احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
📚کتابخانه ایشی‌گورو به زبان فارسی
@ehsanname
همان‌طور که می‌شد حدس زد آکادمی نوبل امسال دیگر ریسک نکرد و جایزه را به یک نویسنده محبوب و مقبول عموم داد. کازوئو ایشی‌گورو ۶۲ساله، نویسنده انگلیسی ژاپنی‌تبار در ایران هم پرطرفدار است و همه رمان‌هایش ترجمه شده. بجز این ۷ رمان، او ۴ فیلمنامه و ۴ مجموعه داستان کوتاه هم دارد. فهرست ترجمه‌های فارسی ایشی‌گورو (به ترتیب تاریخ ترجمه) از این قرار است:
@ehsanname
بازماندهٔ روز (ترجمه نجف دریابندری، نشر کارنامه، ۷۵)
منظر پریده‌رنگ تپه‌ها (ترجمه امیر امجد، نشر نیلا، ۸۰)
غروب دهکده (۱ داستان کوتاه) (ترجمه الهام پورنظری، ۸۰)
وقتی یتیم بودیم (ترجمه مژده دقیقی، نشر هرمس، ۸۱/ ترجمه مجید غلامی شاهدی، نشر نظاره، ۹۵)
هرگز رهایم مکن نکن (ترجمه سهیل سمی، نشر ققنوس، ۸۵ / ترجمه مهدی غبرایی، نشر افق، ۸۸ با عنوان «هرگز ترکم مکن»/ ترجمه فاطمه امینی، نشر نظاره، ۹۵)
تسلی‌ناپذیر (ترجمه سهیل سمی، نشر ققنوس، ۸۶)
شبانه‌ها (۵ داستان) (ترجمه علیرضا کیوانی‌نژاد، نشر چشمه، ۸۹/ ترجمه خجسته کیهان، نشر کتاب پارسه، ۸۹/ ترجمه مهدی غبرایی، انتشارات اژدهای طلایی، ۹۳ با عنوان «ترانه‌های شبانه»)
هنرمندی از جهان شناور (ترجمه یاسین محمدی، انتشارات افراز، ۹۱/ ترجمه صنعان صدیقی، نشر غنچه، ۹۴، با عنوان «هنرمندی از دنیای شناور»)
غول مدفون (ترجمه فرمهر امیردوست، نشر میلکان، ۹۴ / ترجمه سهیل سمی، انتشارات ققنوس، ۹۴/ ترجمه امیرمهدی حقیقت، نشر چشمه، ۹۵/ ترجمه آرزو احمی، نشر روزنه، ۹۵)

البته در منابع یک ترجمه دیگر از ایشی‌گورو با عنوان «غروب آری، انتها اما» (ترجمه مریم ناظم‌زاده، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۷۲) هم هست که آن را ندیده‌ام و نمی‌دانم مجموعه داستان است یا چیز دیگر؟
goo.gl/u9qjsV
⬅️ اگر تا به حال چیزی از ایشی‌گورو نخوانده‌اید با «بازماندهٔ روز» شروع کنید که اغلب ما ایشی‌گورو را با این ترجمهٔ شاهکار از نجف دریابندری شناختیم. داستان پیش‌خدمتی که در جریان یک مرخصی، عمر رفته را مرور می‌کند و ...
📸 گاردین: طرفدارهای هاروکی موراکامی در یک معبد در توکیو. آنها خیال می‌کردند امسال دیگر موراکامی نوبل می‌برد. اما از خبر برنده شدن ایشی‌گورو هم خوشحال هستند @ehsanname
🎧 هر پنج‌شنبه شب در کانال داستان شب @dastaneshab به یک داستان از #احسان_رضایی گوش کنید

این هفته: «مورد عجیب پیشانی» 👇
احسان‌نامه
📙 گزارش سال گذشته هفته‌نامه «تماشاگران امروز» (شماره ۸۱) درباره پدیده‌های ترجمه کتاب @ehsanname
‼️راست: بخشی از «دختری در قطار» پائولا هاوکینز، ترجمه علی قانع، انتشارات کوله‌پشتی، ۹۵/چپ: همان کتاب با مترجمی که طبق فیپا ۱۵ساله است، انتشارات آ... ۹۶
@ehsanname
🔎تصویر را بزرگ کنید تا خوب تعجب کنید
📖 بیشعوری‌سازان
@ehsanname
کتاب «بیشعوری» یکی از پدیده‌های سال‌های اخیر بازار کتاب ما بوده است. طوری که خیلی زود ترجمه‌های مکرر و جلدهای بعدی هم برای آن آمد. اخیرا هم تصویر هدیه دادن آن برای تنبیه و تحذیر همسایه بی‌مراعات، سوژه شبکه‌های اجتماعی بود.
📸 goo.gl/PKMgQY
تحلیل دلایل موفقیت و فروش «بیشعوری» بماند برای بعد. عجالتا بخشی از یادداشتی را که محمود فرجامی، مترجم کتاب درباره پدیدۀ سری‌دوزی کتاب و رواج انواع و اقسام «بیشعوری»های بعدی نوشته، بخوانید:

"کتابی به نام «بیشعوری» را من (محمود فرجامی) نخستین بار در سال ۱۳۸۶ از کتابی به زبان انگلیسی به نام Asshole No More به فارسی برگرداندم. کاری که نزدیک به یک سال زمان برد چرا که متن اصلی علیرغم ظاهر ساده‌اش، آنطور که جذاب و امروزی و خواندنی باشد به فارسی درنمی‌آمد. مثال‌ها قدیمی بودند (کتاب در سال ۱۹۹۰ چاپ شده) و شوخی‌ها تقریبا برای خواننده فارسی‌زبان نامفهوم و بیمزه. علاوه بر آن کتاب لحنی شبه‌علمی داشت در نقیضه‌سازی (تقلید تمسخرآمیز) از کتابهایی که قرار است با خواندن آنها یکشبه پول و اعتماد به نفس و روابط زناشویی و مدیریت خواننده دگرگون شود. با موضوعی تکان‌دهنده درباره احمق‌های خودخواه باهوش... اما این کتاب مجوز انتشار نگرفت و پس از مدتی خاک خوردن، سرانجام به پیشنهاد دوستی فایل pdf آن را به رایگان بر روی وب‌سایت شخصی‌ام (‌debsh.com) قرار دادم و از آنجایی که طرح جلد کتاب اصلی بسیار ساده و صرفا نام کتاب بود، طرحی از تابلو «جیغ» مونش را (که بخاطر گذشت بیش از ۳۰ سال از درگذشتش مشمول کپی‌رایت نیست) برای طرح جلد انتخاب کردم.
از کتاب به سرعت استقبال شد و طی چند هفته نسخه‌های کاغذی آن هم سر از کتابفروشی‌های سیار و حتی رسمی درآورد و از همان هنگام، هر روز بی‌اخلاقی و حقه جدیدی در مسیر «بیشعوری» نمایان شد! مثلا یک بار به اسم انتشارات گوتنبرگ (سوئد) به بازار زیرزمینی کتاب رفت، درحالی‌که مدیر آن انتشارات مثل من روحش از این ماجرا خبر نداشت. اما وقتی پس از روی کار آمدن دولت روحانی، یک انتشارات رسمی در تهران پس از اخذ قرارداد رسمی با من توانست مجوز انتشار این کتاب را بگیرد، بازی تازه شروع شد.
کتاب از همان روز نخست که به بازار رسمی آمد مورد استقبال شدید قرار گرفت و بسیاری که پیشتر آن را دانلود کرده بودند نسخه کاغذی را نیز خریدند. اینجا بود که پخته‌خواران گرامی دست‌به‌کار شدند و هر روز ناشری و مترجمی تازه به صف بیشعوری‌سازان اضافه شد. عجبا که از این عزیزان گاه جز اسم سابقه دیگری نبود و بعضا حتی اعتراف کردند که جلد کتاب اصلی را هم ندیده‌اند! در مقابل انتشارات تیسا که ناشر قانونی و رسمی کتاب بود انتشارات آتیسا علم شد، بیش از ده مترجم همان بیشعوری را که ناشر اصلی در آمریکا حق ترجمه و انتشار «انحصاری‌»اش را به محمود فرجامی واگذار کرده بود ترجمه کردند، همه به اصطلاح ترجمه‌ها تقریبا کپی از روی یک کار بود، همگی همان طرح جلد ابداعی من را کپی کردند (و یکی از همان «مترجم»ها مدعی شد که این طرح جلد اصلی کتاب است؛ یعنی ایشان زحمت گوگل کردن کتابی که مدعی ترجمه آن است را هم به خود نداده!)، بیشعوری ۲ و ۳ گاه با ترجمه مترجمهای خیالی و گاه تحت اسم خود من(!) منتشر شدند، «بیشعوری اصلی و بدون سانسور» به بازار آمد... چنان که تا امروز خود من ۲۱ نمونه از همین کتابها را جمع کرده‌ام!"

📌یادداشت کامل محمود فرجامی، طنزنویس و پژوهشگر این حوزه را در اینجا بخوانید
https://news.1rj.ru/str/FarjamiMahmud/142

📌 اینجا هم مجید جلیسه، مدیرعامل خانه کتاب یک نمونه از این کتاب‌سازی‌ها را توضیح داده است
https://news.1rj.ru/str/majidjaliseh/652
احسان‌نامه
0️⃣5️⃣ «هنر شفاف اندیشیدن» به چاپ پنجاهم رسید @ehsanname
📸 چه میکنه این فردوسی‌پور! جشن امضای چاپ پنجاهم «هنر شفاف اندیشیدن» در شهر کتاب مرکزی @ehsanname
🔸اولین مصاحبه ایشی‌گورو بعد از نوبل ادبیات
@ehsanname
کازوئو ايشی‌گورو، چند ساعت بعد از اعلام خبر نوبلش با یک روزنامه کانادایی مصاحبه کرده و از دو نویسنده زن کانادایی، آلیس مونرو (برنده نوبل ۲۰۱۳) و مارگارت اتوود یاد کرده و گفته است اتوود روی قلم او تاثیر داشته و اینکه «از مارگارت اتوود معذرت می‌خواهم، اين جايزه حق او بود و مطمئنم كه خیلی زود اتوود اين جايزه را خواهد برد.» او درباره لئونارد کوهن، خواننده معروف کانادایی هم گفته: «آهنگ‌های لئونارد كوهن برای من الهام‌بخش است و روزی كه خبر مرگش را شنيدم، غمگین‌ترين روز زندگی‌ام بود.» (خود ایشی‌گورو هم مثل کوهن گیتار می‌نوازد.)
اما همه این آداب‌دانی‌ها به کنار، شاید جالبترین بخش مصاحبه ايشی‌گورو اینجا باشد که گفته دیشب برای افتتاحيه نمايش «مكبث» که از طرف یک کارگردان ژاپنی روی صحنه می‌رود، دعوت داشته. اما او بعد از اعلام خبر نوبل جایی نرفته، چون نمی‌خواسته حضورش توجه رسانه‌ها را جلب کند و زحمات اين كارگردان ژاپنی را به حاشيه ببرد.

📌متن مصاحبه، در اینجا
https://beta.theglobeandmail.com/news/world/kazuo-ishiguro-wins-2017-nobel-prize-for-literature/article36498340/
Forwarded from سر به هوا باش
سریال کاشی‌دزدی در تهران ادامه دارد.

نشانی: چهارراه لشکر خیابان کمالی نبش غفاری
عکس: بها مرشدی
@sarbehavabash
🎨سلف‌پرتره #سهراب_سپهری از خودش
@ehsanname
🗓۱۵ مهر سالروز تولد سهراب است
✍️ ترجمه هفت شعر ژاپنی از #سهراب_سپهری
@ehsanname
با آن که می‌دانم
در پی صبح
شب باز خواهد آمد
با این همه، طلوع آفتاب
چه نفرت‌آور است، دریغا!
فوجی‌وارا نو میچی نولو


در پهنۀ بی‌کران اقیانوس
پاروزنان
به سوی جزایر دوردست می‌روم.
به دوستانم خبر دهید
ای قایق‌های ماهی‌گیری!
اونو نو تاکامورا

@ehsanname
به سان رودخانۀ می‌نانو
که از قلۀ کوهستان تسوکوبا
سرازیر می‌شود،
عشق من، که هر آن فزونی می‌یابد
اکنون رودی ژرف و پهناور شده است.
یو زی تننو


با چشم دلسوزی
به یکدیگر بنگریم،
ای درخت گیلاس کوهستان!
بیرون از گل‌های تو
دوستی برایت نیست.
ساکی نو داسو جو گیوسن


در روزهای بهاری،
در آن هنگام که پرتو آسمان ابدی
بدین سان زیباست،
برای چه گل‌ها
با دلی بی‌آرام از هم جدا می‌شوند؟
کی نو تومونوری
@ehsanname

زندگی به چه می‌ماند؟
به امواج سپیدی
که قایق در پی خود باقی می‌نهد،
قایقی که با حرکت پارو
در سپیده‌دم می‌گذرد.
کاسو نو آسون مارو


در برابر باد پاییز
برگ‌های افرا
بی‌هیچ پایداری پراکنده می‌شوند
به کجا می‌روند؟ هیچ کس نمی‌داند.

من، اکنون افسرده‌ام.
شاعر ناشناس


📌 مجله «سخن»، شماره ۸ از سال ششم (مهر ۱۳۳۴) صفحات ۷۰۳ و ۷۰۴
احسان‌نامه
📚کتابخانه ایشی‌گورو به زبان فارسی @ehsanname همان‌طور که می‌شد حدس زد آکادمی نوبل امسال دیگر ریسک نکرد و جایزه را به یک نویسنده محبوب و مقبول عموم داد. کازوئو ایشی‌گورو ۶۲ساله، نویسنده انگلیسی ژاپنی‌تبار در ایران هم پرطرفدار است و همه رمان‌هایش ترجمه شده.…
⬆️⬆️⬆️ بازتاب
@ehsanname
📚توضیح تکمیلی کانال خوابگرد درباره کتابخانه ایشی‌گورو به زبان فارسی:

«غروب آری، انتها اما» (ترجمه‌ی مریم ناظم‌زاده، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۲) همان «بازمانده‌ی روز» است و قدیمی‌ترین ترجمه از رمان‌های ایشی‌گورو به فارسی است که به پای ترجمه‌ی نجف دریابندری نمی‌رسد ولی ترجمه‌ی بدی هم نیست.
goo.gl/ZB3fww
و شاید اولین ترجمه از ایشی‌گورو ترجمه‌ی «شام خانوادگی» در مجموعه‌ی لاتاری، چخوف و داستان‌های دیگر با ترجمه‌ی جعفر مدرس صادقی باشد (۱۳۷۱). در ۱۳۷۳ هم خانم مریم خوزان (مرحوم) در «از این زمان از آن مکان» همین داستان را ترجمه کردند.
📌 https://news.1rj.ru/str/khabgard/1127
Forwarded from نشر مرکز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مقالات مولانا ( فیه مافیه ) با صدای جعفر مدرس صادقی

@nashremarkaz
❗️مگر خدای بمرد
@ehsanname
هزار سال پیش از آنکه نیچه در کتاب «حکمت شادان»ش، جمله معروف «خدا مرده است» (به آلمانی: Gott ist tot) را در نقد وضع اخلاقیات بگوید، این حرف را یک زرتشتی در ایران گفته و عبدالله بن طاهر، سومین امیرِ دولت طاهریان هم پاسخش را داده است. ماجرا البته که فقط اشتراک لفظ است و نیچه از آن جمله، موضوع دیگری را مراد کرده و در این حکایت، ماجرای رفتار با اقلیت‌ها که با شنیدن بعضی اخبار به یاد آن حکایت می‌افتیم. اما اصل حکایت:
@ehsanname
و در تاریخ مسطور است که عبداللهِ طاهر ولایت کرمان را به پسرعمّ خود داده بود. خبر به عبدالله دادند که پسرعمّ تو به زنِ مجوسی قصد کرده و او را کشیده و مجوسی گفته: «مگر خدای بمرد.» عبدالله پسرعمّ خود را عزل کرده به یکی از خواص خود، شعرانی‌نام، فرمود که به کرمان رو، به فلان دِه و فلان محله، و فلان مجوسی است آنجا، او را به نزدیکِ من آر. رفت و او را حاضر آورد. عبدالله ازین حال بپرسید، گفت: واقع است. و این پسرعمّ او آن زنِ مجوسی را با خود به نِشابور آورده بود و پنهان داشته، و آن زن جمیل‌ترینِ زنانِ زمان خود بود. پسرعمّ را طلبید و از حال پرسید، منکر شد. او را سوگند داد، سوگند بخورد و اعتراف نکرد. عبدالله فرمود تا او را شراب دادند و مست کردند، پس انگشترین او را گرفته به نشانی، به سرای عمّ فرستاد که آن زن را پیش عبدالله آوردند، و او را به شوهرش سپرد، هردو را در سرای بنشاندند. چون پسرعمّ هشیار شد، دیگربار از وی پرسید، انکار کرد. چون از نزدیکِ عبدالله بیرون شد، فرمود تا او را گرفته بند کردند و به حبس فرستاد. آنگاه مجوس را گفت: «اینک خدای نمرد». و مجوسی و زن هر دو اسلام آوردند و در خدمت او بیاسودند و ایشان را مواجب فرمود.

📌 «روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات»، معین‌الدین محمد اسفرازی (قرن نهم)، تصحیح محمدکاظم امام، انتشارات دانشگاه تهران‌، ۱۳۳۹، جلد اول، صفحه ۲۵۲ تا ۲۵۴
#برچیده_ها
آوازِ کرَک
#مهدی_اخوان_ثالث

-«بده... بد... بد... چه امیدی؟ چه ایمانی؟...»

-«... کرک جان! خوب میخوانی.
من این آواز پاکت را درین غمگین خراب‌آباد،
چو بوی بال‌های سوخته‌ت پرواز خواهم کرد.
گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باشد.
بخوان آواز تلخت را، ولیکن دل به غم مسپار.
کرک جان! بندۀ دم باش...»

-«بده... بد... بد... ره هر پیک و پیغام و خبر بسته‌ست.
نه تنها بال و پر، بال نظر بسته‌ست.
قفس تنگ است و در بسته‌ست...»

-«کرک جان! راست گفتی، خوب خواندی، ناز آوازت،
من این آواز تلخت را...»

-«... بده... بد... بد... دروغین بود هم لبخند و هم سوگند.
دروغین‌ست هر سوگند و هر لبخند.
و حتی دلنشین آواز جفت تشنۀ پیوند... »

-«من این غمگین سرودت را
هم‌آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد.
به شهر آواز خواهم داد...»

-«بده... بدبد... چه پیوندی؟ چه پیمانی؟...»

-«کرک جان! خوب میخوانی
خوشا با خود نشستن، نرم نرمک اشکی افشاندن،
زدن پیمانه‌ای - دور از گرانان- هر شبی کنج شبستانی.»
@ehsanname

سه اجرای مختلف از این شعر بشنوید 👇
Avaze Karak
Mehdi Akhavan Sales
🎧 «آوازِ کرَک» شعر و صدای #مهدی_اخوان_ثالث از آلبوم «صدای شاعر» کانون پرورش فکری، با موسیقی فریدون شهبازیان @ehsanname
Avaze Karak
Salar Aghili
🎼 «آوازِ کرَک» شعر #مهدی_اخوان_ثالث با آواز سالار عقیلی از آلبوم «وطن» با موسیقی نوید دهقان @ehsanname
Avaze Karak
Alireza Ghorbani/Alireza Ghorbani
🎼 «آوازِ کرَک» شعر #مهدی_اخوان_ثالث با آواز علیرضا قربانی از آلبوم «هم‌آواز پرستوهای آه» با موسیقی سیاوش ولی‌پور @ehsanname
Forwarded from هیستوساند؛ صدای تاریخ
Che Guevara
HistoSound
به بهانه سالروز تیرباران چه گوارا، صدای سخنرانی او در سازمان ملل را خواهید شنید که با جمله « یا وطن، یا مرگ!» پایان می‌یابد.
@HistoSound
http://telegram.me/joinchat/BARpMj4peoBiyhacS_YErg
👈 در مجموعه آثار شاملو، دفتر دوم (اشعار ترجمه) چاپ انتشارات نگاه، صفحات ۴۹۵ و ۴۹۶ شعری از گابریل گارسیا مارکز آمده است با عنوان «برای چه گوارا». اما این شعر برای مارکز نیست و جستجوی شعری با این مضمون، فقط به شعر سزار وایه‌خو، شاعر پِرویی با عنوان Masa (توده‌ها) می‌رسد. (اینجا اصل و ترجمه انگلیسی شعر را بخوانید goo.gl/fajLpw). در کتاب «زنده باد چه گوارا» گردآوری و ترجمه فرهاد فراهانی (انتشارات نیلوفر، ۱۳۵۷) هم این شعر به نام سزار وایه‌خو و برای چه گوارا آمده است. اما سزار وایه‌خو آوریل ۱۹۳۸ درگذشته، زمانی که ارنستو گوارا (متولد ژوئن ۱۹۲۸) فقط ۱۱ سال داشته و هنوز کسی او را با اسم «اِل چه» نمی‌شناخته. پس قاعدتا شعر نه ربطی به مارکز دارد و نه چه گوارا. البته که همه اینها چیزی از ارزش ترجمه شاملو کم نمی‌کند و مقایسه دو ترجمۀ فراهانی و شاملو، نشان از هنرمندی او در استخدام کلمات دارد. ترجمۀ شاملو، یک بازسرایی هنرمندان هاست که شعر را به شکوه حماسی‌اش رسانده. این دو ترجمه را بخوانید:
@ehsanname
⬅️ ترجمه فرهاد فراهانی

در پایان جنگ وقتی که جنگجو كشته شد،
مردی بر بالینش آمد و گفت: نمیر، دوستت دارم
اما افسوس، جسد بیجان بر جای ماند

دو مرد نزديکش آمدند و تکرار کردند:
ما را ترک نکن، شجاع باش، برگرد!
اما افسوس، جسد بیجان بر جای ماند

سپس بیست، صد، هزار، پانصد هزار آمدند و تکرار کردند:
آیا این همه عشق نمی‌تواند کاری علیه مرگ انجام دهد؟
اما افسوس، جسد بیجان بر جای ماند

پس میلیون‌ها تن جمع شدند، احاطه‌اش کردند و تمامشان فریاد زدند:
برادر ما را ترک نکن!
اما افسوس، جسد بیجان بر جای ماند

پس تمام مردان روی زمین جمع شدند
جسم غمگین آنها را دید و حرکت کرد
به آرامی برخاست و اولین نفر را بوسید
و بعد به راه افتاد...
@ehsanname

⬅️ ترجمه #احمد_شاملو

و مرد افتاده بود.

یکی آواز داد: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.

دو تن آواز دادند: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.

ده‌ها تن و صدها تن خروش برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.

هزاران تن خروش برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.

تمامی آن سرزمینیان گرد آمده اشک‌ریزان خروش برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد به پای خاست.

نخستین کس را بوسه‌ای داد
و گام در راه نهاد.
goo.gl/odTEfU
📸 تصویری از فصل آخرِ چه گوارا در بولیوی. ماموران جسد تیرخوردۀ او را با عکسش مقایسه می‌کنند
احسان‌نامه
‼️راست: بخشی از «دختری در قطار» پائولا هاوکینز، ترجمه علی قانع، انتشارات کوله‌پشتی، ۹۵/چپ: همان کتاب با مترجمی که طبق فیپا ۱۵ساله است، انتشارات آ... ۹۶ @ehsanname 🔎تصویر را بزرگ کنید تا خوب تعجب کنید
بخشی از گزارش خانم امیلی امرایی درباره پدیده #سرقت_ادبی در بازار نشر ایران:
@ehsanname
🔴 یکی از استعدادهای درخشان بازار کتاب ما، به یقین مترجم ۱۵ساله‌ای است که با ترجمۀ ۶ عنوان کتاب از مشهورترین آثار ادبی جهان رکورد شکسته است! مونیکا سمیع‌زاده با ترجمۀ رمان «۱۹۸۴» و «دختر کشیش» اثر جرج اورول، «جنس ضعیف» و «نامه به کودکی که هرگز زاده نشد» اثر اوریانا فالاچی، «سقوط» آلبرکامو و «دختری در قطار» اثر پائولا هاوکینز، در ۶ماهۀ اول امسال، در وبسایت کتابخانه ملی در سرعت ترجمه کم‌رقیب است.

🔴 نابغۀ ۱۵ساله‌ در شرایطی که بسیاری از هم‌سالانش هنوز اجازۀ خواندن رمان‌های آلبر کامو و جرج اورول را ندارند، همه این کتاب‌ها را ترجمه و ثبت کرده است! برخی‌شان منتشر شده‌اند و باقی هم به‌زودی از سوی ناشری روانۀ بازار می‌شوند.

🔴 رمان «دختری در قطار»، به‌واسطه اهمیت این رمان و فیلمی که از رویش ساخته شده، چنان در ایران محبوب شده که مترجمان دیگری غیر از خانم سمیع‌زاده، در شرایطی که او مشغول ترجمۀ پنج کتاب دیگر بود، آن را زودتر روانۀ بازار کتاب ایران کرده‌اند. هرچند این موضوع باعث نشد که ترجمۀ خانم سمیع‌زاده از این رمان به‌تازگی منتشر نشود. ازآنجاکه در ایران قانون کپی‌رایت اجرا نمی‌شود و هیچ نهادی برای رعایت حقوق مترجمان وجود ندارد، ترجمه‌های همزمان و پس‌وپیش همیشه در بازار موجودند. شاید برای همین هم ترجمۀ مترجم ۱۵ساله ادبیات با ترجمۀ مترجم پیشکسوتی همچون علی قانع مو نمی‌زند و نعل‌به‌نعلِ کلمه‌هایی که علی قانع در ترجمۀ «دختری در قطار» انتخاب کرده در ترجمۀ سمیع‌زاده و انتشارات آراسپ آمده است.

🔴 در واقع در هر جای دیگری از دنیا پدر و مادر خانم مونیکا سمیع‌زاده ۱۵ساله، اگر وجود خارجی داشته باشد، برای سوءاستفاده از نام کودک زیر سن قانونی و جعل و سوءاستفاده از نامش به دادگاه کشیده می‌شدند و البته ناشر هم حتماً شریک جرم می‌بود. اما اینجا ماجرا یکسره متفاوت است: شکایت علی قانع و انتشارات کوله‌پشتی از مترجم ۱۵ساله، تازه اگر وجود خارجی داشته باشد، به جایی نمی‌رسد...

📌متن کامل گزارش را اینجا بخوانید:
http://www.aftabnetdaily.com/?p=5148