Science and Religion
این واقعیت روانی-فیزیکیِ خنثی و بنیادی همانا بیانناپذیر است. به ساختار معمول زمان و مکان مقید نیست، یعنی به ساختاری مقید نیست که فقط در تمایز میان واقعیت تجربی و فیزیکی، یعنی تولید سوژه و ابژه، پدید میآید. همبستگیهای میانِ آگاهی (ΦM) و زیستشناسی عصبی (ΦP)…
📚منابع و مراجع:📚
[1] مارک ویتمن دکترای خود را از انستیتو روانشناسی پزشکی دانشگاه مونیخ دریافت کرد. او پژوهشگر ارشد موسسهی «حوزههای مرزی روانشناسی و سلامت روان» (the Institute for Frontier Areas in Psychology and Mental Health) در فرایبورگ آلمان است. آنچه میخوانید مطلبی از او است با این مشخصات:
Marc Wittmann, ‘Physicalism Is Dead’. Psychology Today, 2024. https://www.psychologytoday.com/intl/blog/sense-of-time/202411/physicalism-is-dead.
[2] Die fröhliche Wissenschaft
[3] phenomenal consciousness
[4] Galen Strawson. “A hundred years of consciousness: ‘a long training in absurdity’”. Estudios de Filosofía, 59 (2019): 31.
[5] Subjectivity
[6] category mistake
[7] «خطای مقولهای» نوعی خطای منطقی است و زمانی رخ میدهد که یک امر به اشتباه در دستهی نامربوطی دستهبندی شود و در نتیجه ویژگیهایی به آن امر نسبت داده شود که فقط میتواند به اعضای دستهای متفاوت از امور نسبت داده شود. از نظر نویسنده گزارهی «مغز آگاهی تولید میکند» داوریای ناشی از خطای مقولهای است. این بدان دلیل است که، به اشتباه، فرآیندی زیستشناختی (تولید) به تجربهی ذهنی (آگاهی) نسبت داده شده است. آگاهی از جنس مادهی فیزیکی نیست که بتواند از سوی اندامی مانند مغز به همان شیوهای تولید شود که، مثلا، کبد صفرا تولید میکند. تجربهی ذهنی به دستهی متفاوتی از پدیدهها تعلق دارد که با فرآیندهای عصبشناختی متفاوت است، حتی اگر بین تجربهی ذهنی و فرایندهای عصبی نوعی همبستگی (غیر علّی) برقرار باشد ـــ م.
[8] Marc Wittmann. ‘Why Consciousness Research Should Be Conducted by Romantics’. Psychology Today, 2022. https://www.psychologytoday.com/intl/blog/sense-time/202211/why-consciousness-research-should-be-conducted-romantics.
[9] Panpsychism
[10] Bernardo Kastrup. Analytic idealism in a nutshell, A straightforward summary of the 21st century’s only plausible metaphysics. London: iff Books, 2024.
[11] reflexive consciousness
[12] Max Velmans, Understanding Consciousness. 2nd ed. New York: Routledge, 2009.
[13] dual-aspect monism
[14] Wolfgang Pauli
[15] C.G. Jung
[16] Atmanspacher, H., & Rickles, D. (2022). Dual-aspect monism and the deep structure of meaning. New York/London: Routledge.
[17] Insular Cortex
[18] Marc Wittmann ‘The Mystery of Subjective Time: A Case for Embodiment’. Psychology Today, 2021. https://www.psychologytoday.com/intl/blog/sense-time/202112/the-mystery-subjective-time-case-embodiment.
🌐کانال علم و دین «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
[1] مارک ویتمن دکترای خود را از انستیتو روانشناسی پزشکی دانشگاه مونیخ دریافت کرد. او پژوهشگر ارشد موسسهی «حوزههای مرزی روانشناسی و سلامت روان» (the Institute for Frontier Areas in Psychology and Mental Health) در فرایبورگ آلمان است. آنچه میخوانید مطلبی از او است با این مشخصات:
Marc Wittmann, ‘Physicalism Is Dead’. Psychology Today, 2024. https://www.psychologytoday.com/intl/blog/sense-of-time/202411/physicalism-is-dead.
[2] Die fröhliche Wissenschaft
[3] phenomenal consciousness
[4] Galen Strawson. “A hundred years of consciousness: ‘a long training in absurdity’”. Estudios de Filosofía, 59 (2019): 31.
[5] Subjectivity
[6] category mistake
[7] «خطای مقولهای» نوعی خطای منطقی است و زمانی رخ میدهد که یک امر به اشتباه در دستهی نامربوطی دستهبندی شود و در نتیجه ویژگیهایی به آن امر نسبت داده شود که فقط میتواند به اعضای دستهای متفاوت از امور نسبت داده شود. از نظر نویسنده گزارهی «مغز آگاهی تولید میکند» داوریای ناشی از خطای مقولهای است. این بدان دلیل است که، به اشتباه، فرآیندی زیستشناختی (تولید) به تجربهی ذهنی (آگاهی) نسبت داده شده است. آگاهی از جنس مادهی فیزیکی نیست که بتواند از سوی اندامی مانند مغز به همان شیوهای تولید شود که، مثلا، کبد صفرا تولید میکند. تجربهی ذهنی به دستهی متفاوتی از پدیدهها تعلق دارد که با فرآیندهای عصبشناختی متفاوت است، حتی اگر بین تجربهی ذهنی و فرایندهای عصبی نوعی همبستگی (غیر علّی) برقرار باشد ـــ م.
[8] Marc Wittmann. ‘Why Consciousness Research Should Be Conducted by Romantics’. Psychology Today, 2022. https://www.psychologytoday.com/intl/blog/sense-time/202211/why-consciousness-research-should-be-conducted-romantics.
[9] Panpsychism
[10] Bernardo Kastrup. Analytic idealism in a nutshell, A straightforward summary of the 21st century’s only plausible metaphysics. London: iff Books, 2024.
[11] reflexive consciousness
[12] Max Velmans, Understanding Consciousness. 2nd ed. New York: Routledge, 2009.
[13] dual-aspect monism
[14] Wolfgang Pauli
[15] C.G. Jung
[16] Atmanspacher, H., & Rickles, D. (2022). Dual-aspect monism and the deep structure of meaning. New York/London: Routledge.
[17] Insular Cortex
[18] Marc Wittmann ‘The Mystery of Subjective Time: A Case for Embodiment’. Psychology Today, 2021. https://www.psychologytoday.com/intl/blog/sense-time/202112/the-mystery-subjective-time-case-embodiment.
🌐کانال علم و دین «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
Psychology Today
Physicalism Is Dead
There is movement in the sciences of consciousness. Physical reductionism, which attempted to annihilate subjective experience, is challenged by several alternative conceptions.
Forwarded from انجمن مغز و فلسفه ذهن
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"اگر میتوانید این را با عقل سلیم توضیح دهید به من خبر دهید، زیرا احتمالا یک جایزه نوبل برایتان کنار گذاشتهاند!" -جیم خلیلی
🌀 آیا آگاهی و مشاهده ما میتواند جهان را تغییر دهد؟
📽 در این ویدیو، جیم الخلیلی با بررسی آزمایش دو شکاف نشان میدهد که چگونه مشاهده میتواند رفتار ذرات را تغییر دهد. اثر ناظر نشان میدهد که ذرات بدون مشاهده بهصورت موجی رفتار میکنند، اما با حضور ناظر، مانند جسمی مشخص عمل میکنند. این پدیده، پلی میان فیزیک کوانتوم و پرسشهای فلسفی درباره ذهن و آگاهی است.
این بخشی از محتوای همخوانی این فصل ما در پدیدار بود که به مطالعه و بررسی فصل آخر کتاب چالمرز، یعنی نظریات کوانتومی آگاهی پرداختیم.
🧠 | @MindPhilosa
چگونه دانشمندان بین کار و ایمان تعادل برقرار میکنند؟
مطالعات جدیدی که در ژورنال #نیچر در سال 2024 منتشر شده، نشان میدهد که دانشمندان مذهبی با چالشهای خاصی در ترکیب اعتقادات دینی و فعالیتهای علمی خود مواجه هستند. تحقیقات انجام شده توسط الن هوارد اکلند، جامعهشناس دانشگاه رایس، نشان میدهد که حدود 30% از دانشمندان در کشورهای مختلف وابستگی مذهبی دارند. با این حال، بسیاری از آنها به دلیل نگرانی از قضاوت دیگران یا کاهش اعتبار حرفهای، تمایلی به بیان علنی اعتقادات خود در محیط کار ندارند.
در این مقاله، استراتژیهای کلیدی برای برقراری تعادل بین کار علمی و ایمان بررسی میشود. دانشمندان به دنبال راههایی هستند که بتوانند هر دو جنبه زندگیشان را به شکلی هماهنگ حفظ کنند، بدون اینکه از یکدیگر فاصله بگیرند.
سوال اول میتواند این باشد که پذیرش فرهنگ "فرض بیخدایی" و مقابله با آن چگونه است؟ در بسیاری از محیطهای علمی، معمولاً این فرض وجود دارد که دانشمندان باید غیرمذهبی باشند. این تصور نادرست باعث میشود که برخی از دانشمندان مذهبی احساس کنند که باید اعتقادات خود را پنهان کنند. الن اکلند در تحقیقاتش اشاره میکند که این "فرهنگ سکوت" میتواند به انزوای عاطفی و احساس تنهایی منجر شود.
برای مقابله با این چالش، برخی دانشمندان تصمیم میگیرند با همکاران قابل اعتماد خود درباره اعتقاداتشان صحبت کنند یا از داستانها و تمثیلهای دینی بهعنوان منبع الهام در پروژههای علمی استفاده کنند. به عنوان مثال، یک دانشمند مسلمان ممکن است از آموزههای دینی خود برای عمیقتر کردن درک علمیاش استفاده کند و این در نهایت به غنای تحقیقاتش کمک کند.
مورد بعدی "استفاده از اصول دینی در روششناسی علمی" است. برخی از دانشمندان مذهبی تلاش میکنند ارزشهای دینی خود را مانند صداقت، صبر و خدمت به جامعه در کار علمیشان بگنجانند. بهعنوان مثال، یک پژوهشگر مسیحی ممکن است اصول اخلاقی مذهب خود را در طراحی آزمایشها و همچنین در نحوه تعامل با همکارانش به کار گیرد. این رویکرد نه تنها به آنها کمک میکند تا تعادل خوبی بین کار و ایمان برقرار کنند، بلکه میتواند در حل چالشهای علمی نیز مؤثر باشد. به عبارت دیگر، این دانشمندان با استفاده از ارزشهای دینیشان، میتوانند نهتنها به خودشان، بلکه به پیشرفت علم نیز کمک کنند.
یکی از مسائل جالب، تعیین مرزهای شفاف بین زمان کار و فعالیتهای مذهبی است. مدیریت زمان و تعیین مرزها برای جلوگیری از تداخل بین مسئولیتهای شغلی و فعالیتهای مذهبی اهمیت زیادی دارد. بهعنوان مثال، دانشمندان یهودی ممکن است ساعات کاری خود را بهگونهای تنظیم کنند که با روز شبات هماهنگ باشد یا از ابزارهای دیجیتال برای یادآوری زمان نماز استفاده کنند. این مرزبندی به آنها کمک میکند تا هم در کار خود متمرکز بمانند و هم به تعهدات مذهبی خود پایبند باشند.
در واقع، با ایجاد این تعادل، آنها میتوانند احساس رضایت بیشتری را از هر دو جنبه زندگی خود تجربه کنند.
موضوع بعدی، استفاده از شبکههای حمایتی میباشد. گروهها و انجمنهای علمی-مذهبی، مانند انجمن دانشمندان مسیحی یا مسلمان، فضایی امن و حمایتی برای تبادل تجربیات فراهم میکنند. این شبکهها به دانشمندان این امکان را میدهند که چالشهای خود را با یکدیگر در میان بگذارند و به دنبال راهحلهای عملی برای مسائلشان بگردند. بهعنوان مثال، یک مطالعه در ایران نشان داد که باورهای دینی میتوانند رضایت شغلی را در بین کارکنان بخش سلامت افزایش دهند.
در این مقاله به "رویکردهای خلاقانه برای ادغام علم و ایمان" نیز اشاره شده است. برخی از دانشمندان از مفاهیم دینی بهعنوان منبع الهام در تحقیقات خود بهره میبرند. بهعنوان مثال، یک زیستشناس ممکن است تنوع زیستی را بهعنوان نشانهای از خلقت الهی تفسیر کند، در حالی که یک فیزیکدان ممکن است قوانین طبیعت را با اصول کیهانشناسی دینی مقایسه کند. این نگرش نه تنها با روش علمی تضادی ندارد، بلکه گاهی اوقات میتواند به درک عمیقتری از پدیدهها منجر شود.
در واقع، این نوع ادغام میتواند به دانشمندان کمک کند تا دیدگاههای جدیدی را در تحقیقات خود پیدا کنند و به سؤالات عمیقتری پاسخ دهند.
چالشهای پیشرو به طور خلاصه
ترس از قضاوت، تعارضات ادراکی و فقدان سیاستهای حمایتی است. بسیاری از دانشمندان مذهبی نگرانند که بیان اعتقاداتشان باعث ایجاد قضاوت منفی یا آسیب به حرفهشان شود. در برخی جوامع، تقابل سنتی بین علم و دین، مانند اختلاف بین نظریه تکامل و خلقتگرایی، میتواند تنشهایی ایجاد کند. کمبود برنامههای سازمانی برای هماهنگ کردن ساعات کاری با مناسبتهای مذهبی، مانند تعطیلات دینی، میتواند مشکلاتی را بهوجود آورد.
