Forwarded from Amir Mohmd
البته گالیله هیچ آزمایشی به طور مستقیم انجام نداده. همان طور که در اپیزود زیر گفتیم، او از سسادگی طبیعت نتیجه گرفت که باید شتاب سقوط ساده باشد، و بعد آزمایشهایی با سطح شیبدار انجام داد.
Forwarded from پادکست تاریخ علم و اندیشه
2⃣5⃣
https://castbox.fm/app/castbox/player/id2624698/id384464041
گالیله تجربهگرا بود یا عقلگرا؟
چگونه دیدگاههای ایدئولوژیک سنتگرا یا نوگرا باعث تحریف تاریخ علم میشوند.
یک جلسۀ مستقل از کلاس روشتحقیق دانشجویان تاریخ علم دانشگاه تهران
لینکهای پادکست تاریخ علم و اندیشه در تمامی پادگیرها
https://pod.link/1501341554
@hisofscience
https://castbox.fm/app/castbox/player/id2624698/id384464041
گالیله تجربهگرا بود یا عقلگرا؟
چگونه دیدگاههای ایدئولوژیک سنتگرا یا نوگرا باعث تحریف تاریخ علم میشوند.
یک جلسۀ مستقل از کلاس روشتحقیق دانشجویان تاریخ علم دانشگاه تهران
لینکهای پادکست تاریخ علم و اندیشه در تمامی پادگیرها
https://pod.link/1501341554
@hisofscience
Castbox
تحریف ایدئولوژیک تاریخ علم
<p>گالیله تجربهگرا بود یا عقلگرا؟</p><p>
</p><p>چگونه دیدگاههای ایدئولوژیک سنتگرا یا نوگرا باعث تحریف تاریخ علم</p><p>میشوند.</p><p>
</p><p>ی...
</p><p>چگونه دیدگاههای ایدئولوژیک سنتگرا یا نوگرا باعث تحریف تاریخ علم</p><p>میشوند.</p><p>
</p><p>ی...
Forwarded from پادکست تاریخ علم و اندیشه
این قسمت بر اساس فصل یازدهم کتاب مقدمهای بر تاریخنگاری علم
نوشتۀ هلگه کراگ، انتشارات سمت است.
https://www.adinehbook.com/gp/product/600020342X
نوشتۀ هلگه کراگ، انتشارات سمت است.
https://www.adinehbook.com/gp/product/600020342X
Forwarded from پادکست تاریخ علم و اندیشه
تحریف منابع تاریخ علم.mp3
35.3 MB
گالیله تجربهگرا بود یا عقلگرا؟
چگونه دیدگاههای ایدئولوژیک سنتگرا یا نوگرا باعث تحریف تاریخ علم میشوند.
یک جلسۀ مستقل از کلاس روشتحقیق دانشجویان تاریخ علم دانشگاه تهران
لینکهای پادکست تاریخ علم و اندیشه در تمامی پادگیرها
https://pod.link/1501341554
@hisofscience
چگونه دیدگاههای ایدئولوژیک سنتگرا یا نوگرا باعث تحریف تاریخ علم میشوند.
یک جلسۀ مستقل از کلاس روشتحقیق دانشجویان تاریخ علم دانشگاه تهران
لینکهای پادکست تاریخ علم و اندیشه در تمامی پادگیرها
https://pod.link/1501341554
@hisofscience
Science and Religion
🔺کانال «Science and Religion» تقدیم میکند🔺 #تلگراف (تلگراف ها "هایپرلینک" شده در جملات هستند، یعنی اگر بر روی جملات آبی رنگ با انگشت ضربه بزنید یا کلیک کنید، لینک تلگراف مربوطه باز میشود.) #Near_Death_Experiences (NDE) #Out_of_Body_Experiences (OBE) …
به طور کلی تقسیمبندی جامع و جالبی انجام میدهیم:👇👇👇👇
⬅️ شواهد تجربی وجودِ روح یا آگاهیفرامغزی که با خود مغز رابطهی از نوع همبستگی [=Correlation] دارد نه لزوماً رابطهی علیتضرورییکطرفه [=Causation]، و همچنین بیرونبدن هم تداوم یا بقاء پیدا میکند. (لینک توضیحات پستها+رفرنسها در کانال «Science and Religion»):👇👇
🔺1⃣🔺
1_ ادراک فراحسی [ESP] یا «Extrasensory Perception» و آبجکتیویتی در کیسهای تجربیاتنزدیکبهمرگ [NDE] و برونفکنیاثیری [OBE].《منتشرشده در ژورنال پزشکی معتبر #لنست «THE LANCET»، #ریساسیتیشن «REsuscitation»، #آیندز «IANDS» ووو.... که داوریهمتاشده {peer-reviewed} هستند.》
▶️https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1338
1⃣https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1003
2⃣https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1004
🔺2⃣🔺
2_ آبجکتیویتی در شواهد کیسهای تناسخ.《تحقیقاتاش منتشرشده در معتبرترین ژورنال پزشکی جهان یعنی مجلهیبینالمللی #لانست «THE LANCET» در انگلستان و معتبرترین ژورنال پزشکی آمریکا یعنی مجلهی #جاما «JAMA» ووو..... است.》
▶️https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1337
جهت دسترسی به تحلیل این تحقیقات ناب، کتاب [علم و تناسخ] در اینجا هم توصیه میشود:👇👇
▶️https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1255
🔺3⃣🔺
3_ آبجکتیویتی در آزمایشات فراروانشناسی یا پیراروانشناسی (پاراسایکولوژی) راجعبه پدیدهی دور-بینیروحی «Remote Viewing»《در ژورنال بسیارمعتبر #نیچر #nature》و دیگر تحقیقاتتجربی پاراسایکولوژی دربارهی پدیدههایسایکیک [psi]، مدیومشیپ و....(در ژورنال #اکسپلور «EXPLORE» ووو....)
1⃣https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/938
2⃣https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/881
3⃣https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1466
4⃣https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1469
ویرایش و تکمیل این پست همواره ادامه دارد .....
@ReligionandScience2021
⬅️ شواهد تجربی وجودِ روح یا آگاهیفرامغزی که با خود مغز رابطهی از نوع همبستگی [=Correlation] دارد نه لزوماً رابطهی علیتضرورییکطرفه [=Causation]، و همچنین بیرونبدن هم تداوم یا بقاء پیدا میکند. (لینک توضیحات پستها+رفرنسها در کانال «Science and Religion»):👇👇
🔺1⃣🔺
1_ ادراک فراحسی [ESP] یا «Extrasensory Perception» و آبجکتیویتی در کیسهای تجربیاتنزدیکبهمرگ [NDE] و برونفکنیاثیری [OBE].《منتشرشده در ژورنال پزشکی معتبر #لنست «THE LANCET»، #ریساسیتیشن «REsuscitation»، #آیندز «IANDS» ووو.... که داوریهمتاشده {peer-reviewed} هستند.》
▶️https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1338
1⃣https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1003
2⃣https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1004
🔺2⃣🔺
2_ آبجکتیویتی در شواهد کیسهای تناسخ.《تحقیقاتاش منتشرشده در معتبرترین ژورنال پزشکی جهان یعنی مجلهیبینالمللی #لانست «THE LANCET» در انگلستان و معتبرترین ژورنال پزشکی آمریکا یعنی مجلهی #جاما «JAMA» ووو..... است.》
▶️https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1337
جهت دسترسی به تحلیل این تحقیقات ناب، کتاب [علم و تناسخ] در اینجا هم توصیه میشود:👇👇
▶️https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1255
🔺3⃣🔺
3_ آبجکتیویتی در آزمایشات فراروانشناسی یا پیراروانشناسی (پاراسایکولوژی) راجعبه پدیدهی دور-بینیروحی «Remote Viewing»《در ژورنال بسیارمعتبر #نیچر #nature》و دیگر تحقیقاتتجربی پاراسایکولوژی دربارهی پدیدههایسایکیک [psi]، مدیومشیپ و....(در ژورنال #اکسپلور «EXPLORE» ووو....)
1⃣https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/938
2⃣https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/881
3⃣https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1466
4⃣https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1469
ویرایش و تکمیل این پست همواره ادامه دارد .....
@ReligionandScience2021
Telegram
Science and Religion
🔷در این کانال هدف ما نقد و بررسی علمی آتئیسم و پرداختن به علم و فلسفه علم است.
