صفحات اول روزنامهها برای آیتالله: بیشتر روزنامهها امروز و برخلاف همیشه، صفحه اولشان را عمودی بستند و خبر دیگری را کنار این خبر مهم نیاوردند @ehsanname
Audio
🎼 فصلِ دارالفنون از کتابِ «امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار» با صدای نویسنده، آیتالله هاشمی رفسنجانی (از دیدار با شرکتکنندگان همایش «صد و هفتادمین سال تأسیس دارالفنون» ۲۳ آذر ۹۵) @ehsanname
◀️ ستایش دکتر مصدق از کتابِ «سرگذشت فلسطین» هاشمی رفسنجانی. آذر۴۳ مصدق از تبعید نامهای نوشته که «حیفم آمد این کتاب در گوشهای بماند» و چکی فرستاده تا از این کتاب حمایت مالی شود @ehsanname
📝نمونه دفترچه یادداشتهای قرآنی هاشمی رفسنجانی در زندان سال ۵۴. بعدها این یادداشتها تبدیل به ۲۲ جلد «تفسیر راهنما» و ۳۵ جلد «فرهنگ قرآن» شد @ehsanname
📝نمونه خاطرات روزانه هاشمی رفسنجانی در صفحه آخر تقویم سال ۶۰. بعدها این روزنوشتها تبدیل به ۱۳ جلد خاطرات (مربوط به سالهای ۶۰ تا ۷۲) شد @ehsanname
خانه کتاب امروز برای مراسم تشییع آیتالله هاشمی رفسنجانی، بنری با جلد کتابهای او آماده کرده بود – عکس: شهاب دارابیان @ehsanname
Forwarded from احساننامه
✅جشنواره انجمنهای ادبی، فرصتی برای دیده شدن - اگر شما و دوستانتان هم انجمن ادبی دارید، حتما در جشنواره شرکت کنید. فرم ثبتنام و باقی اطلاعات در اینجا 👇
anjoman.adabiatirani.com
anjoman.adabiatirani.com
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توضیحات احسان رضایی، دبیر نخستین جشنواره انجمنهای ادبی درباره جشنواره. اطلاعات بیشتر در
anjoman.adabiatirani.com
anjoman.adabiatirani.com
احساننامه
آیتالله هاشمی رفسنجانی دقیقا در شب سالمرگ امیرکبیر (۲۰ دی) درگذشت، کسی که او را الگوی خود میدانست و اولین کتابش را هم درباره او نوشت @ehsanname
هر چیز که در جستنِ آنی، آنی
احسان رضایی
@ehsanname
اینهمه که روانشناسان رشد در مورد انتخاب صحیح الگو حرف زدهاند، بیحکمت نیست. شخصیت و سرنوشت هر کسی شبیه اولین کسی میشود او را به عنوان الگوی ذهنی انتخاب کرده است. در تاریخ معاصر خودمان از این دست نمونهها کم نداریم. مرحوم امام، میدانیم که علاقه ویژهای به شهید مدرس داشت. طوری که حتی برای دیدن سخنرانیهای او در جلسات مجلس شورای ملی، از قم به تهران میآمد و بعد از پایان جلسه، به قم بازمیگشت. نادر ابراهیمی در رمان «سه دیدار» خود، این دیدارها را به شکل داستانی روایت کرده است. الگویی که بیراه نیست اگر بگوییم شبیهترین فرد به امام، در شجاعت و سیاست بود. حالا یک نمونه دیگر. مرحوم طالقانی در مقدمهای که بر «تنبیه الامه و تنزیه المله»، اثر معروف میرزای نایینی نوشته است، آورده که از جوانی به این شخصیت علاقمند بوده. میرزا حسین نائینی یکی از موافقان مشروطه بود که در کتاب «تنبیه الامه و تنزیه المله»، مبانی فقهیِ مشروطیت و نظریه حکومت در عصر غیبت را مدون کرد. او که از دوستان سیدجمالالدین اسدآبادی بود، از نخستین افردی است که به صراحت از لزوم وجود قانون اساسی در دولت اسلامی سخن گفته، از مشروط و محدود کردن قدرت حرف زده و معتقد است در دوران غیبت و در غیاب «ملکه عصمت» اولین چیزی که میتواند حافظ عدالت و مانع طغیان حکومتگران باشد، قوای قانونی و قانون اساسی است. عین همین گرایشهای فکری را در مرحوم طالقانی میشود سراغ کرد. برای دیگر چهرههای معاصر هم می شود گشت و الگوی ذهنی آنها در ایام جوانی را پیدا کرد و از شباهت خود آنها به این الگو، حکایتها گفت. یکی از این چهرهها، آیتالله هاشمی رفسنجانی است که هنوز هم