه به کهولت سن خالده ضیا فرزند وی، طارق رحمان، از تبعید در لندن اداره حزب را بر عهده گرفته است. در عرصه سیاست خارجی، این حزب به چین متمایل‌تر است.

💢جماعت اسلامی

🔹جماعت اسلامی در واقع شاخه‌ای از تشکل تاریخی اسلام‌گرایان شبه قاره هند است که توسط ابوالاعلی المودودی در دوره استعمار تاسیس شد. فعالیت جماعت اسلامی در ابتدای استقلال بنگلادش به سبب مخالفت این تشکل با استقلال از پاکستان ممنوع شد؛ اسلام‌گرایان بعدتر در زمره مخالفان حکومت نظامی دهه 80 قرار گرفتند و وزن سیاسی قابل‌توجهی پیدا کردند. شیخ حسینه در دوره استقرار خود، جماعت را از فعالیت سیاسی محروم کرد و رهبرانش را به محکمه کشید. علیرغم بیرون رانده شدن از سیاست رسمی، شاخه دانشجویی جماعت نفوذ خود را گسترش داشت و در جریان انقلاب ژوئیه نقش پررنگی پیدا کرد و اکنون نیز اتحادیه‌های دانشجویی را تحت تسلط خود دارد.

💢حزب شهروند ملی

🔹با این وجود، انقلاب ژوئیه ابتکار جماعت نبود و بخشی از فعالان دانشجویی با تمایلات میانه‌، بالنسبه عرفی و البته انقلابی در راس آن قرار داشتند. این جریان‌های دانشجویی علیرغم سبقه مدنی و کنشگرانه پس از انقلاب ژوئیه به دولت موقت نزدیک شدند و در فوریه 2025 دست به تاسیس حزبی جدید زدند تا شانس خود را برای ایجاد یک جریان سوم در انتخابات پیش‌رو امتحان کنند.

💢جمع‌بندی

در صورت تداوم روندهای فعلی، احتمال می‌رود که حزب ملی‌گرا در ائتلاف با برخی احزاب کوچکتر در انتخابات فوریه آتی به قدرت برسد. با این وجود، نباید شانس جماعت اسلامی را برای قرار گرفتن در موقعیتی مشابه نادیده گرفت. در نهایت، دور از ذهن نیست که حزب شهروند ملی و احزاب کوچک‌ چپگرا در فوریه 2025 با کرسی‌های محدود در مقام تاجبخشی به جناح‌های سنتی بنگلادش قرار گیرند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/741
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍71👏1👌1
🌐آیا ویتکاف به روزهای پایانی خود در کاخ سفید رسیده است؟

#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #ترامپ

🔹مهرماه امسال، تایمز آف اسرائیل به نقل از منابعی اعلام کرد که ویتکاف به دنبال نهایی‌شدن توافق آتش‌بس حماس با اسرائیل کابینه ترامپ را در پایان سال میلادی ترک خواهد کرد. اگرچه این خبر توسط ویتکاف تکذیب شد؛ اما پرسشی را به میان آورد: ویتکاف به چه میزان در عمکلرد خود موفق بوده است و تا چه زمانی مأموریت‌های دیپلماتیک ترامپ برعهده خواهد گرفت؟ ویتکاف تاکنون برجسته‌ترین چهره سیاست خارجی ترامپ بوده است؛ اما نقاط ضعف شخصی در کنار پیچیدگی‌های سیاست‌ورزی در واشنگتن دی‌. سی. خروج زودهنگام او از دولت را امری بسیار محتمل می‌کند.

🔸ویتکاف در بدو ورودش به تیم سیاست خارجی ترامپ، سه پرونده چالش‌برانگیز را به طور همزمان هدایت کرد: ۱. مذاکرات هسته‌ای با ایران ۲. جنگ میان حماس و اسرائیل ۳. جنگ میان اوکراین و روسیه. در دو پرونده نخست او نتوانست به موفقیت دیپلماتیک چندانی برسد؛ چراکه مذاکرات هسته‌ای به شکست و جنگ ۱۲روزه منتهی شد و سپس آتش‌بس غزه نیز سرانجام با بازگشت جارد کوشنر به نتیجه رسید. او هنوز پرونده سوم را در اختیار دارد؛ اما به سرانجام‌رساندن آن دشواری بسیاری دارد. درست است که ویتکاف تجربه دیپلماتیک نداشته است؛ با این وجود علت ناکامی‌های او نه لزوماً در توانمندی‌های شخصی‌اش، بلکه بیشتر ریشه در پیچیدگی‌های این سه پرونده و موانع سیاسی در داخل و بیرون کابینه ترامپ داشت.

