کلینیک اطلاعات – Telegram
کلینیک اطلاعات
386 subscribers
109 photos
2 videos
70 files
82 links
دکتر علیرضا نوروزی |
استاد دانشگاه
anoruzi@gmail.com
@anoruzi
Download Telegram
بابا گنجشک و بچه‌اش: امید روزهای ترسناک جنگ تحمیلی اسرائیل

در روزهایی که آسمان تهران دیگر آبی نبود و صدای کودکان جای خود را به زوزه‌ی موشک‌ها و پهبادها داده بود، محله‌ ما آرام‌آرام تهی شد از نفس زندگی. جنگ تحمیلی اسرائیل، همان‌طور که بی‌رحمانه بر جان شهر فرود می‌آمد، بر دل ما نیز سایه انداخته بود. دیگر از آن همه رفت‌وآمد و خنده‌های بی‌دغدغه خبری نبود. تنها صداهایی که در کوچه می‌پیچید، جیک‌جیک پرنده‌ها و آواز بلبل خرماها بود و گه‌گاه ناله‌ی باد در پنجره‌های نیمه‌باز.
در میان این سکوت سنگین و بی‌تابی‌های بی‌پایان، زندگی اما هنوز به شکلی سرسختانه ادامه داشت؛ درست مثل بابا گنجشک سیاه‌رنگی که هر روز، بی‌وقفه، همراه جوجه‌ کوچکش می‌آمد به لب پنجره‌ ما. خانه‌مان حالا دیگر پناهگاه چند پرنده‌ بی‌صدا و چند آدم دل‌گرفته بود.
بابا گنجشک، آن پرنده‌ مقاوم و خستگی‌ناپذیر، هربار که می‌آمد، ارزن‌ها را در دهان خود خورد می‌کرد و می‌ریخت در دهان جوجه‌اش. جوجه که هنوز پر و بالش قوت نگرفته بود، بی‌تاب، نوک باز می‌کرد و جیک‌جیکش مثل صدای امیدی خاموش‌نشدنی در گوشمان می‌پیچید. ما که حالا بیشتر تماشاگری صبور بودیم تا ساکنان یک خانه، به این منظره دل بسته بودیم. میان تمام ویرانی‌ها، این نمایش کوچک مهر و بقا، معنایی دوباره به روزمان می‌داد.
از همان روزهای اول، دیدن بابا گنجشک و جوجه‌اش شد یکی از دلخوشی‌های ما. وقتی دیدیم غذا برایشان کم شده، تصمیم گرفتیم مقدار ارزن بیشتری را برای آنها بریزیم. هر صبح و عصر جلو پنجره آشپزخانه، یکی دو مشت مردانه ارزن می‌ریختیم. نه فقط برای گنجشک‌ها، که برای دل خودمان. برای آنکه هنوز چیزی باشد که نرفته است، چیزی که هنوز بماند، پر بزند، زندگی کند.
با گذر روزها، آن جوجه‌ لرزان هم آرام‌آرام پرهایش درآمد، پروازهای کوتاه کرد و گاه بر نرده‌ پنجره می‌نشست. بابا گنجشک دیگر کمتر دهان جوجه‌اش را پر می‌کرد؛ جوجه بزرگ شده بود. و ما، در دل این خرابی، شاهد بالیدن چیزی بودیم. چیزی شبیه امید. شبیه ادامه‌ زندگی.
و شاید همین، مهمترین چیزی بود که جنگ هنوز نتوانسته بود از ما بگیرد.

علیرضا نوروزی
تهران، دهمین روز جنگ اسرائیل و ایران

پی‌نوشت: می‌نویسم شاید دیگر وقتی برای نوشتن نباشد

🆔 @informetrix
20👏3👎1
زنبورهای وحشی همچون هواپیماهای جنگی: خاطرات بچگی

بچه که بودم، کنار خانه‌مان در کرمانشاه لانه‌ای بود، لانه‌ای کوچک اما پرهیاهو، خانه‌ای از جنس موم و زحمت، برای زنبورهای بی‌عسل وحشی.
من، پسربچه‌ای بازیگوش و سر به هوا، سرم پر از خیال و دلم پر از شیطنت. چوبی در دست می‌گرفتم و آرام آرام به لانه‌شان نزدیک می‌شدم؛ گویی جنگ‌افروزی بی‌خرد بر سر سرزمینی آباد. چوب را در دل لانه‌شان فرو می‌کردم، و ناگهان غوغایی به پا می‌شد.
زنبورها، رنجور از بی‌حرمتی من، همچون هواپیماهای جنگی از لانه بیرون می‌ریختند، با خشم، با غیظ، و بر من فرود می‌آمدند. نیش پشت نیش، درد پشت درد، و من، گریزان، از این سو به آن سو می‌دویدم و فریاد می‌زدم؛ بی آنکه عبرت بگیرم.
بارها این کار را تکرار کردم. بی‌حیایی کودکی‌ام نمی‌گذاشت دردهایم را به یاد بیاورم. صورتم ورم می‌کرد، چشمانم پف می‌کرد، و روزها نمی‌توانستم دنیا را آن‌گونه که بود ببینم. دنیایی که به من هشدار داده بود، اما من نشنیده بودم.
حیف که در آن روزگار، دوربین دیجیتال نبود که چهره‌ام را با آن پف کودکانه و چشم‌های نیمه‌بسته‌ام ثبت کند، تا امروز که مردی شده‌ام، به کودکی‌ام بخندم، یا شاید با شرمندگی، به زنبورها فکر کنم که تنها از خانه‌شان دفاع می‌کردند.

پی‌نوشت: می‌نویسم شاید دیگر وقتی برای نوشتن نباشد

شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
تهران، دهمین روز جنگ اسرائیل و ایران
🆔 @informetrix
17👍2👎1
سناریوهای آینده جنگ اسرائیل و ایران
با توجه به تحولات اخیر و وضعیت کنونی و مداخله مستقیم آمریکا در جنگ، سه سناریوی زیر برای آینده جنگ ایران و اسرائیل می‌توان تصور کرد:

سناریو اول: تشدید و گسترش جنگ (سناریوی بدبینانه و محتمل‌تر)
این سناریو بیانگر وضعیت کنونی است که در آن حملات مستقیم آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران؛ تخریب پدافند هوایی و مراکز نظامی؛ و تهدیدات متقابل ایران و اسرائیل و آمریکا؛ احتمال ورود به یک جنگ تمام‌عیار منطقه‌ای را به شدت افزایش داده است.

سناریو دوم: ادامه درگیری‌های محدود و فرسایشی (سناریوی محتمل اما ناپایدار)
این سناریو وضعیتی است که در آن طرفین از گسترش کامل جنگ اجتناب می‌کنند، اما تنش‌ها و درگیری‌های کنترل شده به شکل مداوم و فرسایشی ادامه می‌یابد.

سناریو سوم: کاهش تنش و دیپلماسی (سناریوی خوش‌بینانه و فعلاً دور از انتظار)
در این سناریو فرض می‌شود که یک تغییر اساسی در رویکرد طرفین و یا فشار قدرتمند بین‌المللی و سازمان ملل می‌تواند منجر به کاهش تنش‌ها و آغاز فرایند دیپلماتیک شود. با توجه به وضعیت کنونی (حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران و ورود آمریکا به جنگ)، تحقق این سناریو در کوتاه‌مدت بسیار بعید به نظر می‌رسد، اما نمی‌توان آن را کاملاً حذف کرد.


نتیجه‌گیری
با توجه به وضعیت کنونی و حملات مستقیم به تأسیسات هسته‌ای ایران، سناریوی اول (تشدید و گسترش جنگ) به طور فزاینده‌ای محتمل‌تر به نظر می‌رسد. سناریوی دوم (درگیری‌های محدود و فرسایشی) نیز تا زمانی که طرفین از عبور کامل از خطوط قرمز اجتناب کنند، ممکن است ادامه یابد، اما هرگونه جرقه جدید می‌تواند آن را به سمت سناریوی اول سوق دهد. سناریوی سوم (کاهش تنش و دیپلماسی) در حال حاضر بسیار دور از دسترس است و تنها در صورت تغییرات بنیادین در رویکرد بازیگران اصلی و یا فشارهای بین‌المللی، می‌توان به آن امیدوار بود.

شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
تهران، یازدهمین روز جنگ اسرائیل و ایران
🆔 @informetrix
10👎1
شلیک اسرائیل و آمریکا به علم و فرهنگ و تمدن ایران
شلیک اسرائیل و آمریکا به دانشگاه تنها یک عملیات نظامی نیست؛ بلکه ضربه‌ای نمادین و واقعی به علم، فرهنگ، تمدن، و توسعه علمی ایران است. بمباران دانشگاه، یعنی هدف گرفتن ریشه‌های دانش، آینده‌سازی، و استقلال علمی ایران.
دانشگاه، تنها ساختمانی از بتن و آجر نیست؛ بلکه جایگاه تفکر، تأمل، گفتگو، نوآوری و تولید اندیشه است. حمله به دانشگاه و دیگر مراکز علمی ایران، نه تنها نقض آشکار اصول بین‌المللی حقوق بشر و قوانین بشردوستانه جنگ است، بلکه نمادی است از ترس دشمن از تفکر مستقل و پیشرفت بومی.
وقتی بمب‌ها بر سر کلاس‌های درس فرود می‌آیند، در واقع بر آزادی اندیشه، بر امید نسل جوان، و بر آرمان توسعه‌ پایدار ایران شلیک می‌شود. این حملات، بی‌پاسخ نخواهند ماند؛ نه صرفاً با واکنش‌های نظامی، بلکه با ایستادگی فرهنگی، علمی، و تقویت زیرساخت‌های دانشی.
تاریخ نشان داده است که بمباران دانشگاه‌ها هرگز مانع تفکر نمی‌شود. در دل ویرانه‌ها، چراغ اندیشه بار دیگر روشن می‌شود. دانشمندان، استادان و دانشجویان ایران عزیز، همچنان خواهند نوشت، خواهند ساخت، و از دل تاریکی، آینده‌ای روشن‌تر را خواهند آفرید.
شلیک اسرائیل به علم، در نهایت تیر خلاص به انسانیت است. و ملتی که ریشه‌های علمی‌اش را بزنند، اگر آگاه باشد، دوباره خواهد رویید؛ مقاوم‌تر، خلاق‌تر، و متحدتر از همیشه.

پی‌نوشت: هواپیمایی که در آسمان ایران بمباران می‌کند کی‌ می‌داند پرچم آمریکای فریبکار را دارد یا اسرائیل جنایتکار.


شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
تهران، یازدهمین روز جنگ اسرائیل و ایران
🆔 @informetrix
11👎1
در جنگ فقط فروشنده اسلحه برنده است
جنگ، در ظاهر نزاعی است میان دو یا چند طرف بر سر قدرت، خاک، عقیده یا منابع. اما در ورای میدان‌های نبرد، سوداگران خاموشی هستند که آتش جنگ را شعله‌ورتر می‌کنند: فروشندگان اسلحه.
تاریخ معاصر بارها نشان داده که در بسیاری از درگیری‌ها، برنده نهایی نه مردم، نه دولت‌ها، بلکه صنایع تسلیحاتی بوده‌اند. این شرکت‌ها، که عمدتاً در کشورهای توسعه‌یافته مستقرند، با فروش میلیاردها دلار تسلیحات به طرفین درگیر، نه تنها اقتصاد خود را تقویت می‌کنند، بلکه به شکل‌گیری و تداوم بحران‌ها دامن می‌زنند.
در شرایط جنگی، کشورها ناچارند بودجه‌های کلان نظامی تخصیص دهند؛ حتی اگر این بودجه‌ها از معیشت، آموزش، سلامت و توسعه داخلی مردم‌شان کسر شود. برای فروشنده اسلحه، جنگ یعنی بازار تضمین‌شده. هر گلوله‌ای که شلیک می‌شود، سفارش جدیدی را رقم می‌زند.
جالب‌تر آنکه بسیاری از همین تولیدکنندگان سلاح، در عرصه دیپلماسی نیز نقش دارند؛ گاه به عنوان مشاوران امنیتی، گاه به عنوان حامیان سیاسی جناح‌ها، و گاه حتی به عنوان سرمایه‌گذاران در بازسازیِ کشورِ ویران‌شده‌ای که خود به نابودی‌اش کمک کرده‌اند. در نهایت، قربانیان جنگ انسان‌ها هستند؛ مردمی که خانه‌هایشان ویران شده، فرزندانشان کشته شده، و آینده‌شان به تاراج رفته است. اما در آن سوی میدان، نمودار سود کارخانه‌های اسلحه‌سازی همواره صعودی است.
پس اگر بخواهیم جمله‌ای ساده اما عمیق را باور کنیم، باید گفت:
در جنگ، فقط فروشنده اسلحه برنده است.


شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
تهران، دوازدهمین روز جنگ اسرائیل و ایران
🆔 @informetrix
6👍4👎1
عقلانیت و دیپلماسی در جنگ و دعوا
ما پنج برادر بودیم، اما دو تن از ما پیش از تولد من به دیار خاموشی رفته بودند. از آن پنج‌تایی که باید بودیم، سه‌تن ماندیم، و من کوچک‌ترینِ آن جمع، نوجوانی بودم شر، بی‌باک و شعله‌ور از غرور جوانی. دو برادر بزرگ‌ترم، بی‌باک‌تر و جسورتر، با افکاری پر از خروش و مشت‌هایی همواره در آماده‌باش، در محله شناخته شده بودند.
همسایه‌مان خانواده‌ای بودند با سه پسر، از ما نیز شرتر. خصومت‌ میان دو خانواده ریشه در گذشته‌ای دور داشت. ما میراث‌داران نزاعی قدیمی بودیم که بر سر چند وجب زمین و یک دیوار سنگی، سه نسل را در تنش و سوءظن نگه داشته بود. گاهی که از حیاط صدای فریاد می‌آمد، مادرم زیر لب آهی می‌کشید و می‌گفت: «این جنگ‌ها، از پدرانتان یادگار مانده... و انگار قرار نیست تمام شود.»

روزی از روزها، مادرم در حیاط خانه بود که ناگهان صدای هما خانم زن همسایه آمد:
«خانم جان، یک لحظه بیا کارت دارم.»
من که از سر کنجکاوی همیشه دنبال ماجرا می‌دویدم، پشت سر مادرم رفتم. پشت سرش کمی با فاصله ایستادم. زن همسایه با قامتی راست و چهره‌ای جدی اما آرام، در سکوتی کوتاه به چشمان مادرم خیره شد و گفت:
«آمده‌ام از شما خواهشی بکنم. شکم پسرهایت را به شاخ این گاوهای وحشی من نده. بگذار این آتش، همین‌جا خاموش شود.»
این جمله در جانم نشست. هیچ‌گاه آن را فراموش نکردم. در آن لحظه، آن زن محترم نه خصم، که پیام‌آوری بود از سوی عقلانیت. زنی بود دیپلمات، فهمیده، و شجاع، که به جای بنزین بر آتش، قطره‌ای آب بر خشم دو خانواده می‌پاشید.
مادرم هم زنی معصوم و صبور بود (البته آن دو بانوی خدابیامرز با هم مشکلی نداشتند).
اما ما، پسرهای دو خانواده، هنوز دل در گرو غیرتی خام و غروری بی‌مهار داشتیم. نمی‌دانستیم که پشت هر مشتی که بالا می‌رود، زخمی می‌ماند که گاهی سال‌ها بعد هم چرک می‌کند. نمی‌دانستیم که بعضی جنگ‌ها را باید نه با قدرت بازو، بلکه با خرد، پایان داد.
ای کاش آن روز، آن جمله را با تمام معنا می‌فهمیدیم: «شکم پسرهایت را به شاخ این گاوها نده.» نه ما گاو بودیم، نه دشمن. ما جوانانی بودیم که نیاز به درک و درنگ داشتیم. سال‌ها گذشته، برخی از آن پسرها دیگر نیستند، و من مانده‌ام با خاطره جمله‌ای که در ذهن من حک شده است.

کاش در همه‌ دعواها و جنگ‌ها، عقلانیت راهنما باشد و دیپلماسی، چراغ. کاش به جای پیروزی در جنگ، به نجات از رنج بیندیشیم؛ و به جای خاکستر دشمنی، آشتی بسازیم؛ برای ما، برای نسل بعدی، برای خانه‌هایی که دیوار به دیوار یکدیگر ساخته شده‌اند.

پی‌نوشت: می‌نویسم که بماند به یادگار

شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
تهران، ۴/۴/۴

🆔 @informetrix
20👍2👎1
طرح صیانت از نخبگان، دانشمندان و استادان ایرانی
توجه هم‌زمان به مسائل امنیتی و علمی، یکی از ضرورت‌های راهبردی برای کشورهای در حال توسعه با ظرفیت‌های علمی بالا، از جمله ایران، بشمار می‌رود. بی‌تردید، حفاظت از دانشمندان و نخبگان علمی، به ویژه در حوزه‌های راهبردی، از اولویت‌های حیاتی نظام‌های سیاسی و علمی مستقل است.
با این حال، تمایز قائل شدن میان «صیانت از نخبگان» و «انسداد جریان آزاد علم»، امری ضروری است. تولید و انتشار مقالات علمی، رکن اصلی تبادل دانش، ارتقای جایگاه علمی کشور، و حضور فعال در زیست‌بوم بین‌المللی علم بشمار می‌آید. محدودسازی این فرایند، نه تنها رشد علمی را مختل می‌سازد، بلکه به انزوای علمی و کاهش قدرت نرم کشور منجر می‌شود. بنابراین، رویکرد صحیح، نه در محدودسازی علمی، بلکه در طراحی نظام‌های حفاظتی هوشمند، سیاست‌گذاری امنیتی دقیق، ارتقای زیرساخت‌های امنیتی، اطلاعاتی، و فناوری نهفته است. تنها با چنین سازوکارهایی می‌توان از سرمایه انسانی علمی و استراتژیک کشور صیانت کرد، بی‌آنکه پویایی علمی آن آسیب ببیند.

شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی

🆔 @informetrix
11👍3👎1💯1
Forwarded from Journal Indexing
عوامل مؤثر بر تعداد استناد
اغلب مقالات علمی به ندرت مورد استناد قرار می‌گیرند، در حالی که تعداد کمی از آنها دارای استنادات بسیار زیاد هستند. جالب است بدانید که مطالعات ما نشان داده است که ۲۰ تا ۳۰ درصد مقالات یک پژوهشگر حتی افراد نامدار و پرآوازه به ندرت مورد استناد قرار می‌گیرند یا در حد یکی دو استناد دریافت می‌کنند. مطالعات فراوانی نشان داده‌اند که عوامل متعددی بر تعداد استنادات یک مقاله تأثیرگذارند. با این حال، مرور جامعی که عوامل پیش‌بینی‌کننده تعداد استنادات را به صورت یکپارچه بررسی کند، وجود ندارد. در یک مطالعه مروری با عنوان «عوامل مؤثر بر تعداد استنادات: مروری جامع بر ادبیات پژوهش»، سه دسته کلی با بیست و هشت عامل شناسایی شده‌اند که با تعداد استنادات مرتبط بودند:
دسته اول: «عوامل مرتبط با مقاله»: کیفیت مقاله؛ نوآوری و جذابیت موضوع؛ ویژگی‌های حوزه‌های علمی و موضوعات مطالعه؛ روش‌شناسی؛ نوع مقاله؛ طراحی مطالعه؛ ویژگی‌های نتایج و بحث؛ استفاده از شکل‌ها و پیوست‌ها در مقاله؛ ویژگی‌های عنوان و چکیده؛ ویژگی‌های منابع و مآخذ؛ طول مقاله؛ قدمت مقاله؛ استناد زودهنگام و سرعت استناد؛ دسترسی‌پذیری و رؤیت‌پذیری مقاله‌ها.
دسته دوم: «عوامل مرتبط با مجله»: ضریب تأثیر مجله؛ زبان مجله؛ حوزه موضوعی مجله؛ فرمت انتشار مقاله.
دسته سوم: «عوامل مرتبط با نویسنده/نویسندگان»: تعداد نویسندگان؛ شهرت نویسنده؛ مرتبه علمی نویسنده؛ خوداستنادی؛ همکاری‌های ملی و بین‌المللی نویسندگان؛ کشور نویسندگان؛ جنسیت، سن و نژاد نویسندگان؛ بهره‌وری علمی نویسنده؛ ویژگی‌های سازمانی؛ و حمایت مالی.
نویسندگان بر این باورند که احتمالاً برخی عوامل مانند کیفیت مقاله، ضریب تأثیر مجله، تعداد نویسندگان، میزان رؤیت‌پذیری مقاله و همکاری‌های بین‌المللی پیش‌بینی‌کننده‌های قوی‌تری برای تعداد استنادها هستند نسبت به عواملی مانند جنسیت، سن و نژاد نویسندگان یا ویژگی‌های نتایج و بحث و غیره.
بری مطالعه متن کامل مقاله به منبع زیر رجوع بفرمایید:
Factors affecting number of citations: A comprehensive review of the literature / Iman Tahamtan, Askar Safipour Afshar & Khadijeh Ahamdzadeh. https://doi.org/10.1007/s11192-016-1889-2

علیرضا نوروزی
مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
8👌1
چالش مجلات علم اطلاعات ایران
مجلات حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی (کتابداری و اطلاع‌رسانی سابق) در ایران پس از انقلاب اسلامی رشد قابل‌توجهی داشته‌اند و از نظر تعداد عناوین و تنوع موضوعی گسترش یافته‌اند. این رشد، به ویژه از دهه ۱۳۸۰ به بعد، با افزایش پذیرش دانشجویان تحصیلات تکمیلی، گسترش دوره‌های دکتری، و نیاز به چاپ مقالات علمی برای ارتقاء و دفاع از پایان‌نامه‌ها، تقویت شد. با این حال، در سال‌های اخیر با چالش‌هایی مواجه شده‌اند که کیفیت علمی و جریان ورودی مقالات به این مجلات را تحت تأثیر قرار داده است.
نخست آنکه برخلاف گذشته، دانشجویان تحصیلات تکمیلی انگیزه و فرصت کمتری برای نگارش و ارسال مقالات علمی دارند. این کاهش انگیزه ممکن است به دلایلی مانند اشتغال هم‌زمان، فشارهای معیشتی، یا دیدگاه‌های ابزاری به پژوهش مرتبط باشد. علاوه‌براین، در سال‌های اخیر شرط چاپ مقاله برای دفاع از رساله دکتری و پایان‌نامه کارشناسی ارشد هم برداشته شده است. از سوی دیگر، استادان و اعضای هیئت علمی نیز به دلیل حجم بالای مسئولیت‌های آموزشی، اجرایی، و ارزیابی‌های داخلی، کمتر فرصت می‌کنند تا به صورت مستقل و تک‌نویسنده (سولو) مقاله‌ علمی تألیف کنند. همچنین، در بسیاری از موارد، تمرکز اعضای هیئت علمی به سمت مشارکت در پروژه‌های بین‌رشته‌ای یا بین‌المللی سوق یافته است که لزوماً در مجلات داخلی فارسی‌زبان این حوزه منتشر نمی‌شوند.
مجموع این عوامل موجب کاهش چشمگیر در تعداد مقالات ارسالی به مجلات علم اطلاعات و دانش‌شناسی و در نتیجه، افت نسبی در کیفیت و نوآوری محتوای علمی آنها شده است. در غیاب یک سیاست مشخص برای ارتقای کیفی، ارزیابی مداوم، و جذب مقالات پژوهشی اصیل، این مجلات ممکن است جایگاه علمی و اعتبار ملی و بین‌المللی خود را از دست بدهند. بنابراین، بازاندیشی در سیاست‌های پذیرش مقاله، تشویق به انتشار پژوهش‌های اصیل، تقویت همکاری‌های علمی داخلی و بین‌المللی، و طراحی سازوکارهایی برای حمایت از نویسندگان فعال، می‌تواند راهی برای عبور از این وضعیت و ارتقاء مجدد جایگاه مجلات علم اطلاعات در کشور باشد.
 
شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی

🆔 @informetrix
👍91👏1
Forwarded from Journal Indexing
مقالات مستخرج از پایان‌نامه: چالش‌ها و ملاحظات علمی و اخلاقی
در این نوشتار برخی چالش‌ها و ملاحظات علمی و اخلاقی در خصوص مقالات مستخرج از پایان‌نامه مطرح می‌شود. استخراج مقاله علمی از پایان‌نامه تحصیلات تکمیلی یکی از رایج‌ترین روش‌های بهره‌برداری از یافته‌های پژوهشی دانشجویان است که به ارتقای کیفیت مجلات علمی و گسترش دانش تخصصی کمک شایانی می‌کند. با این حال، این فرایند با چالش‌های متعددی همراه است که عمدتاً در حوزه‌های علمی، اخلاقی و مأخذنویسی قرار می‌گیرند.

۱. همخوانی یا تفاوت عنوان مقاله و پایان‌نامه
عنوان مقاله مستخرج از پایان‌نامه الزاماً نباید کاملاً منطبق با عنوان پایان‌نامه باشد. از نظر علمی، عنوان مقاله باید متناسب با محتوای همان بخش یا بُعد خاصی از پژوهش که در مقاله گزارش می‌شود، انتخاب گردد. در بسیاری از موارد، پایان‌نامه یا رساله دامنۀ گسترده‌تری دارد، در حالی‌که مقاله بر بخشی از یافته‌ها یا رویکردها تمرکز می‌کند. از این‌رو، عنوان مقاله می‌تواند کوتاه‌تر، دقیق‌تر، و با تمرکز بر مسئله اصلی آن یا روش تحقیق استفاده شده (برای مثال، فراترکیب، مرور نظام‌مند، مرور دامنه، و ...) نوشته باشد. با این حال، ارتباط موضوعی میان عنوان مقاله و پایان‌نامه باید به‌گونه‌ای باشد که پیوند علمی آنها برای خوانندگان و داوران روشن باشد.

۲. ارجاع به پایان‌نامه در مقالات مستخرج
حتی اگر در بخش یادداشت‌ها، پانویس صفحه اول مقاله یا در بخش سپاسگزاری تصریح شود که این مقاله «مستخرج از پایان‌نامه/رساله» است، همچنان توصیه اکید می‌شود که به پایان‌نامه با نام دانشجو در جای جای متن (برای مثال، در مقدمه و روش پژوهش، و همچنین در جدول‌ها، نمودارها و شکل‌ها) و در فهرست منابع ارجاع داده شود. این ارجاع سه کارکرد مهم دارد:
- حفظ شفافیت و امانت علمی در ذکر منبع اصلی داده‌ها و ایده‌ها؛
- ایجاد پیوند مستند بین محصول علمی (مقاله) و منبع مادر (پایان‌نامه)، به ویژه برای استفاده پژوهشگران دیگر؛ و
– پرهیز از اتهام خودسرقت‌ادبی به دانشجو و تیم پژوهشی.
ارجاع به پایان‌نامه در چنین مواردی از نظر اخلاق نشر، یکی از شیوه‌های استاندارد جلوگیری از شبهه خودسرقت ادبی یا پنهان‌سازی منبع مادر بشمار می‌آید.

۳. ارجاع معکوس در رساله به مقاله
در شرایطی که مقاله قبل از دفاع و انتشار رسمی پایان‌نامه چاپ شود (که معمولاً در حوزه‌های پژوهشی با امکان انتشار سریع‌تر رخ می‌دهد)، ضروری است که در متن پایان‌نامه، در بخش‌های مرتبط (مانند فصل نتایج یا مرور کارهای پیشین) به مقاله منتشرشده ارجاع داده شود. این کار چند مزیت دارد:
- اعلام اولویت انتشار و تثبیت حق تقدم علمی نویسنده؛
- یکپارچه‌سازی مستندات علمی پایان‌نامه با تولیدات جانبی آن؛ و
- اطلاع‌رسانی به داوران و ارزیابان دربارۀ آن بخش از کار که قبلاً در یک منبع معتبر داوری و منتشر شده است.

نتیجه‌گیری
در چارچوب اخلاق پژوهش و استانداردهای بین‌المللی نشر، رابطۀ میان مقاله و پایان‌نامه باید بر اساس شفافیت کامل، مستندسازی دقیق، و پرهیز از ابهام تنظیم شود. تفاوت یا شباهت عنوان نباید موجب گمراهی مخاطبان شود و نظام ارجاع باید دوطرفه باشد؛ به این معنا که مقاله به پایان‌نامه، و پایان‌نامه به مقاله (در صورت انتشار پیشین) اشاره کند. این رویه، علاوه بر رعایت اصول علمی، اعتبار پژوهشگر را در جامعه علمی افزایش می‌دهد.

علیرضا نوروزی
مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
4👍2
Forwarded from LisPodcast
📚دعوت به همکاری در تولید و انتشار پادکست تخصصی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی
لینک ایتا👇
https://eitaa.com/LisPodcast
لینک تلگرام 👇
https://news.1rj.ru/str/LisPodcast
ارتباط با ما:
📧 lispodcast2025@gmail.com
@sepahvand_librarian67
4
ذهن به‌مثابه کارخانه معانی: آفرینش رنج درون از رهگذر الگوهای منفی
    ذهن انسان ظرفیتی بی‌پایان برای خلق معنا دارد. این توانایی، که سرچشمۀ خلاقیت، پیشرفت و خودآگاهی است، می‌تواند در شرایطی خاص به بزرگ‌ترین منبع رنج و آزار نیز تبدیل شود. برخلاف عوامل بیرونی که تأثیرشان اغلب موقتی و محدود است، ذهن با بازتولید مداوم افکار و خاطرات منفی و تفسیرهای ناکارآمد از تجربیات، رنجی ماندگار و درونی می‌آفریند.
   ذهن را می‌توان «کارخانۀ معانی» دانست؛ نهادی که بی‌وقفه در حال ساختن، بازسازی و بازتولید تجربیات و خاطرات است. این فرایند تولیدی نه تنها وقایع بیرونی را تفسیر می‌کند؛ بلکه گذشته را بازسازی، و آینده را پیش‌بینی می‌نماید. اگر این کارخانه بر اساس الگوهای مثبت و سازنده عمل کند، موجب رشد، آرامش و رضایت روانی می‌شود. اما هنگامی که بر مبنای خاطرات و تجربیات و الگوهای منفی فعالیت کند، فرد را بیشتر از هر دشمن بیرونی آزار خواهد داد.
 
نتیجه‌گیری
ذهن انسان بیش از هر عامل بیرونی قادر است شخص را رنج و حتی فریب بدهد، زیرا این رنج برخاسته از درون و حاصل بازتولید بی‌وقفه معانی منفی است. به همین دلیل، توانایی «مدیریت افکار»، بازشناسی الگوهای ناکارآمد و جایگزینی آنها با تفسیرهای واقع‌بینانه و سازنده، ضرورتی بنیادی برای سلامت روان است. «کارخانۀ معانی» تنها زمانی می‌تواند در خدمت رشد فردی قرار گیرد که خط تولید آن از الگوهای منفی به سمت الگوهای مثبت تغییر یابد.
 
شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی

🆔 @informetrix
12👍2👎1
مسئولیت استاد راهنما در فرایند ناکامی دانشجویان دکتری: بازاندیشی در نقش نظارت علمی
در نظام آموزش عالی، گاه دانشجویان دکتری موفق به تکمیل دورۀ تحصیلی خود نمی‌شوند. در چنین شرایطی، روایت رایج غالباً بر محور ضعف‌های فردی دانشجو، مدیریت فردی و مهارت‌های مدیریت شخصی وی استوار است؛ از جمله این باورها که دانشجو «شایستگی‌های آموزشی و پژوهشی لازم را نداشته است»، «تلاش و کوشش کافی نکرده است» یا «توانایی مدیریت فشارهای تحصیلی و مدیریت پژوهشی را نداشته است». با این حال، تحلیل عمیق‌تر نشان می‌دهد که شکست تحصیلی در مقطع دکتری تنها به عوامل فردی دانشجو محدود نمی‌شود، بلکه اغلب ریشه در ساختارها و شرایط نظام آموزشی دارد. عواملی چون انتظارات و توقعات مبهم و گاه نابجا، عدم حمایت مالی دولت از دانشجویان دکتری در قالب بورس تحصیلی، عدم نظارت پیوسته و مداوم استاد راهنما، بازار کار ناامیدکننده کشور، و محیط اجتماعی-فرهنگی کشور که اعتمادبه‌نفس و خوش‌بینی به آینده در دانشجو را تضعیف می‌کند، همگی می‌توانند در بروز ناکامی مؤثر باشند. بر این اساس، مسئولیت استادان راهنما در قبال دانشجویان دکتری فراتر از نظارت صرف بر روند پژوهش است.
استادان راهنمای متعهد و اثرگذار (Making A Difference Supervisors) موظفند مسئولیت حرفه‌ای خود را در فرایند تربیت پژوهشگر به طور جدی بر عهده بگیرند. این مسئولیت‌ها می‌تواند در محورهای زیر خلاصه شود:
- تدوین برنامۀ زمانی واقع‌بینانه و پایش مستمر پیشرفت تحصیلی بر اساس آن؛
- حفظ و تقویت ارتباطات منظم و سازنده با دانشجو، حتی در شرایط خاص و محدودیت زمانی؛
- تسهیل دسترسی دانشجو به منابع علمی، آموزش‌های تخصصی و شبکه‌های علمی و حرفه‌ای (ممکن است مستلزم استفادۀ استاد از اعتبار و برند شخصی خود برای حمایت از دانشجو نیز باشد)؛
- توجه هم‌زمان به پیشرفت علمی و رفاه روانی-اجتماعی دانشجو؛
- ارائه بازخورد تخصصی، سازنده و به‌موقع به منظور بهبود عملکرد و ارتقای توانمندی‌های فردی.
نظارت علمی در مقطع دکتری صرفاً به معنای «رهاسازی دانشجو در مسیر موفقیت یا شکست» نیست، بلکه فرایندی فعال برای ایجاد شرایط یادگیری و توانمندسازی پیش از ورود مستقل دانشجو به عرصۀ پژوهش است. در نتیجه، هنگامی که دانشجو با چالش‌ها یا ناکامی روبه‌رو می‌شود، نخستین پرسش استاد راهنما باید این باشد که: «چه اقداماتی می‌توانستم متفاوت‌تر و مؤثرتر انجام بدهم؟»
از این منظر، نظارت متعهدانه نه تنها به معنای همراهی در موفقیت دانشجو است، بلکه مستلزم پذیرش مسئولیت در صورت بروز مشکلات یا عدم تحقق اهداف نیز خواهد بود. بدین ترتیب، نقش استاد راهنما در آموزش عالی تنها در مقام یک ناظر منفعل تعریف نمی‌شود، بلکه به‌مثابه عامل اصلی توانمندسازی فردی و ایجاد تغییر در دانشجو و در نهایت، جامعۀ علمی مطرح است.
استادان راهنمای دکتری هم مسئولیت حرفه‌ای و هم فرصت ارزشمندی دارند تا دانشجویان خود را توانمند سازند و آنان را برای ایفای نقش فعال در پیشرفت علمی و اجتماعی آماده کنند. اگر نظام آموزشی را به صورت یک مثلث متساوی‌الاضلاع 🔺در نظر بگیریم، یک ضلع آن استاد، ضلع دوم دانشگاه (قوانین آموزشی کشور) و ضلع سوم (ضلع قاعده مثلث)، دانشجو است. طبیعتاً جدیت و سخت‌کوشی ضلع قاعده برای موفقیت بسیار حائز اهمیت است.

شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی

🆔 @informetrix
👍139👌1
خاطرات شاگردی و مربی‌گری؛ از باشگاه تختی کرمانشاه تا دانشگاه تهران
سال‌های نوجوانی من با ورزش گره خورده بود. ابتدا مدت کوتاهی کشتی رفتم. از کشتی خوشم نمی‌آید. در نتیجه، خیلی زود برای دفاع شخصی به جودو روی آوردم. تا اینکه در یکی از مسابقات، کتفم آسیب دید و ناچار شدم کنارش بگذارم. بعدها، به دلیل تنها شدن و نبود همسالان در محله (و فقدان بهترین دوست کودکی و نوجوانی‌ام، برادر قشنگم، کسی که در دبستان و مدرسه راهنمایی همیشه یار و یاور و سپر بلای من بود؛ اما افسوس که خیلی زود پر کشید؛ توی مدرسه کسی جرئت نمی‌کرد به من چپ نگاه کند؛ تا بچه ناشناسی می‌خواست به من تنه یا مشت بزند، دیگری می‌گفت: می‌دانی کیست؟ برادر علی‌پناه است و فرار می‌کردند)، به ناچار برای دفاع شخصی در برابر دانش‌آموزان شرور در دبیرستان به بوکس روی آوردم. ولی بعدش، بچه‌ها خودشان را جمع کردند و خیلی کم پیش آمد که ناچار شوم برای دفاع شخصی مشت گره کنم. تا اینکه چند وقت پیش در خیابانی گذر می‌کردم؛ یک ناشی سیگار دستش بود. سیگارش دستم را سوزاند. عذرخواهی نکرد. ناخودآگاه مشتم بالا آمد که بزنم توی صورتش؛ سریع با خودم گفتم: نه نه، نزنی استاد دانشگاهی؛ سرانجام، بی‌خیال شدم و رفتم.
از همان دوران کشتی و جودو، همیشه برای نقش و جایگاه «مربی» احترام خاصی قائل بودم و «مربی‌گری» را دوست داشتم. شاید زیباترین بخش ماجرا همین باشد؛ جایی که شاگرد روی تشک می‌جنگد، اما همۀ استرس روی دوش مربی است. مربی از کنار تشک فریاد می‌زند، راهنمایی می‌کند، هشدار می‌دهد: «مواظب باش»، «فتیله پیچ»، «بارانداز»، «دوخم»، ..... یا در جودو: اوچی-ماتا، هارا-گوشی، او-گوشی، او-سوتو-گاری، کو-سوتو-گاری، تای-اوتوشی، کوچی گاری، اوچی گاری، ...

این روزها که مسابقات قهرمانی کشتی جهان در جریان است، هر بار که پای تلویزیون می‌نشینم، دوباره خودم را روی تشک باشگاه و کنار «مربی» تصور می‌کنم. حالا هم که در جایگاه «مربی و استاد راهنمای پایان‌نامه» هستم، همان حس «مربی‌گری» در من زنده می‌شود. در تمام مراحل تلاش می‌کنم که همراه دانشجو باشم، راهنمایی کنم، و در جلسۀ دفاع نیز مثل مربی‌ای که کنار تشک می‌ایستد، برای موفقیت او از جان و دل بکوشم و دفاع او را تسهیل کنم.
می‌دانم که برخی از استادان کشور باور دارند که پایان‌نامه صرفاً کار دانشجوست. اما من این نگاه را ندارم. به باور من، پایان‌نامه یک کار تیمی است؛ حاصل همفکری، همکاری و همراهی استاد و دانشجوست. درست مانند کُشتی که نتیجۀ آن حاصل همت شاگرد و هدایت مربی است. با این تفاوت که در عرصۀ ورزش، هرچند نقش مربی در موفقیت و قهرمانی غیرقابل انکار است؛ اما نام او هرگز بر مدال قهرمانی شاگردش نقش نمی‌بندد؛ در حالی‌که در حوزۀ علم، نام استاد راهنما بر صفحۀ عنوان پایان‌نامه به عنوان نشانی ماندگار از نقش هدایت‌گرانه، مربی‌گری و همراهی علمی او تا ابد باقی می‌ماند.
کمتر کشتی‌گیری نام مربی «عبدالله موحد اردبیلی» دارندۀ شش مدال طلای جهان و المپیک در جایگاه اول در دوران رژیم پهلوی، و جایگاه یازدهم تالار مشاهیر اتحادیه جهانی کشتی برای قهرمانان کشتی آزاد در سدۀ بیستم، را می‌داند. اما با یک جستجوی ساده می‌توان فهمید که استاد راهنمای فلان دانشجو کیست.
تمام آرزوی من، همچون هر مربی کشتی و جودو، چیزی جز موفقیت شاگردانم نیست. همین برایم کافی است.

شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
16👏4😍2
Forwarded from Journal Indexing
انتشار مقاله و کتاب ستون فقرات دانش علمی
یک پژوهش، هرچقدر که دقیق، و روش‌شناسی آن محکم و نوآورانه باشد، بدون انتشار یافته‌های آن، ابتر، ناتمام و نافرجام می‌ماند. اگرچه فرایند پرسشگری، آزمون فرضیه، گردآوری داده‌ها، ‌تحلیل و تفسیر یافته‌ها، هستۀ اصلی فعالیت‌های علمی و دانشگاهی را تشکیل می‌دهند؛ اما این تلاش‌ها تنها زمانی هدف شناختی و اجتماعی خود را به دست می‌آورند که به صورت نظام‌مند مستندسازی، تحت بررسی و داوری همتایان و همترازخوانی قرار گیرند و به جامعۀ علمی گسترده‌تر و در صورت لزوم، به عموم مردم انتشار و ترویج یابند. انتشار مقاله و کتاب به عنوان سازوکار اصلی عمل می‌کند که از طریق آن یافته‌های فردی در قالب بدنۀ جمعی دانش ادغام می‌شوند و مشاهدات فردی به بینش قابل تکرار و تعمیم در جامعه تبدیل می‌شوند.
پژوهش‌هایی که تنها در قالب پایان‌نامه‌های منتشر نشده، گزارش‌های داخل سازمانی، طرح‌های پژوهشی منتشر نشده یا پرونده‌های شخصی باقی می‌مانند، نمی‌توانند تحت داوری و نقد علمی قرار گیرند و نیز نمی‌توانند توسط پژوهشگران دیگر تکرار، فراتحلیل یا فراترکیب نظری شوند. در نتیجه، چنین کارهایی نمی‌توانند به طور معناداری به پیشرفت علم کمک کنند؛ خطر تکرار بی‌فایدۀ تلاش‌های علمی را افزایش می‌دهند؛ و حتی ممکن است منجر به از دست رفتن «داده‌های پژوهشی» ارزشمند به دلیل تغییر نیروی کار سازمانی یا امحاء آرشیوی شوند. علاوه بر این، در دورانی که علم باز، «تکرارپذیری» و «صداقت پژوهشی» به عنوان اصول اساسی علم مطرح هستند؛ عدم انتشار، «مسئولیت‌پذیری» و «شفافیت» (دو ستون اصلی دانش قابل‌اعتماد) را زیر سؤال می‌برد. انتشار نتایج علمی در قالب مقالۀ پژوهشی در مجلات علمی معتبر، نه تنها اعتبار یافته‌ها را تأیید می‌کند، بلکه همکاری علمی‌پژوهشی، جذب استناد و پیشرفت تجمعی حوزه‌های مختلف را نیز تسهیل می‌نماید.
انتشار مقاله و کتاب تنها یک فرمالیسم علمی، یک مرحلۀ اداری نهایی، یا معیاری برای ارزیابی عملکرد پژوهشی پژوهشگر نیست؛ بلکه سازوکاری ضروری است که از طریق آن دانش از یک بینش شخصی به یک دستاورد عمومی تبدیل می‌شود. بدون آن، حتی دقیق‌ترین و قوی‌ترین پژوهش‌ها ابتر، بی‌نتیجه و بی‌اثر باقی می‌مانند. بنابراین، در ساختار علم، انتشار مقاله و کتاب نه یک نقطۀ پایانی، بلکه زیرساخت اساسی است که تمامی نظام تولید دانش را پویا و پایدار نگه می‌دارد.

علیرضا نوروزی
مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👌8
Forwarded from Journal Indexing
تحلیل جایگاه SID و ISC در ارتقای مرجعیت علمی ایران
ایران دارای دو پایگاه اطلاعاتی استنادی است: پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID) و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC). هر دو پایگاه در سال ۱۳۸۳ راه‌اندازی شدند و نقش کلیدی در نمایه‌سازی و استناددهی علمی کشور ایفا می‌کنند. بررسی ساده در موتورهای جستجوی علمی نشان می‌دهد که پایگاه SID از نظر نمایه‌سازی در سطح بین‌المللی عملکرد قابل‌توجهی داشته است. به عنوان نمونه، با دستور جستجوی
site:sid.ir
در گوگل اسکالر، بیش از ۹۰۰ هزار مقاله نمایه شده مشاهده می‌شود و در موتور جستجوی گوگل نیز بیش از یک‌ونیم میلیون مقاله از این پایگاه نمایه شده است. این آمار نشان می‌دهد که SID در زمینۀ ارتقای مرجعیت علمی ایران و افزایش میزان رؤیت‌پذیری و استنادات بین‌المللی مجلات و مقالات ایرانی نقش چشمگیری ایفا می‌کند. با توجه به این موفقیت، در صورت حمایت مالی و راهبردی از این پایگاه، می‌توان انتظار داشت که جایگاه علمی ایران در سطح جهانی بیش از پیش تقویت شود.
در مقابل، پایگاه ISC با وجود اهمیت اسمی و جایگاه منطقه‌ای خود، تاکنون در زمینۀ نمایه‌سازی بین‌المللی موفقیت چشمگیری نداشته است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که گوگل اسکالر تنها مقالات منتشرشده در مجله International Journal of Information Science and Management، یعنی مجله وابسته به پایگاه مذکور، را نمایه‌سازی می‌کند. به عبارت دیگر، محتوای مقالات و مجلات ایرانی و جهان اسلام نمایه شده در ISC در موتورهای جستجو مانند گوگل اسکالر و گوگل قابل بازیابی نیست. این وضعیت، مقایسه‌ای روشن میان دو پایگاه را نشان می‌دهد: SID توانسته است به صورت عملی جایگاه خود را در نظام استنادی بین‌المللی تثبیت کند؛ در حالی‌که ISC نیازمند بازنگری جدی در سیاست‌ها، زیرساخت‌ها و تعاملات بین‌المللی خود است. از این‌رو، قضاوت دربارۀ میزان اثربخشی و اولویت‌دهی به این پایگاه‌ها برعهده سردبیران، مدیران و کارشناسان مجلات علمی کشور است که باید با نگاه نقادانه و آینده‌نگر تصمیم‌گیری کنند.
به طور کلی، تجربه نشان داده است که SID می‌تواند به عنوان اولویت نخست در فرایند نمایه‌سازی مجلات علمی ایران مدنظر قرار گیرد و حمایت همه‌جانبه از آن می‌تواند به ارتقای مرجعیت علمی و افزایش تأثیرگذاری بین‌المللی پژوهش‌های ایرانی کمک کند.

علیرضا نوروزی
مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍6
Forwarded from Journal Indexing
نامه سرگشاده به معاون محترم پژوهشی وزارت عتف و ریاست محترم مرکز منطقه‌ای اطلاع‌رسانی علوم و فناوری شیراز

با سلام و احترام،
به اطلاع می‌رساند که مجلۀ «تحقیقات کتابداری و اطلاع‌رسانی دانشگاهی»، نشریه علمی پژوهشی مورد تأیید وزارت عتف است. هدف مجله این است که بهترین و برجسته‌ترین مقالات را در علم اطلاعات و دانش‌شناسی به چاپ برساند. این مجله با پشتیبانی علمی استادان بزرگوار این حوزه تا امروز سعی داشته است نقشی هرچند کوچک؛ اما تأثیرگذار در محافل عملی بازی کند. این مجله برای اولین‌بار در سال ۱۳۴۵ به همت دکتر ایرج افشار چاپ شد. بر این اساس، قدیمی‌ترین مجله در حوزۀ علم اطلاعات و دانش‌شناسی (کتابداری و اطلاع‌رسانی) در ایران است.
مجله کتابداری دانشگاه تهران تاکنون چندین بار از پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) وابسته به مؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام حذف شده است. به نظر می‌رسد روالی غیرعلمی و غیرقابل قبول در این زمینه وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که هر سال سردبیر ناچار است طی نامه‌ای به این مؤسسه درخواست نمایه‌سازی مجدد و تجدیدنظر در تصمیم حذف مجله را ارائه کند. چنین رویه‌ای با استانداردهای بین‌المللی نمایه‌سازی علمی سازگار نیست و اعتماد جامعۀ علمی را خدشه‌دار می‌سازد.
برای مقایسه، می‌توان به تجربه مجله بین‌المللی Webology اشاره کرد. در سال ۲۰۰۴ این مجله را راه‌اندازی کردم و به مدت شانزده سال مدیریت آن را برعهده داشتم؛ در این مدت مجله در پایگاه اسکوپوس نمایه‌سازی شد. در سال ۲۰۲۰ امتیاز آن واگذار شد و یک سال بعد، به دلیل تغییر سیاست‌های ناشر جدید و انتشار بیش از ۸۰۰ مقاله در سال، از پایگاه اسکوپوس کنار گذاشته شد. با این حال، حتی امروز نیز هر پژوهشگری که به پایگاه اسکوپوس یا Scimago Journal Rank مراجعه کند، می‌تواند شاخص‌های استنادی و سوابق علمی این مجله را مشاهده نماید:
Scopus Source ID: https://www.scopus.com/sourceid/4400151723
Scimago Journal Rank Profile: https://www.scimagojr.com/journalsearch.php?q=4400151723&tip=sid&clean=0
این مقایسه نشان می‌دهد که حتی در صورت خروج یک مجله از نظام نمایه‌سازی معتبر جهانی، شفافیت، تداوم داده‌ها و دسترسی به شاخص‌های استنادی همچنان حفظ می‌شود. در مقابل، در ISC شاهد رویکردی سلیقه‌ای و غیرشفاف هستیم. متأسفانه، گاهی یک کارشناس به سادگی و بدون ارزیابی علمی دقیق و بدون اخطار قبلی، مجله‌ای با چندین دهه سابقه را تنها با فشردن یک دکمه از پایگاه و از نظام ارزیابی حذف می‌کند. چنین رویکردی نه تنها با جایگاه و مأموریت پایگاهی که نام «جهان اسلام» را یدک می‌کشد سازگار نیست، بلکه به اعتبار مجلات علمی کشور نیز آسیب می‌زند.
تداوم این رویه غیرعلمی می‌تواند پیامدهای جدی برای نظام نشریات علمی ایران و جهان اسلام داشته باشد. ضروری است که تصمیم‌گیری‌های مربوط به نمایه‌سازی در ISC بر مبنای معیارهای علمی، شفاف، پایدار و مطابق با استانداردهای بین‌المللی صورت گیرد. تنها در این صورت است که می‌توان به ارتقای اعتبار و اثربخشی علمی مجلات در سطح ملی و بین‌المللی امید داشت.

با احترام،
علیرضا نوروزی
استاد دانشگاه تهران
سردبیر مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاع‌رسانی دانشگاهی»
مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👏6🔥2👍1
Forwarded from Journal Indexing
چرایی حذف مجله کتابداری دانشگاه تهران از نظام ارزیابی پایگاه استنادی جهان اسلام
چندی پیش، یادداشتی انتقادی–مقایسه‌ای در خصوص عملکرد دو پایگاه اطلاعاتی کشور، یعنی «مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)» و «پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)» نوشتم که هدف آن بررسی سهم واقعی آنها در ارتقای مرجعیت علمی ایران و شناسایی نقاط قوت و ضعفشان بود. در این یادداشت، ضمن تأکید بر اهمیت وجود چنین زیرساخت‌هایی، به برخی کاستی‌ها همچون موازی‌کاری، عدم شفافیت در معیارهای ارزیابی و چالش‌های نمایه‌سازی اشاره شد.
انتشار این نقد، متأسفانه با واکنش منفی برخی مدیران مرکز منطقه‌ای اطلاع‌رسانی علوم و فناوری شیراز مواجه گردید و در پی آن، مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاع‌رسانی دانشگاهی» دانشگاه تهران دوباره از نظام ارزیابی پایگاه استنادی علوم جهـــــــــــان اســــــــــــــلام حذف شد (مجله‌ای که قالب (تمپلت) آن توسط بسیاری از مجلات فارسی و عربی جهان اسلام استفاده می‌شود)؛ تنها جایی که می‌توانستند به بنده ضربه بزنند همین بود. چنین اقدامی بیش از هر چیز نشان‌دهندۀ ضعف فرهنگ نقدپذیری و ضرورت بازاندیشی در مدیریت علمی کشور است. نقد علمی باید به‌منزلۀ فرصتی برای اصلاح و بهبود در نظر گرفته شود، نه زمینه‌ای برای حذف و کنار گذاشتن مجلات یا استادان و پژوهشگران.
سال‌ها پیش بر ضرورت تجمیع پایگاه‌های اطلاعاتی کشور و حذف سازمان‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی موازی مانند مرکز منطقه‌ای اطلاع‌رسانی شیراز و ادغام آن در ایرانداک تأکید داشتم. اگر این مسیر به طور جدی دنبال می‌شد، امروز شاهد بخشی از مشکلات کنونی نبودیم. بر همین اساس، در درخواستی خطاب به معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و معاونت پژوهشی وزارت عتف، بار دیگر بر اهمیت یکپارچه‌سازی پایگاه‌های اطلاعاتی کشور و پرهیز از موازی‌کاری تأکید خواهم کرد.
گام‌های آتی این تلاش، نه در جهت تقابل، بلکه با هدف هم‌افزایی، رفع موازی‌کاری‌ها و ارتقای کارآمدی پایگاه‌های اطلاعاتی ایران در عصر هوش مصنوعی خواهد بود. تقویت نظام‌های اطلاعاتی پژوهشی و بهبود کیفیت نمایه‌سازی، پیش‌شرطی کلیدی برای ارتقای مرجعیت علمی ایران در سطح بین‌المللی است.


علیرضا نوروزی
استاد دانشگاه تهران
سردبیر مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاع‌رسانی دانشگاهی»
مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍6👌42🔥2😱1💔1😐1
تغییر مسیر شغلی، آغاز فرصت‌ها: از علم اطلاعات تا هنر چرم
شاگردی داشتم به نام خانم اکرم اشکو که اهل بوشهر بود. ایشان پس از اتمام تحصیلات در مقطع کارشناسی ارشد رشتۀ علم اطلاعات با گرایش مدیریت کتابخانه‌های دانشگاهی، مسیر متفاوتی را برای زندگی حرفه‌ای خود انتخاب کردند. خانم اشکو با کشف علاقه و استعداد شخصی خود در حوزه صنایع دستی، به طراحی و تولید کیف 👜 و کمربند چرمی روی آوردند و توانستند در مدت کوتاهی جایگاه موفقی در این حوزه کسب کنند. اکنون مجموعه‌ای متنوع از کیف‌های زنانه و مردانه با طراحی خاص و کیفیت بالا توسط ایشان تولید و عرضه می‌شود.
این تجربه نشان می‌دهد که بسیاری از افراد در میانۀ راه یا حتی پس از پایان تحصیلات، متوجه می‌شوند که علائق واقعی‌شان در زمینه‌ای دیگر قرار دارد. گاهی شرایط بازار کار نیز فارغ‌التحصیلان را به سمت فعالیت‌های غیرمرتبط سوق می‌دهد. اما این تغییر مسیر الزاماً منفی نیست و می‌تواند فرصتی برای شکوفایی استعدادها و خلق ارزش‌های نوین باشد. به عنوان نمونه، یوجین گارفیلد، یکی از پیشگامان حوزۀ علم اطلاعات، در ابتدا شیمی خوانده بود؛ اما با تغییر مسیر به کتابداری و اطلاع‌رسانی، بنیانگذار پایگاه‌های استنادی شد. شاهکار او، Web of Science، امروز به عنوان یکی از مهمترین منابع علمی جهان شناخته می‌شود. این مثال تاریخی نشان می‌دهد که تغییر مسیر شغلی می‌تواند به نوآوری‌های بزرگ منجر شود، به شرطی که فرد با انگیزه و پشتکار، علائق و توانمندی‌های خود را دنبال کند.
تجربه خانم اکرم اشکو نیز الهام‌بخش است؛ چرا که نشان می‌دهد حرکت در مسیر علاقه شخصی می‌تواند به موفقیت پایدار منجر شود. اگر علاقه‌مند به مشاهده و خرید محصولات چرمی دست‌ساز و باکیفیت ایشان هستید، می‌توانید از طریق صفحه اینستاگرام زیر با ایشان در ارتباط باشید:
🌐 https://www.instagram.com/aka.art__/
📱 @aka.art__


شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
13👏7👍3
Forwarded from Journal Indexing
آکادمیا: دسترسی به دانش علمی از طریق پادکست‌های هوش مصنوعی
آکادمیا (Academia.edu)، یکی از بزرگ‌ترین شبکه‌های اجتماعی علمی جهان با بیش از ۲۹۵ میلیون کاربر، اخیراً گامی انقلابی در جهت ترویج علم، تأثیرگذاری اجتماعی علم و دموکراتیک‌سازی دسترسی به دانش علمی برداشته است. این شبکه اجتماعی با بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته هوش مصنوعی، برای هر مقالۀ موجود در مخزن خود، یک پادکست خلاصه‌شده پنج‌دقیقه‌ای تولید می‌کند. این ویژگی نوین، نه تنها موانع زمانی و شناختیِ دسترسی به محتوای پژوهشی را کاهش می‌دهد، بلکه تحولی عمیق در نحوۀ مصرف، انتشار و تأثیرگذاری دانش علمی ایجاد می‌کند.

مزایای پادکست شدن مقالات علمی:
۱. افزایش دسترسی‌پذیری و جذابیت محتوای علمی
بسیاری از پژوهشگران، دانشجویان و حتی عموم علاقه‌مندان، به دلیل محدودیت‌های زمانی یا سبک زندگی پُرمشغله، تمایلی به خواندن متن کامل مقالات علمی ندارند. پادکست‌های خلاصه، این موانع را با ارائۀ محتوایی شنیداری، قابل‌درک و فشرده از میان برمی‌دارند. این رویکرد، مخاطبان گسترده‌تری را، از جمله افرادی که در حین انجام امور روزمره هستند، به سوی دانش علمی سوق می‌دهد.

۲. تقویت ضریب تأثیرگذاری استنادی
وقتی یک مقاله به صورت شنیداری و در قالبی جذاب در اختیار جامعۀ علمی قرار می‌گیرد، احتمال آشنایی سریع‌تر سایر پژوهشگران با آن افزایش می‌یابد. این آشنایی سریع، منجر به استنادهای بیشتر می‌شود. مطالعات نشان داده‌اند که قابلیت کشف‌پذیری یکی از عوامل کلیدی در افزایش استناد است؛ و پادکست‌ها به عنوان یک ابزار کشف‌پذیری هوشمند، نقشی کلیدی در این فرایند ایفا می‌کنند.

۳. تسریع چرخۀ پژوهش و همکاری‌های بین‌رشته‌ای
پژوهشگران با گوش دادن به خلاصه‌های صوتی مقالات، می‌توانند در کمترین زمان ممکن، با آخرین یافته‌های حوزه‌های مرتبط، حتی خارج از تخصص اصلی خود، آشنا شوند. این امر، زمینه‌ساز همکاری‌های بین‌رشته‌ای و نوآوری‌های ترکیبی می‌شود که در دهه‌های اخیر به عنوان یکی از موتورهای پیشرفت علم شناخته شده‌اند.

۴. افزایش تأثیرگذاری اجتماعی علم
علم تنها زمانی می‌تواند جامعه را تغییر دهد که از دیوارهای دانشگاه‌ها و ناشران فراتر رود. پادکست‌های علمی، با زبانی ساده‌تر و قالبی روزمره، دانش تخصصی را به عموم مردم منتقل می‌کنند. این امر، آگاهی عمومی را افزایش داده، تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌تری در سطح فردی و سیاستی را ممکن می‌سازد و در نهایت، ارزش اجتماعی پژوهش را چند برابر می‌کند.

۵. حمایت از تنوع شیوه‌های یادگیری
افراد سبک‌های یادگیری متفاوتی دارند. برخی بصری، برخی کلامی و برخی شنیداری هستند. پادکست‌های علمی، به ویژه برای یادگیرندگان شنیداری، فرصتی ایده‌آل برای درک مفاهیم پیچیده فراهم می‌کنند. این تنوع در ارائه محتوا، عدالت شناختی (Cognitive Justice) را در دسترسی به دانش تقویت می‌کند.

جمع‌بندی
تولید خودکار پادکست‌های پنج‌دقیقه‌ای برای مقالات علمی توسط آکادمیا، تنها یک ویژگی فنی نیست؛ بلکه تحولی فرهنگی و معرفت‌شناختی در نظام دانش‌آفرینی پساهوش مصنوعی است. این ابتکار، با ترکیب هوش مصنوعی و رسانه‌های صوتی، مرزهای دانش را گسترش داده و آن را از انحصار خوانندگان تخصصی، به ابزاری زنده و در دسترس برای عموم تبدیل می‌کند. در عصری که «سرعت» و «دسترسی آزاد»، دو محور اصلی گردش دانش هستند، چنین ابتکاراتی نه تنها مطلوب، بلکه ضروری به نظر می‌رسند.
برای کشف این ویژگی و دسترسی به میلیون‌ها مقاله و پادکست علمی، می‌توانید از طریق وبگاه آکادمیا مراجعه فرمایید: https://www.academia.edu

علیرضا نوروزی
مشاور نمایه‌سازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👏53👍1
🎀 روز جهانی دختر بر دختران خوب خدا مبارک باد! 🎀
دختران خوب خدا،
شما تجلی لطافت، مهربانی، استواری و پایداری هستید؛ پیوندی زیبا از احساس و اندیشه، از خلاقیت و تلاش. باشد که همیشه چراغ خرد در دل شما فروزان بماند و صدای اندیشه‌ شما در فضای علم و زندگی طنین‌انداز شود. به شما، دختران فرهیخته و پرتلاش سرزمینم، از صمیم قلب می‌بالَم و افتخار می‌کنم.

با آرزوی روشنایی راه و بالندگی در همه عرصه‌های زندگی و علم.
🌷🌷🌺🌺🌷🌷

شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
31❤‍🔥1👎1🔥1🥰1