Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
613 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
🔠Sources

1. National Center for PTSD - Moral Injury: www.ptsd.va.gov/professional/treat/cooccurring/moral_injury.asp

2. The Center for the Study of Traumatic Stress - Moral Injury: www.cstsonline.org/assets/media/documents/CSTS_FS_Moral_Injury_in_the_Military.pdf

3. The Moral Injury Project: www.moralinjuryproject.syr.edu

4. Litz, B. T., Stein, N., Delaney, E., Lebowitz, L., Nash, W. P., Silva, C., & Maguen, S. (2009). Moral injury and moral repair in war veterans: A preliminary model and intervention strategy. Clinical Psychology Review, 29(8), 695-706.

5. Shay, J. (2014). Moral injury. Psychoanalytic Psychology, 31(2), 182-191.

6. Nash, W. P., Marino Carper, T. L., Mills, M. A., Au, T., Goldsmith, A., & Litz, B. T. (2013). Psychometric evaluation of the Moral Injury Events Scale. Military Medicine, 178(6), 646-652.

These resources should provide you with a good starting point for understanding moral injury and its impact.

2-2

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

🔠 تفاوت گفتمان و گفتگو در چیست

گفتمان و گفتگو دو مفهوم متفاوت هستند که به دو روش ارتباطی مختلف اشاره می‌کنند.

گفتمان به مجموعه‌ای از اصول، قوانین، عادات و ارزش‌ها اشاره دارد که در یک جامعه یا یک گروه اجتماعی برای تشکیل و تنظیم گفتگوها و ارتباطات استفاده می‌شود. گفتمان می‌تواند الگوهای مشخصی از کلمات، اصطلاحات، نحوه بیان و موضوعات مشخصی را تعیین کند که در صحبت کردن و ارتباط برقرار کردن در یک جامعه مورد استفاده قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر، گفتمان مشخص می‌کند چگونه باید در یک جامعه یا گروه خاص گفتگو کرد و چه نوع سوالات، موضوعات و اصول را باید رعایت کرد.

از طرف دیگر، گفتگو به فرآیند تعامل دو یا چند فرد برای تبادل اطلاعات، انتقال افکار، بیان نظرات و بحث و گفتگو در مورد موضوعات مختلف اشاره دارد. گفتگو یک فرآیند دوطرفه است که در آن شرکت کنندگان با یکدیگر در تبادل اطلاعات و نظرات شرکت می‌کنند و به صورت فعال به یکدیگر واکنش نشان می‌دهند. در گفتگو، مشارکت، شنیدن و درک متقابل نقش‌های مهمی را ایفا می‌کنند.

👈 بنابراین، تفاوت اصلی بین گفتمان و گفتگو در این است که گفتمان نحوه صحبت کردن در یک جامعه را تعیین می‌کند، در حالی که گفتگو به فرآیند تعامل فردی یا گروهی برای تبادل اطلاعات و نظرات اشاره دارد.

گفتمان معمولاً به عنوان یک قوانین نهادینه شده و ناخودآگاه در جامعه وجود دارد. آن را می‌توان به عنوان یک سیستم از اعتقادات، ارزش‌ها و قواعد مشروعیت در نحوه گفتگو و بیان در نظر گرفت. برای مثال، در برخی فرهنگ‌ها، گفتمان ممکن است تأکید بیشتری بر ادب و احترام به سن و سمت داشته باشد. همچنین، گفتمان می‌تواند توسط عوامل مختلفی مانند رسانه‌ها، سیاست‌گذاران یا گروه‌های قدرتمند تحت تأثیر قرار بگیرد.

گفتگو، به عنوان یک فرایند تعاملی، بستگی به شرکت کنندگان و شرایط محیطی دارد. در گفتگو، افراد به طور فعال نظرات، اطلاعات و تجربیات خود را به اشتراک می‌گذارند و بر اساس آنها با یکدیگر تعامل می‌کنند. گفتگو ممکن است در قالب مصاحبه‌ها، بحث‌ها، گفت و گوهای روزمره و غیره صورت بگیرد.

به طور خلاصه، گفتمان نحوه صحبت کردن و بیان در یک جامعه را تعیین می‌کند، در حالی که گفتگو به فرآیند تعامل و تبادل اطلاعات بین افراد اشاره دارد. گفتمان تأثیرگذار بر روی گفتگوها است و تمایز بین گفتمان و گفتگو همچنین در این است که گفتمان به صورت غیرمستقیم و ضمنی در تعاملات اجتماعی وارد می‌شود، در حالی که گفتگو به صورت مستقیم و آشکار صورت می‌گیرد.

به عنوان مثال، در یک گفتگو، شرکت کنندگان می‌توانند از کلمات و عباراتی استفاده کنند که در گفتمان مربوط به آن جامعه یا گروه قرار دارد. این کلمات و عبارات ممکن است با ارزش‌ها، نگرش‌ها و اصولی که در گفتمان تعیین شده است، همخوانی داشته باشند. بنابراین، گفتمان می‌تواند بر روی انتخاب کلمات و ساختار جملات تأثیر بگذارد و درک مطلب و معنای گفتگو را تحت تأثیر قرار دهد.

علاوه بر این، گفتمان می‌تواند موضوعات و مسائلی را که در گفتگو مطرح می‌شوند تعیین کند. برخی موضوعات ممکن است در گفتمان مورد قبول قرار نگیرند یا توجیه‌های مختلفی داشته باشند. به عنوان مثال، در یک گفتمان سیاسی خاص، ممکن است بحث در مورد برخی موضوعات سیاسی محدود شود و نظرات و ایده‌هایی که با گفتمان سازگار نیستند، مورد قبول قرار نگیرند.

بنابراین، گفتمان و گفتگو دو جنبه متمایز و همزمان از فرآیند ارتباطی هستند. گفتمان قواعد و اصولی است که تعیین کننده نحوه گفتگو و بیان در
یک جامعه است. از طرف دیگر، گفتگو فرایندی است که در آن افراد با استفاده از زبان و ارتباطات غیرکلامی، اطلاعات و نظرات خود را به اشتراک می‌گذارند و درباره موضوعات مختلف بحث می‌کنند. در گفتگو، افراد به صورت مستقیم و دوطرفه در تبادل اطلاعات و بیان نظرات شرکت می‌کنند و می‌توانند بر روی موضوعات، دیدگاه‌ها و ارتباطات تأثیرگذار باشند.

از نظر مفهومی، گفتمان یک ساختار بزرگتر است که نحوه گفتگو و بیان در یک جامعه را تعیین می‌کند. گفتگوها در داخل گفتمان اتفاق می‌افتد و به شکلی که توسط گفتمان تعیین می‌شود شکل می‌گیرد.

به طور خلاصه، گفتمان و گفتگو دو مفهوم متفاوت هستند. گفتمان نحوه صحبت کردن و بیان در یک جامعه را تعیین می‌کند و شامل اصول، قوانین و ارزش‌هایی است که بر روی گفتگوها تأثیر می‌گذارد. گفتگو فرایند تعامل بین افراد است که در آن اطلاعات و نظرات به اشتراک گذاشته می‌شود و می‌تواند تحت تأثیر گفتمان قرار گیرد.

1

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🅱️ منابع مهم و مرتبط با مفهوم گفتمان و گفتگو عبارتند از:

1. کتاب "گفتمان و گفتگو: مقدمه‌ای بر علم گفتمان‌شناسی" نوشته نورمن فیلیپس و جیوم دوبریو.

2. کتاب "گفتمان و اجتماعی‌سازی" نوشته نورمن فیلیپس.

3. مقاله "گفتمان، گفتگو و انتقال فرهنگ" از آندری لوئیس.

4. کتاب "گفتمان: رویکردها و روش‌ها" نوشته تیشا وان دیک.

5. کتاب "تحلیل گفتمان: رویکردها و روش‌ها" نوشته نورمن فیلیپس و سارا جیوای.

همچنین، برای دسترسی به منابع معتبرتر و بروزتر درباره گفتمان و گفتگو، می‌توانید به پایگاه‌های داده علمی معروف مراجعه کنید، از جمله:

- Google Scholar (https://scholar.google.com)

- ResearchGate (https://www.researchgate.net)

- JSTOR (https://www.jstor.org)

- ACM Digital Library (https://dl.acm.org)


2

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
از دکتر موریس ستودگان

📍پنج آگزیوم "اصول" از دید واتزلاویک Watzlawick

واتزلاویک مدل ارتباطی خود را از پنج قاعده اساسی كه آنها را بدیهیات و یا اصول نامید ، ارائه میدهد.

