Forwarded from Dr. Morris Setudegan
نقد کتاب
The Myth of Normal
افسانه عادی بودن
اثر گابور میت با دنیل میت
دسامبر 2023 هانا میلتون پزشک عمومی، مادر و یک دونده حرفه ای.
"تروما آنچه برای شما اتفاق می افتد نیست بلکه آنچه در درون شما اتفاق می افتد است." گابور ماته یک پزشک معروف کانادایی است که کتاب های بسیار تأثیرگذاری دیگری از جمله «وقتی بدن می گوید نه»، که همچنین در مورد ارتباط ذهن و بدن است، و «در قلمرو ارواح گرسنه» در مورد تجربیات خود از کار با افراد معتاد نوشته است. . او در مورد سفر روانشناختی خود از آنجایی که در زمان جنگ بوداپست به دنیا آمده بود، کاملاً آگاه است و از تأثیرات تجربیات اولیه زندگی خود بر الگوهای رفتاری بزرگسالان و روش های ارتباط با افراد دیگر بسیار آگاه است. او همچنین کتابی به نام «ذهن های پراکنده: ریشه ها و شفای اختلال کمبود توجه» نوشته است زیرا خود او و دو تن از فرزندانش تشخیص اختلال کمبود توجه دارند. عنوان این کتاب به نظر میرسد که نه تنها زندگی مدرن، بلکه NHS را نیز توصیف میکند: چیزی که ما آن را عادی میپذیریم، واقعاً نیست! این یک کتاب طولانی است. کتابی واقعاً، واقعاً طولانی، اما به سختی می توان فهمید که بدون از دست دادن بخشی از معنای آن، چه چیزی را می توان از آن برداشت کرد. بنابراین، خلاصه یک سطری من این خواهد بود: «زندگی مدرن برای سلامت جسمی و عاطفی ما سمی است و در اینجا شواهد و همچنین بسیاری از داستانهای شخصی جذاب برای نشان دادن این علم وجود دارد!». اگر به من اجازه می دادند جمله دومی را بنویسم: «اکنون که در مورد تأثیر تجربیات آسیب زای زندگی بر سلامت متقاعد شدید، در اینجا چند راه برای تغییر این بیماری از جمله تمرکز حواس وجود دارد». حالا من یک خلاصه دو خطی به شما دادم، اگر فقط میتوانید یک فصل را بخوانید، بگذارید فصل 28 «پیش از اینکه بدن نه بگوید: اولین قدمها برای بازگشت به خود» باشد. من از کتاب قبلی گابور، «وقتی بدن نه میگوید» بسیار لذت بردم، اما به سختی میتوانستم شرایط خودایمنی خودم را با زندگی ممتازم مطابقت دهم. متوجه شدم که میخواهم خودم را به خاطر بیماریهایم سرزنش کنم، اگرچه موفق شدم این احساس را نسبت به بیمارانم نداشته باشم. این فصل بر روش شناسی توسعه یافته توسط گابور به نام "تحقیق دلسوزانه" تمرکز دارد و درک من را عمیق تر کرد. من مطمئن هستم که بسیاری از پزشکان عمومی شخصاً از فکر کردن در مورد این روش سود می برند، زیرا این روش تحقیقی صادقانه اما دلسوزانه را با استفاده از سؤالات زیر تشویق می کند:
1. در زمینه های مهم زندگیم، به چه چیزی نه نمی گویم؟
2. ناتوانی من در نه گفتن چه تأثیری بر زندگی من دارد؟
3. چه سیگنال های بدنی را نادیده گرفته ام؟ چه علائمی را نادیده گرفته ام که می تواند علائم هشدار دهنده باشد، آیا باید آگاهانه توجه کنم؟
4. داستان پنهان پشت ناتوانی من در نه گفتن چیست؟
5. این داستان ها را از کجا یاد گرفتم؟
6. کجای "آری" که می خواستم گفته شود نادیده گرفته یا انکار کرده ام؟
گابور مثالهای زیادی از افرادی میآورد که توانستهاند با بیماریهای مزمن خود «مکالمه» داشته باشند و ببینند که چگونه بیماری راهی است که بدنشان به آنها میگوید مشکلی وجود دارد. برخی آن را به عنوان یک سیستم هشدار توصیف می کنند که ممکن است یک احساس را سرکوب کنند یا شرایطی را تحمل کنند که واقعاً نباید. یاد یک سری کتاب احساسات می افتم که برای بچه های دبستانی ام خریده بودم. هر کتاب در این مجموعه با این جمله شروع می شود: «همه ما همیشه عواطف یا احساساتی داریم. احساسات ما بسیار مهم است. آنها به ما کمک می کنند تا در مورد دنیای اطراف خود فکر کنیم و بدانیم که چگونه می خواهیم واکنش نشان دهیم. من قبل از اینکه واقعاً بفهمم این کتاب ها را چندین بار هنگام خواب برای فرزندانم خواندم! من بهتر می توانم احساسات قوی را به جای انکار یا سرکوب آنها متوجه شوم و به آنها توجه کنم. شاید شعله ور شدن اگزما اخیر منطقی باشد وقتی برخی از استرس های خانوادگی را در نظر بگیرم که برای رفع آنها نیاز به ورودی های فیزیکی و عاطفی زیادی دارد. شاید اگر واقعاً بخواهم در مورد آن فکر کنم، حتی آسیب دویدن ممکن است کمی منطقی باشد.
ادامه دارد...
۱
@thinkpluswithus
The Myth of Normal
افسانه عادی بودن
اثر گابور میت با دنیل میت
دسامبر 2023 هانا میلتون پزشک عمومی، مادر و یک دونده حرفه ای.
"تروما آنچه برای شما اتفاق می افتد نیست بلکه آنچه در درون شما اتفاق می افتد است." گابور ماته یک پزشک معروف کانادایی است که کتاب های بسیار تأثیرگذاری دیگری از جمله «وقتی بدن می گوید نه»، که همچنین در مورد ارتباط ذهن و بدن است، و «در قلمرو ارواح گرسنه» در مورد تجربیات خود از کار با افراد معتاد نوشته است. . او در مورد سفر روانشناختی خود از آنجایی که در زمان جنگ بوداپست به دنیا آمده بود، کاملاً آگاه است و از تأثیرات تجربیات اولیه زندگی خود بر الگوهای رفتاری بزرگسالان و روش های ارتباط با افراد دیگر بسیار آگاه است. او همچنین کتابی به نام «ذهن های پراکنده: ریشه ها و شفای اختلال کمبود توجه» نوشته است زیرا خود او و دو تن از فرزندانش تشخیص اختلال کمبود توجه دارند. عنوان این کتاب به نظر میرسد که نه تنها زندگی مدرن، بلکه NHS را نیز توصیف میکند: چیزی که ما آن را عادی میپذیریم، واقعاً نیست! این یک کتاب طولانی است. کتابی واقعاً، واقعاً طولانی، اما به سختی می توان فهمید که بدون از دست دادن بخشی از معنای آن، چه چیزی را می توان از آن برداشت کرد. بنابراین، خلاصه یک سطری من این خواهد بود: «زندگی مدرن برای سلامت جسمی و عاطفی ما سمی است و در اینجا شواهد و همچنین بسیاری از داستانهای شخصی جذاب برای نشان دادن این علم وجود دارد!». اگر به من اجازه می دادند جمله دومی را بنویسم: «اکنون که در مورد تأثیر تجربیات آسیب زای زندگی بر سلامت متقاعد شدید، در اینجا چند راه برای تغییر این بیماری از جمله تمرکز حواس وجود دارد». حالا من یک خلاصه دو خطی به شما دادم، اگر فقط میتوانید یک فصل را بخوانید، بگذارید فصل 28 «پیش از اینکه بدن نه بگوید: اولین قدمها برای بازگشت به خود» باشد. من از کتاب قبلی گابور، «وقتی بدن نه میگوید» بسیار لذت بردم، اما به سختی میتوانستم شرایط خودایمنی خودم را با زندگی ممتازم مطابقت دهم. متوجه شدم که میخواهم خودم را به خاطر بیماریهایم سرزنش کنم، اگرچه موفق شدم این احساس را نسبت به بیمارانم نداشته باشم. این فصل بر روش شناسی توسعه یافته توسط گابور به نام "تحقیق دلسوزانه" تمرکز دارد و درک من را عمیق تر کرد. من مطمئن هستم که بسیاری از پزشکان عمومی شخصاً از فکر کردن در مورد این روش سود می برند، زیرا این روش تحقیقی صادقانه اما دلسوزانه را با استفاده از سؤالات زیر تشویق می کند:
1. در زمینه های مهم زندگیم، به چه چیزی نه نمی گویم؟
2. ناتوانی من در نه گفتن چه تأثیری بر زندگی من دارد؟
3. چه سیگنال های بدنی را نادیده گرفته ام؟ چه علائمی را نادیده گرفته ام که می تواند علائم هشدار دهنده باشد، آیا باید آگاهانه توجه کنم؟
4. داستان پنهان پشت ناتوانی من در نه گفتن چیست؟
5. این داستان ها را از کجا یاد گرفتم؟
6. کجای "آری" که می خواستم گفته شود نادیده گرفته یا انکار کرده ام؟
گابور مثالهای زیادی از افرادی میآورد که توانستهاند با بیماریهای مزمن خود «مکالمه» داشته باشند و ببینند که چگونه بیماری راهی است که بدنشان به آنها میگوید مشکلی وجود دارد. برخی آن را به عنوان یک سیستم هشدار توصیف می کنند که ممکن است یک احساس را سرکوب کنند یا شرایطی را تحمل کنند که واقعاً نباید. یاد یک سری کتاب احساسات می افتم که برای بچه های دبستانی ام خریده بودم. هر کتاب در این مجموعه با این جمله شروع می شود: «همه ما همیشه عواطف یا احساساتی داریم. احساسات ما بسیار مهم است. آنها به ما کمک می کنند تا در مورد دنیای اطراف خود فکر کنیم و بدانیم که چگونه می خواهیم واکنش نشان دهیم. من قبل از اینکه واقعاً بفهمم این کتاب ها را چندین بار هنگام خواب برای فرزندانم خواندم! من بهتر می توانم احساسات قوی را به جای انکار یا سرکوب آنها متوجه شوم و به آنها توجه کنم. شاید شعله ور شدن اگزما اخیر منطقی باشد وقتی برخی از استرس های خانوادگی را در نظر بگیرم که برای رفع آنها نیاز به ورودی های فیزیکی و عاطفی زیادی دارد. شاید اگر واقعاً بخواهم در مورد آن فکر کنم، حتی آسیب دویدن ممکن است کمی منطقی باشد.
ادامه دارد...
۱
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
نژادپرستی به درستی در سراسر کتاب دیده می شود، زیرا هنوز به بخش قابل توجهی از جمعیت ما آسیب وارد می کند. تأثیر آسیبهای نژادپرستانه نسلهای گذشته، نه تنها از طریق عوامل اجتماعی ریشهدار، بلکه از طریق اپی ژنتیک (اصلاح بیان ژن به دلیل عوامل محیطی) بر امروز نیز ادامه دارد. گابور ارتباط بین راهبردهای مقابله ای ناکارآمد ایجاد شده توسط گروه های به حاشیه رانده شده و سلامت عاطفی و جسمی بعدی آنها را برجسته می کند. فصل «جاذبههای شوک جامعه: چرا زنان آن را بدتر میکنند» نه تنها میزان بالاتر بیماریهای روانی، بلکه بسیاری از شرایط خودایمنی را در زنان توضیح میدهد. توضیح او در مورد اینکه چگونه فرهنگ مردسالارانه زنان را وادار میکند تا مراقب پیشفرض در بیشتر روابط باشند، واقعاً با آنچه من در جامعه عملی خود مشاهده میکنم طنینانداز شد. ما در سنین جوانی می آموزیم که باید برخی از احساسات "ناخواسته" خود را سرکوب کنیم تا بتوانیم وابستگی مورد نیاز خود را از مراقبین خود دریافت کنیم. نویسنده کمی مرا در جلسه درمانی شمنی روانگردان خود در تیپی در پرو از دست داد. از برخی جهات من واقعاً قلب باز او را برای نگاه کردن فراتر از معمول تحسین می کنم، اما متقاعد نشده ام که این یک شکل واقعی برای درمان برای من یا بیمارانم باشد! با این حال، اگر من با همه چیز در یک کتاب موافق باشم، به من مشکوک می شود که به اندازه کافی انتقادی نگاه نمیکنم، بنابراین این فصل ثابت کرد که تقریباً با هر چیز دیگری که او گفته موافق هستم. گابور در فصل خود «یک تنش آسیبزا: دلبستگی در برابر اصالت» به این موضوع میپردازد که چگونه میتوانیم بین نیاز بیولوژیکی خود برای دلبستگی به انسانهای دیگر و خود واقعیمان تضاد داشته باشیم. ما در سنین جوانی می آموزیم که باید برخی از احساسات "ناخواسته" خود را سرکوب کنیم تا بتوانیم وابستگی مورد نیاز خود را از مراقبین خود دریافت کنیم. اگر اصالت بیش از حد سرکوب شود، ممکن است به دنبال ضربه های دوپامین از چیزی غیر از روابط باشیم. برای نشان دادن این موضوع، گابور از وینسنت فلیتی (از مطالعه مشهور اکنون در سال 1998 تجربیات نامطلوب دوران کودکی (ACE)) در مورد اعتیاد نقل قول میکند: «سخت است که از چیزی که تقریباً مؤثر است سیر شویم». این به وضوح در اعتیاد قابل درک است اما من را به یاد میل مداوم روزانه (که توسط تبلیغات، رسانه ها و فشار همسالان هدایت می شود) برای مصرف، ارتقاء، خرید و خرید می اندازد. ما همچنان باور داریم که سیر خواهیم شد، اما هرگز سیر نمی شویم. این کتاب بخشی از کتاب درسی، بخشی کتاب مردمی-روانشناسی و بخشی کتاب خودیاری است. بخشهای زیادی از آن مواردی را که من در مورد سلامتی و سلامتی از 15 سال به بالا در تمرین عمومی (و همچنین 44 سال زندگیام!) متوجه شدهام تأیید میکند. من فکر می کنم که با اکثر پزشکان عمومی طنین انداز می شود و ممکن است به برخی از بیماران ما توصیه شود.
