اشک‌های قرمز – Telegram
اشک‌های قرمز
1.7K subscribers
19 videos
2 links
حقیقتی که در ذهن شما شکل می‌گیرد روزی تبدیل به واقعیت خواهد شد.
پس
این یک داستان واقعی است.
Download Telegram
چرا همیشه خوشگل نیستم؟
اونجایی که میفهمی مثل اطرافیانت زندگی نمیکنی و اشتباهات خودت و میکنی و مسئولیت خودت و خودت میپذیری، ببین اینقد خفن و قشنگه. انگار بالای یه قله ایستادی تماشا میکنی کجا وایسادی و عشششق میکنی. ببین. عشششششق میکنی.
باگ هستیه که یه آدمیزاد نمیتونه به آدمیزاد بغل دستیش بگه بابا این موقعیتی که توشی و منم بودم. و وقتی میخوام کمکت کنم لج نکن. دست منو بگیر. یه دو دقیقه خودت و بسپر. بهتر میشی. ولی نه. ما کله شقیم و باید هفتاد بار خودمون زمین بخوریم و دست هیچ کسی که بهتر از ما بلده رو نگیریم تا خودمون تجربه کنیم. به خدا همین دست دراز کردن و کمک رسوندن دیگران وقتی خودت حال نگه داشتن خودت و نداریه که زندگی اسون میکنه.
همیشه متهم شدم به مرفه بی درد بودن ولی خب دردای خودمو داشتم. درد من از دست دادن عزیز و بیماری نزدیکان و عشق سفر کرده و پا و دست نداشته و بی خونه بودن و اینا نبوده. ولی خب درد من که بود. فکر میکنید اخرش که برسه یکی نمیاد ازتون بپرسه خب شما که هشتاد سال زندگی کردی، تونستی درد و بفهمی؟؟ و خب زندگی همین همه ی چیزاییه که تجربه میکنی. من مادرم مریض نبود که درگیر بیماریش باشم ولی مادرم یه زن مدیر مدبر کله گنده بود که درگیر عقایدش بودم. من پدرم دست بزن نداشت ولی تو جوونی یه اشتباهی کرد و تا همین الان خودش و همه ما تاوان اشتباهشو داریم میدیم. من زمین زیر پام نلرزید و همه خانوادمو ازم نگرفت ولی 5 شهریور 81 تو انباری خونه مادرجون پاهام شده بود منارجمبون و دستام یخ زده بود و میلرزیدم و با خودم میگفتم من الان میمیرم. من نمیفهمم آدما کجای مختصات زندگیشون به این نتیجه میرسن که دنیا یه دایره کوچیک دور خودشونه.
همه با من حرف میزنن و من با هیچ‌کس حرف نمیزنم.
یه چند وقتیه گوش شیطون کر شیطونام ازم دورن.
انتی بیوتیک و با قهوه خوردم و الان معدم داره با تعجب بهم نگاه میکنه و آهنگ یک خنده کن ای گل پخش میکنه.
این مدت خیلی آدم دیدم. خیلی.
خیلی هم سیگار کشیدم طبیعتا!
Forwarded from رفرش
دلم می‌خواد بخوابم و زمان نگذره.
ببین، تو خیلی خفنی. خودت بدونی بسه!
دیشب دوست راه دورم بهم گفت سی‌ودو دقیقه حرف زدیم!
گفتم خب؟
گفت من با دوست دخترم اینقد حرف نمیزنم.
منم گفتم:
That's why i am not your girlfriend.
آقا اگه با همکارات تو محیط کار دوست شدی، باید بگی تو همکار منی یا دوست منی؟ چون هم اینه هم اون. بعد همزمان هم اون نیست هم اون هست.
میگیری چی میگم؟
حال ندارم برم تره بار. سر کوچه استا. حالشو ندارم. من هی میگم این خونه مرد میخواد.
ببین، امروز هر چی بشه زنده میمونی. هرچی. زنده میمونی.
دیدی هیچی نشد؟
یه وقتایی یه جوری دلم بغل میخواد که میتونم از کمبودش بمیرم. شت.
من هی از جمله " لزومی نداره" استفاده میکنم.
مثلا واقعا گفتن فلان حرف به فلانی لزومی نداشت. هرچی فکر میکنم میبینم بخاطر منطق‌ه. منطق‌م بهم میگه واقعا نصف کارها و دراماها از چیزی میاد که با یه لزومی نداره حله.
در حالت عادی از افتادن برگ از درختم درسی هست که من یاد بگیرم.دیگه کاش ادمها بهم درس یاد ندن.
یه وقتایی دلم عجیب برای کانال قبلیم تنگ میشه.