انتی بیوتیک و با قهوه خوردم و الان معدم داره با تعجب بهم نگاه میکنه و آهنگ یک خنده کن ای گل پخش میکنه.
دیشب دوست راه دورم بهم گفت سیودو دقیقه حرف زدیم!
گفتم خب؟
گفت من با دوست دخترم اینقد حرف نمیزنم.
منم گفتم:
That's why i am not your girlfriend.
گفتم خب؟
گفت من با دوست دخترم اینقد حرف نمیزنم.
منم گفتم:
That's why i am not your girlfriend.
آقا اگه با همکارات تو محیط کار دوست شدی، باید بگی تو همکار منی یا دوست منی؟ چون هم اینه هم اون. بعد همزمان هم اون نیست هم اون هست.
میگیری چی میگم؟
میگیری چی میگم؟
حال ندارم برم تره بار. سر کوچه استا. حالشو ندارم. من هی میگم این خونه مرد میخواد.
اشکهای قرمز
ببین، امروز هر چی بشه زنده میمونی. هرچی. زنده میمونی.
تا اینجا اکیه همه چی...
من هی از جمله " لزومی نداره" استفاده میکنم.
مثلا واقعا گفتن فلان حرف به فلانی لزومی نداشت. هرچی فکر میکنم میبینم بخاطر منطقه. منطقم بهم میگه واقعا نصف کارها و دراماها از چیزی میاد که با یه لزومی نداره حله.
مثلا واقعا گفتن فلان حرف به فلانی لزومی نداشت. هرچی فکر میکنم میبینم بخاطر منطقه. منطقم بهم میگه واقعا نصف کارها و دراماها از چیزی میاد که با یه لزومی نداره حله.
در حالت عادی از افتادن برگ از درختم درسی هست که من یاد بگیرم.دیگه کاش ادمها بهم درس یاد ندن.
واقعا یادم رفته به اشتراک گذاشتن افکارم چه شکلی بود. یادم رفته افکارمو چجوری به آدمها میگفتم. یادم رفته با چه هدفی میگفتم.