کتاب برگزیده: افسانه عادی بودن: تروما، بیماری و شفا در فرهنگ سمی اثر گابور ماته با دانیل ماته، پنگوئن رندوم هاوس بریتانیا، 2022، 550 صفحه
ترجمه: م. ستودگان
@thinkpluswithus
کتاب برگزیده: افسانه عادی بودن: تروما، بیماری و شفا در فرهنگ سمی اثر گابور ماته با دانیل ماته، پنگوئن رندوم هاوس بریتانیا، 2022، 550 صفحه
ترجمه: م. ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
نگاهی بسیار کوتاه از کتاب گابور ماته "افسانه عادی بودن" توسط دکتر موریس ستودگان
«افسانه عادی بودن» نوشته گابور ماته جوهر آنچه را که ما در جامعه خود عادی می دانیم به چالش می کشد. ماته استدلال میکند که مفهوم عادی بودن افسانهای است که ما آن را برای تطابق با معیارهای اجتماعی خاص ساختهایم، که اغلب به بهای خود واقعی و رفاه ما تمام میشود. ماته در نوشته خود به خوبی بررسی می کند که چگونه تثبیت جامعه ما بر "عادی" بودن می تواند برای سلامت روانی و جسمی ما مضر باشد. او پیشنهاد می کند که فشار برای انطباق با هنجارهای اجتماعی می تواند منجر به احساس بی کفایتی، شرم و قطع ارتباط با خود واقعی ما شود. این تلاش مداوم برای عادی بودن همچنین می تواند به استرس، اضطراب و حتی مشکلات جدی سلامتی کمک کند. ماته از ما می خواهد که ایده عادی بودن را زیر سوال ببریم و به جای آن از فردیت منحصر به فرد خود استقبال کنیم. او بر اهمیت پذیرش خود، شفقت و درک در پرورش احساس سالم هویت تأکید می کند. با کنار گذاشتن افسانه عادی، میتوانیم خود را از محدودیتهای انتظارات جامعه رها کنیم و واقعیتر زندگی کنیم. در نهایت، "افسانه عادی" ما را به چالش می کشد تا مفهوم عادی خود را دوباره تعریف کنیم و تنوع و پیچیدگی تجربه انسانی را جشن بگیریم. این ما را دعوت می کند تا ویژگی ها، معایب و تفاوت های خود را به عنوان منبع قدرت و انعطاف پذیری بپذیریم. با انجام این کار، میتوانیم حس عمیقتری از خودآگاهی، ارتباط و رفاه را پرورش دهیم که از محدودیتهای هنجارهای اجتماعی فراتر میرود.
با رهایی از افسانه عادی، می توانیم جامعه ای فراگیرتر و دلسوزتر را پرورش دهیم که در آن به جای سرکوب تنوع، جشن گرفته می شود. پذیرش منحصر به فرد بودن و ارج نهادن به مسیرهای فردی خود می تواند منجر به پذیرش بیشتر خود، همدلی با دیگران و احساس رضایت عمیق تر شود. بینشهای گابور ماته ما را به چالش میکشد تا در باورها و نگرشهای خود نسبت به عادی بودن فکر کنیم و ما را تشویق کنیم که استانداردهای سفت و سختی را که جامعه بر ما تحمیل میکند زیر سوال ببریم. با درک این موضوع که هیچ تعریف یکسانی از نرمال وجود ندارد، میتوانیم جهانی بردبارتر و قابل قبولتر ایجاد کنیم که در آن همه احساس میکنند برای آنچه هستند ارزش دارند و مورد احترام هستند. در پایان، «افسانه عادی» نوشته گابور ماته به عنوان یادآوری قدرتمند برای پذیرش اصالت ما، رد فشارهای جامعه برای مطابقت با تعریف محدود از عادی، و ارج نهادن به غنای تنوع انسانی است. با کنار گذاشتن اسطوره عادی بودن، می توانیم سفری برای کشف خود، شفقت به خود و ارتباط واقعی با خود و دیگران را آغاز کنیم. بیایید برای ایجاد جهانی تلاش کنیم که در آن فردیت تجلیل شود، تفاوت ها در آغوش گرفته شود و هرکسی آزاد باشد که خود واقعی خود باشد بدون ترس از قضاوت یا طرد شدن.
با از بین بردن افسانه عادی، خود را به روی جهانی باز می کنیم که در آن اصالت رشد می کند، جایی که افراد تشویق می شوند تا خود را به طور کامل بیان کنند، بدون ترس از برچسب غیرعادی یا ناکافی. آخرین اثر ماته ما را به چالش میکشد تا ارزشها و باورهای خود را دوباره بررسی کنیم، و ما را تشویق میکند تا عادی بودن را بر اساس شفقت، همدلی و درک تعریف کنیم تا مطابقت با استانداردهای خودسرانه. در جامعه ای که اغلب افراد را تحت فشار قرار می دهد تا با هنجارهای از پیش تعریف شده مطابقت کنند، پیام ماته چراغ امیدی برای کسانی است که احساس می کنند در دام انتظارات دیگران افتاده اند. با پذیرفتن و پذیرفتن ویژگیهای منحصربهفرد، خصلتها و نقصهای خود، میتوانیم احساس آزادی و توانمندی را که از زندگی واقعی به دست میآید پرورش دهیم. "افسانه عادی" به ما یادآوری می کند که تحقق و رفاه واقعی از پذیرش خودمان آنگونه که هستیم، بدون تلاش برای قرار گرفتن در قالبی است که هرگز برای ما در نظر گرفته نشده است. این ما را تشویق میکند تا تفاوتهایمان را جشن بگیریم، به سفرهای فردی خود احترام بگذاریم و در آسیبپذیریهایمان قدرت پیدا کنیم. در اصل، کاوش گابور ماته در مورد اسطوره عادی ما را به چالش می کشد تا وضعیت موجود را زیر سوال ببریم، مفهوم عادی بودن خود را دوباره تعریف کنیم و زیبایی تنوع خود را در آغوش بگیریم. این از ما میخواهد تا جهانی فراگیرتر، پذیرندهتر و دلسوزتر بسازیم که در آن هر فرد به دلیل مشارکتهای منحصربهفردش ارزش دارد و اصالت به عنوان معیار واقعی یک زندگی رضایتبخش تجلیل میشود.
پایان
@thinkpluswithus
«افسانه عادی بودن» نوشته گابور ماته جوهر آنچه را که ما در جامعه خود عادی می دانیم به چالش می کشد. ماته استدلال میکند که مفهوم عادی بودن افسانهای است که ما آن را برای تطابق با معیارهای اجتماعی خاص ساختهایم، که اغلب به بهای خود واقعی و رفاه ما تمام میشود. ماته در نوشته خود به خوبی بررسی می کند که چگونه تثبیت جامعه ما بر "عادی" بودن می تواند برای سلامت روانی و جسمی ما مضر باشد. او پیشنهاد می کند که فشار برای انطباق با هنجارهای اجتماعی می تواند منجر به احساس بی کفایتی، شرم و قطع ارتباط با خود واقعی ما شود. این تلاش مداوم برای عادی بودن همچنین می تواند به استرس، اضطراب و حتی مشکلات جدی سلامتی کمک کند. ماته از ما می خواهد که ایده عادی بودن را زیر سوال ببریم و به جای آن از فردیت منحصر به فرد خود استقبال کنیم. او بر اهمیت پذیرش خود، شفقت و درک در پرورش احساس سالم هویت تأکید می کند. با کنار گذاشتن افسانه عادی، میتوانیم خود را از محدودیتهای انتظارات جامعه رها کنیم و واقعیتر زندگی کنیم. در نهایت، "افسانه عادی" ما را به چالش می کشد تا مفهوم عادی خود را دوباره تعریف کنیم و تنوع و پیچیدگی تجربه انسانی را جشن بگیریم. این ما را دعوت می کند تا ویژگی ها، معایب و تفاوت های خود را به عنوان منبع قدرت و انعطاف پذیری بپذیریم. با انجام این کار، میتوانیم حس عمیقتری از خودآگاهی، ارتباط و رفاه را پرورش دهیم که از محدودیتهای هنجارهای اجتماعی فراتر میرود.
با رهایی از افسانه عادی، می توانیم جامعه ای فراگیرتر و دلسوزتر را پرورش دهیم که در آن به جای سرکوب تنوع، جشن گرفته می شود. پذیرش منحصر به فرد بودن و ارج نهادن به مسیرهای فردی خود می تواند منجر به پذیرش بیشتر خود، همدلی با دیگران و احساس رضایت عمیق تر شود. بینشهای گابور ماته ما را به چالش میکشد تا در باورها و نگرشهای خود نسبت به عادی بودن فکر کنیم و ما را تشویق کنیم که استانداردهای سفت و سختی را که جامعه بر ما تحمیل میکند زیر سوال ببریم. با درک این موضوع که هیچ تعریف یکسانی از نرمال وجود ندارد، میتوانیم جهانی بردبارتر و قابل قبولتر ایجاد کنیم که در آن همه احساس میکنند برای آنچه هستند ارزش دارند و مورد احترام هستند. در پایان، «افسانه عادی» نوشته گابور ماته به عنوان یادآوری قدرتمند برای پذیرش اصالت ما، رد فشارهای جامعه برای مطابقت با تعریف محدود از عادی، و ارج نهادن به غنای تنوع انسانی است. با کنار گذاشتن اسطوره عادی بودن، می توانیم سفری برای کشف خود، شفقت به خود و ارتباط واقعی با خود و دیگران را آغاز کنیم. بیایید برای ایجاد جهانی تلاش کنیم که در آن فردیت تجلیل شود، تفاوت ها در آغوش گرفته شود و هرکسی آزاد باشد که خود واقعی خود باشد بدون ترس از قضاوت یا طرد شدن.
با از بین بردن افسانه عادی، خود را به روی جهانی باز می کنیم که در آن اصالت رشد می کند، جایی که افراد تشویق می شوند تا خود را به طور کامل بیان کنند، بدون ترس از برچسب غیرعادی یا ناکافی. آخرین اثر ماته ما را به چالش میکشد تا ارزشها و باورهای خود را دوباره بررسی کنیم، و ما را تشویق میکند تا عادی بودن را بر اساس شفقت، همدلی و درک تعریف کنیم تا مطابقت با استانداردهای خودسرانه. در جامعه ای که اغلب افراد را تحت فشار قرار می دهد تا با هنجارهای از پیش تعریف شده مطابقت کنند، پیام ماته چراغ امیدی برای کسانی است که احساس می کنند در دام انتظارات دیگران افتاده اند. با پذیرفتن و پذیرفتن ویژگیهای منحصربهفرد، خصلتها و نقصهای خود، میتوانیم احساس آزادی و توانمندی را که از زندگی واقعی به دست میآید پرورش دهیم. "افسانه عادی" به ما یادآوری می کند که تحقق و رفاه واقعی از پذیرش خودمان آنگونه که هستیم، بدون تلاش برای قرار گرفتن در قالبی است که هرگز برای ما در نظر گرفته نشده است. این ما را تشویق میکند تا تفاوتهایمان را جشن بگیریم، به سفرهای فردی خود احترام بگذاریم و در آسیبپذیریهایمان قدرت پیدا کنیم. در اصل، کاوش گابور ماته در مورد اسطوره عادی ما را به چالش می کشد تا وضعیت موجود را زیر سوال ببریم، مفهوم عادی بودن خود را دوباره تعریف کنیم و زیبایی تنوع خود را در آغوش بگیریم. این از ما میخواهد تا جهانی فراگیرتر، پذیرندهتر و دلسوزتر بسازیم که در آن هر فرد به دلیل مشارکتهای منحصربهفردش ارزش دارد و اصالت به عنوان معیار واقعی یک زندگی رضایتبخش تجلیل میشود.
پایان
@thinkpluswithus
👍3❤1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
let's use the balloon law to achieve our goal and success, throw away everything that is not useful to achieve the goals, so that we can soar!
برای رسیدن به هدف و موفقیت از قانون بالُن استفاده کنیم، هر چیزی که برای رسیدن به هدفمون بدرد بخور نیست را بریزیم دور تا اوج بگیریم!
سالی خوبی داشته باشید دوستان!
@thinkpluswithus
برای رسیدن به هدف و موفقیت از قانون بالُن استفاده کنیم، هر چیزی که برای رسیدن به هدفمون بدرد بخور نیست را بریزیم دور تا اوج بگیریم!
سالی خوبی داشته باشید دوستان!
@thinkpluswithus
❤1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
بله ممکن است دیگران رفتار ما را نفهمند، اما چه باید کرد!؟
اگر دیگران انتظار داشته باشند که فقط کارهایی انجام دهیم که آنها بفهمند و تصمیمهایی بگیریم که آنها دلیلاش را درک کنند، عملا انتظار دارند زندگی، سطح درک آنها و نگاه آنها به زندگی باشیم.
بگذار بگویند غیرمنطقی یا ضداجتماعی هستیم، اما به این میارزد که خودمان باشیم! تازمانی که رفتار ما و تصمیمهای ما به کسی آسیبی نمیزند، ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم؛ چقدر زندگیها که با این توضیح خواستنها و تلاشهای بیهوده برای قانع کردن دیگران بر باد رفتهاند.
اریک فروم
از کتاب هنر عشق ورزیدن
اگر دیگران انتظار داشته باشند که فقط کارهایی انجام دهیم که آنها بفهمند و تصمیمهایی بگیریم که آنها دلیلاش را درک کنند، عملا انتظار دارند زندگی، سطح درک آنها و نگاه آنها به زندگی باشیم.