توضیح کوتاه: آگزیوم یک اصل کاملاً درست شناخته شده ای می باشد ، یعنی یک یافته جهان شمول که نیازی به اثبات ندارد. مثلا اب ترکیب دو واحد هیدروژن و یک واحد اکسیژن میباشد H-O-H. یا نبودن خورشید در نیمه ای از زمین سبب تاریکی (شب) می شود. در دمای زیر صفر اب منجمد میشود. و ....

🔑 از دید واتزلاویک این پنج اصل در هر موقعیت ارتباطی اعمال می شود:

1. نمی شود ارتباط برقرار نکرد!

به گفته واتزلاویک ، ارتباط communication بین دو نفر به محض ادراک و برداشت دو از حضور یکدیگر رخ می دهد (این ادراک با احساس پنجگانه ممکن است). واتزلاویک می گوید كه ارتباطات مانند یک رفتار است و همانطور كه ​​نمی توان رفتار نكرد ، نمی توان نیز ارتباط برقرار نكرد. باید دانست که از دید رفتارگرایان حتی فکر کردن نوعی رفتار است - در حالت هوشیاری ما نمیتوانیم فکر نکنیم.

مثلا: به محض ورود به خانه میبینم که همسرم در اشپزخانه در حال کار کردن است اما با صدای در برداشت (فکر) میکند که من امده ام. (صدای در ارتباط را برقرار کرد)

2. هر ارتباط دو جنبه محتوا و جنبه رابطه را در خود دارد!

واتزلاویک میگوید که هر ارتباطی قبل از هر چیز حاوی جنبه محتوا می باشد که درمورد آنچه باید از نظر محتوا منتقل شود ، را در بر میگیرد. علاوه بر این ، ارتباطات جنبه ارتباطی مربوط به ارتباطات نیز دارد. این مسئله از این طریق بیان می شود که یک سخنران در شرایط مربوطه دوست دارد پیام وی درک شود یا اینکه چگونگی رابطه با هم صحبت خود را ارزیابی می کند. او با حرکات و حالت های صورت یا حتی لحن صدا زیربنای نگرش های خود است. ارتباطات تنها در صورتی موفقیت آمیز است که هر دو طرف به طور واضح سطح محتوا و روابط را از یکدیگر تفکیک کنند و پیام های مربوط به سطح رابطه همانطور که توسط فرستنده در نظر گرفته شده است ، درک شوند.
مثلا: پدر فریاد میزند: تلویزیون رو خاموش کن. خاموش کردن محتوی پیام است و اما فریاد رابطه پدر و فرزند را ارزیابی میکند.

3. هر ارتباط همیشه دارای علت و معلول است!

یک فرایند ارتباطی منوط به یک ساختار خاص است. در آن ، هر دو شخص به طور مداوم به یکدیگر واکنش نشان می دهند ، به طوری که در نهایت ارتباط شکل یک دایره ای به خود می گیرد.

علی به مریم نگاه کرد, مریم خندید, علی پرسید چرا میخندی؟ مریم گفت چون به شکل عجیبی نگاه میکنی! علی چه چیزی برایت عجیب بود؟ مریم: نگاهت معمولی نبود یک چیزی میخواهی بگویی!

4- ارتباط آنالوگ و دیجیتال است

واتزلاویک بین ارتباطات دیجیتال (کلامی) و آنالوگ (غیر کلامی) تفاوت قائل می شود. منظور از ارتباط دیجیتالی کلمات و جملات کاملاً واقعی و عینی است که مربوط به برخی از حقایق است. آنها اطلاعات را منتقل می کنند و دیگر جایی برای تفسیر پیام ندارند. ارتباطات آنالوگ سطح رابطه ، وضعیت عینی و حرکات و حالت های چهره گوینده را در نظر می گیرد. با ارتباط آنالوگ ، می توانید چیزی "مانند واژه های پنهان یا ناگفته" را با همتای خود تقسیم کنید. در حالت ایده آل ، ارتباطات دیجیتال و آنالوگ نباید با یکدیگر در تضاد باشند. (در مثال بالا خنده علی و برداشت مریم با شناختی که از علی دارد)

5- ارتباط متقارن یا مکمل است

اصل پنجم مربوط به هر دو شخص در ارتباط است. اینها یا می توانند با یکدیگر بدون هیچ طبقه بندی یعنی از دید برابر (متقارن) ارتباط برقرار کنند یا از درجه نابرابر (مکمل) برخوردار باشند. اگر ارتباط متقارن باشد ، دو شخص در ارتباط در یک سطح هستند. سپس آنها سعی می کنند این برابری را در مکالمه حفظ یا ایجاد کنند. با این حال ، در یک مکالمه مکمل ، اختلافات بین دو شخص در ارتباط در نقش انهاست. معمولاً در این نوع ارتباطات یک شخص برتر و شخص دیگر زیرمجموعه میباشد (مانند رییس و کارمند) که با رفتار خود مکالمه یکدیگر را کامل می کنند - این به نقش اجتماعی افراد بستگی دارد. مثلا فریاد پدر بروی فرزند که تلویزیون را خاموش کن. فریاد یک ارتباط نامتقارن توسط نقش قدرتمند پدر را نشان میدهد و خاموش کردن تلویریون که نقش تکمیلی ارتباط را به همراه دارد هدف محسوس ارتباط است! (هدف محسوس: خاموش کردن تلویزیون بود و هدف نامحسوس: نمایش قدرت در یک ارتباط)
معمولا در یک ارتباط قسمت نمایش قدرت (نه فقط منفی) قابل تفکیک است. مثلا اگر پدری از پسرش در حل یک مشکل پشتیبانی میکند: پنج اصل:
1: رابطه شکل گرفت
2: محتوی رابطه حل مشکل و جنبه رابطه پشتیبانی از فرزند
3: علت کمک ساختار خانواده و معلول کمک به فرزند میتواند سازنده رابطه باشد
4: گفتگوها دیجیتال و انگیزه پدر انالوگ
5: متقارن نحوه کمک پدر و مکمل نمایش قدرت پدر برای حل مشکل.

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
مانفرد پریور تو کتاب مشاوره کوتاه
مینی ماکس مینویسه:

در مشاوره از کلمه امیدوارم استفاده نکنیم (انشالله)

از کلمه حتما استفاده نکنیم چون مددجو رو مجبور میکنه. ..

از کلمه شاید استفاده نکنیم دلیل بر عدم اطلاعات ماست ... بگیم نمیدونم و تحقیق میکنم...

برگردان ستودگان 2012
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
مانفرد پریور تو کتاب مشاوره کوتاه
مینی ماکس مینویسه:

در مشاوره سوالهایی که نیاز هست و به راه حل مشکل کمک میکنه سوال کنید نه اینکه چیزی از روی کنجکاوی غیر حرفه ای. سوالات باید سازنده باشند و یا بسوی سازندگی موقعیت افراد رو بازتاب کنه.

مثلا سوالی مثل:
فکر میکنید حق دارم؟
فکر میکنید" همیشه" حق با شماست؟
شما اشتباه میکنید... من فکر نکنم...
این سوالها و کامنت ها هدفی نخواهند داشت.

برگردان ستودگان 2012
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
تجربه و تحقیقات نشون داده که روانشاسان و مشاوران و مددکارانی که مثبت جمله سازی میکنند در  پیدا کردن راه حل بهمراه مراجع برای مشکلاتشان موثر تر قرار میگیرند.

به همین خاطر اعلام شده که از هر گونه پند و اندرز دادن به مراجعین و مدد جویان باید خودداری کرد و خود را مصداق مثال کردن  مثلا ...
چرا پس من معتاد نشدم. .. چرا من .... جدن خود داری شود. این گونه مثالها فاصله لازم حرفه ای را بین روانشناس و مراجع و یا مددکار یا  مشاور با  مددجو از بین میبرد.

از شوخی هایی که به رابطه های بین روانشناس و مراجع و مدد جو و مددکار و درمانگر و مشاوره  بتواند لطمه حرفه ای بزند، باید خودداری شود.

ایجاد دلتنگی و اضطراب از طرف درمانگر یا مددکار و مشاور باعث علایم نادرست و سو استفاده از رابطه با مراجع خواهد شد.

ستودگان 2012


@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان

🔠چه مکانیزم موثری در مهربانی باعث شادی و طول عمر میشود؟

〰️بله، مهربانی می‌تواند به شادی و طول عمر ما کمک کند. مطالعات علمی نشان داده است که فعالیت‌های مهربان و خیرخواهانه ما به افزایش سطح رضایتمندی و شادی ما کمک می‌کند. وقتی که ما به دیگران کمک می‌کنیم، احساس رضایت و خوشحالی به ما نیز خواهد داد و با ترشح هورمون‌های شادی مثل سرتونین می‌تواند بهبود در روحیه ما ایجاد کند.

〰️علاوه بر این، مطالعات نشان داده است که مهربانی و رفتارهای خوب باعث افزایش ارتباطات اجتماعی می‌شود و ارتباطات قوی و اجتماعی مثبت سلامت روانی و فیزیکی به همراه دارد. افرادی که مهربانی را در روابطشان با دیگران نشان می‌دهند، معمولاً از شبکه ارتباطات قوی‌تری برخوردارند و این می‌تواند بهبود کیفیت زندگی و طول عمر آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.

❤️همچنین، مهربانی می‌تواند تأثیر مثبتی بر سلامت فیزیکی داشته باشد. تحقیقات نشان داده است که افراد مهربان، معمولاً سبک زندگی سالم‌تری دارند، احتمالاً به دلیل اینکه مهربانی به فعالیت‌های فیزیکی ورزشی و رفع استرس کمک می‌کند. برای مثال، افراد مهربان ممکن است سطح استرس کمتری داشته باشند و این می‌تواند به رفاه و سلامتی کلی آن‌ها کمک کند و در نتیجه، طول عمر را افزایش دهد.

🔠همچنین، مهربانی می‌تواند تأثیر مستقیمی بر سلامت روانی داشته باشد. ترشح هورمون سرتونین می‌تواند هورمون های مضر انباشته شده مثل کورتیزول هورمون استرس را خنثی کنند و ابنکه انجام اعمال مهربان و دگردوستانه نه تنها به افزایش خوشحالی ما کمک می‌کند، بلکه به کاهش سترس، اضطراب و افسردگی نیز می‌تواند کمک بزرگی باشد. وقتی که به دیگران کمک می‌کنیم و با انان مهربان هستیم، احساس ارزشمندی و اعتماد بنفس و خود رضایتمندی را تجربه می‌کنیم، که این می‌تواند عمدتا به بهبود روحیه و افزایش عزت نفس ما نیز کمک کند.

🔠مورد کمک واقع شدن و برای حل مشکلات دیگران گام برداشتن می‌تواند رزیلینس یا توان افزایی ما را نیز افزایش دهد.

🔠در نهایت، مهربانی می‌تواند به شکل غیرمستقیم هم به طول عمر ما کمک کند و هم به شادابی ما. افرادی که مهربانی را به خوبی در روابطشان با دیگران نشان می‌دهند، معمولاً از شبکه ارتباطات قوی‌تری برخوردارند. این شبکه ارتباطات می‌تواند به فرد در مواجهه با مشکلات و استرس‌های زندگی کمک کند و او را در مواجهه با چالش‌ها حمایت کند. همچنین، داشتن ارتباطات مثبت و نزدیک با دیگران می‌تواند احساس تنهایی و خودرنجی را کاهش داده و به فرد احساس ارتباط و تعلق به جامعه (نیاز به تعلق داشتن) را القا کند.

*️⃣پس میتوان گفت، مهربانی نه تنها به شادابی و رضایتمندی شخصی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند به بهبود روحیه، سلامت روانی و شناخت، سلامت فیزیکی و افزایش طول عمر کمک کند. به همین دلیل، توصیه می می‌شود که مهربانی را به عنوان یک مقوله مهم در زندگی روزمره خود در نظر بگیریم و سعی کنیم آن را در روابطمان با دیگران به کار ببریم. این میتواند شامل کمک به دیگران در زمان نیاز، ابراز احترام و توجه به دیگران، و انجام اعمال خیرخواهانه و خدمت به جامعه باشد.

🔠در نهایت، مهربانی یک ویژگی قابل تقویت است و با تمرین و تلاش می‌توان آن را در خود و دیگران تقویت کرد. با القا انرژی مثبتی که با مهربانی به اطرافیانمان می‌رسانیم، می‌توانیم زندگی خود را تیز بهبود بخشیم و تأثیر قابل توجهی روی شادابی و طول عمر خود داشته باشیم.



۱

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
🔠منابع مفید


1. Post, S. G. (2005). Altruism
happiness, and health: It's good to be good. International Journal of Behavioral Medicine, 12(2), 66-77.

2. Aknin, L. B., Dunn, E. W., Whillans, A. V., Grant, A. M., & Norton, M. I. (2020). Making a Difference Matters: Impact Unlocks the Emotional Benefits of Prosocial Spending. PloS ONE, 15(2), e0228721.

3. Pressman, S. D., & Cohen, S. (2005). Does positive affect influence health? Psychological Bulletin, 131(6), 925-971.

4. Pillemer, K., & Fuller-Rowell, T. E. (2016). Relationships matter: Social connections and health. Social and Personality Psychology Compass, 10(9), 502-515.

5. Brown, S. L., Nesse, R. M., Vinokur, A. D., & Smith, D. M. (2003). Providing social support may be more beneficial than receiving it: Results from a prospective study of mortality. Psychological Science, 14(4), 320-327.

6. Lyubomirsky, S., King, L., & Diener, E. (2005). The benefits of frequent positive affect: Does happiness lead to success? Psychological Bulletin, 131(6), 803-855.

7. Hill, P. L., Turiano, N. A., Hurd, M. D., & Mroczek, D. K. (2011). Having a purpose in life and living longer: Does lost purposeful living matter? Journal of Aging and Health, 23(7), 1159-1182.

8. Oman, D., Thoresen, C. E., & McMahon, K. (1999). Volunteerism and mortality among the community-dwelling elderly. Journal of Health Psychology, 4(3), 301-316.


۲

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دکتر موریس ستودگان‌ ۲۰۲۳

🔠 علل همکاری روانشناسان‌، مددکاران اجتماعی و مشاوران با سیستم های دیکتاتوری چیست؟

این تحقیق نتیجه مصاحبه با ۲۵۳ روانشناس و مشاور و مددکار اجتماعی حرفه ای در کادرهای دولتی و زندان صورت گرفته.

همکاری روانشناسان با دیکتاتورها یک موضوع بسیار پیچیده و گاهی بازتاب نشده می باشد و می‌تواند به چندین عامل اساسی برگردد. البته باید توجه داشت که تمام روانشناسان و مشاوران و مددکاران اجتماعی، دیدگاه‌ها و تصمیماتی که می‌گیرند، با یکدیگر متفاوت هستند و نمی‌توان به طور کلی در مورد همه‌ی افراد در این بخش سخن گفت. اما در زمان‌های دیکتاتوری پدیده های خاصی رخ داده و و در مورد همکاری روانشناسان و مشاوران و مددکاران اجتماعی با دیکتاتورها، می‌توان به عوامل مهم زیر اشاره کرد:

🔠1. تحت فشار قرار گرفتن: روانشناسان در برخی موارد ممکن است تحت فشار یا تهدید قرار بگیرند تا با دولت و دیکتاتور همکاری کنند. آن‌ها ممکن است به دلیل حفظ امنیت شخصی یا حفظ جان خود و خانواده خود، به این تقاضا پاسخ دهند.

🔠2. تلاش برای تغییر از درون: برخی روانشناسان و مددکاران و مشاوران ممکن است با هدف تغییر سیستم از درون، تصمیم به همکاری با دولت دیکتاتوری بگیرند. آن‌ها امیدوارند با ورود به سیستم و اعمال تأثیرات مثبت بر روی دیکتاتور و نیروهای قدرتمند، بتوانند تغییراتی را به وجود آورند.

🔠3. عقیده‌های سیاسی: برخی روانشناسان و مشاوران، از نظر سیاسی با دیکتاتور موافق هستند یا اعتقاد دارند که با کمک روانشناسی و مددکاری اجتماعی، می‌توانند تأثیرات مثبتی در سیاست‌ها و تصمیمات دولتی بگذارند.