به کار بردن صفت «مرحوم» در موردش با کمی مکث و تامل همراه است. هاشمی رفسنجانی، از همان ایام جوانی به مطالعه تاریخ علاقمند بود و در مطالعاتش، به امیرکبیر رسیده بود. ۳۳ساله بود که کتابی در مورد امیرکبیر نوشت و بعدها هم یاد او را از خاطر نبرد. وقتی بعد از جنگ به ریاستجمهوری رسید، الگویش برای سر و سامان دادن به اوضاع، باز امیرکبیر و اصطلاح رایج در آن سالها یعنی «سازندگی» را خودش گفت که از امیرکبیر گرفته است. تا همین اواخر هم هر برنامه و مناسبتی که درباره امیرکبیر برگزار میشد، یک پای ماجرا بود که به نحوی از آن کار حمایت میکرد. شاید به خاطر همین علاقه به امیرکبیر بود که حتی روز مرگش هم با سالگرد قتل آن امیر مصادف شد و بسیاری از روزنامهها هم تیترهایشان را از این تقارن انتخاب کردند. یعنی انتخاب الگو، اینطور میتواند در زندگی و حتی مرگ یک نفر نقش داشته باشد. حتی، مرگ.
📌 یادداشت در شماره ۵۸۷ هفتهنامه «همشهری جوان»
احسان رضایی
@ehsanname
اینهمه که روانشناسان رشد در مورد انتخاب صحیح الگو حرف زدهاند، بیحکمت نیست. شخصیت و سرنوشت هر کسی شبیه اولین کسی میشود او را به عنوان الگوی ذهنی انتخاب کرده است. در تاریخ معاصر خودمان از این دست نمونهها کم نداریم. مرحوم امام، میدانیم که علاقه ویژهای به شهید مدرس داشت. طوری که حتی برای دیدن سخنرانیهای او در جلسات مجلس شورای ملی، از قم به تهران میآمد و بعد از پایان جلسه، به قم بازمیگشت. نادر ابراهیمی در رمان «سه دیدار» خود، این دیدارها را به شکل داستانی روایت کرده است. الگویی که بیراه نیست اگر بگوییم شبیهترین فرد به امام، در شجاعت و سیاست بود. حالا یک نمونه دیگر. مرحوم طالقانی در مقدمهای که بر «تنبیه الامه و تنزیه المله»، اثر معروف میرزای نایینی نوشته است، آورده که از جوانی به این شخصیت علاقمند بوده. میرزا حسین نائینی یکی از موافقان مشروطه بود که در کتاب «تنبیه الامه و تنزیه المله»، مبانی فقهیِ مشروطیت و نظریه حکومت در عصر غیبت را مدون کرد. او که از دوستان سیدجمالالدین اسدآبادی بود، از نخستین افردی است که به صراحت از لزوم وجود قانون اساسی در دولت اسلامی سخن گفته، از مشروط و محدود کردن قدرت حرف زده و معتقد است در دوران غیبت و در غیاب «ملکه عصمت» اولین چیزی که میتواند حافظ عدالت و مانع طغیان حکومتگران باشد، قوای قانونی و قانون اساسی است. عین همین گرایشهای فکری را در مرحوم طالقانی میشود سراغ کرد. برای دیگر چهرههای معاصر هم می شود گشت و الگوی ذهنی آنها در ایام جوانی را پیدا کرد و از شباهت خود آنها به این الگو، حکایتها گفت. یکی از این چهرهها، آیتالله هاشمی رفسنجانی است که هنوز هم به کار بردن صفت «مرحوم» در موردش با کمی مکث و تامل همراه است. هاشمی رفسنجانی، از همان ایام جوانی به مطالعه تاریخ علاقمند بود و در مطالعاتش، به امیرکبیر رسیده بود. ۳۳ساله بود که کتابی در مورد امیرکبیر نوشت و بعدها هم یاد او را از خاطر نبرد. وقتی بعد از جنگ به ریاستجمهوری رسید، الگویش برای سر و سامان دادن به اوضاع، باز امیرکبیر و اصطلاح رایج در آن سالها یعنی «سازندگی» را خودش گفت که از امیرکبیر گرفته است. تا همین اواخر هم هر برنامه و مناسبتی که درباره امیرکبیر برگزار میشد، یک پای ماجرا بود که به نحوی از آن کار حمایت میکرد. شاید به خاطر همین علاقه به امیرکبیر بود که حتی روز مرگش هم با سالگرد قتل آن امیر مصادف شد و بسیاری از روزنامهها هم تیترهایشان را از این تقارن انتخاب کردند. یعنی انتخاب الگو، اینطور میتواند در زندگی و حتی مرگ یک نفر نقش داشته باشد. حتی، مرگ.
