همچنان که با آدمها دوست میشم، اکثرا فکر میکنن من خوشبخت دو عالمم، هیچ مشکلی ندارم و خیلی زندگی راحتی دارم؛ برای همین هم هست که همیشه آروم و خندهروام. :)))
بعضی وقتها، آدمها جوری به تحریف واقعیت عادت میکنن که ممکنه شما رو بزنن بعد خودشون داد بزنن آخ درد گرفت.
"Opal"
دو شب گذشته.
میخوام روش سونبه رو برای درسهام امتحان کنم.
یک نفر اینجا به messy ترین شکل ممکن لاک زده ولی خیلی خوشحاله. :))
هر موقع میام در موردش غر بزنم، یادم میاد که، هر چقدرم که قصدش رو نداشتم، این بلاییه که خودم سر خودم اوردم و خفه میشم.
بدی اینکه همیشه خودت، خودت رو سرپا کنی اینه که بقیه عادت میکنن به انداختن بارشون روی دوشت و نگران بار روی دوش خودت نباشن، چون بهرحال تو یه جوری از پسش برمیای.
Forwarded from 𝖵𝖾𝗎𝗉𝗁𝗈𝗋𝗂𝖺 .
«آنچه همه ی ما نیاز داریم کمی استراحت است، استراحت در میان تمامِ خستگی ها و نرسیدن ها و نداشتن ها.»
از لحاظ روانی نیاز دارم بشینم انیمههای مورد علاقهام رو ریواچ کنم.
تو خودت قلب خودت رو میشکنی تا قلب بقیه نشکنه؛ پس چطور انتظار داری اونها مراقب نشکستن قلبت باشن؟
Forwarded from 𝐒𝐚𝐧𝐚𝐳𝐢𝐬𝐦 (Sanaz)
انگار به من ماموریت آرام نگه داشتن اوضاع را دادهاند. به قیمت بروز ندادن احساسات واقعیام. این چه اخلاق مزخرفیست که دارم؟ چرا یک طوری ام که انگار بیرون از واقعه ایستادهام و درد نمیکشم؟ حال آن که دقیقا در میان واقعه، تیر خورده وسط پیشانی ام؟ دلم میخواهد گاهی هم من آن کسی باشم که جیغ میزند، نه آن کسی که میگوید اشکال نداره هیچی نیست.
- مونالیزا بیتاب است.
- مونالیزا بیتاب است.
جوری از لحاظ روانی خستهام که هر لحظه بین ول کردن همه چیز و یکم دیگه ادامه دادن درگیرم...
تنها زمانی خودم را دوست داشتم که انعکاس لبخندم را در برق چشمهایت میدیدم.