Forwarded from Dr. Morris Setudegan
۷- سازش عجولانه
۸- اهمیت دادن به تعهد به قیمت تفاهم یا مقدم دانستن تفاهم نسبت به علاقه: باید به ترتیب اول علاقه، دوم تفاهم و سوم تعهد باشد.
۹- اعتقاد بر این که بعداً او را تغییر می دهیم یا بعد از ازدواج فلان مشکل حل خواهد شد.
۱۰- عدم توجه به خودآگاهی و خودشناسی
👈دو احساس ناخودآگاه رایج در فرایند ازدواج :
📌حس بازگشت به خانه:
📌حس برگشت به خانه پس از یک مسافرت یا مهمانی، حس بازگشت به جو روانی خانه والدین و نوعی تضاد (دوست داشتن توأم با تنفر). بازگشت به خانه همان مفهوم انتقال است، خیلی از مشاجره ها بازگشت به خانه است.
📌فرار از خانه:
دنبال یک مشاجره می گردیم که بهانه ای شود از خانه (والدینی) فرار کرده و مثلاً به خانه خاله ی دایی برویم.
📍گام های مشاوره ازدواج :
۱- مقدمه چینی اولیه و کاهش اضطراب و ایجاد انگیزه
پرسیدن دلیل تمایل مراجع به ازدواج (اگر دلیل نداشت یا از دلیل ناآگاه بود با سوال کردن به سمت آگاه کردن هدایت کنید).
صحبت از میزان آمادگی آن ها (مثال گواهی نامه ازدواج و گواهی نامه رانندگی).
معرفی کتاب به مراجع (اگر هیچ اطلاعاتی ندارد).
۲- بررسی هم خوانی های کلی و روتین
زبان، نژاد، قومیت، تعداد فرزند، ترتیب تولد، اعتقادات خانواده و سطح فرهنگی، نوع ارتباط در خانواده و نحوه حل مشکلات خانواده، شغل و سطح تحصیلات، سن.
۳- بررسی اشتباهات دوره آشنایی
۴- بررسی هم خوانی ها و ویژگی های خاص
👈هم خوانی شخصیتی
👈هم خوانی جنسی
👈هم خوانی نیازهای انسانی
👈(براساس هرم مازلو و نیازهای اساسی گلاسر)
👈هم خوانی باورهای بنیادین (قاعده زندگی)
👈استقلال، پختگی، بلوغ
👈سبک دلبستگی
🔑مثلث عشق (پایه های ازدواج)
موضوعات اصلی که می توانند آینده ازدواج را پیش بینی کنند
🔑زوجین در کجای هرم مازلو قرار دارند؟
📌هر چه دونفر در هرم مازلو در سطحی نزدیک تر قرار داشته باشند ازدواج بادوام تر خواهد بود.
📌سبک دلبستگی آن ها چیست؟
📌هر چه دو نفر سبک ایمن تری داشته باشند ازدواج موفق تر خواهد بود.
📌استقلال و پختگی فکری
فردی به پختگی و بلوغ رسیده که برای یک مشکل راه حل های متعدد به ذهنش می رسد، از ازدواج انتظار واقع بینانه دارد و هنر ارتباط را می داند.
📌عدم یا وجود مشکلات یا اختلالات اساسی مانند اختلال جنسی، اعتیاد، اختلال شخصیت، اختلالات روانی. برای تشخیص اختلال شخصیت و اختلالات روانی علاوه بر مصاحبه بالینی می توانید پرسش نامه هایی مانند میلون (MCHI) و پرسشنامه شخصیتی مینوسوتا (MMPI) چقدر از نظرها به هم شبیه (هم کفو بودن) هستند.
📌پیش بینی و موفقیت و پایداری ازدواج با ترسیم نیازهای پنج گانه اساسی گلاسر صورت می گیرد. این نیازها عبارتند از:
👈نیاز به بقا: پول، ماشین، خانه، آینده شغلی، خساست یا ولخرج بودن
👈نیاز به تفریح: پارک رفتن، سینما، سفر، شوخی
👈نیاز به پیشرفت و قدرت: ادامه تحصیل، ارتقاء شغلی
👈نیاز به آزادی: یعنی فرد خودش باشد، آزادی در رفت و آمد و ارتباطات اجتماعی، تنها به سفر رفتن ، کنترل گری (نق زدن، سرزنش کردن، عیب جویی)
👈نیاز به عشق و تعلق: ارسال پیامک های عاشقانه، گل بردن، خرید گل های گران قیمت، داشتن دفتر شعر عاشقانه و دیدن فیلم عاشقانه
📍دلایل نادرست ازدواج
۱) فشار سنی
۲) فشار از ناحیه خانواده و دوستان
۳) تنهایی و استیصال
۴) گرسنگی عاطفی
۵) جست و جوی استقلال
۶) التیام یک ارتباط شکست خورده
۷) شورش بر علیه والدین
۸) دلایل اقتصادی
پرسش نامه های زیر نیز برای تشخیص های تکمیلی در مشاوره ازدواج توصیه می شوند:
۱- پرسش نامه طرحواره های یانگ : برای تشخیص طرحواره های احتمالی زوجین.
۲- پرسش نامه سنخ نمای مایرز بریگز : برای تشخیص میزان هم خوانی شخصیتی دو نفر.
منبع: مشاوره ازدواج
📚کتاب در زمینه ازدواج ، زوج و آشنایی با ویژگی های جنس مخالف
۱- بازگشت به عشق / هنریکس/ترجمه ابراهیمی (چگونه عشقی که می خواهیم بیابیم / ترجمه تمدن)
۲- هشت درس برای زندگی زوج ها / گلاسر
۳- آیا تو گمشده ام هستی/ باربارا آنجلز
۴- مردان مریخی زنان ونوسی
۵- رازهایی درباره مردان/ باربارا آنجلز
۶- رازهایی درباره زنان/ باربارا آنجلز
۷- عشق ویرانگر
۲)
۸- اهمیت دادن به تعهد به قیمت تفاهم یا مقدم دانستن تفاهم نسبت به علاقه: باید به ترتیب اول علاقه، دوم تفاهم و سوم تعهد باشد.
۹- اعتقاد بر این که بعداً او را تغییر می دهیم یا بعد از ازدواج فلان مشکل حل خواهد شد.
۱۰- عدم توجه به خودآگاهی و خودشناسی
👈دو احساس ناخودآگاه رایج در فرایند ازدواج :
📌حس بازگشت به خانه:
📌حس برگشت به خانه پس از یک مسافرت یا مهمانی، حس بازگشت به جو روانی خانه والدین و نوعی تضاد (دوست داشتن توأم با تنفر). بازگشت به خانه همان مفهوم انتقال است، خیلی از مشاجره ها بازگشت به خانه است.
📌فرار از خانه:
دنبال یک مشاجره می گردیم که بهانه ای شود از خانه (والدینی) فرار کرده و مثلاً به خانه خاله ی دایی برویم.
📍گام های مشاوره ازدواج :
۱- مقدمه چینی اولیه و کاهش اضطراب و ایجاد انگیزه
پرسیدن دلیل تمایل مراجع به ازدواج (اگر دلیل نداشت یا از دلیل ناآگاه بود با سوال کردن به سمت آگاه کردن هدایت کنید).
صحبت از میزان آمادگی آن ها (مثال گواهی نامه ازدواج و گواهی نامه رانندگی).
معرفی کتاب به مراجع (اگر هیچ اطلاعاتی ندارد).
۲- بررسی هم خوانی های کلی و روتین
زبان، نژاد، قومیت، تعداد فرزند، ترتیب تولد، اعتقادات خانواده و سطح فرهنگی، نوع ارتباط در خانواده و نحوه حل مشکلات خانواده، شغل و سطح تحصیلات، سن.
