مسعود بُربُر – Telegram
مسعود بُربُر
348 subscribers
831 photos
128 videos
13 files
730 links
یادداشت‌ها، خبرها و برگزیده‌های مسعود بربر در تلگرام

❇️💠👁🐍
—-------------------------------------
Admin: @masoudborborpv
Download Telegram
حاصل روزگار می‌بینی؟
غمِ بی غمگسار می‌بینی؟
همه از کردگار باید دید
هرچه از روزگار می‌بینی...

ـ مجیرالدین بیلقانی
10👍3👏2
🔳شب‌های مهمانی، شب‌های بی‌مهمانی
✍️ مسعود بُربُر

بخشی از مواجههٔ شخصی‌ام با دوبلینی‌های جویس در شوروم:

....برف می‌بارد؛ نرم و بی‌صدا. گابریل از پنجره به بیرون نگاه می‌کند و برف گویی ارواح همه‌ی ازدست‌رفتگان را با خود می‌آورد. برای من این صحنه یکی از جادویی‌ترین لحظات ادبیات است؛ جایی که جویس، با قدرت تصویرسازی‌اش، زمان و مکان را در هم می‌آمیزد و تجربه‌ای شخصی را به امری کیهانی گسترش می‌دهد.

...فقدان در دوبلینی‌ها نه از دست دادن آدم‌ها که گم کردن خود است؛ گم شدن در مکانی که هم آشناست و هم بیگانه. سرگشتگی و ناامنی و از دست دادن خانه است؛ خانه‌ای که «هر شب در آن مهمانی بود».

...باد سردی می‌وزد و صدای امواج دریا از دور می‌آید. شانه‌به‌شانه‌ی اِولین ایستاده‌ام، با چهره‌ای رنگ‌پریده و همچون حیوانی درمانده، عاجز از انتخاب میان رفتن و ماندن، و به دریا خیره مانده‌ام، با شب‌های بی‌مهمانی پشت سرم.

متن کامل را اینجا در شوروم بخوانید:

https://shurum.cloud/contents/joyce-dubliners-masoud-borbor-316

@masoudborbor
12👏4👍2
ماهیِ تیغِ توام، غوّاص در دریای زخم...

ـ‌طالب آملی
9👏1
مباش بندهٔ آن کز غم تو آزادست

غمش مخور، که به غم خوردن تو دلشادست

نموده‌ای که: دگر عهد می‌کند با ما

مکن حکایت عهدش، که سست‌بنیادست

مریز آب دو چشم از برای او در خاک

که گر بر آتش سوزنده در شَوی بادست

کجا دل تو نگه دارد؟ آنکه از شوخی

هزار بار دل خود به دیگران دادست

به خلوت ارچه نشیند برِ تو، شاد مباش

که یارش اوست که بیرون خلوت اِستادست

اگرچه پیش تو گردن نهد به شاگردی

مباش بی‌خبر از حیلتش، که استادست

کجا به نالهٔ زار تو گوش دارد شب؟

که تا سحر ز غم دیگری به فریادست

گرت بسان قلم سر همی‌نهد بر خط

به هوش باش، که خاطر هنوز ننهادست

ببسته زلف چو مارش میان به کشتن تو

تو در خیال که گنجی به دستت افتادست

اگر ز دوست همین قد و چهره می‌جویی

زمین پر از گل و نسرین و سرو و شمشادست

مده به شاهد دنیا عنان دل، زنهار!

که این عجوزه عروس هزار دامادست
7👍4👌1
کهن‌ترین_متون_فارسی_به_خطوط_غیر_عربی_عبری،_سریانی_و_مانوی.pdf
1.2 MB
«کهن‌ترین متون فارسی به خطوط غیر عربی (عبری، سریانی و مانوی)»، حسن رضائی باغ‌بیدی، نامۀ فرهنگستان، دورۀ 8، شمارۀ 2، تابستان 1385، ص 9-31.
👍6👏2
گوشواره‌های ۱۱۰۰ ساله، ایران

موزهٔ لوور
19👍1💯1
O nimium caelo et pelago confise sereno, nudus in ignota, Palinure, iacebis harena!


آه پالینور! بیش از آنچه می‌باید، دل بر آرامش آسمان و دریا استوار می‌داشتی؛ هم از این روی، برهنه بر ماسه‌های سرزمینی ناشناخته در خواهی افتاد.

ـ‌کتاب پنجم آینه‌ایس (انئید)، ویرژیل، حوالی ۲۹ تا ۱۹ پیش از میلاد
7👌2
«ساتور چپ بر هویت و معرفت‌شناسی جمعی»

یه چیزی که چپ‌ها هیچ موقع نخواستند بفهمند یا بپذیرند اینه که «القای مظلوم بودن، القای اقلیتِ سرکوب‌شده بودن، تلقینِ ستمدیدگی و استثمارزدگی» خودش یکی از سرمنشأهای خشونت اجتماعیه.

یعنی وقتی شما دائم به یک اقلیت، به بخشی از مردم، به طبقه‌ای از طبقات اجتماعی، به یک گروه زبانی، قومی، مذهبی، دائم تلقین کنی که اکثریت سرکوبت کرده، مظلوم واقع شدی و «تحت ستمی» (تعبیرِ مطلوب چپِ ایرانی: «تحت ستم»)، این خودش سرمنشأ توجیه خشونته.

تخصص چپ هم (به ویژه چپ نو که دیگه نمی‌تونه به نظام جهانشمول و سترگ مارکسیستی اتکا کنه) اینه که جامعه رو دائم تجزیه می‌کنه و دائم اقلیت‌تراشی می‌کنه.

این اقلیت‌ها رفته رفته فکر می‌کنند در برابر یک سیستم قراردادند که سرتاسر علیهشونه! دیگه چیزی به اسمِ تمایز میان جامعه و سیاست رنگ می‌بازه. یک کلِ سرکوبگر در یک طرفه، و یک اقلیت منزویِ سرکوب‌شده در طرف دیگه. کلِ اون کل مقصرِ وضعیتِ کلِ این اقلیته.

این درکِ مهم و اساسی که تمام افراد جامعه تحت یک سیستم هستند، کاملاً رنگ می‌بازه. شما دیگه به هیچ عنوان نمی‌تونید به عنوان یک تهرانی به یک نفر «دور از مرکز» بقبولونی که مشکلاتت کاملاً شبیهِ مشکلاتِ همون فرد مرزنشینه. چرا؟ چون برای مثال، در ایدئولوژی چپ، وجود و معرفت‌شناسیِ انسان مرکزنشین با ساتور از وجود و معرفت‌شناسیِ انسان حاشیه‌نشین جدا شده. یعنی شما حتی نمی‌تونی ادعا کنی مشکلاتت شاید از جهاتی کمتر یا بیشتر از هموطنت باشه، اما به هر حال تو هم مشکلاتی داری که ماهیتاً از همون جنس مشکلاتِ مردم حاشیه‌نشینه.

کلام آخر اینه، این چپ نو، تخصص داره در متلاشی کردن هویتِ جمعی. به جای هویت جمعی، هویت‌های جزیره‌ای و مجزای جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، جنسیتی و زبانی تعریف می‌شه. این هویت‌ها توانایی درک همدیگه رو ندارند ــ در حدی که هم زبانشون با هم فرق داره، هم افکارشون، هم دنیاشون و هم منافعشون. اشتراک منافع ندارند، بلکه باید به ستیز با همدیگر برخیزند، چون نفع یکی در ضرر دیگریه.

این چیزی که توضیح دادم، جانمایۀ تفکرات چپ نوئه. همون‌قدر خطرناک که مارکسیسم کلاسیک بود...

برگردم به اول حرف. چپ نو حتی موفق شده در جوامع غربی که وضعیت شهروندان تراجنسی واقعاً خوب و روبه‌بهبوده و حتی شرایط لاکچری پیدا کردند، چنان احساس «سرکوب‌شدگی» ایجاد کنه که اینها با جامعه به ستیز برخیزند و حتی حاضر به آدمکشی باشند.


#چپ

@Garajetadayoni | گاراژ
👌73👍2
Forwarded from زهرا عبدی (Zahra Abdi)
چارلی کرک سی ساله، جوانی باهوش و در مناظره‌ها چنان مسلط که کمتر کسی در برابر استدلال‌هایش دوام می‌آورد.

از آن معدود چهره‌هایی بود که می‌توانست در اوج قطبی‌ترین بحث‌های سیاسی، با آرامش و منطق، ریشهٔ افکار رادیکال را زیر سؤال ببرد. حذف فیزیکی او ادامه‌ی تاریخی است که در آن جریان‌های افراطی – چه کمونیستی، چه مذهبی – وقتی در منطق گفتگو و مناظره کم آوردند، به ترور پناه برده‌اند.

چپ‌ها که تا دیروز در ماجرای زینب موسوی گلوی « آزادی بیان» را پاره کردند حالا می‌گویند: وا! حالا چرا ترورچارلی کرک برای شما مهم شده؟

چرا این تروربرای ما ایرانی‌ها مهم است، چون او در عمل جانش را پای آزادی بیانی داد که شما ادایش را درمی‌آورید، چون او خطر افراط‌گرایی اسلامی را درک کرده بود، چون او صدایی بود علیه همان تفکری که در ایران، افغانستان و خاورمیانه، نسل‌ها را به خاک و خون کشیده. چون او دقیقا درد ما را فریاد می‌زد.

دردی که درخواست سارینا اسماعیل‌زاده ۱۶ ساله بود: درخواست یک زندگی عادی که افراطی‌گرایان برای ما حرامش کردند.
چارلی کرک مخالف سرسخت هرگونه ایدئولوژی افراطی بود؛ بارها از خطر بنیادگرایی برای جهان هشدار داد، اما هم‌زمان احترام عمیقی برای ملت‌ها و فرهنگ‌ها داشت.

در سخنرانی‌هایش بارها با احترام از تمدن باشکوه ایران یاد کرده بود و آن را ستون فرهنگ جهان وصف کرده بود.
دیروز صدایش را خاموش کردند. درست وقت مباحثه. نه با استدلال، نه با نقد، بلکه با گلوله در گلویش. دشمنانش که سواد ایستادن در برابر کلمات و منطقش را نداشتند، ساده‌ترین راه را انتخاب کردند: حذف فیزیکی.

دو روز پیش هم دختر بیست و سه ساله اوکراینی پناهنده که در صفحات اجتماعی‌اش علیه تجاوز روسیه به کشورش سخن گفته بود، در مترو کشته شد. اما سکوت رسانه‌ها حیرت‌آور است. اگر این دختر یکی از اقلیت‌های محبوب فضای "ووک" بود، خیابان‌های نیویورک و لس‌آنجلس پر از تظاهرات می‌شد، همان‌طور که در ماجرای جورج فلوید شد. اما حالا؟ سکوت و سکوت....

این سکوت تصادفی نیست؛ تاریخ پر است از حذف مخالفان به‌دست چپ‌ها: استالین با «تصفیه‌های بزرگ» صدها هزار نفر، ازجمله تروتسکی را کشت؛ مائو میلیون‌ها نفر را قربانی کرد؛ پل پوت حتی عینک‌زدن را جرم دانست و روشنفکران را قتل‌عام کرد؛ و در کوبای کاسترو هزاران اعدام و زندانی.

برای ما ایرانی‌ها، این قصه آشناست. از شاپور بختیار تا فریدون فرخزاد، از دههٔ شصت تا همین دو روز پیش با اعدام سیاسی مهران بهرامیان در سمیرم.

حالا سوال: چرا حالا که قربانی‌ها از مخالفان چپ افراطی‌اند، در رسانه‌های چپ سکوت حاکم است؟
«زهرا عبدی»

https://news.1rj.ru/str/Abdinovelist
👍10👏21👎1💯1🖕1
سبزه قبا، پرنده بلوچستان
19😍6💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راهپیمایی میلیونی میهن‌پرستان انگلیسی. بدون پرچم‌های متفرقه!

جمعیت رو تا سه میلیون نفر تخمین می‌زنند.

هر جریان چپی اگر این تعداد آدم بیاره توی خیابون، خاک اون شهر رو به توبره می‌کشه!


@Garajetadayoni | گاراژ
8👍2👌1
منتشر شد

بر ویرانه‌های خدایان
مسعود بربر
انتشارات کنار
@masoudborbor
17👏4👌3😍2👍1🥰1🎉1
The Snowstorm: IV. Romance
Georgy Svirdov & Vladimir Fedoseyev & State academic large symphony…
The Snowstorm: IV. Romance
Georgy Svirdov and Vladimir Fedoseyev
by State academic large symphony orchestra
@masoudborbor
6
Forwarded from Heemabook
پسر می‌گوید: «پدربزرگ! ما چرا این‌همه بدبختیم؟» پدربزرگ با لبخندی نیمه‌کاره و صدایی آرام می‌گوید: «چون خانه‌هایمان را بر ویرانه‌های سرزمین خدایان بنا کردیم. همه‌شان کسانی را که بر آن چیز دیگری برپا کنند، نفرین کرده‌اند. می‌دانی چقدر کار شده تا چیزی همچون دوراونتاش بزرگ ساخته شود که چون زنبیلی وارونه کرانه‌های شوش را تقدیس کرده است؟ این‌همه نفرین مگر می‌شود کارگر نیفتد؟» پسر نفسش را به خنده‌ای آنی بیرون می‌ریزد و می‌گوید: «نه چون پادشاهیِ بد داشتیم؟»

- از متن کتاب «بر ویرانه‌های خدایان»

نام کتاب: مجموعه داستان «بر ویرانه‌های خدایان»
نویسنده: مسعود بُربُر
تعداد صفحات: ۱۴۴ / نشر کنار / دارای دو بوکمارک
قیمت: ۲۵۹ هزارتومان
مراسم رونمایی این کتاب با حضور نویسنده به زودی برگزار خواهد شد.

سفارش از : @heema_support
5👌3🥰1
#رونمایی

آیین رونمایی کتاب

بر ویرانه‌های خدایان

با حضور نویسنده (مسعود بربر)، نسیم مرعشی، کاوه فولادی نسب

و به میزبانی محیا ساعدی

زمان: آدینه ۱۱ مهر ساعت ۱۷:۰۰
مکان: بنیاد حامیان دانشگاه تهران

نشانی: خیابان وصال شیرازی نبش کوچه باستانی پاریزی پلاک ۵۰ بنیاد حامیان دانشگاه تهران


@masoudborbor
18👏1🎉1
لاسلو‌ کراسناهورکایی، برندهٔ نوبل ادبیات ۲۰۲۵، در مصاحبه‌ای می‌گوید: «هیچ هدف خاصی از نوشتن نداشتم جز اینکه می‌خواستم از آن جهان داستانی که هنوز وجود ندارد محافظت کنم.»
داستان‌نویس بودن دقیقا یعنی همین. از چیزی محافظت کنی که هنوز وجود ندارد.

@masoudborbor
171
مترجمانمان به‌تازگی به «به‌طور» علاقه‌مند شده‌اند. به جای «قدرتمندانه» می‌نویسند «به طور قدرتمندی»، به جای «ناگهان» می‌نویسند «به طور ناگهانی»، به جای «حتماً»، «به طور حتم» و به جای «زیرکانه»، «به طور زیرکانه‌ای».
این عکس را باز کنید و صرف‌نظر از کیفیت ترجمه، تعداد «به‌طور»ها را در این سه سطر ببینید.
@masoudborbor
🤯5😐5👍21🤔1🤨1
پلاک گچبری با نقش گوزن نر (گوزن قرمز هیرکانی، مرال)
دوره ساسانی، سده‌های ۵-۶ میلادی
تپه حصار، دامغان

این پلاک‌های گچبری در بخش‌های مختلفی از تالار ستوندار کاخ تپه حصار دامغان در جریان کاوش‌های موزهٔ دانشگاه و موزۀ هنر پنسیلوانیا در سال۲-۱۹۳۱ کشف شد.‌ تپه حصار در سه‌کیلومتری جنوب شرق دامغان و درحاشیۀ جنوبی کوه‌های البرز واقع شده و کاخ ساسانی در حدود ۲۰۰متری جنوب غربی این تپه قرار دارد.
👍74
کاسه زرین ۲۵۰۰ ساله هخامنشی، منسوب به داریوش بزرگ (شاید هم به احتمال بسیار کم، داریوش دوم)

این کاسه نفیس از طلای ناب ساخته شده و به دوران سلطنت داریوش بزرگ، شاهنشاه نامدار هخامنشی، نسبت داده می‌شود. اثری ظریف و با دقت شگفت‌انگیز که جلوه‌ای از هنر والای فلزکاری در عصر هخامنشیان را به نمایش می‌گذارد.

در بخش بالایی این اثر، کتیبه‌ای به‌صورت گرداگرد به سه زبان متفاوت با خط میخی نگاشته شده است:
پارسی باستان، ایلامی و بابلی

متن این کتیبه چنین است:

«داریوش، شاه بزرگ»

گمان می‌رود این کاسه یا هدیه‌ای سلطنتی از سوی داریوش بزرگ به یکی از بزرگان دربار بوده، یا برعکس، هدیه‌ای از سوی یکی از فرمانداران یا درباریان به شاهنشاه. در هر صورت، ظرافت هنری، دقت در ساخت و شکوه خیره‌کننده آن، جایگاه ویژه و سلطنتی این اثر را نشان می‌دهد.

این اثر تاریخی ارزشمند هم‌اکنون در موزه هنر متروپولیتن نیویورک نگهداری می‌شود.
7👌3
Forwarded from شوروم
ویدیوکست گفتگوی تیم داوری دعوت‌نامه‌ی نویسندگی، درباره‌ی جستار شخصی در کانال یوتیوب شوروم منتشر شد.

سه داور عزیز در این گفتگو از معیارها و انتظارات خود از یک روایت و جستار شخصی ایده‌آل گفته اند.

از علاقه‌مندان به روایت و جستار شخصی دعوت می‌کنیم با مراجعه‌ به کانال یوتیوب شوروم این گفتگو را تماشا بفرمایند.

مشاهده ویدیو در یوتیوب شوروم

#دعوت‌نامه
@ShurumCloud
5👍1
«در ماه اَرَخسَمنو (Araḫsamnu)، روز سوم، کوروش به بابل اندر آمد.
شاخه‌های سبز در برابرش گسترده شد. آشتی در شهر برقرار شد.
کوروش شادباش‌ها به همۀ شهرها در بابل فرستاد.»

بازخوانی بخشی از رویدادنامۀ نبونید، به مناسبت هفتم آبان ماه (روز سوم ماه اَرَخسَمنو در تقویم بابلی):
پشت لوح، ستون دوم، سطر ۱۸ تا ۲۰.
6