Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
613 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
یک ارتیکل خوب👆👆👆
1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

«مشکلات زنان باهوش»

جردن پیترسون در مصاحبه‌اش با دخترش (میخایلا پیترسون) از شرایط متفاوت زنانی حرف میزنه که آی‌کیو بالایی دارن.

@ravananalyst
Forwarded from جنگل سرد 🦅
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دوستان قسمت دوم مصاحبه با من هست👆👆👆
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔶 عوارض حداکثر گرایی!

🔆 کافی بود در کودکی لیوانی بشکند یا در نوجوانی خطایی سر زند. اولین جمله واکنشی این بود «الان میام می‌کشمت!» کشتنِ لفظی بالاترین واکنش بود برای پیش پا افتاده ترین اتفاقات. از سینمای فیلم فارسی که دعوا سر یک کفتر طوقی مساوی بود با کشیدن چاقو و گذاشتن‌اش توی قلب رفیق قدیمی! تا دهه شصت و بازنمایی رزمندگانی که تا آخرین قطره خون می‌جنگیدند همه چیز حداکثری بود. در چنین جامعه‌ای جای تعجب نداشت که موی دانش آموز باید در حداکثر کوتاهی خود اش می بود  و درس نخواندن حداکثر تنبیه (فلک کردن دانش آموز سر صف مقابل 400 کودک از همان محله ی زندگی) را به همراه داشته باشد! درس خوان کسی بود که "همه" ی نمرات اش بیست باشد و اینچنین ما به "وسواس 20" در کارنامه دچار می شدیم. حتی یک 19/5 هم می توانست بکارتِ کارنامه ی ما را لکه دار کند!

🔆 اسطوره‌هایمان فرقی نداشت وارداتی باشد (بروسلی) یا صادراتی (نرمیان) تاریخی باشد (رستم) یا معاصر (جمشید آریا) "تمام" دشمنان باید شکست می خوردند. پیروزی نسبی معنی نداشت و "نابودی کامل" سرنوشت محتوم حریفان بود. برای هر دستاوردی حداکثر ایستادگی لازم بود. ما باید "تا آخرین نفس" می‌جنگیدیم. دهه شصت حتی شهدا هم ناقص و کامل داشتند. شهیدِ واقعی کسی بود که با گلوله‌ای در قلب یا سر اش کشته شده، اما شهید واقعی تر! کسی که جنازه اش پودر و خاکستر شده باشد.

🔆 فارغ از اسطوره ها، اسوه های ما هم حداکثری بودند. حضرت علی (ع) برای ما شخصیتی بازنمایی می شد که هر شب هزار رکعت نماز می‌خواند. خانواده اش 3 روز افطار نمی‌کردند الا به آب و حضرت زهرا (س) مقابل کور هم حجاب داشت. یک جامعه ی حداکثری در تبادل فرهنگی با ائمه، دوازده امام اول اش امام حسین (ع) بود. امام حسینی که رفتار حداکثری‌اش در ده روز پایانی عمر مهم است (و از آن ده روز هم عاشورا) نه باقی.. خوب برای آن امامِ حداکثری هم خوانشی حداکثری و عزاداری حداکثری لازم بود. دو ماه تمام. با انواع و اقسام زنجیر و قمه و لطمه زنی، و رفتارهای حداکثری دیگر در عزاداری. ما دیسکورس علم را هم حداکثری می‌فهمیدیم فرزند فلان عالم گفته بود «پدر من می‌خواهم مثل شما بشوم» و پدر در جواب گفته بود «هیچی نخواهی شد! من می‌خواستم امام صادق (ع) بشوم و شدم این! تو می‌خواهی مثل من بشوی؟ پس هیچی نخواهی نشد!»

🔆 در زیست حداکثری کوه نورد واقعی کسی بود که اورست را فتح کند. اندیشمند کمتر از انیشتن آنچنان دندانگیر نبود! عارف واقعی باید کرامتی می‌داشت که در توان بشر عادی نباشد. همه چیز در قله! ما باید هنگام عشق ورزی چون مجنون هست و نیست را برای معشوق می باختیم! جامعه‌ای که من در آن بزرگ می‌شدم پر بود از بازنمایی قله های ادب، پیشانی‌های مبارزه با استکبار، ته قدرت بدنی، و عندِ عرفان، یا ته اعتیاد! و آخرِ رفیق بازی و ... گویا هر میانه‌ای، در راه مانده‌ای ناقص بود.

