Astronomy
Conan Gray
“Astronomy” is about that slow, painful, often denial inducing process of growing apart from somebody.
پیداکردن آدم امن هزینهی زیادی داره اما نگهداری و تلاش برای حفظش چه بسا هزینهای بیشتر بخواد (+).
پیداکردن آدم امن هزینهی زیادی داره اما نگهداری و تلاش برای حفظش چه بسا هزینهای بیشتر بخواد (+).
The anterior midcingulate cortex (aMCC), a region within the brain's frontal lobe, is crucial for motivation, decision-making, and emotional regulation. It acts as a "control center" influencing our responses to discomfort and plays a key role in building resilience and willpower. The aMCC is involved in various functions, including attention, motor control, and limbic processes.
The Anterior Mid-Cingulate Cortex (aMCC) gets better by engaging in challenging and uncomfortable activities. This area of the brain is like a muscle; it strengthens when it's used to overcome resistance and tackle difficult tasks.
یه چیزی رو هم توی کانال سحر شاکر دربارهی aMCC خوندم (لینک) که قبلا ازش شنیده بودم، گفتم بیشتر راجع بهش تحقیق کنم و نتیجه شد عکس و متن بالا.
But collective thinking is usually short-lived. We're fickle, stupid beings with poor memories and a great gift for self-destruction.
― Suzanne Collins, Mockingjay
بِهتَر.
And the more he wouldn't respond, and the more our relationship kinda strained, the deeper into this I went and the better I got. And the more people I cut out, the quieter my life got.
فصل چهارمِ The Bear هم اومده و مثل سریهای قبل، ترکیبی از پیچیدگی انسانها، عواطفشون و روابط رو نشون میده. یه bonus هم برای علاقهمندان به آشپزی داره چون پر از تصاویر دلنشینه و زیبایی بصریای که در آشپزخونه خلق میکنه، محشره.
بعد از چهار فصل، کماکان مونولوگ هفتدقیقهای Carmy در قسمت هشتم از فصل اول من رو مسحور میکنه.
بعد از چهار فصل، کماکان مونولوگ هفتدقیقهای Carmy در قسمت هشتم از فصل اول من رو مسحور میکنه.
YouTube
Carmy's 7-Minute Monologue | The Bear | FX
Carmy (Jeremy Allen White) gives an emotional speech at his Al-Anon meeting. Stream all episodes of #TheBearFX now. Only on Hulu.
The Bear, Season 1, Episode 8.
Subscribe now for more The Bear clips: http://bit.ly/SubscribeFX
FX’s new original series The…
The Bear, Season 1, Episode 8.
Subscribe now for more The Bear clips: http://bit.ly/SubscribeFX
FX’s new original series The…
قبلاً شنیده بودم که توی صحبتهای علی ضیا با آذرخش مکری، دربارهی دراگ صحبت میکنن و با اینکه توی یوتیوب وقتِ تماشاش رو نداشتم، با شنیدنش در کستباکس راحت بودم. از طرفی هم کنجکاو بودم که بدونم مکری توی این مبحث چی میگه. صحبتهای خوبی میکنه، سعی نداره غیرمنطقی و متعصبانه تماما خط قرمزی روی دراگ بکشه و حقایق رو بهتر از طرفداران یا مخالفان بیان میکنه (لینک یوتیوب).
به خصوص به درد نوجوونها میخوره و افرادی که اوایل بیستسالگی هستن.
- در عین اینکه از مزایای micro-dosing میگه، توضیح میده که چنین تصمیمی کارِ شما نیست (اساسا فرد نمیتونه تشخیص بده که چنین چیزی براش مناسب هست یا نه) و به یه متخصص برای راهنمایی شما نیازه؛ چیزی نیست که بتونید خودسرانه انجام بدید. وگرنه در راه گُم میشین و وقایع خوشایندی در ادامه منتظرتون نخواهد بود.
- در عین پذیرش لذتهاشون، به وامهای با بهرهی بالا از مغز و بدن حین مصرف دراگ اشاره میکنه. به تأثیر ژنتیک روی واکنش ما به دراگ و اینکه «قانونیبودن به معنی بیخطر و بیضرر بودن نیست؛ همونطور که سیگار چنین وضعیتی داره.»
میگفت (نقل به مضمون) non-conformistبودن و جلوس۶ تابوها و نُرمهای اشتباه جامعه ایستادن پسندیدهاس، ولی سادهترین راه (و البته راه مضر) براش همین دراگ و سیگار و الکله که تا حدی همون حسِ non-conformity رو القا میکنه. خیلی خوبه که آدم آزادیِ تصمیم داشته باشه، زور نپذیره و در انتخاب مسیرش مستقل باشه، اما نیازی هم نیست از راهی به سراغش رفت که شاید اونقدرها معقول نیست. نیازی نیست چون جامعه به شما میگه سیگار برای زنان تابو هست، شما بکشین و بخواین جامعه رو (و باور خودتون رو) تغییر بدین. راههای بهتری برای مبارزه با این تفکرات احمقانه هست (ماجرای تابو-بودن سیگار کشیدن زنان در آمریکا رو از اینجا بخونید).
میگفت میشه دنبالِ non-conformistبودن به شکل دیگری بود و حس متصلشدن به طبیعت و فهمیدن رازهای هستی رو با روشهای دیگری از جمله mindfullness به دست آورد.
میشه جلوی تفکرات گلهای و احمقانه ایستاد، میشه نشون داد من نوعی تفکری مستقل از جامعه دارم و هر چیزی رو که موج جامعه میگه نمیپذیرم، اما در عین حال لزومی هم نداره که سمبلش رو چیزی بذاریم که میتونه سلامتمون رو به خطر بندازه و از انتخاب الگوی ادبی و هنری و فلسفی تا سبک زندگی و فکری، راههای زیادی وجود داره.
بقیهی بحثها:
- آیا یار خوب تمام ماجراست؟ رابطهی مناسب چه شکلی داره؟ آیا باید به نُرمی که جامعه بهمون نشون داده، نزدیک باشیم و ساختارش رو «پزشکیسازی» (medicalization) کنیم؟ ذائقه و ترجیحات ما این وسط چه سهمی دارن و «هنجار-فروشی» چه خطری داره؟
- لذت و اجزاء اون (انتظار لذت، تجربهی لذت، یادآوری لذت، تلاش برای لذت)
Anticipation of a pleasure, experience of it, savoring and capitalising on its memory, trying for a pleasure
- مشکلات تمرکز و تأثیر بمباران محیطیو اهمیت «بیماریسازی»نکردن
- نسل مضطرب، paradox of choice و choking under pressure با افزایش شهرت
به خصوص به درد نوجوونها میخوره و افرادی که اوایل بیستسالگی هستن.
- در عین اینکه از مزایای micro-dosing میگه، توضیح میده که چنین تصمیمی کارِ شما نیست (اساسا فرد نمیتونه تشخیص بده که چنین چیزی براش مناسب هست یا نه) و به یه متخصص برای راهنمایی شما نیازه؛ چیزی نیست که بتونید خودسرانه انجام بدید. وگرنه در راه گُم میشین و وقایع خوشایندی در ادامه منتظرتون نخواهد بود.
- در عین پذیرش لذتهاشون، به وامهای با بهرهی بالا از مغز و بدن حین مصرف دراگ اشاره میکنه. به تأثیر ژنتیک روی واکنش ما به دراگ و اینکه «قانونیبودن به معنی بیخطر و بیضرر بودن نیست؛ همونطور که سیگار چنین وضعیتی داره.»
میگفت (نقل به مضمون) non-conformistبودن و جلوس۶ تابوها و نُرمهای اشتباه جامعه ایستادن پسندیدهاس، ولی سادهترین راه (و البته راه مضر) براش همین دراگ و سیگار و الکله که تا حدی همون حسِ non-conformity رو القا میکنه. خیلی خوبه که آدم آزادیِ تصمیم داشته باشه، زور نپذیره و در انتخاب مسیرش مستقل باشه، اما نیازی هم نیست از راهی به سراغش رفت که شاید اونقدرها معقول نیست. نیازی نیست چون جامعه به شما میگه سیگار برای زنان تابو هست، شما بکشین و بخواین جامعه رو (و باور خودتون رو) تغییر بدین. راههای بهتری برای مبارزه با این تفکرات احمقانه هست (ماجرای تابو-بودن سیگار کشیدن زنان در آمریکا رو از اینجا بخونید).
میگفت میشه دنبالِ non-conformistبودن به شکل دیگری بود و حس متصلشدن به طبیعت و فهمیدن رازهای هستی رو با روشهای دیگری از جمله mindfullness به دست آورد.
میشه جلوی تفکرات گلهای و احمقانه ایستاد، میشه نشون داد من نوعی تفکری مستقل از جامعه دارم و هر چیزی رو که موج جامعه میگه نمیپذیرم، اما در عین حال لزومی هم نداره که سمبلش رو چیزی بذاریم که میتونه سلامتمون رو به خطر بندازه و از انتخاب الگوی ادبی و هنری و فلسفی تا سبک زندگی و فکری، راههای زیادی وجود داره.
These people are so brave and smart. To you, your brevity and your smartness! 🎩
بقیهی بحثها:
- آیا یار خوب تمام ماجراست؟ رابطهی مناسب چه شکلی داره؟ آیا باید به نُرمی که جامعه بهمون نشون داده، نزدیک باشیم و ساختارش رو «پزشکیسازی» (medicalization) کنیم؟ ذائقه و ترجیحات ما این وسط چه سهمی دارن و «هنجار-فروشی» چه خطری داره؟
- لذت و اجزاء اون (انتظار لذت، تجربهی لذت، یادآوری لذت، تلاش برای لذت)
Anticipation of a pleasure, experience of it, savoring and capitalising on its memory, trying for a pleasure
- مشکلات تمرکز و تأثیر بمباران محیطیو اهمیت «بیماریسازی»نکردن
- نسل مضطرب، paradox of choice و choking under pressure با افزایش شهرت
YouTube
باضیا - آذرخش مکری
گفتگوی این اپیزود از باضیا با آذرخش مکری ست. او متولد ۱۳۴۷ در تهران است و روانپزشک.
سال هاست در زمینه ترک اعتیاد کار می کند اما
بسیاری از ما مکری را با پادکست هایش می شناسیم.
همچنین می توانید نسخه صوتی این پادکست را در کست باکس،اسپاتیفای و اپل پادکست بشنوید.…
سال هاست در زمینه ترک اعتیاد کار می کند اما
بسیاری از ما مکری را با پادکست هایش می شناسیم.
همچنین می توانید نسخه صوتی این پادکست را در کست باکس،اسپاتیفای و اپل پادکست بشنوید.…
بِهتَر.
Weekly dose of #Cinema The Wild Robot (2024)
This was PURE MAGIC!
با وجود شلوغیِ زندگی، کماکان فکر میکنم که کاش این رو زودتر دیده بودم. محشر بود و انگار پای فیلم میخکوب شده بودم. ترکیبی از تکامل موجودات، تعامل یک ربات با طبیعتِ زنده، اتصال به جامعهای که در آغاز هیچ تعلقی بهشون نداری و پر از زیباییهای بصری و سینمایی و کمی یادآور Wall-E.
یه وقتهایی آدم برای چیزی تلاش میکنه ولی نتیجه مد نظرش رو نمیگیره، با این حال چیزی رو در این مسیر به دست میآره که شاید به مراتب ارزشمندتر از نتیجهی توی ذهنش بوده. گاهی اینقدر چشمت روی نتیجهی مورد نظرت هست که دیگه بقیهی چیزهایی که به دست آوردی رو نمیبینی.
P.S. I missed sinking into movies, I missed the magic of the silver screen.
با وجود شلوغیِ زندگی، کماکان فکر میکنم که کاش این رو زودتر دیده بودم. محشر بود و انگار پای فیلم میخکوب شده بودم. ترکیبی از تکامل موجودات، تعامل یک ربات با طبیعتِ زنده، اتصال به جامعهای که در آغاز هیچ تعلقی بهشون نداری و پر از زیباییهای بصری و سینمایی و کمی یادآور Wall-E.
+ But we fought so hard for you to stay.
- You did. And you gained far more than just saving me.
یه وقتهایی آدم برای چیزی تلاش میکنه ولی نتیجه مد نظرش رو نمیگیره، با این حال چیزی رو در این مسیر به دست میآره که شاید به مراتب ارزشمندتر از نتیجهی توی ذهنش بوده. گاهی اینقدر چشمت روی نتیجهی مورد نظرت هست که دیگه بقیهی چیزهایی که به دست آوردی رو نمیبینی.
P.S. I missed sinking into movies, I missed the magic of the silver screen.
Even When I’m Not
Maren Morris
I'm gonna live forever in you
Long as the sky and oceans are blue
بِهتَر.
سرگرمی این روزهام خوندن مانگای Jujutsu Kaisenه که به واسطهی دوستم و تعریفهاش نسبت بهش کنجکاو شدم. مواجههی جدی من با انیمهها و مانگاها هم به لطف هماتاقیهای دوران دانشگاه بود و ماجراجوییم در اون دنیا با داستانهایی که از Fullmetal Alchemist و Death…
دو-سه جلد آخرش، طوری که Gege داستان رو تموم کرد، محشر بود! پر از پلاتتوییستهایی که یکی یکی باز میشدن و داستان رو به شکلی تموم کرد که لذت بردم. با این حال، اینقدر پیچیده بود که بعد از سی جلد، حس میکنم هیچی رو درستوحسابی ازش نمیدونم. :-خنده
Social-media platforms are another area in which food portions may be exaggerated. Images of oatmeal and smoothie bowls, toast slathered with peanut butter, pancake stacks with drizzles of syrup, and salads garnished with multiple toppings can all appear to be healthy and appetizing. However, in many cases, the portions and garnishes are exaggerated for photographic purposes; they do not necessarily reflect appropriate portions for an individual. In many cases, the image may appear to feature one serving of a food item but it may be large enough for two or three servings.
Cultivating awareness of serving sizes and appropriate portion sizes, and the ability to estimate servings and portions with common visual cues, can be effective tools for individuals seeking to manage their diet and weight. Informed readers can help people in their circle of influence, working together in gaining knowledge about appropriate servings and portion sizes, and the many ways to estimate these at mealtimes or when dining out.
من علاقه چندانی به سیاست ندارم، اما یک ویدئو/مصاحبه رو اخیرا دیدم و صحبتهاش برام خستهکننده نبود. متاسفانه نمیشناسمش اما حس میکنم حرفهاش ارزش شنیدن داره.
و خب اهمیت مطالعهی تاریخ هم بیشتر از پیش برام مشهود شد. نمیدونم در بین همهی کارهایی که یه زندگی بهش نیاز داره، چهطور باید یک قسمت دیگه رو هم بهش اضافه کرد ولی میدونم که دوست دارم چنین بخشی رو هم در زندگی (حداقل برای یک بازهی موقت) داشته باشم. احساس میکنم آگاهی چندانی از ایران و جهان ندارم و این شیوهی خوبی برای زندگیِ من نیست.
مصاحبه با غلامرضا حداد، استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه درمورد تحلیل جنگ ایران و اسرائیل، بازدارندگی و سناریوهای پیشرو
و خب اهمیت مطالعهی تاریخ هم بیشتر از پیش برام مشهود شد. نمیدونم در بین همهی کارهایی که یه زندگی بهش نیاز داره، چهطور باید یک قسمت دیگه رو هم بهش اضافه کرد ولی میدونم که دوست دارم چنین بخشی رو هم در زندگی (حداقل برای یک بازهی موقت) داشته باشم. احساس میکنم آگاهی چندانی از ایران و جهان ندارم و این شیوهی خوبی برای زندگیِ من نیست.
مصاحبه با غلامرضا حداد، استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه درمورد تحلیل جنگ ایران و اسرائیل، بازدارندگی و سناریوهای پیشرو
Chess is often praised as the ultimate meritocracy where only skill and ability should matter. And in theory, that’s true because the board itself doesn’t care who moves the pieces.
But in practice, the chess world isn’t as fair as the game itself. Historical exclusion, cultural biases, unequal access to training, and psychological barriers have made it harder for women to reach the top.
Women in chess aren’t just competing against their opponents, they’re also fighting against history, biases, and an environment that still has a long way to go.
Read "More Than Just Opponents: The Barriers Women Face In Chess" from this link.
lichess.org
More Than Just Opponents: The Barriers Women Face In Chess
Chess is fair—until it isn’t." It’s often called the ultimate meritocracy, where only skill should matter. But while the board may be neutral, the world around it isn’t. The debate on the Lichess forum as regards my previous post reminded me just how many…
Yesterday (Remastered 2009)
The Beatles
Beloved Beatles, aka the band that helps me go through hard times.
بِهتَر.
Photo
چند روز پیش چاقوی طراحیشده برای چپدستها رو دیدم. حقیقتا تا به حال به این موضوع توجه نکرده بودم که نیازه لبهی بُرنده برای چپدستها برعکس باشه و در هیچ جایی از زندگیم هم کسی اشاره نکرده بود که آیا میخواین براتون اونمدل رو بیاریم یا نه (تازه اگر وجود میداشت).
تجربهی در اقلیتبودن باعث میشه سعی کنی برخلاف جامعه که به اقلیتهای مختلف کمتر اهمیت میده، چشمت رو بازتر کنی. اما انگار هرچهقدر هم تلاش کنی، کماکان جنبههایی هست که نمیبینی و این یکی دیگه دلایلیه که بهم نشون میده اقلیتها نیاز دارن که voice داشته باشن و advocate بشن.
این یه مورد کوچیکه، ولی به هر حال سختی و رنج هم با خودش داره. سختیِ کار با چاقو و رنجِ نادیده گرفته شدن. این دربارهی احتمالِ نبودنِ صندلیِ چپدست سر جلسه کنکور، فقدان یونیت دندونپزشکی مناسب افراد چپدست در دانشگاهها و حتی رفتار نامناسب معلمهای قدیمی با دانشآموزهای چپدست برای اینکه بهشون کار با دست راست رو «یاد بدن» هم صدق میکنه. و این فقط یکی از اقلیتهاست؛ اقلیتِ دهدرصدیای که هشتصد میلیون نفر رو شامل میشه.
Of course many knives are double bevel ambidextrous, but that doesn't change the actual point of the discussion.
تجربهی در اقلیتبودن باعث میشه سعی کنی برخلاف جامعه که به اقلیتهای مختلف کمتر اهمیت میده، چشمت رو بازتر کنی. اما انگار هرچهقدر هم تلاش کنی، کماکان جنبههایی هست که نمیبینی و این یکی دیگه دلایلیه که بهم نشون میده اقلیتها نیاز دارن که voice داشته باشن و advocate بشن.
این یه مورد کوچیکه، ولی به هر حال سختی و رنج هم با خودش داره. سختیِ کار با چاقو و رنجِ نادیده گرفته شدن. این دربارهی احتمالِ نبودنِ صندلیِ چپدست سر جلسه کنکور، فقدان یونیت دندونپزشکی مناسب افراد چپدست در دانشگاهها و حتی رفتار نامناسب معلمهای قدیمی با دانشآموزهای چپدست برای اینکه بهشون کار با دست راست رو «یاد بدن» هم صدق میکنه. و این فقط یکی از اقلیتهاست؛ اقلیتِ دهدرصدیای که هشتصد میلیون نفر رو شامل میشه.
Of course many knives are double bevel ambidextrous, but that doesn't change the actual point of the discussion.
missing someone i`ve never seen
April Rain
Have you ever missed someone you never saw?