۳- بررسی اشتباهات دوره آشنایی
۴- بررسی هم خوانی ها و ویژگی های خاص
👈هم خوانی شخصیتی
👈هم خوانی جنسی
👈هم خوانی نیازهای انسانی
👈(براساس هرم مازلو و نیازهای اساسی گلاسر)
👈هم خوانی باورهای بنیادین (قاعده زندگی)
👈استقلال، پختگی، بلوغ
👈سبک دلبستگی
🔑مثلث عشق (پایه های ازدواج)
موضوعات اصلی که می توانند آینده ازدواج را پیش بینی کنند
🔑زوجین در کجای هرم مازلو قرار دارند؟
📌هر چه دونفر در هرم مازلو در سطحی نزدیک تر قرار داشته باشند ازدواج بادوام تر خواهد بود.
📌سبک دلبستگی آن ها چیست؟
📌هر چه دو نفر سبک ایمن تری داشته باشند ازدواج موفق تر خواهد بود.
📌استقلال و پختگی فکری
فردی به پختگی و بلوغ رسیده که برای یک مشکل راه حل های متعدد به ذهنش می رسد، از ازدواج انتظار واقع بینانه دارد و هنر ارتباط را می داند.
📌عدم یا وجود مشکلات یا اختلالات اساسی مانند اختلال جنسی، اعتیاد، اختلال شخصیت، اختلالات روانی. برای تشخیص اختلال شخصیت و اختلالات روانی علاوه بر مصاحبه بالینی می توانید پرسش نامه هایی مانند میلون (MCHI) و پرسشنامه شخصیتی مینوسوتا (MMPI) چقدر از نظرها به هم شبیه (هم کفو بودن) هستند.
📌پیش بینی و موفقیت و پایداری ازدواج با ترسیم نیازهای پنج گانه اساسی گلاسر صورت می گیرد. این نیازها عبارتند از:
👈نیاز به بقا: پول، ماشین، خانه، آینده شغلی، خساست یا ولخرج بودن
👈نیاز به تفریح: پارک رفتن، سینما، سفر، شوخی
👈نیاز به پیشرفت و قدرت: ادامه تحصیل، ارتقاء شغلی
👈نیاز به آزادی: یعنی فرد خودش باشد، آزادی در رفت و آمد و ارتباطات اجتماعی، تنها به سفر رفتن ، کنترل گری (نق زدن، سرزنش کردن، عیب جویی)
👈نیاز به عشق و تعلق: ارسال پیامک های عاشقانه، گل بردن، خرید گل های گران قیمت، داشتن دفتر شعر عاشقانه و دیدن فیلم عاشقانه
📍دلایل نادرست ازدواج
۱) فشار سنی
۲) فشار از ناحیه خانواده و دوستان
۳) تنهایی و استیصال
۴) گرسنگی عاطفی
۵) جست و جوی استقلال
۶) التیام یک ارتباط شکست خورده
۷) شورش بر علیه والدین
۸) دلایل اقتصادی
پرسش نامه های زیر نیز برای تشخیص های تکمیلی در مشاوره ازدواج توصیه می شوند:
۱- پرسش نامه طرحواره های یانگ : برای تشخیص طرحواره های احتمالی زوجین.
۲- پرسش نامه سنخ نمای مایرز بریگز : برای تشخیص میزان هم خوانی شخصیتی دو نفر.
منبع: مشاوره ازدواج
📚کتاب در زمینه ازدواج ، زوج و آشنایی با ویژگی های جنس مخالف
۱- بازگشت به عشق / هنریکس/ترجمه ابراهیمی (چگونه عشقی که می خواهیم بیابیم / ترجمه تمدن)
۲- هشت درس برای زندگی زوج ها / گلاسر
۳- آیا تو گمشده ام هستی/ باربارا آنجلز
۴- مردان مریخی زنان ونوسی
۵- رازهایی درباره مردان/ باربارا آنجلز
۶- رازهایی درباره زنان/ باربارا آنجلز
۷- عشق ویرانگر
۲)
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫💫
بسیاری از روانشناسان در زمان مشاوره ازدواج به مراجعین خود میگویند آیا میتوانید تصور کنید تا پایان عمر از همصحبتی با این زن یا مرد لذت ببرید؟
و انتظار دارند که مراجع در این مرحله بتواند آری یا خیر بگوید!؟
اگر ما به تغییر انسانها در طول زندگی باور داشته باشیم میتوانیم بگوییم که این سوال در این مقطع کم تجربه شده بدین گونه پاسخی نخواهد داشت چرا که تغییرات و تجربه های آینده در زندگی مشترک معمولا تصمیم میگیرند...
از نظر من بهتر است این سوال مطرح شود که تاکنون چه مهارتی برای حل مشکل اموختید؟ یا اینکه رفتار پدر و مادرتان در حل مشکلات چگونه بود؟ قهر کردن در خانواده شما معمول است؟ چه تصویری از زن یا از مرد زندگی خود دارید؟ تقبل مسیولیت برای شما به چه معنیست؟ چه اتفاقی میبایست رخ دهد تا شما از ادامه زندگی با همسرتان منصرف شوید و به وقت مشکلات از چه کسی کمک میگیرید؟
آنوقت میتوانیم برداشتمان را از زندگی مشترک آینده آنها با طرحواره های موجود پیش بینی کنیم.
تا مراجع من به اطاقهای طرحواره های خود وارد نشود, نوشته های حضرت اشو و یا وویسهای هلاکویی و اوحدی و قمشه ای فقط به نمای بنای شخص رنگ تازه میدهد, ولی بازتاب, خود شناسی و تغییر در درمان به انبار خانه (ضمیر ناخوداگاه) جایی که آموخته ها به عادت تبدیل شده و رسوب کرده اند, ورود میکند.
دکتر موریس ستودگان💫
بسیاری از روانشناسان در زمان مشاوره ازدواج به مراجعین خود میگویند آیا میتوانید تصور کنید تا پایان عمر از همصحبتی با این زن یا مرد لذت ببرید؟
و انتظار دارند که مراجع در این مرحله بتواند آری یا خیر بگوید!؟
اگر ما به تغییر انسانها در طول زندگی باور داشته باشیم میتوانیم بگوییم که این سوال در این مقطع کم تجربه شده بدین گونه پاسخی نخواهد داشت چرا که تغییرات و تجربه های آینده در زندگی مشترک معمولا تصمیم میگیرند...
از نظر من بهتر است این سوال مطرح شود که تاکنون چه مهارتی برای حل مشکل اموختید؟ یا اینکه رفتار پدر و مادرتان در حل مشکلات چگونه بود؟ قهر کردن در خانواده شما معمول است؟ چه تصویری از زن یا از مرد زندگی خود دارید؟ تقبل مسیولیت برای شما به چه معنیست؟ چه اتفاقی میبایست رخ دهد تا شما از ادامه زندگی با همسرتان منصرف شوید و به وقت مشکلات از چه کسی کمک میگیرید؟
آنوقت میتوانیم برداشتمان را از زندگی مشترک آینده آنها با طرحواره های موجود پیش بینی کنیم.
تا مراجع من به اطاقهای طرحواره های خود وارد نشود, نوشته های حضرت اشو و یا وویسهای هلاکویی و اوحدی و قمشه ای فقط به نمای بنای شخص رنگ تازه میدهد, ولی بازتاب, خود شناسی و تغییر در درمان به انبار خانه (ضمیر ناخوداگاه) جایی که آموخته ها به عادت تبدیل شده و رسوب کرده اند, ورود میکند.
دکتر موریس ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
✨✨✨🔑
چگونه خود را بهتر بشناسیم.
خود را شناختن مراحل مختلف دارد. بهترین خودشناسی یا بازتاب با یک شخصی حرفه ای (روانشناس و یا مشاور بازتاب شده) میباشد ولی خودشناسی میتواند از خود ما شروع شود. قابل اهمیت است که دقت کنیم نه اینکه مدام به خود حق بدهیم بلکه بیشتر با عینک و حتی ذره بین انتقاد به رفتار و کردار و پندار خودمان توجه کنیم. بسیاری از کارهای ما از ضمیر ناخوداگاه و عملا از طرحواره های اموخته شده سرچشمه میگیرند ولی این بدین معنی نیست که قابل تغییر نمیباشند، بلکه باید شناسایی و تغییر داده شوند.