بگذار بگویند غیرمنطقی یا ضداجتماعی هستیم، اما به این میارزد که خودمان باشیم! تازمانی که رفتار ما و تصمیمهای ما به کسی آسیبی نمیزند، ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم؛ چقدر زندگیها که با این توضیح خواستنها و تلاشهای بیهوده برای قانع کردن دیگران بر باد رفتهاند.
اریک فروم
از کتاب هنر عشق ورزیدن
❤1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
دکتر موریس ستودگان
📍 به عنوان درمانگر یا مددکار و مشاور 3 تمرینی را که هر روز میتوان استفاده کرد تا از فکر کردن بیش از حد و نهایتا از burn out جلوگیری کنیم!
افکار زیاد و اندیشه های نوشخوار گونه نشانه ای از اضطراب حرفه ای ما میباشند که اغلب ما در اطاق روان درمانی و حرفه های یارانه که با یاوری مراجعان و مسایل انها سرکار داریم, با آن مواجه می شویم. اوقات زیادی خود را غافلگیر میکنیم که بیش از حد فکر کنیم، مانند بازگویی از گذشته - تکرار یک سناریو بارها و بارها در ذهنمان خطور میکند یا در زمان رانندگی یا اشپزی و شاید کوهنوردی هنوز به دنبال راه حل می گردیم. نگرانی شکل دیگری است که در آن ما در مورد آنچه در آینده ممکن است برای ما رخ دهد و به مراجعین ما مربوط میشود افکار ما را مشغول یا نگران می کند. بخثوص در اولین سالهای تجربه ما این اتفاق به وفور از همکاران شنیده میشود. حتی ما میتوانیم با افکار زیاد و با شک و نوشخوار ذهنی دچار وسواس فکری شویم.
ما در رشته و حرفه ما می توانیم همدلی کنیم. من یاد دارم وقتی جوان تر بودم، فکر کردن بیش از حد کیفیت زندگی مرا تحت شعاع خود قرار میداد و تا جلسه بعدی سوپر ویژن گاهی ناارام میشدم. .
👈 تحقیقات نشان داده است که فکر کردن بیش از حد می تواند انرژی را کاهش داده، خلاقیت را محدود و باعث مشکلات خواب شود.
در نهایت من می دانستم که برای کنار آمدن با مشکلات هم حرفه ای و هم شخصی به یک راه سالم نیاز دارم، و با کمک به دیگران در انجام همین کار، تحصیلات سه ساله سوپر ویژن را نیر شروع کردم.
همزمان با مطالعات زیاد و خلاقیت سه استراتژی را انتخاب کردم که هر روز برای جلوگیری از فکر کردن بیش از حد از آنها استفاده می کنم:
▪️1. قالبندی جدید در شکل مثبت ان
Positive Reframing
این اغلب با «مثبت سمی» اشتباه گرفته میشود، که از مردم میخواهد فقط مثبت فکر کنند - مهم نیست که شرایط چقدر سخت است. اما این در اینجا مد نظر من نیست.
از سوی دیگر reframing، چارچوب بندی یا قالب بندی مثبت به ما اجازه میدهد تا جنبههای منفی داستان را نیز بپذیریم، سپس از ما میخواهد که ارزیابی کنیم آیا راه دیگری برای فکر کردن در مورد همان موقعیت وجود دارد یا خیر. شاید مزایا یا جنبه هایی وجود داشته باشد که بتوانیم آن را تغییر دهید.
🔺 مثال:
ما دائماً شکایت می کنیم: «از رئیس بودن متنفرم. علاوه بر تمام این مهلتها و مسئولیتها، مدیریت این همه شخصیت پیچیده دشوار است. از نظر احساسی و ذهنی خسته کننده است. شغل من بد است و تنها هستم و مسیولیت زیادی به عهده من است و ....»
بعضی ها میگویند مثبت فکر کن بله ولی من به این متد تهویه احساس می گویم. ممکن است برای یک ثانیه احساس خوبی داشته باشم، اما چیزی را حل نمی کند. و احتمالاً همچنان به این فکر خواهم کرد که چقدر از شغل خود متنفر هستم یا فکر می کنم شاید در مدیریت کافی نیستم.
برای تمرین reframing یا قالببندی مجدد مثبت، فکر بالا را با این جمله جایگزین میکنم: «چیزها در حال حاضر چالش برانگیز هستند و من احساس میکنم از برخی چیزها در وظیفه روزمره جدا شدهام. نمیدانم آیا میتوانم چیزی را در مورد این وضعیت یا انتظاراتم در مورد آن تغییر دهم.»
این الگوی فکری به ما این قدرت را می دهد که موقعیت خود را تغییر دهیم. میتوانیم ابتدا با بررسی اینکه چه کارهای مهمی باید انجام شوند، شروع کنیم، سپس بقیه را به تأخیر بیندازیم یا آن را محول کنیم تا زمانی که احساس اضطراب کمتری داشته باشیم. نکته کلیدی این است که یک قدم به عقب برداریم و مسائل را یکی یکی بررسی کنیم و با ان کنار بیاییم.
▪️ 2. یک بار افکار خود را یادداشت کنیم، سپس به مدت 3 ساعت حواس خود را مشغول کنیم
هنگامی که مغز ما فکر می کند که در تضاد با خود یا خطر هستیم، یک سیستم هشدار داخلی برای محافظت از ما فعال می شود. یکی از چیزهایی که در آن به موفقیت دست یافته ام این است که احساساتم را یادداشت می کنم و قبل از پاسخ دادن یا انجام هر نوع اقدام تکانشی حداقل 3 ساعت منتظر می مانم.
سپس، آن نوشته را کنار می گذارم در حالی که حواس خود را با کار دیگری مشغول می کنم.
🔺 مثال:
ما به تازگی ایمیلی در مورد مشکلی دریافت کرده ایم. ما شدیدا ناراحت هستیم، قلبمان شروع به تپیدن می کند، نفس هایمان نامرتب می شود، و بیش از حد روی اینکه چه چیزی اشتباه بود و چرا تقصیر ماست متمرکز می شویم.
زمانی که مغز در حالت هشدار قرار دارد اگر به ایمیل پاسخ دهیم، ممکن است چیزهایی بگوییم که بعداً پشیمان شویم، یا که ممکن است چرخه معیوب تفکر بیش از حد را فعال کند.
نوشتن افکار منفی این قدرت را از آنگونه خطاها می گیرد. من اغلب احساس نمیکنم که نیازی به اقدامی دیگر باشد وقتی افکار مضطربم را به محض امدنشان یادداشت می کنم، - شاید نوعی عادت و خودمراقبتی باشد.
1/2
@thinkpluswithus
📍 به عنوان درمانگر یا مددکار و مشاور 3 تمرینی را که هر روز میتوان استفاده کرد تا از فکر کردن بیش از حد و نهایتا از burn out جلوگیری کنیم!
افکار زیاد و اندیشه های نوشخوار گونه نشانه ای از اضطراب حرفه ای ما میباشند که اغلب ما در اطاق روان درمانی و حرفه های یارانه که با یاوری مراجعان و مسایل انها سرکار داریم, با آن مواجه می شویم. اوقات زیادی خود را غافلگیر میکنیم که بیش از حد فکر کنیم، مانند بازگویی از گذشته - تکرار یک سناریو بارها و بارها در ذهنمان خطور میکند یا در زمان رانندگی یا اشپزی و شاید کوهنوردی هنوز به دنبال راه حل می گردیم. نگرانی شکل دیگری است که در آن ما در مورد آنچه در آینده ممکن است برای ما رخ دهد و به مراجعین ما مربوط میشود افکار ما را مشغول یا نگران می کند. بخثوص در اولین سالهای تجربه ما این اتفاق به وفور از همکاران شنیده میشود. حتی ما میتوانیم با افکار زیاد و با شک و نوشخوار ذهنی دچار وسواس فکری شویم.
ما در رشته و حرفه ما می توانیم همدلی کنیم. من یاد دارم وقتی جوان تر بودم، فکر کردن بیش از حد کیفیت زندگی مرا تحت شعاع خود قرار میداد و تا جلسه بعدی سوپر ویژن گاهی ناارام میشدم. .
👈 تحقیقات نشان داده است که فکر کردن بیش از حد می تواند انرژی را کاهش داده، خلاقیت را محدود و باعث مشکلات خواب شود.
در نهایت من می دانستم که برای کنار آمدن با مشکلات هم حرفه ای و هم شخصی به یک راه سالم نیاز دارم، و با کمک به دیگران در انجام همین کار، تحصیلات سه ساله سوپر ویژن را نیر شروع کردم.
همزمان با مطالعات زیاد و خلاقیت سه استراتژی را انتخاب کردم که هر روز برای جلوگیری از فکر کردن بیش از حد از آنها استفاده می کنم:
▪️1. قالبندی جدید در شکل مثبت ان
Positive Reframing
این اغلب با «مثبت سمی» اشتباه گرفته میشود، که از مردم میخواهد فقط مثبت فکر کنند - مهم نیست که شرایط چقدر سخت است. اما این در اینجا مد نظر من نیست.
از سوی دیگر reframing، چارچوب بندی یا قالب بندی مثبت به ما اجازه میدهد تا جنبههای منفی داستان را نیز بپذیریم، سپس از ما میخواهد که ارزیابی کنیم آیا راه دیگری برای فکر کردن در مورد همان موقعیت وجود دارد یا خیر. شاید مزایا یا جنبه هایی وجود داشته باشد که بتوانیم آن را تغییر دهید.
🔺 مثال:
ما دائماً شکایت می کنیم: «از رئیس بودن متنفرم. علاوه بر تمام این مهلتها و مسئولیتها، مدیریت این همه شخصیت پیچیده دشوار است. از نظر احساسی و ذهنی خسته کننده است. شغل من بد است و تنها هستم و مسیولیت زیادی به عهده من است و ....»
بعضی ها میگویند مثبت فکر کن بله ولی من به این متد تهویه احساس می گویم. ممکن است برای یک ثانیه احساس خوبی داشته باشم، اما چیزی را حل نمی کند. و احتمالاً همچنان به این فکر خواهم کرد که چقدر از شغل خود متنفر هستم یا فکر می کنم شاید در مدیریت کافی نیستم.
برای تمرین reframing یا قالببندی مجدد مثبت، فکر بالا را با این جمله جایگزین میکنم: «چیزها در حال حاضر چالش برانگیز هستند و من احساس میکنم از برخی چیزها در وظیفه روزمره جدا شدهام. نمیدانم آیا میتوانم چیزی را در مورد این وضعیت یا انتظاراتم در مورد آن تغییر دهم.»
این الگوی فکری به ما این قدرت را می دهد که موقعیت خود را تغییر دهیم. میتوانیم ابتدا با بررسی اینکه چه کارهای مهمی باید انجام شوند، شروع کنیم، سپس بقیه را به تأخیر بیندازیم یا آن را محول کنیم تا زمانی که احساس اضطراب کمتری داشته باشیم. نکته کلیدی این است که یک قدم به عقب برداریم و مسائل را یکی یکی بررسی کنیم و با ان کنار بیاییم.
▪️ 2. یک بار افکار خود را یادداشت کنیم، سپس به مدت 3 ساعت حواس خود را مشغول کنیم
هنگامی که مغز ما فکر می کند که در تضاد با خود یا خطر هستیم، یک سیستم هشدار داخلی برای محافظت از ما فعال می شود. یکی از چیزهایی که در آن به موفقیت دست یافته ام این است که احساساتم را یادداشت می کنم و قبل از پاسخ دادن یا انجام هر نوع اقدام تکانشی حداقل 3 ساعت منتظر می مانم.
سپس، آن نوشته را کنار می گذارم در حالی که حواس خود را با کار دیگری مشغول می کنم.
🔺 مثال:
ما به تازگی ایمیلی در مورد مشکلی دریافت کرده ایم. ما شدیدا ناراحت هستیم، قلبمان شروع به تپیدن می کند، نفس هایمان نامرتب می شود، و بیش از حد روی اینکه چه چیزی اشتباه بود و چرا تقصیر ماست متمرکز می شویم.
زمانی که مغز در حالت هشدار قرار دارد اگر به ایمیل پاسخ دهیم، ممکن است چیزهایی بگوییم که بعداً پشیمان شویم، یا که ممکن است چرخه معیوب تفکر بیش از حد را فعال کند.
نوشتن افکار منفی این قدرت را از آنگونه خطاها می گیرد. من اغلب احساس نمیکنم که نیازی به اقدامی دیگر باشد وقتی افکار مضطربم را به محض امدنشان یادداشت می کنم، - شاید نوعی عادت و خودمراقبتی باشد.
1/2
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
▪️3. «قدردانی» را تمرین کنیم
در روانشناسی، ما می دانیم که ابراز قدردانی می تواند شادی ما را افزایش دهد. میتواند به ما کمک کند تا ناامیدیهایمان را نسبت به چیزی که دوست نداریم بشناسیم و به ما کمک کند به چیزی بزرگتر از خودمان متصل شویم - مانند افراد حرفه ای دیگر، حیوانات، طبیعت یا یک قدرت برتر.
اما حقیقتا من متوجه شدم که تکرار مکرر همان تمرین قدردانی به مرور زمان دوباره روتین می شود و شاید میتواند به سرعتی که من نیاز دارم عمل نکند و بازده را حتی کاهش دهد - نه که کمال گرا باشم بلکه واقع گرایانه عمل کنم. برای همین، این می تواند به جای تمرین ذهنی خوب، تبدیل به یک کار روتین و بی معنی باشد و از ان میخواهم پیشگیری کنم.
بنابراین، من دوست دارم چیزی را تمرین کنم که آن را "قدردانی خاص" می نامم. در مثال پایین سعی بر توضیح ان خواهم داشت.
🔺 مثال:
به جای اینکه هر روز در دفترم بنویسم که «من برای سلامتیام سپاسگزارم»، چیزی شبیه این مینویسم اما با کمی خلاقیت بیشتر: «از اینکه امروز بدون درد خاصی یا سترس از خواب بیدار شدم و توانایی انجام تمرین امروز را دارم، سپاسگزارم».
یا اینکه برای خواب ارامی که داشتم و خوابهای خوبی که دیدم سپاسگزارم...
این به من کمک می کند که به جای فکر کردن بیش از حد به انتزاعات کلی، روی اینجا و اکنون و چیزهای خاص و احساس خاصم متمرکز بمانم. فردا، ممکن است هنوز برای سلامتی ام قدردان باشم، اما ممکن است به طور خاص قدردان چیز دیگری باشم باشم مثلا که انرژی کافی برای طولانی مدت دارم.
این نوشته را از صمیم قلب به کاترین مددکار اجتماعی هدیه میکنم شاید کمکی برای سترسهای روزمره در اوایل کارورزی او باشد.
پایان
دکتر موریس ستودگان.
کلکسیون 2022
#burn_out #reframing
#پیشگیری #قدر_دانی
2/2
@thinkpluswithus
در روانشناسی، ما می دانیم که ابراز قدردانی می تواند شادی ما را افزایش دهد. میتواند به ما کمک کند تا ناامیدیهایمان را نسبت به چیزی که دوست نداریم بشناسیم و به ما کمک کند به چیزی بزرگتر از خودمان متصل شویم - مانند افراد حرفه ای دیگر، حیوانات، طبیعت یا یک قدرت برتر.
اما حقیقتا من متوجه شدم که تکرار مکرر همان تمرین قدردانی به مرور زمان دوباره روتین می شود و شاید میتواند به سرعتی که من نیاز دارم عمل نکند و بازده را حتی کاهش دهد - نه که کمال گرا باشم بلکه واقع گرایانه عمل کنم. برای همین، این می تواند به جای تمرین ذهنی خوب، تبدیل به یک کار روتین و بی معنی باشد و از ان میخواهم پیشگیری کنم.
بنابراین، من دوست دارم چیزی را تمرین کنم که آن را "قدردانی خاص" می نامم. در مثال پایین سعی بر توضیح ان خواهم داشت.
🔺 مثال:
به جای اینکه هر روز در دفترم بنویسم که «من برای سلامتیام سپاسگزارم»، چیزی شبیه این مینویسم اما با کمی خلاقیت بیشتر: «از اینکه امروز بدون درد خاصی یا سترس از خواب بیدار شدم و توانایی انجام تمرین امروز را دارم، سپاسگزارم».
یا اینکه برای خواب ارامی که داشتم و خوابهای خوبی که دیدم سپاسگزارم...
این به من کمک می کند که به جای فکر کردن بیش از حد به انتزاعات کلی، روی اینجا و اکنون و چیزهای خاص و احساس خاصم متمرکز بمانم. فردا، ممکن است هنوز برای سلامتی ام قدردان باشم، اما ممکن است به طور خاص قدردان چیز دیگری باشم باشم مثلا که انرژی کافی برای طولانی مدت دارم.
این نوشته را از صمیم قلب به کاترین مددکار اجتماعی هدیه میکنم شاید کمکی برای سترسهای روزمره در اوایل کارورزی او باشد.
پایان
دکتر موریس ستودگان.
کلکسیون 2022
#burn_out #reframing
#پیشگیری #قدر_دانی
2/2
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍سندروم ضربه عشقی
Love Trauma Syndrom
یک سندروم ضابطه مند با نشانه های مشخص و قابل تشخیص است که وقوع آن می تواند در عملکرد حرفه ای، اجتماعی، تحصیلی و روابط بین فردی شخص ناکام اختلال ایجاد کند و باعث کاهش کیفیت زندگی فرد شود .بنابراین شکست عشقی را می توان نوعی فشار و استرس روانی دانست که به بروز مشکلات هیجانی شدید و طولانی منجر می شود ، عملکرد فرد در حوزه های مهم زندگی را مختل می کند و کاهش کیفیت زندگی را در پی دارد . این استرس باعث بروز نشانه های روانشناختی نسبتا پایداری مانند اختلال خواب, بی اشتهایی یا پرخوری روانی, اندوه عمیق ؛ هجوم و تکرار افکار و خاطرات مزاحم و خشم می شود .اگر بخواهیم نام آشناتری برای این تجربه پیدا کنیم ، بهترین نام سندروم تکرار خاطرات است .
این سندروم چهار ویژگی مشخص دارد؛
۱) سطح بالای برانگیختگی فیزیولوژیک
۲) اجتناب
۳) یادآوری خودکار افکار و خاطرات (نوشخوار ذهنی)
۴) بی حسی هیجانی
منبع: کتاب شکست عشقی از ریچارد بی راس
#love_trauma_syndrom
@thinkpluswithus
Love Trauma Syndrom
یک سندروم ضابطه مند با نشانه های مشخص و قابل تشخیص است که وقوع آن می تواند در عملکرد حرفه ای، اجتماعی، تحصیلی و روابط بین فردی شخص ناکام اختلال ایجاد کند و باعث کاهش کیفیت زندگی فرد شود .بنابراین شکست عشقی را می توان نوعی فشار و استرس روانی دانست که به بروز مشکلات هیجانی شدید و طولانی منجر می شود ، عملکرد فرد در حوزه های مهم زندگی را مختل می کند و کاهش کیفیت زندگی را در پی دارد . این استرس باعث بروز نشانه های روانشناختی نسبتا پایداری مانند اختلال خواب, بی اشتهایی یا پرخوری روانی, اندوه عمیق ؛ هجوم و تکرار افکار و خاطرات مزاحم و خشم می شود .اگر بخواهیم نام آشناتری برای این تجربه پیدا کنیم ، بهترین نام سندروم تکرار خاطرات است .
این سندروم چهار ویژگی مشخص دارد؛
۱) سطح بالای برانگیختگی فیزیولوژیک
۲) اجتناب
۳) یادآوری خودکار افکار و خاطرات (نوشخوار ذهنی)
۴) بی حسی هیجانی
منبع: کتاب شکست عشقی از ریچارد بی راس
#love_trauma_syndrom
@thinkpluswithus
❤1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
دکتر موریس ستودگان
📍اختلال استرس پس از خیانت چیست
👈 علل، علائم و درمان
Post Infidility Stress Disorder (PISD)
افراد فراوانی میدانند که به دنبال کشف ماجرا رابطه همسرشان با دیگری، احتمالاً طیف وسیعی از افکار و احساسات را تجربه کرده اند، از عدم احساس مشخص به همسر گرفته تا احساس کاملاً خارج از کنترل مانند بیقرار و "دیوانه" شدن. این نتیجه اختلال استرس پس از خیانت (PISD) است. اینها واکنشهای طبیعی به یک وضعیت غیر عادی هستند و با این متن هدفم این است که درکی بعضی از واکنشها و نحوه مقابله با ان را نشان دهم. با نگاه دقیق تری به علل، علائم و درمان PISD، همراه با برخی از ابزارها برای کمک به حداقل رساندن تأثیر مخرب این واکنشها بروی رفتار شاید بتوانیم به رابطه سزگر و سامان دهیم.
1) اختلال استرس پس از خیانت چیست؟
پس از کشف یک ماجرای خیانت، واکنش ها اغلب موازی با واکنش استرس پس از سانحه (PTSD) است. در PTSD، یکی از معیارهای مورد نیاز برای تشخیص این است که فرد در معرض مرگ، تهدید به مرگ، تهدید به آسیب جدی یا ضربه جنسی واقعی/ تهدید شده از طریق چندین روش مختلف قرار بگیرد. در یک خیانت، گرچه ممکن است تهدیدی برای زندگی جسمی فرد نبوده باشد, اما زنان زیادی و مردان گاهی به دلیل ناامیدی و عدم درک موقعیت دست به خودکشی یا دگر کشی میزنند. قطعاً این یک حمله و تهدید علیه سلامتی عاطفی فرد است که منجر به از دست دادن امنیت روانی فرد می شود. شخصی که بیش از همه به او اعتماد داشتیم و انتظار داشتیم که نیاز به لذت, به تعلق داشتن, نیاز به شادی و نیاز به رابطه سالم جنسی و حریم خصوصی را با ما تقسیم کرده و از روان ما محافظت و مراقبت کند، شخصی بود که ما را دقیقا در این مرزها زخمی کرده و آزار داده، ما را در یک حالت عدم درک رها کرده و در نتیجه احتمالاً منجر به واکنشهای متعددی از هر دو طرف خواهد شد. واکنشهایی که ممکن است در نتیجه این کنجکاوی و تحقیق در پی یافتن حقیقت ایجاد شود، غالباً چنان احساس طاقت فرسایی هست که می تواند در احساس خود گیر کنیم و نمی دانیم چگونه باید پیش برویم و چه واکنشی خوب و یا کمتر مفید است، یا چنان واکنشی نشان می دهیم و تصمیمی میگیریم که می تواند برای ما و کودکان مان، دیگران و به طور بالقوه در دراز مدت به رابطه و زندگی ما آسیب برساند. معمولا امیدواری به برگشت به رابطه است که متاسفانه اغلب سعی می شود ولی چون ان اعتماد خدشه دار شده دشواری های خاص خود را به همراه دارد.
2) علائم اختلال استرس پس از خیانت
واکنشهای پس از خیانت اغلب به سه دسته تقسیم می شوند: کنجکاوی، انقباض احساسی و بی قراری.
👈کنجکاوی
علائم کنجکاوی می تواند فلاش بک (یاداوری ناخوداگاه و غیر قابل کنترل از گذشته) ، کابوس و وسواس فکری را در بر بگیرد. در نتیجه تصاویر ساختگی ذهنی یا واقعی از تجربه از گذشته مرتبط با خیانت رخ می دهد. چیزهایی که قبل از این ماجرا به ان فکر هم نشده بود، به درد و رنج تبدیل می شوند. ما می توانیم مثلا در حال تماشای یک برنامه تلویزیونی، گوش دادن به یک آهنگ، داشتن یک مکالمه به ظاهر "عادی" باشیم، و حتی با دیدن اشیا معمولی و ناگهان سیل افکار سرازیر شده, خاطرات و فلاش بک هایی که می تواند ما را در آغوش خود نگه دارند. تنفس دشوار می شود، گسستگی از حال شکل می گیرد، " در هم شکستن" و شروع یک نوشخوار فکری تا حد وسواسی شروع میشود. ما به شخصی تبدیل می شویم که خودمان را هم نمیشناسیم, و این ممکن است بخشی از دلیل بی قراری شدید "دیوانه" شدن ما باشد. متاسفانه افراد خیانت شده خود را در تمام موارد و همه جزئیات در حد وسواس پیش میروند، و ممکن است در مورد جزئیاتی که کاملاً قابل درک برای دیگران نیست برای خودشان قافیه بسازند، صحنه هایی ایجاد می کنند تا حقیقت را برای خود بازسازی کنند. احتمالاً شخص احساس می کند از کنترل خود خارج شده و احساس می کند نمی تواند از افکار و احساسات طاقت فرسا خود دور شود.
👈 انقباض احساسی
علائم انقباض شامل افکار، احساسات و فعالیتهای مرتبط با خیانت است. این اغلب می تواند به معنای بی حس شدن ، درگیر شدن یا جدا شدن از افراد دیگر و عدم علاقه و اجتناب از انجام فعالیت های عادی باشد (نوعی خمودگی خلقی). افراد اغلب می توانند از احساسات بیش از حد و کنجکاوی به اجتناب و کنار کشیدن تغییر جهت دهند. گاهی افراد چنان مشغله فکری خیانت انها را خسته می کند که به حالت اجتناب از هر چیز مرتبط با آن می روند. این حالت به طور معمول موقتی است و ممکن است به نظر برسد که یک احساس تسکین ایجاد می کند، گاهی اوقات به عنوان راهی برای محافظت از خود در برابر چیزی که از نظر عاطفی بسیار دردناک است استفاده می شود. با این حال، برای بهبود حال خود و بهبودی از حس خیانت، شخص باید در روند ادغام عاطفی فعال شود, یعنی احساسات خود را بشناسد.
ادامه دارد...
1/3
@thinkpluswithus
📍اختلال استرس پس از خیانت چیست
👈 علل، علائم و درمان
Post Infidility Stress Disorder (PISD)
افراد فراوانی میدانند که به دنبال کشف ماجرا رابطه همسرشان با دیگری، احتمالاً طیف وسیعی از افکار و احساسات را تجربه کرده اند، از عدم احساس مشخص به همسر گرفته تا احساس کاملاً خارج از کنترل مانند بیقرار و "دیوانه" شدن. این نتیجه اختلال استرس پس از خیانت (PISD) است. اینها واکنشهای طبیعی به یک وضعیت غیر عادی هستند و با این متن هدفم این است که درکی بعضی از واکنشها و نحوه مقابله با ان را نشان دهم. با نگاه دقیق تری به علل، علائم و درمان PISD، همراه با برخی از ابزارها برای کمک به حداقل رساندن تأثیر مخرب این واکنشها بروی رفتار شاید بتوانیم به رابطه سزگر و سامان دهیم.
