Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈قابل ذکر است که اینگونه افراد که با ما ( ما یِ نوعی) وارد چنین رابطه ای میشوند، شاید در ابتدا قابل تشخیص نباشد ولی نیازهایی دارند که برای ما میتواند قابل تشخیص گردد. در غیر اینصورت و عدم تشخیص این مکانیزم میتوانیم نااگاه در دام متقابل اسیر شویم. در اینگونه رابطه ها اگر اگاه و توانمند باشیم به حمایت های بیمارگونه نیازی نداریم و وارد وابستگی متقابل نخواهیم شد. اما اگر این حمایت ها بازتاب شده نباشند بطور اگاه خود را فریب داده و به خود می گوییم که او نیاز به کمک دارد، انسان درمانده ای است، بیچاره است، دلم برایش می سوزد و من می توانم او را نجات دهم، پس حمایتش می کنم چون من خیلی از خود گذشته هستم و وظیفه من است. در حالیکه حمایتگری افراطی در قالب توجه بیش از حد به طرف مقابل، در واقع نوعی تنبیه و تحقیر شریک زندگی ماست.
📍 چه چیزی پشت این حمایت افراطی کنون پنهان است؟
👈وابسته کردن شریک زندگی اگاه و یا ناخوداگاه به خود، تحت عنوان حمایت و دلسوزی و کمک، تنها تغذیه اساسی 《خودشیفتگی》 ست، نوعی 《خود بزرگ بینی》 و 《ریاست دوستی》 و 《کنترل گری》 ست که خود را به شکل نامحسوس تری مخفی کرده است.
👈در بالا گفتیم که این تغدیه هسته های خودشیفتگی و خودبزرگ بینی میباشد و اکثر حمایتگران افراطی، مبتلا به طیفی از 《اختلالات سادیسم و مازوخیسم》 یا 《اختلالات شخیصتی》 هستند و از دید خود از طریق حمایت به کنترل قربانی خود میپردازند (سادیسم) و در خود تولید خشم میکنند و از عمل خود و دردی که به خود وارد میکنند لذت میبرند (مازوخیسم) و ترس مدام به استقلال رسیدن شریک زندگی ایجاد ناخرسندی و عصبانیت در انها میکند.
👈 حمایتگر زیاده رو بیمار در 《طرحواره ایثار》 و از خودگذشتگی خود غرق شده و به همین دلیل گاهی بسیار نمایشی 《شخصیت نمایشی》 و پر هیاهو اقدام به حمایت می کند.
📍با این تفاسیر حمایت سالم هم وجود دارد؟
👈طبیعتا در حمایت کنندگی به شکل سالم، سعی بر توانمند سازی رابطه و فرد میباشد و خودشکوفایی هر دو شخص در رابطه میبایست هدف باشد. هیچ کدام نباید در سترس و اضطراب استقلال دیگری باشد و حمایت به رابطه میباشد و نه به شخص فقط. تحقیقات نیکل کامرون از دانشگاه بینگامتون نشانمیدهند که برای زوج ها بهترین و مهمترین شکل دریافت کمک بدین معنی است که شریک زندگی ببیند چگونه می خواهد توسط شریک زندگی خود حمایت شود. هدف این حمایت همیشه و همزمان حمایت از یک رابطه است و نه شخص.
📍 هدف شخص وابسته کننده چیست؟
👈شخص وابسته به حمایت که یک حمایت گر بیمار ست، همیشه و مدام احساس دلسوزی و ترحم را با خود در کوله پشتی حمل میکند و تلاش می کند تا فرد مورد حمایتش، دائما در حال تجربه احساس وابستگی، عدم احساس امنیت توام با احساس گناه و منت کند. شخص وابسته کننده از این احساس لذت برده و وجود خود در رابطه راه به این شکل مشروعیت میبخشد.
👈چنین رابطه ای و افراد در این رابطه از نظر روانی و فیزیکی در خطر هستند و هلی فوکات از دانشگاه بینگامتون در تحقیقات خود که اثرات تولید کورتیزول در بدن بر اثر سترس در رابطه ها را تحقیق کرد میگوید: "در نهایت، درک بهتر این فرآیندها، به شناسایی اثرات مؤثر در برانگیختن فیزیولوژیک کمک می کند. این می تواند کمک به زوج ها و ارتباط بین آنها و ارتباطات اجتماعی انها و بهتر شدن رابطه آنها باشد. بدین ترتیب آگاهی از این موارد میتواند تاثیر نامطلوب بر سلامتی را کاهش دهد.
قسمت دوم
پایان
از دکتر موریس ستودگان 💫
۲)
📍 چه چیزی پشت این حمایت افراطی کنون پنهان است؟
👈وابسته کردن شریک زندگی اگاه و یا ناخوداگاه به خود، تحت عنوان حمایت و دلسوزی و کمک، تنها تغذیه اساسی 《خودشیفتگی》 ست، نوعی 《خود بزرگ بینی》 و 《ریاست دوستی》 و 《کنترل گری》 ست که خود را به شکل نامحسوس تری مخفی کرده است.
👈در بالا گفتیم که این تغدیه هسته های خودشیفتگی و خودبزرگ بینی میباشد و اکثر حمایتگران افراطی، مبتلا به طیفی از 《اختلالات سادیسم و مازوخیسم》 یا 《اختلالات شخیصتی》 هستند و از دید خود از طریق حمایت به کنترل قربانی خود میپردازند (سادیسم) و در خود تولید خشم میکنند و از عمل خود و دردی که به خود وارد میکنند لذت میبرند (مازوخیسم) و ترس مدام به استقلال رسیدن شریک زندگی ایجاد ناخرسندی و عصبانیت در انها میکند.
👈 حمایتگر زیاده رو بیمار در 《طرحواره ایثار》 و از خودگذشتگی خود غرق شده و به همین دلیل گاهی بسیار نمایشی 《شخصیت نمایشی》 و پر هیاهو اقدام به حمایت می کند.
📍با این تفاسیر حمایت سالم هم وجود دارد؟
👈طبیعتا در حمایت کنندگی به شکل سالم، سعی بر توانمند سازی رابطه و فرد میباشد و خودشکوفایی هر دو شخص در رابطه میبایست هدف باشد. هیچ کدام نباید در سترس و اضطراب استقلال دیگری باشد و حمایت به رابطه میباشد و نه به شخص فقط. تحقیقات نیکل کامرون از دانشگاه بینگامتون نشانمیدهند که برای زوج ها بهترین و مهمترین شکل دریافت کمک بدین معنی است که شریک زندگی ببیند چگونه می خواهد توسط شریک زندگی خود حمایت شود. هدف این حمایت همیشه و همزمان حمایت از یک رابطه است و نه شخص.
📍 هدف شخص وابسته کننده چیست؟
👈شخص وابسته به حمایت که یک حمایت گر بیمار ست، همیشه و مدام احساس دلسوزی و ترحم را با خود در کوله پشتی حمل میکند و تلاش می کند تا فرد مورد حمایتش، دائما در حال تجربه احساس وابستگی، عدم احساس امنیت توام با احساس گناه و منت کند. شخص وابسته کننده از این احساس لذت برده و وجود خود در رابطه راه به این شکل مشروعیت میبخشد.
👈چنین رابطه ای و افراد در این رابطه از نظر روانی و فیزیکی در خطر هستند و هلی فوکات از دانشگاه بینگامتون در تحقیقات خود که اثرات تولید کورتیزول در بدن بر اثر سترس در رابطه ها را تحقیق کرد میگوید: "در نهایت، درک بهتر این فرآیندها، به شناسایی اثرات مؤثر در برانگیختن فیزیولوژیک کمک می کند. این می تواند کمک به زوج ها و ارتباط بین آنها و ارتباطات اجتماعی انها و بهتر شدن رابطه آنها باشد. بدین ترتیب آگاهی از این موارد میتواند تاثیر نامطلوب بر سلامتی را کاهش دهد.