🔸ویتکاف در هر سه پرونده رویکردی را اتخاذ کرد که مخالفان متعدد و قدرتمندی داشت. در پرونده مذاکرات هسته‌ای، موضع‌گیری نخست او توافقی مشابه برجام بود که با انتقادات شدید نخبگان حزب جمهوری‌خواه مواجه شد. در نهایت نیز نتوانست به توافقی با ایران برسد. مواضع او نشان می‌داد ویتکاف شخصاً آمادگی بالقوه‌ای برای مصالحه هسته‌ای با ایران دارد، اما جریان اصلی حزب جمهوری‌خواه و لابی اسرائیل اجازه موفقیت به مذاکرات عراقچی-ویتکاف را نداد. به عبارت دیگر، او نتوانست به درستی ایده‌های جمهوری‌خواهان برای برنامه هسته‌ای ایران را حین مذاکرات دنبال کند. به همین دلیل، اگر مذاکره مجددی میان دو کشور صورت گیرد، این احتمال وجود دارد که دیگر ویتکاف طرف مذاکره‌کننده آمریکایی نباشد.

🔸در پرونده حماس، رویکرد او در ماه نخست دولت ترامپ جهت فشار به نتانیاهو برای پذیرش آتش‌بس به روابطش با اسرائیل آسیب زد و مجدداً انتقاد هم‌حزبی‌ها را برانگیخت. افزون بر این، همانطور که در یادداشت دیگری اشاره شد، نهایی‌کردن آتش‌بس در غزه نیازمند همراه‌کردن همزمان اسرائیل و کشورهای عرب، از جمله عربستان و امارات و همچنین داشتن تجربه درگیربودن با مسئله فلسطین-اسرائیل بود. ویتکاف برخلاف کوشنر، این ویژگی‌‌ها را نداشت و به همین دلیل در پرونده جنگ غزه نیز ناموفق بود.

🔸عملکرد ویتکاف در این دو پرونده یک نقطه ضعف مشترک دارد و آن هم نداشتن پایگاه در حزب جمهوری‌خواه است. وضعیت او برخلاف کسانی همچون ونس، معاون ترامپ است که رویکرد نسبتاً مشابهی در سیاست خارجی دارد، اما نه تنها دارای سوابق سیاسی در حزب است، بلکه به عنوان گزینه‌ انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ نیز محسوب می‌شود. ونس، رسانه‌ها و حامیان مالی حزبی نزدیک به خود را دارد و می‌تواند آینده جنبش ماگا باشد. ویتکاف سابقه فعالیت سیاسی چندانی ندارد. به نظر هم نمی‌رسد چشم‌انداز بلندمدتی در سیاست آمریکا داشته باشد و تنها به دلیل روابط شخصی نزدیک با ترامپ به چنین جایگاهی رسیده است.

🔸پرونده همچنان باز روسیه-اوکراین به مراتب در دو پرونده دیگر پیچیده‌تر است. ویتکاف به مانند ترامپ علاقه‌مند به هم‌گرایی با روسیه و پایان هرچه زودتر جنگ است و در سفر آتی خود به این کشور می‌خواهد صلح را نهایی کند. با این وجود، صلح در اوکراین معادله‌ای چندمجهولی و رسیدن به آن دشوار است؛ زیرا نه تنها در داخل واشنگتن و حزب مخالفان سرسختی دارد و ویتکاف متهم به نوعی همکاری با پوتین است؛ بلکه قدرت‌های اروپایی نیز صلح مدنظر ترامپ را نمی‌پذیرند. شاید پرونده جنگ اوکراین آخرین تلاش ویتکاف برای کسب یک موفقیت دیپلماتیک باشد.