1) اختلال استرس پس از خیانت چیست؟
پس از کشف یک ماجرای خیانت، واکنش ها اغلب موازی با واکنش استرس پس از سانحه (PTSD) است. در PTSD، یکی از معیارهای مورد نیاز برای تشخیص این است که فرد در معرض مرگ، تهدید به مرگ، تهدید به آسیب جدی یا ضربه جنسی واقعی/ تهدید شده از طریق چندین روش مختلف قرار بگیرد. در یک خیانت، گرچه ممکن است تهدیدی برای زندگی جسمی فرد نبوده باشد, اما زنان زیادی و مردان گاهی به دلیل ناامیدی و عدم درک موقعیت دست به خودکشی یا دگر کشی میزنند. قطعاً این یک حمله و تهدید علیه سلامتی عاطفی فرد است که منجر به از دست دادن امنیت روانی فرد می شود. شخصی که بیش از همه به او اعتماد داشتیم و انتظار داشتیم که نیاز به لذت, به تعلق داشتن, نیاز به شادی و نیاز به رابطه سالم جنسی و حریم خصوصی را با ما تقسیم کرده و از روان ما محافظت و مراقبت کند، شخصی بود که ما را دقیقا در این مرزها زخمی کرده و آزار داده، ما را در یک حالت عدم درک رها کرده و در نتیجه احتمالاً منجر به واکنشهای متعددی از هر دو طرف خواهد شد. واکنشهایی که ممکن است در نتیجه این کنجکاوی و تحقیق در پی یافتن حقیقت ایجاد شود، غالباً چنان احساس طاقت فرسایی هست که می تواند در احساس خود گیر کنیم و نمی دانیم چگونه باید پیش برویم و چه واکنشی خوب و یا کمتر مفید است، یا چنان واکنشی نشان می دهیم و تصمیمی میگیریم که می تواند برای ما و کودکان مان، دیگران و به طور بالقوه در دراز مدت به رابطه و زندگی ما آسیب برساند. معمولا امیدواری به برگشت به رابطه است که متاسفانه اغلب سعی می شود ولی چون ان اعتماد خدشه دار شده دشواری های خاص خود را به همراه دارد.
2) علائم اختلال استرس پس از خیانت
واکنشهای پس از خیانت اغلب به سه دسته تقسیم می شوند: کنجکاوی، انقباض احساسی و بی قراری.
👈کنجکاوی
علائم کنجکاوی می تواند فلاش بک (یاداوری ناخوداگاه و غیر قابل کنترل از گذشته) ، کابوس و وسواس فکری را در بر بگیرد. در نتیجه تصاویر ساختگی ذهنی یا واقعی از تجربه از گذشته مرتبط با خیانت رخ می دهد. چیزهایی که قبل از این ماجرا به ان فکر هم نشده بود، به درد و رنج تبدیل می شوند. ما می توانیم مثلا در حال تماشای یک برنامه تلویزیونی، گوش دادن به یک آهنگ، داشتن یک مکالمه به ظاهر "عادی" باشیم، و حتی با دیدن اشیا معمولی و ناگهان سیل افکار سرازیر شده, خاطرات و فلاش بک هایی که می تواند ما را در آغوش خود نگه دارند. تنفس دشوار می شود، گسستگی از حال شکل می گیرد، " در هم شکستن" و شروع یک نوشخوار فکری تا حد وسواسی شروع میشود. ما به شخصی تبدیل می شویم که خودمان را هم نمیشناسیم, و این ممکن است بخشی از دلیل بی قراری شدید "دیوانه" شدن ما باشد. متاسفانه افراد خیانت شده خود را در تمام موارد و همه جزئیات در حد وسواس پیش میروند، و ممکن است در مورد جزئیاتی که کاملاً قابل درک برای دیگران نیست برای خودشان قافیه بسازند، صحنه هایی ایجاد می کنند تا حقیقت را برای خود بازسازی کنند. احتمالاً شخص احساس می کند از کنترل خود خارج شده و احساس می کند نمی تواند از افکار و احساسات طاقت فرسا خود دور شود.
👈 انقباض احساسی
علائم انقباض شامل افکار، احساسات و فعالیتهای مرتبط با خیانت است. این اغلب می تواند به معنای بی حس شدن ، درگیر شدن یا جدا شدن از افراد دیگر و عدم علاقه و اجتناب از انجام فعالیت های عادی باشد (نوعی خمودگی خلقی). افراد اغلب می توانند از احساسات بیش از حد و کنجکاوی به اجتناب و کنار کشیدن تغییر جهت دهند. گاهی افراد چنان مشغله فکری خیانت انها را خسته می کند که به حالت اجتناب از هر چیز مرتبط با آن می روند. این حالت به طور معمول موقتی است و ممکن است به نظر برسد که یک احساس تسکین ایجاد می کند، گاهی اوقات به عنوان راهی برای محافظت از خود در برابر چیزی که از نظر عاطفی بسیار دردناک است استفاده می شود. با این حال، برای بهبود حال خود و بهبودی از حس خیانت، شخص باید در روند ادغام عاطفی فعال شود, یعنی احساسات خود را بشناسد.
ادامه دارد...
1/3
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
👈بی قراری یا واکنش سریع
پس از کشف ماجرای خیانت، شریک خیانت شده می تواند بسیار حساس و فوق العاده آگاه شود، و آماده واکنش به هر گونه تهدید از بیرون می شود. در واقع واکنش شخص تبدیل به واکنش بیش از حد نیاز می شود. محافظت به محافظت بیش از حد تبدیل می شود. نمایشات پرتحرکی شامل فعال شدن بیش از حد و نمایش بیش از حد جسمی و عاطفی از خود نشان می دهد. این فعالیت بیش از حد می تواند شامل صدا، تحریک پذیری، انفجار خشم و عصبانیت، مشکل در خواب، مشکل در تمرکز و تغییر در الگوی غذا خوردن باشد. احساسات شدید قابل درک و طبیعی است، اما مهم است که با هوشیاری نحوه ابراز این احساسات را بتوانیم مدیریت کنیم تا از آسیب های بعدی جلوگیری کنیم. مراقبت و نظارت بیش از حد یکی از رایج ترین واکنش های این رفتار از روی عدم احساس امنیت بعد از خیانت است، این یک واکنش قابل درک و پیش بینی در برابر از دست دادن امنیت است. این بدان معنی است که ما احتمالاً علائم خطر بیشتری را مشاهده می کنیم یا خطرهای کوچک جدی تر می شوند.. افرادی که زمانی کاملاً احساس امتیت داشتند و مطمئن بودند می توانند به کارآگاهان حرفه ای تبدیل شوند، مراقب کوچکترین جزئیات، تا حد پارانویا، نق زدن، و همه تلاش برای پیشگیری از آسیب های بعدی هستند.
همه این تجربیات (و موارد ذکر شده در بالا فقط برخی از واکنش ها هستند) واکنش های طبیعی نسبت به یک تجربه بسیار استرس زا و بالقوه آسیب زا هستند. با این حال، اگر کنترل نشود، می تواند منجر به دردهای غیر لازم بیشتر و عواقب منفی که قابل پیشگیری بود, گردد. بخش زیر برخی از روشهایی را که می توان در جهت به حداقل رساندن تأثیر مخرب این واکنشها انجام داد ، را نشان می دهد.
3) چگونه می توان اختلال استرس پس از خیانت را درمان کرد
تجربه خود را عادی تلقی کنیم: شاید یکی از مهمترین مواردی که باید بخاطر بسپاریم این است که تفکر وسواسی پاسخی طبیعی به اینگونه ضربه های مانند خیانت است. همانطور که برای زندگی معمولی دوباره و مقابله با واقعیت جدید گام برمی داریم (با فرضیات به چالش کشیده قبلی و تلفیق آنها با واقعیت)، احتمالاً افکار وسواسی گاها سرزده خواهند امد اما به مرور این افکار تعدیل شده و ما فارغ می شویم.
نوشتن افکار و احساسات: مداخله ای که هنگام کار با افکار وسواسی شدید / سرزده به ما کمک می کند، شامل نوشتن افکار ماست. ممکن است کلیشه ای به نظر برسد، اما نوشتن فرصتی برای سانسور نشدن در افکار و احساسات ما را فراهم می کند، و این امکان را برای جستجوی بیشتر در خودِ ما را فراهم می کند، که غالباً فرصتی برای کسب بینش جدید و توضیحات با بازتاب جدید را فراهم می کند. این می تواند به ما کمک کند سوالات بی پاسخ را ردیابی کنیم, و به ما کمک کند افکار خود را شفاف تر کنیم تا هنگام برقراری ارتباط با همسر (در صورت تمایل)، آمادگی و وضعیت احساسی بهتری داشته باشیم.
برنامه ریزی زمان های نگرانی: هر روز زمان مشخصی را تنظیم کنید (سعی کنید ثابت قدم باشید) و برای مدت زمان اختصاص داده شده (حدود یک ساعت)، از آن زمان برای نگرانی، وسواس ذهنی و بازبینی تصاویر ناامیدکننده استفاده کنید. اگر افکار در طول روز حمله ور شدند، به آرامی به خود یادآوری کنید که آنها را برای «وقت نگرانی» ذخیره می کنید. این کار برای مدیریت به افکار سرزده (مهمان ناخوانده) است تا بتوانند کل روز را تحویل بگیرند. با گذشت زمان از طول دوره نگرانی و شدت آن کاسته می شود.
کانال را عوض کنید: ذهن خود را مانند چیزی تصور کنید که با کنترل از راه دور قابل کنترل است. هر زمان که تحت تأثیر تصاویر / افکار ناخواسته قرار گرفتید، کانال را به سمت مطلوب تری تغییر دهید (شاید یک خاطره مثبت با شخص دیگر ، امید به آینده ، تجسم چیز متفاوت, خاطره یک سفر خوب و یا دوره های بهتر). از خود سوال نکنید که ایا این سرکوب نیست. خیر در حال حاضر این مدیریت نیاز است تا روان به یک سطح استیبل برسد.
فلاش بک ها را پیش بینی و خود را آماده کنید: سعی کنید "محرک ها" به فلاش بک ها را شناسایی کنید و در صورت امکان سعی کنید برای آنها برنامه ریزی کنید. سعی کنید شریک خیانت را درگیر کنید، تجربیات خود را در این راه تأیید کنید و به بازنویسی فیلمنامه خود کمک کنید (یعنی داشتن یک تجربه مطلوب تر با محرک را گره بزنید - ماشه سازی).
افکار انتقام جویانه و خشمگین یا غیر مفید را با افکار آرام و مفیدتری جایگزین کنید: هنگامی که متوجه می شوید نشخوار ذهنی می کنید یا افکار خاصی دارید، از خود بپرسید "این چگونه به من یا وضعیت من کمک می کند؟" گاهی اوقات افکار باعث می شوند که ما بیشتر درگیر نشویم و گاهی احساس حق به جانب (مانند عصبانیت) می کنیم، اما سعی کنیم مفید بودن افکار پشت خشم را به خود یادآوری کنیم. یاداور شویم که هدف ما چیست؟
ادامه دارد
2/3
@thinkpluswithus
پس از کشف ماجرای خیانت، شریک خیانت شده می تواند بسیار حساس و فوق العاده آگاه شود، و آماده واکنش به هر گونه تهدید از بیرون می شود. در واقع واکنش شخص تبدیل به واکنش بیش از حد نیاز می شود. محافظت به محافظت بیش از حد تبدیل می شود. نمایشات پرتحرکی شامل فعال شدن بیش از حد و نمایش بیش از حد جسمی و عاطفی از خود نشان می دهد. این فعالیت بیش از حد می تواند شامل صدا، تحریک پذیری، انفجار خشم و عصبانیت، مشکل در خواب، مشکل در تمرکز و تغییر در الگوی غذا خوردن باشد. احساسات شدید قابل درک و طبیعی است، اما مهم است که با هوشیاری نحوه ابراز این احساسات را بتوانیم مدیریت کنیم تا از آسیب های بعدی جلوگیری کنیم. مراقبت و نظارت بیش از حد یکی از رایج ترین واکنش های این رفتار از روی عدم احساس امنیت بعد از خیانت است، این یک واکنش قابل درک و پیش بینی در برابر از دست دادن امنیت است. این بدان معنی است که ما احتمالاً علائم خطر بیشتری را مشاهده می کنیم یا خطرهای کوچک جدی تر می شوند.. افرادی که زمانی کاملاً احساس امتیت داشتند و مطمئن بودند می توانند به کارآگاهان حرفه ای تبدیل شوند، مراقب کوچکترین جزئیات، تا حد پارانویا، نق زدن، و همه تلاش برای پیشگیری از آسیب های بعدی هستند.
همه این تجربیات (و موارد ذکر شده در بالا فقط برخی از واکنش ها هستند) واکنش های طبیعی نسبت به یک تجربه بسیار استرس زا و بالقوه آسیب زا هستند. با این حال، اگر کنترل نشود، می تواند منجر به دردهای غیر لازم بیشتر و عواقب منفی که قابل پیشگیری بود, گردد. بخش زیر برخی از روشهایی را که می توان در جهت به حداقل رساندن تأثیر مخرب این واکنشها انجام داد ، را نشان می دهد.
3) چگونه می توان اختلال استرس پس از خیانت را درمان کرد
تجربه خود را عادی تلقی کنیم: شاید یکی از مهمترین مواردی که باید بخاطر بسپاریم این است که تفکر وسواسی پاسخی طبیعی به اینگونه ضربه های مانند خیانت است. همانطور که برای زندگی معمولی دوباره و مقابله با واقعیت جدید گام برمی داریم (با فرضیات به چالش کشیده قبلی و تلفیق آنها با واقعیت)، احتمالاً افکار وسواسی گاها سرزده خواهند امد اما به مرور این افکار تعدیل شده و ما فارغ می شویم.
نوشتن افکار و احساسات: مداخله ای که هنگام کار با افکار وسواسی شدید / سرزده به ما کمک می کند، شامل نوشتن افکار ماست. ممکن است کلیشه ای به نظر برسد، اما نوشتن فرصتی برای سانسور نشدن در افکار و احساسات ما را فراهم می کند، و این امکان را برای جستجوی بیشتر در خودِ ما را فراهم می کند، که غالباً فرصتی برای کسب بینش جدید و توضیحات با بازتاب جدید را فراهم می کند. این می تواند به ما کمک کند سوالات بی پاسخ را ردیابی کنیم, و به ما کمک کند افکار خود را شفاف تر کنیم تا هنگام برقراری ارتباط با همسر (در صورت تمایل)، آمادگی و وضعیت احساسی بهتری داشته باشیم.
برنامه ریزی زمان های نگرانی: هر روز زمان مشخصی را تنظیم کنید (سعی کنید ثابت قدم باشید) و برای مدت زمان اختصاص داده شده (حدود یک ساعت)، از آن زمان برای نگرانی، وسواس ذهنی و بازبینی تصاویر ناامیدکننده استفاده کنید. اگر افکار در طول روز حمله ور شدند، به آرامی به خود یادآوری کنید که آنها را برای «وقت نگرانی» ذخیره می کنید. این کار برای مدیریت به افکار سرزده (مهمان ناخوانده) است تا بتوانند کل روز را تحویل بگیرند. با گذشت زمان از طول دوره نگرانی و شدت آن کاسته می شود.
کانال را عوض کنید: ذهن خود را مانند چیزی تصور کنید که با کنترل از راه دور قابل کنترل است. هر زمان که تحت تأثیر تصاویر / افکار ناخواسته قرار گرفتید، کانال را به سمت مطلوب تری تغییر دهید (شاید یک خاطره مثبت با شخص دیگر ، امید به آینده ، تجسم چیز متفاوت, خاطره یک سفر خوب و یا دوره های بهتر). از خود سوال نکنید که ایا این سرکوب نیست. خیر در حال حاضر این مدیریت نیاز است تا روان به یک سطح استیبل برسد.
فلاش بک ها را پیش بینی و خود را آماده کنید: سعی کنید "محرک ها" به فلاش بک ها را شناسایی کنید و در صورت امکان سعی کنید برای آنها برنامه ریزی کنید. سعی کنید شریک خیانت را درگیر کنید، تجربیات خود را در این راه تأیید کنید و به بازنویسی فیلمنامه خود کمک کنید (یعنی داشتن یک تجربه مطلوب تر با محرک را گره بزنید - ماشه سازی).
افکار انتقام جویانه و خشمگین یا غیر مفید را با افکار آرام و مفیدتری جایگزین کنید: هنگامی که متوجه می شوید نشخوار ذهنی می کنید یا افکار خاصی دارید، از خود بپرسید "این چگونه به من یا وضعیت من کمک می کند؟" گاهی اوقات افکار باعث می شوند که ما بیشتر درگیر نشویم و گاهی احساس حق به جانب (مانند عصبانیت) می کنیم، اما سعی کنیم مفید بودن افکار پشت خشم را به خود یادآوری کنیم. یاداور شویم که هدف ما چیست؟
ادامه دارد
2/3
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
4) تکنیک های تسکین خود
👈موج سواری یعنی به جای مبارزه با فلش بک سرزده، به خود یادآوری کنیم که این تجربه نیز سپری خواهد شد؛ تنفس عمیق دیافراگم، شل شدن عضلانی تدریجی، ورزش و پیاده روی روزانه، درمان احتمالی بیماری های فیزیکی، خوردن وعده های غذایی متعادل، ماساژ، مدیتیشن و مراقبه همه مهارت هایی هستند که می توانند بسیار کمک کننده باشند.
👈یک لحظه در هر زمان: شاید یک جمله کلیشه ای دیگر به نظر برسد، اما یادآوری این نکته مهم است که این لحظه همان لحظه ای است که در آن قرار داریم. اگر طولانی شدن زمان بهبودی را حس میکنیم نباید ناامید شویم برای هر زخمی زمان نیاز است حتی زخم روان ما. گاهی به مدت یک ماه اوضاع خوب به نظر می رسد و گاهی ما دچار عقب گرد می شویم ولی نباید ناامید شد و شاید به نظر برسد که دوباره به نقطه اول برگشته ایم, ولی در واقع اینطور نیست چون تجربه های زیادی را در این راه کسب کرده ایم. هر لحظه از روز را هر وقت که احساس برگشت را آماده کنیم و در صورت لزوم آماده باشیم، اما همچنین به خود یادآوری می کنیم که فقط می توانیم کاری را انجام دهیم که در توان ماست.
👈 حمایت مناسب را بسازیم / منزوی نشویم: اغلب اوقات، همسر خیانت شده به دلایل مختلف می تواند از دیگران بخاطر احساس شرم و گناه دوری کند و حتی از حلقه دوستان کناره گیری کند. شاید آنها نمی خواهند با سوالات دوستان و یاداوری به احساسات خود بازگشت کنند و داستات را صد بار توضیح دهند، و شاید آنها فقط احساس می کنند که از دیگران جدا شده اند و احساس می کنند هیچ کس انها را نمی فهمد. مهم است در صورت تجربه خیانت خود را منزوی نکنیم. اگر هدف آشتی است، افرادی را میشود پیدا کرد که از این رابطه حمایت کنند. مراقب باشیم که افراد با حسن نیت می توانند آسیب های زیادی همچنین به رابطه و روان وارد کنند، چرا که نمیدانند در کجای این راه درصورت عدم توجه به احساس ما و جایی که در مسیر بهبودی هستیم, قدم برمیدارند. از جنبه مثبت تر، پشتیبانی های مثبت می توانند به ما کمک کنند تا از غباری که ما را در برگرفته خارج شویم. افراد با تجربه و حرفه ای می توانند با استفاده از تجربیات مثبت تا حدودی عادی سازی زندگی را فراهم آورند و می توانند مکانی برای تخلیه هیجان در اختیار ما قرار دهند. در صورت لزوم کتابهای مرتبط با موضوع را بخوانیم.لازم است که به فعالیتهایی بپردازیم که یک بار از ان قبلا لذت برده ایم و ان را تکرار کنیم.
👈 مشاوره و تراپی: آخرین ولی نه در اخر، اما مهمترین نکته این است که به یک مشاور حرفه ای مراجعه کنیم طبیعتا روند این پروسه حرفه ای تر و تغییرات سریع تر خواهد بود. مراجعه به مشاور می تواند موقعیتی حمایتی ایجاد کرده تا فردی بی طرف در کنار باشد و شخصی که می تواند کمک کند تا روند بهبودی را به طریقی حرفه ای انجام شود که زمان کمتری را در برگیرد. روند بهبودی مطمئناً اسان نخواهد بود اما یک مشاور می تواند به ما کمک کند برخی از ابزارهایی را که می توانند روند کار را کنترل کنند ره بیاموزیم. اگر در تلاش برای آشتی با همسر خود هستیم، مشاوره سیستمی نیز گزینه ای است که میتواند بسیار مفید باشد.
در بهبودی روانی از یک خیانت لایه های زیادی وجود دارد و بخش فوق فقط بخشی از پازل است. راه بهبود و بهبودی می تواند سخت و پیچیده باشد ، اما ناامید کننده نیست. ما تنها نیستیم و نیازی نیست که تنها این راه برویم. همیشه چشم انداز برای ساختن وجود دارد. گاهی خیانت یک وسیله جلب توجه است تا فرار احساسی.
پایان
منابع:
*Glass, S. (2003). Not “Just Friends”: Rebuilding Trust and Recovering Your Sanity After Infidelity. New York: Free Press.
Harley, W. & Harley Chalmers, J. (2013). Surviving an Affair. Grand Rapids: Revell a division of Baker Publishing Group.
PTSD: National Center for PTSD
National Institute of Mental Health
Love Is War: Post Infidelity Stress Disorder
دکتر موریس ستودگان
3/3
@thinkpluswithus
👈موج سواری یعنی به جای مبارزه با فلش بک سرزده، به خود یادآوری کنیم که این تجربه نیز سپری خواهد شد؛ تنفس عمیق دیافراگم، شل شدن عضلانی تدریجی، ورزش و پیاده روی روزانه، درمان احتمالی بیماری های فیزیکی، خوردن وعده های غذایی متعادل، ماساژ، مدیتیشن و مراقبه همه مهارت هایی هستند که می توانند بسیار کمک کننده باشند.
👈یک لحظه در هر زمان: شاید یک جمله کلیشه ای دیگر به نظر برسد، اما یادآوری این نکته مهم است که این لحظه همان لحظه ای است که در آن قرار داریم. اگر طولانی شدن زمان بهبودی را حس میکنیم نباید ناامید شویم برای هر زخمی زمان نیاز است حتی زخم روان ما. گاهی به مدت یک ماه اوضاع خوب به نظر می رسد و گاهی ما دچار عقب گرد می شویم ولی نباید ناامید شد و شاید به نظر برسد که دوباره به نقطه اول برگشته ایم, ولی در واقع اینطور نیست چون تجربه های زیادی را در این راه کسب کرده ایم. هر لحظه از روز را هر وقت که احساس برگشت را آماده کنیم و در صورت لزوم آماده باشیم، اما همچنین به خود یادآوری می کنیم که فقط می توانیم کاری را انجام دهیم که در توان ماست.
👈 حمایت مناسب را بسازیم / منزوی نشویم: اغلب اوقات، همسر خیانت شده به دلایل مختلف می تواند از دیگران بخاطر احساس شرم و گناه دوری کند و حتی از حلقه دوستان کناره گیری کند. شاید آنها نمی خواهند با سوالات دوستان و یاداوری به احساسات خود بازگشت کنند و داستات را صد بار توضیح دهند، و شاید آنها فقط احساس می کنند که از دیگران جدا شده اند و احساس می کنند هیچ کس انها را نمی فهمد. مهم است در صورت تجربه خیانت خود را منزوی نکنیم. اگر هدف آشتی است، افرادی را میشود پیدا کرد که از این رابطه حمایت کنند. مراقب باشیم که افراد با حسن نیت می توانند آسیب های زیادی همچنین به رابطه و روان وارد کنند، چرا که نمیدانند در کجای این راه درصورت عدم توجه به احساس ما و جایی که در مسیر بهبودی هستیم, قدم برمیدارند. از جنبه مثبت تر، پشتیبانی های مثبت می توانند به ما کمک کنند تا از غباری که ما را در برگرفته خارج شویم. افراد با تجربه و حرفه ای می توانند با استفاده از تجربیات مثبت تا حدودی عادی سازی زندگی را فراهم آورند و می توانند مکانی برای تخلیه هیجان در اختیار ما قرار دهند. در صورت لزوم کتابهای مرتبط با موضوع را بخوانیم.لازم است که به فعالیتهایی بپردازیم که یک بار از ان قبلا لذت برده ایم و ان را تکرار کنیم.
👈 مشاوره و تراپی: آخرین ولی نه در اخر، اما مهمترین نکته این است که به یک مشاور حرفه ای مراجعه کنیم طبیعتا روند این پروسه حرفه ای تر و تغییرات سریع تر خواهد بود. مراجعه به مشاور می تواند موقعیتی حمایتی ایجاد کرده تا فردی بی طرف در کنار باشد و شخصی که می تواند کمک کند تا روند بهبودی را به طریقی حرفه ای انجام شود که زمان کمتری را در برگیرد. روند بهبودی مطمئناً اسان نخواهد بود اما یک مشاور می تواند به ما کمک کند برخی از ابزارهایی را که می توانند روند کار را کنترل کنند ره بیاموزیم. اگر در تلاش برای آشتی با همسر خود هستیم، مشاوره سیستمی نیز گزینه ای است که میتواند بسیار مفید باشد.
در بهبودی روانی از یک خیانت لایه های زیادی وجود دارد و بخش فوق فقط بخشی از پازل است. راه بهبود و بهبودی می تواند سخت و پیچیده باشد ، اما ناامید کننده نیست. ما تنها نیستیم و نیازی نیست که تنها این راه برویم. همیشه چشم انداز برای ساختن وجود دارد. گاهی خیانت یک وسیله جلب توجه است تا فرار احساسی.
پایان
منابع:
*Glass, S. (2003). Not “Just Friends”: Rebuilding Trust and Recovering Your Sanity After Infidelity. New York: Free Press.
Harley, W. & Harley Chalmers, J. (2013). Surviving an Affair. Grand Rapids: Revell a division of Baker Publishing Group.
PTSD: National Center for PTSD
National Institute of Mental Health
Love Is War: Post Infidelity Stress Disorder
دکتر موریس ستودگان
3/3
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍 پاسخ به سوال نوشخوار ذهنی و راهکارهای پیشگیری از ان ؟
شاید اول با هم به این موضوع نگاه کنیم که نوشخوار ذهنی چه هست؟
زمانی که ما وارد یک چرخه با توجه افراطی ذهن به یک رویداد و تمرکز بیش از حد بر چراییها و نکات منفی علت آن اتفاق وارد میشیم، نشخوار ذهنی یا فکری شکل میگیره. نشخوار فکری یک نوع گفتگوی درونی ما با خود ماست که این گفتگوی درونی در مواردی بسیار مخرب بوده و سلامت روان ما را تحت تاثیر قرار میدهد. همه ما در طول زندگی در شرایط پر از استرس دچار نشخوار فکری میشویم (👈توجه: کنترل سترس میتواند از نوشخوار فکری مخرب پیشگیری کند.) اما آنچه که از اهمیت بالایی برخوردار هست, سبک مقابله ما از طرفی با استرس و از طرف دیگر با نوشخوارهاست.
گفتگوهای درونی ما گرچه ریشه در فکرها و احساس های حلقوی درونی ما دارند اما متاسفانه این فکرها و احساس های ناشی از انها اغلب مفید و موثر واقع نمیشوند. اگر تمرکز ذهن ما بیشتر بر جنبههای منفی یک اتفاق در گذشته باشد و یا تکرار مداوم خاطرات منفی گرد تبدیل به نشخوارهای ذهنی میشوند. همانطور که قبلا گفتم و بارها نوشتم نشخوارهای ذهنی ما به نوعی توجه بیش از اندازه و نیاز نسبت به رویدادهای گذشته ما هستند. حتما میپرسید چرا گذشته چون فرق نشخوار فکری با نگرانی در این نکته نهفته است, که نگرانیها یا همان استرسها و اضطرابهای ما اغلب معطوف به رویدادهایی هستند که در آینده شاید رخ بدهند (👈توجه: در اینجا باید از تکنیک پیشگیری از نگرانی ها و افکار ناکارامد ذهنی استفاده کنیم). زمانیکه که ما نشخوار ذهنی داریم تنها به جنبههای انتزاعی یا فلسفی اتفاقات در گذشته معمولا نه چندان دور فکر میکنیم. در اینجا به چون و چراییها میپردازیم که نه تنها کمکی به تغییر موقعیت در گذشته نمیکند، بلکه بررسی راهکارهای جدید حل مشکلات در زمان حال نیز برای پیشگیری مجدد انگونه اتفاق ها را نافرجام میکند. گفته باشم که بین نوشخوارذهنی و اختلال وسواس فکری تفاوتهایی وجود دارد. لزوما اگر شخصی نوشخوار ذهنی دارد دچار اختلال وسواس فکری نیست ولی برعکس طبیعتا قابل پیش بینی میباشد.
در اینجا قابل ذکر هست که بگویم ایا شخص نوشخوار کننده:
الف) دچار افکار منفی نیست؟
ب) مهارت حل مسیله را میشناسد؟
پ) دچار تحریفهای شناختی نشده؟ (1. تفکر همه یا هیچ, 2. تعمیم دادن, 3. نتیجه گیری سریع, 4. فاجعه انگاری, 5.شخصی کردن, 6. سفسطه کنترل, 7. سفسطه انصاف, 8. بایدها, 9. استدلال احساسی, 9. برچسب زدن ها...)
ت) دچار سوگیری شناختی نشده؟ (1. تایید خود, 2. تمرکز بر اطلاعات در دسترس, 3. اثر لنگر, 4. اثر هاله ای)
که در اینجا میتوانیم خطاهای شناختی را با این پرسشها در خود به چالش بکشیم
👈چه دلایل محکمی وجود دارد که فکرمان درست باشد؟
👈اگر دوستمان چنین فکر غیر واقعی میکرد به او چه پاسخی میدادم؟
👈آیا نتایج همانطور که من فکر میکنم اتفاق میافتد و یا راه دیگری برای جلوگیری از نتایج منفی وجود ندارد؟
👈افکارم چه فواید و مضراتی برای من به همراه دارد؟
در پست بعدی به روشهای مقابله با نوشخوار فکری خواهم پرداخت.
دکتر موریس ستودگان
ادامه دارد...
1
@thinkpluswithus
شاید اول با هم به این موضوع نگاه کنیم که نوشخوار ذهنی چه هست؟
زمانی که ما وارد یک چرخه با توجه افراطی ذهن به یک رویداد و تمرکز بیش از حد بر چراییها و نکات منفی علت آن اتفاق وارد میشیم، نشخوار ذهنی یا فکری شکل میگیره. نشخوار فکری یک نوع گفتگوی درونی ما با خود ماست که این گفتگوی درونی در مواردی بسیار مخرب بوده و سلامت روان ما را تحت تاثیر قرار میدهد. همه ما در طول زندگی در شرایط پر از استرس دچار نشخوار فکری میشویم (👈توجه: کنترل سترس میتواند از نوشخوار فکری مخرب پیشگیری کند.) اما آنچه که از اهمیت بالایی برخوردار هست, سبک مقابله ما از طرفی با استرس و از طرف دیگر با نوشخوارهاست.
گفتگوهای درونی ما گرچه ریشه در فکرها و احساس های حلقوی درونی ما دارند اما متاسفانه این فکرها و احساس های ناشی از انها اغلب مفید و موثر واقع نمیشوند. اگر تمرکز ذهن ما بیشتر بر جنبههای منفی یک اتفاق در گذشته باشد و یا تکرار مداوم خاطرات منفی گرد تبدیل به نشخوارهای ذهنی میشوند. همانطور که قبلا گفتم و بارها نوشتم نشخوارهای ذهنی ما به نوعی توجه بیش از اندازه و نیاز نسبت به رویدادهای گذشته ما هستند. حتما میپرسید چرا گذشته چون فرق نشخوار فکری با نگرانی در این نکته نهفته است, که نگرانیها یا همان استرسها و اضطرابهای ما اغلب معطوف به رویدادهایی هستند که در آینده شاید رخ بدهند (👈توجه: در اینجا باید از تکنیک پیشگیری از نگرانی ها و افکار ناکارامد ذهنی استفاده کنیم). زمانیکه که ما نشخوار ذهنی داریم تنها به جنبههای انتزاعی یا فلسفی اتفاقات در گذشته معمولا نه چندان دور فکر میکنیم. در اینجا به چون و چراییها میپردازیم که نه تنها کمکی به تغییر موقعیت در گذشته نمیکند، بلکه بررسی راهکارهای جدید حل مشکلات در زمان حال نیز برای پیشگیری مجدد انگونه اتفاق ها را نافرجام میکند. گفته باشم که بین نوشخوارذهنی و اختلال وسواس فکری تفاوتهایی وجود دارد. لزوما اگر شخصی نوشخوار ذهنی دارد دچار اختلال وسواس فکری نیست ولی برعکس طبیعتا قابل پیش بینی میباشد.
در اینجا قابل ذکر هست که بگویم ایا شخص نوشخوار کننده:
الف) دچار افکار منفی نیست؟
ب) مهارت حل مسیله را میشناسد؟
پ) دچار تحریفهای شناختی نشده؟ (1. تفکر همه یا هیچ, 2. تعمیم دادن, 3. نتیجه گیری سریع, 4. فاجعه انگاری, 5.شخصی کردن, 6. سفسطه کنترل, 7. سفسطه انصاف, 8. بایدها, 9. استدلال احساسی, 9. برچسب زدن ها...)
ت) دچار سوگیری شناختی نشده؟ (1. تایید خود, 2. تمرکز بر اطلاعات در دسترس, 3. اثر لنگر, 4. اثر هاله ای)
که در اینجا میتوانیم خطاهای شناختی را با این پرسشها در خود به چالش بکشیم
👈چه دلایل محکمی وجود دارد که فکرمان درست باشد؟
👈اگر دوستمان چنین فکر غیر واقعی میکرد به او چه پاسخی میدادم؟
👈آیا نتایج همانطور که من فکر میکنم اتفاق میافتد و یا راه دیگری برای جلوگیری از نتایج منفی وجود ندارد؟
👈افکارم چه فواید و مضراتی برای من به همراه دارد؟
در پست بعدی به روشهای مقابله با نوشخوار فکری خواهم پرداخت.
دکتر موریس ستودگان
ادامه دارد...
1
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍بعد از تعریف از نوشخوار ذهنی به روشهای فارغ شدن از نشخوار ذهنی میپردازیم؟
خوشبختانه نوشخوار فکری به عنوان یک عادت مانند عادتهای مخربی که ذهن در طول زمان آنها را در خود پرورش میدهد، قابل تغییر و تعدیل هستند اما این تغییر نیاز به شناختن مشکل, نحوه افکار, صرف زمان کافی و تلاش فراوانی دارند. در زیر چند متُد شناخته شده برای بهبود سطح کیفی ذهن و درمان نشخوار فکری ارایه میدهم:
🔑1. ذهن آگاهی یکی از موثرترین روش در در درمان نشخوار فکری می باشد
همه ما از هجوم افکار در حال گذار از ذهن خود همیشه آگاه نیستیم و یا بسیاری از انها تحت اراده اگاه ما به ذهن ما خطور نمیکنند. خیلی مهم است که ببینیم چه گونه ای از فکر با چه محتوایی در حال گذر از ذهن ماست. در اینجا نمیتوانیم و یا نباید از لیبلینگ افکار بد یا خوب اغاز کنیم بلکه تنها ببیننده یا مشاهده کننده افکار خود - بدون قضاوت - باشیم . افکار را مانند ابرهایی نگاه کنیم که ازآسمان ذهن ما در حال گذر هستند و هر کدام یک بار دارد ولی میگذرند. یکی از نقاط مثبت مشاهده افکار کمک به آگاه شدن از آنها خواهد کرد که یکی از ابتدایی ترین ولی بهترین روشها برای کاهش نشخوارهای ذهنی در ماست.
🔑2. روش به تاخیر اندازی افکار ناخواسته
متاسفانه افکار ناخواسته مانند مهمان ناخوانده یکباره از پنجره ذهن وارد میشوند. هر گاه در طول یک روز کاری متوجه حضور نشخوار ذهنی شدیم کمی صبر میکنیم و به افکارمان می گوییم: الان وقت ندارم؛ مثلا برو و راس ساعت 9 شب برگرد و انزمان به تو خواهم پرداخت - اینگونه افکارمان را مدیریت و برنامه ریزی میکنیم. این روش کمک میکند تا صاحب افکار خود باشیم و انها را هدایت کنیم.
🔑 3. روش منحرف کردن فکر روشی برای تعدیل نشخوار ذهنی
در این روش این روش ما هر گاه در هجوم افکار منفی قرار میگیریم, آنها را اگاهانه به سوی روشن بینی یا مثبت اندیشی هدایت میکنیم. به این مفهوم که اگر ذهن ما شروع به ارزیابی منفی در مورد یک رویداد می کند جهت آن را به سوی دست آوردهای مثبتی که میتواند داشته باشد برگردانیم - در واقع انسوی سکه را ببینیم. این جایگزینی کمک می کند تا نقاط روشن را به جای دیدن نقاط تیره قرار دهیم و به ما کارآیی یکی از روشهای شناختی در زمینه بهبود نشخوار ذهنی را نشان میدهد.
🔑4. روش فاجعه انگاری در درمان نوشخوار فکری موثر است
هنگامیکه هجوم نوشخوار ذهنی ما را به سوی ناتوانی سوق میدهد شناختن افکار را که قبلا نام بردم با این روش که به بدترین رویدادی که میتوانست اتفاق بیوفتد, پیوند میزنیم. این تکنیک در مورد نوعی از نشخوار ذهنی که معطوف به آینده است، بسیار مؤثر خواهد بود. وقتی به بدترین نتیجه یک حادثه فکر کنیم کمتر از آنچه به وقوع خواهد پیوست نگران خواهیم شد. این روشی در پیشگیری بکاربرده میشود که ذهن را اینگونه برای رویارویی با یک واقعه آماده کنیم.
🔑5. روش نوشتن افکار در درمان نوشخوار ذهنی
وقتی افکار را مینویسیم در واقع یک موضوع سرگردان در ذهنی را به فیلمنامه تبدیل میکنیم. یعنی محصول افکار خود را بروی کاغذ میبینیم. در این پروسه امکان کنترل بیشتر افکار را فراهم میکنیم. وقتی که مینویسیم, تعداد افکاری که ذهنمان را مشغول کرده کمتر از چیزی است که تصور میشد و وقتی بروی کاغذ امد باعث میشود آنها را به بزرگی که قلمداد میکردیم تلقی نکنیم . این تبدیل ذهن را خود به خود به دنبال راه حل گشتن وا میدارد.
🔑6. روش کاریکاتورسازی
افکار محرک ذهنمان را تبدیل به یک صحنه کاریکاتور می کنیم. افراد, رابطه ها, و رویدادها را در قالبی طنز آمیز به صورت نقاشی در یک دفتر ترسیم میکنیم. نگاه طنازانه به رویدادها یک راهکار خلاقانه و نسبی سازی مشکل و برای خاموش کردن نشخوار ذهنی مفید است.
🔑7. روش ماموریت جدید
گاها نشخوارهای ذهنی در زمانی که ذهنمان ازاد است ایجاد میشود. هرگاه این واگویهها را احساس کردیم برای خود اگاهانه یک ماموریت جدید ایجاد میکنیم: مثلا با دوستی برنامه دیدار و یا شاید ورزش, سینما یا گفتگو در باره کتابی را در ذهن پرورش میدهیم.
🔑8. یادگیری مهارت حل مسئله
در نشخوار ذهنی بیشتر به سؤالهای انتزاعی فکر میکنیم و راهحلها را نادیده میگیریم. برای مثال مدام از خود میپپرسیم: «چرا این اتفاق برای من دوباره رخ داد؟ چرا مادرم ان چیز را به من گفت؟ چرا نمیتوانم با همسرم...؟» اینگونه وقتی که به فکر راهحل هم باشیم در آخر ناامید شده و گمان میکنیم که هیچ توانایی در این زمینه و در حل مشکلاتمان نداریم.
در اینزمان بایستی با دید بازتری به مشکلات نگاه کرده و تلاش کنیم که حداقل یک راه حل برای هر مسئله پیش آمده بروی کاغذ یادداشت کنیم. به دنبال راهکارهای مفید باشیم؛ ما حتی میتوانیم از همسر, دوست و یا همکار خود برای حل همان مشکل راه حلی بخواهیم ...
پایان
دکتر موریس ستودگان
2
@thinkpluswithus
خوشبختانه نوشخوار فکری به عنوان یک عادت مانند عادتهای مخربی که ذهن در طول زمان آنها را در خود پرورش میدهد، قابل تغییر و تعدیل هستند اما این تغییر نیاز به شناختن مشکل, نحوه افکار, صرف زمان کافی و تلاش فراوانی دارند. در زیر چند متُد شناخته شده برای بهبود سطح کیفی ذهن و درمان نشخوار فکری ارایه میدهم:
🔑1. ذهن آگاهی یکی از موثرترین روش در در درمان نشخوار فکری می باشد
همه ما از هجوم افکار در حال گذار از ذهن خود همیشه آگاه نیستیم و یا بسیاری از انها تحت اراده اگاه ما به ذهن ما خطور نمیکنند. خیلی مهم است که ببینیم چه گونه ای از فکر با چه محتوایی در حال گذر از ذهن ماست. در اینجا نمیتوانیم و یا نباید از لیبلینگ افکار بد یا خوب اغاز کنیم بلکه تنها ببیننده یا مشاهده کننده افکار خود - بدون قضاوت - باشیم . افکار را مانند ابرهایی نگاه کنیم که ازآسمان ذهن ما در حال گذر هستند و هر کدام یک بار دارد ولی میگذرند. یکی از نقاط مثبت مشاهده افکار کمک به آگاه شدن از آنها خواهد کرد که یکی از ابتدایی ترین ولی بهترین روشها برای کاهش نشخوارهای ذهنی در ماست.
