از اوایل دههی سوم زندگی تقاضا دارم مهربون باشه باهام. از بلاتکلیفیام نجاتم بده. وقتی میگم مهربون باشه منظورم خیلی مهربونه.
هریکشنبه اینجوریه که من دلم میخواد تو تخت بمونم اما در نهایت مجبورم پاشم و برم دانشگاه.
Forwarded from the highs. ("𝘼𝙟𝙖𝙗")
کاش گربهه میتونست بفهمه از چه فضیلتی برخوردار شده.
این روزا اگه چیزی ذرهای باعث میشه حالتون بهتر شه از خودتون دریغ نکنید. به اندازه کافی تو جهنم هستیم. برای خودتون بدترش نکنید. نذارید روح و روانتون نابود شه.