📌 یادداشت در شماره ۵۸۷ هفتهنامه «همشهری جوان»
۲۳ دیماه، سالروز درگذشت استاد سیدجعفر شهیدی است. شناسنامه قدیمی او را، همراه با تصویری از دوران طلبگیاش، در موزه ثبت و احوال کشور میبینید. @ehsanname
یکی از فرزندان استاد شهیدی، سیداحسان شهیدی بود که در جنگ تحمیلی به شهادت رسید. شهید سیداحسان شهیدی مفقودالاثر شد و پیکرش هنوز شناسایی نشده. @ehsanname
اولین تالیف استاد سیدجعفر شهیدی، کتاب «مهدویت و اسلام» بود که سال ۱۳۲۴ و در نقد کتاب «شیعیگری» احمد کسروی نوشته شد. جالب است که روی جلد بر دانشجو بودنِ نویسنده تاکید شده است. @ehsanname
بخش عمده تالیفات استاد سیدجعفر شهیدی، در حوزه تاریخ اسلام بود که با «جنایات تاریخ» در ۱۳۲۷ شروع و تا «علی از زبان علی(ع)» در ۱۳۷۶ ادامه داشت. بعضی از این آثار بالای ۵۰ نوبت چاپ شدهاند. @ehsanname
آثار استاد سیدجعفر شهیدی در حوزه ادبیات، شامل تصحیح اثری در فنّ شعر، یک تذکره، یک اثر تاریخی دشوارخوان، شرح مشکلات دیوان انوری و تعدادی مقاله (که بیشترشان در «از دیروز تا امروز» آمده) است. @ehsanname
استاد سیدجعفر شهیدی، چند ترجمه هم دارد که مهمترینشان ترجمه «نهجالبلاغه» است. استاد برای این ترجمه در سال ۱۳۶۹ و برای کتاب «تاریخ تحلیلی اسلام» در ۱۳۸۵ برندهٔ جایزه کتاب سال شد. @ehsanname
بخش مهمی از کار استاد سیدجعفر شهیدی، به پایان بردن کارهای ناتمام استادان دیگر است. او لغتنامه دهخدا، فرهنگ معین و «شرح مثنوی شریف» فروزانفر را کامل کرد و این سه کتاب را به سرانجام رساند. @ehsanname
امروز منزل و کتابخانه شخصی استاد سیدجعفر شهیدی با ۲۸هزار جلد کتاب، تبدیل به کتابخانه عمومی شده است. یک کتابخانه عمومی هم در زادگاهش بروجرد به نام اوست. @ehsanname
دستنویس استاد سیدجعفر شهیدی در مورد ضرورت پاسدرای از فرهنگ، که بر روی دیوار ورودی کتابخانه عمومی شهیدی در نارمک تهران نقش شده است. @ehsanname
مزار مهجورِ استاد سیدجعفر شهیدی در کنار همسرش، در امامزاده عبدالله شهرری - عکس از: احسان ناظمبکایی @ehsanname
جدیدترین نمونه از ترجمههای مکرر و همزمانِ یک کتاب در بازار نشر ما، ترجمه داستان سوئدی «مردی به نام اُوِه» است، با چندتا روایت @ehsanname
آگهی در روزنامه «ایران» شماره ۱۰۲۱، اول آذر ۱۳۰۰ شمسی که خبر از ترجمه رمان «راکا» (از ژان دو لاهیرِ فرانسوی) داده. معلوم است صد سال پیش هم وضع ترجمههای مکرر فرق چندانی با امروز نداشته. @ehsanname