قسمت دوم
پایان
از دکتر موریس ستودگان 💫
۲)
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (موریس ستودگان)
📍بلوغ عاطفی چیست و چه کاربردی دارد؟
👈بلوغ عاطفی رسیدن به رشد مغزی است که شخص می تواند نه تنها احساسات و عواطف خود را در هر زمان شناسایی کند بلکه از بروز و چرایی آنها آگاه میباشد و تحت کنترل خود قرار می دهد و همچنین قادر است احساسات و عواطف دیگران را درک کند. بلوغ عاطفی یکی از مراحل رشد هر فرد در زندگی است و در کنار رسیدن به بلوغ جسمی، فکری، اجتماعی و اقتصادی، گامی اساسی در رسیدن به کامیابی و سعادت محسوب می شود. بلوغ عاطفی مهارت مدیریت احساس و به همراه بلوغ عقلانی در مهارت مدیریت حل مشکلات سهم بسزایی دارد.
آیا تا به حال با فرد بزرگسالی برخورد داشته اید که احساس کنید از نظر فکری آنقدر که باید پخته نیست؟ فردی که هنگام عصبی شدن، داد و فریاد راه می اندازد و گاهی فیزیکی درگیر میشود، روی قولش نمی توان حساب کرد، ثبات فکری ندارد؟ این افراد از بلوغ عاطفی برخوردار نیستند و در یک جای کودکی دچار آسیب عاطفی شده اند.
👈علت مشـــــکلات در بسیاری از روابط ها نرسیدن به بلوغ عاطفی میباشد. بلوغ عقلانی با بلوغ عاطفی دو مقوله جدا هستند و مربوط به سن و تحصیلات نیست. بسیاری از مشکلات در خانواده ها که کودکان را به خود وابسته میکنند سبب عدم بلوغ عاطفی و استقلال عاطفی میگردند. یعنی از یک وابستگی به خانه مادری به وابستگی جدیدی در خانه همسری وارد میشوند. لازمه ازدواج بلوغ عاطفی و استقلال فکری میباشد.
🔑 چگونه تشخیص میدهیم که ما به بلوغ عاطفی رسیده ایم.
👈مسئولیت رفتار خود را به عهده میگیریم.
👈 مرزهای رابطه ها را بشناسیم.
👈 رفتار ما نباید مشروط به رفتار طرف مقابل باشند و بهتر اینست که رفتار ما واکنشی در مقابل رفتار دیگری نباشد بلکه کنشی از بلوغ فکری ما.
👈حتی در هنگامی که فرد مقابل در برابر رفتار خود مسئولانه عمل نمیکند ما میبایست مسئولیت رفتار خود را به عهده بگیریم.
👈باید سعی کنیم که اثر دیگران باعث نحوه رفتار و کردار ما نشوند بلکه رفتار ما از تحلیل فکری سرچشمه میگیرد.
👈 برای خود ارزش قائل میشویم و از جدال با دیگران خارج میشویم. همه مشکلات با گفتگو صادقانه و منطقی قابل حل هستند.
📍تمرین هایی برای رسیدن به بلوغ عاطفی
👈تفکر جادویی را کنار بگذارید : به فکر علت و چرایی و چگونگی اتفاق ها باشید.
👈با اضطراب و نگرانی خود مقابله کنید. خشم و عصبانیت خود را بشناسید و آن را بیان کنید. راه درست برخورد با خشم نه سرکوب و فرو خوردن آن بلکه مدیریت درست آن است.
👈درد و رنج های زندگی را بپذیرید. طبیعت دارای نظم و قانون است و بر اساس میل و خواسته ما کار نمی کند. باید خواست طبیعت را بپذیریم.
👈با احساس گناه و قصور خود به درستی برخورد کنید: هیچ انسانی کامل و بی عیب و عاری از خطا و اشتباه نیست. خود را بپذیرید و دیگران را هم با اشتباهشان بپذیرید.
👈به احساساتتان رنگ واقعیت بدهید. دنیا را نه خیلی رنگی ببینید و نه سیاه و سفید.
دکتر موریس ستودگان
👈بلوغ عاطفی رسیدن به رشد مغزی است که شخص می تواند نه تنها احساسات و عواطف خود را در هر زمان شناسایی کند بلکه از بروز و چرایی آنها آگاه میباشد و تحت کنترل خود قرار می دهد و همچنین قادر است احساسات و عواطف دیگران را درک کند. بلوغ عاطفی یکی از مراحل رشد هر فرد در زندگی است و در کنار رسیدن به بلوغ جسمی، فکری، اجتماعی و اقتصادی، گامی اساسی در رسیدن به کامیابی و سعادت محسوب می شود. بلوغ عاطفی مهارت مدیریت احساس و به همراه بلوغ عقلانی در مهارت مدیریت حل مشکلات سهم بسزایی دارد.
آیا تا به حال با فرد بزرگسالی برخورد داشته اید که احساس کنید از نظر فکری آنقدر که باید پخته نیست؟ فردی که هنگام عصبی شدن، داد و فریاد راه می اندازد و گاهی فیزیکی درگیر میشود، روی قولش نمی توان حساب کرد، ثبات فکری ندارد؟ این افراد از بلوغ عاطفی برخوردار نیستند و در یک جای کودکی دچار آسیب عاطفی شده اند.
👈علت مشـــــکلات در بسیاری از روابط ها نرسیدن به بلوغ عاطفی میباشد. بلوغ عقلانی با بلوغ عاطفی دو مقوله جدا هستند و مربوط به سن و تحصیلات نیست. بسیاری از مشکلات در خانواده ها که کودکان را به خود وابسته میکنند سبب عدم بلوغ عاطفی و استقلال عاطفی میگردند. یعنی از یک وابستگی به خانه مادری به وابستگی جدیدی در خانه همسری وارد میشوند. لازمه ازدواج بلوغ عاطفی و استقلال فکری میباشد.
🔑 چگونه تشخیص میدهیم که ما به بلوغ عاطفی رسیده ایم.
👈مسئولیت رفتار خود را به عهده میگیریم.
👈 مرزهای رابطه ها را بشناسیم.
👈 رفتار ما نباید مشروط به رفتار طرف مقابل باشند و بهتر اینست که رفتار ما واکنشی در مقابل رفتار دیگری نباشد بلکه کنشی از بلوغ فکری ما.
👈حتی در هنگامی که فرد مقابل در برابر رفتار خود مسئولانه عمل نمیکند ما میبایست مسئولیت رفتار خود را به عهده بگیریم.
👈باید سعی کنیم که اثر دیگران باعث نحوه رفتار و کردار ما نشوند بلکه رفتار ما از تحلیل فکری سرچشمه میگیرد.
👈 برای خود ارزش قائل میشویم و از جدال با دیگران خارج میشویم. همه مشکلات با گفتگو صادقانه و منطقی قابل حل هستند.
📍تمرین هایی برای رسیدن به بلوغ عاطفی
👈تفکر جادویی را کنار بگذارید : به فکر علت و چرایی و چگونگی اتفاق ها باشید.
👈با اضطراب و نگرانی خود مقابله کنید. خشم و عصبانیت خود را بشناسید و آن را بیان کنید. راه درست برخورد با خشم نه سرکوب و فرو خوردن آن بلکه مدیریت درست آن است.
👈درد و رنج های زندگی را بپذیرید. طبیعت دارای نظم و قانون است و بر اساس میل و خواسته ما کار نمی کند. باید خواست طبیعت را بپذیریم.
👈با احساس گناه و قصور خود به درستی برخورد کنید: هیچ انسانی کامل و بی عیب و عاری از خطا و اشتباه نیست. خود را بپذیرید و دیگران را هم با اشتباهشان بپذیرید.
👈به احساساتتان رنگ واقعیت بدهید. دنیا را نه خیلی رنگی ببینید و نه سیاه و سفید.
دکتر موریس ستودگان
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫🔑💫💫
از دید سیستمی گاهی باید ساعتی را با خود خلوت کرد و مقوله هایی را با خود بازتاب کرد. گاهی حتی بر اثر گذر سریع زمان فرصت فکر کردن به مقوله هایی که روزانه بارها استفاده میکنیم و تقریبا جزو هابیتوس عادتهای ما شده را نداریم. اما از دید روانشناسی، معرفت شناسی و خودشناسی که سیستم را شامل میشود، در امر پذیرش خویش و دیگران و پذیرش موقعیتها که همیشه انتخاب ما نیستند بازتاب نیاز است تا از سنگلاخ زندگی بتوانیم برای ساختن جاده ای نسبتا هموار استفاده کنیم. این سه پذیرش 《خود، دیگری و موقعیت》 از اصول تراپی و تغییر در رابطه ها، موقعیت ها و بهسازی زندگی میباشند. یک لیست بی انتها از این مقوله ها میتوانیم بسازیم و هر گاهی آنرا تکمیل، تصحیح و با ارزشهای جدید محک بزنیم. این تعریف ها برای صندوقچه ارزشهای خویش میباشد. صندوقچه شما در اختیار شماست اما بازتاب آن امری واجب است، چرا که ما فقط برای خود زندگی نمیکنیم بلکه مسیولیت همزیستی، اموزش، والد بودن را داریم و همواره عضوی از یک سیستم در حال آموزش و تغییر هستیم. چرا این تغییرات را مثبت هادی و همگام نباشیم.
📍مسئولیت چیست؟
پذیرش مرزهای تعریف شده و همچنین تکالیف و ارزشهای تعریف شده در یک سیستم و تعهد عمل به خواسته های یک سیستم برای بقای خود و دیگران با هدف بهتر زیستن.
📍ارزش چیست؟
معیارهای اموخته شده اجتماعی و بازتاب شده فردی که اثر متقابل بر هم دارند. پذیرش ارزشها اگاهانه و ناخوداگاهانه صورت میگیرد. گاهی در کودکی هنوز قادر به بازتاب ارزشهای اموخته شده نیستیم، از این رو در روانشناسی رشد پیاژه، کلاین و دیگران بازتاب این ارزشها از سنین بخصوصی با "چرا" در کودکان آغاز میگردد. در فلسفه از دو کلمه Moral و Ethic استفاده میکنیم. به عنوان مثال وقتی میگوییم کشتن انسانی دیگر جایز نیست در Moral (اخلاقی) هستیم و Ethic (برهان) بدنبال دلیل این امر با کلمه معروف "چرا" میباشد. چرا کشتن دیگران جایز نیست، (چون...) میبایست دلیلی برای آن اورد که Ethic پاسخ میدهد.
📍عشق چیست؟
پذیرش ممکنها. عشق حسی است که محصور به زمان و شخص و مکان خاصی نیست. بیشترین بخش این احساس اموختنی میباشد و قابل تغییر. در عشق نیروی پویای تغییر نهفته است و هدایت این نیرو نیاز به مدیریت اموخته شده دارد.
📍بخشش چیست؟
پذیرش اشتباه خود. هر گاه قادر باشیم که بپذیریم که همه انسانها دچار اشتباه میشوند و اشتباه زمینه یادگیری و مادر تجربه میشود، بخشیدن اشتباهات دیگران آسانتر میگردد. در بخشیدن چیزی هست که در کینه و انتقام هرگز نیست.
📍 اعتماد چیست؟
پذیرش خویشتن (اعتماد بنفس) و پذیرش دیگران با تمام محدودیت های موجود. هر گاه به این باور برسیم که هیچ کسی بدون دلیل در صدد زیان رساندن به ما نیست قادر به اعتماد خواهیم بود. شکل گیری اعتماد ریشه در کودکی و تجارب زندگی ما دارد و عدم پذیرش گذشته میتواند نقش اساسی در شکل گیری عدم اطمینان به همراه داشته باشد. اعتماد نیاز رابطه هاست. شروع رابطه ای با شک و تردید به نابودی محکوم است.
📍ترس چیست؟
عدم پذیرشِ نسبیت و یا باور به "عدم قطعیت". ترس میتواند ناشی از عدم اطمینان به منابع شخصی خود و یا تجربه با دیگران باشد. زیباترین باور که تاکنون اموخته ام باور به نسبی بودن جهان است. هیچ چیزی قطعی و ابدی نیست. اگر ما "عدم قطعیت" را بپذیریم، ترس تبدیل به ماجراجویی و یا امید به تجربه جدید خواهد شد...!
📍عادت (سم) چیست؟
عدم پذیرش مرزها. هر چیزی که بیشتر از ضرورت استفاده کنیم، سم است. نفس، قدرت، ثروت، گرسنگی، حرص و آز، تنبلی، عشق، جاه طلبی، نفرت یا هر چیز دیگر. عادت به هر چیزی سم است حتی مهر بی مورد.
📍 حسادت چیست؟
عدم پذیرش مرز توانایی و دارایی خود و یا جنجال مقایسه خود با دیگران. اگر خود را با تمام تواناییهای مان بپذیریم و
اگر خوب بودن، دارا بودن و توانمند بودن شخصی را قبول کنیم، نیاز به مقایسه نیست و حسادت تبدیل به الهام گرفتن از موقعیت ها میشود.
📍 خشم چیست؟
عدم پذیرش توانایی و مهارت مدیریت ما در کنترل موقعیت. در واقع چیزهایی که خارج از کنترل ما هستند را نمی خواهیم بپذیریم. اگر مرزهای مان را بشناسیم و این را بپذیریم که ما همانند تمام انسانها محدودیم، خشم به بردباری و شکیبایی تبدیل می شود!
📍 نفرت چیست؟
عدم پذیرش ممکنها در عشق و یا عدم پذیرش هر انسان به گونه ای که زندگی میکند، ایجاد نفرت در وجودمان میسازد. پذیرش این امر که هر انسانی در انتخاب خود آزاد است و ما بدون قید و شرط ان را همانگونه که هست بپذیریم، نفرت تبدیل به مهر می شود.
📍 کینه چیست؟
عدم توانایی پذیرش احساس خود و بازتاب آن. اگر احساسی در ما بر اثر خود بزرگ بینی و یا نبخشیدن عمل دیگران انجام گیرد در مخزن احساسات ما به کینه تبدیل میشود. این امر از خود برتر بینی و عمل خود را بهتر محک زدن است.
این لیست را شما ادامه دهید...
