از اوایل دههی سوم زندگی تقاضا دارم مهربون باشه باهام. از بلاتکلیفیام نجاتم بده. وقتی میگم مهربون باشه منظورم خیلی مهربونه.
هریکشنبه اینجوریه که من دلم میخواد تو تخت بمونم اما در نهایت مجبورم پاشم و برم دانشگاه.
Forwarded from the highs. ("𝘼𝙟𝙖𝙗")
کاش گربهه میتونست بفهمه از چه فضیلتی برخوردار شده.