مراحل خودشناسی Self-Reflection یا 3S عبارتند از :
1. نظر کردن به خود (خودتحقیقی) selfobservation مثلا وقتی دوستی به ما میگوید تو هیچ وقت سر وقت نیستی. نباید بلافاصله دنبال انتقاد اینه ای دوستمان باشیم. بلکه این فیدبک را به عنوان شانسی شناخته و ان را بررسی کنیم (حتی تشکر کنید که برای ما ارزش قایل است و به ما نظرش را میگوید).
دیر کردن ما میتواند دلایل مختلف داشته باشد. یا با اینترس ما به زمان یا ان شخص یا الویت بندی و غیره میتواند مربوط شود.
2. با خود سخن گفتن selfcommunication در این مرحله باید شروع کنیم از خود سوال کنیم، از کجا این عملکرد را اموختم. در خانواده و سیستم ما چقدر به این عملکرد اهمیت داده میشد، چه ارزشهایی در این زمینه اموخته ام. (دید طرحواره سیستمی) در مرجله دوم گفتگو با خود از خودمان میپرسیم، اخرین باری که به موقع به قرارم رسیدم کی بود و چه چیزی نیاز بود که امروز سر وقت باشم. مثلا نیم ساعت قبل حرکت میکردم. اگر تلفنی داشتم کوتاه تر میکردم و اگر ....هر دلیل دیگری. اگر پدرم یا مادرم برای این عملکرد ارزش دیگری قایل بودند وظیفه من در تصحیح این عملکرد چگونه و چیست؟
3. شرط کردن با خود selfcommitment
با خود یکی بودن و قرار گذاشتن. به خود قول دادن... مثلا در قرار بعدی عملکردم به اینصورت ....خواهد بود
الف) نیم ساعت قبل حرکت میکنم
ب) به شخص مورد نظر پیام میدهم که سر وقت هستم یا خیر
پ) تمام هدف به موقع رسیدن است.
✨بعد مرحله سوم حتما عملکردتان را براورد Selfevaluation کنید. ایا به هدفم رسیدم.
هدف را حتما بر اساس SMART هدفبندی کنید. از دید من بسیار مهم است که هدف کوچک باشد تا قابل رسیدن باشد. من این مثال را اکثرا برای اسانتر فهمیده شدن مطلب بیان میکنم. هدف را یک رل ژامبون یا سالامی بزرگ در دستتان در نظر بگیرید. (برای گیاهخواران یک سوسیس سبزیجات) هر چقدر برش ها نازک تر باشد (هدفهای کوچک) خوردن ان اسان تر و لذت بردن از ان بیشتر است. برش های نازک هدف های روزمره ماست.
✨اگر دوستان خوبی دارید از انها بخواهید به شما فید بک بدهند.
اگر در رعایت سه مرحله بالا با هدفگزاری موفق نشدید با یک روانشناس و یا مشاور در بهتر شدن عملکردها مشورت کنید. البته مثال بالا بسیار ساده میباشد ولی همین ساده ها در برخوردهای روزمره تعیین کننده هستند.
ستودگان اگوست ۲۰۱۷
چگونه خود را بهتر بشناسیم.
خود را شناختن مراحل مختلف دارد. بهترین خودشناسی یا بازتاب با یک شخصی حرفه ای (روانشناس و یا مشاور بازتاب شده) میباشد ولی خودشناسی میتواند از خود ما شروع شود. قابل اهمیت است که دقت کنیم نه اینکه مدام به خود حق بدهیم بلکه بیشتر با عینک و حتی ذره بین انتقاد به رفتار و کردار و پندار خودمان توجه کنیم. بسیاری از کارهای ما از ضمیر ناخوداگاه و عملا از طرحواره های اموخته شده سرچشمه میگیرند ولی این بدین معنی نیست که قابل تغییر نمیباشند، بلکه باید شناسایی و تغییر داده شوند.
مراحل خودشناسی Self-Reflection یا 3S عبارتند از :
1. نظر کردن به خود (خودتحقیقی) selfobservation مثلا وقتی دوستی به ما میگوید تو هیچ وقت سر وقت نیستی. نباید بلافاصله دنبال انتقاد اینه ای دوستمان باشیم. بلکه این فیدبک را به عنوان شانسی شناخته و ان را بررسی کنیم (حتی تشکر کنید که برای ما ارزش قایل است و به ما نظرش را میگوید).
دیر کردن ما میتواند دلایل مختلف داشته باشد. یا با اینترس ما به زمان یا ان شخص یا الویت بندی و غیره میتواند مربوط شود.
2. با خود سخن گفتن selfcommunication در این مرحله باید شروع کنیم از خود سوال کنیم، از کجا این عملکرد را اموختم. در خانواده و سیستم ما چقدر به این عملکرد اهمیت داده میشد، چه ارزشهایی در این زمینه اموخته ام. (دید طرحواره سیستمی) در مرجله دوم گفتگو با خود از خودمان میپرسیم، اخرین باری که به موقع به قرارم رسیدم کی بود و چه چیزی نیاز بود که امروز سر وقت باشم. مثلا نیم ساعت قبل حرکت میکردم. اگر تلفنی داشتم کوتاه تر میکردم و اگر ....هر دلیل دیگری. اگر پدرم یا مادرم برای این عملکرد ارزش دیگری قایل بودند وظیفه من در تصحیح این عملکرد چگونه و چیست؟
3. شرط کردن با خود selfcommitment
با خود یکی بودن و قرار گذاشتن. به خود قول دادن... مثلا در قرار بعدی عملکردم به اینصورت ....خواهد بود
الف) نیم ساعت قبل حرکت میکنم
ب) به شخص مورد نظر پیام میدهم که سر وقت هستم یا خیر
پ) تمام هدف به موقع رسیدن است.
✨بعد مرحله سوم حتما عملکردتان را براورد Selfevaluation کنید. ایا به هدفم رسیدم.
هدف را حتما بر اساس SMART هدفبندی کنید. از دید من بسیار مهم است که هدف کوچک باشد تا قابل رسیدن باشد. من این مثال را اکثرا برای اسانتر فهمیده شدن مطلب بیان میکنم. هدف را یک رل ژامبون یا سالامی بزرگ در دستتان در نظر بگیرید. (برای گیاهخواران یک سوسیس سبزیجات) هر چقدر برش ها نازک تر باشد (هدفهای کوچک) خوردن ان اسان تر و لذت بردن از ان بیشتر است. برش های نازک هدف های روزمره ماست.
✨اگر دوستان خوبی دارید از انها بخواهید به شما فید بک بدهند.
اگر در رعایت سه مرحله بالا با هدفگزاری موفق نشدید با یک روانشناس و یا مشاور در بهتر شدن عملکردها مشورت کنید. البته مثال بالا بسیار ساده میباشد ولی همین ساده ها در برخوردهای روزمره تعیین کننده هستند.
ستودگان اگوست ۲۰۱۷
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫💫
🔶چگونه در خود تغییر ایجاد کنیم
این ۵ روش اسان را امتحان کنید و به هدفتان برسید؛
۱. پایان دادن به وضعیت کنونی. کجا هستم در حال حاضر؟
مثلا میخواهید شغلتان را عوض کنید و از شغل کنونی راضی نیستید.
خواسته های خود را جدی بگیرید بجای چشم پوشی از ان. از خودتان بپرسید؛ میخواهم صبر کنم تا مشکلم خود بخود برطرف شکد یا اینکه امروز به طور جدی در موردش فکر میکنم، که چطور چیزها را با قدرت و تصمیم خود تغییر خواهم داد. چه چیزی نیاز دارم برای این قدم.
۲.شناختن موانع و محاصره های من: چه چیزی مانع تغییر میشود؟
در واقع موانع باورهای منفی ها هستند. ترس ما از تغییر. شک و تردید ما از اینکه چه خواهد شد اگر اینطور نشود؟
با خودتان و مرزهای خودتان اشنا شوید. موانع و باورهای منفی خود را بشناسید و انها را به صورت مثبت جمله بندی کنید. مثلا من به اندازه کافی جوان هستم که کار جدیدی را شروع کنم بجای اینکه به من جوان کسی چنین کاری را نمیدهد. یا من پول کافی ندارم به مثبت چه کاری با پول کمی که من دارم امکانپذیر است. جمله های منفی که از بیرون (اطرافیان) میاید را با انها به مثبت تبدیل کنید. الگو یابی کنید که به شما قدرت تغییر میدهند با افرادی رابطه برقرار کنید که باورتان را برای تِغییر تقویت میکنند.
۳. پتانسیل و نقاط قوت من کجاست؟
روی یک کاغذ نقاط قوت خود را بنویسید. هر چیزی که اموختید و بطور طبیعی انجامش برای شما اسان است. کمبودهایی که از کودکی داشتید را بیاد بیاورید که امرور دیگر نقاط ضعف شما نیستند. مثلا از بچگی میبایستی مواظب خواهر کوچکتر میشدم و کمتر میتوانستم بازی کنم و در ازای ان اموختم که احساس و تقبل مسیولیت کردن برای دیگران به چه معنیست.
فکر کنید چه توانایی ها دارم که همیشه به من کمک میکنند و دیگران هم به من گفته اند که این توانایی را دارم. مثلا خوب گوش بدهم و یا ارامش مرا حفظ کنم یا مثلا از یک یخچال تقریبا خالی میتوانم غذای خوبی تهیه کنم. هر چیز که قدرت شما میباشد.
از خودتان سوال کنید کدام نقاط قوت را امروز در خود میشناسید و بکار میگیرید. و پتانسیل شما که میشناسید را نام ببرید که مهم هستند و سبب میشوند که احساس خوبی با انجام انها بدست بیاورید.
۴. بدنبال ایده های متفاوت باشید. چه چیز دیگری میتواند در من شکوفا شود؟ چه کاری که تاکنون انجام نداده ام؟
یک صفحه A4 را به هشت مربع تقسیم کنید. مربع های امکانات. در هر مربع شغلی را یادداشت کنید که با پتانسیل شما امکان پذیر است. مثلا مربع اول نقطه قوت شما: چیزی که برای یک کار جدید مثلا یک مغازه نیاز دارم. مربع دوم؛ تواناهایی که برای این کار جدید دارم و ادمهایی که میشناسم.
مربع سوم: چه هوش و ذکاوت برای این کار دارم ...
از ۸ مربع ممکن که پر میکنید با توانایی و پتانسیل شما الویت بندی کنید و سه ایده جدید و مخالف ایده شما یادداشت کنید که با وضعیت حال شما متفاوت است و به شما احساس خوبی میدهد.
نگاه کنید که این ایده های مخالف ایده شما چه نکات مثبتی در زندگی و شغل برای شما به همراه خواهند اورد که شما تا امروز جرات فکر به ان را نداشتید و یا فکر میکردید قادر به انجام ان نیستید.
۵. تصمیم برای روش های نوین. قدمهای بعدی کدامها هستند؟
سه ایده قبلی شما از نکته چهار را خلاصه کنید به یک ایده که به هدف شما نزدیک تر است. نباید از نظر عقلانی فقط قابل انجام باشد و یا شانس زیادی دارند. این هدف میتواند حتی یک ارزو باشد و یا کاملا متفاوت با انچه که تا امروز بود.
این هدف جدید را فرمولبندی کنید.
حداقل ۵ هدف کوچک از ان بسازید. و اولین هدف که به نظرتان میرسد را در الویت قرار دهید. و دلیل بیاورید چرا این هدف مهم است. این اولین قدم در زندگی جدید شماست.
اهداف را بر حسب SMART فرمول بندی کنید. در صفحه ما سمارت توضیح داده شده.
مثلا هدف: تا اخر امسال شغل جدید خواهم داشت.
پنج هدف کوچک:
۱. تا اخر هفته یک لیست از حداقل ۵ تواناهایی خودم مینویسم.
۲. به حداقل ۵ اشنا که میشناسم برای کار جدید تا اخر هفته بعد پیام میدهم.
۳. مدارک را برای فرستادن تا هفته بعد ترجمه و اماده میکنم.
۴. حداقل اگر از دوشرکت در سه هفته اینده دعوت نشوم با ۵ نفر جدید تماس میگیرم.
۵. حداقل با یک نفر مصاحبه برای کار را تمرین میکنم.
این ۵ هدف کوچک میتوانند ما را در رسیدن به هدف بزرگتر کمک کنند.
م ستودگان دسامبر ۲۰۱۷
@thinkpluswithus
🔶چگونه در خود تغییر ایجاد کنیم
این ۵ روش اسان را امتحان کنید و به هدفتان برسید؛
۱. پایان دادن به وضعیت کنونی. کجا هستم در حال حاضر؟
مثلا میخواهید شغلتان را عوض کنید و از شغل کنونی راضی نیستید.
خواسته های خود را جدی بگیرید بجای چشم پوشی از ان. از خودتان بپرسید؛ میخواهم صبر کنم تا مشکلم خود بخود برطرف شکد یا اینکه امروز به طور جدی در موردش فکر میکنم، که چطور چیزها را با قدرت و تصمیم خود تغییر خواهم داد. چه چیزی نیاز دارم برای این قدم.
۲.شناختن موانع و محاصره های من: چه چیزی مانع تغییر میشود؟
در واقع موانع باورهای منفی ها هستند. ترس ما از تغییر. شک و تردید ما از اینکه چه خواهد شد اگر اینطور نشود؟
با خودتان و مرزهای خودتان اشنا شوید. موانع و باورهای منفی خود را بشناسید و انها را به صورت مثبت جمله بندی کنید. مثلا من به اندازه کافی جوان هستم که کار جدیدی را شروع کنم بجای اینکه به من جوان کسی چنین کاری را نمیدهد. یا من پول کافی ندارم به مثبت چه کاری با پول کمی که من دارم امکانپذیر است. جمله های منفی که از بیرون (اطرافیان) میاید را با انها به مثبت تبدیل کنید. الگو یابی کنید که به شما قدرت تغییر میدهند با افرادی رابطه برقرار کنید که باورتان را برای تِغییر تقویت میکنند.
۳. پتانسیل و نقاط قوت من کجاست؟
روی یک کاغذ نقاط قوت خود را بنویسید. هر چیزی که اموختید و بطور طبیعی انجامش برای شما اسان است. کمبودهایی که از کودکی داشتید را بیاد بیاورید که امرور دیگر نقاط ضعف شما نیستند. مثلا از بچگی میبایستی مواظب خواهر کوچکتر میشدم و کمتر میتوانستم بازی کنم و در ازای ان اموختم که احساس و تقبل مسیولیت کردن برای دیگران به چه معنیست.
فکر کنید چه توانایی ها دارم که همیشه به من کمک میکنند و دیگران هم به من گفته اند که این توانایی را دارم. مثلا خوب گوش بدهم و یا ارامش مرا حفظ کنم یا مثلا از یک یخچال تقریبا خالی میتوانم غذای خوبی تهیه کنم. هر چیز که قدرت شما میباشد.
از خودتان سوال کنید کدام نقاط قوت را امروز در خود میشناسید و بکار میگیرید. و پتانسیل شما که میشناسید را نام ببرید که مهم هستند و سبب میشوند که احساس خوبی با انجام انها بدست بیاورید.
۴. بدنبال ایده های متفاوت باشید. چه چیز دیگری میتواند در من شکوفا شود؟ چه کاری که تاکنون انجام نداده ام؟
یک صفحه A4 را به هشت مربع تقسیم کنید. مربع های امکانات. در هر مربع شغلی را یادداشت کنید که با پتانسیل شما امکان پذیر است. مثلا مربع اول نقطه قوت شما: چیزی که برای یک کار جدید مثلا یک مغازه نیاز دارم. مربع دوم؛ تواناهایی که برای این کار جدید دارم و ادمهایی که میشناسم.
مربع سوم: چه هوش و ذکاوت برای این کار دارم ...
از ۸ مربع ممکن که پر میکنید با توانایی و پتانسیل شما الویت بندی کنید و سه ایده جدید و مخالف ایده شما یادداشت کنید که با وضعیت حال شما متفاوت است و به شما احساس خوبی میدهد.
نگاه کنید که این ایده های مخالف ایده شما چه نکات مثبتی در زندگی و شغل برای شما به همراه خواهند اورد که شما تا امروز جرات فکر به ان را نداشتید و یا فکر میکردید قادر به انجام ان نیستید.
۵. تصمیم برای روش های نوین. قدمهای بعدی کدامها هستند؟
سه ایده قبلی شما از نکته چهار را خلاصه کنید به یک ایده که به هدف شما نزدیک تر است. نباید از نظر عقلانی فقط قابل انجام باشد و یا شانس زیادی دارند. این هدف میتواند حتی یک ارزو باشد و یا کاملا متفاوت با انچه که تا امروز بود.
این هدف جدید را فرمولبندی کنید.
حداقل ۵ هدف کوچک از ان بسازید. و اولین هدف که به نظرتان میرسد را در الویت قرار دهید. و دلیل بیاورید چرا این هدف مهم است. این اولین قدم در زندگی جدید شماست.
اهداف را بر حسب SMART فرمول بندی کنید. در صفحه ما سمارت توضیح داده شده.
مثلا هدف: تا اخر امسال شغل جدید خواهم داشت.
پنج هدف کوچک:
۱. تا اخر هفته یک لیست از حداقل ۵ تواناهایی خودم مینویسم.
۲. به حداقل ۵ اشنا که میشناسم برای کار جدید تا اخر هفته بعد پیام میدهم.
۳. مدارک را برای فرستادن تا هفته بعد ترجمه و اماده میکنم.
۴. حداقل اگر از دوشرکت در سه هفته اینده دعوت نشوم با ۵ نفر جدید تماس میگیرم.
۵. حداقل با یک نفر مصاحبه برای کار را تمرین میکنم.
این ۵ هدف کوچک میتوانند ما را در رسیدن به هدف بزرگتر کمک کنند.
م ستودگان دسامبر ۲۰۱۷
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫💫
🔑🔑پنج مهارت کلیدی برای موفقیت در زندگی و روابط مان 🔑🔑🔑
🔑 ۱. مهارت خود آگاهی
intra personal skills
توانایی شناخت مان از چهار زاویه
🔻ضعف weakness
🔻 قوت strength
🔻خواسته ها wishes
🔻نیاز ها needs
و شناخت همه این زوایا با تصویر واقع بینانه(real self) از خود امکان پذیر میباشد.
👈 چگونه؟ با تمرینهای ذهن آگاهی و بازتاب خودمان به این مهارت دست پیدا میکنیم.
🔑 ۲. مهارت روابط بین فردی
Inter personal skills
این مهارت باعث افزایش روحیه مشارکت و اعتماد واقع بینانه و همکاری با دیگران میگردد.
👈چگونه؟ با بالا بردن اعتماد بنفس و عزت نفس این مهارت در ما رشد خواهد کرد.
🔑۳. مهارت مقابله با استرس
Coping with stress skills
استرس های طولانی مدت بر عملکرد و کیفیت زندگی ما تاثیر میگذارند.
👈چگونه؟ با ریلکسیشن و مدیتیشن به این مهارت براحتی دست پیدا میکنیم.
🔑۴. مهارت تصمیم گیری
Decision-making skills
این مهارت باعث میشود تا با اطلاعات و آگاهی کافی با توجه به اهداف واقع بینانه از بین راه حل های مختلف بهترین راه حل را برای رفع مشکلات مان انتخاب کنیم.
👈چگونه؟ ما میتوانیم گاهی کمک یک مشاور با یک دید بیرونی و غیر وابسته برای تصمیم گیری در امور مهم زندگی مان یاری بگیریم.
🔑 ۵. مهارت پذیرش
Acceptance skills
همه ما برای بهتر شدن کیفیت زندگی مان در تلاشیم و در اینجا مهارت پذیرش 🔻خویش
🔻دیگران
🔻موقعیت ها
به ما کمک میکنند تا آسانتر به اهداف زندگی خود برسیم.
👈چگونه؟ در اینجا بازتاب ارزشهای ما و تصاویر و سوژه های ذهنی ما از انسان به ما کمک میکند تا این مهارت را بهینه سازی کنیم.
دکتر موریس ستودگان💫
🔑🔑پنج مهارت کلیدی برای موفقیت در زندگی و روابط مان 🔑🔑🔑
🔑 ۱. مهارت خود آگاهی
intra personal skills
توانایی شناخت مان از چهار زاویه
🔻ضعف weakness
🔻 قوت strength
🔻خواسته ها wishes
🔻نیاز ها needs
و شناخت همه این زوایا با تصویر واقع بینانه(real self) از خود امکان پذیر میباشد.
👈 چگونه؟ با تمرینهای ذهن آگاهی و بازتاب خودمان به این مهارت دست پیدا میکنیم.
🔑 ۲. مهارت روابط بین فردی
Inter personal skills
این مهارت باعث افزایش روحیه مشارکت و اعتماد واقع بینانه و همکاری با دیگران میگردد.
👈چگونه؟ با بالا بردن اعتماد بنفس و عزت نفس این مهارت در ما رشد خواهد کرد.
🔑۳. مهارت مقابله با استرس
Coping with stress skills
استرس های طولانی مدت بر عملکرد و کیفیت زندگی ما تاثیر میگذارند.
👈چگونه؟ با ریلکسیشن و مدیتیشن به این مهارت براحتی دست پیدا میکنیم.
🔑۴. مهارت تصمیم گیری
Decision-making skills
این مهارت باعث میشود تا با اطلاعات و آگاهی کافی با توجه به اهداف واقع بینانه از بین راه حل های مختلف بهترین راه حل را برای رفع مشکلات مان انتخاب کنیم.
👈چگونه؟ ما میتوانیم گاهی کمک یک مشاور با یک دید بیرونی و غیر وابسته برای تصمیم گیری در امور مهم زندگی مان یاری بگیریم.
🔑 ۵. مهارت پذیرش
Acceptance skills
همه ما برای بهتر شدن کیفیت زندگی مان در تلاشیم و در اینجا مهارت پذیرش 🔻خویش
🔻دیگران
🔻موقعیت ها
به ما کمک میکنند تا آسانتر به اهداف زندگی خود برسیم.
👈چگونه؟ در اینجا بازتاب ارزشهای ما و تصاویر و سوژه های ذهنی ما از انسان به ما کمک میکند تا این مهارت را بهینه سازی کنیم.
دکتر موریس ستودگان💫
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫💫💫
❗️چقدر انتخاب
با همه آنهایی که انتخاب را ملاک قرار میدهند کاملا موافقم ولی آنها شاید فکر نکردند، که انتخابهای ما هم تحت طرحواره های ما شکل میگیرند که حداقل سه چهارم آنها از ناخوداگاه مدیریت میشوند.
اگر این طرحواره ها که از کودکی شالوده های ما را سیستمانیک شکل میدهند، بازتاب نشوند، طبیعتا در انتخاب ما تفاوت بزرگی رخ نمیدهد. مثلا از رابطه ای به رابطه مشابه دیگر با همان موضوعات میرویم و فقط شخص را با انتخابمان تغییر میدهیم ولی موضوع خوشبختی را هنوز انتخاب نکرده ایم. موضوع خوشبختی را انزمان انتخاب میکنیم که در باغچه خودمان به دنبال کرم باشیم، کرمهای باغچه همسایه را مقصر دانستن آسانترین روش برای خودفریبی میباشد.
اگر میخواهیم انتخاب کنیم باید آگاه انتخاب کنیم!
دکتر موریس ستودگان💫
❗️چقدر انتخاب
با همه آنهایی که انتخاب را ملاک قرار میدهند کاملا موافقم ولی آنها شاید فکر نکردند، که انتخابهای ما هم تحت طرحواره های ما شکل میگیرند که حداقل سه چهارم آنها از ناخوداگاه مدیریت میشوند.
اگر این طرحواره ها که از کودکی شالوده های ما را سیستمانیک شکل میدهند، بازتاب نشوند، طبیعتا در انتخاب ما تفاوت بزرگی رخ نمیدهد. مثلا از رابطه ای به رابطه مشابه دیگر با همان موضوعات میرویم و فقط شخص را با انتخابمان تغییر میدهیم ولی موضوع خوشبختی را هنوز انتخاب نکرده ایم. موضوع خوشبختی را انزمان انتخاب میکنیم که در باغچه خودمان به دنبال کرم باشیم، کرمهای باغچه همسایه را مقصر دانستن آسانترین روش برای خودفریبی میباشد.
اگر میخواهیم انتخاب کنیم باید آگاه انتخاب کنیم!
دکتر موریس ستودگان💫
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
🔸از دکتر موریس ستودگان
📍تراپی یا درمان سیستمی چیست؟
تراپی سیستمی به عنوان درمان، همچنین روان درمانگری سیستمی که مشاوره سیستمی هم نامیده می شود، فرایند ملاقات یک شخص یا یک جفت و یا یک سیستم با یک یا گاهی دو درمانگر برای حل و درک رفتارها، باورها، احساسات، مسائل مربوط به رابطه و یا پاسخ های جسمی (احساسات در بدن) است.
شروع درمان می تواند یک گام بزرگ در جهت رسیدن به بهترین رفتار ممکن در سیستم و زندگی با آرامش و امنیت خاطر باشد، که طبیعتا در این پروسه به چالش هایی که مراجع ممکن است با آن روبرو شود و تاثیر ان بروی سیستم هم میبایست دقت فراوان شود. از اینرو گاهی دو درمانگر زن و مرد همزمان پویایی سیستم و پیشرفت در تراپی را بهتر برآورد خواهند کرد.
از طریق درمان، می توان رفتارها و عادت های مخرب برای یک سیستم را شناخت، رفتار های پسامدی که احتمالا ناشی از یک سری رفتارها میشوند را پیش بینی، و در کاهش تخریبی سیستم کاهش و تغییر داد. در این پروسه های درمانی احساسات دردناک که تاثیر بروی رفتارها دارند و خود محرک رفتاری هستند را میتوان شناسایی کرده و در همان راستای هدف مراجع آستانه تحمل را بالا برد، روابط را بهبود بخشیده و امنیت در سیستم را بهینه سازی کرد و همچنان میتوان سیستم را برای مهارت حل مشکل سیستمی مقاوم تر ساخت (empowerment). در درمان سیستمی باور بر این است که هر تغییری در تک تک اعضای سیستم (sub-system) میتواند در مجموعه رفتار سیستم تاثیر بسزایی داشته باشد. خواه ناخواه تغییر در یک زیر مجموعه همیشه مجموعه را متحول میکند (قوانین سیستمی).
اگرچه هیچ درمانگری نمیتواند پروسه درمان را پیش بینی کند چرا که افراد در درک مشکلات و تحمل و حل مشکلات از طرحواره ها و اموخته های گوناگون ناخودآگاه پیروی میکنند، اما چیزی که قابل پیشبینی و از باید های درمان است، این است که در تمام مراحل درمان و روشهای درمانی مراجع اهداف خود را برای رسیدن به آنجایی که میخواهد (مقصد سیستم) تعیین خواهد کرد. این که آیا در درمان فردی، گروهی یا خانوادگی، ارتباط با درمانگر محرمانه است، میبایست گفت همیشه و نه تنها بر محتوای آنچه که در مورد آن صحبت می شود، بلکه بر تمام فرآیند درمان این نیز صدق میکند.
در مجموع می توان انتظار داشت که درمانگر فردی حمایتگر است، با دقت گوش فرا می دهد، الگو یک تجربه روابط مثبت و سالم در کار با مراجع است، بازخورد مناسب به پروسه درمان می دهد و از رهنمودهای اخلاقی رواندرمانگری پیروی می کند. از مراجع انتظار همکاری در رسیدن به اهداف او میرود.
یک درمان سیستمی مناسب در مدتی معین (time oriented) برای درمانگر و مراجع و سیستم او با تجربیات مثبت قابل لمس میگردد.
June 2017
#درمان_سیستمی #تراپی_سیستمی
#موریس_ستودگان
@thinkpluswithus
#drmorrissetudegan
📍تراپی یا درمان سیستمی چیست؟
تراپی سیستمی به عنوان درمان، همچنین روان درمانگری سیستمی که مشاوره سیستمی هم نامیده می شود، فرایند ملاقات یک شخص یا یک جفت و یا یک سیستم با یک یا گاهی دو درمانگر برای حل و درک رفتارها، باورها، احساسات، مسائل مربوط به رابطه و یا پاسخ های جسمی (احساسات در بدن) است.
شروع درمان می تواند یک گام بزرگ در جهت رسیدن به بهترین رفتار ممکن در سیستم و زندگی با آرامش و امنیت خاطر باشد، که طبیعتا در این پروسه به چالش هایی که مراجع ممکن است با آن روبرو شود و تاثیر ان بروی سیستم هم میبایست دقت فراوان شود. از اینرو گاهی دو درمانگر زن و مرد همزمان پویایی سیستم و پیشرفت در تراپی را بهتر برآورد خواهند کرد.
از طریق درمان، می توان رفتارها و عادت های مخرب برای یک سیستم را شناخت، رفتار های پسامدی که احتمالا ناشی از یک سری رفتارها میشوند را پیش بینی، و در کاهش تخریبی سیستم کاهش و تغییر داد. در این پروسه های درمانی احساسات دردناک که تاثیر بروی رفتارها دارند و خود محرک رفتاری هستند را میتوان شناسایی کرده و در همان راستای هدف مراجع آستانه تحمل را بالا برد، روابط را بهبود بخشیده و امنیت در سیستم را بهینه سازی کرد و همچنان میتوان سیستم را برای مهارت حل مشکل سیستمی مقاوم تر ساخت (empowerment). در درمان سیستمی باور بر این است که هر تغییری در تک تک اعضای سیستم (sub-system) میتواند در مجموعه رفتار سیستم تاثیر بسزایی داشته باشد. خواه ناخواه تغییر در یک زیر مجموعه همیشه مجموعه را متحول میکند (قوانین سیستمی).
اگرچه هیچ درمانگری نمیتواند پروسه درمان را پیش بینی کند چرا که افراد در درک مشکلات و تحمل و حل مشکلات از طرحواره ها و اموخته های گوناگون ناخودآگاه پیروی میکنند، اما چیزی که قابل پیشبینی و از باید های درمان است، این است که در تمام مراحل درمان و روشهای درمانی مراجع اهداف خود را برای رسیدن به آنجایی که میخواهد (مقصد سیستم) تعیین خواهد کرد. این که آیا در درمان فردی، گروهی یا خانوادگی، ارتباط با درمانگر محرمانه است، میبایست گفت همیشه و نه تنها بر محتوای آنچه که در مورد آن صحبت می شود، بلکه بر تمام فرآیند درمان این نیز صدق میکند.
در مجموع می توان انتظار داشت که درمانگر فردی حمایتگر است، با دقت گوش فرا می دهد، الگو یک تجربه روابط مثبت و سالم در کار با مراجع است، بازخورد مناسب به پروسه درمان می دهد و از رهنمودهای اخلاقی رواندرمانگری پیروی می کند. از مراجع انتظار همکاری در رسیدن به اهداف او میرود.
یک درمان سیستمی مناسب در مدتی معین (time oriented) برای درمانگر و مراجع و سیستم او با تجربیات مثبت قابل لمس میگردد.
June 2017
#درمان_سیستمی #تراپی_سیستمی
#موریس_ستودگان
@thinkpluswithus
#drmorrissetudegan
حتما تاکنون واژه سانتیمنتال احساسات گرایی (sentimentality) را شنیده اید. در واقع این واژه بیشتر به فکر کردن دربارۂ احساسات اشاره میکند تا تجربه عینی و معتبر خود احساس.
برای روشن شدن این مطلب تولستوی در کتابش از بانوان سزار روسی مینویسد که در تئاتر شهر ساعتها میتوانند سانتیمنتال اشک بریزند ولی همان بانوان نسبت به کالسکهچی خودشان که بیرون در سرمای زیر بیست درجه شهر مسکو در انتظار انها چهار ساعت از سرما یخ میزنند، کاملا بی تفاوت هستند - حتی به ذهنشان دقیقه ای خطور نمیکند که انها کالسکه چی هستند و نه اسب.
احساسات گرایی یا "تظاهر به احساس داشتن" به این واقعیت کاذب میبالد که من هم نیز قوه عاطفی دارم, اما همه چیز به شکل ذهنی در همین جا آغاز و به همین جا ختم میشود و در واقعیت عینی جایی پیدا نمیکند.
حال اگر همین احساس در واقعیت بتواند به یک تجربه عینی و معتبر تبدیل شود, توجه و اهمیت دادن به سوژه خواهد بود که دیگر سانتیمنتال نیست بلکه ریشه در مهر و محبت خواهد داشت که به صورت واقعی تجربه و درک میشود.
در اینجا میتوان تفاوت احساس محبت که توجه و اهمیت و ارزش دادن به شخصی یا چیزی واقعی میباشد را با احساسات گرایی که تنها فکر کردن است, را تشخیص داد.
دکتر موریس ستودگان
برای روشن شدن این مطلب تولستوی در کتابش از بانوان سزار روسی مینویسد که در تئاتر شهر ساعتها میتوانند سانتیمنتال اشک بریزند ولی همان بانوان نسبت به کالسکهچی خودشان که بیرون در سرمای زیر بیست درجه شهر مسکو در انتظار انها چهار ساعت از سرما یخ میزنند، کاملا بی تفاوت هستند - حتی به ذهنشان دقیقه ای خطور نمیکند که انها کالسکه چی هستند و نه اسب.
احساسات گرایی یا "تظاهر به احساس داشتن" به این واقعیت کاذب میبالد که من هم نیز قوه عاطفی دارم, اما همه چیز به شکل ذهنی در همین جا آغاز و به همین جا ختم میشود و در واقعیت عینی جایی پیدا نمیکند.
حال اگر همین احساس در واقعیت بتواند به یک تجربه عینی و معتبر تبدیل شود, توجه و اهمیت دادن به سوژه خواهد بود که دیگر سانتیمنتال نیست بلکه ریشه در مهر و محبت خواهد داشت که به صورت واقعی تجربه و درک میشود.
در اینجا میتوان تفاوت احساس محبت که توجه و اهمیت و ارزش دادن به شخصی یا چیزی واقعی میباشد را با احساسات گرایی که تنها فکر کردن است, را تشخیص داد.
دکتر موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈اول باید تعریف کوتاهی داشته باشیم تا فرق این دو رو بشناسیم. میتوانیم اینطور خلاصه کنیم شرمساری لزوما با یک اتفاق واحد رخ نمیدهد، بلکه مجموعهای از اتفاقات و زخمهای روحی و روانی است که به ارزش شخصی ما لطمه وارد میکند. وقتی خطایی از ما سر میزند احساس گناه میکنیم، یا اشتباهی کوچک در جمع باعث احساس تحقیر و خجالت ما میشود. اما زمانی که فکر میکنیم اشتباه هستیم، احساس شرم به سراغ ما آمدهاست: 「به طرحواره نقص شرم فکر کنید که در سیستم خانواده از والد سخت گیر و تنبیه گر و کنترل گر به کودک انتقال داده میشه: تو هرگز کافی نیستی: اعتماد بنفس پایین و عزت نفس ناکافی」.
[احساس گناه بدون شرم] پس احساس گناه به رفتار ما برمیگردد و قابل جبران است و ما میتونیم نهایتا با آن کنار بیاییم و به زندگی خود ادامه دهیم چون میتوانیم مسیولیت آنرا بپذیریم. ولی احساس شرم به شخصیت و موجودیت ما حمله میکند [احساس شرم بدون گناه] پس اگر ما بتوانیم بار احساسی اتفاقات را روی انتخاب و اختیار خود ما بگذاریم به احساس گناه تبدیل میشود و قابل جبران وقابل تحمل تر میشود چون دیگر نسبت به خودمان احساس بدی نداریم. یعنی شخصیت ما مورد حمله قرار نمیگیرد و ان رفتار هست که فقط قسمتی از کل هست.
احساس شرم —-> حمله به شخصیت خود —-> احساس بی ارزشی و بد بودن —-> غمگین شدن -> شکل گیری خشم منفعل -> بیارزشی، بیبهایی و حقارت...
رویکردها و رفتار پس از احساس شرم در افراد:
1.انکار , 2.توجیه, 3.فرار و حاشیه رفتن
👈احساس گناه یک هیجان خودآگاه در ماست که با احساسی دردناک ناشی از عمل یا تصور از عملی اشتباهی همراه هست.
احساس گناه –> حمله به رفتار یا عمل خود که بر خلاف ارزشهای فردی یا اجتماعی هست–> احساس بد پشیمانی بابت رفتار و عمل انجام شده —-> خشم از خود
نتیجه: احساس گناه با رفتار خطا مرتبط است، شرم با خود یا شخصیت فرد در ارتباط هست.
شاید برای درک بیشتر این مقوله لازم باشه به فرایند نظریه اسناد (آبژه ها) رفتار را نگاه کنیم که میتونه احساس گناه یا شرم شکل بده و سپس آن را بر پایه همرایی(consensus)، پایداری (consistency)، و دگرسانی (distinctiveness) ارزیابی کنیم. چرا که شرم و گناه به دو هیجان مربوط میشود که تریسی و رابینز نشان دادند که احساس شرم با اسنادهای درونی، پایدار و کنترلناپذیر، در حالیکه احساس گناه با اسنادهای درونی، ناپایدار و کنترلپذیر قابل بررسی هستند.
منابع خواندنی در این زمینه:
تانجنی، واگنر و گرمزو 1992
تریسی و رابینز 2006
گیلبرت، ,2000, 1992، 1998
ستودگان
[احساس گناه بدون شرم] پس احساس گناه به رفتار ما برمیگردد و قابل جبران است و ما میتونیم نهایتا با آن کنار بیاییم و به زندگی خود ادامه دهیم چون میتوانیم مسیولیت آنرا بپذیریم. ولی احساس شرم به شخصیت و موجودیت ما حمله میکند [احساس شرم بدون گناه] پس اگر ما بتوانیم بار احساسی اتفاقات را روی انتخاب و اختیار خود ما بگذاریم به احساس گناه تبدیل میشود و قابل جبران وقابل تحمل تر میشود چون دیگر نسبت به خودمان احساس بدی نداریم. یعنی شخصیت ما مورد حمله قرار نمیگیرد و ان رفتار هست که فقط قسمتی از کل هست.
احساس شرم —-> حمله به شخصیت خود —-> احساس بی ارزشی و بد بودن —-> غمگین شدن -> شکل گیری خشم منفعل -> بیارزشی، بیبهایی و حقارت...
رویکردها و رفتار پس از احساس شرم در افراد:
1.انکار , 2.توجیه, 3.فرار و حاشیه رفتن
👈احساس گناه یک هیجان خودآگاه در ماست که با احساسی دردناک ناشی از عمل یا تصور از عملی اشتباهی همراه هست.
احساس گناه –> حمله به رفتار یا عمل خود که بر خلاف ارزشهای فردی یا اجتماعی هست–> احساس بد پشیمانی بابت رفتار و عمل انجام شده —-> خشم از خود
نتیجه: احساس گناه با رفتار خطا مرتبط است، شرم با خود یا شخصیت فرد در ارتباط هست.
شاید برای درک بیشتر این مقوله لازم باشه به فرایند نظریه اسناد (آبژه ها) رفتار را نگاه کنیم که میتونه احساس گناه یا شرم شکل بده و سپس آن را بر پایه همرایی(consensus)، پایداری (consistency)، و دگرسانی (distinctiveness) ارزیابی کنیم. چرا که شرم و گناه به دو هیجان مربوط میشود که تریسی و رابینز نشان دادند که احساس شرم با اسنادهای درونی، پایدار و کنترلناپذیر، در حالیکه احساس گناه با اسنادهای درونی، ناپایدار و کنترلپذیر قابل بررسی هستند.
منابع خواندنی در این زمینه:
تانجنی، واگنر و گرمزو 1992
تریسی و رابینز 2006
گیلبرت، ,2000, 1992، 1998
ستودگان
Forwarded from Deleted Account
استاد یک سوال میدونم با شعر هم ارتباط خیلی خوبی دارید من خیلی کمتر ؛آیا خیام سکولار بود؟!یا من اشتباه میکنم /اگر از نظر شما اشکالی ندارد بقیه عزیزان هم در پاسخ به این سوال مشارکت بکنند
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
درود دکتر (کاندیدا) فاطمی عزیز از اونجایی که سکولاریسم (Secularism) یا گیتیگرایی، دنیاگرایی یا جدااِنگاری دین از سیاست، یک ایدئولوژی مبنی بر جدایی نهادهای حکومتی و کسانی که بر مسند دولت مینشینند، از نهادهای دینی و مقامهای دینی هست از عصر روشنگری در اروپا (اولین بار توسط نویسندهٔ بریتانیایی، جورج هالی اوک در سال ۱۸۴۶ استفاده شد) نشات گرفته و این فلسفه بعد از خیام بوده بیشتر خیام رو میشه یک اگنوستیست معرفی کرد. در نگاه من خیام بیشتر پیرو اگنوستیسم بوده چون در نوشته ها بیشتر تکیه بر ندانستن میکنه تا نفی خدا.
ابریق می مرا شکستی ربی
بر من در عیش را ببستی ربی
و...
(در این جا با رب حرف میزنه و اراده اون رو زیر سوال میبره ولی نه بودنش رو) و یا در شعرهای زیر
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
...چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چون که هستی خوش باش
چون عهده نمیشود کسی فردا را
حالی خوش دار این دل پر سودا را
می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
و یا بی باوری به جهان بعد از مرگ در اشعارش
برخیز و بیا بتا برای دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم
زان پیش که کوزهها کنند از گل ما
می نوش که عمر جاودانی اینست
خود حاصلت از دور جوانی اینست
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی اینست
و حتی در اینجا 👆 عدم باور و ندانستن بودن جهان بعد از مرگ رو ابراز میکنه.
اولین بار توماس هنری هاکسلی، آگنوستیسم (ندانم گرایی) رو به مفهوم ناشناختنی بودن ماوراء طبیعت بهکار گرفت؛ اما پس از آن، سالها در ادبیات فلسفی بهویژه فلسفه مارکسیستی، در معنای غیرقابل شناخت بودن جهان مادی بهکار گرفته شده. فیلسوف ها و اندیشمندان زیادی، در مورد ندانم گرایی کتاب نوشتن که از میان انها میتونیم از توماس هنری هاکسلی، رابرت انگرزول، برتراند راسل و ابوالعلاء معری اسم ببریم. و همچنین نظریه کانت و نظریه شکاکیت، نوعی ندانمگری به شمار میاد. هیوم هم، از فلاسفه باورمند به این مکتب ندانم گرایی هست. ندانم گرایان حقیقت نهایی را نامعلوم میدونن و معتقد هستند به جمله معروف دانم که ندانم سقراط، فیلسوف یونانی هستند
یک تعریف از اگنوستیسم میتونه کمی روشن تر کنه موضوع رو: "ندانمگرایی یا لاادریگری یا آگنوستیسم (انگلیسی: Agnosticism)، دیدگاهی فلسفی است که دانستن درستی یا نادرستیِ برخی ادعاها و بهطور ویژه، ادعاهای مربوط به امور فراطبیعی، مانند الهیات و زندگی پس از مرگ و وجود خدا و موجودات روحانی یا حتی حقیقت نهایی را نامعلوم یا به شکل «ندانمگویی»، از اساس ناممکن میداند. لاادریگری، از گرایشهای فلسفی است که در عین باور به عینیت و واقعیت جهان، شناخت قسمتی از آن یا کل آن را ناممکن میداند."
در زیر یک عکس میزارم که این شاخه های گوناگون رو نشون میده. د ر یک راستا باور هست و در راستای دیگه علم که به چهار گونه و هشت زیر مجموعه جالب تقسیم میشه.
ابریق می مرا شکستی ربی
بر من در عیش را ببستی ربی
و...
(در این جا با رب حرف میزنه و اراده اون رو زیر سوال میبره ولی نه بودنش رو) و یا در شعرهای زیر
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
...چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چون که هستی خوش باش
چون عهده نمیشود کسی فردا را
حالی خوش دار این دل پر سودا را
می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
و یا بی باوری به جهان بعد از مرگ در اشعارش
برخیز و بیا بتا برای دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم
زان پیش که کوزهها کنند از گل ما
می نوش که عمر جاودانی اینست
خود حاصلت از دور جوانی اینست
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی اینست
و حتی در اینجا 👆 عدم باور و ندانستن بودن جهان بعد از مرگ رو ابراز میکنه.
اولین بار توماس هنری هاکسلی، آگنوستیسم (ندانم گرایی) رو به مفهوم ناشناختنی بودن ماوراء طبیعت بهکار گرفت؛ اما پس از آن، سالها در ادبیات فلسفی بهویژه فلسفه مارکسیستی، در معنای غیرقابل شناخت بودن جهان مادی بهکار گرفته شده. فیلسوف ها و اندیشمندان زیادی، در مورد ندانم گرایی کتاب نوشتن که از میان انها میتونیم از توماس هنری هاکسلی، رابرت انگرزول، برتراند راسل و ابوالعلاء معری اسم ببریم. و همچنین نظریه کانت و نظریه شکاکیت، نوعی ندانمگری به شمار میاد. هیوم هم، از فلاسفه باورمند به این مکتب ندانم گرایی هست. ندانم گرایان حقیقت نهایی را نامعلوم میدونن و معتقد هستند به جمله معروف دانم که ندانم سقراط، فیلسوف یونانی هستند
یک تعریف از اگنوستیسم میتونه کمی روشن تر کنه موضوع رو: "ندانمگرایی یا لاادریگری یا آگنوستیسم (انگلیسی: Agnosticism)، دیدگاهی فلسفی است که دانستن درستی یا نادرستیِ برخی ادعاها و بهطور ویژه، ادعاهای مربوط به امور فراطبیعی، مانند الهیات و زندگی پس از مرگ و وجود خدا و موجودات روحانی یا حتی حقیقت نهایی را نامعلوم یا به شکل «ندانمگویی»، از اساس ناممکن میداند. لاادریگری، از گرایشهای فلسفی است که در عین باور به عینیت و واقعیت جهان، شناخت قسمتی از آن یا کل آن را ناممکن میداند."
در زیر یک عکس میزارم که این شاخه های گوناگون رو نشون میده. د ر یک راستا باور هست و در راستای دیگه علم که به چهار گونه و هشت زیر مجموعه جالب تقسیم میشه.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
YouTube
The science of sex, love, attraction, and obsession | Big Think
Become a Big Think member to unlock expert classes, premium print issues, exclusive events and more: https://bigthink.com/membership/?utm_source=youtube&utm_medium=social&utm_campaign=yt_desc
--------------------------------------------------------------…
--------------------------------------------------------------…
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👆👆👆دوستان یک موضوع بسیار عالی در باره رابطه "چرا رابطه مشابه کوکایین هست"
تو یوتیوب هست اگه دوستانی که تسلط به انگلیسی دارن نگاه کنند. در پایین دوبله فارسی از خودم را برای گروه خودمون در احتیارتون میزارم. 👇👇👇👇
تو یوتیوب هست اگه دوستانی که تسلط به انگلیسی دارن نگاه کنند. در پایین دوبله فارسی از خودم را برای گروه خودمون در احتیارتون میزارم. 👇👇👇👇
Audio
برگردان فارسی
چرا رابطه مشابه کوکایین هست . مصاحبه با دکتر هلن فیشر و دکتر گیل سالتز دو دانشمند معاصر با ترجمه از دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
چرا رابطه مشابه کوکایین هست . مصاحبه با دکتر هلن فیشر و دکتر گیل سالتز دو دانشمند معاصر با ترجمه از دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus