احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
📚در ۳۵مین دوره کتاب سال، علاوه بر برگزیده‌های جایزه ادبی جلال، این آثار هم در گروه ادبیات برنده شدند (ردیف پایین: ادبیات کودک). همگی این آثار شایسته تقدیر معرفی شدند @ehsanname
نمونه کار فرهنگی: معاون یک نهاد فرهنگی قرارداد تألیف کتابی در مورد بیهقی را ابلاغ کرده و به خود ابوالفضل بیهقی (درگذشته به سال ۴۷۰ ه.ق) هم رونوشت زده است! @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش‌هایی از صحبت آبتین گلکار در مراسم یادبود نازنین دیهیمی درباره اهمیت خواندن نمایشنامه «آقای نویسنده و همکارش» برای علاقه‌مندان بولگاکوف.
@mahipub
Arashe kamangir
Siyavosh Kasraei
🎧 منظومه «آرش کمانگیر» #سیاوش_کسرایی با صدای شاعر. کسرایی در چنین روزی (۱۹ بهمن ۱۳۷۴) درگذشت @ehsanname
📸 رضا امیرخانی و «رهش» در کتابفروشی افق @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 صف خرید برای رمان تازه رضا امیرخانی «رهش»، خیابان انقلاب، کتابفروشی افق - هنوز کتاب زنده است @ehsanname
🎧 هر پنج‌شنبه شب در کانال داستان شب @dastaneshab به یک داستان از #احسان_رضایی گوش کنید

این هفته: «اتاق پسر» 👇
🔹چرا در شاهنامه داستان آرش نیست؟
@ehsanname
محمدحسین مهدویان، کارگردان فیلم «لاتاری» دیشب (۱۹ بهمن) در برنامه تلویزیونی «سینما دو» از اظهارات قبلی خودش در برنامه تلویزیونی «هفت» (۱۶ بهمن) درباره شاهنامه عذرخواهی کرد. او در آن برنامه در جواب به انتقادها از فیلم خودش، شاهنامه را «فاشیستی و نژادپرستانه و پر از شعار» معرفی کرده بود. اما دیشب گفت که اسم پسرش را آرش گذاشته و برایش قصه‌های شاهنامه را می‌خواند و «من نسبتم با فردوسی اینجوریه». او از به کار بردن آن تعبیرها در مورد شاهنامه عذرخواهی کرد و گفت کارش ادبیات و نقد ادبی نیست و آن شب می‌خواسته «به فردوسی پناه ببرد».
عذرخواهی مهدویان، البته که اقدام شجاعانه‌ای است، اما همان ارجاعش به اسم آرش و داستان آرش کمانگیر، نشان داد که منتقدانش حق داشتند که بگویند او شاهنامه را نخوانده و نباید در مورد چیزی که نخوانده‌ایم و اطلاعی نداریم نظر بدهیم. ماجرا خیلی ساده است: داستان آرش کمانگیر در شاهنامه نیامده!
@ehsanname
شاهنامه بازسرایی حماسهٔ ملی ایرانیان است، اما تمام داستان‌های اساطیری و حماسی ایران در این کتاب نیامده است. برای همین بعدها شاعران دیگری کار فردوسی را ادامه دادند که البته هیچکدام در شعر و هنر به پای او نرسیدند. معروفترین این منظومه‌ها «گرشاسپ‌نامه» از اسدی توسی است که داستان زندگی و جنگهای گرشاسپِ اژدهاکش، جد رستم را تعریف می‌کند.

داستان آرش کمانگیر هم از داستان‌های ملی و اساطیری ماست که در شاهنامه نیامده‌، اما در قدیمی‌ترین منابع مثل «اوستا» هست. طبق داستان، بعد از پایان جنگ ایران و توران در زمان منوچهر، قرار شد مرز دو کشور با پرتاب تیری از سپاه ایران مشخص شود. یکی از سپاهیان منوچهر به اسم آرش این وظیفه را به عهده گرفت و از کوه «اییریو خشوتا» از چهارمین کشور روی زمین بالا رفت و با تمام نیرو تیری را به سوی کوه «خوانونت» در شرق رها کرد و جان خودش را در این پرتاب گذاشت. داستان آرش را ابوریحان بیرونی، از معاصران فردوسی، در کتاب «آثار الباقیه» و ضمن توضیح جشن تیرگان نقل کرده است. اما فردوسی در شاهنامه از این داستان گذر کرده. دلیلش هم این است که در شاهنامه بلافاصله بعد از جنگ کین‌خواهی منوچهر از سلم و تور، سراغ داستان تولد زال می‌رویم و اینکه سام جهان‌پهلوان پسرش را که سفیدمو بود رها کرد و سیمرغ افسانه‌ای زال را بزرگ کرد و اینطوری وارد داستان زندگی زال و عشق زال به رودابه می‌شویم تا به تولد رستم، قهرمان اصلی شاهنامه برسیم.
https://goo.gl/WBnepF
در شاهنامه فقط چندبار به اسم آرش کمانگیر اشاره شده. مفصلترینش در بخش پادشاهی شیرویه است که از پهلوانان تاریخ ایران یکی یکی اسم می‌آورند:
چو آرش که بردی به فرسنگ تیر
چو پیروزگر قارن شیرگیر
در شاهنامه پادشاهان اشکانی از فرزندان آرش معرفی می‌شوند و در جریان جنگ خسروپرویز و بهرام چوبینه (یکی از مدعیان سلطنت) هم بهرام خودش را از نسل آرش معرفی می‌کند.
احسان رضایی
📸 یک صف دیگر برای خرید کتاب: دیروز (پنج‌شنبه ۱۹ بهمن) رونمایی و جشن امضای رمان تازه مصطفی مستور «عشق و چیزهای دیگر» در کتابفروشی چشمهٔ کورش برگزار شد @ehsanname
✴️در ادامۀ ماجراهای عصر استعمار
@ehsanname
یک رمان بعد از ۴۰۰ سال منتشر شده، چون تا الان فکر می‌کردند این کتاب نفرین‌شده است و هر کس رویش کار کند، می‌میرد. اگر فکر می‌کنید قضیه شوخی است، بقیۀ خبر را بخوانید:
رمان «قصه یتیم» دربارۀ عصر استعمار و ماجراهای فاتحان اسپانیایی با بومیانِ آمریکای لاتین است. یک پسر ۱۴ساله گرانادا (غرناطه) را در جستجوی ثروت و خوشبختی ترک می‌کند و سر از مستعمره‌های امپراتوری اسپانیا درمی‌آورد. در آنجا حوادث تاریخی مثل حملۀ سِر فرانسیس دریک به پورتوریکو را می‌بیند و با مسایلی مثل تجارت برده آشنا می‌شود، در معادن مکزیک کار می‌کند، به دزدان دریایی می‌پیوندد، ماجرایی عاشقانه از سر می‌گذراند،... تا عاقبت در پایتخت پرو به مبلغین مسیحی می‌پیوندد.
همین طور که می‌شود حدس زد نویسندۀ داستان یک کشیش اسپانیایی به نام مارتین دی لئون کاردِناس بود که نیم‌قرنی بعد از حملۀ فرانسیس پیزارو به امپراتوری آزتک، به شهر لیما رفته بود. او کتاب را در فاصله ۱۶۰۸ تا ۱۶۱۵ میلادی نوشت. اما آقای کشیش از خیر انتشار کتاب گذشت، چون می‌ترسید شرحی که از ظلم به سرخپوستها داده برایش شر شود و جلوی رسیدنش به مقام اسقف اعظمی را بگیرند. سال ۱۹۶۵ یک استاد دانشگاه اسپانیایی، دست‌نویس این اثر را پیدا کرد، اما به خاطر شایعاتی که دربارۀ وجود نفرینی پشت سر این رمان شنید از خیرش گذشت. حالا اما یک استاد اهل پرو این رمان را منتشر کرده. او گفته وقتی کار را شروع کرده بود، همه سعی در منصرف کردنش داشتند، چون همه کسانی که قبلاً روی این رمان کار کرده‌اند کشته شده‌اند، یکی به خاطر تصادف، یکی به خاطر یک بیماری مرموز و همین‌طور دلایل دیگر. با این حال او زیر بار نرفته و رمان را منتشر کرده و فعلاً هم سالم است.

📌 خبر این کتاب نفرین‌شده را اینجا بخوانید:
https://www.theguardian.com/world/2018/feb/02/novel-lost-for-400-years-sheds-light-on-spains-imperial-heights

📖 در مورد رفتارهای استعمارگران اسپانیایی با سرخپوستان آمریکای لاتین، در بسیاری از داستان‌های مارکز اشاراتی هست، اما اگر یک رمان مستقل بخواهید، می‌توانید «نفرین دختر آفتاب» نوشته کالین فالکنر (با ترجمه جواد سیداشرف، انتشارات زرین، ۱۳۷۸) را بخوانید. آن اثر البته درباره حملۀ هرنان کورتز به امپراتوری آزتک و مکزیک امروزی است.
📊 وضعیت مطالعه در ایران سال ۱۳۵۳. این آمارها چقدر تغییر کرده است؟
@ehsanname
منبع: کتاب «صدایی که شنیده نشد»، صفحه ۱۳۶
📊 دلایل ضعف مطالعه در ایران سال ۱۳۵۳. جز گزینه کم‌سوادی، باقی دلایل هنوز هم کاربرد دارد
@ehsanname
منبع: کتاب «صدایی که شنیده نشد»، صفحه ۱۳۸
📚فهرست کتاب پیشنهادی رضا امیرخانی
@ehsanname
امشب امیرخانی در گفتگوی تلویزیونی‌اش در برنامه «کتاب‌باز»، از فهرست (یا به قول خودش: سیاهه) ۱۰۰تایی رمان‌های پیشنهادی‌اش برای خواندن گفت. این سیاهه البته ۱۰۰تایی نیست و ۱۱۲تایی است (۱۰۹ عنوان در جدول به اضافه «سورِ بز» یوسا و «هکلبری فین» و «تام سایر» مارک تواین در مقدمه) و فقط هم رمان نیست (شامل آثاری مثل «هفت روزِ آخر» محمدرضا بایرامی هم می‌شود). اما به هر حال فهرستی است خوب و مفید و خواندنی. اگر فهرست پیشنهادی امیرخانی را می‌خواهید، اینجا👇 را ببینید، با این تذکر از خودش: "نه کسی با خواندنِ رمان بی‌دین می‌شود، نه دین‌دار. اين هر دو، كارِ آخوند است!"
📌 http://ermia.ir/contents.aspx?id=15

🔹پی‌نوشت: رضا امیرخانی بعداً به این سیاهه خواندنی‌ها «برج سکوت» حمیدرضا منایی (انتشارات کتاب نیستان) را هم اضافه کرد. می‌شود ۱۱۳ عنوان.
احسان‌نامه
🎭 ماجرای پایان‌ناپذیر شکسپیر @ehsanname آيا واقعا ویلیام شکسپير نویسنده نمایشنامه‌های شاهکاری است که ما با نام آثار شکسپير می‌شناسیم؟ این سؤال عجیب، بر خلاف تصور، پاسخهای خیلی مفصلی دارد و حدود ۱۵۰ سال است که موضوع بحث و گفتگوهای بسیار شده. خودتان می‌توانید…
🎭 شکسپیر هم بعله!
@ehsanname
آیا آن نمایشنامه‌های شاهکاری است که ما با نام آثار شکسپیر می‌شناسیم، واقعا نوشتۀ ویلیام شکسپیر است؟ سؤال عجیبی است. اما این سؤال، پاسخهای عجیب و غریبتری هم دارد. کسانی معتقدند کی می‌تواند جز ذهن درخشان شکسپیر این آثار را خلق کرده باشد؟ اما گروه‌های دیگری هم هستند که می‌گویند یک یا چند نفر دیگر این آثار را خلق کرده و آنها را به اسم بازیگر تئاتر، ویلیام شکسپیر منتشر کرده‌اند. بحث بر سر تشکیک در اصالت تالیفات شکسپیر ماجرایی گسترده است که بعضی از متخصصان و هواداران ادبیات را حسابی سرگرم کرده است.
یکی از نتایج این تشکیک، انوع و اقسام بررسی‌ها در مورد آثار شکسپیر است. اخیراً هم با نرم‌افزار WCopyfind رفته‌اند سراغ آثار او؛ نرم‌افزاری که استادان دانشگاه برای چک کردن مقالات دانشجویی و بررسی احتمال کپی‌کاری در آن‌ها استفاده می‌کنند. متاسفانه نتیجۀ این بررسی اصلا خوشایند نیست و حالا شکسپیر یا مؤلف(ان) شکسپیر هم متهم به سرقت ادبی شده. در نمایشنامه‌های «ریچادر سوم»، «مکبث»، «شاه لیر» و «هنری ششم» ۲۰ عبارت و دیالوگ پیدا شده است که به دست‌نویسی از جورج نورث، یک دولتمرد انگلیسی که در ۱۵۶۴ به سوئد اعزام شد، شباهت دارد. نوشتۀ جورج نورث که این ماه منتشر شده، «مباحثه کوتاهی در باب شورش و شورشیان» نام دارد و شباهت عبارتهایش با موارد مشخص‌شده، آن‌قدر زیاد است کارشناسان احتمال رخ دادن چنین اتفاقی را «کمتر از یک در میلیارد» می‌دانند. از آنجایی هم که جورج نورث زودتر این اثر را نوشته (نورث در سال سال ۱۵۸۱ مرده و تاریخ اولین آثار شکپیر را در دهۀ ۱۵۹۰ می‌دانند) پس نتیجه می‌گیریم که مع الأسف شکسپیر از او سرقت کرده است، نه بالعکس.

📌تفصیل ماجرا را اینجا بخوانید:
https://www.theguardian.com/books/2018/feb/09/shakespeare-plagiarism-software-george-north

البته که مفهوم سرقت ادبی در روزگار گذشته مثل امروز نبوده و در بسیاری از آثار و اشعار قدما، استفاده از اشعار و عبارات مورد علاقه از ادیبان دیگر را شاهدیم. اما به هر حال چنین تحقیقات و اتهاماتی برای هیچ نویسنده‌ای جالب نیست، چه رسد به ویلیام شکسپیر، مردی که «در مغزش ضرابخانه جمله‌سازی داشت.» (عبارتی از «ریچارد سوم») گروهی که معتقدند کس دیگری نمایشنامه‌های شکسپیر را نوشته، حالا می‌توانند یک دلیل دیگر هم بیاورند: اینکه نویسندۀ واقعی نمی‌خواسته سرقت ادبی گردن خودش بیفتد!
Forwarded from احسان‌نامه
HJ 270 - Shakespeare.pdf
293.1 KB
«چه کسی شکسپیر را نوشت؟» مقاله‌ای در توضیح ماجرای شک در تألیفات شکسپیری، نوشته احسان رضایی، در شماره ۲۷۰ هفته‌نامه «همشهری جوان» @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
«چه کسی شکسپیر را نوشت؟» نظریه‌های مختلف درباره نویسنده واقعیِ نمایشنامه‌های شکسپیر (از مقاله احسان رضایی در شماره ۲۷۰ هفته‌نامه «همشهری جوان») @ehsanname
🔹اقدام تحسین‌برانگیز سازمان فرهنگی شهرداری قم و فروشگاه کتابستان رضوی: تخفیف ۵۰ درصدی در روز ۲۲ بهمن و فروش ۸۰ میلیون تومان کتاب @ehsanname