🔆 شما ردِ این فضا، تربیت، و جامعه، و روش حداکثری را اگر بگیرید می‌بینید که این یادداشت باید صد صفحه‌ای باشد. در مورد علل تولید این جامعه‌ی حداکثری سخن بسیار است اما اگر به سراغ ساده‌ترین عوارضِ آن برویم چه خواهیم دید؟ آدمهایی ناراضی! بعد یک عمر زندگی با تکالیفِ حداکثری که وقتی وارد جامعه شده و حقوق‌شان را مطالبه می کنند با پاسخ حداقلی مواجه می‌شوند! (مثلا حداکثر زحمت‌اش را کشیده و حداکثر تحصیلات را دارد ولی حداقل کار در خور شان گیرش نمیاید) او در این زیست جهانِ صفر و صدی وقتی به صد نمی‌رسد، دائم خود را صفر می‌پندارد. چرا که باز چشم‌اش به حداکثر داشته‌های دیگران است! اینگونه آدمهایی تربیت شدند که نمی‌نویسند چون می‌دانند ویکتور هوگو نیستند. و خطر نمی کنند چون می‌پندارند حداکثر تلاش‌شان به حداقل مطالبات نخواهد انجامید. پر هم بیراه نیست! مگر نه اینکه در حافظه تاریخ معاصر پدران‌شان حداکثر هزینه را برای انقلاب 57 پرداخته اند و بسیاری شعارهای حداکثری دادند اما حالا حسرت حداقلِ روزهای قبل انقلاب را می‌خورند!؟ اینگونه است که این نسل دائم حداکثر توقع را از رخدادهای پیرامونی دارند و جهان اما،،، یک رئالیته‌ی محض و پر از ایراد تحویل آنها می‌دهد!

🔆 من در چنین سنتی رشد کردم و با همین شیوه حداکثری خود و بسیاری دیگر را به دردسر انداختم! اما این روزها تلاش می‌کنم در مقابل این ایده‌آل گرایی (که نام زیبای آرمانگرایی روی آن گذاشته‌ایم) تفکر انتقادی‌ام را رشد دهم. بنابراین کم و بیش مراقبم برای مقابله با این حداکثر گرایی حداکثر تلاشم را نکنم!

یاسر عرب
👍1👏1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫دکتر موریس ستودگان
قسمت اول

📍چگونه ما در واقع یاد میگیریم که خود را دوست داشته باشیم؟ یک آموزش ساده و موثر.

پیوند درونی یک فرایند شش گامی قدرتمند برای خود درمانی ماست. پیوند ما با خود ما و تعادل بین دنیای درون و برون ماست. در واقع یک نقشه راهگشا برای یادگیری و چگونگی دوست داشتن ما از خودمان را ارائه می دهد که نیاز به هیچ وسیله یا کتاب خاصی نیست. چیزی که نیاز داریم با خود مان صادق باشیم و این روش را تکرار کنیم. در این روش یاد میگیریم که خود را رها (بی اعتنایی به نیاز خود) و وابسته دیگران نکنیم. مسیولیت عمل خود را بپذیریم و خوشبختی مان را وابسته به دیگران یا سرنوشت و یا غیره نکنیم.

یادگیری و تمرین این شش مرحله به تدریج باعث خواهد شد تا خودمان را دوست داشته باشیم تا بتوانیم خودمان را بپذیریم. مگر غیر از این است که خوشبختی ما منوط بر پذیرش ما توسط خود ماست؟ مگر غیر این است که رسالت ما خودشناسی میباشد؟ مگر غیر این است تا عاشق خود نباشیم عشق به دیگری جز وابستگی رنگ دیگری نخواهد داشت؟

👈شش مرحله پذیرش خود و یا پیوند درونی:

🔑1. اماده باشیم تا درد را احساس کرده و مسئولیت احساسمان را بپذیریم.

احساسات ما اطلاعاتی هستند که به ما پیام می دهند که آیا ما خودمان را دوست داریم یا خودمان را نپذیرفته ایم و یا دیگران را دوست داریم و انها را فقط کنترل می کنیم.‌..

🔻گام اول: نیاز به یک مکان ارام و کمی وقت است. خلاقیت ذهنی ما اکنون مورد نیاز است. در یک جا می نشینیم. ارام و مناسب برای این تمرین. شروع به نفس کشیدن ارام و طبیعی میکنیم. حضور ذهن ما در راستای نفس کشیدن ماست و احساس حضور ما در اینجا و در بدن میبایست در واقع قابل احساس گردد و در این لحظه احساسات دیگر را نادیده میگیریم. این تنفس در واقع حرکت بسمت احساسات ماست تا اینکه از اشکال مختلف از خود رها شدن نیز جلوگیری کنیم، از رها شدن منظورم در احساس خود لااُبالی گشتن است؛ مثل اینکه در سر خود متمرکز شویم، خودمان را قضاوت کنیم، به عادت بیفتیم یا شخص دیگری را مسئول احساسات خود بدانیم.

🔑2. به قصد یادگیری تنفس را ادامه میدهیم.

در پیوند درونی، در هر لحظه فقط دو مانع ممکن وجود دارد که پیوند را شکل ندهد:

الف) مقاومت در برابر درد، اجتناب از مسئولیت آن از طریق اشکال مختلف

ب) عادت به چیزهای بیخوده و کنترل رفتار دیگران

برای یادگیری در مورد آنچه که انجام می دهیم یا فکر می کنیم که ممکن است باعث درد ما شود - یا اینکه ممکن است بین ما و شخص یا موقعیت دیگر اتفاق بیفتد، به طوری که ما بتوانیم به نفع خودمان به انجام اقدامات دوستانه برویم و این به این دلیل است که ما میخواهیم خود را درمان کنیم و دوست داشته باشیم.

اکنون اگاهانه حضور والای خود را به قلبم دعوت میکنم. و وقتی احساس کردم در حال حضور دارم، آگاهانه برای یادگیری اینکه چگونه خود را بپذیریم قلبم را باز و اماده پذیرش میکنم. و پرتو نور دوست داشتن را بر قلبم خوش آمد میگویم. تنفس های اگاه و ارام ما خوش امدیست به این میهمانی.

🔑3. در اینجا درباره باورهای نادرست خودمان بازتاب میکنیم.

قدم سوم، فرایند عمیق و گاهی دردناک و یا پر از امید از اکتشاف باور درون ماست. یادگیری در مورد باورها و رفتارهای ما. و همچنین این قدم‌ شناسایی فردی دیگر یا موقعیتی است که ممکن است سبب درد و نارضایتی در ما گشته است.

احساس خود را از خود میپرسیم! کودک درون من بیدار است. "من فکر می کنم به چیزی که عملکرد من است و ان موجب احساس درد و یا اضطراب، افسردگی، گناه، شرم، حسادت، خشم، تنهایی و یا احساس خالی بودن در من می شود؟"
مهم است که عجله نکنیم. به درون خود گوش دهیم. "صدایی" که می شنویم و احساسی که بروز میکند به آن خوشامد میگویم. اجازه دهیم جواب از داخل بیاید - از عمق احساسات ما.

هنگامی که ما " با من زخمی شده" درک می کنیم و پاسخ می گیریم که چه چیزی سبب درد ما میشود، انگاه با خودِ زخمی درونمان آشنا می شویم تا درک ترس و باورهای نادرست که منجر به پندار و کردارمان میشود، را بشناسیم تا به علل نادیده گرفتن نیازهای خود (رها کردن خود) و نپذیرفتن خویش قدمی نزدیکتر شویم.

اگر احساس تنهایی، شکست قلبی یا ناراحتی از کسی داریم، از خودمان سوال می کنیم که بین ما و شخص دیگر چه اتفاقی افتاد که باعث این همه احساسات دردناک گشته.

ادامه دارد
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫دکتر موریس ستودگان
قسمت دوم

📍چگونه ما در واقع یاد میگیریم که خود را دوست داشته باشیم؟ یک آموزش ساده و موثر.

🔑4. گفتگو با غرور سالم خود

ممکن است فکر کنیم چرا با غرورم باید رابطه برقرار کنیم. زیرا بسیاری از ما گاهی غرور را کمتر مثبت میبینیم. اما اینطور نیست مغرور بودن میتواند حتی برای اعتماد بنفس ما و عزت نفس ما سالم باشد. البته نه تا حد نارسیسم.
با توجه به اینکه قلب خود را باز میکنیم و قدمهای یک تا سه را انجام میدهیم و موقعیت خود را درک کرده باشیم که میخواهیم خود را دوست داشته باشیم و درمان کنیم، می توانیم با غرور سالم براحتی رابطه برقرار کنیم.

کلید این است که برای یادگیری در مورد عشق به خودمان کاملا قلب خود را باز کنیم و پذیرای انرژی مثبت باشیم. پاسخ ها ممکن است بلافاصله دریافت شود و یا گاهی زمان نیاز میباشد. تا ما ‌کردارمان را درک نکنیم، نپذیریم و دیگران را در این پروسه نبخشیم، عشق به خود یک پروسه دراز مدت تر خواهد شد. ‌پاسخ هایی که می جوییم در قبال سوالهای ما ممکن است در کلمات حضور پیدا کنند مثلا جمله ای را در کتابی دیده باشیم و از ذهنمان خطور کند و یا تصاویری دیده باشیم که ما را سریعا متصل میکنند و یا در رویاهای ما پیش میایند و ما را اگاه میکنند (گر چه رویا خود بخشی از عملکرد ناخودآگاه میباشد). هنگامی که قلب ما برای یادگیری باز است، پاسخ ها آماده خواهند شد.

🔑5. اقدام "عشق به خود" و یا خود پذیری در مرحله چهارم را خوب فرا بگیریم.

ما قلب خود را برای احساس درد اماده و باز کرده ایم، ما اماده به یادگیری هستیم و به آموزنده ای تغییر کرده ایم، گفتگو با احساسات خود را آغاز کرده ایم، و از راهنمایی های معنوی خود کمک میگیریم. کاینات همیشه پاسخی را برای سوال ما دارند. ما ارزشمندیم که در این سیستم هستی برای بودن دعوت شده ایم. در مرحله پنجم، ما اقدامی برای عشق به خود میکنیم که مرحمی بر زخمهای درون در طول زمان میگردد. زخمهای ما، عادت، شرم، دروغ، اضطراب و افسردگی و غیره که نتیجه از خود واقعی فرار کردن و خود را رها کردن و نبخشیدن است.
ما باور داریم که قدمهای ما بهبود بخش است. ما باور داریم که بخشی از این سیستم هستی میباشیم و برای تقبل مسیولیت خود آماده ایم. هر چیزی که من را از خود واقعی من دور کند را خواهم شناخت و با عشق به خود آنرا بازتاب میکنم.

گاهی اوقات مردم به "احساس خود دوست داشتن" همانند خود بهتر بینی فکر می کنند، اما اینطور نیست. اینگونه افراد هنوز بدنبال خود درمانی با عشق به خود نیستند و در قضاوت دیگران چاقوی مهارت خود را تیز میکنند. از اینگونه افراد دلسرد نشوید بلکه به آنها عشق بورزید.

یک راه خوب برای تثبیت عشق به خودمان این است که با تأکید بر عمل؛ یعنی، "چه چیزی می توانم برای دوست داشتن خودم انجام دهم؟" تا آنرا در خود رشد دهم به جای "چگونه می توانم عشق به خودم را احساس کنم؟". در این جا میتوانیم لیستی ساده از کارهایی که دوست دارم دا تهیه کنیم و آنرا عملی کنیم.

🔑6. عمل خود را ارزیابی کنیم.

هنگامی که اقدام این ۵ قدم برایمان مقدور شد، به درون خود مینگریم و می بینیم که آیا درد، خشم و شرم ما بهبودی حاصل کرده. اگر خیر، ما از طریق این ۵ مرحله به عقب برمیگردیم و دوباره شروع میکنیم تا حقیقت و اقدامات عشق به خود را دریابیم. با آگاهی بر اینکه عشق به خود که صلح، شادی و حس عمیق ارزش ذاتی را به ما هدیه میکند، نتیجه خود درمانی، پذیرش ما و نهایتا پذیرش دیگران و موقعیت است و رمز خوشبختی!

با گذشت زمان، ما کشف خواهیم کرد که دوست داشتن خودمان همه چیز را در زندگی ما بهبود می بخشد - روابط، سلامتی و رفاه ما، توانایی ما برای بهبودی ما و براورده شدن رویاها و عزت نفس ما. دوست داشتن و ارتباط با خود، کلید برقراری ارتباط با دیگران و برقراری ارتباط دوستانه است. دوست داشتن خودمان چیزی است که ما را قادر می سازد فرکانس خود را بالا ببریم و با روحیه والا همکاری کنیم. دوست داشتن خودمان کلید ایجاد یک پیوند درونی و در نتیجه یک زندگی پرشور، تحقق یافته و سبب شادمانی است.

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍گذر از اضطراب با تکنیک ساده تنفس شکمی

وقتی احساس کنیم که ذهن ما آرام نیست و نگرانیم, دراز کشیده یا نشسته با کمر صاف با باز دم شروع می کنیم و تا جای ممکن عمیقا عمل بازدم انجام داده و تمامی هوای موجود در ریه های خود را اگاهانه خارج می کنیم. با این برون ریزی احساسات ما نیز از ذهن ما خارج میشوند، زیرا همه چیز با تنفس ما در ارتباط است (PHخون بخاطر تنفس درست تغییر میکند).
پس از این بازدم عمیق هنگامی که شکم ما به سمت داخل مثل عکس بالا کشیده شده است تا 6 میشماریم، مثلا 4 ثانیه حبس بازدم داشته و صبر کرده و بعد از آن عمل دم را به طور عمیق انجام داده تا 6 می شماریم. دوباره برای چند ثانیه حبس دم داشته و صبر می کنیم. مدت زمان توقف میان دم و بازدم در این تکنیک باید مساوی باشد 6-4-6. به همین ترتیب دم و بازدم خود را ادامه می دهیم و از تنفس خود اگاهانه یک ریتم می سازیم.
پس از چند دقیقه احساس خواهیم کرد تمامی تن و روان ما تغییر کرده و حالت مضطرب گونه و سترس قبلی ما ناپدید شده. ما احساس و حال جدیدی را تجربه می کنیم. در این حالت آرامش میتوانیم ماهیچه های خود با ریلکسیشن تقویت کنیم.

دکتر موریس ستودگان


@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
گرسنگی (عطش) لمس چیست؟ علائم، علت و درمان

گرسنگی لمس به حس اشتیاق لمس یا تماس جسمی با سایر موجودات زنده اشاره دارد؛ علت – علائم و روش های درمان عطش لمس را بخوانید.

 گرسنگی یا عطش لمس (Touch starved) به اشتیاق لمس یا تماس جسمی با سایر موجودات زنده اشاره دارد. این امر معمولا زمانی رخ می دهد که فرد برای مدت زمان طولانی تماس فیزیکی کم و یا عدم تماس را تجربه کند.

انسان ها عمدتا موجوداتی اجتماعی هستند و بعضی از تحقیقات نشان می دهند که بسیاری از افراد با تماس جسمی احساس راحتی، امنیت و رضایت می کنند. محرومیت از تماس جسمی می تواند منجر به احساسات منفی مانند پوچی و تنهایی در افراد شود.

ممکن است به دلیل همه گیری جهانی کووید 19، تعداد فزاینده ای از افراد دچار عطش لمس شوند. فاصله جسمی و محدودیت های اجتماعی برای محدود کردن شیوع ویروس SARS-CoV-2، قرار گرفتن در کنار افراد دیگر و تماس فیزیکی بین انسان ها را کاهش داده است.

همچنین ممکن است افراد گرسنگی لمس را با عنوان های افسردگی لمسی، کمبود لمس، کمبود محبت، تشنگی لمس یا گرسنگی پوستی بشناسند.

در این مقاله در مورد گرسنگی لمس، علت، علائم، عوارض بالقوه روانشناختی آن و بعضی از روش های پیشگیری از آن بحث می کنیم.

 
🔺گرسنگی لمس چه معنی دارد؟

گرسنگی لمس به تمایل به تماس فیزیکی گفته می شود که ممکن است افراد پس از مدتی تعامل جسمی کم یا عدم ارتباط با دیگران، آن را تجربه کنند. ممکن است بعضی از افراد آن را با میل به غذا در هنگام گرسنگی مقایسه کنند.