🔠4. بهره‌برداری مالی یا قدرت: برخی روانشناسان و مددکاران ممکن است که به دلیل بهره‌برداری مالی یا قدرت، تصمیم به همکاری با دیکتاتور می‌گیرند. آن‌ها ممکن است به دنبال کسب سود مالی بیشتر یا به دست آوردن قدرت و تأثیر بیشتر در سیستم سیاسی باشند.

🔠5. عدم اطلاعات کافی یانحوه اموزش در دانشگاه ها: در برخی موارد، روانشناسان و مددکاران و مشاوران قبل از همکاری با دیکتاتورها ممکن است به اطلاعات کافی در مورد طبیعت و اقدامات سیستم دیکتاتوری نداشته باشند. آن‌ها ممکن است به اشتباه یا بر اساس اموخته های سانسور یا دستکاری شده فکر کنند که با همکاری می‌توانند بهبودی در شرایط اجتماعی و روانی ایجاد کنند.

به هر حال باید دانست، که همکاری روانشناسان و مشاوران و مددکاران با دیکتاتورها مورد انتقاد خود این صنف ها فراوان قرار گرفته است و در بسیاری از موارد، اخلاقیت و اصول حرفه‌ای روانشناسی و مددکاری اجتناعب را نقض می‌کند. غافل از اینکه اغلب این همکاری‌ها به تحقق منافع شخصی و قدرت سیاسی دیکتاتورها منجر می‌شود و نمی‌توان آن‌ها را به عنوان نمونه‌های صحیح و اصولی از همکاری روانشناسی و مددکاری در نظر گرف.

حائز اهمیت است که بدانیم که همکاری روانشناسان و مددکاران و مشاوران با دیکتاتورها در زمان هیتلر و در دیگر دیکتاتوری‌ ها مانند رژیم فعلی در ایران ممکن است به دلایل مختلف صورت گرفته باشد و می‌تواند بسیار پیچیده باشد و یا هم‌اکنون صورت بگیرد. در برخی موارد، روانشناسان و مددکاران و مشاوران ممکن است از نظر اخلاقی و حرفه‌ای پایبند به اصول اخلاقی روانشناسی و مددکاری نبوده و در عملکرد خود سست اراده و بازتاب نشده بوده و به تبع آن با دیکتاتورها همکاری کنند. در اینجا ایدئولوژی دیکتاتورها برای این افراد قابل باور بوده و در دروس دانشگاهی نیز آنرا اموخته اند. دیکتاتورها عموما در رشته های دانشگاهی با دخالت ایدئولوژی و کتب دینی علم را با باورهای مذهبی مخلوط کرده و دانشجویان را با این سیستم آموزش می‌دهد. بسته به آگاهی و قدرت بازتاب دانشجویان بازده ها و عملکردها در صنف ها گوناگون می‌شوند. از اینرو مددکاران اجتماعی حرفه ای و روانشناسان و مشاوران مجرب قادر با بازتاب بوده و با دیکتاتور همکاری نمی‌کنند.


1

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در زمان‌های دیکتاتوری، دولت‌ها و رهبران ممکن است روانشناسان و مددکاران اجتماعی را به خدمت خود درآورند تا از تخصص و دانش آنان برای اهداف خود و تأثیرگذاری آسانتر بر نوجوانان و کودکان استفاده کنند. این همکاری‌ها می‌تواند در زمینه‌های مختلفی اتفاق بیافتد، از جمله:

🔠1. ارائه خدمات به رهبران: روانشناسان و مددکاران ممکن است به عنوان مشاوران روانشناختی یا رواندرمانگران به رهبران دیکتاتوری خدمت کنند. آن‌ها می‌توانند بهبود روانی و روانشناختی رهبران را هدف قرار داده و در بهبود تصمیم‌گیری‌ها و کاهش استرس و اضطراب آن‌ها کمک کنند. البته، این همکاری‌ها معمولاً منحصر به مشاوره‌های فردی و روانشناسی است و نباید با تمایلات سیاسی و اخلاقی رهبران ارتباط داده شوند.

🔠2. مدیریت جمعیت و کنترل اجتماعی: در برخی موارد، روانشناسان و مددکاران اجتماعی و مشاوران ممکن است به خواسته دیکتاتورها به منظور مدیریت و کنترل جمعیت و اجتماع همکاری کنند

مثلاً، آن‌ها ممکن است در تحقیقات روانشناختی مرتبط با تأثیرگذاری رسانه‌ها، تحلیل رفتار اجتماعی و روانی جمعیت، یا طراحی برنامه‌های تبلیغاتی و پروپاگاندا به خدمت دولت بروند. این نوع همکاری‌ها معمولاً به منظور تقویت کنترل دیکتاتورها بر جامعه، ترویج ایدئولوژی‌های خاص، تحکیم قدرت و حفظ نظم اجتماعی انجام می‌شود. اما باید توجه داشت که این نوع همکاری‌ها معمولاً با تضاد با اصول حرفه‌ای روانشناسی و حقوق بشر همراه هستند و می‌تواند به سوءاستفاده از روانشناسی و مددکاری اجتماعی و همچنین سوءتأثیر بر جامعه بخصوص قشر دانش اموز منجر شود.

در کل میتوان گفت، همکاری روانشناسان و مددکاران اجتماعی و مشاوران حرفه ای با دیکتاتورها مسئله‌ای خاص است و بستگی به شرایط و عوامل گوناگون از نوع جبر و اختیار دارد. در بسیاری از موارد، این همکاری‌ها با اصول اخلاقی و حرفه‌ای روانشناسی و مددکاری حرفه ای در تضاد است و می‌تواند به سوءاستفاده از علوم روانشناسی و مددکاری اجتماعی و آسیب به جامعه منجر شود. به همین دلیل، قسمت های حرفه‌ای روانشناسی و مددکاری اجتماعی و اخلاقیات برای روانشناسان بسیار حائز اهمیت است تا در انتخاب مسیرهای همکاری خود با دولت‌ها و رهبران سیاسی، اصول و ارزش‌های حرفه‌ای را گرچه تحت فشار باشد، اما رعایت کنند.


بسیاری از روانشناسان و متخصصان روانشناسی و مددکاران اجتماعی حرفه ای به طور عمومی ابراز و باور داشتند که همکاری با دیکتاتورها و رژیم‌های سرکوبگر خلاف اتیک و اخلاقیت است و با اصول روانشناسی و مددکاری اجتماعی در تعامل با افراد و جوامع در تضاد است. برخی از دلایلی که به طور عمده از سوی آنان ذکر شد، عبارتند از:

*️⃣1. نقض حقوق بشر: دیکتاتورها و رژیم‌های سرکوبگر معمولاً به طور گسترده در نقض حقوق بشر و آزادی‌های اساسی افراد دست دارند. همکاری با چنین رژیم‌هایی منجر به تقویت و تثبیت قدرت آنان و ترویج سیاست‌ها و اقداماتی می‌شود که با اصول اخلاقی و حقوق بشر در تضاد است.

*️⃣۲. سوءاستفاده از روانشناسی و مددکاری اجتماعی و مشاوره:

همکاری با دیکتاتورها ممکن است به منظور استفاده از روانشناسی و مددکاری اجتماعی به عنوان ابزاری برای ترویج پروپاگاندا، تحکیم کنترل اجتماعی، شکل‌دهی به نگرش‌ها و افکار عمومی و سرکوب همگانی صورت گیرد. این سوءاستفاده به طور جدی به اخلاقیات حرفه‌ای این مشاغل ضربه اساسی وارد می‌کند.


*️⃣3. خطر برای مشاوران و مشاوره‌گیران: در مواقعی که روانشناسان و مددکاران با دیکتاتورها همکاری می‌کنند، بر خلاف اصول حرفه‌ای و اخلاقیات روانشناسی، به شکل‌دهی به تصمیمات سیاسی و اجرای اقدامات سرکوبگرانه دامن زده و این می تواند خطر برای زندگی و امنیت مشاوره گیران و مددجویان و خانواده‌هایشان که از همکاری با دیکتاتورها سرباز می‌زنند، خطر به همراه داشته باشد.

*️⃣4. تأثیر محدود: برخی ممکن است به اشتباه فکر کنند که با همکاری با دیکتاتورها، می‌توانند تأثیرات مثبتی در جامعه ایجاد کنند یا در حداقل به رفع برخی مشکلات روانی و اجتماعی کمک کنند. اما در عمل، تأثیر آن‌ها ممکن است محدود و ضعیف باشد و تأثیرات منفی و سوءاستفاده‌های سیاسی بیشتری داشته باشد.

*️⃣5. کمبود انتخاب: در برخی موارد، روانشناسان و مددکاران ممکن است در کشورهایی که دیکتاتوری و سرکوب حاکم است، انتخاب محدودی داشته باشند و بین همکاری با دولت دیکتاتوری یا عدم ارائه خدمات روانشناختی به جامعه باید انتخاب کنند.

در نهایت لازم است روانشناسان و مددکاران در انتخاب همکاری خود با دولت‌ها و رهبران سیاسی و سازمانهای وابسته، با دقت و توجه به اصول حرفه‌ای روانشناسی و مددکاری اجتماعی عمل کنند و تأثیرات اخلاقی و اجتماعی این همکاری‌ها را به دقت و مداوم ارزیابی کنند.

2

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان ۲۰۱۷

🔠اثر سترس بر غدد درون ریز


سیستم غدد درون‌ریز، مجموعه‌ای از غدد در بدن است که هورمون‌ها را ترشح می‌کنند و نقش مهمی در تنظیم فعالیت‌های متعدد بدن دارند. این غدد شامل غدد هیپوفیز، غدد کنترل کننده تیروئید، غدد پاراتیروئید، غدد آدرنال، تیموس و غدد تخمدان یا تستوسترون در مردان می‌شوند.

در مورد رابطه بین سترس و غدد درون‌ریز، باید گفت که استرس می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر روی فعالیت این غدد داشته باشد. سیستم عصبی و غدد درون‌ریز به طور مشترک در تنظیم و پاسخ به استرس نقش دارند.

وقتی فرد با مواجهه با استرس، همچون مواجهه با تهدید، فعال می‌شود، سیگنال‌های عصبی به غدد درون‌ریز فرستاده می‌شود تا هورمون‌های مورد نیاز را ترشح کنند. این فرآیند به واسطه یک مسیر بیوشیمیایی پیچیده که به عنوان محور استرس-محور هپاتیک-هیپوفیز-آدرنال شناخته می‌شود، اتفاق می‌افتد.

در این مسیر، سیگنال استرس از طریق مغز و هیپوفیز به غدد آدرنال ارسال می‌شود. غدد آدرنال در پاسخ به این سیگنال‌ها هورمون‌های استرس مانند کورتیزول را ترشح می‌کنند. هورمون کورتیزول تأثیر قابل توجهی بر فعالیت سیستم ایمنی، سطح قند خون، فشار خون و سایر فعالیت‌های بدنی دارد. برای مثال، افزایش سطح کورتیزول در بدن می‌تواند باعث افزایش فشار خون، کاهش فعالیت سیستم ایمنی و تأثیر منفی بر روی عملکرد تیروئید و سایر غدد درون‌ریز شود.

در ضمن، استرس ممکن است تأثیر مستقیم بر روی برخی غدد درون‌ریز داشته باشد. به طور مثال، استرس ممکن است باعث تغییر در ترشح هورمون‌های تیروئید، هورمون‌های جنسی مانند استروژن و تستوسترون، هورمون رشد و سایر هورمون‌های مرتبط با عملکرد عصبی و ایمنی شود.

از طرف دیگر، هورمون‌های ترشح شده توسط غدد درون‌ریز همچنین می‌توانند تأثیری بر روی سیستم عصبی داشته باشند و در تنظیم واکنش‌های استرس نقش داشته باشند. به عنوان مثال، هورمون‌های استرس مانند آدرنالین و نوراپی‌نفرین می‌توانند تأثیری بر روی عملکرد سیستم عصبی و واکنش به استرس داشته باشند.

بنابراین، رابطه بین سترس و غدد درون‌ریز دوسویه است و هر دو تأثیری بر روی یکدیگر دارند. استرس می‌تواند تغییرات در فعالیت غدد درون‌ریز ایجاد کند و همچنین غدد درون‌ریز می‌توانند به عنوان پاسخ به استرس عمل کنند و فعالیت‌های بدن را تنظیم کنند.

همچنین، می‌توان گفت که استرس مزمن و پایدار می‌تواند تأثیرات طولانی مدت بر روی عملکرد غدد درون‌ریز داشته باشد. به طور مثال، استرس مزمن می‌تواند منجر به اختلال در ترشح هورمون‌های هیپوفیز و کنترل کننده‌های دیگر غدد درون‌ریز شود، که در نتیجه ممکن است به اختلالات هورمونی منجر شود.

علاوه بر این، در برخی موارد، اختلالات هورمونی می‌توانند منجر به افزایش حساسیت به استرس شوند. به طور مثال، در مواردی که هورمون‌های تیروئید به طور نامتعادل ترشح می‌شوند، فرد ممکن است حساسیت بیشتری نسبت به استرس داشته باشد و به راحتی تحت تأثیر آن قرار بگیرد.

به طور کلی، استرس می‌تواند تأثیرات گسترده‌ای بر روی سیستم غدد درون‌ریز داشته باشد و باعث تغییر در ترشح هورمون‌ها و عملکرد غدد مختلف شود. این تأثیرات ممکن است مؤقت یا دائمی باشند و بسته به نوع و شدت استرس و واکنش بدن به آن، متفاوت باشند. بنابراین، حفظ سلامت روانی و فیزیکی، کاهش استرس و ایجاد تعادل در سبک زندگی می‌تواند به بهبود عملکرد سیستم غدد درون‌ریز و کاهش اختلالات هورمونی کمک کند.

همانطور که گفته شد، استرس می‌تواند تأثیرات مهمی بر روی سیستم ایمنی نیز داشته باشد که مرتبط با عملکرد غدد درون‌ریز است. استرس ممکن است منجر به تغییرات در فعالیت سیستم ایمنی شود و در نتیجه باعث کاهش مقاومت بدن در برابر عفونت‌ها و بیماری‌ها شود.

هورمون‌های استرس، مانند کورتیزول که توسط غدد آدرنال ترشح می‌شوند، می‌توانند تأثیرات مهمی بر روی سیستم ایمنی داشته باشند. کورتیزول به صورت مؤقت می‌تواند فعالیت سیستم ایمنی را کاهش دهد و باعث کاهش ترشح سیتوکین‌های التهابی و افزایش ترشح سیتوکین‌های ضد التهابی شود. این ممکن است باعث کاهش قدرت پاسخ التهابی بدن و مهار عملکرد سیستم ایمنی شود.

در برخی موارد، استرس می‌تواند منجر به افزایش آسیب‌پذیری بدن در برابر عفونت‌ها و بیماری‌ها شود. از طرف دیگر، استرس ممکن است تأثیری در فعالیت سلول‌های سیستم ایمنی داشته باشد و باعث تغییرات در تعداد و عملکرد سلول‌های ایمنی مانند لنفوسیت‌ها شود.

به طور کلی، تعادل در سیستم ایمنی بسیار مهم است و تأثیرات استرس بر روی غدد درون‌ریز و سیستم ایمنی می‌تواند باعث اختلال در این تعادل شود. بنابراین، مدیریت استرس، رعایت سبک زندگی سالم کمک بزرگی به تعادل فیزیک و روان است.

1

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اگر جمع بندی کنیم میتوانیم بگوییم، سترس می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر غدد درون ریز داشته باشد. غدد درون ریز به عنوان سیستم تنظیم‌کننده هورمون‌ها در بدن عمل می‌کنند و وظیفه تولید و ترشح هورمون‌ها را بر عهده دارند. سترس می‌تواند این عملکرد را تحت تأثیر قرار داده و باعث تغییراتی در سطح هورمون‌ها و عملکرد غدد درون ریز شود.

یکی از مکانیسم‌هایی که سترس بر روی غدد درون ریز تأثیر می‌گذارد، فعالسازی سیستم عصبی همبسته با استرس (Hypothalamic-Pituitary-Adrenal axis) است. در این سیستم، هیپوتالاموس در برگیرنده استرس و انتقال سیگنال‌های استرس به غده آدرنال را انجام می‌دهد. این فرآیند منجر به ترشح هورمون‌های استرسی مانند کورتیزول می‌شود. افزایش سطح کورتیزول در خون ممکن است تأثیرات زیادی بر سایر غدد درون ریز داشته باشد. برای مثال، ممکن است منجر به کاهش ترشح هورمون‌های جنسی مردانه و زنانه، تغییرات در سطح هورمون‌های تیروئید و هورمون رشد شود.

🔠منابع مهم

1. Chrousos, G. P. (2009). Stress and disorders of the stress system. Nature Reviews Endocrinology, 5(7), 374-381.

2. Ulrich-Lai, Y. M., & Herman, J. P. (2009). Neural regulation of endocrine and autonomic stress responses. Nature Reviews Neuroscience, 10(6), 397-409.

3. Charmandari, E., Tsigos, C., & Chrousos, G

4. Lupien, S. J., McEwen, B. S., Gunnar, M. R., & Heim, C. (2009). Effects of stress throughout the lifespan on the brain, behaviour and cognition. Nature Reviews Neuroscience, 10(6), 434-445.

5. Sapolsky, R. M., Romero, L. M., & Munck, A. U. (2000). How do glucocorticoids influence stress responses? Integrating permissive, suppressive, stimulatory, and preparative actions. Endocrine Reviews, 21(1), 55-89.

6. McEwen, B. S. (2006). Protective and damaging effects of stress mediators: Central role of the brain. Dialogues in Clinical Neuroscience, 8(4), 367-381.

7. Miller, G. E., Chen, E., & Zhou, E. S. (2007). If it goes up, must it come down? Chronic stress and the hypothalamic-pituitary-adrenocortical axis in humans. Psychological Bulletin, 133(1), 25-45.

2

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دگتر موریس ستودگان


🅰️ روانشناسی سلامت و وظایف آن در سلامت اجتماعی

روانشناسی سلامت، رشته‌ای از روانشناسی است که بر روی عوامل روانی و رفتاری مرتبط با حفظ و ارتقای سلامت روانی تمرکز دارد. هدف این رشته از روانشناسی، بهبود کیفیت زندگی افراد و جامعه از طریق تقویت عوامل مثبت و کاهش عوامل منفی است.

روانشناسی سلامت در برابر بیماری‌شناسی روانی قرار دارد. در حالی که بیماری‌شناسی روانی بر روی تشخیص و درمان اختلالات روانی تمرکز دارد، روانشناسی سلامت بر روی پیشگیری و حفظ سلامت روانی تمرکز می‌کند.

در روانشناسی سلامت، عواملی مانند ارتباطات موثر، استرس مدیریت شده، امیدواری، ارتباط اجتماعی مثبت، عزت نفس، احساس کنترل بر زندگی، رشد شخصی و احساس رضایت از زندگی مورد توجه قرار می‌گیرند. روانشناسان سلامت با استفاده از روش‌های مختلف اندازه‌گیری و ارزیابی عوامل روانشناختی و رفتاری، سعی می‌کنند راهکارهایی برای ارتقای سلامت روانی فرد و جامعه ارائه دهند.

در طول روند درمان و مشاوره، روانشناسان سلامت می‌توانند به افراد کمک کنند تا با مشکلات روانی خود روبرو شوند، استراتژی‌هایی برای مقابله با استرس و اضطراب را یاد بگیرند، روابط مؤثرتری را بسازند و مهارت‌های زندگی روانی را اموزش،دهند.

از جمله مهارت‌های زندگی روانی که روانشناسان سلامت می‌توانند به افراد آموزش دهند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. مدیریت استرس: آموزش روش‌ها و تمرین‌های مختلفی که به افراد کمک می‌کند استرس را کاهش دهند و با فشارهای روزمره بهتر مقابله کنند.

2. تربیت امیدواری: آموزش به افراد که چگونه امیدواری و انگیزه را در زندگی حفظ کنند و با چالش‌ها و سختی‌ها مقابله کنند.

3. ارتباطات موثر: آموزش مهارت‌های ارتباطی به افراد برای بهبود ارتباطات خود با دیگران، بهبود روابط و حل مشکلات ارتباطی.

4. تقویت عزت نفس: کمک به افراد برای ارتقای اعتماد به نفس، تشخیص و تغییر 5. توانایی مدیریت احساسات: آموزش به افراد برای شناخت و مدیریت احساسات خود، افزایش هوش هیجانی و بهبود روابط اجتماعی.

6. توانایی حل مسئله: آموزش روش‌ها و استراتژی‌های حل مسئله به افراد برای مقابله با چالش‌ها و تصمیم‌گیری‌های روزمره.

7. توانایی ارزش‌گذاری و اهداف زندگی: کمک به افراد برای شناخت ارزش‌ها و اهداف شخصی خود و هدایت زندگی بر اساس آن‌ها.

8. توانایی تغییر الگوهای منفی: کمک به افراد برای شناسایی الگوهای منفی رفتاری و افکاری و تغییر آن‌ها به الگوهای مثبت و سازنده.

9. توانایی سازگاری و تطبیق: کمک به افراد برای سازگاری با تغییرات و تطبیق با موقعیت‌های مختلف زندگی.

10. ارتقای رضایت از زندگی: کمک به افراد برای ارتقای حس رضایت و خوشبینی در زندگی و ایجاد تعادل روانی.

روانشناسان سلامت می‌توانند از روش‌های مختلفی مانند مشاوره فردی، گروهی، آموزش مهارت‌ها، روش‌های تمرینی و رواندرمانی استفاده کنند تا به افراد در حفظ و ارتقای سلامت روانی کمک کنند.

۱

@thinkpluswith
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
به عنوان روانشناس سلامت، می‌توانید در زمینه‌های مختلفی به افراد کمک کنید. برخی از زمینه‌های کاری در روانشناسی سلامت عبارتند از:

1. مدیریت استرس و اضطراب: کمک به افراد برای شناسایی علل استرس و اضطراب، آموزش فنون مدیریت استرس، تمرینات آرامش و راهکارهای مقابله با اضطراب.

2. بهبود روابط و ارتباطات: کمک به افراد در بهبود مهارت‌های ارتباطی، حل اختلافات، تقویت روابط خانوادگی و ارتباطات میان فردی.

3. ارتقای خودشناسی: کمک به افراد برای شناخت بهتر خود، توانایی‌ها و محدودیت‌هایشان، تشخیص ارزش‌ها و اهداف شخصی، و ارتباط آن با سلامت روانی.

4. تغییر رویکردهای منفی: کمک به افراد برای تغییر الگوهای منفی افکاری و رفتاری، ایجاد تفکر مثبت و بهبود اعتماد به نفس.

5. بهبود خودمراقبتی: کمک به افراد برای بهبود عادات بهداشت روانی، تعادل کار-زندگی، خواب و تغذیه سالم.

6. توانمندسازی در مواجهه با چالش‌ها: کمک به افراد برای ایجاد استراتژی‌ها و مهارت‌های مقابله با چالش‌های زندگی، تغییرات و تنش‌ها.

7. ارتقای رشد شخصی: کمک به افراد برای شناخت و توسعه استعدادها و توانایی‌هایشان، ارزیابی و اهداف شخصی، و تحقق پتانسیل‌های خود.

به تمام این زمینه‌ها و خدمات روانشناسی سلامت با هدف ایجاد سلامت روانی، افزایش کیفیت زندگی و ارتقای رشد شخصی ارائه می‌شوند. روانشناس سلامت می‌تواند با استفاده از روش‌های متنوعی مانند مشاوره فردی، مشاوره گروهی، آموزش مهارت‌ها، تمرینات روانشناختی و روش‌های درمانی مبتنی بر شواهد، به افراد کمک کند تا در مواجهه با مشکلات روانی، تغییر الگوهای نامطلوب و بهبود عملکرد روانی خود پیشرفت کنند.

همچنین، در زمینه سلامت روانی جامعه نیز، روانشناسان سلامت می‌توانند در طراحی و اجرای برنامه‌ها و سیاست‌های سلامت روانی در سطح سازمانی و اجتماعی نقش داشته باشند. آنها می‌توانند در آموزش و آگاهی‌بخشی درباره سلامت روانی، ارائه خدمات مشاوره و پشتیبانی روانشناختی به جوامع و ارزیابی و پیگیری اثربخشی برنامه‌های سلامت روانی مشارکت کنند.

در کل، روانشناسی سلامت تلاش می‌کند تا افراد را در رسیدن به سلامت و آرامش روانی یاری کند و بهبود کیفیت زندگیشان را تسهیل کند.


منابع:
در زمینه روانشناسی سلامت، می‌توانید از منابع معتبر و تخصصی استفاده کنید. در ادامه، چندین منبع معتبر در این حوزه را برای شما معرفی می‌کنم:

1. "Health Psychology: Biopsychosocial Interactions" نوشته Edward P. Sarafino و Timothy W. Smith.
این کتاب به طور جامع به روانشناسی سلامت و تأثیر عوامل روانی و اجتماعی بر سلامت بدنی می‌پردازد.

2. "Promoting Health: Psychology and the Fight Against Chronic Disease" نوشته Howard S. Friedman.
این کتاب به بررسی نقش روانشناسی در پیشگیری و مدیریت بیماری‌های مزمن و ارتقای سلامت بدنی می‌پردازد.

3. "Positive Psychology: The Scientific and Practical Explorations of Human Strengths" نوشته C.R. Snyder و Shane J. Lopez.
این کتاب به مفاهیم و روش‌های روانشناسی مثبت، که در ارتقای سلامت روانی نقش مهمی دارند، می‌پردازد.

4. "Mind Over Mood: Change How You Feel by Changing the Way You Think" نوشته Dennis Greenberger و Christine A. Padesky.
این کتاب، به تکنیک‌ها و روش‌های مبتنی بر روانشناسی شناختی-رفتاری برای مدیریت احساسات و تغییر الگوهای منفی فکری می‌پردازد.

5. "The How of Happiness: A Scientific Approach to Getting the Life You Want" نوشته Sonja Lyubomirsky.
این کتاب به بررسی عواملی که به خوشبختی و رضایت زندگی کمک می‌کنند، از جمله عوامل روانشناختی، می‌پردازد.

6. "Foundations of Health Psychology" نوشته Mark Cameron French.
این کتاب به مبانی و اصول روانشناسی سلامت و نقش آن در حفظ و بهبود سلامت بدنی می‌پردازد.



دکتر موریس ستودگان

۲

@thinkpluswith
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان


🔠روانشناس سلامت چگونه بر کاهش سترس اجتماعی موثر است


روانشناسی سلامت به کاهش سترس اجتماعی کمک می‌کند از طریق تحلیل و درک عوامل روانشناختی، عاطفی و رفتاری که باعث ایجاد و تقویت سترس اجتماعی می‌شوند. روانشناسان سلامت معتقدند که سترس اجتماعی نتیجه تعامل پیچیده‌ای بین عوامل مختلف است و برای رسیدن به تغییرات مثبت و کاهش سترس اجتماعی، به بررسی این عوامل نیاز داریم.

درمان سترس اجتماعی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

۱. ارزیابی روانشناختی: روانشناس از طریق مصاحبه و استفاده از ابزارهای روانشناسی، نقشه ذهنی فرد را بررسی می‌کند و عواملی مانند باورها، خودتنظیمی، و تصوراتی که ممکن است سبب ایجاد و نگهداری از سترس اجتماعی شوند، را شناسایی می‌کند.

۲. آموزش مهارت‌های اجتماعی: روانشناسان می‌توانند به شما مهارت‌های اجتماعی را آموزش دهند که به شما کمک می‌کند در موقعیت‌های اجتماعی بهتر عمل کنید. این مهارت‌ها می‌توانند شامل مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌های حل مسئله، مهارت‌های مذاکره و مهارت‌های تنظیم هیجانی باشند.

۳. تحریک مجدد: روش‌های تحریک مجدد می‌توانند به شما کمک کنند با موقعیت‌های ترسناک برخورد کنید و با آن مواجهه کنید. این روش به آرامش شما در مواجهه با ترس اجتماعی کمک می‌کند و به تدریج شما را به محیط‌ها و موقعیت‌هایی که تاکنون ممکن است از آنها دوری کرده‌اید، عادت می‌دهد.

۴. مدیریت استرس: روانشناس می‌تواند به شما راه‌حل‌های مدیریت استرس را آموزش دهد. این شامل تمرین‌های تنفس عمیق، تمرین‌های آرامش عضلانی و تکنیک‌های مدیتیشن است که به شما کمک می‌کند استرس و نگرانی را کاهش دهید.

۵. درمان مشکلات افکاری: روانشناس ممکن است با شما به بررسی و تغییر باورها و افکار منفی مرتبط با سترس اجتماعی کار کند. این شامل شناسایی افکار غیرمنطقی و جایگزین کردن آنها با افکار مثبت و سازنده است.

۶. تحول رفتاری: روانشناس می‌تواند به شما کمک کند الگوهای رفتاری نامناسبی که ممکن است سبب افزایش سترس اجتماعی شما شده باشند را شناسایی کنید و به جای آنها رفتارهای جدید و بهتری را ایجاد کنید.

۷. پشتیبانی روانی: روانشناس می‌تواند به عنوان یک منبع پشتیبانی روانی برای شما عمل کند و در طول فرایند درمان، شما را راهنمایی کند و انگیزه‌بخشی کند.

مهم است بدانید که هر فرد و شرایطی منحصر به فرد دارد و روش‌ها و رویکردهای درمانی ممکن است بین افراد متفاوت باشد. بنابراین، بهتر است با یک روانشناس حرف بزنید تا برنامه درمانی مناسب برای شما تعیین شود.

علاوه بر روش‌های درمانی فوق، روانشناسی سلامت می‌تواند از طریق ارائه آگاهی و آموزش درباره سترس اجتماعی به شما کمک کند. افزایش دانش شما در مورد این مسئله می‌تواند به شما کمک کند تا بهتر بفهمید که چگونه سترس اجتماعی ایجاد می‌شود، چگونه با آن مقابله کنید و راه‌های متنوعی برای کاهش آن را بشناسید.

روانشناسی سلامت همچنین می‌تواند در بهبود خودایمنی شما نقش مهمی ایفا کند. با کاهش سترس اجتماعی، ممکن است اعتماد به نفس شما در مواجهه با موقعیت‌های اجتماعی افزایش یابد و خود را بیشتر مورد قبول و مطلوب بدانید.

در نهایت، روانشناسی سلامت تمرکز خود را بر بهبود کیفیت زندگی شما می‌گذارد. با کاهش سترس اجتماعی، شما قادر خواهید بود روابط اجتماعی خود را بهبود بخشید، فعالیت‌های اجتماعی بیشتری را تجربه کنید و زندگی را به طور کلی بهتر و خوشبخت‌تر سپری کنید.

در نهایت، با توجه به خصوصیات و نیازهای شخصی خود، بهتر است با یک روانشناس حرف بزنید تا برنامه درمانی مناسبی برای شما تعیین شود و در مسیر کاهش سترس اجتماعی را همراهی کنید. روانشناس می‌تواند به شما راهنمایی کند و استراتژی‌های انتخابی خاصی را پیشنهاد دهد که به شما در کاهش سترس اجتماعی کمک کنند.

همچنین، روانشناسی سلامت می‌تواند به شما کمک کند تا مهارت‌های مدیریت اضطراب را یاد بگیرید. این شامل تمرین‌های تنفس عمیق، تمرین‌های آرامش عضلانی، تکنیک‌های مدیتیشن و تمرین‌های مثبت‌نگری است. با یادگیری این مهارت‌ها، شما قادر خواهید بود به طور مؤثر با اضطراب و استرس در مواقع اجتماعی مقابله کنید و آرامش خود را حفظ کنید.

روانشناسی سلامت همچنین می‌تواند به شما کمک کند تا درک بهتری از خود و احساساتتان پیدا کنید. با شناخت عوامل عاطفی و روانی که ممکن است سبب سترس اجتماعی شما شود، شما قادر خواهید بود بهتر آن را مدیریت کنید. روانشناس می‌تواند به شما کمک کند تا الگوهای رفتاری غیرمناسب را شناسایی کنید و به جای آنها الگوهای جدید و سازنده را ایجاد کنید.

۱

@thinkpluswith
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در نهایت، روانشناسی سلامت می‌تواند به شما کمک کند تا ارتباط‌های اجتماعی موثرتری را برقرار کنید. با کاهش سترس اجتماعی، شما می‌توانید بهترین خودتان را در مواجهه با دیگران نشان دهید، ارتباطات مثبت‌تری را برقرارار کنید و روابط اجتماعی سالم‌تری را تجربه کنید. روانشناس می‌تواند به شما در فهمیدن دینامیک‌های ارتباطی، مهارت‌های ارتباطی، تفسیر صحیح عملکرد اجتماعی و تقویت روابط اجتماعی کمک کند.

در کل، روانشناسی سلامت به کاهش سترس اجتماعی می‌تواند از طریق شناسایی عوامل روانشناختی و رفتاری مرتبط با آن، ارائه مهارت‌های اجتماعی، مدیریت استرس، تحریک مجدد و تغییر الگوهای افکاری و رفتاری اثربخش باشد. با کمک یک روانشناس سلامت، شما می‌توانید بهترین راه‌ها را برای کاهش سترس اجتماعی در زندگی خود پیدا کنید و بهبود قابل توجهی در کیفیت زندگی خود تجربه کنید.

منابع؛

منابع زیر ممکن است به شما کمک کننده باشند برای درک بهتر روانشناسی سلامت و کاهش سترس اجتماعی:

1. کتاب "Overcoming Social Anxiety and Shyness: A Self-Help Guide Using Cognitive Behavioral Techniques" نوشته Gillian Butler و Tony Hope.
این کتاب به شما روش‌های مبتنی بر رفتار مبتنی بر شناخت را برای مقابله با سترس اجتماعی آموزش می‌دهد.

2. کتاب "The Social Anxiety Workbook: Proven Strategies to Overcome Social Anxiety, Build Self-Confidence and Be Yourself" نوشته Martin M. Antony و Richard P. Swinson.
این کتاب تمرینات، راهبردها و تکنیک‌های موثر را برای مدیریت و کاهش سترس اجتماعی ارائه می‌دهد.

3. وبسایت Anxiety and Depression Association of America (ADAA): یک منبع آنلاین قابل اعتماد است که اطلاعات مفیدی در مورد سترس اجتماعی و روش‌های مقابله با آن ارائه می‌دهد. (وبسایت: www.adaa.org)

4. مرکز ملی روانشناسی سلامت (National Institute of Mental Health): این سازمان دولتی آمریکا منابع و اطلاعات مفیدی در مورد اختلالات روانی، از جمله سترس اجتماعی، فراهم می‌کند. (وبسایت: www.nimh.nih.gov)

5. مشاوره روانشناسی: مراجعه به یک روانشناس یا مشاور متخصص در زمینه سترس اجتماعی می‌تواند به شما کمک کند تا با مشکل خود بیشتر آشنا شوید و روش‌های درمانی مناسب را بیابید.


۲
@thinkpluswith
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍📍تعریف و نشانه های اختلال پانیک

ویژگی اختلال پانیک:
👈 وقوع خود به خود و غیرمنتظره حملات پانیک است که موجب ترس و وحشت زیادی در فرد می شود. این حمله ها که به "سونامی اضطراب" معروف هستند ترس های ناگهانی شدیدی هستند که به طور ناگهانی شروع شده و در عرض ده دقیقه یا کمتر به اوج میرسند و به ندرت بیش از سی دقیقه طول میکشند. نشانه های این حملات را می توان به دو دسته بدنی و شناختی طبقه بندی کرد:

نشانه های بدنی- تپش قلب، عرق کردن، لرزیدن، نفس نفس زدن، احساس خفه شدن، درد یا ناراحتی سینه، تهوع یا ناراحتی در شکم، احساس سرد و یا داغ شدن، احساس کرختی، گیجی و منگی، گزگز کردن و مور مور شدن، گر گرفتگی

نشانه های شناختی - ترس از مردن یا دیوانه شدن، ترس از سکته قلبی، ترس از دست دادن کنترل، احساس جدا شدن از واقعیت یا از خود.



@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 روش بازآموزی تنفس مناسب هنگام پانیک

الف) یک دستتان را روی سینه بگذارید طوری که انگشت شصت زیر گردن قرار گیرد و دست دیگر را روی شکمتان بگذارید به گونه ای که انگشت کوچک بالای ناف شما قرار گیرد.

ب) با بینی نفسهای کوتاه و کم عمق بکشید. توجه داشته باشید که چگونه دست روی سینه تا حدی بالا میآید اما دست روی شکم خیلی کم حرکت میکند.

پ) حاال با بینی نفسهای آهسته تر و عادی بکشید و توجه داشته باشید که چگونه شکم با هر دم بالا میآید و با هر بازدم پایین میرود.

ت) 2 تا 3 دقیقه آن را تمرین کنید و روی حرکت شکم با هر دم و بازدم تمرکز کنید.

ث) تمرین را ادامه داده و تعداد نفس کشیدن را به 8 تا 10 تنفس در هر دقیقه برسانید. دم و بازدم هر کدام باید 6 ثانیه طول بکشد. میتوانید با هر دم 1-2-3-4-5-6 و و کمی مکث و با هر بازدم 1-2-3-4-5-6 را بشمارید. در پایان هر دم و بازدم، یک مکث کوتاه داشته باشید. توجه داشته باشید که با هر دم و بازدم چگونه شکمتان بالا و پایین میآید.

ج) هر روز 2 تا 3 برا و هر بار 10 دقیقه تمرین تنفس دیافراگمی را انجام دهید. پس از هر تمرین ، 1 تا 2 دقیقه نفس نفس زدن را تجربه کرده و سپس تمرین تنفس آهسته را انجام دهید.

به این ترتیب، قابلیت کنترل نفس نفس
زدن را در خود افزایش میدهید.

چ) مرحله پایانی کار، استفاده از تنفس دیافراگمی در انواع موقعیتهای اضطرابی روزانه است.


@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 روش آرامسازی بدن در هنگام پنیک و اضطراب


1. دست راست تان را مشت کرده به گونه ای که در ناحیه مشت و بازو احساس تنش کنید.

2. دست چپ تان را مشت کرده به طوری که در ناحیه مشت و بازو، احساس تنش کنید.

3. دست تان را از آرنج خم کنید و در ماهیچه دو سر دست انقباض ایجاد کنید. ناحیه انگشتان را آزاد بگذارید.

4. دست تان را صاف نگهدارید و ماهیچه سه سر دست را منقبض کنید و قسمت پایین دستهایتان را به صندلی بچسبانید و سعی کنید ناحیه انگشتان را در حالت آرمیدگی نگه دارید.

5. ابروهایتان را بالا ببرید و در پیشانی تان چین ایجاد کنید.

6. ابروهایتان را جمع کنید مانند حالت عصبانیت.

7. عضلات اطراف چشمها را جمع کنید.

8. دندانهایتان را به هم فشار دهید و در ناحیه آرواره، انقباض کنید.

9. زبان تان را محکم به قسمت بالای دهان بچسبانید، در حالی که لبهایتان بسته است به تنش موجود در ناحیه گلو توجه کنید.

10. لبها را محکم به هم فشاردهید مانند حالت عصبانیت.

11. تا جایی که می توانید گردن تان را به عقب فشار دهید (روی قسمت پشتی صندلی).

12. چانه تان را به ناحیه سینه بچسبانید و فشار دهید.

13. شانه ها یتان را در جهت گوشهایتان بالا ببرید و به حالت انحنایی در آورید.

14. به طور آرام و منظم نفس بکشید و به شکم تان فشار نیاورید.

15. نفس عمیق بکشید، ریه هایتان را کامال پر کنید و چند ثانیه نگه دارید و بعد بدون مقاومت، نفس تان را بیرون دهید.

16. عضالت شکم را منقبض کنید. به شکم فشار بیاورید.

17. در ناحیه کمر قوس ایجاد کنید.

18. پاهایتان را صاف نگه دارید و پاشنه پایتان را به زمین فشار دهید و در ناحیه باسن و ماهیچه پشت ساق پا، انقباض ایجاد کنید.

19. کف پا و انگشتان پا را به سمت پایین فشار دهید و ماهیچه ساق پا را منقبض کنید.

20. کف پا و انگشتان پا را به سمت بالا خم کنید و در ماهیچه ساق پا انقباض ایجاد کنید.

21. به تنفس آرام و منظم خود، ادامه دهید.


@thinkpluswithus
👍1