همانندیاب – Telegram
همانندیاب
800 subscribers
107 photos
20 videos
2 files
114 links
در کانال همانندیاب، همراه با احترام و بدون هیچ‌گونه داوری‌، فرسته‌های مشابه در زمینهٔ ویرایش را منتشر می‌کنیم. فرستۀ قدیمی‌تر را در ابتدا می‌آوریم.
Download Telegram
چنین گمان می‌رود که بیهقی بعید است که در کتاب گران‌سنگ خود میدانی هم برای طنز و طعنه و هجو و سخریه باز گذاشته باشد… اما به سهم خود و گاه بیشتر و جدی‌تر از آن سود برده و یکی از کارکردهای عمده‌ای که تأثیر کتاب وی را بیشتر و ماندگارتر کرده، همین است…. بیهقی، با نگاهی نافذ برای نشان دادن تصویری صادق از جامعهٔ عصر خویش، به هر سو می‌نگرد و ناخرسندیِ دانندگان بیدار را از اوضاع آن روزگار می‌نمایانَد. برای نشان دادن پریشانیِ خراسان و انحطاط روزگار مسعود تصویری گویا مجسم می‌کند: «و بند جیحون گشاده کردند و مردم آمدن گرفتند به طمع غارت خراسان، … پیرزنی را دیدند یک دست و یک چشم و یک پای در دست، پرسیدند از وی که: چرا آمدی؟ گفت: شنودم که گنج‌های خراسان از زیر زمین بیرون می‌کنند. من نیز بیامدم تا لَختی ببرم». و امیر از این اخبار بخندیدی، اما کسانی که غورِ کار می‌دانستند، بر ایشان این سخن صعب بود.

(برگرفته از: محمدجعفر یاحقی، مقالهٔ «طنز و طعنه در تاریخ #بیهقی»، در نشریهٔ قند پارسی، پاییز ۱۳۸۵، ش ۳۵، ص ۴۳، ۴۹ و ۵۰)

📚دکتر #محمدجعفر_یاحقی (۱۸ خرداد ۱۳۲۶)
👎4🤮1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from از ویرایش (فرهاد قربان‌زاده)
دربارهٔ قانون تغییر معناییِ گرِشام
در قانون تغییر معناییِ گرِشام (Gresham's law of semantic change)، همان‌گونه که از نام آن برمی‌آید، چگونگی تغییر معنایی برخی واحدهای واژگانی بررسی شده‌است:
«در بسیاری موارد، ممکن است معنی جدیدِ واژه در کنار معنی‌های قدیم‌ترِ خود به‌کار رود. این اتفاق همیشه روی نمی‌دهد؛ زیرا در موارد دیگر ممکن است معنی جدید جانشین معنی پیشین شود. در برخی موارد، ممکن است معنی جدید به‌سرعت معنی قدیم را از زبان بیرون براند. این اتفاق به‌ویژه زمانی روی می‌دهد که معنی جدید توهین‌آمیز باشد یا دست‌کم، اگر با معنی قدیم خلط شود، سوءتفاهم و شرمندگی را باعث گردد. [...] در زبان انگلیسی، این رویداد برای واژهٔ gay پیش آمده‌است که به معنی «خوشحال» بوده و در پنجاه سال اخیر معنی «هم‌جنس‌گرا» گرفته‌است. [...] گاهی این فرایند را تداخل (interference) می‌خوانند، اما برخی زبان‌شناسان آن را قانون تغییر معنایی گرِشام می‌خوانند. در این قانون گفته شده که معنیِ بد معنیِ خوب را از میدان به‌در می‌کند. قانون گرِشام در حوزهٔ اقتصاد نیز مصداق دارد که براساس آن، پول بد پول خوب را از دور خارج می کند» (Trask, p. 52).
تخصیص معنایی واژه‌ها در سوابق زبان فارسی شاهدهای بسیار دارد که برخی از آن‌ها را می‌توان با قانون گرشام توجیه کرد. در اینجا نگارنده ناگزیر است برخی از واژه‌هایی را شاهد آورَد که در گذشته بی‌نشان و خنثی بوده‌اند و امروزه دارای معنایی بی‌ادبانه، مستهجن یا دست‌کم ناخوشایندند. در شواهد (مستخرج از فرهنگ بزرگ سخن) معنیِ نخستْ قدیم و بی‌نشان و خنثی و معنیِ دومْ امروزی و بی‌ادبانه یا مستهجن است که البته ممکن است در قدیم نیز به‌کار رفته باشد:
ادرار: ۱. (قدیمی) جیره؛ مواجب؛ مقرری: یکی از بزرگان حسن ظنّی بلیغ در حق این طایفه داشت و ادراری معیّن کرد (سعدی). ۲. بول؛ پیشاب.
پتیاره: [فارسی میانه: petyārag «اهریمن؛ مصیبت؛ دشمن» (MacKenzie, p. 68)] ـ ۱. (قدیمی) در باور زردشتیان، مخلوقی اهریمنی که برای نابود کردن خوبی‌ها آفریده شده. ۲. هرزه (زن).
خایه: [فارسی میانه: xāyag «تخم‌مرغ» (MacKenzie, p. 94)] ـ ۱. (قدیمی) تخم‌مرغ: بچهٔ مرغِ خانگی آن ساعت که از خایه بیرون آید، دانه خورَد و بدوَد (ناصرخسرو). ۲. بیضه.
خواجه: ۱. (قدیمی) شخص بزرگوار یا صاحب‌مقام و قابل احترام: به درِ امیران و خواجگان به‌استخفاف درمی‌روند (نجم رازی). ۲. مرد فاقد توانایی جنسی.

برگرفته از مقالۀ «گسترشِ معناییِ "برای" در معنیِ "مالِ"»، فرهاد قربان‌زاده، مجلۀ نامۀ فرهنگستان، شمارۀ ۵۴، زمستان ۱۳۹۳، صفحه‌های ۸۰ـ۸۸.

منابع:
MacKenzie, David Neil (1986), A Concise Pahlavi Dictionary, Oxford University Press, Oxford.
Trask, Larry (2007), Trask's Historical Linguistics, revised by Robert McColl Millar, 2nd edition, Hodder Arnold, Great Britain.

۱۴۰۰/۰۸/۰۱
فرهاد قربان‌زاده
@azvirayesh
👍2
مطلب مربوط به واژه‌های «گی» و «ادرار» نیز در مقالۀ فوق آمده. قیاس کنید با پست زیر:
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
قانون تغییر معنایی گِرِشام

یکی از فرایندهای تحول معنایی واژه‌ها در زبان‌شناسی «قانون تغییر معنایی گرشام» است که آن را «تداخل» interference نیز می‌نامند. این قانون برگرفته از «قانون گرشام» در اقتصاد است: پولِ بد پولِ خوب را از رواج می‌اندازد. برای توضیح قانون تغییر معنایی گرشام ابتدا باید دو اصطلاح را تعریف کنیم.

۱) گسترش معنایی (broadening):
هنگامی که یک واژه در یک یا چند معنای جدید به‌کار رود، با گسترش معنایی روبه‌روییم. برای نمونه، «توان» به معنای «نیرو و قدرت» است، ولی در ریاضی معنای متفاوتی دارد. همچنین «تیر» به معنای «سلاح میله‌مانندی که با کمان پرتاب می‌شود» است، ولی به معنای «گلوله» هم به‌کار می‌رود. پس «توان» و «تیر» گسترش معنایی یافته‌اند.

۲) تخصیص معنایی (semantic narrowing):
هنگامی که معانی یک واژه فراموش یا کم‌کاربرد شود و آن واژه معمولاً در یک معنا به‌کار رود، با تخصیص معنایی روبه‌روییم (تخصیص معنایی دلایل گوناگونی دارد که یکی از آن‌ها همین قانون تغییر معنایی گرشام است. ← ادامۀ فرسته). برای مثال، «رعنا» به معنای «کودن و احمق (به‌ویژه زن)» و «سست و ضعیف» بوده و رفته‌رفته معنای «زیبا و خوش‌قدوبالا» نیز گرفته‌است، ولی امروز فقط به معنای اخیر به‌کار می‌رود. پس «رعنا» تخصیص معنایی یافته‌است.

در زبان، بسیاری از واژه‌ها گسترش معنایی می‌یابند و گاهی نیز دستخوش تخصیص معنایی می‌شوند. برای مثال، «پتیاره» در اصل به معنای «اهریمن (یا نوعی مخلوقات اهریمنی در باور زردشتیان)، دشمن، آفت، و مصیبت» بوده و سپس در معنای «زن هرزه و سلیطه» نیز به‌کار رفته‌است. برای همین، دیگر اهل زبان «پتیاره» را در معانی اصلی و قدیمی آن به‌کار نمی‌برند، چون معنای ناپسندش را برای آنان تداعی می‌کند. بدین ترتیب، معنای بد یا ناپسند،‌ «گاهی» معنا یا معانی خوب را از رواج می‌اندازد (چنان‌که پولِ بد پولِ خوب را از رواج می‌اندازد). این همان قانون تغییر معنایی گرشام است که برخی زبان‌شناسان آن را یکی از دلایل تخصیص معنایی «برخی» از واژه‌ها می‌دانند. دو نمونۀ دیگر (به نقل از: فرهاد قربان‌زاده، «گسترشِ معنائیِ «برایِ» در معنیِ «مالِ»»، نامۀ فرهنگستان، ش ۵۴، ص ۸۵ و ۸۷):

۱) گِی (gay): این واژه در انگلیسی به معنای «خوشحال، خوش‌گذران، و حتی بی‌بندوبار» بوده و سپس گسترش معنایی یافته و به معنای «هم‌جنس‌گرا» نیز به‌کار رفته‌است (به‌ویژه برای مردان). اما چون امروز فقط در این معنای خاص و گاه تابو رایج است، دیگر در معانی پیشین خود به‌کار نمی‌رود و بنابراین معنای جدیدش، که به‌نوعی موجب شرمندگی است و معمولاً به‌صراحت نیز ابراز نمی‌شود، معانی اصلی آن را از رواج انداخته‌است.

۲) ادرار: این واژه در فارسی قدیم به معنای «جیره و مواجب» هم بوده و سپس در معنای «بول و پیشاب» هم به‌کار رفته‌است. ازاین‌رو، طبق قانون تغییر معنایی گرشام، دیگر در معانی قدیم خود به‌کار نمی‌رود.
#زبان‌شناسی #ویرایش_زبانی
۱‌۴‌۰‌۱/‌۱‌‌۱‌/‌‌‌۲‌۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🤮2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقالۀ «نقد و بررسی غلط ننویسیم»، فرهاد قربان‌زاده، مجلۀ فرهنگ‌نویسی، شمارۀ ۱۴، شهریور ۱۳۹۸، صفحه‌های ۱۵۷ـ۲۰۳.
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
‌«هرچند ...، اما ...»، که در آخرین جملۀ سیمین دانشور نیز به‌کار رفته، از ساخت‌های نحوی رایج در زبان فارسی است و معمولاً برای تقویت مفهوم تضادی که در جمله وجود دارد به‌کار می‌رود:
«اگرچه اندر آن عالَم نیز تن را نصیب است، ولکن اصلْ دل است و تن تَبَع است.» (غزالی، کیمیای سعادت، ج ۲، ص ۱۴)
گرچه شیرین‌دهنان پادشهان‌اند ولی
او سلیمان زمان است که خاتم با اوست (حافظ)
بنابراین، چنان‌که برخی از ویراستاران پنداشته‌اند،‌ این ساخت نحوی (یا «اگرچه ...، ولی ...» و مانند آن) نه حشو است و نه گرده‌برداری و نه نادرست.
#ویرایش_زبانی #گرده_برداری
۱‌‌۴‌‌‌۰‌‌‌۳/‌‌‌۰‌‌‌‌‌۲‌‌‌/‌۰‌‌‌۸‌
سید محمد بصام
Matnook.com
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🤬21👍1🤮1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
📗 هزارواژه‌های فرهنگستان زبان و ادب فارسی

یافتن معادل‌های فارسی برای واژه‌های تخصصی یکی از اهداف فرهنگستان و به‌طور خاص گروه واژه‌گزینی در راستای هرچه علمی‌تر کردن زبان فارسی است. «هزارواژه»ها نامی عمومی است که فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای فرهنگ‌های موضوعی و تخصصی برگزیده‌است و در گروه واژه‌گزینی فرهنگستان برای واژه‌های حوزه‌های مختلف علمی تدوین می‌شود. تحقق این امر به‌لطف ممارست طولانی در کار واژه‌گزینی صورت پذیرفته‌است و این گروه تاکنون موفق شده‌است ده‌هاهزار معادل فارسی در برابر لغات و اصطلاحات بیگانه بیابد یا بسازد. هزارواژه‌های «باستان‌شناسی»، «علوم زمین»، «قطعات و اجزای خودرو» و «روان‌شناسی» از جملهٔ این فرهنگ‌ها هستند که دربردارندۀ واژه‌هایی در حوزه‌های علمی ذکرشده است. در هزارواژه‌ها مدخل‌ها به‌ترتیب الفبای فارسی مرتب شده‌اند و در برابر هر مدخل، که معادل فارسی مصوب فرهنگستان است، معادل انگلیسی آن آمده؛ سپس تعریف کوتاهی برای آن ارائه شده‌است که هدف از آن صرفاً درک بهتر مفهوم معادل فارسی منتخب است. در برابر برخی واژه‌ها که لفظ بیگانۀ آن همچنان کاربرد دارد، علاوه بر معادل فارسی، لفظ بیگانه نیز آمده‌است. ازآنجاکه برخی هزارواژه‌ها شامل واژه‌های تخصصی گروهی از رشته‌های مختلف هر حوزۀ علمی است، برای تفکیک رشته‌ها و سهولت استفادۀ کاربر، در مقابل هر مدخل، رشتۀ کاربردیِ آن مشخص شده‌است. در انتهای کتاب، فهرست واژه‌ها به‌ترتیب الفبای لاتین و نیز فهرستی براساس گروه یا شاخه به‌ترتیب الفبای لاتین آمده‌است. این کتاب‌ها برای علاقه‌مندان به این رشته‌ها در تمام مقاطع و نیز مترجمان و پژوهشگران مفید خواهد بود.

◾️نسخۀ پی‌دی‌اف دوجلدی هزارواژۀ #علوم_انسانی را می‌توانید از اینجا دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف هزارواژۀ #هنر را می‌توانید از اینجا یا از وبگاه فرهنگستان دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف هزارواژۀ #زبان‌_شناسی را می‌توانید از اینجا یا از وبگاه فرهنگستان دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف سه‌جلدی هزارواژۀ #پزشکی را می‌توانید از اینجا دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف سه‌جلدی هزارواژۀ #علوم_مهندسی را می‌توانید از اینجا دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف دوجلدی هزارواژۀ #زیست_شناسی را می‌توانید از اینجا دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف هزارواژۀ #شیمی را می‌توانید از اینجا یا از وبگاه فرهنگستان دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف هزارواژۀ #گردشگری_و_جهانگردی را می‌توانید از اینجا یا از وبگاه فرهنگستان دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف هزارواژۀ #ریاضی را می‌توانید از اینجا یا از وبگاه فرهنگستان دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف هزارواژۀ #باستان_شناسی را می‌توانید از اینجا یا از وبگاه فرهنگستان دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف هزارواژۀ #روان_شناسی را می‌توانید از اینجا یا از وبگاه فرهنگستان دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف هزارواژۀ #علوم_گیاهی را می‌توانید از اینجا یا از وبگاه فرهنگستان دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف هزارواژۀ #قطعات_و_اجزای_خودرو را می‌توانید از اینجا یا از وبگاه فرهنگستان دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف هزارواژۀ #فیزیک ۱ و ۲ را می‌توانید از اینجا دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف هزارواژۀ #تغذیه_و_علوم_و_فناوری_غذا را می‌توانید از اینجا یا از وبگاه فرهنگستان دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف هزارواژۀ #مهندسی_بسپار را می‌توانید از اینجا یا از وبگاه فرهنگستان دریافت کنید.
◾️نسخۀ پی‌دی‌اف هزارواژۀ #ژن_شناسی_و_زیست_فناوری ۱ را می‌توانید از اینجا یا از وبگاه فرهنگستان دریافت کنید.


(این فهرست به‌روزرسانی می‌شود)

#هزارواژه
#واژه_های_مصوب_فرهنگستان
#معرفی_کتاب
#فکر_کردن_از_کتاب_خواندن_هم_مهمتر_است
@cheshmocheragh
1
📗هزارواژه‌های فرهنگستان زبان و ادب فارسی

یافتن معادل‌های فارسی برای واژه‌های تخصصی یکی از اهداف فرهنگستان و به‌طور خاص گروه واژه‌گزینی در راستای هرچه علمی‌تر کردن زبان فارسی است. «هزارواژه»ها نامی عمومی است که فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای فرهنگ‌های موضوعی و تخصصی برگزیده‌است و در گروه واژه‌گزینی فرهنگستان برای واژه‌های حوزه‌های مختلف علمی تدوین می‌شود. تحقق این امر به‌لطف ممارست طولانی در کار واژه‌گزینی صورت پذیرفته‌است و این گروه تاکنون موفق شده‌است ده‌هاهزار معادل فارسی در برابر لغات و اصطلاحات بیگانه بیابد یا بسازد. هزارواژه‌های «باستان‌شناسی»، «علوم زمین»، «قطعات و اجزای خودرو» و «روان‌شناسی» از جملهٔ این فرهنگ‌ها هستند که دربردارندۀ واژه‌هایی در حوزه‌های علمی ذکرشده است. در هزارواژه‌ها مدخل‌ها به‌ترتیب الفبای فارسی مرتب شده‌اند و در برابر هر مدخل، که معادل فارسی مصوب فرهنگستان است، معادل انگلیسی آن آمده؛ سپس تعریف کوتاهی برای آن ارائه شده‌است که هدف از آن صرفاً درک بهتر مفهوم معادل فارسی منتخب است. در برابر برخی واژه‌ها که لفظ بیگانۀ آن همچنان کاربرد دارد، علاوه بر معادل فارسی، لفظ بیگانه نیز آمده‌است. ازآنجاکه برخی هزارواژه‌ها شامل واژه‌های تخصصی گروهی از رشته‌های مختلف هر حوزۀ علمی است، برای تفکیک رشته‌ها و سهولت استفادۀ کاربر، در مقابل هر مدخل، رشتۀ کاربردیِ آن مشخص شده‌است. در انتهای کتاب، فهرست واژه‌ها به‌ترتیب الفبای لاتین و نیز فهرستی براساس گروه یا شاخه به‌ترتیب الفبای لاتین آمده‌است. این کتاب‌ها برای علاقه‌مندان به این رشته‌ها در تمام مقاطع و نیز مترجمان و پژوهشگران مفید خواهد بود.

نسخۀ پی‌دی‌اف دوجلدی هزارواژۀ علوم انسانی را می‌توانید از اینجا دریافت کنید.

هزارواژهٔ علوم انسانی دربردارندهٔ واژه‌های این رشته‌هاست: آینده‌پژوهی، اقتصاد، باستان‌شناسی، جامعه‌شناسی، جغرافیای سیاسی، حقوق، زبان‌شناسی، علوم‌سیاسی و روابط بین‌الملل، علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی، مدیریت پروژه، مدیریت فنّاوری، و مطالعات زنان.

#معرفی_کتاب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from گزین‌گویه‌ها (بهروز صفرزاده)
درست: سانتریفوژ
غلط: سانتریفیوژ

وام‌واژۀ فرانسویِ «سانتریفوژ» (centrifuge) با همین تلفظ و املا درست است.
خیلی‌ها به غلط «سانتریفیوژ» تلفظ می‌کنند و می‌نویسند.
تلفظِ انگلیسی‌اش سِنتریفیوج است که در فارسی رایج نیست.

#درست‌نویسی
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
دربارۀ «سانتریفوژ» (گریزانه)

۱) «سانتریفوژ» (به فرانسوی، Centrifuge) دستگاهی است که در آن با استفاده از نیروی گریز از مرکز، مواد را از یکدیگر جدا می‌کنند. معادل فارسی آن، طبق تصویب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، «گریزانه» است.

۲) /سانتریفیوژ/ تلفظِ نزدیک به انگلیسی و /سانتریفوژ/ تلفظِ نزدیک به فرانسهٔ این واژه است. بنابراین، از آنجا که این واژه فرانسوی است، املای «سانتریفوژ» درست‌تر است و ترجیح دارد.
#واژه‌شناسی #املا_رسم‌الخط
۱۴‌۰‌۳‌/۰‌۳‌/‌‌۱‌۱‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
instagram.com/matnook_com
🤬1💩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
✍🏼#محمد_گلبن (۳ آبان ۱۳۱۴ - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲)

🗞 دربارۀ «روزنامه»

در کتاب مفاتیح‌العلوم، تألیف ابوعبدالله خوارزمی، چنین آمده: روزنامَج (=روزنامه) یعنی یادداشت‌های روزانه، زیرا کارهایی که در هر روز انجام می‌شود ــ مانند گرفتن خراج یا پرداخت نفقه و غیره ــ را در آن می‌نویسند. روزنامه در آن دوران رایج و آشنا بوده و در شاهنامه و سندبادنامه هم آورده شده. بعدها نیز نویسندگان و شاعران فراوانی مانند قطران تبریزی، سوزنی سمرقندی، خاقانی شروانی، نصرالله منشی، حافظ، و... آن را به‌کار برده‌اند. ناصرخسرو روزنامه را به‌معنی «دفتر اعمال» هم آورده، و «روزنامه نو کردن» در شعر نظامی گنجوی را به‌معنی تازه کردن فرمان‌ها از سوی فرمان‌داران و منشورداران شاهی دانسته‌‌اند. نخستین روزنامه در ایران به‌ شیوهٔ امروزی «کاغذ اخبار» بود که در ۱۲۵۳ ه‍.ق انتشار یافت، و از ۱۲۶۷ ه‍.ق رسماً «روزنامهٔ وقایع اتفاقیه» منتشر شد. اما معنی اولیهٔ روزنامه تا اواخر دوران قاجار هم حفظ شده بود. همچنین، کتاب‌های بسیاری به‌نام «روزنامه» بودند؛ مانند: روزنامهٔ خاطرات اعتمادالسطنه، روزنامهٔ سفر فرنگستان مظفرالدین‌شاه، و... .
اما روزنامه به‌معنی امروزی را ظاهراً نخستین بار میرزا صالح شیرازی در اخبار و وقایع شهر محرم‌الحرام ۱۲۵۳ ه‍.ق آورده‌است: «این صفحهٔ روزنامه گنجایش تفصیل عطیهٔ ملوکانه و گذشتِ شاهانهٔ آن آسمان مکارم را ندارد».

(برگرفته از: محمد گُلبُن، مقالهٔ «روزنامه در زبان فارسی»، در: رسانهٔ بهار، شمارهٔ ۱۷، ۱۳۷۳، ص ۷–۹)
#پرسه_در_متون
https://news.1rj.ru/str/cheshmocheragh
👍1
✍🏼#محمد_گلبن (۳ آبان ۱۳۱۴ - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲)

🗞 دربارۀ «روزنامه»

در کتاب مفاتیح‌العلوم، تألیف ابوعبدالله خوارزمی، چنین آمده: روزنامَج (=روزنامه) یعنی یادداشت‌های روزانه، زیرا کارهایی که در هر روز انجام می‌شود ــ مانند گرفتن خراج یا پرداخت نفقه و غیره ــ را در آن می‌نویسند. روزنامه در آن دوران رایج و آشنا بوده و در شاهنامه و سندبادنامه هم آورده شده. بعدها نیز نویسندگان و شاعران فراوانی مانند قطران تبریزی، سوزنی سمرقندی، خاقانی شروانی، نصرالله منشی، حافظ، و... آن را به‌کار برده‌اند. ناصرخسرو روزنامه را به‌معنی «دفتر اعمال» هم آورده، و «روزنامه نو کردن» در شعر نظامی گنجوی را به‌معنی تازه کردن فرمان‌ها از سوی فرمان‌داران و منشورداران شاهی دانسته‌‌اند. نخستین روزنامه در ایران به‌ شیوهٔ امروزی «کاغذ اخبار» بود که در ۱۲۵۳ ه‍.ق انتشار یافت، و از ۱۲۶۷ ه‍.ق رسماً «روزنامهٔ وقایع اتفاقیه» منتشر شد. اما معنی اولیهٔ روزنامه تا اواخر دوران قاجار هم حفظ شده بود. همچنین، کتاب‌های بسیاری به‌نام «روزنامه» بودند؛ مانند: روزنامهٔ خاطرات اعتمادالسطنه، روزنامهٔ سفر فرنگستان مظفرالدین‌شاه، و... .
اما روزنامه به‌معنی امروزی را ظاهراً نخستین بار میرزا صالح شیرازی در اخبار و وقایع شهر محرم‌الحرام ۱۲۵۳ ه‍.ق آورده‌است: «این صفحهٔ روزنامه گنجایش تفصیل عطیهٔ ملوکانه و گذشتِ شاهانهٔ آن آسمان مکارم را ندارد».

(برگرفته از: محمد گُلبُن، مقالهٔ «روزنامه در زبان فارسی»، در: رسانهٔ بهار، شمارهٔ ۱۷، ۱۳۷۳، ص ۷–۹)
#واژه_شناخت
@anjomanvirastari
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همانندیاب
Photo
قیاس کنید با قسمت «یادآوری» در پست زیر:
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
قواعد نگارش همزه (۱)

قاعدۀ اول:
همزه یا برروی سه کرسیِ «ا»، «و»، و «ی» می‌نشیند یا برروی خط کرسی (= زمینه). مثال (به‌ترتیب):
شأن، منشأ؛ لؤلؤ، مؤمن؛ رئیس، مسئول؛ جزء، شیء.

قاعدۀ دوم:
همزۀ میانی، در بیشترِ واژه‌های عربی و در همۀ وام‌واژه‌ها، برروی کرسی «ی» نوشته می‌شود. مثال:

۱) واژه‌های عربی:
ائتلاف، ابتدائاً، ارائه، استثنائات، تبرئه، توطئه، جرئت، رئوف، شئون، قرائت، لئیم، مسئله، مطمئن، هیئت، و ... .

سه استثنا:
الف) اگر حرفِ پیش از همزۀ میانی یا پایانی مفتوح باشد، برروی کرسیِ «ا» نوشته می‌شود. مثال: خلَأ، شَأن، مَأخذ، مَأمور، منشَأ، و ... .

ب) اگر حرفِ پیش از همزۀ میانی یا پایانی مضموم باشد، برروی کرسیِ «و» نوشته می‌شود. مثال: رُؤیا، سُؤال، لُؤلُؤ، مُؤدب، مُؤسسه، و ... .

پ) اگر حرفِ پیش از همزۀ پایانی ساکن باشد، برروی خط کرسی نوشته می‌شود. مثال: جُزْء، شَِیْء، و ... .

۲) وام‌واژه‌ها:
آتئیست، آلوئه‌وِرا، بمبئی، پنگوئن، تائوئیسم، تئاتر، تئودور، تئوری، دوئل، رومئو، رئالیسم، ژوئن، سوئد، شیائومی، کاکائو، لائوس، ناپلئون، نئوپان، نئون، ویدئو، هروئین، و ... . (استثنا: ایده‌آل)

یادآوری:
همزۀ سه واژۀ فارسیِ «خوئک»، «روروئک»، و «زائو» نیز برروی کرسی «ی» نوشته می‌شود.
۱۴‌۰۰‌‌/‌۰‌‌‌۴‌‌/‌‌‌‌۲‌۶‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🤬1