نظرات و مطالب مفید خود را با ما به اشتراک بگذارید.
ادمین ها: @Soheil21444
@Sajjad_S_M
@Aref_Hoveizi
@PureApplied_Math369
نظرات و مطالب مفید خود را با ما به اشتراک بگذارید.
ادمین ها: @Soheil21444
@Sajjad_S_M
@Aref_Hoveizi
@PureApplied_Math369
👏5
نقل قولی تاملبرانگیز از نویسنده کتاب
Are You an Illusion?
نوشته Mary Midgley
در صفحه نخست از فصل دوم کتاب با عنوان "علم هراسی و ریشههای آن" ( Sciencephobia and its sources ) چنین میگوید:
This is not just due to traditional clashes between science and religion. Those clashes have often yielded to further thought, and anyway religion itself – at least in the United Kingdom – is less central to our lives than it once was. What remains now, and is far more disturbing, is a certain anti-human attitude that seems to be associated with Science: a claim that Science has disproved beliefs that we need for ordinary life; that it shows up our ordinary attitudes as worthless because they are unscientific.
A striking part of that claim is this doctrine that our inner selves, as we experience them, don’t really exist at all. The question is now not just “Do you believe in God?”, but – what is surely more alarming – “Do you believe in yourself?” (Midgley, 2015, p. 21).
ماری میجلی بیان میکند، "شاید امروز دین برای آنان که در اروپا زندگی میکنند کمتر از گذشته اهمیت داشته و محوری باشد. اما آنچه امروز باقی است و نگران کنندهتر است، رویکرد ضد انسانی است که به نظر میرسد به علم نسبت داده میشود: این ادعا که علم باورهایی که ما برای زندگی روزمره بر آنها متکی هستیم را ابطال کرده است؛ به این معنا که نگرشهای عادی ما به این دلیل که علمی نیستند، بی ارزش تلقی میگردند". او در ادامه بیان میکند که "قسمت قابل توجه این ادعا این آموزه است که خویشتن درونی ما، چنان که آن را تجربه میکنیم، در واقع اساسا وجود ندارد. به این ترتیب، پرسش کنونی تنها این نیست که "آیا به خدا باور دارید؟"، بلکه-چیزی است که خیلی هشدار دهنده تر است- "آیا به خویشتنتان باور دارید؟"
با تشکر از دکتر نیما #نریمانی
فایل کتاب در این پست:
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1453
@ReligionandScience2021
Are You an Illusion?
نوشته Mary Midgley
در صفحه نخست از فصل دوم کتاب با عنوان "علم هراسی و ریشههای آن" ( Sciencephobia and its sources ) چنین میگوید:
This is not just due to traditional clashes between science and religion. Those clashes have often yielded to further thought, and anyway religion itself – at least in the United Kingdom – is less central to our lives than it once was. What remains now, and is far more disturbing, is a certain anti-human attitude that seems to be associated with Science: a claim that Science has disproved beliefs that we need for ordinary life; that it shows up our ordinary attitudes as worthless because they are unscientific.
A striking part of that claim is this doctrine that our inner selves, as we experience them, don’t really exist at all. The question is now not just “Do you believe in God?”, but – what is surely more alarming – “Do you believe in yourself?” (Midgley, 2015, p. 21).
ماری میجلی بیان میکند، "شاید امروز دین برای آنان که در اروپا زندگی میکنند کمتر از گذشته اهمیت داشته و محوری باشد. اما آنچه امروز باقی است و نگران کنندهتر است، رویکرد ضد انسانی است که به نظر میرسد به علم نسبت داده میشود: این ادعا که علم باورهایی که ما برای زندگی روزمره بر آنها متکی هستیم را ابطال کرده است؛ به این معنا که نگرشهای عادی ما به این دلیل که علمی نیستند، بی ارزش تلقی میگردند". او در ادامه بیان میکند که "قسمت قابل توجه این ادعا این آموزه است که خویشتن درونی ما، چنان که آن را تجربه میکنیم، در واقع اساسا وجود ندارد. به این ترتیب، پرسش کنونی تنها این نیست که "آیا به خدا باور دارید؟"، بلکه-چیزی است که خیلی هشدار دهنده تر است- "آیا به خویشتنتان باور دارید؟"
با تشکر از دکتر نیما #نریمانی
فایل کتاب در این پست:
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1453
@ReligionandScience2021
Telegram
Science and Religion
Are You an Illusion? Mary Midgley
@ReligionandScience2021
@ReligionandScience2021
👏4👍2❤1🤔1
Forwarded from 🌹"کانال حلقه دوستداران حقیقت"🌹 (سعید توفیقی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻حلقه دوستداران حقیقت برگزار میکند🔻
#دورهمی_خداباوران_شماره_۳۹
✍️🏻 علم زدگی و طبیعت گرایی
با حضور :
#دکتر_نیما_نریمانی
۱۶ شهریور ۱۴۰۲
لینک شرکت در جلسه کلاب هاوس :
https://www.clubhouse.com/invite/sPPEkIqc
لینک کانال تلگرام :
@The_circle_of_truth_lovers
#دورهمی_خداباوران_شماره_۳۹
✍️🏻 علم زدگی و طبیعت گرایی
با حضور :
#دکتر_نیما_نریمانی
۱۶ شهریور ۱۴۰۲
لینک شرکت در جلسه کلاب هاوس :
https://www.clubhouse.com/invite/sPPEkIqc
لینک کانال تلگرام :
@The_circle_of_truth_lovers
Forwarded from عدم
🎙 قسمت چهارم:
زمین تخت است یا کروی؟
پاسخ مفسران قرآن و مفسران ایلیاد و ادیسه
📳 لینک کستباکس قسمت چهارم
🔗 لینک دانلود قسمت چهارم
📘 خلاصه:
در این قسمت از زاویهای متفاوت به مسالۀ علم و دین میپردازم. بعضی مفسران مسلمان معتقد بودند زمین در قرآن تخت است و در مقابل، اکثر آنها تصویر قرآن از زمین را کروی میدانستند. چنین اختلاف نظری بین مفسران یونانی ایلیاد و ادیسه هم وجود داشته. بعضی از آنها باور داشتند شکل زمین در آثار هومر تخت است و بعضی دیگر که هومر را خطاناپذیر میدانستند، برای کروی بودن زمین در ایلیاد و ادیسه دلیل میآوردند.
t.me/adam_podcast
زمین تخت است یا کروی؟
پاسخ مفسران قرآن و مفسران ایلیاد و ادیسه
📳 لینک کستباکس قسمت چهارم
🔗 لینک دانلود قسمت چهارم
📘 خلاصه:
در این قسمت از زاویهای متفاوت به مسالۀ علم و دین میپردازم. بعضی مفسران مسلمان معتقد بودند زمین در قرآن تخت است و در مقابل، اکثر آنها تصویر قرآن از زمین را کروی میدانستند. چنین اختلاف نظری بین مفسران یونانی ایلیاد و ادیسه هم وجود داشته. بعضی از آنها باور داشتند شکل زمین در آثار هومر تخت است و بعضی دیگر که هومر را خطاناپذیر میدانستند، برای کروی بودن زمین در ایلیاد و ادیسه دلیل میآوردند.
t.me/adam_podcast
❤1
Forwarded from عدم
Adam 04 - Flat Earth.pdf
906.1 KB
Forwarded from فلسفه ذهن
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
♠️ کریستوف کوخ در کنفرانس سال ۱۹۹۸ با دیوید چالمرز شرط بسته بود که طی ۲۵ سال آتی، پرسش از تبیین تجربی #آگاهی حل خواهد شد.
حال کوخ پس از ۲۵ سال قبول دارد که شکست خورده، اما شرطبندی را برای ۲۵ سال دیگر (تاسال ۲۰۴۸) تکرار میکند.
♣️ تکه کلام دانشمندانی که وعده تبیین تجربی آگاهی را در آیندهی #علوم_اعصاب میدهند، بر پیشرفتهای روزافزون این علم و جوانی و نوپایی آن تکیه دارد.
مسئله اما بر سر #متدولوژی این علم است و نه پیشرفت تکنیکهای آن.
♦️دانش تجربی بطور عام و #نوروساینس بطور خاص، از منظر سومشخص به مطالعه موضوعات میپردازند؛ حتی اگر این موضوع از سنخ سابجکتیو و منظر اولشخص باشد.
آنچه از متد نوروساینس برمیآید، مطالعه و شناسایی ساختارهای نوروفیزیولوژیک از یکسو، و کارکردهای این ساختار از سوی دیگر است.
♥️ ما در این دانش مدام به همبستههای عصبی حالات مختلف آگاهانه پی میبریم، کارکردهای هر ناحیه مغز را دقیقتر بررسی میکنیم، و ساختار بیوشیمیایی سیستم عصبی را بهتر و بیشتر میشناسیم.
اینها - با تمام فوایدی که برای بشریت دارند - اما هیچکدام علیالاصول #شکاف_تبیینی جنبه اولشخص و سومشخص را پر نمیکنند.
@PhilMind
حال کوخ پس از ۲۵ سال قبول دارد که شکست خورده، اما شرطبندی را برای ۲۵ سال دیگر (تاسال ۲۰۴۸) تکرار میکند.
♣️ تکه کلام دانشمندانی که وعده تبیین تجربی آگاهی را در آیندهی #علوم_اعصاب میدهند، بر پیشرفتهای روزافزون این علم و جوانی و نوپایی آن تکیه دارد.
مسئله اما بر سر #متدولوژی این علم است و نه پیشرفت تکنیکهای آن.
♦️دانش تجربی بطور عام و #نوروساینس بطور خاص، از منظر سومشخص به مطالعه موضوعات میپردازند؛ حتی اگر این موضوع از سنخ سابجکتیو و منظر اولشخص باشد.
آنچه از متد نوروساینس برمیآید، مطالعه و شناسایی ساختارهای نوروفیزیولوژیک از یکسو، و کارکردهای این ساختار از سوی دیگر است.
♥️ ما در این دانش مدام به همبستههای عصبی حالات مختلف آگاهانه پی میبریم، کارکردهای هر ناحیه مغز را دقیقتر بررسی میکنیم، و ساختار بیوشیمیایی سیستم عصبی را بهتر و بیشتر میشناسیم.
اینها - با تمام فوایدی که برای بشریت دارند - اما هیچکدام علیالاصول #شکاف_تبیینی جنبه اولشخص و سومشخص را پر نمیکنند.
@PhilMind
👍11🙏1
فلسفه ذهن
♠️ کریستوف کوخ در کنفرانس سال ۱۹۹۸ با دیوید چالمرز شرط بسته بود که طی ۲۵ سال آتی، پرسش از تبیین تجربی #آگاهی حل خواهد شد. حال کوخ پس از ۲۵ سال قبول دارد که شکست خورده، اما شرطبندی را برای ۲۵ سال دیگر (تاسال ۲۰۴۸) تکرار میکند. ♣️ تکه کلام دانشمندانی که وعده…
در نیچر ژورنال نیز تأیید شد:
https://www.nature.com/articles/d41586-023-02120-8
Decades-long bet on consciousness ends — and it’s philosopher 1, neuroscientist 0.
Christof Koch wagered David Chalmers 25 years ago that researchers would learn how the brain achieves consciousness by now. But the quest continues.
24 June 2023.
@ReligionandScience2021
https://www.nature.com/articles/d41586-023-02120-8
Decades-long bet on consciousness ends — and it’s philosopher 1, neuroscientist 0.
Christof Koch wagered David Chalmers 25 years ago that researchers would learn how the brain achieves consciousness by now. But the quest continues.
24 June 2023.
@ReligionandScience2021
Nature
Decades-long bet on consciousness ends — and it’s philosopher 1, neuroscientist 0
Nature - Christof Koch wagered David Chalmers 25 years ago that researchers would learn how the brain achieves consciousness by now. But the quest continues.
Forwarded from فلسفه ذهن
🚩 تفاوت مهمی که بین #نوروساینس و شیمی وجود دارد اینست که ما در علم شیمی همچنان درباره ابژههای بیرونی (مانند آرایش مولکولی آب که مثال زدید) تحقیق میکنیم. متدولوژی شیمی – و بطور کلی تمام #علوم_تجربی - با مطالعه چنین موضوعاتی سازگار است. اما موضوع بحث در #علم_آگاهی، تجربیات درونی و سابجکتیو ماست.
🚩 دادههای #علوم_اعصاب از منظر سومشخص به بررسی رفتار و فرآیندهای مغز و کارکردهای #سیستم_عصبی و ... میپردازد. این دادههای نوروفیزیولوژیک البته مواد مورد علاقه #روانشناسی_شناختی و #علوم_اعصاب_شناختی را فراهم میکند که برای بسیاری اهداف کاربردی، مفید و ارزشمند است؛ ولی مسئله اینست که با دادههای اوّلشخص مربوط به تجربیات درونی سیستمهای آگاه همسنخ نیست. چطور میتوان از دادههای سومشخص که تبیینکننده ساختارها و کارکردهای سیستم هستند، به تبیین و توضیح چگونگی تجربیات درونی و دادههای اوّلشخص پدیداری رسید؟
🚩 نکته اینست که بما هو داده، دادههای اوّلشخص قابل تقلیل به دادههای سومشخص نیستند و بالعکس. اگر فقط دادههای سومشخص را تبیین کنیم، همهچیز را تبیین نکردهایم.
البته این بدان معنا نیست که دادههای اوّلشخص و سومشخص هیچ ربطی با هم ندارند؛ بلکه یک ارتباط واضح بین این دو برقرار است. ما دلایل خوبی برای این باور داریم که تجربیات درونی با رفتار و فرآیندهای مغزی بنحوی سیستماتیک همبستهاند. به بیان دیگر، هروقت اشخاص دارای یکسری فرآیندهای مغزی مناسب باشند، یکسری تجربیات درونی مرتبط هم خواهند داشت. ولی حتماً لازم است که بین «همبستهگی» و «تبیین»، تمایز بگذاریم.
🚩 به بیان #دیوید_چالمرز، یک استدلال ساده برای تردید در این تصور که متدولوژی رایج نوروساینس برای تبیین #تجربه_آگاهانه کفایت میکند، به قرار زیر است:
۱) دادههای سومشخص، دادههایی درباره دینامیکها و ساختار عینی در سیستمهای فیزیکی است.
۲) دینامیکها و ساختار در سطح خُرد، فقط واقعیاتی درباره دینامیکها و ساختار در سطح بالا (کلان) را تبیین میکنند.
۳) تبیینکردن ساختار و دینامیکها برای تبیین دادههای اوّلشخص کافی نیست.
۴) پس: دادههای اوّلشخص نمیتوانند به طور کامل در قالب دادههای سومشخص تبیین شوند.
🚩 مقدمه اوّل دربردارنده نکتهای درباره دادههای سومشخص است: ایندادهها همواره بر ساختارهای فیزیکی و دینامیکهایشان تمرکز دارند.
مقدمه دوم میگوید تبیین در قالب فرآیندهایی از این دست، فقط فرآیندهایی بیشتر از همان سنخ را تبیین میکند. البته میتواند تفاوتهای قابل توجهی بین این فرآیندها وجود داشته باشد؛ ولی به هرحال هیچ خروجی از دایره ساختاری/دینامیکی اتفاق نمیافتد.
مقدمه سوم خلاصه نکاتی است که میگوید تبیین ساختار و دینامیکها فقط عبارتست از تبیین کارکردهای عینی، و تبیین کارکردهای عینی برای تبیین دادههای اوّلشخص درباره تجربه درونی کافی نیست.
از این سه مقدّمه، نتیجه 4 به دست میآید.
🚩 آیا این بمعنای منتفیبودن هرگونه علم آگاهی (science of Consciousness) است؟ الزاما نه. ممکن است بتوان دانشی فراهم آورد که حاوی اصول پلزننده بین دادههای اولشخص و سومشخص باشد. ولی آن علم با متدولوژی رایج در نوروساینس محقق نمیشود.