با نگاهی به پیشینه اندک و عملکرد سیاسی نسبتاً ناموفق ویتکاف، نمی‌توان انتظار داشت که او تا انتهای دولت در تیم سیاست خارجی ترامپ باقی بماند و چه بسا ماه‌های پایانی خود را سپری می‌کند. او اکنون در حال انجام مأموریت پایان جنگ روسیه با اوکراین است. موانع متعدد رسیدن به این هدف به اندازه‌ای زیاد است که احتمالاً ویتکاف در این مأموریت نیز همچون مذاکرات هسته‌ای با ایران و آتش‌بس غزه نتواند دستاورد چندانی کسب کند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/742
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1‌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎2🔥1
♦️آیا مصالحه پایدار آمریکا و روسیه در اوراسیا امکان پذیر است؟
◾️اندیشکده مجارستانی امور بین‌الملل
📝شاندور شرِمِت و همکاران

#تهران_ریویو
#اوراسیا

🔹روسیه و ایالات متحده، با وجود تشدید رقابت، امروز بیش از هر زمان دیگری در مسیر نوعی نزدیکی عملی قرار گرفته‌اند؛ آنها ممکن است در نهایت بر سر یک قالب پایدار برای «امنیت اوراسیا» توافق کنند که امکان همکاری و امنیت مشترک بر اساس منافع متقابل و احترام را فراهم آورد. در اینجا پرسش کلیدی در ظاهر ساده اما در ماهیت بسیار پیچیده وجود دارد: چگونه می‌توان یک همزیستی پایدار، قابل قبول متقابل و از نظر عملی قابل اجرا میان بازیگران اصلی منطقه برقرار کرد؛ همزیستی که از تقابل مخرب جلوگیری کند و در بهترین حالت امکان همکاری امنیتی را فراهم آورد؟

💢چهار بازیگر اصلی در اوراسیا

در پهنه اوراسیا می‌توان چهار الگوی نظم، مبتنی بر چهار قدرت فرامنطقه‌ای، شناسایی کرد:

🔸نظم روس‌محور: این نظم بر نهادهایی همچون سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) و اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) استوار است. اما پس از جنگ اوکراین و کاهش استفاده از مسیرهای ترانزیتی و انرژی روسیه، نفوذ آن با افول روبه‌رو شده است.

🔸نظم ترکیه‌محور: بر همکاری کشورهای ترک‌زبان متکی است. گسترش کریدور میانی و انجام مانورهای نظامی مشترک نمادی از گسترش این نظم در منطقه است. تنوع سیاسی در میان کشورهای عضو این نظم نیز به افزایش قدرت چانه‌زنی آن‌ها در برابر بازیگران خارجی کمک کرده است.

🔸نظم چین‌محور: اگرچه میان چین و روسیه بر اساس یک تقسیم کار سنتی، نفوذ اقتصادی چین و نفوذ امنیتی روسیه، وجود داشت، اما جنگ اوکراین این تعادل را تغییر داده است. چین اکنون به‌دنبال گسترش نقش امنیتی خود است و ایجاد پایگاه نظامی در تاجیکستان نشانه‌ای از این تحول است.

🔸نظم آمریکامحور: این نظم بر ارزش‌های لیبرال، بازارهای باز و همکاری امنیتی مبتنی بر ناتو تکیه دارد. البته نفوذ مستقیم ایالات متحده در این منطقه محدود است و از نظر روسیه تهدیدی مستقیم علیه منافع و نظم مبتنی بر روسیه محسوب می‌شود.

💢راه‌حل مصالحه پایدار

🔸مصالحه‌ای پایدار میان ایالات متحده و روسیه تنها زمانی ممکن است که هر دو طرف ماهیت ویژه چالش‌های امنیتی اوراسیا را بپذیرند: وابستگی متقابل اقتصادی، تکثر فرهنگی و غلبه تنوع تمدنی بر یکنواختی ایدئولوژیک. این رویکرد مستلزم کنار گذاشتن جاه‌طلبی‌های آرمان‌گرایانه و تمرکز بر مدیریت منافع به جای صدور ارزش‌هاست. این چشم‌انداز اگرچه ایدئالیستی به‌نظر می‌رسد، اما ناممکن نیست.

🔸در عمل، بسیاری از کشورهای اوراسیا اکنون نیز اینگونه رفتار می‌کنند: با همه طرف‌ها تجارت می‌کنند، هنجارهای مختلف را گزینشی می‌پذیرند و از قرار گرفتن کامل در بلوک شرق یا غرب خودداری می‌کنند. هدف اصلی آن‌ها جلوگیری از برهم خوردن معادلات قومی، منطقه‌ای یا دینی داخلی است.

💢مسیر اوراسیا برای صلح پایدار

🔸در سومین کنفرانس بین‌المللی امنیت مینسک در سال ۲۰۲۴، کشورهای اوراسیا مفهوم «منشور اوراسیا برای چندقطبی و تنوع» را مطرح کردند؛ طرحی که هدفش ارائه بدیلی برای مدل امنیتی غرب‌محور از طریق هماهنگی میان نهادهای موجود و ایجاد یک فضای امنیتی غیرقابل تقسیم بود. با وجود جذابیت نظری، این اصول در شرایط ژئوپلیتیکی کنونی چندان واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسند.

🔸از نگاه عملی، شکل‌گیری معماری امنیتی پایدار در اوراسیا تنها با سازش متقابل مبتنی بر این حقیقت که نه آمریکا و نه روسیه قادر به سلطه یک‌جانبه بر منطقه نیستند، ممکن است.

🔸در این چارچوب، پیشنهاداتی ارائه می‌شود که شامل ایجاد یک پلتفرم گفت‌وگوی سه‌جانبه میان روسیه، آمریکا و اتحادیه اروپا، همراه با مشارکت فعال چین، هند و ترکیه، اجرای اقدامات اعتمادساز و شفافیت در حوزه نظامی و کنترل تسلیحات، توسعه همکاری‌های اقتصادی و ایجاد کنسرسیوم‌های انرژی، ارائه تضمین‌های عدم مداخله متقابل و امنیت جمعی برای کشورهای مرزی و بی‌طرف مانند اوکراین، و در نهایت کاهش تدریجی تنش‌های هسته‌ای از طریق محدودسازی و عقب‌نشینی تسلیحات است.

اجرای چنین گام‌هایی رقابت سیستماتیک میان قدرت‌های بزرگ را حل نمی‌کند، اما می‌تواند آغاز یک توافق عملی و موقت باشد. ترتیبات گذرایی که در آن رقابت کنترل‌شده با همکاری محدود همراه می‌شود. هدف، یافتن مسیر واقعی برای تعامل پایدار میان ایالات متحده و روسیه در اوراسیا است. با این‌حال، تا زمانی که جنگ اوکراین ادامه دارد و بحران اعتماد پابرجاست، امکان شکل‌گیری یک معماری جامع امنیتی وجود نخواهد داشت.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/743
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1‌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍61👏1👌1
🌐اعداد و ارقام انتخابات پارلمانی عراق چه می‌گویند؟

#مقاله_تحلیلی
#با_انتخابات #عراق

🔹ششمین دوره انتخابات پارلمانی عراق در ۲۰ آبان ۱۴۰۴ برگزار شد؛ انتخاباتی که اگرچه موجب تغییرات بنیادی ‏در توازن ‏قدرت پسا‌صدام نشد، اما وزن نسبی جریان‌های شیعه، اهل‌سنت و کرد را در صحنه سیاسی بازتعریف ‏کرد. در مقایسه با ‏انتخابات ۲۰۲۱، این دوره شاهد افزایش مشارکت، تشتت بیشتر در میان برخی جریان‌ها و ‏استمرار هیمنه نیروهای سنتی هر ‏بلوک بود‎.‎

💢میزان مشارکت


🔸یکی از نکات کلیدی مبنای محاسبه واجدین شرایط رأی‌دهی است. به‌جای واجدین شرایط سنی، ‏تنها افرادی ‏ملاک قرار گرفتند که کارت انتخاباتی فعال داشتند. در صورت محاسبه بر اساس جمعیت واجد ‏شرایط سنی (۲۹ میلیون نفر)، ‏میزان مشارکت حدود ۴۱ درصد می‌شد؛ اما کمیساریا با ملاک ۲۱ میلیون کارت ‏فعال، مشارکت را ۵۶ درصد اعلام کرد‎.‎

🔸بررسی تطبیقی نشان می‌دهد افزایش مشارکت در سه بلوک اصلی یکنواخت نبود. مشارکت شیعیان در ۹ استان ‏شیعه‌نشین تنها ‌‏۳.۵‌‎ ‎ درصد افزایش داشت. حتی در استان‌های مهمی مانند نجف، کربلا و میسان تغییرات بسیار ‏محدود بود. تنها بصره شاهد ‏رشد ملموس‌تری بود که بخشی از آن ناشی از عملکرد حکومت محلی و اسعد ‏العیدانی بود‎.‌‏ در مقابل، مشارکت اهل‌سنت ۱۶.۵‌‎ ‎ درصد و مشارکت کردها ۱۹.۵‌‎ ‎ درصد افزایش یافت. استان‌هایی ‏چون انبار و دهوک ‏بالاترین جهش را ثبت کردند‎.‎

💢دو جناحی «چارچوب هماهنگی» و ‌‏«غیرچارچوبی‌‌‏»

🔸در این دوره، ۱۹‌‎ ‎ جریان شیعی موفق به کسب کرسی شدند. سیستم انتخاباتی تناسبی و ‏روش سانت‌لیگو جریان‌ها ‏را به رقابت مستقل واداشت و تشکیل ائتلاف‌ها به دوره پسا انتخابات موکول شد‎.‎ شیعیان در مجموع ۱۸۸‌‎ ‎کرسی (۵۷ درصد کرسی‌های مجلس) کسب کردند. از این میان چارچوب هماهنگی یا‌‏ ‏اطار تنسیقی با ۱۷۵‌‎ ‎کرسی، ۹۳‌‎ ‎درصد از کرسی‌های شیعیان و ۵۳ درصد کل پارلمان را به خود اختصاص داد. ‏جریان‌های غیر اطاری نیز تنها ۱۳‌‎ ‎کرسی کسب کردند‎.‎ این امر نشان‌دهنده شکل‌گیری یک دوگانه قدرتمند میان اطار به‌عنوان قطب مسلط و جریان‌های غیر اطاری ‌‏به‌عنوان اقلیت است. غیبت جریان صدر نیز بر بازآرایی فضای شیعی تأثیر مهمی داشت، اما منجر به از دست رفتن ‏اکثریت ‏شیعی نشد‎.‎

💢اهل‌سنت: جریان‌های اصلی و فهرست‌های وابسته

🔸در این دوره ۱۳‌‎ ‎جریان اهل‌سنت صاحب کرسی شدند. این جریان‌ها در دو سطح شکل ‏گرفتند‎:‎

‌‏1️⃣چهار جریان اصلی: ‌‎ ‎تقدم، عزم، السیاده-تشریع، و الحسم الوطنی
2️⃣فهرست‌های فرعی وابسته و برخی فهرست‌های استانی

🔸اهل‌سنت در مجموع ۷۵‌‎ ‎کرسی به دست آوردند؛ تنها ۱‌‎ ‎کرسی بیشتر از دوره پیش. این افزایش اندک با وجود ‏جهش چشمگیر ‏مشارکت نشان می‌دهد با توجه به ظرفیت ثابت حوزه‌ها افزایش رأی لزوماً به افزایش کرسی ‏تبدیل نشده است؛ تنها در بغداد ‌‏(به‌ویژه منطقه رصافه) به دلیل تحریم صدر، افزایش محدود به دست آمد‎.‌‏ از ‏مجموع ۷۵ کرسی، چهار‌‎ ‎جریان اصلی‎ ‌‏۵۶‌‎ ‎کرسی (۷۵ درصد کرسی‌های اهل‌سنت؛ ۱۷ درصد کل پارلمان)‏، ‏فهرست‌های فرعی وابسته‌‏۱۱‌‎ ‎کرسی و جریان‌های استانی مستقل‎ ‌‏۸‌‎ ‎کرسی کسب کردند.‏

💢وضعیت جریان‌های کردی

🔸با وجود افزایش مشارکت، ‏جریان‌های ‏کردی مجموعاً با کاهش ۱۰ درصدی کرسی‌ها مواجه شدند‌‏ و از ۶۲‌‎ ‎کرسی‌‏ (‌‌‏۲۰۲۱‌‌‏) ‌‎به ۵۶‌‎ ‎کرسی‌‏ (‌‌‏۲۰۲۵‌‌‏) ‏رسیدند. بیشترین کرسی‌های از دست‌رفته مربوط به حزب دموکرات کردستان در استان‌های سنی‌نشین بود‎.‎ حزب دموکرات و اتحادیه میهنی مجموعاً ۴۳‌‎ ‎کرسی (۷۷ درصد کرسی‌های کردها) به دست آوردند. احزاب ‏اسلام‌گرا و اپوزیسیون کردی نیز ۱۳‌‎ ‎کرسی کسب کردند که نسبت به ۲۰۲۱ کاهش حدود ۱۳ درصدی را نشان ‌‏می‌دهد‎.‌‏ هرچند حزب دموکرات تلاش کرد از طریق کرسی اقلیت‌ها بخشی از این کاهش را جبران کند، اما در ‏مجموع وزن سیاسی ‏کردها کاهش یافت‎.‎

💢تشکیل دولت و مسیر پیش‌رو

🔸مرحله پسا انتخابات، همان‌گونه که در سال ۲۰۲۱ مشاهده شد، پیچیده و حساس است. روند تشکیل ‏دولت ‏متکی بر مجموعه‌ای از مراحل قانونی و سیاسی است که گاه می‌تواند کشور را تا مرز بن‌بست و ‏بی‌ثباتی پیش ببرد. با ‏پیروزی قاطع چارچوب هماهنگی و تبدیل آن به فراکسیون اکثریت، نگاه‌ها به نحوه ‏مدیریت ائتلاف‌سازی، سهمیه‌بندی ‏مناصب و تعامل آن با سایر بلوک‌ها معطوف شده است‎.‎

در نهایت، مولفه «توافق» ‌‎همچنان عنصر تعیین‌کننده در سیاست عراق پسا صدام باقی مانده است. هرگونه ‏مناقشه یا ‏تنش میان جریان‌ها، در نهایت به نقطه توافق میان بازیگران داخلی یا فشارهای خارجی بازمی‌گردد؛ ‏مولفه‌ای که ستون اصلی ‏فرایند تشکیل دولت و حفظ ثبات محسوب می‌شود.

🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/744
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1‌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👌21👏1
🌐 هدف همکاری‌های جدید هسته‌ای کره جنوبی و آمریکا چیست؟

#مقاله_تحلیلی
#شرق_آسیا #کره_جنوبی

📝مصطفی یوسفی

🔸در ۱۴ نوامبر ۲۰۲۵ ایالات متحده و کره جنوبی پس از مذاکرات سطح بالا سندی تحت عنوان «برگه حقایق مشترک» منتشر کردند که در واقع توافقی مربوط به گسترش همکاری‌های ‏هسته‌ای دو کشور و تضمین امنیت در برابر تهدیدات هسته‌ای متمرکز بود.

💢همکاری در ساخت زیردریایی هسته‌ای و غنی‌سازی

🔸یکی از مفاد این توافق، تصمیم به ‏تقویت ظرفیت‌های هسته‌ای کره جنوبی از طریق همکاری در ساخت زیردریایی‌های هسته‌ای و دسترسی به ‏فناوری‌های غنی‌سازی اورانیوم و بازفرآوری سوخت هسته‌ای بود. ایالات متحده همچنین به کره جنوبی ‏مجوزهای ویژه‌ای برای دسترسی به این فناوری‌ها داد تا این کشور بتواند زیرساخت‌های هسته‌ای خود را ‏تقویت کند.‏

🔸در این راستا، ایالات متحده و کره جنوبی توافقاتی برای تقویت بازدارندگی هسته‌ای و مقابله با تهدیدات از ‏جانب کره شمالی و سایر تهدیدات منطقه‌ای داشتند. این توافقات با واکنش منفی از سوی کره شمالی مواجه ‏شد که این اقدامات را تهدیدی برای امنیت منطقه و تشدید رقابت‌های تسلیحاتی می‌داند؛ گرچه ایالات ‏متحده و کره جنوبی تأکید دارند که این اقدامات تنها به منظور حفظ ثبات و امنیت در شبه‌جزیره کره است و ‏هیچ قصدی برای افزایش تنش‌ها در سطح جهانی ندارند.‏

💢توافقات پیشین در زمینه هسته‌ای

🔸در سال‌های اخیر، تحولات جدیدی در روابط امنیتی میان کره جنوبی و ایالات متحده اتفاق افتاده است که ‏بیشتر به تقویت همکاری‌های هسته‌ای و امنیتی دو کشور در برابر تهدیدات هسته‌ای کره شمالی و دیگر ‏تهدیدات منطقه‌ای متمرکز است. این تغییرات در پی تشدید برنامه هسته‌ای کره شمالی و آزمایش‌های ‏موشکی مکرر آن در دهه ۲۰۲۰ به وجود آمده است. در این راستا، ایالات متحده و کره جنوبی در ۲۶ ‏آوریل ۲۰۲۳ بیانیه‌ای تحت عنوان «بیانیه واشنگتن» صادر کردند که بر تقویت همکاری‌های هسته‌ای و امنیتی ‏دو کشور تأکید داشت. این بیانیه با هدف تقویت بازدارندگی در برابر تهدیدات هسته‌ای از سوی ‏پیونگ‌یانگ بود.‏

💢گروه مشورتی هسته‌ای و تحولات بعدی

🔸مهم‌ترین نوآوری بیانیه واشنگتن در سال ۲۰۲۳ ، تشکیل گروه مشورتی هسته‌ای بود که وظیفه آن تقویت ‏تصمیم‌گیری‌های مشترک درباره بازدارندگی هسته‌ای، به اشتراک‌گذاری اطلاعات و برنامه‌ریزی‌های ‏راهبردی بود. همچنین قرار شد که سئول در عملیات هسته‌ای آمریکا پشتیبانی کند و تمرین‌های مشترک برای ‏سناریوهای هسته‌ای انجام شود. ایالات متحده نیز وعده داد که بازدیدهای منظم از دارایی‌های راهبردی مانند ‏زیردریایی‌های بالستیک و بمب‌افکن‌های راهبردی را افزایش دهد.‏

🔸نخستین نشست گروه مشورتی هسته‌ای در ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۳ در سئول برگزار شد و در آن مقامات امنیت ملی دو ‏کشور بر لزوم پاسخ سریع و قاطع به هرگونه حمله هسته‌ای تأکید کردند. دومین نشست در ۱۵ دسامبر ۲۰۲۳ ‏در واشنگتن برگزار شد و مقامات دو کشور تأکید کردند که همکاری‌های هسته‌ای عمق بیشتری یافته است. ‏در این نشست، حضور زیردریایی‌های بالستیک ایالات متحده در کره جنوبی و پرواز بمب‌افکن‌های ‏B52‌‏ ‏به‌عنوان نمادی از دارایی‌های راهبردی ذکر شد.‏

💢بحث هسته‌ای درون کره جنوبی

🔸در زمینه افکار عمومی، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که حمایت عمومی در کره جنوبی برای دستیابی به ‏تسلیحات هسته‌ای بومی افزایش یافته است. به‌ویژه، ۷۶٫۲ درصد از پاسخ‌دهندگان از توسعه تسلیحات ‏هسته‌ای بومی حمایت کرده‌اند و ۶۶٫۳ درصد از مردم از بازاستقرار سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی ایالات ‏متحده در کره جنوبی حمایت کرده‌اند. این نظرسنجی‌ها نشان‌دهنده افزایش اعتماد به بازدارندگی مستقل و ‏تمایل به حضور فیزیکی سلاح‌های هسته‌ای آمریکا در کره جنوبی است.‏

💢واکنش‌های منطقه‌ای و تأثیرات بر شرق آسیا

🔸در زمینه واکنش‌ها و تأثیرات منطقه‌ای، کره شمالی از این تحولات به شدت مخالف است و معتقد است که ‏این اقدامات می‌تواند رقابت‌های تسلیحاتی و تنش‌ها را در منطقه تشدید کند. از سوی دیگر، چین نگران است ‏که این تحولات به‌ویژه تشکیل گروه مشورتی هسته‌ای، تهدیدی برای خود تلقی شود و باعث افزایش ‏فشارهای نظامی علیه چین در آینده شود.‏

ارتقای همکاری‌های هسته‌ای ‏و امنیتی آمریکا و کره جنوبی در واقع اقدامی برای تقویت بازدارندگی هسته‌ای در برابر کره شمالی است. ‏این توافقات که با واکنش‌های مختلفی روبه‌رو شده، تاثیر مهمی بر سیاست‌های امنیتی شرق آسیا خواهد داشت.

🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/745
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1‌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎32