This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 صف خرید برای رمان تازه رضا امیرخانی «رهش»، خیابان انقلاب، کتابفروشی افق - هنوز کتاب زنده است @ehsanname
🎧 هر پنجشنبه شب در کانال داستان شب @dastaneshab به یک داستان از #احسان_رضایی گوش کنید
این هفته: «اتاق پسر» 👇
این هفته: «اتاق پسر» 👇
احساننامه
✅آیا شاهنامه نژادپرستانه است؟ @ehsanname محمدحسین مهدویان، کارگردان «لاتاری» دوشنبهشب در برنامه «هفت» در پاسخ به انتقادها، شاهنامه را هم «اثری فاشیستی، نژادپرستانه و شعاری» خواند. نسبت فاشیسم به فردوسی که مضحک است (و جای دیگر دربارۀ آن نوشتهام) اما نژادپرستانه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅عذرخواهی قابل تحسین محمدحسین مهدویان در برنامه «سینما دو» (۱۹ بهمن) از «فاشیستی» خواندن شاهنامه. البته داستان آرش کمانگیر که او به آن ارجاع میدهد، از داستانهایی است که در شاهنامه نیامده! @ehsanname
🔹چرا در شاهنامه داستان آرش نیست؟
@ehsanname
محمدحسین مهدویان، کارگردان فیلم «لاتاری» دیشب (۱۹ بهمن) در برنامه تلویزیونی «سینما دو» از اظهارات قبلی خودش در برنامه تلویزیونی «هفت» (۱۶ بهمن) درباره شاهنامه عذرخواهی کرد. او در آن برنامه در جواب به انتقادها از فیلم خودش، شاهنامه را «فاشیستی و نژادپرستانه و پر از شعار» معرفی کرده بود. اما دیشب گفت که اسم پسرش را آرش گذاشته و برایش قصههای شاهنامه را میخواند و «من نسبتم با فردوسی اینجوریه». او از به کار بردن آن تعبیرها در مورد شاهنامه عذرخواهی کرد و گفت کارش ادبیات و نقد ادبی نیست و آن شب میخواسته «به فردوسی پناه ببرد».
عذرخواهی مهدویان، البته که اقدام شجاعانهای است، اما همان ارجاعش به اسم آرش و داستان آرش کمانگیر، نشان داد که منتقدانش حق داشتند که بگویند او شاهنامه را نخوانده و نباید در مورد چیزی که نخواندهایم و اطلاعی نداریم نظر بدهیم. ماجرا خیلی ساده است: داستان آرش کمانگیر در شاهنامه نیامده!
@ehsanname
شاهنامه بازسرایی حماسهٔ ملی ایرانیان است، اما تمام داستانهای اساطیری و حماسی ایران در این کتاب نیامده است. برای همین بعدها شاعران دیگری کار فردوسی را ادامه دادند که البته هیچکدام در شعر و هنر به پای او نرسیدند. معروفترین این منظومهها «گرشاسپنامه» از اسدی توسی است که داستان زندگی و جنگهای گرشاسپِ اژدهاکش، جد رستم را تعریف میکند.
داستان آرش کمانگیر هم از داستانهای ملی و اساطیری ماست که در شاهنامه نیامده، اما در قدیمیترین منابع مثل «اوستا» هست. طبق داستان، بعد از پایان جنگ ایران و توران در زمان منوچهر، قرار شد مرز دو کشور با پرتاب تیری از سپاه ایران مشخص شود. یکی از سپاهیان منوچهر به اسم آرش این وظیفه را به عهده گرفت و از کوه «اییریو خشوتا» از چهارمین کشور روی زمین بالا رفت و با تمام نیرو تیری را به سوی کوه «خوانونت» در شرق رها کرد و جان خودش را در این پرتاب گذاشت. داستان آرش را ابوریحان بیرونی، از معاصران فردوسی، در کتاب «آثار الباقیه» و ضمن توضیح جشن تیرگان نقل کرده است. اما فردوسی در شاهنامه از این داستان گذر کرده. دلیلش هم این است که در شاهنامه بلافاصله بعد از جنگ کینخواهی منوچهر از سلم و تور، سراغ داستان تولد زال میرویم و اینکه سام جهانپهلوان پسرش را که سفیدمو بود رها کرد و سیمرغ افسانهای زال را بزرگ کرد و اینطوری وارد داستان زندگی زال و عشق زال به رودابه میشویم تا به تولد رستم، قهرمان اصلی شاهنامه برسیم.
https://goo.gl/WBnepF
در شاهنامه فقط چندبار به اسم آرش کمانگیر اشاره شده. مفصلترینش در بخش پادشاهی شیرویه است که از پهلوانان تاریخ ایران یکی یکی اسم میآورند:
چو آرش که بردی به فرسنگ تیر
چو پیروزگر قارن شیرگیر
در شاهنامه پادشاهان اشکانی از فرزندان آرش معرفی میشوند و در جریان جنگ خسروپرویز و بهرام چوبینه (یکی از مدعیان سلطنت) هم بهرام خودش را از نسل آرش معرفی میکند.
✍احسان رضایی
@ehsanname
محمدحسین مهدویان، کارگردان فیلم «لاتاری» دیشب (۱۹ بهمن) در برنامه تلویزیونی «سینما دو» از اظهارات قبلی خودش در برنامه تلویزیونی «هفت» (۱۶ بهمن) درباره شاهنامه عذرخواهی کرد. او در آن برنامه در جواب به انتقادها از فیلم خودش، شاهنامه را «فاشیستی و نژادپرستانه و پر از شعار» معرفی کرده بود. اما دیشب گفت که اسم پسرش را آرش گذاشته و برایش قصههای شاهنامه را میخواند و «من نسبتم با فردوسی اینجوریه». او از به کار بردن آن تعبیرها در مورد شاهنامه عذرخواهی کرد و گفت کارش ادبیات و نقد ادبی نیست و آن شب میخواسته «به فردوسی پناه ببرد».
عذرخواهی مهدویان، البته که اقدام شجاعانهای است، اما همان ارجاعش به اسم آرش و داستان آرش کمانگیر، نشان داد که منتقدانش حق داشتند که بگویند او شاهنامه را نخوانده و نباید در مورد چیزی که نخواندهایم و اطلاعی نداریم نظر بدهیم. ماجرا خیلی ساده است: داستان آرش کمانگیر در شاهنامه نیامده!
@ehsanname
شاهنامه بازسرایی حماسهٔ ملی ایرانیان است، اما تمام داستانهای اساطیری و حماسی ایران در این کتاب نیامده است. برای همین بعدها شاعران دیگری کار فردوسی را ادامه دادند که البته هیچکدام در شعر و هنر به پای او نرسیدند. معروفترین این منظومهها «گرشاسپنامه» از اسدی توسی است که داستان زندگی و جنگهای گرشاسپِ اژدهاکش، جد رستم را تعریف میکند.
داستان آرش کمانگیر هم از داستانهای ملی و اساطیری ماست که در شاهنامه نیامده، اما در قدیمیترین منابع مثل «اوستا» هست. طبق داستان، بعد از پایان جنگ ایران و توران در زمان منوچهر، قرار شد مرز دو کشور با پرتاب تیری از سپاه ایران مشخص شود. یکی از سپاهیان منوچهر به اسم آرش این وظیفه را به عهده گرفت و از کوه «اییریو خشوتا» از چهارمین کشور روی زمین بالا رفت و با تمام نیرو تیری را به سوی کوه «خوانونت» در شرق رها کرد و جان خودش را در این پرتاب گذاشت. داستان آرش را ابوریحان بیرونی، از معاصران فردوسی، در کتاب «آثار الباقیه» و ضمن توضیح جشن تیرگان نقل کرده است. اما فردوسی در شاهنامه از این داستان گذر کرده. دلیلش هم این است که در شاهنامه بلافاصله بعد از جنگ کینخواهی منوچهر از سلم و تور، سراغ داستان تولد زال میرویم و اینکه سام جهانپهلوان پسرش را که سفیدمو بود رها کرد و سیمرغ افسانهای زال را بزرگ کرد و اینطوری وارد داستان زندگی زال و عشق زال به رودابه میشویم تا به تولد رستم، قهرمان اصلی شاهنامه برسیم.
