مُستشار – Telegram
مُستشار
331 subscribers
313 photos
53 videos
1 file
59 links
من، حسین توحیدی هستم، یک جستجوگر، یادگیرنده و پویندهٔ مسیر مشاوره مدیریت و اینجا گوشهٔ خلوتی است برای به اشتراک گذاشتن چیزهایی که دوست دارم شما هم ببینید یا بخوانیدشان.

@H_Tohidi
Download Telegram
🙏 ممنون از شمایی که در نظرسنجی شرکت کردید. دوستانی هم لطف کردند و نکاتی را به اشتراک گذاشتند:

🔹 در زمان جنگ جهانی آلمان‌ها سرانهٔ مطالعهٔ بالایی داشته‌اند، اما آن فاجعه‌ها را به بار آورده‌اند.

🔹 دو کشور هند و ترکیه هم در رده‌بندی سرانهٔ مطالعه رتبه‌های خوبی دارند، اما وضعیت صلح در جامعه‌شان چندان تفاوتی با ایران ندارد.

🔹 مقایسهٔ تهران با کیش هم می‌تواند جالب باشد. با اینکه گویا در کیش کتاب و کتابخوانی جایگاه مناسبی ندارد، اما از تهران شهری آرام‌تر و کم‌نزاع‌تر است. (البته این مقایسه به نظر کمی مغالطهٔ میانگین در خود نهفته دارد.)

🔹 صورت‌بندی درست‌تر گزینهٔ همبستگی هم این‌گونه است: مطالعه و صلح دو متغیر جدا از هم هستند و ممکن است پای متغیر سومی در میان باشد که بر این دو اثر بگذارد.

👈 و در نهایت اینکه نظر خودم این است که بین مطالعه و صلح رابطه از جنس #همبستگی است و اگر رابطهٔ علّی‌ای هم بین این دو برقرار باشد، به گونه‌های دیگری از استدلال یا پژوهش برای اثبات نیاز است.
🏠 بیت آیت‌الله

بعد از فروپاشی نظام صدام، آیت‌الله بیت خود را جز برای سفر درمانیِ پانزده سال پیش و شاید یکی دو مورد دیگر ترک نکرده است. انگار مستقل از اینکه آن بیرون در نجف، عراق، منطقه و جهان چه خبر است، آیت‌الله جای خود را در این جهان در این بیت یافته، این دو خانهٔ متصل به هم. حتی حالا که خیلی‌ها آن بیرون دوست دارند آیت‌الله را بیشتر در مسائلی درگیر کنند، او از بیرونیِ بیت بیرون‌تر نمی‌رود. این خانه تنها جایی است که آیت‌الله می‌تواند بدون تشریفات در آن رفت‌وآمد کند. ترجیح می‌دهد امیرالمؤمنین را از بام همین خانه زیارت کند تا با ملازمان و محافظان در حرم. خانه‌ای که خیلی‌ها را در آن نپذیرفته است، هیچ رسانه‌ای به آن راه ندارد و فقط مردمانی که به درونش راه یافته‌اند روایت‌هایی از آن نقل کرده‌اند که اغلب هیچ منبع مستقلی برای تأییدشان نیست.

📝 بخشی از روایتی که دوست بسیار خوبم، امیرعلی صبور نوشته و در اولین شمارهٔ مجلهٔ #ناداستان هم چاپ شده است.
Forwarded from Systems Thinking
اجرای بازی #پیوستگی در کارگاه آموزشی #تفکر_سیستمی برای مدیران مؤسسهٔ خیریهٔ مٙشیز به همت مؤسسه مطالعاتی حامیان فردا، ۴ اردیبهشت ۹۸، کرمان
@systemsthinking
Forwarded from مدرسه اکسیژن (Afshin Rahnama)
تا جنگ های درونی آدمیان به صلح نینجامد، جنگ های بیرونی ادامه خواهد داشت.
روز جهانی روانشناس مبارک

🦋مدرسه اکسیژن، مدرسه زندگی
@OxygenSchool
«برو یه #گوشه برا خودت پیدا کن!»

این، بهترین و کارآمدترین #استراتژی برای توسعهٔ کاری و حرفه‌ای است؛ اینکه دست بگذاری روی یک حوزهٔ خاص و سعی کنی بتوانی در آن زمینه ارزشی ویژه‌تر از دیگران خلق کنی.

@mostashaar
منشی‌مان پنج تا قاب عکس خریده که بکوبد به دیوار راهروی شرکت. جهت قشنگی. عکس لودر و بولدوزر و بیل و کلنگ و الخ. فرانک را هم صدا زد تا کمکش کند و با هم آویزان‌شان کنند. یک ساعت و نیم چانه زدند سر   ترتیب‌شان. که اول کلنگ را بزنند، یا لودر را یا فلان را. بعد حساب کردند و دیدند که همین پنج تا قاب عکس را به ۱۲۰ حالت مختلف می‌توانند آویزان کنند. همان قانون جایگشت ریاضیات. نهایتا مخ‌شان از این همه انتخاب سوت کشید و به اجماع نرسیدند و همه را الله‌بختکی کوبیدند به دیوار. سر ظهر حرف‌مان با تیام رسید به منشی و قاب عکس و فرانک. بهش گفتم که وقتی با پنج تا قاب عکس می‌شود ۱۲۰ صحنه‌ی مختلف درست کرد، فکر کن با تمام کلمات می‌شود چند تا شعر و داستان نوشت؟ اصلا فکر کن هنوز چند شعر و داستان نگفته وجود دارد که منتظرند تا کسی کلمات‌شان را کنار هم بچیند. مخ‌ ما هم سوت کشید. بعد تیام تعمیمش داد به کل زندگی. گفت که حالا فکر کن چند راه جورواجور وجود دارد برای زندگی کردن. بین انتخاب‌های موجود، به چند شکل مختلف می‌شود زندگی کرد؟ لابد تعداد راه‌ها، از تعداد خودِ آدم‌ها هم بیشتر است. ولی خب، ما توده‌ایم و مثل هم. راه‌های معاش و زندگی و لذت‌مان درست محدود می‌شود به چند راه که توده‌ی جامعه به دام تکرارش افتاده است. از بریدن بند ناف تا خوابیدن سنگ لحد. درست مثل این‌که همه‌ی مشتری‌های شیرینی‌فروشی لادن، از بین هزار مدل شیرینی‌اش، فقط دانمارکی بخرند و پولکی. به نظرم درست می‌گفت. از بی‌نهایت راهِ زندگی کردن، حبس شدیم توی یک فلوچارت محدود. حالا از هر چند میلیون نفر، یکی‌ از ما دیوار فلوچارتش را جر می‌دهد و می‌پرد بیرون. که خب، خوش به حالش. ما می‌مانیم و هزار راه نرفته و هزار شعر نگفته که هیچ کس حتی از وجودشان خبر ندارد. یا اگر دارد، جرات رفتن و سرودن‌شان را ندارد. خلاصه این‌که از پنج قاب عکس پیزوری، ۱۲۰ صحنه‌ی مختلف خلق می‌شود. حالا حساب کنید تعداد راه‌های نرفته و شعرهای نگفته. در دسترس‌ترین گنج پنهان.
#فهیم_عطار
@fahimattar
👆 در باب مسیرهای #زندگی

🤔 ما چقدر جسارت داریم که از مسیر «زندگی توده‌ای» خارج شویم، فقط دانمارکی و پولکی نخریم، گام در راه‌های نرفته بگذاریم و شعرهایی نو بسراییم؟
Forwarded from مُستشار
رمضان ضیافتُ‌الله است. گویا خدا بندگانش را در این ماه به «کلام» مهمان کرده است.

به نقل از حاج آقا مجتبی تهرانی

@mostashaar
🌐 این روزها با تراکم مشکلات گوناگون، سطح امید در جامعه به شدت کاهش یافته و ادامه این روند ما را با جامعه‌ای مستأصل و فردگرا روبرو خواهد کرد. در چنین وضعیتی لازم است تا ما شهروندان به‌جای «تماشاگر» بودن و صرفاً طرح این پرسش که: «چه خواهد شد؟»، «بازی‌کن» این میدان شده و از یک‌دیگر بپرسیم: «چه باید بکنیم؟»

#تیم_ملی_ایران طرحی با هدف #باهمسازی است که به دنبال راه‌هایی برای ترویج مشارکت و بازی‌گری شهروندان در جامعه و افزایش همبستگی و سرمایه اجتماعی و نهایتاً ارتقای کیفیت زندگی ایرانیان است.

🔰 با توجه به استقبال از «تیم ملی ایران» در «شهرکتاب فرشته» و «خانه گفتمان شهر» این برنامه این‌بار در «فرهنگ‌سرای شفق» برگزار خواهد شد و پس از معرفی طرح از سوی کاوه گرایلی، استاد مصطفی ملکیان و دکتر جواد کاشی در مورد آن سخن خواهند گفت و نهایتاً پرسش و پاسخ با حاضرین انجام می‌شود.

جمعه ۲۰ اردیبهشت‌، ساعت ۴
لطفاً به موقع در محل حاضر باشید تا سر ۴ آغاز کنیم.
📍خ اسدآبادی، خ ۲۱، پارک شفق، آمفی‌تئاتر فرهنگ‌سرای شفق

📡 دوستان با دغدغه‌های اجتماعی ‌و فرهنگی خود را به این رویداد دعوت کنید.

به امید دیدار


@BaanVoice
👆 من در نشست دوم طرح «تیم ملی ایران» شرکت کردم و حضور در آن را به شما هم توصیه می‌کنم.
«حرف دل نان تنوری است؛ زود بیرون بیاید، خمیر است و وا می‌رود. دیر بیرون بیاید، سوخته است. وقت دارد حرف دل را زدن. حرف دل را بزن، وقتی آن‌که باید باشد، باشد.»

📚 از کتاب #پریدخت، نامه‌نگاری‌های دختری در عصر قاجار با معشوقه‌اش

@mostashaar
عکس گذاشته از نمای دفتر کارش. آدم شگفت‌زده میشه خب! اونا چی می‌بینن وقتی کار می‌کنن، ما چی می‌بینیم‌.
#چشم‌انداز

آمریکای جهان‌خوار، مینیاپولیس

@mostashaar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💔 دل شکوندن بلدی، درست کردنشم، بلدی؟!

دیالوگی از سریال برادر جان، با بازی درخشان علی نصیریان

@mostashaar
Forwarded from اینکُجا - ایده نوشت های مهدی سلیمانیه (M)
♦️اتاق خالی♦️

▪️«صدف بیوتی» با یک‌میلیون و ششصد هزار نفر فالوئر، «ماکان بند»، این دو نفر جوان ِ خواننده، با میلیون‌ها فالوئر، «تتلو» و صفحه‌های فراوان داپ‌اسمش و طنز جوانان دهه هفتادی که میلیون‌ها دنبال کننده دارند.. فرهنگ، دارد «جایی دیگر» ساخته می‌شود. بچه‌های خردسال پنج، شش ساله، خط به خط متن ترانه‌های رپ و پاپ این گروه‌ها را حفظ‌اند. دستگاه‌های رسمی پرمدعای حاکمیتی و دولتی، با بودجه‌های میلیاردی‌شان، وزارتخانه‌های عریض و طویل دولتی و مجلس و سازمان تبلیغات و فلان و بهمان که هیچ، روشنفکران و اساتید علوم‌انسانی و اجتماعی دانشگاه‌ها و کنشگران سیاسی همه در روستای کوچکی جمع شده‌اند و بر سر هم داد و بیداد می‌کنند.

▪️فقط گاهی ناگهان مرگ یک پاشایی، فیلم‌های فراوان رقص دست‌جمعی ترانه‌ی ساسی‌مانکن یا راهپیمایی طرفداران تتلو در خیابان‌های شهر، می‌آید و چشم‌های همه‌ی ما و حضرات سیاستگذار و اساتید معظم را برای لحظاتی گشاد می‌کند و می‌رود. چون عبور یک کهکشان عظیم غریب.. ما، هاج و واج، چند وقتی مشغول گفتن جملاتی در موردش می‌شویم، حضرات به فکر بگیر و ببند و بودجه نهادهای فرهنگی و انداختن تقصیر(؟) بر گردن همدیگر می‌افتند و دوباره تا مواجهه‌ی عظیم بعدی، مشغول بحث‌های فاخر و سیاستگذارانه‌ی خودمان و خودشان می‌شویم. ذوق می‌کنیم که یک متن فلان جامعه‌شناس و بهمان حوزوی و شعار فلان مقام حاکمیتی و فیلم فلان مسوول دولتی، صد هزار بار دیده شود.

▪️حضرات مسوول دولتی و حاکمیتی که هیچ، ما روشنفکران و جامعه‌شناسان هم از جامعه جا مانده‌ایم. تعداد پژوهش‌های علمی که درباره اینفلوئسرهای اینستاگرام و بیوتی‌بلاگرها و منطق عمل آن‌ها و کارخانه‌ی عظیم فرهنگی‌شان تولید شده‌است، چیزی نزدیک به هیچ است. پس از چهل سال انکار، شکاف عمیق بین فضای رسمی و عرف، به نهایت رسیده‌است.


▪️عزیزان معترض، انقلابیون، روشنفکران، جامعه‌شناسان، حوزویان، حاکمان و مسوولین گرامی، باور کنید که «همه» در اقلیتیم. جامعه دیگر اینجا نیست. ما در اتاق خالی فریاد می‌زنیم. جامعه مدت‌هاست که رفته است.

ایده‌نوشت‌های مهدی سلیمانیه
@inkojaa

#جامعه
#اینستاگرام
https://telegra.ph/file/94c74a25d3468def1ab93.jpg
👆 در باب #جامعه و #فرهنگ

ما همه در اقلیتیم. جامعه جای دیگری است.
ما داریم در اتاق خالی کار می‌کنیم و فریاد می‌زنیم. جامعه مدت‌هاست که رفته است.
این نمای از بالای آرامگاه #خیام است؛ آرامگاهی که هوشنگ سیحون به زیباییِ تمام طراحی کرده است. ۲۸ اردیبهشت هم روز بزرگداشت تقویمی این منجم و ریاضیدانِ شاعرپیشه است.

@mostashaar
Audio
🎼 خوانش عالیِ محسن #نامجو از رباعیات #خیام
@mostashaar
🕌 دو مراسم پیشنهادی برای شب‌های #قدر امسال که احتمالاً حس و حال خوبی دارند؛ یکی در کتابخانهٔ ملی و دیگری در دبیرستان سروش

@mostashaar
🌱 برای دوم خرداد ✌️
اردشیر منصوری / خرداد 1398

از دوم خرداد 1376، چه آسان 22 سال گذشت.
بسیاری جوانان ایران امروز، یا آن روز هنوز به دنیا نیامده بودند، یا کودک بودند و خاطرۀ مؤثری از آن ندارند؛ و چه حیف که در رسانه‌های رسمی از آن رخداد خبری نیست!
«دوم خرداد» می‌توانست روزی افتخارآفرین برای نظام جمهوری اسلامی باشد، می‌شد با تحلیل و بزرگداشت و احیاناً حتی نقد آن روز از منظر مخالفان، ظرفیتی برای ایجاد امید و بهبود اوضاع ایجاد کرد، اما هزار حیف که در تبدیل «فرصت» به «تهدید» ید طولی داریم.
دوم خرداد 1376؛ در کمال ناباوری، اعلام شد که سیدمحمد خاتمی رییس جمهوری ایران شده است. حتی برای پیرامونیان خاتمی، آن تعداد رأی قاطع مردم به سود گفتمانی که خاتمی نماد آن بود، قابل پیش‌بینی نبود.
به هیچ‌روی صاحب این قلم را عزم آن نیست که در بارۀ دوم خرداد اسطوره‌پردازی کند. در آن روز معجزه‌ای عجیب و غریب رخ نداده بود، نه خاتمی منجی بود و نه دست‌آوردهای آن رخداد چنان به ثمر نشست که جامعه‌ای به‌سامان را به مردم ایران هدیه دهد، اما یادآوری آن روز بسیار مهم است. اگر پندپذیر بودیم، مرور منصفانه و خالی از حبّ و بغض آن رخداد می‌توانست دریچه‌ای باشد برای نگریستن به فردایی بهتر برای ایران.
کاش این توقع این اندازه محال نمی‌نمود که حداقل در روز دوم خرداد، جامعۀ ایران در رسانۀ ملی، شاهد گفتگوی تحلیلی در بارۀ آن رخداد، با حضور نماینده‌ای از جریان اصلاح‌طلب و نماینده‌ای از جریان محافظه‌گرای مقابل، باشد. جمهوری اسلامی می‌توانست به خود ببالد که برای گفتمان‌های متکثر درون خود مجال اظهار و ابراز فراهم می‌آورد. اما دردا و حسرتا که این مختصر توقع را امید تحقق نیست.

🔸 مروری گذرا بر سرخط‌ اهمیت‌های دوم خرداد
- در کمتر از بیست سال پس از وقوع انقلاب 1357 و تغییر رژیم سلطنتی، نظام این ظرفیت را داشت که رخصت دهد با ابزار انتخابات، مردم کسی را روی کار آورند که گفتمان مسلط او را ترجیح نمی‌داد. به یاد داریم که از تریبون‌های نماز جمعه تا صداوسیما و بسیاری پادگان‌های نظامی، مستقیم یا غیرمستقیم برای رقیب محمد خاتمی تبلیغ می‌شد، اما این مقدار سلامت در نظام بود که اکثریت مردم بتوانند با ابزار انتخابات به گفتمان مسلط بگویند «نه». برای یک جامعۀ انقلاب‌زده این مقدار رشد فضای دموکراتیک، حداقل قابل قبولی بود.
- مردم به شعارهایی رأی دادند که با شاخص‌های دموکراسی گامی به سوی توسعۀ سیاسی و اجتماعی بود. شعارها اینها بودند: جامعۀ مدنی، آزادی، دموکراسی، گفتگو و مانند اینها.
- دوم خرداد توانسته بود بسیاری نیروهای اپوزیسیون داخل نظام را که طی حدود دو دهه با نظام قهر بودند، پای صندوق رأی بیاورد و امیدی برای تغییر دموکراتیک برانگیزد. مگر جلب مشارکت اپوزیسیون داخل نظام دست‌آورد کمی است؟
- دوم خرداد منجر به روی کار آمدن دولتی شد که بیشترین شفافیت را در طول پنجاه سال اخیر حاکمیت سیاسی در ایران داشته است، و از این رهگذر به طور نسببی پاکیزه‌ترین کارنامه را بر اساس شاخص «سلامت/فساد»ِ اداری-مالی در ایران رقم زد. (به یاد داشته باشیم که با شاخص سلامت/فساد (corruption) در مقیاس جهانی، دولت خاتمی برای ایران رتبۀ حدود 80 را رقم زده بود. در حالی که دولتِ بعدی (احمدی‌نژآد) هنگام ترک قدرت، ایران را تا رتبۀ 136 به عقب راند، یعنی 50 مرتبه فاسدتر حکومت را تحویل داد).
- به لحاظ اقتصادی بیشترین ثبات را طی 40 سال حکومت جمهوری اسلامی، در 8 سال دولت دوم خرداد شاهد بودیم. به‌طوری که با وجود پایین رفتن چشم‌گیر قیمت جهانی نفت، متوسط رشد اقتصادی حدود 4 درصد برای آن دوره ثبت شد. (از باب مقایسه بد نیست توجه شود که دولت بعدی با وجود رشد قابل ملاحظۀ قیمت نفت، دولت را با رشد منفی 6 تحویل داد.)
- برای اهالی فرهنگ دولت دوم خرداد دولت به حداقل رسانندۀ سانسور بود. بسیاری کتاب‌ها که در حدود دو دهه پیش از آن مجال نشر نداشتند، از جمله آثار علی شریعتی و صادق هدایت، در این دوره مجال نشر یافتند.
- در آخرین سال روی کار بودن دولت دوم خرداد آزادی سیاسی به حدی بود که نیروهای جوان تحول‌خواه، رو در روی رییس جمهوری مستقر (خاتمی) بر او تاختند و نقادی را به پرخاش رساندند، بی‌آن که بزغاله و خس و خاشاک خطاب شوند و یا از بازداشت و بازجویی و مردن زیر شکنجه بهراسند.
- در دوم خرداد دولتی روی کار آمده بود که رییس جمهوری‌اش با وجود ملبّس بودن به کسوت روحانیت، در مجامع جهانی هالۀ نور گرد سر خود ندید، بلکه نام ایران را در جهان، با ایدۀ «گفتگوی تمدن‌ها» بلندآوازه کرد.

🌱 نشانه‌های اهمیت دوم خرداد بسی بیش از اینها است. کاش با غفلت از رخدادهایی همچون مشروطه و دوم خرداد، راه رسیدن به فردایی بهتر و ایرانی آباد و آزاد را طولانی نکنیم! 🌱

@ardeshirmansouri
میشه امشب منم ببخشی
Gooshnewsh
دیالوگ‌هایی ماندگار از «یک تکه نان»٬
فرازهایی از دعای جوشن کبیر،
عاشقانه‌هایی از محمد علیزاده،
مناجاتی از محمد اصفهانی،
به همراه یک اذان به‌یادماندنی

@Gooshnewsh
Forwarded from جریانـ
جور دیگر دیدن ماجرا
این شهروند بجای تهدید یا توهین یا لعن کردن، ساعت‌هایی را که کاری با پارکینگ ندارد، نوشته است تا همشهری‌هایش بتوانند جلوی در توقف کنند!
#حالخوبى #خلاقیت
#مردم_ایران #مهربان_باشیم
در «جریان» باشید.
@Jaryaann