تحقیقات نشان می دهند که لمس در ارتباط با احساسات و حفظ روابط انسانی، مهم است. بسیاری از مطالعات بر اهمیت لمس اجتماعی در رشد انسان تاکید دارند.

لمس می تواند نواحی خاصی از مغز را فعال کند و ممکن است بر روندهای فکری، واکنش ها و واکنش های فیزیولوژیکی تاثیر بگذارد.

برای نمونه، تحقیقات نشان می دهند که لمس عاطفی قشر پیش ‌پیشانی (Orbitofrontal) مغز را فعال می کند. این ناحیه از مغز با رفتارهای عاطفی و اجتماعی و همچنین یادگیری و تصمیم گیری درگیر است.

همچنین لمس برای افرادی که دچار پریشانی هستند، می تواند باعث آرامش خاطر و اطمینان شود. یک مطالعه در سال 2017 اشاره کرد که در آغوش گرفتن و نوازش کودکان در حالت پریشانی، اثرات تسکین دهنده ای دارد. حتی یک مطالعه در سال 2015 نشان داد که لمس انسان می تواند به مبارزه با عفونت کمک کند. بنابراین عدم تماس فیزیکی می تواند منجر به تجربه عطش لمس شود.

 🔺علت گرسنگی لمس

گرسنگی لمس می تواند احساس استرس، افسردگی و اضطراب را افزایش دهد. این امر می تواند باعث ایجاد انواع اثرات منفی فیزیولوژیکی شود.

برای نمونه، بدن برای مقابله با استرس، هورمون های کورتیزول آزاد می کند. این هورمون ها می توانند ضربان قلب، فشار خون، تنفس و تنش عضلانی را افزایش دهند و سیستم هضم و سیستم ایمنی بدن را سرکوب کنند که همین امر منجر به افزایش خطر عفونت می شود.

یک مطالعه در سال 2018 خاطرنشان کرد که پوست می تواند محرک های لمس مثبت و منفی را به اعصاب حسی منتقل کند که حس لامسه را به مغز منتقل می کنند. بدن در واکنش به تحریک پوست با شدت کم مانند لمس یا نوازش، اکسی توسین آزاد می کند که بعضی از افراد آن را هورمون عشق می نامند.

اکسی توسین فواید بالقوه بسیاری دارد که از جمله می توان به کمک به تندرستی و کاهش استرس اشاره کرد. بنابراین لمس منظم به حفظ تندرستی کمک می کند و کمبود تماس بدنی اثرات منفی روانی و فیزیولوژیکی خواهد داشت.
 

🔺علائم گرسنگی لمس

ممکن است اطلاع از گرسنگی برای لمس سخت باشد. به طور معمول یکی از علائم شایع در وضعیت گرسنگی لمس، احساس تنهایی بیش از حد است.

همچنین افراد در هنگام گرسنگی لمس علائم زیر را تجربه می کنند:

استرس

اضطراب

احساس افسردگی

رضایت کم

مشکل خوابیدن

خستگی (Fatigue)

علاوه بر این، ممکن است افراد رفتاری نشان دهند که سعی در شبیه سازی لمس داشته باشند. این امر می تواند شامل حمام کردن طولانی، پیچیدن پتو دور خود یا نوازش حیوانات خانگی و کوسن ها باشد.

🔺عوارض روانشناختی

احساس تنهایی و انزوایی که همراه با عطش لمس رخ می دهد، احتمالا عوارض روانی نامطلوبی به همراه خواهد داشت. برای نمونه، عدم تماس بدنی می تواند احساس استرس، اضطراب و افسردگی را افزایش دهد.

یک مطالعه در سال 2017 نشان داد که لمس با مهربانی، تندرستی روانشناختی را ارتقا می دهد. بنابراین ممکن است کمبود تماس، سلامت روحی و روانی افراد را به خطر بیاندازد.

یک مطالعه در سال 2020 خاطرنشان کرد که لمس می تواند احساس تنهایی را نیز کاهش دهد. بنابراین کمبود تماس بدنی می تواند باعث ایجاد یا بدتر شدن تنهایی در بعضی از افراد شود.

1

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
همچنین تحقیقات خاطر نشان می کنند که افرادی که احساس تنهایی را گزارش می کنند، عملکرد شناختی کمتری داشته و احتمال بیشتری برای تجربه بیماری های بهداشت روان مانند اضطراب و افسردگی خواهند داشت.

 

🔺درمان گرسنگی لمس

بعضی از روش هایی که افراد می توانند برای درمان حس گرسنگی لمس یا کاهش آن انجام دهند، شامل موارد زیر است:

استفاده از پتو: ممکن است افراد با پیچیدن خود در یک پتو احساس راحتی داشته باشند. همچنین افراد می توانند از پتوهای سنگین تر استفاده کنند. استفاده از آنها احساس در آغوش گرفته شدن را تقلید کرده و به افراد کمک می کند تا آرامش داشته باشند.

ماساژ خود: افراد می توانند ماساژ خود را برای کاهش تشنه لمس بودن انجام دهند. برای نمونه، افراد می توانند گردن خود را ماساژ دهند تا عصب واگ را تحریک کرده و به کاهش استرس کمک کنند.

واکنش ارادی اوج‌ گیری حسی (ASMR): این امر به احساس دلپذیری اشاره دارد که بعضی از افراد در هنگام گوش دادن به فیلم های ASMR تجربه می کنند. این صداها ناحیه ای از مغز که لمس را پردازش می کند را فعال کرده و به آرامش افراد کمک می کنند.

یادآوری تماس های قبلی: تحقیقات نشان می دهند که لمس در حافظه نقش دارد. ممکن است افراد بتوانند لمس های قبلی را به یاد آورده و برای احیای شرایط بر حواس خود تمرکز کنند.

استفاده از بالش های بدن: استفاده از بالش های بدن می تواند به بعضی از افراد کمک کند تا خواب راحت تری داشته باشند. همچنین این امر می تواند احساس نوازش را تقلید کند.

در آغوش گرفتن: تحقیقات نشان می دهند که حتی در آغوش گرفتن یک جسم بی جان مانند بالش می تواند به کاهش استرس کمک کند. افراد در صورت امکان می توانند حیوانات خانگی خود را نیز در آغوش بگیرند. در واقع تحقیقات خاطرنشان کردند که همراهی با حیوانات می تواند ناراحتی و تنهایی را کاهش دهد.

ارتباطات: در صورت امکان سعی کنید با خانواده، دوستان و سایر عزیزان خود در تماس مداوم باشید. این امر می تواند از طریق پیام های متنی، تماس تلفنی یا تماس ویدیویی انجام شود.

تحقیقات حاکی از ارتباط بین برقراری تماس های ویدیویی و کاهش احساس تنهایی و انزوای اجتماعی است.

ورزش: فعالیت بدنی می تواند به بهبود عملکرد شناختی و تندرستی کمک کند. همچنین می تواند به کاهش احساس استرس و افسردگی و بهبود خواب کمک کند.


🔺زمان دریافت کمک

اگر فردی علائم منفی بهداشت روانی را تجربه کند، باید درخواست کمک داشته باشد. اگر افراد به علت گرسنگی لمس دچار عوارض جانبی سلامت روان شوند، باید به دنبال کمک باشند زیرا در این وضعیت سلامت روان به طور قابل توجهی بدتر شده و کیفیت زندگی افراد تحت تاثیر قرار می گیرد.

با این حال مهم است که افراد فاصله اجتماعی را رعایت کرده و سلامتی خود و افراد دیگر را به خطر نیاندازند.

در صورتی که افراد قادر به دریافت کمک به صورت حضوری نباشند، می توانند تله تراپی یا دور درمانی را امتحان کنند. این نوع درمان از راه دور از فناوری برای برقراری ارتباط درمانگر و فرد استفاده می کند. این روش شامل جلسات درمانی از طریق تلفن، تماس ویدیویی یا پیام رسان ها است.


📍خلاصه

عطش لمس به حس اشتیاق برای تماس بدنی اشاره دارد. انسان موجودی اجتماعی است و لمس در توسعه و ارتباطات نقش مهمی دارد. محرومیت از لمس برای بعضی از افراد منجر به اثرات منفی سلامت روان خواهد شد.

