Forwarded from قسط
🔴🔵⚪ یکی علیهِ همه!
تاملی در یک رویکرد موذیانه علیه عدالتخواهی
🔹سیاستِ #یک_کاسه_سازی_عدالتخواهان، موذیانهترین رویکرد محافظهکاران است و هدفش روشنتر از روز.
ابرتحلیلگران و مغزهای متفکرِ محافظهکاری، که همواره در تاریکخانههایشان از اسرار پرده برمیدارند و با حرفهای مگو، مریدانشان را به عوالم غیب میبرند و مدعیاند که مو را از ماستِ سیاست بیرون میکشند، بعید است از #تکثر و تنوعِ حاکم بر میدان عدالتخواهی بیخبر باشند؛ و ندانند که فاصلۀ برخی از این دستهها، در مبانی، روش و هدف، گاه از زمین تا آسمان است.
امروزه طیف وسیعی، با خاستگاههای مختلف و متفاوت، داعیۀ عدالتخواهی دارند، که اتفاقاً سهم وفاداران به آرمانهای انقلاب اسلامی در میان آنها، بسیار پررنگتر از باقی گرایشات است. این کثرت، بیش و پیش از هر چیز، نشانۀ مسئلهبودگی #عقب_ماندگی_در_عدالت است.
🔸اما منفعت محافظهکاران، در کتمان این تکثر است. اگر این تکثر را بپذیرند، ناگزیر از تن دادن به سطحی از عدالتخواهی میشوند و این، خط قرمزشان است؛ اساساً محافظهکار شدهاند تا عدالتخواه نباشند! لفاظیهای مزورانهشان در سر دادن شعارهایی مانند «عدالتخواهی مطلوب» و این قبیل تعابیر نیز، لاف در غریبیست؛ چرا که هیچگاه شروعکنندۀ هیچ حرکت واقعی برای تحقق عدالتخواهیِ تمیزشان نبودهاند؛ هر مثالِ تحققیافتهای هم در لابلای لفاظیهایشان بیاورند، اتفاقاً نه محصول عمل خودشان، که میوۀ مجاهدتِ عدالتخواهانِ جوانیست که به عنوان متهمانِ بالفعل، در لیست سیاهشان جا گرفتهاند.
🔹در این کشاکش، بهترین راهبرد، یکیانگاری همۀ عدالتخواهان و برجستهسازی و تعمیمِ یک ذائقه و یک شیوه با هدف خنثیسازی شیوههای دیگر است. برجستهسازیِ یک ذائقه و یک شیوه از عدالتخواهی، بیش از آنکه مرهون قابلیتها و امکانات خود آنها باشد، به واسطۀ دمودستگاه رسانهای و تبلیغی محافظهکاران میسر شده است! همان دمودستگاهی که با ولعِ تمام برخی شیوههای خاص را بزرگنمایی کرده تا تعمیم بدهد، هیچ اعتنایی به گروههایی که با دست خالی و متعهدانه، از تاراج سرمایههایی مانند ماشینسازی تبریز و کشت و صنعت مغان و... جلوگیری کردند، نمیکند. چرا؟ آیا آنها #مارکسیست بودند؟! هرگز. پس چرا نباید دیده شوند؟
🔸پاسخ ساده است؛ مقصود اصلی محافظهکاران، انقلابزدایی از طریقِ «عادیسازی فساد»، «فرسایش سرمایۀ اجتماعی»، «بیاعتناسازی عمومی نسبت به سرنوشت انقلاب» و «ناامید کردن مردم از اصلاحپذیری نظام» است. باطلالسحر این هدف ضدانقلابی، رفع بیعدالتی است و رویکرد موذیانۀ یککاسهسازیِ عدالتخواهان برای مهار هر نوع عدالتخواهی اتخاذ شده است.
#روحالله_رشیدی
@edalatkhahi
تاملی در یک رویکرد موذیانه علیه عدالتخواهی
🔹سیاستِ #یک_کاسه_سازی_عدالتخواهان، موذیانهترین رویکرد محافظهکاران است و هدفش روشنتر از روز.
ابرتحلیلگران و مغزهای متفکرِ محافظهکاری، که همواره در تاریکخانههایشان از اسرار پرده برمیدارند و با حرفهای مگو، مریدانشان را به عوالم غیب میبرند و مدعیاند که مو را از ماستِ سیاست بیرون میکشند، بعید است از #تکثر و تنوعِ حاکم بر میدان عدالتخواهی بیخبر باشند؛ و ندانند که فاصلۀ برخی از این دستهها، در مبانی، روش و هدف، گاه از زمین تا آسمان است.
امروزه طیف وسیعی، با خاستگاههای مختلف و متفاوت، داعیۀ عدالتخواهی دارند، که اتفاقاً سهم وفاداران به آرمانهای انقلاب اسلامی در میان آنها، بسیار پررنگتر از باقی گرایشات است. این کثرت، بیش و پیش از هر چیز، نشانۀ مسئلهبودگی #عقب_ماندگی_در_عدالت است.
🔸اما منفعت محافظهکاران، در کتمان این تکثر است. اگر این تکثر را بپذیرند، ناگزیر از تن دادن به سطحی از عدالتخواهی میشوند و این، خط قرمزشان است؛ اساساً محافظهکار شدهاند تا عدالتخواه نباشند! لفاظیهای مزورانهشان در سر دادن شعارهایی مانند «عدالتخواهی مطلوب» و این قبیل تعابیر نیز، لاف در غریبیست؛ چرا که هیچگاه شروعکنندۀ هیچ حرکت واقعی برای تحقق عدالتخواهیِ تمیزشان نبودهاند؛ هر مثالِ تحققیافتهای هم در لابلای لفاظیهایشان بیاورند، اتفاقاً نه محصول عمل خودشان، که میوۀ مجاهدتِ عدالتخواهانِ جوانیست که به عنوان متهمانِ بالفعل، در لیست سیاهشان جا گرفتهاند.
🔹در این کشاکش، بهترین راهبرد، یکیانگاری همۀ عدالتخواهان و برجستهسازی و تعمیمِ یک ذائقه و یک شیوه با هدف خنثیسازی شیوههای دیگر است. برجستهسازیِ یک ذائقه و یک شیوه از عدالتخواهی، بیش از آنکه مرهون قابلیتها و امکانات خود آنها باشد، به واسطۀ دمودستگاه رسانهای و تبلیغی محافظهکاران میسر شده است! همان دمودستگاهی که با ولعِ تمام برخی شیوههای خاص را بزرگنمایی کرده تا تعمیم بدهد، هیچ اعتنایی به گروههایی که با دست خالی و متعهدانه، از تاراج سرمایههایی مانند ماشینسازی تبریز و کشت و صنعت مغان و... جلوگیری کردند، نمیکند. چرا؟ آیا آنها #مارکسیست بودند؟! هرگز. پس چرا نباید دیده شوند؟
🔸پاسخ ساده است؛ مقصود اصلی محافظهکاران، انقلابزدایی از طریقِ «عادیسازی فساد»، «فرسایش سرمایۀ اجتماعی»، «بیاعتناسازی عمومی نسبت به سرنوشت انقلاب» و «ناامید کردن مردم از اصلاحپذیری نظام» است. باطلالسحر این هدف ضدانقلابی، رفع بیعدالتی است و رویکرد موذیانۀ یککاسهسازیِ عدالتخواهان برای مهار هر نوع عدالتخواهی اتخاذ شده است.
#روحالله_رشیدی
@edalatkhahi
Forwarded from سیدجواد میری مینق
#گزارش به وزارت علوم
"در جمهوری اسلامی، هر جا که قرار گرفتهاید، همانجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همهی کارها به شما متوجه است" (آیت الله سید علی خامنه ای).
تخلفات در مجموعه های زیر نظر وزارت علوم را باید هیئت های نظارت مورد بررسی قرار دهند ولی در این ۸ سال هیچ تحرکی برای نظارت و اصلاح امور در بزرگترین پروهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دیده نشده است. من به یکی از آنها اشاره می کنم که در باب "انتخابات" توسط نیروهای منتسب به "اصلاحات" رخ داده است. دکتر قبادی ریاست پژوهشگاه شیوه انتخاب روسای پژوهشکده ها را که مرحوم آیینه وند انتخابی نموده بود گام به گام بی اثر و ملغی کرده است. اما برای الغای نهاد انتخابات او شورای گسترش وزارت علوم را بهانه کرده است و ذیل چنین چتری ساختار علمی پژوهشگاه را منهدم کرده است و حتی عملاً برخی از پژوهشکده ها را حذف کرده است و سپس به بهانه اینکه شورای گسترش ساختار رسمی را مصوب نکرده است کل پژوهشکده ها را به تعلیق درآورده است تا پایان دور دولت و اعلام وضعیت قرمز ویروس کرونا پژوهشگاه را "معطل" نگاه داشته است. اما پرسش اینجاست که چرا باید پژوهشگاه و قوه عاقله در کشور به چنین وضعی دچار گردد؟ در دوره های انتخابات گذشته با هر دوز و کلکی چینشی را که دکتر قبادی می پسندید (و افرادی را که میخواست در شورای پژوهشی باشند) مهندسی می کردند ولی پس از ۸ سال این دفعه موفق نشدند و ترفندی که به کار برده است نابودی ساختار و احیای انتصابات به جای نهاد انتخابات است. توجه داشته باشید که ایشان به عنوان بقیه السیف اصلاحات و مدافع جامعه مدنی و حقوق شهروندان و و و نهاد انتخابات را ملغی کرده است. این نکته مهمی است که به نام انتخابات و جامعه مدنی حق انتخاب را سرکوب می کنند. امیدواریم که رخوتی که بر نهادهای نظارتی در وزارت علوم مستولی شده از میان برود و به تخلفات رسیدگی گردد. من آنچه شرط بلاغست با تو میگویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال!
ترسم این است که با این بی نظمی ها و این بی کفایتی ها و این عدم تدبیرها و هدم تدبیرها آموزش عالی در کشور به حالت تعلیق درآید. کاش تدبیر جای تدلیس می نشست و راه برای احیای دانش و علم باز می شد و این خواب گران به پایان می رسید.
