احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
احسان‌نامه
0️⃣5️⃣ «هنر شفاف اندیشیدن» به چاپ پنجاهم رسید @ehsanname
📸 چه میکنه این فردوسی‌پور! جشن امضای چاپ پنجاهم «هنر شفاف اندیشیدن» در شهر کتاب مرکزی @ehsanname
🔸اولین مصاحبه ایشی‌گورو بعد از نوبل ادبیات
@ehsanname
کازوئو ايشی‌گورو، چند ساعت بعد از اعلام خبر نوبلش با یک روزنامه کانادایی مصاحبه کرده و از دو نویسنده زن کانادایی، آلیس مونرو (برنده نوبل ۲۰۱۳) و مارگارت اتوود یاد کرده و گفته است اتوود روی قلم او تاثیر داشته و اینکه «از مارگارت اتوود معذرت می‌خواهم، اين جايزه حق او بود و مطمئنم كه خیلی زود اتوود اين جايزه را خواهد برد.» او درباره لئونارد کوهن، خواننده معروف کانادایی هم گفته: «آهنگ‌های لئونارد كوهن برای من الهام‌بخش است و روزی كه خبر مرگش را شنيدم، غمگین‌ترين روز زندگی‌ام بود.» (خود ایشی‌گورو هم مثل کوهن گیتار می‌نوازد.)
اما همه این آداب‌دانی‌ها به کنار، شاید جالبترین بخش مصاحبه ايشی‌گورو اینجا باشد که گفته دیشب برای افتتاحيه نمايش «مكبث» که از طرف یک کارگردان ژاپنی روی صحنه می‌رود، دعوت داشته. اما او بعد از اعلام خبر نوبل جایی نرفته، چون نمی‌خواسته حضورش توجه رسانه‌ها را جلب کند و زحمات اين كارگردان ژاپنی را به حاشيه ببرد.

📌متن مصاحبه، در اینجا
https://beta.theglobeandmail.com/news/world/kazuo-ishiguro-wins-2017-nobel-prize-for-literature/article36498340/
Forwarded from سر به هوا باش
سریال کاشی‌دزدی در تهران ادامه دارد.

نشانی: چهارراه لشکر خیابان کمالی نبش غفاری
عکس: بها مرشدی
@sarbehavabash
🎨سلف‌پرتره #سهراب_سپهری از خودش
@ehsanname
🗓۱۵ مهر سالروز تولد سهراب است
✍️ ترجمه هفت شعر ژاپنی از #سهراب_سپهری
@ehsanname
با آن که می‌دانم
در پی صبح
شب باز خواهد آمد
با این همه، طلوع آفتاب
چه نفرت‌آور است، دریغا!
فوجی‌وارا نو میچی نولو


در پهنۀ بی‌کران اقیانوس
پاروزنان
به سوی جزایر دوردست می‌روم.
به دوستانم خبر دهید
ای قایق‌های ماهی‌گیری!
اونو نو تاکامورا

@ehsanname
به سان رودخانۀ می‌نانو
که از قلۀ کوهستان تسوکوبا
سرازیر می‌شود،
عشق من، که هر آن فزونی می‌یابد
اکنون رودی ژرف و پهناور شده است.
یو زی تننو


با چشم دلسوزی
به یکدیگر بنگریم،
ای درخت گیلاس کوهستان!
بیرون از گل‌های تو
دوستی برایت نیست.
ساکی نو داسو جو گیوسن


در روزهای بهاری،
در آن هنگام که پرتو آسمان ابدی
بدین سان زیباست،
برای چه گل‌ها
با دلی بی‌آرام از هم جدا می‌شوند؟
کی نو تومونوری
@ehsanname

زندگی به چه می‌ماند؟
به امواج سپیدی
که قایق در پی خود باقی می‌نهد،
قایقی که با حرکت پارو
در سپیده‌دم می‌گذرد.
کاسو نو آسون مارو


در برابر باد پاییز
برگ‌های افرا
بی‌هیچ پایداری پراکنده می‌شوند
به کجا می‌روند؟ هیچ کس نمی‌داند.

من، اکنون افسرده‌ام.
شاعر ناشناس


📌 مجله «سخن»، شماره ۸ از سال ششم (مهر ۱۳۳۴) صفحات ۷۰۳ و ۷۰۴
احسان‌نامه
📚کتابخانه ایشی‌گورو به زبان فارسی @ehsanname همان‌طور که می‌شد حدس زد آکادمی نوبل امسال دیگر ریسک نکرد و جایزه را به یک نویسنده محبوب و مقبول عموم داد. کازوئو ایشی‌گورو ۶۲ساله، نویسنده انگلیسی ژاپنی‌تبار در ایران هم پرطرفدار است و همه رمان‌هایش ترجمه شده.…
⬆️⬆️⬆️ بازتاب
@ehsanname
📚توضیح تکمیلی کانال خوابگرد درباره کتابخانه ایشی‌گورو به زبان فارسی:

«غروب آری، انتها اما» (ترجمه‌ی مریم ناظم‌زاده، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۲) همان «بازمانده‌ی روز» است و قدیمی‌ترین ترجمه از رمان‌های ایشی‌گورو به فارسی است که به پای ترجمه‌ی نجف دریابندری نمی‌رسد ولی ترجمه‌ی بدی هم نیست.
goo.gl/ZB3fww
و شاید اولین ترجمه از ایشی‌گورو ترجمه‌ی «شام خانوادگی» در مجموعه‌ی لاتاری، چخوف و داستان‌های دیگر با ترجمه‌ی جعفر مدرس صادقی باشد (۱۳۷۱). در ۱۳۷۳ هم خانم مریم خوزان (مرحوم) در «از این زمان از آن مکان» همین داستان را ترجمه کردند.
📌 https://news.1rj.ru/str/khabgard/1127
Forwarded from نشر مرکز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مقالات مولانا ( فیه مافیه ) با صدای جعفر مدرس صادقی

@nashremarkaz
❗️مگر خدای بمرد
@ehsanname
هزار سال پیش از آنکه نیچه در کتاب «حکمت شادان»ش، جمله معروف «خدا مرده است» (به آلمانی: Gott ist tot) را در نقد وضع اخلاقیات بگوید، این حرف را یک زرتشتی در ایران گفته و عبدالله بن طاهر، سومین امیرِ دولت طاهریان هم پاسخش را داده است. ماجرا البته که فقط اشتراک لفظ است و نیچه از آن جمله، موضوع دیگری را مراد کرده و در این حکایت، ماجرای رفتار با اقلیت‌ها که با شنیدن بعضی اخبار به یاد آن حکایت می‌افتیم. اما اصل حکایت:
@ehsanname
و در تاریخ مسطور است که عبداللهِ طاهر ولایت کرمان را به پسرعمّ خود داده بود. خبر به عبدالله دادند که پسرعمّ تو به زنِ مجوسی قصد کرده و او را کشیده و مجوسی گفته: «مگر خدای بمرد.» عبدالله پسرعمّ خود را عزل کرده به یکی از خواص خود، شعرانی‌نام، فرمود که به کرمان رو، به فلان دِه و فلان محله، و فلان مجوسی است آنجا، او را به نزدیکِ من آر. رفت و او را حاضر آورد. عبدالله ازین حال بپرسید، گفت: واقع است. و این پسرعمّ او آن زنِ مجوسی را با خود به نِشابور آورده بود و پنهان داشته، و آن زن جمیل‌ترینِ زنانِ زمان خود بود. پسرعمّ را طلبید و از حال پرسید، منکر شد. او را سوگند داد، سوگند بخورد و اعتراف نکرد. عبدالله فرمود تا او را شراب دادند و مست کردند، پس انگشترین او را گرفته به نشانی، به سرای عمّ فرستاد که آن زن را پیش عبدالله آوردند، و او را به شوهرش سپرد، هردو را در سرای بنشاندند. چون پسرعمّ هشیار شد، دیگربار از وی پرسید، انکار کرد. چون از نزدیکِ عبدالله بیرون شد، فرمود تا او را گرفته بند کردند و به حبس فرستاد. آنگاه مجوس را گفت: «اینک خدای نمرد». و مجوسی و زن هر دو اسلام آوردند و در خدمت او بیاسودند و ایشان را مواجب فرمود.

📌 «روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات»، معین‌الدین محمد اسفرازی (قرن نهم)، تصحیح محمدکاظم امام، انتشارات دانشگاه تهران‌، ۱۳۳۹، جلد اول، صفحه ۲۵۲ تا ۲۵۴
#برچیده_ها
آوازِ کرَک
#مهدی_اخوان_ثالث

-«بده... بد... بد... چه امیدی؟ چه ایمانی؟...»

-«... کرک جان! خوب میخوانی.
من این آواز پاکت را درین غمگین خراب‌آباد،
چو بوی بال‌های سوخته‌ت پرواز خواهم کرد.
گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باشد.
بخوان آواز تلخت را، ولیکن دل به غم مسپار.
کرک جان! بندۀ دم باش...»

-«بده... بد... بد... ره هر پیک و پیغام و خبر بسته‌ست.
نه تنها بال و پر، بال نظر بسته‌ست.
قفس تنگ است و در بسته‌ست...»

-«کرک جان! راست گفتی، خوب خواندی، ناز آوازت،
من این آواز تلخت را...»

-«... بده... بد... بد... دروغین بود هم لبخند و هم سوگند.
دروغین‌ست هر سوگند و هر لبخند.
و حتی دلنشین آواز جفت تشنۀ پیوند... »

-«من این غمگین سرودت را
هم‌آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد.
به شهر آواز خواهم داد...»

-«بده... بدبد... چه پیوندی؟ چه پیمانی؟...»

-«کرک جان! خوب میخوانی
خوشا با خود نشستن، نرم نرمک اشکی افشاندن،
زدن پیمانه‌ای - دور از گرانان- هر شبی کنج شبستانی.»
@ehsanname

سه اجرای مختلف از این شعر بشنوید 👇
Avaze Karak
Mehdi Akhavan Sales
🎧 «آوازِ کرَک» شعر و صدای #مهدی_اخوان_ثالث از آلبوم «صدای شاعر» کانون پرورش فکری، با موسیقی فریدون شهبازیان @ehsanname
Avaze Karak
Salar Aghili
🎼 «آوازِ کرَک» شعر #مهدی_اخوان_ثالث با آواز سالار عقیلی از آلبوم «وطن» با موسیقی نوید دهقان @ehsanname
Avaze Karak
Alireza Ghorbani/Alireza Ghorbani
🎼 «آوازِ کرَک» شعر #مهدی_اخوان_ثالث با آواز علیرضا قربانی از آلبوم «هم‌آواز پرستوهای آه» با موسیقی سیاوش ولی‌پور @ehsanname
Forwarded from هیستوساند؛ صدای تاریخ
Che Guevara
HistoSound
به بهانه سالروز تیرباران چه گوارا، صدای سخنرانی او در سازمان ملل را خواهید شنید که با جمله « یا وطن، یا مرگ!» پایان می‌یابد.
@HistoSound
http://telegram.me/joinchat/BARpMj4peoBiyhacS_YErg
👈 در مجموعه آثار شاملو، دفتر دوم (اشعار ترجمه) چاپ انتشارات نگاه، صفحات ۴۹۵ و ۴۹۶ شعری از گابریل گارسیا مارکز آمده است با عنوان «برای چه گوارا». اما این شعر برای مارکز نیست و جستجوی شعری با این مضمون، فقط به شعر سزار وایه‌خو، شاعر پِرویی با عنوان Masa (توده‌ها) می‌رسد. (اینجا اصل و ترجمه انگلیسی شعر را بخوانید goo.gl/fajLpw). در کتاب «زنده باد چه گوارا» گردآوری و ترجمه فرهاد فراهانی (انتشارات نیلوفر، ۱۳۵۷) هم این شعر به نام سزار وایه‌خو و برای چه گوارا آمده است. اما سزار وایه‌خو آوریل ۱۹۳۸ درگذشته، زمانی که ارنستو گوارا (متولد ژوئن ۱۹۲۸) فقط ۱۱ سال داشته و هنوز کسی او را با اسم «اِل چه» نمی‌شناخته. پس قاعدتا شعر نه ربطی به مارکز دارد و نه چه گوارا. البته که همه اینها چیزی از ارزش ترجمه شاملو کم نمی‌کند و مقایسه دو ترجمۀ فراهانی و شاملو، نشان از هنرمندی او در استخدام کلمات دارد. ترجمۀ شاملو، یک بازسرایی هنرمندان هاست که شعر را به شکوه حماسی‌اش رسانده. این دو ترجمه را بخوانید:
@ehsanname
⬅️ ترجمه فرهاد فراهانی

در پایان جنگ وقتی که جنگجو كشته شد،
مردی بر بالینش آمد و گفت: نمیر، دوستت دارم
اما افسوس، جسد بیجان بر جای ماند

دو مرد نزديکش آمدند و تکرار کردند:
ما را ترک نکن، شجاع باش، برگرد!
اما افسوس، جسد بیجان بر جای ماند

سپس بیست، صد، هزار، پانصد هزار آمدند و تکرار کردند:
آیا این همه عشق نمی‌تواند کاری علیه مرگ انجام دهد؟
اما افسوس، جسد بیجان بر جای ماند

پس میلیون‌ها تن جمع شدند، احاطه‌اش کردند و تمامشان فریاد زدند:
برادر ما را ترک نکن!
اما افسوس، جسد بیجان بر جای ماند

پس تمام مردان روی زمین جمع شدند
جسم غمگین آنها را دید و حرکت کرد
به آرامی برخاست و اولین نفر را بوسید
و بعد به راه افتاد...
@ehsanname

⬅️ ترجمه #احمد_شاملو

و مرد افتاده بود.

یکی آواز داد: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.

دو تن آواز دادند: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.

ده‌ها تن و صدها تن خروش برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.

هزاران تن خروش برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.

تمامی آن سرزمینیان گرد آمده اشک‌ریزان خروش برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد به پای خاست.

نخستین کس را بوسه‌ای داد
و گام در راه نهاد.
goo.gl/odTEfU
📸 تصویری از فصل آخرِ چه گوارا در بولیوی. ماموران جسد تیرخوردۀ او را با عکسش مقایسه می‌کنند
احسان‌نامه
‼️راست: بخشی از «دختری در قطار» پائولا هاوکینز، ترجمه علی قانع، انتشارات کوله‌پشتی، ۹۵/چپ: همان کتاب با مترجمی که طبق فیپا ۱۵ساله است، انتشارات آ... ۹۶ @ehsanname 🔎تصویر را بزرگ کنید تا خوب تعجب کنید
بخشی از گزارش خانم امیلی امرایی درباره پدیده #سرقت_ادبی در بازار نشر ایران:
@ehsanname
🔴 یکی از استعدادهای درخشان بازار کتاب ما، به یقین مترجم ۱۵ساله‌ای است که با ترجمۀ ۶ عنوان کتاب از مشهورترین آثار ادبی جهان رکورد شکسته است! مونیکا سمیع‌زاده با ترجمۀ رمان «۱۹۸۴» و «دختر کشیش» اثر جرج اورول، «جنس ضعیف» و «نامه به کودکی که هرگز زاده نشد» اثر اوریانا فالاچی، «سقوط» آلبرکامو و «دختری در قطار» اثر پائولا هاوکینز، در ۶ماهۀ اول امسال، در وبسایت کتابخانه ملی در سرعت ترجمه کم‌رقیب است.

🔴 نابغۀ ۱۵ساله‌ در شرایطی که بسیاری از هم‌سالانش هنوز اجازۀ خواندن رمان‌های آلبر کامو و جرج اورول را ندارند، همه این کتاب‌ها را ترجمه و ثبت کرده است! برخی‌شان منتشر شده‌اند و باقی هم به‌زودی از سوی ناشری روانۀ بازار می‌شوند.

🔴 رمان «دختری در قطار»، به‌واسطه اهمیت این رمان و فیلمی که از رویش ساخته شده، چنان در ایران محبوب شده که مترجمان دیگری غیر از خانم سمیع‌زاده، در شرایطی که او مشغول ترجمۀ پنج کتاب دیگر بود، آن را زودتر روانۀ بازار کتاب ایران کرده‌اند. هرچند این موضوع باعث نشد که ترجمۀ خانم سمیع‌زاده از این رمان به‌تازگی منتشر نشود. ازآنجاکه در ایران قانون کپی‌رایت اجرا نمی‌شود و هیچ نهادی برای رعایت حقوق مترجمان وجود ندارد، ترجمه‌های همزمان و پس‌وپیش همیشه در بازار موجودند. شاید برای همین هم ترجمۀ مترجم ۱۵ساله ادبیات با ترجمۀ مترجم پیشکسوتی همچون علی قانع مو نمی‌زند و نعل‌به‌نعلِ کلمه‌هایی که علی قانع در ترجمۀ «دختری در قطار» انتخاب کرده در ترجمۀ سمیع‌زاده و انتشارات آراسپ آمده است.

🔴 در واقع در هر جای دیگری از دنیا پدر و مادر خانم مونیکا سمیع‌زاده ۱۵ساله، اگر وجود خارجی داشته باشد، برای سوءاستفاده از نام کودک زیر سن قانونی و جعل و سوءاستفاده از نامش به دادگاه کشیده می‌شدند و البته ناشر هم حتماً شریک جرم می‌بود. اما اینجا ماجرا یکسره متفاوت است: شکایت علی قانع و انتشارات کوله‌پشتی از مترجم ۱۵ساله، تازه اگر وجود خارجی داشته باشد، به جایی نمی‌رسد...

📌متن کامل گزارش را اینجا بخوانید:
http://www.aftabnetdaily.com/?p=5148
📸 پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه امیرکبیر و ماشین بازیافت
@ehsanname
در صفحه توییتر RishQermezi که این عکس را منتشر کرده، بحثهایی از جمله درباره آرشیو فایل الکترونیک این آثار هم هست
Forwarded from احسان‌نامه
Shafiee Kadkani - safar bekheir
۱۹ مهرماه، زاد روز استاد شفیعی کدکنی است. شعر و صدای او را (با همراهی آواز سالار عقیلی) بشنوید @ehsanname
📖 مصاحبه با خانم فتانه حاج‌سیدجوادی در روزنامه «لا رپوبلیکا» سه‌شنبه ۱۰ اکتبر. ترجمه رمان عاشقانه «بامداد خمار» این ماه با عنوان «انتخاب سودابه» (La scelta di Sudabeh) در ایتالیا منتشر شد @ehsanname
Forwarded from رسول جعفریان
ترجمه شهریار ماکیاولی یا به قول این مترجم «مکیاولی» از سال 1311 ش. این صفحه مقدمه مترجم است. برای شناخت امر ماکیاول در ایران جالب است.
@jafarian1964
«... او بهتر از من و همه کس است، واحد کالألف است، از همه جهات معنوی و روحی...» نوشته #مهدی_اخوان_ثالث در پشت عکسی از جوانی خودش و شفیعی کدکنی
@ehsanname
🗓 ۱۹ مهرماه، زاد روز استاد شفیعی کدکنی است
احسان‌نامه
🔍پرونده ترجمه رمان «عمویم جمشید خان» بختیار علی كه در دو نشر و با دو ترجمه یکسان منتشر شده، فعلا به تبرئه نشر نیماژ منجر شده و نشر افراز قصد شکایت از مترجم دوم را دارد ilna.ir/fa/tiny/news-494939
حکم برای #سرقت_ادبی: با شکایت اردلان سرافراز ترانه‌سرا برای استفاده بی اجازه از ترانه و غزلش، رضا صادقی، علی لهراسبی و سینا سرلک به دو سال حبس تعزیری محکوم شدند
@ehsannsme
از توییتر بهمن بابازاده