Колония имени Горького | کولونی گورکی – Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
359 subscribers
2.41K photos
832 videos
93 files
734 links
زن زندگی آزادی

گورستان کولونی گورکی:
@Gorky_Colony_Graveyard

منابع کولونی گورکی:
@GorkyColonySources


http://t.me/RedChtBot?start=823056890
Download Telegram
8. Desdemona’s lament and prayer
TJEKNAVORIAN - Othello Ballet Suite
Loris Tjeknavorian
"Othello" Ballet . Scene 8
London Symphony Orchestra
Conductor: L. Tjeknavorian
لوریس چکناوریان
باله "اتللو" . صحنه ۸
ارکستر سمفونیک لندن
به رهبری لوریس چکناوریان
Audio
یادش بخیر. چند سال پیش یه آهنگو واسه پیانو تنظیم کرده بودم. تنظیمم حاصلش شد این
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
از سلطان چند وقتی چیزی نذاشته بودم
در کنار آن ها بودم و با این حال، تنها ...

📚 طاعون
آلبر کامو
3
دهلیز های رستگاری
3
Them: Can I have your undivided attention please?

Me, an autistic person: you can't handle my undivided attention 💀
1
Audio
Zbigniew Preisner- to know
1
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Photo
و طغیان‌هایشان بدل به سازشکاری شد
جیغ‌ودادهایی به نفع ساد-گی دوبور
سوالی که ذهن گرامشی به آن معطوف بود، چرا فلاکت اقتصادی و سلطه‌ی طبقاتی، به نتیجه‌ی رهایی‌بخش نمی‌انجامد؟ سوالی از وضعیت موجود جامعه‌اش، وضعیتی رخوتناک و توده‌هایی منجمد، توده‌هایی که هر از چندگاهی از این جمود جامعه‌شناسانه‌ی خود می‌نالند ولی همچنان عقیم و ناتوان‌اند. توده‌های رانده شده از آن بهشت موعود لیبرالی و ناامید از فرمول‌های رهایی‌بخش مارکسیستی. در اینجا بود که گرامشی علت این کرختی اجتماعی و در جازدگی را برخلاف مارکسیست‌ها، نه در زیربنای و علت‌های مادی و اقتصادی بلکه در روبنا و فرهنگ جامعه‌اش می‌دانست. در این سطح دیگر خبری از سلطه، حرف زور و چپاول نیست. ما با گونه‌ای اقناء کردن و راضی شدن سروکار داریم. چیزی که گرامشی آن را هژمونی می‌نامید. فرهنگ عامه که داعی عامی بودن و مردمی بودن دارد اکنون تبدیل به ضدمردمی‌ترین چیزها گشته است. همان پنبه‌بران که سر توده‌ها را می‌برد. همان کلاه پهلوی که اینبار توده‌ها با رضایت قلبی‌شان بر سر خواهند گذاشت. توده‌ها هرچند در سطح مادی و اقتصادی، ناراضی و نالان‌اند ولی همچنان در معنوی‌ترین نمودها و بازنمودهای خود، راضی‌اند و همین امر ایشان را ناتوان و جامد کرده است. و اینگونه است که هم می‌توان نالید و هم درجا زد. و همچنان راضی و خوشحال به نظر رسید. سرچشمه‌ی این نخوت و نشئه‌گی را باید در معنوی‌ترین و انتزاعی‌ترین پدیده‌های جامعه، هنر و فرهنگ عامه کشف کرد. اکنون این فرهنگ است که افیونی است بر این دردهای اقتصادی و مادی
نویسنده: میثم شایسته‌فر
Solitude
Iday
Is this perhaps mine..?

از @dotGarden برداشتم