@PhilMind
🚩 دادههای #علوم_اعصاب از منظر سومشخص به بررسی رفتار و فرآیندهای مغز و کارکردهای #سیستم_عصبی و ... میپردازد. این دادههای نوروفیزیولوژیک البته مواد مورد علاقه #روانشناسی_شناختی و #علوم_اعصاب_شناختی را فراهم میکند که برای بسیاری اهداف کاربردی، مفید و ارزشمند است؛ ولی مسئله اینست که با دادههای اوّلشخص مربوط به تجربیات درونی سیستمهای آگاه همسنخ نیست. چطور میتوان از دادههای سومشخص که تبیینکننده ساختارها و کارکردهای سیستم هستند، به تبیین و توضیح چگونگی تجربیات درونی و دادههای اوّلشخص پدیداری رسید؟
🚩 نکته اینست که بما هو داده، دادههای اوّلشخص قابل تقلیل به دادههای سومشخص نیستند و بالعکس. اگر فقط دادههای سومشخص را تبیین کنیم، همهچیز را تبیین نکردهایم.
البته این بدان معنا نیست که دادههای اوّلشخص و سومشخص هیچ ربطی با هم ندارند؛ بلکه یک ارتباط واضح بین این دو برقرار است. ما دلایل خوبی برای این باور داریم که تجربیات درونی با رفتار و فرآیندهای مغزی بنحوی سیستماتیک همبستهاند. به بیان دیگر، هروقت اشخاص دارای یکسری فرآیندهای مغزی مناسب باشند، یکسری تجربیات درونی مرتبط هم خواهند داشت. ولی حتماً لازم است که بین «همبستهگی» و «تبیین»، تمایز بگذاریم.
🚩 به بیان #دیوید_چالمرز، یک استدلال ساده برای تردید در این تصور که متدولوژی رایج نوروساینس برای تبیین #تجربه_آگاهانه کفایت میکند، به قرار زیر است:
۱) دادههای سومشخص، دادههایی درباره دینامیکها و ساختار عینی در سیستمهای فیزیکی است.
۲) دینامیکها و ساختار در سطح خُرد، فقط واقعیاتی درباره دینامیکها و ساختار در سطح بالا (کلان) را تبیین میکنند.
۳) تبیینکردن ساختار و دینامیکها برای تبیین دادههای اوّلشخص کافی نیست.
۴) پس: دادههای اوّلشخص نمیتوانند به طور کامل در قالب دادههای سومشخص تبیین شوند.
🚩 مقدمه اوّل دربردارنده نکتهای درباره دادههای سومشخص است: ایندادهها همواره بر ساختارهای فیزیکی و دینامیکهایشان تمرکز دارند.
مقدمه دوم میگوید تبیین در قالب فرآیندهایی از این دست، فقط فرآیندهایی بیشتر از همان سنخ را تبیین میکند. البته میتواند تفاوتهای قابل توجهی بین این فرآیندها وجود داشته باشد؛ ولی به هرحال هیچ خروجی از دایره ساختاری/دینامیکی اتفاق نمیافتد.
مقدمه سوم خلاصه نکاتی است که میگوید تبیین ساختار و دینامیکها فقط عبارتست از تبیین کارکردهای عینی، و تبیین کارکردهای عینی برای تبیین دادههای اوّلشخص درباره تجربه درونی کافی نیست.
از این سه مقدّمه، نتیجه 4 به دست میآید.
🚩 آیا این بمعنای منتفیبودن هرگونه علم آگاهی (science of Consciousness) است؟ الزاما نه. ممکن است بتوان دانشی فراهم آورد که حاوی اصول پلزننده بین دادههای اولشخص و سومشخص باشد. ولی آن علم با متدولوژی رایج در نوروساینس محقق نمیشود.
@PhilMind
👍6👏1
کاتالوگ کتابهای موازی.pdf
40.7 MB
📚 کاتالوگ معرفی کتابهای منتشر شده با همکاری دفترمطالعات علم و دین موازی و نشر پارسیک.
@mowazi_mag
Mowazi.ir
@ReligionandScience2021
@mowazi_mag
Mowazi.ir
@ReligionandScience2021
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی خانم فرشته میرزاییپور با عنوان تکامل تدریجی، نظریه ای در بحران (مترجم کتاب تکامل نظریهای در بحران از مایکل دنتون )، خانه حکمت اصفهان
https://www.aparat.com/v/JlRqO
#تکامل #فرگشت
#میرزاییپور
#دنتون
@ReligionandScience2021
https://www.aparat.com/v/JlRqO
#تکامل #فرگشت
#میرزاییپور
#دنتون
@ReligionandScience2021
👍7❤4👎1👏1
Forwarded from علم و معنویت
حدودا 5 روز پیش، نسخهی کامل مقالهی آخرین تحقیق دکتر پرنیا (یعنی تحقیق AWARE II) به صورت رایگان «در دسترس» قرار گرفت.
توی این مدت، از چند کانال و منبع فارسی زبان مطالبی رو درباره ی این تحقیق دیدم که بعضا دارای تعابیر غیردقیق و حتی نادرست بودند.
به زودی نکات مهمی رو در این باره با شما به اشتراک خواهم گذاشت.
توی این مدت، از چند کانال و منبع فارسی زبان مطالبی رو درباره ی این تحقیق دیدم که بعضا دارای تعابیر غیردقیق و حتی نادرست بودند.
به زودی نکات مهمی رو در این باره با شما به اشتراک خواهم گذاشت.
❤6👍1
Forwarded from علم و معنویت
چند نکته در ارتباط با تحقیق AWARE II تیم سام پرنیا
✍️ احمد بهزادی
اخیرا نسخهی کامل مقالهی تحقیق AWARE II تیم دکتر سام پرنیا در ژورنال ریساسیتیشن «به صورت رایگان» در دسترس قرار گرفته و مطالب زیادی هم در رسانههای مختلف در ارتباط با این تحقیق منتشر شده است. (مشاهدهی مقاله)
در اینجا به طور مختصر به برخی از نکات در ارتباط با این مقاله که از نظر من حائز اهمیت هستند اشاره میکنم:
🔹 از بین مصاحبهشوندگان در این تحقیق، فقط 6 نفر، تجربهی نزدیک به مرگ (یا به تعبیر تیم پرنیا «خاطرهی تجربهی مرگ»/RED) داشتهاند و ظاهرا فقط یک نفر از آنها تجربهی خروج از بدن داشته است. این یعنی کمتر از تحقیق قبلی پرنیا که 9 نفر تجربه نزدیک به مرگ داشتند (AWARE)
🔸 یکی از اقدامات تیم پرنیا در این تحقیق، ثبت نوار مغزی (ایایجی) بیماران در حال مرگ بوده است. نوار مغزی اغلب بیماران پس از ایست قلبی، نشانگر «خط صاف» بوده، اما حدود 40 درصد از بازماندگان بعد از ایست قلبی، امواج مغزیشان از حالت خط صاف به وضعیت منطبق با هشیاری تغییر پیدا کرده است. این وضعیت بعضا تا حداکثر یک ساعت ادامه داشته است.
‼️ نکتهی مهم اینجاست که امواج مغزی هیچکدام از تجربهگران نزدیک به مرگ ثبت نشده است. به عبارت دیگر ما نوار مغزی (EEG) هیچیک از تجربهگران نزدیک به مرگ در این تحقیق را در اختیار نداریم. در مقاله به این مطلب به این صورت تصریح شده است:
Two of 28 interviewed subjects had EEG data, but, weren’t among those with explicit cognitive recall.
یعنی: نوار مغزی دو نفر از مصاحبهشوندگان گرفته شده، اما هیچکدام از این دو نفر یاداوری آشکار شناختی (از جمله تجربه نزدیک به مرگ) نداشتند.
(متن هایلایت شدهی تصویر پایین پست)
❌ بنابراین، ادعای افراد و منابعی که میگویند این تحقیق، ارتباط بین امواج مغزی و تجارب نزدیک به مرگ را نشان میدهد، نادرست است.
چون اصلا نوار مغزی تجربهگران در این تحقیق ثبت نشده که بخواهد ارتباطی را نشان بدهد یا نشان ندهد. و افرادی هم که امواج مغزیشان ثبت شده، هیچکدام گزارش تجربهی نزدیک به مرگ ندادهاند.
و افرادی که با استناد به این تحقیق، تجارب نزدیک به مرگ را معلول فعالیت مغزی میدانند، به وضوح دچار سوءبرداشت بزرگتری شدهاند.
🔹 حتی اگر ارتباطی بین هر نوع فعالیت مغزی و تجارب نزدیک به مرگ وجود داشته باشد، به این معنا نیست که تجارب نزدیک به مرگ محصول فعالیتهای مغزی هستند. بدیهی است که «همبستگی الزاما نماینگر رابطهی علی نیست». ضمن اینکه، بسیاری از تجارب نزدیک به مرگ در شرایطی غیر از ایست قلبی و با حضور آشکار فعالیت مغزی رخ میدهند، اما این تجارب بعضا دارای عناصری هستند که توضیح دادنشان در محدودهی مغز و جسم ممکن به نظر نمیرسد. مانند مشاهدات درست خارج از بدن (از محیط نزدیک یا دور از جسم)، ملاقات با افرادی که تجربهگر از مرگشان بیاطلاع بوده یا افرادی که اصلا قبل تجربه نمیشناخته، خواندن افکار و احساسات افراد در حالت خارج از بدن، پیشبینی وقایع آینده و ... . (نمونههایی از این تجارب را در مقالهی «نقد دکتر یحیی» ذکر کردهام.)
🔸 به علاوه، حداقل یک مورد تجربهی نزدیک به مرگ وجود دارد که نوار مغزی تجربهگر به دقت زیر نظر گرفته شده و حداقل بخشی از این تجربه هنگامی رخ داده که نوار مغزی تجربهگر «خط صاف» را نشان میداده است. این مورد، همان تجربهی نزدیک به مرگ خانم پم رینولدز است که شامل مشاهدات خارج از بدن درست نیز میشود. (دربارهی این تجربه در مقالهی «نقد دکتر یحیی»، به طور مختصر توضیح دادهام.)
🔲 مطلب دیگری که مورد توجه این تحقیق قرار گرفته، تفاوت تجربهی شناختی ناشی از عملیات احیاء (سیپیآر) با تجارب نزدیک به مرگ است. برای مثال، افرادی که به سبب عملیات سیپیآر دچار تجربهی هشیار میشوند، احساس درد یا حسهای بدنی مثل احساس فشار روی قفسهی سینه یا حسهای سطح پوستشان را گزارش میدهند؛ درحالی که چنین مواردی در تجارب نزدیک به مرگ وجود ندارد.
🔳 اما نکتهی دیگر این است که، نه آن یک نفری که تجربهی خروج از بدن داشته و نه افرادی که به سبب سیپیآر تجربهی هشیار داشتند، هیچکدام محرکهای تصویری یا شنیداری را گزارش نکردهاند. اما هنگام سنجش «یادگیری پنهان» (implicit learning) یک نفر توانسته است از بین سه گزینه، «محرک شنیداری» درست را انتخاب کند که احتمالا تصادفی بوده است. (یعنی بین سه کلمهی سیب، گلابی و موز، کلمهی درست را انتخاب کرده است.)
همانطور که در متن مقاله ذکر شده، میزان کم بازماندگان (اندازهی نمونه) در چنین نتیجهای بی تاثیر نبوده است. همینطور روش آزمایش هم قابل بحث بیشتری است.
➖➖➖➖
🆔@near_death
✍️ احمد بهزادی
اخیرا نسخهی کامل مقالهی تحقیق AWARE II تیم دکتر سام پرنیا در ژورنال ریساسیتیشن «به صورت رایگان» در دسترس قرار گرفته و مطالب زیادی هم در رسانههای مختلف در ارتباط با این تحقیق منتشر شده است. (مشاهدهی مقاله)
در اینجا به طور مختصر به برخی از نکات در ارتباط با این مقاله که از نظر من حائز اهمیت هستند اشاره میکنم:
🔹 از بین مصاحبهشوندگان در این تحقیق، فقط 6 نفر، تجربهی نزدیک به مرگ (یا به تعبیر تیم پرنیا «خاطرهی تجربهی مرگ»/RED) داشتهاند و ظاهرا فقط یک نفر از آنها تجربهی خروج از بدن داشته است. این یعنی کمتر از تحقیق قبلی پرنیا که 9 نفر تجربه نزدیک به مرگ داشتند (AWARE)
🔸 یکی از اقدامات تیم پرنیا در این تحقیق، ثبت نوار مغزی (ایایجی) بیماران در حال مرگ بوده است. نوار مغزی اغلب بیماران پس از ایست قلبی، نشانگر «خط صاف» بوده، اما حدود 40 درصد از بازماندگان بعد از ایست قلبی، امواج مغزیشان از حالت خط صاف به وضعیت منطبق با هشیاری تغییر پیدا کرده است. این وضعیت بعضا تا حداکثر یک ساعت ادامه داشته است.
‼️ نکتهی مهم اینجاست که امواج مغزی هیچکدام از تجربهگران نزدیک به مرگ ثبت نشده است. به عبارت دیگر ما نوار مغزی (EEG) هیچیک از تجربهگران نزدیک به مرگ در این تحقیق را در اختیار نداریم. در مقاله به این مطلب به این صورت تصریح شده است:
Two of 28 interviewed subjects had EEG data, but, weren’t among those with explicit cognitive recall.
یعنی: نوار مغزی دو نفر از مصاحبهشوندگان گرفته شده، اما هیچکدام از این دو نفر یاداوری آشکار شناختی (از جمله تجربه نزدیک به مرگ) نداشتند.
(متن هایلایت شدهی تصویر پایین پست)
❌ بنابراین، ادعای افراد و منابعی که میگویند این تحقیق، ارتباط بین امواج مغزی و تجارب نزدیک به مرگ را نشان میدهد، نادرست است.
چون اصلا نوار مغزی تجربهگران در این تحقیق ثبت نشده که بخواهد ارتباطی را نشان بدهد یا نشان ندهد. و افرادی هم که امواج مغزیشان ثبت شده، هیچکدام گزارش تجربهی نزدیک به مرگ ندادهاند.
و افرادی که با استناد به این تحقیق، تجارب نزدیک به مرگ را معلول فعالیت مغزی میدانند، به وضوح دچار سوءبرداشت بزرگتری شدهاند.
🔹 حتی اگر ارتباطی بین هر نوع فعالیت مغزی و تجارب نزدیک به مرگ وجود داشته باشد، به این معنا نیست که تجارب نزدیک به مرگ محصول فعالیتهای مغزی هستند. بدیهی است که «همبستگی الزاما نماینگر رابطهی علی نیست». ضمن اینکه، بسیاری از تجارب نزدیک به مرگ در شرایطی غیر از ایست قلبی و با حضور آشکار فعالیت مغزی رخ میدهند، اما این تجارب بعضا دارای عناصری هستند که توضیح دادنشان در محدودهی مغز و جسم ممکن به نظر نمیرسد. مانند مشاهدات درست خارج از بدن (از محیط نزدیک یا دور از جسم)، ملاقات با افرادی که تجربهگر از مرگشان بیاطلاع بوده یا افرادی که اصلا قبل تجربه نمیشناخته، خواندن افکار و احساسات افراد در حالت خارج از بدن، پیشبینی وقایع آینده و ... . (نمونههایی از این تجارب را در مقالهی «نقد دکتر یحیی» ذکر کردهام.)
🔸 به علاوه، حداقل یک مورد تجربهی نزدیک به مرگ وجود دارد که نوار مغزی تجربهگر به دقت زیر نظر گرفته شده و حداقل بخشی از این تجربه هنگامی رخ داده که نوار مغزی تجربهگر «خط صاف» را نشان میداده است. این مورد، همان تجربهی نزدیک به مرگ خانم پم رینولدز است که شامل مشاهدات خارج از بدن درست نیز میشود. (دربارهی این تجربه در مقالهی «نقد دکتر یحیی»، به طور مختصر توضیح دادهام.)
🔲 مطلب دیگری که مورد توجه این تحقیق قرار گرفته، تفاوت تجربهی شناختی ناشی از عملیات احیاء (سیپیآر) با تجارب نزدیک به مرگ است. برای مثال، افرادی که به سبب عملیات سیپیآر دچار تجربهی هشیار میشوند، احساس درد یا حسهای بدنی مثل احساس فشار روی قفسهی سینه یا حسهای سطح پوستشان را گزارش میدهند؛ درحالی که چنین مواردی در تجارب نزدیک به مرگ وجود ندارد.
🔳 اما نکتهی دیگر این است که، نه آن یک نفری که تجربهی خروج از بدن داشته و نه افرادی که به سبب سیپیآر تجربهی هشیار داشتند، هیچکدام محرکهای تصویری یا شنیداری را گزارش نکردهاند. اما هنگام سنجش «یادگیری پنهان» (implicit learning) یک نفر توانسته است از بین سه گزینه، «محرک شنیداری» درست را انتخاب کند که احتمالا تصادفی بوده است. (یعنی بین سه کلمهی سیب، گلابی و موز، کلمهی درست را انتخاب کرده است.)
همانطور که در متن مقاله ذکر شده، میزان کم بازماندگان (اندازهی نمونه) در چنین نتیجهای بی تاثیر نبوده است. همینطور روش آزمایش هم قابل بحث بیشتری است.
➖➖➖➖
🆔@near_death
Telegram
📎
❤5👍2
🧠 دانشمندان ارتباط بین مسئولیتپذیری در برابر خدا و سلامتروانی را بررسی میکنند.
📆2 مارس 2022.
🏢منبع: دانشگاه بیلور.
🔻خلاصه: افرادی که خود را مسئولتر در برابر خدا میدانند، سطوح بالاتری از سهمتغیر از چهار متغیر بهزیستی روانشناختی را گزارش میدهند. این ارتباط در افرادی که بیشتر دعا میکنند قویتر بود، نشان میدهد که مسئولیتپذیری همراه با دعا، سلامت روانی مؤمنان را افزایش میدهد.
🔻این مطالعه همچنین نشان داد که این رابطه در میان کسانی که بیشتر دعا میکنند قویتر است، که نشان میدهد مسئولیتپذیری همراه با ارتباطات ممکن است ترکیبی قدرتمند برای آرامشروانی باشد. این مطالعه، درک مسئولیتپذیری در برابر خدا و بهزیستی روانشناختی در میان بزرگسالان ایالاتمتحدهآمریکا (US)، در مجلهی دین و سلامت چاپ شده و بر دادههای نظرسنجی مذهبی بیلور در سال 2017، یک نظرسنجی ملی از باورها، ارزشها و رفتارهایمذهبی آمریکا تکیه دارد.
🔻مت برادشاو، نویسندهیاصلی این مقاله میگوید: «تحقیقات زیادی بررسی میکنند که چگونه جنبههای زندگی مذهبی مانند حضور در کلیسا، دعا و مراقبه یا مدیتیشن با سلامتروانی مرتبط است، اما هیچکس بررسی نکرده است که چگونه احساسِمسئولیت در برابر خدا ممکن است نقشی داشته باشد.» ، دکترا، استاد پژوهشی جامعهشناسی در موسسه مطالعاتدینی دانشگاه بیلور (ISR).
🔻این مطالعه بر چیزی تمرکز دارد که نویسندگان آن را مسئولیتپذیری خداباورانه مینامند. محققان نوشتند که در این دیدگاه، پذیرفتن مسئولیتپذیری در برابر خداوند به شیوهای فضیلتآمیز از انطباق صرف با هنجارهای اجتماعی گروه مذهبی خود متمایز است. در عوض، افرادی که از پاسخگویی در برابر خدا استقبال میکنند، به دنبال تشخیص اراده خدا همراهبا حکمت هستند تا به سعادت برسند و هدف خود را در زندگی بهتر درک کنند.
🔻یکی از نویسندگان این مقاله، دکتر بلیک ویکتور کنت، گفت که: «افرادی که مسئولیتپذیری خداباورانه را پذیرفتهاند، خود را پاسخگوی خدا میدانند. آنها از مسئولیتهایی که با ایمانشان مرتبط است استقبال میکنند و مسئولیتپذیری در برابر خدا را هدیهای میدانند که به آنها کمک میکند زندگی شاد و موفقی داشته باشند. مسئولیتپذیری از نظر فلسفی به عنوان یک فضیلت مرتبط با زندگیمعنوی مورد بررسی قرار گرفته است، اما تاکنون هیچکس آن را کمیت یا اندازهگیری نکرده است.
🔻محققان از دو مورد از این نظرسنجی برای ارزیابی پاسخگویی به خداوند استفاده کردند:
▪️من تصمیم میگیرم بدون اتکا به خدا زندگی کنم.» (سوال در تجزیهوتحلیلها کدگذاری شده بود.)
▪️"من برای کمک و راهنمایی به خدا متکی هستم."
⁉️"چرا باید انتظار داشته باشیم که ادراکات پاسخگویی در برابر خداوند با رفاه همراه باشد؟"
برادشاو گفت. "به این دلیل است که انسانها موجوداتی اجتماعی هستند و سلامتروانی ما در روابطمثبت و سازنده نه تنها با افراد دیگر، بلکه با خدا نیز مرتبط است."
🔻این مطالعه رویکرد جدیدی را به مجموعه بزرگتری از تحقیقات در زمینه دین و سلامت که برای چندین دهه در حال ساخت است، اضافه میکند. کنت گفت: «بسیاری از تحقیقات حضور مذهبی را بررسی میکنند، و ما مطمئناً به آن نگاه کردیم. اما پس از تأیید اینکه حضور در کلیسا با نتایج ما مرتبط است، متوجه شدیم که مسئولیتپذیری در برابر خدا به توضیح بیشتر آنچه در رابطه بین دین و رفاه میگذرد کمک میکند.
🔻به عنوان مثال، محققان خاطرنشان کردند که نتایج برای شادی، زمانی قابلتوجه بود که سایر موارد مذهبی را از تجزیهوتحلیل حذف کردند. این نشان میدهد که مسئولیتپذیری مهم است، اما با جنبههای دیگر زندگی دینی مانند جنبههایاجتماعی حضور، که میتواند برای شادی بهعنوان بخشی از بهزیستی روانشناختی فرد اهمیت بیشتری داشته باشد، نیز مرتبط است.
علاوه بر این، ممکن است شادی در مقایسه با سایر پیامدها به صورت روزانه بیشتر متفاوت باشد و بنابراین ممکن است با عوامل اجتماعی و روانشناختی که در مقایسه با ویژگیهای نسبتاً پایدار مانند مسئولیتپذیری در برابر خدا سریعاً روزبهروز تغییر میکنند، ارتباط قویتری داشته باشد. محققان نوشتند.
👤 مترجم: طاهرهمبارکی، پرتال نوروساینس و سایکولوژی.
🖇منبع:
Study Examines Link Between Accountability to God and Psychological Well-Being.
March 2, 2022
https://neurosciencenews.com/religious-accountability-wellbeing-20126/
@ReligionandScience2021
📆2 مارس 2022.
🏢منبع: دانشگاه بیلور.
🔻خلاصه: افرادی که خود را مسئولتر در برابر خدا میدانند، سطوح بالاتری از سهمتغیر از چهار متغیر بهزیستی روانشناختی را گزارش میدهند. این ارتباط در افرادی که بیشتر دعا میکنند قویتر بود، نشان میدهد که مسئولیتپذیری همراه با دعا، سلامت روانی مؤمنان را افزایش میدهد.
🔻این مطالعه همچنین نشان داد که این رابطه در میان کسانی که بیشتر دعا میکنند قویتر است، که نشان میدهد مسئولیتپذیری همراه با ارتباطات ممکن است ترکیبی قدرتمند برای آرامشروانی باشد. این مطالعه، درک مسئولیتپذیری در برابر خدا و بهزیستی روانشناختی در میان بزرگسالان ایالاتمتحدهآمریکا (US)، در مجلهی دین و سلامت چاپ شده و بر دادههای نظرسنجی مذهبی بیلور در سال 2017، یک نظرسنجی ملی از باورها، ارزشها و رفتارهایمذهبی آمریکا تکیه دارد.
🔻مت برادشاو، نویسندهیاصلی این مقاله میگوید: «تحقیقات زیادی بررسی میکنند که چگونه جنبههای زندگی مذهبی مانند حضور در کلیسا، دعا و مراقبه یا مدیتیشن با سلامتروانی مرتبط است، اما هیچکس بررسی نکرده است که چگونه احساسِمسئولیت در برابر خدا ممکن است نقشی داشته باشد.» ، دکترا، استاد پژوهشی جامعهشناسی در موسسه مطالعاتدینی دانشگاه بیلور (ISR).
🔻این مطالعه بر چیزی تمرکز دارد که نویسندگان آن را مسئولیتپذیری خداباورانه مینامند. محققان نوشتند که در این دیدگاه، پذیرفتن مسئولیتپذیری در برابر خداوند به شیوهای فضیلتآمیز از انطباق صرف با هنجارهای اجتماعی گروه مذهبی خود متمایز است. در عوض، افرادی که از پاسخگویی در برابر خدا استقبال میکنند، به دنبال تشخیص اراده خدا همراهبا حکمت هستند تا به سعادت برسند و هدف خود را در زندگی بهتر درک کنند.
🔻یکی از نویسندگان این مقاله، دکتر بلیک ویکتور کنت، گفت که: «افرادی که مسئولیتپذیری خداباورانه را پذیرفتهاند، خود را پاسخگوی خدا میدانند. آنها از مسئولیتهایی که با ایمانشان مرتبط است استقبال میکنند و مسئولیتپذیری در برابر خدا را هدیهای میدانند که به آنها کمک میکند زندگی شاد و موفقی داشته باشند. مسئولیتپذیری از نظر فلسفی به عنوان یک فضیلت مرتبط با زندگیمعنوی مورد بررسی قرار گرفته است، اما تاکنون هیچکس آن را کمیت یا اندازهگیری نکرده است.
🔻محققان از دو مورد از این نظرسنجی برای ارزیابی پاسخگویی به خداوند استفاده کردند:
▪️من تصمیم میگیرم بدون اتکا به خدا زندگی کنم.» (سوال در تجزیهوتحلیلها کدگذاری شده بود.)
▪️"من برای کمک و راهنمایی به خدا متکی هستم."
⁉️"چرا باید انتظار داشته باشیم که ادراکات پاسخگویی در برابر خداوند با رفاه همراه باشد؟"
برادشاو گفت. "به این دلیل است که انسانها موجوداتی اجتماعی هستند و سلامتروانی ما در روابطمثبت و سازنده نه تنها با افراد دیگر، بلکه با خدا نیز مرتبط است."
🔻این مطالعه رویکرد جدیدی را به مجموعه بزرگتری از تحقیقات در زمینه دین و سلامت که برای چندین دهه در حال ساخت است، اضافه میکند. کنت گفت: «بسیاری از تحقیقات حضور مذهبی را بررسی میکنند، و ما مطمئناً به آن نگاه کردیم. اما پس از تأیید اینکه حضور در کلیسا با نتایج ما مرتبط است، متوجه شدیم که مسئولیتپذیری در برابر خدا به توضیح بیشتر آنچه در رابطه بین دین و رفاه میگذرد کمک میکند.
🔻به عنوان مثال، محققان خاطرنشان کردند که نتایج برای شادی، زمانی قابلتوجه بود که سایر موارد مذهبی را از تجزیهوتحلیل حذف کردند. این نشان میدهد که مسئولیتپذیری مهم است، اما با جنبههای دیگر زندگی دینی مانند جنبههایاجتماعی حضور، که میتواند برای شادی بهعنوان بخشی از بهزیستی روانشناختی فرد اهمیت بیشتری داشته باشد، نیز مرتبط است.
علاوه بر این، ممکن است شادی در مقایسه با سایر پیامدها به صورت روزانه بیشتر متفاوت باشد و بنابراین ممکن است با عوامل اجتماعی و روانشناختی که در مقایسه با ویژگیهای نسبتاً پایدار مانند مسئولیتپذیری در برابر خدا سریعاً روزبهروز تغییر میکنند، ارتباط قویتری داشته باشد. محققان نوشتند.
👤 مترجم: طاهرهمبارکی، پرتال نوروساینس و سایکولوژی.
🖇منبع:
Study Examines Link Between Accountability to God and Psychological Well-Being.
March 2, 2022
https://neurosciencenews.com/religious-accountability-wellbeing-20126/
@ReligionandScience2021
Telegram
پُرتال نوروساینس
﷽
📝 @PsyPortalScale
🎥 @PsyPortalMovie
📓 @PsyPortalArticles
🎙 @PsyPortalVoice
💟 @PsyPortalSextherapy
📚 @PsyPortalBook
فقط سرچ🔎کن
اگر مقالت اینجا نبود تو گروه @PortalRavan پیام بده برات قرار میدیم
شرایط تبلیغات:
@PortalTabligh
.
📝 @PsyPortalScale
🎥 @PsyPortalMovie
📓 @PsyPortalArticles
🎙 @PsyPortalVoice
💟 @PsyPortalSextherapy
📚 @PsyPortalBook
فقط سرچ🔎کن
اگر مقالت اینجا نبود تو گروه @PortalRavan پیام بده برات قرار میدیم
شرایط تبلیغات:
@PortalTabligh
.
👍8👎1
Science and Religion
🧠 دانشمندان ارتباط بین مسئولیتپذیری در برابر خدا و سلامتروانی را بررسی میکنند. 📆2 مارس 2022. 🏢منبع: دانشگاه بیلور. 🔻خلاصه: افرادی که خود را مسئولتر در برابر خدا میدانند، سطوح بالاتری از سهمتغیر از چهار متغیر بهزیستی روانشناختی را گزارش میدهند. این…
آیا دینداران بیشتر از غیردینداران به امور خیریه و ایثار میپردازند؟
جناب «Paul the Apostle» مسیحی میفرمایند: هیچیک از شما تنها به فکر خود نباشد، بلکه به دیگران نیز بیندیشد.
خودخواهی، عدمتوجهبهدیگران و عشق افراطگرایانه به مادیات و ایگو (Ego)، از پیامدهای غیرقابلانکار مبانی نئوآتئیسم (اخلاقیاتفرگشتی مبتنی بر «Natural Selection» و نظاموحشیانهطبیعت) و عدمباور به جهانپساز مرگ است. طبیعت طی روند نچرالسلکشن دلاش برای ناسازگارها نمیسوزد که کمکشان کند سازگار بشوند، بلکه سریعاً حذفشان میکند، نهایتاً سازگارترها برای بقاء «Survival» بیشتر انتخاب میشوند.
ضمن اینکه اگر پیشفرض و باور ذهنی ما انسانها این باشد که هیچ زندگی پس از مرگجسمی وجود ندارد و زندگیبدنی اینجهانی تنها حیاتممکن است، آنگاه از خودگذشتگی، فداکاری، عشقوکمکبدونقیدوشرط به دیگران و امثالهم چندان کار معقولی نبوده و هیچانگیزهی خاصی برای مفهوم ایثار و فداکاری در هر سطحی برایمان وجود نخواهد داشت.
زیرا در ابتدا همهچیز ما وجود خودمان است که فکر و احساس میکند و رفتارهای خاصی بروز میدهد. شهود «intuition» و منطق ما گواهی میدهد که وجود [Existence] بهتر از عدم [Nothingness] است، ولیکن باورهای آتئیستی، نتایجایثار را به نقصان یا عدمِوجودِ ما ختم میکنند حالآنکه باورهای خداباورانه نتایجایثار برای شخصایثارگر را از وجودی به وجودی دیگر (وجودیبرتر) ختم میکنند، از حیاتی به حیاتیدیگر برای خودمان، از آگاهی به آگاهیدیگر و متعالیتر.
که این مسئله دقیقاً به طور ناخودآگاه و خودکار، انگیزهی روانشناختی خداباوران و دینداران را برای رفتار ایثارگرایانهی تمام و کمال (که یکی از بالاترین سطوح اخلاقیات و موجب پیشرفت جامعه است) فراهم میکنند.
به همین جهت است که استاد عزیزمان دکتر عليرضا آثار {ریاضیفیزیکدان از دانشگاهویناُتریش} فرمودند که: اخلاقی که ریشهی الهی نداشته باشد، ضامنِاجرایی هم نخواهد داشت.
هر چقدر هم در دنیای انتزاع برای اخلاقیات طبیعتگرایانه و فرگشتی دلیل بیاوریم نهایتا در دنیای عینی ضامناجرایی کاملی نخواهد داشت، همان ضامناجرایی که پارامترهای «Emotional» و فاکتور احساسانسانی را هم به طور کامل لحاظ بکند.
اما خداناباوران میخواهند به ما بقبولانند که چنین نگرشی بر اخلاقیات در زندگیشان تأثیری نگذاشته و دینداران در زمینهی کمک به دیگران هیچ برتری نسبت به بیدینها ندارند و آنان نیز به اندازهی باورمندان از خود گذشتگی نشانداده و به دیگران کمک میکنند. اما آیا این ادعای خداناباوران با واقعیت همخوانی دارد؟ آیا تحقیقاتی که در اینزمینه انجامشده از این ایده حمایت میکنند؟ متأسفانه یا خوشبختانه خیر اینطور نیست. مطالعات و بررسیهای بسیاری وجود دارد که نشانمیدهد دیندارانحقیقی (یا حداقل خداباوران غیردیندار ولی معنویتگرا) نیکوکارتر، فداکارتر، انساندوستتر و بااخلاقتر هستند.
در این باب به 3 مورد از مطالعات انجام شده میپردازیم:
1_ بر اساس تحقیقات جهانی مؤسسه آمار گالوپ در طول 4 سال و از بین 145 کشور مختلف، رابطهی بین دینداری و نیکوکاری به آزمون گذاشته شد. برای سالها در آمریکا تأییدشدهبود که باورمندان انسانهای نیکوکارتری هستند و حالا آمار جهانی نیز اینگونه مسائل را شرح میدهند و کورلیشن بین خداباوری و نیکوکاری را تأیید میکنند.
2_ واشنگتنتایمز: افراد دیندار بیشتر به امور خیریه کمک میکنند.
3_ روزنامهیتلگراف و سایتهای دیگر نیز اعلام کردند که دین میتواند مردم را سخاوتمندتر بکند و دینداران بیشتر به امور خیریه میپردازند.
مؤسسهیجهانیگالوپ:
Religious Attendance Relates to Generosity Worldwide.
Religious and the secular more charitable if they attend services. SEPTEMBER 4, 2009.
BY BUSTER G. SMITH AND RODNEY STARK.
واشنگتنتایمز:
Religious people more likely to give to charity, study shows.
By Bradford Richardson.
The Washington Times.
Monday, October 30, 2017.
روزنامهٔتلگراف:
Religion 'makes people more generous'
Religious people are more generous than non-believers when it comes to giving to charity, research claims.
By John Bingham and Johnbingham. June 2014.
👤بیاند ریالیتی.
👤آگوستینپارسا.
@ReligionandScience2021
جناب «Paul the Apostle» مسیحی میفرمایند: هیچیک از شما تنها به فکر خود نباشد، بلکه به دیگران نیز بیندیشد.
خودخواهی، عدمتوجهبهدیگران و عشق افراطگرایانه به مادیات و ایگو (Ego)، از پیامدهای غیرقابلانکار مبانی نئوآتئیسم (اخلاقیاتفرگشتی مبتنی بر «Natural Selection» و نظاموحشیانهطبیعت) و عدمباور به جهانپساز مرگ است. طبیعت طی روند نچرالسلکشن دلاش برای ناسازگارها نمیسوزد که کمکشان کند سازگار بشوند، بلکه سریعاً حذفشان میکند، نهایتاً سازگارترها برای بقاء «Survival» بیشتر انتخاب میشوند.
ضمن اینکه اگر پیشفرض و باور ذهنی ما انسانها این باشد که هیچ زندگی پس از مرگجسمی وجود ندارد و زندگیبدنی اینجهانی تنها حیاتممکن است، آنگاه از خودگذشتگی، فداکاری، عشقوکمکبدونقیدوشرط به دیگران و امثالهم چندان کار معقولی نبوده و هیچانگیزهی خاصی برای مفهوم ایثار و فداکاری در هر سطحی برایمان وجود نخواهد داشت.
زیرا در ابتدا همهچیز ما وجود خودمان است که فکر و احساس میکند و رفتارهای خاصی بروز میدهد. شهود «intuition» و منطق ما گواهی میدهد که وجود [Existence] بهتر از عدم [Nothingness] است، ولیکن باورهای آتئیستی، نتایجایثار را به نقصان یا عدمِوجودِ ما ختم میکنند حالآنکه باورهای خداباورانه نتایجایثار برای شخصایثارگر را از وجودی به وجودی دیگر (وجودیبرتر) ختم میکنند، از حیاتی به حیاتیدیگر برای خودمان، از آگاهی به آگاهیدیگر و متعالیتر.
که این مسئله دقیقاً به طور ناخودآگاه و خودکار، انگیزهی روانشناختی خداباوران و دینداران را برای رفتار ایثارگرایانهی تمام و کمال (که یکی از بالاترین سطوح اخلاقیات و موجب پیشرفت جامعه است) فراهم میکنند.
به همین جهت است که استاد عزیزمان دکتر عليرضا آثار {ریاضیفیزیکدان از دانشگاهویناُتریش} فرمودند که: اخلاقی که ریشهی الهی نداشته باشد، ضامنِاجرایی هم نخواهد داشت.
هر چقدر هم در دنیای انتزاع برای اخلاقیات طبیعتگرایانه و فرگشتی دلیل بیاوریم نهایتا در دنیای عینی ضامناجرایی کاملی نخواهد داشت، همان ضامناجرایی که پارامترهای «Emotional» و فاکتور احساسانسانی را هم به طور کامل لحاظ بکند.
اما خداناباوران میخواهند به ما بقبولانند که چنین نگرشی بر اخلاقیات در زندگیشان تأثیری نگذاشته و دینداران در زمینهی کمک به دیگران هیچ برتری نسبت به بیدینها ندارند و آنان نیز به اندازهی باورمندان از خود گذشتگی نشانداده و به دیگران کمک میکنند. اما آیا این ادعای خداناباوران با واقعیت همخوانی دارد؟ آیا تحقیقاتی که در اینزمینه انجامشده از این ایده حمایت میکنند؟ متأسفانه یا خوشبختانه خیر اینطور نیست. مطالعات و بررسیهای بسیاری وجود دارد که نشانمیدهد دیندارانحقیقی (یا حداقل خداباوران غیردیندار ولی معنویتگرا) نیکوکارتر، فداکارتر، انساندوستتر و بااخلاقتر هستند.
در این باب به 3 مورد از مطالعات انجام شده میپردازیم:
1_ بر اساس تحقیقات جهانی مؤسسه آمار گالوپ در طول 4 سال و از بین 145 کشور مختلف، رابطهی بین دینداری و نیکوکاری به آزمون گذاشته شد. برای سالها در آمریکا تأییدشدهبود که باورمندان انسانهای نیکوکارتری هستند و حالا آمار جهانی نیز اینگونه مسائل را شرح میدهند و کورلیشن بین خداباوری و نیکوکاری را تأیید میکنند.
2_ واشنگتنتایمز: افراد دیندار بیشتر به امور خیریه کمک میکنند.
3_ روزنامهیتلگراف و سایتهای دیگر نیز اعلام کردند که دین میتواند مردم را سخاوتمندتر بکند و دینداران بیشتر به امور خیریه میپردازند.
مؤسسهیجهانیگالوپ:
Religious Attendance Relates to Generosity Worldwide.
Religious and the secular more charitable if they attend services. SEPTEMBER 4, 2009.
BY BUSTER G. SMITH AND RODNEY STARK.
واشنگتنتایمز:
Religious people more likely to give to charity, study shows.
By Bradford Richardson.
The Washington Times.
Monday, October 30, 2017.
روزنامهٔتلگراف:
Religion 'makes people more generous'
Religious people are more generous than non-believers when it comes to giving to charity, research claims.
By John Bingham and Johnbingham. June 2014.
👤بیاند ریالیتی.
👤آگوستینپارسا.
@ReligionandScience2021
Wikipedia
Paul the Apostle
Paul, also named Saul of Tarsus, commonly known as Paul the Apostle and Saint Paul, was a Christian apostle (c. 5 – c. 64/65 AD) who spread the teachings of Jesus in the first-century world. For his contributions towards the New Testament, he is generally…
👍10❤3
Forwarded from رَوا | روانشناسی دین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آغاز کار رَوا
رَوا، شما را به اندیشهها و مطالعات روانشناسی دین و معنویت پیوند میدهد.
📎رَوا را در تلگرام و کستباکس دنبال کنید تا جدیدترین مطالب ما را بخوانید و بشنوید.
از طریق لینک زیر عضو کانال ما شوید:
https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
رَوا، شما را به اندیشهها و مطالعات روانشناسی دین و معنویت پیوند میدهد.
📎رَوا را در تلگرام و کستباکس دنبال کنید تا جدیدترین مطالب ما را بخوانید و بشنوید.
از طریق لینک زیر عضو کانال ما شوید:
https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
👏4