Forwarded from aesthetic dinosaur.
چی میشد نذری بچه گربه میدادن؟
اینجوری هم ما خوشحال میشدیم هم اونا خانواده داشتن.
اینجوری هم ما خوشحال میشدیم هم اونا خانواده داشتن.
Forwarded from All I want
از نظر مامانم فاصلهی بین گفتن جملهی "الان میام" با اومدنت باید یک هزارم ثانیه باشه وگرنه داری نمیای!
🌱
@offhannd آیدا:) تو از اونایی هستی ک من ب شدت دوس دارم باهاشون رفیق باشم از اونایی ک حتی نگاهشونم ارامش بخشه از اونایی ک مدام بتونم بغلشون کنم عمیقا با همه چیزت حال میکنم و عمیقا میخوام ک بیشتر بات اشنا شم 🫂
🥺🤍 وای کلی بغل بهت
قشنگترین چیزی بود که میشد اول صبحی ببینم:))✨
قشنگترین چیزی بود که میشد اول صبحی ببینم:))✨
من دلم یه خونه نقلی میخواد. یه اتاق که سر جمع این سر تا اون سرش بشه ده قدم. یه بالکن و یا حداقل یه پنجره قدی منتها با یه ویو قشنگ مشنگ. عصرا که خورشید میره سایه خودمو ببینم تو پنجره و صبحها که میاد وایسم جلوش، سایهام بیوفته وسط آیینه قدی گوشه اتاق. کفشهام پایین دیوار و زیر لباسای آویز شده چیده شده باشن و طبق معمول هیچکدوم تر و تمیز نباشن. میدونی من همینم، من حتی تو خیالمم کفشام برق نمیزنن. اما بذار گربهام روی تختم لش کرده باشه و حواسش به خودش باشه. گربهام باشه و شبایی که دلم بغل میخواد و کسی نیست اون بیاد، بیاد و بغلم باشه. روزها که میخوام از خونه بزنم بیرون به نقاشیا و عکسای رو دیوار یه نگاه بندازم، کیف کنم از هنرم. گهگداریام ویولنم رو بندازم رو دوشم و برم. بعضی روزاهم کتابم رو بزنم زیر بغلم برم جایی بشینم که از بالا دید داشته باشم به همچی و پاهامو اویزون کنم از گوشه جدول رو به پایین. من دلم این زندگی رو میخواد برای این روزها و سالها.