Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۲۷
#ابراز_مشکلات_بین_زوج
سلام روزتون بخیر.من خانمم ۲۸سالمه همسرم ۳۵سال.۴ساله ازدواج کردیم.رابطمونم باهم خوبه.فقط یه مشکلی هست.من یه آدم درونگرام.وهمسرم نسبت به من برونگرا.من سخت ناراحتیامو به زبون میارم.وقتی از همسرم ناراحت میشم کلی باخودم کلنجارمیرم که چه جوری بهش بگم که ناراحت نشه اما همسرم سریع جوش میاره و ازخودش دفاع میکنه و میگه تو زیادی سخت گیری و زود رنج.میگه خیلی معذبم میکنی همیشه بایدحواسم باشه که چیزی نگم ناراحت شی.اما بخدا اصلا اینطور نیس.من خیلی باگذشتم و واسه شوهرم ازهرلحاظ سنگ تموم میزارم.وقتایی که سرحاله میگه تو تنها کسی هستی همیشه درکم میکنی توبهترین زن دنیایی اما موقع عصبانیت سریع میگه انگاری تو زندانم تو محدودم میکنی.به نظرشما چکارکنم چطور بهش ناراحتیامو بگم به نظرتون منم بعضی وقتا داد بزنم عصبی بشم یا همونطور آروم باشم؟این حرفاش خیلی ناراحت و دلسردم میکنه موقع عصبانیت.به نظرتون چه واکنشی نشون بدم دربرابر حرفاش؟ممنونم از وقتی که گذاشتید
@HarfBeManBot
درود خانم محترم
من پیشنهاد میکنم بشینید یکبار با شوهرتون صحبت کنید. همین سوالی که از ما می پرسید از ایشون بپرسید در یک روزی که خوشحال هست.
مثلا: جواد میخوام ازت یک سوال کنم. اگه چیزی هست که تو دلمه در هر موردی و میخوام که حتما تو بدونی بدون اینکه ناراحت بشی چطور بهت بگم. دوست داری کی بهت بگم؟
لطفا وقت غذا یا صبح زود در مورد مشکلات صحبت نکنید. بهترین اوقات صحبت کردن در پیاده روی و تو پارک و یا اینکه رو مبل دراز کشیده باشید و سرتون رو پای همسرتان باشه و یا بر عکس. تماس بدنی (بخاطر ترشح هورمونها) به هنگام ابراز مشکلات میتونه به زن و شوهر کمک کنه تا آرامتر فکر کنند.
سپاس
کداختصاصی ۱۲۷
#ابراز_مشکلات_بین_زوج
سلام روزتون بخیر.من خانمم ۲۸سالمه همسرم ۳۵سال.۴ساله ازدواج کردیم.رابطمونم باهم خوبه.فقط یه مشکلی هست.من یه آدم درونگرام.وهمسرم نسبت به من برونگرا.من سخت ناراحتیامو به زبون میارم.وقتی از همسرم ناراحت میشم کلی باخودم کلنجارمیرم که چه جوری بهش بگم که ناراحت نشه اما همسرم سریع جوش میاره و ازخودش دفاع میکنه و میگه تو زیادی سخت گیری و زود رنج.میگه خیلی معذبم میکنی همیشه بایدحواسم باشه که چیزی نگم ناراحت شی.اما بخدا اصلا اینطور نیس.من خیلی باگذشتم و واسه شوهرم ازهرلحاظ سنگ تموم میزارم.وقتایی که سرحاله میگه تو تنها کسی هستی همیشه درکم میکنی توبهترین زن دنیایی اما موقع عصبانیت سریع میگه انگاری تو زندانم تو محدودم میکنی.به نظرشما چکارکنم چطور بهش ناراحتیامو بگم به نظرتون منم بعضی وقتا داد بزنم عصبی بشم یا همونطور آروم باشم؟این حرفاش خیلی ناراحت و دلسردم میکنه موقع عصبانیت.به نظرتون چه واکنشی نشون بدم دربرابر حرفاش؟ممنونم از وقتی که گذاشتید
@HarfBeManBot
درود خانم محترم
من پیشنهاد میکنم بشینید یکبار با شوهرتون صحبت کنید. همین سوالی که از ما می پرسید از ایشون بپرسید در یک روزی که خوشحال هست.
مثلا: جواد میخوام ازت یک سوال کنم. اگه چیزی هست که تو دلمه در هر موردی و میخوام که حتما تو بدونی بدون اینکه ناراحت بشی چطور بهت بگم. دوست داری کی بهت بگم؟
لطفا وقت غذا یا صبح زود در مورد مشکلات صحبت نکنید. بهترین اوقات صحبت کردن در پیاده روی و تو پارک و یا اینکه رو مبل دراز کشیده باشید و سرتون رو پای همسرتان باشه و یا بر عکس. تماس بدنی (بخاطر ترشح هورمونها) به هنگام ابراز مشکلات میتونه به زن و شوهر کمک کنه تا آرامتر فکر کنند.
سپاس
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۲۸
#روزهای_بعد_طلاق
سلام
من چند روزه طلاق گرفتم.از کسی که دوسش داشتم جدا شدم.حالم خوب نیست...توروخدا کمک کنید تا بتونم روبراه بشم.
درود خانم مهربان
این احساس یک چیز طبیعی هست وقتی ما به هر علتی از شخصی جدا میشیم. در مراحل اول آشفتگی خاطر و بی قراری زیاد وجود داره. سعی کنید زیاد تنها نباشید و با دوستان در مورد احساسات خودتون صحبت کنید. اگر میتونید چند ساعت پیش یک مشاور برید احتمالا کمک بزرگی خواهد کرد. حتما حرکت یا ورزش زیاد بکنید اگه امکانش رو دارید. بعد از گذشت کمی زمان عادت خواهید کرد. این دوره مثل یک دوره ترک اعتیاد هست در واقع ه بدن با هورمونهای مختلف عکسالعمل نشون میده. حتی گریه کردن میتونه گاهی به برونریزی احساسات کمک کنه. اگه امکانش رو دارید چند روزی از محیط کمی دور بشین و برید مسافرت پیش دوستی یا اقوامی.
در کل باید این دوره رو تحمل کنید و اتفاقهای که افتاده رو درک کنید تا در رابطه بعدی تکرار نشه.
سپاس
کداختصاصی ۱۲۸
#روزهای_بعد_طلاق
سلام
من چند روزه طلاق گرفتم.از کسی که دوسش داشتم جدا شدم.حالم خوب نیست...توروخدا کمک کنید تا بتونم روبراه بشم.
درود خانم مهربان
این احساس یک چیز طبیعی هست وقتی ما به هر علتی از شخصی جدا میشیم. در مراحل اول آشفتگی خاطر و بی قراری زیاد وجود داره. سعی کنید زیاد تنها نباشید و با دوستان در مورد احساسات خودتون صحبت کنید. اگر میتونید چند ساعت پیش یک مشاور برید احتمالا کمک بزرگی خواهد کرد. حتما حرکت یا ورزش زیاد بکنید اگه امکانش رو دارید. بعد از گذشت کمی زمان عادت خواهید کرد. این دوره مثل یک دوره ترک اعتیاد هست در واقع ه بدن با هورمونهای مختلف عکسالعمل نشون میده. حتی گریه کردن میتونه گاهی به برونریزی احساسات کمک کنه. اگه امکانش رو دارید چند روزی از محیط کمی دور بشین و برید مسافرت پیش دوستی یا اقوامی.
در کل باید این دوره رو تحمل کنید و اتفاقهای که افتاده رو درک کنید تا در رابطه بعدی تکرار نشه.
سپاس
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۲۹
سلام من سه سال ازدواج کردم ۲۷سالمه شوهرم۳۸سال بچه ندارم تحصیلات هردودیپلم
مشکلات زیادی توزندگی دارم باخانواده همسرم زندگی میکنم شوهرم خیلی عصبانی هستش اصلانمیتونم نظری توزندگی مشترکم بدم که اگه اون حرف باب میلش نباشه شروع میکنه به دعواکردن بعدش منم خیلی کم جوابشومیدم چون میدونم اگه جواب بدم به جاهای باریک کشیده میشه اوایل بهتربودالان خیلی بدترشده دائم به حرف مادرش گوش میده مادرشم جلوخودم هیچی نمیگه تامن خونه نباشم شروع میکنه به پرکردن شوهرم بااینکه حرفاش اصلادرست نیست ولی به حرف مادرش گوش میده ناگفته نماندمایه سال یه واحدخونه خریدیم وسایل هم توخونه س.قراربودمستقل بشیم الان شوهرم منصرف کردن.
ازمن انتظاردارن من همیشه پیش خانوادش بشینم میگن حق نداری بری تواتاق خودت
منم نمیتونم همیشه دم به دیقه کنارخانوادش بشینم اهل حرف زدن زیادنیستم ولی اونادلشون میخوادمن صب تاشب بشینم پای حرف زدن اگرم حرف بزنم بعدش ازاون حرفم یه چیزدیگه درست میکنن وبه شوهرم میگن
الان دیگه به بن بست رسیدم برگشتم خونه مادرم.دعوامونم سریه حرف الکی بوده
شوهرم زنگ زده بودبهم که من شب خونه نیستم خودتواماده کن میبرمت خونه مادرت منم گفتم چشم بعدکه منواورده میگه چراپیش مادرم نموندی منم گفتم خب الان برمگردون نمیرم خونه مادرم که گفته اشکال نداره شب بعدش که قراربوده بیاددنبالم نرسیده بیادبازشب بعداون بعداذان مغرب گفته میام دنبالت منم فقط این حرفوزدم که مادرم شام درست کرده بعدشام بیادنبالم که گوشی روقطع کرده اس داده وشروکرده به دعواکردن
بازم باهمه حرفاچیزی نگفتم امده دنبالم توماشین هزارتاحرف بهم زده منم اخرش گفتم اگه به دردت نمیخورم همین الان برنمیگردم دیگه پیاده شدم ازماشین امدم خونه مادرم
فقط همین نیست اخلاقای دیگه هم داره باهیچکدوم ازفامیلای نزدیکمم ارتباط نداره حتی نمیذاره من برم خونه هیچکدومشون نمیادخونه خواهرم به زورمیادخونه مادرم اونم اگه کسی اونجانباشه میاد
حتی من اگه باشوهرم باشم به فامیلم برسم حق سلام کردن بهشون روندارم
ازطرفی شوهرمودوست دارم به نظرشماچیکارکنم؟
@HarfBeManBot
درود
میتونید بهم بگین دقیقا چه چیزی رو دوست دارید. شما تو نوشته هیچ چیزی از صفات مثبت این مرد ننوشتید. با نوشته شما من به این نتیجه میرسم که هر دو شما به بلوغ عاطفی کامل نرسیدید.
به نظر من اگر میخواین برگردین با هم پیش یک مشاور زوج درمان برید و برین تو واحدی که یک سال ساختید برای زندگی آینده. چون اگر این روش ادامه پیدا کنه و شما قهر کنید و ایشون تحت تاثیر خانواده قرار بگیره، احتمالا رابطه ناموفقی خواهد بود. حتما روی مهارتهای حل مشکل خودتون کار کنید.
سپاس
کداختصاصی ۱۲۹
سلام من سه سال ازدواج کردم ۲۷سالمه شوهرم۳۸سال بچه ندارم تحصیلات هردودیپلم
مشکلات زیادی توزندگی دارم باخانواده همسرم زندگی میکنم شوهرم خیلی عصبانی هستش اصلانمیتونم نظری توزندگی مشترکم بدم که اگه اون حرف باب میلش نباشه شروع میکنه به دعواکردن بعدش منم خیلی کم جوابشومیدم چون میدونم اگه جواب بدم به جاهای باریک کشیده میشه اوایل بهتربودالان خیلی بدترشده دائم به حرف مادرش گوش میده مادرشم جلوخودم هیچی نمیگه تامن خونه نباشم شروع میکنه به پرکردن شوهرم بااینکه حرفاش اصلادرست نیست ولی به حرف مادرش گوش میده ناگفته نماندمایه سال یه واحدخونه خریدیم وسایل هم توخونه س.قراربودمستقل بشیم الان شوهرم منصرف کردن.
ازمن انتظاردارن من همیشه پیش خانوادش بشینم میگن حق نداری بری تواتاق خودت
منم نمیتونم همیشه دم به دیقه کنارخانوادش بشینم اهل حرف زدن زیادنیستم ولی اونادلشون میخوادمن صب تاشب بشینم پای حرف زدن اگرم حرف بزنم بعدش ازاون حرفم یه چیزدیگه درست میکنن وبه شوهرم میگن
الان دیگه به بن بست رسیدم برگشتم خونه مادرم.دعوامونم سریه حرف الکی بوده
شوهرم زنگ زده بودبهم که من شب خونه نیستم خودتواماده کن میبرمت خونه مادرت منم گفتم چشم بعدکه منواورده میگه چراپیش مادرم نموندی منم گفتم خب الان برمگردون نمیرم خونه مادرم که گفته اشکال نداره شب بعدش که قراربوده بیاددنبالم نرسیده بیادبازشب بعداون بعداذان مغرب گفته میام دنبالت منم فقط این حرفوزدم که مادرم شام درست کرده بعدشام بیادنبالم که گوشی روقطع کرده اس داده وشروکرده به دعواکردن
بازم باهمه حرفاچیزی نگفتم امده دنبالم توماشین هزارتاحرف بهم زده منم اخرش گفتم اگه به دردت نمیخورم همین الان برنمیگردم دیگه پیاده شدم ازماشین امدم خونه مادرم
فقط همین نیست اخلاقای دیگه هم داره باهیچکدوم ازفامیلای نزدیکمم ارتباط نداره حتی نمیذاره من برم خونه هیچکدومشون نمیادخونه خواهرم به زورمیادخونه مادرم اونم اگه کسی اونجانباشه میاد
حتی من اگه باشوهرم باشم به فامیلم برسم حق سلام کردن بهشون روندارم
ازطرفی شوهرمودوست دارم به نظرشماچیکارکنم؟
@HarfBeManBot
درود
میتونید بهم بگین دقیقا چه چیزی رو دوست دارید. شما تو نوشته هیچ چیزی از صفات مثبت این مرد ننوشتید. با نوشته شما من به این نتیجه میرسم که هر دو شما به بلوغ عاطفی کامل نرسیدید.
به نظر من اگر میخواین برگردین با هم پیش یک مشاور زوج درمان برید و برین تو واحدی که یک سال ساختید برای زندگی آینده. چون اگر این روش ادامه پیدا کنه و شما قهر کنید و ایشون تحت تاثیر خانواده قرار بگیره، احتمالا رابطه ناموفقی خواهد بود. حتما روی مهارتهای حل مشکل خودتون کار کنید.
سپاس
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۳۰
#دلتنگی_همسر
سلام وقتتون بخیر من دوهفته شهرستان رفته بودم خونه مادرم که عمل کرده بود و خیلی دلتنگ شوهرم میشدم شوهرمم همش میگفت دلتنگم و طاقت ندارم و هر روز چندبار زنگ میزد و پیام میداد چهارشنبه بهش گفتم خب فردا بعد سرکار ساعت چهار بیا شهرستان و جمعه عصر برگرد که همو ببینیم با اتوبوس ۶ساعت هستش و گفتم اگه سختته با هواپیما بیا گفت بهش فکر میکنم پنجشنبه از صب تا عصر اصلا زنگ نزد و چند بار من زنگ زدم و پیام دادم که تا شب جواب نداد بعد که جواب داد گفتم چرا خبر ندادی که میای یانه گفت فکر کردم شوخی کردی و مسخرم اومده از حرفت ...خیلی ناراحتم و از دلم بیرون نمیره که چرا اینقد دلتنگش بودم که دلتنگیمو مسخره دانسته ...بهش فکر میکنم مدام بغضم میگیره احساس ضعیف و حقیر بودن میکنم ممنون میشم راهنمایی کنین سپاس از پاسخگویتون 💐
@HarfBeManBot
درود مهربانو
احتمالا فقط یک سو تفاهم بوده که پیش اومده. یادتون باشه که همیشه در مورد موضوع های جدی مطمین بشین که کاملا مطلب از هر دو طرف درک شده. و حتما تلفنی و نه با پیامک انجام بشه.
ولی اتفاقی که برای شما افتاده میتونه ناشی از دلتنگی شما باشه که بیماری مادر و نگرانی از طرفی و دلتنگی برای شوهر از طرفی دیگه باعث شده که زودرنج بشین و احتمالا یک سترس در این دوره داشتید.