🔑2. روش به تاخیر اندازی افکار ناخواسته
متاسفانه افکار ناخواسته مانند مهمان ناخوانده یکباره از پنجره ذهن وارد میشوند. هر گاه در طول یک روز کاری متوجه حضور نشخوار ذهنی شدیم کمی صبر میکنیم و به افکارمان می گوییم: الان وقت ندارم؛ مثلا برو و راس ساعت 9 شب برگرد و انزمان به تو خواهم پرداخت - اینگونه افکارمان را مدیریت و برنامه ریزی میکنیم. این روش کمک میکند تا صاحب افکار خود باشیم و انها را هدایت کنیم.
🔑 3. روش منحرف کردن فکر روشی برای تعدیل نشخوار ذهنی
در این روش این روش ما هر گاه در هجوم افکار منفی قرار میگیریم, آنها را اگاهانه به سوی روشن بینی یا مثبت اندیشی هدایت میکنیم. به این مفهوم که اگر ذهن ما شروع به ارزیابی منفی در مورد یک رویداد می کند جهت آن را به سوی دست آوردهای مثبتی که میتواند داشته باشد برگردانیم - در واقع انسوی سکه را ببینیم. این جایگزینی کمک می کند تا نقاط روشن را به جای دیدن نقاط تیره قرار دهیم و به ما کارآیی یکی از روشهای شناختی در زمینه بهبود نشخوار ذهنی را نشان میدهد.
🔑4. روش فاجعه انگاری در درمان نوشخوار فکری موثر است
هنگامیکه هجوم نوشخوار ذهنی ما را به سوی ناتوانی سوق میدهد شناختن افکار را که قبلا نام بردم با این روش که به بدترین رویدادی که میتوانست اتفاق بیوفتد, پیوند میزنیم. این تکنیک در مورد نوعی از نشخوار ذهنی که معطوف به آینده است، بسیار مؤثر خواهد بود. وقتی به بدترین نتیجه یک حادثه فکر کنیم کمتر از آنچه به وقوع خواهد پیوست نگران خواهیم شد. این روشی در پیشگیری بکاربرده میشود که ذهن را اینگونه برای رویارویی با یک واقعه آماده کنیم.
🔑5. روش نوشتن افکار در درمان نوشخوار ذهنی
وقتی افکار را مینویسیم در واقع یک موضوع سرگردان در ذهنی را به فیلمنامه تبدیل میکنیم. یعنی محصول افکار خود را بروی کاغذ میبینیم. در این پروسه امکان کنترل بیشتر افکار را فراهم میکنیم. وقتی که مینویسیم, تعداد افکاری که ذهنمان را مشغول کرده کمتر از چیزی است که تصور میشد و وقتی بروی کاغذ امد باعث میشود آنها را به بزرگی که قلمداد میکردیم تلقی نکنیم . این تبدیل ذهن را خود به خود به دنبال راه حل گشتن وا میدارد.
🔑6. روش کاریکاتورسازی
افکار محرک ذهنمان را تبدیل به یک صحنه کاریکاتور می کنیم. افراد, رابطه ها, و رویدادها را در قالبی طنز آمیز به صورت نقاشی در یک دفتر ترسیم میکنیم. نگاه طنازانه به رویدادها یک راهکار خلاقانه و نسبی سازی مشکل و برای خاموش کردن نشخوار ذهنی مفید است.
🔑7. روش ماموریت جدید
گاها نشخوارهای ذهنی در زمانی که ذهنمان ازاد است ایجاد میشود. هرگاه این واگویهها را احساس کردیم برای خود اگاهانه یک ماموریت جدید ایجاد میکنیم: مثلا با دوستی برنامه دیدار و یا شاید ورزش, سینما یا گفتگو در باره کتابی را در ذهن پرورش میدهیم.
🔑8. یادگیری مهارت حل مسئله
در نشخوار ذهنی بیشتر به سؤالهای انتزاعی فکر میکنیم و راهحلها را نادیده میگیریم. برای مثال مدام از خود میپپرسیم: «چرا این اتفاق برای من دوباره رخ داد؟ چرا مادرم ان چیز را به من گفت؟ چرا نمیتوانم با همسرم...؟» اینگونه وقتی که به فکر راهحل هم باشیم در آخر ناامید شده و گمان میکنیم که هیچ توانایی در این زمینه و در حل مشکلاتمان نداریم.
در اینزمان بایستی با دید بازتری به مشکلات نگاه کرده و تلاش کنیم که حداقل یک راه حل برای هر مسئله پیش آمده بروی کاغذ یادداشت کنیم. به دنبال راهکارهای مفید باشیم؛ ما حتی میتوانیم از همسر, دوست و یا همکار خود برای حل همان مشکل راه حلی بخواهیم ...
پایان
دکتر موریس ستودگان
2
@thinkpluswithus
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📚هر مشکلی یه کتاب براش نوشته شده:
🚩 اگه تو رابطه ات مشکلات زیادی داری، کتاب محکم در آغوشم بگیر از دکتر سو جانسون و زبان عشق از گری چاپمن رو بخون.
🚩 اگه عادتای بد زیادی داری و نمیتونی ترکشون کنی کتاب خرده عادت ها از جمیز کلییر رو بخون.
🚩 اگه با هر حرف و موقعیتی عصبی میشی و زود بهم میریزی کتاب نمیگذارم کسی اعصابم را به هم بریزد از دکتر آلبرت آلیس رو بخون.
🚩 اگه با خانواده ات مشکل داری و نمیدونی چطوری حلش کنی کتاب والدین سمی از سوزان فوروارد رو بخون.
🚩 اگه حرف دیگران تاثیر فراوانی روت داره و تو رو به نوشخوار ذهنی وا میداره کتاب اضطراب منزلت از آلن دوباتن رو بخون.
🚩 اگه از کمال گرایی رنج میبری کتاب امروز و فردا نکن از کارلن کارسند رو بخون
🚩 اگه مشکلی نداری هر کتاب دیگه ای بخونی مطمئنا به یک مشکل پی میبری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
کتاب «واکنش جنسی انسان» یکی از کتابهای خوب و معروف در زمینه روانشناسی و روابط انسانی است که توسط دکتر ویلیام ماسترز و ویرجینیا جانسون نوشته شده و درباره مطالعه و تحلیل رفتارهای جنسی انسانی و مسائل مربوط به جنسیت و روابط عاطفیست.
در این کتاب، نویسندگان به بررسی تغییرات فیزیولوژیکی در زنان و مردان در زمان تحریک جنسی، تأثیرات فرهنگ و جوامع بر روابط جنسی، ارتباط بین عواطف و جنسیت، روشهای ارتباطی در روابط عاطفی و جنسی و ... میپردازند.
این کتاب به دلیل محتوای علمی قوی و رویکرد آموزشی و پژوهشی که دارد، توانسته جایگاه ویژهای در زمینه مطالعه و فهم بهتر روابط جنسی و عاطفی پیدا کند.
در این کتاب همچنین مفاهیم مانند تمایز بین عشق و جنس، روشهای ارتباطی سالم در روابط جنسی، تأثیرات محیط و فرهنگ بر جنسیت و روابط عاطفی، مسائل مربوط به جنسیت و هویت جنسی، رویکردهای پزشکی و روانشناختی به مشکلات جنسی، و راهکارهای مختلف برای بهبود روابط جنسی و عاطفی پرداخته شده و یک منبع ارزشمند برای افرادی که به دنبال درک عمیقتر و بهتری از روابط جنسی و عاطفی خود هستند، توصیه میشود. با مطالعه این کتاب، فهم بهتری از خود و همچنین دیگران خواهید یافت و میتوانید روابطتان را بهبود بخشید.
در کل، "واکنش جنسی انسان" یکی از کتب معتبر و معروف در زمینه روانشناسی جنسی و روابط انسانی است که به طور گستردهای مورد تحسین و توجه قرار گرفته است و کمک بزرگی به روابط است.
کتاب "واکنش جنسی انسان" به سرعت تبدیل به یک کتاب پرفروش و مرجع برای مطالعه روابط جنسی و عاطفی در جهان شد. این کتاب به زبان ساده و قابل فهم برای عموم مردم نوشته شده و به صورت علمی و تجربی به موضوعاتی مانند تحریک جنسی، تمایلات جنسی، روشهای ارتباطی سالم و رضایت جنسی میپردازد.
مطالب کتاب "واکنش جنسی انسان" به طور کلی تأکید بر اهمیت درک و توجه به نیازها و تمایلات جنسی هر فرد دارد و به ارتباطات سالم و با احترام در روابط جنسی و عاطفی توجه میکند. این کتاب مفاهیم پایهای روانشناسی جنسی را به شیوهای قابل فهم و عملی برای خوانندگان عادی توضیح میدهد.
اگر به عمقبخشی در موضوعات جنسی و روابط انسانی علاقهمند هستید، مطالعه این کتاب میتواند در درک بهتر خود و دیگران کمک کند و روابط را بهبود بخشد.
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
در این کتاب، نویسندگان به بررسی تغییرات فیزیولوژیکی در زنان و مردان در زمان تحریک جنسی، تأثیرات فرهنگ و جوامع بر روابط جنسی، ارتباط بین عواطف و جنسیت، روشهای ارتباطی در روابط عاطفی و جنسی و ... میپردازند.
این کتاب به دلیل محتوای علمی قوی و رویکرد آموزشی و پژوهشی که دارد، توانسته جایگاه ویژهای در زمینه مطالعه و فهم بهتر روابط جنسی و عاطفی پیدا کند.
در این کتاب همچنین مفاهیم مانند تمایز بین عشق و جنس، روشهای ارتباطی سالم در روابط جنسی، تأثیرات محیط و فرهنگ بر جنسیت و روابط عاطفی، مسائل مربوط به جنسیت و هویت جنسی، رویکردهای پزشکی و روانشناختی به مشکلات جنسی، و راهکارهای مختلف برای بهبود روابط جنسی و عاطفی پرداخته شده و یک منبع ارزشمند برای افرادی که به دنبال درک عمیقتر و بهتری از روابط جنسی و عاطفی خود هستند، توصیه میشود. با مطالعه این کتاب، فهم بهتری از خود و همچنین دیگران خواهید یافت و میتوانید روابطتان را بهبود بخشید.
در کل، "واکنش جنسی انسان" یکی از کتب معتبر و معروف در زمینه روانشناسی جنسی و روابط انسانی است که به طور گستردهای مورد تحسین و توجه قرار گرفته است و کمک بزرگی به روابط است.
کتاب "واکنش جنسی انسان" به سرعت تبدیل به یک کتاب پرفروش و مرجع برای مطالعه روابط جنسی و عاطفی در جهان شد. این کتاب به زبان ساده و قابل فهم برای عموم مردم نوشته شده و به صورت علمی و تجربی به موضوعاتی مانند تحریک جنسی، تمایلات جنسی، روشهای ارتباطی سالم و رضایت جنسی میپردازد.
مطالب کتاب "واکنش جنسی انسان" به طور کلی تأکید بر اهمیت درک و توجه به نیازها و تمایلات جنسی هر فرد دارد و به ارتباطات سالم و با احترام در روابط جنسی و عاطفی توجه میکند. این کتاب مفاهیم پایهای روانشناسی جنسی را به شیوهای قابل فهم و عملی برای خوانندگان عادی توضیح میدهد.
اگر به عمقبخشی در موضوعات جنسی و روابط انسانی علاقهمند هستید، مطالعه این کتاب میتواند در درک بهتر خود و دیگران کمک کند و روابط را بهبود بخشد.
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
👍1
Forwarded from Mehdi Biglari
بررسی پنج ستون یونگ برای زندگی خوب
از دکتر موریس ستودگان
در عرصه روانشناسی، کارل گوستاو یونگ، روانپزشک و روانکاو معروف سوئیسی، مفاهیم بسیاری را معرفی کرد که به عمق روان انسان و تلاش برای رشد و تحقق شخصی میپردازند. از جمله تعالیم او، یونگ مفهوم "پنج ستون زندگی خوب" را مطرح کرد که به عنوان اصول راهنمایی برای افرادی که به دنبال زندگی پرمعنی و پر معنا هستند، خدمت میکند. این مقاله به بررسی و توضیح پنج ستون یونگ میپردازد و نگاهی به نحوه اعمال آنها برای کشتن یک زندگی غنی از معنا، هدف و خودباور ارائه میدهد.
برای خواندنِ ادامه پست بر روی INSTANT VIEW ضربه بزنید.
💫Telegram
از دکتر موریس ستودگان
در عرصه روانشناسی، کارل گوستاو یونگ، روانپزشک و روانکاو معروف سوئیسی، مفاهیم بسیاری را معرفی کرد که به عمق روان انسان و تلاش برای رشد و تحقق شخصی میپردازند. از جمله تعالیم او، یونگ مفهوم "پنج ستون زندگی خوب" را مطرح کرد که به عنوان اصول راهنمایی برای افرادی که به دنبال زندگی پرمعنی و پر معنا هستند، خدمت میکند. این مقاله به بررسی و توضیح پنج ستون یونگ میپردازد و نگاهی به نحوه اعمال آنها برای کشتن یک زندگی غنی از معنا، هدف و خودباور ارائه میدهد.
برای خواندنِ ادامه پست بر روی INSTANT VIEW ضربه بزنید.
💫Telegram
👏2❤1