#وزیر علوم
#گزارش ۱
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
"در جمهوری اسلامی، هر جا که قرار گرفتهاید، همانجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همهی کارها به شما متوجه است" (آیت الله سید علی خامنه ای).
تخلفات در مجموعه های زیر نظر وزارت علوم را باید هیئت های نظارت مورد بررسی قرار دهند ولی در این ۸ سال هیچ تحرکی برای نظارت و اصلاح امور در بزرگترین پروهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دیده نشده است. من به یکی از آنها اشاره می کنم که در باب "انتخابات" توسط نیروهای منتسب به "اصلاحات" رخ داده است. دکتر قبادی ریاست پژوهشگاه شیوه انتخاب روسای پژوهشکده ها را که مرحوم آیینه وند انتخابی نموده بود گام به گام بی اثر و ملغی کرده است. اما برای الغای نهاد انتخابات او شورای گسترش وزارت علوم را بهانه کرده است و ذیل چنین چتری ساختار علمی پژوهشگاه را منهدم کرده است و حتی عملاً برخی از پژوهشکده ها را حذف کرده است و سپس به بهانه اینکه شورای گسترش ساختار رسمی را مصوب نکرده است کل پژوهشکده ها را به تعلیق درآورده است تا پایان دور دولت و اعلام وضعیت قرمز ویروس کرونا پژوهشگاه را "معطل" نگاه داشته است. اما پرسش اینجاست که چرا باید پژوهشگاه و قوه عاقله در کشور به چنین وضعی دچار گردد؟ در دوره های انتخابات گذشته با هر دوز و کلکی چینشی را که دکتر قبادی می پسندید (و افرادی را که میخواست در شورای پژوهشی باشند) مهندسی می کردند ولی پس از ۸ سال این دفعه موفق نشدند و ترفندی که به کار برده است نابودی ساختار و احیای انتصابات به جای نهاد انتخابات است. توجه داشته باشید که ایشان به عنوان بقیه السیف اصلاحات و مدافع جامعه مدنی و حقوق شهروندان و و و نهاد انتخابات را ملغی کرده است. این نکته مهمی است که به نام انتخابات و جامعه مدنی حق انتخاب را سرکوب می کنند. امیدواریم که رخوتی که بر نهادهای نظارتی در وزارت علوم مستولی شده از میان برود و به تخلفات رسیدگی گردد. من آنچه شرط بلاغست با تو میگویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال!
ترسم این است که با این بی نظمی ها و این بی کفایتی ها و این عدم تدبیرها و هدم تدبیرها آموزش عالی در کشور به حالت تعلیق درآید. کاش تدبیر جای تدلیس می نشست و راه برای احیای دانش و علم باز می شد و این خواب گران به پایان می رسید.
#وزیر علوم
#گزارش ۱
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
Forwarded from حوادث مشهد (ادمین +۱)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸رفع تصرف نهادها در کمربند جنوبی انجام شد
جانشین معاون دادستان مشهد در امور اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم:
🔹۳۴ هکتاری که فردی در ارتفاعات جنوبی تصرف کرده بود بدون تشکیل پرونده نسبت به رفع تصرفش اقدام شد.
🔹نسبت به تصرفاتی که برخی نهادها داشتند اقدام شد مثلاً از شرکت بازآفرینی تصرفات را گرفتیم و نسبت به درختکاری اقدام شد.
🔹دستگاههایی که در آنجا زمین دارند و ممکن است موقوفاتی داشته باشند آن بخشی که در محدوده کمربند سبز است و بخشی که در محدوده شهری است ولی کاربری فضای سبز دارد نسبت به تحویلش به شهر اقدام کنند.
@havadesmashhad
جانشین معاون دادستان مشهد در امور اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم:
🔹۳۴ هکتاری که فردی در ارتفاعات جنوبی تصرف کرده بود بدون تشکیل پرونده نسبت به رفع تصرفش اقدام شد.
🔹نسبت به تصرفاتی که برخی نهادها داشتند اقدام شد مثلاً از شرکت بازآفرینی تصرفات را گرفتیم و نسبت به درختکاری اقدام شد.
🔹دستگاههایی که در آنجا زمین دارند و ممکن است موقوفاتی داشته باشند آن بخشی که در محدوده کمربند سبز است و بخشی که در محدوده شهری است ولی کاربری فضای سبز دارد نسبت به تحویلش به شهر اقدام کنند.
@havadesmashhad
Forwarded from اسکان نیوز
🔻حجتالاسلام میرلوحی، مدیر یک مدرسه غیرانتفاعی و عضو هیئت امنای دانشگاه امام صادق امروز رتبههای تکرقمی شاگردانش را تبریک میگفت
🔹 او از درصد هولناک قبولیهای غیرانتفاعی و تبعیض آموزش وحشتناک چیزی نگفت. چون او اصلا به این مقوله باور ندارد، درست مثل پدر همسرش، پناهیان.
🔹در نظر او باید یک قشر پولدار مذهبی برای انقلاب تربیت کرد تا مدیریت آینده را در دست داشته باشند. در نظر ایشان فرق این قشر با هویدا فقط در ریش است وگرنه همان اختلاف طبقاتی همان سیاستها.
🔹میرلوحی بنا بر هر تعریفی از انقلاب ۵۷ سلطنتطلب است./ مکتوبات
▫️امیرخراسانی
@eskannews_com
instagram.com/eskannews
🔹 او از درصد هولناک قبولیهای غیرانتفاعی و تبعیض آموزش وحشتناک چیزی نگفت. چون او اصلا به این مقوله باور ندارد، درست مثل پدر همسرش، پناهیان.
🔹در نظر او باید یک قشر پولدار مذهبی برای انقلاب تربیت کرد تا مدیریت آینده را در دست داشته باشند. در نظر ایشان فرق این قشر با هویدا فقط در ریش است وگرنه همان اختلاف طبقاتی همان سیاستها.
🔹میرلوحی بنا بر هر تعریفی از انقلاب ۵۷ سلطنتطلب است./ مکتوبات
▫️امیرخراسانی
@eskannews_com
instagram.com/eskannews
Forwarded from اسکان نیوز
🔻چرا حجاب؟ دروغگویی، غیبت، ترک واجبات و انجام محرمات دیگر چه؟!
✍️ عباس عبدی
🔹دروغگویی، غیبت، ترک واجبات و انجام محرمات دیگر بسیار فراوان است ولی هیچکدام مشمول این حکم نمیشوند یا در عمل کسی به آنها کاری ندارد و پلیس متعرض مرتکبین این گناهان نمیشود. اتفاقا در عرصه عمومی هم دروغ میگویند نمونهاش فراوان است.
🔹به علاوه بیحجابی در منزل نزد افراد نامحرم نیز میتواند و میباید جرم تلقی شود تا این فلسفه رعایت شود. چرا باید گناه در داخل خانه جرم نباشد و در فضای عمومی باشد؟ آیا رابطه نامشروع هم میتواند مصداق چنین قاعدهای تلقی شود؟
🔹اگر فلسفه این ماده نظم اجتماعی است که ظاهراً باید چنین باشد، زیرا رفتار حرام محدود به معابر و انظار عموم شده است، در این صورت باید قید حجاب شرعی که امری ثابت است برداشته شود و مقید به پوششی شود که نظم اجتماعی را نقض و عفت عمومی را جریحهدار میکند.
🔹چون پوشش برحسب اینکه در چه وضعی باشیم آثار متفاوتی بر جامعه دارد. همان طور که نمیتوان با لباس شنا یا ژیمناستیک در خیابان راه رفت، در حالی که در استادیوم و استخر این لباس را میپوشند و امری عادی و حتی لازم است.
🔹بنابراین پیش از هر چیز باید فلسفه حقوق و قانونگذاری را در ایران مشخص کرد. اغلب تعارضاتی که در حقوق ایران وجود دارد ناشی از وجود دو سرچشمه متعارض یا حداقل ناهمساز در فلسفه حقوق و قانونگذاری است./اعتماد
بیشتر بخوانید:
https://www.eskannews.com/report/30294
@eskannews_com
instagram.com/eskannews
✍️ عباس عبدی
🔹دروغگویی، غیبت، ترک واجبات و انجام محرمات دیگر بسیار فراوان است ولی هیچکدام مشمول این حکم نمیشوند یا در عمل کسی به آنها کاری ندارد و پلیس متعرض مرتکبین این گناهان نمیشود. اتفاقا در عرصه عمومی هم دروغ میگویند نمونهاش فراوان است.
🔹به علاوه بیحجابی در منزل نزد افراد نامحرم نیز میتواند و میباید جرم تلقی شود تا این فلسفه رعایت شود. چرا باید گناه در داخل خانه جرم نباشد و در فضای عمومی باشد؟ آیا رابطه نامشروع هم میتواند مصداق چنین قاعدهای تلقی شود؟
🔹اگر فلسفه این ماده نظم اجتماعی است که ظاهراً باید چنین باشد، زیرا رفتار حرام محدود به معابر و انظار عموم شده است، در این صورت باید قید حجاب شرعی که امری ثابت است برداشته شود و مقید به پوششی شود که نظم اجتماعی را نقض و عفت عمومی را جریحهدار میکند.
🔹چون پوشش برحسب اینکه در چه وضعی باشیم آثار متفاوتی بر جامعه دارد. همان طور که نمیتوان با لباس شنا یا ژیمناستیک در خیابان راه رفت، در حالی که در استادیوم و استخر این لباس را میپوشند و امری عادی و حتی لازم است.
🔹بنابراین پیش از هر چیز باید فلسفه حقوق و قانونگذاری را در ایران مشخص کرد. اغلب تعارضاتی که در حقوق ایران وجود دارد ناشی از وجود دو سرچشمه متعارض یا حداقل ناهمساز در فلسفه حقوق و قانونگذاری است./اعتماد
بیشتر بخوانید:
https://www.eskannews.com/report/30294
@eskannews_com
instagram.com/eskannews
Forwarded from دولت بهار
♦️ همچون عجایز؟!
✍ احمد زیدآبادی
حسن روحانی گفت: "مردم برای کمبود و مشکلات در کشور اگر میخواهند لعن و نفرین کنند آدرسش کاخ سفید در واشنگتن است. آدرس اشتباه کسی به آنها ندهد."
پس ای الهی که کاخ سفید در آتش بسوزه و به خاکستر تبدیل بشه! الهی ترامپ به روز سیاه بشینه! الهی جارد کوشنر جیز جگر بزنه! الهی پمپئو به اجدادش در گورستان کانزاس ملحق بشه! الهی هر چه درد و بلا در این دنیاست بیفته به جون منوچین! الهی آتش به قبر بابای الیوت آبرامز بباره! الهی برایان هوک گور به گور بشه! الهی هیچکدامشون یه روز خوش به عمرشون نبینند! الهی یک قطره آبِ خوش از گلوشون پایین نره! الهی بیخانمان بشن و در متروهای واشنگتن و نیویورک گدایی کنن! الهی الهی الهی....
حالا آقای روحانی راضی شد یا اینکه باید ادامه بدیم؟
خب، حالا این چه مشکلی از آن "کمبودها و مشکلات" کشور حل کرد؟ حالا این شد سیاست؟ این شد تدبیر؟ این شد نحوۀ درستِ ادارۀ یک مملکت؟ این شد شیوۀ حکمرانی خوب؟ این شد طرزِ زمامداری در قرن 21؟ این شد برنامۀ توسعه؟ این شد رهایی جوانان از اسارت بیکاری؟ این شد ایجاد اشتغال؟ این شد تولید؟ این شد بهبود کیفیت زندگی؟ این شد سرمایهگذاریهای زیربنایی؟ این شد حفظ محیط زیست؟ این شد تعامل سازنده با دنیا؟ این شد بازی پیچیده در یک دنیای در هم تنیده و به هم پیوسته؟ این شد تأمین منافع ملی در صحنۀ بینالمللی؟
یعنی در حالی که تمام کشورهای دنیا میکوشند تا در رقابتهای تنگاتنگ و نفسگیر اقتصادی و تکنولوژیک، گوی سبقت را از هم بربایند و گامی پیشتر روند، کار ما ایرانیان باید لعن و نفرین باشد به سران کاخ سفید؟ هنر و توان ما ایرانیها در حد عجایز است؟
@dolatebahar
✍ احمد زیدآبادی
حسن روحانی گفت: "مردم برای کمبود و مشکلات در کشور اگر میخواهند لعن و نفرین کنند آدرسش کاخ سفید در واشنگتن است. آدرس اشتباه کسی به آنها ندهد."
پس ای الهی که کاخ سفید در آتش بسوزه و به خاکستر تبدیل بشه! الهی ترامپ به روز سیاه بشینه! الهی جارد کوشنر جیز جگر بزنه! الهی پمپئو به اجدادش در گورستان کانزاس ملحق بشه! الهی هر چه درد و بلا در این دنیاست بیفته به جون منوچین! الهی آتش به قبر بابای الیوت آبرامز بباره! الهی برایان هوک گور به گور بشه! الهی هیچکدامشون یه روز خوش به عمرشون نبینند! الهی یک قطره آبِ خوش از گلوشون پایین نره! الهی بیخانمان بشن و در متروهای واشنگتن و نیویورک گدایی کنن! الهی الهی الهی....
حالا آقای روحانی راضی شد یا اینکه باید ادامه بدیم؟
خب، حالا این چه مشکلی از آن "کمبودها و مشکلات" کشور حل کرد؟ حالا این شد سیاست؟ این شد تدبیر؟ این شد نحوۀ درستِ ادارۀ یک مملکت؟ این شد شیوۀ حکمرانی خوب؟ این شد طرزِ زمامداری در قرن 21؟ این شد برنامۀ توسعه؟ این شد رهایی جوانان از اسارت بیکاری؟ این شد ایجاد اشتغال؟ این شد تولید؟ این شد بهبود کیفیت زندگی؟ این شد سرمایهگذاریهای زیربنایی؟ این شد حفظ محیط زیست؟ این شد تعامل سازنده با دنیا؟ این شد بازی پیچیده در یک دنیای در هم تنیده و به هم پیوسته؟ این شد تأمین منافع ملی در صحنۀ بینالمللی؟
یعنی در حالی که تمام کشورهای دنیا میکوشند تا در رقابتهای تنگاتنگ و نفسگیر اقتصادی و تکنولوژیک، گوی سبقت را از هم بربایند و گامی پیشتر روند، کار ما ایرانیان باید لعن و نفرین باشد به سران کاخ سفید؟ هنر و توان ما ایرانیها در حد عجایز است؟
@dolatebahar
Forwarded from دکتر سعید زیباکلام
⭕️📝اعتبار اعتراف زیر شکنجه!
✍سعید زیباکلام
🔸۱- آیا تاکنون درباره اعتبار اعترافات زیر شکنجه اندیشیدهایم؟
🔸٢- آیا تاکنون درباره صورتهای بسیار متنوع شکنجه تامل کردهایم؟
🔸۳- آیا تاکنون درباره قوانین منع شکنجه در بازداشتگاههای ایران مطالعه کردهایم؟
🔸۴- آیا اساسا از وجود چنین قوانینی اطلاع داریم؟
🔸۵- آیا قوانین مصوّب منع شکنجه در ایران به دقت رعایت میشود؟
🔸۶- آیا در این مورد نظارتی از سوی نهادهای دیگر نظام بر قوه قضائیه صورت میگیرد؟
🔸۷- آیا تاکنون گزارشی از جانب "مجلس شورای پنهانکاری و رانتخواری" در این زمینه خوانده و یا دست کم شنیدهاید؟
🔸۸- آیا تاکنون مجلس شورا به کمیسیونی ماموریت تحقیق و تفحص در این زمینه داده است؟
🔸۹- آیا تاکنون قوه قضائیه از نمایندگان معتمد صنوف حقوقدانان، دانشگاهیان، روزنامهنگاران، تشکلهای مستقل دانشجویی، معلمان، حوزویان غیر حکومتی، و کارگران دعوت کرده است تا در این زمینه فوقالعاده حساس و شکننده گزارشی برای اطلاع مردم تهیه کنند؟
🔸۱۰- آیا وقت آن نرسیده که بعد از ۴۲ سال از برداشتن گام اول انقلاب، گامهایی هم در این زمینه بسیار تاریک و پنهان برداریم تا به فریادهای مظلومانهی هزاران بازداشتی سیاسی شکنجهشدهی قبل از بهمن ۵۷ و بسیار بسیار محدودتر بعد از آن لبیک بگوییم و این لکهی سیاه و ننگین را تماما از میهن خود بزداییم؟
▪️"ای دنیا! اف بر دوستان تبهکار و قدرتطلب تو!"
🗓 ۶ مهر ۱۳۹۹
🆔 @Saeidzibakalam
✍سعید زیباکلام
🔸۱- آیا تاکنون درباره اعتبار اعترافات زیر شکنجه اندیشیدهایم؟
🔸٢- آیا تاکنون درباره صورتهای بسیار متنوع شکنجه تامل کردهایم؟
🔸۳- آیا تاکنون درباره قوانین منع شکنجه در بازداشتگاههای ایران مطالعه کردهایم؟
🔸۴- آیا اساسا از وجود چنین قوانینی اطلاع داریم؟
🔸۵- آیا قوانین مصوّب منع شکنجه در ایران به دقت رعایت میشود؟
🔸۶- آیا در این مورد نظارتی از سوی نهادهای دیگر نظام بر قوه قضائیه صورت میگیرد؟
🔸۷- آیا تاکنون گزارشی از جانب "مجلس شورای پنهانکاری و رانتخواری" در این زمینه خوانده و یا دست کم شنیدهاید؟
🔸۸- آیا تاکنون مجلس شورا به کمیسیونی ماموریت تحقیق و تفحص در این زمینه داده است؟
🔸۹- آیا تاکنون قوه قضائیه از نمایندگان معتمد صنوف حقوقدانان، دانشگاهیان، روزنامهنگاران، تشکلهای مستقل دانشجویی، معلمان، حوزویان غیر حکومتی، و کارگران دعوت کرده است تا در این زمینه فوقالعاده حساس و شکننده گزارشی برای اطلاع مردم تهیه کنند؟
🔸۱۰- آیا وقت آن نرسیده که بعد از ۴۲ سال از برداشتن گام اول انقلاب، گامهایی هم در این زمینه بسیار تاریک و پنهان برداریم تا به فریادهای مظلومانهی هزاران بازداشتی سیاسی شکنجهشدهی قبل از بهمن ۵۷ و بسیار بسیار محدودتر بعد از آن لبیک بگوییم و این لکهی سیاه و ننگین را تماما از میهن خود بزداییم؟
▪️"ای دنیا! اف بر دوستان تبهکار و قدرتطلب تو!"
🗓 ۶ مهر ۱۳۹۹
🆔 @Saeidzibakalam
Telegram
attach 📎
Forwarded from صداى نوينِ خراسان
⭕️ده دلیل برای شکست "اصلاحات"
🖌فرهاد قنبری
@kharmagaas
حوادث و رویدادهای سالهای اخیر ایران اگر یک نتیجه کلی داشته باشد، همان شکست و به حاشیه رفتن کامل اصلاح طلبان از عرصه قدرت است. اعتراضات دی نود و شش و آبان نود و هشت، خروج آمریکا از برجام، آشفتگی بازار ارز و گرانی های بی سابقه کالاهای مصرفی باعث تغییر نگاه مردم به جریان ها و جناح های سیاسی شده است. یکی از این تغییرات اساسی کم رنگ شدن و شاید از بین رفتن مقبولیت اصلاح طلبان در میان مردم بود.
اما از عوامل مهمی که باعث در رقم خوردن این شرایط و شکست اصلاحات دخیل بوده اند می توان به:
۱- چرخش به راست از سوی گفتمان اصلاح طلبی و قرار گرفتن زیر چتر کارگزاران و هاشمی رفسنجانی به ویژه پس از سال هشتاد و چهار: اصلاح طلبان و حامیان آقای هاشمی رفسنجانی پس انتخابات سال و هشتاد و چهار و پیروزی احمدی نژاد، صاحب یک دشمن مشترک شدند و آن دولت احمدی نژاد بود. اصلاح طلبان پس از این رویداد کم کم زیر چتر آقای هاشمی قرار گرفتند و این واقعیت را که بخش مهمی از محبوبیت آنها (در انتخابات هفتاد و شش و مجلس ششم) در قبال جبهه گیری در مقابل گفتمان هاشمی بود را به فراموشی سپردند.
۲- بی تجربگی، غرور و تندروی برخی از سران اصلاحات: بسیاری از نمایندگان و اعضاء دولت خاتمی بدون توجه به بدنه اجتماعی حامی خود منافع و غرور فردی را به آینده اصلاح طلبی ترجیح دادند و با تحریم و تمسخر انتخابات مجلس هفتم (سال هشتاد و دو) و ریاست جمهوری سال هشتاد و چهار راه را برای رسیدن محافظه کاران به قدرت هموارتر کردند. (بسیاری از این افراد پس از مدتی از کنار رفتن از قدرت، ترک وطن کرده و در کشورهای غربی اقامت گزیدند)
۳- رانت خواری و فساد اقتصادی برخی از افراد وابسته به این جریان:
اگر یک آبشخور مشترک میان تمام جناح های سیاسی حاضر در عرصه سیاسی ایران بتوان نام برد بی گمان مسئله فساد و رانت خواری است. جریان اصلاحات هیچگاه نتوانست دامن خود را از اتهامات فساد و رانت خواری پاک و منزه نگه دارد.
۴- عدم توجه به خواسته های مردم توسط سران اصلاحات:
اصلاح طلبان در بسیاری از بزنگاههای مهمی که حامیانشان انتظار ایستادگی و قاطعیت بیشتر داشتند عقب نشینی کرده و مصلحت را به خطر کردن ترجیح دادند.
۵- عدم آسیب شناسی از اشتباهات:
گفتمان اصلاحات هیچگاه از شکست های خود درس نگرفت و همیشه در پس شکست هایش با روش هایی مانند تمسخر و بهانه گیری سعی در فرار رو به جلو و مقصر نشان دادن دیگری داشت.
۶- به رسمیت نشناخته شدن کامل توسط گفتمان رقیب:
گفتمان اصلاحات هیچگاه به صورت کامل به عنوان یک گفتمان درون نظام به رسمیت شناخته نشد و گفتمان رقیب از طریق تریبون ها و رسانه هایش ( روزنامه ها، صدا و سیما، تریبون های نماز جمعه و..) همیشه اصلاح طلبان را به عنوان عامل نفودی دشمنان معرفی کرد.
۷- تخریب از سوی اپوزسیون خارج نشین و شبکه های رسانه ای: در سالهای اخیر برخی کانال های تلگرامی، شبکه های تلویزیونی خارج از کشور(ایران اینترنشال، من و تو، صدای آمریکا) و فعالان تویتری تا آنجا که میتوانستند با تولید اخبار منفی و اغلب دروغ به سران اصلاحات تاختند و تا آنجا که می توانستند به حیثیت اجتماعی آنها لطمه زدند.
۸- ظهور و ورود برخی فرصت طلبان در لباس اصلاح طلبی:
پس از سال هشتاد و هشت اصلاح طلبانی که دارای مواضع سیاسی مشخصی بودند از عرصه سیاسی کشور حذف شده و در عوض افرادی در قامت اصلاح طلبی ظاهر شدند که بیشتر از آنکه اصلاح طلب باشند، منفعت طلبانی شیفته قدرت و ثروت بودند.
۹- عدم معرفی و نهادینه نشدن گفتمان اصلاحی به عنوان پروسه طولانی مدت:
اصلاح طلبی مسیر سخت و دشواری است که ممکن است بارها و بارها مجبور به بازگشت به اول خط و آغاز دوباره شود، مسئله ای که از توان ذهنی و فکری جامعه امروز ایران کاملا خارج است.
۱۰- هزینه اصلاحات به پای مخالفان اصلاحات:
سران جبهه اصلاحات در یک دهه اخیر با علم به سرمایه اجتماعی خود، دست به ولخرجی و اسراف تمام عیار زده و به گمان اینکه این سرمایه ابدی و همیشگی است آن را به پای مخالفان اصلاحات (آیت الله ری شهری، دُری نجف آبادی، موحدی کرمانی و..) و چهره های خنثی نسبت به اصلاحات (آقای روحانی، نهاوندیان، نوبخت، عارف، کاظم جلالی، بهروز نعمتی) [با تکرارهای نادرست] هزینه کردند.
#شرق_دور
✳️ @Iransharghedoor🇮🇷
🔰صدای نوین خراسان ⬅️ @VoNoKh
🖌فرهاد قنبری
@kharmagaas
حوادث و رویدادهای سالهای اخیر ایران اگر یک نتیجه کلی داشته باشد، همان شکست و به حاشیه رفتن کامل اصلاح طلبان از عرصه قدرت است. اعتراضات دی نود و شش و آبان نود و هشت، خروج آمریکا از برجام، آشفتگی بازار ارز و گرانی های بی سابقه کالاهای مصرفی باعث تغییر نگاه مردم به جریان ها و جناح های سیاسی شده است. یکی از این تغییرات اساسی کم رنگ شدن و شاید از بین رفتن مقبولیت اصلاح طلبان در میان مردم بود.
اما از عوامل مهمی که باعث در رقم خوردن این شرایط و شکست اصلاحات دخیل بوده اند می توان به:
۱- چرخش به راست از سوی گفتمان اصلاح طلبی و قرار گرفتن زیر چتر کارگزاران و هاشمی رفسنجانی به ویژه پس از سال هشتاد و چهار: اصلاح طلبان و حامیان آقای هاشمی رفسنجانی پس انتخابات سال و هشتاد و چهار و پیروزی احمدی نژاد، صاحب یک دشمن مشترک شدند و آن دولت احمدی نژاد بود. اصلاح طلبان پس از این رویداد کم کم زیر چتر آقای هاشمی قرار گرفتند و این واقعیت را که بخش مهمی از محبوبیت آنها (در انتخابات هفتاد و شش و مجلس ششم) در قبال جبهه گیری در مقابل گفتمان هاشمی بود را به فراموشی سپردند.
۲- بی تجربگی، غرور و تندروی برخی از سران اصلاحات: بسیاری از نمایندگان و اعضاء دولت خاتمی بدون توجه به بدنه اجتماعی حامی خود منافع و غرور فردی را به آینده اصلاح طلبی ترجیح دادند و با تحریم و تمسخر انتخابات مجلس هفتم (سال هشتاد و دو) و ریاست جمهوری سال هشتاد و چهار راه را برای رسیدن محافظه کاران به قدرت هموارتر کردند. (بسیاری از این افراد پس از مدتی از کنار رفتن از قدرت، ترک وطن کرده و در کشورهای غربی اقامت گزیدند)
۳- رانت خواری و فساد اقتصادی برخی از افراد وابسته به این جریان:
اگر یک آبشخور مشترک میان تمام جناح های سیاسی حاضر در عرصه سیاسی ایران بتوان نام برد بی گمان مسئله فساد و رانت خواری است. جریان اصلاحات هیچگاه نتوانست دامن خود را از اتهامات فساد و رانت خواری پاک و منزه نگه دارد.
۴- عدم توجه به خواسته های مردم توسط سران اصلاحات:
اصلاح طلبان در بسیاری از بزنگاههای مهمی که حامیانشان انتظار ایستادگی و قاطعیت بیشتر داشتند عقب نشینی کرده و مصلحت را به خطر کردن ترجیح دادند.
۵- عدم آسیب شناسی از اشتباهات:
گفتمان اصلاحات هیچگاه از شکست های خود درس نگرفت و همیشه در پس شکست هایش با روش هایی مانند تمسخر و بهانه گیری سعی در فرار رو به جلو و مقصر نشان دادن دیگری داشت.
۶- به رسمیت نشناخته شدن کامل توسط گفتمان رقیب:
گفتمان اصلاحات هیچگاه به صورت کامل به عنوان یک گفتمان درون نظام به رسمیت شناخته نشد و گفتمان رقیب از طریق تریبون ها و رسانه هایش ( روزنامه ها، صدا و سیما، تریبون های نماز جمعه و..) همیشه اصلاح طلبان را به عنوان عامل نفودی دشمنان معرفی کرد.
۷- تخریب از سوی اپوزسیون خارج نشین و شبکه های رسانه ای: در سالهای اخیر برخی کانال های تلگرامی، شبکه های تلویزیونی خارج از کشور(ایران اینترنشال، من و تو، صدای آمریکا) و فعالان تویتری تا آنجا که میتوانستند با تولید اخبار منفی و اغلب دروغ به سران اصلاحات تاختند و تا آنجا که می توانستند به حیثیت اجتماعی آنها لطمه زدند.
۸- ظهور و ورود برخی فرصت طلبان در لباس اصلاح طلبی:
پس از سال هشتاد و هشت اصلاح طلبانی که دارای مواضع سیاسی مشخصی بودند از عرصه سیاسی کشور حذف شده و در عوض افرادی در قامت اصلاح طلبی ظاهر شدند که بیشتر از آنکه اصلاح طلب باشند، منفعت طلبانی شیفته قدرت و ثروت بودند.
۹- عدم معرفی و نهادینه نشدن گفتمان اصلاحی به عنوان پروسه طولانی مدت:
اصلاح طلبی مسیر سخت و دشواری است که ممکن است بارها و بارها مجبور به بازگشت به اول خط و آغاز دوباره شود، مسئله ای که از توان ذهنی و فکری جامعه امروز ایران کاملا خارج است.
۱۰- هزینه اصلاحات به پای مخالفان اصلاحات:
سران جبهه اصلاحات در یک دهه اخیر با علم به سرمایه اجتماعی خود، دست به ولخرجی و اسراف تمام عیار زده و به گمان اینکه این سرمایه ابدی و همیشگی است آن را به پای مخالفان اصلاحات (آیت الله ری شهری، دُری نجف آبادی، موحدی کرمانی و..) و چهره های خنثی نسبت به اصلاحات (آقای روحانی، نهاوندیان، نوبخت، عارف، کاظم جلالی، بهروز نعمتی) [با تکرارهای نادرست] هزینه کردند.
#شرق_دور
✳️ @Iransharghedoor🇮🇷
🔰صدای نوین خراسان ⬅️ @VoNoKh
Forwarded from ساختارهای ایرانی Iranian structures
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی: مدرسه رفتن و علم آموختن در میان ما از آن جهت، که اموری شریفند، یک تلقیِ قدیم از جهان جدید است
🔹 شرایط اخلاقی و تاریخی پیشرفت علم/5
♦️ فهم یک امر مطلق نیست که متعلق به انسان مطلق باشد، زیرا انسان موجودی است که با جهان و در جهانی خاص میتواند انسان باشد و فهمی داشته باشد.
♦️ همه مردم روی زمین به درجات از فهم جدید جهان سهمی دارند.
♦️ فهم همان نحوه وجود داشتن آدمیان است. مردمان همانند که میدانند و میپندارند و میگویند و عمل میکنند.
♦️ اگر اروپا در قیاس با مناطق آسیا و آفریقا سامان و نظم بهتری دارد این سامان و نظم عین فهم است.
♦️ کاری که "علوم انسانی به مدد فلسفه" میتواند بکند این است که وضع موجود امور را در قیاس با آنچه ایدهآل تجدد بود، برای خودآگاهی به نسبتی که همه جهان با تجدد دارد، بسنجد.
♦️ این در حقیقت وظیفه اخلاقی دانشمند است.
♦️ دانشمند علوم انسانی باید بگوید که چرا و چگونه به علم جدید رو کرده و آیا میخواهد راه رفته را ادامه دهد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹 شرایط اخلاقی و تاریخی پیشرفت علم/5
♦️ فهم یک امر مطلق نیست که متعلق به انسان مطلق باشد، زیرا انسان موجودی است که با جهان و در جهانی خاص میتواند انسان باشد و فهمی داشته باشد.
♦️ همه مردم روی زمین به درجات از فهم جدید جهان سهمی دارند.
♦️ فهم همان نحوه وجود داشتن آدمیان است. مردمان همانند که میدانند و میپندارند و میگویند و عمل میکنند.
♦️ اگر اروپا در قیاس با مناطق آسیا و آفریقا سامان و نظم بهتری دارد این سامان و نظم عین فهم است.
♦️ کاری که "علوم انسانی به مدد فلسفه" میتواند بکند این است که وضع موجود امور را در قیاس با آنچه ایدهآل تجدد بود، برای خودآگاهی به نسبتی که همه جهان با تجدد دارد، بسنجد.
♦️ این در حقیقت وظیفه اخلاقی دانشمند است.
♦️ دانشمند علوم انسانی باید بگوید که چرا و چگونه به علم جدید رو کرده و آیا میخواهد راه رفته را ادامه دهد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
Forwarded from ميلاد دخانچی
💡💡💡
🔹فروکاست فقه به آداب و سنن اعراب آن زمان خطایی مهلک از جانب سروش است. البته ظاهر فقه در لحظه حدوث با فرهنگ بومی زمان عرب در گفتوگو بوده اما قطعاً باطن فقه خاصیتی جهانشمول دارد (مثال: حرمت ربا یا اهمیت احسان به پدر و مادر). بنابراین مشکل روحانیت این نیست که آداب و سنن زمان پیامبر را به عنوان آدابی فراتاریخی جا میزند. مشکل روحانیت این است که:
🔺یک) در ظاهر فقه مانده و کم پیش میآید که درباره منطق و مقاصد فقه یا همان باطن آن تأمل کرده و سعی در بازتولید آن در روزگار و اعصار متفاوت بکند (مثال: روحانیت میتواند احکام ارث و نفقه را با یک خوانش تطبیقی به عنوان مبنا برگزیده و نظام حقوقی جدیدی که از قضا به نفع زنان باشد پیشنهاد دهد).
🔺دو) روحانیت بر اساس منافع طبقاتی و سیاسی خویش فقه را فیلتر کرده است، چه بسا فقه خود را ساختهاست (مثال: حجاب و آرایش زن، آن چیزی که روحانیت به عنوان حجاب برتر ارائه میدهد نسبت کمی با روایات درباره زینت زن دارد).
🔺سه) ایجاد تطبیق بین شریعت، حقیقت و طریقت در نگاه روحانیت جایی ندارد. اینکه ما در کدام وضعیت باید چه کنیم مسئله روحانیت نیست چرا که از اساس روحانیت علاقهای به پیچیدگیها و شناخت دوره جدید و فلسفه تاریخ ندارد و برایش اجرای ظاهر احکام و به جهنم نرفتن موضوعیت دارد و همین. روحانیت تاریخ ندارد.
لذا نمیتوان با سروش همدل بود. مشکل از فقه خاصه باطن آن نیست، مشکل از هژمونی ظاهر فقه و بازیچه شدن آن توسط جریانهای ثروت و قدرت در طول تاریخ است. علاقه بیش از حد به عرفان امکان نقد دقیق نسبت به فقه و روحانیت را از سروش سلب کرد.
@miladdokhanchi
https://www.instagram.com/tv/CFoTOK0JO9a/?igshid=wes4vrw9rfkf
🔹فروکاست فقه به آداب و سنن اعراب آن زمان خطایی مهلک از جانب سروش است. البته ظاهر فقه در لحظه حدوث با فرهنگ بومی زمان عرب در گفتوگو بوده اما قطعاً باطن فقه خاصیتی جهانشمول دارد (مثال: حرمت ربا یا اهمیت احسان به پدر و مادر). بنابراین مشکل روحانیت این نیست که آداب و سنن زمان پیامبر را به عنوان آدابی فراتاریخی جا میزند. مشکل روحانیت این است که:
🔺یک) در ظاهر فقه مانده و کم پیش میآید که درباره منطق و مقاصد فقه یا همان باطن آن تأمل کرده و سعی در بازتولید آن در روزگار و اعصار متفاوت بکند (مثال: روحانیت میتواند احکام ارث و نفقه را با یک خوانش تطبیقی به عنوان مبنا برگزیده و نظام حقوقی جدیدی که از قضا به نفع زنان باشد پیشنهاد دهد).
🔺دو) روحانیت بر اساس منافع طبقاتی و سیاسی خویش فقه را فیلتر کرده است، چه بسا فقه خود را ساختهاست (مثال: حجاب و آرایش زن، آن چیزی که روحانیت به عنوان حجاب برتر ارائه میدهد نسبت کمی با روایات درباره زینت زن دارد).
🔺سه) ایجاد تطبیق بین شریعت، حقیقت و طریقت در نگاه روحانیت جایی ندارد. اینکه ما در کدام وضعیت باید چه کنیم مسئله روحانیت نیست چرا که از اساس روحانیت علاقهای به پیچیدگیها و شناخت دوره جدید و فلسفه تاریخ ندارد و برایش اجرای ظاهر احکام و به جهنم نرفتن موضوعیت دارد و همین. روحانیت تاریخ ندارد.
لذا نمیتوان با سروش همدل بود. مشکل از فقه خاصه باطن آن نیست، مشکل از هژمونی ظاهر فقه و بازیچه شدن آن توسط جریانهای ثروت و قدرت در طول تاریخ است. علاقه بیش از حد به عرفان امکان نقد دقیق نسبت به فقه و روحانیت را از سروش سلب کرد.
@miladdokhanchi
https://www.instagram.com/tv/CFoTOK0JO9a/?igshid=wes4vrw9rfkf
Telegram
پسااسلامیسم
🔹آسیب شناسی نهاد دین:
دومین درسگفتار از سری درسگفتار های پسااسلامیسم که در آن به آسیبشناسی نهاد دین در ایران معاصر پرداخته شده است. بازخوانی مفاهیمی مانند «جهان بینی توحیدی»، اهمیت علوم انسانی در شناخت الیگارشیهای جدید و اهمیت احیای روشنفکری پیامبرانه…
دومین درسگفتار از سری درسگفتار های پسااسلامیسم که در آن به آسیبشناسی نهاد دین در ایران معاصر پرداخته شده است. بازخوانی مفاهیمی مانند «جهان بینی توحیدی»، اهمیت علوم انسانی در شناخت الیگارشیهای جدید و اهمیت احیای روشنفکری پیامبرانه…
Forwarded from آرمان دانشگاه تهران
🗞 نشریهی #قیام
مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران
شماره اول، سال دوم.
🔻 علاوه بر فایل نشریه، میتوانید هر کدام از متنها را به تفکیک مطالعه کنید:
🔴 به نام روحانی به کام اصولگرایی!
✍🏻 سید سجاد سجادی
🔴 دنا پلاس از شفافیت سبقت می گیرد.
✍🏻 میتن فرابی
🔴 بازگشت تحریم های نرفته
✍🏻 زهرا هدایتی
🔴 هفتاد روز هفت تپه
✍🏻 پویا جادی
🔴 اندیشه های مرد بنز سوار در تقابل با سرمایه داران
✍🏻 فاطمه کاظمی یزدی
🔴 در کوخ مرده ها
✍🏻 امیرحسین سیدرحیم زاده
🔴 مسلمانان تحقیر شده
✍🏻 محمدرضا دوکوهکی
مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران
شماره اول، سال دوم.
🔻 علاوه بر فایل نشریه، میتوانید هر کدام از متنها را به تفکیک مطالعه کنید:
🔴 به نام روحانی به کام اصولگرایی!
✍🏻 سید سجاد سجادی
🔴 دنا پلاس از شفافیت سبقت می گیرد.
✍🏻 میتن فرابی
🔴 بازگشت تحریم های نرفته
✍🏻 زهرا هدایتی
🔴 هفتاد روز هفت تپه
✍🏻 پویا جادی
🔴 اندیشه های مرد بنز سوار در تقابل با سرمایه داران
✍🏻 فاطمه کاظمی یزدی
🔴 در کوخ مرده ها
✍🏻 امیرحسین سیدرحیم زاده
🔴 مسلمانان تحقیر شده
✍🏻 محمدرضا دوکوهکی
Telegram
آرمان دانشگاه تهران
⭕️ اولین شماره دوره جدید نشریه #قیام منتشر شد
در این شماره میخوانید:
🔺 به نام روحانی، به کام اصولگرایی
🔺 دنا پلاس از شفافیت سبقت می گیرد
🔺 بازگشت تحریمهای نرفته!
🔺 هفتاد روز هفت تپه
🔺 در کوخ مرده ها
🔺 اندیشه اقتصادی شهید مطهری
🔺 شارلی ابدو و مسلمانان…
در این شماره میخوانید:
🔺 به نام روحانی، به کام اصولگرایی
🔺 دنا پلاس از شفافیت سبقت می گیرد
🔺 بازگشت تحریمهای نرفته!
🔺 هفتاد روز هفت تپه
🔺 در کوخ مرده ها
🔺 اندیشه اقتصادی شهید مطهری
🔺 شارلی ابدو و مسلمانان…
🔴 تصاویری زیبا ، ارزشمند و ماندگار از تلاش و عزم جامعه بزرگ کوهنوردی خراسان رضوی در پاکسازی طبیعت در روز ملی غارهای پاک و دره های پاک#دیده_بان
https://news.1rj.ru/str/KhmountZist
https://news.1rj.ru/str/KhmountZist
Forwarded from راه سوم
🅾آقای رئیسی به پرونده جمعیت امام علی (ع) ورود کنید
✍در نامهای از طرف جمعیت امام علی (ع) به ریاست قوه قضائیه دربارهی وضعیت جسمانی شارمین میمندی نژاد، موسس این سازمان مردم نهاد آمده:
ریاست محترم قوه قضائیه
جناب آیت الله ابراهیم رئیسی
باسلام و احترام
⭕️قطعا طی ۱۰۰ روز گذشته حداقل یکبار صدای دادخواهی خانواده شارمین میمندی نژاد، اعضای جمعیت امام علی (ع)، هزاران کودک آسیب دیده و زن سرپرست خانوار، که این جمعیت پناهشان شده و شارمین میمندی نژاد، پدرشان، و همچنین اقشار مختلف مردم، به گوش جنابعالی رسیده است.
⭕️این که تا کنون سکوت فرموده و به این امر ورود نفرمودهاید سوال برانگیز، اما محترم است، لیکن سومین نامه به جنابعالی در حالی نوشته میشود که در آن دیگر صحبت از حق و حق خواهی نیست؛ بلکه صحبت از جان انسانی است که با پای خود به زندان رفت، چند روز پیش واکر درخواست کرد و دیگر از وی خبری در دست نیست.
⭕️جناب رئیسی این که فردی بیگناه که پندار و گفتار نیکوکارانهاش، منشأ کردار نیکو در جوانان و علاقمندان بسیاری گردیده و آثار اجتماعی آن واضح و قابل مشاهده است یک بحث است، این که هر انسانی با هر اتهامی حق برخورداری از یک سری حقوق را دارد بحث دیگری که در این مجال هدف پرداختن به آن است.
⭕️مسئولیت پاسداشت سلامتی همه زندانیان بر عهده قوه قضائیه است. مهمترین حق زندانی داشتن دسترسی به وکیل منتخب است. زندانی حق ملاقات دارد، حق تماس دارد، خانواده زندانی حق اطلاع از وضعیت وی را دارند.
⭕️زندانی را نمیتوان بدون دلایل محکم بیش از دو ماه در بازداشت موقت نگه داشت. زندانی را نباید در شرایط سخت و تهدید آمیز روحی و جسمی قرار داد تا اقرار به کار نکرده کند. تمام این اصول در آیین دادرسی کیفری ما به خوبی قید شده است اما آنکه میخواهد به بی قانونیهای دیگران رسیدگی کند، قانون را در شأن خود نمیبیند و تک تک این اصول را زیر پا میگذارد و دادرسی عادلانه در چنین شرایطی به رویایی تبدیل میشود.
⭕️جناب رئیسی خواسته ما از شما این است که نه به خاطر حل و فصل این پرونده در فضایی با حسن نیت و در شأن جمعیت خوش نام امام علی (ع) و خدمتگزار این راه، بلکه به خاطر انسانیت و مراقبت از جان انسانها به این پرونده ورود فرموده و اجازه ندهید که این نقض حقوق انسانی بیش از این ادامه پیدا کند.
⭕️ادامه این بازداشت موقت و محرومیت یک نفر با بیماریهای متعدد دردناک که طی بازداشت شدت یافته است، نه تنها با اصول قانونی، بلکه با انسانیت و عدالت در تناقض است و کماکان چشم امید تشنگان عدالت به شماست/انصافنیوز
@rahesevom
✍در نامهای از طرف جمعیت امام علی (ع) به ریاست قوه قضائیه دربارهی وضعیت جسمانی شارمین میمندی نژاد، موسس این سازمان مردم نهاد آمده:
ریاست محترم قوه قضائیه
جناب آیت الله ابراهیم رئیسی
باسلام و احترام
⭕️قطعا طی ۱۰۰ روز گذشته حداقل یکبار صدای دادخواهی خانواده شارمین میمندی نژاد، اعضای جمعیت امام علی (ع)، هزاران کودک آسیب دیده و زن سرپرست خانوار، که این جمعیت پناهشان شده و شارمین میمندی نژاد، پدرشان، و همچنین اقشار مختلف مردم، به گوش جنابعالی رسیده است.
⭕️این که تا کنون سکوت فرموده و به این امر ورود نفرمودهاید سوال برانگیز، اما محترم است، لیکن سومین نامه به جنابعالی در حالی نوشته میشود که در آن دیگر صحبت از حق و حق خواهی نیست؛ بلکه صحبت از جان انسانی است که با پای خود به زندان رفت، چند روز پیش واکر درخواست کرد و دیگر از وی خبری در دست نیست.
⭕️جناب رئیسی این که فردی بیگناه که پندار و گفتار نیکوکارانهاش، منشأ کردار نیکو در جوانان و علاقمندان بسیاری گردیده و آثار اجتماعی آن واضح و قابل مشاهده است یک بحث است، این که هر انسانی با هر اتهامی حق برخورداری از یک سری حقوق را دارد بحث دیگری که در این مجال هدف پرداختن به آن است.
⭕️مسئولیت پاسداشت سلامتی همه زندانیان بر عهده قوه قضائیه است. مهمترین حق زندانی داشتن دسترسی به وکیل منتخب است. زندانی حق ملاقات دارد، حق تماس دارد، خانواده زندانی حق اطلاع از وضعیت وی را دارند.
⭕️زندانی را نمیتوان بدون دلایل محکم بیش از دو ماه در بازداشت موقت نگه داشت. زندانی را نباید در شرایط سخت و تهدید آمیز روحی و جسمی قرار داد تا اقرار به کار نکرده کند. تمام این اصول در آیین دادرسی کیفری ما به خوبی قید شده است اما آنکه میخواهد به بی قانونیهای دیگران رسیدگی کند، قانون را در شأن خود نمیبیند و تک تک این اصول را زیر پا میگذارد و دادرسی عادلانه در چنین شرایطی به رویایی تبدیل میشود.
⭕️جناب رئیسی خواسته ما از شما این است که نه به خاطر حل و فصل این پرونده در فضایی با حسن نیت و در شأن جمعیت خوش نام امام علی (ع) و خدمتگزار این راه، بلکه به خاطر انسانیت و مراقبت از جان انسانها به این پرونده ورود فرموده و اجازه ندهید که این نقض حقوق انسانی بیش از این ادامه پیدا کند.
⭕️ادامه این بازداشت موقت و محرومیت یک نفر با بیماریهای متعدد دردناک که طی بازداشت شدت یافته است، نه تنها با اصول قانونی، بلکه با انسانیت و عدالت در تناقض است و کماکان چشم امید تشنگان عدالت به شماست/انصافنیوز
@rahesevom
Forwarded from جمهوریت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ این کامیونی است که در مسیر کهیر به کنارک در بلوچستان واژگون شده است و سرصبح مردم به کمکش شتافتند.
♈️ اگرچه مردم عزیز بلوچ در فقر، تنگا و تنگدستی در حال گذر عمر هستند اما انسانیت در وجود آنها موج میزند و به مال کسی یورش نمی برند!
⚛@jomhuriyat
♈️ اگرچه مردم عزیز بلوچ در فقر، تنگا و تنگدستی در حال گذر عمر هستند اما انسانیت در وجود آنها موج میزند و به مال کسی یورش نمی برند!
⚛@jomhuriyat
Forwarded from صداى نوينِ خراسان
⭕️علیه اعدامگستری و سیاست ارعاب
🖌احسان شریعتی
❇️زندگی در ذات خود خود پدیدهی است حیرتانگیز، یگانه و ارجمند. نفسِ حیات، و به تعبیر حکمایی حیات فینفسه، در جهانبینی توحید امری قدسی و تجلی الوهی است و از همینرو، در اینجا میان زندگی، میل زیستی از سویی و استعلا و معنویت از دیگر سو، هیچگونه دوگانگیای متصور نیست. از میان انواع زندگی، حیات نفس یا روان و شخصیت انسانی، برترین شکل زیستی و دارای شایستگی ذاتی یا «کرامتی» خداداد است و از همینرو، کسی جز خدا یا طبیعت نمیتواند آنرا از دیگری بگیرد. زیرا با گرفتن جان کسی (کشتن نفسی بی آنکه کسی را کشته باشد یا در همین حد تبهکاری کرده باشد)، گویی جان همهی مردم را یکجا میگیرد. صدور حکم اعدام (و ترور) اشخاص چنین امر خطیری است: نشستن برجای خداوند و تصمیم به گرفتن برترین «هبه»ای که باری به بشر اعطا کرده است: جان (نفس) او.
🔹در این روزگار «وانفسا»(زمانهی عدم رعایت دیگران) گویی دیگربار سکهی صدور حکم اعدام رواج یافته است و باز میشنویم که به جرم شرب شراب و شرکت در فلان اغتشاش حکم اعدام صادر شده است. و به یاد زمانی میافتیم که بهجرم ایراد یک سخنرانی و یا به اتهام یک موضعگیری، حکم اعدام علیه دوستان روشنفکرمان صادر میشد (ماجراهای دکتر آغاجری و استاد اشکوری). اما امروز بنا به کدام مصلحت و دلالت عقلانی و عقلایی، سیاسی و اجتماعی، شرعی و حقوقی، اخلاقی و انسانی، چنین احکامی صادر میشود؟
آیا جز ایجاد ترس همگانی و ارعاب عمومی دلیل دیگری برای اتخاذ چنین تصمیماتی میتوان یافت؟ «دلیل» (و بیشتر «علت») چنین رویکردی آیا براستی مستدل، موجه و مستحکم، است؟ تجربهی تاریخی نشان میدهد که این واپسین تمهید در هواهای پس، نیز محدودیتی دارد و آن هنگامی است که حرمت جان آدمی دیگر پاس داشته نشود و کار «اغتشاش» به آشوب و فروپاشی سراسری بیانجامد و سنگ روی سنگ بند نشود و خلاصه، نقض غرض حاصل شود: بیباکی در میل به مقاتله و کشت و کشتار.
🔸این مسیر خوش(و شوم)بختانه طی دههی شصت در کشور ما آزموده و کنار گذاشته شد و در نهایت، مبارزهی مدنی و مقاومت منفی و مشی خشونتپرهیز از سوی اکثر نیروهای سیاسی در پیش گرفته شد.
🔹در عین حال مسلط شدن یک «سرمشق» (انقلاب، اصلاح) در یک دورهی بهنسبت کوتاه تاریخی بهمعنای بازگشتناپذیری و غیرقابل تکرار بودن آن و ضرورت نیافتن دوبارهی علتها و دلایل رخدادها و دورههای گذشته نیست؛ چنانکه افزایش خشونت و رشد رادیکالیسم در جنبش مطالباتی و اعتراضی چندسال اخیر شاهدی بر این امکان تکرار موقعیتهای مشابه رویداده در گذشته است. هرچند تاریخ دوبار بهشکل همانند تکرار نمیشود مگر بهشکل مضحک آن در بار دوم (مارکس)! و همین نکته نشانگر این واقعیت است که ترس بر اثر تکرار پیاپی فاجعه فرومیریزد. و همین پیآمد اعلام این خطر است که توان تأثیر و بازدارندگی سرکوب و خشونت بهدلیل عادی شدن فاجعه از هر دو سو رخت برمیبندد.
پس بهجای لغزیدن به ورطهی سیاست گسترش ارعاب و اعدام و سرکوب «خشونتزا» بهنوبهیخود، آیا عقلانیت قدرت و «مصلحت» حاکمیت حکم نمیکند که صاحبان مناصب و مسئولان قضا بیشتر به فکر تابآوری و تحمل و گذشت در برابر اعتراضات (و حتی «اغتشاشات» تا مرز خشونت)، ناشی از ناهنجاریها و بحرانهای ناگوار و تحملناپذیر موجود باشند؟
... که زمانی فروید گفته بود: «نخستین کسی که بهجای پیکان دشنام بهسوی دشمن پرتاب کرد، بنیانگذار تمدن بود ! »
✅ @Dr_ehsanshariati
عکاس : روزبه روزبهانی
🔰صدای نوین خراسان ⬅️ @VoNoKh
🖌احسان شریعتی
❇️زندگی در ذات خود خود پدیدهی است حیرتانگیز، یگانه و ارجمند. نفسِ حیات، و به تعبیر حکمایی حیات فینفسه، در جهانبینی توحید امری قدسی و تجلی الوهی است و از همینرو، در اینجا میان زندگی، میل زیستی از سویی و استعلا و معنویت از دیگر سو، هیچگونه دوگانگیای متصور نیست. از میان انواع زندگی، حیات نفس یا روان و شخصیت انسانی، برترین شکل زیستی و دارای شایستگی ذاتی یا «کرامتی» خداداد است و از همینرو، کسی جز خدا یا طبیعت نمیتواند آنرا از دیگری بگیرد. زیرا با گرفتن جان کسی (کشتن نفسی بی آنکه کسی را کشته باشد یا در همین حد تبهکاری کرده باشد)، گویی جان همهی مردم را یکجا میگیرد. صدور حکم اعدام (و ترور) اشخاص چنین امر خطیری است: نشستن برجای خداوند و تصمیم به گرفتن برترین «هبه»ای که باری به بشر اعطا کرده است: جان (نفس) او.
🔹در این روزگار «وانفسا»(زمانهی عدم رعایت دیگران) گویی دیگربار سکهی صدور حکم اعدام رواج یافته است و باز میشنویم که به جرم شرب شراب و شرکت در فلان اغتشاش حکم اعدام صادر شده است. و به یاد زمانی میافتیم که بهجرم ایراد یک سخنرانی و یا به اتهام یک موضعگیری، حکم اعدام علیه دوستان روشنفکرمان صادر میشد (ماجراهای دکتر آغاجری و استاد اشکوری). اما امروز بنا به کدام مصلحت و دلالت عقلانی و عقلایی، سیاسی و اجتماعی، شرعی و حقوقی، اخلاقی و انسانی، چنین احکامی صادر میشود؟
آیا جز ایجاد ترس همگانی و ارعاب عمومی دلیل دیگری برای اتخاذ چنین تصمیماتی میتوان یافت؟ «دلیل» (و بیشتر «علت») چنین رویکردی آیا براستی مستدل، موجه و مستحکم، است؟ تجربهی تاریخی نشان میدهد که این واپسین تمهید در هواهای پس، نیز محدودیتی دارد و آن هنگامی است که حرمت جان آدمی دیگر پاس داشته نشود و کار «اغتشاش» به آشوب و فروپاشی سراسری بیانجامد و سنگ روی سنگ بند نشود و خلاصه، نقض غرض حاصل شود: بیباکی در میل به مقاتله و کشت و کشتار.
🔸این مسیر خوش(و شوم)بختانه طی دههی شصت در کشور ما آزموده و کنار گذاشته شد و در نهایت، مبارزهی مدنی و مقاومت منفی و مشی خشونتپرهیز از سوی اکثر نیروهای سیاسی در پیش گرفته شد.
🔹در عین حال مسلط شدن یک «سرمشق» (انقلاب، اصلاح) در یک دورهی بهنسبت کوتاه تاریخی بهمعنای بازگشتناپذیری و غیرقابل تکرار بودن آن و ضرورت نیافتن دوبارهی علتها و دلایل رخدادها و دورههای گذشته نیست؛ چنانکه افزایش خشونت و رشد رادیکالیسم در جنبش مطالباتی و اعتراضی چندسال اخیر شاهدی بر این امکان تکرار موقعیتهای مشابه رویداده در گذشته است. هرچند تاریخ دوبار بهشکل همانند تکرار نمیشود مگر بهشکل مضحک آن در بار دوم (مارکس)! و همین نکته نشانگر این واقعیت است که ترس بر اثر تکرار پیاپی فاجعه فرومیریزد. و همین پیآمد اعلام این خطر است که توان تأثیر و بازدارندگی سرکوب و خشونت بهدلیل عادی شدن فاجعه از هر دو سو رخت برمیبندد.
پس بهجای لغزیدن به ورطهی سیاست گسترش ارعاب و اعدام و سرکوب «خشونتزا» بهنوبهیخود، آیا عقلانیت قدرت و «مصلحت» حاکمیت حکم نمیکند که صاحبان مناصب و مسئولان قضا بیشتر به فکر تابآوری و تحمل و گذشت در برابر اعتراضات (و حتی «اغتشاشات» تا مرز خشونت)، ناشی از ناهنجاریها و بحرانهای ناگوار و تحملناپذیر موجود باشند؟
... که زمانی فروید گفته بود: «نخستین کسی که بهجای پیکان دشنام بهسوی دشمن پرتاب کرد، بنیانگذار تمدن بود ! »
✅ @Dr_ehsanshariati
عکاس : روزبه روزبهانی
🔰صدای نوین خراسان ⬅️ @VoNoKh
Forwarded from 🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وضعیت سربازی در کشورهای جهان از ۱۹۰۰ تا ۲۰۲۰ را نشان می دهد.
در حالی که بسیاری از کشورها رو به اصلاح سیستم سرباز گیری خود آورده اند و آن را از اجباری به انتخابی تغییر داده اند ایران و چند کشور معدود دیگر هنوز به روش سنتی سربازگیری می کنند..
@maktubaat
در حالی که بسیاری از کشورها رو به اصلاح سیستم سرباز گیری خود آورده اند و آن را از اجباری به انتخابی تغییر داده اند ایران و چند کشور معدود دیگر هنوز به روش سنتی سربازگیری می کنند..
@maktubaat
Forwarded from سیدجواد میری مینق
#چه (Che) نام فیلمی است که در ۲۰۰۸
Steven Soderbergh
در دو قسمت ساخته است و روایتی است مبتنی بر بیوگرافی ارنستو چه گوارا. در اپیسودی در این فیلم خبرنگار از چه گوارا می پرسد: چه حالی داری که اکنون سمبل انقلاب شده ای؟ چه گوارا لبخندی می زند و می گوید: سمبل انقلاب بودن مهم نیست. زیباتر آن است که "سمبل امید" باشی!
سمبل امید بودن و ظرفیت امید در جامعه و وجود آدمیان را ارتقاء دادن کاری است پیامبرگونه و براستی عصر ما به لحظه عصر چه نزدیک شده است.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
Steven Soderbergh
در دو قسمت ساخته است و روایتی است مبتنی بر بیوگرافی ارنستو چه گوارا. در اپیسودی در این فیلم خبرنگار از چه گوارا می پرسد: چه حالی داری که اکنون سمبل انقلاب شده ای؟ چه گوارا لبخندی می زند و می گوید: سمبل انقلاب بودن مهم نیست. زیباتر آن است که "سمبل امید" باشی!
سمبل امید بودن و ظرفیت امید در جامعه و وجود آدمیان را ارتقاء دادن کاری است پیامبرگونه و براستی عصر ما به لحظه عصر چه نزدیک شده است.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
Forwarded from 🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸تیر ترکش جنگ ارمنستان و آذربایجان به ایران هم رسید.
🔹فیلم بالا متعلق به روستای اصلاندوز در اردبیل است که چندین راکت آذربایجان آنجا فروده آمده.. تصویر برای امروز است.
@maktubaat
🔹فیلم بالا متعلق به روستای اصلاندوز در اردبیل است که چندین راکت آذربایجان آنجا فروده آمده.. تصویر برای امروز است.
@maktubaat
Forwarded from جمهورى سوم
نومانکلاتورا، طبقه صاحبان امتیاز در اتحاد جماهیر شوروی
📎برشی از کتاب- پیشنهادی برای مطالعه
🔴اگر آمار را باور کنیم یک کارگر یا کارمند متوسط شوروی ۱۶۷ روبل در ماه درآمد دارد. حقوق ماهیانه رئیس در کمیته مرکزی ۴۵۰ روبل است. این شخص مسئول به علاوه حق استفاده از ۳۰ روز مرخضی دارد به اضافه زمان لازم برای رفت و برگشت. حقوقبگیر متوسط بیش از دو هفته از تعطیلات سالیانه استفاده نمیکند. در ابتدای تعطیلات سالیانه، رئیس قسمت نه فقط حقوق ماه دوازده را دریافت میدارد بلکه حقوق یک ماه دیگر بعنوان «حق استراحت و معالجه» میگیرد که معادل مبلغی برابر ۴۵۰ روبل است. باید تصریح شود که نه این معالجه و نه تعطیلات برایش یک کوپک هم خرج دارد. هزینه یک ماه استراحت وی به عهده کمیته مرکزی یا هیأت دولت است. همسرش در همان مؤسسه با مبلغ بسیار ناچیزی اقامت خواهد داشت و اطفالش به مدارس مخصوص (اردوگاه پیشاهنگی درجه یک) رهسپار می شوند.
🔴باز هم تمام نشده است. حقوق واقعی رئیس قسمت علاوه بر حقوق از «کرم لیوفکا»ی مشهور نیز برخوردار است، از این قرار که بنهایی دریافت میکند که حق داشتن یک زنبیل مملو از خوراکی و آذوقه مرغوب را به وی می دهد. او ده برابر بیشتر از یک کارمند عادی مالیات نمیپردازد. استالین برای نومانکلاتورا یک منشأ درآمد دیگری نیز اختراع کرد که کاملاً غیرقانونی بود: «پاکت»... نومانکلاتوریستها بر خلاف شهروندان عادی به راحتی به خارج از شوروی سفر می کنند و به راحتی با یک توصیهنامه به ارزهای خارجی دسترسی دارند. نومانکلاتورها اگرچه اجازه ندارند رشوهخواری کنند اما به ندرت دیده شده که بخاطر آن مجازات شوند. آنها در خانههای دولتی نوساز و بزرگ سکونت میکنند و مدام از اسبابکشی به یک خانه بهتر صحبت میکنند. آنها به راحتی میتوانند همه تابستان را در داچا (ویلاهای ییلاقی) دولتی بگذرانند بدون اینکه پولی پرداخت کنند. در میان آنها رایج نیست که کسی با ماشین شخصی رفت و آمد کند.. از سال ۱۹۴۷ در مسکو یک مؤسسه آموزش عالی وجود دارد که مختص نومانکلاتوریستهای علاقه مند به مدرک دکتری است و چون سالهای متمادی عضو هیئت علمی این مؤسسه بودم میتوانم تأیید کنم که هیچ دانشگاه دیگری این قدر کوشش «تقلبآمیز» درباره تز دکترهای آینده مبذول نمیدارد...مقامها اگرچه در شوروی موروثی نیستند، اما عضویت در نومانکلاتورا به طور موروثی منتقل میشود...
🔴از گهواره تا گور در صورت تعلق داشتن به نومانکلاتورا، میتوان تمام عمر را به طور مخصوص سپری کرد: کار کردن، استراحت کردن، خوردن، خرید کردن، صحبت کردن و مریض شدن؛ بدون آنکه تماسی با مردم شوروی داشت، و معهذا فرض بر این است که در خدمت این مردم هستند... آیا ممکن است طبقهای از افرادی را که موفق شدهاند در کشور تحت سلطه خود چون بیگانگان زندگی کنند به طور شایستهتری توصیف کرد؟ چنین است وضع زندگی نومانکلاتوریستها، طبقه مسلط، استثمارگر و صاحب امتیازات در جامعه شوروی.
https://news.1rj.ru/str/IslamicLeft/967
📎برشی از کتاب- پیشنهادی برای مطالعه
🔴اگر آمار را باور کنیم یک کارگر یا کارمند متوسط شوروی ۱۶۷ روبل در ماه درآمد دارد. حقوق ماهیانه رئیس در کمیته مرکزی ۴۵۰ روبل است. این شخص مسئول به علاوه حق استفاده از ۳۰ روز مرخضی دارد به اضافه زمان لازم برای رفت و برگشت. حقوقبگیر متوسط بیش از دو هفته از تعطیلات سالیانه استفاده نمیکند. در ابتدای تعطیلات سالیانه، رئیس قسمت نه فقط حقوق ماه دوازده را دریافت میدارد بلکه حقوق یک ماه دیگر بعنوان «حق استراحت و معالجه» میگیرد که معادل مبلغی برابر ۴۵۰ روبل است. باید تصریح شود که نه این معالجه و نه تعطیلات برایش یک کوپک هم خرج دارد. هزینه یک ماه استراحت وی به عهده کمیته مرکزی یا هیأت دولت است. همسرش در همان مؤسسه با مبلغ بسیار ناچیزی اقامت خواهد داشت و اطفالش به مدارس مخصوص (اردوگاه پیشاهنگی درجه یک) رهسپار می شوند.
🔴باز هم تمام نشده است. حقوق واقعی رئیس قسمت علاوه بر حقوق از «کرم لیوفکا»ی مشهور نیز برخوردار است، از این قرار که بنهایی دریافت میکند که حق داشتن یک زنبیل مملو از خوراکی و آذوقه مرغوب را به وی می دهد. او ده برابر بیشتر از یک کارمند عادی مالیات نمیپردازد. استالین برای نومانکلاتورا یک منشأ درآمد دیگری نیز اختراع کرد که کاملاً غیرقانونی بود: «پاکت»... نومانکلاتوریستها بر خلاف شهروندان عادی به راحتی به خارج از شوروی سفر می کنند و به راحتی با یک توصیهنامه به ارزهای خارجی دسترسی دارند. نومانکلاتورها اگرچه اجازه ندارند رشوهخواری کنند اما به ندرت دیده شده که بخاطر آن مجازات شوند. آنها در خانههای دولتی نوساز و بزرگ سکونت میکنند و مدام از اسبابکشی به یک خانه بهتر صحبت میکنند. آنها به راحتی میتوانند همه تابستان را در داچا (ویلاهای ییلاقی) دولتی بگذرانند بدون اینکه پولی پرداخت کنند. در میان آنها رایج نیست که کسی با ماشین شخصی رفت و آمد کند.. از سال ۱۹۴۷ در مسکو یک مؤسسه آموزش عالی وجود دارد که مختص نومانکلاتوریستهای علاقه مند به مدرک دکتری است و چون سالهای متمادی عضو هیئت علمی این مؤسسه بودم میتوانم تأیید کنم که هیچ دانشگاه دیگری این قدر کوشش «تقلبآمیز» درباره تز دکترهای آینده مبذول نمیدارد...مقامها اگرچه در شوروی موروثی نیستند، اما عضویت در نومانکلاتورا به طور موروثی منتقل میشود...
🔴از گهواره تا گور در صورت تعلق داشتن به نومانکلاتورا، میتوان تمام عمر را به طور مخصوص سپری کرد: کار کردن، استراحت کردن، خوردن، خرید کردن، صحبت کردن و مریض شدن؛ بدون آنکه تماسی با مردم شوروی داشت، و معهذا فرض بر این است که در خدمت این مردم هستند... آیا ممکن است طبقهای از افرادی را که موفق شدهاند در کشور تحت سلطه خود چون بیگانگان زندگی کنند به طور شایستهتری توصیف کرد؟ چنین است وضع زندگی نومانکلاتوریستها، طبقه مسلط، استثمارگر و صاحب امتیازات در جامعه شوروی.
https://news.1rj.ru/str/IslamicLeft/967
Telegram
جمهورى سوم
🔺پیشنهادی برای مطالعه؛ متناسب ایام و احوال این روزها
📍نومانکلاتورا، صاحبان امتیاز در اتحاد جماهیر شوروی؛ میکائیل وسلنسکی، ترجمه غلامرضا وثوق، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۴
📍نومانکلاتورا، صاحبان امتیاز در اتحاد جماهیر شوروی؛ میکائیل وسلنسکی، ترجمه غلامرضا وثوق، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۴
Forwarded from قبل انقلاب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴در دوره رضاخان شکل کنونی #سربازی_اجباری را از دنیا وام گرفتیم. امروز بعد از قریب یک قرن همه ارتش های مدرن که ما از آن ها تقلید کردیم در سربازی تجدید نظرهای جدی کردهاند ولی ما کماکان دست بردار نیستیم.
این موشن گرافی خیلی قشنگ این عقب ماندگی را نشان داده است.
#از_سربازی_بگو
🔴 @ghabl_enghelab
این موشن گرافی خیلی قشنگ این عقب ماندگی را نشان داده است.
#از_سربازی_بگو
🔴 @ghabl_enghelab