(هایپرلینک منبع)
🌐کانال علم و دین «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
مطالعات جدیدی که در ژورنال #نیچر در سال 2024 منتشر شده، نشان میدهد که دانشمندان مذهبی با چالشهای خاصی در ترکیب اعتقادات دینی و فعالیتهای علمی خود مواجه هستند. تحقیقات انجام شده توسط الن هوارد اکلند، جامعهشناس دانشگاه رایس، نشان میدهد که حدود 30% از دانشمندان در کشورهای مختلف وابستگی مذهبی دارند. با این حال، بسیاری از آنها به دلیل نگرانی از قضاوت دیگران یا کاهش اعتبار حرفهای، تمایلی به بیان علنی اعتقادات خود در محیط کار ندارند.
در این مقاله، استراتژیهای کلیدی برای برقراری تعادل بین کار علمی و ایمان بررسی میشود. دانشمندان به دنبال راههایی هستند که بتوانند هر دو جنبه زندگیشان را به شکلی هماهنگ حفظ کنند، بدون اینکه از یکدیگر فاصله بگیرند.
سوال اول میتواند این باشد که پذیرش فرهنگ "فرض بیخدایی" و مقابله با آن چگونه است؟ در بسیاری از محیطهای علمی، معمولاً این فرض وجود دارد که دانشمندان باید غیرمذهبی باشند. این تصور نادرست باعث میشود که برخی از دانشمندان مذهبی احساس کنند که باید اعتقادات خود را پنهان کنند. الن اکلند در تحقیقاتش اشاره میکند که این "فرهنگ سکوت" میتواند به انزوای عاطفی و احساس تنهایی منجر شود.
برای مقابله با این چالش، برخی دانشمندان تصمیم میگیرند با همکاران قابل اعتماد خود درباره اعتقاداتشان صحبت کنند یا از داستانها و تمثیلهای دینی بهعنوان منبع الهام در پروژههای علمی استفاده کنند. به عنوان مثال، یک دانشمند مسلمان ممکن است از آموزههای دینی خود برای عمیقتر کردن درک علمیاش استفاده کند و این در نهایت به غنای تحقیقاتش کمک کند.
مورد بعدی "استفاده از اصول دینی در روششناسی علمی" است. برخی از دانشمندان مذهبی تلاش میکنند ارزشهای دینی خود را مانند صداقت، صبر و خدمت به جامعه در کار علمیشان بگنجانند. بهعنوان مثال، یک پژوهشگر مسیحی ممکن است اصول اخلاقی مذهب خود را در طراحی آزمایشها و همچنین در نحوه تعامل با همکارانش به کار گیرد. این رویکرد نه تنها به آنها کمک میکند تا تعادل خوبی بین کار و ایمان برقرار کنند، بلکه میتواند در حل چالشهای علمی نیز مؤثر باشد. به عبارت دیگر، این دانشمندان با استفاده از ارزشهای دینیشان، میتوانند نهتنها به خودشان، بلکه به پیشرفت علم نیز کمک کنند.
یکی از مسائل جالب، تعیین مرزهای شفاف بین زمان کار و فعالیتهای مذهبی است. مدیریت زمان و تعیین مرزها برای جلوگیری از تداخل بین مسئولیتهای شغلی و فعالیتهای مذهبی اهمیت زیادی دارد. بهعنوان مثال، دانشمندان یهودی ممکن است ساعات کاری خود را بهگونهای تنظیم کنند که با روز شبات هماهنگ باشد یا از ابزارهای دیجیتال برای یادآوری زمان نماز استفاده کنند. این مرزبندی به آنها کمک میکند تا هم در کار خود متمرکز بمانند و هم به تعهدات مذهبی خود پایبند باشند.
در واقع، با ایجاد این تعادل، آنها میتوانند احساس رضایت بیشتری را از هر دو جنبه زندگی خود تجربه کنند.
موضوع بعدی، استفاده از شبکههای حمایتی میباشد. گروهها و انجمنهای علمی-مذهبی، مانند انجمن دانشمندان مسیحی یا مسلمان، فضایی امن و حمایتی برای تبادل تجربیات فراهم میکنند. این شبکهها به دانشمندان این امکان را میدهند که چالشهای خود را با یکدیگر در میان بگذارند و به دنبال راهحلهای عملی برای مسائلشان بگردند. بهعنوان مثال، یک مطالعه در ایران نشان داد که باورهای دینی میتوانند رضایت شغلی را در بین کارکنان بخش سلامت افزایش دهند.
در این مقاله به "رویکردهای خلاقانه برای ادغام علم و ایمان" نیز اشاره شده است. برخی از دانشمندان از مفاهیم دینی بهعنوان منبع الهام در تحقیقات خود بهره میبرند. بهعنوان مثال، یک زیستشناس ممکن است تنوع زیستی را بهعنوان نشانهای از خلقت الهی تفسیر کند، در حالی که یک فیزیکدان ممکن است قوانین طبیعت را با اصول کیهانشناسی دینی مقایسه کند. این نگرش نه تنها با روش علمی تضادی ندارد، بلکه گاهی اوقات میتواند به درک عمیقتری از پدیدهها منجر شود.
در واقع، این نوع ادغام میتواند به دانشمندان کمک کند تا دیدگاههای جدیدی را در تحقیقات خود پیدا کنند و به سؤالات عمیقتری پاسخ دهند.
چالشهای پیشرو به طور خلاصه
ترس از قضاوت، تعارضات ادراکی و فقدان سیاستهای حمایتی است. بسیاری از دانشمندان مذهبی نگرانند که بیان اعتقاداتشان باعث ایجاد قضاوت منفی یا آسیب به حرفهشان شود. در برخی جوامع، تقابل سنتی بین علم و دین، مانند اختلاف بین نظریه تکامل و خلقتگرایی، میتواند تنشهایی ایجاد کند. کمبود برنامههای سازمانی برای هماهنگ کردن ساعات کاری با مناسبتهای مذهبی، مانند تعطیلات دینی، میتواند مشکلاتی را بهوجود آورد.
(هایپرلینک منبع)
🌐کانال علم و دین «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
Nature
How religious scientists balance work and faith
Nature - Researchers find ways to interweave faith and science, from discussing Ramadan fasts with colleagues to applying religious parables to lab work.
👌4👍2
Science and Religion
چگونه دانشمندان بین کار و ایمان تعادل برقرار میکنند؟ مطالعات جدیدی که در ژورنال #نیچر در سال 2024 منتشر شده، نشان میدهد که دانشمندان مذهبی با چالشهای خاصی در ترکیب اعتقادات دینی و فعالیتهای علمی خود مواجه هستند. تحقیقات انجام شده توسط الن هوارد اکلند،…
مقاله "دین و علم میتوانند گفتوگویی واقعی داشته باشند" که در سال ۲۰۱۶ در مجله آیإسآی پییر-ریویود #نیچر منتشر شد، به چالش تعامل بین علم و دین میپردازد. نویسنده، کاترین پرایچارد، استدلال میکند که این دو حوزه رقیب نیستند، بلکه میتوانند در کنار هم به پرسشهای عمیق انسانی پاسخ دهند.
مقاله با ارائه مثالهای عملی از تعامل علم و دین، این موضوع را تقویت میکند. مثلاً، پرایچارد از تجربهی خود در یک رویداد علمی با حضور اسقفها و رهبران مذهبی یاد میکند، جایی که مفاهیم پیچیدهی علمی مانند ماده تاریک و چندجهانی به زبان ساده برای مخاطبان مذهبی توضیح داده شد. همچنین، او به پروژههایی مانند "دانشمندان در جماعتهای مذهبی" اشاره میکند که در آن دانشمندان و کشیشها دربارهی موضوعاتی مثل هوش مصنوعی یا اخلاق پزشکی بحث میکنند. برگزاری جشنوارههای علمی در کلیساها، مانند "از دایناسورها تا DNA" در کلیسای ایلی، نیز به عنوان مثالهایی از نزدیکی علم و دین به مردم عادی مطرح شده است.
مقاله همچنین به این پرسش پاسخ میدهد که چرا تصور تعارض بین علم و دین نادرست است. اثبات میشود که بنیانگذاران علم مدرن، مانند نیوتن و گالیله، افراد مذهبی بودهاند. مهمتر از همه، علم و دین به پرسشهای متفاوتی پاسخ میدهند: علم به «چگونگی» پدیدهها و دین به «چرایی» وجود آنها میپردازد. مثلاً، علم نحوهی تشکیل ستارهها را توضیح میدهد، در حالی که دین به معنا و هدف خلقت اشاره میکند. موارد تعارض تاریخی، مانند محاکمهی گالیله، اغلب ناشی از سوءتفاهم یا دخالت نهادها بودهاند، نه ذات علم یا دین.
با این وجود، چالشهایی در مسیر گفتگوی علم و دین وجود دارد. سوءتفاهمهای عمومی، که رسانهها اغلب علم و دین را در تقابل نشان میدهند، و فقدان زیرساختهای آموزشی، که بسیاری از افراد عادی در مشارکت در این گفتگوها احساس ناتوانی میکنند، از جمله این چالشها هستند.
مقاله بر نقش اجتماع در تقویت این گفتگو نیز تاکید دارد. همکاری بینرشتهای دانشمندان، الهیاتدانان و رهبران مذهبی در پروژههایی مانند بیانیه تورسیوداد (برای حفاظت از محیط زیست) نشان میدهد که این دو حوزه میتوانند در حل بحرانهای جهانی، مانند تغییرات اقلیمی، همکاری کنند. آموزش عمومی، مانند برگزاری کارگاههای علمی در کلیساها یا دعوت از دانشمندان برای سخنرانی، میتواند به افراد کمک کند تا علم را نه به عنوان دشمن، بلکه به عنوان ابزاری برای درک بهتر جهان ببینند.
در نهایت، مقاله نتیجه میگیرد که علم و دین هر دو در پی کشف حقیقت هستند، اما از مسیرهای مختلف. این گفتگوها میتوانند به پرسشهایی پاسخ دهند که هیچکدام به تنهایی از عهدهی پاسخگویی به آنها برنمیآیند، مانند معنای زندگی در جهان اداره شده توسط قوانین فیزیکی، اخلاق در عصر فناوریهای پیشرفته، و هدف نهایی کیهان. همچنین، به نقل از یکی از اسقفها، مطرح میشود که پرسشهای مربوط به چندجهانی، نه تنها ترسناک نیستند، بلکه فرصتی برای تفکر عمیقتر هستند. در مجموع، گفتگوی علم و دین نیازمند گشودگی ذهن، احترام متقابل و تلاش برای درک مشترک است و میتواند به بشریت در مواجهه با چالشهای پیچیده کمک کند.
📚منبع:📚
📌Religion and science can have a true dialogue. Kathryn Pritchard. 20 September 2016.
Nature volume 537, page451.
🌐DOI: https://doi.org/10.1038/537451a
(PDF download)
🌐https://www.nature.com/articles/537451a
👤M.M.J
🌐کانال علم و دین «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
مقاله با ارائه مثالهای عملی از تعامل علم و دین، این موضوع را تقویت میکند. مثلاً، پرایچارد از تجربهی خود در یک رویداد علمی با حضور اسقفها و رهبران مذهبی یاد میکند، جایی که مفاهیم پیچیدهی علمی مانند ماده تاریک و چندجهانی به زبان ساده برای مخاطبان مذهبی توضیح داده شد. همچنین، او به پروژههایی مانند "دانشمندان در جماعتهای مذهبی" اشاره میکند که در آن دانشمندان و کشیشها دربارهی موضوعاتی مثل هوش مصنوعی یا اخلاق پزشکی بحث میکنند. برگزاری جشنوارههای علمی در کلیساها، مانند "از دایناسورها تا DNA" در کلیسای ایلی، نیز به عنوان مثالهایی از نزدیکی علم و دین به مردم عادی مطرح شده است.
مقاله همچنین به این پرسش پاسخ میدهد که چرا تصور تعارض بین علم و دین نادرست است. اثبات میشود که بنیانگذاران علم مدرن، مانند نیوتن و گالیله، افراد مذهبی بودهاند. مهمتر از همه، علم و دین به پرسشهای متفاوتی پاسخ میدهند: علم به «چگونگی» پدیدهها و دین به «چرایی» وجود آنها میپردازد. مثلاً، علم نحوهی تشکیل ستارهها را توضیح میدهد، در حالی که دین به معنا و هدف خلقت اشاره میکند. موارد تعارض تاریخی، مانند محاکمهی گالیله، اغلب ناشی از سوءتفاهم یا دخالت نهادها بودهاند، نه ذات علم یا دین.
با این وجود، چالشهایی در مسیر گفتگوی علم و دین وجود دارد. سوءتفاهمهای عمومی، که رسانهها اغلب علم و دین را در تقابل نشان میدهند، و فقدان زیرساختهای آموزشی، که بسیاری از افراد عادی در مشارکت در این گفتگوها احساس ناتوانی میکنند، از جمله این چالشها هستند.
