*•° غباری معلق در کیهان °•* – Telegram
*•° غباری معلق در کیهان °•*
52 subscribers
274 photos
18 videos
106 links
غباری که نمی‌دونه کجاست یا به کجا میره اما با وجود سرگردان بودن هم دوست داره که یاد بگیره.


http://t.me/HidenChat_Bot?start=109009767
Download Telegram
اول یکی از کتابا یه کیس ریپورت اورده بود که هنوز از شدت دردناک و تلخ بودنش شوکه‌ام.
خیلی یهویی یاد ادیتای قدیمی پسران برتر از گل با آهنگ‌های ایرانی افتادم.‌ :)))
داشتم از مامانم شکلات کش می‌رفتم می‌ذاشتم تو پلاستیک بعد یهو یاد بچگیام افتادم که می‌رفتیم شهر پدربزرگ پدری و اونجا واسه عیدا قاشق‌زنی داشتن و منم چند بار باهاشون رفتم قاشق‌زنی و چون مهمون بودم بهم پلاستیک می‌دادن واسم توش شیرینی و شکلات می‌ریختن. :))
اعتراف می‌کنم گاهی یکی از قرصا رو در میارم میندازم دور تا تعداد قرص‌ بسته‌ها هماهنگ بشه‌.
Forwarded from Blue (Areom)
برای Blue mind 🩷


در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست

می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست

می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی

چای میریزم برایت توی فنجانی که نیست

باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟

باز میخندم که خیلی... اگر چه میدانی که نیست

چشم میدوزم به چشمت می شود آیا کمی

دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟

میروی و خانه لبریز از نبودت میشود

باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست

رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است

باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست...
خسته‌ام و کاش الان کاپوچینو داشتم.
داره بارون می‌باره و من خوشحالم. :))
Forwarded from Art and death.
- Cilius Andersen/Morning Toilette
- Carl Holsøe/Sunlit Breakfast, n.d
[ Art and Death ]
امروز یهو یادم اومد که من نسبت به قبل تو لاس زدن خیلی بهتر شدم ولی الان کسی نیست باهاش لاس بزنم. :(
می‌دونم که دارم دوره‌ی سختی رو می‌گذرونم‌ و با هر قدمی که برمی‌دارم درد تمام وجودم رو می‌گیره اما مدام به خودم می‌گم
suck it up and do what you can do.
می‌رسه روزی که مجبور نباشم همچین قلب سنگینی رو با خودم حمل کنم؟
می‌رسه روزی که تلاش‌هام در برابر شرایطم یه جوک بزرگ بنظر نرسن؟