افراد می توانند روش های مختلفی را برای تقلید احساس تماس با انسان یا روش های دیگر برای ارتقا سلامت روان مانند ورزش و برقراری ارتباط منظم با عزیزان خود را امتحان کنند.

اگر افراد به علت گرسنگی لمس دچار عوارض جانبی سلامت روان شوند، باید به دنبال کمک باشند.

منبع: سایت اویرو مگ

2

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

🌒 علل عمده بی خوابی و عواقب ناشی از ان؟


بی‌خوابی یکی از مشکلات شایع در جامعه است که می‌تواند تأثیرات شدیدی بر سلامت جسمانی و روانی فرد داشته باشد. بسیاری از عوامل مختلف می‌توانند باعث بروز بی‌خوابی شوند. در اینجا، به بررسی عوامل موثر بر بی‌خوابی و عواقب آن پرداخته خواهد شد.

🌘 عوامل موثر بر بی‌خوابی:

1. استرس و اضطراب: استرس و اضطراب می‌توانند باعث شروع بی‌خوابی شوند و در موارد شدید، باعث ادامه آن نیز می‌شوند.

2. مصرف مواد مخدر: مصرف مواد مخدر می‌تواند باعث بروز بی‌خوابی شود و در بلندمدت باعث ایجاد مشکلات در خوابیدن می‌شود.

3. مصرف الکل: مصرف الکل گرچه می‌تواند باعث خواب آلودگی شود اما در اثر آن، شخص به صورت تصادفی میتواند بیش از حد بیدار بماند و حتی نتواند بخاطر حال بد به خواب فرو رود. البته بخواب رفتن می‌تواند خطرناک باشد.

4. نورهای روشن و یا خوابیدن با صدای موزیک و در محیط ناارام: نور محیط و صدا در محیط در زمان خواب، می‌تواند باعث کاهش ترشح هورمون‌هایی مانند ملاتونین و یا ناارامی شود که باعث افزایش بی‌خوابی می‌شود.

5. مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین: مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین می‌تواند باعث افزایش بی‌خوابی شود.

6. ساعات کاری نامناسب: ساعات کاری غیرمناسب می‌تواند باعث بروز بی‌خوابی شود. مانند کارهای پرستاران و یا خلبانان و یا شیفت های شب.

🌒 عواقب بی‌خوابی:

1. کاهش عملکرد شغلی: بی‌خوابی می‌تواند باعث کاهش تمرکز و عملکرد شغلی شود و در برخی موارد می‌ تواند باعث اشتباهات و خطاهای بیشتر در کار شود.

2. افزایش خطر بروز بیماری‌های جسمانی: بی‌خوابی می‌تواند باعث کاهش سیستم ایمنی بدن شود و باعث افزایش خطر بروز بیماری‌های جسمانی مانند بیماری‌های قلبی، کلیوی و دیابت شود.

3. افزایش خطر بروز بیماری‌های روانی: بی‌خوابی می‌تواند باعث افزایش خطر بروز بیماری‌های روانی مانند افسردگی، اضطراب و کاهش توجه شود.

4. افزایش خطر بروز حوادث و تصادفات: بی‌خوابی می‌تواند باعث کاهش تمرکز و توجه شود که در اثر آن، افزایش خطر بروز حوادث و تصادفات رانندگی و دیگر فعالیت‌های روزمره مانند کار با ماشین‌آلات و دستگاه‌ها به وجود می‌آید.

5. تأثیر بر روابط: بی‌خوابی می‌تواند باعث تحریک شدن و تغییر در رفتار و حالت روحی فرد شود که باعث تأثیر منفی بر روابط فردی می‌شود.

در نتیجه، بی‌خوابی با تأثیرات شدیدی بر سلامت جسمانی و روانی فرد همراه است. برای جلوگیری از بی‌خوابی، لازم است که به سلامت خواب توجه کرده و عوامل موثر بر آن را کنترل کنیم.

عوامل موثر بر خواب شامل رعایت ساعات خواب مناسب، کاهش مصرف مواد مخدر و الکل، کاهش مصرف قهوه و سایر محصولات حاوی کافئین و ایجاد محیط خواب مناسب است.

1-2