در بسیاری از پروژههای پیچیده، بهویژه پروژههای عمرانی و صنعتی، تأخیرها اجتنابناپذیرند. اما نکته کلیدی این است که بفهمیم چه تأخیری در چه زمانی، چگونه و توسط چه عاملی باعث تأخیر در زمان تحویل پروژه شده است. یکی از روشهای حرفهای و دقیق برای این کار، Windows Analysis یا تحلیل پنجرهای است.
این روش که در استاندارد AACE RP 29R-03 نیز توصیه شده، یک رویکرد تحلیل گذشتهنگر (Retrospective) محسوب میشود و پروژه را به چند "پنجرهی زمانی" تقسیم میکند — مثلاً بر اساس آپدیتهای برنامه زمانبندی (ماهیانه یا فصلی). در هر پنجره، بررسی میکنیم که مسیر بحرانی (Critical Path) چه بوده و چه عواملی روی آن تأثیر گذاشتهاند.
📊 مزیت این روش چیست؟
تحلیل پنجرهای این امکان را فراهم میکند که تأثیر هر تأخیر در طول زمان بررسی شود، نه اینکه فقط وضعیت آغاز و پایان پروژه را مقایسه کنیم. این یعنی میتوانیم بفهمیم که در هر مرحله، چه کسی یا چه رویدادی مسئول اصلی تغییر در مسیر بحرانی بوده است.
🛠️ چه چیزی لازم داریم؟
📈 کاربردها:
⚠️ نکته مهم:
این روش به دادههای بهروز و دقیق نیاز دارد. اگر برنامههای زمانبندی قبلی بهدرستی آپدیت نشده باشند یا دستکاری شده باشند، نتایج آن قابل اعتماد نخواهند بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✍️ مسعود امینی
واژه های فوق، واژه هایی هستند که در طول پروژه، خصوصاً پروژه هایی که به تاخیر افتاده اند، زیاد مطرح می شود و از واحد برنامه ریزی و کنترل پروژه انتظار می رود بسته به شرایط پروژه و خواست کارفرما نسبت به تهیه آن اقدام نماید. در اینجا به تفکیک به بررسی هر کدام از اصطلاحات ذکر شده میپردازیم.
اصطلاح Reschedule
یا زمان بندی مجدد در واقع آن است که بر اساس شروع و پایان واقعی فعالیتهای انجام شده، مدت زمان باقیمانده فعالیتهای آغاز شده و نیز درصد پیشرفت فعالیتها، برنامه ریزی جدید برای فعالیتهای در حال اجرا و فعالیتهای آتی پروژه تهیه گردد. به عبارت دیگر اگر فعالیتهای پیش نیاز به تاخیر بیفتد یا مطابق برنامه پیش نرود و یا بالعکس فعالیت ها بیش از پیش بینی پیشرفت نمایند، فعالیتهای پس نیاز از آن متاثر گردد. در این حالت تاریخ پایان پروژه به احتمال زیاد تغییر می کند مگر آنکه فعالیتهای در مسیر بحرانی پروژه ( Critical Path ) مطابق برنامه خود انجام شوند. در نرم افزار پریماورا، دکمه ( F9-Schedule ) و در نرم افزار MSP منوی Update Project-Reschedule این کار را انجام می دهد.
اصطلاح Replan
یا برنامه ریزی مجدد هنگامی که تاخیر پروژه و نیز اختلاف درصد پیشرفت برنامه ای و درصد پیشرفت واقعی زیاد شود (معمولاً بیش از 20%) واقعیت این است که این برنامه یا به دلیل شرایط کند عملیات اجرایی و یا برنامه ریزی نامناسب، ابزار مناسبی برای کنترل کارهای باقیمانده پروژه نمی باشد. دقت شود وقتی تاخیر در پروژه از یک حدی بیشتر شود باعث بی تفاوتی عوامل اجرایی پروژه نسبت به آن و مایوس شدن از جبران تاخیرات می شود. لذا پس از تایید کارفرما با هماهنگی مدیر و تیم پروژه برای کارهای باقیمانده برنامه ریزی مجدد مطابق به واقعیتهای پروژه تهیه می گردد. در Replan در Cut off Date درصد پیشرفت برنامه ای (Plan%) با درصد پیشرفت واقعی ( Actual% ) برابر قرارداده شده نمودار S پروژه دچار شکست می شود. در واقع نقطه Replan تنها جایی است که نمودار S مجوز نزولی بودن دارد. نکته ای که در پس زمینه Replan وجود دارد، مجاز شدن تلویحی تاخیرات پیمانکار است!
اصطلاح Catchup Plan:
واژه Catchup Plan یا برنامه جبرانی زمانی تهیه می شود که در برخی پروژه ها تاخیر پروژه برای کارفرما یا ذینفعان کلیدی پروژه به هیچ عنوان قابل پذیرش نمی باشد و بر اتمام پروژه در زمان تعیین شده تاکید موکد وجود دارد. مثلاً پروژه ساخت استادیوم های جام جهانی در کشور روسیه را در نظر بگیرید. تاخیر در این پروژه قابل پذیرش نمی باشد. زیرا عدم اتمام پروژه در موعد مقرر، خود پروژه را زیر سوال می برد. در این حالت بعد از Reschedule پروژه، درصورت وجود تاخیر، نسبت به تهیه برنامه جبرانی برای کارهای باقیمانده به گونه ای که تاریخ پایان پروژه به تاریخ برنامه ای آن ( Baseline Finish ) بازگردد، اقدام می شود. در تهیه Catchup Plan می بایست عوامل اجرایی و مدیریتی در خصوص چگونگی جبران تاخیرات درگیر و مسوول باشند تا برنامه تهیه شده کاربردی و شدنی باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
استوری برد ابزار مفیدی برای برنامهریزی پروژه است که مراحل دخیل در پروژه را نشان میدهند. یک استوری برد یک طرح کلی از هر چیزی را ارائه میدهد که در هر مرحله اتفاق میافتد یا رخ میدهد، و ترکیبی از استوری بردهای متفاوت یک طرح کلی از این فرآیند را ارائه میدهد. استوری بردها کارهای گمشده را برجسته میکنند، مشکلات و عوارض را آشکار میکنند. این به تیم پروژه اجازه میدهد قبل از پیشرفت پروژه در مرحله اجرا، تغییرات لازم و تنظیم مجدد آن را انجام دهد.
