Perspective | پرسپکتیو – Telegram
Perspective | پرسپکتیو
513 subscribers
697 photos
152 videos
316 links
• پرسپکتیو‌؛ روزنه‌ای در آیینۀ هنر
• هنر ؛ پژواک اسرارآمیز انسان‌هاست

Admin: @Arya_baghery
سایت: Perspective.ir


| معماری | نقاشی | ادبیات | نمایش | سینما |
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیرو پائولو پازولینی:

« زندگی به خودیِ خود هیچ معنایی ندارد. فقط با مرگ است که زندگی معنا پیدا می‌کند؛ مرگ مانند قیچی مونتاژ است که نوار فیلم را با یک برش قطع می‌کند، تا به آن معنی بدهد. »

🗒 - «Uccellacci e uccellini» (1966)
🎬 - Dir : Pier Paolo Pasolini
👥 - act: Totò, Ninetto Davoli, Femi Benussi,...

▪️به بهانۀ سالمرگ پیرو پائولو پازولینی (November 2, 1975)


👤| #Pier_Paolo_Pasolini
🌀| @Perspective_7
👍1
▪️ دربارۀ هـال روچ

1) در اوایل دهه 1900، روچ در بسیاری از فیلم‌های صامت به عنوان یک شخصیت کمیک ظاهر شد. و بعدها در مقام تهیه‎کنندگی او نخستین کسی بود که لورل و هاردی را بعنوان یک زوج هنری-کمدی کشف کرد.

2) در سال 1937، روچ با ویتوریو موسولینی، پسر بنیتو موسولینی، سرمایه گذاری تجاری مشترکی را آغاز کرد و یک شرکت تولیدی به نام «رام» (روچ و موسولینی) تشکیل داد، اگرچه آشکار است که موسولینی آغازگر اصلی بود.

3) استودیو هال روچ نیز یکی از اولین استودیوهای فیلمسازی بود که یک بخش تلویزیونی تأسیس کرد. در سال 1946، او اولین تهیه کننده هالیوود بود که به طور انحصاری رنگی تولید می کرد. روچ از اولین افرادی بود که در لس آنجلس صاحب یک تلویزیون شد و از آن برای آزمایش و بررسی جلوه های بصری فیلم هایش استفاده کرد.

4) روچ علیرغم اینکه یک چهره بسیار موفق هالیوود بود، هرگز جایزه اسکار را دریافت نکرد. با این حال، او در سال 1984 جایزه اسکار افتخاری را برای «93 سال خنده» و سهمش در صنعت سینما دریافت کرد.


▪️به بهانۀ سالمرگ هـال روچ (November 2, 1992)



🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍1
🎭- تاریخ نمایش در روم باستان(١)
🗂- نمایش در روم باستان | تراژدیِ رومی


▪️ ریشه های نمایش در روم باستان

نمایش رومی نیز ریشه در مراسم و آیین های مذهبی و على الخصوص ریشه در نمایش‌های یونانی دارد. دو تن از خدایان المپ - که مورد پرستش رومیان بودند به نامهای در «تالیا» و «اوترپ» از حامیان نمایش روم محسوب می شدند. نویسندگان رومی آثار خود را به تقلید از نویسندگان یونانی می‌نوشتند. اما علی‌رغم این حمایت و تقلید، نمایش رومی هرگز نتوانست پا جای نمایش یونانی بگذارد. یونان سرزمین خرد و فلسفه و سیاست بود و نمایش یونانی نیز از این چشمه ها سیراب می شد. نمایش در یونان بیانی از اندیشه های والای انسانی بود و نمایش و نمایشگران از جایگاه و منزلت اجتماعی خاصی برخوردار بودند، ولی نمایش رومی به گونه ای دیگر بود.

سرداران رومی که با سپاه جنگی عظیم خود، دائماً به گوشه و کنار جهان لشگر می‌کشیدند و غنایم بسیاری از سیم و زر و برده با خود به روم می بردند، نمایش را نیز به عنوان غنیمتی جنگی به روم برده و رومیان از آن همچون وسیله ای برای سرگرمی و تفنن در کنار سایر سرگرمی‌ها، حتی کنار جنگ گلادیاتورها بهره‌مند می‌شدند. رومی‌ها در علاقه به نمایش تا جایی پیش رفتند که بعد از نان، نمایش دومین مشغله فکری آنان شد.

▪️تراژدی رومی

گفته شده است که ادبیات رومی با «ليویوس آندرونیکوس» شروع شده است. آندرونیکوس که برده‌ای یونانی بود، در سال (۲۴٠ ق.م) شروع به ترجمه، اقتباس و نگارش آثار یونانی کرده و تراژدی‌ها و کمدی‌هایی به شیوه یونان می‌نوشت. البته باید یادآوری کرد که از آثار وی، اثر کاملی بر جای نمانده و تنها برخی از عناوین نمایش‌های او را می‌دانیم.

«گنه‌ئوس نیویوس» را اولین نمایشنامه نویس رومی‌الاصل می‌دانند که هم تراژدی و هم کمدی می‌نوشته است. در مدت سی‌سال نزدیک به چهل نمایشنامه می‌نویسد که بیشتر آنها ترجمه و یا اقتباس‌هایی از آثار یونانی بودند. تاریخ، نیویوس را ابداع کننده نوعی نمایش به نام «فابولا» نیز می‌شناسد. فابولاها، نمایش‌هایی تاریخی-رومی بودند. برای نمونه می‌‌توان از «داستان رمولوس» نام برد که طبق اساطير رومی کسی بود که شهر روم را بنا نهاد.

نیویوس که تنها کمدی‌نویس رومی درآن دوره بود تحت تأثير «آريستو فانس»، کمدی‌هایی سیاسی می‌نوشت، گفته شده که وی به سبب انتقاد از یکی از خاندان ثروتمند و بانفوذ رومی، از طرف سنای روم زندانی شده و به‌تبعيد فرستاده می‌شود. گویا این نمایشنامه‌نویس در تبعید هم می‌میرد.

اما تنها چهره معروف تراژدی رومی که آثاری از او برجای مانده، «لوکیوس آنيوس سِنه‌كا» است که در اسپانیا متولد و در رم تحصیل کرد؛ از آثار این تراژدی‌نو‌یس میتوان: «زنان تروآ»، «مده‌آ»، «تیس‌تس» و «آگاممنون» را نام برد.

آثار «سنه‌کا» به تقلید از تراژدی‌های یونانی نوشته و بیشتر برای خواندن نوشته شده‌اند. از ویژگی‌های تراژدی‌های سنه‌کا، ساختمان پنج قسمتی است که بعدها در دوره رنسانس مورد تقلید قرار گرفت و تبدیل به ساختمان پنج پرده ای می‌گردد. خطابه‌های باشکوه، فلسفه‌ پردازی و نمایش خشونت محرز، از المان های آثار این تراژدی‌نویس است.

اگر چه «سنه‌كا» و بیشتر تراژدی نویسان رومی سعی داشتند تا به شیوه تراژدی های یونانی آثار خود را خلق کنند، اما جز آثاری سراسر خون‌بار، کسل کننده، پرطمطراق و غلوآمیز اثر قابل تأملی برجای نگذاشتند.


📚- کتاب «گزیدهٔ تاریخ نمایش در جهان»
- نویسنده: جمشید ملک پور

🎭| #About_Theatre
🌀| @perspective_7 .
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️«یان مالمخو» بازیگر و تهیۀ کنندۀ سرشناس فیلم و تیاترِ سوئدی تبار، شخصی که در کارنامۀ خود افتخار همکاری با «اینگمار برگمان» و «آلفرد هیچکاک» را داشته از نگاه خود به الله و دین اسلام می‎گوید.

🎤| #Interview
👤| #Jan_Malmsjö
🌀| @perspective_7
👍2
ریچـارد بـرتـن:

« علاقه واقعی من در زندگی «تئاتر» است و فکر می‎کنم هرآنچه که به نقش‎های کلاسیک مربوط می‎شود، در لندن بازی کرده‎ام. من تمام اکت‎هایی را که می توانستم بازی کنم حتی آن یکی دو نقشی را که از دست دادم هم بازی کردم. اما چیزی باقی نمانده تا من آنقدر بزرگ شوم که بتوانم نقش‎هایی مانند لیرشاه را بازی کنم. »

🎊 به مناسبت زادروز «ریچارد برتن» بازیگر انگلیسی تبار


👤| #Richard_Burton
🌀¦ @Perspective_7
👍1
▪️ برانگیختن همذات‌پنداری تماشاگر

• وقتی فیلم‌نامه نویس، شخصیتی را خلق می‌کند و او را در موقعیتی کمیک یا تراژیک قرار می‌دهد، از پیش مبنا را بر این قرار داده که همه مردم خویشتنی درونی دارند که مستقل از زبان است.

• این خویشتن‌ها هم‌پوشانی‌های فراوانی با یکدیگر دارند و واکنش درونی ما به رخدادهای خارجی در تحلیل و استنباطِ واکنش‌های احتمالی دیگر انسان‌ها به ما کمک می‌کند. اما این تنها بخشی از ماجراست. چون فیلمنامه‌نویسان، کارگردانها و بازیگران به نسبت‌های مختلف اغلب تلاش می‌کنند رفتار، حرکات و تجربیات شخصیت‌هایشان را «خوانش‌پذیر» کنند.

• بسیاری از نظریه‌پردازان، تزکیه را حاصل هم‌ذات‌پنداری با شخصیت می‌دانند، اما الزامی برای این موضوع وجود ندارد. ممکن است هیچ‌کدام از شخصیت‌ها «آگاهانه» و «عامدانه» به نحوی طراحی نشده باشند که هم‌ذات‌پنداری تماشاگر را برانگیزند، اما موقعیتی که در آن گرفتارند، به لحاظ عاطفی تماشاگر را درگیر احساسی متفاوت یا بسیار پیچیده می کند.

✍️| نویسنده: نیوشا صدر
📚| شماره ١٩٧ فیلم‌نگار

📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍1
اَبـل گانـس:

« در مورد «اتهام!» (1919) باید گفت شرایطی که ما در آن فیلمبرداری کردیم، عمیقاً تکان دهنده بود... این افراد مستقیماً از جبهه - از وردون - آمده بودند و باید هشت روز بعد به میدان جنگ برمی‎گشتند. آنها نقش مرده‎هایی را بازی می کردند که می‎دانستند به احتمال زیاد خودشان مدت‎ها قبل مرده بودند.
حتی درعرض چند هفته پس از بازگشت، هشتاد درصد آنها کشته شدند. »

▪️به مناسبت سالگرد «ابل گانس» (November 10,1981)



👤| #Abel_Gance
🌀¦ @Perspective_7
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آلفـرد هیـچکاک:

« وقتی گریس کلی باشید، حتی خرابی‎های شما هم فوق العاده است »

🎊 به مناسبت زادروز «گـریس کِـلی» - ملکۀ موناکو

👤| #Grace_Kelly
👤| #Alfred_Hitchcock
🌀| @Perspective_7
🔻سینمای مردم‎شناسانه و سینمای پیشرفته


▪️ فیلم مردم شناسانه «Ethnographic film»

فیلم‎های مردم‎شناسانه تلاش داردد تجربه های اجتماعی و فرهنگی گروه خاصی از انسان‌ها را به تصویر بکشد. هدف فیلم مردم شناسانه تفسیر یک جامعه مشخص و ویژه است و متفاوت از انواع مستندهایی است که موضوعات شان، پرسش های ملی اجتماعی و سیاسی است. تمامی آثار مهم «رابرت فلاهرتی» فیلم های مردم شناسانه هستند.

این فیلم ها «نانوک شمال ۱۹۲۲»، تصویری قهرمانانه از زندگی یک اسکیمو در خلیج در کانادا، «فیلم موآنا ۱۹۲۶»، تصویری از سنت های قبیله ای ساموان، «مردی از آران ۱۹۳۴»، شرحی از واقعیت های دشوار زندگی یک خانواده در جزیره ای دور افتاده در ایرلند و «داستان لوئیزیانا ۱۹۴۸»،نگاهی شاعرانه به رودخانه ای در جنوب آمریکا هستند.
از دیگر پیشاهنگان اولیه مردم شناس در سینما می توان از «مریان سی کوپر و ارنست شودساک» برای فیلم «علفزار 1925» یاد کرد که سفر قبیله ای عشایری در ایران مرکزی را نشان می‌دهد.

این دو مستند پرداز هم همچون «فلاهرتی» تلاش دارند برای ضبط فرهنگ موضوعات‌ شان، در نهایت بی طرفی و بدون پیش داوری های ممکن آثار خود را بنا کنند. این پیش شرط ویژه در تمامی فیلم های مردم شناسان دیده می شود. مردم شناسان معاصر در فیلم های شان به گونه ای طبیعی برای ثبت دقیق و به دست آمدن مواد خام تصویری از موضوعات فرهنگی شان، از نماهای دور به مراتب بیشتر استفاده می‌کنند.«جان کوهن» در فیلم «کوئروها:یک شکل بقاء 1978» از این روش در مطالعه مردم شناسانه سرخ پوستان قبیله «کوئرو» در شرایط بدوی کوه های«آند»در پرو، بهره جسته است.

برخی از فیلم های داستانی نیز دارای گرایش هایم مردم شناسانه هستند: «دختر معدنچی 1980»، «داستان کی جو 1992» ، «پیش از غروب 2000» و «شهر مردان 2007» نیز از این دست فیلم ها هستند.


▪️سینمای پیشرفته «Expanded cinema»


اصطلاح «سینمای پیشرفته» اولین‌بار بار از سوی یک منتقد سینما به نام «جین یانگ بلود» به کار گرفته شد. اصطلاح عمومی به مفهوم جستجو به دنبال شیوه های بسیار فناورانه در هنر سینما. این نوع سینما شامل انواع استفاده فناورانه به عنوان مثال استفاده از چند دستگاه پخش در نمایش فیلم تا فیلم های کامپیوتری و بازی های سادۀ سایه و نور، تلاش‎های هنرمندانه برای خلق تصاویر متحرک و فضاهای چندرسانه‎ای که روی حواس ما اثر می گذارند،می شود.

هنرمندان «سینمای پیشرفته» غالباً با جوهر حرکت سر و کار دارند که من همواره سینماگر را به کشف مجدد از سه اصل در سینما وسوسه کرده است. این سه اصل: نور زمان و مکان (فضا)است. فیلمسازان «سینمای پیشرفته» به دور از فیلم های "طوطی قوطی"(منظور فیلم های کلاسیک داستانی است) که به صورت معمول در سالن های سینما به صورت تجاری نمایش داده می شود تلاش دارند هر یک از فیلم های شان را به یک تجربه اصیل و بدیع تماشایی تبدیل کنند.

برنامه یک سالن سینمای پیشرفته شامل این عناصر می شود:

۱- استفاده چند رسانه ای شامل اجرای زنده
٢- فناوری ویدیو
٣- نظام نمایش چند رسانه ای.

📚| #Cinematicterms
🌀| @perspective_7
👍1
پل ســزان:

« اثـر هنری که با احساس آغاز نشود اصلا اثر هـنری نیست »


👤¦ #Paul_Cézanne
🌀¦ @Perspective_7
Perspective | پرسپکتیو
📁- خاستگاه کمدی در سینما (۴) 🗂- تاریخ تحلیلی سینمای جهان ✍️- دیوید رابینسون 🔻[کمدی های آمریکایی و مک سنت] آمریکا در یافتن کمدین هایی که می‎توانستند مجموعه‎ای از فیلم‎های تک حلقه‎ای بازی کنند از اروپای قاره‎ای (به جز انگلستان) عقب ماند. اولین کمدین آمریکایی…
📁- خاستگاه کمدی در سینما (۵)
🗂- تاریخ تحلیلی سینمای جهان
✍️- دیوید رابینسون


🔻[کمدی های آمریکایی و مک سنت](½)

کمدی های کیستون همچنان سنگ بنای هنر مردمی اوایل قرن بیستم به شمار می روند، فیلم هایی که ظواهر زندگی و زمانه دهه های(١٩١٠) و (۱۹۲۰) را به کمدی ای فراگیر و جهان شمول تبدیل کردند. فیلم های کوتاه کیستون بدون استثناء مملو از هرج و مرج بودند. در واقع فیلم های مک سنت در دوران اقتدار ارزش های مادی مهر تأییدی بر تخریب اشبا و دارایی ها بودند .

سال ۱۹۱۴ برای مک نت بهترین سال فعالیتش بود. در این سال مشهورترین ستاره او یعنی چارلی چاپلین به شهرتی جهانی دست یافت. و استودیو چند ماهی را در اوج کشف پدیده ها و نوآوری و ابداع کمدی گذراند. چاپلین وقتی که قرارداد یک ساله اش با کیستون به پایان رسید و به ارزش تجاری بی حد خود پی برد اضافه دستمزد چشمگیری را علاوه بر حقوق ۱۵۰ دلاری اش در هفته تقاضا کرد.

مک سنت که شاید به آینده نمی اندیشید به تقاضای او پاسخ نگفت. چاپلین نیز در مقابل به استودیوی اسنی رفت و با «موچو آل اند فرست نشنال» قرارداد بست، قراردادی که به او استقلالی داد که آرزویش را داشت. کیستون از دست دادن چاپلین را تاب آورد اما باید گفت که سالی که چاپلین برای آنها کار کرد اوج کار این استودیو بود.

موفقیت مک سنت در کیتون بسیاری از استودیوهای رقیب را برآن داشت که هر چند برای زمانی کوتاه به تولید فیلم های کمدی روی آورند. مهم ترین رقیب او «هال روچ» بود که با یکی از سیاهی لشکرهای فیلم های کمدی یعنی «هارولد لويد» تصمیم به ساختن مجموعه ای کمدی گرفت که در آن لوید نفش «ویلی ورک» (تقلید کم رنگی از ولگرد چاپلین) را بازی میکند. همکاری های بعدی این دو بهتر از آب در آمده و خلق شخصیت تماشایی هارولد توسط لوید موفقیت حرفه ای آنها را رقم زد.

«روچ» پس از جدا شدن از لوید تصمیم به در کنار هم گذاشتن دو کمدین گرفت که سال ها به تنهایی کار کرده بودند. در واقع مقدر شده بود که «لورل و هاردی» در حیطه اسطوره شناسی جهانی و در قالب اِستنِ ریزه میزه و مطيع و نازک نارنجی، و اُولیورِ خپل و مغرور و کم خرد و از خود راضی جاودانه شوند.

سبک ستاره های روچ (لوید، لورل و هاردی، گروه کودک ستاره های دسته ما تلماتا دو زاسو پیرس، چارلی چیس، ویل راجرز، ادگارکندی، استاب پولارد) در دوران فعالیت او نمایانگر تفاوت او با مک سنت است. فیلم های مک سنت معمولا به سوی حرکات دیوانه وار و اسلپ استیک گرایش داشتند. اما روچ کمدی شخصیتی را ترجیح می داد که داستانی شسته و رفته و سبکی محدود و واقع گرا و با فرهنگ تر داشته باشد.

«هارولد لوید» و «لورل و هاردی» آشکارا انسان هایی هستند که همان ضعفها و احساسات و نگرانی های تماشاگران را دارند، تماشاگرانی که مانند آنها دائما با بی ثباتی های وحشتناک دنیای معاصر دست به گریبانند، نمی‌ توانند با دوستانش باشند و بنوعی ماهیت را دست و پاگیر می‌دانستند که مرد را محصور می‌گذاشتند؛ برخلاف کمدی‌های مک سنت و چاپلین که زن را معمولا مظلوم، ساده و موجودی دوست داشتنی و لطیف نشان می‌داد.


🔗| (ادامه دارد...)
🔖| {پایان قسمت پنجم...}
📚| [بخشی از کتاب تاریخ تحلیلی سینمای جهان‌]

🗂 ¦ #FilmGenre
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍1
🔻¦ Joker (2019)
🎥 Dir: Todd Phillips

🔺¦ The Man Who Laughs (1928)
🎥 Dir: Paul Leni

▫️¦ #Reference
🌀¦ @Perspective_7
آنـدره بازن:

« ژان گابن در تمام آثارش از جمله فیلم‌های رئالیستی-شاعرانه، به سرانجامی خشونت بار گرفتار می‌آید. گابن در آثارش به تاویل یک داستان از میان داستان‌های گوناگون نمی‌پردازد بلکه همیشه داستان خودش در کار است که باید پایانی غم‌انگیز داشته باشد. »

▪️به مناسبت سالگرد «ژان گابن» (November 15,1976)


👤| #Jean_Gabin
👤| #André_Bazin
🌀¦ @Perspective_7
Perspective | پرسپکتیو
🎭- تاریخ نمایش در روم باستان(١) 🗂- نمایش در روم باستان | تراژدیِ رومی ▪️ ریشه های نمایش در روم باستان نمایش رومی نیز ریشه در مراسم و آیین های مذهبی و على الخصوص ریشه در نمایش‌های یونانی دارد. دو تن از خدایان المپ - که مورد پرستش رومیان بودند به نامهای…
🎭- تاریخ نمایش در روم باستان (٢)
🗂- ریشهٔ کمدیِ رومی-نمایش در قرون وسطی



▪️ کمدی رومی

کمدی رومی نیز همچون تراژدی با اقتباس از آثار یونانی به وجود آمد. البته -نویسندگانی بودند که سعی کردند تا با به کارگیری اصول و قواعد کمدی یونانی و تلفیق آنها از موضوع ها و شخصیتهای رومی، سبک جدیدی را خلق کنند.

از نخستین کسانی که دست به نگارش کمدی زدند، باید همچنان از «لیویوس آندرونیکوس» و «نیویوس» نام برد که علاوه بر تراژدی، طبع خود را در زمینه کمدی نیز آزمودند. از آثار کمدی این دو نمایشنامه نویس هم تنها عناوین و چند سطری باقی مانده است. در ضمن از «سیسیلیوس استاتيوس» نیز باید نام برد که طبق گفته نقادان رومی، بزرگترین نویسنده کمدی روم بوده است. متأسفانه اثری از این کمدی نویس باقی نماند، تا بتوان دربارۀ رأی نقادان رومی قضاوت کرد.

از میان کمدی نویسان مشهور رومی که آثارشان باقی مانده و شهر بسیاری نیز دارند، «تیتوس ماکیوس پلاتوس» که زبان نمایشی‌ای هجو برای مردم فرودست داشت و «پابليوس ترنتیوس» که ١٣٠ نمایشنامه با کلماتی سنگین و طنزی جدی نوشته است، این به ترتیب معروف به «پلاتوس» و «ترنس» را باید نام برد.

«وارو» محقق رومی، بدون شک تنها بیست و یک اثر را متعلق به پلاتوس میداند از میان آثار باقی مانده این کمدی نویس می توان «کمدی مالیات بستن»، «تاج»، «گنجینه طلا» را نام برد. پلاتوس آثار خود را به شیوه کمدی نویونانی نوشته و عناصر رومی (بخصوص شخصیت های رومی) را با آن تلفیق کرده است. او همچنین، به جای گروه همسرایی که در کمدی های یونانی وجود دارد، مقدمه ای را که توسط یک بازیگر اجرا می شود بدان اضافه کرده است. همین شیوه بتدریج به صورت [تک گویی] در نمایش باب می شود.

«ترنس» که در [کارتاژ] متولد شده، به عنوان برده به روم آورده می شود و شش کمدی می نویسد که تمام آنها نیز باقی مانده اند. آثار ترنس در مقایسه با آثار «پلاتوس» از اشتهار کمتری برخوردارند، زیرا که زبان مؤدب تر، جدی تر و موضوع های اخلاقی و تقلید کامل از آثار یونانی از محبوبیت آنها نزد تماشاگران رومی می کاست.ترنس اولین نویسنده ای است که عناصر تراژیک را وارد کمدی کرده است. از آثار می توان «مادرخوانده» ، «برادران» و «خودآزاری» را نام برد. در نمایشنامه اخير ، ترنس داستان پدری را بازگو میکند که پسرش را از زناشوئی با دختر دلخواهش منع میکند، و چون پسر از دستور پدر سر می پیچد، پدر او را از فرزندی محروم می کند.

▪️ نمایش و مسیحیت [قرون وسطی]

با ظهور مذهب مسیح و سقوط امپراطوری روم در سال [۴٧۴.م] ، و تسلط کلیسا بر ارگان های حکومتی، معیشتی و اخلاقی جامعه، و از آنجا که مسیحیون سخت مخالف نمایشهای رومی بودند، و پس از آنکه «کنستانتين» قیصر روم شرقی، مذهب مسیح را پذیرفت، نمایش نیز ممنوع اعلام می گردد. اما این ممنوعیت طولی نمی کشد و نمایش این بار از درون خود کلیسا و از تحول مراسم عشاء ربانی و ادغام با موضوع های محلی دوباره پدیدار می گردد.

اما این نمایش دیگر شباهتی با آنچه که در روم اجرا می گردید نداشت. زیرا که این بار مواد و مصالح فکری و فنی نمایشگران را نه #اساطیر یونانی و رومی و به طبع و سلیقه تماشاگران رومی، بلکه اعتقادات مذهبی مسیحی فراهم می آورد. نهال نمایش بعد از آن که زمستانی طولانی را پشت سر می گذارد، در حدود قرن دهم میلادی دوباره جوانه می زند. چه به نظر می رسد که اولین قطعه نمایشی باید در حدود نیمه دوم قرن دهم اجرا شده باشد.

بعد از آنکه امپراطوری روم سقوط کرد، تماشاخانه ها نیز متروک ویران شد و مجازاتهای سنگین، اشخاص را از گرویدن به هنر نمایش پرهیز می داد. اما نمایش به اشکال دیگری همچنان در جامعه حضور داشت.در طول سالیانی که رسمأ وجود نداشت، بازیهایی از قبیل پانتومیم، بندبازی و آکروبات همچنان مردم را گردهم جمع می کرد.

اگر چه تماشاخانه ای رسمی وجود نداشت، اما نمایشگران دوره گرد با برپایی نمایش در بازارچه ها، خیابانها و راهروی قلعه ها نمی گذاشتند تا خاطره آن از ذهن مردم زدوده شود. نمایشگران اغلب کتک خورده یا زندانی می شدند، و از شهری به شهر دیگر و از دهکده ای به دهکده ای دیگر در سفر بودند و برای مردم پیک شادی و خبر محسوب می شدند.

تا این که کلیسا به يمن ذوق بعضی از روحانیون خود متوجه می شود که می تواند از بعضی از آیینها و نمایشها برای تبلیغ اندیشه های الهی بهره مند شود. اینجا است که نمایش دوباره برای رشد، محیطی مناسب می یابد.


📚- کتاب «گزیدهٔ تاریخ نمایش در جهان»
✍️- نویسنده: جمشید ملک پور

🎭| #About_Theatre
🌀| @perspective_7
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلارگ گیبل:

« تنها دلیلی که آن‌ها به دیدن من می‌آیند این است که من می‌دانم زندگی عالی است و آن‌ها می‌دانند که من این را می‌دانم »



▪️به مناسبت سالگرد «کلارک گیبل» (November 16,1960)



👤| #Clark_Gable
🌀¦ @Perspective_7
فرانسوا تروفو:

« در واقع امروز دیگر کسی نمانده که لازم باشد در مورد هیچکاک متقاعد شود. آنان که در رسیدن به او و شناخت او تعلل کرده‌اند، عقب مانده‌اند. زمان به نفع او کار کرده است. هیچکاک عاقبت پیروز شده است. »



👤| #François_Truffaut
🌀| @perspective_7
▪️ 21 قانون داستان‎گویی برای انیمیشن


• شما شخصیت‌ها را بیشتر برای تلاش‌هایشان تحسین می کنید نه برای موفقیت‌هایشان.

• خودتان را جای مخاطب قرار دهید و ببینید چه چیزی برای شما جذاب است. نه چیزی که به عنوان نویسنده برای شما لذت بخش است. این دو با هم تفاوتهای بسیار دارند.

• تلاش برای ایجاد تم داستان مهم است، اما شما تا پایان داستان را مشخص نکنید نمی‌توانید بگویید که داستان دقیقا راجع به چه چیزی است. و حالا پس از تصمیم گیری در مورد پایان داستان آن را بازنویسی کنید.

• ساده نگاری کنید. شخصیت ها را با هم ترکیب نکنید. از انحرافات ذهنی بپرهیزید . شاید به نظر برسد که شما چیز با ارزشی را از دست خواهید داد اما در واقع این کار شما را از گیر و دار رها می‎کند.

• کاراکتر شما در چه کاری متبحر است؟ با چه چیزی راحت است؟ کاراکتر را در تضاد با اینها قرار دهید. آنها را به چالش بکشید. آنها چگونه با این چالش‌ها روبرو می‌شوند ؟

• ابتدا پایان داستان را مشخص کنید، سپس به سراغ وسط داستان بروید . پایان‎ها، بسیار سخت هستند و نقطه مهم داستان اند که شما باید مقدمه و زمینه چینی خوبی را برای آن داشته باشید تا از کلیشه‎ها عبور کنید.

• داستان خود را تمام کنید. حتی اگر عالی هم نباشد آن را رها ‌نکنید. تنها در یک دنیای ایده آل شما هر دو را دارید. اما کار را کنار نگذارید. دفعه بعد بهتر کار کنید.

• زمانی که در داستان به مشکل بر می‎خورید  و نمی‌توانید داستان را به جلو ببرید، لیستی از تمام چیزهایی که بعدا و در داستان اتفاق نخواهد افتاد تهیه کنید. چیزهایی ظاهر می‎شود که به شما کمک می‎کند تا داستان خود را ادامه دهید .

• داستان‌هایی که دوست دارید را تکه تکه و بخش بخش کنید. حالا تکه‌های دوست داشتنی‎اش را جدا کنید. این‌ها بخشی از شما هستند . شما باید پیش از اینکه از آنها در داستان خود استفاده کنید، این قسمت‎ها را بشناسید.

• چیزی را که در سر دارید روی کاغذ بنویسید. اگر ایده را در ذهن خودتان نگه دارید ، شما هرگز آنرا با فرد دیگری در میان نخواهید گذاشت .

• اولین چیزی که به ذهنتان می‎رسد را به حساب نیاورید. دومین، سومین، چهارمین، پنجمین ... را امتحان کنید. بدیهیات را دور بریزد. اول خودتان را غافل‎گیر کنید و بعد دیگران را.

• به شخصیت‎ها دیدگاه بدهید. کاراکتر غیرفعال و یا نرم و قابل انعطاف شاید برای شما که نویسندگی می‎کنید راحت‎تر و بهتر باشد، اما برای مخاطبان شما مانند سم است .

• چرا شما باید این قصه را بگویید‌؟ چیزی که در درون شما شعله‎ور است باعث می‎شود که این داستان جان بگیرد. این همان قلب و نقطۀ اتکای داستان شماست.

• اگر شما جای شخصیت‎تان بودید، در این وضعیت چه احساسی داشتید؟ صداقت شما باعث می‌شود به موقعیت‎های غیرقابل باور، اعتبار و حسِ واقعی بودن را ببخشید.

• مخاطرات شخصیت‎های داستان چه چیزهایی هستند؟ به ما اجازه دهید تا مشکل شخصیت را ریشه‎یابی کنیم. اگر شخصیت‎ها موفق نشوند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ کارهای خارق العاده و عجیب را هم دخیل کنید.

• هیچ چیزی بی‎فایده نیست. اگر قابل استفاده نیست، آن را دور نریزید، شاید بعدا به کارتان بیاید.

• شما باید خودتان را بشناسید: تفاوتی بین تلاش عالی و ایراد‌ گرفتن است. داستان گویی یعنی آزمودن، نه تصحیح کردن.

• این بسیار خوب است که به صورت تصادفی کاراکتر شما دچار مشکل و یا بحران شود؛ ولی تصادفی خارج کردن شخصیت از گرفتاری‎شان، نوعی تقلب کردن است.

• تمرین کردن: قسمت‎هایی از یک فیلمی که دوستش ندارید را انتخاب کنید. اگر شما نویسنده آن بودید چطور این تکه‎ها را کنار هم می‌چیدید تا تبدیل به یک فیلم خوب شود؟

• شما باید وضعیت و شخصیت‎های داستان‎تان را تشخیص دهید. نمی‎توانید خیلی راحت به داستان‎سرایی بپردازید و اوضاع و شرایط را نادیده بگیرید.

• چکیدۀ داستان شما چیست؟ مفیدترین روش برای گفتن آن چیست؟ اگر آن را می‌دانید، می‌توانید ساخت داستان‎‌تان را از همین‌جا شروع کنید.


✍️ | نویسنده: اِمـا کُتس
(عضو نویسندگان پیکسار)

📇¦ #ScreenWriting
🌀| @Perspective_7
👍1
مـارسل پـروسـت:

« زندگی راستین، آن زندگی که سرانجام بازش می‎یابیم، آشکار و روشن می‎شود، یگانه شکل زندگی که به راستی به نتیجه می‎رسد ادبیات است »

▪️به بهانۀ سالگرد مارست پروست (November 18, 1922)


👤¦ #Marcel_Proust
🌀¦ @Perspective_7
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️- سخنان مارتین اسکورسیزی دربارهٔ آثار فدریکو فلینی
▪️- در برنامهٔ "چارلی رز"

🎤¦ #interview
👤¦ #Martin_Scorsese
👤¦ #Federico_Fellini
🌀¦ @Perspective_7
👍1
فئودور داستایفسکی:


« دزدهای کوچک قربانیِ فقرند و دزدهای بزرگ ریشه‎های فقر. عدالت حقیقی در حذف ریشه‎های فقر است نه در به زنجیر کشیدن قربانیانِ فقر »


👤| #Dostoevsky
🌀¦ @Perspective_7
👍2
▪️ ۶ درس فیلمسازی از دیدگاه «مارتین اسکورسیزی»


🔻 1)هیچگاه دست از الهام گرفتن برندارید. قطعا به آن نیاز دارید.

فیلمهای کمی هستند که دیدنشان باعث شود تا میل به ادامه فیلمسازی در شما به وجود بیاید. هر فیلمسازی برای فیلم ساختن نیاز به الهام گرفتن دارد. تا دوباره سر ذوق بیاید. بعضی اوقات زمانی که سخت درگیر فیلمبرداری یا تدوین فیلم جدیدت هستی، به نقطه هایی میرسی که تردید میکنی آیا توان آن را داری که این کارها را دوباره انجام دهی یا نه.اما ناگهان از دیدن کار سینماگر یا هنرمند دیگری به وجد میآیی و مشتاق میشوی به خلق اثری جدید با حال و هوایی جدید.

🔻 2) هیچوقت میزان پولی که لازم دارید را به دست نمی‌آورید

فکر کنم تنها یک یا دو فیلم تا کنون بوده که تمامی حمایتهای مالی که نیاز داشتم را در اختیار داشتم. در بقیه فیلم‌هایم دلم میخواست پول بیشتری میداشتم تا ده روز بیشتر فیلمبرداری میکردیم. باید در درون خودمان بدانیم که محدودیتهای واقعی زیادی در راه رسیدن به هدف وجود دارد. حواسمان باشد که فیلمسازان بزرگ همیشه محصولی خلق کرده‌اند که برای بهتر شدن، نیاز به کمی پول و زمان بیشتری داشته است. کمالگرایی دور از دسترس است، اما عالی بودن نه.

🔻 3) فیلمهای اسکورسیزی انعکاسی از گذشته و شخصیت واقعی خود اوست.

او بسیاری از داستانهایش رااز دوران بزرگ شدنش در نیویورک الگوبرداری کرده. این قضیه تنها به موضوع فیلم برنمیگردد و به لحن فیلم هم میتواند مرتبط باشد."من به نگاه رئالیستیک علاقهای ندارم. اصلاً! هر فیلمی باید ظاهرش به شکلی باشد که من احساس میکنم باشد."

🔻 4) سر صحنه فیلمبرداری، با همه یکسان برخورد کنید

بازیگران فیلمهای اسکورسیزی، بارها گفتهاند که او سر صحنه طوری رفتار میکند که همه احساس برابر بودن کنند و مهم نیست که چقدر یک شخص اسم بزرگی دارد و یا مشهور است. این نشاندهنده فضای حاکم بر کاری است که یکی از بزرگترین کارگردانان حال حاضر دنیا، به وجود میآورد. هنروران ، طراح صحنه، بازیگر معروف، تدارکاتی و همه و همه باید حس برابر بودن داشته باشند تا با تمام وجود برای پروژه کار کنند. اسکورسیزی سعی میکند همه را بشناسد و به لحاظ حسی با آنها ارتباط بگیرد. شاید کمی دور از انتظار به نظر برسد اما نتیجه آن در حاصل کار کاملاً
مشهود میشود.

🔻 5) فیلمهای بزرگ تاریخ را از دست ندهید.

اسکورسیزی نام چند فیلم را به عنوان فیلمهایی که نباید دیدنشان را از دست داد، عنوان کرده است. این کارگردان خودش را متأثر از 85 فیلم مورد نظر میداند. قطعاً این تعداد فیلم، همه فیلمهای بزرگ تاریخ را در خود جای نداده اما حتما نکته ای داشته که اسکورسیزی آنها را به عنوان منابع الهام خود دانسته است.

🔻 6) از تحقیقات میدانی و عملی نترسید.

اسکورسیزی برای رسیدن به تجربه یک راننده تاکسی، برای ساخت فیلم معروف خود با همین نام، همراه با رابرت دنی و سوار تاکسی میشد و در شهر میگشت و مسافر سوار میکرد. گاهی اوقات باید کارهایی کرد تافضای خلق یک شخصیت یا شرایط برای شما تسهیل و ملموس شود. بنابراین از سوار شدن در یک آمبولانس نترسید. اینگونه پی ریزی چارچوب یک داستان را بهتر و کم نقض تر انجام میدهید.

📚| #Cinematicterms
👤| #Martin_Scorsese
🌀¦ @Perspective_7
👍1