مقاله بر نقش اجتماع در تقویت این گفتگو نیز تاکید دارد. همکاری بینرشتهای دانشمندان، الهیاتدانان و رهبران مذهبی در پروژههایی مانند بیانیه تورسیوداد (برای حفاظت از محیط زیست) نشان میدهد که این دو حوزه میتوانند در حل بحرانهای جهانی، مانند تغییرات اقلیمی، همکاری کنند. آموزش عمومی، مانند برگزاری کارگاههای علمی در کلیساها یا دعوت از دانشمندان برای سخنرانی، میتواند به افراد کمک کند تا علم را نه به عنوان دشمن، بلکه به عنوان ابزاری برای درک بهتر جهان ببینند.
در نهایت، مقاله نتیجه میگیرد که علم و دین هر دو در پی کشف حقیقت هستند، اما از مسیرهای مختلف. این گفتگوها میتوانند به پرسشهایی پاسخ دهند که هیچکدام به تنهایی از عهدهی پاسخگویی به آنها برنمیآیند، مانند معنای زندگی در جهان اداره شده توسط قوانین فیزیکی، اخلاق در عصر فناوریهای پیشرفته، و هدف نهایی کیهان. همچنین، به نقل از یکی از اسقفها، مطرح میشود که پرسشهای مربوط به چندجهانی، نه تنها ترسناک نیستند، بلکه فرصتی برای تفکر عمیقتر هستند. در مجموع، گفتگوی علم و دین نیازمند گشودگی ذهن، احترام متقابل و تلاش برای درک مشترک است و میتواند به بشریت در مواجهه با چالشهای پیچیده کمک کند.
📚منبع:📚
📌Religion and science can have a true dialogue. Kathryn Pritchard. 20 September 2016.
Nature volume 537, page451.
🌐DOI: https://doi.org/10.1038/537451a
(PDF download)
🌐https://www.nature.com/articles/537451a
👤M.M.J
🌐کانال علم و دین «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
Nature
Religion and science can have a true dialogue
Nature - A popular assumption that there is a conflict between the Church and the research world should be dispelled, says Kathryn Pritchard.
Science and Religion
چگونه دانشمندان بین کار و ایمان تعادل برقرار میکنند؟ مطالعات جدیدی که در ژورنال #نیچر در سال 2024 منتشر شده، نشان میدهد که دانشمندان مذهبی با چالشهای خاصی در ترکیب اعتقادات دینی و فعالیتهای علمی خود مواجه هستند. تحقیقات انجام شده توسط الن هوارد اکلند،…
در سال 2012، دنیل سارویتز مقالهای جالب و چالشبرانگیز را در مجله بسیار معتبر آیإسآی پییر-ریویود Q1 #نیچر منتشر کرد با عنوان (گاهی علم باید با دین همزیستی کند) که به بررسی پیوندهای پیچیده بین علم و دین میپردازد. او در این مقاله استدلال میکند که علم به تنهایی نمیتواند تمام نیازهای انسانی برای درک جهان و جایگاه ما در آن را برآورده کند.
سارویتز، که استاد علوم جامعهشناسی در دانشگاه ایالتی آریزونا است، با استفاده از مثالهای زنده و ملموس به این بحث میپردازد. او بهویژه به کشف بوزون هیگز، معروف به "ذره خدا"، اشاره میکند و به ما یادآوری میکند که این کشف شگفتانگیز نتایج علمی خیرهکنندهای به همراه داشته، اما آیا واقعاً میتواند تمام سوالات عمیق ما درباره وجود و معنای زندگی را پاسخ دهد؟
همچنین، او تجربیات شخصیاش از بازدید از معابد آنگکور در کامبوج را به میان میآورد. این معابد نه تنها نمادهای تاریخی و فرهنگی هستند، بلکه نمایانگر جستجوی انسان برای معنای عمیقتری از زندگی و ارتباط با چیزی فراتر از دنیای مادی هستند.
او به تجربه بازدید از معابد آنگکور بهعنوان نمونهای از یک تجربه متعالی اشاره میکند که علم هرگز نتوانسته است مشابه آن را بازتولید کند. این معابد با طراحی منحصر به فرد و نمادین خود، احساسی عمیق از اسرار و ارتباط با ناشناختهها را در بازدیدکنندگان ایجاد میکنند. در واقع، این احساسات عمیق و معنوی چیزی است که کشفیات علمی مانند بوزون هیگز نمیتوانند به آن دست یابند.
علم به عنوان یک «اعتماد غیرعقلانی»:
سارویتز همچنین اشاره میکند که برای بسیاری از افراد، پذیرش مفاهیم علمی پیچیده (مثل بوزون هیگز) بیشتر شبیه به یک عمل ایمانآور است تا نتیجهای منطقی. او این نکته را مطرح میکند که در دنیای علم، گاهی اوقات ما بهجای تکیه بر دلایل منطقی، بهنوعی به این مفاهیم اعتماد میکنیم، گویی که به چیزی فراتر از عقلانیت خود ایمان داریم.
نیاز به شناختی فراتر از علم:
نویسنده، با اینکه خود را یک #خداناباور معرفی میکند، بهخوبی تأکید میکند که دین و تجربیات دینی میتوانند راههایی برای دسترسی به جنبههایی از «ناشناختهها» فراهم کنند که علم قادر به توصیف آنها نیست. بهعنوان مثال، بازدید از معابد آنگکور به افراد این فرصت را میدهد که بهطور شخصی با رازهای وجود مواجه شوند، چیزی که نمیتوان آن را به سادگی در مطالعه بوزون هیگز یافت.
او همچنین هشدار میدهد که کاهش اعتبار تجربیات دینی به سادگی به «خرافات» یا «نادانی» نهتنها نادرست است، بلکه میتواند بهعنوان یک مانع بزرگ برای درک جامعتر از جهان عمل کند. این انتظار که فقط علم بتواند همه سوالات ما را پاسخ دهد، میتواند ما را از درک عمیقتر و تجربههای غنی زندگی بازدارد.
Sarewitz, D. Sometimes science must give way to religion. Nature 488, 431 (2012). https://doi.org/10.1038/488431a
(PDF download)
https://www.nature.com/articles/488431a
👤M.M.J
🌐کانال علم و دین «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
سارویتز، که استاد علوم جامعهشناسی در دانشگاه ایالتی آریزونا است، با استفاده از مثالهای زنده و ملموس به این بحث میپردازد. او بهویژه به کشف بوزون هیگز، معروف به "ذره خدا"، اشاره میکند و به ما یادآوری میکند که این کشف شگفتانگیز نتایج علمی خیرهکنندهای به همراه داشته، اما آیا واقعاً میتواند تمام سوالات عمیق ما درباره وجود و معنای زندگی را پاسخ دهد؟
همچنین، او تجربیات شخصیاش از بازدید از معابد آنگکور در کامبوج را به میان میآورد. این معابد نه تنها نمادهای تاریخی و فرهنگی هستند، بلکه نمایانگر جستجوی انسان برای معنای عمیقتری از زندگی و ارتباط با چیزی فراتر از دنیای مادی هستند.
او به تجربه بازدید از معابد آنگکور بهعنوان نمونهای از یک تجربه متعالی اشاره میکند که علم هرگز نتوانسته است مشابه آن را بازتولید کند. این معابد با طراحی منحصر به فرد و نمادین خود، احساسی عمیق از اسرار و ارتباط با ناشناختهها را در بازدیدکنندگان ایجاد میکنند. در واقع، این احساسات عمیق و معنوی چیزی است که کشفیات علمی مانند بوزون هیگز نمیتوانند به آن دست یابند.
علم به عنوان یک «اعتماد غیرعقلانی»:
سارویتز همچنین اشاره میکند که برای بسیاری از افراد، پذیرش مفاهیم علمی پیچیده (مثل بوزون هیگز) بیشتر شبیه به یک عمل ایمانآور است تا نتیجهای منطقی. او این نکته را مطرح میکند که در دنیای علم، گاهی اوقات ما بهجای تکیه بر دلایل منطقی، بهنوعی به این مفاهیم اعتماد میکنیم، گویی که به چیزی فراتر از عقلانیت خود ایمان داریم.
نیاز به شناختی فراتر از علم:
نویسنده، با اینکه خود را یک #خداناباور معرفی میکند، بهخوبی تأکید میکند که دین و تجربیات دینی میتوانند راههایی برای دسترسی به جنبههایی از «ناشناختهها» فراهم کنند که علم قادر به توصیف آنها نیست. بهعنوان مثال، بازدید از معابد آنگکور به افراد این فرصت را میدهد که بهطور شخصی با رازهای وجود مواجه شوند، چیزی که نمیتوان آن را به سادگی در مطالعه بوزون هیگز یافت.
او همچنین هشدار میدهد که کاهش اعتبار تجربیات دینی به سادگی به «خرافات» یا «نادانی» نهتنها نادرست است، بلکه میتواند بهعنوان یک مانع بزرگ برای درک جامعتر از جهان عمل کند. این انتظار که فقط علم بتواند همه سوالات ما را پاسخ دهد، میتواند ما را از درک عمیقتر و تجربههای غنی زندگی بازدارد.
Sarewitz, D. Sometimes science must give way to religion. Nature 488, 431 (2012). https://doi.org/10.1038/488431a
(PDF download)
https://www.nature.com/articles/488431a
👤M.M.J
🌐کانال علم و دین «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
Nature
Sometimes science must give way to religion
Nature - The Higgs boson, and its role in providing a rational explanation for the Universe, is only part of the story, says Daniel Sarewitz.
👍5
🔺علم و ایمان میان دانشمندان؛ تحلیل تاریخی و نظرسنجیها🔺
📢شرح دو مقاله جالب از مجله Nature📢
📌١. نخست به مقاله مشاهیر علمی اغلب مذهبي هستند "Science luminaries are often religious" میپردازیم. نویسندگان این مقاله رابرت وایت، جورج الیس، دنیس الکساندر هستند. این مقاله به بررسی رابطه تاریخی بین علم و دین در میان دانشمندان برجسته میپردازد. نویسندگان با اشاره به فهرستی از دانشمندان مشهور مانند نیکلاس کوپرنیکوس، ایزاک نیوتن، مایکل فارادی، و چارلز باباژ، استدلال میکنند که بسیاری از پایهگذاران علوم مدرن، اعتقادات مذهبی قوی داشتند. به عنوان مثال، نیمی از ۱۰ دانشمند تأثیرگذار منتخب انجمن سلطنتی بریتانیا در سال ۲۰۱۰ (برای چاپ تمبرهای یادبود) مذهبی بودند. مقاله تأکید میکند که در قرون ۱۶ تا ۱۹، بسیاری از دانشمندان برجسته، فعالیتهای علمی خود را با باورهای دینی ترکیب میکردند. برای نمونه، رابرت بویل (شیمیدان) بخشی از ثروتش را به تبلیغ مسیحیت اختصاص داد، و کارل لینه (پدر طبقهبندی زیستشناسی) معتقد بود طبیعت «کتاب دوم خداوند» است. همچنین مقاله به نقدهای PZ مایرز (بیولوژیست و خداناباور) پاسخ میدهد که علم و دین را ناسازگار میداند. نویسندگان اشاره میکنند که حتی در عصر مدرن، دانشمندانی مانند آرتور ادیگتون (فیزیکدان) و ویلیام تامسون (لرد کلوین) به نقش خدا در قوانین طبیعت اعتقاد داشتند. این مقاله به تفاوتهای فرهنگی در پذیرش دین توسط دانشمندان اشاره میکند. برای مثال، در جوامعی با سنتهای قوی مذهبی (مانند هند)، ترکیب علم و دین رایجتر است.
📌٢. مقالهی دوم هست "دانشمندان هنوز ایمان خود را حفظ میکنند "Scientists are still keeping the faith". نویسندگان این مقاله ادوارد جی. لارسون و لری ویتهام هستند.
این مقاله بر اساس نظرسنجی از دانشمندان آمریکایی، به بررسی تداوم باورهای مذهبی در جامعه علمی میپردازد. یافته اصلی نشان میدهد که حدود ۴۰٪ از دانشمندان در دهه ۱۹۹۰ به خدا یا نیرویی برتر اعتقاد داشتند، رقمی که مشابه نتایج مطالعه جیمز لیوبا در سال ۱۹۱۶ است.
در سال ۱۹۱۶، لیوبا ادعا کرد تنها ۴۰٪ از دانشمندان به خدا باور دارند. این رقم در دهه ۱۹۹۰ تقریباً ثابت مانده، که نشاندهنده تداوم باورها علیرغم پیشرفتهای علمی است. فیزیکدانان و ریاضیدانان نسبت به زیستشناسان بیشتر به مفاهیم مذهبی گرایش دارند. این ممکن است به علت منطقیتر و ریاضیاتیتر بودن رشتهی فیزیک و ریاضیات باشد که باعث گرویدن اکثر ریاضیدانان و فیزیکدانان به خداباوری میشود. به عبارتی، مواجهه با پرسشهای فلسفی درباره منشأ جهان، منشا حیات، منشا آگاهی و منشا اخلاق. مقاله اول بر سابقه تاریخی دانشمندان مذهبی تمرکز دارد، در حالی مقاله دوم بر دادههای نظرسنجی معاصر تکیه میکند.
مقاله ۲۰۱۳ به دفاع از همزیستی علم و دین میپردازد، اما مقاله ۱۹۹۷ به بررسی تنشها و تفاوتها در جامعه علمی اشاره میکند.
هر دو مقاله نشان میدهند که رابطه علم و دین پیچیده و چندوجهی است. در حالی که برخی دانشمندان به همزیستی این دو باور دارند، دیگران آنها را در تضاد میدانند. برای مطالعه بیشتر، میتوانید به متن کامل مقالات از طریق لینکهای ارائهشده مراجعه کنید.
📚منابع و مراجع:📚
1. Science luminaries are often religious. Robert White, George Ellis, Denis Alexander.
Nature 501 (7465), 33-33, 2013.
http://www.nature.com/nature/journal/v501/n7465/full/501033c.html
(PDF download)
DOI:
https://doi.org/10.1038/501033c
2. Scientists are still keeping the faith. Edward J Larson, Larry Witham. Nature 386 (6624), 1997.
https://www.nature.com/articles/386435a0
DOI: https://doi.org/10.1038/386435a0
🌐کانال علم و دین «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
📢شرح دو مقاله جالب از مجله Nature📢
📌١. نخست به مقاله مشاهیر علمی اغلب مذهبي هستند "Science luminaries are often religious" میپردازیم. نویسندگان این مقاله رابرت وایت، جورج الیس، دنیس الکساندر هستند. این مقاله به بررسی رابطه تاریخی بین علم و دین در میان دانشمندان برجسته میپردازد. نویسندگان با اشاره به فهرستی از دانشمندان مشهور مانند نیکلاس کوپرنیکوس، ایزاک نیوتن، مایکل فارادی، و چارلز باباژ، استدلال میکنند که بسیاری از پایهگذاران علوم مدرن، اعتقادات مذهبی قوی داشتند. به عنوان مثال، نیمی از ۱۰ دانشمند تأثیرگذار منتخب انجمن سلطنتی بریتانیا در سال ۲۰۱۰ (برای چاپ تمبرهای یادبود) مذهبی بودند. مقاله تأکید میکند که در قرون ۱۶ تا ۱۹، بسیاری از دانشمندان برجسته، فعالیتهای علمی خود را با باورهای دینی ترکیب میکردند. برای نمونه، رابرت بویل (شیمیدان) بخشی از ثروتش را به تبلیغ مسیحیت اختصاص داد، و کارل لینه (پدر طبقهبندی زیستشناسی) معتقد بود طبیعت «کتاب دوم خداوند» است. همچنین مقاله به نقدهای PZ مایرز (بیولوژیست و خداناباور) پاسخ میدهد که علم و دین را ناسازگار میداند. نویسندگان اشاره میکنند که حتی در عصر مدرن، دانشمندانی مانند آرتور ادیگتون (فیزیکدان) و ویلیام تامسون (لرد کلوین) به نقش خدا در قوانین طبیعت اعتقاد داشتند. این مقاله به تفاوتهای فرهنگی در پذیرش دین توسط دانشمندان اشاره میکند. برای مثال، در جوامعی با سنتهای قوی مذهبی (مانند هند)، ترکیب علم و دین رایجتر است.
📌٢. مقالهی دوم هست "دانشمندان هنوز ایمان خود را حفظ میکنند "Scientists are still keeping the faith". نویسندگان این مقاله ادوارد جی. لارسون و لری ویتهام هستند.
این مقاله بر اساس نظرسنجی از دانشمندان آمریکایی، به بررسی تداوم باورهای مذهبی در جامعه علمی میپردازد. یافته اصلی نشان میدهد که حدود ۴۰٪ از دانشمندان در دهه ۱۹۹۰ به خدا یا نیرویی برتر اعتقاد داشتند، رقمی که مشابه نتایج مطالعه جیمز لیوبا در سال ۱۹۱۶ است.
در سال ۱۹۱۶، لیوبا ادعا کرد تنها ۴۰٪ از دانشمندان به خدا باور دارند. این رقم در دهه ۱۹۹۰ تقریباً ثابت مانده، که نشاندهنده تداوم باورها علیرغم پیشرفتهای علمی است. فیزیکدانان و ریاضیدانان نسبت به زیستشناسان بیشتر به مفاهیم مذهبی گرایش دارند. این ممکن است به علت منطقیتر و ریاضیاتیتر بودن رشتهی فیزیک و ریاضیات باشد که باعث گرویدن اکثر ریاضیدانان و فیزیکدانان به خداباوری میشود. به عبارتی، مواجهه با پرسشهای فلسفی درباره منشأ جهان، منشا حیات، منشا آگاهی و منشا اخلاق. مقاله اول بر سابقه تاریخی دانشمندان مذهبی تمرکز دارد، در حالی مقاله دوم بر دادههای نظرسنجی معاصر تکیه میکند.
مقاله ۲۰۱۳ به دفاع از همزیستی علم و دین میپردازد، اما مقاله ۱۹۹۷ به بررسی تنشها و تفاوتها در جامعه علمی اشاره میکند.
هر دو مقاله نشان میدهند که رابطه علم و دین پیچیده و چندوجهی است. در حالی که برخی دانشمندان به همزیستی این دو باور دارند، دیگران آنها را در تضاد میدانند. برای مطالعه بیشتر، میتوانید به متن کامل مقالات از طریق لینکهای ارائهشده مراجعه کنید.
📚منابع و مراجع:📚
1. Science luminaries are often religious. Robert White, George Ellis, Denis Alexander.
Nature 501 (7465), 33-33, 2013.
http://www.nature.com/nature/journal/v501/n7465/full/501033c.html
(PDF download)
DOI:
https://doi.org/10.1038/501033c
2. Scientists are still keeping the faith. Edward J Larson, Larry Witham. Nature 386 (6624), 1997.
https://www.nature.com/articles/386435a0
DOI: https://doi.org/10.1038/386435a0
🌐کانال علم و دین «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
Nature
Science luminaries are often religious
Science luminaries are often religious
👍7
Forwarded from اخبار و کتاب های ریاضی
همه چیز در مورد ریاضیات
@harmoniclib
جدیدترین اخبار در حوزه ریاضی
معرفی جدیدترین و مهم ترین کتاب های ریاضی
پادکست های عالی ریاضی
زیباترین مسائل و معماهای ریاضی
کاربرد ریاضیات در علوم و فنون مهندسی
همه و همه
در کانال اخبار و کتاب های ریاضی
@harmoniclib
https://news.1rj.ru/str/harmoniclib
لینک کانال اخبار و کتابهای ریاضی را نشر دهید.
@harmoniclib
جدیدترین اخبار در حوزه ریاضی
معرفی جدیدترین و مهم ترین کتاب های ریاضی
پادکست های عالی ریاضی
زیباترین مسائل و معماهای ریاضی
کاربرد ریاضیات در علوم و فنون مهندسی
همه و همه
در کانال اخبار و کتاب های ریاضی
@harmoniclib
https://news.1rj.ru/str/harmoniclib
لینک کانال اخبار و کتابهای ریاضی را نشر دهید.
👍8👎1
اخبار و کتاب های ریاضی
همه چیز در مورد ریاضیات @harmoniclib جدیدترین اخبار در حوزه ریاضی معرفی جدیدترین و مهم ترین کتاب های ریاضی پادکست های عالی ریاضی زیباترین مسائل و معماهای ریاضی کاربرد ریاضیات در علوم و فنون مهندسی همه و همه در کانال اخبار و کتاب های ریاضی @harmoniclib h…
#پیام_موقت:
کانالهایی که با آنها تبادل میکنیم، مورد تایید یا تکذیب ما نیست.
اما این کانال خوب دکتر میسمی پیشنهاد ما به شماست.
کانالهایی که با آنها تبادل میکنیم، مورد تایید یا تکذیب ما نیست.
اما این کانال خوب دکتر میسمی پیشنهاد ما به شماست.
👍3❤2
📚جهان از هیچ در نگاه ترایون و ویلنکین، بررسی و نقد.📚
مجله علمی " فلسفه دین "دوره 20، شماره 2، تیر 1402، صفحه 79-88. اصل مقاله (1020.07 K)
نوع مقاله: علمیپژوهشی
شناسه دیجیتال:
(DOI):
10.22059/jpht.2023.355275.1005952
👤 نویسنده: حمیدرضا شاکرین گروه منطق فهم دین، پژوهشکدۀ حکمت و دینپژوهی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، قم، ایران.
سامانهی نشر مجلات علمی دانشگاه تهران:
https://journal.ut.ac.ir/article_92380.html
📌چکیده:
یکی از مباحث کیهانشناختی چرایی و چگونگی پیدایش جهانی است که میزبان ما است. شماری از فیزیکدانان بر اساس کیهانشناسی کوانتومی مدعی پیدایش جهان از هیچ شدهاند. ادوارد ترایون بر آن است که جهان همچون ذرهای مجازی به طور ناگهانی از یک فضای زمینۀ تهی برآمده است. الکساندر ویلنکین نیز اظهار میدارد که جهان میتواند در یک تونل کوانتومی، بدون نیاز به فضای زمینهای پیشین، از هیچ برآید. مقالۀ پیش رو بر آن است تا دو تبیین یادشده را به روش توصیفی معرفی کند و سپس به روش عقلیـ تحلیلی مورد سنجش قرار دهد. ماحصل تحقیق این است که دو تقریر یادشده، افزون بر نارساییهای علمی، در بهترین حالت دلالتی افزون بر توضیح چگونگی پیدایش گیتی ندارند و تأییدی بر نفی حاجت به تبیین فراطبیعی جهان قلمداد نمیشوند.
کلیدواژهها: گیتی از هیچ؛ ادوارد ترایون؛ الکساندر ویلنکین؛ کیهانشناسی کوانتومی؛ خلاء کوانتومی؛ تونلزنی کوآنتومی.
🌐کانال علم و دین «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
مجله علمی " فلسفه دین "دوره 20، شماره 2، تیر 1402، صفحه 79-88. اصل مقاله (1020.07 K)
نوع مقاله: علمیپژوهشی
شناسه دیجیتال:
(DOI):
10.22059/jpht.2023.355275.1005952
👤 نویسنده: حمیدرضا شاکرین گروه منطق فهم دین، پژوهشکدۀ حکمت و دینپژوهی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، قم، ایران.
سامانهی نشر مجلات علمی دانشگاه تهران:
https://journal.ut.ac.ir/article_92380.html
📌چکیده:
یکی از مباحث کیهانشناختی چرایی و چگونگی پیدایش جهانی است که میزبان ما است. شماری از فیزیکدانان بر اساس کیهانشناسی کوانتومی مدعی پیدایش جهان از هیچ شدهاند. ادوارد ترایون بر آن است که جهان همچون ذرهای مجازی به طور ناگهانی از یک فضای زمینۀ تهی برآمده است. الکساندر ویلنکین نیز اظهار میدارد که جهان میتواند در یک تونل کوانتومی، بدون نیاز به فضای زمینهای پیشین، از هیچ برآید. مقالۀ پیش رو بر آن است تا دو تبیین یادشده را به روش توصیفی معرفی کند و سپس به روش عقلیـ تحلیلی مورد سنجش قرار دهد. ماحصل تحقیق این است که دو تقریر یادشده، افزون بر نارساییهای علمی، در بهترین حالت دلالتی افزون بر توضیح چگونگی پیدایش گیتی ندارند و تأییدی بر نفی حاجت به تبیین فراطبیعی جهان قلمداد نمیشوند.
کلیدواژهها: گیتی از هیچ؛ ادوارد ترایون؛ الکساندر ویلنکین؛ کیهانشناسی کوانتومی؛ خلاء کوانتومی؛ تونلزنی کوآنتومی.
🌐کانال علم و دین «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
journal.ut.ac.ir
جهان از هیچ در نگاه ترایون و ویلنکین، بررسی و نقد
یکی از مباحث کیهانشناختی چرایی و چگونگی پیدایش جهانی است که میزبان ما است. شماری از فیزیکدانان بر اساس کیهانشناسی کوانتومی مدعی پیدایش جهان از هیچ شدهاند. ادوارد ترایون بر آن است که جهان همچون ذرهای مجازی به طور ناگهانی از یک فضای زمینۀ تهی برآمده است.…
Science and Religion
Dawkins Is Knocked “Sideways with Wonder” by Cell’s Design. David Klinghoffer. June 10, 2021, 6:29 AM https://evolutionnews.org/2021/06/dawkins-is-knocked-sideway-by-cells-design/ 📚عنوان:📚 🔺داوکینز از طراحی سلول "به شدت شگفتزده" میشود.🔺 👤 نویسنده: دیوید…
📢🔺کانال «Science and Religion» تقدیم میکند🔺📢
🗣پروفسور نوبل (٢٠٢۴):
نئوداروینیسم دیگر مرده است!
📚انتقاد پروفسور دنیس نوبل از مکتب نئوداروینیسم و ریچارد داوکینز: مرور ادبیات و منابع آکادمیک.📚
📌چکیده:
پروفسور دنیس نوبل (Denis Noble)، استادتمام برجسته زیستشناسی فرگشتی، مهندسیژنتیک و فیزیولوژی در دانشگاه آکسفورد انگلستان (همان دانشگاهی که داوکینز هم حضور دارد و در همان رشتهی داوکینز)، از منتقدان سرسخت مکتب نئوداروینیسم و آثار ریچارد داوکینز محسوب میشود. این پست به بررسی دیدگاههای پرفسور نوبل، انتقادات او به نئوداروینیسم، و جایگاه علمی وی میپردازد. همچنین، منابع معتبری از جمله مقالات اخیر در ژورنالهای برتر (مانند Nature) و مصاحبههای عمومی نوبل تحلیل شدهاند.
📌۱. مقدمه:
ریچارد داوکینز، زیستشناس مشهور و مروج نئوداروینیسم، همواره با انتقادات جدی از سوی جامعه علمی مواجه بوده است. پروفسور دنیس نوبل، با سابقه علمی درخشان (H-index: 93) و بیش از ۲۰۰۰ استناد یا سایتیشن به برخی مقالاتش در گوگل اسکالر، از جمله چهرههای پیشرو در زیستشناسیفرگشتی و نقد مبانی نظری نئوداروینیسم است. او در مصاحبهها و مقالات اخیر خود ادعا میکند که «نئوداروینیسم مرده است!» و به محدودیتهای رویکرد ژنمحور در تبیین پیچیدگی حیات اشاره میکند.
📌۲. معرفی پروفسور دنیس نوبل:
- موقعیت آکادمیک: استاد تمام (Full Professor) دانشگاه آکسفورد در رشتههای فیزیولوژی، زیستشناسی فرگشتی، و ژنتیک.
شاخصهای علمی:
- H-index: 93 (گوگل اسکالر)
-مقالات پراستناد با بیش از ۲۰۰۰ استناد در حوزههای الکتروفیزیولوژی و زیستشناسی سیستمها «Systems biology».
- منابع عمومی:👇🏻👇🏻
[ویکیپدیای انگلیسی]:
(https://en.m.wikipedia.org/wiki/Denis_Noble)
[پروفایل ریسرچگیت]:
(https://www.researchgate.net/profile/Denis-Noble)
[پروفایل گوگل اسکالر]:
(https://scholar.google.com/citations?user=J6kLmsIAAAAJ&hl=en)
📌۳. نقد نئوداروینیسم و ریچارد داوکینز:
نوبل در مصاحبهها و نوشتههایش استدلال میکند که نئوداروینیسم قادر به توضیح دو پرسش بنیادین نیست:
۱. منشأ حیات (Origin of Life).
۲. منشأ کدهای ژنتیکی (Origin of the Genetic Code)
⬅️ وی همراه با تیمی از دانشمندان دانشگاه آکسفورد، جایزهای ۱۰ میلیون پوندی تحت نظارت #انجمن_سلطنتی_بریتانیا در انگلستان، برای پاسخ به این پرسشها تعیین کرده است.
📘منبع:
Artificial Intelligence + Origin of Life Prize, $10 Million USD
Where did life and the genetic code come from? Can the answer build superior AI? The #1 mystery in science now has a $10 million prize.
🌐https://www.herox.com/evolution2.0
📌انتقادات کلیدی:
- نئوداروینیسم به نقش تعیینکننده محیط و تعاملات سلولی در فرگشت بیتوجه است.
- مدلهای ژنمحور (بهویژه در کتابهای داوکینز) سادهانگارانه و غیرقابل اتکا هستند.
- بیان مشهور پروفسور نوبل: «کتابهای داوکینز تا زمانی که نخواندهای جذاباند، اما پس از مطالعه، به ضعف استدلالها پی میبرید.»
📌۴. ادعای مرگ نئوداروینیسم در منابع علمی:
نوبل در مقالهای در ژورنال Nature (۲۰۲۴) با عنوان "It’s time to admit that genes are not the blueprint for life" استدلال میکند که دیدگاه سنتی ژن بهعنوان «الگوی زندگی» منسوخ است. این مقاله بر نیاز به بازنگری در مفاهیم زیستشناسیفرگشتی تأکید دارد.
📘منبع:
Noble, D. (2024). It’s time to admit that genes are not the blueprint for life. Nature.
🌐https://www.nature.com/articles/d41586-024-00327-x
📚منابع تکمیلی:📚
- مصاحبهها:👇🏻👇🏻
["The Facts Are Clear: Neo-Darwinism is DEAD!"]
(YouTube)
- ["Fisher’s Failure and the Dramatic End of Neo-Darwinism"]
(YouTube)
Evolution News (۲۰۲۴): [Oxford Biologist Denis Noble: “Neo-Darwinism Is Dead”]
(رفرنس)
📌۵. جهتگیریهای جدید در زیستشناسی فرگشتی:
- مقاله ۲۰۲۴ در Forbes با عنوان "Evolution May Be Purposeful And It’s Freaking Scientists Out" به بحث هدفمندی احتمالی فرگشت میپردازد. (رفرنس)
- مقاله ۲۰۲۳ در BioEssays نقش RNAهای تنظیمی در جانداران پیچیده را بررسی میکند.
📘منبع:
Mattick, J. (2023). A Kuhnian revolution in molecular biology: Most genes in complex organisms express regulatory RNAs. BioEssays.
🌐https://doi.org/10.1002/bies.202300080
📌۶. نتیجهگیری:
پروفسور نوبل با تکیه بر شواهد تجربی و نظری، پارادایم نئوداروینیسم را به چالش میکشد و نیاز به مدلهای جامعتر در زیستشناسی فرگشتی را مطرح میکند. این دیدگاهها در مجلات معتبری مانند Nature و محافل آکادمیک مورد بحث قرار گرفتهاند.
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
🗣پروفسور نوبل (٢٠٢۴):
نئوداروینیسم دیگر مرده است!
📚انتقاد پروفسور دنیس نوبل از مکتب نئوداروینیسم و ریچارد داوکینز: مرور ادبیات و منابع آکادمیک.📚
📌چکیده:
پروفسور دنیس نوبل (Denis Noble)، استادتمام برجسته زیستشناسی فرگشتی، مهندسیژنتیک و فیزیولوژی در دانشگاه آکسفورد انگلستان (همان دانشگاهی که داوکینز هم حضور دارد و در همان رشتهی داوکینز)، از منتقدان سرسخت مکتب نئوداروینیسم و آثار ریچارد داوکینز محسوب میشود. این پست به بررسی دیدگاههای پرفسور نوبل، انتقادات او به نئوداروینیسم، و جایگاه علمی وی میپردازد. همچنین، منابع معتبری از جمله مقالات اخیر در ژورنالهای برتر (مانند Nature) و مصاحبههای عمومی نوبل تحلیل شدهاند.
📌۱. مقدمه:
ریچارد داوکینز، زیستشناس مشهور و مروج نئوداروینیسم، همواره با انتقادات جدی از سوی جامعه علمی مواجه بوده است. پروفسور دنیس نوبل، با سابقه علمی درخشان (H-index: 93) و بیش از ۲۰۰۰ استناد یا سایتیشن به برخی مقالاتش در گوگل اسکالر، از جمله چهرههای پیشرو در زیستشناسیفرگشتی و نقد مبانی نظری نئوداروینیسم است. او در مصاحبهها و مقالات اخیر خود ادعا میکند که «نئوداروینیسم مرده است!» و به محدودیتهای رویکرد ژنمحور در تبیین پیچیدگی حیات اشاره میکند.
📌۲. معرفی پروفسور دنیس نوبل:
- موقعیت آکادمیک: استاد تمام (Full Professor) دانشگاه آکسفورد در رشتههای فیزیولوژی، زیستشناسی فرگشتی، و ژنتیک.
شاخصهای علمی:
- H-index: 93 (گوگل اسکالر)
-مقالات پراستناد با بیش از ۲۰۰۰ استناد در حوزههای الکتروفیزیولوژی و زیستشناسی سیستمها «Systems biology».
- منابع عمومی:👇🏻👇🏻
[ویکیپدیای انگلیسی]:
(https://en.m.wikipedia.org/wiki/Denis_Noble)
[پروفایل ریسرچگیت]:
(https://www.researchgate.net/profile/Denis-Noble)
[پروفایل گوگل اسکالر]:
(https://scholar.google.com/citations?user=J6kLmsIAAAAJ&hl=en)
📌۳. نقد نئوداروینیسم و ریچارد داوکینز:
نوبل در مصاحبهها و نوشتههایش استدلال میکند که نئوداروینیسم قادر به توضیح دو پرسش بنیادین نیست:
۱. منشأ حیات (Origin of Life).
۲. منشأ کدهای ژنتیکی (Origin of the Genetic Code)
⬅️ وی همراه با تیمی از دانشمندان دانشگاه آکسفورد، جایزهای ۱۰ میلیون پوندی تحت نظارت #انجمن_سلطنتی_بریتانیا در انگلستان، برای پاسخ به این پرسشها تعیین کرده است.
📘منبع:
Artificial Intelligence + Origin of Life Prize, $10 Million USD
Where did life and the genetic code come from? Can the answer build superior AI? The #1 mystery in science now has a $10 million prize.
🌐https://www.herox.com/evolution2.0
📌انتقادات کلیدی:
- نئوداروینیسم به نقش تعیینکننده محیط و تعاملات سلولی در فرگشت بیتوجه است.
- مدلهای ژنمحور (بهویژه در کتابهای داوکینز) سادهانگارانه و غیرقابل اتکا هستند.
- بیان مشهور پروفسور نوبل: «کتابهای داوکینز تا زمانی که نخواندهای جذاباند، اما پس از مطالعه، به ضعف استدلالها پی میبرید.»
📌۴. ادعای مرگ نئوداروینیسم در منابع علمی:
نوبل در مقالهای در ژورنال Nature (۲۰۲۴) با عنوان "It’s time to admit that genes are not the blueprint for life" استدلال میکند که دیدگاه سنتی ژن بهعنوان «الگوی زندگی» منسوخ است. این مقاله بر نیاز به بازنگری در مفاهیم زیستشناسیفرگشتی تأکید دارد.
📘منبع:
Noble, D. (2024). It’s time to admit that genes are not the blueprint for life. Nature.
🌐https://www.nature.com/articles/d41586-024-00327-x
📚منابع تکمیلی:📚
- مصاحبهها:👇🏻👇🏻
["The Facts Are Clear: Neo-Darwinism is DEAD!"]
(YouTube)
- ["Fisher’s Failure and the Dramatic End of Neo-Darwinism"]
(YouTube)
Evolution News (۲۰۲۴): [Oxford Biologist Denis Noble: “Neo-Darwinism Is Dead”]
(رفرنس)
📌۵. جهتگیریهای جدید در زیستشناسی فرگشتی:
- مقاله ۲۰۲۴ در Forbes با عنوان "Evolution May Be Purposeful And It’s Freaking Scientists Out" به بحث هدفمندی احتمالی فرگشت میپردازد. (رفرنس)
- مقاله ۲۰۲۳ در BioEssays نقش RNAهای تنظیمی در جانداران پیچیده را بررسی میکند.
📘منبع:
Mattick, J. (2023). A Kuhnian revolution in molecular biology: Most genes in complex organisms express regulatory RNAs. BioEssays.
🌐https://doi.org/10.1002/bies.202300080
📌۶. نتیجهگیری:
پروفسور نوبل با تکیه بر شواهد تجربی و نظری، پارادایم نئوداروینیسم را به چالش میکشد و نیاز به مدلهای جامعتر در زیستشناسی فرگشتی را مطرح میکند. این دیدگاهها در مجلات معتبری مانند Nature و محافل آکادمیک مورد بحث قرار گرفتهاند.
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
👏10❤1👍1🔥1
Science and Religion pinned «📢🔺کانال «Science and Religion» تقدیم میکند🔺📢 🗣پروفسور نوبل (٢٠٢۴): نئوداروینیسم دیگر مرده است! 📚انتقاد پروفسور دنیس نوبل از مکتب نئوداروینیسم و ریچارد داوکینز: مرور ادبیات و منابع آکادمیک.📚 📌چکیده: پروفسور دنیس نوبل (Denis Noble)، استادتمام برجسته…»
Forwarded from مجله موازی
🎇ماجرای جنجالی نامگذاری بیگ بنگ
در میانه قرن بیستم، کیهانشناسی دو نظریه اصلی داشت: نظریه حالت پایدار و نظریه مهبانگ. فرد هویل (1915-2001)، فیزیکدان و اخترشناس بریتانیایی، از مدافعان سرسخت نظریه حالت پایدار بود که میگفت جهان همواره وجود داشته و در حال گسترش است، اما چگالیاش ثابت میماند، چون ماده جدید به تدریج ایجاد میشود. این دیدگاه، با نگاه فلسفی خداباوران سنتی که به یک لحظه آغازین برای جهان معتقد بودند، تضاد داشت.
از طرف دیگر، نظریه مهبانگ که توسط کشیش و دانشمند بلژیکی ژرژ لومتر ارائه شده بود، میگفت جهان از یک نقطه فوقالعاده چگال و داغ شروع شده و در حال انبساط است. این ایده، مورد توجه برخی دانشمندان خداباور قرار گرفت، چون با مفهوم "لحظه آفرینش" همخوانی داشت.
در سال 1949، فرد هویل در یک مصاحبه رادیویی با BBC، در حالی که داشت نظریه رقیب را نقد میکرد، با لحنی تمسخرآمیز گفت:
او این نام را تحقیرآمیز و بیمعنی میدانست، اما همین عبارت، از سوی رسانهها و جامعه علمی پذیرفته شد و به نام رسمی این نظریه تبدیل شد! خود هویل تا آخر عمرش مهبانگ را نپذیرفت و حتی معتقد بود نظریه حالت پایدار از نظر علمی برتر است.
در پس این رقابت علمی، یک اختلاف فلسفی عمیق هم نهفته بود. نظریه مهبانگ، به نوعی به یک "لحظه آغازین" اشاره داشت که بسیاری از خداباوران آن را با مفهوم آفرینش تطبیق میدادند. در مقابل، حالت پایدارِ هویل جهانی ازلی و ابدی را پیشنهاد میکرد که نیازی به یک آغاز و بنابراین نیازی به یک خالق نداشت.