مطمئنا با دیدن همسرتان حالتون بهتر میشه و کمی از انتظارات متقابل کاهش بدین. بیشتر با هم صحبت کنید و در مورد چیزها بیشتر توضیح بدین تا کاملا فهمیده بشه. از این به عنوان تجربه استفاده کنید و با شوهرتان حتما این موضوع رو باز کنید و بهش با آرامش بپردازید و ببینید چه چیزی باعث شده که اینطور برداشت بشه.
سپاس
کداختصاصی ۱۳۰
#دلتنگی_همسر
سلام وقتتون بخیر من دوهفته شهرستان رفته بودم خونه مادرم که عمل کرده بود و خیلی دلتنگ شوهرم میشدم شوهرمم همش میگفت دلتنگم و طاقت ندارم و هر روز چندبار زنگ میزد و پیام میداد چهارشنبه بهش گفتم خب فردا بعد سرکار ساعت چهار بیا شهرستان و جمعه عصر برگرد که همو ببینیم با اتوبوس ۶ساعت هستش و گفتم اگه سختته با هواپیما بیا گفت بهش فکر میکنم پنجشنبه از صب تا عصر اصلا زنگ نزد و چند بار من زنگ زدم و پیام دادم که تا شب جواب نداد بعد که جواب داد گفتم چرا خبر ندادی که میای یانه گفت فکر کردم شوخی کردی و مسخرم اومده از حرفت ...خیلی ناراحتم و از دلم بیرون نمیره که چرا اینقد دلتنگش بودم که دلتنگیمو مسخره دانسته ...بهش فکر میکنم مدام بغضم میگیره احساس ضعیف و حقیر بودن میکنم ممنون میشم راهنمایی کنین سپاس از پاسخگویتون 💐
@HarfBeManBot
درود مهربانو
احتمالا فقط یک سو تفاهم بوده که پیش اومده. یادتون باشه که همیشه در مورد موضوع های جدی مطمین بشین که کاملا مطلب از هر دو طرف درک شده. و حتما تلفنی و نه با پیامک انجام بشه.
ولی اتفاقی که برای شما افتاده میتونه ناشی از دلتنگی شما باشه که بیماری مادر و نگرانی از طرفی و دلتنگی برای شوهر از طرفی دیگه باعث شده که زودرنج بشین و احتمالا یک سترس در این دوره داشتید.
مطمئنا با دیدن همسرتان حالتون بهتر میشه و کمی از انتظارات متقابل کاهش بدین. بیشتر با هم صحبت کنید و در مورد چیزها بیشتر توضیح بدین تا کاملا فهمیده بشه. از این به عنوان تجربه استفاده کنید و با شوهرتان حتما این موضوع رو باز کنید و بهش با آرامش بپردازید و ببینید چه چیزی باعث شده که اینطور برداشت بشه.
سپاس
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۳۱
#مشکل_کنترل_مدفوع
دختر من دو سالشه موقع دفع نمی شینه و سعی میکنه که کنترلش کنه و متأسفانه دچار یبوست شده، هر کاری می کنم نمی شینه سرپا کارشو انجام میده با چه زور و عرق ریختنی🙈 حدود 18ماهگی این رفتارش بیشتر شده، ممنون از راهنماییتون
@HarfBeManBot
درود مادر مهربان
کودک شما از یک چیزی میترسه. این عکس العمل میتونه بخاطر یک تجربه ناخوشایند باشه. مثلا در موقع دفع یبوست و درد داشته و یا کسی غیر از شما با کودکتون توالت بوده و بچه رو ترسانده. اگه از لگن استفاده میکنید، حتما لگن رو عوض کنید. اگه امکانش هست لگن بچه رو خارج از توالت بزارید یک مدت کوتاه. چیزی رو بهش بدین که دوست داره و بهش احساس امنیت میده موقع دفع.
هر چقدر شما بیشتر سترس داشته باشید بچه بیشتر مقاومت میکنه. عکس العمل خاصی نشون ندین یک مدت و وقتی شما دستشویی میرید در رو باز بزارین ببینه که نشستن چیز طبیعی هست اگه کتابی و تصویری هست بهش نشون بدین که تصویر براش اشنا باشه.
در هر صورت بچه از چیزی سترس داره. بهتر اینکه دفع کنه حالت دفع فعلا مهم نیست چون اگه از دفع کردن به هر سببی خودداری کنه دچار مشکل بیشتری خواهید شد.
👈بچه رو به هیچ عنوان نترسونید!
👈اگه شما مادر کنترل گری هستید، سعی کنید کمتر کنترل کنید چون کنترل یک پدیده انتقالی هست.
👈اگه بچه جایی در نبود شما مراقبت میشه، حتما ببینید اونجا اتفاقی نیفتاده.
👈نزارید کسی به بدن بچه جز شما دست بزنه.
👈اگر شما و یا پدرش وسواس دارید حتما به فکر درمان باشید. چون کودکانی با رفتار مشابه میتونند والدین وسواسی داشته باشند.
👈 اگر خود شما مشکلی دارید در رابطه های شما به فکر حل مشکلات باشید چون کودک میتونه سترس شما رو به این شکل انتقالی نشون بده.
سپاس
کداختصاصی ۱۳۱
#مشکل_کنترل_مدفوع
دختر من دو سالشه موقع دفع نمی شینه و سعی میکنه که کنترلش کنه و متأسفانه دچار یبوست شده، هر کاری می کنم نمی شینه سرپا کارشو انجام میده با چه زور و عرق ریختنی🙈 حدود 18ماهگی این رفتارش بیشتر شده، ممنون از راهنماییتون
@HarfBeManBot
درود مادر مهربان
کودک شما از یک چیزی میترسه. این عکس العمل میتونه بخاطر یک تجربه ناخوشایند باشه. مثلا در موقع دفع یبوست و درد داشته و یا کسی غیر از شما با کودکتون توالت بوده و بچه رو ترسانده. اگه از لگن استفاده میکنید، حتما لگن رو عوض کنید. اگه امکانش هست لگن بچه رو خارج از توالت بزارید یک مدت کوتاه. چیزی رو بهش بدین که دوست داره و بهش احساس امنیت میده موقع دفع.
هر چقدر شما بیشتر سترس داشته باشید بچه بیشتر مقاومت میکنه. عکس العمل خاصی نشون ندین یک مدت و وقتی شما دستشویی میرید در رو باز بزارین ببینه که نشستن چیز طبیعی هست اگه کتابی و تصویری هست بهش نشون بدین که تصویر براش اشنا باشه.
در هر صورت بچه از چیزی سترس داره. بهتر اینکه دفع کنه حالت دفع فعلا مهم نیست چون اگه از دفع کردن به هر سببی خودداری کنه دچار مشکل بیشتری خواهید شد.
👈بچه رو به هیچ عنوان نترسونید!
👈اگه شما مادر کنترل گری هستید، سعی کنید کمتر کنترل کنید چون کنترل یک پدیده انتقالی هست.
👈اگه بچه جایی در نبود شما مراقبت میشه، حتما ببینید اونجا اتفاقی نیفتاده.
👈نزارید کسی به بدن بچه جز شما دست بزنه.
👈اگر شما و یا پدرش وسواس دارید حتما به فکر درمان باشید. چون کودکانی با رفتار مشابه میتونند والدین وسواسی داشته باشند.
👈 اگر خود شما مشکلی دارید در رابطه های شما به فکر حل مشکلات باشید چون کودک میتونه سترس شما رو به این شکل انتقالی نشون بده.
سپاس
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۱۳۲
#افسردگی_رابطه_جنسی
سلام و خسته نباشید یک خانمی هستم متاهل و یک فرزند پسر دارم پنج ساله هست چون در گذشته کمبود محبت داشتم و الان ازطرف شوهرم هم با کمبود محبت مواج هستم .این کمبود محبت باعث افسردگی شده و به روان پزشک مراجعه کردم و دارو استفاده میکنم ،با یک اقای رابطه سکس داشتم ،ولی الان پشیمانم و توبه کردم ولی اون اقا پشت سر هم زنگ میزنه و پیام میده که دوستت دارم و ازت دست نمیکشم چکار کنم راهنمایم کنید که زندگیم ویران نشه
@HarfBeManBot
درود بانو
من در واقع متوجه دو قسمت متفاوت سوال نشدم.
شما پنج مشکل متفاوت رو اینجا مطرح میکنید؛
۱. در گذشته مشکل کمبود محبت داشتید. (به دنبال درمان نرفتید؟)
۲. از شوهرتان کمبود محبت حس میکنید و میکردید (به دنبال درمان نرفتید؟)
۳. یک رابطه فرا زناشویی آغاز کردید (درست متوجه شدم؟)
۴. اون آقا شما رو تهدید مثبت میکنه و جلب توجه ایشون رو هنوز دارید ولی ایشون رو بلاک نکردید و یا هنوز رابطه دارید.
۵. توبه کردید یعنی شخص با ایمانی هستید؟
۶. شما می ترسید زندگی شما خراب بشه!
سوال من این هست؛ با شخصی که باهاش در رابطه جنسی فرا زناشویی بودید حتما یک محاسنی نسبت به شوهر شما داشت. پس چرا با ایشون زندگی جدید شروع نکردید اگر از شوهرتان ناراضی بودید و به شخص دیگه ای پناه بردید.
هدف من فقط درک موقعیت شماست نه اینکه فکر کنید میخوام برای شما عذاب وجدان ایجاد کنم. فقط میخوام تله های زندگی شما رو درک کنم تا بتونم بهتون پاسخ مناسب بدم. چون از دید من شما مهارت حل مشکل دارید ولی مورد پسند جامعه کنونی نیست و باید ار این مهارت استفاده کنیم تا مشکل شما حل بشه.
کداختصاصی ۱۳۲
#افسردگی_رابطه_جنسی
سلام و خسته نباشید یک خانمی هستم متاهل و یک فرزند پسر دارم پنج ساله هست چون در گذشته کمبود محبت داشتم و الان ازطرف شوهرم هم با کمبود محبت مواج هستم .این کمبود محبت باعث افسردگی شده و به روان پزشک مراجعه کردم و دارو استفاده میکنم ،با یک اقای رابطه سکس داشتم ،ولی الان پشیمانم و توبه کردم ولی اون اقا پشت سر هم زنگ میزنه و پیام میده که دوستت دارم و ازت دست نمیکشم چکار کنم راهنمایم کنید که زندگیم ویران نشه
@HarfBeManBot
درود بانو
من در واقع متوجه دو قسمت متفاوت سوال نشدم.
شما پنج مشکل متفاوت رو اینجا مطرح میکنید؛
۱. در گذشته مشکل کمبود محبت داشتید. (به دنبال درمان نرفتید؟)
۲. از شوهرتان کمبود محبت حس میکنید و میکردید (به دنبال درمان نرفتید؟)
۳. یک رابطه فرا زناشویی آغاز کردید (درست متوجه شدم؟)
۴. اون آقا شما رو تهدید مثبت میکنه و جلب توجه ایشون رو هنوز دارید ولی ایشون رو بلاک نکردید و یا هنوز رابطه دارید.
۵. توبه کردید یعنی شخص با ایمانی هستید؟
۶. شما می ترسید زندگی شما خراب بشه!
سوال من این هست؛ با شخصی که باهاش در رابطه جنسی فرا زناشویی بودید حتما یک محاسنی نسبت به شوهر شما داشت. پس چرا با ایشون زندگی جدید شروع نکردید اگر از شوهرتان ناراضی بودید و به شخص دیگه ای پناه بردید.
هدف من فقط درک موقعیت شماست نه اینکه فکر کنید میخوام برای شما عذاب وجدان ایجاد کنم. فقط میخوام تله های زندگی شما رو درک کنم تا بتونم بهتون پاسخ مناسب بدم. چون از دید من شما مهارت حل مشکل دارید ولی مورد پسند جامعه کنونی نیست و باید ار این مهارت استفاده کنیم تا مشکل شما حل بشه.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👆👆👆
کودک شرمسار اسم این کارت طرحواره تراپی هست. ۵۰ تا کارت هست که با تصاویر جالب
کودک شرمسار اسم این کارت طرحواره تراپی هست. ۵۰ تا کارت هست که با تصاویر جالب
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
کودک خشمناک
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
کودک پر انرژی
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
کودک وابسته
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
والد تنبیه گر
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
والدی که فقط از بچه میخواد که....
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
جبران افراطی