https://goo.gl/WBnepF
در شاهنامه فقط چندبار به اسم آرش کمانگیر اشاره شده. مفصلترینش در بخش پادشاهی شیرویه است که از پهلوانان تاریخ ایران یکی یکی اسم میآورند:
چو آرش که بردی به فرسنگ تیر
چو پیروزگر قارن شیرگیر
در شاهنامه پادشاهان اشکانی از فرزندان آرش معرفی میشوند و در جریان جنگ خسروپرویز و بهرام چوبینه (یکی از مدعیان سلطنت) هم بهرام خودش را از نسل آرش معرفی میکند.
✍احسان رضایی
📸 یک صف دیگر برای خرید کتاب: دیروز (پنجشنبه ۱۹ بهمن) رونمایی و جشن امضای رمان تازه مصطفی مستور «عشق و چیزهای دیگر» در کتابفروشی چشمهٔ کورش برگزار شد @ehsanname
احساننامه
📖 رونمایی از رمان تازه رضا امیرخانی «رهش» @ehsanname 📍تهران: پنجشنبه (۱۹بهمن) کتابفروشی افق (انقلاب، جنب سینما سپیده) 📍مشهد: جمعه (۲۰بهمن) کافه کتاب آفتاب (بین چهارراه دکترا و چهارراه گلستان)
📸 جمعیت حاضر در مراسم جشن امضای رمان تازه رضا امیرخانی «رهش»، مشهد، کافه کتاب آفتاب @ehsanname
✴️در ادامۀ ماجراهای عصر استعمار
@ehsanname
یک رمان بعد از ۴۰۰ سال منتشر شده، چون تا الان فکر میکردند این کتاب نفرینشده است و هر کس رویش کار کند، میمیرد. اگر فکر میکنید قضیه شوخی است، بقیۀ خبر را بخوانید:
رمان «قصه یتیم» دربارۀ عصر استعمار و ماجراهای فاتحان اسپانیایی با بومیانِ آمریکای لاتین است. یک پسر ۱۴ساله گرانادا (غرناطه) را در جستجوی ثروت و خوشبختی ترک میکند و سر از مستعمرههای امپراتوری اسپانیا درمیآورد. در آنجا حوادث تاریخی مثل حملۀ سِر فرانسیس دریک به پورتوریکو را میبیند و با مسایلی مثل تجارت برده آشنا میشود، در معادن مکزیک کار میکند، به دزدان دریایی میپیوندد، ماجرایی عاشقانه از سر میگذراند،... تا عاقبت در پایتخت پرو به مبلغین مسیحی میپیوندد.
همین طور که میشود حدس زد نویسندۀ داستان یک کشیش اسپانیایی به نام مارتین دی لئون کاردِناس بود که نیمقرنی بعد از حملۀ فرانسیس پیزارو به امپراتوری آزتک، به شهر لیما رفته بود. او کتاب را در فاصله ۱۶۰۸ تا ۱۶۱۵ میلادی نوشت. اما آقای کشیش از خیر انتشار کتاب گذشت، چون میترسید شرحی که از ظلم به سرخپوستها داده برایش شر شود و جلوی رسیدنش به مقام اسقف اعظمی را بگیرند. سال ۱۹۶۵ یک استاد دانشگاه اسپانیایی، دستنویس این اثر را پیدا کرد، اما به خاطر شایعاتی که دربارۀ وجود نفرینی پشت سر این رمان شنید از خیرش گذشت. حالا اما یک استاد اهل پرو این رمان را منتشر کرده. او گفته وقتی کار را شروع کرده بود، همه سعی در منصرف کردنش داشتند، چون همه کسانی که قبلاً روی این رمان کار کردهاند کشته شدهاند، یکی به خاطر تصادف، یکی به خاطر یک بیماری مرموز و همینطور دلایل دیگر. با این حال او زیر بار نرفته و رمان را منتشر کرده و فعلاً هم سالم است.
📌 خبر این کتاب نفرینشده را اینجا بخوانید:
https://www.theguardian.com/world/2018/feb/02/novel-lost-for-400-years-sheds-light-on-spains-imperial-heights
📖 در مورد رفتارهای استعمارگران اسپانیایی با سرخپوستان آمریکای لاتین، در بسیاری از داستانهای مارکز اشاراتی هست، اما اگر یک رمان مستقل بخواهید، میتوانید «نفرین دختر آفتاب» نوشته کالین فالکنر (با ترجمه جواد سیداشرف، انتشارات زرین، ۱۳۷۸) را بخوانید. آن اثر البته درباره حملۀ هرنان کورتز به امپراتوری آزتک و مکزیک امروزی است.
@ehsanname
یک رمان بعد از ۴۰۰ سال منتشر شده، چون تا الان فکر میکردند این کتاب نفرینشده است و هر کس رویش کار کند، میمیرد. اگر فکر میکنید قضیه شوخی است، بقیۀ خبر را بخوانید:
رمان «قصه یتیم» دربارۀ عصر استعمار و ماجراهای فاتحان اسپانیایی با بومیانِ آمریکای لاتین است. یک پسر ۱۴ساله گرانادا (غرناطه) را در جستجوی ثروت و خوشبختی ترک میکند و سر از مستعمرههای امپراتوری اسپانیا درمیآورد. در آنجا حوادث تاریخی مثل حملۀ سِر فرانسیس دریک به پورتوریکو را میبیند و با مسایلی مثل تجارت برده آشنا میشود، در معادن مکزیک کار میکند، به دزدان دریایی میپیوندد، ماجرایی عاشقانه از سر میگذراند،... تا عاقبت در پایتخت پرو به مبلغین مسیحی میپیوندد.
همین طور که میشود حدس زد نویسندۀ داستان یک کشیش اسپانیایی به نام مارتین دی لئون کاردِناس بود که نیمقرنی بعد از حملۀ فرانسیس پیزارو به امپراتوری آزتک، به شهر لیما رفته بود. او کتاب را در فاصله ۱۶۰۸ تا ۱۶۱۵ میلادی نوشت. اما آقای کشیش از خیر انتشار کتاب گذشت، چون میترسید شرحی که از ظلم به سرخپوستها داده برایش شر شود و جلوی رسیدنش به مقام اسقف اعظمی را بگیرند. سال ۱۹۶۵ یک استاد دانشگاه اسپانیایی، دستنویس این اثر را پیدا کرد، اما به خاطر شایعاتی که دربارۀ وجود نفرینی پشت سر این رمان شنید از خیرش گذشت. حالا اما یک استاد اهل پرو این رمان را منتشر کرده. او گفته وقتی کار را شروع کرده بود، همه سعی در منصرف کردنش داشتند، چون همه کسانی که قبلاً روی این رمان کار کردهاند کشته شدهاند، یکی به خاطر تصادف، یکی به خاطر یک بیماری مرموز و همینطور دلایل دیگر. با این حال او زیر بار نرفته و رمان را منتشر کرده و فعلاً هم سالم است.
📌 خبر این کتاب نفرینشده را اینجا بخوانید:
https://www.theguardian.com/world/2018/feb/02/novel-lost-for-400-years-sheds-light-on-spains-imperial-heights
📖 در مورد رفتارهای استعمارگران اسپانیایی با سرخپوستان آمریکای لاتین، در بسیاری از داستانهای مارکز اشاراتی هست، اما اگر یک رمان مستقل بخواهید، میتوانید «نفرین دختر آفتاب» نوشته کالین فالکنر (با ترجمه جواد سیداشرف، انتشارات زرین، ۱۳۷۸) را بخوانید. آن اثر البته درباره حملۀ هرنان کورتز به امپراتوری آزتک و مکزیک امروزی است.
📊 وضعیت مطالعه در ایران سال ۱۳۵۳. این آمارها چقدر تغییر کرده است؟
@ehsanname
منبع: کتاب «صدایی که شنیده نشد»، صفحه ۱۳۶
@ehsanname
منبع: کتاب «صدایی که شنیده نشد»، صفحه ۱۳۶
📊 دلایل ضعف مطالعه در ایران سال ۱۳۵۳. جز گزینه کمسوادی، باقی دلایل هنوز هم کاربرد دارد
@ehsanname
منبع: کتاب «صدایی که شنیده نشد»، صفحه ۱۳۸
@ehsanname
منبع: کتاب «صدایی که شنیده نشد»، صفحه ۱۳۸
📚فهرست کتاب پیشنهادی رضا امیرخانی
@ehsanname
امشب امیرخانی در گفتگوی تلویزیونیاش در برنامه «کتابباز»، از فهرست (یا به قول خودش: سیاهه) ۱۰۰تایی رمانهای پیشنهادیاش برای خواندن گفت. این سیاهه البته ۱۰۰تایی نیست و ۱۱۲تایی است (۱۰۹ عنوان در جدول به اضافه «سورِ بز» یوسا و «هکلبری فین» و «تام سایر» مارک تواین در مقدمه) و فقط هم رمان نیست (شامل آثاری مثل «هفت روزِ آخر» محمدرضا بایرامی هم میشود). اما به هر حال فهرستی است خوب و مفید و خواندنی. اگر فهرست پیشنهادی امیرخانی را میخواهید، اینجا👇 را ببینید، با این تذکر از خودش: "نه کسی با خواندنِ رمان بیدین میشود، نه دیندار. اين هر دو، كارِ آخوند است!"
📌 http://ermia.ir/contents.aspx?id=15
🔹پینوشت: رضا امیرخانی بعداً به این سیاهه خواندنیها «برج سکوت» حمیدرضا منایی (انتشارات کتاب نیستان) را هم اضافه کرد. میشود ۱۱۳ عنوان.
@ehsanname
امشب امیرخانی در گفتگوی تلویزیونیاش در برنامه «کتابباز»، از فهرست (یا به قول خودش: سیاهه) ۱۰۰تایی رمانهای پیشنهادیاش برای خواندن گفت. این سیاهه البته ۱۰۰تایی نیست و ۱۱۲تایی است (۱۰۹ عنوان در جدول به اضافه «سورِ بز» یوسا و «هکلبری فین» و «تام سایر» مارک تواین در مقدمه) و فقط هم رمان نیست (شامل آثاری مثل «هفت روزِ آخر» محمدرضا بایرامی هم میشود). اما به هر حال فهرستی است خوب و مفید و خواندنی. اگر فهرست پیشنهادی امیرخانی را میخواهید، اینجا👇 را ببینید، با این تذکر از خودش: "نه کسی با خواندنِ رمان بیدین میشود، نه دیندار. اين هر دو، كارِ آخوند است!"
📌 http://ermia.ir/contents.aspx?id=15
🔹پینوشت: رضا امیرخانی بعداً به این سیاهه خواندنیها «برج سکوت» حمیدرضا منایی (انتشارات کتاب نیستان) را هم اضافه کرد. میشود ۱۱۳ عنوان.
احساننامه
🎭 ماجرای پایانناپذیر شکسپیر @ehsanname آيا واقعا ویلیام شکسپير نویسنده نمایشنامههای شاهکاری است که ما با نام آثار شکسپير میشناسیم؟ این سؤال عجیب، بر خلاف تصور، پاسخهای خیلی مفصلی دارد و حدود ۱۵۰ سال است که موضوع بحث و گفتگوهای بسیار شده. خودتان میتوانید…
🎭 شکسپیر هم بعله!
@ehsanname
آیا آن نمایشنامههای شاهکاری است که ما با نام آثار شکسپیر میشناسیم، واقعا نوشتۀ ویلیام شکسپیر است؟ سؤال عجیبی است. اما این سؤال، پاسخهای عجیب و غریبتری هم دارد. کسانی معتقدند کی میتواند جز ذهن درخشان شکسپیر این آثار را خلق کرده باشد؟ اما گروههای دیگری هم هستند که میگویند یک یا چند نفر دیگر این آثار را خلق کرده و آنها را به اسم بازیگر تئاتر، ویلیام شکسپیر منتشر کردهاند. بحث بر سر تشکیک در اصالت تالیفات شکسپیر ماجرایی گسترده است که بعضی از متخصصان و هواداران ادبیات را حسابی سرگرم کرده است.
یکی از نتایج این تشکیک، انوع و اقسام بررسیها در مورد آثار شکسپیر است. اخیراً هم با نرمافزار WCopyfind رفتهاند سراغ آثار او؛ نرمافزاری که استادان دانشگاه برای چک کردن مقالات دانشجویی و بررسی احتمال کپیکاری در آنها استفاده میکنند. متاسفانه نتیجۀ این بررسی اصلا خوشایند نیست و حالا شکسپیر یا مؤلف(ان) شکسپیر هم متهم به سرقت ادبی شده. در نمایشنامههای «ریچادر سوم»، «مکبث»، «شاه لیر» و «هنری ششم» ۲۰ عبارت و دیالوگ پیدا شده است که به دستنویسی از جورج نورث، یک دولتمرد انگلیسی که در ۱۵۶۴ به سوئد اعزام شد، شباهت دارد. نوشتۀ جورج نورث که این ماه منتشر شده، «مباحثه کوتاهی در باب شورش و شورشیان» نام دارد و شباهت عبارتهایش با موارد مشخصشده، آنقدر زیاد است کارشناسان احتمال رخ دادن چنین اتفاقی را «کمتر از یک در میلیارد» میدانند. از آنجایی هم که جورج نورث زودتر این اثر را نوشته (نورث در سال سال ۱۵۸۱ مرده و تاریخ اولین آثار شکپیر را در دهۀ ۱۵۹۰ میدانند) پس نتیجه میگیریم که مع الأسف شکسپیر از او سرقت کرده است، نه بالعکس.
📌تفصیل ماجرا را اینجا بخوانید:
https://www.theguardian.com/books/2018/feb/09/shakespeare-plagiarism-software-george-north
البته که مفهوم سرقت ادبی در روزگار گذشته مثل امروز نبوده و در بسیاری از آثار و اشعار قدما، استفاده از اشعار و عبارات مورد علاقه از ادیبان دیگر را شاهدیم. اما به هر حال چنین تحقیقات و اتهاماتی برای هیچ نویسندهای جالب نیست، چه رسد به ویلیام شکسپیر، مردی که «در مغزش ضرابخانه جملهسازی داشت.» (عبارتی از «ریچارد سوم») گروهی که معتقدند کس دیگری نمایشنامههای شکسپیر را نوشته، حالا میتوانند یک دلیل دیگر هم بیاورند: اینکه نویسندۀ واقعی نمیخواسته سرقت ادبی گردن خودش بیفتد!
@ehsanname
آیا آن نمایشنامههای شاهکاری است که ما با نام آثار شکسپیر میشناسیم، واقعا نوشتۀ ویلیام شکسپیر است؟ سؤال عجیبی است. اما این سؤال، پاسخهای عجیب و غریبتری هم دارد. کسانی معتقدند کی میتواند جز ذهن درخشان شکسپیر این آثار را خلق کرده باشد؟ اما گروههای دیگری هم هستند که میگویند یک یا چند نفر دیگر این آثار را خلق کرده و آنها را به اسم بازیگر تئاتر، ویلیام شکسپیر منتشر کردهاند. بحث بر سر تشکیک در اصالت تالیفات شکسپیر ماجرایی گسترده است که بعضی از متخصصان و هواداران ادبیات را حسابی سرگرم کرده است.
یکی از نتایج این تشکیک، انوع و اقسام بررسیها در مورد آثار شکسپیر است. اخیراً هم با نرمافزار WCopyfind رفتهاند سراغ آثار او؛ نرمافزاری که استادان دانشگاه برای چک کردن مقالات دانشجویی و بررسی احتمال کپیکاری در آنها استفاده میکنند. متاسفانه نتیجۀ این بررسی اصلا خوشایند نیست و حالا شکسپیر یا مؤلف(ان) شکسپیر هم متهم به سرقت ادبی شده. در نمایشنامههای «ریچادر سوم»، «مکبث»، «شاه لیر» و «هنری ششم» ۲۰ عبارت و دیالوگ پیدا شده است که به دستنویسی از جورج نورث، یک دولتمرد انگلیسی که در ۱۵۶۴ به سوئد اعزام شد، شباهت دارد. نوشتۀ جورج نورث که این ماه منتشر شده، «مباحثه کوتاهی در باب شورش و شورشیان» نام دارد و شباهت عبارتهایش با موارد مشخصشده، آنقدر زیاد است کارشناسان احتمال رخ دادن چنین اتفاقی را «کمتر از یک در میلیارد» میدانند. از آنجایی هم که جورج نورث زودتر این اثر را نوشته (نورث در سال سال ۱۵۸۱ مرده و تاریخ اولین آثار شکپیر را در دهۀ ۱۵۹۰ میدانند) پس نتیجه میگیریم که مع الأسف شکسپیر از او سرقت کرده است، نه بالعکس.
📌تفصیل ماجرا را اینجا بخوانید:
https://www.theguardian.com/books/2018/feb/09/shakespeare-plagiarism-software-george-north
البته که مفهوم سرقت ادبی در روزگار گذشته مثل امروز نبوده و در بسیاری از آثار و اشعار قدما، استفاده از اشعار و عبارات مورد علاقه از ادیبان دیگر را شاهدیم. اما به هر حال چنین تحقیقات و اتهاماتی برای هیچ نویسندهای جالب نیست، چه رسد به ویلیام شکسپیر، مردی که «در مغزش ضرابخانه جملهسازی داشت.» (عبارتی از «ریچارد سوم») گروهی که معتقدند کس دیگری نمایشنامههای شکسپیر را نوشته، حالا میتوانند یک دلیل دیگر هم بیاورند: اینکه نویسندۀ واقعی نمیخواسته سرقت ادبی گردن خودش بیفتد!
Forwarded from احساننامه
HJ 270 - Shakespeare.pdf
293.1 KB
«چه کسی شکسپیر را نوشت؟» مقالهای در توضیح ماجرای شک در تألیفات شکسپیری، نوشته احسان رضایی، در شماره ۲۷۰ هفتهنامه «همشهری جوان» @ehsanname
Forwarded from احساننامه
«چه کسی شکسپیر را نوشت؟» نظریههای مختلف درباره نویسنده واقعیِ نمایشنامههای شکسپیر (از مقاله احسان رضایی در شماره ۲۷۰ هفتهنامه «همشهری جوان») @ehsanname
🔹اقدام تحسینبرانگیز سازمان فرهنگی شهرداری قم و فروشگاه کتابستان رضوی: تخفیف ۵۰ درصدی در روز ۲۲ بهمن و فروش ۸۰ میلیون تومان کتاب @ehsanname
احساننامه
📝 معرفی پروفسور مریم میرزاخانی در جلد دوم کتاب «قصههای شب برای دختران سرکش» (چپ). این کتاب چاپ ۲۰۱۷ آمریکا زنان موفقی نظیر مری شلی، جی. کی. رولینگ و آدری هپبورن را به کودکان معرفی میکند @ehsanname
📝 معرفی پروفسور مریم میرزاخانی در کتاب «داستانهای خوب برای دختران بلندپرواز» (نشر نو، ۱۳۹۶). این کتاب ترجمه یک اثر آمریکایی در معرفی زنان موفق و استثناییِ تاریخ است @ehsanname
🌕کامبوزیا پرتوی، بهترین فیلمنامهنویس جشنواره فجر، از اختتامیه ۳۶مین جشنواره فیلم فجر هم یک سیمرغ دیگر برای فیلمنامه گرفت. سیمرغهای بلورین کامبوزیا پرتوی برای بهترین فیلمنامه اینهاست:
🔸من ترانه ۱۵سال دارم (رسول صدر عاملی) ۱۳۸۰
🔹 کافه ترانزیت (به کارگردانی خودش) ۱۳۸۳
🔸فراری (علیرضا داوودنژاد) ۱۳۹۵
🔹کامیون (به کارگردانی خودش) ۱۳۹۶
@ehsanname
بعد از پرتوی، داریوش مهرجویی و رخشان بنیاعتماد، هرکدام دو سیمرغ فیلمنامه گرفتهاند.
🔸من ترانه ۱۵سال دارم (رسول صدر عاملی) ۱۳۸۰
🔹 کافه ترانزیت (به کارگردانی خودش) ۱۳۸۳
🔸فراری (علیرضا داوودنژاد) ۱۳۹۵
🔹کامیون (به کارگردانی خودش) ۱۳۹۶
@ehsanname
بعد از پرتوی، داریوش مهرجویی و رخشان بنیاعتماد، هرکدام دو سیمرغ فیلمنامه گرفتهاند.
Forwarded from ترجمان علوم انسانى
🎯 حدود ده سال پیش، واشنگتن پست دست به آزمایشی بهیادماندنی زد. از جاشوا بل، یکی از پرآوازهترین نوازندگان ویولن در جهان، خواست تا در یک ایستگاه متروی شلوغ، مثل یک نوازندۀ خیابانی، بساط پهن کند و ویولن بنوازد. او با ویولنی به ارزش ۳.۵ میلیون دلار، بهمدت ۴۵ دقیقه، چند قطعه از شکوهمندترین ساختههای موسیقایی تاریخ را نواخت. شرح این ماجرا را جین واینگارتن روزنامهنگار چیرهدست آمریکایی نوشت و برای آن مقاله برندۀ جایزۀ پولیتزر شد. ترجمۀ کامل این مقالۀ حیرتانگیز را میخوانید.
🔖 ۷۵۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۴۳ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
tarjomaan.com/neveshtar/8867/
🔗 @tarjomaanweb
🔖 ۷۵۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۴۳ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
tarjomaan.com/neveshtar/8867/
🔗 @tarjomaanweb
✅ حکم قضایی به نفع کپیرایت: ۹۱ روز حبس تعزیری و ۵میلیون تومان جریمه نقدی برای کپی کتاب صوتی «استیو جابز؛ شیوههای رهبری»
@ehsanname
📌منبع خبر:
ibna.ir/fa/doc/shortint/257320/
@ehsanname
📌منبع خبر:
ibna.ir/fa/doc/shortint/257320/
احساننامه
در روز بزرگداشت ابنسینا یادمان باشد که هنوز یک ترجمه فارسیِ کامل از کتاب «شفا»ی حکیم نداریم و نهادی هم برای سرمایهگذاری چاپِ ترجمه و شرح استاد عبدالله انوار پیشقدم نشده است @ehsanname
❗️کتاب «شفا»ی ابنسینا هنوز یک ترجمه فارسیِ کامل ندارد. استاد عبدالله انوار آن را در ۲۲جلد ترجمه کرده ولی فقط برای ۲جلدش («جوامع علم موسیقی، ریاضیات در شفا» و «حساب در شفا») ناشر پیدا شده @ehsanname