با این حال، در دهه 1960، کشف تابش پسزمینه کیهانی توسط پنزیاس و ویلسون، نظریه مهبانگ را تأیید کرد و نظریه حالت پایدار را تقریباً به حاشیه برد. اما نامی که هویل با هدف تمسخر به کار برده بود، برای همیشه در تاریخ علم ماندگار شد!👀 ماجرای جنجالی نامگذاری بیگ بنگ
در میانه قرن بیستم، کیهانشناسی دو نظریه اصلی داشت: نظریه حالت پایدار و نظریه مهبانگ. فرد هویل (1915-2001)، فیزیکدان و اخترشناس بریتانیایی، از مدافعان سرسخت نظریه حالت پایدار بود که میگفت جهان همواره وجود داشته و در حال گسترش است، اما چگالیاش ثابت میماند، چون ماده جدید به تدریج ایجاد میشود. این دیدگاه، با نگاه فلسفی خداباوران سنتی که به یک لحظه آغازین برای جهان معتقد بودند، تضاد داشت.
از طرف دیگر، نظریه مهبانگ که توسط کشیش و دانشمند بلژیکی ژرژ لومتر ارائه شده بود، میگفت جهان از یک نقطه فوقالعاده چگال و داغ شروع شده و در حال انبساط است. این ایده، مورد توجه برخی دانشمندان خداباور قرار گرفت، چون با مفهوم "لحظه آفرینش" همخوانی داشت.
📼تمسخر هویل و جاودانه شدن یک اسم!
در سال 1949، فرد هویل در یک مصاحبه رادیویی با BBC، در حالی که داشت نظریه رقیب را نقد میکرد، با لحنی تمسخرآمیز گفت:
"بر اساس این نظریه، جهان از یک 'بیگ بنگ' (انفجار بزرگ) به وجود آمده است!"
او این نام را تحقیرآمیز و بیمعنی میدانست، اما همین عبارت، از سوی رسانهها و جامعه علمی پذیرفته شد و به نام رسمی این نظریه تبدیل شد! خود هویل تا آخر عمرش مهبانگ را نپذیرفت و حتی معتقد بود نظریه حالت پایدار از نظر علمی برتر است.
🔎منازعه علمی یا فلسفی؟
در پس این رقابت علمی، یک اختلاف فلسفی عمیق هم نهفته بود. نظریه مهبانگ، به نوعی به یک "لحظه آغازین" اشاره داشت که بسیاری از خداباوران آن را با مفهوم آفرینش تطبیق میدادند. در مقابل، حالت پایدارِ هویل جهانی ازلی و ابدی را پیشنهاد میکرد که نیازی به یک آغاز و بنابراین نیازی به یک خالق نداشت.
با این حال، در دهه 1960، کشف تابش پسزمینه کیهانی توسط پنزیاس و ویلسون، نظریه مهبانگ را تأیید کرد و نظریه حالت پایدار را تقریباً به حاشیه برد. اما نامی که هویل با هدف تمسخر به کار برده بود، برای همیشه در تاریخ علم ماندگار شد!
🎧 ما توی رادیو موازی یک اپیزود کامل رو به این موضوع اختصاص دادیم. اسم اپیزود هست "آیا فرد هویل درست میگفت؟". کافیه توی نرم افزار پادگیر خودتون عبارت "رادیو موازی" رو جستجو کنید.
#فیزیک #بیگ_بنگ
@mowazi_mag
در میانه قرن بیستم، کیهانشناسی دو نظریه اصلی داشت: نظریه حالت پایدار و نظریه مهبانگ. فرد هویل (1915-2001)، فیزیکدان و اخترشناس بریتانیایی، از مدافعان سرسخت نظریه حالت پایدار بود که میگفت جهان همواره وجود داشته و در حال گسترش است، اما چگالیاش ثابت میماند، چون ماده جدید به تدریج ایجاد میشود. این دیدگاه، با نگاه فلسفی خداباوران سنتی که به یک لحظه آغازین برای جهان معتقد بودند، تضاد داشت.
از طرف دیگر، نظریه مهبانگ که توسط کشیش و دانشمند بلژیکی ژرژ لومتر ارائه شده بود، میگفت جهان از یک نقطه فوقالعاده چگال و داغ شروع شده و در حال انبساط است. این ایده، مورد توجه برخی دانشمندان خداباور قرار گرفت، چون با مفهوم "لحظه آفرینش" همخوانی داشت.
در سال 1949، فرد هویل در یک مصاحبه رادیویی با BBC، در حالی که داشت نظریه رقیب را نقد میکرد، با لحنی تمسخرآمیز گفت:
"بر اساس این نظریه، جهان از یک 'بیگ بنگ' (انفجار بزرگ) به وجود آمده است!"
او این نام را تحقیرآمیز و بیمعنی میدانست، اما همین عبارت، از سوی رسانهها و جامعه علمی پذیرفته شد و به نام رسمی این نظریه تبدیل شد! خود هویل تا آخر عمرش مهبانگ را نپذیرفت و حتی معتقد بود نظریه حالت پایدار از نظر علمی برتر است.
در پس این رقابت علمی، یک اختلاف فلسفی عمیق هم نهفته بود. نظریه مهبانگ، به نوعی به یک "لحظه آغازین" اشاره داشت که بسیاری از خداباوران آن را با مفهوم آفرینش تطبیق میدادند. در مقابل، حالت پایدارِ هویل جهانی ازلی و ابدی را پیشنهاد میکرد که نیازی به یک آغاز و بنابراین نیازی به یک خالق نداشت.
با این حال، در دهه 1960، کشف تابش پسزمینه کیهانی توسط پنزیاس و ویلسون، نظریه مهبانگ را تأیید کرد و نظریه حالت پایدار را تقریباً به حاشیه برد. اما نامی که هویل با هدف تمسخر به کار برده بود، برای همیشه در تاریخ علم ماندگار شد!👀 ماجرای جنجالی نامگذاری بیگ بنگ
در میانه قرن بیستم، کیهانشناسی دو نظریه اصلی داشت: نظریه حالت پایدار و نظریه مهبانگ. فرد هویل (1915-2001)، فیزیکدان و اخترشناس بریتانیایی، از مدافعان سرسخت نظریه حالت پایدار بود که میگفت جهان همواره وجود داشته و در حال گسترش است، اما چگالیاش ثابت میماند، چون ماده جدید به تدریج ایجاد میشود. این دیدگاه، با نگاه فلسفی خداباوران سنتی که به یک لحظه آغازین برای جهان معتقد بودند، تضاد داشت.
از طرف دیگر، نظریه مهبانگ که توسط کشیش و دانشمند بلژیکی ژرژ لومتر ارائه شده بود، میگفت جهان از یک نقطه فوقالعاده چگال و داغ شروع شده و در حال انبساط است. این ایده، مورد توجه برخی دانشمندان خداباور قرار گرفت، چون با مفهوم "لحظه آفرینش" همخوانی داشت.
📼تمسخر هویل و جاودانه شدن یک اسم!
در سال 1949، فرد هویل در یک مصاحبه رادیویی با BBC، در حالی که داشت نظریه رقیب را نقد میکرد، با لحنی تمسخرآمیز گفت:
"بر اساس این نظریه، جهان از یک 'بیگ بنگ' (انفجار بزرگ) به وجود آمده است!"
او این نام را تحقیرآمیز و بیمعنی میدانست، اما همین عبارت، از سوی رسانهها و جامعه علمی پذیرفته شد و به نام رسمی این نظریه تبدیل شد! خود هویل تا آخر عمرش مهبانگ را نپذیرفت و حتی معتقد بود نظریه حالت پایدار از نظر علمی برتر است.
🔎منازعه علمی یا فلسفی؟
در پس این رقابت علمی، یک اختلاف فلسفی عمیق هم نهفته بود. نظریه مهبانگ، به نوعی به یک "لحظه آغازین" اشاره داشت که بسیاری از خداباوران آن را با مفهوم آفرینش تطبیق میدادند. در مقابل، حالت پایدارِ هویل جهانی ازلی و ابدی را پیشنهاد میکرد که نیازی به یک آغاز و بنابراین نیازی به یک خالق نداشت.
با این حال، در دهه 1960، کشف تابش پسزمینه کیهانی توسط پنزیاس و ویلسون، نظریه مهبانگ را تأیید کرد و نظریه حالت پایدار را تقریباً به حاشیه برد. اما نامی که هویل با هدف تمسخر به کار برده بود، برای همیشه در تاریخ علم ماندگار شد!
🎧 ما توی رادیو موازی یک اپیزود کامل رو به این موضوع اختصاص دادیم. اسم اپیزود هست "آیا فرد هویل درست میگفت؟". کافیه توی نرم افزار پادگیر خودتون عبارت "رادیو موازی" رو جستجو کنید.
#فیزیک #بیگ_بنگ
@mowazi_mag
👍7
Forwarded from دروغ ها و خرافات ملحدین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 نظر پرفسور " کیث مور " در مورد جنین شناسی در قرآن
🌐 ایشان کیست ؟ بخوانید [ کلیک ]
========================
📝 دروغ ها و خرافات ملحدین
🌐 @Zandiq_IQ7
🌐 ایشان کیست ؟ بخوانید [ کلیک ]
========================
📝 دروغ ها و خرافات ملحدین
🌐 @Zandiq_IQ7
👍6
Forwarded from دروغ ها و خرافات ملحدین
دروغ ها و خرافات ملحدین
🎬 نظر پرفسور " کیث مور " در مورد جنین شناسی در قرآن 🌐 ایشان کیست ؟ بخوانید [ کلیک ] ======================== 📝 دروغ ها و خرافات ملحدین 🌐 @Zandiq_IQ7
❇️ پروفسور کیث مور، که به معجزه بودن آیات جنین شناسی قرآن اعتراف کرد، کیست؟!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
✍ دانشگاه وسترن لقب #افسانهی_آناتومی را به پروفسور کیث مور داد:
🌱 «کیت که واقعاً یک افسانه آناتومی (Anatomy Legend) است، تأثیر قابل توجهی بر آموزش پزشکی آناتومی، نه تنها در سطح ملی، بلکه در سطح بین المللی داشته است.»
〽️ کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری را در دانشگاه وسترن کانادا گذراند. و فلوشیپ فوق دکترا از موسسه ملی سرطان کانادا گرفت.
✍بخشی از سوابق علمی پروفسور مور:
۱_استادیار آناتومی در دانشگاه مانیتوبا
۲_رئیس بخش آناتومی
۳_استاد آناتومی دانشگاه تورنتو
۴_دانشیار دانشکده علوم پایه پزشکی
۵_نوشتن بیش از ۱۶ کتاب آناتومی
۶_بیش از ۶۰ مقاله در حوزه ی جنین شناسی و تراتولوژی(ناهنجاری های تکوینی)
۷_عضو انجمن سلطنتی پزشکی (FRSM)
۸_عضو آکادمی بینالمللی سیتولوژی (FIAC)
۹_عضو انجمن آناتومیستهای آمریکا (FAAA)
۱۰_عضو کمیته بینالمللی فدرال در اصطلاحات آناتومی(F1CAT)
۱۱_به مدت 20 سال او جایزه مربی برجسته گری/الزویر را از انجمن آناتومیست های آمریکا دریافت کرد.
۱۲_جایزه انجمن آناتومیست های کانادا
۱۳_جوایز انجمن نویسندگان پزشکی آمریکا
۱۴_جوایز انجمن پزشکی بریتانیا
۱۵_ دریافت مدال جوبیلی الماس ملکه الیزابت!
و...
✅ او در سال 1991 بازنشسته شد اما همچنان فعال بود و کتابهایش را بهروزرسانی میکرد، در جلسات آناتومی شرکت میکرد و در سراسر جهان سخنرانی میکرد.
✍ بخاطر وقف عمر خود در آموزش جنین شناسی و آناتومی جایزه «دکتری کیث مور آناتومی و زیستشناسی سلولی» هر سال به دانشجوی برتر دکترای دانشگاه وسترن اعطا میشود.
دپارتمان آناتومی و زیست شناسی سلولی دانشگاه وسترن کانادا
🌐https://www.schulich.uwo.ca/anatomy/about_us/news/2019/dr_keith_l_moore.html
📌اعتبار کتب جنین شناسی مور
در زمینه ی جنین شناسی علاوه بر ۶۰ مقاله، دو کتاب ارزشمند از این پروفسور در دسترس هست:
کتاب های
📗قبل از تولد ما: ضروریات جنین شناسی و ناهنجاری های تولد
و کتاب
📘تکوین انسانی مور
که یکی از منابع دانشگاهی درس جنین شناسی است.
Textbooks continue to be a mainstay of many medical embryology courses. Two of the longstanding texts in the field (Moore and Persaud, 1998; Sadler, 2000) have been historically more anatomically oriented and have been widely used in more traditional courses. Two more recent books (Carlson, 1999b; Larson, 2001) have blended anatomical and molecular approaches.
📖 تکست بوک ها همچنان پایه اصلی بسیاری از کورس های جنین شناسی پزشکی هستند. دو تا از متون قدیمی در این زمینه (#مور و پرساود، 1998؛ سادلر، 2000) از نظر تاریخی بیشتر جهت گیری آناتومیکی داشته اند و به طور گسترده در دوره های سنتی تر مورد استفاده قرار گرفته اند. دو کتاب جدیدتر (کارلسون، 1999b؛ لارسون، 2001) رویکردهای آناتومی و مولکولی را با هم ترکیب کرده اند.
🔗 انجمن آناتومی آمریکا
🌐https://anatomypubs.onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1002/ar.10075
✍ علاوه بر این برخی کتب جنین شناسی معروفی که نوشته شده اند به کتاب های جنین شناسی مور ارجاع داده اند
مانند کتاب پزشکی جنینی (fetal medicine) انتشارات دانشگاه کمبریج
🌐https://www.cambridge.org/core/books/abs/fetal-medicine/embryology-for-fetal-medicine/8B217182D10AA32B363DDF5AA657F91F#
💫 در نهایت پروفسور مورد در مقاله ای با عنوان
📄Keith L. Moore: A SCIENTIST'S INTERPRETATION OF REFERENCES TO EMBRYOLOGY IN THE QUR'AN
💥به بررسی برخی آیات جنین شناسی قرآن میپردازد و به الهی بودن آیات جنین شناسی اعتراف میکند.
#پایان
🔰نویسنده : دکتر محمد رضایی / از کارگروه پژوهشی دروغ ها و خرافات ملحدین
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Zandiq_IQ7
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
✍ دانشگاه وسترن لقب #افسانهی_آناتومی را به پروفسور کیث مور داد:
🌱 «کیت که واقعاً یک افسانه آناتومی (Anatomy Legend) است، تأثیر قابل توجهی بر آموزش پزشکی آناتومی، نه تنها در سطح ملی، بلکه در سطح بین المللی داشته است.»
〽️ کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری را در دانشگاه وسترن کانادا گذراند. و فلوشیپ فوق دکترا از موسسه ملی سرطان کانادا گرفت.
✍بخشی از سوابق علمی پروفسور مور:
۱_استادیار آناتومی در دانشگاه مانیتوبا
۲_رئیس بخش آناتومی
۳_استاد آناتومی دانشگاه تورنتو
۴_دانشیار دانشکده علوم پایه پزشکی
۵_نوشتن بیش از ۱۶ کتاب آناتومی
۶_بیش از ۶۰ مقاله در حوزه ی جنین شناسی و تراتولوژی(ناهنجاری های تکوینی)
۷_عضو انجمن سلطنتی پزشکی (FRSM)
۸_عضو آکادمی بینالمللی سیتولوژی (FIAC)
۹_عضو انجمن آناتومیستهای آمریکا (FAAA)
۱۰_عضو کمیته بینالمللی فدرال در اصطلاحات آناتومی(F1CAT)
۱۱_به مدت 20 سال او جایزه مربی برجسته گری/الزویر را از انجمن آناتومیست های آمریکا دریافت کرد.
۱۲_جایزه انجمن آناتومیست های کانادا
۱۳_جوایز انجمن نویسندگان پزشکی آمریکا
۱۴_جوایز انجمن پزشکی بریتانیا
۱۵_ دریافت مدال جوبیلی الماس ملکه الیزابت!
و...
✅ او در سال 1991 بازنشسته شد اما همچنان فعال بود و کتابهایش را بهروزرسانی میکرد، در جلسات آناتومی شرکت میکرد و در سراسر جهان سخنرانی میکرد.
✍ بخاطر وقف عمر خود در آموزش جنین شناسی و آناتومی جایزه «دکتری کیث مور آناتومی و زیستشناسی سلولی» هر سال به دانشجوی برتر دکترای دانشگاه وسترن اعطا میشود.
دپارتمان آناتومی و زیست شناسی سلولی دانشگاه وسترن کانادا
🌐https://www.schulich.uwo.ca/anatomy/about_us/news/2019/dr_keith_l_moore.html
📌اعتبار کتب جنین شناسی مور
در زمینه ی جنین شناسی علاوه بر ۶۰ مقاله، دو کتاب ارزشمند از این پروفسور در دسترس هست:
کتاب های
📗قبل از تولد ما: ضروریات جنین شناسی و ناهنجاری های تولد
و کتاب
📘تکوین انسانی مور
که یکی از منابع دانشگاهی درس جنین شناسی است.
Textbooks continue to be a mainstay of many medical embryology courses. Two of the longstanding texts in the field (Moore and Persaud, 1998; Sadler, 2000) have been historically more anatomically oriented and have been widely used in more traditional courses. Two more recent books (Carlson, 1999b; Larson, 2001) have blended anatomical and molecular approaches.
📖 تکست بوک ها همچنان پایه اصلی بسیاری از کورس های جنین شناسی پزشکی هستند. دو تا از متون قدیمی در این زمینه (#مور و پرساود، 1998؛ سادلر، 2000) از نظر تاریخی بیشتر جهت گیری آناتومیکی داشته اند و به طور گسترده در دوره های سنتی تر مورد استفاده قرار گرفته اند. دو کتاب جدیدتر (کارلسون، 1999b؛ لارسون، 2001) رویکردهای آناتومی و مولکولی را با هم ترکیب کرده اند.
🔗 انجمن آناتومی آمریکا
🌐https://anatomypubs.onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1002/ar.10075
✍ علاوه بر این برخی کتب جنین شناسی معروفی که نوشته شده اند به کتاب های جنین شناسی مور ارجاع داده اند
مانند کتاب پزشکی جنینی (fetal medicine) انتشارات دانشگاه کمبریج
🌐https://www.cambridge.org/core/books/abs/fetal-medicine/embryology-for-fetal-medicine/8B217182D10AA32B363DDF5AA657F91F#
💫 در نهایت پروفسور مورد در مقاله ای با عنوان
📄Keith L. Moore: A SCIENTIST'S INTERPRETATION OF REFERENCES TO EMBRYOLOGY IN THE QUR'AN
💥به بررسی برخی آیات جنین شناسی قرآن میپردازد و به الهی بودن آیات جنین شناسی اعتراف میکند.
#پایان
🔰نویسنده : دکتر محمد رضایی / از کارگروه پژوهشی دروغ ها و خرافات ملحدین
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Zandiq_IQ7
👏15🔥1🤔1🙏1
🔰«تبیین فیزیکی پیدایش جهان از هیچ»- بخش اوّل: ادوارد ترایون و الکساندر ویلنکین
The Physical Explanation of the Creation from Nothing- First Part: Edward Tryon and Alexander Vilenkin
📌طبق مدل استاندارد مِهبانگ (Big Bang)، جهان از یک حالت بسیار داغ و چگال (تکینگی) اوّلیه شروع به کار کرده است. امّا خود آن حالت اوّلیه چرا به وجود آمده است؟ برخی نظریات فیزیکی وجود دارد که در تلاش است تا پیدایش جهان از هیچ را به صورت طبیعی و فیزیکی توضیح دهد:
1️⃣ مدل ترایون (#افتوخیز_کوانتومی): او در سال 1973 پیشنهاد کرد که جهان میتواند حاصل یک افتوخیز از یک میدان خلأ کوانتومی باشد. او استدلال کرد که برای یک جهان بسته، انرژی منفی پتانسیل گرانشی با انرژی مادّه-انرژی موجود در جهان یکدیگر را خنثی میکنند و در نتیجه مجموع انرژی جهان صفر است. به همین سبب، جهان به عنوان یک افتوخیز کوانتومی، بدون نقض قانون پایستگی انرژی، میتواند به مدّت طولانی پایدار بماند.
2️⃣ مدل ویلنکین (#تونلزنی_کوانتومی): او در سال 1982 مدلی را ارائه داد که طبق آن جهان میتواند از "#هیچ" تونلزنی کرده و به وجود بیاید. ویلنکین احتمال آن که کیهان از «یک حالت بسیار کوچک در حال رمبیدن»، به «یک حالت بزرگ در حال انبساط» تونل بزند را محاسبه کرد. او نشان داد که حتّی اگر حجم آن حالت اوّلیه به صفر میل کند، باز هم احتمال این تونلزنی صفر نیست. ویلنکین این کیهان اوّلیه با حجم صفر را "#هیچ" مینامد و این فرآیند را "#به_وجود_آمدن_جهان_از_هیچ" میداند.
❗️امّا این نظریات، فارغ از مشکلات فیزیکی که دارند، واقعاً یک نظریه پیدایش از هیچ نیستند، زیرا:
🔹1- میدان خلأ دارای انرژی است، در فضازمان قرار دارد و قوانین فیزیک برای آن برقرار است. بنابراین خلأ کوانتومی از منظر فیزیکی یک "چیز" است و موجودیت دارد؛ و آن را نباید با "هیچ محض"، یعنی عدم مطلق فلسفی، یکی دانست. با این اوصاف، نظریۀ ترایون را نباید "خلق جهان از عدم" دانست، بلکه آن "خلق جهان از میدان خلأ کوانتومی" است. به عبارت دیگر این نظریه پاسخی برای این پرسش ندارد که «خود آن خلأ کوانتومی چگونه خلق شدهاست؟»
🔸2- همانطور که خود ویلنکین نیز بعداً اذعان کرد، این "هیچ" به معنای "هیچ فلسفی" نیست، چرا که همچنان قوانین فیزیک در آنجا وجود دارند و برقرار هستند. از آن گذشته، خود این جهانِ با حجم صفر، همچنان یک موجود هندسی سه-بُعدی است که به عنوان یک حالت اوّلیه میتواند مطابق با قوانین فیزیک به یک حالت ثانویه تونلزنی کند. بنابراین، نظریۀ ویلنکین نیز به مانند نظریۀ ترایون، یک توضیح فیزیکی برای "پیدایش جهان از هیچ" نیست.
🔺در این زمینه، یک دیدگاه مشهور دیگر، نظریۀ هارتل-هاوکینگ است که در آینده به آن خواهیم پرداخت.
👤دکتر حامد منوچهری کوشا (دکترای فیزیک شاخه کیهانشناسی از دانشگاه صنعتی شریف، تیم مدیریت کانال)
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
The Physical Explanation of the Creation from Nothing- First Part: Edward Tryon and Alexander Vilenkin
📌طبق مدل استاندارد مِهبانگ (Big Bang)، جهان از یک حالت بسیار داغ و چگال (تکینگی) اوّلیه شروع به کار کرده است. امّا خود آن حالت اوّلیه چرا به وجود آمده است؟ برخی نظریات فیزیکی وجود دارد که در تلاش است تا پیدایش جهان از هیچ را به صورت طبیعی و فیزیکی توضیح دهد:
1️⃣ مدل ترایون (#افتوخیز_کوانتومی): او در سال 1973 پیشنهاد کرد که جهان میتواند حاصل یک افتوخیز از یک میدان خلأ کوانتومی باشد. او استدلال کرد که برای یک جهان بسته، انرژی منفی پتانسیل گرانشی با انرژی مادّه-انرژی موجود در جهان یکدیگر را خنثی میکنند و در نتیجه مجموع انرژی جهان صفر است. به همین سبب، جهان به عنوان یک افتوخیز کوانتومی، بدون نقض قانون پایستگی انرژی، میتواند به مدّت طولانی پایدار بماند.
2️⃣ مدل ویلنکین (#تونلزنی_کوانتومی): او در سال 1982 مدلی را ارائه داد که طبق آن جهان میتواند از "#هیچ" تونلزنی کرده و به وجود بیاید. ویلنکین احتمال آن که کیهان از «یک حالت بسیار کوچک در حال رمبیدن»، به «یک حالت بزرگ در حال انبساط» تونل بزند را محاسبه کرد. او نشان داد که حتّی اگر حجم آن حالت اوّلیه به صفر میل کند، باز هم احتمال این تونلزنی صفر نیست. ویلنکین این کیهان اوّلیه با حجم صفر را "#هیچ" مینامد و این فرآیند را "#به_وجود_آمدن_جهان_از_هیچ" میداند.
❗️امّا این نظریات، فارغ از مشکلات فیزیکی که دارند، واقعاً یک نظریه پیدایش از هیچ نیستند، زیرا:
🔹1- میدان خلأ دارای انرژی است، در فضازمان قرار دارد و قوانین فیزیک برای آن برقرار است. بنابراین خلأ کوانتومی از منظر فیزیکی یک "چیز" است و موجودیت دارد؛ و آن را نباید با "هیچ محض"، یعنی عدم مطلق فلسفی، یکی دانست. با این اوصاف، نظریۀ ترایون را نباید "خلق جهان از عدم" دانست، بلکه آن "خلق جهان از میدان خلأ کوانتومی" است. به عبارت دیگر این نظریه پاسخی برای این پرسش ندارد که «خود آن خلأ کوانتومی چگونه خلق شدهاست؟»
🔸2- همانطور که خود ویلنکین نیز بعداً اذعان کرد، این "هیچ" به معنای "هیچ فلسفی" نیست، چرا که همچنان قوانین فیزیک در آنجا وجود دارند و برقرار هستند. از آن گذشته، خود این جهانِ با حجم صفر، همچنان یک موجود هندسی سه-بُعدی است که به عنوان یک حالت اوّلیه میتواند مطابق با قوانین فیزیک به یک حالت ثانویه تونلزنی کند. بنابراین، نظریۀ ویلنکین نیز به مانند نظریۀ ترایون، یک توضیح فیزیکی برای "پیدایش جهان از هیچ" نیست.
🔺در این زمینه، یک دیدگاه مشهور دیگر، نظریۀ هارتل-هاوکینگ است که در آینده به آن خواهیم پرداخت.
توضیحات بیشتر دربارۀ خلأ و تونلزنی کوانتومی:
دلیل آنکه خلأ کوانتومی (Quantum Vacuum) را "خلأ" مینامند این است که از نظر فیزیکی هیچ ذرّهای در آن نیست، به عبارت دیگر یک "فضای تهی از ذره" است. امّا در چهارچوب نظریۀ میدان کوانتومی، هویات بنیادی عالم ذرات نیستند، بلکه میدانها هستند. خلأ کوانتومی نیز در واقع حالتی از میدانهای کوانتومی است که دارای کمترین انرژی ممکن است. به سبب اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، چنین حالتی پایدار نیست و افتوخیزهای کوانتومی در آن منجر به تولید ذرات مختلفی میشود که غالباً ناپایدارند و سریعاً از بین میروند. مدّت زمان پایداری این ذرات تولید شده، با انرژی آنها نسبت عکس دارد.
تونلزنی (Quantum Tunneling) نام پدیدهای کوانتومی است که در آن ذرّهای از یک سدّ پتانسیل که از منظر کلاسیکی عبور از آن برایش ناممکن است، عبور میکند. به عبارت ساده، ذرّه تحوّلی را طی میکند که هرچند حضور ذره در حالت ابتدایی و انتهایی این تحوّل بهخودیخود مجاز است، امّا انجام این تحوّل با مانعی روبروست که فیزیک کلاسیک اجازۀ آن را نمیدهد.
👤دکتر حامد منوچهری کوشا (دکترای فیزیک شاخه کیهانشناسی از دانشگاه صنعتی شریف، تیم مدیریت کانال)
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
Telegram
Science and Religion
📢🔺 کانال «Science and Religion» تقدیم میکند🔺📢
کانال علم و دین، به همت جمعی از دانشجویان و اساتید ایرانی دانشگاه #دوسلدورف_آلمان، #امیرکبیر_تهران، #دانشگاه_کمبریج و #منچستر_انگلستان، #دانشگاه_اصفهان ووو.... تاسیس شد و درواقع هدف این کانال، ادامه دادن راه…
کانال علم و دین، به همت جمعی از دانشجویان و اساتید ایرانی دانشگاه #دوسلدورف_آلمان، #امیرکبیر_تهران، #دانشگاه_کمبریج و #منچستر_انگلستان، #دانشگاه_اصفهان ووو.... تاسیس شد و درواقع هدف این کانال، ادامه دادن راه…
👍10
Forwarded from مجله موازی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔍 فیزیکالیسم در آستانهی سقوط؟
کریستف کوخ، عصبپژوه و فیلسوف علم، از پیشگامان مطالعهی آگاهی در علوم اعصاب است. او سالها در مؤسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) فعالیت داشت و سپس به عنوان مدیر ارشد علمی در مؤسسهی آلن برای علوم مغز مشغول شد. کوخ با همکاری فرانسیس کریک (یکی از کاشفان ساختار DNA)، به دنبال کشف زیربنای عصبی آگاهی بود.
افتخارات او شامل پژوهشهای تأثیرگذار دربارهی همبستگی عصبی آگاهی (NCC)، توسعهی نظریهی اطلاعات یکپارچه (IIT) و نقد فیزیکالیسم کلاسیک است. کتابهایش، مانند آگاهی: اعترافات یک مادیگرا، به یکی از جنجالیترین مباحث فلسفهی ذهن پرداختهاند.
🔹 حالا که او از افول فیزیکالیسم سخن میگوید، آیا زمان بازنگری در نگاهمان به آگاهی فرا رسیده؟
#نوروساینس #فلسفه_ذهن
🆔 @mowazi_mag | مسیرهایموازیپیرامونما
کریستف کوخ، عصبپژوه و فیلسوف علم، از پیشگامان مطالعهی آگاهی در علوم اعصاب است. او سالها در مؤسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) فعالیت داشت و سپس به عنوان مدیر ارشد علمی در مؤسسهی آلن برای علوم مغز مشغول شد. کوخ با همکاری فرانسیس کریک (یکی از کاشفان ساختار DNA)، به دنبال کشف زیربنای عصبی آگاهی بود.
افتخارات او شامل پژوهشهای تأثیرگذار دربارهی همبستگی عصبی آگاهی (NCC)، توسعهی نظریهی اطلاعات یکپارچه (IIT) و نقد فیزیکالیسم کلاسیک است. کتابهایش، مانند آگاهی: اعترافات یک مادیگرا، به یکی از جنجالیترین مباحث فلسفهی ذهن پرداختهاند.
🔹 حالا که او از افول فیزیکالیسم سخن میگوید، آیا زمان بازنگری در نگاهمان به آگاهی فرا رسیده؟
#نوروساینس #فلسفه_ذهن
🆔 @mowazi_mag | مسیرهایموازیپیرامونما
🔥12👍1
مجله موازی
🔍 فیزیکالیسم در آستانهی سقوط؟ کریستف کوخ، عصبپژوه و فیلسوف علم، از پیشگامان مطالعهی آگاهی در علوم اعصاب است. او سالها در مؤسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) فعالیت داشت و سپس به عنوان مدیر ارشد علمی در مؤسسهی آلن برای علوم مغز مشغول شد. کوخ با همکاری فرانسیس…
📚منبع (کتاب جدید ٢٠٢۴ پرفسور کوخ):
📌Koch C, Then I Am Myself the World: What Consciousness Is and How to Expand It, Basic Books, 2024. Chapters 4, Experience Is Everywhere, Page 71.
👤پروفسور کریستوف کوخ «Christof Koch» (عصبشناسمحاسباتی و نوروفیزیولوژیست برجسته، مدیر مؤسسهی تحقیقات مغز آلن در سیاتل واشنگتن، مخترع مدل معروف IIT به همراه جولیو تونونی):
📌با وجود پدیدهی بسیار غیرمنتظره اما کاملاً اثباتشدهی «غیرمحلی بودن» در مکانیک کوانتومی، فیزیکالیسم همچنان دیدگاه رایج در فلسفه و علم است. «عقابِ فیزیکالیسم»، پس از شکست دادنِ رقیبش —دوگانهانگاری—با فریاد برتری، نمایش قدرت میدهد.
با این حال، این جشن پیروزی زود برگزار شد؛ چون فیزیکالیسمِ کلاسیک رو به افول است و در مقابل، شیوههای بسیار قدیمیترِ تفکر دربارهی ذهن (ایدهالیسم، دوالیسم، پنسایکیسم و....) دوباره رونق گرفتهاند.
📌همچنین به پست زیر رجوع کنید (خبری که شوکی ناگهانی به جامعهی علمی نوروساینس و فیزیکالیستها وارد کرد):
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1720
📌همچنین شرطبندی او با دیوید چالمرز قبل از تغییر عقیدهاش در سال ٢٠٢٣ (که در ژورنال Nature به چاپ رسید):
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1484
🌐 کانال "مجموعهی علم و دین موازی":
🆔 @mowazi_mag
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
📌Koch C, Then I Am Myself the World: What Consciousness Is and How to Expand It, Basic Books, 2024. Chapters 4, Experience Is Everywhere, Page 71.
👤پروفسور کریستوف کوخ «Christof Koch» (عصبشناسمحاسباتی و نوروفیزیولوژیست برجسته، مدیر مؤسسهی تحقیقات مغز آلن در سیاتل واشنگتن، مخترع مدل معروف IIT به همراه جولیو تونونی):
📌با وجود پدیدهی بسیار غیرمنتظره اما کاملاً اثباتشدهی «غیرمحلی بودن» در مکانیک کوانتومی، فیزیکالیسم همچنان دیدگاه رایج در فلسفه و علم است. «عقابِ فیزیکالیسم»، پس از شکست دادنِ رقیبش —دوگانهانگاری—با فریاد برتری، نمایش قدرت میدهد.
با این حال، این جشن پیروزی زود برگزار شد؛ چون فیزیکالیسمِ کلاسیک رو به افول است و در مقابل، شیوههای بسیار قدیمیترِ تفکر دربارهی ذهن (ایدهالیسم، دوالیسم، پنسایکیسم و....) دوباره رونق گرفتهاند.
📌همچنین به پست زیر رجوع کنید (خبری که شوکی ناگهانی به جامعهی علمی نوروساینس و فیزیکالیستها وارد کرد):
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1720
📌همچنین شرطبندی او با دیوید چالمرز قبل از تغییر عقیدهاش در سال ٢٠٢٣ (که در ژورنال Nature به چاپ رسید):
https://news.1rj.ru/str/ReligionandScience2021/1484
🌐 کانال "مجموعهی علم و دین موازی":
🆔 @mowazi_mag
🌐کانال «Science and Religion»:
🆔 @ReligionandScience2021
Telegram
Science and Religion
🔺کریستوف کوخ، بزرگترین نوروساینتیست جهان که به طور میانرشتهای روی مسئلهیآگاهی تحقیقات عظیمی را رهبری میکرد و «IIT theory» او مرجع خیلی از نئوآتئیستها و ناباوران ایرانی هم بود، بالاخره باورمند شد!🔺
Bernardo Kastrup VS Christof Koch.
https://www.yo…
Bernardo Kastrup VS Christof Koch.
https://www.yo…
👍4❤1👏1
Forwarded from نوین رسانه (Multidisciplinary Media)
🔸رابطه گروتندیک و دلین
هنگامی که گروتندیک از دنیای ریاضیات کناره گرفت، دلین کارهای او را پیگیری کرد و بنای هندسه جبری را به پایان رسانید و سرانجام نشان فیلدز را دریافت کرد. در تابستان ۱۹۷۳ میلادی پیر دلین در یک سخنرانی در دانشگاه کمبریج انگلستان ادعا کرد که حدس سوم از حدس ویل را که سخت ترین آنها نیز بود، اثبات کرده است.
دو حدس دیگر را قبلاً گروتندیک اثبات کرده بود. کارتیه معتقد است گروتندیک حدس سوم را نیز تا یک گام به اثبات نهایی پیش برده بود ولی با یک فداکاری از روی عمد اثبات این حدس را با علم به اینکه دلین قادر به انجام آن است ناتمام رها کرد و برای دلین گذاشت.
@multidisciplinarymedia
هنگامی که گروتندیک از دنیای ریاضیات کناره گرفت، دلین کارهای او را پیگیری کرد و بنای هندسه جبری را به پایان رسانید و سرانجام نشان فیلدز را دریافت کرد. در تابستان ۱۹۷۳ میلادی پیر دلین در یک سخنرانی در دانشگاه کمبریج انگلستان ادعا کرد که حدس سوم از حدس ویل را که سخت ترین آنها نیز بود، اثبات کرده است.
دو حدس دیگر را قبلاً گروتندیک اثبات کرده بود. کارتیه معتقد است گروتندیک حدس سوم را نیز تا یک گام به اثبات نهایی پیش برده بود ولی با یک فداکاری از روی عمد اثبات این حدس را با علم به اینکه دلین قادر به انجام آن است ناتمام رها کرد و برای دلین گذاشت.
@multidisciplinarymedia
👍8
Forwarded from Fanoos | فانوس
🔴 چرا علم و دین همبستهاند؟
علم و دین هر دو تا آسمانها دستیازی میکنند. هر دوی آنها در پی کشف حقایق ژرف وجود و زندگی انسان هستند. در این میان، تئوریهای علمی زمانی که به منصه ظهور میرسند، غالبا صحیح انگاشته میشوند. اما علم نیز محدودیتهای خود را دارد.
پاولدیویس، فیزیکدان بریتانیایی، معتقد است که تلقی عامه از رابطه علم و دین نادرست است. برای مثال، نظریه نسبیت آینشتاین ناقضی بر این تلقی خواهد بود. وی مدلی جایگزین را که امروزه توسط متکلمان جدید اتخاذ میشود، پیشنهاد میدهد.
📎 لینک ویدئو:
💟 https://www.instagram.com/reel/DGI4T1aRWVi/?igsh=d2oxcjZzZ3NiOTJo
🔸 ترجمه فارسی و تدوین: مدرسه بینالمللی خداباوری شریف
(علی محمودآبادی دانشجوی فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف.)
مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
دانشگاهصنعتیشریف
💟 @theism.school
🆔 @theismschool
علم و دین هر دو تا آسمانها دستیازی میکنند. هر دوی آنها در پی کشف حقایق ژرف وجود و زندگی انسان هستند. در این میان، تئوریهای علمی زمانی که به منصه ظهور میرسند، غالبا صحیح انگاشته میشوند. اما علم نیز محدودیتهای خود را دارد.
پاولدیویس، فیزیکدان بریتانیایی، معتقد است که تلقی عامه از رابطه علم و دین نادرست است. برای مثال، نظریه نسبیت آینشتاین ناقضی بر این تلقی خواهد بود. وی مدلی جایگزین را که امروزه توسط متکلمان جدید اتخاذ میشود، پیشنهاد میدهد.
📎 لینک ویدئو:
💟 https://www.instagram.com/reel/DGI4T1aRWVi/?igsh=d2oxcjZzZ3NiOTJo
🔸 ترجمه فارسی و تدوین: مدرسه بینالمللی خداباوری شریف
(علی محمودآبادی دانشجوی فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف.)
مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
دانشگاهصنعتیشریف
💟 @theism.school
🆔 @theismschool
👍5