ایجاد تغییرات مورد نیاز در استوری برد، حوزه وسیعی را برای به کار بردن خلاقیت و طوفان فکری فراهم میکند. همچنین این اجازه شامل حضور همه اعضای تیم، فراهم کردن فرصتی برای پیوند و اتحاد تیم میشود. چنین رویکردی به استوری برد اجازه میدهد تا فرآیند خشک و خستهکننده برنامهریزی را به یک تجربه تعاملی و سرگرمکننده تبدیل کند.
استفاده از استوری برد میتواند دادههای راکد و غیرفعال را به موجودیتهای پویا تبدیل کند و موثرترین راه برای ارتباط و درک مفاهیم باقی بماند. همچنین به عنوان ابزاری مفید برای آموزش دیگران در مورد این پروژه عمل میکند.
دامنه استوری برد بیشتر از کاربرد آن به عنوان یک ابزار برنامهریزی پروژه گسترش مییابد و می تواند به عنوان یک ابزار ردیابی (Tracking) در پروژه خوب عمل میکند تا وضعیت و پیشرفت پروژه را مشخص کند. استوری برد “تجزیه و تحلیل” با هدف استفاده از نقشه فرآیند و تصاویر از دو مرحله اولیه برای مشخص کردن علل ریشهای نقصها و فرصتهای بهبود استفاده میکند.
محتوای استوری برد شامل موارد زیر است:
📌 نمودارهای جریان برای نشان دادن انحراف از حالت مورد نظر.
📌نمودارهایی که تغییرپذیری در زمان پردازش نمایندهها را در مقایسه با حالت ایدهآل نشان میدهند.
📌نمودارهای میلهای و یا نمودارهای دایرهای که درصد انواع تماسهای عاقلانه فردی کارمند را نشان میدهند.
استوری برد “بهبود” به دنبال ارائه راهکارهایی برای حل مسائل و ارائه یک برنامه اجرایی برای آن است. این میتواند شامل تصاویری از جنبهها مانند موارد زیر باشد:
📌تقسیم تیم به توابع جداگانه، و تجزیه و تحلیل در مورد بهرهوری احتمالی هر عضو تیم براساس آنالیز تاریخی.
📌برنامه آموزشی و برنامههای توسعه
📌تصویری از یک نقشه جریان کاری استاندارد شده.
منبع: brighthubpm
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در دنیای کسبوکار امروزی، سازمانها به دنبال افزایش بهرهوری، کاهش اتلاف و بهبود کارایی تیمها هستند. تفکر ناب که ابتدا در صنعت تولید توسعه یافت، به عنوان یک رویکرد تحولآفرین در صنایع مختلف مانند فناوری، بهداشت و مالی شناخته شده است. شرکتهایی مانند تویوتا، آمازون و اسپاتیفای با اجرای اصول ناب، فرایندهای خود را بهینهسازی کرده و تیمهایی با عملکرد بالا ایجاد کردهاند.
تفکر ناب بر پنج اصل اساسی استوار است:
تفکر ناب شفافیت، کار گروهی و اهداف مشترک را تقویت میکند. مدل "Squad" در اسپاتیفای نمونهای از ایجاد تیمهای کوچک و مستقل برای افزایش نوآوری و کارایی است.
سازمانها با حذف جلسات غیرضروری و کارهای تکراری، بهرهوری را بهبود میبخشند. آمازون از اصول ناب در مدیریت انبار و لجستیک استفاده کرده و فرایندهای خود را بهینهسازی کرده است.
متدهای ناب مانند چرخه PDCA و کایزن، تصمیمگیریهای کارآمدتری را ممکن میسازند. سیستم تولید تویوتا نمونهای موفق از این رویکرد است.
تفکر ناب با حذف نقصها، کیفیت را بهبود میبخشد. اینتل با اجرای این اصول، میزان نقص در تولید تراشهها را ۵۰٪ کاهش داده است.
تفکر ناب به تیمها کمک میکند تا با بهرهوری بیشتر، همکاری مؤثرتر و بهبود مداوم، عملکرد خود را بهبود دهند. با اجرای این رویکرد، سازمانها میتوانند رشد پایدار و موفقیت بلندمدت را تضمین کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ذینفعان سمی میتوانند مدیریت پروژه را با منفیگرایی، انتظارات غیرواقعی یا رفتارهای manipulatif دشوار کنند. مدیریت مؤثر آنها برای حفظ روحیه تیم، بهرهوری و موفقیت پروژه ضروری است.
ذینفعان سمی میتوانند مشتریان، مدیران اجرایی، سرمایهگذاران، اعضای تیم یا تأمینکنندگان باشند. آنها معمولاً ویژگیهایی مانند انتظارات غیرواقعی، مدیریت خرد (micromanagement)، منفیگرایی، manipulatif بودن، پاسخگو نبودن و ایجاد تعارض دارند.
مدیریت ضعیف ذینفعان سمی میتواند باعث کاهش روحیه تیم، کاهش بهرهوری، افزایش استرس، تأخیر در پروژه و آسیب به اعتماد بین اعضای تیم شود. پرداختن به این مسائل در مراحل اولیه برای حفظ روند پروژه حیاتی است.
۱. آرام و حرفهای بمانید
احساسات خود را کنترل کرده و منطقی پاسخ دهید.
بهطور فعال گوش دهید و از ارتباطات بیطرفانه و مبتنی بر واقعیت استفاده کنید.
۲. از همان ابتدا مرزها را مشخص کنید
نقشها و مسئولیتها را بهوضوح تعریف کنید تا از دخالتهای بیشازحد جلوگیری شود.