م. ستودگان💫
از دید سیستمی گاهی باید ساعتی را با خود خلوت کرد و مقوله هایی را با خود بازتاب کرد. گاهی حتی بر اثر گذر سریع زمان فرصت فکر کردن به مقوله هایی که روزانه بارها استفاده میکنیم و تقریبا جزو هابیتوس عادتهای ما شده را نداریم. اما از دید روانشناسی، معرفت شناسی و خودشناسی که سیستم را شامل میشود، در امر پذیرش خویش و دیگران و پذیرش موقعیتها که همیشه انتخاب ما نیستند بازتاب نیاز است تا از سنگلاخ زندگی بتوانیم برای ساختن جاده ای نسبتا هموار استفاده کنیم. این سه پذیرش 《خود، دیگری و موقعیت》 از اصول تراپی و تغییر در رابطه ها، موقعیت ها و بهسازی زندگی میباشند. یک لیست بی انتها از این مقوله ها میتوانیم بسازیم و هر گاهی آنرا تکمیل، تصحیح و با ارزشهای جدید محک بزنیم. این تعریف ها برای صندوقچه ارزشهای خویش میباشد. صندوقچه شما در اختیار شماست اما بازتاب آن امری واجب است، چرا که ما فقط برای خود زندگی نمیکنیم بلکه مسیولیت همزیستی، اموزش، والد بودن را داریم و همواره عضوی از یک سیستم در حال آموزش و تغییر هستیم. چرا این تغییرات را مثبت هادی و همگام نباشیم.
📍مسئولیت چیست؟
پذیرش مرزهای تعریف شده و همچنین تکالیف و ارزشهای تعریف شده در یک سیستم و تعهد عمل به خواسته های یک سیستم برای بقای خود و دیگران با هدف بهتر زیستن.
📍ارزش چیست؟
معیارهای اموخته شده اجتماعی و بازتاب شده فردی که اثر متقابل بر هم دارند. پذیرش ارزشها اگاهانه و ناخوداگاهانه صورت میگیرد. گاهی در کودکی هنوز قادر به بازتاب ارزشهای اموخته شده نیستیم، از این رو در روانشناسی رشد پیاژه، کلاین و دیگران بازتاب این ارزشها از سنین بخصوصی با "چرا" در کودکان آغاز میگردد. در فلسفه از دو کلمه Moral و Ethic استفاده میکنیم. به عنوان مثال وقتی میگوییم کشتن انسانی دیگر جایز نیست در Moral (اخلاقی) هستیم و Ethic (برهان) بدنبال دلیل این امر با کلمه معروف "چرا" میباشد. چرا کشتن دیگران جایز نیست، (چون...) میبایست دلیلی برای آن اورد که Ethic پاسخ میدهد.
📍عشق چیست؟
پذیرش ممکنها. عشق حسی است که محصور به زمان و شخص و مکان خاصی نیست. بیشترین بخش این احساس اموختنی میباشد و قابل تغییر. در عشق نیروی پویای تغییر نهفته است و هدایت این نیرو نیاز به مدیریت اموخته شده دارد.
📍بخشش چیست؟
پذیرش اشتباه خود. هر گاه قادر باشیم که بپذیریم که همه انسانها دچار اشتباه میشوند و اشتباه زمینه یادگیری و مادر تجربه میشود، بخشیدن اشتباهات دیگران آسانتر میگردد. در بخشیدن چیزی هست که در کینه و انتقام هرگز نیست.
📍 اعتماد چیست؟
پذیرش خویشتن (اعتماد بنفس) و پذیرش دیگران با تمام محدودیت های موجود. هر گاه به این باور برسیم که هیچ کسی بدون دلیل در صدد زیان رساندن به ما نیست قادر به اعتماد خواهیم بود. شکل گیری اعتماد ریشه در کودکی و تجارب زندگی ما دارد و عدم پذیرش گذشته میتواند نقش اساسی در شکل گیری عدم اطمینان به همراه داشته باشد. اعتماد نیاز رابطه هاست. شروع رابطه ای با شک و تردید به نابودی محکوم است.
📍ترس چیست؟
عدم پذیرشِ نسبیت و یا باور به "عدم قطعیت". ترس میتواند ناشی از عدم اطمینان به منابع شخصی خود و یا تجربه با دیگران باشد. زیباترین باور که تاکنون اموخته ام باور به نسبی بودن جهان است. هیچ چیزی قطعی و ابدی نیست. اگر ما "عدم قطعیت" را بپذیریم، ترس تبدیل به ماجراجویی و یا امید به تجربه جدید خواهد شد...!
📍عادت (سم) چیست؟
عدم پذیرش مرزها. هر چیزی که بیشتر از ضرورت استفاده کنیم، سم است. نفس، قدرت، ثروت، گرسنگی، حرص و آز، تنبلی، عشق، جاه طلبی، نفرت یا هر چیز دیگر. عادت به هر چیزی سم است حتی مهر بی مورد.
📍 حسادت چیست؟
عدم پذیرش مرز توانایی و دارایی خود و یا جنجال مقایسه خود با دیگران. اگر خود را با تمام تواناییهای مان بپذیریم و
اگر خوب بودن، دارا بودن و توانمند بودن شخصی را قبول کنیم، نیاز به مقایسه نیست و حسادت تبدیل به الهام گرفتن از موقعیت ها میشود.
📍 خشم چیست؟
عدم پذیرش توانایی و مهارت مدیریت ما در کنترل موقعیت. در واقع چیزهایی که خارج از کنترل ما هستند را نمی خواهیم بپذیریم. اگر مرزهای مان را بشناسیم و این را بپذیریم که ما همانند تمام انسانها محدودیم، خشم به بردباری و شکیبایی تبدیل می شود!
📍 نفرت چیست؟
عدم پذیرش ممکنها در عشق و یا عدم پذیرش هر انسان به گونه ای که زندگی میکند، ایجاد نفرت در وجودمان میسازد. پذیرش این امر که هر انسانی در انتخاب خود آزاد است و ما بدون قید و شرط ان را همانگونه که هست بپذیریم، نفرت تبدیل به مهر می شود.
📍 کینه چیست؟
عدم توانایی پذیرش احساس خود و بازتاب آن. اگر احساسی در ما بر اثر خود بزرگ بینی و یا نبخشیدن عمل دیگران انجام گیرد در مخزن احساسات ما به کینه تبدیل میشود. این امر از خود برتر بینی و عمل خود را بهتر محک زدن است.
این لیست را شما ادامه دهید...
م. ستودگان💫
👍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 سوژه: نحوه برخورد مدرسه در مورد استفاده الفاظ رکیک و فحاشی در میان کودکان به یکدیگر
یکی از مشاورین مدرسه این سوال رو مطرح کردند و من پاسخ خودم رو در اینجا برای مشاورین محترم گروه هم قرار میدم.
در ابتدا کوتاه به علل این معضل و بعد اهمیت مرزها در خانه و مدرسه و در انتها همکاری مدرسه و خانه میپردازم.
*️⃣ علل رفتار کودکان
کودکان ممکن است به یکدیگر حرفهای ناسزا و رکیک و یا فحش بدهند زیرا اغلب از محیطهایی که در آن بزرگ میشوند و الگوهای رفتاری که از افراد بزرگتر یا از رسانهها مشاهده میکنند، تأثیر میپذیرند. برخی از دلایل این رفتارها ممکن است شامل موارد زیر باشد:
1. تأثیر رسانهها و فرهنگ عمومی
برخی از برنامههای تلویزیونی، فیلمها و حتی برخی از موسیقیها شامل حرفهای ناسزا و فحش میشوند. این موارد میتوانند موجب آموزش این کلمات به کودکان شوند. محیط بسیار موثر است.
2. تأثیر همسالان و جلب توجه
گاهی اوقات کودکان از دیگر همسالان خود یاد میگیرند واژگان ناسزا و فحش را که این موضوع میتواند به عنوان یک راه برای جلب توجه دیگران یا ابراز قدرت استفاده کنند.
3. کمبود آگاهی
برخی از کودکان ممکن است ندانند که حرفهایی که میزنند ناشایست هستند یا تأثیر منفی دارند. آگاهی از اهمیت استفاده از کلمات مناسب و احترام به دیگران از طریق تربیت و آموزش میتواند در این زمینه مؤثر باشد.
۵. نیاز به تعلق داشتن
کودکان دوست دارند به گروهی تعلق داشته باشند و گاهی در گروه ها سلنگ و فحش و حرف های نامربوط کد های نوجوانان میگردد. و این سنین قبل از بلوغ بسیار مهم هستند که کودکان رو به نوجوان شدن احساس بزرگ شدن و تعلق داشتن به دنیای بزرگان میکنند که در آن ناسزا در گوشه و کنار شنیده میشود.
بهطور کلی، تربیت و آموزش احترام به دیگران، استفاده از کلمات مناسب و آگاهی از تأثیر کلمات بر روابط اجتماعی میتواند کمک کننده باشد تا کودکان از استفاده از حرفهای ناسزا و فحشها به دوران کودکی خود کاسته شوند. برای کمک به کودکان در این زمینه، میتوانیم از راهکارهای زیر استفاده کنیم:
*️⃣ اهمیت و چگونگی تربیت در خانه و مدرسه
1. تربیت در خانه و مدرسه
از زمانی که کودکان بسیار جوان هستند، میتوانیم آنها را به اهمیت استفاده از کلمات مناسب و احترام به دیگران آگاه کنیم. این شامل نشان دادن نمونههای خوب از رفتارهای محترمانه و احترامآمیز د. خانه ابتدا و بعد در مدرسه و محیط های ورزشی نیز میشود.
2. ارتقاء آگاهی
برای ارتقاء آگاهی کودکان در مورد تأثیر کلمات و رفتارها، میتوانیم با آنها در مورد این موضوع گفتگو کرده و به آنها توضیح دهیم که چرا استفاده از حرفهای ناسزا و فحش مناسب نیست. و گاهی معانی آنها برای کودکان نامفهوم است.
3. انتقال ارزشها
با ارائه مقررات، مرزها و ارزشهای خانوادگی در مورد استفاده از کلمات مناسب، کودکان میتوانند یاد بگیرند که چطور به عنوان یک شخص مسئول و احترامآمیز رفتار کنند که به همان نسبت با انها رفتار خواهد شد.
4. مدیریت رسانهها
با نظارت بر محتوای رسانهها و فیلتر کردن محتواهای نامناسب، میتوانیم از کودکان در برابر تأثیرات منفی بیرونی تا مقدار زیادی محافظت کنیم.
۵. رفتار والدین با دنیای بیرون از خانه
گاهی والدین در مورد افراد بیرون از خانه و محل کار و غیره یا در زمان رانندگی یا حتی پای تلفن از واژه هایی استفاده میکنند که برای گوش کودکان نیست. به این مهم باید اهمیت فراوان داد چون کودکان معمولا بین ۲ گوش فعال و ۴ گوش منفعل دارند.
🚩 با اجرای این راهکارها و ایجاد محیطی که احترام به دیگران در آن ترویج شود، میتوانیم کودکان را در جلوگیری از استفاده از حرفهای ناسزا و فحش یاری کنیم و آنها را به استفاده از کلمات مناسب تشویق کنیم. علاوه بر این، مهم است که به کودکان اجازه دهیم تا در مورد هر چیزی که در ذهنشان است واقعیت را تجربه کنند و احساساتشان را به ما بیان کنند. 🔠 ایجاد یک فضای باز برای گفتگو و بحث درباره مسائل دشوار و ناگفتهها میتواند به کودکان کمک کند تا به جای استفاده از حرفهای ناسزا، احساسات و افکار خود را به شکل محترمانه و مناسبی بیان کنند.
همچنین، تأمین از طریق مدرسه و جوامع ورزشی و محلی نیز میتواند مؤثر باشد. مدارس و مراکز آموزشی میتوانند برنامههای آموزشی و توانمندسازی برای ارتقاء احترام و ارتقاء فرهنگ مسئولیتپذیری و احترام را ارائه دهند.
از آنجا که هر کودک و شرایط زندگی متفاوتی دارد، ممکن است راهکارها و روشها برای هر فرد متفاوت باشد. بهترین روش برای کمک به کودکان در این زمینه به دنبال کردن روشی منطبق با شخصیت و شرایط خاص آنها است.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
یکی از مشاورین مدرسه این سوال رو مطرح کردند و من پاسخ خودم رو در اینجا برای مشاورین محترم گروه هم قرار میدم.
در ابتدا کوتاه به علل این معضل و بعد اهمیت مرزها در خانه و مدرسه و در انتها همکاری مدرسه و خانه میپردازم.
کودکان ممکن است به یکدیگر حرفهای ناسزا و رکیک و یا فحش بدهند زیرا اغلب از محیطهایی که در آن بزرگ میشوند و الگوهای رفتاری که از افراد بزرگتر یا از رسانهها مشاهده میکنند، تأثیر میپذیرند. برخی از دلایل این رفتارها ممکن است شامل موارد زیر باشد:
1. تأثیر رسانهها و فرهنگ عمومی
برخی از برنامههای تلویزیونی، فیلمها و حتی برخی از موسیقیها شامل حرفهای ناسزا و فحش میشوند. این موارد میتوانند موجب آموزش این کلمات به کودکان شوند. محیط بسیار موثر است.
2. تأثیر همسالان و جلب توجه
گاهی اوقات کودکان از دیگر همسالان خود یاد میگیرند واژگان ناسزا و فحش را که این موضوع میتواند به عنوان یک راه برای جلب توجه دیگران یا ابراز قدرت استفاده کنند.
3. کمبود آگاهی
برخی از کودکان ممکن است ندانند که حرفهایی که میزنند ناشایست هستند یا تأثیر منفی دارند. آگاهی از اهمیت استفاده از کلمات مناسب و احترام به دیگران از طریق تربیت و آموزش میتواند در این زمینه مؤثر باشد.
۵. نیاز به تعلق داشتن
کودکان دوست دارند به گروهی تعلق داشته باشند و گاهی در گروه ها سلنگ و فحش و حرف های نامربوط کد های نوجوانان میگردد. و این سنین قبل از بلوغ بسیار مهم هستند که کودکان رو به نوجوان شدن احساس بزرگ شدن و تعلق داشتن به دنیای بزرگان میکنند که در آن ناسزا در گوشه و کنار شنیده میشود.
بهطور کلی، تربیت و آموزش احترام به دیگران، استفاده از کلمات مناسب و آگاهی از تأثیر کلمات بر روابط اجتماعی میتواند کمک کننده باشد تا کودکان از استفاده از حرفهای ناسزا و فحشها به دوران کودکی خود کاسته شوند. برای کمک به کودکان در این زمینه، میتوانیم از راهکارهای زیر استفاده کنیم:
1. تربیت در خانه و مدرسه
از زمانی که کودکان بسیار جوان هستند، میتوانیم آنها را به اهمیت استفاده از کلمات مناسب و احترام به دیگران آگاه کنیم. این شامل نشان دادن نمونههای خوب از رفتارهای محترمانه و احترامآمیز د. خانه ابتدا و بعد در مدرسه و محیط های ورزشی نیز میشود.
2. ارتقاء آگاهی
برای ارتقاء آگاهی کودکان در مورد تأثیر کلمات و رفتارها، میتوانیم با آنها در مورد این موضوع گفتگو کرده و به آنها توضیح دهیم که چرا استفاده از حرفهای ناسزا و فحش مناسب نیست. و گاهی معانی آنها برای کودکان نامفهوم است.
3. انتقال ارزشها
با ارائه مقررات، مرزها و ارزشهای خانوادگی در مورد استفاده از کلمات مناسب، کودکان میتوانند یاد بگیرند که چطور به عنوان یک شخص مسئول و احترامآمیز رفتار کنند که به همان نسبت با انها رفتار خواهد شد.
4. مدیریت رسانهها
با نظارت بر محتوای رسانهها و فیلتر کردن محتواهای نامناسب، میتوانیم از کودکان در برابر تأثیرات منفی بیرونی تا مقدار زیادی محافظت کنیم.
۵. رفتار والدین با دنیای بیرون از خانه
گاهی والدین در مورد افراد بیرون از خانه و محل کار و غیره یا در زمان رانندگی یا حتی پای تلفن از واژه هایی استفاده میکنند که برای گوش کودکان نیست. به این مهم باید اهمیت فراوان داد چون کودکان معمولا بین ۲ گوش فعال و ۴ گوش منفعل دارند.
همچنین، تأمین از طریق مدرسه و جوامع ورزشی و محلی نیز میتواند مؤثر باشد. مدارس و مراکز آموزشی میتوانند برنامههای آموزشی و توانمندسازی برای ارتقاء احترام و ارتقاء فرهنگ مسئولیتپذیری و احترام را ارائه دهند.
از آنجا که هر کودک و شرایط زندگی متفاوتی دارد، ممکن است راهکارها و روشها برای هر فرد متفاوت باشد. بهترین روش برای کمک به کودکان در این زمینه به دنبال کردن روشی منطبق با شخصیت و شرایط خاص آنها است.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
برای ارتقاء احترام و فرهنگ مدرسه، مدارس میتوانند از برنامهها و فعالیتهای مختلفی استفاده کنند. برخی از این برنامهها شامل موارد زیر میباشد:
1. برنامههای آموزشی
مدارس میتوانند برنامههای آموزشی ویژهای برای ارتقاء احترام، تقویت ارتباطات بین فردی و ترویج فرهنگ مدرسه ایجاد کنند. این برنامهها ممکن است شامل کارگاهها، سخنرانیها، ورکشاپها و برنامههای آموزشی درون صنفی باشند. با این برنامه ریزی میتوانیم مهارت رفتار مؤثر و بین فردی را افزایش دهیم.
2. کمپینها و رویدادها
برگزاری کمپینها و رویدادهایی مانند هفته احترام و همبستگی، هفته فرهنگسازی یا روزهای ویژه مثل روز جهانی صلح و روز بین المللی احترام به دیگران میتواند به ترویج ارزشهای اجتماعی و احترام به دیگران کمک کند.
3. تشویق به همکاری و تعامل
تربیت دانشآموزان برای همکاری و تعامل مثبت با یکدیگر از طریق فعالیتهای گروهی، پروژههای تیمی و فعالیتهای همکاریمحور میتواند به تقویت روابط اجتماعی و احترام متقابل کمک کند.
4. توسعه برنامههای مشاوره
ایجاد برنامههای مشاوره و راهنمایی برای دانشآموزان به منظور توسعه مهارتهای اجتماعی، ارتباطی و حل مسئلهای بین فردی میتواند به بهبود احترام و فرهنگ مدرسه کمک کند. این برنامهها میتوانند شامل جلسات گروهی با مشاور یا مشاورههای فردی در بهینه سازی مهارت کنترل خشم با دانشآموزان باشند.
5. برگزاری مسابقات و بازیهای اجتماعی
برگزاری مسابقات و بازیهایی که به تقویت همکاری، احترام و ارتباطات مثبت کمک میکنند میتواند برای دانشآموزان جذاب و مفید باشند.
6. برگزاری جلسات اجتماعی
تشویق دانشآموزان به شرکت در جلسات اجتماعی مثل گفتگوهای گروهی و جلسات تحت نظارت میتواند به ارتقاء مهارتهای اجتماعی و ارتباطی آنها کمک کند.
۷. خلاقیت
با ایجاد خلاقیت مانند تئاتر و شعر خوانی و نقاشی و هر شکلی از گفتمان که بتوان خشم و مهارت کنترل آنرا تشویق کرد، میتواند سهم بسزایی داشته باشد.
مهم است که از عقاید کودکان و نوجوانان برای این ایده ها استفاده کنیم.
همچنین، تأسیس کمیتهها و گروههای مدیریتی مدرسه تحت عنوان "کمیته احترام" یا "کمیته همبستگی" نیز میتواند به دانشآموزان امکان دهد تا در فرآیند تصمیمگیری در مورد مسائل مربوط به احترام و فرهنگ مدرسه شرکت کنند و از نظراتشان برای بهبود این مسائل استفاده شود.
این برنامهها و فعالیتها میتوانند به ترویج ارزشهای اجتماعی مثبت و ایجاد یک فضای احترام و همبستگی در مدرسه کمک کنند و به دانشآموزان کمک میکنند تا مهارتهای اجتماعی و فرهنگی مثبتی را توسعه دهند.
نقش والدین و مدرسه در همکاری برای پیشگیری از الفاظ رکیک و آموزش کودکان به مهارتهای ارتباطی سالم بسیار اهمیت دارد. این همکاری میتواند به شکلهای مختلفی صورت گیرد و نقش مهمی در شکلدهی به رفتارهای کودکان داشته باشد. در ادامه به برخی از این نقشها اشاره میکنم:
۱. تدریس مهارتهای ارتباطی
والدین و مدرسه میتوانند به کودکان آموزش دهند که چگونه احساسات و نیازهای خود را به شیوهای سالم و احترامآمیز در خانه و مدرسه ابراز کنند. این شامل مهارتهای گوش دادن فعال، ابراز احساسات به شیوهای موثر و همچنین حل مسائل به شیوهای سازنده میشود.
۲. ایجاد فضای با احترام
والدین و مدرسه باید به عنوان نمونههای مناسب برای کودکان عمل کنند و نشان دهند که چگونه با هم در ارتباطند و چگونه با دیگران با احترام برخورد می کنند. این شامل احترام به افراد دیگر، صحبت کردن به شیوهای مودب و ایجاد فضایی امن برای بیان احساسات در حضور کودکان و نوجوانان است. طبیعتا لازم است که مدرسه و والدین با هم مرزهای مشخصی را در این زمینه تعیین کنند. مثلا در زمان استفاده از واژه های نامناسب چگونه رفتار کنند و چه مرزهایی نیاز است.
۳. هماهنگی بین خانه و مدرسه والدین و مدرسه باید در تربیت کودکان هماهنگ عمل کنند و به یکدیگر کمک کنند تا رفتارهای مثبت کودکان در محیطهای مختلف تقویت شود. این هماهنگی میتواند با ارتباط مداوم و مشارکت والدین در زمینه تعلیم و تربیت کودکان تقویت رفتارهای مثبت کودکان و پیشگیری از الفاظ رکیک میتواند از راههای زیر مورد توجه والدین و مدرسه قرار گیرد:
۴. ارتباط مداوم و باز
والدین و معلمان باید از ارتباط مداوم با یکدیگر برای به اشتراک گذاری اطلاعات و برنامهریزی مشترک برخوردار باشند. این ارتباط میتواند به والدین کمک کند تا بفهمند که چه نوع رفتارهایی در خانه به کودکان یاد داده میشود و معلمان را در جریان قرار دهد که چه مواردی در محیط مدرسه ممکن است بر رفتار کودکان تأثیر بگذارد.
2
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1💯1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
۵. آموزش مهارتهای مدیریت احساسات در خانه و مدرسه: هماهنگی بین والدین و مدرسه برای آموزش مهارتهای مدیریت احساسات به کودکان میتواند به آنها کمک کند تا احساسات خود را به شیوههای سازندهتری بیان کرده و از استفاده از الفاظ رکیک خودداری کنند. این شیوه باید یکسان در خانه و مدرسه مدیریت شود.
۶. ایجاد محیطهای آموزشی حمایتکننده و امن در خانه و مدرسه: مدرسه باید یک محیط حمایتکننده را برای کودکان فراهم کند تا احساس امنیت کنند و بتوانند در آنجا به مهارتهای ارتباطی سالم و احترامآمیز آموخته شده عمل کنند.
✔️ از آنجا که والدین و مدرسه هر دو نقش مهمی در زندگی کودکان دارند، همکاری و هماهنگی بین آنها برای پیشگیری از الفاظ رکیک و فحاشی و آموزش کودکان به مهارتهای ارتباطی سالم بسیار حیاتی است. این همکاری میتواند از طریق زیر انجام شود:
✔️ الف) برگزاری جلسات آموزشی برای والدین و معلمان و مشاوران مدرسه،
✔️ ب) ارائه منابع و کتابهای آموزشی مناسب برای کودکان،
✔️ پ) برگزاری کارگاهها و نشستهای علنی بین والدین و معلمان و مشاوران،
✔️ ج) و همچنین ارتقاء هماهنگی در مورد اصول تربیتی و تربیت اخلاقی دانش آموزان
به طور کلی، همکاری بین والدین و مدرسه برای پیشگیری از الفاظ رکیک و آموزش کودکان به مهارتهای ارتباطی سالم میتواند بهبود محیطهای زندگی خانوادگی و مدرسه، تقویت روابط میان والدین و معلمان، و بهبود رفتار و عملکرد تحصیلی کودکان منجر شود. این یک فرآیند پیچیده و چندجانبه سیستمی است که نیازمند تعهد و هماهنگی مداوم از سوی والدین و معلمان و مشاوران است.
پایان
3
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
۶. ایجاد محیطهای آموزشی حمایتکننده و امن در خانه و مدرسه: مدرسه باید یک محیط حمایتکننده را برای کودکان فراهم کند تا احساس امنیت کنند و بتوانند در آنجا به مهارتهای ارتباطی سالم و احترامآمیز آموخته شده عمل کنند.
به طور کلی، همکاری بین والدین و مدرسه برای پیشگیری از الفاظ رکیک و آموزش کودکان به مهارتهای ارتباطی سالم میتواند بهبود محیطهای زندگی خانوادگی و مدرسه، تقویت روابط میان والدین و معلمان، و بهبود رفتار و عملکرد تحصیلی کودکان منجر شود. این یک فرآیند پیچیده و چندجانبه سیستمی است که نیازمند تعهد و هماهنگی مداوم از سوی والدین و معلمان و مشاوران است.
پایان
3
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
همجنسگرایی خوشبختانه ژنتیک نیست وگرنه تا حالا دستکاری شده بود.
یک نکته اپی ژنتیکی هست یا همون واریشن یا واریاسیون هست و گرایش ها تو ژنتیک جایی ندارن. هر وقت دگرجنسگرایی رو ژنتیکی تونستند ثابت کنند دیگر گرایش ها هم پیدا خواهند کرد. 😀
بعضی مطالعات نشان دادن که همجنسگرایی ممکنه در برخی موارد به عوامل ژنتیکی مربوط باشه اما.... بررسیهای علمی نشان داده است که بیش از حد همتوالی در برخی از خانوادهها و نسلها، همجنسگرایی ممکنه نشانگر وجود عوامل ژنتیکی باشه ولی قطعی نیست. با این حال، همچنین باید توجه داشت که مسائلی مانند هویت جنسی و جنسیت به عنوان ابعاد چند بعدی و پیچیدهای مطرح هستند و تنها توسط عوامل ژنتیکی تعیین نمیشن. عوامل محیطی، فرهنگی و روانی مثل عوامل شخصیتی نیز نقش مهمی در شکلگیری هویت جنسی و تمایلات جنسی افراد ایفا میکنند.
یک نکته اپی ژنتیکی هست یا همون واریشن یا واریاسیون هست و گرایش ها تو ژنتیک جایی ندارن. هر وقت دگرجنسگرایی رو ژنتیکی تونستند ثابت کنند دیگر گرایش ها هم پیدا خواهند کرد. 😀
بعضی مطالعات نشان دادن که همجنسگرایی ممکنه در برخی موارد به عوامل ژنتیکی مربوط باشه اما.... بررسیهای علمی نشان داده است که بیش از حد همتوالی در برخی از خانوادهها و نسلها، همجنسگرایی ممکنه نشانگر وجود عوامل ژنتیکی باشه ولی قطعی نیست. با این حال، همچنین باید توجه داشت که مسائلی مانند هویت جنسی و جنسیت به عنوان ابعاد چند بعدی و پیچیدهای مطرح هستند و تنها توسط عوامل ژنتیکی تعیین نمیشن. عوامل محیطی، فرهنگی و روانی مثل عوامل شخصیتی نیز نقش مهمی در شکلگیری هویت جنسی و تمایلات جنسی افراد ایفا میکنند.
❤1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
منطقه Xq28 در کروموزوم X انسان مورد مطالعه در ارتباط با ویژگی همگانگی جنسی در مردان است. با این حال، عملکرد دقیق ژن یا ژنهای Xq28 به طور کامل مشخص نشده است و حیاتی است که توجه شود که گرایش جنسی یک مسئله پیچیده است و احتمالاً تحت تأثیر ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی قرار دارد. تحقیقات در این زمینه در حال ادامه است و درک ما بهروز میشود.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
چهار فصل بودن کشور زیبای ما و علاقه ما ایرانیان از هر قوم و کیش به برگزاری جشن های و دورهمی ها و شادی دلیلی شده تا جشن های فصلی بسیاری در گاه نامه ما مردمان ایران زمین جای بگیرد. عید نوروز مژده دهنده فصل بهار، رویش و کاشت، جشن تیرگان در پیشواز تابستان فصل پیرایش و داشت و جشن مهرگان در آغاز پاییز فصل مهر و برداشت و اکنون جشن شب یلدا در شروع زمستان فصل آسایش و آزادی. و این شب بلند سال بر شما شاد و نکو باد و باشد که سال آینده در ایران عزیز ما این شب را بدون حکومت جبار اسلامی در آزادی جشن بگیریم.
مهریلدایی با شما✨
موریس ستودگان
مهریلدایی با شما✨
موریس ستودگان
کانال هایده و مهستی
Shabe Yalda ♥
🍻 مستِ مستم کن
جامو ببر بالا، بزن به دست ما
مِی پرستم کن، تو عالم مستی
✨ امشب شبِ یلداست...
🎵ترانهٔ بسیار زیبای #شب_یلدا
🙏به درخواست شما عزیزان
🍉 یلداتون مبارک...
♥️id: @Hayedeh_Mahesti
جامو ببر بالا، بزن به دست ما
مِی پرستم کن، تو عالم مستی
✨ امشب شبِ یلداست...
🎵ترانهٔ بسیار زیبای #شب_یلدا
🙏به درخواست شما عزیزان
🍉 یلداتون مبارک...
♥️id: @Hayedeh_Mahesti
Forwarded from Science Magazine
تمامی رشته های خودش رو به شکل مجانی قرار میده برای علاقه مند ها
کسایی که زبانشون خوبه میتونن استفاده کنن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
MIT OpenCourseWare
MIT OpenCourseWare | Free Online Course Materials
MIT OpenCourseWare is a web based publication of virtually all MIT course content. OCW is open and available to the world and is a permanent MIT activity
❤2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 در باره C-PTSD اختلال استرس پس از سانحه پیچیده چه میدانیم
اختلال استرس پس از سانحه پیچیده (C-PTSD) یک وضعیت روانی است که میتواند در پاسخ به آسیبهای مکرر یا طولانیمدت ایجاد شود. این بیماری شبیه اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) است اما معمولاً با آسیب های مزمن و بین فردی مانند سوء استفاده در دوران کودکی، خشونت خانگی یا اسارت طولانی مدت همراه است.
در اینجا چند نکته کلیدی در مورد C-PTSD وجود دارد:
*️⃣ 1. علائم: C-PTSD می تواند باعث طیف وسیعی از علائم شود، از جمله اختلال در تنظیم عاطفی، مشکل در ایجاد و حفظ روابط، برداشت منفی از خود، اختلال در تنظیم عاطفه، و احساس تحریف شده از خود. علائم دیگر ممکن است شامل تفکیک، مشکل در تنظیم احساسات و علائم جسمانی باشد.
*️⃣ 2. علل: C-PTSD اغلب با تجارب ترومای مزمن، مانند غفلت در مراقبت در دوران کودکی، آزار عاطفی، فیزیکی یا جنسی، خشونت خانگی، قاچاق انسان، یا نگهداری به عنوان اسیر جنگی همراه است. این تجربیات می تواند منجر به اختلالات قابل توجهی در رشد و سلامت روانی فرد شود.
*️⃣ 3. تشخیص: در حالی که C-PTSD در حال حاضر به عنوان یک تشخیص متمایز در DSM-5 (راهنمای تشخیصی اولیه که توسط متخصصان بهداشت روان استفاده می شود) شناخته نشده است، اما به طور فزاینده ای در جامعه بهداشت روان مورد بحث قرار می گیرد. برخی از پزشکان و محققان بر این باورند که علائم C-PTSD به اندازه کافی توسط معیارهای PTSD مشخص نشده است و ممکن است نیاز به تشخیص مشخص و مجزا داشته باشد.
*️⃣ 4. درمان: درمان C-PTSD اغلب شامل ترکیبی از درمان است، مانند درمان متمرکز بر تروما، درمان رفتاری شناختی (CBT)، رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT)، و حساسیت زدایی و پردازش مجدد حرکات چشم (EMDR). هدف از درمان کمک به افراد برای پردازش و مدیریت تأثیر تجربیات آسیب زا، توسعه راهبردهای مقابله ای بهتر و بهبود کیفیت کلی زندگی آنها است. توجه به این نکته مهم است که C-PTSD یک وضعیت پیچیده و چالش برانگیز است و افرادی که با اثرات آن دست و پنجه نرم می کنند باید از متخصصان روان واجد شرایط حمایت شوند.
چند نکته که حائز اهمیت است.
*️⃣ 5. تأثیر بر عملکرد روزانه: C-PTSD می تواند به طور قابل توجهی بر حوزه های مختلف عملکرد روزانه، از جمله کار، روابط، و رفاه کلی تأثیر بگذارد. افراد درگیر به C-PTSD ممکن است با حفظ شغل پایدار، ایجاد و حفظ روابط سالم، و مدیریت علائم عاطفی و جسمی مرتبط با تروما مشکل داشته باشند.
*️⃣ 6. شرایط همزمان: افراد با C-PTSD ممکن است شرایط سلامت روان دیگری مانند افسردگی، اختلالات اضطرابی، سوء مصرف مواد و سایر اختلالات مرتبط با تروما را نیز تجربه کنند. این شرایط همزمان می تواند درمان و مدیریت C-PTSD را پیچیده تر کند و نیاز به مراقبت جامع و فردی را برجسته کند.
*️⃣ 7. مراقبت آگاهانه از تروما: با توجه به ماهیت منحصر به فرد C-PTSD و ارتباط آن با ترومای پیچیده و طولانی مدت، مراقبت از تروما در رفع نیازهای افراد مبتلا به این بیماری بسیار مهم است. مراقبت آگاهانه از تروما بر درک شیوع و تأثیر تروما، ارتقای ایمنی و اعتماد، و توانمندسازی افراد برای بازسازی حس کنترل و عاملیت در زندگی خود تأکید دارد.
*️⃣ 8. بهبودی طولانی مدت: بهبودی از C-PTSD اغلب یک فرآیند پیچیده و مداوم است که شامل پرداختن به علائم و چالش های مختلف مرتبط با این بیماری است. در حالی که رفع کامل علائم ممکن است همیشه امکان پذیر نباشد، بسیاری از افراد می توانند با حمایت و درمان مناسب بهبودهای قابل توجهی را در کیفیت زندگی خود تجربه کنند. برای افراد مبتلا به C-PTSD مهم است که از متخصصان این حوزه دد تروما که در درمان شرایط مربوط به تروما تجربه کافی دارند کمک بگیرند. ایجاد یک شبکه حمایتی قوی، درگیر شدن در شیوه های خودمراقبتی و یادگیری استراتژی های مقابله ای موثر نیز می تواند برای مدیریت اثرات C-PTSD مفید باشد.
#C_ptsd
۱-۲
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
اختلال استرس پس از سانحه پیچیده (C-PTSD) یک وضعیت روانی است که میتواند در پاسخ به آسیبهای مکرر یا طولانیمدت ایجاد شود. این بیماری شبیه اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) است اما معمولاً با آسیب های مزمن و بین فردی مانند سوء استفاده در دوران کودکی، خشونت خانگی یا اسارت طولانی مدت همراه است.
در اینجا چند نکته کلیدی در مورد C-PTSD وجود دارد:
چند نکته که حائز اهمیت است.
#C_ptsd
۱-۲
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
1. National Institute of Mental Health (NIMH): The NIMH provides information on mental health conditions, including PTSD and related disorders. Their website offers resources, research updates, and information on clinical trials related to trauma and PTSD.
2. American Psychological Association (APA): The APA offers resources on trauma, PTSD, and related conditions. Their website provides articles, fact sheets, and information on finding qualified mental health professionals.
3. Sidran Institute: The Sidran Institute specializes in traumatic stress education and advocacy. Their website offers resources, publications, and information on trauma-related conditions, including C-PTSD.
Books: کتابها
1. "The Body Keeps the Score: Brain, Mind, and Body in the Healing of Trauma" by Bessel van der Kolk, M.D.: This book explores the impact of trauma on the body and mind, offering insights into the nature of trauma and strategies for healing.
2. "Complex PTSD: From Surviving to Thriving" by Pete Walker: This book provides a comprehensive understanding of C-PTSD and offers practical guidance for individuals living with the condition. It covers topics such as emotional flashbacks, the "four Fs" (fight, flight, freeze, and fawn), and healing strategies.
3. "Trauma and Recovery: The Aftermath of Violence – From Domestic Abuse to Political Terror" by Judith Herman, M.D.: This influential book examines the effects of trauma on individuals and society, outlining a framework for understanding and addressing traumatic experiences.
۲-۲
#C_ptsd
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
مکانیزمهای روانشناختی قهر ممکن است شامل توجه به تهدید، احساس از دست دادن کنترل، نقض انتظارات، تضاد داشتن با ارزشها یا انتظارات شخصی، احساس ناادری، ناکامی یا ناپذیرش شدن باشد. همچنین، تفاوتهای فردی نیز میتوانند باعث شود که افراد به شیوههای مختلفی به موقعیتهای محرک قهرآور واکنش نشان دهند.
بعضی از دلایل رایج قهر شدن شامل این موارد میشود:
1
@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM