Perspective | پرسپکتیو – Telegram
Perspective | پرسپکتیو
513 subscribers
697 photos
152 videos
316 links
• پرسپکتیو‌؛ روزنه‌ای در آیینۀ هنر
• هنر ؛ پژواک اسرارآمیز انسان‌هاست

Admin: @Arya_baghery
سایت: Perspective.ir


| معماری | نقاشی | ادبیات | نمایش | سینما |
Download Telegram
Perspective | پرسپکتیو
▪️ارزش کیشی؛ ارزش نمایشی (١) ▪️نویسنده: والتر بنیامین دریافت آثار هنری با تأکیدات مختلفی صورت می‎گیرد که در این میان، دو جنبه در مقام قطب‎های مخالف سر بر می‎آورد. یکی از این دو تأکید بر «ارزش کیشی/آیینی» است و دیگری بر «ارزش نمایشی». فرآیند تولید هنری با…
▪️ارزش کیشی؛ ارزش نمایشی (٢)
▪️نویسنده: والتر بنیامین


در
عکاسی، ارزش نمایشی شروع می کند به پس نشاندن همه جانبۀ ارزش کیشی. ارزش کیشی، اما، بدون مقاومت پس نمی‎نشیند. او به واپسین سنگربندی یعنی سیمای انسانی، خیز بر می‎دارد. به هیچ رو تصادفی نیست که تک چهره یا پرتره در کانون عکاسیِ اولیه جا دارد. واپسین گریزگاهِ ارزشِ کیشی، تصویرِ کیش به یادآوری عزیزانِ دور از خانه یا از دست رفته است. هاله در قالب بیان فرّار یک چهرۀ انسانی، از درون عکاسی اولیه برای واپسین بار درخششی میکند.

همین است آنچه زیبایی مالیخولیایی و بی‎همتای آن را رقم میزند. ولی آنجایی که انسان از تصاویر عکاسی عقب می‎نشیند، برای اولین بار ارزش نمایشی بر ارزش کیشی چیره میگردد. پیدا کردن محل دقیق این فرآیند همانا اهمیت بی‎همتای کار آتژه [Atget] است. کسی که خیابان‎های پاریس را در سدۀ نوزدهم در زمینه‎هایی خالی از انسان ثبت کرد. دربارۀ او به درستی گفته‎اند که او خیابان‎های پاریس را چونان محل ارتکاب جنایت عکاسی کرده است. محل ارتکاب جنایت نیز خالی از انسان است. عکس‎های او به قصدِ جمع آوري سند و مدرک گرفته شده‎اند.

با آتژه؛ ثبت‎های فوتوگرافیک رفته رفته بدل به مدارکی در فرآیند تاریخی می‎شوند؛ این امر دلالت و اهمیت سیاسیِ پنهان‎شان را رقم می‎زند. آنها متضمّن دریافت در معنایی معین‎اند. باریک‎اندیشیِ فارغ‎البال دیگر در خورشان نیست. آنها مایۀ ناآرامی و تشویش بیننده می‎شوند و بیننده حس می‎کند باید راهی خاص به سویشان بیاید. همزمان، مجله‎های مصور شروع می‎کنند به برپا داشتن راه نشانهایی برای او. غلط یا درست، علی السویه است.

در این مجله ها تشریحات، برای نخستین بار ضروری شده اند. و پیداست که این شرحها واجد سرشتی متفاوت از عنوان یک تابلوی نقاشی اند. جهت‎دهی‎هایی که بینندۀ تصاویر مجله‎های مصور از رهگذر شرح زیر تصاویر به دست می‎آورد، به زودی به شیوه ای هر چه دقیق‎تر و آمرانه‎تر در فیلم سر بر می‎آورند. یعنی همان جایی که به نظر می‎رسد معنای هر تصویر منفرد به میانجی توالی همۀ تصاویر قبلی پیشاپیش تعیین شده است.


🔗| (ادامه دارد..)
🔖| {پایان قسمت دوم}
📚| [برگی از کتاب زیبایی‎شناسی انتقادی]


▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جان کاسـاوتـیس:

« من واقعا کارگردان نیستم. من مردی هستم که به خواسته‎های درونی یک فرد اعتقاد دارم. و من فکر می‎کنم آن خواسته‎های درونی، چه زشت باشند و چه زیبا، برای هر یک از ما مناسب هستند و احتمالا تنها چیزهایی هستند که ارزش راستین را داشته باشند. من می‎خواهم آن رویاهای درونی را روی صفحه نمایش بگذارم تا همه ما بتوانیم به آنها نگاه کنیم؛ فکر کنیم و احساس کنیم و از آنها شگفت زده شویم. بخاطرهمین معتقدم بزرگترین لوکیشن جهان، چهرهٔ یک انسان است. »

▪️کلیپی از مجموعه کلوزآپ‎های سینمای جان کاساوتیس
▪️نحوه استفاده و پرداختن به چهره‌ها و صورت انسان

👤| #John_Cassavetes
🌀| @Perspective_7
👍4
▪️ساز و کار تئوری «برتولت برشت» (١)


برشت آماده بود تا صحنه به شیوهٔ ایتالیایی را منهدم کند. او می گوید صحنه ساز مكلف است، بسته به مورد مثلا: به جای کف صحنه، نوار متحرک، به جای زمینه صحنه، پرده سینما و به جای دورنمای کناری، آویزهای کناری، صحنه عریان مدور را به کار گیرد، یا سقف صحنه را به وسیله ای مبدل کند برای بالا و پایین بردن قطعات دکور. صحنه ساز مکلف است جهان را به ما نشان دهد. صحنه‎ساز نباید هیچ چیز را تثبیت شده بداند. تماشاگر برشت باید فاصله را در حقیقتِ نقش و حقیقتِ زندگی ببیند. همچون:

١. شیوه های مختلف تئاترسازی متن را با هم به کار می گیرد. (دیالوگ، ترانه و ... مصالح گرافیکی) به عنوان ابزار فاصله گذاری.

۲. شکستن تداوم عمل و طبیعی بودن بازی و همسانی با شخصیت نمایش. ترانه را بازیگر برای تماشاگران می خواند و شخصیتی را که بازیگر ارائه می کند موقتا به پس‎زمینه رانده می‎شود، گویی شخصیت نمایش معلق می‎ماند و این بازیگر است که با تماشاگر صحبت می‎کند، نه شخصیتِ نمایش.

۳. وجود پلاکارت ها نور و ... برای سامان دادن عمل نمایشی و یا تغییر صحنۀ نمایش به هرچیزی جز آن. آنطور که مثلا عده‎ای در پس‎زمینۀ صحنه مشغولِ طراحیِ صحنۀ بعدی هستند، درحالیکه بازیگران در پیش‎زمینۀ صحنه مشغول بازیگری اند.

۴. از این‎رو برشت بازیگر را از تقلید ناتورالیستیِ نقش و بازیِ قهرمانانه باز می‎دارد و اساسا تراژیک را مذموم می‎داند.

۵. استفاده تازه از متن می‎تواند - و باید - با رویهٔ تازه نویسنده در برابر خواسته‎های خلاق اجرا منطبق باشد. چنانکه برشت تاثير سحر و رخوتِ ناشی از کارکرد موسیقی با جلوه‎های صوتی را هنگام اجرا اکیدا نفی می‎کند. موسیقی و عملکرد آن در آثار برشت در خدمت متوقف ساختن تداوم عمل نمایش و برهم زدن همه جلوه‎های واقع است. چرا که گریزی است به نمایش احساسی با رویکرد ناتورالیستی، نه نمایش فاصله‌‎گذارانه.

📚- کتاب «مبانی نظری سینما و تئاتر»
✍️- نویسنده: سعید احمدی

👤| #Bertolt_Brecht
🎭| #About_Theatre
🌀| @perspective_7
👍3
وال گِست:

« هیچوقت پول کافی برای ساختن هیچ یک از فیلم‌هایم نداشتم. من فقط باید از عقلم استفاده می‌‎کردم. من سر صحنه می‎آمدم و از من انتظار می‎رفت که یک «نابغۀ آنی» باشم. در طول سال‎ها مبارزه با تمام مشکلاتِ استودیویی، آموختم که چگونه می‌توانم از این مورد دور شوم. من زندگیِ حرفه‎ای خود را صرف این کردم که با استفاده از «ترفندها»، چگونه تصاویر ارزان قیمت، گران‎قیمت‎تر بنظر برسند. »


▪️ساز و کار پیشرفت در امپراطوری هالیوود همیشه بر مدار باج‎دهی و خراج بوده است. از این‎رو در سینمای هالیوود چه بسیار هنرمندانی بودند که جنگیدند و «تعمدا» دیده نشدند؛ مانند «وال گِست». امروز زادروز «وال گِست» است. یکی از فیلمنامه‎نویسان و کارگردانانِ پرکار امپراطوریِ هالیوود. ملقب به «همه ‎کارۀ تولید». شخصی که بالغ بر ٢۵ اثر را نویسندگی و ۴۵ فیلم را کارگردانی کرد. فیلمسازی مهجور که در طراحی ترفندهای صحنه‎ای و جمع‌آوری و مشاورهٔ فنی آثار نقش بنیادینی داشته است. گِست بخاطر مشکلات استودیویی و همسو نبودن با امیال تهیه‎کنندگان، به مرور از دایرۀ توجهات کنار گذاشته شد.

🎥| #History_of_Cinema
🌀| @Perspective_7
👍4
▪️درباب مواجهۀ هنری

به عقیدۀ گوستاو فلوبر، هنری را در قالب هنر دیگر شرح دادن محال است و نقاشیِ نفیس به الفاظ و ایضاح نیازی ندارد. از آن‎سو در عقیدۀ براک، کمال مطلوب آنجاست که برابر نقاشی هیچ نگوییم. اما ما کجا و این کمال مطلوب کجا؟ آدمیزاد موجودی است حراف و عاشقِ ایضاح و اظهار و استدلال. ایستادن مقابل تصاویر همان و وراجی همان، هر کس به شیوۀ خاص خودش. مثلا مارسل پروست، وقتی در گالری‌های هنری می‌چرخید، خوش داشت بگوید که آدم‌های توی تابلوها او را یاد چه کسانی در زندگی واقعی می‌اندازند. و ای‌بسا این روش استادانه‌ای باشد برای پرهیز از مواجهه‌ی مستقیم زیباشناختی.

📚| «کتاب «چشم پاینده: جستارهایی درباب هنر»
✍️| نویسنده: جولین بارنز ترجمه‌: آبتین رادمنش

▪️¦ #Aesthetic
👤¦ #Gustave_Flaubert
🌀¦ @Perspective_7
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یاسوجیرو اُزو:

« من سبک کارگردانیِ خود را در ذهنم تدوین می‎کنم؛ بدون هیچ‎گونه تقلید غیرضروری از دیگران. اگرچه ممکن است برای دیگران یکسان به نظر بیایم، اما برای من هر چیزی که تولید می‌کنم، بیان جدیدی است و من همیشه هر اثری را بر اساس علاقۀ جدیدی می‌سازم. مثل یک نقاش که همیشه همان گل رز را نقاشی می‌کند. »

🗒 - « Late Spring » (1949)
🎬 - Dir : Yasujirō Ozu
👥 - Act: Setsuko Hara, Yumeji Tsukioka, Kuniko Miyake, Haruko Sugimura, ...

سینمای ازو؛ نمایشِ تنهاییِ انسان است. نمایشِ گذار از سنت به مدرنیته؛ یکی از تم‌های مهم و محبوبِ یاسوجیرو ازوست. سینمای ازو نمایش زندگی است. سینمایی درباب والدین؛ فرزندان؛ ازدواج؛ تنهایی؛ بیماری؛ مرگ و وفاداری. براستی تنها ازوست که می‌تواند همزمان با حیات و وفاتش، به زیستن تشخصی تراژیک بخشد.

▪️به بهانه زادروز و سالگرد استاد «یاسوجیرو ازو»

👤| #Yasujirō_Ozu
🌀| @Perspective_7
👍4
آنتوان چخوف:

« ایمان و باور از توانمندی‎های روح انسان است. حیوانات از آن بی‌نصیب‎اند و نزد آدم‎های وحشی و عقب‎افتاده، ترس و تردید حکمفرماست. ایمان را تنها در انسان‎های کامل می‎توان یافت. »


👤| #Anton_Chekhov
🌀| @perspective_7
👍4
▪️رنگ از نگاه امپرسیونیست‎ها
▪️هنر و نقاشی

مفهوم رنگ از نگاه امپرسیونیست‌ها، یکی از مشهورترین جنبه‌های ایدئولوژی و آموزۀ تصویری آن‌هاست و رویکرد کلی آنان را شاید آشکارا از سایر ارکان نظریه‌‌شان هویدا می‌کند. مسلماً در این‌جا نمی‌توانیم از یک نظریۀ فراگیر و نظام‌مندِ رنگ سخن بگوییم، اما درک کلی آنان از این موضوع در یک طرح تشخیص‌پذیر پدیدار می‌شود. رویکرد امپرسیونیستی به ترکیب‌بندی و به طراحی اثری شکل‌گرفته در ذهن، و مقدم بر هرگونه تجربۀ بصری کمابیش تلویحی است و باید براساس اصول مقبول یا مطرود خط فکری آنان بازسازی شود، دیدگاه‌های آن‌ها درباره‌ی رنگ کاملاً روشن و صریح و غالباً در قالب کلمات صورت‌بندی شده است. البته این صورت‌بندی نیز پراکنده است.

📚| کتاب «نظریه‌های هنر: از امپرسیونیسم تا کاندینسکی»
✍️| نویسنده: موشه باراش ترجمه‌: محمدرضا ابوالقاسمی
🖼| نقاشی «پل واترلو» اثر «کلود مونه» (١٩٠٣)

📚 ¦ #Art_History
🌀 ¦ @Perspective_7
👍5
لیو اولمان:


« وقتی که نخستین بار به هالیوود آمدم، با فیلم «مهاجران»، همه شوکه شده بودند که من را یک دختر 31 ساله خوشحال می‌دیدند، چرا که آنها همواره مرا به صورت آن شخصیت سنگین و ژرف دیده بودند، «شخصیت برگمانی». پروژه‌‌هایی را انتخاب کردم که اصولا انتخاب‌های بدی بودند که بازی در آنها برایم مفرح بود. سپس به خانه‌ام برگشتم و «صحنه‌هایی از یک ازدواج» را بازی نمودم. همچنین سفرهای زیادی کردم، تئاترهای زیادی بازی کردم، دو کتاب نوشتم و یک دختر بزرگ کردم، بنابراین هیچ‌گاه احساس هدر رفتن نداشتم. یک قدم دیگر برای آموختن بود. اگر در هالیوود مشهور شده بودم، زندگی‌ام مدت‌ها پیش پایان یافته بود. احتمالا خیلی غمگین بودم و دارای صورتی جراحی پلاستیک شده و از این جور چیزها. احتمالا کارگردان نبودم. در عوض آن، این زندگی غنی را داشته‌ام.»


🎊 به مناسبت زادروز بانوی بازیگر «لیو اولمان»


👤| #Liv_Ullmann
🌀| @Perspective_7
👍5
▪️«لیو اولمان» بازیگر نروژی و کارگردان فیلم، و همچنین به عنوان یکی از «منابع الهام» اینگمار برگمان کارگردان سوئدی است. سر فیلمبرداری فیلم «شرم» گفته‌اند که برگمان در محوطه مانده بود و چند کلمه‎ای با منشی صحنه‎اش - «کاتینکا» - صحبت کرد و مکالمه‌ای طولانی با فیلمبردارش داشت. بعد، لیو اولمان را دید که با طراوتی مثل ترنمی بهاری از میان بارانی بی‎پایان سمتش می‌آمد. برگمان از سخن دست می‎کشد و خیره به لیو می‎گوید: «لیو تنها زنی‌است که حتی وقتی گریه می‎کند هم زیباست» برگمان یکبار لیو اولمان را به ویولنی بی‎نقص در دستاتش تشبیه کرد. تشبیهی که بعدها لیو اولمان آن‌را بهترین تمجید عمر خود دانست.

👤| #Liv_Ullmann
🌀| @Perspective_7
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🗒 - « Schindler's List » (1993)
🎬 - Dir : Steven Spielberg
👥 - Act: Liam Neeson, Ben Kingsley, Ralph Fiennes, Caroline Goodall,...

فهرست شیندلر؛ فیلمی بود که رومن پولانسکی و استیون اسپیلبرگ وظیفه کارگردانی این فیلم را به مارتین اسکورسیزی پیشنهاد دادند. اما اسکورسیزی یک کاتولیست بود و عقیده داشت این فیلم اگر توسط یک فرد یهودی ساخته شود، بسیار واقعی‌تر به‌تصویر کشیده خواهد شد. پس از مارتین اسکورسیزی کارگردانان معتبر دیگری نیز مثل «سیدنی لومت»، «بیلی وایلدر» و «سیدنی پولاک» پیشنهاد ساخت فیلم را رد کردند. آن‌ها اعتقاد داشتند هیچ کارگردانی بیشتر از خود اسپیلبرگ برای ساخت این فیلم مناسب نیست. در آخر استیون اسپیلبرگ تهیه‌کنندگی و کارگردانی این فیلم را به عهده گرفت. فیلمی که برای اسپیلبرگ افسردگی به همراه آورد و لاجرم هرشب به رابین ویلیامز زنگ می‎زد تا برای بهبود حال او برایش جوک تعریف کند.

🎊 به مناسبت زادروز فیلمساز یهودی‎تبار «استیون اسپیلبرگ»

👤| #Steven_Spielberg
🌀| @Perspective_7
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روبر برسون:

« معمولی‌ترین کلمه وقتی سر جای خودش قرار بگیرد؛ ناگهان درخششی یگانه پیدا می‌کند. این همان درخششی است که تصویر باید با آن جلوه کند. بخاطر همین وقتی نمی‌دانید که چه‌کار می‌کنید، در واقع دارید بهترین کار را انجام می‌دهید. »


▪️به بهانه سالگرد جناب «روبر برسون»

👤| #Robert_Bresson
🌀| @Perspective_7
👍4
Perspective | پرسپکتیو
▪️ارزش کیشی؛ ارزش نمایشی (٢) ▪️نویسنده: والتر بنیامین در عکاسی، ارزش نمایشی شروع می کند به پس نشاندن همه جانبۀ ارزش کیشی. ارزش کیشی، اما، بدون مقاومت پس نمی‎نشیند. او به واپسین سنگربندی یعنی سیمای انسانی، خیز بر می‎دارد. به هیچ رو تصادفی نیست که تک چهره…
▪️ارزش کیشی؛ ارزش نمایشی (٣)[آخر]
▪️نویسنده: والتر بنیامین


قطعاً كنش هنری هنرپیشه صحنۀ تئاتر با اتکاء به شخص خودِ اوست که به مخاطبان عرضه می‌شود؛ در برابر، عرضۀ کنش هنريِ هنرپیشۀ فیلم به مخاطب به یاری یک دستگاه - سینماتوگراف - صورت می‎گیرد. این دستگاه واجد پیامدی مضاعف است. لزومی ندارد دستگاهی که کنشِ هنرپیشۀ فیلم را پیش روی تماشاگر می‎آورد آن را همچون یک تمامیت پیوسته پیگیری کند.

او تحت هدایت فیلمبردار پیوسته نسبت به این کنش موضع میگیرد. توالی این موضع گیری‎ها [یا کاشتن‎های دوربین در جاهای مختلف نسبت به وضع هنرپیشه] - که تدوینگر بر مبنای دستمایۀ رسیده به او هماهنگ شان می‎کند - فیلم مونتاژ شدۀ نهایی را بر می‎سازد.

اکنون فیلم متشکل از شمار معینی از عناصر حرکتی است که باید منتسب به دوربین‎شان دانست - بگذریم از جلوه‎های ویژه نظیر برداشت‎های درشت. بدین ترتیب کنش هنرپیشه مستلزم مجموعه‎ای از آزمون‎های اُپتیک است. این نخستین پیامد این واقعیت است که کنش هنرپیشۀ فیلم از طریق دستگاه عرضه می‎شود. پیامد دوم؛ مبتنی بر آنست که هنرپیشۀ فیلم از آنجا که کنشِ خود را، خودش به تماشاگر عرضه نمی‎کند، فاقد آن امکان موجود برای هنرپیشۀ صحنه است که حین اجراء کنش را با واکنش‎های تماشاگر تطبیق دهد.

بدین ترتیب، تماشاگر در مقام ارزیاب و منتقدی قرار می‎گیرد که هیچ نوع تماس شخصی با هنرپیشه ندارد. تماشاگر صرفاً از رهگذر همدلیِ با دوربین فیلم برداری است که می‎تواند با هنرپیشه همدلی کند. یعنی او جایگاه دوربین را اشغال می‎کند: او محک می‎زند. [سینما] جایگاهی از آن گونه نیست که بتوان ارزش‎های کیشی را در آن گنجاند.


🔖| {پایان قسمت سوم(آخر)}
📚| [برگی از کتاب زیبایی‎شناسی انتقادی]

▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍4
▪️- آثار مورد علاقه استیون اسپیلبرگ:

🎬¦ 1. Fantasia (1940)
👤¦ By Others...

🎬¦ 2. Citizen Kane (1941)
👤¦ Dir: Orson Welles

🎬¦ 3. A Guy Named Joe (1943)
👤¦ Dir: Victor Fleming

🎬¦ 4. Its a Wonderful Life (1946)
👤¦ Dir: Frank Capra

🎬¦ 5. The War Of The Worlds (1953)
👤¦ Dir: Byron Haskin

🎬¦ 6. Pyscho (1960)
👤¦ Dir: Alfred Hitchcock

🎬¦ 7. Lawrence Of Arabia (1962)
👤¦ Dir: David Lean

🎬¦ 8. 2001: A Space Odyssey (1968)
👤¦ Dir: Stanley Kubrick

🎬¦ 9. The God Father (1972)
👤¦ Dir: Francis Ford Coppola

🎬¦ 10. Day For Night (1973)
👤¦ Dir: François Truffaut


📊¦ #Top10
👤¦ #Steven_Spielberg
🌀¦ @perspective_7
👍6
Perspective | پرسپکتیو
▪️ساز و کار تئوری «برتولت برشت» (١) برشت آماده بود تا صحنه به شیوهٔ ایتالیایی را منهدم کند. او می گوید صحنه ساز مكلف است، بسته به مورد مثلا: به جای کف صحنه، نوار متحرک، به جای زمینه صحنه، پرده سینما و به جای دورنمای کناری، آویزهای کناری، صحنه عریان مدور…
▪️بازیگری به سبک برشت

برشت بازی احساسی را رد می‎کند. همچنانکه چشم‎‌پوشیِ تقریبا کامل از بازی قیافه و روان شناسی بُنجل را می‎ستاید. بازیگری که با بازی‌اش تماشاگر را به پرسش برانگیزد، بازیگر نیست. بلکه از نگاه برشت بازیگر واقعی آن است که بتواند تماشاگر را از خواب مصنوعیِ اثر دور نگه دارد. کریگ و برشت مایل هستند بازیگر را به صورت تکنیسین به اجرا در آورند.

عمل برشت بر تجزیه و تحلیل موشکافانه متکی است تا بازیگر به بازی روایی روی آورد. برشت اصل همسانی احساس با شخص نمایش را محکوم می کند، زیرا آن را اغفال تماشاگر می‎داند. آنطور که برشت معتقد است بازیگر با اجرایش باید در مخاطب نوعی حس تعقل، قضاوت و تفهیم را زنده کند تا به درک و دریافتِ مسائل بنیادین خویش برسد؛ نه که صرفا متاثر و احساساتی شود.

نام برتولت برشت یادآور نمایش روایتی-حماسی است. تئاتر حماسی بیشتر بر نقل و روایت داستان تأکید دارد تا حقیقی و واقعی نشان دادن داستان. برشت شیوه تئاتر حماسی را شیوۀ آموزشیِ خود می‎داند. زیرا این روش بستری است برای ارائۀ مفاهیم و اندیشۀ جدید؛ آرمان های سیاسیِ نو که از مسیر استدلال و قضاوت‎گری تماشاگر، اورا وادار به اندیشیدن می‎کند.

سیستم «فاصله‎گذاری» برشت را با واژۀ «بیگانه‎سازی» نیز می‎نامند که در تماشاگر را از تئاتر بیگانه می‎سازد. این سیستم با تفکر سنتی تماشاخانه که در سیستم استانیسلاوسکیِ محلی برای افسون تماشاگر و جذب او به نمایش است؛ مخالفت اکید دارد.

تفاوت عمده تئاتر ارسطویی با تئاتر حماسی آن است که در تئاتر ارسطویی تماشاگر درگیر عاطفی و حسی با اثر می شود و نهایتا به تزکیۀ نفس - کاتارسیس - دست می‎یابد؛ در صورتی که در تئاتر حماسی برشت پالایش عواطف مضحک است و ذاتا با منطق، خودآگاه، استدلال و قضاوت، مخاطب را وارد داستان می‌کند.


📚- کتاب «مبانی نظری سینما و تئاتر»
✍️- نویسنده: سعید احمدی
👤| #Bertolt_Brecht
🎭| #About_Theatre
🌀| @perspective_7
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️آیریس‌این (Iris-In)
▪️تمهیدات بصری

▪️ آیریس‌این Iris-In (Out) یک جور نقطه‌گذاری سینمایی برای ختم یک صحنه و شروع صحنۀ بعدی و نشان دادن گذشت زمان بین دو صحنه است. تصویر به شکلی دایره‌وار (و شبیه به حرکت دیافراگم دوربین عکاسی یا فیلمبرداری) کم‌کم می‎چرخد و بسته می‎شود و در صحنۀ بعد، بتدریج باز می‎شود. در فیلم‎های قدیمی از این تدبیر برای تکیه و توجه دادن به یک جزء صحنه استفاده می‎شد؛ یعنی یک قسمت از تصویر در یک دایره‎ای محاط و دور آن سیاه می‌شد.

📚| #Cinematicterms
🌀| @perspective_7
👍4
➡️ Silence (1963) 
🎥 Dir: Ingmar Bergman


⬅️ The Shining (1980)
🎥 Dir: Stanley kubrick


▫️| #Reference
🌀| @perspective_7
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روبر برسون:

« چیزی را به‌ نمایش بگذار...
که بی‎تو،
شاید هرگز دیده نمی‌شد. »


▪️مروری بر زیباترین نماهای سینمای برسون


👤| #Robert_Bresson
🌀| @Perspective_7
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️پرتره‌ها و چشم‌ها
▪️هنر و نقاشی



تاریخ پرنقشِ نقاشی، حاوی نگاه‌ها و چهره‌های عجیب و زجرکشیدهٔ انسان‌ است. پرتره‌هایی خراش‌یافته در گذار زندگی توسط زمان. چشمانی که گاه با همدلی؛ گاه با خوی وحشی‌گری؛ گاه از فرط استیصال؛ گاه با رنج و گاه با چشمانی معذب و سردرگم به مخاطبان خود چشم می‌دوزند.

نگاهی گذرا به جانمایه‌ نهفته در پرتره‌ها و چشم‌ها؛ از بروگل تا برونر

📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آکیرا کوروساوا:

« وقتی به پشت‌سر نگاه می‌کنم و فیلم‌ها را از نظر می‌گذرانم، هیچ یک از آن‌ها را بدون کمک تو - توشیرو میفونه - نمی‌توانستم بسازم. تو کسی بودی که به فیلم‌ها جان می‌دادی. تو بخشی از وجودت را در آن فیلم‌ها گذاشتی. متشکرم دوست من، به زودی همدیگر را خواهیم دید. »

کوروساوا شخصیتی بسیار اهل مطالعه و پرکاری داشت. او طی هفده سال، هفده فیلم ساخت که توشیرو میفونه بعنوان بازیگر در شانزده‌ اثر وی هنرنمایی کرد.


👤| #Akira_Kurosawa
👤| #Toshiro_Mifune
🌀| @Perspective_7
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توشیرو میفونه:

« بازیگر عروسکی نیست که کارگردان ریسمان آن را بکشد. او انسانی است که بذر همه احساسات، خواسته‌ها و نیازها را در درون خود دارد. من سعی می‌کنم مرکز این انسانیت را بیابم و آن‌را کاوش و آزمایش کنم. »

🗒 - Seven Samurai 1954
🎬 - Dir : #Akira_Kurosawa
👥 - Cast: Toshiro MIFUNE, Takashi Shimura, Keiko Tsushima, Isao Kimura, Daisuke Katō, Seiji Miyaguchi, Yoshio Inaba,...

▪️به بهانۀ سالگرد جنجگوی سرگردان سینما؛ «توشیرو میفونه»

👤| #Toshiro_Mifune
🌀| @perspective_7
👍8