ارتباطات غیرضروری را محدود کرده و در برابر درخواستهای غیرواقعی مقاومت کنید.
۳. انتظارات را با ارتباط شفاف مدیریت کنید
محدوده پروژه را با برنامههای مستند مشخص کنید.
بهطور منظم بهروزرسانیهای پروژه را ارائه دهید و تصمیمات را با دادهها توجیه کنید.
۴. همه چیز را مستند کنید
یادداشتهای جلسات و تأییدیههای کتبی از توافقات را حفظ کنید.
سوابق رفتارهای نامناسب را برای مراجعات بعدی نگه دارید.
۵. از دیپلماسی و مهارتهای حل تعارض استفاده کنید
نقاط مشترک را پیدا کنید و مکالمات منفی را به سمت راهحلها هدایت کنید.
در صورت لزوم از یک میانجی برای کاهش تنشها استفاده کنید.
۶. تعارض را شخصی نکنید
درک کنید که رفتار آنها به شما مربوط نمیشود.
بین حقایق و احساسات تمایز قائل شوید و انعطافپذیری خود را افزایش دهید.
۷. یک شبکه حمایتی بسازید
به تیم خود تکیه کنید، از مشاوران و مدیران ارشد کمک بگیرید.
۸. بدانید چه زمانی باید موضوع را escalat کنید
از رویههای سازمانی برای ثبت شکایات رسمی پیروی کنید.
در صورت عبور از مرزهای اخلاقی، منابع انسانی یا مشاوران حقوقی را درگیر کنید.
۹. سلامت روان خود را در اولویت قرار دهید
از طریق تمرین ذهنآگاهی، ورزش و حفظ تعادل کار و زندگی استرس را مدیریت کنید.
در صورت لزوم، از مشاوران حرفهای کمک بگیرید.
ذینفعان سمی نباید پروژهها را از مسیر خارج کنند. با حفظ حرفهایگری، تعیین مرزها و استفاده از ارتباطات راهبردی، میتوانید تعاملات دشوار را به فرصتهای همکاری تبدیل کنید. بر راهحلها تمرکز کنید، از سلامت خود محافظت کنید و بهعنوان یک رهبر قویتر ظاهر شوید.
@project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یک چارچوب تصمیمگیری فرآیندی است که به سازمانها کمک میکند تا روشهای چابک را به شیوهای مقیاسپذیر و مناسب برای سازمانهای بزرگ اتخاذ کنند. این چارچوب اصول چابک و ناب را برای تیمها و سازمانهای با پیچیدگیهای متفاوت توسعه داده و بهینه میکند. DAD توسط اسکات امبلر و مارک لاینز توسعه یافته و بخشی از ابزار گستردهتر چابک منضبط (Disciplined Agile - DA) است.
آغاز: برنامهریزی، هماهنگی با ذینفعان و ایجاد دید اولیه.
ساخت: توسعه و تحویل تکرارشونده.
انتقال: استقرار، انتشار و پشتیبانی.
چابک (مبتنی بر اسکرام)
ناب (مبتنی بر کانبان)
تحویل مستمر: چابک و ناب
اکتشافی (مبتنی بر Lean Startup)
برنامهای (مبتنی بر تیمهای چندگانه)
زمینه اهمیت دارد: تصمیمات باید با نیازها و محدودیتهای خاص سازمان هماهنگ باشند.
با ترکیب رویکردهای چابک و ناب، DAD یک چارچوب جامع ارائه میدهد که به سازمانها کمک میکند در تلاشهای تحول چابک خود موفق شوند.
@project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
متدولوژی PRiSM یا Projects integrating Sustainable Methods یک رویکرد نوین در مدیریت پروژه است که توسط GPM Global معرفی شد. تفاوت اصلی آن با متدهای سنتی (مثل PMBOK یا PRINCE2) این است که تمرکز را تنها روی مثلث کلاسیک زمان–هزینه–دامنه قرار نمیدهد، بلکه پایداری (Sustainability) را بهعنوان محور کلیدی وارد چرخهی مدیریت پروژه میکند.
به بیان ساده، PRiSM میگوید: پروژه موفق فقط پروژهای نیست که به موقع و در بودجه تمام شود، بلکه باید به محیط زیست، جامعه و اقتصاد بلندمدت نیز ارزش مثبت اضافه کند.
🔹 اصول کلیدی PRiSM
🔹 چارچوب P5: قلب PRiSM
🔹 مزایای استفاده از PRiSM
🔹 کاربردهای PRiSM
این رویکرد کمک میکند پروژهها علاوه بر موفقیت عملیاتی، به آیندهی جامعه و محیط زیست نیز متعهد باشند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
تمدید زمان (EOT): یک شرط قراردادی که به پیمانکار اجازه میدهد تاریخ تکمیل پروژه را بدون مواجهه با جریمه یا خسارتهای تعیینشده بهدلیل تأخیرهای قابل توجیه، تمدید کند.
نظارت بر پیشرفت پروژه: بهطور منظم برنامه پروژه را با برنامه اولیه مقایسه کنید تا تأخیرهای احتمالی را زود تشخیص دهید.
تحلیل علت: تعیین کنید آیا تأخیر توجیهپذیر است (مانند تغییرات کارفرما، قوه قاهره) یا غیرقابل توجیه (خطای پیمانکار).
تأثیر بر مسیر بحرانی: ارزیابی کنید که آیا تأخیر بر مسیر بحرانی پروژه تأثیر میگذارد؛ زیرا این امر تعیین میکند که آیا EOT ضروری است یا خیر.
ارتباط بهموقع: به محض شناسایی تأخیری که ممکن است نیاز به EOT داشته باشد، کارفرما و سایر ذینفعان را مطلع کنید.
ارسال اطلاع اولیه: مطابق با الزامات قرارداد، اطلاعیه اولیه تأخیر را در بازه زمانی تعیینشده (معمولاً ۷ تا ۱۴ روز) ارسال کنید.
ابزارها: پلتفرمهای ارتباطی، ایمیل، نامههای رسمی.
@project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
بررسی توسط کارفرما/مشاور: کارفرما یا نماینده آن درخواست EOT را بررسی میکند.
مذاکره: برای مذاکره در مورد مدت تمدید و هزینههای مرتبط آماده باشید.
تأیید: پس از توافق، EOT بهطور رسمی تأیید شده و برنامه پروژه بهروزرسانی میشود.
ابزارها: نرمافزار مدیریت قرارداد، مهارتهای مذاکره، و مشاوره حقوقی در صورت لزوم.
بازبینی برنامه: برنامه پروژه را برای منعکسکردن EOT تأییدشده، از جمله مهلتهای جدید و تاریخهای تکمیل بهروزرسانی کنید.
باز تخصیص منابع: تخصیص منابع را مطابق با برنامه جدید تنظیم کنید.
اطلاعرسانی به تیم: برنامه بهروزشده را به تمام ذینفعان پروژه از جمله تیم سایت، پیمانکاران فرعی و تأمینکنندگان اطلاع دهید.
ابزارها: نرمافزار مدیریت پروژه، ابزارهای مدیریت منابع.
شناسایی زودهنگام تأخیرهای احتمالی ازطریق؛
نظارت فعال: پیشرفت پروژه را بهطور منظم بررسی کرده و مسائل احتمالی را قبل از بزرگشدن شناسایی کنید.
حفظ سوابق کامل: اسناد دقیق از تمام فعالیتها، ارتباطات و تصمیمات پروژه نگهداری کنید.
استفاده از فناوری: از نرمافزارهای مدیریت پروژه و مستندسازی برای سازماندهی و ذخیره سوابق استفاده کنید.
تعامل با ذینفعان: همه ذینفعان را در جریان روند قرار دهید و مطمئن شوید دلایل EOT و
تأثیر آن را میفهمند.
بهروزرسانیهای منظم: وضعیت درخواست EOT و هرگونه تغییر در برنامه پروژه را بهطور منظم اطلاع دهید.
آگاهی از تعهدات قراردادی و آشنایی با قرارداد: شرایط و ضوابط خاص مربوط به EOT در قرارداد پروژه را بفهمید، از جمله دورههای اطلاعرسانی، الزامات مستندسازی، و مکانیسمهای حل اختلاف.
تصور کنید در یک پروژه ساخت برج بلند، کارفرما تغییرات قابلتوجهی در طراحی درخواست میکند. این تغییرات به کارهای اضافی سازهای نیاز دارد که باعث تأخیر در مسیر بحرانی میشود.
بهعنوان مهندس
برنامهریزی:
شناسایی تأخیر: متوجه شوید تغییرات طراحی باعث تأخیر در پروژه میشود.
اطلاعرسانی به کارفرما: اطلاعیه اولیه تأخیر را به کارفرما ارسال کنید و نیاز احتمالی به EOT را توضیح دهید.
تهیه درخواست EOT: تحلیل دقیق انجام دهید، علت و تأثیر تأخیر را مستندسازی کنید و درخواست رسمی EOT را ارسال کنید.
مذاکره: با کارفرما و مشاور او درباره مدت EOT و هزینههای مرتبط توافق کنید.
تنظیم برنامه: برنامه پروژه را برای منعکسکردن EOT تأییدشده بهروزرسانی کنید و تغییرات را به تیم پروژه اطلاع دهید.
EOT برای مدیریت تأخیرهای خارج از کنترل پیمانکار ضروری است.
شناسایی زودهنگام و ارتباط بهموقع برای مدیریت موفق EOT حیاتی هستند.
مستندسازی و تحلیل دقیق برای ارائه درخواست EOT قوی ضروری است.
مهارتهای مذاکره برای دستیابی به نتیجهای عادلانه و توافقی مهم هستند.
آگاهی از شرایط قراردادی، فرآیند EOT را در چارچوب توافقنامه پروژه تضمین میکند.
@project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ذینفعان پروژه افراد یا سازمان های درگیر در پروژه و عواملی هستند که به نحوی اثر پذیر و یا اثر گذار بر فعالیت های پروژه و یا علاقه مندی در قبال پروژه دارند و حتی افراد یا سازمان هایی که از اجرای پروژه ضرر می کنند ذینفع پروژه محسوب می شوند. ذینفعان ممکن است در سطوح مختلفی، درون سازمان بوده و دارای سطوح قدرتی متفاوتی نیز داشته باشند و یا اینکه آن ها می توانند خارج سازمان اجرایی پروژه باشند. موفقیت در اجرای پروژه مستلزم شناسایی ذینفعان و در نظر گرفتن نیازها ، علایق و خواسته های آنان در طول چرخه حیات پروژه می باشد.
📌 ذینفعان پروژه به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند:
1- ذینفعان مستقیم(داخلی):
افراد یا سازمان هایی هستند که بطور مستقیم درگیر پروژه هستند و به واسطه قراردادهای قانونی با پروژه در ارتباط هستند و شامل موارد زیر می باشد:(محدود به این موارد نمی شود)
▪️حامی مالی پروژه(Project Sponsor)
▪️کارفرما(Client)
▪️مدیر پروژه(Project Manager)
▪️تیم پروژه(Project Team)
▪️مشتریان پروژه(Customers)
▪️مشاور (Consultant)
▪️پیمانکاران(Contractors)
2-ذینفعان غیر مستقیم(خارجی)
شامل گروه هایی هستند که از پروژه تأثیر می پذیرند و یا بر آن اثر می گذارند اما از لحاظ قانونی بر پروژه دخالت ندارند مانند:رقبا،خریداران،نهاد ها شهروندان ، طرفداران محیط زیست و …
📌 در دسته بندی دیگری می توان ذینفعان را به 4 گروه زیر تقسیم نمود:
1- قدرت/علاقه:Power/Interest
ذینفعان را بر اساس سطح اختیار آن ها (قدرت) و سطح علاقه آن ها نسبت به نتایج پروژه گروه بندی می کند.
2- قدرت/تأثیر:Power/Influence
ذینفعان را بر اساس سطح اختیار آن ها (قدرت) و سطح درگیری فعال آن ها (تأثیر) در پروژه گروه بندی می کند.
3- تأثیر/ضربه: Influence/Impact
ذینفعان را بر اساس سطح درگیری فعال آن ها (تأثیر) در پروژه و توانایی آن ها در اثرگذاری بر تغییرات در برنامه ریزی و اجرای پروژه(ضربه) گروه بندی می کند.
4- مدل salience (برجسته):
ذینفعان را بر اساس قدرت آن ها (توانایی تحمیل خواسته ها)، فوریت (نیاز به توجه بلافاصله) و مشروعیت(درگیری آن ها مناسب است) تشریح می کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
درصد قابل توجهی از پروژه ها پیش از رسیدن به مرحله برنامه ریزی تفصیلی لغو می شوند. دلیل اصلی اکثر این توقف های ناخواسته به تعریف نا دقیق محدوده پروژه و فقدان پشتیبان مالی است. بنابراین شروع سریع و موثر پروژه بسیار مهم و حیاتی است. ۶ مرحله زیر می توانند در این راه به شما کمک کنند:
🔘 تهیه توجیه اقتصادی (Develop a Business Case)
اولین گام در هنگام شروع یک پروژه جدید، تهیه یک توجیه اقتصادی جامع است. توجیه اقتصادی مشکل کسب و کار را توصیف می کند و فرصتهایی را که با اجرای پروژه ایجاد می شود را بیان می کند. و راه حلهای جایگزین را نشان می دهد. هزینه ها و درآمدهای بالقوه هر یک از راهکارهای پیشنهادی برای حل مسئله در این مستند تشریح می شوند. توجیه اقتصادی پایه و اساس پروژه است همچنین در این مستند دلایل اجرای پروژه و مزایای اصلی آن آورده می شود. پس از تکمیل توجیه اقتصادی می بایست به تایید پشتیبان مالی پروژه قبل از تخصیص بودجه، برسد.
🔘 انجام مطالعه امکان سنجی (Undertake a Feasibility Study)
مطالعه امکان سنجی به منظور تخمین احتمال دستیابی به سود و منفعت هر یک از راه حلهای پیشنهادی که در سند توجیه اقتصادی آمده است، انجام می شود. بر اساس نتایج مطالعه امکان سنجی و محاسبات سود و زیانی که در توجیه اقتصادی انجام می شود، بهترین راه حل شناسایی و پس از تایید نهایی توسط پشتیبان مالی، به عنوان راه حل قابل اجرا معرفی می گردد.
در صورت تکمیل یک مطالعه امکان سنجی جامع، شانس تحویل موفقیت آمیز پروژه بسیار بالا می رود.
🔘 تهیه منشور پروژه (Establish Project Charter)
پس از آنکه مشکل شناسایی شد و راه حل آن تعیین گردید، پروژه جدید برای ارائه راه حل تعریف می شود. منشور پروژه مستندی است که در آن، مجموعه ی آنچه برای دستیابی به اهداف پروژه انجام می شود را بیان می کند.
چشم انداز پروژه، اهداف، محدوده، اقلام قابل عرضه، سازماندهی پروژه و برنامه پیاده سازی، همه و همه در سند منشور پروژه آورده می شوند.
🔘 انتصاب اعضای تیم پروژه (Appoint the Project Team)
حال که پروژه تعریف شده است زمان تشکیل تیم پروژه فرا رسیده است. هیئت مدیره، مدیر پروژه را استخدام می کند تا مسئولیت پروژه را بر عهده گیرد. و مدیر پروژه، رهبر تیم را بر می گزیند و او نیز در استخدام کارکنان پروژه به او کمک می کند. هر یک از اعضای تیم شرح کار مشخص خود را دارد که در آن نقش و مسئولیتهای او در پروژه آورده شده است.
🔘 تاسیس دفتر پروژه (Set up a Project Office)
در این مرحله محیط کار دفتر پروژه به عنوان محل فیزیکی استقرار تیم پروژه در مدت زمان پروژه آماده می شود. این محیط باید دارای محوطه، تجهیزات، مواد، ابزارها و فرایندهایی مناسبی باشد تا تیم پروژه را در تکمیل وظایفشان در جهت موفقیت پروژه یاری دهد. چک لیستهایی وجود دارد که برای اطمینان از اینکه دفتر پروژه به خوبی تاسیس شده است به کار می روند.
🔘 بازبینی (Perform Phase Review)
پس از تعریف پروژه و استخدام افراد تیم، نوبت به مرحله بازبینی می رسد. مرحله بازبینی به منظور اطمینان از انجام صحیح فعالیتهای آغازین و دریافت تاییدیه رسمی برای رفتن به سوی فاز بعدی، برنامه ریزی پروژه، است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
۱. فرآیند مناقصه منظمتر و دقیقتر
با بررسی قابلیت اجرا (constructability) و شفاف کردن طراحیها پیش از ارسال برای مناقصه، مبنای مناقصهها یکسانتر و شفافتر میشود. تفاوت بین پیشنهادها کمتر شده و قیمتها واقعیتر خواهند بود.
۲. دیدگاههای متعدد و تخصصیتر
ورود افراد با تجربهی پیمانکاری یا اجرا خیلی زود به پروژه باعث میشود نکات عملیاتی، مسائل دسترسی، مسائل نگهداری و فرایند کارگاهی زودتر دیده شوند.
۳. ارتباط مؤثرتر بین ذینفعان
زمان مناسب برای جمعآوری تمام مستندات، طراحیها و نظرات مختلف است. وقتی همه درک یکسانی داشته باشند، خطاهای ناشی از ابهام کمتر میشود.
۴. کاهش ریسک و هزینههای غیرمنتظره
با پیشبینی مشکلات احتمالی، طراحی مجدد و ویرایش زودهنگام، تغییرات بعدی که هزینهبر و زمانبرند کمتر خواهند بود.
۵. بهبود زمانبندی و برنامهریزی عملیاتی
برنامهریزی مراحل، ترتیب اجرا، استفاده از منابع و مواد، تأمین مصالح و مراحل دریافت مجوزها پیش از مناقصه زندگی پروژه را منظمتر میکند.
۶. صرفهجویی در هزینه و تمرکز بر ارزش مهندسی (Value Engineering)
وقتی زمان کافی برای بررسی جایگزینها، مصالح متفاوت یا روشهای ساخت بهینه وجود داشته باشد، میتوان کیفیت را حفظ یا بهتر کرد بدون هزینهی اضافی زیاد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
برنامهریزی هزینههای پروژه، گامی اساسی در ترسیم بودجه پروژه است. برای انجام این کار، باید لیستی از موارد مربوط به پروژه را ایجاد کنید. در اینجا دستههای معمول هزینه پروژه آورده شده است:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
وقتی صحبت از مدیریت پروژه میشود، یکی از مهمترین بخشها شناخت و کنترل هزینهها است. بدون درک درست از انواع هزینهها، هیچ مدیر پروژهای نمیتواند بودجه را دقیق برنامهریزی کند یا عملکرد مالی پروژه را زیر نظر داشته باشد. انجمن AACE (Association for the Advancement of Cost Engineering) که یکی از معتبرترین مراجع در حوزه مدیریت هزینه و کنترل پروژه است، طبقهبندیهای استانداردی برای هزینهها ارائه کرده است.
در ادامه، نگاهی به مهمترین دستهبندیها خواهیم داشت:
⸻
۱. هزینههای مستقیم (Direct Costs)
این هزینهها به طور مستقیم به فعالیت یا محصول خاص پروژه مرتبط هستند. یعنی اگر آن فعالیت انجام نشود، این هزینه هم وجود نخواهد داشت.
🔹 مثال: مصالح، حقوق کارگران در کارگاه، تجهیزات مورد استفاده در عملیات ساخت.
⸻
۲. هزینههای غیرمستقیم (Indirect Costs)
این دسته هزینهها به طور مستقیم قابل ردیابی به یک فعالیت نیستند، اما برای پیشبرد پروژه ضروریاند.
🔹 مثال: هزینههای اداری، بیمه، مالیات، خدمات عمومی یا هزینههای دفتر مرکزی.
⸻
۳. هزینههای ثابت (Fixed Costs)
هزینههایی که مستقل از میزان فعالیت یا حجم کار هستند.
🔹 مثال: اجاره ماهانه تجهیزات یا ساختمان پروژه.
⸻
۴. هزینههای متغیر (Variable Costs)
این هزینهها متناسب با مقدار فعالیت تغییر میکنند.
🔹 مثال: سوخت ماشینآلات یا دستمزد ساعتی نیروها.
⸻
۵. هزینههای سرمایهای (Capital Costs)
سرمایهگذاری اولیهای که برای ایجاد زیرساخت یا داراییهای پروژه صرف میشود.
🔹 مثال: خرید زمین، احداث ساختمانها، خرید ماشینآلات اصلی.
⸻
۶. هزینههای عملیاتی (Operating Costs)
بعد از تکمیل پروژه و شروع بهرهبرداری، این هزینهها بهطور مرتب برای نگهداری و استفاده از داراییها صرف میشوند.
🔹 مثال: هزینه انرژی، تعمیرات، حقوق پرسنل بهرهبردار.
⸻
۷. ذخیره احتیاطی و هزینههای غیرقابل پیشبینی (Contingency & Reserve)
پروژه همیشه با ریسک و عدمقطعیت همراه است. برای همین باید بخشی از بودجه را به عنوان ذخیره احتیاطی کنار گذاشت.
🔹 این بخش با استفاده از تحلیل ریسک کمی برآورد میشود تا از غافلگیری مالی جلوگیری کند.
⸻
۸. هزینههای غرقشده (Sunk Costs)
هزینههایی که قبلاً پرداخت شدهاند و دیگر قابل بازیابی نیستند. این هزینهها نباید مبنای تصمیمگیریهای آینده باشند.
🔹 مثال: هزینههای مطالعات امکانسنجی انجامشده.
⸻
۹. هزینههای چرخه عمر (Life Cycle Costs)
مدیریت پروژه تنها به هزینههای زمان اجرا محدود نمیشود. گاهی باید کل چرخه عمر دارایی را دید؛ از سرمایهگذاری اولیه تا بهرهبرداری، نگهداری و حتی برچیدن یا جایگزینی آن.
⸻
✨ جمعبندی
استاندارد AACE تأکید میکند که شناسایی درست انواع هزینهها به مدیر پروژه کمک میکند تا:
• بودجهبندی دقیقتری انجام دهد،
• منابع را بهینه تخصیص دهد،
• و در نهایت، پروژه را در محدوده هزینه و زمانبندی مصوب به پایان برساند.
شناخت این طبقهبندیها نهتنها در پروژههای بزرگ عمرانی یا صنعتی، بلکه حتی در کسبوکارهای کوچک هم میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در مدیریت پروژه، وقتی درباره فعالیتها صحبت میکنیم، اغلب ذهن ما به سمت کارهای تولیدی، تحویلی یا قابل اندازهگیری میرود. اما نوع دیگری از فعالیتها وجود دارد که به آنها فعالیتهای سطح تلاش یا LOE (Level of Effort) گفته میشود. این فعالیتها بهطور مستقیم محصول یا تحویلدادنی (Deliverable) ایجاد نمیکنند، اما برای پیشبرد روان پروژه کاملاً ضروریاند.
تعریف LOE
فعالیتهای LOE به کارهایی اشاره دارند که ماهیتشان پشتیبانیکننده، مستمر و همراه با سایر فعالیتها است. این فعالیتها معمولاً با یک بازه زمانی مشخص همپوشانی دارند و مقدار تلاش صرفشده در آنها وابسته به طول فعالیتهای دیگر است. به بیان ساده، LOE بیشتر شبیه “زمان صرفکردن برای پشتیبانی” است تا “کار تولیدی مستقل.”
نمونههایی از LOE در پروژهها
نظارت و بازرسی مستمر: کار تیم نظارت که هر روز حضور دارد اما خروجی ملموس روزانه تولید نمیکند.
مدیریت پروژه و گزارشدهی: جلسات هماهنگی، بهروزرسانی برنامه زمانبندی، کنترل هزینهها.
پشتیبانی لجستیکی و اداری: هماهنگیهای سفر، تهیه تجهیزات اداری یا نگهداری از دفتر کارگاه.
فعالیتهای ایمنی و HSE: حضور مداوم تیم ایمنی در محل پروژه که نقش کلیدی دارد ولی خروجی آن در قالب محصول نهایی قابل لمس نیست.
ویژگیهای کلیدی LOE
فاقد مسیر بحرانی مستقل: این فعالیتها معمولاً روی مسیر بحرانی قرار نمیگیرند چون خروجی زمانمند و قابل تحویل ندارند.
وابسته به سایر فعالیتها: مدت آنها بر اساس طول فعالیتهای دیگر تعیین میشود.
اندازهگیری با زمان یا هزینه ثابت: معمولاً براساس نفر-روز یا هزینههای جاری تعریف میشوند.
چالشها در مدیریت LOE
گاهی مدیران پروژه در شناسایی و اندازهگیری LOE دچار مشکل میشوند. چون خروجی قابللمسی تولید نمیشود، این خطر وجود دارد که ارزش آن دستکم گرفته شود یا در برنامهریزی نادیده گرفته شود. از سوی دیگر، بزرگنمایی LOE هم میتواند باعث تورم هزینهها گردد.
چرا LOE مهم است؟
اگرچه LOE تحویلدادنی مستقیم ندارد، اما نبود آنها میتواند پروژه را مختل کند. تصور کنید پروژهای بدون مدیریت مستمر، بدون هماهنگی لجستیک یا بدون تیم ایمنی! بنابراین LOE بهنوعی ستونهای نامرئی پروژهاند که بستر کارآمدی سایر فعالیتها را فراهم میکنند.
🔹فعالیتهای سطح تلاش (LOE) بخشی حیاتی از مدیریت پروژهاند. اگرچه محصول ملموسی ایجاد نمیکنند، اما پایداری، ایمنی و نظم پروژه را تضمین میکنند. هنر یک مدیر پروژه این است که LOE را دقیق شناسایی، اندازهگیری و در برنامه لحاظ کند، تا پروژه بدون وقفه و با کارایی بالا به سرانجام برسد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
سندی است که در فاز آغازین پروژه تولید شده و توضیحات سطح بالا و اطلاعات کلی پروژه را بیان می کند تا با مطالعه آن همه ذینفعان و اعضای تیم پروژه بتوانند واقعاً آنچه را که از پروژه انتظار می رود درک کنند.
⭕ بیانیه محدوده یا Project Scope Statement
سندی است که جزئیات بیشتری از آنچه در SOW پروژه بیان شده بود را به همراه محدودیت ها و فرضیات پروژه، ارائه می دهد و این سند ممکن است در طول چرخه حیات پروژه هنگامی که شناخت بیشتری نسبت به الزامات، محدودیت ها، جزئیات و … جمع آوری شد، به تدریج تکمیل شود.
در این بیانیه به موارد زیر اشاره می شود:
اهداف پروژه
محدوده پروژه
محدوده محصول
الزامات
مرزبندی
اقلام قابل تحویل
معیارهای پذیرش
محدودیت ها
فرضیات
میل استون ها
نحوه برآورد هزینه
مشخصات فنی
الزامات مدیریت پیکربندی
الزامات تائیدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مدیریت فرهنگ در پروژه یکی از جنبههای کلیدی موفقیت در مدیریت پروژه است، بهویژه در محیطهای چندفرهنگی یا پروژههایی با تیمهای متنوع. فرهنگ تأثیر قابل توجهی بر رفتار افراد، نحوه برقراری ارتباط، تصمیمگیری، و عملکرد تیمی دارد. در ادامه برخی از اصول و راهکارهای مدیریت فرهنگ در پروژه آورده شده است:
1. درک تفاوتهای فرهنگی
آگاهی از تفاوتهای فرهنگی میان اعضای تیم، از جمله ارزشها، باورها، آدابورسوم و انتظارات.
شناخت فرهنگ سازمانی و نحوه تأثیرگذاری آن بر روند پروژه.
2. ارتباط مؤثر
استفاده از زبان شفاف و ساده برای جلوگیری از سوءتفاهمهای فرهنگی.
تشویق به برگزاری جلسات باز و تشریح دقیق اهداف پروژه بهگونهای که برای همه قابلفهم باشد.
3. ایجاد محیطی فراگیر
احترام به دیدگاهها و عقاید مختلف و ایجاد حس مشارکت برای همه اعضای تیم.
جلوگیری از تبعیض یا تعصب فرهنگی در تصمیمگیریها و تعاملات.
4. ارزیابی نیازهای فرهنگی پروژه
شناسایی تأثیرات فرهنگی بر زمانبندی، بودجه و اجرای پروژه.
تطبیق برنامهریزی پروژه با نیازها و الزامات فرهنگی خاص.
5. آموزش فرهنگی
فراهم کردن آموزشهای بینفرهنگی برای اعضای تیم، بهویژه در پروژههای بینالمللی.
ایجاد فرصت برای یادگیری و درک بهتر فرهنگهای دیگر.
6. حل تعارضات فرهنگی
شناسایی سریع تعارضات فرهنگی و رسیدگی به آنها از طریق گفتوگو و میانجیگری.
استفاده از رهبران تیم با مهارتهای بینفرهنگی برای مدیریت مؤثر چالشها.
7. هماهنگی ارزشها و اهداف
ایجاد توافق بین اعضای تیم در مورد ارزشهای اصلی پروژه و اهداف مشترک.
ترویج فرهنگ یکپارچگی و مسئولیتپذیری در تیم.
8. تأکید بر رهبری فرهنگی
رهبران پروژه باید توانایی درک و مدیریت تفاوتهای فرهنگی را داشته باشند.
تشویق به اتخاذ سبک رهبری منعطف و سازگار با شرایط فرهنگی.
نتیجهگیری:
مدیریت مؤثر فرهنگ در پروژه میتواند به افزایش همکاری، کاهش تعارضات، و بهبود نتایج پروژه کمک کند. با درک و تطبیق با تنوع فرهنگی، مدیران پروژه قادر خواهند بود تیمهای متنوع را به بهترین نحو مدیریت کنند و موفقیت پروژه را تضمین نمایند.
@project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مدیریت پروژه دیجیتال فرایند سادهای برای مدیریت پروژههای آنلاین از شروع تا پایان، در بودجه و با استفاده از مقدار مشخصی منابع است. این مدیریت شامل برنامهریزی ،محول کردن وظایف، پیگیری، بررسی و اندازهگیری نتایج با استفاده از نرمافزارهای مدیریت پروژه است.
هدف هر پروژه متفاوت است، اما هدف اصلی و مشترک بین پروژهها، رشد تجارت و بازگشت سرمایه باارزش از پروژه است.
🔺 یک مدیر پروژه دیجیتال چه کاری انجام میدهد؟
نقش یک مدیر پروژه دیجیتال اطمینان از این است که کلیه تحویل دادنیهای یک پروژه تکمیل و به موقع و در بودجه تحویل داده شود. اخیراً، مدیران پروژه مسئولیت اطمینان از این را دارند که پروژه با اهداف کاری نیز هماهنگ باشد.
مدیران پروژه دیجیتال اطمینان میدهند که همه عناصر پروژه به طور درست حرکت میکنند. این وظایف میتواند شامل موارد زیر باشد:
• ایجاد برنامه کاری، زمانی و بودجهای برای پروژه و برقراری ارتباط بین آنها
• تعیین وظایف و مهلتها
• برنامهریزی و کنترلهای مکرر
• پاکسازی موانع راه انجام پروژه
• ارائه گزارش وضعیت به مدیران بالادستی
• مدیریت دامنه پروژه
• مدیریت کیفیت همه تحویل دادنیهای پروژه
• دریافت و عمل به پیشنهادات و انتقاداتهای مشتری
• ارزیابی موفقیت پروژه
توصیف شغلی مدیر پروژه دیجیتال میتواند براساس نوع پروژه و ابزاری که شرکت برای مدیریت پروژههایش استفاده میکند، متغیر باشد. برخی از شرکتها نیاز دارند که نحوه کار یک برنامه خاص را بلد باشید؛ اما برخی دیگر از شرکت ها نیز نرمافزارهای مورد نظر را به کاندیدای مناسب آموزش میدهند.
@project_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✍️ مهرداد اسکندری
یکی از صاحبنظران برجسته در حوزه مدیریت پروژه James P. Lewis جملهای دارد ماهیت واقعی کنترل پروژه را روشن میکند:
”Real control is not about what has happened, it’s about what will happen if nothing changes.”
به بیان ساده، کنترل یعنی پیشبینی آینده بر اساس روند حال، نه مرور گذشته.
در اغلب پروژهها، تیم کنترل پروژه هر ماه گزارشهایی از عملکرد ارائه میکند: شاخص ارزش کسبشده، هزینه واقعی، درصد پیشرفت و دهها عدد و نمودار. اما این کار فقط «پایش» است، نه «کنترل».
کنترل یعنی تأثیرگذاری بر آینده، در حالی که پایش فقط توصیف گذشته است.
وقتی مدیر پروژه صرفاً دادهها را جمعآوری میکند، در واقع هنوز هیچ تصمیم مدیریتی اتخاذ نکرده است. شاخصها باید ذهن مدیر را به سمت پرسش ببرند، نه قضاوت.
اگر شاخص عملکرد هزینه کمتر از یک است، باید پرسید چرا؟ در چه سطحی از ساختار شکست؟ آیا مشکل در بهرهوری است یا در تأخیر تأمین؟ آیا روند پایدار است یا گذرا؟ Lewis میگوید:
“Metrics are not verdicts — they are hypotheses about system behavior.”
شاخصها فقط داده نیستند، بلکه فرضیهای درباره رفتار سیستماند.
کنترل مؤثر یک حلقه بازخورد هوشمند دارد:
دادهها اندازهگیری میشوند، روند تحلیل میشود، تصمیم اصلاحی گرفته میشود، و نتیجه آن دوباره پایش میشود.
وقتی این چرخه بهصورت نظاممند اجرا شود، کنترل از سطح واکنشی به سطح پیشبینانه ارتقا پیدا میکند.
او در بخش دیگری میگوید:
“Project data without interpretation is noise.”
در بسیاری از پروژهها، حجم زیادی از داده تولید میشود اما هیچکس آن را به بینش مدیریتی تبدیل نمیکند. ارزش واقعی داده زمانی آشکار میشود که بتوان از آن آینده پروژه را پیشبینی کرد.
مدیریت پروژه در عصر جدید متعلق به کسانی است که بتوانند داده را به پیشبینی تبدیل کنند، نه فقط به گزارش.
در همین مسیر، ابزارهای تحلیلی و هوش مصنوعی در حال تغییر ماهیت کنترل پروژهاند: از گزارش گذشته، به شبیهسازی آینده.
کنترل پروژه واقعی زمانی است که بتواند پیش از وقوع انحراف، هشدار دهد.
به تعبیر Lewis:
“The best project managers don’t react to problems — they detect the pattern that causes them.”
بنابراین کنترل یعنی دیدن الگوها، نه فقط عددها.
و این همان نقطهای است که علم کنترل پروژه به هنر پیشبینی آینده تبدیل میشود. چیزی که همه متخصصان این حوزه باید آن را یاد بگیرند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM