«زنان در کل تاریخ در حیطهی x حضور چشمگیری نداشتهان و این دلیلی بر ناتوانی/ضعف اونها و برتری مردهاست» این عبارت رو زیاده شنیدهام، اما پشتصحنهی اون فقدان حق تحصیل و حضور در جامعه و برابر-نبودن فرصتها یه صف بزرگ تشکیل دادهان. سرقتهای علمی، ادبی و … از زنان در تاریخ هم بهش اضافه کنید. زنانی که آثارشون رو به خاطر شرایط بد جامعه با اسم مستعار مردانه منتشر کردهان کم نیستن، همچنین افرادی که فرصت انتشار پیدا نکردهان.
انیمهی Psycho-Pass داستان آیندهی ژاپنه. زمانی که در این کشور سیستمی کامیپوتری (Sibyl System) راهاندازی شده که با سنجش وضعیت جسمی و روانی شهروندان میتونه احتمال ارتکاب جرمشون رو تشخیص بده تا افراد برای کنترل روانشون دارو بخورن، انسانهای خطرناک پیش از ارتکاب جرم به زندان فرستاده بشن و یا اگر خیلی خطرناک باشن، همونجا کشته بشن؛ آیندهای از ژاپن که Sybil System حتی شغل افراد رو تعیین میکنه و زندگی اونها رو تحت کنترل گرفته.
در اپیزود ۱۴۵ از رادیوگیک، جادی به خبری اشاره میکنه که به نظر من به داستان Psycho-Pass شباهت داره:
«همچنین گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد افرادی که در اپلیکیشنهای دولتی امتیاز کافی را کسب نمیکنند، خصوصا در استان سین کیانگ، به «احتمال» ارتکاب جرم بازداشت و به اردوگاههای مشهور این استان غربی چین فرستاده میشوند.» (گزارش کامل)
#Podcast
در اپیزود ۱۴۵ از رادیوگیک، جادی به خبری اشاره میکنه که به نظر من به داستان Psycho-Pass شباهت داره:
«همچنین گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد افرادی که در اپلیکیشنهای دولتی امتیاز کافی را کسب نمیکنند، خصوصا در استان سین کیانگ، به «احتمال» ارتکاب جرم بازداشت و به اردوگاههای مشهور این استان غربی چین فرستاده میشوند.» (گزارش کامل)
#Podcast
جادی دات نت | کیبرد آزاد
رادیوگیک – شماره ۱۴۴ – سلام بچههای تو خونه
با اینکه قفل کودکمون رو زدن، من و شما بلدیم کمربندمون رو باز کنیم و اخبار رو تعقیب کنیم! در این هفته به مفهوم ناشناسی نگاه میکنیم، به اشتراکی شدن سرویسها، هک ها و هکرها و هوش مصنوعی چینی که میزان وفاداری شما به حزب کمونیست رو به رییس اعلام میکنه. و کلی…
میگفت رابطهی بدون مشکل فقط زیر خاک پیدا میشه و هر رابطهای مشکل خودش رو داره. با این فرق که در رابطهی خوب میشه دربارهی مشکلات حرف زد و حلشون کرد.
در رابطهای که طرفین بخوان به زور قالب مد نظر همدیگه رو بگیرن، یکجایی خسته میشن و رابطه از هم میپاشه.
در رابطهای که طرفین بخوان به زور قالب مد نظر همدیگه رو بگیرن، یکجایی خسته میشن و رابطه از هم میپاشه.
اینکه آدم صرفاً «بدونه» وقتش تلف میشه، کافی نیست. نسبت به این موضوع باید به شکل فعال واکنش نشون داد. زمانی که جیبمون سوراخه و پول ما داره از جیبمون بیرون میریزه، ما به گفتن «آخ! پولهام داره هدر میره.» اکتفا نمیکنیم و برای جلوگیری ازش کاری انجام میدیم. نسبت به هدررفتن زمان هم بهتره همینطور رفتار کرد.
گاهی اوقات با حذف فعالیتی که وقت رو تلف میکنه، گاهی با انجام فعالیتهایی موازی در همین دوره که بتونه اون هدررفت رو به حداقل برسونه.
برای من در سربازی چنین اتفاقی میافته، برای دیگری در دانشگاه یا مدرسه و برای بعدی چیزی دیگه.
گاهی اوقات با حذف فعالیتی که وقت رو تلف میکنه، گاهی با انجام فعالیتهایی موازی در همین دوره که بتونه اون هدررفت رو به حداقل برسونه.
برای من در سربازی چنین اتفاقی میافته، برای دیگری در دانشگاه یا مدرسه و برای بعدی چیزی دیگه.
گاهی اوقات ما میدونیم که لازمه چهکاری رو انجام بدیم اما نسبت به انجامش مقاومت نشون میدیم.
ذهن ما با مقایسه به برخی چیزها ارزش میده و این همون عاملیه که از کارهای ضروری و مهمِ سخت پرهیز میکنیم و به سمت کارهای غیرضروری و بیاهمیتِ آسون میریم.
حذف کارهای آسون و گزینهی-دیگری-نداشتن باعث میشه برای فرار از سر رفتن حوصله به سمت انجام کارهای ضروری و مهم بریم. گویا انسانها حاضرن درد رو تحمل کنن، اما بیحوصلگی (boredom) رو نه [گزارش اصلی].
اگر محیطی برای خودمون فراهم کنیم که عوامل حواسپرتی (distractions) نباشن و صرفاً بتونیم کار مورد نظر رو انجام بدیم، مقاومت ذهنی نسبت به انجام اون کار کمتر میشه (+).
The mental anguish you feel avoiding an issue is usually worse than doing what you avoid.
ذهن ما با مقایسه به برخی چیزها ارزش میده و این همون عاملیه که از کارهای ضروری و مهمِ سخت پرهیز میکنیم و به سمت کارهای غیرضروری و بیاهمیتِ آسون میریم.
حذف کارهای آسون و گزینهی-دیگری-نداشتن باعث میشه برای فرار از سر رفتن حوصله به سمت انجام کارهای ضروری و مهم بریم. گویا انسانها حاضرن درد رو تحمل کنن، اما بیحوصلگی (boredom) رو نه [گزارش اصلی].
اگر محیطی برای خودمون فراهم کنیم که عوامل حواسپرتی (distractions) نباشن و صرفاً بتونیم کار مورد نظر رو انجام بدیم، مقاومت ذهنی نسبت به انجام اون کار کمتر میشه (+).
The mental anguish you feel avoiding an issue is usually worse than doing what you avoid.
Science
People would rather be electrically shocked than left alone with their thoughts
Human mind may be wired to find inner reflection unbearable
Getting older means also feeling the inevitable loss of the people we love most. And each time feels like the first.
We don't ever really move on from grief. We move forward with it.
"What is grief if not love persevering?"
We don't ever really move on from grief. We move forward with it.
"What is grief if not love persevering?"
خیلی اتفاقی و توی یکی از ویدئوهای کوتاه یوتیوب، اولین دیدار Tommy Shelby رو با Billy Kimber دیدم (فصل اول، قسمت دوم) که باعث شد Peaky Blinders رو شروع کنم.
جدا از برخی خصوصیات تامی، زیبایی بصری سریال به همراه زبانش(لهجه، کلمات استفادهشده و …) بیشتر از هرچیز دیگهای باعث شده سریال رو ادامه بدم؛ اگرچه که تداعی فضای اون زمان در انگلیس برای من تا حدی خشن و اضطرابآوره.
جدا از برخی خصوصیات تامی، زیبایی بصری سریال به همراه زبانش(لهجه، کلمات استفادهشده و …) بیشتر از هرچیز دیگهای باعث شده سریال رو ادامه بدم؛ اگرچه که تداعی فضای اون زمان در انگلیس برای من تا حدی خشن و اضطرابآوره.
تشکر-کردن هم نوعی هنره که حضورش در روابط انسانی (رابطهی عاطفی عمیق، روابط دوستانه، روابط شغلی و …) نقش مهمی داره.
ما کارهای زیادی انجام میدیم که اگرچه ساده به نظر میرسن، ولی وظیفه نیستن و نوعی لطف (هر چند کوچک) محسوب میشن. تشکر-کردن این پیام پنهان رو منتقل میکنه که ما این کارها رو میبینیم و قدردانشون هم هستیم. مضاف بر اینها، نوعی بازخورد (feedback) مثبت در فرد مقابل ایجاد میشه و از طرفی به خود ما هم یادآور میشه که ارزش این کارها رو فراموش نکنیم و از عادیشدنشون جلوگیری کنیم.
ما کارهای زیادی انجام میدیم که اگرچه ساده به نظر میرسن، ولی وظیفه نیستن و نوعی لطف (هر چند کوچک) محسوب میشن. تشکر-کردن این پیام پنهان رو منتقل میکنه که ما این کارها رو میبینیم و قدردانشون هم هستیم. مضاف بر اینها، نوعی بازخورد (feedback) مثبت در فرد مقابل ایجاد میشه و از طرفی به خود ما هم یادآور میشه که ارزش این کارها رو فراموش نکنیم و از عادیشدنشون جلوگیری کنیم.
یکی از اپلیکیشنهایی که روزانه و به عنوان سرگرمی استفاده میکنم، Elevate هست. نوعی بازی فکریه که در پنج قسمت ریاضی، خواندن، نوشتن، صحبتکردن و حافظه روزانه ۵ تمرین/بازی ارائه میده و این جنبهها رو تقویت میکنه (به زبان انگلیسی).
یک سیستم رتبهبندی غیر-رقابتی (Rankings) هم در بازی وجود داره که عملکرد شما رو نسبت به بقیهی افراد گزارش و با بهبود شما در هر قسمت، بهتون امتیاز میده (EPQ).
به جز کارکرد اصلی، مزیت چنین اپلیکیشنهایی برای من اینه که اگر احساس بیحوصلگی کنم، به عنوان اولین گزینه شبکههای اجتماعی رو برای scrollکردن باز نمیکنم.
تصویر خود برنامه، محیط داخلی و سیستمهای امتیاز و رتبهبندی رو به همراه برخی از بازیها میتونید توی عکسها ببینید.
یک سیستم رتبهبندی غیر-رقابتی (Rankings) هم در بازی وجود داره که عملکرد شما رو نسبت به بقیهی افراد گزارش و با بهبود شما در هر قسمت، بهتون امتیاز میده (EPQ).
به جز کارکرد اصلی، مزیت چنین اپلیکیشنهایی برای من اینه که اگر احساس بیحوصلگی کنم، به عنوان اولین گزینه شبکههای اجتماعی رو برای scrollکردن باز نمیکنم.
تصویر خود برنامه، محیط داخلی و سیستمهای امتیاز و رتبهبندی رو به همراه برخی از بازیها میتونید توی عکسها ببینید.
دوست عزیزی مدتها قبل چیزی نقل قول کرد که هنوز در عمق ذهنم نشسته.
“I hold this to be the highest task of a bond between two people: that each should stand guard over the solitude of the other.”
بیشتر دربارهاش جستوجو کردم و متوجه شدم جملهای منتسب به Rainer Maria Rilke، نویسنده و شاعر اتریشیه، دربارهی هنری که سخت به دست میآد و بسیار ارزشمنده:
The Difficult Art of Giving Space in Love
تمایل ما به صمیمیت و استقلال تناقضی هست که مثل آهنربا ما رو به سمت شریک عاطفیمون میکشونه و همزمان ما رو از اون دور میکنه؛ آهنربایی که اگر به درستی مدیریت نشه، میتونه به گسستگی رشتههای یک رابطه منجر بشه.
«Love rests on two pillars: surrender and autonomy because our need for togetherness exists alongside our need for separateness.»
“I hold this to be the highest task of a bond between two people: that each should stand guard over the solitude of the other.”
بیشتر دربارهاش جستوجو کردم و متوجه شدم جملهای منتسب به Rainer Maria Rilke، نویسنده و شاعر اتریشیه، دربارهی هنری که سخت به دست میآد و بسیار ارزشمنده:
The Difficult Art of Giving Space in Love
تمایل ما به صمیمیت و استقلال تناقضی هست که مثل آهنربا ما رو به سمت شریک عاطفیمون میکشونه و همزمان ما رو از اون دور میکنه؛ آهنربایی که اگر به درستی مدیریت نشه، میتونه به گسستگی رشتههای یک رابطه منجر بشه.
«Love rests on two pillars: surrender and autonomy because our need for togetherness exists alongside our need for separateness.»
The Marginalian
The Difficult Art of Giving Space in Love: Rilke on Freedom, Togetherness, and the Secret to a Good Marriage
“I hold this to be the highest task of a bond between two people: that each should stand guard over the solitude of the other.”