یه تکنولوژی قدیمی هست که بهتر از گنبد آهنین کار میکنه. این تکنولوژی توسط مغولها استفاده میشد و بعدها به فرهنگ ملتهایی که تحت سلطه خودشون داشتند وارد شد. اما چون اسراییل تحت تأثیر لیبرالیسم غربی شکل گرفت، ازین تکنولوژی بهرهمند نیست. طرز کارش اینطوره که هرگاه موشکی، پهپادی، هواپیمای متخاصمی، وارد حریم آسمان اسراییل شد، یک گلوله توپ با جهتگیری رندوم به سمت شهرکهای فلسطینی شلیک بشه و از نسبت یک به یک پیروی کنه. یعنی یک پرتابه در صفحه رادار، برابر با یک گلوله توپ. این با سپر انسانی تفاوت داره. این مجازات فلسطینیها به ازای هر پرتابهایه که وارد آسمان اسراییل میشه. ازونجایی که قراره هزاران پرتابه مختلف وارد آسمانش بشه، معادلش میشد هزاران گلوله توپ که رندوم در شهرکهای فلسطینی فرود میان، و این یعنی با خاک یکسان شدن تمام این شهرکها و نسلکشی ساکنینشون.
اگه روسها جای اسراییلیها بودند ازین تکنولوژی استفاده میکردند. اگه مسلمانان، از هر فرقه و شعبهای، جای اسراییل بودند، ازین تکنولوژی استفاده میکردند. فقط اسراییله که حاضره تلفات بده ولی ازین تکنولوژی بومی آسیا استفاده نکنه.
اگه روسها جای اسراییلیها بودند ازین تکنولوژی استفاده میکردند. اگه مسلمانان، از هر فرقه و شعبهای، جای اسراییل بودند، ازین تکنولوژی استفاده میکردند. فقط اسراییله که حاضره تلفات بده ولی ازین تکنولوژی بومی آسیا استفاده نکنه.
Anarchonomy
یه تکنولوژی قدیمی هست که بهتر از گنبد آهنین کار میکنه. این تکنولوژی توسط مغولها استفاده میشد و بعدها به فرهنگ ملتهایی که تحت سلطه خودشون داشتند وارد شد. اما چون اسراییل تحت تأثیر لیبرالیسم غربی شکل گرفت، ازین تکنولوژی بهرهمند نیست. طرز کارش اینطوره که…
خارجیها تعجب کردهاند که چرا نه مردم اسراییل پنیک کردهاند، نه مردم ایران. چون وقتی همه میگن همه سناریوهای جنگی محتمله، قاعدتا باید مردم وحشت کنند. اما اثری از وحشت دیده نمیشه. در اسراییل انبار کردن غذا و دارو و راهنمایی درباره پناهگاهها انجام میشه، اما اینها دیگه به روتین زندگی تبدیل شده. و ازین نتیجه میگیرند که لابد رسانهها دارند زیادی داغش میکنند و خطر اونقدرها هم جدی نیست برای دو طرف.
این بندگان خدا در جریان نیستند. در پرانتزهای کوچک رویدادی، پوچگرایان مشابهت زیادی پیدا میکنند با کسانی که درست در نقطه مقابل خودشون هستند. همونطور که یک معتاد به مواد مخدر صنعتی، که وسط اتوبان رو از وسط کوچه نمیتونه از هم تمیز بده، وقتی خودش رو میندازه وسط اتوبان، کسی نمیگه چه مرد شیردلی! مردم به اونی میگن شجاع که یه آهوی زخمی وسط اتوبان میبینه و با اینکه میدونه علامت دادن به ماشینهایی که با سرعت بالا حرکت میکنند کار خطرناکیه، میره وسط و انجامش میده. در یک پرانتز کوچک، کار هر دو کاملا شبیه بهم به نظر میرسند.
مردم اسراییل زندگی رو دوست دارند، و برای همین غذا جمع میکنند، و بهمدیگه کمک میکنند تا به پناهگاه برن. پنیک نکردن ایرانی معاصر به این دلیله که هر سناریویی، از تنش خفیف تا وضعیت آخرالزمانی، رو بش ارائه میدی میگه به تخمم! وقتی کسی نسبت به یک طیف کامل از احتمالات بیتفاوته و هر اقدامی در جهت آمادگی رو بیفایده و بلاموضوع میبینه، یعنی در خودش فرو رفته و تسلیم مرگ شده. در عکسهای رسانهای، این تفاوت برعکس به نظر میرسه، ولی اونهایی که در پناهگاهند تسلیم مرگ نشدهاند، و اونهایی که الان در خیابانهای ایران مشغول خریدند، تسلیم مرگ شدهاند.
پوچگرایی مذهبی یک بیماری واقعیه و ملت ما هرچقدر دیرتر بش بپردازه، گزینههای درمان سختتری خواهد داشت. بیماری ما انقدر شدیده که پیشوایان مذهبیمون رو که اسطورههای با چنگ و دندان جنگیدن برای زندگی بودند رو هم به کاراکترهایی مرگطلب و مرگپسند تبدیل کردیم.
ما وسط اتوبانیم و نمیدونیم چرا رانندهها دستشون رو گذاشتن روی بوق.
این بندگان خدا در جریان نیستند. در پرانتزهای کوچک رویدادی، پوچگرایان مشابهت زیادی پیدا میکنند با کسانی که درست در نقطه مقابل خودشون هستند. همونطور که یک معتاد به مواد مخدر صنعتی، که وسط اتوبان رو از وسط کوچه نمیتونه از هم تمیز بده، وقتی خودش رو میندازه وسط اتوبان، کسی نمیگه چه مرد شیردلی! مردم به اونی میگن شجاع که یه آهوی زخمی وسط اتوبان میبینه و با اینکه میدونه علامت دادن به ماشینهایی که با سرعت بالا حرکت میکنند کار خطرناکیه، میره وسط و انجامش میده. در یک پرانتز کوچک، کار هر دو کاملا شبیه بهم به نظر میرسند.
مردم اسراییل زندگی رو دوست دارند، و برای همین غذا جمع میکنند، و بهمدیگه کمک میکنند تا به پناهگاه برن. پنیک نکردن ایرانی معاصر به این دلیله که هر سناریویی، از تنش خفیف تا وضعیت آخرالزمانی، رو بش ارائه میدی میگه به تخمم! وقتی کسی نسبت به یک طیف کامل از احتمالات بیتفاوته و هر اقدامی در جهت آمادگی رو بیفایده و بلاموضوع میبینه، یعنی در خودش فرو رفته و تسلیم مرگ شده. در عکسهای رسانهای، این تفاوت برعکس به نظر میرسه، ولی اونهایی که در پناهگاهند تسلیم مرگ نشدهاند، و اونهایی که الان در خیابانهای ایران مشغول خریدند، تسلیم مرگ شدهاند.
پوچگرایی مذهبی یک بیماری واقعیه و ملت ما هرچقدر دیرتر بش بپردازه، گزینههای درمان سختتری خواهد داشت. بیماری ما انقدر شدیده که پیشوایان مذهبیمون رو که اسطورههای با چنگ و دندان جنگیدن برای زندگی بودند رو هم به کاراکترهایی مرگطلب و مرگپسند تبدیل کردیم.
ما وسط اتوبانیم و نمیدونیم چرا رانندهها دستشون رو گذاشتن روی بوق.
حتی از عملکرد شرکتها هم میشه فهمید چرا دموکراسی لازمه.
مدیریت این شرکت خودروسازی اروپایی وقتی برند آمریکایی رو خرید، اصرار داشت که همون سبک توسعه محصول که تو اروپا داشت رو به مصرفکننده آمریکایی تحمیل کنه. اما مصرفکننده آمریکایی، اصطلاحا با کیف پولش رأی داد، و نخرید، و در نتیجه بیست درصد فروش این شرکت در آمریکا کاهش پیدا کرده. چون اونی که بالاست به خودش میگفت «من میگم این خوبه، مردم هم میگن چشم». ولی مردم نگفتند چشم. وقتی مدیران یک شرکت کلهشق هستند، چوبش رو سهامدارانش میخورند. اما اگه یک کشور دست کلهشقها باشه، و نشه عزلشون کرد، خسارت خیلی سنگینتر، و همگانیه.
مدیریت این شرکت خودروسازی اروپایی وقتی برند آمریکایی رو خرید، اصرار داشت که همون سبک توسعه محصول که تو اروپا داشت رو به مصرفکننده آمریکایی تحمیل کنه. اما مصرفکننده آمریکایی، اصطلاحا با کیف پولش رأی داد، و نخرید، و در نتیجه بیست درصد فروش این شرکت در آمریکا کاهش پیدا کرده. چون اونی که بالاست به خودش میگفت «من میگم این خوبه، مردم هم میگن چشم». ولی مردم نگفتند چشم. وقتی مدیران یک شرکت کلهشق هستند، چوبش رو سهامدارانش میخورند. اما اگه یک کشور دست کلهشقها باشه، و نشه عزلشون کرد، خسارت خیلی سنگینتر، و همگانیه.
Anarchonomy
مردم ما یا خبر ندارند، یا باور ندارند، یا دوست ندارند دربارهش فکر کنند، که سرنوشتشون تا حد زیادی تحت تأثیر بیماریهای روانی شخص خلیفه بوده. این داستان رو خیلیها یادشونه: «نظام با آوردن خاتمی ریسک کرد تا مشارکت رو بالا ببره، اما در محاسباتش اشتباه داشت و…
زیدآبادی از پزشکیان میپرسه تبریک گفتن به مادورو بابت برنده شدن در انتخاباتی که همه میگن تقلب بوده کجای نهجالبلاغه بود؟
باید از خودش پرسید متأثر شدن از به هلاکت رسیدن نفر اول حماس که بابت موفقیت نیروهاش در تجاوز به دختران اسراییلی در ردههای سنی مختلف، نماز شکر خوند، کجای نهجالبلاغه بود؟
اما بررسی امتیاز نهجالبلاغهای بزمجههایی که از وقتی چشممون رو در این شتهول باز کردیم، مشغول خرابکاری یا وراجی بودهاند، زیادی تاریخگذشتهست. اینکه علی اگه بود چه میکرد، صحبت دهه هفتاد بود. چیزی که همچنان تازهست، بیشرمی بزدلهاست. برای اینکه رییسجمهور برنده شدن یک «مثلا غربستیز» رو به رسمیت نشناسه، که خلیفه به رسمیت میشناسه، باید مستقل از خلیفه برای خودش کسی باشه. در حالی که دو دورهست که هدف خلیفه این بوده که دیگه فردی که برای خودش کسیه رییسجمهور نباشه، و خود فردی که انتخاب میکنه هم به پیر و پیغمبر قسم میخوره که کسی نیست، و انقدر یک هیچچیزه که فقط با نپوشیدن لباس رسمی در رویدادهای رسمی میتونه دیگران رو متوجه کنه که وجود داره، و امثال زیدآبادی که تحریم اکثریت جامعه رو نادیده گرفته و بش رأی دادند هم با علم به اینکه یک هیچچیز و یک هیچکس است بش رأی دادند. اما حالا ازش میپرسند چرا برای خودت کسی نیستی؟
به اینها باید گفت شما غلط میکنید بخواهید مچ پزشکیان رو بگیرید. اون قول داده کسی نباشه و داره به قولش عمل میکنه. پزشکیان مسئول بیضهای که ندارید نیست، که چیزی که باید از خلیفه طلب کنید رو ازون توقع داشته باشید. بتمرگید و از برنامه یک سایکوپت که توش مشارکت داشتید لذت ببرید.
باید از خودش پرسید متأثر شدن از به هلاکت رسیدن نفر اول حماس که بابت موفقیت نیروهاش در تجاوز به دختران اسراییلی در ردههای سنی مختلف، نماز شکر خوند، کجای نهجالبلاغه بود؟
اما بررسی امتیاز نهجالبلاغهای بزمجههایی که از وقتی چشممون رو در این شتهول باز کردیم، مشغول خرابکاری یا وراجی بودهاند، زیادی تاریخگذشتهست. اینکه علی اگه بود چه میکرد، صحبت دهه هفتاد بود. چیزی که همچنان تازهست، بیشرمی بزدلهاست. برای اینکه رییسجمهور برنده شدن یک «مثلا غربستیز» رو به رسمیت نشناسه، که خلیفه به رسمیت میشناسه، باید مستقل از خلیفه برای خودش کسی باشه. در حالی که دو دورهست که هدف خلیفه این بوده که دیگه فردی که برای خودش کسیه رییسجمهور نباشه، و خود فردی که انتخاب میکنه هم به پیر و پیغمبر قسم میخوره که کسی نیست، و انقدر یک هیچچیزه که فقط با نپوشیدن لباس رسمی در رویدادهای رسمی میتونه دیگران رو متوجه کنه که وجود داره، و امثال زیدآبادی که تحریم اکثریت جامعه رو نادیده گرفته و بش رأی دادند هم با علم به اینکه یک هیچچیز و یک هیچکس است بش رأی دادند. اما حالا ازش میپرسند چرا برای خودت کسی نیستی؟
به اینها باید گفت شما غلط میکنید بخواهید مچ پزشکیان رو بگیرید. اون قول داده کسی نباشه و داره به قولش عمل میکنه. پزشکیان مسئول بیضهای که ندارید نیست، که چیزی که باید از خلیفه طلب کنید رو ازون توقع داشته باشید. بتمرگید و از برنامه یک سایکوپت که توش مشارکت داشتید لذت ببرید.
Anarchonomy
هر حالتی از وجود، بهتر از یک قلوه سنگ بودنه. تا هر وقت وجود داشتی و یک قلوه سنگ نبودی یعنی برندهای. و آدم برد رو نباید با دست خودش به باخت تبدیل کنه.
همین الان و در قرن بیست و یکم هم موقعیت مردن مثل یک سامورایی وجود داره. مثل اوکراینیهایی که الان طبق دستور، وارد خاک روسیه شدن، که بدلیل فقدان تسلیحات لازم و پشتیبانی هوایی که در تلاشهای قبلی هم منجر به نتیجه خاصی، جز تحقیر نیروهای روسیه، نشد، احتمال اینکه زنده برگردند نزدیک به صفره، و خودشون هم این رو میدونند. اگه کسی دنبال این موقعیتها باشه، پیداش میکنه.
همه سوالهای تئوریک درباره اینکه چرا زندهایم و چرا باید ادامه بدیم، توی عملیاتی که ارتشی بزرگ و تا دندان مسلح اراده کرده که بکشدت، رنگ میبازند. قلبت یه جوری میزنه که انگار دیگه تپش نداری و خون رفت و برگشت نداره، و فقط حجمش زیاد شده، و نزدیکه از دهانت هم بیرون بزنه. در اون موقعیت دیگه سوالی برات وجود نداره، چون هر سوالی مسخرهست. چون فقط ادامه دادن معتبره.
اگه خیلی مشتاق مرگ هستید، موقعیتهایی رو پیدا کنید که منجر به مرگی بشه که اون نوع خاص از مرگ، انتهای یکنفس ادامه دادن بوده باشه.
همه سوالهای تئوریک درباره اینکه چرا زندهایم و چرا باید ادامه بدیم، توی عملیاتی که ارتشی بزرگ و تا دندان مسلح اراده کرده که بکشدت، رنگ میبازند. قلبت یه جوری میزنه که انگار دیگه تپش نداری و خون رفت و برگشت نداره، و فقط حجمش زیاد شده، و نزدیکه از دهانت هم بیرون بزنه. در اون موقعیت دیگه سوالی برات وجود نداره، چون هر سوالی مسخرهست. چون فقط ادامه دادن معتبره.
اگه خیلی مشتاق مرگ هستید، موقعیتهایی رو پیدا کنید که منجر به مرگی بشه که اون نوع خاص از مرگ، انتهای یکنفس ادامه دادن بوده باشه.
یادتونه چه «واویلا نکنه چین جلو بزنه»ای در جریان بود درباره نسل ۵ موبایل؟
طبق برآورد اریکسون، تا پنج سال دیگه ترافیکی که از شبکه نسل ۵ کشورها، غیر از چین، عبور میکنه به ۷۵ درصد کل ترافیک موبایل میرسه (معادل ۳ و نیم میلیارد ترابایت). اما اوپراتور تیموبایل آمریکا همین الان ۷۰ درصد ترافیکش با نسل پنجه و ۹۸ درصد آمریکا رو پوشش میده.
کشوری میتونه جلو بزنه که هی میزنه تو سر خودش میگه عقبیم.
طبق برآورد اریکسون، تا پنج سال دیگه ترافیکی که از شبکه نسل ۵ کشورها، غیر از چین، عبور میکنه به ۷۵ درصد کل ترافیک موبایل میرسه (معادل ۳ و نیم میلیارد ترابایت). اما اوپراتور تیموبایل آمریکا همین الان ۷۰ درصد ترافیکش با نسل پنجه و ۹۸ درصد آمریکا رو پوشش میده.
کشوری میتونه جلو بزنه که هی میزنه تو سر خودش میگه عقبیم.
یکم بادقتتر به اطرافتون نگاه کنید. کسی که فرستاده میشه برای انجام عملیات پرریسک تو خاک دشمن، از آدمهاییه که برتریهایی نسبت به بقیه داشته. و کسی که فرستاده میشه به مرز تا فقط یکی اونجا باشه نگن مرز رها شده، از آدمهاییه که همه نسبت بش برتریهایی دارند. بنابراین تقابل فیل و فنجون عجیب نیست. و البته این برای حالت نرماله، ولی روسیه نرمال نیست، بنابراین در زمان جنگ هم فنجون میچینه تو مرز.
و اما در مورد فیلهای این عملیات. هرچند عبارت ایمان باکیفیت در موردشون لزوما غلط نیست، اما اون واژهای که دنبالش میگردید لیاقته. لایق بودن یعنی بدست آوردن حداکثر نتایج از تمام حداقلهایی که در اختیار داری. حتی اگه انقدر حداقلی باشند که دیگران دلشون برات بسوزه.
و اما در مورد فیلهای این عملیات. هرچند عبارت ایمان باکیفیت در موردشون لزوما غلط نیست، اما اون واژهای که دنبالش میگردید لیاقته. لایق بودن یعنی بدست آوردن حداکثر نتایج از تمام حداقلهایی که در اختیار داری. حتی اگه انقدر حداقلی باشند که دیگران دلشون برات بسوزه.
اگه یه میکروفون بگیریم دستمون و به صورت رندوم از شهروندان شهرهای مختلف دنیا بپرسیم «مایکل فلپس رو میشناسید؟» یا میگن نه، یا میپرسن «خوانندهست؟». در حالی که همین چندسال پیش اعجوبه شنای المپیک بود. و در حالی که تمام عمرش رو صرف این کرد که همون چند سال اعجوبه شنای المپیک باشه. از خود این اعجوبهها بپرسی نسبت هزینه-پاداش این کار به نظرتون منطقیه؟ جواب میدن بله! ولی از بیرون اصلا منطقی نیست. و این به تنهایی میتونه یک نشانه هشداردهنده، یا به عبارت صحیحتر: بیدارکننده، باشه درباره تفاوت پرپسکتیو فرد و پرسپکتیو ناظر. عدم شناخت این تفاوت، مانع زبانی ایجاد میکنه، حتی اگه از زبان مشترک استفاده بشه. اینکه نمیشه با کسی که با انگیزههای مذهبی خلبازی درمیاره و به خودش و دیگران آسیب میزنه، حرف زد، حتی به زبان خودش، در همین راستا و از همین جنسه.
Anarchonomy
اگه یه میکروفون بگیریم دستمون و به صورت رندوم از شهروندان شهرهای مختلف دنیا بپرسیم «مایکل فلپس رو میشناسید؟» یا میگن نه، یا میپرسن «خوانندهست؟». در حالی که همین چندسال پیش اعجوبه شنای المپیک بود. و در حالی که تمام عمرش رو صرف این کرد که همون چند سال اعجوبه…
از پیامهای وارده اینطور برمیاد که حتی فلپس هم در میان ایرانیان خایهمال داره، که برای من تازگی نداره، چون ما در این کانال با خایهمال وال هم برخورد داشتهایم. بله، وال. همون جانور عظیمالجثهای که در اقیانوسها زندگی میکنه.
سنسور ایرانی کلا به مثالهای آبجکتیو حساسیت داره، جلوشون نباید اسم بیاری. جلوی ایرانیها بگی «قابلمه استیل بهتر از مس است» خایهمال مس رو هم کشف خواهی کرد. بنابراین بهتره اسم نیاری، و مثلا بگی «یکبار نظرسنجی کردن از ورزشکاران المپیکی و پرسیدند حاضری مدال طلا بگیری به این شرط که بعدش فقط دو سال زنده بمونی، اکثریت گفتن بله». پوئینت مطلب پرسپکتیو این جماعت خلوضعه بهرحال. اسمشون هرچی که باشه.
سنسور ایرانی کلا به مثالهای آبجکتیو حساسیت داره، جلوشون نباید اسم بیاری. جلوی ایرانیها بگی «قابلمه استیل بهتر از مس است» خایهمال مس رو هم کشف خواهی کرد. بنابراین بهتره اسم نیاری، و مثلا بگی «یکبار نظرسنجی کردن از ورزشکاران المپیکی و پرسیدند حاضری مدال طلا بگیری به این شرط که بعدش فقط دو سال زنده بمونی، اکثریت گفتن بله». پوئینت مطلب پرسپکتیو این جماعت خلوضعه بهرحال. اسمشون هرچی که باشه.
Anarchonomy
از پیامهای وارده اینطور برمیاد که حتی فلپس هم در میان ایرانیان خایهمال داره، که برای من تازگی نداره، چون ما در این کانال با خایهمال وال هم برخورد داشتهایم. بله، وال. همون جانور عظیمالجثهای که در اقیانوسها زندگی میکنه. سنسور ایرانی کلا به مثالهای آبجکتیو…
خود این سوال پرسیدن منظور پست منه. چون خود این سوال یعنی کلا حرف نمیفهمید، حتی اگه به زبان مادریتون بیان بشه. و به همین ترتیب اونی که از زندگی عیسی و موسی نتیجه میگیره که فاشیسم شر ضروریه، حرف نمیفهمه.
هر مملکتی یه میانگین داره یه ویترین. میانگین تگزاس دموکراته، ولی ویترینش کلاه کابوی و وانت غولپیکره که پشتش پرچم آمریکا چسبونده.
میانگین هر جامعهای هم شبیه میانگین رنگ عکس دیجیتال بدست میاد. یعنی جمع زدن مقادیر همه پیکسلها تقسیم بر تعدادشون. اگه عکس از یه دریاچه باشه احتمالا آبی دربیاد، با اینکه یه اسکله قهوهای رنگ هم توش بوده. میانگین ایران هم یه بچه شونزده سالهست. حالا ممکنه یه تعدادی ازمون نود ساله باشیم، ولی میانگین جامعه ایرانی شونزدهه. طرز خوشحال شدنش، طرز غمگین شدنش، طرز وقتگذرونیش، طرز مبارزه کردنش، طرز مقاومت کردنش، طرز بردنش، طرز باختنش، طرز امیدواریش، طرز مأیوس شدنش، در سطح بچه شونزده سالهست.
ازین به بعد با این دید نگاه کن، یکم شفافتر میشه برات. البته اگه خودت شونزدهسالگیت رو رد کردی.
میانگین هر جامعهای هم شبیه میانگین رنگ عکس دیجیتال بدست میاد. یعنی جمع زدن مقادیر همه پیکسلها تقسیم بر تعدادشون. اگه عکس از یه دریاچه باشه احتمالا آبی دربیاد، با اینکه یه اسکله قهوهای رنگ هم توش بوده. میانگین ایران هم یه بچه شونزده سالهست. حالا ممکنه یه تعدادی ازمون نود ساله باشیم، ولی میانگین جامعه ایرانی شونزدهه. طرز خوشحال شدنش، طرز غمگین شدنش، طرز وقتگذرونیش، طرز مبارزه کردنش، طرز مقاومت کردنش، طرز بردنش، طرز باختنش، طرز امیدواریش، طرز مأیوس شدنش، در سطح بچه شونزده سالهست.
ازین به بعد با این دید نگاه کن، یکم شفافتر میشه برات. البته اگه خودت شونزدهسالگیت رو رد کردی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این وضعیت موقته و زیاد طول نمیکشه، چون روسها مشکل انتقال نیرو رو به زودی حل میکنند و مسئله فیصله پیدا میکنه. ولی اگه سه سال پیش میگفتند شهروندان روسیه سراسیمه شهرشون رو ترک میکنند تا از حمله «زمینی» اوکراینیها در امان باشند، هیچکس باور نمیکرد.
این باید ایرانیها رو بیدار کنه. چون به تخیلشون از بیکفایتی حکومت ایران نباید بسنده کنند. چون وضع از هرچیزی که تخیل کنند هم فراتر خواهد رفت.
این باید ایرانیها رو بیدار کنه. چون به تخیلشون از بیکفایتی حکومت ایران نباید بسنده کنند. چون وضع از هرچیزی که تخیل کنند هم فراتر خواهد رفت.
حکومت مذهبی مذهب رو از فانکشنهای طبیعی خودش تخلیه میکنه و فضای خالی ایجاد شده رو با هویتگرایی پر میکنه. وقتی قرآن میگه نماز جمعهتون رو که خوندید برگردید سر کارتون، یعنی نماز جمعه باید بین کسب و کارتون رخ بده، نه در تایم آزادتون. به این دلیل که میخواد اون نماز یک فانکشن داشته باشه، و فانکشنش کندن از کاره. از کار جدا بشی، انجامش بدی، و دوباره برگردی به کار. وقتی حکومت مذهبی جمعه رو تعطیل رسمی میکنه، کار اون روز رو حذف میکنه. بنابراین کسی که در نماز جمعه شرکت میکنه، خودش رو از کار جدا نمیکنه و فانکشن کنده شدن رخ نمیده. که یعنی این نماز کاملا عقیم شده، و فقط خاصیت هویتی داره، که گفته بشه «ما فرق داریم، ما تعطیلیمون فرق داره».
درسته از کشتی خایهمال حکومت زیاد دراومده، ولی تعداد کشتیگیرهایی که تو رختکن بگن «کیر تو آخوند» و بعد پرچم آخوند رو تو هوا برقصونند، بیشتر از بقیه رشتههاست. و این آفت فرهنگ جوادیهست. فرهنگ لاتپروری که پسرهای عصبانی از همهچیز میسازه، و تنها راه انتقام از جامعه و محیطی که عصبانیش کرده رو سوپراستار شدن برای همون جامعه و محیط میبینه. یکی با چاقو، یکی با باشگاه. برای اینها اون مسیر جنبشها و انقلابها که نیروهای تحولخواه داخلش هستند و یک هدف درازمدت رو دنبال میکنند، کوچکترین اهمیتی نداره. برای اینها فقط «الان» مهمه، و متمایز شدن از دیگران، در هر شرایطی که دارند. بنابراین اگه لازم باشه همونقدر که آلتش رو حواله آخوند میکنه، حواله آخوندستیز هم خواهد کرد. چون هرکس که برنامهش برای متمایز شدن رو بهمبریزه، دشمنشه، فارغ ازینکه کیه و چیه و چی میگه.
همه یه نقطهای دارن که اونجا میگن «دیگه هوش مصنوعی داره منو میترسونه». و معمولا برخلاف ظاهر حرفشون، منظورشون این نیست که از کارهایی که دیگران ممکنه با هوش مصنوعی انجام بدن میترسن، بلکه منظور حقیقیشون اینه که «میترسم ندونم چطور باش مواجه بشم». یعنی وانمود میکنند که نگرانند که «مردم بیاطلاع» فریب بخورند یا آسیبی بشون برسه، اما در واقع نگرانند که خودشون فریب بخورند و آسیبی بشون برسه. این نقطه برای هرکس متفاوته. برای بعضیها الانه، برای بعضیها سه سال بعد.
بنبست اقتصادی یعنی ارزانترین کارگران جهان رو در اختیار داشته باشی، که حکومت تمام تلاشش رو کرده باشه که از لحاظ قانونی هیچ اهرم فشاری روی کارفرما نداشته باشند، و حتی بابت تجمع صنفی بیفتند زندان، اما باز هم نتونی یه دست مبل تولید کنی که تو آمریکا دارن میفروشن ۳۶ میلیون تومن، و تو شش قسط شش میلیون تومنی میفروشن، که اگه با همین شرایط میاومد ایران ملت دیگه به مبل تولید داخل نگاه هم نمیکردن.
مطمئنید این سوالها رو میپرسید چون سواله براتون؟ چون به نظر میرسه سوال نیست، درد دله!
سوال اینجوریه که «برم آهنگسازی بخونم یا با هوش مصنوعی دیگه موضوعیتی نداره؟». که البته همونشم نیاز به پرسیدن نداره اگه کسی یه نگاهی به اخبار بندازه. ولی «رویاهام رو ول کنم یا نکنم؟» سوال نیست. چون قرار نیست بشه هرچیزی رو پرسید. قراره هرکس تصمیماتی بگیره و بعد چوبش رو بخوره. نمیتونی با استفاده از علامت سوال در انتهای جملات، این قرار رو تغییر بدی.
سوال اینجوریه که «برم آهنگسازی بخونم یا با هوش مصنوعی دیگه موضوعیتی نداره؟». که البته همونشم نیاز به پرسیدن نداره اگه کسی یه نگاهی به اخبار بندازه. ولی «رویاهام رو ول کنم یا نکنم؟» سوال نیست. چون قرار نیست بشه هرچیزی رو پرسید. قراره هرکس تصمیماتی بگیره و بعد چوبش رو بخوره. نمیتونی با استفاده از علامت سوال در انتهای جملات، این قرار رو تغییر بدی.
بدردبخورترین دیتا درباره بنگلادش رو نه جامعهشناسان، و نه تحلیلگران سیاسی، بلکه یک سلبریتی اینستاگرامی قبل از همه اتفاقات اخیر به همه دنیا تحویل داد، و اون ویدئویی بود که از خودش گرفته بود که با بیکینی در ساحل دراز کشیده و بنگلادشیها، که همه مرد و همه کمسن هستند دورش رو گرفتن و دارن به بدنش نگاه میکنند. این دیتا به تنهایی نشون میداد اگه مشت آهنین نباشه، همون چند متر فاصله رو هم حفظ نخواهند کرد و به زن نیمهبرهنه حملهور میشن. و چیزی که اتفاق افتاد همین بود. با این فرق که به زنان هموطن خودشون هم رحم نکردند. کسی که حواسش به دیتاهای پراکنده است، وقتی در یک شتهول اسلامی اعتراضات برپا شد، سریع برای انقلابیون هورا نمیکشه. مخصوصا وقتی تجربه انقلاب ۵۷ وجود داره. اما چپها موفق شدهاند کاری بکنند که دیگه دیتا و فکت مورد استفاده قرار نگیره. وقتی که یک دیکتاتور فضا رو امن و استیبل نگه داشته، رادیکالترین مواضع رو علیهش میگیرند. وقتی سقوط کرد و اسلامگرایان به قدرت رسیدند، دیگه روشهای رادیکال و حتی ادبیات رادیکال رو استفاده نمیکنند و ناگهان روی «اصلاحات تدریجی» تأکید میکنند. با اینکه حکومت اسلامگرایان هزار برابر بیشتر از دیکتاتوری قبلی ضد ارزشهای چپ درمیاد. و این جز کشتن این کشورها معنی دیگهای نداره. همونطور که قبلا در مورد حزب دموکرات آمریکا نوشتم، انگار ارادهای وجود داره تا کشورهایی که دین در اونها خیلی پررنگه، به شکست مطلق برسند.
حالا روی اینکه این اراده واقعا وجود داره، یا به نظر میرسه که وجود داره، میشه بحث کرد. اما نباید فراموش کرد که برداشتها از واقعیات، خودشون بخشی از واقعیات هستند. این صحنه کارتونی رو تجسم کنید که یکی بهترین کتشلوارش رو پوشیده و از ماشین پیاده میشه تا وارد لابی هتل بشه و همون لحظه ریغ کفتر میریزه رو کتش، و همه بش میخندن و فکر میکنند حتما یه کار بدی کرده بوده که حالا کارما به این شکل حسابش رو رسیده. در حالی که یه اتفاق کاملا رندومه. یه روز دیگه و یه نفر دیگه، حتی با اینکه میدونه یه اتفاق رندومه، قبل از کامل پیاده شدن از ماشین سرش رو بالا میگیره و آسمون رو چک میکنه تا کبوتری نباشه و بعد به سمت لابی حرکت میکنه. چون نمیخواد بقیه اینطور فکر کنند که کارما یقه اون رو هم گرفته. و این یعنی یک رفتار اضافه ایجاد شد، فقط به خاطر برداشت غلط مردم از یک واقعیت. و این رفتار اضافه حالا دیگه بخشی از واقعیته. اینکه به نظر بیاد ارادهای در کاره تا این کشورهای مدعی دینداری شکست بخورند و به فاک برن، دیگه بخشی از واقعیته.
حالا روی اینکه این اراده واقعا وجود داره، یا به نظر میرسه که وجود داره، میشه بحث کرد. اما نباید فراموش کرد که برداشتها از واقعیات، خودشون بخشی از واقعیات هستند. این صحنه کارتونی رو تجسم کنید که یکی بهترین کتشلوارش رو پوشیده و از ماشین پیاده میشه تا وارد لابی هتل بشه و همون لحظه ریغ کفتر میریزه رو کتش، و همه بش میخندن و فکر میکنند حتما یه کار بدی کرده بوده که حالا کارما به این شکل حسابش رو رسیده. در حالی که یه اتفاق کاملا رندومه. یه روز دیگه و یه نفر دیگه، حتی با اینکه میدونه یه اتفاق رندومه، قبل از کامل پیاده شدن از ماشین سرش رو بالا میگیره و آسمون رو چک میکنه تا کبوتری نباشه و بعد به سمت لابی حرکت میکنه. چون نمیخواد بقیه اینطور فکر کنند که کارما یقه اون رو هم گرفته. و این یعنی یک رفتار اضافه ایجاد شد، فقط به خاطر برداشت غلط مردم از یک واقعیت. و این رفتار اضافه حالا دیگه بخشی از واقعیته. اینکه به نظر بیاد ارادهای در کاره تا این کشورهای مدعی دینداری شکست بخورند و به فاک برن، دیگه بخشی از واقعیته.
نتانیاهو آدمیه که دیپلماسی رو با آدمیزاد قبول داره، نه با اهالی خاورمیانه که آدمیزاد حسابشون نمیکنه. اینکه همون رابطهای که با اروپا و آمریکا و حتی چین دارند رو با وحوش خاورمیانه هم داشته باشند براش خندهداره. ایده نتانیاهو اینه که در خاورمیانه باید با ایجاد ترس، از خود دفاع کرد. و در تمام دوران عمر حرفهای خودش همین ایده رو دنبال کرده، و تا الان جواب گرفته. نتانیاهو به این حرفها که تو روزنامهها مینویسند که وای اسراییل تضعیف شد و فلان اهمیت نمیده. نتانیاهو میپرسه «میتونیم ترس ایجاد کنیم یا نمیتونیم؟ اگه میتونیم یعنی وضعمون خوبه». حالا هی بشینند قصه ببافند که نتانیاهو جنایتکار است یا فاسد است یا بهمان است. حتی اینکه در تئوری باش اختلاف نظر هم داشته باشیم اهمیتی نداره. توی وضعیت جنگی مهم اینه که کی موفقیت بیشتری داشته در مانور دادن و خود رو به جای مشرفتری به میدان رساندن. و نتانیاهو از همه بیشتر داشته. اون تو خاورمیانهای تونسته ترس ایجاد کنه که همه گندهگوزهای شجاعت هستند. و این دستاورد کمی نیست. و همه این کارها رو در حالتی انجام داده که انگار همیشه ده دقیقه پیش از خواب پا شده، و نه چیزی ناراحتش کرده، و نه چیزی هیجانزدهش کرده، و نه چیزی دستپاچهش کرده.
آمریکاییها زیادی سون تزو رو جدی گرفتهاند، که نصف مطالب منتسب بش جعلیاند. وقتشه یکم نتانیاهو رو مطالعه کنند، که حی و حاضر جلوشونه. شخصیتهای این شکلی فلهای تولید نمیشن.
آمریکاییها زیادی سون تزو رو جدی گرفتهاند، که نصف مطالب منتسب بش جعلیاند. وقتشه یکم نتانیاهو رو مطالعه کنند، که حی و حاضر جلوشونه. شخصیتهای این شکلی فلهای تولید نمیشن.